بنام خدا
درسها و عبرتهای عاشورا در عرصه رفتار سیاسی - بخش نهم
ب. کوتاهی خواص در عمل به تکلیف
کوتاهی و سستی خواص از ادای تکلیف و انجام وظیفه یکی از عوامل زمینهساز رویداد عاشورا است. نقش خواص در تحولات و دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی از مسائلی است که تردیدی در آن نیست. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب خواص را یکی از عوامل بسیار تأثیرگذار در تحولات تاریخ میدانستند و در رویداد عاشورا این تحلیل را ارائه کردند که اگر خواص جبهه حقّ، تسلیم جلوههای دنیا نگردند و دین را فدای دنیا نکنند و به موقع از حق حمایت کنند، هیچگاه جامعه اسلامی دچار وضعیت زمان امام حسین(ع) نخواهد شد و شاهد حادثه تلخی چون عاشورا نخواهد بود.
برای دریافت ابعاد این تحلیل تاریخی و جامعه شناسانه که نسخه شفابخش جامعه امروز ما نیز هست، نخست به مفهوم خواص و عوام اشاره کرده و سپس به علل و عواملی که ممکن است برخی از خواص را از انجام وظیفه و مسؤولیت باز دارد و یا آنان را در برابر آن قرار دهد خواهیم پرداخت.
مفهوم خواص و عوام
مردم در جامعههای گوناگون به اعتبار قدرت نفوذ و تأثیرگذاری بر اندیشهها و رفتار دیگران و همچنین میزان تأثیرپذیری متفاوتند. در هر جامعه تعدادی اندک به دلیل موقعیت ویژهای که دارند بر رفتار و ارزشهای دیگران تأثیر میگذارند. این گروه، با نامهای: خواصّ، نخبگان، برگزیدگان... شناخته میشوند. گروه دیگر که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند از آنان به عنوان: توده یا عوام یاد میشود. خواص کسانیاند که بر اساس آگاهی و بصیرت تصمیمگیری کرده و حرکت میکنند. در برابر خواصّ عوام هستند. این گروه دنبال این نیستند که ببینند چه راهی درست است، چه حرکتی صحیح است و سپس بر اساس آن حرکت کنند بلکه پیرو جوّ زمان خود هستند؛ اکثریت به هر راهی رفتند اینها نیز به همان راه خواهند رفت.[68] در این تقسیم و تفسیر هیچگونه معیار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی لحاظ نشده است. بلکه کسی که از روی بصیرت و آگاهی تصمیم بگیرد و عمل کند هر چند بیسواد باشد جزو خواص به شمار میآید و آنکه بدون بصیرت و تشخیص عمل کند هر چند به ظاهر جزو علما باشد «عوام» است.
تقسیمبندی خواص
مرز میان خواص و عوام همان بصیرت و آگاهی است. خواص بر دو گونهاند: خواص جبهه حقّ و خواص جبهه باطل. عوام نیز به همین دو قسم تقسیم میشوند. عدّهای حقّ را شناختهاند و تلاش آنها نیز در همین راستاست. و عدّهای نیز در برابر حق بیتفاوت و یا ضدّ آنند. در میان طرفداران باطل نیز آدمهای نخبه و زرنگ و اهل فکر و تشخیص وجود دارد. سخن ما در اینجا درباره خواص طرفدار حقّ است. خواص طرفدار حقّ نیز به دو دسته تقسیم میشوند:
1. گروهی که آرمانها و ارزشهای اسلامی برای آنها اصل است و در آن هنگام که دین و دنیا در برابر هم قرار گرفتند، دین را بر دنیا و جلوههای آن ترجیح میدهند.
2. گروهی که جذب دنیا و جلوههای آن(مقام، ثروت، شهرت و...) شده و با وجود تشخیص حقّ و اهل حقّ از عمل به آن باز میمانند. وقتی که پای ادای تکلیف و انجام مسؤولیت به میان آید نمیتوانند از دنیا بگذرند و دنیا را بر ادای تکلیف پیش میدارند. اگر در جامعه اسلامی گروه نخست بیشتر باشند جامعه دچار انحطاط و سقوط نخواهد شد و حادثهای همانند روزگار امام حسین(ع) بوجود نخواهد آمد. ولی اگر تعداد آنها اندک و تعداد دسته دوّم بیشتر باشند آن وقت است که جامعه در سراشیبی سقوط قرار خواهد گرفت و حسینبن علیها به مسلخ خواهند رفت. یزیدها و ابن زیادها بر سر کار خواهند آمد و امامت تبدیل به سلطنت و پادشاهی خواهد شد.
نقش خواص در رویداد عاشورا
بحث اساسی و مهم در باب «خواص» نقش آنان به عنوان یکی از عوامل زمینهساز عاشورا است. خواص طرفدار حقّ به ویژه کسانی که به حقانیت امام حسین(ع) باور داشتند، در عرصه سیاسی باید با آن بزرگوار همراه شده و با دشمنان میجنگیدند. چه عامل و یا عواملی سبب شد که اینان از امام حسین(ع) حمایت نکردند، بیتفاوت ماندند و یا در برابر آن حضرت ایستادند. تعداد آنان که امام حسین(ع) را به خوبی میشناختند ولی بر اساس شناخت خود عمل نکردند کم نبودند. بسیاری از کسانی که در مدینه یا مکّه به آن حضرت نصیحت میکردند که به سوی کوفه نرود از همین قبیل بودند.[69] بسیاری از کسانی که نماینده امام حسین(ع) مسلم بن عقیل را در کوفه تنها گذاشتند از همینها بودند. تجزیه و تحلیلِ بیتفاوتی اینان و دستیابی به عواملی که آنان را از انجام وظیفه بازداشت در عرصه رفتار سیاسی برای ما درسآموز و عبرتانگیز است. این عوامل بسیارند. از این روی، پس از اشاره به عناوین پارهای از آنها به «دنیاگرایی خواص» که از اهمیت بیشتری برخوردار و جنبه محوری دارد خواهیم پرداخت.
بازگشت به باورها و ارزشهای جاهلی از جمله قومیتگرایی، عافیتطلبی و تجمّلپرستی، افزونطلبی و مقامخواهی، فرصتطلبی و نفاق، ترس و وحشت و بالاخره دنیاپرستی خواص از عواملی بودند که خواص طرفدار حق در حادثه عاشورا به وظیفه و مسؤولیت خود عمل نکردند. وقتی که بیشتر خواص طرفدار حقّ چنان باشند که دنیای خودشان برایشان از همه چیز مهمتر باشد، بیشک، از ترس جان، از ترس از دست دادن مال و مقام و یا نام و شهرت خود حاکمیت باطل را میپذیرند و در برابر آن نمیایستند و از حقّ نیز طرفداری نمیکنند و جانشان را به خطر نمیاندازند. وقتی اینگونه شد اوّلش با شهادت حسین بن علی(ع) آغاز میشود، آخرش هم به بنیامیه و شاخه مروانی و بنیعباس و پس از بنیعباس، هم به سلسله سلاطین در دنیای اسلام، تا امروز میرسد.[70]
دنیا گرایی خواص
هر چند عواملی چون: قومیتگرایی، نفاق و دورویی و غفلت سبب لغزش و انحراف برخی از خواص شد، ولی دنیا و جلوههای آن چون مقامخواهی، رفاهطلبی، ثروت، شهرت از مهمترین و خطرناکترین عواملی بود که در لغزش خواص و رویداد عاشورا نقش اساسی داشت. با نگاهی به تاریخ اسلام مییابیم که اساس همه انحرافها، فتنهها، جنگهایی که از سوی خواص صورت گرفته، دنیاپرستی آنان بوده است. بر همین اساس پیامبر اسلام فرموده است: «حبّ الدنیا رأس کل خطیئة؛[71] دوستی دنیا سر و اساس همه گناهان است.» علی(ع) نیز دنیا دوستی را اساس همه فتنهها و مشکلات دانسته است: «حبّ الدنیا رأس الفتن و اصل المحن».[72] امامحسین(ع) نیز راز و رمز دگرگونی بسیاری از مردم و کنارهگیری آنان را از حقّ، دنیاگرایی آنان دانسته است: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه مادّرت معایشهم فاذا محّصوا بالبلاء قلّ الدیانون؛[73] مردم بنده دنیایند و دین لقلقه زبانشان. حمایت آنها از دین تا زمانی است که زندگی آنها در رفاه باشد و آنگاه که در بوته امتحان قرار گرفتند دینداران کم میشوند.»
این سخنان را امام در چه زمانی ایراد کرده است؟ برخی چون طبری بر این باورند که امام(ع) این سخنان را در بین راه و در منزل «ذیحسم» ایراد کرده است. برخی دیگر برآنند که این خطبه در دوّم محرم و در سرزمین کربلا ایراد شده است. این سخنان در هر کجا ایراد شده باشد بیانگر ناخرسندی امام(ع) از وضعیت جامعه و مردم مسلمان در آن روزگار است. امام(ع) پس از آنکه از دگرگونی اوضاع و سستی و بیتفاوتی مردم در برابر خوبیها و بدیها شکوه کرده با جمله: «الناس عبید الدنیا» علت آن را دنیا پرستی آنان دانسته است. وقتی که دنیا در نگاه انسان مسلمان، هدف و معبود شد باید منتظر چنین چیزهایی بود. سخنان امام حسین(ع) هر چند بیانگر آن است که دنیاگرایی آفتی عمومی و همگانی است لذا با واژه «الناس» از آن یاد کرده است ولی روشن است که بخشی از مردم که همان خواص باشند بیشتر در معرض این آسیب هستند. چرا که جلوههای دنیا بسیار است. بخشی از آن برای همه کس قابل دسترسی نیست. مقام، پولهای کلان... را به همه کس نمیدهند. «خواص» با ویژگیهایی که دارند دسترسی بیشتری به دنیا و جلوههای آن دارند. به همه کس ملک ری و کیسه زر نمیدهند. اینها برای عمر سعدها و شریح قاضیها... آماده است. مواردی که خواص طرفدار حقّ به خاطر دنیاگرایی از پذیرش حقّ سر باز زده و یا با آن به مخالفت برخواستهاند فراوان است، در اینجا تنها به نمونههایی از چند مقطع تاریخی بسنده میکنیم:
پی نوشت ها :
[68]. سخنان مقام معظم رهبری، لشگر 27 حضرت رسول، در 20/3/75.
[69]. لهوف، ص26، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن زبیر، از اینگونه افراد بودند.
[70]. سخنان مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان لشگر 27 حضرت رسول(ص)، 20/3/75.
[71]. غرر الحکم و درر الحکم، آمدی با شرح محقق خوانساری، ج3، ص395، دانشگاه تهران، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، معروف به مجموعه ورام، ج2، ص122، چنین آمده است: حب الدنیا اصل کل معصیة...حبّ الدنیا و حبُّ الله لا یجتمعان فی قلب واحد.
[72]. همان، ج3، ص395.
[73]. تحف العقول؛ 250، ص249؛ بحارالانوار، ج44، ص383، ج78، ص117.
منابع :
فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 27 , محمدصادق مزینانی
پایگاه اطلاع رسانی حوزه


