« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
 

سابقه: ۶۹ سال - تاسیس ۱۹۳۷

بنیانگذار: ساکیشی تویودا

تولید (۲۰۰۵) : ۷.۷۱۱.۶۴۷

فروش: ۱۸۵.۵ میلیارد دلار

تعداد کارکنان: ۶۵۷۹۸ با زنجیره‌ی تامین ۲۸۵۹۷۷

«تویوتا» نامی است که بیش از یک خودروساز معنا می دهد. تویوتا نمادی است از توسعه قوی یک شرکت، از کسب و کار خانوادگی به یک شرکت حقیقتا جهانی. شاید اگر همت و رؤیا و خطرپذیری کیشیروتویودا در راه‌اندازی خط تولید موتور گازوئیلی کوچک در گوشه ای از کارخانه ریسندگی پدر خود نبود امروز چنین تویوتای متفاوتی وجود نداشت. تویوتا نمادی است از مدیریت موفق و مبتکر که بسیاری ایده ها و اندیشه های خلاق نظیر نظام آراستگی (5 S )، بهبود مستمر (کایزن)، سیستم کانبان، سیستم تولید ناب و JIT را به دنیا عرضه کرده است. همین ریشه های اصیل و مقوی است که درخت تناور تویوتا را به گونه ای تقویت کرده است که هر رقیبی را در برابر خود کنار می زند و دور نیست که در آینده بسیار نزدیک با پشت سر گذاشتن دو رقیب نزدیک خود، در جایگاه برترین خودروساز جهان بنشیند و برتری بلامنازع خود در ژاپن را به سراسر دنیا تسری دهد. تولید حدود 8 میلیون خودرو در سال که نزدیک نیمی از آن در خارج از ژاپن تولید می شود، دستاورد اندکی نیست. اما رهبران تویوتا بیش از آنکه به اعداد بیندیشند، آن گونه که در فلسفه مدیریت خود تاکید کرده اند، به ارزشها می بالند و همانها را عامل پایداری موفقیت و سرآمدی شرکت خود می دانند.

تاریخچه
تویوتا در ابتدای قرن بیستم به عنوان یک کارخانه ریسندگی وجود داشت. ساکیشی تویودا که سالها در راه شغل پدر خود، یعنی فروش فرش فعالیت می کرد این کارخانه را راه انداخته بود و در سال 1894 باهوش سرشار خود یک ماشین بافندگی صنعتی ابداع کرده و ساخته بود. او در سال 1924 نوع تمام اتوماتیک آن را ساخت و دو سال بعد کارخانه اتوماتیک ریسندگی تویوتا، پابه عرصه وجود نهاد. پسر کنجکاو و مستعد او، کیشیرو که در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه توکیو فارغ التحصیل شده بود درکارخانه پدر مشغول به کار شد اما همه توجه و همت او صرف تولید موتور خودرو شد. در سال 1930 کیشیرو تحقیق بر روی موتورهای گازوئیلی را آغاز کرد و سه سال بعد بخش خودرو را در قسمت کوچکی از کارخانه ریسندگی پدر راه انداخت. در سال 1935 اولین کارخانه خودرو تویوتا آغاز به کار کرد و سال بعد لوگوی تویودا به تویوتا تغییر یافت. یک سال بعد یعنی سال 1937 شرکت تویوتاموتور به طور رسمی افتتاح شد. بدین ترتیب یکی ازموفق ترین کارخانجات ریسندگی ژاپن در بین دو جنگ جهانی با تغییر گرایش، به کارخانه خودروسازی تبدیل شد. تلاش و همت کیشیرو تویودا باعث شد که از دل کارخانه پدر، کارخانه جدید تأسیس شود.
در ابتدا خود کیشیرو به عنوان قائم مقام شرکت جدید عمل می کرد و در سال 1941 به عنوان مدیرعامل مشغول به کار شد. بلافاصله پس از راه افتادن شرکت جدید، اصول مدیریتی نوینی در اداره کارخانه به کار گرفته شد. در سال 1938 سیستم
JIT به کار گرفته شد. دو سال بعد مؤسسه تحقیقاتی تویوتا افتتاح شد. سال 1951 سیستم پیشنهاد ایده‌های خلاق در تویوتا فعال شد. سال 1973 مرکز طراحی و سال بعد مرکز آموزش افتتاح شد. اولین محصول تجاری شرکت تویوتا، کامیون 5/1 تنی G1 بود. در طی جنگ جهانی دوم تمام کارخانه دراختیار جنگ بود و برای ارتش کامیون تولید می کرد. تاچند سال بعد از اتمام جنگ نیز، اشغالگران اجازه تولید خودرو به تویوتا ندادند. در سال 1952 با مرگ کیشیرو، مسئولیت شرکت برعهده ایجی تویودا پسر عموی او قرار گرفت. ایجی به همراه پسر کیشیرو، شوئی شیرو تویودا و طی سالهای بعد تویوتا را به یکی از شرکتهای بزرگ خودروسازی جهان تبدیل کردند. در سال 1977 مرکز فنی تویوتا در آمریکا افتتاح شد و سال 1984 همکاری تویوتا با جنرال موتورز در آمریکا صورت گرفت. پس از ایجی، تایچی اونو مسئولیت شرکت را به عهده داشت و در استقرار سیستم تولید تویوتا بسیار همت گماشت و اصول راهنمای تویوتا را در سال 1992 منتشر کرد.

سیستم تولید تویوتا ( TPS )
تویوتا یک شرکت معمولی تولید خودرو نیست. از همان آغاز راه اندازی شرکت، اصول و مبانی بکر مدیریتی در شرکت به کار گرفته شد. این همان وقتی بود که کیشیرو جوان در کارخانه ریسندگی پدر خود با ایده گیری استفاده از نوار نقاله، خط مونتاژ تولید موتور گازوئیلی کوچکی را با کمک مهندسان جوان دیگر راه انداخت. پدر کیشیرو معتقد بود هیچ فرایندی را نمی‌توان کامل نامید و همیشه جایی برای بهبود وجود دارد و همین اندیشه بهبود بود که فرایند کایزن یا بهبود مستمر را در تویوتا نهادینه کرد. ماجرای تولد شرکت جدید تولید خودرو در گوشه کوچکی از کارخانه ریسندگی پدر، اندیشه ساده و جمع و جور کارکردن و بی ریخت و پاش بودن و آراسته بودن محیط کار را در ذهن و دل کارکنان شرکت جدید جای داد و بدین ترتیب تویوتا، سیستم تولیدی به دنیا عرضه کرد که به سیستم تولید ناب (
LEAN ) شهره گشت.

سیستمی که مبتنی بر اندیشه ناب بود. ساکیشی تویودا پدر کیشیرو همواره می گفت: اگر هم کامل بودن دور از دسترس باشد اما فرایند تلاش برای دستیابی به آن منجر به نتایج مطلوبی می شود. این سیستم در دهه 80 توسط غربی ها به کار گرفته شد.
بنیان سیستم تولید تویوتا، فلسفه حذف کامل اتلافهاست. کیشیرو معتقد بود شرایط ایده آل برای تولید وقتی است که ماشین آلات و افراد با هم کار کنند تا بدون هیچگونه اتلافی ارزش افزوده ایجاد شود. اونوتایشی مهندس جوانی که در سال 1932 به تویوتا پیوست در توسعه اندیشه کایزن در تویوتا نقش مهمی داشت. او با ابداع سیستم کانبان، بعد دیگری از سیستم تولید تویوتا را عرضه کرد و با دمینگ و ایشیکاوا همکاری نزدیکی داشت. تایچی اونو پیشتاز سیستم تولید تویوتا در دهه 50، براین باور بود که بزرگترین مشکل وقتی است که هیچگونه مشکلی وجود نداشته باشد. او به طور مستمر به کارکنان می گفت به هر موضوعی که برخورد می کنید پنج بار بپرسید «چرا»؟ مثالی که خود او می زد یک روبوت جوشکاری بود که در وسط کار متوقف می شود و با این پنج پرسش، ریشه مشکل به دست می آید. چرا روبوت متوقف شد؟ زیرا مدار آن بیش از حد بار کشید و فیوز سوخت. چرا مدار بیش از حد بار کشید؟ زیرا یاتاقانها به خوبی روانکاری نشده بودند. چرا یاتاقانها خوب روانکاری نشده بودند؟ زیرا گردش پمپ روغن ناقص صورت می گیرد. چرا گردش روغن به خوبی صورت نمی گیرد؟ زیرا خروجی آن با آشغالهای فلزی مسدود شده است. چرا خروجی آن مسدود شده است؟ زیرا فیلتری روی پمپ وجود ندارد. بدین ترتیب پاسخ مشکل پیدا می شود. اونو معتقد بود علت ریشه ای مشکلات را کشف کردن، خود عامل و کلید حل مشکلات بعدی است. داده ها در تولید مهم است اما واقعیت (
FACT
) مهمتر است. پس باید عمیق نگاه کرد و به ریشه رسید.
در سیستم تولید تویوتا، موارد زیر به کار گرفته شده است:

_ تولید به هنگام ( JIT )
JIT روشی است که در آن هر قطعه، درست در هنگامی که به آن نیاز است تولید می شود و هیچ مقداری در انبار وجود ندارد. به عبارت دیگر، سوال در JIT این است: چه چیز نیاز است؟ چه وقت نیاز است؟ چه مقدار نیاز است؟ بدین ترتیب می توان اتلافها را حذف کرد و بهره وری را افزایش داد. با صفر کردن موجودی انبار، هزینه های نگهداری کالا در انبار حذف می شود. لازمه این کار ارتباط بسیار قوی با تامین کنندگان قطعات و مدیریت صحیح زنجیره تامین است. ایده JIT توسط تایچی اونو به خوبی توسعه داده شد. شاید ایده اولیه طرح چنین رویکردی، کمبود فضا و امکانات تولید در بخشی از کارخانه تولید موتور خودرو بود که کیشیرو تویودا در کارخانه ریسندگی پدر خویش راه انداخته بود.

_ کانبان
کانبان یک سیستم متفاوت و متمایز کنترل است. وقتی در ایستگاه کاری به قطعه ای نیاز است، این نیاز اطلاع داده می شود و سپس قطعه به سرعت تولید و حمل می شود به گونه ای که وقفه ای در تولید پیش نیاید. کانبان یک لغت ژاپنی است به معنی کارت، بلیط و علامت. کانبان در سیستم تولید تویوتا ابزاری است برای مدیریت جریان و تولید مواد. به کانبان، روش سوپرمارکت نیز گفته می شود زیرا ایده اولیه از فروشگاههای تجاری بزرگ گرفته شده که از کارتهای کنترل استفاده می کنند و کلیه اطلاعات مربوط به محصول مثل اسم، کد، محل انبار و مانند آن در کارت نوشته می شود.

_ JIDOKA
این مفهوم توسط مؤسس تویوتا، ساکیشی تویودا مطرح شد.
JIDO به مفهوم اتوماسیون است و JIDOKA یعنی اتوماسیون با نگرش انسانی؛ یعنی ماشینی که به آسانی حرکت می کند و تحت پایش و نظارت یک اپراتور است. JIDOKA بر دیدن مسائل تمرکز دارد و به ساخت محصولات بسیار کیفی منجر می شود. در این دیدگاه کیفیت باید در طی فرایند تولید به دست آید.

فلسفه و چشم انداز تویوتا
چشم انداز شرکت تویوتا چنین است: ما قصد داریم براساس اصول راهنمای خود در توسعه پایدار جامعه و زمین مشارکت داشته باشیم. بدین منظور تعامل باز و منصفانه مدیریت با ذینفعان، کارکنان، محیط زیست، جامعه و شرکای کسب و کار بسیار مهم است. ما عملیات کسب و کار خود را یکپارچه و صادقانه انجام می دهیم.

فرهنگ سازمانی و ارزشها
ساکیشی تویودا بنیانگذار شرکت نساجی تویوتا، در سال 1935، پنج اصل اساسی تویوتا را بدین شرح اعلام کرد:
1 – همواره وظیفه شناس باش و در شرکت و در همه خوبی ها سهمی داشته باش.
2 – همواره کوشا و خلاق باش و بکوش جلوتر از زمان خود باشی.
3 – همواره به اقدام دست بزن و از اتلاف وقت بپرهیز.
4 – همواره بکوش تا فضای گرم و دوستانه ای در محیط کار برقرار سازی.
5 – همواره به یاد خدا باش و بکوش تا شکر نعمتهای او را به جا آوری.
این اخلاق نامه تویوتاست. در سال 1992 اصول راهنمای تویوتا منتشر و در 1997 ویرایش شد. این اصول راهنما، فلسفه شرکت را خلاصه می کند و چشم انداز شرکت را ارائه می دهد. این اصول هفت گانه عبارتند از:
1 – احترام گذاشتن به زبان و روح قانون هر ملت و گشاده بودن و صادق بودن فعالیتهای شرکت درجهت اینکه یک شهروند جهانی خوب باشد.
2 – احترام به فرهنگ و آداب هر ملت و سهیم شدن در توسعه اقتصاد و اجتماع از طریق فعالیتهای شرکت در جامعه.
3 – وقف کردن خود برای تولید محصول ناب و ایمن و بهبود کیفیت فعالیتهای خود در هر کجا.
4 – خلق و توسعه فناوری های پیشرفته و تولید محصولات و خدمات نمونه و برجسته که نیازهای مشتریان جهانی را برآورده سازد.
5 – فرهنگی را در شرکت ایجاد کنید که خلاقیت فردی و ارزشهای تیمی را بگسترد، درعین اینکه اعتماد متقابل را ارج می نهد و احترام کارکنان و مدیران را درنظر می گیرد.
6 – رشد و توسعه را ازطریق مدیریت نوآوری دنبال کنید.
7 – با شرکای کسب و کار در تحقیقات و خلق رشد پایدار و سود متقابل کار کنید.
در سال 2001 راه تویوتا (
TOYOTA WAY ) منتشر شد که در آن ارزشها و روشهای مشارکت افراد در سازمان جهانی تویوتا بیان شده است. راه تویوتا به روح تویوتا در تولید اشاره دارد و در سراسر دنیا گسترده شده است. اصول 14گانه راه تویوتا عبارت است از:
1 – تصمیمات مدیریتی را براساس فلسفه بلندمدت شرکت اتخاذ کنید حتی اگر اهداف مالی کوتاه مدت را پاسخ نگوید.
2 – فرایند مستمری برای به سطح آمدن و کشف و شناخته شدن مسائل و مشکلات ایجاد کنید.
3 – برای اجتناب از تولید بیش از حد، از سیستم تولید ناب استفاده کنید.
4 – فشار کار را متعادل کنید (مثل لاک پشت کار کنید نه مثل خرگوش).
5 – فرهنگ توقف کار برای حل مشکل را ایجاد کنید تا کیفیت عالی درهمان اولین زمان تولید به دست آید.
6 – اهداف و فرایندهای استانداردشده، اساس بهبود مستمر و توانمندسازی کارکنان است.
7 – از کنترل چشمی استفاده کنید تا مسئله و مشکلی پنهان نماند.
8 – تنها از فناوری پایدار و آزموده شده استفاده کنید تا به افراد و فرایندهای شما خدمت کند.
9 – رهبرانی پرورش دهید که کار را کاملا درک کنند، برای زندگی فلسفه داشته باشند و آن را به دیگران تعلیم دهند.
10 – افراد و تیم هایی که فلسفه شرکت شما را دنبال می کنند توسعه دهید.
11 – با کمک به توسعه شبکه وسیع شرکا و تامین کنندگان خود به آنها احترام بگذارید.
12 – راه بیفتید و برای درک موقعیتها، خودتان آنها را ببینید.
13 – در هنگام تصمیم گیری همه راههای ممکن را ببینید و به اجماع و توافق جمعی برسید و گرچه آهسته تصمیم می گیرید اما پس از آن سریعا تصمیم را اجرا کنید.
14 – ازطریق انعکاس بی رحمانه مشکلات و بهبود مستمر، یک سازمان یادگیرنده ایجاد کنید.
15 – اصل تویوتا که راه تویوتا را تشکیل می دهد بیشتر از آنکه ابزار بهبود باشد، یک فرهنگ است. در این فرهنگ ارزش افزایی سازمان ازطریق توسعه افراد به دست می آید. فرایند درست، نتایج درست به بار می آورد. به حل ریشه ای مسائل پرداخته می شود و توسعه یادگیری سازمانی هدف قرار می گیرد.

فروش
درآمد خالص شرکت تویوتا در سال 2005، 8/185 میلیارد دلار و سود خالص آن 12/12 میلیارد دلار بوده است. این درآمد با تولید 647/711/7 خودرو به دست آمده است. از این مقدار، 4684965 خودرو در ژاپن تولید شده و بقیه در خارج از ژاپن. هم اکنون تویوتا پس از جنرال موتورز با درآمد 6/192 میلیارد دلار و دایملر کرایسلر با درآمد 1/186 میلیارد دلار سومین خودروساز برتر جهانی و نخستین خودروساز ژاپن است. رشد روزافزون تویوتا به گونه ای است که به زودی رقیب دوم خود را پشت سر خواهد گذاشت و دور نیست که با عقب گذاشتن جنرال موتورز به غول برتر خودروسازی جهان تبدیل شود.

تویوتا در سراسر ژاپن 12 کارخانه تولیدی دارد. بازار خارجی تویوتا 170 کشور و منطقه را دربرمی گیرد. شرکتهای تولیدی خارجی سازنده تویوتا 52 شرکت و در 27 کشور جهان پراکنده است. در سال 2005، در ژاپن 65798 نفر در کارخانه های شرکت کار می کرده اند که با احتساب 523 شرکت زنجیره تامین که 231 شرکت آن در خارج از ژاپن مستقر است، این تعداد به 285977 نفر می رسد. در سال 2005، تویوتا 812 میلیارد ین در زمینه تحقیق و توسعه هزینه کرده است. آخرین دستاورد فناوری تویوتا، تولید خودروی هیبریدی سینرژی است متشکل از دو منبع قدرت: موتور الکتریکی و موتور گازی / بنزینی. در این فناوری امکان صرفه جویی در مصرف سوخت، صدای کمتر و رانندگی بهتر تعبیه شده است.

مدیرعامل
بنیانگذار اولیه شرکت، ساکیشی تویوداست که اولین کارخانه ریسندگی اتوماتیک را در ژاپن به راه انداخت. بسیاری از ایده های خوب مدیریتی مانند بهبود مستمر که بعدها در تویوتا به کار گرفته شد، از اوست. ساکیشی می گفت: پنجره را بازکن، دنیای بزرگی در بیرون وجود دارد. کیشیرو تویودا پسر ساکیشی، در گوشه ای از کارخانه پدر، خط تولید موتور گازوئیلی راه انداخت و در سال 1935 با تولید اولین خودرو مدل
A1 و سال بعد مدل AA رؤیای تولید یک خودرو شخصی را تحقق بخشید. هم اکنون کاتسواکی واتانا‌به مدیرعامل تویوتاست. او هماهنگی با مردم، جامعه و محیط را سرلوحه شعار خود قرار داده و می گوید: هدف ما این است که یک شهروند جهانی خوب باشیم. برخی از شعارهای تویوتا در طی این سالها که از زبان مدیران عامل بیان شده چنین است:
- مشتری حرف اول را می زند، سپس نوبت فروشنده است و در آخر سازنده قرار دارد.
- راه کسب تجربه، مواجهه با چالشهاست.
- کیفیت را ازطریق کار تیمی نگه دار.
- فکر خوب، محصولات خوب
- متفکر، نوآور و خلاق باش.
- خودت، با تلاش خود، از حرمت خود دفاع کن.
- ما دستاوردهای بزرگ را با زحمات خود به دست آورده ایم.
- کیفیت درحین فرایند ساخته می شود.
- اعتماد رمز موفقیت است.

آینده
تویوتا چشم انداز جهانی خود را برای سال 2010 ارائه داده است. این چشم انداز تصویر جدیدی برای تویوتا در آینده ترسیم می کند: خلق خودروها و جامعه خودرو محور که در آن افراد می توانند با سهولت و ایمنی رانندگی کنند. برای دستیابی به این مقصد، باید موازانه ای بین کمینه کردن و بیشینه کردن وجود داشته باشد. کمینه کردن، چشم انداز و فلسفه تلاشهای تویوتاست در به حداقل رساندن جنبه های منفی خودرو مانند تاثیرات مخرب زیست محیطی، ترافیکی و تصادفات. بیشینه کردن، فلسفه و چشم انداز تویوتاست در بیشتر کردن جنبه های مثبت خودرو مانند راحتی، سرگرمی، مشعوف ساختن و مهیج کردن. تشدید موثر این دو رویکرد، حرکت پایدار را درپی دارد.

منابع
1 –
www.toyota.co.jp
2 –
www.fortune.com

نویسنده: مسعود بینش

 به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره ۱۷۴



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 10:06 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

سابقه: ۱۲۸

بنیان‌گذار: توماس ادیسون

فعالیت: تولیدات صنعتی٬ خدمات مالی٬ بازرگانی‌ و رسانه‌ای

فروش (۲۰۰۵): ۱۵۲ میلیارد دلار

تعداد کارکنان (۲۰۰۵): ۳۰۷ هزار نفر

مدیر  سابق (معروف): جک ولش

مقدمه
ویژگی شرکت جنرال ‌الکتریک (GE) تنها در این نیست که قدیمی‌ترین و پرارزش‌ترین بنگاه اقتصادی جهان است؛ بنیانگذار این شرکت، توماس ادیسون است و اکنون با 150 میلیارد دلار درآمد در رتبه هشتم شرکتهای برتر جهانی ایستاده است؛ بسیاری اختراعات و ابداعات توسط محققان این شرکت صورت گرفته و تجهیزات و وسایل موثری برای بهبود سطح زندگی انسانها توسط آن عرضه شده است؛ یک شرکت جهانی که در زمینه نوآوری و کیفیت پیشتاز است، جنرال الکتریک است، اما جنرال‌الکتریک شرکتی است که مفهوم و تاثیر رهبری را در قاموس شرکتهای صنعتی جهان و مدیریت کسب و کار معنای دیگری بخشید. نام جنرال‌الکتریک با نام جک ولش مدیرعامل افسانه‌ای شرکت در دو دهه 80 و 90 گره خورده است. او بود که انقلابی عظیم در شرکت ایجاد کرد و سبکی از رهبری را در عرصه کسب و کار بنگاههای اقتصادی ارائه داد که شعاع تاثیرات آن تا سالهای طولانی باقی خواهد بود. جک‌ولش برگ دیگری به پرونده موفق این شرکت عظیم صنعتی افزود: نگاهی نو به امر رهبری سازمانها و عرضه داشت سبکی نوین در این عرصه.

تاریخچه
مخترع نام‌آور، توماس ادیسون در سال 1878(م) شرکت لامپ‌های الکتریکی ادیسون را بنا نهاد. هدف او تولید تجاری یکی از اختراعات تاثیرگذار او یعنی لامپ الکتریکی بود، گرچه تولید و عرضه سایر اختراعات نیز در دستور کار او قرار داشت. اولین کارخانه تولید لامپ در سال 1890 توسط او تاسیس شد. دو سال بعد، ادغام شرکت ادیسون با شرکت توماس هاستون، شرکت جنرال الکتریک را پدید آورد و چارلز کافین به عنوان مدیرعامل شرکت تازه تاسیس یافته تا سال 1912 رهبری آن را برعهده گرفت. اولین آزمایشگاه تحقیقات علمی شرکت باحضور سه نفر درسال 1900 پابه عرصه وجود نهاد. در سیر زمان، ابداعات و اختراعات و تجهیزات بسیاری از سوی شرکت روانه بازار مصرف گردید: از پنکه برقی درسال 1902، توربین‌های عظیم بخار (1903)، نان برشته کن برقی (1905)، لکوموتیو برقی (1908)، اجاق برقی (1910)، لامپ خودرو (1912)، پلاستیک های رزینی (1912)، لوله اشعهX) 1913)، یخچال (1917)، تجهیزات ارتباطات رادیویی (1918)، موتور قدرتمند هواپیما (1918)، تجهیزات اشعه X) 1920)، ایستگاههای رادیویی (1922)، تلویزیون (1927)، تاسیس کارخانه پلاستیک سازی و عرضه بسیاری لوازم خانگی و مصرفی و صنعتی (1930)، ماشین لباسشویی (1930)، تهویه مطبوع (1932)، دستگاههای برقی کوچک آشپزخانه نظیر همزن (1936)، اولین شبکه تلویزیونی (1940)، اولین موتور جت (1941)، تجهیزات ناوبری اتوماتیک هواپیما (1943)، تجهیزات راداری (1945)، باران ساز (1946)، یخچال دو‌در (1947)، تجهیزات پخت نان (1947)، موتور جت با سه برابر سرعت صوت (1957)، مغناطیس‌های ابررسانا (1962)، نور لیزر (1962)، تجهیزات اسکن بدن انسان (1976)، اولین رادیوی ساعت‌دار برنامه‌خور (1978)، آبمیوه‌گیر (1978)، فیبر نوری (1981)، سفینه فضاپیمای مشاهده‌گر مریخ (1992)،... تا سیستم‌های جامع بیمه، بهداشت و رسانه‌ای.
جنرال الکتریک در زمان رهبری پیشین خود، جک ولش که در دو دهه 80 و 90 استمرار داشت تغییرات بسیاری به خود دید. ولش از 350 کسب وکار، بسیاری را برچید، فروخت یا ادغام کرد و 11 حوزه برتر را برای رهبری جهانی برگزید. این 11 شرکت 90 درصد درآمد شرکت را کسب می‌کردند. او فعالیتهای نفتی، نیمه هادی، مبدل‌های بزرگ، تهویه مطبوع، رادیو، کابل و لوازم خانگی کوچک را حذف کرد و فعالیتهای خدماتی، بهداشتی، بیمه‌ای و رسانه‌ای را گسترش داد. به‌گونه‌ای که امروز و بیش از 60 درصد درآمد شرکت از عرضه خدمات مختلف مالی و بیمه‌ای حاصل می شود و حدود نیمی از سود عملیاتی شرکت در خارج از آمریکا به‌دست می‌آید.

حوزه‌های فعالیت
همانگونه که در قسمت تاریخچه اشاره شد، حوزه‌های فعالیت جنرال الکتریک موارد بسیاری را دربر می‌گیرد. این حوزه‌های کسب وکار در آغاز دهه 1980 که جک ولش رهبری شرکت را به‌عهده گرفت از 350 فراتر می‌رفت اما تحت رهبری او تنها کسب وکارهای برتر باقی ماندند و بقیه فروخته یا ادغام شدند. امروزه جنرال‌الکتریک از6 کسب وکار عمده تشکیل شده که هریک واحدهایی را در بر می‌گیرد:
1 – مالی بازرگانی نظیر وام، لیزینگ، برنامه‌های مالی و بیمه‌های تجاری؛
2 – صنعتی نظیر محصولات برقی و صنعتی، لوازم خانگی بزرگ، سیستم‌های اتوماسیون کارخانجات، پلاستیکها، محصولات سیلیکونی و کوارتزی، فناوری سنسورها؛
3 – مالی مشتری نظیر خدمات اعتباری، کارتهای بانکی، بیمه‌های اعتباری؛
4 – بهداشت؛ پارادایم نوین در مراقبت از بیماران. هم‌اکنون 320 هزار ماشین عکسبرداری عارضه‌یابی بیش از 230 میلیون اسکن در سال می‌گیرد؛
5 – NBCبین‌المللی، شبکه خبری واطلاع‌رسانی و تفریحی؛
6 – زیربنایی نظیر موتورهای هواپیما (17 هزار و800 موتور در بیش از 81 هزار هواپیما در 400 خطوط هوائی سالانه 660 میلیون مسافر را جابه‌جا می‌کند)، گاز، نفت، انرژی، فناوری و خدمات فرایندهای ریلی، توربین (3000 توربین حدود 700 گیگاوات انرژی در جهان تولید می‌کند).

فرهنگ سازمانی و ارزشها
ارزشها کلید موفقیت جنرال الکتریک است. ارزشها فراتر از کلمات هستند و روح جنرال الکتریک را منعکس می‌کنند و راهنمایی برای حرکت و رفتار در بطن تغییرات به‌شمار می‌آیند. بیش از 120 سال است که جنرال الکتریک به‌خاطر عملکرد و روح خلاقش تحسین شده است. مجله فورچون در سال 2006 برای ششمین بار شرکت را به‌عنوان اولین رتبه در شرکتهای تحسین‌برانگیز معرفی کرده است. از دیدگاه شرکت، ارزشها همه چیز است. شرکت کسانی را که به ارزشها بها نمی‌دهند کنار می‌‌گذارد هرچند کارشان نتیجه بخش باشد. ارزشها در شرکت عبارت است از: اشتیاق، کنجکاوی، ابتکار، پاسخگویی، همراهی، تعهد و هیجان.
ولش ارزش اول در جنرال الکتریک را درستی می‌دانست و برموارد زیر تاکید داشت:
_ عشق به برتری _ تنفر از دیوانسالاری _ پذیرش اندیشه‌ها و پیشنهادها _ نگرش به دگرگونی به‌عنوان فرصت نه تهدید _ اندیشه جهانی داشتن _ هدفهای پرچالش برگزیدن _ پاسخگویی و تعهد _ رفتار بدون مرز _ مشارکت _ داشتن دیدگاه روشن، ساده و واقع‌گرا _ سرشار از انرژی و توان و نیرودهی به دیگران.
در بیانیه ارزشهای کنونی شرکت بر چهار مورد تاکید شده است:
1 – رؤیابینی : رؤیابینی و خلاقیت از همان زمان تشکیل شرکت که ادیسون با ایده‌های خود جهان را تغییر داد وجود داشت. جنرال الکتریک تنها به دلیل یک قابلیت خود برتر از دیگران ایستاده است و آن قابلیت رؤیابینی است. این احساس، همه چیز را ممکن جلوه می‌دهد. جسارت و جرئت می‌دهد که چیزی بزرگتر و بهتر باشد. دعوتی است به رویاپردازی و انجام فعالیتها و کارهایی که نمی دانید می توانید انجام دهید.
2 – حل مسئله : هرکسب و کار یک دلیل و فلسفه وجودی دارد. باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا ما هستیم. در مورد جنرال الکتریک این پرسش، یک پاسخ دارد. ما هستیم تا مسائل را برای مشتریان و اجتماع و خود حل کنیم.
3 – ساختن : از صفر تا 60 در 6 ثانیه، کوشش از صفر تا 5 میلیارد دلار در 5 سال. این چشم‌انداز آینده نیست. مقصد نیست، بلکه یک تلاش است برای رشد و توسعه. برای رسیدن به آینده تنها یک راه وجود دارد: ساختن.
4 – رهبری : سه واژه و مفهوم پیشین بدون رهبری فقط یک لفظ است. مسئولیت رهبری هدایت چیزی که امروز بود و نیست بلکه مسئولیت تغییر است. تغییر اساسی چیزی است که رهبری نامیده می‌شود.

منابع انسانی
زمانی که در سال 1981، جک ولش مدیرعامل افسانه‌ای جنرال الکتریک به‌قدرت رسید، 404 هزار نفر در آن شرکت عظیم مشغول به کار بودند. او این تعداد را طی یک دهه به 220 هزار نفر تقلیل داد و بدین جهت به «جک نوترونی» معروف گشت. ولش به یک انقلاب ساختاری دست زد، لایه‌های اضافی سازمانی را حذف کرد و 25 هزار پست مدیریت، 500 مدیریت ارشد و 130 معاون را کاهش داد. او براین باور بود که باید شرکت را جمع‌وجورتر، سخت‌کوش‌تر و رقابتی‌تر کرد. در آن زمان، کارکنان شرکت، آن را چون ابرکشتی نفتکش می‌دانستند که نیرومند و پایدار در آب است اما ولش می‌خواست شرکت بیشتر مانند قایقی پرشتاب باشد که تند و چابک به حرکت در می‌آید. او از دیوانسالاری بیزار بود. ولش معتقد بود عامل موفقیتهای شرکت مردمان بزرگ بوده‌اند نه راهبردهای بزرگ، بدین جهت کار خود را یافتن اندیشه‌های بکر و بزرگ و پخش آن در سراسر سازمان با شتاب حرکت نور می‌دانست. ولش دگرگونی را یک شعار نمی‌دانست. معتقد بود دگرگونی از انتصاب آدمهای مناسب در جایگاه شغلی مناسب به‌دست می‌آید. بدین جهت بود که مرکز آموزش شرکت در کروتون ویل را تاسیس کرد و آن را جایگاهی برای نشست طوفانهای ذهنی و چالش اندیشه‌های مدیران ارشد و آموزش و تربیت مدیران تازه کار قرار داد.
اکنون این مرکز که به مرکز یادگیری جک ولش موسوم است مهم‌ترین دانشکده مدیریتی وابسته به صنایع در جهان به‌شمار می‌آید. در سال 2004، 10 هزار و 628 فراگیر در 465 دوره آموزشی این مرکز حضور یافته اند. علاوه بر آن، شرکت چند مرکز آموزش کسب و کار در آمریکا و خارج آن تاسیس کرده است. جنرال الکتریک سالانه بیش از یک میلیارد دلار در زمینه آموزش و توسعه منابع انسانی بیش از 300 هزار نفر کارکنان خود هزینه می کند. این افراد در بیش از 100 کشور جهان مستقر هستند. با احتساب 700 هزار نفر نیروی وابسته، بیش از یک میلیون نفر وابسته به شرکت هستند که بیش از نیمی از آنها در آمریکا هستند و سالانه بیش از 16 میلیارد دلار حقوق دریافت می کنند.
آرزوی جک ولش آن بود که جنرال الکتریک بزرگترین سازمان یادگیرنده درجهان شود. او به مأموریت مرکز آموزش کروتون ویل که عبارت بود از «خلق، تشخیص و توسعه و انتقال یادگیری سازمانی برای جنرال الکتریک رقابتی» بسیار دل بسته بود. «جف ایملت» مدیرعامل فعلی شرکت نیز می گوید که یک سوم وقت خود را روی افراد صرف می کند. او تمام ماه آوریل را در «فرایند توسعه استعداد» که "SESSION-C" نامیده می شود می گذراند. در این مدت او با رهبران کلیدی آینده شرکت بحث و سعی می کند با آنها ارتباط شخصی برقرار سازد. او وقت زیادی را نیز با 600 رهبر بالای شرکت می گذراند. ایملت معتقد است «هر لحظه یک فرصت یادگیری و هر فعالیت یک منبع ارزیابی» است.

نوآوری
نوآوری بنیان گذشته و کلید آینده جنرال الکتریک است. آنچه عمر طولانی و موثر این شرکت را تضمین کرده ارزش اول شرکت یعنی رؤیاپردازی و خلاقیت است. سیر سلسله تحقیقات و نوآوریها و عرضه فرآورده ها و خدمات شرکت، که به بخشی از آن در قسمت تاریخچه اشاره رفت مؤید این حقیقت است. امروزه نیز شرکت در عرصه های پیل های سوختی، هیدروژن، انرژی خورشیدی، توربین های گازی پربازده، فناوریهای تمیز زغال سنگ، داروهای مولکولی، آزمایشگاههای قابل حمل، عارضه یاب های فوق پیشرفته بهداشتی و... به فعالیت مشغول است. اولین جایزه نوبل توسط محققان جنرال الکتریک در سال 1932 برای کارهای تحقیقاتی در حوزه شیمی سطح و دومین جایزه در سال 1973 در زمینه نیمه هادیها به دست آمد.

