بنام خدا
عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی - بخش سوم
آن حضرت در اینباره میفرمایند: «فلعمری ما الامام الا العامل بالكتاب والآخذ بالقسط والداین بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله.»؛(15) به خدا سوگند پیشوای راستین و امام به حق كسی است كه به كتاب خدا عمل نموده و قسط و عدل را پیشه خود سازد و از حق پیروی كرده، وجود خویش را وقف خدا و فرمان او كند. بنابراین، از دیدگاه امام حسین علیه السلام امام و پیشوای راستین كسی است كه دین خدا را اقامه میكند، هدفش اقامه عدل است، ملاك عملش حق میباشد، و در تمام احوال به دنبال تحقق فرمان خداست.
بیشك فردی با چنین اوصافی هرگز به حقوق مردم تجاوز نمیكند و دینمداری و حقگرایی او مایه عزّت و افتخار ملت و جامعه میباشد.
ب. عزّتمندی در پرتو پیروی از رهبری شایسته: صرف داشتن رهبری شایسته مایه عزّت و افتخار یك جامعه نیست، بلكه حمایت و پیروی ملت از پیشوای شایسته، مایه عزّت و افتخار است و پیروی از حاكم ستمگر و پذیرش سلطه او موجب انحطاط و ذلت آن جامعه.
مرحوم شهید صدر در اینباره مینویسد: «اگر امتی تسلیمناپذیری باشد و ارادهاش را در برابر ظلم و ستم از دست بدهد، بناچار در كورههای فراعنه، در معرض ذوب شدن و تحلیل رفتن قرار خواهد گرفت.»(16)
امام حسین علیهالسلام نیز در اینباره میفرمایند: «آری! من از جدّم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شنیدم كه میفرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزی معاویه را در بالای منبر من دیدید، بكشید. ولی مردم مدینه او را در عرشه منبر دیدند و نكشتند و اینك خدا آنان را به یزید فاسق مبتلا و گرفتار نموده است.»(17) یعنی امتی كه تابع و پیرو شخصی چون معاویه باشد به بدتر از او، یعنی یزید، گرفتار خواهد شد و اگر از حاكم فاسقی چون یزید پیروی كند، به حاكمی فاسدتر از او دچار خواهد شد. به راستی كه تاریخ بهترین گواه و شاهد صدقی بر این سخنان امام علیهالسلام میباشد.
ج. به كارگیری صالحان: شهید مطهری در خصوص نقش افراد مؤمن و پیامدهای نفوذ افراد ناشایست در دستگاه حكومتی مینویسد: «رخنه و نفوذ افراد فرصتطلب در درون یك نهضت از آفتهای بزرگ هر نهضتی است. وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است كه راه نفوذ و رخنه اینگونه افراد را سد نمایند. هر نهضتی مادام كه مراحل دشوار اولیه را طی میكند، سنگینی آن بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداكار است. اما همین كه نهضت به بار نشست و یا لااقل نشانههای بار دادن آن آشكار گشت و شكوفههای آن درخت هویدا شد، سر و كله افراد فرصتطلب پیدا میشود. روز به روز كه از دشواریها كاسته میشود و موعد چیدن ثمره نزدیكتر میگردد، فرصتطلبان محكمتر و پرشورتر پای عَلَم نهضت سینه میزنند تا آنجا كه تدریجا انقلابیون مؤمن و فداكاران اولیه را از میدان به در میكنند. این جریان تا آنجا كلیت پیدا كرده كه میگویند: انقلاب فرزند خور است. گویی خاصیت انقلاب این است كه همین كه به نتیجه رسید، فرزندان خود را یك یك نابود سازد. ولی انقلاب فرزند خور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصتطلبان است كه فاجعه به بار میآورد. جای دوری نمیرویم، انقلاب مشروطیت ایران را چه كسانی به ثمر رساندند؟ و پس از به ثمر رساندن، چه چهرههایی پُستها و مقامات را اشغال كردند؟ و نتیجه نهایی چه شد؟! سردار ملیها و سالار ملیها و سایر قهرمانان آزادیخواه به گوشهای پرتاب شدند و به فراموشی سپرده شدند و عاقبت با گرسنگی و در گمنامی مردند، اما فلان الدولهها كه تا دیروز زیر پرچم استبداد با انقلابیون میجنگیدند و طناب به گردن مشروطهخواهان میانداختند، به مقام صدارت عظما رسیدند و نتیجه نهایی، استبدادی شد به صورت مشروطیت.
فرصتطلبی، تأثیر شوم خود را در تاریخ صدر اسلام نشان داد. در دوره عثمان، فرصتطلبان جای شخصیتهای مؤمن به اسلام و اهداف اسلامی را گرفتند؛ «طرید»ها وزیر شدند و «كعب الاحبار»ها مشاور. اما ابوذرها و عمارها به تبعیدگاه فرستاده شدند و یا در زیر لگد مچاله شدند... نهضت را اصلاحطلب آغاز میكند نه فرصتطلب و...، فرصتطلب كه در پی منافع خویش است. به هر حال، مبارزه با رخنه و نفوذ فرصتطلبان علیرغم تظاهرات فریبندهشان یكی از شرایط اصلی ادامه یك نهضت در مسیر اصلی است.»(18)
امام حسین علیهالسلام نیز در اینباره میفرمایند: «و ما كنت متخذالمضلین عضدا»؛(19) من از افراد گمراه برای خود نیرو نمیگیرم. زیرا اگر حركتی بر افراد گمراه متكی باشد، ره به كوی سعادت و هدایت نمیبرد.
پی نوشت ها :
15ـ كامل ابن اثیر، ج 3، ص 267، به نقل از: محمدصادق نجمی، ص 57
16ـ شهید صدر، از سقیفه تا كوفه، ص 166، به نقل از: نگاهی فلسفی به جریان عاشورا، سجاد چوبینه، ص 38
17ـ لهوف، پیشین، ص 20
18ـ مرتضی مطهری، نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر، ص 96ـ99
19ـ كامل بن اثیر، ج 3، ص 282
منبع : پایگاه جامع عاشورا


