الگوی توسعه در نظام اقتصادی اسلام(4)
نويسنده:
علي سعادت پناه
5. ایجاد دنیای آبادان و توسعهیافته برخلاف تبلیغات گستردهیی كه علیه اسلام صورت میگیرد و آن راناسازگار با توسعه مینمایاند، در دیدگاه پیشوایان معصوم، خداوند دنیاییآباد برای انسان در نظر گرفته و تمام اسباب راحتیاش را در آن آماده ساختهاست؛ چنانكه میتوان گفت: دنیا جلوهیی محدود از بهشت است و بهقولعلامه طباطبایی (ره) نعمت بهشتی نعمتهای تكاملیافتهی دنیاست. گواه این مدّعا آن است كه جامعهی آرمانی امام زمان(ع) ویژگیهاییچون صفات بهشت، در حد ظرفیت انسان در این دنیا، دارد. برخی از اینویژگیها عبارت است از:
نويسنده:
علي سعادت پناه پرسش دوم یعنی ارتباط دنیا و آخرت را میتوان، با توجه به آیات قرآنو گفتار امامان:، تحت عناوین زیر به بررسی نهاد؛ حاصل این جستوجودر سطح كلان، ویژگیهای جامعهی توسعه یافته را نیز مشخّص میسازد. 1. ارزشمند بودن دنیا به رغم آن كه برخی از نصوص دینی بر بی اعتباری دنیا، فریبندگی آن ونیز تشویق به كنارهگیری از آن تأكید میورزد؛ دقّت در این عبارتها، به ویژهبا توجه به آیات و روایتهایی كه زندگی دنیا را ستوده است، بیانگر این استكه دنیا به خودی خود ارزش دارد و مذمّت و نكوهش آن ممنوع است؛ ولیاگر موجب غفلت انسان و بازداشتن وی از هدف اصلی شود، مورد مذمت ونكوهش واقع میشود.
نويسنده:
علي سعادت پناه بیتردید نحوهی نگرش انسان به دنیا در تلاش وی برای آبادانی آن نقشیمهم دارد. اگر جامعهیی با دید منفی به دنیا بنگرد وفرهنگ رایج آن گریز ازدنیا باشد، نمیتواند بهسوی توسعه گام بردارد؛ ولی هر گاه جامعهیی با دیدمثبت به دنیا بنگرد و بهرهمندی از آن را مطلوب بشمارد، زمینهی فرهنگیمساعدی برای توسعه خواهد داشت. بههمین دلیل، بررسی جایگاه دنیا وبرنامهی ادیان برای دنیای انسانها و نیز ارتباط دنیا و آخرت از منظر دین نقشمهمی در تعیین جایگاه توسعه در نظام اقتصادی اسلام دارد. از آنجا كه پاسخبسیاری از شبهات موجود پیرامون نظر ادیان و بهطور خاص اسلام دربارهیفقر در همین بحث روشن میشود، گستردهتر و عمیقتر بدین بخشمیپردازیم. دیدگاههای مختلف دربارهی رابطهی دنیا وآخرت دربارهی ارتباط دنیا و آخرت و میزان برنامهریزی ادیان دربارهی اموردنیوی چهار دیدگاه وجود دارد:
نويسنده:
علي سعادت پناه از آنجا كه الگوی توسعه در نظام اقتصادی اسلام به شكل مدوّن طراحینشده، ضروری است اهداف، مبانی، راهكارها و موانع آن را مورد بررسی قراردهیم. این بررسی از راه ممكن مینماید. 1. آیات و روایات میتوان به یاری قرآن كریم و سخنان معصومان اهداف، مبانی، راهكارها وموانع الگوی توسعه در اسلام را دریافت و بر اساس آنها الگوی مورد نظراسلام را ترسیم كرد.