کیفیت
جنرال الکتریک معتقد است کیفیت مسئولیت همه کارکنان است. اگر خواهان موفقیت هستیم، هر فرد باید با انگیزه و آگاهی در این موفقیت سهیم باشد. کیفیت در سه حوزه فرایند، کارکنان و کسب رضایت مشتری قابل تفکیک است. رهبران متعهد به فراهم آوردن فرصتها و زمینه ها برای کارکنان هستند تا بتوانند با تکیه و تمرکز بر استعداد و انرژی خوب در جلب رضایت مشتری بکوشند. افراد نتایج را می آفرینند. مشارکت همه کارکنان در رویکرد شرکت ضروری محسوب می شود. همه کارکنان باید در زمینه راهبرد، ابزارهای کیفی و تکنیک های کیفیت شش سیگما آموزش ببینند.
کیفیت مستلزم آن است که ما به کسب و کار خود از منظر مشتری بنگریم نه خودمان. باید فرایندها را از بیرون ببینیم. اگر نیازها و فرایندها را با تفکر از برون به درون (OUTSIDE-IN THINKING) از دید مشتری ببینیم می توانیم کشف کنیم که آنها چه می بینند و چه احساسی می کنند. با این آگاهی می توانیم حوزه هایی مشخص کنیم که ارزشهای جدیدی بیافرینیم. این مشتری است که کیفیت را تعیین می کند. آنها هستند که عملکرد، پایداری، قیمتهای رقابتی، تحویل به موقع، خدمات و همه چیز را توقع دارند. فقط خوب بودن کافی نیست، ایجاد شعف در مشتری نیز ضروری است. اگر ما چنین نکنیم دیگران این کار را انجام خواهند داد.
در سال 1988 و در زمان رهبری جک ولش بر جنرال الکتریک، فرایند «خرده گیری و چاره جویی» (WORK-OUT) به عنوان محرکی برای بهره وری و کارایی بهتر ابداع شد. در ابتدا، هدف تعیین و تشخیص و حذف فرایندها و فعالیتهای ناکارامد بود که از سالهای قبل و زمانی که لایه های مدیریتی بسیار بود وجود داشت. پس از ساختاربندی مجدد، بسیاری گروهها با افراد کمتر کار بیشتری می کردند. این نشستها شامل تشخیص حوزه های نیازمند بهبود بود که افراد را از قسمتهای مختلف فرایند نظیر طراحی، بازاریابی، تولید، فروش و... برای تشخیص و فهم روش بهتر کار گردهم می آورد. تیم ها خارج از محیط معمول کار، ملاقات و بحث می کنند و توصیه ها و راهکارهای آنان به مدیران مسئول ارائه می شود. آنان در جا می توانند آن را بپذیرند یا رد کنند. این روش تغییر را در سازمان تسریع و مشارکت افراد را بیشتر کرد. امروزه این نشستها جزیی از زندگی روزمره جنرال الکتریک است. این نشستها، دیوانسالاری را نابود ساخت و فرهنگ اخذ ایده های مختلف از هرکس و هرجا را فراهم آورد. رفتار بی‌مرزی را ایجاد کرد و محیط یادگیری را پدید آورد که به حرکت شش سیگما منجر گشت. هم اکنون تفکر فرایندی و کیفی شش سیگما در هر سطح و قسمتی در شرکت جاری است. فرایند خرده گیری و چاره جویی دهه 80 ، امروزه در قالب شش سیگما به عنوان روش کار شرکت ادامه یافته است. شش سیگما چشم انداز و فلسفه ای است که بخشی از فرهنگ کسب و کار جنرال الکتریک است. این فرایند سازمان یافته به تمرکز روی توسعه و تحویل محصولات و خدمات تقریبا بی نقص کمک می کند. دیدگاه رایج کسب و کار، از درون به بیرون و برپایه معدل و متوسط ارقام سالهای گذشته استوار است. مشتریان ما براساس متوسط روی عملکرد ما قضاوت نمی کنند بلکه آنها انحرافات را در هر فرایند و هر فعالیت و محصول و عمل ما لمس می کنند. بدین جهت شش سیگما ابتدا روی کاهش انحراف فرایندها و سپس بهبود قابلیت آنها متمرکز می شود.
کلمه سیگما یک واژه آماری است که مقدار انحراف یک فرایند را از حالت ایده‌آل و کمال و بدون نقص اندازه‌گیری می کند. اگر شما بتوانید نقصها و انحرافات را اندازه بگیرید با ایجاد سیستمی می توانید آنها را حذف و تاحد امکان نزدیک نقص صفر حرکت کنید. برای دستیابی به کیفیت شش سیگما، یک فرایند نباید بیش از 4/3 نقص در یک میلیون فرصت تولید کند.
فروش: جنرال الکتریک به عنوان هشتمین شرکت برتر جهانی در لیست فورچون، در سال 2005، 8/152 میلیارد دلار درآمد و 8/16 میلیارد دلار سود داشته است. نسبت کسب این درآمد به شرح زیر بوده است:
آمریکا: 53 درصد
اروپا: 26 درصد
آسیا و اقیانوسیه: 10 درصد
آمریکای لاتین: 6 درصد
خاورمیانه، آفریقا: 5 درصد
زمانی که در آغاز دهه 1980، جک ولش به رهبری شرکت رسید، درآمد شرکت 25 میلیارد دلار و سود آن 1/5 میلیارد دلار بود. میراث ولش زمانی که در سال 2001 شرکت را ترک کرد، شرکتی بود با دارایی بیش از 400 میلیارد دلار که با ارزش ترین شرکت دنیا محسوب می شد. امروزه دارایی شرکت بالغ بر 670 میلیارد دلار است.
مدیرعامل: جنرال الکتریک 128 ساله تاکنون 20 مدیرعامل داشته است. اگر توماس ادیسون را بنیانگذار و اولین رهبر سازمان بدانیم، جک ولش مدیرعامل افسانه ای شرکت نوزدهمین آن است که مقتدرانه طی دودهه 80 و 90 یعنی از سال 1981 تا 2001 رهبری سازمان را دردست داشته است. تغییراتی که او در جنرال الکتریک ایجاد کرد شگفت انگیز است. او با شعار «همه کسب و کارها باید در بازار خود شماره یک یا دو باشند» بسیاری از کسب‌وکارهای غیرموثر و غیرراهبردی را فروخت یا ادغام کرد و شرکت را در عرصه خدمات در کنار محصولات صنعتی سرآمد ساخت. ولش پس از 40 سال حضور در شرکت که 20 سال آن در سمت مدیرعاملی بود در سال 2001 جای خود را به جف ایملت (JEFF EMELT) جانشین خود سپرد.
«ایملت» قبل از آن از سال 1997، مدیرعامل سیستم های پزشکی جنرال الکتریک بود که یک شرکت 12 میلیارد دلاری در صنعت خدمات بهداشتی محسوب می شد. او از سال 1982 به جنرال الکتریک پیوست و در کسب‌وکارهای پلاستیک، لوازم خانگی و پزشکی نقش رهبری ایفا کرده است. در سال 2003 به انتخاب فایننشال تایمز مرد سال شد. «ایملت» کارشناس ریاضی کاربردی و دارای مدرک MBA ازدانشگاه هاروارد است. ایملت معتقد است «جنرال الکتریک یک شرکت بزرگ است. ما فکر می کنیم بزرگ زیباست. در جنرال الکتریک اندازه ما، نتیجه و دستاورد تعهد کارکنان به تعالی و پیروزی است. ما یک شرکت چند کسب و کاره با رشد سریع در جهان هستیم. هدف ما فقط این نیست که بزرگ باشیم بلکه آن است که از بزرگی خود بهره ببریم و به عظمت برسیم».

آینده
مدیرعامل فعلی جنرال الکتریک معتقد است انجام جهانی کسب و کار یک واقعیت در قرن بیست و یکم خواهدبود. برای موفقیت در این قرن باید به مشتریان در سراسر جهان خدمت ارائه داد. ایملت اذعان می کند که جنرال الکتریک تاریخچه مطلوبی در نوآوری فناوریها و عملیات مدیریت دارد که در بسیاری کسب و کارها اثرگذار بوده و فرهنگ سازمانی آن نتایج پایداری به بار آورده است، اما این دستاوردها به تنهایی برای آینده اطمینان بخش نیست. او به سرمایه گذاری در منابع جهانی برای رفع نیازهای آینده می‌اندیشد و بر توسعه فناوریهای بادی و آبی که انرژیهای تجدیدپذیر و آب سالم فراهم می آورند تاکید می کند. مطابق آمارهای جهانی، کمبود آب در سال 2000 پنج درصد بوده که این رقم در سال 2030 به 24 درصد خواهدرسید. اگر حوزه های تحت فشار در این کمبود را نیز درنظر بگیریم این عدد بالغ بر 40 درصد خواهدشد. بدین جهت سرمایه گذاری در شیرین سازی آب که در سال 2005، 3/4 میلیارد دلار بوده در سال 2014 به 1/14 میلیارد دلار و در سال 2025 دو یا سه برابر آن خواهدرسید. ایملت تعهد می‌کند که در این گونه فناوریها، جنرال الکتریک را راهبر سازد زیرا جای رشد و سوددهی دارد. او همچنین تعهد می‌‌دهد که شرکت با عملکردی یکپارچه، یک شهروند جهانی خوب باشد. ایملت بر توسعه محصولاتی که انرژی بهینه مصرف می کنند مانند لکوموتیوهای هیبریدی، توربین های گازی و وسایل کم‌مصرف و نیز تجهیزات حفظ سلامتی و بهداشت همگانی تاکید دارد. در دیدگاه مدیرعامل فعلی شرکت، جنرال الکتریک به عنوان یک سازمان یادگیرنده به کاوشهای خود ادامه می دهد در هر جا که بتواند تفاوتی ایجاد کند و به بهبودی دست یابد.

منابع
1 – www.ge.com
2 –
www.fortune.com

نویسنده:مسعود بینش
به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۷۱

 

 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 10:05 PM نظرات 0 | لينک مطلب


همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

نوکیا در یک نگاه

سابقه: 140 سال
مؤسس: فردریک ایدستام
فعالیت اولیه: تولید کاغذ و چکمه های لاستیکی
فعالیت کنونی: فناوری ارتباطات راه دور و تلفن همراه
جایگاه: مقام اول از سال 1998 تاکنون
فروش: 250 میلیون دستگاه در سال (4/36 میلیارد دلار)
سهم بازار جهانی: 38 درصد
تعدادکارکنان: 55505 نفر
جایگاه در FORTUN 500 :ا130
مدیرعامل: یورما اولیلا

شاید عجیب به نظر رسد که شرکتی با سابقه 140 سال فعالیت، که بیشترین آن در تولید کاغذ و چکمه های لاستیکی پشت سر گذاشته شده است، در دو دهه اخیر با کنار گذاشتن کسب وکارهای سنتی به مدرنترین حوزه فناوری اطلاعات (IT) یعنی ارتباطات راه دور روی آورد واز سال 1998 به بزرگترین تولیدکننده تلفن همراه در جهان تبدیل شود. این معجزه اما با تلاش مدیران آینده نگر و کارکنان خلاق «نوکیا» (NOKIA) رخ داده و هم اینک فراروی ماست. فروش 40 میلیون گوشی تلفن همراه توسط نوکیا در آن سال، اکنون به 250 میلیون دستگاه رسیده است به گونه ای که از هر 3 تلفن همراه دنیا، یک دستگاه آن را این شرکت تولید کرده است.

تاریخچه
شرکت نوکیا قدمتی 140 ساله دارد. نوکیا در سال 1865 توسط فردریک ایدستام (FREDRIK IDESTAM) در فنلاند و در حوالی رودخانه نوکیا بنیان گذاشته شد و اصلی ترین تولیدات آن کاغذ و چکمه‌های لاستیکی بود. در آن سالها نوکیا به عنوان پیشتاز صنعت کاغذ، افتخار ملی فنلاند محسوب می شد، اما قطعا کسی نمی توانست بیندیشد که یک قرن بعد با واردشدن شرکت به صنعت ارتباطات راه دور، این افتخار به گونه ای دیگر ودر حوزه ای متفاوت وسطحی فراگیرتر تکرار وتجدید شود. «ایدستام» از همان زمان سیستم حفظ سلامتی کارکنان، آموزش و اسکان آنها را در برنامه خود گنجانده بود. در اولین سالهای قرن بیستم یعنی 1903، داماد او، گوستاو فوگلهلم (FOGELHOLM) رئیس شرکت نوکیا شد و تصمیم گرفت در کنار تولید کاغذ و کفش، به تولید کابل و نیرو (برق) بپردازد. در آن زمان، نوکیا بیش از 250 مدل چکمه لاستیکی عرضه می کرد. همسایگی شرکت نوکیا با کارخانه پلاستیک سازی فنلاند (FRW) باعث گردید که این کارخانه بعدها بزرگترین سهامدار نوکیا شود. پس از الحاق کارخانه کابل سازی در سال 1922 به آنها، هر سه شرکت در سال 1967 «گروه نوکیا» را تشکیل دادند. کسب و کار گروه متولد شده، لاستیک، کابل، چسب و کاغذ، تولید برق و الکترونیک بود. در فاصله بین دو جنگ جهانی و کمی پس از آن به دلیل تهدیدهای خارجی، شرکتهای جوان رشد کردند و هم چسب و کاغذ، هم کابل و سیم و هم برق و نیروگاه سهم بازار خوبی از فنلاند یافتند. در سال 1933 اولین سیم تایر خودرو توسط نوکیا تولید شد.
درسال 1977 کاری کایرامو (KARI KAIRAMO) رئیس گروه نوکیا شد و ضمن تاکید بیشتر بر ارتباط با غرب و حضور بیشتر در عرصه تولید نیرو و الکترونیک، تلاش برای بین المللی شدن شرکت را آغاز کرد. این درحالی بود که بعداز جنگ جهانی دوم، فنلاند به عنوان متحد آلمان مجبور به پرداخت غرامت به صورت کابل های برق تولیدشده توسط کارخانه کابل سازی به شوروی تا سال 1952 شد. پس از آن بود که شوروی اصلی ترین شریک گروه نوکیا شد و حدود 20 درصد تولیدات شرکت در دهه 60 به شوروی صادر می شد. در اثر سیاستهای کایرامو، به سه حوزه اصلی کار در گروه نوکیا، حوزه شیمیایی، پوششهای کف و تولید تلویزیون نیز افزوده شد. در دهه 80 نوکیا سومین سازنده بزرگ تلویزیون در اروپا شد. نوکیا با سرمایه گذاری مشترک (J.V) با MOBIRA اولین گام را در عرضه تلفن همراه (MOBIRA CITYMAN) برداشت. قبل از آن عملا تلفن همراه فقط در خودرو نصب می شد. عرضه استاندارد NMT گوشی تلفن همراه توسط نوکیا، علت توسعه سریع این نوع تلفن ها محسوب می شود.
در سال 1985 یورما اولیلا (JORMA OLLILA) مدیرعامل فعلی شرکت، به عنوان مدیر عملیات بین المللی به نوکیا پیوست. در این سال تنوع حوزه های کاری در نوکیا به اوج خود رسیده بود به گونه ای که این گروه در 180 حوزه کسب و کار مشغول فعالیت بود. به همین دلیل یکی از اهداف نوکیا در دهه 90 کاهش تعداد کسب وکارهای مختلف و متفرق بود. در سال 1989 با واردشدن نوکیا به عرضه سیستم های شبکه ای، اولین شبکه GSM به یک شرکت رادیویی فنلاندی فروخته شد. نوکیا طی دهه 90، شبکه های GSM را به 90 اپراتور در سراسر جهان عرضه کرد. سرمایه گذاری نوکیا در فناوری دیجیتالی GSM از عوامل موفقیت شرکت محسوب می شود. نوکیا اولین تلفن همراه GSM مدل 1011 را در سال 1992 روانه بازار ساخت. این تلفن، پایه ای برای طراحی مدل های بعدی شد. در سال 1994، یورمااولیلا مدیرعامل شرکت، عناصر کلیدی استراتژیک شرکت را چنین اعلام کرد: «کسب وکارهای قدیمی را رها کنید و به شدت روی ارتباطات راه دور تمرکز کنید». درهمین سال، نوکیا سری تلفن های همراه 2100 را تولید کرد که بیش از 20 میلیون دستگاه از آنها فروش رفت. در سال 1998 نوکیا رهبر جهانی در تلفن‌های همراه شد. سال بعد، دستیابی به اینترنت بی سیم جهانی به عنوان یکی از اهداف شرکت مطرح گردید و سپس اولین تلفن (WIRELESS APPLICATION PROTOCOL)WAP مدل 7110 عرضه شد. سال 2000 نوکیا با عرضه تلفن همراه 9210 با صفحه نمایش رنگی به میدان آمد و دو سال بعد تلفن های دوربین دار از سوی نوکیا به بازار عرضه گردید.

استراتژی
استراتژی شرکت نوکیا تمرکز بر سه فعالیت عمده برای گسترش ارتباطات راه دور از لحاظ حجم وارزش است:
1 – گسترش شبکه تلفن همراه: پوشش دادن 3 میلیارد نفر تا سال 2008؛
2 – حوزه چند رسانه ای (MULTIMEDIA): تصویر، موسیقی، بازی؛
3 – تحرک گسترده در حوزه شرکتها: شبکه ها.
شرکت نوکیا در سال 1993، «راه نوکیا» (THE NOKIA WAY) را به عنوان بیانیه استراتژی و ارزشهای خود ارائه کرد. این بیانیه هر سال بازنگری می شود. پایه های این استراتژی عبارت است از مسئولیت اقتصادی، مسئولیت زیست محیطی و مسئولیت اجتماعی.

چشم انداز
10 سال پیش (1996) چشم انداز شرکت نوکیا «صدا در حرکت» (VOICE GOES MOBILE PEOPLE) بود. این چشم انداز در زمان کوتاهی به واقعیت پیوست. چشم انداز کنونی شرکت «زندگی در حرکت» (LIFE GOES MOBILE) است. اکنون 6/1 میلیارد دستگاه تلفن همراه درجهان وجود دارد که بیش از تعداد تلفن های ثابت است. تا سال 2008، سه میلیارد نفر روی کره زمین تحت پوشش تلفن های همراه قرار خواهندگرفت.

مأموریت
شـــرکت نوکیا در سال 1993 شعار «ارتباط انسانها با یکدیگر» ( CONNECTING People) را برگزید. این شعار بیانگر سهم نوکیا برای خلق ارتباطات بدون سیم بین مردم است. نوکیا امیدوار است با ارتباط دادن افراد به یکدیگر، نیاز اساسی انسان برای برقراری ارتباطات اجتماعی را پاسخ دهد و بین مردم واطلاعات موردنیاز آنها پلی برقرار سازد. یورما اولیلا مدیرعامل شرکت می گوید: «مأموریت ما مرتبط کردن انسانها با یکدیگر است. این بیش از یک عبارت تبلیغاتی است. این نشان می دهد ما چه می‌کنیم و چه نفعی به مشتریانمان می رسانیم. که هستیم و چه چیزی ارائه می دهیم. این قطب نمای ماست. ما از آن به عنوان موتور محرک کسب وکار خود درجهت ارائه ارزش به مشتریانمان استفاده می کنیم».

ویژگیها
در اولین سالهای قرن بیست ویکم، نوکیا به دو گروه کسب و کار تقسیم شد: تلفن های همراه و شبکه ها. در کنار این دو حوزه، یک مرکز تحقیقات مستقل (N.R.C) و سازمان سرمایه گذاری های مشترک (N.V.O) نیز وجود دارد. ساختار جدید گروههای کسب وکار در نوکیا عبارت است از:
1 – تلفن همراه؛ 2 – شبکه ها؛ 3 – بخش سازمانها؛ 4 – محیطهای چندرسانه ای.

فرهنگ و ارزشهای سازمانی
«ارزشهای نوکیا» جزء کلیدی «راه نوکیا» محسوب می شود. بیانیه ارزشهای نوکیا درقالب NOKIA CODE OF CONDUCT در 1997 منتشر گردید و آخرین ویرایش آن در سال 2005 صورت گرفت. سه پایه اصلی فرهنگ سازمانی و ارزشها در نوکیا عبارت است از:
1 – رضایت مشتری؛
2 – احترام به انسان؛
3 – یادگیری مستمر و کاربردی.
این ارزشها، کارکنان را در سراسر جهان به حرکت وامی دارد. نوکیا بر این باور است که با این ارزشها می تواند محیطی خلق کند که کارکنان احساس کنند انگیزه و ارزش و آرامش دارند. نوکیا دارای یک ساختار تخت و شبکه‌ای و غیرسلسله مراتبی است که سرعت وانعطاف پذیری لازم در تصمیم گیریها را میسر می سازد. در نوکیا هرکس می تواند اشتباه کند. باتوجه به بازبودن فضای شرکت، برای کارکنان فرصت مساوی در طرح ایده های جدید و ریسک پذیری فراهم است.

منابع انسانی
تعداد کارکنان شرکت در سال 2002، 51 هزار و 748 نفر و در سال 2005، 55 هزار و 505 نفر بوده است. از این تعداد 41 درصد در فنلاند و بقیه در سایر نقاط جهان مستقر هستند. در سال 1987، 70 درصد کارکنان در فنلاند حضور داشتند. حدود نیمی از کارکنان در محدوده سنی 40 – 30 سال و حدود 73 درصد آنها کمتر از 50 سال سن دارند. در زمینه منابع انسانی، شرکت نوکیا توجه به ارزشهای سازمانی، بازبودن فضای کار، توسعه شغلی، مدیریت عملکرد، تنوع و موازنه بین کار و زندگی را عوامل بسیار مهم در جذب، نگهداری و انگیزش کارکنان می داند. نوکیا درعملکرد و رضایت شغلی وکیفیت زندگی کارکنان به موازنه بین محتوای کار وعلائق و نیازهای کارکنان می‌اندیشد.
اولیلا مدیرعامل شرکت در زمینه اثرات مثبت و موثر تنوع نیروی انسانی در شرکت می گوید: «ما به سمت دنیای متحرک (MOBILE WORLD) می رویم که در آن انسانها درهر جا و هر زمان توانایی برقراری ارتباط با اطلاعات نامحدود را خواهند داشت. این بدان معناست که بازار ما «جهان» است، بنابراین تنوع نیروی انسانی، عرصه مهمی از کسب وکار ماست. بهترین افراد را می توان از ملیتهای متنوع و زمینه های فرهنگی متفاوت برگزید. ما باید تنوع بازار را در سازمان خود متجلی و منعکس کنیم تا مطمئن شویم که نیازهای همه مشتریانمان را درک می کنیم. برای موفقیت در بازار متنوع، خلاقیت عامل کلیدی است. تیم های متنوع خلاق تر هستند و راه حلهای بهتری برای مسائل پیدا می کنند تا تیم های یکدست وهمگن».
شرکت نوکیا نشستی سالانه به صورت جهانی برای کارکنان خود ترتیب می دهد که به عنوان «به شما گوش فرامی‌دهیم» (LISTENING TO YOU) معروف است و شرکت از این راه بازخورد خوبی از کارکنان به دست می‌آورد. همچنین سیستم «از منابع انسانی بپرسید» (ASK HR) در شرکت برقرار است که پرسشهای مکتوب کارکنان درزمینه منابع انسانی، همواره پاسخ داده می شود.

فناوری و R&D
در دهه 1980، کایرامو قهرمان فرهنگ سازمانی و جامعه اطلاعات محور بود و می خواست که در آموزش و تحقیقات سرآمد باشد. پس از سال 1993، تحت رهبری او، تمرکز و توجه به موضوع تحقیق و توسعه و فناوری برجسته شد. آنچه شرکت نوکیا را سرآمد صنعت ارتباطات راه دور کرد موفقیت در فناوری های دیجیتالی NMT وGSM در تلفن همراه بود. طراحی پلت فورم نرم افزاری سری 60 که بیش از 60 درصد سازنده های تلفن همراه تاکنون تحت امتیاز آن کار می کنند گام مهمی در توسعه شرکت بود. فناوری نسل سوم شبکه ها برای تلفن همراه، WCDMA است که توسط نوکیا طراحی و عرضه شده است. نوکیا اولین طراح قابهای قابل تعویض تلفن همراه درجهان و مبدع و عرضه کننده محصولات جانبی آن است.
تحقیق و توسعه (R&D) در نوکیا با مشارکت دانشگاهها و سایر شرکتها انجام می شود. در پایان دهه 90 یک سوم کارکنان نوکیا در بخش تحقیق وتوسعه در 44 مرکز و 12 کشور – علاوه بر مرکز تحقیقات نوکیا – کار می کردند. در ابتدای سال 2005، 20 هزار و 722 نفر یعنی حدود 37 درصد کارکنان درمراکز تحقیق و توسعه در سراسر دنیا کار می کردند. در این سال، نوکیا 8/3 میلیارد یورو یعنی 8/12 درصد فروش خالص خود را صرف R&D کرده است. این رقم در سال 2002، 10 درصد و در سال 1980، 2 درصد بوده است.
مرکز آموزش نوکیا نیز به منظور تکمیل اهداف و فعالیتهای مرکز تحقیقات نوکیا تشکیل شده است که در آن خط‌مشی آموزش بین المللی تعیین شده و آموزش فناوری و ارتباط با دانشگاهها انجام می شود. بسیاری از کارکنان نوکیا درحین کار، مدارک بالاتر تحصیلی گرفته اند و اکنون با حمایت وزارت آموزش فنلاند، دانشگاه نوکیا تاسیس شده است.
کیفیت: شرکت نوکیا، کیفیت را به منزله کلید بهره وری، سودآوری و افتخار می داند و آن را در سه بعد جستجو می‌کند: فرایند، محصول و مدیریت. کیفیت درهریک از این ابعاد مفهوم خاص خود را دارد و برای دستیابی به موقعیت رقابتی در سطح جهان، کیفیت درهمه این ابعاد باید رعایت شود. تعهد به بهبود کیفیت یک فرایند مداوم و قلب هر فعالیتی محسوب می شود که در نوکیا صورت می گیرد. رمز حفظ موقعیت رهبری و رقابتی نوکیا درجهان جلو بردن موازی ومتوازن کیفیت و نوآوری است.
در بعد فرایند: هرچه کیفیت در فرایندها بهبود یابد، بهره وری کاری افزایش می یابد. کیفیت در فرایند وسیله ای است برای ابداع راههایی برای مدیریت پیچیدگی. به عبارت دیگر پیچیدگی، پایه اولیه نوآوری و ابداع است.
در بعد محصول: کیفیت در محصول یعنی تاثیر مثبت گذاشتن بر تجربه و درک مشتری.
در بعد مدیریت: کیفیت برای هم سطح کردن نوآوری و بهبود بهره وری امری حیاتی است. رویکرد نوکیا، مدیریت فرایند و ترکیب کردن تولید اقتصادی با چابکی ازطریق مدیریت مدولار است.

فروش و سهم بازار
درآمد شرکت نوکیا در سال 2005، 4/36 میلیارد دلار بود که در فهرست جهانی FORTUN 500 در رتبه 130 جای گرفته است. فروش خالص شرکت در سال 2004، 4/29 میلیارد یورو بوده که ازطریق فعالیت 55 هزار نیروی انسانی و 15 کارخانه تولیدی مستقر در 9 کشور به دست آمده است. درحالی که فروش خالص به اروپا در دهه 80 و 90، حدود دو میلیارد دلار بود، اکنون به بیش از 30 میلیارد دلار رسیده است. سهم فروش در بازار آمریکا 4/3 میلیارد، چین 6/2، انگلستان 2/2، آلمان 7/1، هند 3/1 و برزیل یک میلیارد یورو در سال 2004 بوده است. در این سال، سود عملیاتی 3/4 میلیارد یورو، سود قبل از عملیات 7/4 میلیارد یورو وسودخالص 2/3 میلیارد یورو بوده است که 77 درصد آن به حوزه تلفن همراه، 21 درصد به حوزه شبکه ها و 2 درصد به سایر حوزه های فعالیت برمی‌گردد.
هم اکنون 38 درصد بازار جهانی گوشیهای تلفن همراه دراختیار نوکیا قرار دارد. نوکیا طی 20 سال گذشته بیش از دو میلیارد دلار در چین سرمایه گذاری کرده است و بزرگترین صادرکننده گوشی به چین محسوب می شود. چین دارای بزرگترین بازار تلفن همراه درجهان است. درحال حاضر حدود 400 میلیون نفر مشترک دارد. پیش بینی آن است که تا سال 2010 این رقم به 650 میلیون نفر برسد.
مدیرعامل: مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره نوکیا، «یورما اولیلا»ست. اولیلا متولد 1950 (56 ساله) در فنلاند شخصیت استثنایی است که شرکت توانست تحت هدایت او مقام اول را در فناوری و بازار تلفن همراه جهان در سال 1998 کسب کند و تاکنون پایدار نگه دارد. او نوکیا را از سازنده کاغذ و چکمه های لاستیکی به بزرگترین تولیدکننده تلفن همراه درجهان تبدیل کرد. «اولیلا» در سه رشته مدرک دکترا دارد: علوم سیاسی، اقتصاد، فناوری‌های علمی، ضمن آنکه شیفته ادبیات نیز هست. او در سال 1985 از شعبه CITIGROUP در فنلاند که بزرگترین بانک جهانی آمریکایی محسوب می شود به عنوان مدیرعملیات بین المللی به نوکیا پیوست. یک سال بعد او نایب رئیس بخش تلفن همراه و عضو هیئت مدیره شد. از سال 1992 تا 1999 به عنوان مدیراجرایی شرکت و از 1999 تاکنون به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره نوکیا مشغول به کار است. مشخصه ویژه سهم و کار او قطع حرکت سنتی نوکیا در کسب و کار و تمرکز شدید بر ارتباطات راه دور بود. بدیهی است این حرکت در آغاز بسیار مشکل می نمود اما بعدها مشخص شد که حرکت و جهت او کاملا درست بوده است. «اولیلا» در دهه 90 موفق شد نوکیا را به جایگاه یک شرکت کلاس جهانی برساند. دیدگاه «اولیلا» یعنی مدیریت فعال و فداکاری و همت برای توسعه پایدار باعث تحسین و احترام جهانیان شده است. اسطوره فنلاندی ها براساس آمارهای مجله فوربس (FORBES) مقام اول پردرآمدترین مدیر اروپا را داراست. به دلیل تحصیلات چندگانه، سبک مدیریتی او سیستمی و پایدار بوده است. او بیانیه جامع ارزشهای نوکیا را معرفی کرده است. تیم مدیریتی که با او کار می کند کاملا همراه و هماهنگ هستند. «اولیلا» توانسته بین فرهنگ رهبری مبتنی بر ارزش و مدیریت کارکنان مبتنی بر واقعیت موازنه برقرار کند.
«اولیلا»، خود وجوه تمایز شرکت نوکیا را چنین برمی شمرد:
-گسترش و رشد محصولات؛
-وسعت فعالیتهای تحقیق و توسعه؛
-سرعت پاسخگویی به نیاز متغیر مصرف کنندگان؛
-تمرکز بر طراحی و سهولت کاربرد.
او نقش نیروی انسانی را در موفقیت کنونی شرکت چنین بیان می کند: «استعداد و کوشش کارکنان ما بنیان موفقیت ما در سرآمد شدن در عرصه ارتباطات راه دور است. ما کار می کنیم که مطمئن شویم کارکنان ما درجهت نیل به این موقعیت و حفظ آن با انگیزه و متعهد به ارزشها باقی می مانند. با اجرای کسب و کار به صورت مسئولانه، نوکیا می تواند سهم مهمی در توسعه پایدار و ایجاد پایه های رشد اقتصادی داشته باشد. «اولیلا» معتقد است «در عرصه بازار تلفن همراه، هر انسان به صورت بالقوه یک مشتری محسوب می شود». درعین حال هنوز خدمات تلفن همراه به کمتر از 30 درصد مردم جهان تعلق دارد. درحال حاضر 6/1 میلیارد نفر در دنیا تلفن همراه دارند و طرح نوکیا، رساندن این عدد به 3 میلیارد تا سال 2008 است. «اولیلا»، چین، هند، روسیه، برزیل، آفریقا و آمریکای لاتین را ظرفیتهای بالقوه برای توسعه دراین زمینه می داند و معتقد است «همیشه این مصرف کنندگان هستند که تصمیم می‌گیرند کدام خدمات رشد کند. دیگر نمی توان مصرف کنندگان را با ارائه خدمات ساده ای همچون پیام کوتاه (SMS) جلب کرد.

چشم انداز آینده
«یورما اولیلا»، مدیرعامل فعلی در ژوئن 2006 (خرداد 85) از شرکت نوکیا به شرکت انگلیسی – هلندی رویال – داچ – شل خواهدرفت و به عنوان عضو هیئت مدیره به کار خواهدپرداخت. جانشین او، پکا کالاسو (PEKKA KALLASVUO) خواهدبود که 20سال سابقه کار در نوکیا دارد. نوکیا بر اهمیت تمرکز بر روی نیازهای مشتری، مدیریت ریسک و حفظ ونگهداری تصویر ذهنی شرکت در جامعه تاکید دارد. به دلیل وجود برند قوی و شناخته شده، محدوده متنوع محصولات، طراحی نوآورانه محصول، وجود کارکنان ماهر، تعهد عمومی به رشد و توسعه و سرمایه گذاری های موثر در تحقیق و توسعه، انتظار می رود که در آینده، نوکیا سهم بازار را حفظ کند وبه موفقیتهای خود در جایگاه سرآمد حوزه تلفن های همراه درجهان ادامه دهد. این نتیجه گیری امیدوارانه چه میزان تحقق خواهدیافت، باید دید رفتن اسطوره فنلاندی ها از شرکت، چه تاثیری در نوکیا خواهدگذاشت.

منابع:

1 – www.nokia.com
2 – www.fortun.com
3 –
www.forbes.com

نویسنده:مسعود بینش

به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۶۷



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 10:03 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مسعود بینش
 
 

سابقه: ۶۷

بنیانگذار: ویلیام هیولت و دیوید پکارد

حوزه‌ی فعالیت: تولید انواع رایانه٬ چابگر٬ اسکنر٬ تجهیزات پزشکی٬ شبکه و خدمات الکترونیکی

ویژگی: اولین شرکت دره سیلیکون و دومین شرکت بزرگ رایانه‌ای جهان

فروش (۲۰۰۵): ۷/۸۶ میلیارد دلار

تعداد کارکنان: (۲۰۰۵): ۱۵۰ هزار نفر

مدیر عامل: مارک هرد

آنچه در تاریخچه شرکتHP (هیولت – پکارد) دیده می شود آن است که همه چیز از یک رؤیای مشترک دو دانشجوی همکلاس و همدرس در دانشگاه استنفورد آغاز می شود. همت و تلاش و سخت‌کوشی و درایت این دو نفر، یعنی دیوید پکارد و ویلیام هیولت باعث می شود که سرمایه اولیه 538 دلاری شرکت، اکنون پس از گذشت حدود 70 سال به نزدیک 90 میلیارد دلار برسد و فعالیت شرکت، بیش از 160 کشور را در حوزه جهانی دربرگیرد. تولد شرکت HP با تولد دره سیلیکون همراه شد، زیرا HP اولین شرکت حوزه صنعت الکترونیک بود که در منطقه کالیفرنیا تأسیس شد و سنگ‌بنای تأسیس و تکثیر دهها و صدها شرکت دیگر از این نوع گذاشته شد. به همین جهت است که گاراژ کوچک . محقری که هیولت و پکارد اولین محصول تولیدی شرکت خود را در آنجا تولید کردند، اکنون نه تنها به عنوان نماد شرکت HP، بلکه به عنوان خاستگاه و محل تولد دره سیلیکون شناخته می شود.
نزدیک به هفت دهه سرگذشت HP، به خوبی بیانگر تطور و تکامل یک شرکت عظیم و دربردارنده و نشان‌دهنده مسیر تحولات فناوری در صنعت الکترونیک است. با وجود همه فراز ونشیب‌ها، اکنون HP پس از ادغام با شرکت عظیم «کمپک»، به عنوان یک شرکت جهانی و پیشرو در تحقیق و توسعه فناوری الکترونیکی، در بسیاری حوزه‌های تولیدی و خدماتی جایگاه برتر را داراست و شانه به شانه رقیب بزرگ خود، IBM حرکت می کند. حفظ این دستاوردهای بزرگ اینک به دوش مدیرعامل جدید شرکت، مارک هرد سنگینی می کند و او را وادار به اعتراف می کند که کار سختی درپیش دارد.

