بنام خدا
عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی - بخش دوم
اكنون نقش ایمان و دین را در مكتب حسینی پی میگیریم:
امام حسین علیه السلام در نامهای به مردم بصره میفرمایند: «انا أدعوكم الی كتاب الله و سنة نبیّه فانّ السنة قد امیتت و البدعة قد احییت فان تسمعوا قولی اهدكم الی سبیل الرشاد و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته.»(8)؛ شما را به كتاب خدا و سنت پیامبر دعوت میكنم؛ زیرا در شرایطی قرار گرفته ایم كه دیگر سنت پیامبر از میان رفته و جای آن بدعت آمده است. اگر سخن (دعوت) مرا بشنوید، به راه سعادت و خوشبختی هدایتتان خواهم كرد. درود و رحمت و بركت خدا بر شما باد.»
عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
در این فراز، امام حسین علیه السلام سعادتمندی و هدایت یافتگی و خوشبختی را در گرو پیاده كردن دین برمی شمارد و مردم را به تبعیت از خود دعوت میكند.
اگر امام، كه مظهر عینی دین در جامعه است، مورد بی مهری متدینان قرار گیرد، مردم جامعه دچار ذلّت و زبونی خواهند شد و هرگز رنگ و بوی سعادت را نخواهند دید. به عبارت دیگر، ضایع كردن دین و مخالفت با پیشوای متدینان نتیجه ای جز ذلّت و گرفتاری در دامان ستمگران نخواهد داشت و این چیزی است كه هم شواهد تاریخی آن را تأیید میكند و هم به صراحت در كلمات امام حسین علیه السلام بیان شده است. امام علیه السلام در اینباره میفرماید: «والله لا یدعونی حتی یستخرجوا هذه العلقة من جوفی فاذا فعلوا ذلك سلّط اللّه علیهم من یذلهم حتی یكونوا اذّل من فرام المرئة»(9)؛ به خدا سوگند اینها دست از من برنمیدارند، مگر اینكه خون مرا بریزند و چون به این جنایت بزرگ دست یازیدند، خداوند كسی را بر آنان مسلط میكند كه آنان را آنچنان به ذلّت و زبونی بكشاند كه پستتر و ذلیلتر از كهنه پاره زنان گردند. نتیجه آنكه براساس فرهنگ حسینی، روگردانی و اعراض از دین و مخالفت با پیشوایان دینی نتیجه ای جز ذلّت و انحطاط نخواهد داشت و پایبندی به دین و پیروی از رهبران دینی و تقویت ایمان دینی، ملتی منحط چون اعراب جاهلیت را میتواند به اوج تمدن و پیشرفت و عزّت و افتخار برساند.
2. نظام سیاسی و رهبری صالح
یك رهبر آگاه و دلسوز و یا یك رهبر گمراه و فاسد، میتواند جامعه تحت رهبری خود را به هر سمت و سویی كه بخواهد حركت دهد؛ میتواند از آن بهشتی بنا كند كه در آن همه كمالات آدمی متبلور است و یا جهنمی كه همه زشتیها و مفاسد و بدبختیها در آن جلوه گر است، تاریخ، جوامع بسیاری را شاهد بوده است كه بر اثر رهبریهای صحیحی كه به وسیله رهبران شایسته در آنها صورت گرفته، از هیچ به همه چیز رسیده اند. به عكس، شاهد جوامعی بوده كه علیرغم داشتن همه نوع امكانات و افتخارات گذشته، بر اثر رهبریهای ناشایست و داشتن رهبران فاسد و نالایق بكلی سقوط كرده، عزت و استقلال خود را از دست داده اند. از همین روست كه براساس عقیده شیعه، امام باید منتخب از ناحیه خدا و دارای مقام عصمت و از لحاظ فضایل نفسانی و كمالات انسانی از همه مردم زمان برتر باشد؛ چه اینكه رهبران نقش برجسته ای در هدایت و یا ضلالت جامعه دارند. خداوند متعال به پیامبراكرم صلی الله علیه وآله درباره ابلاغ رهبریت و امامت حضرت علی علیه السلام در غدیر خم میفرماید: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس» (مائده: 67)؛ ای پیامبر آنچه كه از ناحیه پروردگارت بر تونازل شده، به مردم ابلاغ كن وگرنه رسالت خود را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ خواهد كرد.
