حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فن آوریهای جدید از جمله فنآوریهای تکنولوژیکی و اطلاعاتی و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم میسازد، آنان را علاوه بر نقشآفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کار مفید و بهرهوری بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها و رفتارهای کلیشهای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی و اجتماعی، آنان را افرادی کارآمد و هدفمند میپروراند. زیرا پیروی از کلیشههای سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد میسازد. به همین دلیل؛ گذر از این مرحله، تاثیرپذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسئولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیتهای بهتر و جدیدتر، از فرد یک انسان مستقل و توانمند میسازد که در عرصههای گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت میتواند مفید واقع شود
حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فن آوریهای جدید از جمله فنآوریهای تکنولوژیکی و اطلاعاتی و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم میسازد، آنان را علاوه بر نقشآفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کار مفید و بهرهوری بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها و رفتارهای کلیشهای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی و اجتماعی، آنان را افرادی کارآمد و هدفمند میپروراند. زیرا پیروی از کلیشههای سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد میسازد. به همین دلیل؛ گذر از این مرحله، تاثیرپذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسئولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیتهای بهتر و جدیدتر، از فرد یک انسان مستقل و توانمند میسازد که در عرصههای گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت میتواند مفید واقع شود
فضای درون خانواده، خصوصاً رهنمودهای والدین به فرزندان، این امکان را به آنها میدهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده، رفتار جدیدی را مورد کند و کار قرار داده و خود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند؛ به شکلی که بتوانند بر فراز خواستهها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظامهای مدرن پرو بال بزنند و از نفوذ و سلطه اندیشه و روشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند. در ادامه چنین روندی، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در این ارتباط، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی، نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلاق و کارآفرین در جامعه ایفاء میکنند
مقدمه
تعریف کار
موضوع جامعه شناسی کار
توسعه صنعت،بر خلاف اعتقاد رایج مخصوص جوامع اروپای غربی و آمریکای شمالی نیست.بلکه در حقیقت صنعت گرایی جنبشی است که به طور سریع و متوالی در همه کشورها صرف نظر از ساختار اقتصادی و اجتماعی آنها ،رواج یافته است.به همین دلیل توسعه نیافتگی یا عقب ماندگی را باید در تاخیری که از نظر توسعه صنعت در برخی کشورها وجود دارد،جستجو کرد.بنابراین اگر تنوع و ناهماهنگی ظاهری جوامع را نادیده بگیریم،مسائل مربوط به کار صنعتی و آثار آن به تدریج گریبانگیر همه کشورهای جهان ،اعم از صنعتی و غیر صنعتی می شود.
تعریف جامعه شناسی کار
جامعه شناسی کار بررسی و مطالعه گروههای انسانی است که از نظر ابعاد و وظایف متفاوتند و برای اجرای کار معین و مشترکی گرد هم آمده اند.مسائل مربوط به کار و روابط بیرونی این فعالیتها و همچنین روابط درونی افرادی که این گروهها را تشکیل می دهند همگی در قلمرو جامعه شناسی کار قرار دارد؛لیکن چون ماهیت کار بسیار پیچیده و متنوع است و جنبه های مختلف فنی،روان شناسی ،اقتصادی و اجتماعی آن کاملاً به یکدیگر مرتبط و وابسته اند.
کار
تقسیم کار
کار و بیگانگی
دموکراسی صنعتی
جمعیت فعال
نظریه اشتغال
اتحادیه های کارگری و ستیزه صنعتی
توسعه اتحادیه ها
چرا اتحادیه ها وجود دارند؟
تحولات اخیر
اعتصابات
روان شناسی اجتماعی کار صنعتی
1.تاثیر آن بر رفتار فرد
2.تاثیر آن بر روابط اجتماعی محیط کار
سنجش سطح رضایت شغلی مبتنی بر این فرض است که اولاً احساس رضایت یا نارضایتی ناشی از نگرشی است که خود نیز تا اندازه ای با چگونگی شغل و مقتضیات مربوط به آن پدید می آید.ثانیاً چنین نگرشهایی عوامل موثر در برخی از رفتارها به حساب می آیند.به طور خلاصه فرض بر این است که نتایج عینی برخی از این رفتارها از قبیل جابه جایی و غیبت،روند ضد تولیدی را تا اندازه ای تبیین می کند و همه اعضای نیروی کار نیز نسبت به مقتضیات عینی کار به طور یکسان واکنش نشان نمی دهند؛بنابراین در این اندازه گیریها باید تفاوتهای فردی را در نظر گرفت.پس رضایت پایدار افراد باید ملاک سنجش رضایت شغلی قرار گیرد.