تاریخچه
ویلیام هیولت و دیوید پکارد دو دانشجوی مهندسی برق دانشگاه استنفورد، در سال 1934 فارغ التحصیل شدند. آنها در سالهای آخر دانشگاه با یکدیگر آشنا شدند و تحت سرپرستی پروفسور ترمن پروژه تحصیلی مشترکی را انجام می دادند. همین پروژه که اولین محصول شرکت آنها را به دنبال داشت باعث شد در دو سه سال بعد از فراغت از تحصیل که پکارد برای کار به جنرال الکتریک رفت و هیولت کارشناسی ارشد دانشگاه MIT را گرفت، آنها را به هم بپیوندد و با تشویق استاد مشترک خود، راه تأسیس شرکت آنها را باز کند. هیولت و پکارد در سال 1939 شرکت HP را تأسیس کردند. سرمایه آنها برای این کار 538 دلار بود و محل فعالیت آنها گاراژی کوچک در کالیفرنیا، همان منطقه ای که امروزه به عنوان دره سیلیکون شناخته می شود و نماد انقلاب الکترونیکی است. پیوند عمیق این دو دوست و همشاگردی به حدی بود که در طی عمر طولانی شرکت، با وجود آن که یک بار هیولت سالها به دلیل خدمت در ارتش از شرکت دور شد و یک بار پکارد بنا به دعوت وزارت دفاع در سمت معاونت مشغول به کار شد، شرکت به خوبی راه خود را طی کرد و به سرعت مراحل رشد و ترقی را پیمود. هیولت عمدتا برکارهای فنی و مهندسی و فناوری نظارت داشت و پکارد امور مربوط به نیروی انسانی و مدیریت را رهبری می کرد. سبک مدیریتی خاصی که این دو به کار گرفتند، به عنوان الگوی شرکتهای دره سیلیکون مطرح شد و بسیاری افراد موثر که بعدها خود شرکتهای عظیم رایانه ای را رهبری کردند، در HP مشغول به کار شدند. سیاست درهای باز و توجه به منابع انسانی و مدیریت براساس حضور در محل انجام فعالیتها ازجمله نکات مدیریتی بود که در سبک رهبری HP تجلی یافته بود.
در ابتدای سال 1940 تعداد کارکنان شرکت 3 نفر و درآمد آن 34 هزار دلار بود. 20 سال بعد تعداد کارکنان به 3021 نفر و درآمد شرکت به 60 میلیون دلار رسید. در این مدت صدها حق ثبت اختراع ازسوی شرکت به ثبت رسید و صدها نوع محصول متنوع و مختلف ازجمله شمارنده های فرکانس پرسرعت، اسیلوسکوپ و مانند آن به بازار عرضه شد. در سال 1959 با افتتاح دفتر شرکت در ژنو سوئیس، مسیر جهانی شدن برای شرکت باز شد و چهار سال بعد، همکاری مشترک با ژاپنی ها آغاز شد. اولین ماشین حساب علمی رومیزی دنیا (HP35) درسال 1968 ابداع و به بازار ارائه شد. شش سال بعد نوع جیبی و برنامه‌خور آن (HP65) با قیمت 795 دلار و سه سال بعد نوع مچی دیجیتالی آن عرضه شد. اولین رایانه نیز در سال 1974 با چهارکیلو بایت RAM توسط شرکت ابداع شد. سال 1977 درآمد شرکت از مرز یک میلیارد دلار فراتر رفت، درحالی که کارکنان آن بیش از 35 هزار نفر بودند. در این سال که هم هیولت و هم پکارد بازنشسته شدند و به عنوان مدیران افتخاری در شرکت فعالیت می کردند. یانگ به عنوان مدیرعامل به کار مشغول شد و تا سال 1992 در این سمت باقی ماند. شرکت، اولین رایانه شخصی، اولین رایانه دستی و اولین رایانه تماس دستی به ترتیب در سالهای 1980، 1982و 1983 توسط شرکت به بازار عرضه کرد و در سال 1984، HP، اولین چاپگر لیزری ابداع و به بازار مصرف روانه کرد. شرکت تاکنون مقام اول را در تولید این وسیله به خود اختصاص داده و تا سال 2005، 385 میلیون چاپگر به سراسر دنیا فروخته است. در سال 1988 شرکت با 87 هزار نفر پرسنل و درآمد 8/9 میلیارد دلاری، در جایگاه 49 فهرست 500 شرکت برتر فورچون قرار گرفت. از 1992 به مدت هفت سال لویس پلت مدیریت عامل شرکت را برعهده گرفت. سال 1995 دیوید پکارد کتاب «راه HP» را که دربردارنده توضیح سبک مدیریت شرکت بود منتشر کرد و سال بعد درگذشت. در آستانه ورود به قرن بیست ویکم، تعداد کارکنان به 84400 نفر و درآمد به 42 میلیارد دلار رسید. در اولین سال هزاره جدید خانم کارلی فیورینا رهبری شرکت را دردست گرفت و دو سال بعد در یک اقدام متهورانه، طرح ادغام HP و شرکت کمپک را به مرحله عمل رساند و شرکت HP را با 141 هزار نفر پرسنل و درآمد 6/56 میلیارد دلاری در سال 2004 به مقام یازدهم در فهرست فورچون رساند. این درحالی بود که هیولت در سال 2001 درگذشت.
سال 2005 با برکناری فیورینا، مارک هرد به عنوان مدیرعامل شرکت HP منصوب و مشغول به کار شد، درحالی که شرکت 150 هزار نفر پرسنل و 80 میلیارد دلار درآمد داشت و محصول و خدمت خود را به بازاری با بیش از یک میلیارد مشتری در سراسر جهان و بیش از 160 کشور عرضه می کرد.

ویژگی
امروزه و پس از ادغام HP وکمپک، شرکت HP به عنوان رقیب سرسخت IBM، به عنوان دومین قطب عظیم صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات درجهان مطرح است. HP به عنوان یک شرکت جهانی که کسب و کار در آن با بیش از 100 زبان دنیا انجام می شود، مقام اول را در تولید و عرضه چاپگرهای لیزری جوهرافشان و نیز عرضه سرورهای مختلف و سیستم های حافظه رایانه و مقام دوم را در تولید رایانه های شخصی کیفی، رومیزی و جیبی داراست. HP اولین شرکت تأسیس شده در منطقه دره سیلیکون است که امروزه گاراژ تولید اولین اسیلوسکوپ شرکت در سال 1938، نه تنها به عنوان نماد شرکت بلکه به عنوان نماد تولید دره سیلیکون به عنوان قطب صنعت الکترونیک آمریکا و دنیا شناخته می شود. بسیاری از شرکتهای بزرگ الکترونیک که بعدها در دره سیلیکون تشکیل شدند متأثر از سبک مدیریتی شرکت HP بودند. این سبک خاص مدیریتی که در ابتدا به عنوان «گاراژ» شهرت داشت، با عرضه کتاب «راه HP» توسط پکارد، امروزه به عنوان «راه HP» شناخته می شود.

چشم انداز
چشم انداز شرکت HP عبارت است از: «یک شرکت برتر الکترونی با روحی درخشان برای رهبری در عصر اینترنت». آنچه زیربنای این چشم انداز را تشکیل می دهد، توجه به تنوع، خلاقیت و نوآوری است.

فرهنگ و ارزشهای سازمانی
فرهنگ و ارزشهای سازمانی شرکت در «راه HP» متجلی شده است. بنیان این راه عبارت است از:
- اعمال مدیریت ازطریق حضور مستمر در محل انجام فعالیتها و نظارت بر آنها.
- توجه و تمرکز بر رضایت کارکنان به عنوان منبع موفقیت شرکت.
- وجود ارتباط باز بین مدیران و کارکنان.
ارزشهای شرکت HP عبارت است از:
- شور واشتیاق نسبت به مشتری: در هر کاری که ما انجام می دهیم، مشتری را در رأس می نشانیم.
- اعتماد و احترام به افراد: ما با یکدیگر کار می کنیم تا فرهنگی اعتمادساز، احترام آفرین و بزرگ برای همه بیافرینیم.
- مشارکت: ما در هر کاری به دنبال تعالی هستیم. مشارکت تک‌تک افراد، کلید موفقیت ماست.
- به دست آوردن نتایج ازطریق کارتیمی: مشارکت ما بسیار تاثیرگذار است. ما همواره به دنبال یافتن راههای بهتر برای ارائه خدمت به مشتریانمان هستیم.
- سرعت و چابکی: ما مبتکر، ماهر و منعطف هستیم و سریع‌تر از رقبایمان به نتایج می رسیم.
- نوآوری معنادار: ما شرکتی مبتنی بر فناوری هستیم که چیزهای مهم و مفید ابداع می کنند.
- درستی و امانتداری: ما یکرنگ، روراست و صریح هستیم.

تحقیق و توسعه
HP یک شرکت جهانی مبتنی بر فناوری است. این ویژگی از همان زمان تأسیس شرکت وجود داشته است. تا سال 2005 بیش از 30 هزار اختراع توسط شرکت به ثبت رسیده است. تنوع خیره کننده محصولات وخدمات شرکت گویای این واقعیت است. همین مسأله باعث شده که در حوزه های تولید چاپگر و تجهیزات تصویربرداری، سرورها و حافظه ها، شرکت مقام اول را دارا باشد. حوزه‌های فعالیت شرکت، عمدتا سیستم‌های رایانه شخصی (31 درصد)، چاپگر و تصویربرداری (29 درصد)، حافظه ها (19 درصد)، خدمات (18 درصد)، خدمات مالی (دو درصد) و نرم افزار (یک درصد) را دربرمی گیرد.

فروش
درحالی که در اولین سال هزاره جدید درآمد شرکت 2/45 میلیارد دلار و سود خالص آن 4/1 میلیارد دلار بود، سال 2005، شرکت با فروش 7/86 میلیارد دلار و سود خالص 4/2 میلیارد دلار به مقام 33 در فهرست 500 شرکت برتر مجله فورچون دست یافت. تنها در سال 2005، بیش از 50 میلیون چاپگر و 30 میلیون رایانه فروخته و دو میلیون خدمات استاندارد صنعتی ارائه شد.

مدیرعامل
ویلیام هیولت یکی از بنیانگذاران شرکت معتقد بود «حرکت ما از یک گاراژ کوچک تا یک شرکت رایانه ای، یک راه روشن نبود». او همواره تاکید می کرد که «شما باید برای کارکنانتان محیطی فراهم آورید که کارکردن را دوست داشته باشند. کارکنان را تیمی بارآورید، در این صورت شانس موفقیت شرکت بالاست. برای اینکه کارکنان به مسیر کار تیمی درآیند باید به آنها نشان دهید که شما از آنها مراقبت می کنید». همین دیدگاهها سبب شد که HP جزء اولین شرکتهایی باشد که بیمه همگانی کارکنان و شراکت آنها را در سود کارخانه، انجام داد و تقسیم ساعات کاری شناور را به کار گرفت. هیولت و پکارد می دانستند که راز حقیقی موفقیت آنها نه در طرحها و محصولات و برنامه‌هایشان، بلکه در کارکنانشان بود. آنها فهمیدند که اگر شما کارکنان را باور کنید و به امیدشان باور داشته باشید و در رؤیاهایشان مشارکت کنید و بگذارید به طور کامل از استعدادهایشان استفاده کنند، آنها می توانند کارهای بزرگی انجام دهند. این همواره همان راز «راه HP» بوده و خواهدبود. ویژگی راه HP، نوآوری، صداقت، درستی و احترام است. به تعبیر خانم کارلی فیورینا مدیرعامل قبلی شرکت، آن دو تنها با 538 دلار و یک «رؤیا» شروع کردند تا جهان را تغییر دهند و این کار را کردند. در سال 1940 که هیچکس کارخانه الکترونیک ایجاد نکرده بود، آنها ایجاد کردند. در سال 1943 دستگاههای فرکانسی ساختند درحالی که تجربه قبلی روی آن نداشتند. در سال 1972 که هیچ کس تصور وجود یک ماشین قابل حمل نمی کرد که بتواند معادلات ریاضی پیچیده را انجام دهد (ماشین حساب)، آنها جیبی آن را ساختند. در سال 1984 که خواندن و نگهداری مدارک مشکل بود چاپگرهای عالی ساختند. آنها با نوآوری پیش رفتند.
زمانی که او طرح متهورانه ادغام با شرکت کمپک را مطرح ساخت، در دفاع از آن گفت: ما باید آینده را بسازیم. میراثی که به ما رسیده مبتنی بر نوآوری و ارزشهایی است که بهای آن ابدی است. ما نمی توانیم شرکت را در جای خود نگه داریم. ما باید با شهامت و تدبیر شرکت را به پیش ببریم. اگر به جای فکر بهبود، درصدد توجیه و دفاع از عملکرد خود برآیید، این آغاز مراحل شکست شماست. به تعبیر دیوید پکارد: اگر ما در حوزه فناوری‌هایی که سریع تغییر می کند وارد شویم برای آنکه ثابت باقی بمانیم، باخته ایم. خانم فیورینا درمدت تصدی مدیرعاملی شرکت، علاوه بر این کار بنیانی، همواره از رنسانس دیجیتالی سخن گفت که در آن کسب وکارها باید فناوری‌هایی عرضه کنند و خدمات الکترونیکی ارائه نمایند و زیرساختهای اینترنتی همیشه فعال، فراهم آورند تا این شبکه‌ها درخدمت انسانها باشد. درهرجا و درهر موقع، حتی درحالت حرکت. او این انقلاب «در حرکت» را در حوزه های اینترنت، تجارت الکترونیکی و خدمات الکترونیکی مطرح می کرد که ساختاری از شبکه را می گشاید که در آن کسب و کار سیال‌تر و انعطاف پذیرتر است. او معتقد بود زیرساختهای مبتنی بر اینترنت مثل آب و هوا باید در دسترس باشند.
مدیرعامل جدید شرکت که به تازگی این مسئولیت را عهده دار شده است، مارک هرد 49 ساله است. او قبلا 25 سال در شرکت NCR به کار مشغول بود و در چند سال آخر مدیرعامل شرکت بود. مارک هرد بر سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه در سه زمینه ارتباطات در حرکت (MOBILE)، انتقال از چاپگرها و تصویربرداری آنالوگ به دیجیتال در بازارهای شخصی و صنعتی و تجاری و نیز نسل نوین خدمات ومعماری مراکز اطلاعات شرکتها تاکید دارد. او معتقد است پیروزی در بازار تنها به نتایج برنمی‌گردد بلکه چگونگی دست یافتن به آن نتایج نیز مهم است. هرو بر این باور است که باید به سمت فرهنگ عمل کردن و پاسخگو بودن حرکت کرد. باید اخلاق در هر تصمیم و عمل فردی با دیگران حضور داشته باشد.
او می گوید در یک شرکت موفق، اخلاق و قانونمداری یک بخش اساسی از فرهنگ کاری است. به همین دلیل او کسب و کار غیراخلاقی و غیرقانونی را در HP برنمی‌تابد و در آن مسامحه روا نمی دارد. او معتقد است کار سختی پیش‌رو دارد.

منابع
www.HP.com
www.fortune.com

به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۷۵



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 10:02 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

شرکت سامسونگ الکترونیک
(SAMSUNG
ELECTRONIC )

مترجم: مسعود بینش 

سامسونگ الکترونیک در یک نگاه

سابقه: 67سال (تأسیس: 1938)
بنیانگذار: لی بیونگ چول
حوزه فعالیت: ارتباطات راه دور، نیمه هادی‌ها، فناوری دیجیتال
ویژگی: برترین شرکت کره جنوبی
فروش (2005): 5/71 میلیارد دلار
کارکنان (2005): 80594 نفر
رتبه در
FORTUNE 500)2005):ا39
مدیرعامل: لی کان هی

ممکن است کار لی بیونگ چول بنیانگذار گروه سامسونگ در سال 1938 برای تاسیس شرکت را دشوار به حساب بیاوریم، اما هیچ تردید نمی توان روا داشت که 20 سال پیش که رهبری شرکت به دست فرزند او، «لی کان هی» افتاد و او مسئولیت عبور و تبدیل یک شرکت خانوادگی و بازرگانی را به یک شرکت مبتنی بر فناوری الکترونیک برعهده گرفت، دشواری کار بسیار بیشتر از دوران تأسیس بوده است. اما آنچه مهم است آن است که «لی» به خوبی از عهده این مسئولیت برآمد و این شرکت سه ستاره (معنای سامسونگ در زبان کره ای) را ستاره های بیشتری بخشید و جایگاه آن را نه تنها در کره که در جهان و در مقایسه با شرکتهای حوزه الکترونیک تثبیت کرد. سامسونگ اکنون در حوزه های مختلفی همچون صنایع سنگین، صنایع کشتی سازی، نساجی، پتروشیمی، خودروسازی و بویژه صنایع الکترونیک فعال است و عظیم ترین و محبوب ترین شرکت زیرمجموعه آن یعنی سامسونگ الکترونیک به گونه ای حرکت کرده که امروز در برخی محصولات نظیر نمایشگرهای مختلف مقام اول را در دنیا کسب کرده است. در عرضه گوشی‌های تلفن همراه به مقام سوم جهانی دست یافته است و درمجموع فعالیتهای حوزه الکترونیک به رقابت با سونی و پاناسونیک می اندیشد. اندیشه های تحول گرایانه رهبر کنونی شرکت یعنی لی‌کان‌هی در تغییر جهت سامسونگ بسیار موثر بوده است.
تاریخچه
گروه سامسونگ در سال 1938 توسط لی بیونگ چول به عنوان یک شرکت بازرگانی تأسیس شد و بیشترین حجم کاری خود را بر صادرات ماهی و میوه و سبزی به چین قرار داد. طی یک دهه، با رشدی بسیار سریع، سامسونگ به یکی از 10 شرکت بزرگ کره تبدیل شد. در سال 1969 شرکت سامسونگ الکترونیک در گروه سامسونگ متولد شد. در دهه 1970، شرکت با سرمایه گذاری در صنایع سنگین، صنایع شیمیایی و پتروشیمی و ساخت کشتی، راه صنعتی شدن را درپیش گرفت. در 1973 دومین برنامه پنجساله مدیریت اعلام شد و گذار از مرحله ساخت مواداولیه به محصول نهایی هدف گیری شد. در این دهه شرکتهای صنایع سنگین، پتروشیمی، کشتی سازی و صنایع دقیق سامسونگ تأسیس شد و اولین صادرات صنایع الکترونیک ازسوی سامسونگ الکترونیک صورت گرفت. دهه 1980، دهه ورود سامسونگ به بازار فناوری جهانی بود. در سال 1987 با مرگ بنیانگذار گروه، پسرش لی کان هی جانشین او شد و یک سال بعد برنامه انقلاب دوم را در شرکت به راه انداخت. این برنامه مشتمل بر تجدید ساختار کسب و کار قدیمی و تبدیل شدن شرکت به یکی از پنج شرکت برتر الکترونیک و یکی از شرکتهای کلاس جهانی در قرن بیستم و یکم بود.
اوایل دهه 1990 دوران مدیریت نوین در سامسونگ بود. شعار «اول کیفیت» انتخاب و تبلیغ شد. در این دوره، 17 محصول مختلف نظیر نیمه هادی، نمایشگرهای رایانه و تجهیزات تصویر رنگی در بازار جهانی تولید شد و در برخی از آنها، نظیر
LCD به مقام اول جهانی دست یافت. همزمان، علاوه بر جهت گیری به سمت بکارگیری شش سیگما و تولید محصول کیفی، کیفیت کارکنان نیز موردتوجه قرار گرفت. از ابتدای قرن جدید، حرکت به سمت دوران دیجیتال برای شرکت تشدید شد، به گونه ای که به سرعت در حوزه های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات، محصولات متنوعی عرضه شد.

حوزه های فعالیت
پنج حوزه اصلی کسب و کار شرکت سامسونگ الکترونیک عبارت است از: کسب و کار لوازم خانگی دیجیتال، رسانه دیجیتال،
LCD و نیمه هادی‌ها و ارتباطات راه دور این شرکت معروفترین و مهمترین زیرمجموعه گروه سامسونگ است که به عنوان برترین شرکت کره جنوبی به تنهایی بیش از 10 درصد کل صادرات این کشور را انجام می دهد. در سال 2004، سامسونگ الکترونیک ازسوی مجله فورچون به عنوان چهارمین شرکت تحسین‌برانگیز جهان در حوزه الکترونیک انتخاب شد. هم اکنون تعداد شرکتهای گروه سامسونگ به 14 رسیده که با 337 دفتر در 58 کشور جهان پراکنده است. جایگاه سامسونگ در فروش گوشی تلفن همراه در جهان با 103 میلیون عدد در سال 2005، بعداز نوکیا و موتورولا قرار دارد که حدود 13 درصد فروش جهانی را شامل می شود.

چشم انداز
چشم انداز ترسیم شده از سوی شرکت عبارت است از: تبدیل شدن به رهبر انقلاب دیجیتال. شعار سامسونگ برای تحقق این چشم انداز، «شرکت دیجیتال» بودن است.

ارزشها و فرهنگ سازمانی
شعارهای سامسونگ از ابتدای تأسیس، توجه به منابع انسانی، کمک اقتصادی به جامعه و خردورزی بوده است. مدیرعامل شرکت معتقد است، موقعیت سامسونگ متکی به پنج ارزش است: کیفیت، خلاقیت، رقابت، فرهنگ و وحدت. در سال 1993، مدیرعامل شرکت برنامه هویت بخشی جدید را در پنجاه و پنجمین سالگرد تأسیس شرکت معرفی کرد. او اعلام نمود که شرکت نیازمند آن است که بازتابهای اخلاقی خود را ببیند. شرکتهایی که پایبند اصول اخلاقی نیستند، قادر به تولید محصولات با کیفیت نخواهندبود زیرا از مشتریان و خواسته های آنان درک روشنی ندارند. در سامسونگ هر تغییر به عنوان یک فرصت دیده می شود و به افراد امکان و اجازه اشتباه کردن داده می شود به شرط آنکه آن اشتباه مستند و مکتوب شده و دیگر تکرار نشود. اصول جدید مدیریت سامسونگ مبتنی است بر اخلاق و قانون، احترام به ذی‌نفعان و مشتریان و پذیرش مسئولیت اجتماعی.

تحقیق و توسعه
پیشرفت سریع سامسونگ در سه دهه اخیر و ورود آن به صحنه فناوری دیجیتال جهانی متکی بر فعالیتهای گسترده بخش تحقیق و توسعه بوده است. سامسونگ در دهه 1980 دو موسسه تحقیق و توسعه دایر کرد که شرکت را در زمینه های الکترونیک، نیمه هادی، پلیمر، مهندسی ژنتیک، ارتباطات راه دور، هوا- فضا و حوزه های جدید فناوری نانو کمک می کند.
منابع انسانی
تعداد کارکنان شرکت سامسونگ الکتریک بیش از 80 هزار نفر است که در سراسر جهان گسترده هستند. این درحالی است که کل کارکنان گروه سامسونگ به 229 هزار نفر می رسد. منابع انسانی از همان ابتدای تأسیس، در اولویت شرکت بوده اند. مدیرعامل شرکت معتقد است بدون وجود انسان کیفی، دستیابی به محصول کیفی میسر نیست و ریشه نامرغوب بودن محصولات و بروز خطا در آنها را باید در نرسیدن نیروی انسانی به جایگاه مطلوب کیفی جستجو کرد. سامسونگ پیشرفت خود را تاکنون و در آینده نیز مدیون قابلیتها و شور و اشتیاق کارکنان خود و فناوری می داند. سامسونگ منابع انسانی و فناوری خود را وقف خلق محصولات و ارائه خدمات برتر کرده است تا سهم خود را در ایجاد جامعه جهانی بهتر ادا کرده باشد.

فروش
در سال 2005، سامسونگ الکتریک به تنهایی با فروش 5/71 میلیارد دلار در صدر شرکتهای برتر کره قرار گرفت و بیش از 10 درصد صادرات این کشور را به خود اختصاص داد. این درحالی است که درآمد کل گروه سامسونگ در این سال حدود 141 میلیارد دلار بوده که منجر به کسب حدود 10 میلیارد دلار سود خالص شده است.

 

مدیرعامل
مدیرعامل فعلی سامسونگ الکتریک، لی کان هی، سومین فرزند پسر مؤسس گروه، لی بیونگ چول بود.
او که مدرک دکترای خود را از دانشگاه سئول در سال 2000 اخذ کرده است، در سال 1978 نایب رئیس سامسونگ بود و بعداز مرگ پدرش در سال 1987 رهبری سامسونگ را بدست گرفت و به خوبی شرکت را در عصر دیجیتال به پیش برد. او بیش از هر مدیر ارشد دیگری به فناوری و کسب دانش فنی دست اول تاکید دارد. رهبری موثر لی در 20 سال گذشته توانسته است سامسونگ را که به عنوان یک فروشگاه بازرگانی تأسیس شده بود به رقیب جدی معتبرترین و مطرح ترین پیشتازان فناوری دیجیتال و تولیدکنندگان وسایل صوتی و تصویری الکترونیک نظیر سونی و پاناسونیک تبدیل کند. او در سال 1993 در شهر فرانکفورت، بیانیه معروف سامسونگ را صادر کرد و همه کارکنان را به یک انقلاب فرهنگی فراخواند. او گفت که تغییر را از خود آغاز خواهدکرد زیرا تنها حرف زدن کافی نیست. لی معتقد است در هزاره جدید قدرت آتش یک کشور به وسیله سطح فناوری آن مشخص می شود.

آینده
اهداف لی کان هی رهبر سامسونگ، برای دهه آینده بسیار جامع و متنوع است. او اعلام کرده که هدف او دستیابی به جایگاه یکی از بزرگترین سازندگان خودرو جهان تا سال 2010 میلادی خواهدبود. او برای این کار، سرمایه گذاری 13 میلیارد دلاری را درنظر گرفته است. او معتقد است سامسونگ برای بقا راهی ندارد جز آنکه به یک شرکت درجه اول تبدیل شود. او سامسونگ را متعهد کرده است که برای توسعه نسل جدید فناوری مانند سخت‌افزارها و نرم افزارهای چندرسانه ای و مهندسی زیستی، 75 میلیارد دلار سرمایه گذاری کند.
لی براین باور است که تغییرات در 5 تا 10 سال آینده بی تردید بیش از تغییرات 100 سال گذشته خواهدبود، همانگونه که تغییرات 100 سال گذشته بیش از تغییرات 500 سال پیش تاکنون بوده است.
او معتقد است در قرن بیست ویکم هیچکس به تنهایی نمی تواند رشد یابد، سرعت تغییرات بیشتر خواهدشد و تلاطم انتقال و حرکت ادامه خواهد داشت. لی دوران آینده را دوران فرا نیمه هادی می نامد و روند تغییرات باورنکردنی را برای دنیا پیش بینی می کند.

منابع
1 –
www.samsung.com
2 –
www.fortune.com

 به نقل از ماهنامه‌ی علمی و آموزشی تدبیر

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 10:01 PM نظرات 0 | لينک مطلب



مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

۱- بزر گ بیندیشید ولی با یک کار کوچک آغاز کنید.

۲- قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید. بیندیشید که چگونه میتوانید تئوری خود را در یک مقیاس کوچک بیازمائید، قبل از اینکه متعهد کاری بزرگ از قبیل قرارداد رهن و یا خرید مکان شوید.

۳- اگر حتی بتوانید حداقل یک مشتری پیدا کنید و به شما ثابت شد که طرح مورد نظرتان قابل اجراست این شانس را دارید که این موفقیت ،دفعات دیگری نیز برایتان تکرار گردد.

۴- با بودجه محدود کار کنید. اگر تجهیزات قدیمی‌تان قابل استفاده هستند، تجهیزات جدید تهیه نکنید. معامله پایاپای بهترین روش تهیه تجهیزات مورد نظرتان است.

۵- بدون داشتن یک طرح کسب و کار جامع که حاوی کلیه جزئیات باشد به آغاز یک کسب و کار جدید مبادرت نورزید.

۶- یک حسابدار می‌تواند به شما در مسائلی نظیر گردش نقدینگی، نقطه سربه سر و صورت سود و زیان کمک کند.

۷- بانکها به مراتب ارزان‌تر از شرکا هستند و مشکل کمتری نیز در مواجهه با آنها دارید.داشتن یک شریک مانند ازدواج بدون وجود عشق است. زندگی شما در اینصورت از آن خودتان نخواهد بود. البته به یاد داشته باشید که آغاز یک کسب و کار با یک شریک بی‌نهایت بهتر از عدم آغاز یک کسب و کار است.

۸- وقتی یک شریک دارید باید به نظرات اونیز توجه کنید. در شراکت بدون رسیدن به توافق لازم هر تلاشی به بن بست خواهید رسید.

۹- مسئله دیگر، مدیر عامل بودن و داشتن رای اکثریت است. این دلیل دیگری است که آگاه باشید هیچ‌گاه بیش از ۴۹ درصد از سهام شرکت خود را واگذار نکنید، البته اگر تمایل دارید که کنترل اوضاع به دست خودتان باشد!!

۱۰- آیا برای کسب و کار شما بازار وجود دارد؟ وسعت این بازار چقدر است؟
تحقیقات بازار بسیار مهم و اساسی است. بهتر است به جای ایجاد بازار جدید، بازارهای موجود را پیدا کنید.
۱۱- اگر در این بازار رقیبی ندارید و یا رقابت محدودی وجود دارد، هشیار باشید. ممکن است به واقع بازاری وجود نداشته باشد! به عبارت دیگر ممکن است روی یک محصول خاص دست گذاشته باشید که تا کنون شناخته نشده است.

۱۲- قبل از آغاز یک کسب و کار، با یک مشاور، وکیل، واسطه بیمه و یا مدیر بانک مشورت نمائید. مشاوره بانک مجانی است. مشاوره اولیه با مشاوران حرفه‌ای نیز مجانی است. اما قبل از هر اقدامی پرسش نمائید.

13- عموما بهترین کسب و کاری که می توانید انتخابی گوید: شما میتوانید در هر زمینه کسب و کار و یا صنعت جدید از طریق خواندن کتاب متخصصین آن فن، حتی برای یک ساعت در روز نیز میتونانید عملا تجربه کسب نمایید. حتی بیشتر از آن نیز میتوانید مطالعه کنید زیرا هرچه بیشتر مطالعه کنید، مغز اطلاعات جدید را بهتر از اطلاعات جزیی و آسان در ک میکند. تکرار با فاصله ،یک روش موثر در یادگیری موثر و اثبات شده است.

14- حتی اگر فکر میکنید که برای آغاز کسب و کاری که در ذهن دارید به تجربه عملی نیاز دارید میتوانید مدتی را برای یکی از رقبای خود کار کنید. حتی میتوانید نیمه وقت کار کنید. هرچه برایتان مفید است یاد بگیرید و در عین حال مزد نیز دریافت کنید. البته بهتر است قبل از امضای قرارداد مربوط به انجام فعالیتهای محرمانه از آنجا بروید زیرا ممکن است علیه شما شکایت کنند!

15- به همان سرعتی که دارایی شما افزایش می یابد، باید هدفتان این باشد که خود نیز توسعه پیدا کنید و از یک صاحب کسب و کار/ مجری به یک صاحب کسب و کار/مدیر تبدیل شوید.

16- هیچ وقت نباید کسب و کاری را با این هدف که کلیه امور را خود رتق و فتق کنید آغاز نمایید. این کار درست مانند این است که کار خود را با پول بخرید.

17- اگر بخواهید هر کاری را خودتان انجام دهید عملی نیست. باید یاد بگیرید که تفویض اختیار کنید. باید افراد با انگیزه ای را بکار بگیرید که حتی از شما باهوشتر و زیرک تر باشند. به آنها استانداردهای بالای خود را بیاموزید و در حالیکه آنها اغلب کارها را انجام میدهند بر آنها نظارت داشته باشید.

18- انتخاب یک نام تجاری مناسب، برای موفقیت شما بسیار حایز اهمیت است. بعد از سالها تجربه در تبلیغات و بازاریابی، پیشنهاداتی که در این مورد به شما ارایه میکنم به شرح زیر میباشد:

19- نام شما نباید مشابه نام رقبایتان و یا نزدیک به آن باشد زیرا اولا مشتریان سردرگم میشوند و به آسانی شما را پیدا نمیکنند و ثانیا ممکن است مورد شکایت شرکتهای رقیب واقع شوید.

20-هرچقدر اسم شرکت کوتاهتر باشد، به یاد ماندنی تر خواهد بود.

21- اسم باید به آسانی هجی شود و به وضوح قابل تلفظ باشد.

22- اسم شما باید تبلیغی باشد برای آنچه میخواهید انجام دهید. کسب و کارهایی که نام صاحبان خود را دارند تنها در صورتی موفقند که این اسم برای دیگران آشنا باشد و یا مرادف یک محصول و یا خدمت شناخته شده باشد.

23- نباید نام شما به نام شرکت ثبت شده دیگری تجاوز کند.

24- نام شما باید متمایز و در ارتباط با تصویری باشد که مایلید از کسب و کار خود ارایه دهید. برای نمونه اگر شما خدمات نظافت منازل را انجام میدهید انتخاب نام سویس منازل
APHRODITE (به معنای عشق وزیبایی) کاملا نامناسب است و در عوض نام خدمات منازل Spicand Span
( به معنای نو و ترو تمیز) بسیار مناسب خواهد بود.

25- با توجه به ثبت اسم شرکت شما در کتاب زرد اگر اسم شما با اولین حروف الفبا آغاز شود در صدر لیست شرکتها قرار خواهید گرفت.

26- شاید شما دوست داشته باشید نام شهر و یا شهرستان خود را بخشی از نام شرکت خود قرار دهید.

27- دلیل دیگری که نام کوچک خود را در نام کسب و کارتان مورد استفاده قرار ندهید، این است که در اذهان مشتریانتان تبعیض ایجاد میکنید و آنها به دنبال شما میگردند و در حالیکه سایر همکارانتان بیکار نشسته¬اند کار فراوان روی سر شما ریخته میشود.

28- همچنین زمانی که تمایل به فروش و یا واگذاری کسب و کار خود دارید در صورتی که نام کسب و کارتان، اسم کوچک شما باشد، به قیمتی پایین تر از زمانی که یک نام تجاری مناسب داشته باشد به فروش میرسد.

29- تعیین نام مناسب به این روش انجام میشود:
یک جلسه هم اندیشی با روش طوفان مغزی (
brain storming ) تشکیل دهید. نام های مناسبی را که به ذهنتان می¬آید بنویسید، حتی اگر مسخره به نظر آیند. در این مرحله کمیت بیش از کیفیت اهمیت دارد. این رویه باید منجر به تولید حداقل 100 اسم گردد.

30- در این مرحله به تسویه فهرست اسامی و حذف نام های نا مناسب بپردازید تا به 6 الی 7 نام برسید. به ارتباطات فکری مردم نیز بیندیشید و اینکه اغلب انها کدام اسم را ترجیح میدهند. این لیست را به دوستان و انجمن¬های حرفه¬ای که به قضاوت آنها اطمینان دارید نشان دهید و نظر آنها را بخواهید. همچنین دلیل انها را از انتخاب این اسم بپرسید. در نهایت، خودتان تصمیم بگیرید زیرا شما رییس هستید و تصمیم نهایی با شماست چون کسب و کار متعلق به شماست.

31- سپس به کتاب راهنمای آنلاین و آفلاین مراجعه کنید تا ببینید که آیا اسم منتخب شما وجود دارد یا خیر.

32-همچنین در اینترنت شناسه های ".
com " را جستجو کنید تا بدانید که آیا نام مورد نظر شما در اینترنت وجود دارد؟ به یاد داشته باشید که ". com " به ". net " ارجحیت دارد.

