عوامل و زمینههای مدگرایی در
جوانان
عوامل و زمینههای مدگرایی در
میان جوانان عبارتند از
:
1)
نوگرايى
يكي
از ويژگيهاي دوره جوانى، نوگرایی و تمایل به تجدد است.
جوان به دنبال
چیزهایی است كه نو هستند و چیزهای تازه را انتخاب میكند. به دلیل این
روحیه در جوانان،
آنان به اشعار تازه و نو علاقهمند هستند و به سمت
اجناسی كشیده میشوند كه به روش تازهای معرفی و عرضه میگردند
.
تمایل
به امروزی شدن و نوگرایی در هر جوانی وجود دارد و نشاندهنده
نیاز او به
شكستن قالبهای موجود و فاصله گرفتن از هنجارهای گذشته است تا از این راه
هویت مستقلی به دست
آورد
.
جوانان بنا به میل ذاتی خود، تنوعطلب
و
خواهان تغییر و تحول هستند. بنابراین، آنها علاقه دارند خود را به شكل
افراد و گروههای
محبوب اجتماعی یا سوپراستارهایی درآورند كه تبلیغات
زیادی روی آنها صورت میگیرد
.
2)
چشم و همچشمى
رقابت
و چشم و همچشمى، از دیگر زمینههای رواج مدگرایی در
میان جوانان است. اگر
رقابت در جهت صحیح صورت گیرد، سبب پیشرفت و تكامل انسان میشود، اما اگر
به سمت امور مادی و
مدپرستی هدایت شود و فرد بكوشد با نوع پوشش و آرایش
خود از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت گاهی
اوقات
افراد طبقه
پایین سعی میكنند هرچه بیشتر شبیه افراد طبقات بالا شوند. از
دیگر سو، افراد
طبقات بالا كه میبینند بین آنان و افراد دیگر طبقات
تفاوتی نیست، میكوشند با خرید كالاها و لباسهای گرانقیمت،
مانع شبیه
شدن افراد طبقات پایین شوند یكی از صاحبنظران میگوید كه مُد،
یكی از ویژگیهای همرنگی
با جماعت است كه سعی میكند افراد را با یكدیگر
همرنگ كند. او معتقد است كه مد، برعكس تشریفات، سبب ميشود
افراد شبيه
اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقیقت نوعي رقابت بين افراد است
.
طبقات
متوسط و پایین با مشاهده ولخرجیهای ثروتمندان، خود را
در دام مصرف
غیرمنطقی گرفتار میكنند و مصرف را نوعی منزلت اجتماعی میپندارند
.
همچشمی سبب میشود
كه فرد مانند افراد فامیل، همسایه یا دوست یك لباس
بخرد كه نیاز واقعی به آن ندارد یا مراسم ازدواج و
مهمانی دوستانه خود را
طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار كند
.
ممكن
است چنین فردی به تغییر
دكورخانه، خرید لوازم لوكس و غیرضرور دست بزند كه اصلاً
به آنها نیاز
ندارد. این امر به زندگي اقساطي ميانجامد و در حقیقت، درآمدی را كه باید
به مصرف بازسازی
اقتصادی میرسید، به جیب آرایشگران و فروشندگان
میریزد
3.
پیآمدهای روند مصرفگرایی در
كشور
امروزه
عوامل متعددی مانند رسانههای جمعی و تبلیغات فراگیر و
تودهای سبب شده
است نیازهای كاذب در جامعه نمودار شود و افزایش یابد. در چنين شرايطى،
استفاده از مدهای
لباس، اجناس لوكس و حتی افكار و عقاید مختلف به نحو
فزایندهای بروز میكنند
.
يكي از
صاحبنظران ميگويد كه امروزه فرهنگ
تودهاى، عوامگونه، مصرفگرا، غیر خلّاق و منفعل است
بايد توجه كرد
كه ادامه این روند، عواقب خطرناكي را در پي خواهد داشت كه وابستگي فرهنگى،
اقتصادی و بحران
هویت از جمله این پیآمدهای شوم است
.
