بنام خدا

 نهضت ‏عاشورا و اهداف آن

اشاره ‏های مختلف امام (ع) به وظیفه خود

سیدالشهدا (ع) به وظیفه خدایی خود که امتناع از بیعت‏ بود آشنا بود و بهتر از همه به قدرت بیکران و مقاومت‏ ناپذیر بنی ‏امیه و روحیه یزید پی برده بود و می‏دانست که لازم لاینفک خودداری از بیعت، کشته شدن اوست و انجام وظیفه خدایی، شهادت را در بر دارد. و از این معنی در مقامات مختلف با تعبیرات گوناگون کشف می‏فرمود.
در مجلس حاکم مدینه که از وی بیعت می‏خواست فرمود: مثل من با مثل یزید بیعت نمی‏کند.
هنگامی که شبانه از مدینه بیرون می‏رفت از جدش رسول اکرم (ص) نقل فرمود که در خواب به وی فرمود: خدا خواسته (یعنی به عنوان تکلیف) که کشته شوی.


 

در خطبه که هنگام حرکت از مکه خواند و در پاسخ کسانی که می‏خواستند آن حضرت را از حرکت ‏به سوی عراق منصرف سازند همان مطلب را تکرار فرمود.
در پاسخ یکی از شخصیت‏های اعراب که بین راه اصرار داشت که آن حضرت از رفتن به کوفه منصرف شود و گرنه قطعا کشته خواهد شد، فرمود:
«این رای بر من پوشیده نیست ولی اینان از من دست ‏بردار نیستند و هر جا بروم و هر جا باشم مرا خواهند کشت.»

برخی از این روایات اگر چه معارض دارد یا از جهت‏ سند خالی از ضعف نیست ولی ملاحظه اوضاع و احوال روز و تجزیه و تحلیل قضایا، آنها را کاملا تایید می‏کند.

 اختلاف روش امام (ع) در خلال مدت قیام خود

البته مراد از اینکه می‏گوییم مقصد امام (ع) از قیام، شهادت بود و خدا شهادت او را خواسته بود، این نیست که خدا از وی خواسته بود که از بیعت‏ یزید خودداری نماید، آنگاه دست روی دست گذاشته به کسان یزید اطلاع دهد که بیایید مرا بکشید و بدین طریق خنده‏ دار وظیفه خود را انجام دهد و نام قیام روی آن بگذارد.
بلکه وظیفه امام (ع) این بود که علیه خلافت‏ شوم یزید قیام کرده، از بیعت‏ با او امتناع ورزد و امتناع خود را - که به شهادت منتهی خواهد شد - از هر راه ممکن به پایان رساند.
از اینجاست که می‏ بینیم روش امام (ع) در خلال مدت قیام به حسب اختلاف اوضاع و احوال، مختلف بوده است:
در آغاز کار که تحت فشار حاکم مدینه قرار گرفت‏ شبانه از مدینه حرکت کرده به مکه که حرم خدا و مامن دینی بود پناهنده شد و چند ماهی را در مکه در حال پناهندگی گذرانید.
در مکه تحت مراقبت‏ سری مامورین آگاهی خلافت‏ بود تا تصمیم گرفته شد توسط گروهی اعزامی در موسم حج کشته شود یا دستگیر شده به شام فرستاده شود. و از طرف دیگر سیل نامه از جانب عراق به سوی آن حضرت باز شده در صدها و هزارها نامه وعده یاری و نصرت داده او را به عراق دعوت کردند و در آخرین نامه که صریحا به عنوان اتمام حجت - چنانکه بعضی از مورخین نوشته ‏اند - از اهل کوفه رسید که حضرت تصمیم به حرکت و قیام خونین گرفت. اول به عنوان اتمام حجت، مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده خود به کوفه فرستاد و پس از چندی، نامه مسلم مبنی بر مساعد بودن اوضاع نسبت ‏به قیام، به آن حضرت رسید.
امام (ع) به ملاحظه دو عامل که گفته شد یعنی ورود مامورین سری شام به منظور کشتن یا گرفتن وی و حفظ حرمت‏ خانه خدا و مهیا بودن عراق برای قیام، به سوی کوفه رهسپار شد. سپس در اثنای راه که خبر قتل فجیع مسلم و هانی رسید، روش قیام و جنگ تهاجمی را به قیام دفاعی تبدیل فرموده و به تصفیه جماعت‏ خود پرداخت و تنها کسانی را که تا آخرین قطره خون خود از یاری وی دست ‏بردار نبودند نگه‏داشته، رهسپار مصرع خود شد. (2)

 پی‏ نوشت‏ ها :

1-      به نقل آلوسی در جزء 26 تفسیر روح المعانی، ص‏66 از تاریخ ابن الوردی و کتاب الوافی بالوفیات.

2-      بیست مقاله، رضا استادی، نشر انتشارات اسلامی، صص 444 - 438.

منبع : فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 25 علامه سید محمد حسین طباطبایی





تاريخ : یک شنبه 24 آبان 1394  | 8:30 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.