بنام خدا

ادامه مطلب فلسفه قيام عاشورا - بخش هشتم

 5. ديدگاه تعبّد به شهادت(67)

نظريه ديگرى كه درباره انگيزه قيام امام حسين(عليه السلام) وجود دارد، قيام به انگيزه شهادت است. اين نظريه براى نخستين بار در قرن هفتم به وسيله عالم عارف و زاهد، سيد بن طاووس در كتاب اللُهوف فى قَتْلَى الطُفُوف مطرح شده است. بنابراين ديدگاه، امام حسين(عليه السلام)قيام كرد تا با شهادتش به مقام قرب الهى وبالاترين درجه سعادت ومقام معنوى برسد.

سيد بن طاووس در مقدمه كتابش در اين باره مى نگارد:

همين كه اولياى خدا ببينند زندگى دنيا مانع از اطاعت از حضرت حق است وماندن در اين دنيا بين آنان وبخشش هاى الهى حايل است، بى درنگ لباس ماندن را از تن به دور مى اندازند ودرهاى ملاقات با حق را مى كوبند ودر اين راه از اينكه نجات ورستگارى را حتى تا مرز ايثار جان به دست آورند و بدن هاى خود را آماج نيزه ها و شمشيرهاى بران وخطرناك قرار دهند، لذت مى برند.

 

 شهداى كربلا به انگيزه نيل به چنين شرافتى، قفس تن شكستند وبه پرواز درآمدند ودر جان بازى از يكديگر سبقت گرفته وبدن هايشان را هدف نيزه ها وشمشيرها قرار مى دادند.(68)

و در جاى ديگر در توجيه اينكه شهادت خود مى تواند به تنهايى يك هدف به شمار آيد، مى نويسد:

من مى گويم شايد برخى از كسانى كه پى نبرده اند به ارزش وعظمت سعادتى كه از طريق شهادت نصيب مجاهد در راه خدا مى شود، چنين مى پندارند كه با اين گونه كارها خدا را نتوان پرستش كرد. گويا اين افراد كلام خدا را در قرآن صادق نشنيده اند كه گروهى با كشتن خود به عبادت خدا پرداختند، آنجا كه خداوند مى فرمايد: به سوى خداى تان باز گرديد وخود را بكشيد كه اين كار براى شما نزد پروردگارتان شايسته تر است.(69) و شايد آنان براين باورند كه مراد از آيه شريفه: وَلاتُلْقُوا بِاَيْديكُمْ اِلَى التَهْلُكَةِ(70) كشته شدن و شهادت است. در صورتى كه چنين نيست، بلكه پرستش خدا به سبب شهادت و اينكه انسان به دستورخدا خود را به كشتن بدهد، از بالاترين درجات سعادت است.(71)

علامه حلّى (م 726 هـ) انديشمند ديگرى است كه به گونه اى اين نظريه را تأييد مى كند. از مجموع سخن وى در اين باره مى توان چنين برداشت كرد كه: قيام امام حسين(عليه السلام) از بُعد اجتماعى، هر چند يك حركت كاملا انتخابى است؛ اما از ديدگاه شرعى هيچ الزامى براى آن وجود نداشته است. آن حضرت همانند برادر بزرگوارش، امام حسن مجتبى(عليه السلام)مى توانست صلح كند، ولى خواست قلبىِ حضرت اين بود كه بجنگد تا با شهادتش به ملاقات پروردگار برسد و اين خواست نيز منطبق بر موازين كلى و ضوابط شرعى و همراه با مصلحت بوده است.(72)

آيت الله صافى گلپايگانى نيز در اين باره مى نويسد:

"تعبد به شهادت و كشته شدن، يكى از امورى است كه به صورت هاى مختلف در شرايع و اديان، سابقه دارد و صحت تكليف و تعبد به آن نه خلاف عقل است و نه خلاف نقل، خصوص درباره انبيا واوليا كه عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون(73) در حق آنها هم مانند فرشتگان صادق است و عمال خدا و مجارى و وسايل اجراى مشيت و سنن و امتحانات الهيه مى باشند".(74)

خاستگاه اين نظريه

منشأ ديدگاه تعبّد به شهادت برخى از روايات است كه از بين آنها چند روايت بيشتر، در به وجود آوردن چنين ديدگاهى تأثير داشته است. اين روايات چنين است:

1. امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: خداى تعالى نصرت خود را بر امام حسين(عليه السلام) فرو فرستاد تا آنجا كه بين آسمان وزمين قرار گرفت (و نزديك بود كه اورا بر كوفيان پيروز كند). سپس او را مخيّر ساخت كه پيروزى يا ديدار خدا را انتخاب كند، آن حضرت ملاقات خدا را اختيار كرد.(75)

2. رواياتى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه حضرت فرموده است: نامه آسمانى به وسيله جبرئيل براى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)از سوى خدا آمد كه درآن، براى هر امامى يك مُهر وجود داشت و بايد هر امامى مهر مربوط به خود را باز كند و به آنچه زير آن نوشته شده بود، عمل كند. وقتى نوبت به امام حسين(عليه السلام) رسيد و مهر را گشود، زير آن نوشته شده بود:اَنْ قاتِلْ فَاقْتُلْ وَ تُقْتَل وَ اخْرُجْ بِاَقْوام لِلشَهادَةِ لاشَهادةَ لَهُم اِلا مَعَك76 جنگ كن و بكش و كشته خواهى شد و با مردمى براى شهادت بيرون برو كه شهادت آنان جز با تو نخواهد بود.

