بنام خدا
تفسیر و تبیین نظریه قابليت الگوگيرى و پيروى از قيام عاشورا
اگر طرفداران اين ديدگاه بر اين باور باشند كه تكليف امام حسين(عليه السلام) اين بود كه به دنيا بيايد و بعد كشته شود و به هدف و آرزوى خويش يعنى شهادت و رسيدن به بالاترين درجات قرب الهى برسد، بدون آنكه حركت حضرت قابل پيروى و درس گرفتن براى مسلمانان باشد، اين تفسير مردود و غير قابل پذيرش است، اما آنچه مسلم به نظر مى رسد اين است كه بسيارى از طرفداران اين نظريه، درصدد نفى بُعد الگوگيرى از حادثه عاشورا و اسوه بودن نهضت حضرت نبوده اند، بلكه هدفشان از طرح چنين ديدگاهى، (چنانكه در بحث دفاع از نظريه تعبد به شهادت نوشتيم.) باطل دانستن نظريه اى است كه هدف از قيام حضرت را تنها تشكيل حكومت اسلامى دانسته و اخبارى را كه دلالت بر علم تفصيلى امام(عليه السلام) به زمان حادثه كربلا دارند، ضعيف و مجعول مى داند.
هم چنانكه برخى ديگر همانند صاحب جواهر در كنار قائل شدن به تكليف ويژه امام حسين(عليه السلام)، يكى از دستاوردهاى نهضت حضرت را، حفظ شريعت و رسوايى دشمنان مى داند (108) كه بى شك اين ميزان ثمره قائل شدن براى قيام كربلا، ضمن آنكه منطقى و منطبق بودن حركت امام(عليه السلام)بر اصول و ظواهر ادله را اثبات مى كند، قابليت الگوگيرى و اقتدا به آن حضرت را نيز براى هر مسلمانى، روشن مى سازد.
البته اين مطلب را نيز نمى توان انكار كرد كه (چنانكه اشاره شد) بر اساس برخى از اخبار، برنامه كار و دستورالعمل دوران امامت هر يك از امامان(عليهم السلام) قبلا از طرف خداوند، تعيين و به وسيله رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به آنها ابلاغ شده و هر كدام در عصر خود مكلف به وظايفى بودند كه مى بايست انجام دهند. چنانكه در كتاب كافى بابى است با عنوان: انَّ الائمه(عليهم السلام)لم يفعلوا شيئاً و لايَفْعَلونَ الا بعهد من الله عزَّ وَ جَلَّ وَ امر منه لايتجاوزونه (109)
اما بايد توجه داشت كه به نظر مى رسد بين اينكه هر امامى آگاه به تكليف و فرجام كار خويش باشد و در نتيجه با توجه به اوضاع و شرايط روزگار امامت خويش، مأمور به اجراى يك برنامه خاصى باشد و بين اينكه عمل آن امام الگو براى پيروانش باشد، (چنانكه در طول تاريخ چنين بوده است) منافاتى وجود نداشته باشد، بلكه اين دو، دو روى يك سكه هستند. از اين رو، لازمه آگاهى امام از پايان كار خويش و قائل شدن به تكليف ويژه براى هر امام، به معناى نفى اسوه بودن و عدم امكان الگو پذيرى از سيره آن امام نيست؛ بلكه حتى مى توان ادعا كرد كه نه تنها بين اين دو، ملازمه وجود ندارد؛ بلكه اساسا خدا اين تكليف را با اين كيفيت و شرايط در نظام خلقت طراحى و مقدر كرده است تا به وسيله آن، به جهانيان راه و مكتبى را ارائه دهد كه تا قيامت، آثار و ثمرات آن پايدار و ماندگار باشد. از اين رو مانعى ندارد كه اصلا خداوند به سبب چنين حكمتى، چنين وظيفه اى را براى سيدالشهدا(عليه السلام) مقدر و معين كرده و حضرت را از آن آگاه كرده باشد. به تعبير ديگر، دستور خصوصى و محتواى روايت مشيت نسبت به جريان عاشورا، به اين معناست كه خدا بر مبناى قانون كلى جهاد (كه هر زمان بنيان اسلام و عزت و شرف امت اسلامى در خطر بيفتد، بر هر مسلمانى واجب است كه حتى با اطمينان به شهادت، با دشمن بجنگد) از امام حسين(عليه السلام) خواسته است كه با حكومت يزيد مبارزه كند تا مسلمانان نيز از وى سرمشق گرفته و با ستمگران دين ستيز به مبارزه و جهاد همت گمارند و خدا مى دانست كه حسين بن على(عليه السلام) راه اطاعت را كه مبارزه با يزيد باشد، خواهد برگزيد و يزيد راه معصيت را كه كشتن حسين(عليه السلام)باشد، اختيار خواهد كرد و در نهايت، مبارزه حسين(عليه السلام) با يزيد با آن شرايط و ويژگى ها، به شهادت حسين(عليه السلام)، خاندان و يارانش و اسير شدن زنان و كودكانش، منجر خواهد شد. البته بديهى است كه در صورتى اين واقعه الگو و آموزنده براى مسلمانان در طول تاريخ خواهد بود كه تمام جريانات و حوادث آن در مسير و بستر طبيعى صورت پذيرد، هم چنانكه تمام فعاليت ها و تلاش هاى امام(عليه السلام) از آغاز نهضت تا فرجام آن، كاملا در مسير طبيعى بود.
بنابراين، چنانكه اصل بعثت پيامبران (صلوات الله عليهم اجمعين) به طور عموم و بعثت رسول مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) و نصب دوازده امام(عليهم السلام) به طور خصوص، در نظام عالم، طراحى غيبى داشته و داراى حكمت و فلسفه اى بوده است، هيچ مانعى ندارد كه هر امامى ، با توجه به شرايط عصر امامتش، از سوى خداوند، مأمور انجام كار خاصى بوده باشد، و اين تعدد و اختلاف وظايف، با توجه به متعدد و متفاوت بودن اوضاع و شرايط، براى پيروان آنان مى تواند سرمشق و قابل الگوگيرى باشد.
يكى از انديشمندان معاصر بعد از آنكه بُعد غيبى بودن نهضت عاشورا را و اينكه اين حادثه طراحى غيبى داشته، تأييد مى كند، در اين باره مى گويد:
"... خداوند چنين اقدامى (قيام سيدالشهدا(عليه السلام)) را با اين ريزه كارى ها خواسته است به همان دليلى كه قرآن را فرستاده است، به همان دليل كه سنت را در زندگى ما معتبر كرده است، اين واقعه را خواسته و معتبر كرده، تا به عنوان يك الگو، يك راه، يك درس و سندى در همه شرايط براى مسلمانان، سرمشق قرار گيرد و مسلمانانى كه مى خواهند از امامان(عليهم السلام)پيروى كنند به زوايايى از آن بر اساس شرايط پيرامونى و مقتضيات زمانى اقتدا كنند. (110)
بنابراين با اين تبيين و تفسير از ويژه بودن تكليف قيام، ديگر هيچ محذور و اشكالى متوجه اين نظريه نيست.
پی نوشت ها :
108. چنانكه مى نويسد: «... مضافاً الى ما ترتب عليه من حفظ دين جده(صلى الله عليه وآله) و شريعته و بيان كفرهم لدى المخالف و المؤالف» (جواهر الكلام، ج21، ص 295).
109. كلينى، الكافى، ج1، ص 283 ـ 279.
110. فصل نامه حكومت اسلامى، سال هفتم، ش25، پاييز 1381ش، مصاحبه با آقاى هاشمى رفسنجانى، ص 30.
منبع : پایگاه جامع عاشورا


