بنام خدا

فلسفه و اهداف قيام عاشورا از ديدگاه امام حسين(عليه السلام) - بخش یازدهم

از آنچه درباره اهداف و فلسفه قيام عاشورا از نگاه هاى گوناگون بيان شد و مورد نقد و بررسى قرار گرفت، روشن شد كه افزون بر آنكه برخى از اين نظريه ها تصوير وارونه و يا دستِ كم نامناسب با شأن رهبر قيام ارائه كرده بودند، هيچ كدام از آنها، در ارائه يك تصوير روشن و جامع از انگيزه هاى قيام امام حسين(عليه السلام) توفيق نداشته اند.

سِرّ اين عدم توفيق را بايد (چنانكه در آغاز اين نوشتار به آن اشاره شد) در عواملى هم چون نگاه يك سويه و تك بُعدى به نهضت كربلا و نيز عدم شناخت كافى نسبت به شخصيت رهبر اين قيام و ماهيت حركت وى ،دانست. بنابراين، پژوهشگر تاريخ عاشورا اگر بخواهد به ماهيت وجوهره قيام عاشورا تا حد زيادى پى ببرد، بايد در گام نخست، با نگاه و مطالعه جامع و كامل درباره امام حسين(عليه السلام)، به زندگى، شخصيت و مقام حضرت به عنوان امام معصوم، شناخت لازم و كافى بيابد و سپس با مطالعه و تعمق لازم در بيانات و گفتار حضرت كه در مقاطع گوناگون قيام و حتى پيش از آغاز آن درباره انگيزه حركت خويش بيان كرده است، به فلسفه و ماهيت قيام آن حضرت تا حد زيادى شناخت بيابد.

اكنون با اين مقدمه و با توجه به اين كه بهترين و مطمئن ترين سند براى شناخت فلسفه و اهداف نهضت سيدالشهدا(عليه السلام)، كلمات خود آن حضرت و يا ساير امامان(عليهم السلام) در اين باره است، مجموع خطبه ها، سخنان، نامه ها و وصيت نامه امام حسين(عليه السلام)كه درباره اهداف و انگيزه هاى قيام عاشوراست و نيز برخى از تعابير زيارت نامه هاى فراوان و گوناگون كه از امامان ديگر درباره آن حضرت رسيده و در آنها به انگيزه قيام پرداخته شده است، مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته و سپس با استخراج فهرست وار اهداف قيام، به تفسير و تحليل آنها، پرداخته مى شود:

1. امام حسين(عليه السلام) در واپسين سال هاى عمر معاويه، به جهت زيارت خانه خدا، عازم مكه شدند. حضرت در مكه در جمع گروهى از عالمان و نخبگان ديگر مناطق اسلامى با ايراد خطبه اى شورانگيز و كوبنده ضمن يادآورى وظيفه سنگين و تكليف خطير عالمان و بزرگان شهرها در برابر پاسدارى از كيان دين و اعتقادهاى مسلمانان و پيامدهاى سكوت در برابر جنايات امويان، از خاموشى آنان در برابر سياست هاى دين ستيزانه حاكمان اموى انتقاد كرده و هرگونه همراهى و سازش با آنان را گناه نابخشودنى دانستند. حضرت در پايان سخنان خود، هدف از اقدامها و فعاليت هايش را بر ضد نظام ستمگر حاكم (كه چند سال بعد در قالب يك نهضت خود را نشان داد) چنين اعلام فرمودند:

اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ يَكُنْ ما كان مِنا تَنافُساً فى سُلطان، و لا التماساً من فُضول الحُطام، ولكن لِنُُرِيَ (لِنَرُدَّ) المَعالمَ من دينك، ونُظهِرَ الاصلاحَ فى بلادك، ويَأْمَنَ المظلومونَ من عِبادك، و يُعمَلَ بِفَرائِضِكَ و سُنَنِكَ و اَحكامِكَ.(111)

خدايا تو مى دانى آنچه از سوى ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامهاى بر ضد حاكمان اموى) به خاطر سبقت جويى در فرمانروايى و افزون خواهى در متاع ناچيز دنيا نبوده است؛ بلكه براى اينست كه نشانه هاى دينت را (به مردم) نشان دهيم (برپا كنيم) و اصلاح در شهرهايت را آشكار كنيم. مى خواهيم بندگان ستمديده ات در امان باشند و به دستورها و سنت ها و احكامت عمل شود.

پی نوشت :

111. ابن شعبة حرانى، تحف العقول، ص 172؛ مجلسى، بحار الانوار، ج97، ص 79. درباره اين خطبه تذكر دو نكته ضرورى است؛ نخست: در برخى از كتاب ها، اين خطبه را از قول اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل كرده اند كه علت آن ظاهراً، تشابه قسمت آخر خطبه با بخشى از خطبه 131 نهج البلاغه، است. به نظر مى رسد صرف مشابهت، نمى تواند دليل قانع كننده اى براى طرح چنين نظرى باشد، زيرا احتمال دارد امام حسين(عليه السلام) به عنوان استشهاد، عباراتى از خطبه پدر بزرگوارشان را بر زبان جارى كرده باشند. چنانكه محتمل است اين تشابه اتفاقى بوده و ناشى از آن باشد كه امامان(عليهم السلام)همگى نور واحد هستند و يك گونه مى انديشند. دوم: در مصادر اين خطبه اشاره نشده است كه امام حسين(عليه السلام) اين خطبه را پس از شروع قيام خويش و زمان اقامت در مكه ايراد فرموده اند يا قبل از آن و حتى در واپسين سال هاى عمر معاويه؛ اما برخى از نويسندگان از ظاهر عبارات آخر خطبه كه مى فرمايد: «اللهمّ انك تعلم انه لم يكن ماكان منا تنافساً فى سلطان» چنين استفاده كرده اند كه امام(عليه السلام) اين خطبه را پس از شروع نهضتش ايراد فرموده و ظاهر عبارت ما كان منا اشاره به قيام حضرت دارد. (ر.ك: محمد نعمة السماوى، الثورة الحسينية، ج4، ص 183).

منبع : پایگاه جامع عاشورا

 





تاريخ : شنبه 16 آبان 1394  | 10:00 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.