33- قبل از هزینه کردن هر مبلغی برای تبلیغات، توضیح مختصری در مورد کسب و کار جدیدتان بنویسید و برای رسانه¬های معتبر بفرستید.

34- نهایتا هر کارآفرین باید به یاد داشته باشد که اغلب کالاها و خدمات به خودی خود به فروش نمیروند. شاخص ویژه¬ای برای این مطلب وجود دارد. اقتصاد دانی با نام ویافردو پارتو قاعده¬ای را به عنوان یک اصل ارایه داده است که به قانون 20-80 معروف است. این اصل بیانگر این مطلب است که اگر 20% از کسب و کارها به ارایه خدمات مشغول باشند، 80% دیگر درگیر خدمات فروش و تبلیغات هستند.

35- بنابراین بهتر است به مطالعه موردی در مورد روش‌های تبلیغات و فروش برای کسب و کار خود بپردازید.
 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 10:00 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

پارک علم و فناوری سازمانی است که با هدف افزایش ثروت در جامعه توسط متخصصان حرفه‌ای مدیریت می‌شود و
جریان دانش و فناوری را میان دانشگاهها، موسسات تحقیق و توسعه، شرکت‌های خصوصی و بازار به حرکت می‌اندازد.

پارکهای علم و فناوری از طریق مراکز رشد، سازمانهای نوآور را تقویت کرده و فرایندهای زایشی را تسهیل می‌کند.

به عبارت دیگر، پارک علم و فناوری محیطی است که در آن واحدهای تحقیقاتی مستقل و یا وابسته به سازمانها و صنایع، مجتمع شده و زیر پوشش و حمایت قرار می‌گیرند تا به خلاقیت و نوآوری بپردازند.

تعمیق ارتباط بین دانشگاهها، سازمانهای تحقیقاتی، واحدهای تولیدی و مراکز تصمیم‌گیری دولتی در جهت توسعه فناوری و علوم کاربردی ازدیگر اهداف ایجاد و توسعه پارکهای علم و فناوری است.

هم اینک حدود هزار پارک علم و فناوری در بیش از ‪ ۵۵‬کشور جهان فعالیت دارند و سهم ایران ‪ ۱۵‬پارک علم و فناوری است.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای دکتر روستا آزاد

س: آقای دکتر لطفاً خودتان معرفی کنید و در مورد فعالیتها و سوابق اجرایی خود توضیح دهید؟

من متولد سال 1340 و دانشجوی سال اول دانشگاه صنعتی شریف در سال 58 هستم. در سال اول هنوز مکانیک سیالات را نگذرانده بودم که در جهاد دانشگاهی در پروژه‌ی سازمان انتقال خون در خصوص تصفیه پساب الکل مشارکت نمودم. این پروژه روتامتر بالای برج را با مطالعه کتاب سیالات طراحی کردم و ساختم. در حال حاضر که 27 سال از آن زمان گذشته ‌هنوز این دستگاه در حال کار کردن می‌باشد. این اولین خاطره‌ی من در زمینه‌ی کارهای فنی بود. زمانی که در سال دوم بودم با تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم کاری را ایجاد کنیم و در واقع کارآفرینی انجام دهیم. در آن زمان چسب به صورت مایع وجود داشت ولی نوار چسب نبود. ما تصمیم گرفتیم آن را تولید کنیم، یعنی؛ رل پلاستیک را با یک سیستمی تبدیل به نوار چسب کنیم. پروژه‌ی دیگری که در آن زمان پی‌گیری کردیم بازیابی لاستیک‌های مستهلک بود. در همان زمان یکی از هم دوره‌ای‌های ما در بالکن خانه‌ی خود تأسیسات پالایش و تقطیر را ایجاد کرده بود. یکی از کارهایی که ایشان ‌همان زمان انجام داد، اختراع شامپو فرش برای اولین بار در ایران بود. این روحیه‌ی کار و کارآفرینی را در چند تا از هم دوره‌ای‌های خودم دیدم. این مطالب را برای این عرض کردم که توضیح دهم دانشجوی ما باید این چنین برخورد کند. به خصوص دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف باید از روز اول که وارد دانشگاه می‌شود به فکر ایجاد کار و خلاقیت باشد. شما وارد دانشگاه می‌شوید که پایه‌ی تئوریک خود را قوی کنید. شما باید انگیزه‌ای در وجودتان باشد تا دانشگاه کمک کند در غیر این صورت کسی که‌ انگیزه ندارد دانشگاه به ‌او کمک نمی‌کند. به نظر من بحث کارآفرینی اصل است  و در واقع اولین اصلی است که ما باید در همان ترم اول به دانشجو آموزش دهیم. دانشگاه به‌هر دلیلی برای شخصیت و روح دانشجو برنامه ندارد اما برای فکر و پرورش فکر آن برنامه دارد. بنابراین دانشجو باید فوق برنامه‌هایی مانند ورزش، هنر و برنامه‌‌های معنوی برای خود طرح نماید. دانشگاه ‌امکانات را فراهم می‌کند اما برنامه ندارد. بیشتر بحث علمی وجود دارد. فکر دانشجو را مجهز می‌کند که بتواند در دنیای مادی بهتر طراحی و عمل کند اما در دنیای معنوی دانشگاه حداکثر دروس معارف را دارد که به بهترین صورت هم عمل نمی‌کند. دانشگاه باید در خصوص مسائل فرهنگی و خلاقیت برنامه‌ریزی کند، ولی دانشجویان نمی‌توانند معطل باقی بمانند خودشان هم باید فعالیت داشته باشند. زمانی که تحصیلات لیسانس را تمام کردم دوران جنگ بود. در همان زمان به فعالیت‌های پدافندی مشغول شدم و در همان دوره با کربن اکتیو آشنا شدم که ‌اهمیت آن در تولید ماسک رزمندگان و نیز مصرف در صنایع بود. تحقیقات را در این زمینه‌انجام دادیم و بعد از این مرحله به سمت کار در صنعت رفتیم. به‌این ترتیب پایلوتی را در حوالی کرج ساختیم. با توجه به گسترشی که این طرح داشت در حال حاضر یک کارخانه‌ی تولیدی می‌باشد. بعد از آن به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه مستقر شدم. از همان روز اول هم در دانشگاه و هم بیرون از آن مشغول شدم. در بسیاری از شرکت‌ها مشاور هستم و طراحی و ساخت انجام می‌دهم. به عنوان نمونه کارخانه‌ی دارویی را طراحی و ساختم. در بعضی از موارد هم مدیر پروژه‌ی کارخانه‌های صنعتی بودم. اکثریت پروژه‌ها را در این 13 سال گذشته بنده تحت عنوان پروژه‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را تعریف کردم. پروژه‌ها نوعاً با پشتوانه‌ی بیرون و برای ساخت یک خط تولید کالا بوده. در حال حاضر در یک تیم پژوهشی قصد داریم دانش فنی ازدیاد برداشت نفت به روش بیوتکنولوژیک را توسعه داده و آن را در مسجد سلیمان اجرا کنیم. قصد داریم به دنیا ثابت کنیم که ما توان چنین کارهایی را داریم. با توجه به ‌اینکه من دوره‌های فوق لیسانس و دکترا را در خارج از کشور گذرانده‌ام به جرأت می توانم بگویم کارهایی در ایران انجام می گیرد که در آنجا انجام نمی‌شود. من به ‌این نتیجه رسیده‌ام که در کشور خودمان بهتر میتوانم خلاقیت و کارآفرینی داشته باشیم .

 

س: شما به عنوان یک شخصیت علمی و فنی در زمینه‌ی‌همکاری با مراکز علمی تحقیقاتی متد خاصی را تعریف کرده‌اید؟

اولین چیزی که می‌توانم ذکر کنم این است که مسئله‌ی ارتباط صنعت با دانشگاه‌احتیاج به‌یک نهاد دارد تا سیستماتیک کار کند. برای نهادینه کردن این ارتباط آن احتیاج به تعدادی افراد کلیدی است که به عنوان قهرمانان این ارتباط باشند. در حال حاضر این ارتباط ضعیف است و باید فردی در این جایگاه قرار گیرد که در زمینه‌ی مسائل تحقیقاتی و صنعتی قوی باشد. نه در ایران بلکه در تمام دنیا این چنین است. به عنوان نمونه در آمریکا، کانادا، آلمان و روسیه‌ که بنده شخصاً اطلاع دارم وضعیت این چنین است. در هر کجا اگر این قهرمانان ارتباط صنعت با دانشگاه حضور داشته باشند کار را پیش می‌برند. برای این منظور باید اینگونه ‌افراد را شناسایی کنیم و در این منصب قرار دهیم. خوشبختانه در دانشگاه دفتر ارتباط با صنعت و معاونت پژوهشی وجود دارد، اما باید تقویت شوند. معاونت پژوهشی باید یک فضای پژوهشی ایجاد کند که براساس آن پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکترا تعریف شود. در حال حاضر در دانشگاه صنعتی شریف افراد باتجربه وجود دارد که منشاء اثرات بسیار خوب هستند. باید قدر کسانی که عضو هیأت علمی دانشگاه‌هستند و بیرون از دانشگاه هم کارهای عملیاتی انجام می‌دهند را بدانیم. بعضی از این افراد هم از دانشگاه رفته‌اند ولی می توان از آنها به عنوان حلقه‌ ارتباط دانشگاه با صنعت در قالب تعریف پروژه‌های محوری استفاده کنیم.

 

س: آقای دکتر لطفاَ در مورد فعالیتهای تولیدی خود بیشتر توضیح فرمائید؟

پیشینه‌ی کارخانه‌ی کربن فعال که بنده تأسیس کردم به دوره کارشناسی برمی‌گردد. که در آن زمان کشور در حال جنگ بود و احتیاج به مواد جاذب عوامل شیمیایی، ماسک، لباس و غیره داشت و در واقع عامل اصلی تأسیس این کارخانه پدافند بود. حدود 20 سال طول کشید تا این پژوهش‌ها تبدیل به‌یک کارخانه شود. در مورد این تجربه، ‌ابتدای کار با اشتیاق و خلاقیت شروع شد و کار را ادامه دادیم.

 

س: نظر شما در مورد ایده‌ی تأسیس شرکت‌های دانشجویی در مرکز رشد و فناوری چیست؟

طرح این ایده باعث خوشحالی است و من مطمئن هستم که می‌تواند موفق باشد اما به نظر من هنوز قوام ندارد. در این رابطه منابع مالی و پشتیبانی باید وجود داشته باشد و منابع فکری ایده‌ها و هدایت آن نیز باید ایجاد شود. به عنوان نمونه زمانی که‌یک شرکت می‌خواهد ایجاد شود باید مرکزی در دانشگاه وجود داشته باشد که کارهای تکنیکی مورد نیاز را ارائه کند. از کارهای ساده مانند تراش و جوش و قطعه سازی تا کارهای دیگر باید ارائه شود. به عنوان مثال در همین حال حاضر من یک پروژه‌ی کارشناسی ارشد را هدایت می‌کنم که در طول دو هفته 5 پمپ سوزانده یا خراب شد به دلیل اینکه دانشجوی من تکنسین خوبی نیست که بداند هر پمپ برای چه کاری مورد نیاز است. ما خدمات تکنیکی و کارگاهی و تکنسینی نداریم. بنابراین دانشجویانی که‌این امکانات را ندارند نمی‌توانند به کار ادامه دهند. اخیراً طبق صحبت‌هایی که با جناب آقای دکتر بلندی رییس دانشگاه جامع علمی کاربردی داشتیم، به استانداردی در جهان توجه کردیم که نسبت کارشناس به تکنسین باید یک به ده باشد. پس زمانی که شما شرکتی را تأسیس کردید باید یک چنین امکانات کارگاهی و همچنین مسئول منابع مالی و تدارکاتی در اختیار آن قرار دهید. این تجربیاتی است که باید مدون شود و مرکز رشد به کار بندد. حرکت‌هایی که تا به‌امروز داشته‌اید قدم‌های اولیه‌ است نه قدم‌های نهایی.

 

س: نظر شما در مورد تأسیس شرکت‌های دانشجویی در مرکز کارآفرینی چیست؟

ایده‌ی بسیار خوبی است ولی بحثی که مهم است بحث اجرا است. زمانی وزارت صنایع طرحی تحت عنوان انکاباتور مطرح کرد که تقریباَ مشابه ‌ایده‌ی شما بود، اما به دلایلی که بیشتر فکر می کنم اجرایی باشد علی رغم ‌هزینه‌های صورت گرفته و اتلاف سرمایه با موفقیت مواجه نشد. این ایده‌ای که شما می‌فرمایید، ایده‌ی خوبی است اما توانمندی اجرا و جزئیات اجرا است که نشان می‌دهد به نتیجه می‌رسد یا نه. یک توانمندی اجرایی خوب لازم است. از آن منشی که در آنجا مستقر می‌شود و ایجاد ارتباط می‌کند تا کارگاههای پشتیبانی، خدمات و تدارکات باید کار را به نحو احسن انجام دهند و اگر این مرکز بخواهد این ایده را به سرانجام برساند احتیاج به‌یک سیستم پشتیبانی تحقیقاتی خوب دارد و یک سیستم ارتباط مالی خوب می‌خواهد. به نظر من ثبت شرکت رسمی انجام ندهید به دلیل اینکه‌ انحلال آن در صورت نیاز بسیار مشکل است. اگر شرکتهای تأسیس شده گسترش پیدا کردند و پیشرفت کردند آن موقع ثبت شرکت صورت گیرد. با استفاده‌از تجربیات دیگران می‌توان جوانهای با استعداد کشور را با توان خوب منشاء ایجاد کار تربیت کنیم.

 

س: تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست و به نظر شما فاکتورهایی که‌ یک کارآفرین باید داشته باشد چیست؟

به‌اعتقاد من کارآفرینی یعنی شما در زنجیره‌ی گردش کالا و خدمات می‌توانید یک نقطه‌ای جدید ایجاد کنید که‌یک بخش ورودی و یک بخش خروجی جدید (کالا یا خدمات جدید) داشته باشد و چند نفراشتغال به کار پیدا کنند. به صورت طبیعی ارزش خروجی باید بیشتر از ورودی باشد و در این صورت می‌توانیم این اشتغال را یک اشتغال مولد حساب کنیم. با توجه به‌این نکته کارآفرینی را من در واقع فعالیتی می‌بینم که ‌از منابع موجود استفاده می‌کند و فرآورده‌ی جدیدی ایجاد می‌کند. این را باید تأکید کنم که در کشور ما که ثروتهای خدادادی مانند نفت وجود دارد بعضی از وقتها اشتغال ها اشتغال مولد نیستند. اگر مولد باشد نهایتاَ خودش می‌تواند کار خودش را بدون هیچ حمایتی ادامه دهد.

 

س: به عنوان مطلب آخر اگر صحبتی‌ هست بفرمائید؟

آن چیزی که من در آخر تأکید دارم این است که بزرگترین سرمایه‌ یک فرد یا یک ملت دیدگاه جهان بینی و شخصیت آن است. در بحث کارآفرینی عنصری که بسیار می‌تواند موثر باشد دید مثبت به جهان است. زمانی که شما می‌خواهید حرکتی را انجام دهید باید هزینه کنید و از امکاناتی که در اختیار دارید استفاده کنید. چه کسی این کار را انجام می‌دهد؟ کسی که‌ امید داشته باشد و اعتماد داشته باشد هزینه‌هایی که می‌پردازد برگشت هم دارد. به‌این ترتیب انگیزه‌ای مثبت و روحیه‌ی مثبت به آینده و اجتناب از حرص و آز و طمع برای کارآفرینی و ایجاد کار لازم می‌باشد. حتی در استخدام افراد نیز بسیار کارفرمایان به دنبال افرادی‌هستند که خود حرکت‌زا و حرکت‌آفرین باشند.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:57 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای دکتر دوامی

س: لطفاً در مورد سوابق تحصیلی و شکل‌گیری کار خود توضیح دهید؟

من تحصیلات دبیرستانی را از هنرستان تهران که نام دیگر آن ایران و آلمان بود و توسط ایرانی‌ها و آلمانی‌ها اداره می‌شد شروع کردم وچون به زمینه‌های فنی و مهندسی علاقمند بودم به این هنرستان رفتم، 3 سال اول را به دبیرستان رفتم و 3 سال دوم را به هنرستان رفتم و در رشته‌ی مکانیک تحصیل کردم اما ضمن اینکه ما در هنرستان تهران درس می‌خواندیم متوجه شدیم که ما نمی‌توانیم ادامه تحصیل بدهیم. هدف این بود کسانی که تکنسین می‌شوند جذب بازار کار شوند و واقعاً مملکت نیاز شدیدی به استادکاران ماهر و تکنسین‌ها داشت و هنوز نیز صنایع کشور ما از این کمبود رنج می‌برد و طبیعتاً یک تصمیم‌گیری صحیحی بود. چون ما علاقمند به ادامه تحصیل بودیم، در این زمینه‌ها فکر می‌کردیم. دانشگاه پلی‌تکنیک تازه تأسیس شده بود، هنرسرای عالی قدیمی‌تر از این دانشگاه بود و هدف آن بیشتر برنامه‌های تربیت مدرس بود (تربیت معلم حرفه‌ای و دبیر برای هنرستان‌ها). وقتی مشکل هنرستان‌ها را مطرح کردند که آنها نمی‌توانند ادامه تحصیل بدهند، پلی‌تکنیک یک شرط قائل شد کسانی که فارغ‌التحصیل هنرستان هستند و دیپلم ریاضی داشته باشند می‌توانند بدون کنکور وارد دانشگاه شوند. به این دلیل ما گروه‌هایی بودیم که همزمان با رفتن به هنرستان به کلاس‌های شبانه مدرسه هدف می‌رفتیم، من دیپلم ریاضی را هم گرفتم و ما می‌توانستیم بدون کنکور وارد دانشگاه امیرکبیر شویم یک عده از دوستان ما وارد دانشگاه امیرکبیر شدند، اما دانشگاه امیرکبیر دانشگاه تربیت مدرس نبود هنرسرا بود و به دلیل داشتن دیپلم ریاضی ما می‌توانستیم در تمام کنکورها شرکت کنیم. البته هنرسرای عالی تصمیم گرفت که قوانین را تغییر دهد و همه‌ی هنرستانی‌ها بدون داشتن دیپلم ریاضی می‌توانند در هنرسرای عالی شرکت کنند. با اینکه به دانشگاه امیرکبیر می‌توانستم وارد شوم اما به دلیل علاقه‌ای که به حرفه‌ی معلمی داشتم در هنرسرای عالی شرکت کردم و در رشته‌ی متالورژی (ذوب فلزات و ریخته‌گری) قبول شدم و از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم. به دلیل اینکه هنرسرای عالی دانشگاه تربیت مدرس بود مجبور بودیم که در هنرستان‌ها به کار مشغول شویم. هنرسرای عالی به نارمک منتقل شد و نامش به دانشسرای عالی صنعتی و بعداً به دانشگاه علم وصنعت ایران تغییر کرد. در جنب آن هنرستانی تأسیس شد که من حدود 2 سال در همان هنرستان کار کردم، در آن زمان قانونی بود که شاگرد‌ اول‌های دانشگاه برای اخذ مدرک دکترا به خارج از کشور اعزام می‌شدند و من شاگرد اول این رشته شده بودم. بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه در هنرستان فنی‌حرفه‌ای نارمک دروس فیزیک را تدریس می‌کردم متوجه شدم که تدریس دروس فیزیک بدون داشتن کار تجربی و آزمایشگاهی مفید نیست، به همین دلیل تصمیم گرفتم شخصاً یک آزمایشگاه تجربی فیزیک تأسیس کنم. کم‌کم این آزمایشگاه از یک بخش کوچک در کلاس درس به چند آزمایشگاه بزرگ تبدیل شد یعنی آزمایشگاه‌های حرارت، الکتریسته، نور. این همان آزمایشگاهی است که هم اکنون در دانشگاه علم و صنعت وجود دارد. چون احداث این آزمایشگاه‌ها سه سالی طول کشید لذا گرفتن بورس به تأخیر افتاد زمانی که مراجعه کردم گفتند: این بودجه‌ها لغو شده و دیگر چنین بورسی را به ما نمی دادند. در این زمان دانشگاه صنعت شریف هم تازه در حال تأسیس بود که من هنرسرای عالی را ترک کردم. دانشگاه صنعتی شریف فقط فارغ‌التحصیلان خارج را به عنوان مربی می‌گرفت و کسانی که شاگرد اول‌های دانشگاه‌های ایران بودند را به عنوان دستیار استخدام می‌کرد. من به عنوان دستیار در دانشگاه صنعتی شریف استخدام شدم و بعد از 4 سال فعالیت به تدریج آزمایشگاه‌ها آماده شد و ما هم در آزمایشگاه‌ها مستقر شدیم. تعدادی از همکاران قدیمی ما که بعضی از آنها در دانشگاه هستند و بعضی‌ها در قید حیات نیستند، اینها همان شاگرد‌ اول‌های دانشگاه‌ها بودند که اینجا آمدند و به کار مشغول شدند. امروز که به گذشته‌ها فکر می‌کنم به نظرم می‌رسد استخدام شاگردان اول در دانشکده‌ها و سپس اعزام آنها بعد از 4 سال کار در دانشگاه و گرفتن تعهد به مراجعت روش بسیار مؤثر در تأمین هیأت علمی دانشگاه‌ها بود که متأسفانه در حال حاضر روش‌های دیگری جای آن را گرفته است.

دانشگاه صنعتی شریف ما را بورسیه کرد و هر کدام به کشوری رفتیم. من به انگلستان رفتم و از دانشگاه لیزر دکترا خود را دریافت کردم و برگشتم به ایران، از آن زمان به بعد به استثناء فرصت‌های مطالعاتی در دانشگاه حضور دارم. فکر می‌کنم در حال حاضر سوابق فعالیت‌های دانشگاهی من به حدود 40 سال می‌رسد. در کنار کار تدریس در دانشگاه و کارهای پژوهشی به ارتباط صنعت و دانشگاه فوق‌العاده علاقمند بودم. علت آن بود که من از هنرستان شروع کردم و به فن و صنعت علاقمند بودم و از ابتدای تأسیس دانشگاه صنعتی شریف من همیشه با صنعت ارتباط داشتم. این ارتباطات در چند جهت بود:

یکی در جهت آموزش ضمن کار، افرادی که در صنعت شاغل بودند چه در سطوح استادکاری و چه در سطوح کارگری و تکنسین‌هایی که در صنعت بودند و همین طور مهندسینی که فارغ‌التحصیل می‌شدند. شاید ارتباط ما بعد از فارغ‌التحصیلی عمیق‌تر بود چون زمانی که ضمن کار نکاتی را آموزش می‌دادیم آنها خیلی بیشتر استقبال می‌کردند به دلیل اینکه شدیداً نیاز به اطلاعات داشتند در حالی که شاید در دوران تحصیل زیاد اهمیت نداشت. امروز نیز ثابت شده است که آموزش‌های ضمن کار یا در توسعه صنعتی و افزایش بهره‌وری صنایع دارای اهمیت زیادی بوده و اصطلاحات آموزش‌های مادام‌العمری یا آموزش‌های قابل انعطاف واژه‌های آشنایی برای صنایع کشورمان می‌باشد. اگر چه به نظر من در این زمینه کمبودهای زیادی در صنایع کشور وجود دارد.

دوم با توجه به اینکه مراکز تحقیقاتی در ایران نبود و کشور ما از مرحله‌ی کشاورزی آن هم از نوع سنتی می‌خواست وارد مرحله‌ی صنعتی شدن شود به همین دلیل تحقیقات صنعتی به آن صورت در ایران رایج نبود انتقال تکنولوژی و فن همیشه توسط شرکت‌های خارجی انجام می‌شد. به این دلیل ما در دانشگاه کارهای تحقیقاتی که انجام می‌دادیم نگرش اصلی آن کاربرد در صنعت خودمان بود. بیشتر کارهایی که من انجام می‌دادم با توجه به نیازهای صنعت بود و بر اساس آن نیازها کارهای تحقیقاتی یا پروژه‌های دانشجویی را تعریف می‌کردم ضمناً به برخی از حوزه‌های نظری، حرکت در مرزهای دانش یا فن‌آوری‌های جدید هم توجه می‌کردیم. اعتقاد من بر این بود که دانشگاه ضمن اینکه نیازهای روز صنعت را می‌بیند و اولویت را در این زمینه می‌گذارد باید یک مقداری آینده را هم مورد نظر قرار دهد، آن آینده‌ای که آن زمان ما فکر می‌کردیم 15 سال بعد بود، یعنی؛ حداکثر فاصله‌ی زمانی بین تحقیقات دانشگاهی و نیازهای صنعتی یک زمان 15 ساله بود. که ما در بعضی از حوزه‌ها مثلاً کاربرد شبیه‌سازی‌های کامپیوتری در صنعت متالورژی داشتیم تقریباً می‌توان گفت: ما از 24 سال قبل شروع کردیم اگر چه الان صنایع ما توسعه پیدا کرده هنوز می‌بینیم باز این فاصله 25 ساله کافی نبوده است شاید ما باید فاصله طولانی‌تر را در نظر می‌گرفتیم، این واقعاً یکی از مشکلات اساسی توسعه رابطه صنعت و دانشگاه در کشورمان می‌باشد رابطه منطقی بین نیازهای صنایع کشورمان و آموزش‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی وجود ندارد. امروز در جهان این فاصله خیلی کاهش پیدا کرده یعنی؛ دانشگاه‌ها بیشتر از 3،4،5 سال نمی‌توانند فراتر فکر بکنند. به هر حال ما این اعتقاد را داشتیم و در همه زمینه‌ها کار می‌کردیم هم در زمینه‌های نظری و بنیادی و هم در حوزه‌ی نیازهای صنعتی کشورمان. به این دلیل خیلی از نوآوری‌ها در صنایع متالورژی و بعضی از زمینه‌های وابسته دیده می‌شد و آموزش‌هایی که می‌دهیم مناسب با نیازهای خاص جامعه است. مهندسی یک تعریفی دارد، فعالیتی است که در جهت تأمین نیازهای جامعه انجام می‌شود در نتیجه وقتی شما آموزش می‌دهید باید مخاطبین مشخص باشند و نیازها‌یشان را با خودشان مطرح کنید. آنها یعنی صنایع توجه به نیازهای امروزشان دارند در حالی که دانشگاه نیازهای آینده صنایع را مدنظر قرار می‌دهند. کارآموزی دانشجویان را نظارت می‌کردیم و سعی می‌کردیم پروژه‌های تحقیقاتی آنها در ارتباط با نیاز صنعت باشد. صنعت هم نیازش را تعریف کند و هم اینکه حتی‌المقدور دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی در محلی استخدام شود که در آنجا کارآموزی کرده و یا موضوع تحقیقاتی او در رابطه با حل نیازهای آن کارخانه بوده.

 

س: در حقیقت پروژه هدفمند باشد؟

بله. آن چیزی که من احساس می‌کنم لازم است، این که پروژه‌های فوق لیسانس و دکترا در حوزه‌های مهندسی توسط صنایع تعریف شوند چه بخش خصوصی و چه بخش دولتی دانشجویان از ابتدا بورسیه صنایع شوند. مکانیزم‌هایی به کار رود که آنها دو برابر طول دوران تحصیل در آن واحدی که آنها را بورسیه می‌کنند کار کنند و این هم به توان مالی دولت و هم به توان اقتصادی دانشگاه‌ها کمک می‌کند که بتوانند توسعه پیدا کنند و اینکه پدیده‌ی "فرار مغزها" را به مقدار بسیار زیادی متوقف می‌کند. ما این سیستم را با کارخانجات انجام می‌دادیم به همین دلیل ارتباط بسیار نزدیکی با صنایع داشتیم و سعی می‌کردیم تحقیقاتمان در این چهارچوب باشد. به هر حال این یکی از فعالیت‌هایی بود که من انجام دادم.

یک مورد دیگر که ما به آن توجه می‌کردیم این بود که اگر شما بخواهید ارتباط صنعت و دانشگاه را توسعه دهید باید زیربناهای آن جامعه‌ی مدنی لازم را به وجود بیاورید. برای اینکه این زیربناها ایجاد شود در تأسیس انجمن‌ها تلاش زیادی کردیم از جمله جامعه ریخته‌گران ایران که در سال 58 تأسیس شد امروز دو مجله را به صورت مستمر منتشر می‌کند و انجمن مهندسی متالورژی ایران را در ده سال پیش تأسیس کردیم. این انجمن‌ها در حقیقت یک پل ارتباطی بسیار موثری بین صنعت و دانشگاه هستند و مدیران و اعضاء فعال آنها، مدیران صنایع، مهندسین صنایع، اساتید دانشگاه و مدیران دانشگاه‌ها هستند که به اعتقاد من نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در ارتباط بین صنعت و دانشگاه دارند. اولین فعالیتی که در انجمن ریخته‌گران انجام دادیم نوشتن 6 جلد کتاب برای هنرستان‌ها در رشته‌ی ریخته‌گری بود. انجمن‌ها در حقیقت به عنوان پل ارتباطی بسیاری از پروژه‌های تحقیقاتی را برای دانشگاه‌ها تعریف می‌کردند که در حقیقت نیاز صنایع بود، انجمن‌ها حمایت زیادی از صنایع و دانشگاه‌ها می‌کردند، ارتباط بهتر بین آنها را برقرار می‌کردند. در زمینه‌ی دیگری که ما فعالیت کردیم، فعالیت در حوزه‌های پژوهش توسعه بود. واحد ریخته‌گری شرکت پارس متال که تقریباً می‌توان گفت: جزء یکی دو شرکت بزرگ ریخته‌گری بخش دولتی بود، در سال 55،56 ایجاد بخش پژوهشی توسعه‌ی آن را به مدت 20 سال به عهده گرفتم و تلاش کردم یک واحد پژوهشی توسعه‌ی صنعتی به عنوان یک الگو در ایران ایجاد کنم، که تجربیات بسیار ارزنده‌ای بود. همچنین حدود سال 61 یعنی زمان تعطیلی دانشگاه‌ها یک آزمایشگاه بسیار کوچکی تأسیس کردیم که در حال حاضر با مؤسسات حاشیه‌ای آن حدود 200 نفر پژوهشگر و کارمند دارد و به صورت یک مرکز تحقیقاتی بزرگ در حوزه فلزات، سرامیک، پلیمر درآمده است.

 

س: لطفاً در مورد پژوهشگاه متالوژی رازی بیشتر توضیح دهید؟

اصولاً اگر تعطیلات دانشگاه‌ها نبود این مرکز هرگز تشکیل نمی‌شد. در این 3 سالی که دانشگاه‌ها تعطیل شده بود، من وسه نفر از همکاران و دوستان که تصمیم به ماندن در ایران داشتیم تصمیم گرفتیم یک آزمایشگاه کوچک درست کنیم و در حوزه‌ی تخصصی خودمان به تحقیقات در مورد صنعت بپردازیم و به دلیل اینکه امکانات مادی نداشتیم به یکی از کارخانه‌های ریخته‌گری پیشنهاد کردیم ما در ازای خدماتی که به شما می‌دهیم در اختیار ما یک اتاق قرار دهید و به ما امکانات دهید، به هر حال امروز آن اطاق کوچک در حدود 24 سال پیش به یک مرکز تحقیقات مدرن با بیش از 4000 مترمربع زیربنا تبدیل شده است. و اصولاً به نظر من امکانات کار و رشد برای جوانان در کشور فراهم است اگر چه بستر لازم برای رشد سریع کشور نیز بایستی فراهم کرد، به نظر من به جای آنکه ما فقط به فکر آینده‌نگری باشیم بایستی آینده را با تلاش و کوشش زیاد بسازیم. مرکز متالوژی رازی کنار واحدهای تحقیقاتی خود ارتباطات برون مرزی هم دارد. در این زمینه یک سال است که تشکیلاتی در کانادا دارد و این بخش در حال توسعه می‌باشد. بعضی از کشورها مجوز استاندارد را بدون اینکه اینجا را بازدید کنند ازطریق سایت به ما دادند مانند: کشورهای عربستان و آفریقای جنوبی. این موسسه در کنار فعالیت‌های پژوهشی خود ارتباط خیلی خوبی با آموزش عالی داشته اما ماهیتاً به صورت غیر انتفاعی اداره شده. در طرح جدید زمین آن از طریق منابع دولتی تأمین می‌شود و یک مرکز بزرگی به وجود می‌آید اما آن چیزی که الان مانع از تحقق آن می‌شود موانع دولتی است اما بخش برون مرزی ما خیلی سریعتر توسعه پیدا می‌کند. اصولاً با پدیده‌ی جهانی شدن شما به هیچ وجه نمی‌توانید در خلاء و تاریکی زندگی کنید. ایران دارای مزیت‌های نرم‌افزاری زیادی نسبت به کشور هندوستان می‌باشد. خوشبختانه در 2،3 سال گذشته در ایران نهادهای دولتی که متولی توسعه‌ی IT هستند. در زمینه‌ی توسعه نرم‌افزار از نظر تحقیقاتی به ما کمک کرده‌اند اما به طور کلی ما در زمینه‌ی توسعه‌ی مرکز متالورژی رازی از لحاظ فیزیکی با موانع زیادی روبرو هستیم. در کنار این زمینه‌ها دیگر گنجایشی برای افزایش کارکنان نیست آزمایشگاه‌ها باید توسعه پیدا کند و بخش‌ها توسعه یابد، اما بستر برای توسعه محدود است. به هر حال این موسسه در ظرف 24 سال گذشته با این دیدگاه که سرمایه‌گذاری‌ها به گونه‌ای انجام شده که انتظار برگشت سود نبوده هزینه‌های خود را تأمین کرده و حالا آیا به این ترتیب می‌شود به عنوان یک موسسه‌ی اقتصادی تلقی شود یا نه بحث دیگری است. از نظر تولید علم به طور متوسط هر ماه یک مقاله در مجلات معتبر دنیا چاپ می‌کند و این فعالیت‌ها در حال گسترش است.

هر موسسه‌ای یک مرحله شکل‌گیری دارد که زمان طولانی را به خودش اختصاص می‌دهد، مرحله‌ی دیگر توسعه یافتگی است که این مرحله‌ی توسعه‌یافتگی معمولاً 5 یا 6 سال طول می‌کشد. این فرآیندها در ایران خیلی طولانی است و می‌توانم بگویم که بعد از 24 سال ما وارد مرحله توسعه سریع شده‌ایم. فکر می‌کنم اگر بستر آن فراهم شود یک آرامش 5 تا 10 ساله در ایران به وجود آید بعد از آن توسعه کشور با سرعت در حال انجام خواهد بود. و به همین دلیل می‌توانم بگویم مرکز رازی در 4 سال گذشته شاید بیش از 18 سال گذشته توسعه پیدا کرده است یعنی؛ به صورت تصاعدی توسعه مؤسسات اتفاق می‌افتد. اما تنها نگرانی که ما داریم در مورد مسئله‌ی پدیده‌ی مهاجرت مغزها می‌باشد. تا به امروز مشکلی وجود نداشته اما در حال حاضر عده‌ای از همکاران تمایل دارند در بخش‌های برون مرزی فعالیت داشته باشند.

س: من می‌خواستم بدانم که شما چه برنامه و چهارچوبی داشتید که در حقیقت این نیروهایی که آنجا کار می‌کنند و یک تجربه‌ی گران بهایی دارند همان‌ها را در خدمت همان مؤسسه به کار بردید؟

مهمترین ویژگی مراکز تحقیقاتی آن است، افرادی را که به عنوان پژوهشگر استخدام می‌کند باید یک مقداری ارضاء شغلی برای اینها اولویت بیشتری داشته باشد تا از لحاظ اقتصادی از یک شغل. به هر حال باید این دو با هم متعادل باشند ارضاء کارکنان هم از نظر شغلی و هم از نظر مالی. در مراکز تحقیقاتی بخش ارضاء شغلی آن باید مهمتر باشد برای اینکه اینها دوست دارند در یک فضای دموکراتیک فعالیت کنند، آزادی فکر کردن داشته باشند، فضای آرامی برای آنها ایجاد شود، به کاری که می‌کنند احترام گذاشته شود، به اشتباهاتی که صورت می‌گیرید باید با حالت گذشت نگاه کرد.