الف) وابستگي اقتصادى
پس
از انقلاب صنعتی و نیاز روزافزون صنایع غرب به مواد
اولیه، آنان بدون در
نظر گرفتن حقوق دیگر انسانها، تسلط بر سرزمینهای دیگر را در برنامه خویش
قرار دادند و با
استفاده از طرحهای كارشناسی دقیق، كنترل منابع جهان سوم
را در دست گرفتند. بدین ترتیب، سیل مواد اولیه از شرق به
غرب سرازیر شد و
در نتیجه، غرب به پیشرفتی بینظیر دست یافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت
.
در
این جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع كشورهای جهان
سوم بسنده
نكردند، بلكه با تحميل سياست تكمحصولى، اقتصاد این كشور را به نابودی
كشاندند و هر یك از
سرزمینهای غرب را به صورت انبار ارزان یكی از محصولات
مورد نیاز خود درآوردند. به این ترتیب، برزیل، انبار
قهوه؛ آرژانتین،
انبار گوشت و پشم؛ كشورهای نفتخیز ،انبار انرژي و بوليوى، گنجینه قلع شد
.
اینها از نظام سلطه
غرب، اختاپوسی هزارپا پدید آورد كه با حرص و طمع به
بلعیدن منابع جهان مشغول است
.
از دیگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد
و پویای جوامع را به
فرهنگی نامتحرك و مصرفی تبدیل كردهاند. آنان
ميكوشند با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جایگزین
كالاهای محلی كنند و
اینگونه القا میكنند كه كالاهای خارجی به علت مرغوبیت و بادوام بودن،
برای دیگر جوامع
مقرون به صرفهتر است
ب) وابستگي فرهنگى
دوام
هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر كشوری در پاسداری
از فرهنگ خود كوشا
نباشد، بدون تردید افزون بر پذیرش سلطه فرهنگی بیگانگان، ناچار است
سلطههای سیاسی و
اقتصادی و نظامی آنان را نیز بپذیرد؛ زیرا فرهنگ، مایه
شكوفایی ذهنهای خلاق و مستعد است و در سایه فرهنگ زنده
و پویاست كه افراد
جامعه به رشد و استقلال سیاسی اقتصادی میرسند
.
سرمایهداران غرب پس از
سالها به این نتیجه رسیدهاند كه مهمترین مانع توسعهطلبی
آنها در دیگر
كشورها، قدرت فرهنگی این ملتهاست و تا زمانی كه باورهای مذهبی جامعهای
پایدار باشد، چپاول
آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراین، تلاش كردند سلطه
فرهنگی خود را پی بگیرند
.
اگر سلطه فرهنگی گریبانگیر جوانان كشور شود،
احساس حقارت و پوچی
و ناتوانی در روح آنان ایجاد میشود و آنها به این
باور دروغین میرسند كه قدرت هیچ كار مهمی را ندارند یا
تنها با استفاده
از كالاها و مدهای غربی میتوانند به تشخّص و موفقیت برسند
.
آنان كه از
ناحیه فرهنگ اسلامی
احساس خطر میكنند، با پوچانگاري و نفي فرهنگهاي
بومى، به گسترش فرهنگ مصرفی خود میپردازند. آنان
كالاهایی را صادر
میكنند كه افسونگری خاصی دارند. این كالاها بر اثر تواناييهاي فنآورى،
با جذابیت بالایی كه
دارند، جوانان را مسخ میكنند و به ذهن آنان چنین
القا میكنند كه چون صادركنندگان این كالاها از قدرت
علمی و فنی بالایی
برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعی و معنوی زندگی و رفتارهای خانوادگی
و غیره نیز بهترند بیشتر
تهاجمهای فرهنگی در جوامع دینی صورت
میگیرد؛ چرا كه عامل اصلی و محوری در جلوگیری از
سودجویی و سوداگری و
سلطهجویی دشمنان، دین و فرهنگ دینی است. دین اسلام كه حامی شخصیت و
استقلال بشر است، به
انسان اجازه نمیدهد خود را در برابر دیگران ذلیل كند دشمنان
از حقارت برخی از
افراد سوءاستفاده میكنند و روح استقلالخواهی را با
انبوه تبلیغات از یك جامعه میگیرند. آنان با بهرهگيري
از این افراد،
بازار مصرفگران و كارگران ارزان را از بین جوانان برای خود فراهم
میآورند و با كمال
تأسف، جوانان، اولین و بیشترین فریبخوردگان این مسئله
هستند
.
