یادداشت های تحلیلی - الگو چيست؟





























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

الگو چيست؟

با در نظر داشت اين واقعيت كه واژه ي «الگو» در محاورات فارسي و «اسوه» در متون ديني ما به كار برده مي شود ، نگاهي اجمالي به معنا و مفهوم اين دو واژه ضروري مي نمايد.

الف: (الگو) الگو مفهوم گسترده و وسيعي دارد كه هم در علوم تربيتي و هم در علوم اجتماعي و نيز در روان شناسي كاربرد فراوان دارد. «الگو» ( pattern ) معناي مدل ، گونه و هنجار از آن بر مي آيد و هيچ كدام معناي كامل آن را نمي دهد. الگو چيزي است شكل گرفته در يك گروه اجتماعي ، به اين منظور كه بعنوان مدل يا راهنماي عمل در رفتارهاي اجتماعي به كار آيد. الگوها آن شيوه هاي زندگي هستند كه از صوري فرهنگي منشاء مي گيرند. افراد به هنگام عمل به طور طبيعي با اين الگوها سركار دارند و اعمال شان با آنها تطابق مي يابد علي اكبر دهخدا الگو را چنين معنا كرده است: «الگو؛ روبر ، مدل ، سرمشق ، مقتدي ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه ب: (اسوه) هر چند واژه اسوه در اصل معناي مصدري دارد؛ اما كاربرد كنوني آن بيشتر به عنوان اسمي يا وصفي است نه مصدري. البته لغت نامه هايي هم چون لسان العرب بر معناي وصفي آن هم صحه گذاشته است. راغب در مفرداتش در معناي «اسوه» مي نويسد: «أسا ، الأسوه و لاسوه همانند قُدوه و قِدوه حالتي است كه انسان از غيرش متابعت مي كند. اين متابعت مي تواند نيكو باشد يا زشت ، مفيد باشد يا مضر نكته اي قابل ذكر در اين خصوص اين است كه واژگان «الگو» و« اسوه» هر چند استعمال فراوان در متون كتبي و محاورات روز مره دارند؛ ولي تنها واژگان نيستند و در اين خصوص واژگاني همچون مدل ، سر مشق ، مثال ، قهرمان ، قدوه ، مراد ، پير طريقت ، شيخ و پير ميخانه نيز كاربرد فراوان دارند كه بعضاً در زبان هاي خاص و حلقات ويژه بكار مي روند. به هرحال وجه مشترك همه ي واژگان از اين دست ، همان رهنمون بودن و خط دهي انسان ها در راستاي حركت به سمت و سوي مشخص است. از جانب ديگر وجود مترادف و معادل اين واژگان در ساير زبان ها و فرهنگ ها حكايت از آن دارد كه انسانها طبيعتاً تقليدگر بوده و در شكل دهي رفتار و سلوك شان ، شخص يا اشخاصي را مقتدي ، الگو و اسوه قرار داده و مدل رفتاري آنان را سرمشق خويش ساخته اند. چنانچه امروزه هم الگو سازي در زمينه هاي گوناگون مطمح نظر آناني است كه در صدد معرفي و بعضاً تحميل فرهنگ و باورشان بر ساير ملل هستند. دين اسلام كه منطبق با سرشت آدمي سازگار و احكام و آموزه هايش در جهت به كمال رساندن فطرت انسان زيور صدور يافته اند ، به اين نياز فطري آدمي توجه كافي مبذول داشته است. قران نمونه هاي زيادي را به عنوان الگو و اسوه براي انسانها معرفي و بر پيروي از آنان ترغيب كرده است. بي شك كامل ترين اسوه و برترين الگويي كه مي توان تصور كرد وجود نازنين پيامبر اعظم محمد مصطفي(ص) است كه خداوند بر بندگان منت نهاده و او را به عنوان الگو و سرمشق براي عمل معرفي نموده و فرمود: «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجو الله و اليوم الاخر و ذكر الله كثيرا امام علي(ع) در نهج البلاغه نيز از پيامبر به عنوان اسوه بي نياز كننده و كافي ياد كرده مي فرمايد: «لقد كان في رسول الله كاف لك في الاسوه» و نيز در همين خطبه مي گويد« فان فيه اسوه لمن لمن تاسي» پيروي از اين الگوي كامل انسانيت و اهل بيت او براي آحاد بشر بويژه ملل مسلمان به همان ميزان كه ضروري و لازم است ، متاسفانه در پشت ابرهاي غفلت و سايه هاي اغماض پوشيده مانده است. در نتيجه ميان رفتار ما مسلمانان و پيشوايان ما اثري از همانندي و تشابه به چشم نمي خورد و در واقع همان نگراني هاي پيامبر تحقق يافته است؛چه اينكه از اسلام اسمي و از قرآن رسمي بيش در روش و منش رفتاري جوامع اسلامي به ديد نمي آيد. شايد اين غفلت و اغماض از سيره عملي پيامبر(ص) و اهلبيت او بر اثر اين توهم باشد كه ميان ما و او قرن ها فاصله زماني افتاده است و ديگر بروز رفتار و منشي مانند او نه مقدور است و نه معقول. هر چند در بدو امر گفتن اين جمله و نظاير آن هر مسلماني را برآشفته خواهد ساخت ؛ اما اگر اندكي به خود رجوع كرده و اعمال و رفتارمان را با زره بين نقد به نظاره بنشينيم ، در خواهيم يافت كه اين ادعا و توهم  نه تنها غلط نيست؛ كه حقيقتي تلخ و ناگوار است. مضاف بر اين اگر متدلوژي الگو گيري و معرفي الگوها را به دقت بنگريم، به گويندگان اين قبيل جملات كاملاً حق خواهيم داد. نه تنها آنان را تخطئه نخواهيم كرد ،كه چه بسا با ايشان هم نوا شويم. به راستي آيا پيامبري كه به ما شناسانده اند و به ديگران معرفي مي كنيم، قابليت الگو بودن را داراست؟ آيا امكان الگو برداري از زندگان معصومين آن سان كه تا حال به ما نموده اند ، وجود دارد؟ اينجا است كه بحث آسيب شناسي الگوگيري از سيره پيامبر(ص) و معصومين به عنوان يك ضرورت انكار ناپذير در مقابل ديدگان ما خودنمايي مي كند. در اين نوشتار كه بناي ما بر اختصار است ، آفت ها و آسيب هاي موجود در راستاي الگو پذيري از معصومين(ع) را به بررسي مي نشينيم. و مسائلي كه مي توانند الگو گيري از پيامبر(ص) و معصومين(ع) را با چالش جدي مواجه سازند را  در قالب موارد زير دسته بندي مي كنيم:

http://img.tebyan.net/big/1388/01/661871161741917753116103142602516319019388.jpg

 

الف» پيچاندن پيشوايان در هاله ي قداست ؛

 بي شك وجود معصومين(ع) بويژه نبي اعظم(ص) مملو از قداست بوده و وجودات پاك و به نهايت مقدس اند؛ ولي از اين  رهگذر كه برخاسته از متن اجتماع بوده و در زندگي ظاهري هموزن و همرنگ توده مردم اند ، بايد به جنبه هاي حيات عرفي و انساني آنان به عنوان پيشوايان نگريست تا قابليت الگو برداري و گذاشتن پاي در جاي پاي آنان به خوبي درك و فهم گردد. قرآن در موارد متعدد به اين ويژگي پيامبران اشاره فرموده و برانگيختن از سنخ  و جنس هر امت را يك امتياز بارز معرفي مي نمايد. در قرآن  مي خوانيم:« هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم» در اين آيه خداوند متعال مبعوث ساختن پيامبر امي را در ميان قومي كه نه خواندن مي دانند و نه نوشتن مورد تاكيد قرار مي دهد. و در مورد ديگر تاكيد مضاعفي را در اين زمينه مشاهده مي كنيم. آنجا كه مشركين از پيامبر طلب معجزات گوناگون مي كند و خداوند به پيامبر چنين دستور مي دهد؛ «قل سبحان ربي هل كنت الا بشراً رسولا». با تكيه بر ويژگي هاي انساني پيامبران و معصومين است كه انسان رهرو و پيروي مي تواند  با تقويت روحيه ي همانند انگاري و احساس شباهت با پيشرو ، امكان دستيابي به كمالات او را بررسي كرده و در اين راستا گام بردارد. به هر ميزان كه در معرفي و شناساندن پيشوايان به جنبه هاي مافوق بشري و ملكوتي آنان تاكيد ورزيم ، به همان ميزان امكان پيروي و الگو برداري از سيره و سلوك آنان را بر مبتديان مسير ديانت و كمال دست نيافتني تر و راه ايشان را  براي نيل به كمالات پيشوا و مقتداي ايشان صعب العبورتر كرده ايم. چه اينكه با تاكيد بيش از حد بر جنبه هاي قدسي ، وجود شباهت و همانند انگاري را در فكر و ذهن پيروان از ميان برده ايم. بنابراين تاكيد مضاعف بر جنبه هاي ملكوتي و قدسي و در نتيجه پيچاندن معصومين در هاله اي از قداست و ملكوت ، مي تواند به عنوان يك آسيب و مانع جدي در راستاي الگو پذيري انسان هاي امروزين قلمداد گردد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 24 بهمن 1388  ساعت 12:00 PM
نظرات 0 | لينک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET