بنام خدا

نهضت ‏عاشورا و اهداف آن - بخش دوم

اختناق و فشار روز افزون که محیط اسلامی را فرا گرفته بود به حضرت امام حسین (ع) اجازه ادامه جنگ یا قیام علیه معاویه را نداد و کمترین فایده ‏ای هم نداشت; زیرا:
اولا: معاویه از او بیعت گرفته بود و با وجود بیعت، کسی با وی همراهی نمی‏کرد.
ثانیا: معاویه خود را یکی از صحابه کبار پیغمبر (ص) و کاتب وحی و مورد اعتماد و دست راست‏ سه نفر از خلفای راشدین به مردم شناسانیده بود و نام خال‏ المؤمنین را به عنوان لقبی مقدس بر خود گذاشته بود.

ثالثا: با نیرنگ مخصوص به خودش به آسانی می‏توانست ‏حضرت امام حسین (ع) را به دست کسان خودش بکشد و بعد به خونخواهی وی برخیزد و از قاتلین وی انتقام بکشد و مجلس عزا نیز برایش برپا کند و عزادار شود!
معاویه وضع زندگی امام‏ حسن (ع) را به جایی کشانیده بود که کمترین امنیتی حتی در داخل خانه شخصی خودش نداشت، و بالاخره نیز (وقتی که می‏خواست ‏برای یزید از مردم بیعت‏ بگیرد) آن حضرت را به دست همسر خودش مسموم کرده، شهید ساخت.
همان سیدالشهدا (ع) که پس از درگذشت معاویه بی‏درنگ علیه یزید قیام کرد و خود وکسان خود - حتی بچه شیرخواره خود را در این راه فدا کرد، در همه مدت امامت‏ خود که معاصر معاویه بود به این فداکاری قادر نشد; زیرا در برابر نیرنگهای صورت حق به جانب معاویه و بیعتی که از وی گرفته شده بود، قیام و شهادت او کمترین اثری نداشت.
این بود خلاصه وضع ناگواری که معاویه در محیط اسلامی به وجود آورد و درب خانه پیغمبر اکرم (ص) را بکلی بسته، اهل بیت را از هرگونه اثر و خاصیت انداخت.

آخرین ضربت کاری وی که به پیکر اسلام و مسلمین وارد ساخت این بود که خلافت اسلامی را به سلطنت استبدادی موروثی تبدیل نمود و پسر خود یزید را به جای خود نشانید، در حالی که یزید هیچ‏گونه شخصیت دینی - حتی به طور تزویر و تظاهر - نداشت و همه وقت‏ خود را علنا با ساز و نواز و باده گساری و شاهد بازی و میمون‏ رقصانی می‏گذرانید و احترامی به مقررات دینی نمی‏گذاشت و گذشته از همه اینها اعتقادی به دین و آیین نداشت چنانچه وقتی که اسیران اهل بیت و سرهای شهدای کربلا را وارد دمشق می‏کردند و به تماشای آنها بیرون آمده بود، بانک کلاغی به گوشش رسید، گفت:نعب الغراب فقلت قل او لا تقل      فقد اقتضیت من الرسول دیونی (1)
و همچنین هنگامی که اسیران اهل بیت و سر مقدس سیدالشهدا (ع) را به حضورش آوردند، ابیاتی سرود که یکی از آنها این بیت‏ بود :

لعبت هاشم بالملک فلا                        خبر جاء و لا وحی نزل
زمامداری یزید که توام با ادامه سیاست معاویه بود، تکلیف اسلام و مسلمین را روشن می‏کرد و من‏جمله وضع رابطه اهل بیت رسالت را با مسلمانان و شیعیان شان - که می‏بایست‏ به دست فراموشی مطلق سپرده شود و بس - معلوم می‏ساخت.
در چنین شرایطی یگانه وسیله و مؤثرترین عامل برای قطعیت‏ یافتن سقوط اهل بیت و درهم ریختن بنیان حق و حقیقت، این بود که سیدالشهدا (ع) با یزید بیعت کند و او را خلیفه و جانشین مفترض الطاعه پیغمبر بشناسند.

منبع : پایگاه جامع عاشورا





تاريخ : شنبه 23 آبان 1394  | 4:20 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.