نويسنده:
علي سعادت پناه تمركز توجه از توزیع مجدد دستآوردهای بیشتر رشد به سرعت بهاستراتژیهای مبنی بر حمله به قلب فقر انتقال یافت. تأمین نیازهای اساسییكی از اینهاست؛ به عبارت دقیقتر، «نیازهای اساسی» یك استراتژی توسعهنیست، بلكه رویكردی به آن شمرده میشود و اهداف را مشخص میسازد نهروشهای رسیدن به آن را. «پل استریتن» نیازهای اساسی را فراهم آوردنفرصت زندگی كاملتر برای همهی افراد بشر میداند. خانم هانت طرح مفهوم نیازهای اساسی را در بحثهای توسعه چنین بیانمیكند: در سال 1975، در گزارش بنیاد «داگ هامر شولد» مصرّانه درخواست شدتأمین نیازهای اساسی و در نتیجه از میان برداشتن فقر مطلق در برنامهها وسیاستهای توسعه در اولویت اوّل باشد. این پیشنهاد مورد بررسی قرارگرفت. پس از بحثهای فراوان، در سال 1976 گزارش نیازهای اساسی درچهار مقوله مشخص و سال 2000 به عنوان تاریخ نهایی برای تأمین ایننیازها عنوان شد.
نويسنده:
علي سعادت پناه هدف اصلی این راهبرد افزایش درآمد سرانهی طبقات فقیر به سطحیبالاتر از خط فقر است. افزون بر این، كاهش نابرابریهای اقتصادی واجتماعی نیز یكی دیگر از اهداف آن شمرده میشود. بر اساس این استراتژی،لازم بود به مدت 25 سال هر سال 2 درصد كل درآمد به فقرا بازگرداندهشود . نخست چنان تصوّر میشد كه این كار منافع مثبتی برای فقرا دارد؛ ولیاین واقعیت به بهای نرخ كلی پایینتر سرمایهگذاری و رشد و نیز درآمدسرانهی پایینتر برای كل جمعیت تحقق یافت.
نويسنده:
علي سعادت پناه در این نظریه، گسترش اشتغال بهعنوان ابزار اصلی توزیع منافع رشد درنظر گرفته میشود و هدف اصلی حداكثر ساختن نرخ جذب نیروی كار است نهبه حداكثر رساندن رشد اقتصادی. در این راهبرد، توزیع مجدد درآمدها ومنابع تولیدی از طریق كاهش بیكاری و كمكاری از اهمیت بیشتریبرخوردار است. سازمان بینالمللی كار (ILO)، در مطالعات خود در زمینهاشتغال، این دیدگاه را مورد تأكید قرار داد كه حل مشكل استفادهی نامطلوباز نیروی كار تنها از طریق سیاستهایی كه با هدف كاهش فقر و نابرابریطرّاحی شدهاند ممكن است. به اعتقاد این سازمان، مشكل فقرا در كشورهایجهان سوم، بیكاری نیست؛ بلكه نارسا بودن درآمدها و پایین بودن بازدهی وبهرهوری آنهاست.
نويسنده:
علي سعادت پناه در بررسی مكتب نوسازی اشاره كردیم كه بهكارگیری این راهبرد دركشورهای در حال توسعه به رشدی اندك یا منفی و وخیمتر شدن وضعیتفقرا انجامید.این نگرانی از سوی «سیرز» در انجمن توسعه بین المللی در سال1969 مطرح و سپس درسال 1972 درمقالهیی از وی تكرار شد: بنابراین،پرسشهایی كه در مورد توسعهی یك كشور مطرح میشوند، عبارتند از: چهتحوّلاتی در مورد مسائلی چون فقر، بیكاری و نابرابری رخ داده است؟ اگردر كشوری هر سهی آنها كاهش یافته باشند تردیدی نیست كه آن كشور درمسیر توسعه پیش رفته است. اگر یك یا دو مورد از مسائل محوری فوق (وبهویژه همهی آنها) تشدید شود، آنگاه بسیار بعید خواهد بود كه نتیجهیچنین تحوّلی را توسعه قلمداد كنیم، حتی اگر درآمد سرانه دو برابر شدهباشد.
الگوی توسعه در نظام اقتصادی اسلام(3)
الگوی توسعه در نظام اقتصادی اسلام(2)
جایگاه توسعه
الگوی توسعه در نظام اقتصادی اسلام(1)
الگوی توسعه در نظام اقتصادی اسلام
فقرزدایی در بستر رشد و توسعهی اقتصادی(7 )
رویكرد توسعه با تأكید بر تأمین نیازهای اساسی
فقرزدایی در بستر رشد و توسعهی اقتصادی(6)
راهبرد توسعه با جهتگیری رفع فقر (توزیع مجدد در حاشیه)
فقرزدایی در بستر رشد و توسعهی اقتصادی(5 )
راهبرد توسعه با جهتگیری اشتغال
فقرزدایی در بستر رشد و توسعهی اقتصادی(4)
الگوهای ناظر بر برابری و رفع فقر
