بنام خدا

ادامه مطلب فلسفه و اهداف قيام عاشورا از ديدگاه امام حسين(عليه السلام) - بخش دوازدهم

از اين جملات مى توان چهار هدف را براى اقدامها و فعاليت هاى امام حسين(عليه السلام) كه در عصر حاكميت يزيد جزو اهداف قيام حضرت به شمار مى رفت، استخراج كرد:

الف: احياى مظاهر و نشانه هاى اسلام اصيل و ناب محمدى(صلى الله عليه وآله)؛

ب: اصلاح و بهبودى در وضع شهروندان؛

ج: مبارزه با ستمگران اموى جهت تأمين امنيت براى مردم ستمديده؛

د: فراهم ساختن بسترى مناسب براى عمل به احكام و واجبات الهى.

 

2. امام حسين(عليه السلام) در وصيت نامه اى كه هنگام خروج از مدينه و در زمان وداع با برادرش محمد بن حنفيه براى وى نوشت، هدف از حركت خويش را چنين بازگو كردند:

انِّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً ولا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الِاصلاحِ فِى اُمه جَدِّى محمد(صلى الله عليه وآله)اُريدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ و اَنْهى عَنِ المُنْكَرِ و اَسيرَ بِسيره جَدِّى محمد(صلى الله عليه وآله) و اَبى عَلىِّ بنِ اَبِى طالِب(عليه السلام) (112) 

من از روى سرمستى و گستاخى و تبهكارى و ستمگرى از مدينه خارج نشدم؛ بلكه براى طلب اصلاح در امت جدم خارج شده ام. مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره جدم و پدرم على بن ابى طالب(عليه السلام) عمل كنم.

و در جاى ديگر مى فرمايند:

اَلّلهُمِّ اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ و اَكْرَهُ الْمُنْكَرَ(113)

خدايا من به معروف اشتياق و از منكر تنفر دارم.

و در زيارت هاى مختلف كه درباره امام حسين(عليه السلام) از امامان(عليهم السلام)وارد شده، اين تعابير فراوان ديده مى شود:

اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الْصَلوةَ وَ آتَيْتَ الزَكوةَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ(114)

گواهى مى دهم كه تو نماز را بپا داشتى و زكات دادى و امر به معروف و نهى از منكر كردى.

از اين عبارات، اهداف ذيل را از قيام حضرت، مى توان استفاده كرد:

الف: طلب اصلاح در امور امت پيامبر(صلى الله عليه وآله)؛

ب: امر به معروف؛

ج: نهى از منكر؛

د: عمل به سيره رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و اميرمؤمنان(عليه السلام) (برپايى نماز و پرداخت زكات).

3. حضرت در نامه اى كه در زمان اقامت خويش در مكه در پاسخ دعوت به نامه هاى اشراف و بزرگان كوفه مبنى بر آمدن به كوفه، نوشتند، فلسفه قيام خود را چنين بيان فرمودند:

فَلَعَمْرِى مَا الاِمامُ الا الحاكِمُ بِالكِتابِ، القائِمُ بِالقِسْطِ، الدائِنُ بِدينِ الحَقِّ ، الحابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذاتِ اللهِ(115)

«به جانم سوگند، پيشوا كسى است كه به كتاب خدا حكم كند، عدل و داد را محقق سازد، متدين و ملتزم به دين حق باشد، خود را وقف خدا كند».

امام(عليه السلام) در اين نامه، هدف از قيام را، (مبارزه و جهاد بر ضد حكومت ستمگر بنى اميه تا براندازى آن و) تلاش در جهت بر پايى حكومتى مى داند كه رهبر و پيشواى آن، صفات و امتيازهاى ذيل را داشته باشد:

الف: به كتاب خدا حكم كند؛

ب: عدالت را در جامعه حاكم كند؛

ج: متدين ومعتقد به دين خدا باشد؛

د: خود را وقف خدا و اهداف الهى كند؛

مطلب ادامه دارد....

پی نوشت ها :

112. ابن اعثم كوفى، الفتوح، ج5، ص 21؛ خوارزمى، مقتل الحسين، ج1، ص 273؛ مجلسى، همان، ج44، ص 329 ـ 330. و نزديك به اين تعابير: ابو جعفر محمد بن على بن شهر آشوب ، مناقب آل ابى طالب، تحقيق: يوسف محمد البقاعى، چ دوم، بيروت، دارالاضواء، 1412هـ ، ج4، ص 97. البته در نقل ابن شهرآشوب، امام(عليه السلام) نخست اينكه اين جملات را درپاسخ ابن عباس مى فرمايند نه در جواب ابن حنفيه و دوم آنكه حضرت به صورت پاسخ شفاهى مى فرمايند نه در قالب وصيت نامه. هم چنين در نقل ابن اعثم و به پيروى او خوارزمى، بعد از تعبير سيرة ابى على بن ابى طالب اين عبارت اضافه شده است: وسيرة الخلفاء الراشدين المهديين كه به نظر مى رسد بعدها جاعلان، تعبير ياد شده را به فرمايش امام(عليه السلام) افزوده اند، چرا كه به اعتقاد برخى از محققان: راشدين اصطلاحى است كه استعمال آن بعد از عصر بنى اميه رايج شده است و هيچ نصى كه دلالت كند بر وجود چنين اصطلاحى قبل از زمان ياد شده، وارد نشده است. نكته ديگر آنكه مراد از اين واژه، افرادى هستند كه بعد از پيامبر(صلى الله عليه وآله) پى در پى و بدون فاصله به خلافت رسيده اند كه از جمله آنان، امام على(عليه السلام)نيز مى باشد. از اين رو ديگر معنا ندارد كه راشدين عطف بر اسم امام(عليه السلام) شود. بنابراين، چنين قرائنى دلالت مى كند كه بعدها اين جمله به فرمايش امام(عليه السلام)اضافه شده است. در اين باره ر.ك: سيد مرتضى عسكرى، معالم المدرستين، چ دوم، تهران، مؤسسة البعثة، 1408هـ ، ج3، ص 50.

113. ابن اعثم ، همان، ج5، ص 19؛ خوارزمى، همان، ج1، ص 270.

114. شيخ عباس قمى، كليات مفاتيح الجنان، ترجمه مهدى الهى قمشه اى، تهران، انتشارات علمى، [بى ت]، زيارت مخصوصه امام حسين(عليه السلام)، ص 758، زيارت هاى مطلقه امام حسين(عليه السلام)، صفحات 775، 777، 778 ـ 779، 783، زيارت امام حسين(عليه السلام)در نيمه رجب، ص 807، زيارت امام حسين(عليه السلام) در شب هاى قدر، ص 811، زيارت امام حسين(عليه السلام) در روزهاى عيد فطر و قربان، ص 816 و زيارت امام حسين(عليه السلام)در روز عرفه، ص 825، ناگفته نماند شهادت دادن در اينجا به مفهوم متعارف آن يعنى گواهى كردن و تأييد يك موضوع مادى و حقوقى نيست، بلكه بيان يك حقيقت معنوى و اعتراف به يك واقعيت است كه با انگيزه معنوى صورت گرفته است. يعنى من اين واقعيت را درك مى كنم كه نهضت تو به انگيزه امر به معروف و نهى از منكر بوده است نه به علت دعوت كوفيان يا علل ديگر. بنابراين اگر تلاش ها و كارهاى ديگرى صورت گرفته است، همه براى رسيدن به آن هدف و آرمان بزرگ بوده است.

115. ابو عبدالله محمد بن محمد بن النعمان (شيخ مفيد)، الارشاد، تحقيق: مؤسسة آل البيت(عليه السلام)، چ اول، قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، 1413هـ ، ج2، ص 39؛ طبرى، تاريخ الامم و الملوك، ج4، ص 262؛ مجلسى، همان، ج44، ص 334؛ و با كمى تفاوت در عبارات: ابن اعثم، همان، ج5، ص 31؛ خوارزمى ، همان، ج1، ص 284.

منبع : پایگاه جامع عاشورا

 

 





تاريخ : شنبه 16 آبان 1394  | 10:07 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.