بنام خدا
عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی - بخش اول
مفهوم فرهنگ:
ارائه تعریفی جامع از فرهنگ، كاری است بس دشوار. ولی هسته اصلی فرهنگ، شامل عقاید سنتی و به خصوص ارزشهای وابسته به آنهاست.(1) تایلور در تعریف فرهنگ میگوید: «فرهنگ... به مفهوم وسیع مردم شناختی آن، كل پیچیدهای است كه دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قانون، رسم و هر نوع قابلیت و عادت دیگری را، كه انسان به صورت عضوی از جامعه كسب میكند، در برمیگیرد.»(2)
آلن بیرو در این زمینه مینویسد: «فرهنگ عبارت است از هر آنچه كه در یك جامعه معین كسب میكنیم و میآموزیم و میتوانیم انتقال دهیم....
برای مشاهده و مطالعه فرهنگ میتوان آثار تحقق یافته آن یعنی آثار هنری، فنی، ادبی و... یا رفتارها و اشكال و صور مناسبات بین انسانها و نیز كاربرد ارزشها و نحوه مشاركت در مظاهر فرهنگی و انتقال آن را ملاحظه نمود كه نشاندهنده میزان نفوذ فرهنگ بین مردم است.»(3)
با توجه به آنچه گذشت، میتوان گفت: فرهنگ عبارت است از مجموعهای از بینشها، باورها، گرایشها، رفتارها و آداب و اخلاقیات یك جامعه كه دارای ثباتی نسبی در آن جامعه است. از اینرو، عناصر فرهنگی یك جامعه در واقع جانمایههای تمدنی آن جامعه است. هر چه جامعهای از پیشتوانههای غنی فرهنگی بیشتری برخوردار باشد، عزّت و افتخار بیشتری خواهد داشت، بنابراین، عزّت و افتخار یك ملت و یا ذلت و انحطاط آن، در گرو فرهنگی است كه بر آن جامعه مسلط است. برای شناخت سیره حسینی در خصوص فرهنگی كه مایه عزّت و افتخار است و تمایز آن از فرهنگی كه موجب ذلّت و انحطاط میباشد، لازم است به كلمات و سیره آن حضرت و شواهد تاریخی و وقایعی كه در صدر اسلام اتفاق افتاده مراجعه كنیم و عوامل عزت آفرین و افتخارساز و نیز عوامل ذلّت بار آن را كشف نماییم تا آنها را برای ساختن جامعهای مطلوب در نظر بگیریم.
عوامل عزّت آفرین و افتخارساز
1. ایمان دینی
ایمان به معنای باور به آموزه های دینی و التزام به آن میباشد. ایمان، اساسی ترین ارزشها و مبنای سایر ارزشهاست. از منظر قرآن، ایمان پایه عزت و افتخار و موجب سربلندی است. قرآن در این باره میفرماید: «ولا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنین» (آل عمران: 138)؛ ایمان داشته باشید، سربلند خواهید بود و نباید به خود سستی و اندوه راه دهید.
ویلیام جیمز از روانشناسان معروف غرب، در تأثیر ایمان بر آدمی مینویسد: «ایمان از نیروهایی است كه بشر به كمك آن زنده است و فقدان آن، یعنی مرگ و نابودی.»(4)
قرآن در همین زمینه میفرماید: بهترین امت خواهید بود اگر امر به معروف و نهی از منكر نمایید و ایمان به خدا داشته باشید (آل عمران: 110)؛ یعنی ایمان به خدا، انسانها و جوامع بشری را به سمت و سوی پیشرفت و ترقی هدایت میكند. به راستی چرا ایمان مایه عزّت و افتخار است؟! چگونه ایمان مایه عزت و افتخار یك انسان و یا یك ملت میشود؟ حقیقت آن است كه تعالیم انبیا، پاسخ الهی به نیازهای انسان در داشتن زندگی سعادتمندی در دنیا و آخرت است. اگر این تعالیم، به ویژه تعالیم اسلام كه كاملترین ادیان الهی میباشد، به مرحله عمل برسد و انسانها با باور به این تعالیم، آنها را در سلوك عملی خود پیاده كنند، موجب پیشرفت و سازندگی جوامع بشری و در نتیجه، كسب فضایل انسانی و اخلاقی و نیز موجب رشد و بالندگی و عزت و افتخار آنان میشود.
ویل دورانت در اینباره میگوید: اسلام، طی پنج قرن از سال (81 ه. 597 ه. / 700 تا 1200 م) از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیك و تكامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی و ادبیات و تحقیق علمی و علوم طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود.(5)
گوستاولوبون نیز میگوید: تا مدت پانصد سال، مدارس اروپا روی كتابها و مصنفات مسلمانان دایر بود و همانها بودند كه اروپا را از لحاظ علم و عمل و اخلاق تربیت كرده، داخل در طریق تمدن نمودند. ما وقتی كه به تحقیقات علمی و اكتشافات فنی آنان نظر میافكنیم، میبینیم هیچ ملتی نیست كه در این مدت كم، بیشتر از آنان ترقی كرده باشد. بعضیها عار دارند كه اقرار كنند یك قوم كافر و ملحدی (مسلمانان) به جهت اسلام آوردن سبب شده اروپای مسیحی، از حال توحش و جهالت خارج گردد. لذا آن را مكتوم نگاه میدارند، ولی این نظر تا اندازهای بیاساس و تأسفآور است كه به آسانی میتوان آن را رد نمود... نفوذ اخلاقی همین اعراب زاییده اسلام، آن اقوام وحشی اروپا را، كه سلطنت روح را زیر و زبر نمودند، داخل در طریق آدمیت نموده و نیز نفوذ فكری و عقلانی آنان، دروازه علوم و فنون و فلسفه را، كه از آن بكلی بیخبر بودند، به روی آنان باز كرده و تا ششصد سال استاد ما (اروپاییان) بودند.(6)
به هرحال، جامعیت و اتقان و سادگی تعالیم اسلام موجب گردید تا مسلمانان در پرتو راهی كه اسلام در پیش روی آنان نهاد، به چنان موفقیتهای افتخارآمیز و عزت آفرینی دست یابند. از سوی دیگر، دوری از همین تعالیم موجب گردید تا مسلمانان به انحطاط كشیده شوند و به ذلّت و عقب ماندگی دچار گردند.
رشید رضا مؤلف تفسیر معروف المنار مینویسد: علمای علم الاجتماع و سیاستمداران و مورّخان اسلامی و غیر اسلامی اتفاق دارند تنها عاملی كه در برهه ای از زمان به عربها (مسلمانان) در همه زمینه های فرهنگی و اجتماعی و روحی نیرو بخشید و آنان را در پیشرفت فرهنگ و تمدن انسانی كمك كرد و با هم متحد ساخت، اسلام بود و بس. طبعا رویگردانی از اسلام و یا داشتن مسمای اسلام، نتیجه ای جز خواری و ذلّت نخواهد داشت.(7)
پی نوشت ها:
1و2ـ جولیوس گولد،فرهنگ علوم اجتماعی، ص 629 / ص 630
3ـ آلن بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ص 77 / ص 78
4ـ زینالعابدینقربانی، چگونه تشویش و نگرانی را از خود دور كنیم؟، به نقل از علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، ص 231، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، چاپ پنجم، ص 53
5ـ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 11، ص 222
6ـ تمدن اسلام و عرب به نقل از زینالعابدین قربانی، ص 751ـ754
7ـ رشید رضا، مقدمه كتاب الاعتصام
منبع : پایگاه جامع عاشورا