ج) بحران هویت
گراهام ای فولر، معاون
پیشین شورای
اطلاعاتی امنیت ملی در سازمان سیا میگوید: «اسلام و نهضتهای
اسلامی در زمان ما،
منبع كلیدی كسب هویت را برای اقوامی فراهم میآورند كه
قصد دارند همبستگی اجتماعی خود را در مقابله با تهاجم
فرهنگی غرب تقویت
كنند براساس این برداشت، چندی پیش مؤسسه امور امنیت ملی یهودیان در
واشنگتن در كنفرانسی
به صراحت اعلام كرد: «باید هویت دینی مسلمانان را از
آنان بگیریم فقر شخصيتى، مهمترین آسیب اجتماعی امروز
ایران است
كه مظاهر آن در جامعه دیده میشود. الگوهای رسمی تبلیغشده در سالهای
گذشته، با نیازهای
جوانان و ویژگیهای جامعه مطلوب تضاد اساسی دارد
.
جوان
امروز ایرانی در سرگشتگی و حیرانی برای خود هویتی نمییابد،
بهویژه آنكه
هیچ بینش و محتوایی در زندگی خود ندارد. در چنين شرايطى، با اینكه یك جوان
مدرن از انواع مدها
و وسایل لوكس بهرهمند است، اما هیچ فضیلت و رشدی پیدا
نكرده است
.
دوست
من! سرزمین ایران، سرزمین زیباییهاست و مردم آن، از
فرهنگی عمیق و ریشهدار
برخوردارند كه از دین اسلام و تاریخ كهن پیشینیان
سرچشمه میگیرد. چنین مردمی نباید به هر شكل و ظاهر
فریبندهای دل ببندند
و كوركورانه از دیگران پیروی كنند
4.
نقش جوان مسلمان در اصلاح الگوی
مصرف
بدون
تردید، جوانان، از مهمترین سرمایههای بشری در هر جامعهای
هستند و آثار
مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشتهاند. همواره انقلابهای مهم جهان با
پشتوانه جوانان به
وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند
.
جوانان،
بازوی قدرتمند
سازندگی هر جامعه هستند. قدرتطلبان داخلی و خارجی برای
رسیدن به اهداف جاهطلبانه خود میكوشند نیروی بزرگ
جوانان را تسخیر كنند
.
امروز برخی تلاش میكنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا
به فكر سازندگی و
آبادانی كشور خود نباشند. در همین راستاست كه بسیاری از
افراد، كشور را با دام مصرف و خرید لباسها و كالاهای
لوكس فریفتهاند
.
جوان ایرانی اگر بخواهد، میتواند در این دام نیفتد و سرمایه كشور را به
بیگانگان تقدیم
نكند، اما راهكارهای این امر
:
الف) تقويت ايمان و روح
پرهيزكارى
به
اعتراف بسیاری از روانشناسان، در آغاز دوران جوانى، میل
به پرستش به شدت
فعال میشود و رشد می یابد. توجه به سخنان پيشوايان دينى، به روشنی این
واقعیت را بیان میكند
كه جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفتهاند،
بهطور وسیعی به دین گرویدهاند؛ مانند ایمانآورندگان
به حضرت موسی(علیه
السّلام) و عیسی(علیه السّلام) و پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و
سلّم). افزون بر
این، فطرت و سرشت انسان براساس دینخواهی و خداجویی است و
این فطرت همراه دیگر
نیروهای بشری در دوره جوانی رشد میكند و قدرت
مییابد
.
بر
اساس آموزههاي دينى، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری
خداشناسی به دنیا میآید
و ممكن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه
شود. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرماید
:
هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا میآید، تا اینكه والدینش
او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در میآورند تمایل
فطری جوانان به مذهب
آنقدر شدید است كه همه روانشناسان میگویند: بين
بحران تكليف و جهشهاي مذهبى، ارتباط انكارناپذیری وجود
دارد اگر
ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه كند، آثار مفیدی بر جای
میگذارد. چنین فردی
به ارزشهای اخلاقی گرایش خواهد یافت. كسی كه ایمان
مذهبی دارد و باورمند است كه انسان اشرف مخلوقات است و
اعتقاد دارد كه
انجام كارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد
خداوند پاداش دارد چنین
فردی در خود شادی و نورانیت احساس میكند و
جهان را هدفدار میداند و از لذتهای عالی بهرهمند میشود.
جوان مسلمان
نعمتی را كه خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شكل و شیوهای كه
خواست مصرف نمیكند،
بلكه میداند كه یا باید آن را در راه خدا یا در راه
تحصیل رضای الهی مصرف كند. خداوند فرمان داده كه از مال
و ثروتی كه در
اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف
كنید. پیامبر
اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز میفرماید
:
از ما نیست كسی كه به او توسعه مالی داده شده است، ولی
او بر خانوادهاش تنگ میگیرد در
روایتی نقل شده است فردی پیش از آنكه از دنیا برود، تمام
اموالش را در راه
خدا انفاق كرد. پس از مرگ او به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم
)
خبر دادند كه او
چنین كرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده
است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض كردند: خیر یا رسولالله!
حضرت فرمود
:
اگر پیشتر
به من خبر داده بودید، اجازه نمیدادم او را در قبرستان
مسلمانان دفن كنید
بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور كند هرچه
را
به دست میآورد،
فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم
كند. امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) میفرماید
:
نافعترین مال آن
است كه واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید انسان
نباید تصور كند كه تمام مال متعلق به اوست و میتواند آن
را در راه هوسها
و امیال خود صرف كند. امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) میفرماید
:
بدترین مال آن است كه انسان در راه خدا هیچ
چیزی از آن را مصرف نكند و زكات مالش را نپردازدبدترین مال، مالی است كه حق خداوند
از آن مال ادا نشده باشد قرآن كریم از مالی كه در اختیار انسان قرار میگیرد به
«مالالله» تعبیر میكند و میفرماید
:«
آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاكُمْ». حال كه
اموال، همه مال خداست، باید آنگونه كه او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود
.
ب) پرداخت صدقه
زمانی
كه انسان به توصیههای اخلاقی درباره رسیدگی به
نیازمندان مینگرد، به این
باور میرسد كه اگر به این قوانین و توصیهها ترتیب عمل
داده شود، هیچ
نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(علیه السّلام)
در اینباره میفرماید
:
اگر مردم زكات مال
خود را ادا میكردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمیشدهمچنین
دقت در این دستورها
روشن میكند كه فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر
و پیشتر از آنكه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد
رسید؛ زیرا او با
این عمل خود به خداوند نزدیكتر میشود. پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و
آله و سلّم) میفرماید
:
صدقه پیش از آنكه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند میرسد این
سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد كه خداوند میفرماید
:
آیا نمیدانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات
را میگیرد؟ و خداوند توبهپذیر و مهربان است
.
با
وجود این، افرادی
هستند كه بدون داشتن نیاز، به درخواست و تكدّی
میپردازند و در جامعه سوءظن ایجاد میكنند. كمترین اثر
این رفتار این
است كه فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از كمك به آنها
امتناع كند
.
كسی كه چنین عملی را مرتكب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده
است؛ زیرا از رأفت و
رحمت دین اسلام سوءاستفاده كرده و عزت و آبروی خود را
به مال دنیا فروخته است. از همین روست كه در روایت میخوانیم
دست نیاز
به سمت این و آن دراز كردن، طوق ذلت و بردگی است كه مسائل به گردن خود
میافكند. بنابراین،
با این كار انسان عزیز، عزت خود را سلب كرده است و
انسان شریف، شرافت خود رااز سوی دیگر، خداوند به
توانمندان توصیه
میكند كه حق نیازمندان بر آنان این است كه هرگز آنان را از خود نرانند
.
خداوند در قرآن به
پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرماید
: «
آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را
گمشده یافت و هدایت كرددر مقابل از او میخواهد: «و درخواستكننده را از خود
مراندر
حدیث قدسی آمده است كه خداوند به موسی(علیه السّلام) فرمان داد: «هرچند
كم و ناچیز، بايد به
سائل كمك كني و او را دست خالي برنگرداني و اگر هم
نميتوانى، با لطافت و سخن نيكو او را جواب گويى حتی در
روایتی از
پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است كه: «نیازمند را رد
نكنید، هرچند با
دادن نیمی از خرمادر هر صورت، انسان بخشنده از
چنان جایگاهی برخوردار است كه دست عطاكننده در كنار
«یدالله» ذكر شده است
.
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود
:
دستها سه نوعند: دست خد
كه فوق همه دستهاست؛ دست عطاكننده كه در كنار «یدالله»
است و دست نیازمند
كه در مرتبه پایینتر قرار داردای جوان مسلمانی كه میدانی صدقه
تو، وديعه و امانت
در پيشگاه پروردگار است و آن را در جايگاه مطمئني ذخيره
ميكنى، بهتر است این كار را به صورت پنهانی انجام دهی و
كسی از این راز
آگاه نشود. امام صادق(علیه السّلام) میفرماید
:
فضيلت
و كمال صدقه پنهانى، بیشتر از صدقه آشكار و علنی استاسحاق
بن عمار از یاران
امام صادق(علیه السّلام) میگوید: روزی امام به من
فرمود: برای پرداخت زكات مال، چگونه عمل ميكنى؟ عرض
كردم: فقرا را خبر
میكنم، به خانه میآیند و حقشان را میدهم. امام فرمود
:
تو با این كار
موجبات ذلت و خواري
مؤمنان را فراهم ميكنى. اسحاق مراقب باش و از این كار
بپرهیز. خداوند متعال میفرماید: كسی كه ولیّای از
اولیای مرا ذلیل كند،
در حقیقت به جنگ من آمده استافزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مباركه
بقره میفرماید كه صدقات خود را با منتگذاری باطل نكنید. در حدیث آمده است
:
كسی
كه صدقه میدهد و
اعتقاد دارد كه كاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد
كه از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نبايد انتظار
داشته باشي كه
ديگران به خاطر كاري كه به نفع خود انجام دادهاى، از تو شكرگزاری
كنند
ج) پرداخت زكات
عنوان صدقه در شرع مقدس
اسلام، هم بر حقوق
واجب مالي مانند زكات اطلاق ميشود و هم بر انفاقها و
اعانههاي مستحبى. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق
مستحبی سخن گفتیم و
اكنون درباره زكات كه یكی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت
.
اسلام
بر پنج چیز بنیان
نهاده شده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت
اهلبیت(علیه السّلام). در آیات قرآن و در روایات، هر جا
سخنی از نماز
به میان آمده، از زكات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا
الزَّكَاةَ». امام
باقر(علیه السّلام) میفرماید
:
خدا زكات و نماز را قرین هم قرار
داده و كسی كه نماز بخواند و زكات مالش را ندهد، درست مانند این است كه نماز هم
نخوانده است در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی كه زكات مالش را نمیپردازد،
اصلاًمسلمان نیست
:
كسی كه یك قیراط از زكات را نپردازد،
نه شیعه است و نه مسلمان پرداخت زكات، موجب رونق، بركت و رحمت الهی میشود. امام
موسیكاظم(علیه السّلام) میفرماید
:
اموال
خود را بهوسیله زكات از نابود شدن حفظ كنید در سخنی از امام صادق(علیه السّلام)
آمده است
:
به
یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از كسانی كه حقوق واجب
مالی خود را ادا
نمیكنند، دریغ كند. قسم به خدایی كه همه آفریدهها را خلق كرد و روزی
آنها را تقسیم
فرمود، هیچ مالی در خشكی و دریا از بین نمیرود، مگر اینكه
در كنارش زكات تعطیل
شده باشدنپرداختن زكات، اثر وضعی بر روی شخصی كه آن را پرداخت نمیكند، میگذارد.
از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است
:
كسی
كه یك درهم از حقوق
واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق
مصرف میكند. اگر كسی یك درهم از حقوق الهی را نپردازد،
خداوند در قیامت
طوقی از آتش به گردن او میاندازداگر افراد حقوق واجب خود را
پرداخت نكنند، زمین
هم بركاتش را از بندگان برمیدارد و فقر عمومی به صورت
بلای الهی نمایان میشود؛ در حالیكه اگر زكات پرداخت
شود، همه انسانها
در خیر و سعادت زندگی میكنند
.
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم