هر شاعری  که  مدح و ثنایت شروع کرد

 

اول زعشق کرب و بلایت شروع کرد

 

روز ازل گریه برای تو را نخست

 

زینب خدای عشق و وفایت  شروع کرد

 

بوسه  به زیر حنجر سرخ تو را نبی

 

با ذکر خیر اهل عزایت شروع کرد

 

هر مرسلی رسالت خود را برای خلق

 

با ذکر یا حسین و دعایت شروع کرد

 

از ره رسید خون خدا گریه می کنم

 

ماندم بجای خنده چرا گریه می کنم

 

 

 

ای جلوه گاه رحمت بی منتها حسین

 

تفسیر سوره های بلند خدا حسین

 

در آسمان ملائکه ها غبطه می خورند

 

بر زائران امشب کرب و بلا حسین

 

قطرات اشک فاطمه بر صورتت چکید

 

با اولین ترنم زیبای یا حسین!!

 

بال و پر شکسته ی من مثل فطرس است

 

باشد که با دعای تو گیرد شفا حسین

 

من در شب ولادت تو محتشم شدم

 

تنها به شوق رخصت شعر عزا حسین

 

ای کشتیه هدایت عالم خوش آمدی

 

آقای خوب ماه محرم،خوش آمدی...!

 

 

 

آقا شبیر طائفه ی هل اتی تویی

 

هر شب سوار دوش نبی خدا تویی

 

در ماجرای کشتی تو با برادرت

 

جانم حسین اهل زمین و سما تویی

 

یک پنجم شفاعت شیعه به دست توست

 

بیهوده نیست خامس آل عبا تویی

 

زیبا ترین کریسمس عمر من امشب است

 

زيرا مسيح سوم شعبان ما تويي

 

جز تو كسي به قاتل خو پیرهن نداد

 

یعنی که بخشنده تر از مرتضی تویی

 

کوثر نبود مادر ما !! گر حسین نبود

 

عالم نداشت کرب و بلا  گر حسین نبود

 

 

 

شعبانیه همیشه دلم گر چه مادریست

 

اما شب ولادت تو چیز دیگری است

 

باید که جبرئیل به چشمم نظر کند

 

چون گریه در عزای تو کار پیامبریست!!

 

دنیا حریف روضه و هیئت نمی شود

 

بین حسین و شیعه ی او سر دلبریست

 

شعرم به پای برقعی تو نمی رسد

 

اشعار او لایق دیدار رهبریست  !

 

من با همین سواد کمم شاعرت شدم

 

امشب دوباره از ره دل زائرت شدم ...

 

 

 

ارباب ما حسین و جنونش عیار ما!

 

هیهات مناذله آقا شعار ما !

 

ما کشته های مکتب اشک و محبتیم

 

دنیا بخوان نوشته سنگ مزار ما !

 

هرکس به این پرچم ما چپ نگاه کند

 

کارش بود به دست علمدار یار ما !

 

میر باقری اجر تو با مادر حسین

 

مختار نامه بعد محرم ، قرار ما !

 

شکر خدا حرمله را هم زمین زدند

 

مرحم به زخم سینه ی ام البنین زدند!!

 

 

 

کاش این دلم زدوری آقا شکیب داشت

 

عشقی شبیه مسلم و حر و حبیب ذاشت

 

قربان زینبی که هم مادر غریب

 

هم چون تو و حسن دو اخای غریب داشت

 

از بوسه های جد تو بر روی نیزه ها

 

زیر گلوی خشک تو نوری عجیب داشت !

 

ای کاش فرشچیان عزیز تو می کشید

 

راس تو را که خنده به روی صلیب داشت

 

حالا شده غنیمت دزدان  کربلا

 

پیرهنی که بوی خوش یاس و سیب داشت

 

یک دفتر شعرو نوای دل خودم

 

آقا شدم ،بجای شما قاتل خودم !!

 

 

 

ای از لبان خشک تو شرمنده آبها

 

بر روی نی راس تو در پیچ و تاب ها !!

 

بیهوده نعل تازه به مرکب نمی زنند

 

وقتی لگدبه جسم تو دارد ثواب ها!!!

 

در پیکرت اینهمه نیزه شکسته شد

 

با خنده در مقابل چشم رباب ها!

 

در قامت خمیده ی زینب بیا ببین

 

تاثیر چوب خیزر و بزم شراب ها

 

بر روی دختران تو غیمت گذاشتند

 

دعوا شده بر سر این انتخاب ها

 

حلا رسیدم سر خط نقطه یا ... حسین

 

پیان شعر روضه ی کرب و بلا ... حسین ...

 

 

 

من را کشیده عشق شما سمت قتلگاه...

 

تا خیمه های کرب و بلا ، سمت قتلگاه...

 

با جام آب در پی جسم تو می دوم

 

چون زینبت بگو که  ... سمت قتلگاه!

 

پیراهنت داده علامت خدای من

 

پیچیده بوی خون خدا سمت قتلگاه!

 

با مادرت فاطمه باید کجا روم؟

 

یا سمت و سوی علقمه یا سمت قتلگاه !

 

با این دلم چگونه  خدا زندگی کنم !!!

 

با این دلی که پر زده تا ... قتلگاه !!

 

باید نفس تازه کنم مانده تا غروب ...

 

ای وای اگر دوباره کند کربلا... غروب ...

 

 

 

 شاعر : جعفر پور صالحیانی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 4 مرداد 1396  | 12:00 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ای شمر لعین زیر پایت ماه ست

ریحانه ی حضرت رسول الله ست

 

از سینه اش آن پای نجس را بردار

 

این پرچم «لا اله الا الله» ست

 

 

  شاعر: احسان پرسا


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

با ضربه شکستند سر و پشتت را

 

با زور گسستند زهم مشتت را

 

گفتم به تو انگشتری ات تنگ شده!

 

دیدی که بریده اند انگشتت را

 

شاعر : سید علی رکن الدین


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

تنهاترین سردار دیگر لشگرت نیست

تکیه بده بر نیزه ات ، پیغمبرت نیست

 

یک گله گرگ تشنه آماده ست ، اما

دیگر اباالفضلت ، علی اکبرت نیست

 

آنقدر بوسیده تو را شمشیرهاشان

یک جای سالم مانده روی پیکرت نیست

 

گشتم تمام کربلا را … آه … اما

پیراهنی که داده بوده مادرت نیست

 

از کربلا تا کوچه قلبم ناگهان رفت

وقتی که دیدم گوشوار دخترت نیست

 

مهمان نوازی می کند الشام ، الشام

گاهی سرت بر نیزه و گاهی سرت نیست

 

 

شاعر : رضا هدایت خواه


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:15 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

انگار جسم خسته ات آقا! وطن نداشت

در اوج بود و شوق به باز آمدن نداشت

 

جانم فدای آن تن زخمی بی رمق

آن تن که در میان بیابان کفن نداشت

 

رد و نشان تیر به جسمت زیاد بود

طوری که جسم جای برای زدن نداشت

 

می دید خواهری که به گودی قتله گاه

جسم حسین فاطمه سر داشت، تن نداشت

***

بی خود نبود زینب کبری نمی شناخت

جسمت به غیر تیر کفن در بدن نداشت

شاعر: مسعود یوسف پور


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

این چه گردیست که بر پاست، خدا رحم کند

آن سوی حادثه غوغاست،خدا رحم کند

 

در هـیـاهـوی زمیــن قـلـب زمـان مـیـگـیـرد

آسمان غرق تماشاست،خدا رحم کند

 

در سر شمر چه طرحیست که می چرخاند

خنجری را که مهیاست، خدا رحم کند

 

چـه شـده مـثـل دـلم نـبض زمـین میلرزد؟

این چه شوریست که برپاست؟ خدا رحم کند

شاعر: هادی کلانتریان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

در نیزه می آید سرت، ای وای بر من

 

مانده به صحرا پیکرت، ای وای بر من

 

چون خانه ما در مدینه، خیمه ها سوخت

 

با ناله های مادرت، ای وای بر من

 

گهواره رفتُ و در هوای گوشواره

 

چنگ است و گوش دخترت، ای وای بر من

 

خیره به انگشت و نگینش ساربان است

 

وای از تو و انگشترت، ای وای بر من

 

وا شده به رویم آب، اما روی نیزه

 

پهلو زده آب آورت، ای وای بر من

 

گم شده میان نیزه ها جسم شریفت

 

حرفی بزن با خواهرت، ای وای بر من

 

بی تو از اینجا رفتنم امکان ندارد

 

همراه هستم با سرت، ای وای بر من

 

بر روی نیزه سنگ خوردی تا بخواند

 

عهد و فرج سرلشگرت، ای وای بر من

 

شاعر : حسین ایمانی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

چه می بینم از روی تل یا حسین(ع)    

بمیرم تو افتاده ای از پا؟! حسین(ع)    

به بالا و پائین رورد تیغ ها

چرا در همان یک گوله جا؟! حسین(ع)

شده سینه ام تنگ، ظاله گذاشت

به روی تنت چکمه اش را حسین(ع)    

شده بوسه بر حنجرت کار گر

چرا می برد از قفا یا حسین(ع)؟!    

چرا با لگد جا به جا می کنند؟!

گلم را در این صحنه اعداء حسین(ع)    

هنوز از تنت جا نرفته، شده

نگاه ستم بر حرم وا حسین(ع)    

ببین لرزۀ دختران را که دست

به معجر نهادند آقا حسین(ع)    

من و کاروان پریشان تو

سرت روی نی رفته بالا حسین(ع)    

بخوان با من از روی نی العجل

بیا طالب غصه ما حسین(ع)    

شاعر حسین ایمانی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

گرگها پیرهنت را بردند
پیرهن نه کفنت را بردند
زیرو رو کردن و بعد از ان هم
بندهای بدنت را بردند

 


ذکر همه اهل کرم یاحسین
علت چشمان ترم یا حسین
لایق زائر شدنت نیستم
تا ببری ام به حرم یاحسین

 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:14 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دیدن چگونه دل ز علی اکبرش برید 

 

دل از برادرش یل آب آورش برید 

 

در پشت خیمه گریه کنان شاه کربلا

 

دیدن چگونه دل ز علی اصغرش برید 

 

پا در رکاب و وقت وداع با مخدرات 

 

دیدن حسین چگونه دل از دخترش برید 

 

دیدن میان عرصه ی میدان ز خستگی 

 

ریحانه ی رسول خدا آخرش برید 

 

وقتی ز روی مرکب خود بر زمین فتاد 

 

حیوان صفت رسید و به نیزه پرش برید 

 

با تیر و تیغ و دشنه و شمشیر و کعب نی 

 

هرکس رسید و تکه ای از پیکرش برید 

 

ارباب بود و گودی گودال و تیغ تیز 

 

الشمر جالس... نفس مادرش برید 

 

از پای خود برای بریدن کمک گرفت 

 

از گیسویش گرفت و نهایت سرش برید 

 

ای وای من که در دل شب ساربان پست 

 

انگشت را به نیت انگشترش برید 

 

***

 

وفتی سرش به نیزه شروع کرد خواندن 

 

آیاتی از کتاب خدا خواهرش برید 

 

 

علیرضاخاکساری-مشهد مقدس


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:13 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید