بنام خدا
فصل اول اين كتاب به شبهاتى پيرامون بزرگداشت قيام عاشورا ميپردازد. شبهاتي نظير: چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم؟ چرا بايد به ياد وقايع عاشورا فقط عزادارى كرد؟ چرا بايد دشمنان امام حسين عليهالسلام را لعن كرد؟ و...
در فصل دوم اين مجموعه خواننده با چرائي اهميت بزرگداشت قيام عاشورا آشنا شده و از گستردگى و تأثير عزادارى براى سيدالشهدا عليهالسلام، سرّ جاودانگى قيام عاشورا، قداست قيام عاشورا و تحريف ناپذيرى آن آشنا مي¬گردد.
در فصل سوم نويسنده با طرح پيشينه تاريخى قيام عاشورا، از نفوذ منافقان در ميان اصحاب پيامبر سخن به ميان آورده است و به برترين هدف اميرالمؤمنين على عليهالسلام در عصر خلفا و فرصت طلبى بنى اميه، سياست معاويه بعد از شهادت على عليهالسلام اشاره داشته است.
فصل چهارم به انحراف جامعه در عصر امام حسين عليهالسلام و زمينه هاى اجتماعى انحراف جامعه، ابزارها و عوامل انحراف جامعه و راههاى مقابله با عوامل انحراف در جامعه مورد بررسي قرار گرفته است.
در فصل پنجم از علل رويارويى مردم با امام حسين عليهالسلام سخن رفته است. همچنين از تأثير قيام عاشورا در احياى معارف اسلامى، تشابه جامعه ما با زمان امام حسين عليهالسلام، انقلاب و خطر انحراف ما و.... سخن به ميان آمده است.
در فصل ششم كتاب به اهداف قيام عاشورا يعني اصلاح مفاسد و امر به معروف و نهى از منكر اشاره شده و نسبت به موضوعات پيرامون اين اهداف مطالب نغز و مفيدي بيان شده است.
در فصل هفتم به مفهوم و مصداق امر به معروف و نهى از منكر و گستره معنايي آن و رابطه معناى امر به معروف با معناى جهاد و مصاديق آن و همچنين موضوع مقابله با تهاجم فرهنگى و بيداري جامعه بواسطه جهاد و شهادت طلبى نيز اشاره شده است.
نويسنده در فصل هشتم به وظايف حكومت و جامعه در شرايط حاضر در زمينه هاي آموزش احكام و معارف اسلامي و مقابله با توطئه¬هاى دشمنان پرداخته است و به بررسي علل فراموشي وظيفه امر به معروف و نهى از منكر و راهكار آن را ايجاد تشكلهاى اسلامى براى انجام فعاليتهاى اجتماعى پرداخته است.
در فصل نهم به امر به معروف و نهى از منكر در قرآن پرداخته شده است. در اين بخش معناى اصطلاحى امر به معروف و نهى از منكر و مراتب آن و احساس مسئوليت در قبال ديگران شكافته شده و همچنين به نظام ارزشى فردگرا، جامعه¬گرا و نگرش اسلام و غرب به انسان نيز پرداخته است.
در فصل پاياني يعني فصل دهم به نقش وراثت و محيط، در صعود و سقوط انسان با توجه به آيات قرآن پرداخته شده و از ارتباط بين بايدها و هست ها پردهبرداري شده است.


