بنام خدا

مبانی قرآنی عزاداری سالار شهیدان - بخش دوم

تحریم عزاداری چرا؟
لیکن برخی از عالمان اهل سنت سوگواری و گریه بر اموات را تحریم کرده و با آن مخالفت کرده اند، مستند آنها سخنی است که عمر از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که: «ان المیت لیعذب ببکاء اهله علیه؛ به گفته سعید بن مسیب، عایشه به هنگام فوت پدرش ابوبکر مجلس سوگواری برپا نمود، چون خبر آن به عمر رسید وی دستور داد تا از آن جلوگیری کنند.
اما عایشه از دستور او سرپیچی کرد، عمر هشام بن ولید را مامور ساخت تا نزد عایشه رفته و با زور شلاق از نوحه و گریه عزاداران جلوگیری نماید زنان چون از ماموریت هشام آگاه شدند مجلس را ترک کرده و پراکنده شدند آن گاه عمر این سخن را خطاب به آنان گفت: «می خواهید با گریه خود ابوبکر را عذاب کنید همانا مرده با گریه نزدیکان خویش عذاب می شود».


ادامه مطلب


تاريخ : چهارشنبه 25 آذر 1394  | 2:53 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0

بنام خدا

مبانی قرآنی عزاداری سالار شهیدان - بخش اول

آیت‌الله سیداحمد خاتمی معتقد است: عزاداری بر امام حسین(ع) مصداق بارز تعظیم شعائر است. شعائر به معنای علامت و نشانه است، شعائر الله یعنی نشانه‌های الهی، نهضت سیدالشهداء از شعائر بی‌تردید دین است و تا قیامت دین وامدار سالار شهیدان است.

آنچه در پی می آید بررسی مبانی جواز عزاداری برای اباعبدالله(ع) و ریشه های قرآنی این عزاداری و نیز سیره امامان معصوم(ع) در این خصوص و نقش مجالس عزاداری در معرفی اسلام ناب محمدی(ص) است .


ادامه مطلب


تاريخ : چهارشنبه 25 آذر 1394  | 2:47 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0

بنام خدا

پرتوی از سیره و سیمای سالار شهیدان, امام حسین (ع) - بخش هشتم
سپس امام حسین ( ع ) به سوی خیمه ها برگشت سکینه دختر امام ( ع ) به او گفت: پدرم, عمویم عباس کجاست؟ امام نیز گریان گفت: عمویت به شهادت رسید هنگامى که امام(علیه السلام) شهادت خاندان وفرزندانش را دید و از آنان کسى جز امام و زنان و کودکان و فرزند بیمارش ـ امام سجّاد(علیه السلام) ـ نماند، ندا داد:(هَلْ مِنْ ذابٍّ یذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّهِ؟ هَلْ مِنْ مُوَحِّد یخافُ اللّهَ فینا؟ هَلْ مِنْ مُغیث یرْجُوا اللّهَ فِی إِغاثَتِنا؟ هَلْ مِنْ مُعین یرْجُوا ما عِنْدَاللّهِ فِی إِعانَتِنا؟ ; آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا خداپرستى در میان شما پیدا مى شود که از خدا بترسد و ستم بر ما روا ندارد؟


ادامه مطلب


تاريخ : سه شنبه 24 آذر 1394  | 4:19 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0

بنام خدا

پرتوی از سیره و سیمای سالار شهیدان, امام حسین (ع) - بخش هفتم

امام حسین ( ع ) یکی پس از دیگری نزد آنان می رفت, آنان می گفتند: سلام بر تو ای فرزند رسول خدا, امام نیز پاسخ آنان را می داد و می گفت و علیک السلام ما نیز به تو ملحق خواهیم شد, سپس آیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر را می خواند. تا اینکه تمامی اصحاب به شهادت رسیدند و کسی جز اهل بیت امام باقی نماند.
اوّلین شهید از آل ابى طالب که روز عاشورا نزد امام آمد و اذن میدان طلبید علی بن الحسین ( علی اکبر ) بود. امام(علیه السلام)بى درنگ به او اجازه داد و
به چهره نورانى فرزندش على اکبر نگریست، سر به سوى آسمان برداشت و عرض کرد:


ادامه مطلب


تاريخ : سه شنبه 24 آذر 1394  | 4:15 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0

بنام خدا

پرتوی از سیره و سیمای سالار شهیدان, امام حسین (ع) - بخش ششم

به همین خاطر عمروبن حجاج فرمانده جناح راست لشکر یزید خطاب به لشکریان خود فریاد زد: ای احمق ها آیا می دانید با چه کسانی می جنگید؟ شما با سواران و دلاوران کوفه می جنگید! با دلیرانی که دست از دنیا شسته و تشنه مرگ هستند کسی تنها و جداجدا به جنگ آنان نرود و همگی هجوم کنید. عمر سعد این نظر را پسندید و دستور داد کسی تن به تن نجنگد.
در پی دستور عمرسعد، عمروبن حجاج با همراهانش از سمت فرات به اصحاب امام(ع) حمله کردند و ساعتی جنگیدند. در این میان مسلم بن عوسجه بر زمین افتاد وقتی که لشکر دشمن عقب نشست و گرد و خاک فرو نشست تا چشم امام(ع) به مسلم بن عوسجه افتاد، نزد او آمد و به او که هنوز رمقی در بدن داشت گفت خداوند رحمتش را شاملت گرداند و این آیه راتلاوت کرد: (و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا)


 


ادامه مطلب


تاريخ : دوشنبه 23 آذر 1394  | 9:38 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0

بنام خدا

پرتوی از سیره و سیمای سالار شهیدان, امام حسین (ع) - بخش پنجم

سپس امام(علیه السلام) چنین ادامه داد:اگر به این سخن شک دارید, آیا در این هم شک دارید که من پسر دختر پیامبر شما هستم؟ به خدا سوگند که در شرق و غرب عالم، فرزند دختر پیامبرى، در میان شما و غیر شما جز من نیست.
به من بگویید, آیا کسى را از شما کشته ام که از من خون او را مى طلبید؟ آیا مالى را از شما برده ام و یا کسى را مجروح ساخته ام که قصاص آن را از من مطالبه مى کنید؟


 


ادامه مطلب


تاريخ : دوشنبه 23 آذر 1394  | 9:33 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0

بنام خدا

پرتوی از سیره و سیمای سالار شهیدان, امام حسین (ع) - بخش چهارم

امام حسین (ع) در مقابل خیمه خود دو زانو نشسته بود, خواهرش زینب صدای لشکر دشمن را شنید، نزدیک برادر آمد و گفت: ای برادر، آیا نمی شنوی صداها نزدیک شده است، حسین(ع) سر خود را بالا کرد و گفت: من جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و پدرم امیر المومنین و مادرم فاطمه زهرا و برادرم حسن را در خواب دیدم که به من گفتند: تو فردا به سوی ما می آیی. حضرت زینب به صورت خود زده و گفت: وای بر ما، حسین(ع) گفت: خواهرم، آرام باش و ما را مورد شماتت دشمن قرار نده ، حضرت عباس (ع) نزدیک آمد و گفت: ای برادر، لشگر آمد. حسین برخاست، سپس گفت: عباس، ای برادر سوار شو و از آنان سوال کن چه شده و چه اتفاق تازه ای افتاده است و برای چه آمده اند؟


ادامه مطلب


تاريخ : دوشنبه 23 آذر 1394  | 9:28 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
تعداد کل صفحات : 31 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.