در مؤسسات تحقیقاتی اصولاً در مقطع اقتصادی مدیران همیشه بر روی هر چیزی یک برچسب قیمت می‌گذارند ولی بر روی زمینه‌هایی که با خدمات فکری روبرو است نمی‌توان قیمت گذاشت و ارزش اقتصادی برای آن قائل شد در نتیجه فضای مؤسسات تحقیقاتی مثل فضای دانشگاهی است. ما چون همه دانشگاهی بودیم همان فضاها را به اینجا انتقال دادیم و به این جهت هر آنچه را هم که بدست می‌آوریم به صورت خیلی واضح مطرح می‌کردیم و از ابتدا سیستم مدیریت مشارکتی را اساس کار قرار دادیم هر بخش برای خود مستقل است و مدیران این بخش اختیارات بسیار زیادی برای اداره واحد خود دارند، تصمیم‌گیری‌ها توسط خودشان انجام می‌شود و اینها از نظر ارضاء شغلی به اعتقاد من خیلی مؤثر است.

بعضی از مدیرانی که از آنجا بازدید کردند مدیران را خیلی قوی، مدیران نسل جدید می‌دیدند اینها برای خرید هر چیزی چانه می‌زدند و برای کیفیت خوب و قیمت پایین تلاش می‌کنند. البته نه اینکه اینجا نمونه باشد. البته ما اصولاً در این موسسه‌ برای نگهداشتن کارکنان، خود را ناموفق می‌دانیم اما امروز تجربه‌ی بیشتری داریم و بهتر می‌توانیم افراد را جذب کنیم. از نظر ارضاء شغلی روش‌های بهتری را یاد گرفته‌ایم. به هر حال زمینه‌ها و فضاهای موجود در کشور به گونه‌ای باید باشد که توسعه‌ی علم، توسعه‌ی پژوهش و امکان توسعه و رشد این گروه‌ها را بتواند فراهم کند مگر نه جذب کشورهای خارجی خواهند شد. بزرگترین مشکلی که مرکز با آن روبرو است پدیده‌ی فرار مغزها می‌باشد بسیاری از همکاران ما موسسه را ترک کرده‌اند. اما استنباط من این است افرادی که امروز می‌بینید در نسل اولی که آنجا شروع به کار کرده‌اند زمزمه‌هایی از رفتن به خارج وجود ندارد در نسل‌های بعدی یعنی جوان‌ها نیز دلایل قانع‌کننده‌ای برای ماندن در ایران پیدا می‌کنند. مشکل دیگر ما به صورت یک مرکز پژوهشی بخش بخش خصوصی این است که به بخش خصوصی اجازه‌ی فعالیت آموزشی داده نمی‌شود.      

بهترین تحقیقات روز دنیا را دانشگاه‌ها انجام می‌دهند، مراکز تحقیقاتی بخش خصوصی می‌توانند از طریق برگزاری دوره‌های دکترا نیروی انسانی لازم برای تحقیقات خود را تأمین کنند فکر می‌کنم این مشکل و نقطه‌ی ابهامی است که اگر حل نشود مراکز تحقیقاتی ما توسعه نخواهند یافت زیرا نیروهای انسانی این مراکز را ترک می‌کنند اما زمانی دانشجویی به مدت 5 یا 6 سال کارشناسی ارشد و دکترا را در یک جا بود اولاً مراکز پژوهشی می‌توانند از بین اینها بهترین‌ها را انتخاب کنند ما تعدادی از دانشجوهای المپیادی را برای مدت چند سال در مؤسسه‌ی خود داشتیم ولی همه‌ی آنها بعد از چند سال کار در مرکز ایران را ترک کرده و به آمریکا رفتند، خیلی سعی کردیم برای آنها بسترسازی کنیم، فضا ایجاد کنیم اما به هر حال نشد. این است که اگر مراکز تحقیقاتی بخش خصوصی نتوانند از طریق آموزش‌های دوره‌های دکترا و فوق لیسانس نیروی انسانی مورد نیاز خود را تأمین کند، به اعتقاد من یک محدودیت جدی برای توسعه آنها به وجود می‌آید. درحال حاضر مشکلی که داریم این است که چه کار انجام دهیم، به هر حال می‌دانیم که یکی از شاخص‌های پیشرفت در هر کشور این است که عمر موسسات تحقیقاتی، فرهنگی و صنعتی به 300 سال و یا 400 سال می‌رسد اما در کشور ما حداکثر این عمر 40 و یا 50 سال است. معمولاً یک نسل ایجاد می‌کند و نسل بعدی دیگر نمی‌تواند شرایط سخت را تحمل کند، این پدیده متعلق به کشورهای جهان سوم از جمله کشور ما است. در حال حاضر نگرانی که ما داریم این است که انجمن‌ها حتی با نرخ رشد کمتری آیا توسعه پیدا خواهند کرد؟ اینها برمی‌گردد به برنامه‌ریزی کلان توسعه در کشور و فضاسازی و بسترسازی مدیران ارشد کشور که چگونه این کار را انجام دهند. ما امیدواریم که 100 سال دیگر و یا 200 سال دیگر بگویند موسسه‌ی رازی در 300 سال پیش تأسیس شد. اگر یک موسسه‌ی پژوهشی مانند ما بخواهد تأسیس شود ما می‌توانیم با راهنمایی‌هایی که می‌کنیم و انتقال تجربه‌مان به آنها واقعاً زمان توسعه‌ی آن موسسه‌ها را بسیار کوتاه کنیم اگر شما چرخه‌ی یک سیستم را ببینید یک مرحله‌ی شکل‌گیری، یک مرحله‌ی توسعه‌ی اولیه و یک مرحله‌ی تکاملی دارد. مرحله‌ی شکل‌گیری، مرحله‌ای است که یکی دو سال بیشتر طول نمی‌کشد و مرحله‌ی دوم حداکثر در دنیا 5 ساله بوده اما در موسسه‌ی ما 15 سال طول کشید. یکی از شاخص‌ها یا معیارهایی که نشان می‌داد موسسه هنوز در مرحله‌ی شکل‌گیری است آمدورفت پرسنل و از دست دادن و گرفتن بود ما هنوز که در سال بیست و پنجم فعالیت‌های خود هستیم هنوز به مرحله‌ی تکامل نرسیده‌ایم.

اینها برمی‌گردد به این که در توسعه واقعاً یک پدیده‌ی جامع و فراگیر است که باید به صورت توسعه‌ی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پایدار باشد اگر مبنا توسعه‌ی پایدار نباشد این حرکت‌های فردی یک موسسه و یا یک گروه مانند یک قطره‌ی کوچکی است در اقیانوس نیازهای مملکت و اثری در پیشرفت کار و رفاه نسل‌های آینده ندارد.

هر کشوری برای توسعه‌ باید دارای یک برنامه‌ی مشخص و معینی باشد، یک برنامه‌ی کلان توسعه داشته باشد و این برنامه‌ی کلان توسعه باید به درستی برای مردم تفهیم شده باشد. دولتمردان تمام تلاش خودشان را اعمال کنند و در یک بستر و فضای سالم باید حرکت کنند. این برنامه‌ی کلان حداقل از نظر مفهومی باید تمام حرکت‌هایی که یک جامعه‌ برای توسعه خود می‌خواهد انجام دهد را در برمی‌گیرد. برای مثال شما تصور کنید که هدف ما از این برنامه از لحاظ نظری ایجاد یک جامعه‌ی خردمند، مرفه و سالم باشد سالم هم از نظر فیزیکی و هم از نظر معنوی. اگر هدف این است پس باید برنامه‌ریزی دقیقی در برنامه‌ی توسعه داشته باشیم که چگونه خردمندی را در جامعه توسعه دهیم. اگر جامعه باید سالم باشد آنجا که سلامت فیزیکی مطرح است حتماً شما باید از ابتدا بچه‌ها را با مسائل بهداشتی، فیزیولوژی بدن و پزشکی آشنا کرد. امروز در دانشگاه‌های مهندسی علوم حیاتی مهم‌ترین درس اجباری در دنیا است، جزء انجمن‌های پزشکی، رسانه‌های گروهی هم وقت بسیار زیادی را باید صرف آموزش مردم کنند برای اینکه هزینه‌های جلوگیری بیماری به مراتب کمتر از هزینه‌های درمان است. در برنامه‌ریزی کلان مملکت یک برنامه‌ی بسیار گسترده‌ای باید برای تجدید حیات معنوی جامعه مطرح باشد، برخورد شدید با فساد شود اما در مورد مسئله‌ی رفاه باید محور فعالیت‌های اقتصادی بر اساس رفاه ملی باشد.

برنامه‌ی توسعه‌ی کشور ما خیلی زودتر از کشورهای دیگر شروع شده و حدوداً 6 یا 7 دوره برنامه‌ی توسعه‌ی 5 ساله داشتیم اما متأسفانه علی‌رغم این همه برنامه‌ریزی که انجام شده ما دارای درآمد سرانه‌ی بسیار کمتری از کشورهایی هستیم که 10 سال یا 15 سال بعد از ما برنامه‌ی توسعه خود را شروع کردند، علت آن است که ما در طول این برنامه‌ها با عدم موفقیت‌هایی روبرو شدیم اما از تجربیات گذشته پند نگرفتیم و آنها را در جهت بهبود برنامه‌های آینده به کار نبردیم. وقتی شما یک مفهومی را برای اداره‌ی یک جامعه تعریف نکردید و برنامه‌ریزی در جهت انجام آنها به درستی انجام نشد به این دلیل ما در تاریکی با هم صحبت می‌کنیم.

بخش خصوصی امروز در اقتصاد ما جایگاهی ندارد بنابراین اقتصاد ما تک محصولی مبتنی برنفت می‌باشد وقتی مخاطبین و برنامه‌ها را در نظر می‌گیریم آموزش‌ در جهت تأمین نیازها مفهوم آن تغییر می‌کند. اگر ما سیر تحول دانشگاه‌ها را بررسی کنیم دانشگاه‌هایی بودند که مبتنی بر آموزش و بعد از جنگ دوم جهانی مسئله‌ی پژوهش مطرح می‌شود دانشگاه‌ها مسئولیت آموزش و پژوهش و مهم‌تر از همه مسئولیت تقویت پژوهش هم به عهده‌ی آنها گذاشته شد. اگر شما تعاریف پژوهش را در نظر بگیرید مشخص می‌شود که دانشگاه‌ها در دوره‌ی آموزش باید چه کار انجام دهند. به هر حال می‌بینیم هر چه که جلو می‌آییم توسعه‌ی علوم تکنولوژی در عصر اطلاعات پیشرفت تکنولوژی به حدی سریع می‌شود که دیگر پیش‌بینی آینده تقریباً به صورت غیر ممکن می‌شود در نتیجه به تدریج می‌بینیم که دانشگاه‌ها بیشتر پژوهشی می‌شوند و آموزش‌ها خودآموزی می‌شود.

بزرگترین عاملی که جهان سوم یا کشورهای جنوب از آن جمله کشور ما از آن رنج می‌برد پایین بودن نرخ بهره‌وری در کشور است و از مهم‌ترین عواملی که می‌توان به وسیله‌ی آن بهره‌وری را بالا برد، آموزش و نوآوری است. نوآوری را چه کسانی انجام می‌دهند؟ کارآفرینان. کارآفرینان کسانی هستند که نوآوری را هدفمند در جهت تأمین نیازهای بشری انجام می‌دهند اصولاً طبق تعاریفی که از کارآفرین شده در هر جامعه‌ای از هر ده میلیون نفر یک نفر کارآفرین است. اگر بخواهیم کارآفرین نام ببریم آقای گالیله، ادیسون از کارآفرینان هستند.

در جامعه‌ی ما تعریف کارآفرین این است: کارآفرین کسی است که نیازهای جامعه را تأمین می‌کند. مهم‌ترین مکانیزمی که کارآفرینان باید به کار ببرند فقرزدایی است یعنی؛ مهم‌ترین وظیفه‌ی آنها فقرزدایی به کمک فناوری‌های جدید و دانش امروز است. اگر بخواهید فقرزدایی را به کمک دانش‌های روز انجام دهید خیلی زودتر موفق می‌شوید. مشکلی که امروز در دانشگاه‌ها داریم این است که ما با پدیده‌ی فرار مغزها روبرو هستیم و بزرگترین خطری که ما را تهدید می‌کند این است که کارآفرینان ما کشور را ترک می‌کنند. پس چه کسانی می‌خواهند وظیفه توسعه کشور را بر عهده گیرند. آیا توجیهی برای افزایش هزینه‌های آموزشی در مقاطع مختلف وجود دارد. افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان در دانشگاه‌ها چه منافعی برای کشور ما دارد.

جهت سیستم‌های آموزشی دانشگاهی باید به طرف آموزش کارآفرینان باشد، در دانشگاه‌های خارج امروز یک بخشی به نام توسعه‌ی خلاقیت وجود دارد که در دانشگاه صنعتی شریف وجود ندارد. همه‌ی اینها در جهت تربیت کارآفرین می‌باشد، کارآفرین باید خلاقیت داشته باشد، کارآفرین باید به کاری که انجام می‌دهد اعتقاد داشته باشد، کارآفرین باید اقتصاد را بداند و مدیریت داشته باشد و کارآفرین در یک فضای دموکراتیک از خانواده گرفته تا جامعه کارآفرین می‌شود.

هیچ تردیدی وجود ندارد که امروز پایه‌های اقتصاد جهان بر روی 3 اصل بنا شده است:

1- دارا بودن امکانات فیزیکی مانند: معدن، نفت، جاده و…… که خوشبختانه کشور ما از این نظر غنی است تولید ناخالص ما با برابری نرخ ارز 570 میلیارد دلار یعنی در جایگاه بیستمین کشورهای جهان است.

2- ما دارای نیروی انسانی خوبی هستیم اما نیروی انسانی ماهر هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی محدود داریم. اما با آموزش‌هایی که داده خواهد شد هیچ نگرانی در مورد افزایش نیروی انسانی نباید داشته باشیم نگرانی از اینجاست که برنامه‌ای برای توسعه نداشته باشیم. روش آموخته‌گان ما کشور را ترک کنند یا برای توسعه کشورشان بی‌تفاوت باشند.

3- فناوری، این عامل در یک دهه گذشته به دو عامل فوق اضافه شده است پدیده‌ای است که کمتر از علم زمان می‌گیرد بخشی از آن ادامه‌ی تولید علم است و بخشی از آن به صورت مستقل خودش به وجود می‌آید. برای دسترسی به فناوری نیاز به نوآوری است و برای انجام نوآوری و رسیدن به فناوری نیاز به کارآفرین می‌باشد.

 

س: شما به عنوان یکی از کارآفرینان اگر نکته‌ای و یا پیشنهادی دارید بفرمایید؟

من زمانی که در مورد بودجه‌ی کشور مطالعاتی را انجام می‌دادم به این نکته برخوردم که  بودجه‌ای که صرف آموزش متوسطه و ابتدایی و همین طور آموزش عالی در کشور ما می‌شود جزء بالاترین حدی است که در کشورهای جهان صرف این کار می‌شود. بودجه‌ای که صرف آموزش می‌شود بسیار بالا است و هزینه‌های زیادی صرف طرح‌های پژوهشی می‌شود، سرمایه‌گذاری‌هایی در زمینه‌ی صنعت می‌شود و از نظر سخت‌افزاری امکانات زیادی در کشور است. ما ایران چند مزیت نسبی وجود دارد که یکی از مهم ترین آن داشتن منابع غنی مثل نفت و گاز است، از لحاظ موقعیت استراتژیکی هم مهم می‌باشد و از لحاظ خیلی چیزهای دیگر و می‌تواند بازارهای منطقه را داشته باشد. مسئله‌ی دیگر اینکه ایران نیروی انسانی بسیار باهوشی دارد در حقیقت ایرانی‌ها واقعاً کارآفرین هستند وقتی بستر آن کمی فراهم باشد به سرعت رشد خواهند کرد اینها مزیتی است که ایرانی‌ها دارند ما سرمایه‌گذاری‌ها را انجام می‌دهیم اما بستر لازم برای توسعه را فراهم نمی‌کنیم.

استنباط من این است آن کسانی که برای خود با هزینه‌های خود کار می‌کنند مکانیزم‌هایی وجود دارد که اینها می‌توانند کارآفرین باشند و مولد ایجاد شرکت‌ها باشند. چند کشور هستند که پدیده‌ی فرار مغزها در آنها دیده نشده یکی از این کشورها تونس است که هنوز دلیلی برای آن پیدا نکرده‌ام چون کشور ثروتمندی نیست و از لحاظ درآمد ملی از ایران فقیرتر است، سنگاپور و کره هم جزء کشورهایی هستند که این پدیده در آن وجود ندارد سنگاپور بهترین موردی است که وجود دارد. اگر بخواهیم کارآفرینان را جذب کنیم باید برای آنها انگیزه ایجاد کنیم و بستر را برای آنها فراهم نمائیم. استنباط من این است اولاً کارآفرینی به تدریج از حالت فردی به یک فرآیند جمعی تبدیل می‌شود، دوم آنکه نسل سوم دانشگاه نسل آموزش و پژوهش نیست بلکه آموزش یا تربیت کارآفرینان است، نسل آموزش پژوهشگران است و همان پژوهشگران در حقیقت کارآفرینان خواهند شد و زمانی کارآفرین می‌شوند که در یک بستر مناسب قرار می‌گیرند. خلاصه اینکه همه چیز به جامعه برمی‌گردد، جامعه‌ی ما باید یک جامعه‌ی سالمی از هر دو جهت هم از نظر فیزیکی و هم از نظر معنوی باشد. در جامعه‌ای که تبعیض باشد، رفاه نباشد و …… کارآفرین اصلاً شکل نمی‌گیرد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای دکتر تابش

 

 س: آقای دکتر لطفاً در مورد سوابق تحصیلی و کاری خود توضیح فرمایید؟

من در دانشکده‌ی علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که در دوره‌ی تحصیل من با کامپیوتر یکی بود دوره‌ی کارشناسی را گذراندم و بعد از ادامه‌ی تحصیل در خارج از کشور در دانشگاه مشغول به کار شدم و در حال حاضر عضو هیأت علمی دانشکده‌ی علوم ریاضی هستم. من دو دوره مسئولیت دانشکده‌ی ریاضی را بر عهده داشتم، که همزمان با شکل‌گیری المپیادها بود. در آن زمان من با آموزش و پرورش در زمینه المپیادها همکاری داشتم، المپیادها باعث شد که عده‌ای دانشجوی مستعد و علاقه‌مند به دانشکده‌ی علوم ریاضی جذب شوند و در نتیجه دانشکده یک مکان تبلور استعدادهای خوب بود. در آن دوره  50 الی 100 دانشجو از المپیاد و بچه‌هایی با رتبه‌های بالای کنکور به رشته‌ی علوم ریاضی روی آوردند و موجب تقویت دانشکده شدند، در حال حاضر هم کادر خوبی در دانشکده حضور دارد و از لحاظ هیأت علمی دانشکده از وضعیت خوبی برخوردار است. دوران مسئولیت دانشکده‌ی ریاضی 4 سال به طول انجامید، مدیریت انتخابی بود و بیش از دو دوره بیشتر نبود. بعد از آن به پیشنهاد آقای دکتر سهراب پور مسئولیت مرکز محاسبات دانشگاه صنعتی شریف را پذیرفتم و این برای من یک دوره‌ی کاری جدیدی بود، که با یک فضای جدید آشنا شدم. زمانی که به اینجا آمدم بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات در مملکت نو بود و حتی در سطح دنیا تازه آغاز شده بود. ما متوجه شدیم در آینده اعتبار دانشگاه صنعتی شریف در جوامع علمی، تکنولوژیک و دانشگاهی نیاز به یک شبکه و ارتباط اینترنتی پیشرفته و قوی دارد و این مسأله به عنوان یک سیاست کلی توسط مدیریت دانشگاه پذیرفته شد و مساعدت خوبی برای توسعه شبکه دانشگاه صورت گرفت. مرکز محاسبات یک مرکز قدیمی است، از زمانی که من دانشجو بودم این مرکز وجود داشت، در آن زمان کامپیوترهای شخصی در اختیار نبود، کامپیوترهای بزرگ مورد استفاده قرار می‌گرفت. وظیفه‌ی مرکز این بود که با کامپیوترهای بزرگ سرویس خدمات محاسباتی به استادان و دانشجویان ارائه کند. در ابتدا کامپیوتر CDC را به مرکز آوردند، که سال‌ها مورد استفاده قرار گرفت ولی در اوایل سال‌های 1370 کامپیوترهای VAX و IBM4381 برای دانشگاه خریداری شد. ولی عمر این کامپیوترهای اخیر خیلی کوتاه بود. عمدتاً به دلیل رونقی که PC ها پیدا کردند و بعد مسأله شبکه و ارتباط اینترنت مطرح شد و به این ترتیب رسالت مرکز محاسبات این شد که شبکه‌ی دانشگاه را توسعه دهد و نگهداری کند. اولین کاری را که به کمک تعدادی از فارغ‌التحصیلان، دانشجویان و همکاری مؤثر بعضی از همکاران در هیأت علمی انجام دادیم این بود، که یک شبکه‌ی گسترده‌ای را برای دانشگاه با فیبر نوری طراحی کردیم و تجهیزات آن را سفارش دادیم و بعد اجرای شبکه توسط خود همکاران مرکز صورت گرفت. فیبر را خواباندند، اتصالات را راه انداختند و یک شبکه‌ی گسترده‌ی خوبی را پیاده کردند، ارتباط اینترنت از همان ابتدا دارای مشکل بود و روزی چندین بار قطع و وصل می شد، در آن زمان مخابرات خیلی نمی توانست تأمین کننده باشد، ما توانستیم با کمک تعاونی چند منظوره‌ی دانشگاه یک سیستم اتصال ماهواره‌ای را راه‌اندازی کنیم و از این طریق اینترنت می گرفتیم. با اینکه در حال حاضر سرویس اتصال ماهواره‌ای داریم، متوجه شدیم که اگر برویم با مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضات مشارکت کنیم، بیشتر به نفع ماست. در حال حاضر پهنای باند دانشگاه از طریق اتصال فیبر با مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات تأمین می‌شود و پهنای باند نسبتاً مناسب برای دانشگاه تدارک شده است. در حال حاضر حدود 5000 کامپیوتر در این شبکه وجود دارد، که این شبکه، یک شبکه‌ی بزرگی در استاندارد بین المللی محسوب می شود، برای بهینه‌سازی مدیریت شبکه منابع اینترنتی لازم برای دانشگاه تدارک شده است و دسترسی به شبکه برای استادان و دانشجویان فراهم است، در اتاق هر استادی کامپیوتر آن به شبکه وصل است، سایت‌های دانشجویی سرویس شبکه را در اختیار دانشجویان قرار می‌دهند، خوابگاه‌های ما به مرکز محاسبات وصل هستند و در خوابگاه‌ها تقریباً سرویس شبانه‌روزی استفاده از اینترنت برقرار است. امیدواریم شبکه مرتباً توسعه پیدا کند و سرویس‌ها مرتباً بهتر شود.

بعد از توسعه شبکه گسترده دانشگاه به فکر راه‌اندازی سیستم‌های کاربردی روی این شبکه افتادیم. در دانشگاه مهمترین سیستم کاربردی  سیستم آموزش است، در این زمینه یک سیستمی قدیمی وجود داشت که تکنولوژی آن قدیمی بود و مشکلات زیادی داشت، من خیلی علاقه داشتم آن را نوسازی کنم، برای این کار گروهی را تشکیل دادیم و توانستم بر تکنولوژی روز مسلط شویم و توانستیم سیستم آموزش را نوسازی کنیم، مسئولین دانشگاه یک مقدار احتیاط می کردند، اما بعد از مدتی که متوجه شدند موضوع چیست ما را حمایت کردند. زمانی که سیستم آموزش پیاده شد و دانشگاه‌های دیگر متوجه‌ی این سیستم شدند برای آن مشتری پیدا شد. سپس این گروه که تجربه‌های خوبی به دست آورده بود، فعالیت‌های بیشتری در زمینه‌ی توسعه نرم‌افزار را انجام داد و یک گروه کاری نرم افزاری خوبی را تشکیل دادند، و بالاخره شرکتی در خارج از دانشگاه تأسیس کردند و در حال حاضر مشغول فعالیت هستند. گروه دیگری هم در اینجا شکل گرفت که در مسائل خط فارسی و رایانه به پژوهش و تحقیق پرداختند، این کار این طور شروع شد که فردی که علاقه‌مند به اشعار کلاسیک و ادبیات فارسی بود اعتبار کوچکی را در اختیار من گذاشت تا من یک کتابخانه‌ی دیجیتالی در شبکه راه‌اندازی کنم، برای 7 سال پیش این اقدام جالبی بود. زمانی که به سراغ این کار رفتیم، تازه متوجه شدیم که خط فارسی چقدر دچار مشکلات در شبکه است، با توجه به مسائلی که وجود داشت توانستیم این مشکلات را حل کنیم و در زمینه استاندارد خط فارسی تحت یونی‌کد فعالیت کنیم. این گروه هم در زمینه‌های توسعه‌ی خط فارسی حرکت کرد و بالاخره وقتی که این گروه به قدر کافی گسترش یافت از مرکز محاسبات جدا شد و شرکتی در ضلع غربی دانشگاه تأسیس کردند. که در حال حاضر روی توسعه سیستم‌های متن باز و ارائه توزیع ویژه‌ای از لینوکس تحت عنوان لینوکس شریف، کار می‌کنند.

 

س: با توجه به گروههایی که ایجاد کردید آیا شما با صنعت هم یک ارتباط پایدار برقرار کردید؟

بیشتر فعالیت‌های من در دانشگاه فعالیت‌های آکادمیک بوده و به مسائل توسعه‌ای تکنولوژی و ارتباط با صنعت زیاد توجه نداشتم، اما کم‌کم متوجه شدم که این مسائل، مسائلی جدی است. زمانی که وارد خط توسعه‌ی تکنولوژی شدم، با دوستان خارج از کشور ارتباطم بیشتر شد و مدل دانشگاههای خارج کشور توجه‌ام را جلب کرد. از جمله اینکه سیستم کاری نوآوری و توسعه تکنولوژی آنها چگونه است و شرکت‌های مشتقه و اقماری دانشگاه‌ها چه کار می کنند، در این بررسی به این نتیجه رسیدیم که ما باید کار را با توسعه‌ی تکنولوژی شروع کنیم و این توسعه تکنولوژی خود می‌تواند بازار داشته باشد و نیاز ملی باشد. در این زمینه دوستان بسیاری از جمله آقای دکتر مشایخی کمک بسیاری به ما کردند. ما فکر کردیم می توانیم از طریق ارتباط با مجامع داخلی صنعتی، ارتباط با ایرانیان و دوستان ایرانی مقیم در خارج از کشور که در کار تکنولوژی هستند یک مدل جدید ایجاد کنیم. مذاکرات اولیه خیلی خوب پیش رفت، اما متأسفانه به علت شرایط تحریم آمریکا، دوستان خارج از کشور خودشان را کنار کشیدند و نتوانستیم آن خوش بینی اولیه و اشتیاق اولیه را که حتی در آنها ایجاد شده بود را به سرانجام برسانیم. اما با کمک دوستان در دانشکده‌ی مدیریت و پیگیری‌ها، عمدتاً با صنایع نفت و گاز و پتروشیمی مرتبط شدیم و علاوه بر سیستم آموزش که بازار خوبی پیدا کرده بود، توانستیم برای شرکت پتروشیمی و شرکت‌هایی مانند آن، پروژه هایی انجام دهیم و محصولاتی را تولید کنیم. به این ترتیب از این مسیر توانستیم ارتباطی را با بخش صنعت برقرار کنیم.

 

س: نظر شما در مورد ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه چیست؟

علت اینکه این ارتباط ضعیف است، این است که توسعه یافتگی لازم در این گونه فعالیت‌ها را نداریم و یا آن توسعه یافتگی لازم را بدست نیاورده‌ایم. به این معنا که عمدتاً پروژه‌هایی که در دانشگاه انجام می‌شود و خدمات و سرویسی که ارائه می‌شود از طریق یک نهاد تخصصی صورت نمی‌گیرد بلکه از طریق ارتباطات شخصی است. در‌حال حاضر دستگاه‌های صنعتی همیشه شکایت می‌کنند که تحقیقی که در دانشگاه برای آنها انجام می‌شود یا پروژه‌ای که توسط استادان اجرا می‌گردد. عموماً در حد یک گزارش باقی می‌ماند و نتیجه مطلوبی را نمی دهد. در واقع اشکال در مدل‌کاری ما است، اگر بخواهیم کار را توسعه دهیم و این کار به یک سرویس حرفه‌ای تبدیل کنیم احتیاج به یک نهاد جا افتاده داریم و در ادامه برای پشتیبانی از دستاورد پروژه‌ها به یک نهاد قوی‌تری احتیاج است. مدل مطلوب این است که دانشگاه شرکت‌های تخصصی اقماری داشته باشد. من فکر می کنم ایده‌ی آن شکل گرفته و دیر یا زود در دانشگاه این اتفاق رخ می دهد، در این صورت است که دستگاه‌های صنعتی هم اعتماد خواهند کرد. در حال حاضر مدل کاری اساتید به این صورت است که به طور شخصی کاری را انجام می‌دهند، تکنولوژی تولید می‌شود ولی محدود باقی می‌ماند، مهمتر از آن متدولوژی کار پیش خود آنها باقی می ماند، اما اگر مجموع 10 استاد یک شرکت را تشکیل دهند متدولوژی آنها و دستاوردهای تکنولوژیک آن، ثروتی می شود برای آن شرکت.       

 

س: نظر شما در مورد ایده‌ی تأسیس شرکت‌های دانشجویی در مرکز کارآفرینی شریف چیست؟

شما باید به دنبال یک مدل مطلوب باشید، باید تحقیق کنید که دیگران چه کاری انجام دادند و نتایج آن را با شرایط خود تطبیق دهیم. در دنیا این نوع شرکت ها عمدتاً برای ارائه دستاوردهای نوآورانه‌ی تکنولوژی شکل گرفته‌اند، توسعه‌ی صنعتی ما هنوز به آن اندازه نیست که این نوآوری‌ها به طور وسیع صورت ‌گیرد. لذا باید روی توسعه‌ی خدمات تکنولوژی تمرکز کنیم و با توسعه‌ی تکنولوژی که به ارائه خدمات منجر می‌شود، کار را شروع کنیم، در مرحله بعد نوآوری‌ها هم خودبه‌خود شکل خواهد گرفت. فرض کنید، شما 10 شرکت کوچک افتتاح کنید اگر این شرکت‌ها بدون هیچ برنامه‌ای رها شوند، سرنوشت آنها چه می شود، اینها عمدتاً شرکت‌هایی هستند که نوآوری آنها در توسعه‌ی تکنولوژی است و یک محصول متناسب با بازار ایران را دارند، که معلوم نیست با شرکت‌های بزرگتر یا خارجی به چه میزان می توانند رقابت کنند، شما باید یک حمایتی را برای این شرکت‌ها داشته باشید که آنها بتوانند رقابت کنند. برای این منظور باید مدلی را پیدا کرد، وگر نه همین شرکت‌های کوچک اگر مستقل شوند، ممکن است در مقابل دیگر شرکت‌ها نتوانند دوام بیاورند. من فکر می‌کنم در زمینه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، دانشگاه می تواند با استفاده از اساتید مجرب و علاقه‌مند، که توانایی برقراری ارتباط با صنعت را دارند، شرکت‌های مادر تخصصی تشکیل دهد، تا شرکت‌های دانشجویی به نحوی به این شرکت‌های مادر وابسته شوند. این شرکت‌های مادر تخصصی، به دلیل اینکه استادهای با تجربه در آنها فعال خواهند بود، می‌توانند به نحوی در صنعت نفوذ کنند و حتی شرکت‌های کوچک هم می‌توانند در درون آنها قرار گیرند و زیر پوشش آنها باشند و شرکت‌های کوچک به دلیل اینکه زیر پوشش یک شرکت بزرگ قرار می‌گیرند، می‌توانند دوام بیاورند. من تصور می‌کنم این مدل می تواند به ایده‌ی شما کمک کند. نکته‌ای که به نظر من لازم است تا فعالیت‌های شما با موفقیت مواجه شود این است که دقیقاً باید مانند بخش خصوصی رفتار کنید. هدف شرکت این باشد که سود ببرد، بنابراین فعالانه کار را باید طوری انجام دهند، که به مقصود خود برسد. ما نباید یک شرکت را به ماهیت دولتی ببریم، که در آن صورت نشان دهنده ضعف ما است، اگر بتوانیم شرکت‌های دولتی را با یک مدل تبدیل به شرکت‌های خصوصی کنیم، آن زمان است که رقابت می تواند، به طور جدی مطرح شود. که این امر، نیاز به یک سیاست‌گذاری کلان در سطح مملکت دارد. نکته‌ی دیگر اینکه، موفقیت در توسعه تکنولوژیک لزوماً ارتباط جهانی را مطرح می‌کند، من با شهودی که در زمینه ی ارتباط صنعت بین‌المللی در طی این سال‌ها پیدا کرده‌ام، فکر می‌کنم یک زنجیره‌ی جهانی برای توسعه وجود دارد و اگر ما بتوانیم در آن زنجیره حضور داشته باشیم، حتی می توانیم زنجیره را به خود وابسته کنیم، در آن زمان است که می توانیم رشد کنیم و توسعه تکنولوژی ما معنا پیدا کند.

 

س: تعریف شما از کارآفرینی چیست و به نظر شما یک کارآفرین باید چه خصوصیاتی را داشته باشد؟

شاید تعریف کارآفرینی تا حدودی دشوار باشد هر کسی ایده‌های کارآفرینی به گونه‌ای باید در ذهن افراد جوشش پیدا کند تا بتوانند فراسوی روندهای جاری فکر کنند و با روحیه‌ای چالش‌پذیر دنبال توسعه و نوگرایی باشند. کارآفرین باید ایده‌ی اقتصادی داشته باشد یعنی حساب سود و زیان را بتواند به خوبی در نظر بگیرد ولی باید ابتکار و خلاقیت را نیز در نظر داشته باشد و در جستجوی ایده‌های نو و سازنده باشد. نکته‌ی دیگر این که کارآفرین باید از شکست هراس نداشته باشد، باید از عدم موفقیت‌ها درس بگیرد و دوباره فعالیت‌ها را برای موفقیت شروع کند.

 

س: به عنوان مطلب آخر اگر صحبتی هست بفرمایید؟

من امیدوار هستم ایده‌ی را که شما پیش رو دارید، با همراهی و کوشش همه جانبه‌ی دانشگاهیان به نتیجه‌ی مطلوبی برسد. تا در تمام اطراف دانشگاه، شرکت‌هایی که از دانشگاه بیرون آمده‌اند شکل بگیرند. فکر می کنم مرکز کارآفرینی و مرکز رشد و فناوری می‌توانند زمینه‌سازی کنند و وظیفه‌ی همه‌ی دانشگاهیان است که کمک کنند. به عنوان نمونه اگر یک شورای ارتباط با صنعت و کارآفرینی یا کمیته‌ای در سطح دانشگاه متشکل از اساتید با تجربه تشکیل شود و این اساتید به طور سیستماتیک تجربیاتشان را در آن شورا بیان کنند، که به اصطلاح سیاستگذاری و راه‌بری برای مرکز کارآفرینی باشد، آن زمان است که می‌توان برنامه‌ی استراتژیک تنظیم کرد، که این شورا راهبری آن را عهده‌دار شود، تا آرزویی که داریم در کنار دانشگاه مرکز توسعه‌ی تکنولوژی در سطح ملی و بین المللی ایجاد شود، تحقق یابد. 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای دکتر منطقی

س: آقای دکتر لطفاً در مورد سوابق تحصیلی و شغلی خود توضیح دهید؟

من در دبیرستان الهی واقع در منطقه ی نازی آباد تحصیل کردم. دوره ی دبیرستان از جنبه ی اصلاح آداب اجتماعی و منش اجتماعی بسیار مؤثر بود، افراد مستعد و الگو ساز بسیار وجود داشت. در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم ولی به علت عدم علاقه مکانیک تغییر رشته داده و در رشته برق فارغ التحصیل شدم برای کارشناسی ارشد در 3 امتحان شرکت کردم کامپیوتر شریف، رشته کنترل شریف و دوره مشترک بین صدا و سیما و پلی تکنیک نیویورک در حوزه مخابرات و الکترونیک در هر سه مورد پذیرفته شدم. تحصیل در رشته کامپیوتر شریف و پلی تکنیک نیویورک را همزمان شروع کردم. ولی بعدا به علت محدودیتهای که وجود داشت بالاجبار کامپیوتر را کنار گذاشتم.