شرکتهای بزرگ و قدرت شرکتها
بیکاری،کار زنان و اقتصاد غیر رسمی
(آنها ممکن است کار مزدبگیری نیمه وقت نیز داشته باشند).تنها اقلیت بسیار کوچکی از ثروتمندان در راس نظام طبقاتی ،که می توانند از قِبَل سرمایه گذاریها زندگی کنند،و شمار بسیار زیادتر بیکاران هستند که فعالیت کاری ندارند.برای اکثر مردم ،بیکاری وضعیت خوشایندی نیست.فاقد کار بودن هنگامی که شخص به آن نیاز دارد،و نداشتن منابع لازم برای گذران یک زندگی رضایتبخش،علاوه بر سختی مادی رنج روحی به همراه می آورد.
در دنیای کنونی که ساختار کار و تجارت به طور کلی دگرگون شده است، ساعات کاری طولانی تر و بی نظم تر شده اند. برای مثال در برخی مناطق که ساعات کاری به طور روزانه گاهی تا ۲۴ ساعت نیز می رسد، کار کردن از ۹ صبح تا ۵ بعد از ظهر فقط به صورت یک خاطره دور دست در آمده است. تمام این موارد اثبات می کنند که برقراری تعادل میان زندگی شغلی و زندگی لذت بخش اجتماعی امر خطیری است. واضح و مبرهن است که افراد حرفه ای اما جوان و کم سن و سال، باید نسبت به سایرین ساعت های طولانی تری کار کنند تا بتوانند از نردبان موفقیت های شغلی بالا رفته و توسط مدیران ارشد شناسایی شوند.
پیگیری مکرر کارها برای افراد بسیار زیادی به صورت وسواس فکری در می آید و منجر می شود تا آنها خانواده، دوستان و افراد مهمی که در زندگی پشتیبانشان هستند را به دست فراموشی بسپارند. هر چند انسان تنها با شبی ۳ ساعت خواب هم میتواند به زندگی ادامه دهد، اما تنظیم برنامه ای مناسب برای انجام اولویت ها، تقریبا در نظر همه افراد دشوار است. تحقیقات نشان می دهد کارخانه هایی که نیازهای خانوادگی کارکنان خود را در نظر گرفته و به آنها احترام می گذارند، کارکنان خوشحال تر و خلاق تری دارند. همچنین استراحت کافی یکی از مهمترین فاکتورها در ارتباط با افزایش خلاقیت و قدرت تفکر به شمار می رود.
همچنین عوامل غیر شغلی بسیار زیادی نیز وجود دارند که تاثیر چشمگیری بر روی موفقیت های کلی ما می گذارند؛ چه در محل کار و چه در خارج از آن. در کنار کار، شما باید به همسر، نامزد، دوستان، سلامتی و تفریح خود نیز اهمیت بدهید. متاسفاته اغلب افراد از درک صحیح این مطالب عاجز هستند. خانواده و دوستان یکی از فاکتورهای مهم در حمایت از شما به شمار می روند و در پستی ها و بلندی ها همواره به همراهتان خواهند بود.
▪ مدیریت زمان
خط فکر و دورنمای بزرگتری را در ذهن خود مجسم کنید. همیشه با این دید زندگی کنید که ممکن است موقعیتی پیش بیاید که همه چیز را از دست بدهید. سپس از خود سوال کنید که اگر یک چنین تراژدی پیش بیاید، باید چه کاری انجام دهید؟ چه کسی در کنارتان باقی خواهد ماند؟ چه چیز برایتان می ماند؟ بی توجهی نسبت به افرادی که از شما پشتیبانی می کنند، باعث می شود در زمان بروز مشکلات بی کس، نا مطمئن و پر مخاطره باقی بمانید. به علاوه در زمان هایی که به طور مثال دچار شکست های عاطفی شده اید، استرس بیش از اندازه ای احساس می کنید، و یا از کوره در رفته باشید، انسان هایی که در سیستم پشتیبانی شما قرار دارند به راحتی می توانند به شما در فراموش کردن مشکلاتتان کمک کنند.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید سلامت جسمی و تناسب اندام است. ورزش کردن به اندازه کافی، باعث می شود میزان استرس کاهش پیدا کرده، انرژی لازم برای سپری کردن ساعات طولانی کاری مهیا شود، و رویهم رفته سلامت کلی تان بهبود پیدا کند. به علاوه ورزش و نرمش ذهن شما را پاک می کند و باعث می شود خواب راحت تری داشته باشید. برای بسیاری از آقایون ورزش های تفریحی باعث میشوند تا قدری خودشان را از مشغولیت های فکری که در مورد کارشان دارند، دور نگه دارند. مثلا بازی فوتبال بعد از ظهر جمعه، تنها موقعیتی است که آقایون در حین آن به مسائل کاری فکر نمی کنند.
سرگرمی و تفریح نیز برای استمرار سلامت روانی ضروری است. به منظور حفظ طراوت روحی، شما نیاز به سرگرمی و تفریح دارید. افرادی که در زندگی خود هیچ گونه تفریحی ندارند، کارشان به مستی کشیده می شود و اغلب از این که هر روز باید به محل کار خود بروند، نفرت پیدا می کنند. رفتن به سینما برای تماشای یک فیلم خوب و خندیدن از جمله مواردی هستند که می توانند شما را برای مدت زمانی هر چند کوتاه، از مشکلات و مسائل زندگی دور کنند.
▪ اولویت بندی نیازها
یک راه حل کاربردی این است که خواست ها و نیازهایتان را در زندگی اولویت بندی کرده و به هر کدام مدت زمان معینی را اختصاص دهید. برای هر یک از فعالیت های خود زمان مشخصی را معین کنید، و همانقدر که برای مسائل تجاری ارزش قائل هستید به سایر فعالیت هایتان نیز اهمیت بدهید. سعی کنید تا آنجایی که برایتان مقدور است، انجام آنها را به تاخیر نیندازید.
برای مثال اگر صرف نهار به همراه خانواده، برایتان جزء اولویت ها به شمار می آید، سعی کنید هر روز در زمان معین در منزل حضور به هم رسانید. حتی اگر باعث شود که بعد از ظهر چند ساعت بیشتر کار کنید، باز هم سعی کنید از آن کوتاهی نکنید. حتی می توانید قسمتی از کارهای خود را به منزل بیاورید تا هم چند ساعت در کنار خانواده باشید و هم به کارهایتان رسیدگی کنید.
یکی دیگر از راهکارها این است که صبح ها کمی زودتر از خواب بلند شوید و به جای اینکه پس از اتمام کار به باشگاه بروید، قبل از آن این کار را انجام دهید. این کار نه تنها شما را از آغاز صبح سرحال و پر انرژی می نماید، بلکه بعد از ظهرتان نیز برای انجام سایر کارها خالی می شود. از آنجایی افراد گرایش دارند در ساعات اولیه روز در محل کار خود اندکی آهسته و کند کار کنند، ورزش صبحگاهی باعث می شود شما به طور کامل از خواب بیدار شده و ذهنتان بارور تر عمل کند. این امر باعث می شود که کارهای بیشتری را در مدت زمان کمتری انجام دهید.
مدیریت زمان برای ایجاد و افزایش وقت آزاد امری حیاتی است. به این منظور باید اولویت هایتان را به روشنی دسته بندی کنید و تلاش متمرکزی برای وقت گذاشتن در مورد سایر فعالیت ها از خود نشان دهید. حفظ تعادل میان شغل و خوشی شما را به سمت زندگی شادتر و پر ثمر تری هدایت می کند .
«کار به مثابه يک ارزش»عنوان سرمقالهي روزنامهي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد؛سنت نام گذاري سالها توسط رهبر معظم انقلاب در يکي دو دهه گذشته برکات زيادي براي کشور و مردم به همراه داشته و اين عنوان بندي به بخشي از فرهنگ عمومي جامعه در ابتداي سال تبديل شده است.البته هدف از اين نام گذاري ها گفتمان سازي جهت التفات بيشتر مردم و مسئولان به نيازها و ملزومات حياتي کشور است.
رهبر معظم انقلاب دور انديشانه سال1389 را تحت عنوان ” همت مضاعف، کار مضاعف ” نام گذاري نمودند و تاکيدفرمودند: “شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعا همه مشکلات را هم حل نمي کند بلکه انگشت اشاره اي است که راه و روش را نشان مي دهد که امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و کارهاي بيشتر و جدي تر انجام داد.”
مطالعات و پژوهش هاي مختلف درباره علل کندي و صعوبت پيشرفت در ايران نشان مي دهد که يکي از موانع عمده در کنار ساير عوامل، اصطکاکات فرهنگي بويژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ايران است.
اما فرهنگ کار درايران پديده مبهمي است و هرچند تعريف متقني از آن متناسب با مختصات فرهنگي و مردم شناسي ايراني ها ارائه نشده است اما نوعا اعتقاد بر اين است با هر تعريفي که در ذهن سيال جامعه بر آن توافق و تقاعد عمومي وجود داشته باشد باز فرهنگ کار در ايران در سطح پاييني قرار دارد.
کشور ايران در دهه چهارم انقلاب، نيازمند توليد فزاينده ثروت در عين تحقق عدالت است. توليد ثروت در جرثومه بي عدالتي کاپيتاليسم و نسخه هاي بين المللي توسعه، تجويز نابخرادانه اي براي بهبود بيماري هاي مزمن جامعه ايران است. ما نيازمند توليد ثروت به روش ايراني و اسلامي هستيم. توليد ثروتي که در زير چرخ هاي آن فقرا له نمي شوند و مستضعفين در اموال اغنيا سهم دارند. بديهي است چنين فرايندي مسبوق به تصحيح فرهنگ تلاش و اخلاق کار در جامعه ايران و بازسازي آن متناسب با بايسته هاي ديني و ملي است.
روشن است ترميم فرهنگ کار در ايران پيوندهاي مستمري با افزايش توليد ثروت ملي دارد. البته مديران و برنامه ريزان کشور بايد ارتباط منطقي بين کار وتلاش مضاعف با توليد بيشتر ثروت برقرار کنند. مردم بايد احساس کنند با کار بيشتر در عرصه هاي مختلف نظير علم و تحقيق، سرمايه گذاري و کارآفريني، توليد فکر، کتابخواني و افزايش معلومات عمومي، سلامت، صنعت، کشاورزي و ... رفاه بيشتري براي خود و خانواده شان مهيا مي کنند.
مآلا يکي از اصول توليد ثروت ملي همپوشاني فرهنگ ملي با توليد ثروت است که مي تواند ما را از دور باطل و بي مبناي توزيع عادلانه فقر برهاند. به تعبير مقام معظم رهبري يکي از شاخص هاي دهه چهارم عمر پر برکت انقلاب اسلامي، پيشرفت همراه با عدالت کشور است و پيشرفت محقق نمي شود مگر با تصحيح فرهنگ کار در کشور و افزايش توليد ثروت ملي.
به نام خدا
به نام خدا
نویسنده: ریچارد دبلیو سامسون
ترجمه: فرخنده ملکیفر
بهتدریج که به ژرفای عصر اطلاعات و دانایی نزدیك میشویم و مشاغل سنتی از بین میروند، ما برای اینكه بتوانیم جای مناسبی در بازار كار بیابیم و در «اقتصادهای ابرانسانی» بهرهور باشیم، باید به سوی مهارتهایی برویم که قابل ماشینیشدن نباشند. در بسیاری از موارد، افراد به دنبال شغلهای موجود نخواهند رفت، بلکه آنها را با تعریف مسئلههایی که با مهارتهای ابرانسانیشان قابل حل باشد، ابداع خواهند کرد؛ مهارتهایی مانند اکتشاف، خلاقیت و تاثیرگذاری.
سه حوزهكلیدی برای طراحی ابرشغلهای آینده (HYPER JOBS) عبارتند از: انرژی، دستكاری مواد و احیای انسان.
در حوزه انرژی، بویژه ترویج اقتصاد بدون نفت و كسبوكار انرژیهای جایگزین میتواند دستمایه طراحی ابرشغلها باشد. به بركت پیشرفت علم و فناوری، هیچیك از صنایع آینده از دستكاری مواد در امان نخواهند بود و این نیز به نوبه خود یعنی انبوهی از فرصتها برای طراحی ابرشغلها. گذشته از همه اینها، ما انسانیم و باید از كار و زندگی لذت ببریم و بنابراین، شادابی روانی یا بهبود آن نیز حوزه وسیعی است كه در آینده میزبان ابرشغلهای جدید خواهد بود. این ابرشغلها، افزایش شادابی روانی و حیات روحانی انسانها را نشانه خواهند گرفت و به انسانها كمك خواهند كرد تا توانمندیهای ابرانسانیشان را تقویت كنند.
