بنام خدا

ادامه مطلب فلسفه و اهداف قيام عاشورا از ديدگاه امام حسين(عليه السلام) - بخش سیزدهم

حسين بن على(عليه السلام) در نامه اى كه ضمن آن از بزرگان بصره دعوت به هميارى و همراهى با وى كرده است ، علت و هدف از نهضت خويش را چنين بيان مى كند:

"انا ادعوكم الى كتاب الله و سنة نبيه(صلى الله عليه وآله) فان السنة قد اميتت وان البدعة قد احييت"116

«من شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش مى خوانم. همانا سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) از بين رفته است و بدعت زنده شده است».

و در جواب عبدالله بن مُطيع مى فرمايد:

"ان اهل الكوفة كتبوا الى يسألوننى ان اقدم عليهم لما رجوا من احياء معالم الحق واماتة البدع"(117)

«كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته اند به نزدشان بروم، چون اميدوارند (كه با رهبرى من) نشانه هاى حق زنده و بدعت ها نابود شود».

و نيز در نامه اى كه به شيعيان بصره نوشتند، فرمودند:

"فانى ادعوكم الى احياء معالم الحق واماتة البدع"(118)

«من شما را به زنده كردن نشانه هاى حق و نابود كردن بدعت ها مى خوانم».

از مجموع نامه ها و پاسخ هاى حضرت، اين اهداف را مى توان براى نهضت عاشورا استفاده كرد:

الف: دعوت (و عمل) به كتاب خدا و سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله)؛

ب: احياى سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه از بين رفته است، وبر پايى مظاهر حق و حقيقت؛

ج: از بين بردن بدعت ها (كه جايگزين احكام خدا و سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله) شده است.

4. اباعبدالله(عليه السلام) درخطبه اى كه پس از برخورد با حرّ بن يزيد رياحى در منزل بَيْضَه ايراد فرمودند، انگيزه قيام خود را با استناد به فرمايش پيامبر(صلى الله عليه وآله) ، چنين بيان كردند:

"ايها الناس! ان رسول الله(صلى الله عليه وآله) قال: من رأى سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله، ناكثاً لعهد الله، مخالفاً لسنة رسول الله(صلى الله عليه وآله)، يعمل فى عباد الله بالاثم والعدوان، فلم يغير عليه بفعل ولاقول، كان حقاً على الله ان يدخله مدخله. الا وان هؤلاء قد لزموا طاعة الشيطان، وتركوا طاعة الرحمن واظهروا الفساد، و عطلوا الحدود واستأثروا بالفىء، واحلوا حرام الله، و حرموا حلاله وانا احق من غير"(119)

اى مردم ! رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: كسى كه فرمانرواى ستمگرى را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و پيمان الهى را شكسته و با سنت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مخالفت ورزيده در ميان بندگان خدا با گناه و تجاوزگرى رفتار مى كند، ولى در برابر او با كردار و گفتار خود برنخيزد، برخداست كه او را در جايگاه (عذاب آور) آن ستمگر قرار دهد. هان (اى مردم) بدانيد كه اينها تن به فرمانبرى از شيطان داده و اطاعت از فرمان الهى را رها كرده و فساد را نمايان ساخته و حدود خدا را تعطيل نموده اند، درآمدهاى عمومى (بيت المال) مسلمانان را به خود اختصاص داده اند و حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كرده اند و من شايسته ترين فرد براى تغيير دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم."

از اين خطبه و يا نامه، علت قيام سيد الشهدا(عليه السلام) را مى توان اين امر دانست كه حاكمان بنى اميه (به ويژه يزيد) اقدامهاى ضد دينى زير را مرتكب شده اند:

الف: فرمانبرى از خدا را رها كرده و به اطاعت از شيطان رو آورده اند؛

ب: فساد را (در زمين) آشكار كرده اند؛

ج: حدود الهى را تعطيل كرده اند؛

د: بيت المال را به خود اختصاص داده اند؛

هـ: حرام خدا را حلال و حلال الهى را حرام كرده اند.

مطلب ادامه دارد....

پی نوشت ها :

116. طبرى، همان، ج4، ص 266؛ احمد بن يحيى بن جابر البلاذرى، انساب الاشراف، تحقيق: سهيل زكّار و رياض زركلى، چ اول، بيروت، دارالفكر، 1417هـ ، ج2، ص 335.

117. ابو حنيفه احمد بن داود الدينورى، الاخبار الطوال، تحقيق: عبد المنعم عامر، چ اول، قاهره، دار احياء الكتب العربية، 1960م، ص 246.

118. همان، ص 231.

119. طبرى، همان، ج4، ص 304؛ بلاذرى، همان، ج3، ص 381؛ بلاذرى خطبه ياد شده را از عبارت: «انّ هؤلاء ...» به بعد نقل كرده است. هم چنين ابن اعثم و خوارزمى اين خطبه را با اندكى تفاوت در عبارات، در قالب نامه اى كه حضرت خطاب به اشراف و بزرگان كوفه نوشته اند، آورده اند: ابن اعثم، همان، ج5، ص 81 ـ 82؛ خوارزمى، همان، ج1، ص 335. سبط بن جوزى نيز اين نقل را در قالب گفت و گوى حضرت با فرزدق آورده است: سبط بن جوزى، تذكرة الخواص، ص 241؛ مجلسى، همان، ج 44، ص 381.

منبع : پایگاه جامع عاشورا





تاريخ : شنبه 16 آبان 1394  | 10:16 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.