3. سيد بن طاووس از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند:

"در شبى كه بامدادش امام حسين(عليه السلام) مى خواست از مكه به سوى كوفه حركت كند، محمد بن حنفيه خدمت امام(عليه السلام) رسيد و به حضرت گفت: برادر! مكر و فريب كوفيان را مى شناسى و مى دانى با پدرت و برادرت چه كردند. مى ترسم همان گونه با تو برخورد كنند. اگر صلاح مى دانى، بمان كه محترم ترين و عزيزترين كس در حرم هستى. امام(عليه السلام)فرمودند: مى ترسم يزيد در حرم، مرا بكشد و من كسى باشم كه حرمت اين خانه را پايمال كرده است. ابن حنفيه گفت: اگر چنين دغدغه اى دارى به يمن يا نواحى ديگر برو، چرا كه تو محترم ترين شخص هستى و هيچ كس توان دست يافتن بر تو را ندارد. امام(عليه السلام)فرمودند: در اين باره انديشه خواهم كرد.

چون صبح شد، امام(عليه السلام) به سوى كوفه حركت كرد. خبر حركت حضرت، به محمد بن حنفيه رسيد، وى خدمت امام(عليه السلام)رسيد و مهار ناقه امام(عليه السلام) را (كه سوار بر آن بود) گرفت وگفت: برادر جان! آيا نفرمودى در اين باره فكر مى كنم؟!

فرمودند: چرا؟

گفت: پس چرا با اين شتاب رهسپارى؟ فرمودند: چون از تو جدا شدم رسول خدا(صلى الله عليه وآله)نزدم آمده فرمود: اى حسين! بيرون برو چون خدا خواسته است ترا كشته ببيند (اِنَّ اللهَ شاءَ اَنْ يَراكَ قَتيلا). محمد گفت: اِنّا ِلله واِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ؛ اگر چنين است پس چرا اين زنان را همراه خود مى برى؟

فرمود: پيامبر(صلى الله عليه وآله) به من فرمود: خدا خواسته است آنان را اسير ببيند (اِنَّ اللهَ قَدْ شاءَ اَنْ يَراهُنَّ سَبايا) و خدا حافظى كرد و رهسپار عراق شد.(77)

پی نوشت ها :

67. قديمى ترين تقرير از اين نظريه را، مرحوم شيخ يوسف بحرانى ارائه كرده است: يوسف بن احمد البحرانى، الدرر النجفية، [بى ج]، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، [بى ت]، ص 85 ـ 86.

68. رضى الدين ابوالقاسم على بن موسى بن جعفر بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، قم، انوار الهدى، چ اول، 1417هـ ، ص 6.

69. بقره، 54.

70. بقره، 195.

71. سيد بن طاووس، همان، ص 20.

27. جمال الدين حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلى، تذكرة الفقهاء، [بى ج]، مكتبة الرضوية لاحياء الآثار الجعفرية، جبى تاج، ج1، ص 447؛ و نيز با كمى تفاوت در عبارات: منتهى المطلب، ج2، ص 974؛ مرحوم شهيد ثانى نيز در كتاب مسالك الافهام تنها به بازگويى ديدگاه علامه حلى بسنده كرده كه مى تواند به مفهوم پذيرش ضمنى اين قول نيز باشد. جهت آگاهى بيشتر در اين باره ر. ك: زين الدين بن على العاملى (شهيد ثانى)، مسالك الافهام الى تنقيح شرايع الاسلام، جبى جاج، مؤسسة المعارف الاسلامية، چ اول، 1414هـ ، ج3، ص 82.

73. انبياء، 25 ـ 26.

74. شهيد آگاه، [بى ج]، [بى ن]، [بى ت]، ص 26 ـ 27 و ص 235.

75. كلينى ، همان ج 1، ص 260.

76. همان، ج 1، ص 279 ـ 281؛ محمد بن ابراهيم النعمانى، كتاب الغيبة، تحقيق: على اكبر غفارى، تهران، مكتبة الصدوق، [بى ت]، ص 52 ـ 53.

77. سيد بن طاووس، همان، ص 39 ـ 40.

منبع : پایگاه جامع عاشورا





تاريخ : پنج شنبه 14 آبان 1394  | 9:00 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.