بنام خدا

ادامه مطلب جایگاه زنان در نهضت امام حسین علیه السلام و عاشورا - بخش دوم

همسر زهير

وقتي سيدالشهدا(ع) در راه كربلا به زهير بن قين برخورد و قاصدي به طرف خيمة او فرستاد، ابتدا زهير نمي خواست اجابت كند و بي ميلي نشان داد. ولي همسرش او راتشويق كرد كه نزد امام رود و ببيند كه پسر پيامبر چه مي گويد و با او چه كار دارد؟ همين رفتن بود كه زهير را حسيني ساخت و او به امام پيوست . همسرش نيز همراه او آمد و همراه و همسفر زينب و اهل بيت امام شد.

اگر تشويق و تحريك همسر زهير دلهم بنت عمرو نبود، شايد زهير توفيق پيوستن به جناح حق و نيل به فوز شهادت در عاشورا را نمي يافت .

 

ام ّ وهب زن فداكار ديگر

ام ّ وهب ، همسر عبدالله بن عمير كلبي بود و در كوفه مي زيست . وقتي شوهرش تصميم گرفت براي ياري سيدالشهداء شبانه از كوفه به كربلا برود، اصرار كرد تا او را نيزهمراه خويش ببرد. آنان شبانه به ياران امام پيوستند. روز عاشورا وقتي شوهرش به ميدان رفت ، او نيز چوبي به دست گرفت و عازم ميدان شد، اما امام جلو او را گرفت و فرمود: برزنان جهاد نيست .

پس از آنكه شوهرش به شهادت رسيد، خود را به معركه رساند و به پاك كردن خون از چهرة او پرداخت ، شمر، غلام خود را فرستاد. آن غلام ، با گرزي كه برسر آن بانوي رشيد كوبيد، او را هم شهيد كرد.

فرزند ام ّ وهب نيز در عاشورا به شهادت رسيد، مادرش روز عاشورا از مشوقان او بود تا به جانبازي و فداكاري بپردازد. وقتي وهب (پسر او) پس از مقداري جنگيدن ، نزد مادربرگشت و گفت : آيا راضي شدي ؟ مادرش گفت : وقتي راضي مي شوم كه در ركاب حسين به شهادت برسي . دوباره رفت و جنگيد تا شهيد شد. ام وهب ، اولين زني بود كه از سپاه حسين بن علي به شهادت رسيد و تنها زن شهيد در كربلا بود.

امام حسين (ع) خطاب به ام وهب فرمودند: جزيتم من اهل بيتي خيراً ارجعي الي النّساء رحمك الله فقد وضع عنك الجهاد

به خاطر حمايت از اهل بيت من ، به پاداش نيك نايل مي شويد، به سوي زنان بازگرد، رحمت خداوند بر شما باد، بر تو جهاد نيست .

مادر عمرو بن جناده

كم سن و سالترين شهيد كربلا از ياران امام ، عمرو بن جنادة يازده ساله بود. اين شهيد سعيد، از شهداي نوجوان كربلاست كه پدرش نيز در ركاب حضرت امام حسين (ع)به شهادت رسيد. وقتي كه اين نوجوان شجاع خواست به ميدان رزم برود، امام فرمودند:پدر اين جوان به شهادت رسيد، شايد مادرش راضي نباشد كه به ميدان برود.

-عمرو عرض كرد: مادرم دستور داده كه به ميدان بروم و لباس رزم بر من پوشانده است .

بعد او كه نه يا يازده ساله بود، به ميدان رفت و رجز خواند و جنگيد تا شربت شيرين شهادت را نوشيد. سر او را به طرف سپاه امام حسين (ع) افكندند، مادرش ـ كه مشخصات ايشان را بحريه بنت مسعود خزرجي ضبط كرده اند ـ آن سر مطهر را برداشت و گفت :پسرم ! اي شادي قلبم ! اي نور ديده ام ! چه نيكو جهاد كردي ، سپس سر را پرتاب كرد و باآن يكي از لشكريان كوفه و شام را به هلاكت رساند، آنگاه چوبة خيمه را برداشت و حمله ور شد كه با آن بجنگد، (اما) امام حسين (ع) مانع شد و او را به خيمة زنان برگرداند

همسر مسلم بن عوسجه

ام خلف همسر مسلم بن عوسجه از زنان برجستة شيعه بود كه در كربلا حضورداشت و از ياران سيدالشهدا بود. وقتي همسرش مسلم شهيد شد، پسرش خلف آماده نبرد شد، امام از او خواست كه به مراقبت از مادرش بپردازد، اما مادرش او را به جهاد در راه ياري امام تشويق كرد و گفت : جز با ياري پسر پيغمبر، از تو راضي نخواهم شد. خلف به ميدان شتافت و پس از جنگي نمايان ، به شهادت رسيد. وقتي سر او را به طرف مادرش پرتاب كردند، شجاعانه سر را برداشت و بوسيد و گريست .

او نيز، در تشويق فرزند به مبارزه در راه ياري دين و هم با برخورد مناسب وشايسته با شهادت جوانش ، الهام بخش مادران شهيد است كه از تقديم فرزندان خودبراي ياري اسلام ، مضايقه اي ندارند.

منابع:  مجمع جهانی اهل البیت،پایگاه جامع عاشورا

 

 

 





تاريخ : یک شنبه 10 آبان 1394  | 3:15 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.