 

س: آیا شما توانستید با کارهای صنعتی موازی پیش بروید؟

بله.کار در صنعت را زمانی که برای کارشناسی ارشد تحصیل می کردم شروع کردم یعنی ; به موازات اینکه تحصیل می کردم کار صنعتی هم انجام می دادم و از سال 58 کار روی نگهداری سیستم های جدید صوتی صدا و سیما شروع کردم. زمانی که فارغ التحصیل شدم به علت نیازهای تخصصی جنگ به مخابرات سپاه رفتم در مخابرات سپاه در ابتداء تعمیر و نگهداری سیستم های مخابراتی و طراحی شبکه های مخابراتی را شروع کردیم و در ادامه به تحقیق و تولید سیستم های جدید مخابراتی پرداختیم و از سال 63 کار را در حوزه هوا فضا شروع کردم.

 

س: در این مجموعه فعالیت ها چه میزان نوآوری تکنولوژیک رخ داد؟

در همه این رشته های کاری نوآوری تکنولوژی بود. در تمام رشته های کاری که شروع کردیم تکنولوژی آن را نداشتیم بنابر این باید ایجاد می شد. ایجاد تکنولوژی با دانشگاه چه به صورت همکاری محدود و چه به صورت وسیع انجام شد. می توان گفت که در حال حاضر ما مجموعه ای از الگوهای کار مشترک را فوق العاده از نظر برای نوآوری تکنولوژی داریم.

 

س: لطفا در زمینه ی فعالیت هایی که در ایران خودرو انجام داده اید و تحولاتی که روی داده است توضیح دهید؟

ورود ما به ایران خودرو در واقع با شروع فعالیتهای شرکت تام بود.مدیریت ایران خودرو قصد داشتند مجموعه ای درست کنند که بتوانند برای تولید محصولاتی که طراحی می شود ایجاد خط کنند. لذا شرکتی را به نام « تام » که خلاصه شده تجهیزات، ابزار و ماشین افزار را تأسیس کردیم.

 

س: در طراحی تجهیزات و کار با ربات آیا شرکت « تام» فعالیتی کرده است آیا شرکت تام  می‌تواند طراح و سازنده ی  این تجهیزات با شد؟

مجموعه ای از افراد با تجربه به اضافه ی افرادی با خلاقیت بالا به علاوه همکاری تکنولوژیک، تکنولوژی که با قید سازنده خارجی شرکت تام را قادر کرده است که خطوط رباتیک را طراحی کرده و پیاده سازی کند.

 

س: آقای دکتر در استراتژی 10 ساله ایران خودرو ما می توانیم صادر کننده‌ی این دانش شویم؟

در حال حاضر توانمندی طراحی و ایجاد یک خط تولید با سطح تکنولوژی بالا وجود دارد و ما این کار را شروع کرده ایم.

 

س: آیا می توانیم در تکنولوژی خودرو ما هم به سطوح جهانی دست پیدا کنیم؟

در رشته های فنی شایستگی کلیدی ما در رشته های مخابرات و کنترل است. و با توجه    به اینکه خودرو به سمت استفاده وسیع از این دو رشته می رود ما می توانیم با همکاری وسیع تر با دانشگاه در این زمینه خود را به سطوح تکنولوژی دنیا نزدیک تر کرده تا در آتیه نزدیک بتوانیم ایجاد کننده این تکنولوژی باشیم. همینطور در زمینه دستیابی به تکنولوژی خودروهای با سوخت گاز طبیعی هم مزیت بسیار بالایی داریم. برای تحقق این امر در حال ایجاد یک پژوهشکده مشترک با دانشگاه صنعتی شریف هستیم.

 

س: به نظر شما یک کارآفرین چه ویژگی های مهمی دارد ؟ و آیا این ویژگی ها رفتاری، مدیریتی و یا سیستمی می باشد؟

کار آفرینی در ایران تفاوت بسیار با محیط های دیگر دارد. کار آفرینی تازه دارد اهمیت خودش را پیدا می کند. یک فرد کارآفرین زمانی که وارد محیط کار شود برای اینکه کارش مؤثر باشد باید یک مرحله رشد مستمر یادگیری و درک داشته باشد  و باید یک سیستم را از مراحل پایین طی کرده و تاانتها برود، به دلیل اینکه کار آفرینی یک مرحله، کارآفرین باید صبر داشته باشد، زیرا کار آفرین یک فرد خلاق است و خلاق یعنی؛ حساسیت بالا نسبت به محیط، و محیط ما عوامل زیادی دارد که باعث سرکوب انگیزه  کارآفرینی می شود و اصولا کار آفرینی یک محیط حامی می خواهد. که معمولا محیط حامی موقتی هست در این صورت مدیر کار آفرین اگر بخواهد کار بزرگی انجام دهد به دلیل اینکه محیط ما محیطی حامی نیست بنابراین مدیر کار آفرین باید توان این را داشته باشد که در محیط نفوذ کند و محیط را تغییر بدهد. در کشورهای دیگر برای کار آفرینی محیط به گونه ای آماده شده است که کارآفرینی در آنها به صورت سیستماتیک انجام می شود. به بیان دیگر کشورهای دیگر از این نظر از ما پیشرفته تر هستند. از افراد خلاق به صورت بهینه استفاده می‌کنند. یکی از دلایلی که ما این سیستم را نداریم این است که اغلب کارآفرینان ما در وسط راه دچار یأس و ناامیدی می شوند و به آن سیستم نمی رسیم.

 

س: لطفاً نظر خود را در ارتباط با کمکهایی که دانشگاه برای ارتقاء کیفیت خودرو می تواند بکند بیان کنید؟

هم اکنون خودرویی داریم که از کیفیت آن همه راضی نیستند. برای ارتقاء کیفیت باید قطعات کیفی و سیستم های تولیدی کیفی داشته باشیم در مورد قطعات عمده آنها توسط بخش خصوصی تولید می شود دانشگاه می تواند به عنوان کارآفرین به مواردی که باعث ارتقاء کیفیت سازندگان بخش خصوصی می شود به آنها کمک کند از جمله: عدم تسلط سازندگان بر مواد، عدم تسلط آنها بر فرآیندهای ساخت، عدم تسلط بر فرآیندهای کیفی و... از طرفی سازندگان باید قابلیت طراحی داشته باشند و دانشگاه می تواند در زمینه ی ایجاد هسته ای R&D به آنها کمک کند. همه اینها می تواند در قالب شرکتهای دانشجویی باشد که باعث ایجاد هسته های تخصصی در آینده نیز می‌شود.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:51 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای دکتر سمیع‌زاده

س: آقای دکتر لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد چگونگی تأسیس شرکت توضیح فرمایید؟

من رضا سمیع زاده متولد سال 1339 هستم و در دبیرستان جاویدان تهران تحصیل کردم، زمان انقلاب به دانشگاه صنعتی شریف راه پیدا کردم. تا سال 62 که بدلیل انقلاب فرهنگی دانشگاهها تعطیل بود من در جهاد دانشگاهی صنعتی شریف مشغول به کار بودم در این دوران با دوستان زیادی آشنا شدم مانند آقای دکتر طباطبایی که در حال حاضر رئیس جهاد دانشگاه صنعتی شریف هستند. بعد از مدتی به جهاد سازندگی لرستان رفتم و مدتی در آنجا بودم پس از آن عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد شدم و همزمان در سازمانهای مختلفی مشغول به کار گردیدم مانند شهرداری و مرکز کنترل ترافیک تهران که در این مرکز طراحی‌های سیستمی انجام دادم و مدیر پروژه‌ سیستم بودم. بعد از مدتی که در مرکز کنترل ترافیک بودم به شرکت دسکو رفتم که شرکتی مانند ساپکو می‌باشد در شرکت دسکو پروژه های بسیاری را انجام دادیم که شامل شناسایی زنجیره تأمین شرکت و تدوین روشهایی برای بهبود زنجیره تأمین ، و بالا بردن توانایی شرکت دسکو که باعث شد تغذیه خطوط پارس خودرو بعهده این شرکت واگذار گردد این کار باعث حذف برخی انبارهای پارس خودرو که موازی انبارهای دسکو بود گردید و باعث کاهش هزینه های انبارش و جابجایی برای پارس خودرو گردید در تغذیه خطوط پارس خودرو از روش کانبان استفاده شد و به همین جهت از انبارش بیش از نیاز قطعات پای خط جلوگیری بعمل آمد. همچنین یکی دیگر از فعالیتهایی که در دسکو انجام شد کنترل عملیات بود که تمام فعالیتهای شرکت را از مرحله دریافت سفارش تا مرحله تحویل کالا را دربر می گرفت و در این فعالیت کلیه کارهای برنامه ریزی ، کنترل و نظارت و تصحیحات انجام می پذیرفت و اما پس از اینکه شرکت سایپا، پارس خودرو را خرید و مقدمات ادغام دو شرکت موازی سازه گستر و دسکو فراهم شد شرکت را ترک کردم و به پیشنهاد آقای مهندس نقیب که مدیر عامل شرکت داروگر هستند به آن شرکت رفتم و حدود دو سال در آنجا بعنوان مدیر کارخانه ، معاون تولید ، معاون فروش و بازاریابی و نماینده مدیریت مشغول بکار بودم. در آن دو سال از عمده فعالیتهایی که انجام شد میتوان به تغییرات اساسی محیط کارخانه و تغییر روشهای فروش و تهیه یک سیستم فروش کارآمد اشاره کرد که باعث گردش سریعتر کالای تولید شده و کاهش حجم موجودی انبارها گردید در سیستم فروش جدید داروگر با استفاده از بارکد دریافت سفارش از فروشگاهها به راحتی انجام پذیرفت و با توجه به انتقال این اطلاعات به سیستم فروش و ارتباط سیستم فروش و سایر سیستمهای شرکت، برنامه ریزی برای تولید و تأمین متناسب با میزان سفارشات انجام شود به هر صورت با توجه به هماهنگیهای من و آقای مهندس نقیب شاید در حال حاضر این شرکت یکی از پیشرفته ترین شرکتها در این زمینه میباشد. پس از آن عضویت هیأت مدیره و مدیر عاملی شرکت گسترش انفورماتیک ایران را پذیرفتم. شرکت آن زمان در لیست فروش بود ، از طرف سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران مقرر شد که شرکت سرشاخه توسعه‌ تکنولوژی IT از طریق بخش خصوصی شود. اولین قدمی که در گسترش انفورماتیک انجام دادیم تغییر ساختار شرکت و تبدیل آن به صورت فرآیندی بود بصورتی که درحال حاضر در ساختار شرکت مثلاً معاونت بازرگانی وجود ندارد بلکه امور خرید و فروش هر فعالیت در همان واحد اتفاق می افتد و واحدها بصورت SBU (Strategic Business Unit) شده اند در سال 81 که مسئولیت شرکت را پذیرفتم این شرکت فعالیتهای محدودی فقط در زمینه فروش سخت افزار داشت اما در حال حاضر شرکت در زمینه های متنوعی فعالیت دارد و بعنوان یکGC (General Contractor)در زمینه IT در حال فعالیت است و این حاصل پروژه های مختلفی بود که در شرکت انجام پذیرفته است. در زمان پذیرش مسئولیت شرک مطرح می شد که گسترش انفورماتیک سرشاخه سخت افزاری سازمان گسترش است اما بیان کردیم که چیزی بعنوان سخت افزار به تنهایی وجود ندارد بلکه فقط سرویس می‌تواند انجام پذیرد. به همین لحاظ فعالیت در زمینه نرم افزار، شبکه و آموزش نیز رونق داده شد و فعالیتها در این زمینه ها نیز بصورت واقعی شروع شد و در این راستا اولین پروژه را با کشور هندوستان شروع کردیم و در طول 6 ماه یک SMEرا با هندی‌ها در قشم تأسیس کردیم شرکتی به نام ITMT با گروه HTMTکه در زمینه ارائه سیستمهای نرم افزاری یکپارچه فعالیت می کند و شاید من اولین فردی بودم که هنوز فرآیندهای سازمان شکل نگرفته بود که شرکت را تأسیس کردم. هدف ما این نیست که مدیریت SME ها را بدست آوریم به دلیل اینکه شرکت دولتی هستیم و نمی‌خواهیم دولت را بزرگ کنیم بلکه بخش خصوصی را می‌خواهیم رشد دهیم. در حال حاضر هیأت مدیره شرکت ITMTمتشکل از 3 ایرانی و 4 هندی می‌باشد در ماه یک بار در ایران و سالی دو مرتبه در هند جلسه برگزار می‌شود. زمانی که مسئولیت گسترش انفورماتیک ایران را پذیرفتم شرکت 68 نفر پرسنل داشت در حال حاضر شرکت بیش از 250 نفر پرسنل دارد و تعداد بی شماری پروژه های بسیار بزرگ را اجرا کرده و در دست اجرا دارد. از جمله در مناقصه بزرگترین پروژه بانکی کشور موفق بودیم و در واقع این اولین پروژه‌ای بود که در آن سرویس خواهیم فروخت در این پروژه ATM های بانک صنعت و معدن بعنوان شعبات بانک در سرتاسر ایران گسترش خواهندیافت.

تاکنون حدود 7 شرکت اقماری (SME) تأسیس کردیم و هدف ما از تأسیساین شرکتها توسعه ICT درکشور از طریق همکاری با بخش خصوصی و رشد این بخش بوده است .

پروژه دیگری که در این مدت انجام شد ساخت کامپیوتر ملی (کلونایزر) می باشد که با همکاری بخش خصوصی انجام شد و شرکتی با نام شگرف نیز تأسیس گردید. ساخت این کامپیوتر بیش از دو سال طول کشید و برای تولید آن نیز کارخانه ای در شیراز تأسیس شد که ظرفیت تولید آن 20000  دستگاه است . از دیگر پروژه های این شرکت می توان به تأسیس شرکتی جهت ارائه اینترنت پرسرعت (ADSL)نام برد که با همکاری شرکتی از سنگاپور انجام گرفته و جزء سه شرکت موفق در زمینه ارائه خدمات اینترنت پرسرعت است که برای راه اندازی این شرکت از مدل تجاری خاصی استفاده شده است. این شرکت ارائه کننده خطوط دیتا می باشد. پروژه دیگر این شرکت ساخت ابزاری برای اتصال به اینترنت بدون نیاز به کامپیوتر است که در این زمینه با همکاری دانشگاه شریف و بخش خصوصی نمونه اولیه تهیه شده و مراحل صنعتی شدن نیز پیگیری می شود.

شرکت دیگری به نام شرکت گسترش سامانه های حفاظتی هوشمند آسیا داریم که محصولات آن مانند دوربین‌های مدار بسته و سرعت‌ سنج و سیستمهای کنترل حمل و نقل شهری می‌باشد.

فعالیت دیگری هم که انجام دادیم تأسیس بخش آموزش در شرکت است. شرکت یک دانشکده جامع علمی کاربردی دارد، زمانی که من به شرکت آمدم حدود 300 دانشجو فوق‌دیپلم داشت که در حال حاضر بیش از 600 دانشجو فوق‌دیپلم دارد و ما اولین شرکتی هستیم که مجوز لیسانس از دانشگاه جامع علمی کاربردی کسب کردیم دانشجویان لیسانس IT را از طریق کنکور سراسری جذب می کنیم و فکر می‌کنم 150 دانشجو لیسانس داریم و در حال حاضر دانشکده‌ی بزرگی داریم.

کار دیگری که راه‌اندازی کردیم آموزش international بود، این کار را با هندی‌‌ها شروع کردیم و در حال حاضر 1500 دانش‌پژوه دارد. در این مرکز دانش پژوهان 3 سال درس می‌خوانند و یک سال به استرالیا و یا هند می‌روند و لیسانس IT را دریافت می‌کنند، جزء برنامه بود که این یک سال حذف شود و در همین مرکز واحدها را بگذرانند اما صورت نگرفت . حاصل همه فعالیتهایی که در مدت این چهار سال اتفاق افتاده است این است که میزان فروش بیش از 4 برابر شده و شرکت قابلیت انجام دادن پروژه های بزرگ ICT را در کشور کسب کرده و تبدیل به شرکتی یاد گیرنده شده است که از همکاری با شرکتهای داخلی و خارجی در حال یادگیری است و سعی در انتقال دانش فنی دارد.

 

س: رمز موفقیت خود را چه می‌دانید و خلاقانه‌ترین ایده‌ای که باعث تحول شرکت شده چیست؟

 

من فکر می کنم مهمترین چیزی که یک مدیر باید داشته باشد جسارت می‌باشد، دومین مورد سلامتی مالی است و یک مدیر باید سلامتی مالی مجموعه را حفظ کند و نقطه‌ ضعف مالی نداشته باشد. سومین مورد خلاقیت می‌باشد و شما باید در ذهن مدل داشته باشید.

 

س: آقای دکتر در تقسیم‌بندی‌هایی که در زمینه کارآفرینی داریم سه دسته کارآفرین را می‌توان تعریف کرد: دسته اول کارآفرینانی هستند که در حوزه سیاست‌گذاری تحول ایجاد می‌کنند در سیاست‌گذاری کلان با توجه به قوانینی که وضع می‌کنند، می‌توانند باعث ایجاد زمینه‌های کارآفرینی شوند، دسته دوم کارآفرینان درون سازمانی هستند که در داخل یک سازمان مشخص با توجه به اختیاراتی که دارند تحولاتی را ایجاد می کنند که باعث رشد و شکوفایی آن سازمان می‌شود، دسته سوم کارآفرینان SME ها هستند کارآفرینان کوچک و متوسط اینها دسته‌ای هستند که کارشان را از صفر سرمایه گذاری می کنند با توجه به تعاریف شما جزء دسته سوم هستید. به نظر شما یک کارآفرین باید دارای چه خصوصیاتی باشد تا در زمینه‌ کار خود موفق باشد و تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست؟

 من مدیر حرفه‌ای هستم و در این شرکت سهام ندارم شاید یکی از رمزهای موفقیت ما این بود که من مالک شرکت نبودم و به دلیل اینکه مدیر حرفه‌ای هستم می‌توانم کارهای زیادی انجام دهم که اگر مالک بودم نمی‌توانستم فکر ‌کنم باید نام این را حرفه‌ای گری بگذاریم مدیران حرفه‌ای می‌توانند با توسعه کارها کارآفرین باشند.

 

س: لطفاً در مورد ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه صحبت کنید؟

حفظ ارتباط صنعت با دانشگاه بستگی به صنعت دارد، صنعت ما مستقل نیست بلکه وابسته می‌باشد. صنعت وابسته علم را از جایی که آن تولید می‌شود می‌آورد یعنی از دانشگاه ما نمی‌گیرند بلکه از دانشگاه‌های بیرون می‌آورد به دلیل اینکه دانشگاه ما عمدتاً افراد را تربیت می‌کند و علم را توزیع می کند، در صورتی که در سطح دنیا دانشگاه‌ها برای پشتیبانی از صنعت ایجاد شدند اگر دانشگاه به طور ذاتی چیزی را تبدیل به Business نکند ارزش ذاتی ندارد. نکته آن است اگر بخش خصوصی چرخ صنعتی را بچرخاند صنعت دانشگاه را به خدمت خود می‌گیرد اما به دلیل اینکه دولت بزرگترین مالک صنعتی ایران است دانشگاه‌ها جدا از صنعت زندگی می‌کنند، دانشگاه خود را در ماورای صنعت می‌داند نه در خدمت صنعت به این ترتیب به نظر من اصولاً چیزی به نام ارتباط صنعت با دانشگاه به مفهوم جدی وجود خارجی ندارد، در این وضعیت راه حل  خصوصی‌سازی صنعت و دانشگاه است. به اعتقاد من بسیاری از حرکات ما کاریکاتوری از غرب است، این هم (ارتباط صنعت و دانشگاه) یک کاریکاتوری از غرب است به این دلیل شکل نمی‌گیرد.

 

س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می رسد تا گروه‌های دانشجویی که در زمینه کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته سوم تیمی که بینا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

اگر در جایی دیگر از دنیا این کار انجام شده و موفق بوده شما هم این کار را شروع کنید به دلیل اینکه احتمال موفقیت آن بیشتر است مراقب باشید حالت کاریکاتور نداشته باشد.

به نظر من در این روشها به دنبال خلاقیت پایه‌ای نباشید زیرا که فاکتورهای درگیر در موضوع زیاد بوده و مهمترین کار ایرانیزه کردن روشهاست نه خلق روشهای کاملاً جدید.

 با وجود تمام مشکلات چاره‌ای جز این نداریم که کشورمان را خودمان بسازیم و توصیه من به دانشجویان این است که از روشهای موفقی که در دنیا تجربه شده است استفاده بیشتری کنند.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:49 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای دکتر قاسم‌زاده

س: آقای دکتر لطفاً در مورد سوابق تحصیلی خود توضیح دهید؟

من در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف لیسانس گرفتم و پس از اخذ فوق لیسانس در همین رشته از دانشگاه تربیت مدرس به کانادا رفتم و دکترایم را در رشته سیستم­های اطلاعاتی و مدیریت(MS/IS) از دانشگاه مک مستر گرفته و بعد از آن یک سال برای تحقیق در مقطع دکتری در همانجا بودم و همزمان در دانشگاه مزبور در حوزه سیستم­های اطلاعاتی تدریس می‌کردم. در سال 77 به ایران برگشتم و از همان اول چند هدف را در برنامه اصلی کار خودم قرار دادم یکی ایجاد یک شرکت خصوصی بشکل اصولی و براساس مدلهای علمی روز به دلیل اینکه اعتقاد دارم بخش خصوصی پرچم­دار توسعه در کشور می­باشد و در ایران متاسفانه بویژه در بخش تولید این بخش بسیار ضعیف است و همان تعداد محدودی هم که وجود دارند براساس مدل سنتی یعنی مدل ایجاد کسب و کار توسط پدر و انتقال آن به فرزندان کار می­کنند و مدلهای روز که در آن کسب و کار توسط گروهی کارآفرین ایجاد و پس از راه­اندازی، شرکت به بورس برده شده و در اختیار عموم مردم قرار می­گیرد وجود ندارد و لذا علاقمند بودم این مدل را به عنوان الگوی موفق در ایران پیاده سازی نمایم. هدف دوم من کمک به شناساندن و توسعه اینترنت و تجارت الکترونیک در کشور بود که در آن زمان بسیار ناشناخته بود هر چند که هنوز هم خیلی شناخته شده نیست و لذا براساس این دو هدف شرکت افرانت را با کمک همسرم که ایشان نیز مدرک MBA خود را از مک مستر گرفته بود و نیز تنی چند از دوستان تاسیس کردیم که تاکنون علیرغم تمام مشکلات موجود در حوزه IT با موفقیت و یک آهنگ رشد منطقی به کارخود ادامه می­دهد. هدف سوم من کمک به ایجاد دانشکده مدیریت در دانشگاه صنعتی شریف در حد توان خود و تدریس در آن بود که هم­اکنون به آن مشغولم.

 

س: باتوجه به استاندارد بین­المللی کسی که در سه دانشگاه تحصیل می­کند در واقع مزیتی محسوب می­شود که تاثیرات مثبتی را دارد و در فضای مختلف بودن و این خیلی مفید است، نظر شما چیست؟

همین طور است، نه تنها تنوع دانشگاههائی که در آنها درس می­خوانید خوب است، بلکه وجود فاصله بین مقاطع تحصیلی و انجام کار اجرائی بین آنها هم خیلی به درک و فهم مطالب در کلاس درس در دوران دانشجوئی کمک می­کند. در مورد خود من بین لیسانس و فوق­لیسانس حدود 7 سال و بین  فوق­لیسانس و دکتری حدود 3 سال فاصله افتاد و این باعث شد وقتی در کلاسهای درسی در این مقاطع می­نشستم برخلاف دوره لیسانس میدانستم دنبال چه چیزی هستم در نتیجه معمولاً با دست پر از کلاس برمی­گشتم. اهمیت داشتن تجربه کاری قبل از ورود به دوره فوق­لیسانس و دکترا بویژه در رشته مدیریت بدلیل ماهیت آن از اهمیت ویژه­ای برخورددار است و به همین دلیل و همگام با سایر کشورها در دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه شریف نیز ما بتدریج سابقه­کاری را مبنای گزینش قرار دادیم بطوریکه امسال برای نوبت دومی­ها سه سال سابقه کاری به عنوان شرط ورود به دوره MBAدر نظر گرفته شد. البته باید توجه داشت که انداختن فاصله بین مقاطع تحصیلی در کنار محاسنی که دارد مخاطراتی هم دارد که مهمترین آن درگیر شدن فرد در کارهای اجرائی و احتمال انصراف وی از ادامه تحصیل است که کسانی که علاقه جدی به ادامه تحصیل دارند باید آن را در نظر داشته باشند.

 

س: آقای دکتر قاسم زاده ، فلسفه­ی نام شرکت و ماموریت اصلی آن چیست؟

ایده شرکت افرانت در واقع زمانی به ذهن من آمد که هنوز در کانادا بودم و این شرکت را در ابتدا در همانجا به ثبت رساندم و علت انتخاب نام افرانت این بود که افرا درخت معروفی است که بسیار زیاد در آن کشور وجود دارد و با توجه به سادگی و کوتاهی این نام و عدم وجود حروف نامانوس و غیر قابل تلفظ برای خارجیها "مثل ق و خ" در آن که بدلیل نام فامیلی خود آن را تجربه کرده بودم این نام را برای شرکت انتخاب کردیم.  البته این دلیل اول بود ، دلیل دوم و شاید مهمتر آن این بود که نام افرانت با نام اولین شبکه اینترنتی دنیا یعنی آرپانت ARPANETشبیه بود و فکر کردیم این تشابه می­تواند در معرفی ماموریت افرانت و نیز به خاطر سپاری و یاد آوری نام آن کمک زیادی ­کند که همینطور هم شد . ماموریت اصلی شرکت هم همانطور که گفتم کمک به پیاده­سازی و توسعه اینترنت و تجارت الکترونیکی در کشور و نیز ایجاد مدلی موفق براساس اصول علمی و رایج در جهان بود، همانطور که میدانید تمام ICPها که امروز قریب 30 تا هستند و اکثرISPها که امروز حدود 1000 شرکت هستند کار خود را بعد از ما و با الهام­گیری از افرانت که در راه توسعه اینترنت آن هم در بخش خصوصی نقش خط شکن را در کشور ایفاد کرده بود آغاز کردند. ما در افرانت همواره سعی و تلاشمان بر شکستن مرزهای صنعت و دانش و به پیش بردن این مرزها بوده و راه­اندازی اولین روزنامه On-line کشور، راه­اندازی سایت اعلام نتایج کنکور با یک میلیون مراجعه در روز از طریق وب، email و SMSکه هر کدام در زمان خود اقدامی جدید و نوظهور بوده و اخیراً معرفی سرویس تلفن آسان و اینترنت آسان که در آن کاربران بدون استفاده از کارت و رمز عبور از سرویس استفاده نموده و پول آن را بعداً با قبض تلفن پرداخت می­کنند تنها نمونه­هائی از فعالیتهای پیشتازانه افرانت در حوزه IT کشور است.

 

س: آیا این یک روش رقابتی و ایده ا­ی موفق است؟

ما احساس می­کنیم دلیل اینکه بسیاری از شرکتهایIT موفق نیستند این است که یک عده عمدتاً با افراد لیسانس فنی شرکتی را ایجاد میکنند بدون آنکه از اصول اولیه مدیریت و سازمان علم و اطلاعی داشته باشند. کسانی که می­خواهند وارد کسب و کار شوند باید متوجه باشند که علاوه بر مسائل فنی و بلکه مهمتر از آن فهم و درک کسب و کاری که در آن می­خواهند فعالیت کنند و نحوه اداره آن می­باشد که در دانشکده­های مدیریت تدریس می­شوند. برای ایجاد کسب و کار جدید شما اول باید مدل کسب و کار (Business Model) خوبی داشته باشید. امروز در دنیا جنگ بین محصولات نیست بلکه بین مدلهای کسب و کاری است. یاهو و گوگل هر دو یک محصول یعنی موتور جستجو را ارائه می­دهند ولی گوگل چون مدل کسب و کار بهتری دارد علیرغم اینکه هزارمین موتور جستجو است که به بازار ارائه شده عمده سهم بازار را از دست یاهو که اولین است و نیز سایرین می­گیرد. مدل کسب و کار جوهره کار است که اگر درست طراحی شود شانس موفقیت را افزایش می­دهد ولی اگر درست طراحی نشود احتمال شکست قطعی است.طرح تجاری (Business Plan) هم بیان کمی مدل کسب و کاری است. برای ایجاد و اداره شرکت کارآفرینان علاوه بر مطالب فوق حداقل با علوم بازاریابی و فروش، حسابداری در سطح مدیران و نیز حقوق تجارت آشنا باشند تا ضمن اداره اصولی شرکت شانس موفقیت خود را افزایش دهند. در کشورهای خارجی کارآفرین را سرمایه­ی ملی می­دانند و ما هم به نوبه خود باید از این سرمایه مهم ملی حمایت و حفاظت کنیم. سرمایه ملی کشور نفت و ذخائر زیرزمینی نیست. مهمترین سرمایه ملی هر کشور انسانهای آن است که اگر درست مدیریت شوند بدون نفت هم موفق می­شویم و اگر نشوند با نفت هم به جائی نمی­رسیم. کارآفرینان در زمره مهمترین منابع انسانی در یک جامعه هستند که باید در عمل و نه در تیتر روزنامه­ها و مصاحبه­ها مورد حمایت قرار بگیرند. امروز اگر در ایران چک صادر شده توسط کارآفرینی بهر دلیل برگشت بخورد وی از نظر قانونی فرقی با کلاهبردار ندارد و بالطبع سر از زندان در می­آورد.  ولی در غرب چون واقعاً کارآفرین را سرمایه ملی میدانند و شکست وی را لطمه به کشور قلمداد میکنند در مواردی که صنایع بهر دلیل دچار مشکل مالی می­شوند ایشان را تحت پوشش قانونی برای مدت مشخصی قرار می­دهند که در این فاصله طلبکارها از جمله پرسنل شرکت دیگر کاری با کارآفرین ندارند و وی فرصت پیدا می­کندبه رفع مشکلات بپردازد. در این مدت اگر وی توانست با تغییر استراکچر مالی شرکت هزینه­ها را کاهش می­دهد دوباره به کسب و کار برمی­گردد و اگر نتوانست اموال شرکت حراج و مطالبات طلبکاران از محل آن پرداخت می­شود. البته معمولاً با استفاده از این فرصت غالباً امکان بازگشت کارآفرین به کسب و کار فراهم می­گردد و منافع این نوع برخورد اصولی از سوی دولت نه تنها به کارآفرین بلکه به خود دولت و جامعه برمی­گردد و این گونه اقدامات موجب دلگرمی کارآفرینان و کاهش ریسک آن و پیوستن جمع بیشتری به فعالیت­های کارآفرینانه می­گردد.

 

س: آیا پس از موفقیت به حمایت دولت نیاز ندارد؟

کارآفرینان امروز و صاحبان صنایع آینده همیشه به حمایت دولت اعم از مادی و معنوی نیاز دارند و دولت نیز برای توسعه، ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی و مطرح شدن در سطح بین­المللی به ایشان نیاز دارد که متاسفانه این امر ساده ولی مهم در کشورهای توسعه نیافته از جمله ایران براحتی درک نمی­شود و نتیجه آن هم همان چیزی است که می­بینید. در حالیکه کشورهایی که به جذب افراد از طریق اعطای مهاجرت به اشخاص از طریق کشورهای دیگر می­پردازند همیشه کارآفرینان را در اولویت جذب نیروی انسانی خود قرار داده و سعی بر خدمت و نگهدای از این سرمایه­های ملی در کشور خود دارند.

 

س: طلبکارها را که دولت پول آنها را داد بعد از آن چه اتفاقی می­افتد؟

دولت پول طلبکارها را نمی­دهد، بلکه بجای برخورد با کارآفرین در اولین نابسامانی مالی (که می­تواند منجر به برگشت خوردن چکهای وی می­شود) با باز کردن چتر حمایتی برروی وی به او فرصت می­دهد تا با تغییر ساختار هزینه­ها و کاهش آنها و اعمال اصلاحات لازم در شرکت ضمن بازگشت مجدد به صحنه کسب و کار بتوانند مطالبات طلبکاران را پرداخت کرده و از این رهگذر بیشتری به خیل بیکاران کشور اضافه نگردد.

 

س: مدل کسب و کار شما در افرانت چیست ؟

ما در افرانت در حوزه اینترنت سه مدل کسب و کار اصلی داریم:  یکی اینترنت پرسرعت، یکی اینترنت Dial up و یکی Voice. اینترنت Dial up که بدلیل محدودیت خطوط تلفن، نبودE1  و عدم عزم جدی ما برای ارائه این نوع سرویس در ابتدا خیلی محدود بود، اینترنت پرسرعت هم که با مصوبه شورا ممنوع شده بود. در Voice هم که منتظر مجوز بودیم. البته مصوبه شورا در اجرا همانطور که پیش بینی می­شد با مشکل مواجه شد و لذا عملاً ما هیچ وقت در درآمد افت نداشتیم ولی با این مصوبه رشد ما را خیلی کند کرد چون سازمانها و شرکتهای دیگر تمایلی به گرفتن سرویس از شرکتهای خصوصی نداشتند ولی الان با توسعه خوبی که در سرویسهای Dial up و Voice داده­ایم نسبت به میانگین بازار رشد چشم­گیری داشته­ایم. همانطور که میدانید بدلیل عدم حمایت جدی دولت و نیز برخی مشکلات داخلی امروز بسیاری از شرکتهای ISP حتی در پرداخت حوق پرسنل خود هم مشکل دارند در حالی که ما این مشکل را از ابتدا تاکنون نداشته­ایم و در طول این سالها شرکت را با یک آهنگ ملایم و منطقی رشد داده و سعی کرده­ایم با متنوع کردن محصولاتمان و به اصطلاح ایجاد پورتفولیو ریسکهایی از قبیل آنچه گفته شد را به حداقل برسانیم. خاطرم هست در سال 1999 یک بانک سوییسی با ما تماس گرفت برای خرید بخشی از سهام افرانت، می­گفتند از طریق سفارت کشورشان با افرانت (که در آن زمان جزء معدود شرکتهای اینترنتی در ایران بود) آشنا شده­اند و بعد هم از طریق وب سایت شرکت اطلاعات بیشتری در مورد آن بدست آورده بود.