درباره نقش رهبری در جامعه و وظیفه مردم در برابر رهبران شایسته و ناشایست، به سیره حسینی در این زمینه مراجعه میكنیم:
الف. رهبری شایسته، مایه صلاح جامعه: امام حسین علیه السلام هنگام قیام در همه جا، لبه تیز حمله و انتقاد خود را متوجه زمامدار وقت، یعنی یزید، میكند و از فساد عمومی، كه از رهگذر زمامدار فاسد دامنگیر جامعه اسلامی شده، سخن میگوید. از باب نمونه، حضرت در برابر پیشنهاد بیعت با یزید از سوی مروان میفرماید: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید»(10)؛ اسلام، كه دین عدالت و سعادت بشری است، با وجود ابتلای ملت به رهبری مانند یزید باید فاتحه اش را خواند.
در جای دیگر میفرماید: «فانی لا اری الموت الاسعادة و لا الحیوة مع الظالمین الا برما.»؛(11) زندگی با ستمكاران را جز ننگ و شهادت در راه خدا را جز سعادت نمیدانم؛ یعنی زندگی با حاكمان ستمگر جز ننگ و انحطاط چیزی به دنبال نخواهد داشت.
جرجی زیدان درباره حاكمان بنی امیه مینویسد: «بنی امیه غالبا به باده پیمایی و زن بازی و شهوترانی پرداخته و به امور كشور نمیرسیدند و حتی به نگاهداری وضع سلطنتی خویش توجه نداشتند و در تعیین وانتخاب والیان و مأموران عالیرتبه دولتی دقت نمیكردند و چه بسا كه به خواهش كنیزكی یا در نتیجه دریافت پولی، بزرگترین ایالات را به اشخاص نالایق و یا ستمكار می سپردند. عاملانی كه این اوضاع هرج و مرج را مشاهده میكردند، تمام مساعی خود را برای تحصیل مال و گردآوردن كنیز صرف میكردند و اشخاص درستكارِ با ایمان از قبول مشاغل مهم دولتی امتناع می جستند؛ زیرا میدانستند خلیفه به هر عنوان باشد از آنان پول میخواهد.»(12) از اینروست كه رهبر نالایق و حاكم ناسالم، زمینه ساز فساد در جامعه و حاكمیت میشود و جامعه را به فساد و تباهی میكشاند. و این امر از جمله دلایل مهم مخالفت امام حسین علیه السلام با یزید بود؛ زیرا از نظر امام علیه السلام یزید مظهر فساد و تباهی بود. امام علیه السلام درباره یزید چنین فرمود: «یزید رجلٌ شارب الخمر و قاتل النفس المحترمه معلن بالفسق لا یبایع مثله.»؛(13) یزید مردی است شراب خوار كه دستش به خون افراد بیگناه آلوده گردیده، او شخصی است كه حریم دستورات الهی را درهم شكسته و آشكارا و در مقابل چشم مردم، مرتكب فسق و فجور میگردد. آیا رواست شخصیتی همچون من با آن سوابق درخشان و اصالت خانوادگی، با چنین مرد فاسقی بیعت كند؟ امام حسین علیه السلام بیعت و تبعیت از چنین كسی را مایه ذلّت شمرده، میفرماید: «والله لا اعطی الدنیة من نفسی ابدا.»؛(14) به خدا قسم كه من هیچگاه به زیر بار ذلّت نخواهم رفت.
از سوی دیگر، رهبر شایسته مایه عزّت خواهد بود و تبعیت از او نیز به افتخار و سرافرازی خواهد انجامید. سؤالی كه در اینجا مطرح میشود این است كه به راستی چرا رهبر شایسته مایه عزت و افتخار است؟ پاسخ امام حسین علیهالسلام این است كه رهبر شایسته، انسانها را به معروف و نیكی هدایت میكند و از تجاوز به حقوق اجتماعی مردم به دور است.
پی نوشت ها :
8ـ تاریخ طبری، به نقل از: سخنان حسین بن علی علیهالسلام ، محمدصادق نجمی، ج 7، ص 240
9ـ انسابالاشراف، ج3، ص 161 / تاریخ طبری، ج 7، ص 275 / كامل بن اثیر، ج 3، ص276 بهنقل از: محمدصادق نجمی، ص 68
10ـ سیدبن طاووس، لهوف، تهران، 1321، ص 20
11ـ ر.ك: همان، ص 34
12ـ تاریخ تمدن اسلام، ج 2، ص 31ـ33 به نقل از: زینالعابدین قربانی، ص 357
13ـ ارشاد مفید، ص 200 به نقل از سخنان حسین بن علی علیهالسلام ، محمد صادق نجمی، ص 16
14ـ لهوف، پیشین، ص 23
منبع : پایگاه جامع عاشورا