نوشتاری كه پیش رو دارید، میكوشد با تبیین ویژگیهای ابرشغلها و حوزههای اصلی ظهور آنها، چهار اصل كلیدی طراحی ابرشغلها را نیز برملا كند




روزگار مشاغل سنتی سپری شده است. اما گونههای بسیار جدیدتر و بهتری از شغلها در شرف پیدایش هستند: ابرشغلها.
«ابرشغلها» به گونههای کاملاً جدیدی از کار اطلاق میشود. این شغلها، مهارتها و تواناییهای منحصربهفرد و غیر قابل ماشینیشدن انسان را تقویت می كنند، و پیشران جامعه جهانی در حال ظهور به شمار میآیند. فناوری به خودی خود، «قاتل» مشاغل است. منظور اصلی از بهکارگیری ابزارها، ماشینها و سامانهها این است که کارها سادهتر، سریعتر و بهتر از آنچه که انسان بدون ابزار میتواند، انجام شوند. کارکنان یقهسفید (آنهایی كه در دفاتر مركزی ادارهها و شركتها كار میكنند) ممکن است خیلی نگران نباشند، اما مشاغل خدماتی آنها ـ که اتفاقاً نیازهای فنی و فکری پیچیدهای دارند ـ در معرض حملات تازهی فناوری قرار گرفتهاند.
ما هرروز نشانههای جدیدی مبنی بر نابودی مشاغل خدماتی در سازمانها و شرکتها دریافت میكنیم. منشیهای پاسخگوی تلفن با سامانههای تشخیص صدا و پاسخ، بلیتفروشان فرودگاهها با کیوسکهای صدور بلیت، و وظایف مدیران میانی با نرمافزارهایی جایگزین میشوند که روز به روز پیچیدهتر میشوند.
فکریترین و فنیترین شغلها نیز در فهرست قربانیان قرار دارند. بهعنوان نمونه، شغلهایی چون تدریس در دانشگاه و طراحی نرمافزار را در نظر بگیرید که از شغلهای خوب و باکلاس دنیای امروز به شمار میآیند. دانشگاههای مفلس، هزینه بهكارگیری استادان را با استفاده از استادیارها و برنامههای آموزش از راه دوری که کارآیی علمیِ مدرسان را افزایش میدهند، پایین میآورند. به زودی سامانههای آموزشی تمامرایانهای، در بعضی از حوزهها از راه میرسند.




«کارکنان دانشی» همچون طراحان نرمافزار نیز با انقراض به وسیله ماشینها روبهرو هستند. طراحی نرمافزار احتمالاً بیش از سایر مشاغل فنی قابلیت خودکارشدن دارد. ابزارهای برنامهنویسی، پیوسته بهگونهای ساخته میشوند که بهرهوری برنامهنویسان را بالا ببرند. در مقایسه با گذشته، امروزه افراد کمتری برای نوشتن یك برنامه نرمافزاری معین لازم است.
روندهای اجتماعی نیز روی درآمد بالقوه طراحان نرمافزار تاثیر میگذارند. بهعنوان مثال، «جنبش منبع باز» که روز به روز محبوبتر میشود، هماکنون پیشتازی مایکروسافت را در طراحی سیستمهای عامل و نرمافزارهای تجاری، مانند واژهپرداز، هدف قرارداده است. این شرایط برای مردم، بسیار عالی است، اما برنامهنویسان منبع باز اغلب برای کارهایی که انجام میدهند مزدی دریافت نمیکنند. آنها بدون دریافت دستمزد، روی برنامههای منبع باز کار میکنند، چون شغل اصلیشان چیز دیگری است. سوال اینجاست که اگر جنبش منبع باز با همین شتاب جلو برود و شرکتهایی مثل مایکروسافت را هم درنوردد، چه آیندهای در انتظار شرکتهای نرمافزاری خواهد بود؟
فرقی نمیکند در چه سطحی از آموزش و قدرت فکری باشیم ... یقه سفیدها، آنطور که ما میشناسیم و در ادارات و شرکتها میبینیم، به گونههای در حال انقراض پیوستهاند_
مشاغل ابرانسانی، قاعدهشکنی خواهند کرد. در آینده، افرادی که در این مشاغل قرار میگیرند، تا جایی که بتوانند از نیروها و ظرفیت ماشینها استفاده خواهند کرد تا بتوانند شایستگیهای غیر قابل ماشینیشدن خود را تقویت کنند و تنها به کارهایی بپردازند که ماشینها در آن حرفی برای گفتن ندارند.
آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.
هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.
علت
۱:
شما به کار خود علاقه
ندارید
این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید. «من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)
علت
۲:
شما امور مهم از غیر مهم
را به خوبی تشخیص نمی دهید
در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص میشود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامهریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمیشود.» (ادیسون)
علت
۳:
شما خیلی زود دلسرد می شوید
امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم….»در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید. «من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)
علت
۴:
شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید
همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.
علت
۵:
شما به کار کردن عادت ندارید
اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید. «صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)
علت
۶:
شما وقفه زیادی بین کار ها
می اندازید
اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.
علت
۷:
شما شیوه زندگی نا سالمی دارید
Lifestyle
یا «شیوه زندگی» و
Healthy
یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که
Lifestyle
یا
Healthy
در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند.
منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.
در قرآن کريم واژه "وجد" و مشتقات آن ، در معانی يافتن و ديدن ، اطلاع و آگاهی و رسيدن مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان نفس لوامه نيز تعبير شده که با انجام کار زشت انسان را نکوهش میکند. چندی است اصطلاح وجدان کاری به فرهنگ اداری کشور راه يافته و مورد توجه مديران ارشد قرار گرفته است. اما تا به حال گامهای اساسی در جهت شناسايی و اعمال حاکميت وجدان کاری در جامعه برداشته نشده است. وجدان کاری را میتوان رضايت قلبی و التزام عملی نسبت به وظايف تعيين شده برای انسان تعريف کرد. با اين شرط که بدون هرگونه سيستم نظارتی ، شخص وظايف خود را به بهترين نحو ممکن به انجام رساند.
"وجدان" ندای درونی افراد است زنگ خطر، چراغ خطر، ندای خطر و ... که به انسان اخطار می دهد از مسير راست منحرف نشود . مرداب گناه و باتلاق نقطه مقابل وجدان است. اگرانسان بتواند وجدان و خود را بازيابد و خود را از مهلکه های سخت گناه رهايی دهد به حتم پيروز ميدان و بهره مند از سعادت دنيا و آخرت است. صرفنظر از تعاريف وجدان که افراد ايده ها و نظرات و تعاريف مختلفی در اين خصوص ارائه می دهند همواره تاکيد می شود که به وجدان تاريخی، وجدان همگانی ، وجدان عملی و ... بنگريد که شما را به چه کار می خوانند. ببينيد اقتصای کرامت انسانی چيست و بنابر آن عمل کنيد. بدنبال آن انصاف ما قاضی می شود و می توان در دادگاه درونی خود را مورد ارزيابی قرار داد. با اين اوصاف آزادی وجدان انسانها بايستی خدشه ناپذير باشد و هيچ کس نبايد به کاری مخالف وجدانش وادار گردد.
وجدان به چه معناست؟
در زبان فارسی وجدان به معنای يافتن ، شعور ، شعور باطن و به عنوان قوهای در باطن شخص است که وی را از نيک و بد اعمال آگاهی دهد. وجدان در زبان انگليسی با واژه
Conscience
معرفی شده و به معنای باطن ، دل و شعور آمده است و از آن به عنوان احساس درونی و روحانی که موجب تشخيص خوب از بد میشود ياد شده است.
وجدان کاری :
در حالی که وجدان کاری با مفاهيمی از قبيل انضباط ، روحيه ، کارايی ، انگيزش و تعهد رابطه نزديک دارد با آنها متفاوت است. وجدان کاری عبارت است از احساس تعهد درونی به منظور رعايت الزاماتی که در ارتباط با کار مورد توافق قرار گرفته است. به بيان ديگر منظور از وجدان کاری ، رضايت قلبی ، تعهد و التزام عملی نسبت به وظيفههايی است که قرار است انسان آنها را انجام دهد، به گونهای که اگر بازرس و ناظری نيز بر فعاليت او نظاره گر نباشد، باز هم در انجام وظيفه قصوری روا نخواهد داشت.چگونه میتوان کم کاری ، عدم احساس مسئوليت ، حضور نيافتن در محل کار ، عدم پاسخگويی و راهنمايی صحيح مراجعان ، مراقبت نکردن صحيح از اموال ، بیتوجهی به کيفيت کار و گرايش به آسانطلبی را به رضايت شغلی و انجام کار با کيفيت بالا و مطلوب و حضور موثر در محل کار تبديل کرد؟ اين امر دغدغه اصلی در بيدار نمودن وجدان های خفته است. وجدان کاری عبارت است از مجموعه عواملی که در فرد سازمانی نظام ارزشی بوجود میآورد.
از وجدان کاری و خودکنترلی تا نظم اجتماعی:
چه عواملی باعث عدم توجه به وجدان بخصوص وجدان کاری در ارگانهای ما شده است؟ما را ناخواسته عادت داده اند که وجدان کاری و انظباط اجتماعی را زير پا بگذاريم. برای خطاهای خود به عذر و بهانه و منطقی جلوه دادن آن روی بياوريم و بر تقويت آن اصرار ورزيم. وقتی برای به تعويق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آوريم آن را امری حقيقی جلوه می دهيم و عواقب آن را از ياد می بريم . اوايل وقتی به زشتی، عادتی که پيدا کرده ايم می انديشيديم پيش وجدان خود شرمنده می شديم ولی وقتی وجدان سلب شود از زشتی عادت پيش وجدان خود شرمنده نمی شويم. اين احساس بدی است که می تواند ما را از ادامه روش قبلی باز ندارد.
برای مثال وقتی وارد ارگانی می شويد با ذهنيات پراکنده ، فکر می کنی که اگر وجدان کاری انظباط اجتماعی، ذات نفس الهی و ... را داشته باشی و کار خود را به درستی انجام دهی حق خود را تمام و کمال دريافت خواهی کرد و کسی که در کار خود کوتاهی کند عواقب آن را خواهد ديد. ديری نمی پايد که اين موضوع برايت برعکس ثابت می شود ، اينجا ديگر وجدان کاری نمی ماند و وجدان کارايی خود را از دست می دهد. ضعف وجدان کاری و انظباط اجتماعی به بی وجدانی کارمندان، کم کاری، ناآکاهی و ... منجر می شود.در صورت دارا بودن بالاترين حد وجدان کار میتوان جامعهای را تصور کرد که در آن افراد در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترين وجه و بطور دقيق و کامل و با رعايت اصول بهينه انجام دهند. پس وجدان کاری موجب میگردد تا افراد سيستمی و نظاممند گردند و در نهايت به آرمان بزرگ خودکنترلی نائل آيند که اين امر ضرورت و پيش نياز نظم اجتماعی است.
عوامل موثر بر وجدان کاری:
وجدان کاری کارکنان تحت تاثير عوامل مختلفی است که عمده آن به شرح زير می باشد:
1- به کارگيری کارکنان بر اساس علاقه و توانايی و تلاش برای ارضا نيازهای آنان.
2- تقسيم کار مطلوب کارکنان واحتساب سختی ، حساسيت و پيچيدگی کار در تنظيم حقوق و مزايا و ارزيابی عملکرد کارکنان برای ايجاد امکان پيشرفت.
3- تشويق و تنبيه کارکنان و ارائه فرصت و امکان لازم برای ترفيع بر اساس معيارهای قبل از اندازهگيری.
4- شرکت دادن کارکنان در تصميم گيریهای سازمانی و تفويض اختيار و عدم تمرکز تا حد امکان.
5- انتساب مديران شايسته بر اساس تخصص ، تجربه و وجدان کاری .
6- اجرای برنامههای آموزشی بر اساس نيازهای شغلی به منظور تعالی کارکنان برای ايجاد خرسندی از شغل.
تقويت وجدان کاری با تأکيد بر اهداف معنوی و با استفاده از انگيزههای مادی ضمن تقويت و توجه به عوامل فوق الذکر سبب بهبود شرايط کاری ، رضايت مندی، خودکنترلی ودر نهايت ايجاد نظم اجتماعی می گردد .