این بانک بعداً نماینده­ای به ایران فرستاده و به ما پیشنهاد داد تا در افرانت سرمایه­گذاری کرده و با هم مشترکاً افرانت را وارد بورس NASDAQ در آمریکا کنیم. این پیشنهاد اول از نظر ما غیرممکن به نظر می­رسید چون ایران در تحریم آمریکا قرار داشت و ورود یک شرکت ایرانی به بورس آمریکا غیرعملی بنظر می­رسید؛ ولی جالب این بود که ایشان طرح مشخصی را برای این امر تدوین و طراحی کرده بودند و گام به گام آن را تا مرحله وارد شدن افرانت به بورس برای ما تشریح کردند که در آن زمان برای من خیلی جالب بود. بدنبال این پیشنهاد ما مذاکرات مفصلی با ایشان داشتیم تا به مرحله قیمت­گذاری رسیدیم که این امر مصادف با سقوط قیمت شرکتهای IT در بورس در سال 2000 موسوم به Crash سال 2000 شد و این امر که موجب متوقف شدن این مذاکرات گردید. سه سال بعد یعنی در سال 2002 بانک توسعه اسلامی به نمایندگی صندوق Injazat برای سرمایه­گذاری در صنعت IT وارد ایران شد و ما مذاکراتی را با آنها تا پایان مرحله due deligence (یعنی بررسی دقیق شرکتی که می­خواهند بخرند) انجام دادیم و حتی شرکت قیمت گذاری و توافقات اصولی برای خرید 40% از سهام شرکت توسط ایشان بعمل آمد و بدنبال کسب توافق با بانک توسعه اسلامی طی یک مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خبر این موفقیت به عموم اعلام گردید. نکته حائز اهمیت این بود که بانک مزبور در آن زمان تنها دو شرکت ایرانی را برای سرمایه­گذاری انتخاب کرده بود، افرانت از بین شرکتهای اینترنتی و یک شرکت دیگر از بین شرکتهای نرم افزاری بقیه شرکتهای متقاضی را هم رد کرده بودند چون استنباط آنها این بود که اولاً در آن شرکتها مدیریت در دست افراد فنی است که با مسائل مدیریت و سازمانی آشنایی ندارند و ثانیاً فکر می­کردند دفاتر آنها از شفافیت کافی برخوردار نیست. شاید اولین و مهمترین دلایل بانک توسعه اسلامی در انتخاب افرانت برای سرمایه­گذاری وجود شفافیت در حسابهای ما بود علیرغم اینکه بسیاری از شرکتها در ایران دو دفتره هستند و بعضاً دلایل قابل توجهی نیز برای اینکار خود دارند. ولی ما علیرغم علم به این مشکلات از ابتدا ترجیح داده بودیم هزینه این مشکلات را بپردازیم ولی با توجه به برنامه آینده خود برای ورود به بورس یک دفتره عمل کنیم. دومین دلیل انتخاب ما وجود رویه­های مدون سازمانی برای اداره شرکت و عدم وابستگی آن به افراد برای رشد و توسعه است. به عنوان نمونه شرکت ما اولین شرکت در حوزه IT بود که گواهینامه کیفیت ISO را از RWTUV آلمان دریافت کرد. بنابراین وقتی آنها این عوامل سازمانی و نیز نیروهای انسانی کارآمد با تحصیلات دانشگاهی بالا را که عمدتاً اساتید یا فارغ­التحصیلان و یا دانشجویان دانشگاه شریف و یا سایر دانشگاههای خوب هستند دیدند تصمیمشان برای سرمایه­گذاری در افرانت جدی­تر شد.

به هر حال این توافقات با بانک توسعه اسلامی انجام شد ولی در مرحله آخر یعنی در مرحله امضای موافقتنامه حمله آمریکا به عراق اتفاق افتاد و این موضوع سرمایه گذاری در ایران توسط بانک توسعه اسلامی را به حالت تعلیق درآورد که بعداً سازمان گسترش و نوسازی که تصمیم به سرمایه­گذاری در حوزه IT گرفته بود و در جریان مذاکرات ما با بانک توسعه قرار داشت وارد مذاکره شده و پس از حدود یکسال مذاکره نهایتاً سازمان گسترش بعنوان سهامدار وارد شرکت افرانت شد که این امر کمک زیادی به تقویت شرکت از نظر مالی و سازمانی نموده و با توجه به تجارب خوبی که این سازمان در وارد کردن شرکتهای تابعه­اش به بورس دارد شرکت را در موقعیت بسیار مناسبتری برای ورود به بورس قرار داد.

 

س: لطفاً در مورد برنامه افرانت برای ورود به بورس و اینکه اصولاً چرا به دنبال ورود به بورس هستید صحبت کنید.

همانطور که اول مصاحبه هم گفتم یکی از اهداف اصلی من راه اندازی یک کسب و کار جدید در ایران مبتنی بر مدلهای رایج جهان بجای مدلهای سنتی است که براساس آن کارآفرینان صنایع را ایجاد و در نهایت وارد بورس کرده و ضمن کسب سود از این محل امکانات مشارکت عمومی در امر توسعه را فراهم می­کنند.

بهرحال صرف نظر از مشکلات مقطعی، هدف اصلی ما از روز اول ورود افرانت به بورس بوده است چون با این کار مردم سهامدار افرانت می­شوند و شرکت عام المنفعه می­شود و دولت مجبور می­شود در برخورد با ما بعنوان یک شرکت بورسی که سهامدار آن هزار نفر از مردم هستند سنجیده­تر عمل کند. حسن دیگر ورود به بورس اینست که شرکت قوام سازمانی و مالی پیدا می­کند. همچنین با ورود به بورس و تبدیل شرکت به سهامی عام ما می­توانیم کارکنان شرکت را در سهام آن شریک کنیم. ما چند سال است که موضوع ورود به بورس را خیلی جدی پیگیری می­کنیم و شرایط ورود به آن که به عنوان مثال سوددهی و داشتن صورتهای مالی حسابرسی شده توسط حسابرس مورد تایید بورس و غیره است را در خود ایجاد نموده­ایم و قبلاً تصمیم داشتیم امسال وارد بورس شویم ولی بدلیل شرایطی که از سال قبل در بورس پیش آمد و منجر به کاهش شدید شاخص بورس تهران گردید تعمداً آهنگ این حرکت را کند کردیم و فعلاً برای انجام آن عجله­ای هم نداریم. ما طبق برنامه­مان تصمیم داریم اگر بورس تا پایان 85 از این حالت بحرانی که فعلاً در آن قرار دارد خارج شود افرانت را در سال 86 به امید خدا وارد بورس کنیم.

فکر می­کنم مناسب باشد در اینجا در مورد محاسن و معایب ورود به بورس بویژه برای شرکتهای IT که مدیران و مالکین آنها کمتر با این مسائل آشنا هستند کمی صحبت کنم. اول این را بگویم که برآیند محاسن و معایب اینکار اصولاً مثبت است و به همین دلیل است که طی چندین دهه گذشته شرکتهای دنیا از مدل شرکت­داری سنتی که انتقال مالکیت و مدیریت شرکت از پسر به پدر بوده تغییر یافته و به مدل ایجاد شرکت، ورود به بورس و خروج (بصورت فروش بخشی از سهام و یا خروج کامل) پس از 3 تا 5 سال تبدیل شده است. اول معایب ورود به بورس را می­گویم. مهمترین عیب ورود به بورس این است که درصد سهام شما به عنوان بنیانگذار و در نتیجه میزان کنترل شما بر شرکت کم می­شود البته درعوض ارزش هر سهم شرکت بیشتر میشود. عیب دیگر آن این است که کلیه مردم از جمله رقبای شرکت شما در جریان تمام مسائل داخلی شما قرار می­گیرند چون آنها هم میتوانند سهام شما را از بورس خریداری و با حضور در مجموع عمومی در جریان اطلاعات محرمانه شما قرار گیرند و اتفاقاً یکی از دلایلی که برخی از شرکتها در ایران تمایلی به ورود به بورس ندارند همین است. عیب دیگر ورود به بورس تمرکز مدیران شرکت از مسائل فنی و R&D که بویژه در سالهای اول عمر شرکت بسیار ضروری است به مسائل مالی تغییر می­کند زیرا باید پاسخگوی سهامداران و خواست ایشان برای دریافت سود باشد و لذا بعضاً مجبور می­شوند برای راضی نگهداشتن سهامداران سود شرکت را بجای صرف نمودن در امور توسعه­ای بصورت سود سهام میان سهامداران توزیع کنند تا آنها را راضی نگهدارند.

علیرغم معایب فوق و سایر معایبی که ورود یک شرکت به بورس دارد محسنات این حرکت بقدری زیاد است که تمام شرکتهای غربی اوج موفقیت خود را ورودبه بازار سهام که اصطلاحاً (Initial Public Offering) IPO خوانده می­شود  می­دانند و تمام تلاش خود را صرف آن می­کنند. ببینیم این محاسن چیست که همه دنبال آن هستند. اولین حسن ورود به بورس امکان جذب منابع مالی از سهامداران از طریق افزایش سرمایه است و مدیران در صورتی که بتوانند در مجمع عمومی سهامداران را در مورد افزایش سرمایه متقاعد کنند بجای دریافت وام با بهره بالا از بانک میتوانند از محل افزایش سرمایه توسعه­های مورد نظر را در شرکت انجام دهد. حسن دوم ورود به بورس این است که سرمایه سهامداران قابلیت نقد شوندگی و یا اصطلاحاً Liquidty پیدا می­کند به عبارت دیگر هریک از سهامداران در هر زمان که بخواهد هر مقدار از سهام خود رامی­تواند در بازار خرید و فروش نموده و در صورتی که شخصاً به پول نیاز دارد با فروش بخشی از سهام خود از بازار سرمایه آن را تامین نماید. در حالی که شرکتهایی که در بورس نیستند این مزیت را ندارند و ممکن است شرکتشان ارزش بسیار بیشتری داشته باشد و آنها هم سهام بالایی در آن شرکت داشته باشند ولی مشکل اینست که کسی که حاضر باشد سهام آنها را در زمانی که به پول نیاز دارند بخرد وجود ندارد، حسن سوم ورود به بورس ارتقاء قوام سازمانی و مالی شرکت و ایجاد تصویر مثبت از شرکت در بازار است. حسن چهارم ورود به بورس اینست که حضور نام شرکت در تابلوی بورس و اطلاعات مربوط به بورس که در رسانه­های مختلف ثبت می­شود موجب تبلیغات رایگان نام شرکت و کاهش قابل ملاحظه در هزینه­های بازاریابی شرکت میگردد، حسن دیگر ورود به بورس این است که افرادی که سهام یک شرکت را می­خرند طبعاً تمایل پیدا می­کنند که محصولات همان شرکت را خود سهامدارش هستند خریداری کنند. بهرحال این محاسن و مجموعه محاسن دیگری که ذکر آنها از حوصله این مصاحبه خارج است موجب گردیده که در کشورهای پیشرفته مدل سیستمی کسب و کار، مدل جدیدی که توضیح آن را دادم تبدیل شده و شاخص موفقیت شرکتها ورود آنها به مرحله IPO و شاخص موفقیت شرکتها ورود آنها به مرحله IPO و شاخص موفقیت انتقاد کشورها تعداد شرکتهایی که به مرحله IPO رسیده­اند باشد.

کسانی که با مسائل مدرن مدیریتی آشنا نیستند معمولاً دچار وابستگی عاطفی به شرکت خود می­شوند که این بسیار خطرناک است و در بلند مدت باعث وابستگی ایشان به شرکت و وابستگی شرکت به ایشان می­شود و در نتیجه حتی اگر بعدها بخواهند خروج کنند براحتی نمی­توانند و شرکت که به آنها وابسته شده، بند پای ایشان برای برنامه­های آینده زندگیشان می­شود در حالی که با ورود به بورس ایشان می­توانند آزادانه در مورد برنامه­های آینده خود تصمیم بگیرند. یک نکته دیگر را هم بگویم و آن اینکه اصولاً شرکتی را که در بورس خوب خریداری می­کنند معنایش این است که محصولات آن را مردم خوب می­خرند چون اگر اینطور نبود شرکت سودده نبود و در نتیجه (اصولاً در بورس پذیرفته نمی­شد و بالاخره نکته آخر و شاید مهمترین حسن ورود به بورس اینکه با ورود به بورس ارزش شرکت در قالب صرف سهام معمولاً زیاد می­شود و اصولاً در غرب و بویژه وضعیت IT سود ناشی از مابه التفاوت ارزش سهام شرکت در زمان ورود به بورس با ارزش روز آن (که اصطلاحاً صرف سهام خوانده می­شود) دهها مرتبه بیشتر از سود عملیاتی آن شرکتهاست و شما با مراجعه به سایتهای معروف بورس مانند NYSEیا NASDAQ  و غیره که اطلاعات مالی شرکتهای معروف مثل مایکروسافت، سیسکو، ebay، آمازون و غیره روی آنها قرار دارد میتوانید آن را مشاهده کنید. در بازار بورس خودمان هم هرچند در مقایسه با بورسهای دنیا بسیار کوچک است همین موضوع را مشاهده می­کنید. مثلاً میزان سود عملیاتی بانک پارسیان را اگر با صرف سهام کل آن از ابتدا تاکنون مقایسه کنید متوجه خواهید شد که این موضوع محدود به شرکتهای غربی و یا بورسهای بزرگ و فعال دنیا نیست و حتی در بورس ما هم مصداق دارد. جالب است بدانید که شرکتهای معروفی مثل آمازون در 7 سال اول فعالیت خود مرتباً زیان دهی داشتند ولی در همان دوران میلیاردها دلار سود ناشی از صرف سهام نصیب سهامدارانشان نمودند.

امیدوارم با این توضیحات توانسته باشم علت هدف گذاری افرانت برای ورود به بورس را مشخص کرده باشم و با روشن کردن این محاسن بقیه کارآفرینان نیز ترغیب به آماده سازی شرکتشان برای ورود به بورس شوند چرا که از این رهگذر همه شرکتها، عموم مردم و نهایتاً  اقتصاد کشور بهره­مند خواهند شد.

 

س: ایده­ای در مرکز کارآفرینی داریم تحت عنوان تاسیس شرکتهای دانشجوئی که گروههای فنی را موازی با تحصیل رشته­های خودشان با این مسائل آشنا کنیم نظر شما در مورد آن چیست؟ این ایده را مثبت ارزیابی می­کنید؟

من آن را کاملاً مثبت ارزیابی می­کنم و اعتقاد دارم که یکی از محرکهای اصلی کارآفرینی دانشگاه و دیگری حضور سرمایه گذاران مخاطره­پذیر و یا اصطلاحاٌ (Venture Capitalist) VC بجای بانکها در فرآیند شکل­گیری کسب و کار است. دانشگاه بار علمی می­دهد و نیروهای مورد نیاز را تولید می­کند و VC سرمایه لازم را با قبول ریسک زیان (برخلاف بانکها که همواره خود را با گرفتن وثیقه ملکی، سفته و غیره در حاشیه امن قرارداده و فقط خود را شریک در سود می­دانند و زیان به کارآفرین منتقل می­کنند) در اختیار کارآفرین قرار می­دهد سیستمهای قانونی و ایجاد رویه­های مناسب برای جلوگیری از رو در رویی کارآفرین با بوروکراسی سنگین موجود و بجای آن تمرکز وی بر روی اصل کار را نیز یکی دیگر از پیش شرطهای موفقیت می­دانم.

 

س: آقای دکتر ما می­توانیم از خود کارآفرینان موفق فارغ­التحصیل دانشگاه شروع کنیم؟

  اگر فارغ التحصیلان موفقی که در حوزه سرمایه­گذاری مخاطره پذیر (VC) مشغول به کار شده­اند می­شناسید حتماً بهتر است اول از آنها استفاده شود و در غیر اینصورت از VCهای دیگر استفاده شود. ببینید چون VC  دنبال کسب درآمد است  به کار کارآفرین قالب و ساختار می­دهند و او را مجبور میکند با ذهنیت فروش محور به جای فنی محور و تولید محور به ایجاد کسب و کار بپردازد.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
چکیده
اغلب کشور های در حال توسعه برای رونق دهی به اوضاع اقتصادی، ایجاد اشتغال و دستیابی به رشدو توسعه اقتصادی پایدار با مشکل کمبود منابع سرمایه گذاری روبرو هستند. کمبود در آمد های ارزی ناشی از صادرات و نرخ ناعادلانه مبادله که اغلب به زیان صادر کنندگان کالاها و مواد اولیه خام در حال تغییر است و انبوه جمعیت و مصرف به نسبت بالااز عواملی است که منابع پس انداز قابل تبدیل به سرمایه گذاریهای مولد در این گونه کشور ها را بشدت محدود می سازد .
جبران عقب ماندگی و دستیابی به توسعه پایدار، نیازمند سرمایه گذاری برای بهره جویی از مزیتهای نسبی و تواناییهای بالقوه اقتصادی است. در فرآیند جهانی شدن، سرمایه نیز با سهولت قابل نقل و انتقال است.اما سرمایه گذاران به دنبال کسب سود بیشتر و مکانی امن برای سرمایه گذاری هستند . با اشباع سرمایه گذاری در کشور های پیشرفته صنعتی، نرخ بازده سرمایه گذاری در این کشورها رو به نزول می‌رود و سرمایه گذاران همواره در صدد بهره جویی از فرصتهای با بازده بیشتر هستند .
چنانچه امنیت سرمایه گذاری در کشور های در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار تضمین شده و بستر قانونی لازم فراهم شود، سرمایه گذاران بین المللی میل و رغبت بیشتری برای حضوردراین گونه بازارها خواهند داشت. این امر به کشور های میزبان نیز فرصت بهره گیری از مزیتهای نسبی، رشد اقتصادی، اشتغال زایی و دستیابی به دانش و فناوری روز برای تولید کالاهای رقابتی در عرصه بین‌المللی را می دهد.بنابراین، تسریع در ورود سرمایه گذاری های خارجی، منافع متقابلی را برای کشور های میزبان و سرمایه‌گذاران بین‌المللی بدنبال خواهد داشت.
در این مقاله، سرمایه گذاری خارجی و منافع و تهدیدات بالقوه پیرامون آن مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین، انگیزه های لازم برای سرمایه گذاری خارجی، دلایل مخالفان و طرفداران سرمایه گذاری خارجی، موانع سرمایه گذاری خارجی تشریح شده و درپایان راهکارهای جذب سرمایه گذاری خارجی ارائه می شود.
مقاله حاضر از نوع توصیفی است و ابزار جمع آوری اطلاعات آن به روش کتابخانه ای است. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند مورد استفاده سیاست گذاران مالی واقتصادی، تصمیم گیرندگان بازار سرمایه، سرمایه گذاران داخلی و مدیران شرکتها قرار گیرد.
مقدمه
کمبود سرمایه در مباحث اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه نیافتگی مطرح شده است. به عبارت دیگر، رشد و توسعه اقتصادی بدون انباشت سرمایه امکان پذیر نخواهد بود؛ به گونه ای که بسیاری از متفکران دلیل توسعه نیافتگی بسیاری از کشورها را کمبود در آمد و پس انداز و در نتیجه سرمایه گذاری نا کافی می دانند.
سرمایه می تواند بخش تولید را تحرک ببخشد و باافزایش تولید، موجب رشد تجارت، بهبود سطح زندگی مردم و رشدو توسعه اقتصادی شود . فقدان سرمایه یکی از علل اصلی گرفتار آمدن بسیاری از کشورها در دورباطل فقر و توسعه نیافتگی شناخته شده است و علاوه بر آنکه بیکاری گسترده را بدنبال دارد، موجب عقب ماندگی سطح تولید مالی می شود ودر مرحله بعد به فقر اقتصادی می انجامد . در مباحث مربوط به توسعه اقتصادی، راه حل اصلی فائق آمدن بر مشکل کمبود سرمایه و خروج از دور باطل فقرو توسعه نیافتگی، استفاده کشور های در حال توسعه از سرمایه های انباشته شده در کشور های توسعه یافته عنوان شده است .
به عبارت دیگر،آنچه استفاده از سرمایه گذاری خارجی را بویژه برای کشور های در حال توسعه ضروری می سازد، وجود شکاف میان پس انداز و سرمایه گذاری در این کشور هاست که از یک سو به دلیل ناکافی بودن پس انداز ملی واز سوی دیگر، براثر توسعه نیافتگی بازارهای مالی در کشور‌های مزبور، پدیده عام کمبود سرمایه و گرایش به جذب سرمایه گذاری خارجی را شکل گرفته است.
سرمایه گذاری خارجی معمولادردو قالب سرمایه گذاری خارجی درسبدمالی(
foreign portfolio investment)=(FPI ) وسرمایه گذاری مستقیم خارجی ( FDI=foreign direct investment ) صورت می گیرد.
انواع سرمایه گذاری خارجی
سرمایه گذاری خارجی به تحصیل دارایی شرکتها، موسسات وافرادکشورهای خارجی تعبیر می شود. سرمایه گذاری خارجی به دو صورت قابل تفکیک است:
سرمایه گذاری مستقیم که کشور یا سرمایه گذار خارجی مستقیما و یا با مشارکت سرمایه گذاران داخلی مبادرت به سرمایه گذاری می کند(
FDI ) و سرمایه گذاری غیر مستقیم که معمولا از طریق خرید سهام واوراق قرضه در بورس توسط سرمایه گذاران خارجی صورت می گیرد.( FPI )
صندوق بین المللی پول، سرمایه گذاری مستقیم خارجی رادر شرکتهایی موثر می داند که به نحو موثری توسط افراد یا موسسات خارجی کنترل می شوند . شکل عمومی این سرمایه گذاری عبارت است از سرمایه گذاری در شعبه ها و واحد های تابعه شرکتهای فراملیتی.
تعیین اینکه یک شرکت توسط خارجیان بطور موثری کنترل می شود یا نه،کار چندان ساده ای نیست. از این لحاظ، ضوابطی برای این منظور در نظر گرفته می شود که عبارتنداز:
- مالکیت 50درصد یا بیشتر از سهامی که حق رای دارد توسط خارجیان.
- مالکیت 25 درصد یا بیشتر سهام توسط یک فرد یا بنگاه خارجی.
- حضور گروه های خاص خارجی در هیئت مدیره.
سرمایه گذاری مستقیم می تواند به صورت سرمایه گذاری جدید، سرمایه گذاری مجددازدرآمدها و یاوام از یک شرکت مادر یا شرکت تحت کنترل آن باشد. سرمایه گذاری مستقیم را می توان به کمک این ضابطه که برای کسب منافع پایدارونیز قدرت لازم در مدیریت بنگاه صورت می‌گیرد، از سرمایه گذاری غیر مستقیم باز شناخت.اما خصوصیت بارز این سرمایه‌گذاریها آن است که این سرمایه گذاریهای خارجی صرفا یک سرمایه گذاری نیست، بلکه انتقال تکنولوژی، تجربیات و مهارتهای مربوط به مدیریت و بازاریابی و حضور در بازارهای جهانی را نیز می تواند به همراه داشته باشد که ممکن است اهمیت آن برای کشور پذیرای سرمایه‌گذاری مهمتر از ورود سرمایه صرف باشد .
در سرمایه گذاری مستقیم، کشور یا شرکت سرمایه گذار مسئولیت امور مالی شرکت تولیدی و یا تجاری رادر کشور سرمایه پذیر بر عهده دارد واداره و کنترل شرکت جزء وظایف شرکت سرمایه گذار محسوب می شود .
سرمایه گذاری در سبد مالی(غیر مستقیم) تمام سرمایه گذاریهای یک شخصیت حقیقی یا حقوقی مقیم در یک کشور در اوراق بهادار یک بنگاه مقیم در کشور دیگر را در بر می گیرد. هدف از این نوع سرمایه گذاری تحصیل حداکثر سود از طریق تخصیص بهینه سرمایه در یک پرتفوی بین المللی است. سرمایه گذار در جهت نیل به این هدف با خرید اوراق قرضه و سهام شرکتها در معاملات بورس و حتی سپرده گذاری بلند مدت در بانکهای دیگر کشورها، اقدام به تخصیص بهینه ثروتش می کند تا بدین ترتیب، ریسک سرمایه گذاری ثروتش را کاهش دهد و درآمد زیادتری بدست آورد. در این نوع از سرمایه گذاری خارجی، بر خلاف سرمایه گذاری مستقیم خارجی، سرمایه گذار در اداره واحد تولیدی نقش مستقیم نداشته و مسئولیت مالی نیز متوجه وی نیست.
سرمایه¬گذاری مشترک
شرکت سرمایه گذاری خارجی ممکن است سرمایه مورد نظر را خود راسا تامین کند (سرمایه گذاری مستقل) یا فعالیتهای اقتصادی خود را در قالب سرمایه گذاری مشترک انجام دهد. سرمایه گذاری مستقل خارجی از نظر حقوقی همان شرکتهای فرعی با مالکیت 100 درصد خارجی هستند.شرکتهای فرعی معمولادارای تابعیت کشور میزبان هستندولی تمامی و یا اکثریت سهام وسرمایه آنها متعلق به شرکت خارجی است‌.
در سرمایه گذاری خارجی ازنوع مشترک، هزینه های سرمایه گذاری و منافع حاصله ازآن به تناسب بین سرمایه گذاران داخلی و خارجی تقسیم می شود.امروزه، بیشتر کشورهای در حال توسعه این نوع سرمایه گذاری خارجی رابه دلیل منافعی که برآن مترتب است بر سایر اشکال سرمایه‌گذاری خارجی ترجیح می دهند.
مزایای عمده سرمایه گذاری خارجی مشترک را می¬توان به شرح زیر بر شمرد:
- امکان ادغام سرمایه گذاری داخلی و خارجی در نظام اقتصادی- اجتماعی کشور میزبان و فراهم کردن زمینه تولید صنعتی مدرن و بهره مند شدن سرمایه گذارداخلی از تخصص شرکت سرمایه گذاری در فعالیتهای صنعتی مدرن و تکنولوژی جدید.
- سرمایه گذار محلی می تواندازمدیریت کارآیی مشترک بهره مند شود و تجربه لازم را بدست آورد .
- امکان سرمایه گذاری مجدد از سود حاصله شرکت در کشور میزبان فراهم می شود.
- مهمتر از همه اینکه، سرمایه گذارخارجی در سود و زیان سرمایه گذاری مشترک سهیم است و تنها وقتی که بنگاه مورد سرمایه گذاری به بازده مثبت و سودآوری رسیده باشد، از آن بهره مند می شود.
- برداشت توسط سرمایه گذار خارجی امکان پذیراست واگر دچار زیان شود به سرمایه گذار خارجی پرداختی صورت نمی گیرد.از این جهت فشار مالی اینگونه سرمایه گذاریها برای کشور های در حال توسعه به مراتب کمتر از اخذ وام و اعتبار بوده که درهرصورت دریافت کننده مسئول باز پرداخت اصل و بهره آن است .
انگیزه سرمایه گذاری خارجی
بی تردید در عین حالی که انگیزه اصلی هر سرمایه گذار خارجی تحصیل حداکثر سود است، اما هدفهای دیگری بهمراه دارد که ازآن جمله می توان مواردزیررانام برد.
1- حصول اطمینان از قوام تامین مواد اولیه.
2- بهره گیری از نیروی کار و احتمالا مواد معدنی و سایر مواد اولیه ارزان قیمت.
3- اقدام به فعالیتی نظیر بانکداری و بیمه گری که در عین سود آوری، شرکتهای خودی یا کشور موطن راحمایت کنند.
4- کمبود فرصتهای سرمایه گذاری و وجودرقابت شدیددرموطن اصلی ویابالابودن نرخ مالیاتها.
موافقان: فاصله ها پر می شود
درباره آثار سرمایه گذاری خارجی در اقتصادکشورهانظرات متفاوتی ارائه می‌شود. بررسی این نظرات متفاوت نشان می دهد که اختلاف بیشترمربوط به برداشتهای کاملا متفاوتی است که هریک از کشورها برای مفهوم توسعه قائل هستند.
در اینکه سرمایه گذاری خارجی می‌تواند دربعضی از پارامترهای اقتصادی کلان مانند تولید ناخالص داخلی، حجم سرمایه گذاری، میزان پس انداز، نرخ رشد تراز پرداختها، حجم بازرگانی خارجی و نرخ ارز اثرگذار باشد، چندان مخالفتی نیست. معمولااختلاف در چگونگی این تاثیرومیزان زیانهای احتمالی وهزینه های متقابل آن است.
موافقان سرمایه گذاری خارجی تاکید بر پر کردن فاصله هادارندوسرمایه گذاری خارجی را راهی برای ازمیان بر داشتن تفاوت میان مقادیرموجودومقادیرلازم برای رسیدن به هدفها و نیازهای توسعه ملی می دانند. طبق باور این عده سرمایه گذاری خارجی بر کمیتهایی مانند پس انداز، ذخایرارزی، دریافتیهای دولت، تحصیل مهارتهاودانش فنی، تامین بازار، حضوردراقتصادجهانی وبازارهای مالی و بین المللی و .... اثر مثبت دارد.
در مورد تامین ارز، بی تردید سرمایه‌گذاری خارجی تنها می توانددرکوتاه مدت کسری حساب جاری تراز پرداختها را کاهش دهد و اگرسرمایه گذاریهای بلند مدت باامکان نسبی لازم صورت گرفته باشد، می تواند به تولیدوصادرات کالابیانجامدوکسری رااز میان برداردو بالاخره، لازم است به فاصله مربوط به مدیریت، تکنولوژی، مهارت و تصدی امور بازرگانی خارجی اشاره کرد .
سرمایه گذاری خارجی درحدسرمایه گذاری مالی متوقف نمی شود، بلکه با خود مجموعه ای از عناصر و عوامل را بهمراه دارد که خصوصاازنظر کشورهای در حال توسعه، بویژه باشرایط امروز اقتصاد جهانی از اهمیت زیادی بر خوردار است.اینگونه تجارب در کشورهای در حال توسعه کمتر وجود داردودرنتیجه، سرمایه گذار خارجی با پر کردن اینگونه فاصله ها می تواند تحول بزرگی رادر راه توسعه اقتصاد کشور در حال توسعه ایجاد کند .
برنامه های آموزشی و یادگیری ازطریق انجام کار با سرمایه گذاری خارجی نباید دست کم گرفته شود.در کنار این موضوع، کشور های در حال توسعه به کمک این سرمایه گذاریها می آموزند که چگونه با بازارها، بانکهاو منابع تامین مالی خارجی باید رفتار کنند.
سرمایه گذاری خارجی با خود تکنولوژی تولید، ماشین آلات و تجهیزات مدرن را به ارمغان می آورد که این امردرصورت هوشیاری کشور میزبان،به انتقال تکنولوژی ومهارت ودانش می انجامد، بخصوص که تحولات تکنولوژیک در جهان امروز با چنان سرعتی پیش می رود که بدون همکاری وبهره گیری ازدانش کشورهای صنعتی انتقال آن به درون غیر ممکن است.
مخالفان: سرمایه گذاری خارجی، قیمتها را افزایش می دهد
در مخالفت با سرمایه گذاری خارجی نیز دلایلی ذکر می شود. مخالفان سرمایه‌گذاری خارجی می گویند سرمایه گذاری خارجی با وجود تامین سرمایه در بلند مدت با ایجاد حالت انحصاری وممانعت از رقابت عملا موجب کاهش پس انداز و سرمایه گذاری در کشور در حال توسعه می شود؛ زیرابخش اعظم سود حاصل از سرمایه گذاری خارجی به جای سرمایه گذاری مجددازکشورخارج می‌شود. بعلاوه، درآمد این سرمایه گذاریها عاید گروههایی می شود که میل به پس انداز کمتری دارند و سرمایه گذاریهای خارجی به جای افزایش سرمایه گذاری موجب نقصان آن و با افزایش تقاضا موجب افزایش قیمتها می شود.
در رابطه با بهبود وضع ارزی نظر مخالفان آن است که این وضعیت موقتی است و در درازمدت حالت معکوس به خود می گیرد.
دلیل دیگر مخالفان با سرمایه گذاری خارجی، دو قطبی شدن اقتصاد است . به این معنی که این سرمایه گذاریها باعث می شود تعداد محدودی از شاغلان در بخشهای مدرن اقتصاد مشغول شوند و ازدریافتی نسبتا خوب نیز برخوردار شوند. در نتیجه اختلاف میان دریافتی آنان با سایر شاغلان شدت می‌یابد. در اثر سرمایه گذاری خارجی منابع محدودازاحتیاجات اساسی به سمت تولید محصولات لوکس و مدرن که تنها نیاز گروه خاصی را برطرف می کند، منحرف می شود، بخصوص آنکه گرایش این سرمایه‌گذاریها به سمت مناطق شهری است و از این لحاظ، فاصله شهری و روستایی را افزایش می دهد‌.
بالاخره، سرمایه گذاری خارجی الگوی مصرف را تغییر می دهدوجامعه را به سوی مصارفی سوق می دهد که ریشه در تولید درونی ندارند . ضمن انکه تکنولوژی بکار رفته نیز از نوع تکنولوژی سرمایه طلب است و برای اشتغال در کشور های در حال توسعه که مشکل اصلی این کشورهاست، اهمیتی قائل نمی شود.
منافع حاصل از سرمایه گذاری خارجی
در یک نگاه کلی، اثرات سرمایه گذاری خارجی از جهاتی قابل بررسی است که در زیر به چندی از آنها اشاره می شود:
1- ساختار و عملکرد صنعتی
برخی مطالعات نشان داده اند که سرمایه گذاریهای خارجی مخصوصا از طریق شرکتهای فراملی موجب می‌شوند تا تولید کنندگان کارآمد جانشین تولید کنندگان ناکارآمد شوند .
شواهد تجربی حاکی از این است که در کشورهایی که در راه تجارت وسرمایه گذاری درآنها،موانع مخصوص وجود نداشته و محیط اقتصادی برای فعالیتهای بخش خصوصی (اعم از داخلی و خارجی) مساعد بوده است ، شرکتهای فراملی آثار مثبتی بر تخصیص منابع داشته اند . از طرف دیگر سرمایه گذاری خارجی می تواند باعث ایجاد سرمایه و هدایت آن به سمت واحد‌های فعال و مولد شده و سبب افزایش تولید و کنترل تورم شود.
2- رشد اشتغال و سرمایه انسانی
سرمایه گذاریهای خارجی دارای اثرات متعددی براشتغال وتوسعه نیروی انسانی است و این موضوع لزوم بررسی دقیقتر طرحهای پیشنهادی این شرکتها توسط دولت و نیزوضع مقررات برای استخدام کارکنان توسط شرکتهای فراملی و برنامه‌های آموزش کارگران را مطرح می سازد .
مطالعات نشان می دهد که اگر در یک کشور در حال رشد، بیکاری عمدتا علت ساختاری داشته باشد و هیچ منبع سرمایه‌گذاری نیز موجود نباشد، در این صورت سرمایه گذاریهای خارجی موجب افزایش اشتغال خواهد شد. از سوی دیگر، چنانچه سرمایه گذاری خارجی جانشین سرمایه گذاری داخلی باشد،اثر اشتغال آن ناچیز و حتی منفی خواهد بود .
شواهد تجربی نشان داده اند که شرکتهای فراملی بیش از شرکتهای محلی به تکنولوژی‌های سرمایه بر گرایش دارند.از طرف دیگر، شرکتهای فراملی به واسطه پیوندهایی که با صنایع بالا دست یا پایین دست دارند و از طریق اثرات مثبت یا منفی که بر میزان استخدام رقیب می گذارند، می‌توانند بطور غیر مستقیم برامراشتغال تاثیر داشته باشد .
3- افزایش نقدینگی بازارهای سرمایه محلی
سرمایه گذاری خارجی نقدینگی بازارهای سرمایه محلی را افزایش می دهد و همچنین می تواند به بهبود کارایی بازار کمک کند. سرمایه گذاری خارجی به دو صورت مستقیم وغیر مستقیم به افزایش نقدینگی بازار کمک می کند. با حضور سرمایه گذاران خارجی، پول اضافی وارد بازار سرمایه می‌شود و در نتیجه حجم معاملات و قدرت نقد شوندگی بازار افزایش می یابد.از سوی دیگر، با حضور فعال و مستمر سرمایه گذاران خارجی، جذابیت بازار سرمایه بیشتر می شود ودر نتیجه انگیزه و تمایل سرمایه گذاران داخلی برای سرمایه گذاری در بازار سرمایه افزایش می یابد و بدین گونه، این پدیده بصورت غیر مستقیم نیز به افزایش نقدینگی بازار منجر می‌شود. همچنین سرمایه گذاران خارجی با تقاضای اطلاعات شفاف، به موقع و با کیفیت، به افزایش کارآیی بازار نیز کمک می‌کنند. در بازار کارآ قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی خود نزدیک تر می شود و قیمت تعیین شده در بازار، شاخص مناسبی برای ارزش واقعی اوراق بهادار است.
از دیگر منافع سرمایه گذاری خارجی، بهبود زیر ساختهای بازار است . آنها از طریق تقاضا برای استانداردهای حسابداری با کیفیت، قوانین و مقررات مناسب و نیروهای واجد شرایط و قابل اعتماد،به بهبود زیر ساختهای بازار کمک می کنند. آنها همچنین با تقاضای ابزارهاوخدمات مالی متنوعتر، به افزایش عمق بازارنیزکمک می کنند .
4- پیوند اقتصاد ملی با اقتصاد بین المللی
یکی از اثرات مهم شرکتهای فراملی بر کشورهای میزبان، ایجاد پیوندوارتباط بین این کشورهاواقتصاد بین المللی است.این روابط دراکثرموارد و درمجموع نتایج مثبتی در بر دارندواز طریق سرمایه گذاری خارجی، تجارت وانتقال تکنولوژی برقرار می‌شوند. عملیات شرکتهای فراملی همچنین می توانددرافزایش کارایی وکاهش هزینه تولیدموثرباشدوازاین طریق موقعیت رقابتی یک کشوررادر بازارهای بین المللی ارتقا بخشد، ودرنهایت به نفع مصرف کنندگان باشد .
5- موازنه پرداختها و تشکیل سرمایه
شواهد موجود حاکی ازآن است که سرمایه گذاریهای خارجی در زمان سرمایه گذاری، تاثیر مثبت ناچیزی بر موازنه پرداختهاوتشکیل سرمایه می گذارد. ولی با گذشت زمان این تشکیل سرمایه می تواند از طریق سهم سود، سودهای انباشته و برگشت سرمایه تاثیر بیشتری داشته باشد.از نظر دولتها، کنترلی که شرکتهای فراملی بر سرمایه های خود اعمال می کنند در بسیاری از موارد به این شرکتها امکان می دهد که بر سیاستهای داخلی این کشورها تاثیر بگذارندواین مطلب یکی از دلایل موافقت نکردن با این قبیل سرمایه‌گذاریهاست‌. هرچندادعا می شود که در بسیاری از موارد داراییهای که شرکتهای فراملی وارد اقتصاد کشوری می کنند، منحصر به سرمایه نیست و اهمیت عواملی چون تکنولوژی، مدیریت دستیابی به بازارها و دستیابی به صادرات اگرازاهمیت سرمایه بیشتر نباشد، کمتر نیست.
6- دستیابی به بازارهای صادراتی
باوجود مشکلات حال وآینده بازارهای صادراتی، نیاز کشورهای در حال رشد به توسعه صادراتشان همچنان پا بر جاست . یکی از وسایل رسیدن به این هدف استفاده از سرمایه گذاریهای خارجی است.شرکتهای فراملی می توانند تکنولوژی لازم جهت تولید محصولاتی با کیفیت صادراتی وتضمین عواملی چون تحویل بموقع و کیفیت مطلوب و قابل اعتماد که لازمه بازاریابی صادراتی هستندوبالاخره اطلاعات مربوط به بازارهای صادراتی و دسترسی به آنها را با خود به کشور میزبان بیاورند.
تهدیدهای بالقوه سرمایه گذاری خارجی
همانطوری که بحث شد، سرمایه گذاری خارجی منافع زیادی را بهمراه دارد.اما دارای خطرات یا تهدیدهای بالقوه ای نیز هست که توجه نکردن به آنها می تواند زیانهای جبران ناپذیری را بهمراه داشته باشد.
از آنجایی که سرمایه گذاری خارجی، بسیار فرار بوده به تغییرات و بحرانهای داخلی و بین المللی بسیار حساس است، می تواند به افزایش نوسانات و ناپایداری در اقتصاد کشور میزبان منجر شود.
به عبارت دیگر، چون سرمایه گذار خارجی(در صورت وجود نداشتن قوانین و مقررات مناسب)درهر لحظه قادر است سرمایه اش را به کشور خود یا کشور ثالث منتقل کند، در نتیجه در شرایطی که وضعیت اقتصادی کشور میزبان رو به وخامت گذارد و وارد دوره رکود شود و یا سطح بازدهی سرمایه کاهش یابد، معمولا این نوع سرمایه گذاری به سرعت از کشور میزبان خارج شده و این امر باعث تشدید نابسامانی اقتصادی در این کشور خواهد شد.
علاوه بر موارد فوق، می توان به خطر افزایش مالکیت و کنترل خارجیان بر شرکتهای داخلی، افزایش نوسانات نرخ ارزونرخ بهره وخطر گسترده ترشدن دامنه رفتار مخرب سرمایه گذاران خارجی بدلیل دنباله روی سرمایه گذاران داخلی از رفتار آنها، بعنوان دیگر تهدیدات بالقوه سرمایه گذاری خارجی نیز اشاره کرد . تمامی موارد فوق می تواند بطور قابل ملاحظه ای از سرمایه گذاری داخلی و خارجی جلوگیری کند و نهایتا برای اقتصاد کشور بسیار مضر باشد.

