بنام خدا
عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی - بخش ششم
2. جهالت و نادانی عوام
نادانی بزرگترین آفت انسان و جامعه بشری است؛ زیرا راه را بر هر كمالی و رسیدن به هر رشد و تعالی سد میكند. به تعبیر حضرت علی علیه السلام ، «زندگی در جهالت و نادانی، مرگ در گمراهی را در پی دارد.»(34) زیرا جهالت، ناتوانی از تشخیص حق و باطل است. در نادانی و جهالت مردم زمان امام حسین علیه السلام همین بس كه امام باقر علیه السلام میفرمایند: «و كل یتقربون الی الله بدمه»(35)؛ آنان به واسطه ریختن خون حسین علیه السلام درصدد نزدیكی و تقرب به خدا بودند! عمر بن سعد در عصر تاسوعا، برای تهییج سپاه كوفه میگوید: «ای سربازان خدا سوار شوید كه شما را به بهشت بشارت میدهم!»(36)
امام حسین علیه السلام آنان را به «میوه نامباركی كه در گلوی باغبان رنجیده اش گیر كرده و در كام سارق ستمگرش، شیرین و لذتبخش میباشد»(37) تشبیه میكند.
آری! دنیاطلبی خواص و جهالت و نادانی عوام، به عنوان دو عامل مهم درتاریخ اسلام موجب انحطاط و ذلّت مسلمانان بوده است.
3. اختلاف و فرقه گرایی
از دیگر عوامل مهم انحطاط مسلمانان تحزّب و فرقه گرایی آنان بوده است. پس از وفات پیامبراكرم صلی الله علیه وآله ، چنانكه خود آن حضرت پیشبینی فرمود: «امت اسلام چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ فكری و عقیدتی گرفتار تفرقه و تشتت گردید و به دسته ها و فرقه های گوناگون و به قول معروف هفتاد و سه فرقه تقسیم شد.»(38) هریك از این فرقه ها مدعی بودند كه تنها مسلك آنان، مسلك راستین پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله است! تاریخ اسلام سرشار از جنگ و جدلهای طایفه ای و فرقه ای است و چه بلاها و مصایبی كه از این رهگذر بر سر اسلام و مسلمانان نیامد.
از اینرو، با توجه به نقش عظیم وحدت و یكپارچگی در تحقق آرمانها و پیشرفت امور، اسلام به پیروان خود دستور میدهد: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» (آل عمران: 102) همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و از هم متفرق نشوید. امام حسین علیه السلام نیز آنان را به گرفتار آمدن به پراكندگی و اختلاف نفرین میكند و میفرماید: «اللهم امسك عنهم قطرالسماء و امنعهم بركات الارض فان متعتهم الی حین ففرقّهم فرقا و اجعلهم طرائق قددا ولا ترض عنهم الولاة ابدا فانهم دعونا لینصرونا فعدوا علینا فقتلونا»؛(39) خدایا این مردم ستمگر را از باران رحمت و از بركات زمین محروم كن و اگر عمر طبیعی به آنان دادی، به بلای تفرقه و تشتت مبتلایشان بگردان و حكام و فرمانروایشان را از آنان خشنود نگردان و ستیزه و دشمنی در بین آنان و حكامشان برقرار كن كه آنان ما را با وعده نصرت و یاری دعوت، سپس به جنگ ما قیام نمودند!
گوستاولوبون درباره اختلاف مسلمانان و دور شدن آنان از اسلام و پیشوایان دینی و در نتیجه انحطاط و ذلت مسلمانان مینویسد: «[مسلمانان[ زمانیكه قبول اسلام نمودند، همگی تحت لوای توحید مجتمع گردیدند؛ تمام قوای خود را متوجه بیگانگان نمودند و همین موضوع سبب عمده پیشرفت و كامیابی آنان گردید و هنگامی هم كه دشمنی برای پیكار باقی نماند، عادت مذكور مجبورشان ساخت كه مانند ایام پیشین (دوره جاهلیت) مشغول جنگ شوند و همان چیزی كه موجب ترقی آنان بود، (بر اثر عدم رهبری صحیح در عصرهای بعد) موجب انحطاط و زوال آنان گردید.»(40) و این همان چیزی است كه امام حسین علیه السلام به لشكریان كوفه فرمود: «آگاه باشید به خدا سوگند پس از این جنگ به شما مهلت داده نمیشود كه سوار بر مركب مراد خویش گردید، مگر همان اندازه كه سواركار براسب خویش سوار است تا اینكه آسیاب حوادث شما را بچرخاند و مانند محور و مدار سنگ آسیاب مضطربتان گرداند.»(41) یعنی مخالفت با امامی كه به معروف فرا میخواند و از منكر نهی میكند و اراده اصلاح جامعه دارد و جز خواری و ذلت و انحطاط و عقب ماندگی نتیجه ای نخواهد داشت.
آنچه گذشت، برشماری برخی از عوامل عزّت و پیشرفت و یا ذلت و انحطاط مسلمانان بود. بیشك هر یك از این عوامل در هر جامعه ای تحقق یابد، پیامدهای خاص خود را به دنبال خواهد داشت، بر ماست كه از حادثه عصر عاشورا و به طور كلی، حوادث صدراسلام درس عبرت گرفته، عوامل ذلّتبار را از خود و جامعه اسلامی دور كنیم و در تحقق سیره نبوی، علوی و حسینی كوشا باشیم.
پی نوشت ها :
35ـ مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، ص 14
36ـ نگاهی فلسفی به جریان عاشورا، پیشین، ص 48
37ـ تحف العقول، ص 171
38ـ ملل ونحل شهرستانیبه نقل از: زین العابدین قربانی، ص 330
39ـ كامل ابن اثیر، ج 3، ص 292
40ـ تمدن اسلام و عرب، ص 790
41ـ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 8ـ7
منابع: فصلنامه معرفت ، پایگاه جامع عاشورا