موانع سرمایه گذاری خارجی
سرمایه را اقتصاددانان به جیوه تشبیه می کنندکه لغزان است و با کوچکترین تکانی جابه‌جا می شود. برخی دیگر معتقدند که سرمایه زودتر از «جان آدمی» از معرکه می گریزد و به عبارت دیگر صاحبان اندوخته و سرمایه به محض مشاهده و احساس خطر قبل از اینکه به فکر نجات جان خود باشند، ابتدا، سرمایه را از خطر نجات می دهند تا امنیت را برای خود در جایی دیگر تامین کنند.
باید به این نکته توجه شود که سرمایه گذاری خارجی برای ورود به یک عرصه اقتصادی با چه موانعی روبه رو است و چگونه می شود این موانع را از میان برداشت:
1- باور و ذهنیت منفی نسبت به سرمایه‌گذاری و سرمایه خارجی همواره القا کننده یک تصور و احساس غلط و با کمترین تعقل نسبت به خطرات آن است.این ذهنیت بویژه در کشورهای جهان سوم، بنوعی تحت تاثیر تفکر و اندیشه افرادی است که بطور کلی اقتصاد دولتی را به اقتصاد آزاد ترجیح می دهند.
تجربه رشد و توسعه کشورهای نو توسعه یافته در سه دهه گذشته نشان داد که این تفکر چندان با معیارهای عقلی و کارکردهای واقعی مطابقت نداشته و دنیا در این سه دهه شاهد کشورهایی بوده است که با تداوم رشد سرمایه داری به قدرتهای بزرگ تبدیل شدند. کشورهایی که چارچوب های اقتصاد بازار را پذیرفتند بتدریج در زمره ممالک توسعه یافته درآمدند و فاصله خود را با عقب ماندگی و فقر بیش از پیش افزون کردند.
2- دومین مانع برخاسته از اولین مانع است؛ تصویب قوانین و مقرراتی که تا آنجا که ممکن است مسیر سرمایه گذاری و میل و انگیزه نسبت به آن را دشوار و تضعیف می کند. در کشورهای در حال توسعه غالبا تصمیم گیرندگان سیاسی و اقتصادی تحت تاثیر جوی قرار می گیرند که نسبت به سرمایه‌گذار نگاه نامساعد و ناسازگار دارند‌. از سویی دیگر، گاهی وجود انحصارها و اقتدارها نیز بر تصمیمهای سیاسی و اقتصادی حاکمان سایه می اندازد و تصمیمهای آنان تحت تاثیر قرار می گیرد،چراکه صاحبان قدرت در این کشورها. کلیه اهرمهای اقتصادی سود آور را به سود خود به انحصار در می آورند و حضور رقیب تازه ای را ( چه داخلی و چه خارجی) بر نمی تابند. این گروه بسادگی می توانند با دادن شعار ها و جملات فریبنده و احساساتی، مردم را نیز با خود هماهنگ و همنوا سازندو در مواقع ضرورت از نیروی آنها برای تحکیم قدرت مالی و سود آوری خویش استفاده کنند. قوانینی که در این دسته از کشورها وضع می شود غالبا دارای چند ویژگی به شرح زیر است:
- کند کننده حرکتهای اقتصادی – تولیدی مردمی
- تقویت کننده نظام اقتصاد دولتی
- کاهنده انگیزه ها و تمایلات سر مایه گذاری مولد
- طرفدار بازرگانی وارداتی
- غیر شفاف شدن کارکردها.
در قوانین این کشورها مالیات بیشتر متوجه فعالیتهایی است که نقش تولیدی و ایجاد ارزش افزوده آنها قابل توجه است . به عبارت دیگر، توجه اصلی سازمانهای وصول مالیات در این کشورها بر فعالیتهای آشکار و شفاف است و از این طریق با دریافت مالیات کلان و گاه به ناحق این گونه فعالیتها رادچار دشواری می سازند و از عرصه کار و تلاش خارج می کنند.
همچنین در قوانین این کشورها کنترل‌های متعددی بر نرخها و قیمتها - ظاهرا به عنوان حمایت از مصرف کنندگان داخلی - اعمال می شودو توفیقهای کوچک سازمان کنترل کننده در تحقق هدفهای انتخاب شده، بزرگ و موثر نشان داده می شود. در حالی که، اگر در محتوای آنها دقت شود مشاهده خواهد شد که عملا کمتر موفقیتی در کنترل قیمتها بدست آمده است .
قوانین در این کشورها همچنین برای سرمایه گذاران نگران کننده و تهدید کننده است، ضمن آنکه محدودیت آور نیز هست. به عبارت دیگر، باوجود اینکه در سیاستها و استراتژی ها نسبت به سرمایه گذاری عبارتهای موافق و تشویق کننده ای دیده می شود، قوانین و مفاد آنها به ترتیبی است که هر گونه تجاوز و تسلط بر سرمایه گذاران عمده را مجاز می شمارد و به اهرمهای سیاسی اجازه می دهد که در هر زمان که مصلحتهای خود اندیشیده شان و منابع اقلیتها اقتضا کند، نسبت به سرمایه گذاران تصمیمهای خاصی اتخاذ کنند.
3- مانع سوم مربوط به بوروکراسی بسیار پیچیده و پر افت وخیز در نظام دولتی کشورهای کمتر توسعه یافته است. در این کشورها زمان به انجام رسیدن طرحها بسیار طولانی است . بعضی آمارها حاکی از این است که این زمان در کشورهای پیشرفته از سه تا چهار سال تجاوز نمی کند. ولی در کشورهای کمتر توسعه یافته هفت سال و در کشورهای عقب مانده تا چهارده سال به طول می انجامد و عملا، هزینه طرح را به دو یا سه برابر برآورد اولیه خود افزایش می دهد.طرحهای تولیدی و یا زیربنایی در این کشورها در طی اجرا با تغییرات شدیدی در مصوبات دولتی و قانونی مواجه می شوندکه سازگار شدن با آنها، هزینه طرح را به ناچار بالا می برد و در بیشتر موارد طرح در پایان کار، صرفنظر از کهنه بودن تکنولوژی و فناوری، اساسا توجیه خود را از جهت تامین نیاز جامعه از دست می دهد و به عبارت بهتر بدون «توجیه اقتصادی» می شود.
در این کشورها، آیین نامه ها و دستور العملها غالبا از حدود قانون خارج شده و محدودیتهای بیشتری را برقرار می کنند و چنان موانعی را در مسیر سرمایه گذاری قرار می دهند که طی آنها به یک تحمل و حوصله و نیروی مضاعف نیازمند است و همین امر برای سرمایه گذاران خارجی ، که در کشور خود کمتر با آن برخورد می کنند و یا اصلا با آن بیگانه اند، یک اثر منفی و ضد انگیزه باقی می گذارد. بورو کراسی همچنین از طریق تغییر مقررات و مبهم بودن مفاد آنها تشدید می شود. طبیعی است که به جز بعضی افراد معدود در سطح دولت، کمتر کسی از چند و چون این تغییرات آگاه می شود و همین امر وسیله ای در اختیار مجریان بدنه پایین دولت قرار می دهد تا به هر ترتیب که مقتضی بدانند کارها را پیچیده‌تر و طولانی تر کنند . تغییر بی وقفه و مداوم در ضوابط و مقررات و دستور العملها یکی از عوامل عمده نبود «امنیت اقتصادی» است که با رفتارها و تصمیمهای مغایر و نا هماهنگ و قانون گریزی و رعایت نکردن قوانین و مقررات توام می شود و یک نوع بی اطمینانی و بی اعتمادی را در سرمایه‌گذاران بر می انگیزد.
4- یکی دیگر از موانع سرمایه گذاری، فقدان یا ضعف مدیریت اقتصادی است که قادر نیست، با تدبیر با مشکلات و تغییراتی که بروز می کند بموقع مواجه شود و آنها را از میان بر دارد. این مدیریت با کمبود علم، تجربه و کارآمدی رو به رو است و کنکاش برای دستیابی به راهکارهای سنجیده را در وظیفه خود نمی داند. او سعی می کند که فقط خود و منصب خویش را حداقل یک روز بیشتر حفظ کند و در تمییز بین بد و بدتر، خوب و خوبتر، تمییز بین زمان حال و آینده و تفاوت بین دولتی و غیردولتی، با دشواری روبه رو است و از مجموع امکانات نمی تواند سود جوید.مخالفان سرمایه گذاران خارجی معتقدند که سرمایه گذاری خارجی باعث حضور و نفوذ بیشتر خارجیان بر اقتصاد کشور می شود و منابع ملی را تاراج و به سود خود مصادره می کند. آنها هم چنین معتقدند که ورود سرمایه گذاران خارجی بازار رقابت را نابرابر می سازد، حالت انحصاری ایجاد می کند و بالاخره جامعه را به مصرف بیهوده عادت می دهد.
این مخالفان هم چنین بر این باورند که سرمایه گذار خارجی هرگز بر مردم کشوری که در آن سرمایه گذاری کرده است، دل نمی‌سوزاند و بیشتر در پی سود آوری خود است.
تجربه و ارقام و اعدادی که دردست است، ضعف این استدلال را بخوبی نشان می دهد. چرا که اگر کشوری هوشیارانه و با خرد و عقل در زمینه سرمایه گذاری خارجی عمل کند و مصلحتها را درست تشخیص دهد، هرگز اسیر مطامع و هدفهای غیر منطقی دیگران نخواهد شد و بخوبی خواهد توانست سرمایه ها را به سویی حرکت دهد که آینده کشور را تضمین کند.
نکته دیگر اینکه باوجود ادعای این که بازار رقابت نا برابر خواهد شد . در صورتی که مدیریت بنگاههای تولیدی بهینه شود و با دستیابی به روشها و الگوهای مناسب خود را تجهیز کند، خواهد توانست در عرصه رقابت با خارجیان هم سنگ و برابر شود و گاه با استفاده از جو مناسب داخلی که همواره یک میل میهن پرستی در آن جریان دارد، قادر خواهد شد که موازنه رقابت را به سود خود سنگین کند.
راهکارهای جذب سرمایه های خارجی
بطور کلی علل و انگیزه های جریان سرمایه بین کشورهای مختلف تا حدود زیادی با علل و انگیزه های انتقال سرمایه بین بازارهای مختلف در داخل یک کشور یکسانند. انگیزه هاوعوامل تسهیل کننده ای را که باعث انتقال سرمایه می شوندمی توان به صورت زیر طبقه بندی نمود.
1- عوامل اقتصادی.مالی.فنی
2- عوامل حمایتی
3- عوامل سیاسی
4- عوامل جغرافیایی
1- انگیزه های اقتصادی. مالی و فنی
1 -1- سود و بازدهی
در انتقال سرمایه، اصلی ترین عاملی که بایستی بدان توجه شود، بازدهی مورد انتظار است. از آنجایی که کشورهای در حال توسعه دارای نیروی کار فراوان، مواد اولیه ارزان و بازارهای مصرفی اشباع نشده هستند، توجیه اقتصادی مناسب برای انتقال سرمایه به این کشورهامشروط به وجود سایرعوامل، وجود خواهد داشت .
2-1 -تغییرات نرخ ارز
مسئله نرخ ارز یکی از عوامل تعیین کننده در محاسبه سودآوری و کارآیی پروژه های سرمایه گذاری است و این موضوع می تواند کل فرآیند سرمایه گذاری و انتقال وجوه سرمایه به داخل اقتصاد کشورهای در حال توسعه را تحت الشعاع قرار دهد.ثبات نرخ ارز باعث اطمینان در محیط اقتصادی داخلی می شود ودرنتیجه سرمایه گذاران می توانند با سهولت بیشتری در مورد سرمایه گذاری در زمان حال و آینده تصمیم گیری کنند.
3-1 - کسری بودجه
وضعیت مالی دولت از جمله عوامل دیگری است که سرمایه گذاری وجریان سرمایه را تحت تاثیر قرار می دهد.چنانچه دولت با کسری مواجه باشد و آن را با انتشاراسکناس تامین کند، فشارهای تورمی بوجود خواهد آمد و اگر از طریق فروش اوراق قرضه واستقراض از خارج باشد نیز خروج سرمایه ازکشورراتشویق می کند، زیرا فروش اوراق قرضه و استقراض از خارج جزء تعهدات کشور است که باید در آینده باز پرداخت شود.
4-1 - اثرات مالیاتهای داخلی
هنگامی که یک شرکت چند ملیتی تصمیم به سرمایه گذاری می گیرد، به دنبال تخصیص سرمایه بین مناطق مختلف، به گونه ای است که بتواند حداکثر سود خالص را بعد از کسرمالیاتها کسب کند و بدنبال تامین این اهداف، تمامی شرایط رادرانتخاب کشورمیزبان(کشوری که درآن سرمایه گذاری خواهد کرد)و کشور مالک(کشوری که شرکت چند ملیتی آن راموطن خودقلمدادمی کند) مورد ارزیابی قرارمی دهد.
یکی ازمهمترین عواملی که می تواند تصمیمات شرکت چند ملیتی راتحت تاثیر قراردهد، نظام مالیاتی است که کشورمیزبان وکشورمالک براساس آن سودحاصل ازفعالیتهای شرکت چندملیتی مالیات را تعیین می کنند .
2- عوامل حمایتی
علاوه بر انگیزه های اقتصادی، مالی و فنی، سرمایه گذاری تابع عوامل حمایتی نیز هست. عمده ترین عواملی که موجب تقویت انگیزه های حمایتی می شوند عبارتند از:
1 -2- بیمه سرمایه گذار
از جمله عواملی که سرمایه گذاری بویژه سرمایه گذاری خارجی راتحت تاثیرقرارمی دهد و می تواند باعث تشویق آن شود، بیمه سرمایه گذار در مقابل خطرات احتمالی در آینده است . به طور کلی، اگر حتی انگیزه های اقتصادی، مالی و فنی برای سرمایه گذاری کاملا مساعد باشد، اما سرمایه گذار با خطراتی از قبیل سلب مالکیت و عدم امنیت جان ومال مواجه باشد، وی اقدام به سرمایه گذاری نخواهد کرد .
2 -2- حمایتهای دولت
یکی ازمهمترین عوامل جذب سرمایه‌های خارجی، سیاستهای حمایتی دولت است.نحوه سرمایه گذاری دولت در بخشهای اقتصادی نقش مهمی را در حیطه عمل بخش خصوصی(چه داخلی یا خارجی) بازی می کند .
سرمایه گذاریهای دولت باید بنحوی باشد که باعث تشویق بخش خصوصی به سرمایه گذاری شود. در واقع سرمایه گذاریهای دولت باید بلند مدت و زیر بنایی بوده و مکمل سرمایه گذاری بخش خصوصی باشد.از طرف دیگر، امتیاز خروج سود ویژه سرمایه گذار خارجی برای او انگیزه سرمایه گذاری بیشتری را ایجاد خواهد کرد، چرا که یک سرمایه گذار خارجی نه تنها به سودآوری پروژه می‌اندیشد، بلکه قابل انتقال بودن آن را نیز در نظر می گیرد. بطور خلاصه، فقدان رقابت بین سرمایه گذاری دولتی و سرمایه گذاری خصوصی خارجی، رفع تبعیض در دستگاههای دولتی بین خارجیان و اتباع داخلی، مشخص بودن زمینه های فعالیت در سرمایه گذاری خارجی و امکان انتقال سود های حاصل از سرمایه گذاری خارجی،از جمله عوامل حمایتی است که مستقیما تحت تاثیر سیاستهای دولت است .
3-2 - سیاستهای تجاری و ارزی مناسب
سیاستهای ارزی، سیاستهای تجاری و سرمایه گذاری درکشورمقوله های تفکیک ناپذیر هستند و با همدیگرارتباط مستقیم دارند.وجود معافیتهای گمرکی بر ورود کالاهای سرمایه ای وواسطه ای مورد نیاز کشورهای در حال توسعه و عوارض گمرکی بالا بر ورود کالاهای مصرفی، سیاستی است که شرکتهای چند ملیتی را به جای فروش کالاهای نهایی تشویق به سرمایه گذاری در کشورهای در حال توسعه می کند .
از طرف دیگر نرخ بازده داخلی هر پروژه سرمایه گذاری که اثرمستقیم برتصمیم سرمایه گذار دارد، تابع مستقیمی از هزینه سرمایه است که هزینه سرمایه به نسبت ارزبری آن، کاملا درارتباط بانرخ ارزمقررشده برای واردات تجهیزات سرمایه ای است .
بطور خلاصه، ملاحظه می شود که نظام ارزی مشخص،سیاستهای تجاری با ثبات در خصوص واردات مواد اولیه و صدور کالا و قوانین گمرکی با ثبات از جمله مهمترین عوامل زمینه ساز جذب سرمایه های خارجی اند . هرقدر این سیاستها پایدار و برای زمان طولانی ثابت باشد، سرمایه گذاری و بویژه سرمایه گذاری خارجی افزایش خواهد یافت.
4 -2- بازارهای پولی و مالی
از جمله نهادهای حمایت کننده سرمایه‌گذاری، بازارهای پولی ومالی اند که از مهمترین عوامل در جریان و انتقال سرمایه به شمار می‌روند.هر چه بازارهای پولی و مالی منسجمتر، وسیعتر، موانع و محدودیتها کمتر، تکنولوژی‌های ارتباطی قویتر و تاسیسات مالی مناسبتر باشد، جریان نقل و انقال سرمایه بسادگی و با شدت بیشتر صورت می پذیرد.
3- عوامل سیاسی
ثبات اجتماعی، ثبات سیاسی، ساختار سیاسی جامعه، نوع حکومت، قدرت دولت و نحوه تصمیم گیری، نظم سازمانی و... در جذب سرمایه های خارجی دارای اهمیت زیادی هستند .
یک کشور بعنوان میزبان سرمایه گذاریهای خارجی زمانی که دچار بی ثباتی سیاسی، ساختاری و مدیریتی باشد هر چند از جهت عوامل اقتصادی در شرایط بهینه‌ای قرار داشته باشد، محل خوب و مطمئنی برای سرمایه گذاری خارجی نخواهد بود . بطور قطع ثبات سیاسی و اجتماعی یکی از عوامل تمایز بین چند گزینه سرمایه گذاری برای سرمایه گذاری خارجی خواهد بود.
4- عوامل جغرافیایی
منظورازعوامل جغرافیایی در اینجا موقعیت جغرافیایی کشور است. موقعیت جغرافیایی کشوراز جمله آب وهوا، ناهمواریها، نوع گیاهان، مسائل جمعیتی، مکان استقراردرحیات انسانی و دسترسی به گذرگاههای تجاری از عوامل تشویق و تحدیدکننده سرمایه‌گذاریهای خارجی است
نتیجه گیری
از مهمترین عوامل موثر بر رشد اقتصادی کشورها و بخصوص کشور های در حال توسعه، فراهم آوردن سرمایه بمنظور تامین مالی طرحهای سرمایه گذاری است. بسیاری از کشورهای جهان بواسطه کافی نبودن منابع داخلی برای سرمایه گذاری، تمایل شدید به جذب سرمایه های خارجی دارندوسرمایه گذاران خارجی نیز بمنظور کسب سود و بازده بیشتر متمایل به سرمایه گذاری در سایر کشورهاشده اند.
چنانچه شرایط سرمایه گذاری در کشور‌های در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار تضمین شود، سرمایه گذاران بین‌المللی میل و رغبت بیشتری برای حضور در این گونه بازارها خواهند داشت.این امر به کشور های میزبان نیز فرصت بهره گیری از مزیتهای نسبی، رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی و دستیابی به دانش و فناوری روز برای تولید کالاهای رقابتی در عرصه بین‌المللی را می دهد.بنابراین، تسریع جریان ورود سرمایه گذاری خارجی منافع متقابلی را برای کشورهای میزبان و سرمایه گذاران بین المللی فراهم می سازد . با توجه به آنچه گذشت به منظور کسب بیشترین منفعت از سرمایه گذاری خارجی و همچنین کاهش تهدیدات بالقوه آن، تامین ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی، بهبود زیر ساختها، وضع و اجرای قوانین و مقررات مناسب لازم و ضروری است. بدیهی است در رشد اقتصادی هر کشوری نمی توان اهمیت توجه همه جانبه به انطباق فرهنگی، مزیتی، رقابت منافع ملی و ....... را نادیده گرفت.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف


گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی( ۵) - منافع اقتصادی کارآفرینی
دانشگاهی

منافع اقتصادی کارآفرینی دانشگاهی

کارآفرینی در دانشگاه‌ها علاوه بر اثرات مثبتی که می‌تواند در زمینه‌ی توسعه‌ی نوآوری، افزایش رفاه، رشد اقتصادی، و ایجاد اشتغال در اقتصاد محلی و فراتر از آن در اقتصاد کشور داشته باشد، یک منبع درآمدی پایدار نیز برای دانشگاه به حساب می‌آید. برای تشریح چگونگی این درآمدزایی لازم است درباره‌ی فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی توضیح داده شود. فرآیند تجاری‌سازی عبارت است از تبدیل فن‌آوری‌های دانشگاه به محصولات/خدمات/کسب و کارهای جدید که از یک سو اثرات مثبتی بر رفاه جامعه دارد و از سوی دیگر درآمدهایی ایجاد می‌کند که هم مخترع، هم دانشگاه، و هم نهادهای اثرگذار بر کارآفرینی از آن برخوردار می‌شوند و می‌توانند فعالیت‌های خود را گسترش دهند. در این بخش گام‌های عمومی یک فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی ذکر می‌گردد:

1- تحقیق: مشاهدات و تجربیات بدست آمده در خلال فعالیت‌های تحقیقاتی غالباً منجر به کشفیات و اختراعات می‌شود. یک اختراع عبارت است از هر فرآیند، ماشین یا ترکیبی از مواد که مفید و سودمند باشد. بیشتر مواقع چند محقق در یک اختراع سهیم هستند.

2- افشای اولیه: برقراری ارتباط اولیه با دفتر ثبت تکنولوژی برای بحث در خصوص اختراع و کسب راهنمایی درباره‌ی نحوه‌ی افشا، ارزیابی و فرآیند حفاظت که در ذیل توضیح داده می‌شوند.

3- افشای اختراع: ابلاغ کتبی اختراع به دفتر ثبت تکنولوژی که نقطه‌ی شروع فرآیند رسمی انتقال تکنولوژی است. این اعلامیه به عنوان یک سند محرمانه حفظ می‌شود و در آن باید تمامی جوانب طرح با جزئیات، شرح داده شود تا امکان بررسی گزینه‌های مختلف تجاری‌سازی و اقناع مشتری فراهم آید.

4- ارزیابی: به دوره‌ای گفته می‌شود که در آن متخصصین ثبت تکنولوژی به مرور اطلاعات افشا شده، جستجو در حق اختراع‌های ثبت شده، تحلیل بازار و تکنولوژی‌های رقیب می‌پردازند تا پتانسیل تجاری سازی اختراع را تعیین کنند. بر مبنای این ارزیابی استراتژی واگذاری حق‌امتیاز به یک شرکت موجود یا راه‌اندازی یک شرکت جدید مشخص می‌شود.

5- حفاظت: فرآیندی است که برای حفاظت اختراع پیگیری می‌شود تا انگیزه‌ی لازم در شخص ثالث برای تجاری سازی ایجاد شود. روش رایج برای حفاظت حق اختراع است که برای این کار باید در دفتر حق اختراع کشور محل اختراع پرونده تشکیل داد و در صورت لزوم در سایر کشورها نیز آن را به ثبت رسانید.

6- بازاریابی: پس از معرفی تکنولوژی به دفتر ثبت تکنولوژی، کارشناسان شرکت‌هایی را که تجربه، منابع و شبکه‌های کسب‌وکار لازم برای عرضه‌ی تکنولوژی به بازار را دارا هستند شناسایی می‌کنند. این کار ممکن است به واگذاری حق‌امتیاز به یکی از این شرکت‌ها یا شکل‌گیری یک شرکت جدید منتهی شود.

7- الف): اگر ایجاد یک کسب‌وکار جدید به عنوان مسیر بهینه‌ی تجاری‌سازی انتخاب شد، دفتر ثبت تکنولوژی به بنیانگذاران شرکت جدید در برنامه‌ریزی و ایجاد شرکت و تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز برای راه‌اندازی کمک می‌کنند.

7- ب) : اگر بهترین راه تجاری‌سازی استفاده از یک یا چند شرکت موجود بود، کارشناس دفتر گیرندگان بالقوه‌ی امتیاز را شناسایی کرده و علایق، هدف‌ها و برنامه‌های مشترک برای تجاری سازی کامل تکنولوژی را شناسایی می‌کند.

8- واگذاری حق امتیاز: تفاهم‌نامه‌ی واگذاری حق امتیاز قراردادی است مابین دانشگاه و شخص ثالثی که طی آن حقوق دانشگاه بر تکنولوژی در ازای منافع مادی یا غیرمادی به آن شخص واگذار می‌گردد. این تفاهم‌نامه در هر دو حالت بیان‌شده در قسمت 7 کاربرد دارد. مفهومی به نام تفاهم‌نامه‌ی اختیار نیز وجود دارد که از آن برای دادن فرصت به شخص ثالث برای ارزیابی تکنولوژی و بازار آن پیش از خرید حق امتیاز استفاده می‌شود.

9- تجاری‌سازی: شرکت گیرنده‌ی حق امتیاز به توسعه‌ی تکنولوژی و سرمایه‌گذاری در آن برای تولید محصول یا خدمت می‌پردازد. این مرحله ممکن است در برگیرنده‌ی، تحقیق و توسعه، کسب مجوزهای قانونی، بازاریابی و فروش، پشتیبانی، آموزش و نظایر آن باشد.

10- درآمد: درآمد دریافتی از محل حق امتیاز میان سرمایه‌گذاران و دانشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی و بودجه‌ی عمومی دانشگاه توزیع می‌شود تا در فعالیت‌های بعدی به کار گرفته شوند. در مورد ضوابط تقسیم درآمد در قسمت بعد توضیح داده می‌شود.

 

چرخه‌ی درآمدزایی تجاری‌سازی تکنولوژی

در شکل مقابل چرخه‌ی درآمدزایی دانشگاه از محل تجاری سازی تکنولوژی نشان داده شده است. درآمد دانشگاه از کارآفرینی به دو طریق حاصل می‌شود، دریافت رویالتی از حق امتیازهای واگذار شده یا سود سهام شرکت‌هایی که دانشگاه در آنها سهام دار است. باید توجه داشت که اساساً راه افتادن چنین چرخه‌ای مستلزم زمانی نسبتاً طولانی است. نمودار بعد یک روند عمومی در تغییر درآمدهای ناشی تجاری‌سازی تکنولوژی را نشان می‌دهد. این نمودار روند تغییرات درآمد دانشگاه استنفورد از محل رویالتی دریافتی بابت حق امتیازهای واگذار شده را نشان می‌دهد.

در مورد درآمد حاصل از واگذاری حق امتیاز استفاده از تکنولوژی به شرکت‌ها (رویالتی)، از مرحله‌ی مطرح شدن مفهوم اولیه‌ی تکنولوژی تا به ثبت رساندن آن و بعد تا پیدا شدن کاربرد تجاری و فروش در قالب محصول یا خدمت زمانی طولانی لازم است. بنا به آمار، فاصله‌ی زمانی افشای یک اختراع تا کسب درآمد رویالتی از آن بین 10 تا 15 سال است. ضمن آن که تشکیل یک پورتفولیوی نسبتاً بزرگ از تکنولوژی‌های به ثبت رسیده برای بازاریابی و فروش به بخش‌های مختلف صنعت ضرورت دارد که این امر مستلزم سرمایه‌گذاری قابل توجه و فرآیندی زمان‌بر است.

در مورد شرکت‌هایی که با شراکت دانشگاه راه‌اندازی می‌شوند نیز وضع به همین منوال است. طی کردن مراحل رشد و رسیدن به مرحله‌ای که سوددهی قابل توجهی داشته باشند یا وارد بازار بورس اوراق بهادار شوند، مدت زمان زیادی لازم است ضمن آن‌که درصد قابل توجه شکست شرکت‌ها در این مرحله را نیز باید در نظر گرفت.

 

برای تقسیم مناقع حاصل از تجاری‌سازی یک تکنولوژی مابین ذینفعان، هر یک از دانشگاه‌ها خط مشی خاص خود را دارند. تمام دانشگاه‌های مورد بررسی دارای قسمتی تحت عنوان دفتر ثبت تکنولوژی هستند که وظیفه‌ی رسیدگی به امور ثبت مالکیت معنوی، اجرای فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی، و تعیین خط مشی و سیاست‌های دانشگاه در این زمینه را بر عهده دارند. به عنوان نمونه خط‌مشی دانشگاه استنفورد و سنگاپور در این بخش ذکر می‌شود.

خط مشی استنفورد

تمام وجوه حق امتیاز توسط OTL جمع‌آوری می‌شود، پس از پایان سال مالی استنفورد، حق امتیازهای واصله به صورت زیر توزیع می‌شوند:

15% برای پشتیبانی عملیات OTL کسر می‌شود، هزینه‌های مستقیم از قبیل هزینه‌های ثبت حق اختراع، که توسط دارنده حق امتیاز بازپرداخت نمی‌شود نیز کسر می‌شوند. سپس حق امتیازهای خالص به سه بخش تقسیم می‌شوند:

یک سوم سهم مخترع (مخترعین)

یک سوم سهم دپارتمان مخترع

یک سوم سهم دانشکده‌ی مخترع

حق امتیازهای تعلق گرفته به دپارتمان و دانشکده می‌بایست تنها برای مقاصد تحقیقاتی و آموزشی مورد استفاده قرار گرفته و منبع اضافی مهمی از سرمایه‌گذاری‌های این نهادها را تشکیل می‌دهند.

خط مشی دانشگاه ملی سنگاپور: حقوقی که از تجاری سازی طرح حاصل می‌شوند به این ترتیب تقسیم خواهند شد: مخترع 50 درصد، دانشکده 30 درصد، دانشگاه 20 درصد. در حال حاضر نرخ تقسیماتی که دانشگاه قید کرده‌است به این صورت می‌باشد. در حالی که این نحوه‌ی توزیع می‌تواند در زمان‌های مختلف با تصمیم دانشگاه تغییر نماید، اما در هر زمان وضعیت غالب، قابل بحث نبوده و بایستی به آن عمل شود. اگر بیش از یک مخترع در طرح همکاری داشته‌ باشند، 50 درصد حق مخترع بین تمامی تیم با نرخی که خود با یکدیگر توافق می‌کنند تقسیم خواهد شد.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب