« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
اصغر دلاور

مدیران سازمانها باید محیط را به گونه ای فراهم کنند تا افراد کمتر به فکر تغییر شغل بیفتند. یکی از مواردی که باعث جابه جایی نیروی انسانی در سازمانهاست، عدم آشنایی آنها با محیط سازمان و قوانین داخلی آن است .
آموزش قبل از تصدی شغل برای افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نباید نام این آموزشها را به حساب هزینه گذاشت .
حال این پرسش مطرح است که مدیران چه آموزشهایی را برای پرسنل تازه کار خود در سازمان درنظر گرفته اید تا آنها در بدو ورود به فکر تغییر شغل خود نیفتند؟ مدیران باید به این پرسشها پاسخ دهند: آیا فرد تازه وارد از محیط کار خود آگاهی دارد؟ آیا می داند قوانین و مقررات داخلی سازمان به چه صورت است؟ آیا می داند در صورت بروز مشکل به چه کسی مراجعه کند؟ آیا می داند سازمان از او چه انتظاراتی در آینده دارد؟ آیا می داند در این سازمان تا چه مراحلی می تواند رشد کند؟
در سازمانهای موفق جهان که دارای فرایند آموزشی مناسب هستند به این امر توجه خاصی شده است و در فرایند آموزش، مرحله ای را با عنوان مرحله آشناسازی افراد تازه کار با سازمان و قوانین مربوطه درنظر گرفته اند. فرایند آشناسازی چیست و چگونه می توان به آن توجه کرد؟
فرایند آشناسازی فرایندی است که فرد را بعد از پذیرفته شدن، به عنوان پرسنل سازمان ازطریق واحد آموزش با قوانین، محیط کاری و سایر مواردی که در سازمان مطرح است آشنا می سازد. به این ترتیب که فرد موردنظر در یک دوره زمانی که باتوجه به وسعت سازمان می تواند از چند ساعت تا چند هفته باشد در آن شرکت کرده و بعداز اتمام این دوره می تواند در سازمان خود مشغول به کار شود .
مواردی که می توان در فرایند آشناسازی به آن توجه کرد عبارتند از :
1 –
دادن اطلاعات کلی درمورد سازمان: مثلا سازمانی که فرد قرار است در آن فعالیت کند چگونه سازمانی است. وضعیت سازمان در مقابل رقبا به چه صورت است، چند درصد از سهم بازار دراختیار سازمان است و خط مشی کلی سازمان چیست. ازجمله اطلاعاتی است که باید دراختیار تازه وارد قرار گیرد .
2 –
آشنایی با چارت سازمانی: همانگونه که آگاه هستید یکی از اصول چهارده گانه مدیریت اصل وحدت فرماندهی است یعنی اینکه شخص بایستی بداند از یک نفر دستور می گیرد و به یک نفر گزارش می دهد. فرد در بدو ورود باید بداند سرپرستش کیست و نحوه گزارش دهی او چگونه خواهدبود .
3 –
آشنایی با قوانین مربوط به مرخصی ها، تأخیرها، غیبتها، استعلاجی ها: الف – شخص باید بداند نحوه اخذ مرخصی ها به چه صورت است. در هر ماه چند روز می تواند از مرخصی استفاده کند .
ب – تأخیرها: آیا اصولا در این سازمان فرد می تواند تأخیر داشته باشد و در صورت تأخیر و عدم حضور به موقع به چه صورت عمل کند .
ج – غیبت ها: در صورت غیبت به چه صورت باید عمل کند .
د – استعلاجی: نحوه اخذ استعلاجی به چه صورت است .
4 –
آشنایی با محل قرارگرفتن دفتر مدیر سازمان، معاونین، واحد اداری، مالی، واحد ایمنی و بهداشت، دستشویی‌ها، غذاخوری، رختکن، نمازخانه و نحوه برقراری تماس تلفنی .
5 –
آشنایی با نحوه دریافت حقوق، مساعده، وام و سایر موارد مالی .
6 –
قوانین و مقررات بهداشتی و ایمنی .
7 –
شیفت های کاری و تعطیلات .
8 –
جابه جایی در سازمان به چه صورت است و در چه صورت فرد رشد خواهدکرد .
اگر سازمانی بتواند راههای رشد فرد در آینده را به او نشان دهد موفق خواهدشد که چند درصد از جابه جایی های آتی پرسنل سازمان را کنترل کند. اگر ما محیط خوشایند را به اشعه الفا و محیط ناخوشایند را به اشعه گاما تشبیه کنیم نتیجه زیر حاصل می شود .
در محیط خوشایند اشعه آلفا بر مغز ما حاکمیت دارد که حاکمیت این اشعه باعث قلیایی شدن خون ما می شود. درنتیجه خون خوش رنگتر شده و درنتیجه ماده ای به نام «دوپامین» را در معده ترشح می کند که ترشح این ماده سبب می شود ما راحت تر کار کنیم و خوش اخلاق تر باشیم. در محیط ناخوشایند اشعه گاما بر مغز حاکمیت دارد و حاکمیت این اشعه باعث سیاه شدن خون می شود. درنتیجه خون سیاه شده و ماده ای به نام آدرنالین ترشح می‌کند و در این صورت خون ما اسیدی شده که این ماده سرمنشا دلواپسی ها و نگرانیهاست و سبب پایین آمدن بهره وری فرد می شود .

به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۶۷

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مترجم: علیرضا ملکی

متخصصان بازاریابی به شما خواهندگفت که یک مجموعه روابط عمومی که به درستی برنامه ریزی شده است، اغلب از تبلیغات موثرتر می باشد. این آموخته شما را در تشکیل و توسعه هسته مجموعه فعالیتهای روابط عمومی‌تان در شش مرحله آسان کمک خواهدکرد :
گام اول: هدفهای روابط عمومی یا برنامه رسانه ای خود را تعریف کنید و بنویسید. از چه طریقی شما مجموعه فعالیتهای روابط عمومی تان را طراحی خواهید کرد؟ آیا این فعالیتها طراحی خواهدشد به منظور :
-
ایجاد نظریه کارشناسی میان همکارانتان، مطبوعات یا مشتریان و ارباب رجوع بالقوه شما؟
-
ایجاد حسن نیت میان مشتریان، عرضه کنندگان مواداولیه یا جامعه تان؟
-
ایجاد و تقویت نام تجاری شما و تصویر یک شرکت حرفه ای؟
-
اطلاع رسانی و ایجاد ادراکات خوب درخصوص شرکت و فعالیت؟
برای اینکه برنامه رسانه ای یا روابط عمومی شما موفق باشد، اولین و مهمترین چیز تعیین و تعریف اهدافتان است. با یک هدف روشن در ذهن، شما زمینه ای برای تکمیل این آموخته ها فراهم خواهیدکرد .
گام دوم: اهداف کوتاه مدت خود را در دستیابی به این اهداف بلندمدت تعریف نمایید. مشخص بودن، قابل اندازه‌گیری بودن، نتیجه گرا بودن و دارای چارچوب زمانی بودن اهداف کوتاه مدت، با اهمیت است.گام سوم : تعیین کسی که مخاطب موردنظر شما است. شما می خواهید با این مجموعه فعالیتها به چه کسی دسترسی داشته باشید؟ شما می خواهید پیام اصلی تان چه باشد؟
گام چهارم : برنامه ای زمانی برای مجموعه فعالیتهای روابط عمومی خود آماده نمایید. با منطبق کردن برنامه روابط عمومی با سایر تلاشهای بازاریابی و فروش، هم افزایی ایجاد نمایید .
گام پنجم: برنامه تاثیر در دیگران با گفتار یا نوشتار را آماده نمایید . از چه وسایل ارتباطی برای رساندن پیغامهایتان به عموم استفاده خواهید نمود؟ برای مثال ممکن است شامل موارد زیر باشد :
-
نشریات
-
مقالات
-
داستانهای موفقیت مشتریان
-
کنفرانس مطبوعاتی، مصاحبه، یا سفرهای تبلیغاتی
سه روش را از لیست انتخاب کنید و تحقیق و توسعه روشتان را آغاز نمایید .
گام ششم: معیاری به منظور پیگیری نتایج فعالیتهای روابط عمومی قرار دهید. بعد از هر مجموعه فعالیت، نتایج را مرور کنید. آیا شما باید اصلاحاتی را در برنامه اولیه لحاظ نمایید؟ اگر این طور است، چگونه و چرا؟

به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۷۳

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف 

می گویند سابقه شرکتهای چندملیتی در جهان به سال 1135 میلادی برمی گردد و از آن همان زمان هم دائماً این شرکتها با مخالفتهای زیادی مواجه بوده اند. در زمانهای قدیم می گفتند چنین شرکتهایی نشأت گرفته از "دیو ثروتمند" کشورهای توسعه یافته اند و "حرص و ولع" غیرقابل کنترلی برای گسترش نفوذ خود دارند.

 

اما امروز دیگر برخلاف گذشته، این حرفها به گوش هیچ کس نمی رود؛ و آن را ادعایی بیش نمی توان خواند. همزمان با اینکه جهانی سازی باعث باز شدن بازارهای جدید به روی شرکتهای کشورهای ثروتمند دنیا شده است، می توان شرکتهای زرنگ و رو به رشدی را نیز در سطح جهان مشاهده کرد که به صورت چندملیتی کار می کنند اما بنیان خود را از کشورهای نه چندان ثروتمند گرفته اند.

در حال حاضر، شرکتهای چینی و هندی راه رقابت با شرکتهای بزرگی از کشورهای ثروتمند دنیا را در پیش گرفته اند. همین امسال، شرکتهای هندی به رهبری "هیندالکو" و "تاتا استیل" موفق شده اند 34 شرکت خارجی را به ارزش  7/10 میلیارد دلار خریداری کنند. حتی شرکتهای هندی ارائه دهنده خدمات فن آوری اطلاعات، مثل "اینفوسیس"، "مشاوران خدماتی تاتا"، و "ویپرو" کار را به جایی رسانده اند که غولهای بزرگی مثل "اکسنچر" و "آی بی ام" هم به هراس افتاده اند. شرکت "بیگ بلو" هم بخش خدمات کامپیوترهای شخصی خود را به یک شرکت چینی چندملیتی به نام "لوونو" واگذار کرده است؛ و شرکت "پترو چاینا" هم به یک غول بزرگ در آفریقا و حتی سودان تبدیل شده است. شرکتهای چندملیتی برزیلی و روسی هم در تلاش هستند که جایگاه خوبی برای خود در سطح بین المللی دست و پا کنند. روسها در این راه حتی از هندیها هم جلو زده اند و قصد دارند شرکت هواپیمایی ایتالیا (آلیتالیا) را هم بخرند.

البته هنوز راه زیادی برای رسیدن این شرکتهای چندملیتی به مقصد باقی مانده است. مثلاً شرکت "ران باکسی" هند هنوز با شرکتی مثل "فیزر" قابل مقایسه نیست و "حایر" چین هم در مقابل شرکتی مثل "ویرپول" به یک ماهی کوچک در برابر یک وال شباهت دارد! اما این شرکتهای چند ملیتی همان راهی را در پیش گرفته اند که در دهه 1980 میلادی توسط شرکتهای ژاپنی و در دهه 1990 میلادی توسط شرکتهای کره جنوبی طی شد. همان طوری که شرکتهایی مانند تویوتا و سامسونگ، رقبای غربی خود را وادار به تجدید نظر در طرحها و برنامه هایشان کردند، امروز نیز شرکتهای جوان چندملیتی، آن جنگجویان فرتوت سابق را به چالش طلبیده اند.

این تازه واردها البته مزیتی هم نسبت به شرکتهای قدیمی دارند: آنها در سایه رقبای قدیمی شان قرار نگرفته اند و از این سایه هراسی هم  ندارند. مثلاً شرکت "اینفوسیس" خودش را در موقعیتی بهتر نسبت به "آی بی ام" می بیند، زیرا برای هر تصمیم گیری کوچکی مجبور نیست از هزاران نفر از مقامات و کارشناسانش نظر بپرسد. به همین جهت است که راه برای ایده یابی و استعداد یابی در "اینفوسیس" بازتر است تا در "آی بی ام". از سوی دیگر، شرکتهای چند ملیتی غربی دریافته اند که کارشناسان و کارکنانی که در این شرکتها مشغول هستند ترجیح می دهند با آغاز فعالیت شرکتهای چند ملیتی جدید از کشورهای متبوع خود، به کادر این شرکتها بپیوندند.

اما مزیتهایی که این شرکتهای چندملیتی دارند چندان زیاد نیست. از یک سو، واقعیت آن است که عدم تأثیر پذیری زیاد شرکتهای چند ملیتی جدید از سهامداران نمی تواند همیشه به عنوان یک مزیت تلقی شود؛ زیرا اختلاف میان شرکتهای چندملیتی جدید و قدیم آنگاه که به سطح جهانی برسد کمرنگ می شود. از سوی دیگر، شرکتهای چندملیتی جدید هم برای "ولخرجی" در سطح بین المللی موقعیت چندان آسانی ندارند؛ مثلاً اگر به خاطر مهارت فوق العاده شرکت "کوروس" نبود،  شرکتی مثل "تاتا استیل" هند هیچ گاه چنان پول کلانی را برای دراختیار گرفتن آن خرج نمی کرد.

این شرایط می تواند شرکتهای ثروتمند را از زیر بار انتقادات خارج کند؛ زیرا این شرکتها به خاطر داشتن مهارت، مناسبات گسترده با مشتریان، و حمایت از ابتکار و نوآوری، در موقعیت بهتری نسبت به شرکتهای چندملیتی جدید قرار دارند.

"سام پالمیناسو" رییس شرکت "آی بی ام" معتقد است که ساختار شرکتهای چند ملیتی در حال تغییر است. به نظر او، شرکتهای چند ملیتی در قرن نوزدهم میلادی فعالیت خود را آغاز کردند؛ یعنی زمانی که کالاها باید از کشتی های خارجی به داخل کشور منتقل می شد. اما  به تدریج این فعالیتها شکل گسترده تری به خود گرفت. به اعتقاد پالمیسانو، باید فعالیتهای برتر در سطح جهانی در کنار یکدیگر قرار گیرند و در این میان، توجهی به محدودیتهای جغرافیایی مبذول نشود. در همین راستا نیز هست که "آی بی ام" در حال حاضر پنجاه هزار کارمند در هند دارد و می خواهد در آینده فعالیتهای خود را در این کشور گسترش دهد. از سوی دیگر، به رغم آنکه هند دومین مرکز بزرگ فعالیت هند در خارج از آمریکا به شمار می آید، اما دفتر اصلی تهیه و تدارک این شرکت از نیویورک به شهر شنزن در چین منتقل شده است.

همانطور که "پالمیسانو" می گوید، رسیدن به شرایط ایده آل در خصوص فعالیتهای شرکتهای چند ملیتی به یک نسل فرصت احتیاج دارد. بی دلیل نیست که شرکت جنرال الکتریک هم تلاش کرده که کارمندانش را در درجه اول به کارمندان "جنرال موتورز" و در درجه دوم به اتباع هندی، چینی و آمریکایی تبدیل کند. در راستای همین سیاست، شرکت چینی "لوونو" هم یک آمریکایی به نام "ویلیام آملیو" را به عنوان رییس اجرایی شرکت در سنگاپور معرفی کرده است. آملیو باید تحت نظر یک رییس چینی کار کند اما همین انتخاب هم حاکی نکات قابل توجهی است.

رویکردی مثل رویکرد "آی بی ام" هم تنها در شرایط فعلی امکان پذیر شده است. بسیاری از موانعی که در گذشته بر سر راه تجارت میان مرزی وجود داشت، امروزه از میان رفته است اما هنوز هم این راه هموار نیست. شرکتهای چند ملیتی جدید باید به درستی تشخیص دهند که چه کشورهایی مناسب فعالیت آنها هستند. اگر تشخیص آنها اشتباه باشد، این موانع به مشکلات بزرگی تبدیل می شوند.

هیچ کس ادعا نمی کند که کنار آمدن با رقبای جدید، کار آسانی است. شرکتهای چندملیتی هم راه آسانی در پیش ندارند؛ اما مصرف کنندگان به هر صورت از این رقابت بهره خواهند برد.

  منبع:اکونومیست



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

به نظرم یکی از مهمترین رموز موفقیت در زندگی و کار «برخورداری از اطلاعات بیشتر» است. وقتی دانش و اطلاعات شما بیشتر باشد، تصمیم درست تری اتخاذ می‌کند که این هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان یا شرکت شماست. سی سال پیش، تلفن همراه وجود نداشت، فکس وجود نداشت، اینترنتی در میان نبود و کامپیوترها به این اندازه نبودند که فقط روی یک میز فضای کمی به خود اختصاص دهند یا حتی قابل حمل باشند. اما سی، پنجاه یا حتی یکصد سال پیش می‌توانستید افرادی را بیابید که در کار و زندگی‌شان موفق بوده اند: آنها چه می‌کردند که به موفقیت دست می‌یافتند؟ آیا در اتاق پشتی فروشگاه یا شرکت‌شان، یک دستگاه کامپیوتر نوت بوک داشتند که به شبکه‌ی اینترنتی مخفی آن زمان متصل بود؟ نه! چنین چیزی آن زمان امکان پذیر نبود. ما داریم حتی در مورد زمانی صحبت می کنیم که روزنامه‌ها آنقدرها هم فراگیر نشده بودند و صنعت چاپ یک صنعت مدرن و مکانیزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقیق کنید خواهید دید که موفق‌ترین آنها دارای شبکه‌ای قوی از ارتباط با افراد موفق دیگر بودند. افراد موفق در کار و زندگی فقط اجازه می‌دادند که افراد موفقی چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت می‌کردند و از آنها چیز می‌اموختند. این خودش یک راز موفقیت است که نسل به نسل و سینه به سینه این راز را به یکدیگر انتقال می‌دادند.

تحقیق کنید و ببینید که افراد موفق کسانی بودند که اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی دیگران را به سوی خود جذب می‌کردند. چگونه؟ خیی ساده : آنها جویای علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتی و بدون خجالت و رودربایستی آنچه نمی‌دانستند را از آگاهان و ناظران می‌پرسیدند. پس یک راز موفقیت دیگر همین است که اگر چیزی را نمی‌دانی بپرسید و بعد در باره آنچه به دست می‌آورید،‌ پرس و جو کنید و اطلاعات خودتان را افزایش دهید.

افراد موفق، افراد موفق دیگر را زیر نظر می‌گیرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربه‌های آنها را شناسایی می‌کنند و خودشان در صدد این برمی‌آیند که با آن منابع ارتباط برقرار کنند. در قدیم، زمانی که این تکنولوژی نوین کنونی در اختیار نبود، مثلاً در دوره ی کشاورزی، پدران به فرزندان (اکثراً پسران) این دانش و اطلاعات و تجربیات را منتقل می ساختند، در دوره ی صنعتی، پدران دیگر توانایی این را نداشتند که همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر این آنها را راهی کارگاهها و دانشگاهها می‌کردند تا مهارت های لازم را از استادان فرابگیرند. ما اکنون در عصر و دوره‌ای هستیم که به آن عصر اطلاعات و ارتباطات می‌گویند، عصری که من آن را عصر گرداب گسترده گیتی می‌دانم (که ماهیت جذب کردن دارد و بی چون و چرا همه را در نهایت به سمت و سوی خود جذب می‌کند.) در این عصر، افراد موفق، افرادی هستند که خیلی سریع و حرفه‌ای مهارت‌ها را به صورتی خودآموخته فرا می‌گیرند و به کار می‌بندند. پدران و دانشگاه‌ها واقعاً و در عمل نمی‌توانند همه ی آنچه افراد به آن نیاز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط می‌توانند حمایت کنند و تشویق، استادان فقط می‌توانند راه را نشان بدهند و فرزندانی که جویای علم و دانش و موفقیت هستند باید اقدام کنند به جستجو و کاوش در منابع عظیم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه باید بدانند.

پس یکی از دیگر رموز موفقیت این است جستجو کنیم و خودمان، خودمان را آموزش دهیم با استفاده از منابع علمی و کاربردی موجود (مواد و مطالب و کتب آموزشی و منابع انسانی آموزشی). اینترنت، امروز فضایی است که شما می‌توانید در آن همه‌ی این کارها را انجام دهید. من این را معجزه‌ی موفقیت می‌دانم. بگذارید یک مثال بزنم. در اینترنت در حال حاضر میلیونها سایت موجود است با میلیاردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترین استادان و دانشمندان به آن متصل هستند که هریک منابع خاص و تخصصی خود را یافته‌اند و خود را با استفاده از آن منابع به روز می‌کنند. دقیق که نگاه کنیم، آنها را افراد موفقی خواهیم یافت و طبق آنچه در بالا گفتم کافی است خودمان را به آنها و نیز به منابع آنها نزدیک کنیم و از این ارتباط و اتصال برای دستیابی به موفقیت‌های خود استفاده کنیم.

تکنولوژی
RSS یکی از بهترین ابزارها برای موفقیت شماست و این حرف مرا تحقیق کنید و ببینید که موفق ترین شما کسی ات که در این روزها بیشترین استفاده را از تکنولوژی RSS دارد. با استفاده از نرم افزارهای جمع آوری کننده اخبار و اطلاعات و خبرخوانهای RSS اطلاعات، به محض آنکه از سوی منابع خبری، ‌سایت‌ها یا وبلاگها به روز رسانی می‌شوند در اختیار شما قرار می‌گیرند و شما می توانید خیلی راحت متوجه شوید که افراد موفق (یا رقبای کاری و تجاری) مورد نظر شما بر روی اینترنت از چه منابعی استفاده می‌کنند، کافی است مسیر موفقیت آنها را دنبال کنید و شما نیز با افرادی یا شرکتها و موسساتی ارتباط برقرار کنید که آنها می‌کنند. اخبار و اطلاعات را دریافت کنید و با آنها به روز باشید و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. این هم راز دیگری است از موفقیت. به این ترتیب بعد از مدتی می‌توانید با رقبا به رقابتی سالم بپردازید چرا که ممکن است تحلیل شما از قضایا درست تر باشد به خاطر تنوع بیشتری که از منابع اطلاعاتی و اخبار خود داشته اید.
امروزه با استفاده از روشها و تکنیک های بسیار ساده و عملی می توان در تامین بهداشت روانی و کسب موفقیت در زندگی گامهای مثبت و سازنده ای برداشت کشفیات جدید روان شناسی معتقد است که رمز موفقیت , برخورداری از هوش و ذکاوت و یا شانس نیست بلکه در استفاده از توانایی و مهارت در عمل است . استفاده از تواناییهای جسمی و روانی که دراعماق وجود هر فرد به صورت دست نخورده باقی مانده است می تواند فرد را در راه رسیدن به هدف یاری کند و آنچه که موجب تفاوت میان فرد عادی و فرد موفق می شود , نحوه استفاده از این تواناییها است که به صورت ویژگیهایی نمایان می شود . این ویژگیها به فرد نیرو می دهند تا برای رسیدن به موفقیت فعالیت کند.

1- انگیزه : هر فرد موفق انگیزه نیرومند دارد که پیوسته او را به دنبال خود می کشاند و موجب پیشرفت او می گردد فرد برای حرکت فعالیت و تلاش خود دلیلی یافته که موجب می گردد , از تواناییهای بالقوه خود استفاده نمود و استعدادهای درونی خود را شکوفا کند.وجود انگیزه افراد موفق را از افراد عادی متمایز می کند و سبب می شود که زندگی رنگ و روی خاصی بگیرد. هیچ عظمتی بدون انگیزه بزرگ به دست نمی آید , خواه در زمینه ورزشی باشد خواه هنری و علمی ….
2- ایمان : ایمان نیروی محرکه ای است که وجود را به سوی ترقی و تعالی حرکت می دهند حضرت علی (ع)در نهج البلاغه آمده است : (( ایمان , عبارت است از معرفت و یقین قلبی و اقرار داشتن به زبان و عمل کردن بر طبق آن)) .
ایمان انسان را امیدوار بار می اورد و دل را به خداوند و رحمت او مطمئن می سازد. قانون زندگی , قانون اعتقاد و ایمان است . در جزر و مد زندگی, نگرانیها و هیجانات روحی , اتکاء به خداوند و ایمان به تعالیم الهی , بهترین پناهگاه است . افراد موفق کسانی هستند که ایمانشان محکم است و توجهات دلشان به ساحت قدس الهی زیاد است .

3- استراتژی : برای رسیدن به موفقیت تنها داشتن نیروی محرکه و منابع کافی نیست بلکه باید از منافع به موثرترین وجه استفاده نمود و مسیرو جهت مشخصی را نیز تعیین کرد . استراتژی روشی است که با آن امکانات را در جهت هدف تنظیم می کنند . استراتژی شناخت این واقعیت است که با هوش ترین و نیرومندترین فرد هم برای پیشرفت , نیاز به پیدا کردن راه صحیح دارد. اگر فرد بداند که برای تصمیم گیری ها چه قدمهایی را باید بردارد و نحوه برداشتن قدمها چگونه است , هر زمان که دچار بی تصمیمی گردد , می تواند خود را به فرد مصممی تبدیل کند . همه انسانها منابع و امکانات یکسانی را در اختیار دارند ام استراتژی یعنی نحوه استفاده از آن منابع و امکانات را نمی دانند . برای رسیدن به هدف , کافی است , استراتژی خاص آن را دانست .
4- درک ارزشها: ارزشها سیستم خاص عقیدتی برای تشخیص درستیها از نادرستی ها هستند. شناخت این ارزشها است که زیستن را توجیح می کند چیزهایی مانند تقوا حب وطن , ایمان به خدا عشق به آزادی , نوع دوستی ارزش نامیده می شوند . ارزش , قضاوتی اساسی اخلاقی و عملی در مورد چیزهایی است که دارای اهمیت هستند. ارزشها , نوعی داوری است درباره آنچه که زندگی را برای ما ارج دار می کند . بسیاری از مردم در مورد این که چه چیزی در زندگی آنها مهم است قضاوت روشنی ندارند و اغلب کارهایی را می کنند که بعدا موجب ناخوشنودی آنان می گردد و دلیل آن هم این است که به طور ناخود آگاه اموری را برای خود و دیگران صحیح می دانند اما مطلب برای خودشان روشن نیست . هنگامی که موفقیت های بزرگ از نظر
می گذرانیم , تقریبا همیشه به کسانی بر می خوریم که به روشنی می دانند چه چیزهایی واقعا مهم هستند , به عبارت دیگر از ارزشها درک روشنی دارند
5- انرژی : انرژی به صورتهای مختلفی خود را نشان می دهد , گاهی به صورت خروش و هیاهوی شادمانه و زمانی به صورت میل به سازندگی است . حرکت به سوی زندگی بهتر و موفقیت , با حالت سستی و افسردگی تقریبا غیر ممکن و محال است . افراد موفق , همیشه به دنبال فرصتها هستند . آنان معتقدند که انسان هیچ وقت به اندازه کافی وقت ندارد . موفقیت های بزرگ را نمی توان از شور و انرژی جسمی و معنوی که سبب می شوند تا فرد از همه توان خود استفاده کند , جدا نمود. بنابراین هر چه انرژی فرد بیشتر باشد بدن کارایی بیشتر و روحیه بهتری داشته و بهتر می تواند , استعدادهای نهفته خود را برای رسیدن به نتایج عالی به کار گیرد .

6- تسلط به فن ارتباط: قدرت ایجاد رابطه یکی از مهم ترین مهارتهایی است که هر فردی می تواند داشته باشد . امروزه دانشمندان علوم رفتاری به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مایه قدرت است و کسانی که این فن را به نحو موثر به کار می گیرند می توانند جهان را به گونه ای متفاوت درک کنندو جهان نیز آنان را به گونه ای متفاوت درک می کند . کسانی که بر اندیشه ها , احساسات واعمال اکثر انسانها تاثیر می گذارد افرادی هستند که می دانند چگونه از ابزار قدرتمند ارتباطات استفاده کنند .
هر فردی از طریق برقراری دو نوع ارتباط , تجربیات زندگی خود را شکل
می دهند :
الف ) ارتباطات درونی یعنی گفتن یا احساس تصورات درونی .
ب) ارتباط بیرونی یعنی استفاده از کلمات , لحن صدا و تغییرات چهره برای برقراری ارتباط با دنیای خارج .
مساله مهم و قابل توجه این است که زندگی افراد موفق نشان می دهد که اتفاقات روزانه تعیین کننده کیفیت زندگی نیست بلکه عکس العمل های انان در برابر این اتفاقات تعیین کننده است .

7- نیروی صمیمیت : افرادی که بتوانند رشته های مودت و صمیمیت را با مردمی که دارای عقاید و فرهنگ متفاوت هستند مستحکم کنند , بزرگترین موفقیت را در زندگی خود به دست آورده اند . تقریبا تمام افراد موفق قدرت فوق العاده در جلب دوستی دیگران دارند و می توانند با افرادی که خصوصیات و اعتقادات گوناگون دارند ایجاد صمیمیت کنند . افراد موفق همچنین دارای نرمش , انعطاف پذیری و جاذبه خاصی هستند و بدین ترتیب می توانند , توجه افراد کثیری را به خود جلب کنند . چنانچه بتوان با افراد مناسب , رابطه صمیمانه و دوستانه برقرار ساخت می توان هم نیاز آنان را برطرف نمود هم آنان احتیاج فرد را بر طرف سازند.


مرجع:
www.modirha.com



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی


ترجمه و تألیف: حسن خسروی
مقدمه

بسیار مشاهده شده که مدیران کارآمد، فعال و پرتلاش به جهت اینکه نتوانسته اند حاصل فعالیتهای خود را با بیانی رسا و شیوا برای مخاطبان طرح کنند، در کارهای خود موفقیت چندانی نداشته اند .
پرواضح است که اگر یک مدیر، کلام فصیح، بلیغ و اثرگذار نداشته باشد نمی تواند آنچنان که باید و شاید در عرصه های رقابت، نقد، پرسش و پاسخ و گزارش دهی موفق باشد و این یعنی ناکامی یک مدیر در تحقق کامل اهداف فردی و سازمانی .
اهمیت این نکته که یک مدیر چگونه یک بیان و سخنرانی اثربخش داشته باشد برکسی پوشیده نیست. گفتار، کلام و سخن شما می تواند معجزه کند. یک مدیر با یک سخنرانی اثربخش می تواند چه بسا مخالفان را به موافقان تبدیل و دل موافقان را بیشتر و مصمم‌تر با خود همراه کند .
سخن گفتن و بیان مطلب، مقوله ای است که می تواند به نوعی به پیشبرد اهداف و برنامه های مدیران کمک شایانی کند. شاید برای شما پیش آمده باشد که با سخنی مناسب، تاثیرگذار و پرجاذبه، عده ای را با نظر و خواسته خود موافق و همراه کرده باشید و چه بسا گاهی اتفاق افتاده که به خاطر نداشتن نفوذ کلام و عدم ارتباط مطلوب، نتوانسته ایم در این کار توفیق چندانی داشته باشیم .
درهرحال زبان، گفتار و سخن، موهبتی است که بحث و بررسی پیرامون آن مجال بیشتری از این مختصر را می‌طلبد و این بشر است که با این ویژگی ممتاز و این سلاح بزرگ، حساس و پراهمیت می تواند در عرصه های زندگی، کار وحیات خود دگرگونی ایجاد کند .
حل برخی ویژگیهای گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبی را پیرامون یک سخنرانی اثربخش ذکر می کنیم .

ویژگیهای گفتار و سخن
1 –
حتی الامکان براساس منطق و پایه های علمی باشد؛
2 –
ترجیحا از روی احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد؛
3 –
منفعلانه و از روی عصبانیت و تعجیل نباشد؛
4 –
منقطع، بریده بریده و نامفهوم نباشد؛
5 –
به خاطر خوشایند این و آن و یا به خاطر دشمنی با کسی به زبان نیاید؛
6 –
بیهوده، پراکنده و بی پروا و بی ادبانه نباشد؛
7 –
درجهت رضای حق تعالی و خشنودی او باشد؛
8 –
شفاف، صریح، ساده و بی پیرایه و درعین حال مستحکم، ماندگار و جامع و مانع باشد؛
9 –
بی روح، گنگ، و بی سروته نباشد .

ویژگیهای یک سخنرانی اثربخش
قبل از هر چیز، برای آنکه یک سخنرانی اثربخش باشد بایستی مقدمات مربوط به آن به خوبی مدیریت شده باشد . مثلا :
1 –
وقت برگزاری سخنرانی :
الف) صبح باشد (چه ساعتی)؛
ب) عصر باشد (چگونه)؛
ج – اوایل هفته باشد یا آخر هفته؛
د) روز تعطیل باشد یا غیرتعطیل؛
ه) در وقت روزهای گرم سال باشد یا سرد؛
و) در مناسبتی خاص باشد .
و ...
2 –
مکان برگزاری سخنرانی :
الف ) ازنظر مسافت و موقعیت جغرافیایی و نحوه دسترسی شرکت کنندگان؛
ب) از لحاظ نور صدا – تهویه و ...
ج) دارای فضای سبز و درخت و... است یا در میان انبوه ترافیک و صدا و ...
د) گنجایش لازم و وسعت کاری؛
ه) محل پذیرایی از میهمانان خاص؛
و ) پارکینگ و عبور و مرور؛
ز) آبخوری و سرویس های بهداشتی؛
ح) امکانات از لحاظ برقراری ارتباطات (فاکس – اینترنت – تلفن و...)؛
ی) دکور و چیدمان وسایل .
3 –
سخنران :
الف) مشهور است، محبوب است؛
ب) دارای مقام و موقعیت خاصی دراجتماع است؛
ج) جزو کدام گروه و حزبی است؛
د) اصالت خانوادگی و سوابق خدمتی؛
ه) مدارک تحصیلی خود را از چه مراکزی دریافت کرده است؛
و) حامیان و طرفداران او چه کسانی هستند؛
ز) چه ویژگیهای فردی و شخصیتی بارزی دارد .
4 –
برگزارکنندگان :
الف) چه قصدی و هدفی را دنبال می کنند؛
ب) سازمان و یا مرکز خاصی است یا به وسیله تشکلهای غیردولتی برگزار می شود؛
ج) کار دعوت و پذیرایی را به خوبی برنامه ریزی کرده اند؛
د ) نکات ایمنی، بهداشتی و حفاظتی لازم را مدنظر قرار داده اند؛
ه) دارای انسجام و هماهنگی هستند؛
و) بروشور و برگه های اطلاع رسانی لازم را آماده کرده اند .
5 –
شرکت کنندگان (مخاطبان ):
الف) قشر خاصی از جامعه هستند؛
ب) انفرادی دعوت شده اند یا با خانواده؛
ج) برای سرگرمی آمده اند یا استفاده علمی تخصصی؛
د) برای سرگرمی کودکان و فرزندان برنامه های خاصی تدارک دیده شده است؛
ه) سرویس برای رفت و آمد آنان مهیا شده است؛
و) از محتوا و هدف برگزاری سخنرانی اطلاع دارند .

ویژگیهای یک سخنرانی اثربخش
یک سخنرانی برای یک جمع کوچک و کم تعداد به مراتب کم دردسرتر از یک سخنرانی با تعداد زیادی مخاطب است در این گونه موارد بایستی با استفاده از حرکات دست، ایما و اشاره و مدیریت خوب زمان، کارسخنرانی را به پیش برد .
ممکن است در بخش پرسش و پاسخ و یا در خلال سخنرانی عده ای پرسشهای غیرمعمول از شما داشته باشند می‌بایست مراقبت کنید در دام آنها گرفتار نشوید که در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در این‌گونه موارد بهتر است اول تکلیف را روشن و بیان کنید که به پرسشهای خارج از موضوع و یا در لابلای برنامه سخنرانی پاسخ نخواهید داد .
با آوردن مثالهای ملموس، کاربردی و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهای معروف، خاطرات جذاب، تجربیات گذشته، یافته های علمی و... گهگاه فضای سخنرانی را تلطیف کنید تا کار شما کسالت آور و خسته کننده نباشد .
مطالب خود را حتی الامکان خلاصه و کوتاه بگویید و برای این کار یادداشتهای کوچکی حاوی سرفصل و کلمات کلیدی سخنرانی تهیه و آماده کنید تا روند سخنرانی و ارائه مطالب روال معقول و خوشایندی داشته باشد .
گاهی اوقات از حضار و شرکت کنندگان بخواهید که کلمات آخر شما را بیان کرده و از این طریق مشارکت بیشتری به آنها در ارائه مباحث بدهید .
هرگونه حرکات حاضران را زیرنظر داشته باشید ممکن است هر حرکت آنان پیامی به دنبال داشته باشد. مثلا اگر آنها زیاد به ساعت خود نگاه می کنند یا بر روی صندلی مدام جابجا می شوند و یا کارهایی مشابه انجام می دهند احتمالا بدین معنی است که :
الف) خسته شده اند؛
ب) وضعیت تنفس و هوای مکان برگزاری مناسب نیست؛
ج ) شما بیش از وقت تعیین شده صحبت کرده اید؛
د) مطالب دیگر جاذبه و پذیرش لازم را ندارند .
در بین سخنرانی پرانرژی و پویا باشید. درحقیقت روح شادابی و نشاط را به حاضرین انتقال بدهید و آنها را متمایل کنید به اینکه تا پایان همراه شما باشند .
می توانید گاهگاهی تن صدای خود را بالا، پایین کنید و توجه افراد را بدین ترتیب همواره با خود داشته باشید .
میکروفن همانقدر که می تواند در کیفیت کار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم می تواند آزاردهنده و اذیت‌کننده باشد. مراقب میکروفن باشید .
نوع به کارگیری و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خیلی مهم است. نوع پوشش و لباس شما هم بی تاثیر در ارائه سخنرانی نیست. لباسهای رنگ و رو رفته، چروک و ناصاف، کفشهای نامناسب، آرایش مو و صورت هرکدام عواملی هستند که می توانند کار شما را تحت الشعاع قرار دهند .
گاهی می توان از اسلاید، اورهد، پاورپوینت (POWER POINT) ، شعر، داستانهای کوتاه و وسایل سمعی و بصری برای انتقال بهتر مطالب استفاده کرد؛ به علاوه آنکه نمودارها، اعدادو ارقام (آمار) و تخته سیاه (وایت برد) هم یاری رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند .
جو و شرایط حاکم بر جلسه سخنرانی را به خوبی ارزیابی کنید. اگر احساس کردید که شنوندگان ظرفیت حرفهای شوخی و مزاح را ندارند از آنها پرهیز کنید .
همیشه ممکن است عده ای نخاله و یا غیرنرمال در مجلس سخنرانی وجود داشته باشند باید بتوانید آنها را اداره کنید تا اوضاع را به هم نریزند .
برای دریافت بازخورد حاصل از سخنرانی خود، در پایان، آدرس پست الکترونیک آدرس اینترنتی و یا تلفن خود را بیان کنید تا نقاط قوت و ضعف شما را منعکس کنند. در ابتدای سخنرانی یک بیوگرافی مختصر و مفید از خود برای حاضران ارائه دهید این کار باعث می شود شما را بیشتر باور کنند .
در پایان نیز، یک چکیده در چند خط از موضوع و محتوای سخنرانی ارائه دهید .
از علم روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی سعی کنید برای ارائه سخنرانی بهتر بهره بگیرید .
بزرگ کردن خود را در کوچک پنداشتن و تحقیر دیگران نبینید. افکار عمومی قاضی و داور خوبی درمورد سخنان و مطالب شما هستند .
هرچقدر شتاب و تعجیل در بیان کلمات و جملات بیشتر باشد امکان تپق زدن و اشتباه هم بیشتر می شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت کنید .
چهره بشاش، احترام و رعایت ادب و کرامت انسانی، استفاده از تکیه کلام‌های دلنشین و درک روحیات، عواطف و تمایلات شنوندگان نکات با اهمیتی هستند که نبایستی از آنها غفلت کرد .

منابع و ماخذ
1 –
آرمیچل، ترنس – مردم در سازمانها – ترجمه دکتر حسین شکرکن – انتشارات رشد – چاپ دوم پاییز 1377
2 –
باترا، ویجی و پرامد – اندیشه های خوب برای همه – ترجمه هیبت ا... اسدی – انتشارات آستان قدس رضوی – چاپ اول 1381
3 –
دکر، برت – مدیریت فرایند ارتباطات موثر ترجمه دکتر بهزاد رمضانی – انتشارات نشر دایره – چاپ اول تابستان 1379

به نقل از ماهنامه‌تدبیر شماره‌ی ۱۶۸

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی

زمانی ازیک مصاحبه استخدامی گذشته ولی کسی باشما تماس نمی گیرد؟ بعد ازمدتی که با واهمه کاررا دنبال می کنید ودرذهنتان   به جستجوی آن هستید که چه اتفاقی افتاده است تلاش می کنید با مرور آنچه گذشته دریابید که نتیجه چه بوده است ؟ به دنبال آن دفترتلفن خودتان را بازمی کنید وبا محلی که باشما مصاحبه شده تماس می گیرید . اکنون ببینیم چه روی داده است ؟

شما فقط تلفن زده اید، شغلی پیدا نکرده اید .

مصاحبه کننده به شما می گوید: از اینکه تشریف آوردید، سپاسگزارم، اما شخص دیگری را استخدام کرده ایم .

ممکن است که یک تمایل غریزی شما را وادار به تلفن زدن کند اما اگر مدبرانه عمل کنید، ظرف مدت چند دقیقه بعد از صبحت کردن با مصاحبه کننده احساس خوبی پیدا خواهید کرد .

به دلیل اینکه علت مردود شدن در این مصاحبه را متوجه شده اید و این همان نکته ای است که به شما در جستجوی شغلی بعدی کمک بزرگی خواهد کرد. به عنوان مثال می توانید از مصاحبه کننده درخواست کنید که در این باره به شما توضیحاتی بدهد. اکنون وقت این نیست که کنترل خودتان را از دست بدهید و غیرحرفه ای عمل کنید. به خاطر داشته باشید که ممکن است فرد دیگری که استخدام شده، نتواند کار کند و گزینه بعدی برای استخدام جایگزین، شما باشید، و شاید هم شما را برای قسمت دیگری از سازمان در نظر گرفته باشند. نباید از کوره در بروید و مثلا بگویید: «خوب، این بدشانسی شما بود که مرا انتخاب نکردید! بالاخره معلوم هست که قراراست چه کسی را استخدام کنید؟». در عوض باید جملاتی شبیه به این را بگویید : « برای اینکه مرا از این موضوع مطلع کردید، سپاسگزارم. می توانم بپرسم که علت پذیرفته نشدن من چه بوده است؟ »

اگر پاسخ واضحی دریافت نکردید، می توانید اینگونه ادامه دهید:« ممکن است خواهش کنم مرا راهنمایی کنید و بگویید که باید چگونه مهارت ها و تواناییی های خودم را افزایش دهم و یا اصلا برای موفقیت و دستیابی به چنین موقعیت شغلی، در آینده باید چه مهارت ها و توانایی های دیگری کسب کنم؟»

اشاره به چنین نکاتی، باعث می شود که مصاحبه کننده متوجه شود که حتی در شرایط ناراحت کننده نیز قادر به حفظ خونسردی خود بوده و برای اثبات توانمندی های خود، همچنان ثابت قدم هستید. همین ممکن است موجب شود تا مصاحبه کننده موقعیت شغلی دیگری که موجود است را برای شما در نظر بگیرد .

در عین حال نیز می توانید برای پافشاری بیشتر از یک چنین جملاتی استفاده کنید: «البته من هنوز هم بسیار تمایل دارم که با شرکت شما کار کنم، و در صورت لزوم حاضرم در آزمون یک موقعیت شغلی دیگر از شرکت شما، امتحان دهم، یا اینکه یک بار دیگر هم در آینده در همین مصاحبه شغلی، شرکت کنم؛ آیا برای شما چنین کاری مقدور است؟ »

نکته! اساسی در اینجا، غرولند نکردن و حفظ ارتباط با کارفرما یا مصاحبه کننده است. این نوع مکالمات می تواند منجر به یادآوری های بعدی در آینده شود و با این کار شما نشان می دهید نه تنها از پذیرفته نشدن در مصاحبه، ناامید نشده اید، بلکه همچنان تمایل دارید که در لیست «فعال» کارفرمای احتمالی خود باقی بمانید .

این تاکتیک معمولاً به یافتن موقعیت های شغلی دیگری، منجر می شود. به عنوان مثال، می توانم بگوییم که شما فقط دریافته اید که چرا نتوانسته اید موقعیتی را که امیدوار به پذیرفته شدن در آن بودید، به دست بیاورید. اما این عین ناامیدی است، اگر شما نتوانسته اید از این موقعیت برای اعمال تغییرات لازم جهت مصاحبات بعدی استفاده کنید، دنیا که به آخر نرسیده است. در این گونه موارد، شما حداقل نوعی رابطه آشنایی با فردی که اطلاعات مورد نظر را به شما داده است، پیدا کرده اید، بنابراین پرسیدن چند سوال، چندان غیرمعقول نخواهد بود .

شما می گویید:«خوب، البته ناراحت که هستم، اما مایلم که بدانم برای اصلاح نقاط ضعف خودم، بهتر است چه کارهایی انجام بدهم. شما می توانید چند راه کار مناسب را که در این زمینه به من کمک کند، پیشنهاد نمایید؟ »

بعد از اینکه (امیدوارانه)، اطلاعات مفیدی در این زمینه کسب کردید، آنگاه می توانید درباره آنها فکر کنید. آیا باید دوره های بیشتری ببینید؟ باید در قسمت های دیگری کار کنید و یا آموزش همزمان داشته باشید تا بتوانید به کسب موقعیت مورد نظر خود قائل شوید؟

می توانید در نهایت بپرسید:«اگر شما به جای من بودید، دفعه بعد چه کار می کردید؟»

با اینکار شما، در ذهن آن کارفرما به عنوان شخصی که مایل به اکتساب مهارتهای جدید و آموزش دیدن در زمینه های دیگر نیز هست، نقش می بندید و به احتمال زیاد، در آزمون های استخدامی دیگر، از شما چشم نخواهد پوشید . چنانچه نتوانستید مستقیماً به پاسخ سوالات خود دست پیدا کنید، تقاضا کنید تا وقت ملاقات دیگری برای شما تعیین کنند .

به خاطر داشته باشید :

فردی که قادر به کنترل احساس ناراحتی خود باشد و حرفه ای عمل کند- و آن را تجربه مثبتی برای موقعیت های احتمالی آینده تصور کند- در آینده به عنوان شخصی بالغ، قابل اعتماد و موجه، به وی خواهند نگریست. و افرادی هم که خلاف این کار را انجام می دهند، دفعه بعد هم شکست خواهند خورد . بازار کار

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

معرفی
تعاریف و مفاهیم
تاریخچه در جهان
تاریخچه در ایران
مزایای رتبه‌بندی
مدل کسب و کار رتبه‌بندی اعتباری
بازارهای هدف
نقش مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری
انواع مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری
حوزه فعالیت رتبه‌بندی
فرآیند عمومی رتبه‌بندی اعتباری
بازار رتبه‌بندی اعتباری
عوامل اصلی مورد استفاده در تجزیه و تحلیل اوراق بدهی
نسبت‌های مالی اصلی مورد استفاده در رتبه‌بندی اعتباری
موانع پیش روی صنعت رتبه‌بندی در ایران
نحوه نظارت بر مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری
مؤسسه رتبه‌بندی
S & P
مؤسسه رتبه‌بندی
Moody’s
مقایسه شرکت‌های
S & P و Moody’s
منابع و مأخذ

تعاریف و مفاهیم
Rating تعاریف رتبه‌بندی:
*رتبه‌بندی اعتباری عبارت است از ارزیابی احتمال پرداخت به موقع تعهدات مالی یک ناشر
*سنجش یک موضوع با موضوعات مشابه به منظور تعیین میزان برتری آن نسبت به دیگران. این سنجش می‌تواند نسبت به وضعیت مالی یا اعتباری یک فرد یا یک مؤسسه یا مربوط به ارزش نسبی اوراق بهاداری باشد که وضعیت مالی فرد را نسبت به یک معیار می‌سنجد یا ارزش نسبی اوراق بهادار را در مقایسه با سایر اوراق معلوم می‌کند. بطور مثال اوراق بهادار درجه اول و دوم و الی آخر.
*ارزیابی و قضاوتی که شخص ثالث یا یک سازمان مستقل و غیرذینفع درباره اعتبار یک شرکت یا اوراق بهادار آن می‌نماید.
*رتبه‌بندی، عبارت است از تنظیم اشیاء یا افراد بر مبنای یک ویژگی معین یا مجموعه‌ای از اختصاصات آن‌ها.

( Rating Agency ) موسسه رتبه‌بندی
*مؤسسه‌ای است که پشتوانه اعتباری انتشاردهندگان اوراق قرضه و سایر روش‌های عمومی استقراض را زیر نظر می‌گیرد. دو مؤسسه از معروفترین این مؤسسات عبارتند از استاندارد اند پور (
Standard & Poor ) و مودیز ( Moody’s ) که بیش از صد سال از تأسیس هر دوی آن‌ها می‌گذرد.
*مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری، شرکت‌های خصوصی هستند که در زمینه رتبه‌بندی ناشران و ابزارهای بدهی فعالیت می‌کنند. در حقیقت مسئولیت ارزیابی بدهی و بررسی توانایی یک مؤسسه برای ایفای تعهدات مالی به عهده مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری است
*این مؤسسات نظریات خود را در مورد صلاحیت اعتباری یک ناشر یا ابزار مالی خاص در قالب رتبه‌بندی منتشر می‌کنند

برخی از دلایل عمده گسترش فعالیت مؤسسات رتبه‌بندی:
*الف – همه مؤسسات مالی، اعتباری و بانکی قادر به ایجاد سیستم‌های تخصصی به منظور رتبه‌بندی مشتریان خود نبوده و یا مایل به صرف هزینه و منابع در این زمینه نمی‌باشند.
*ب – مؤسسات رتبه‌بندی به دلیل استفاده از نیروهای مالی و متخصص از مزیت نسبی در زمینه ایجاد مدل‌های رتبه‌بندی برخوردار هستند. وجود رقابت در بازار، موجب پویایی این مؤسسات شده، به صورتی که هریک سعی در ایجاد مدل‌های دقیق‌تر و کاراتری در راستای رقابت با سایر مؤسسات هستند.
ج – شفاف سازی اطلاعات برای سرمایه‌گذاران و اعتبار دهندگان و ایجاد شاخص‌های تصمیم‌گیری برای ایشان.*

تاریخچه رتبه‌بندی در جهان
از زمان تأسیس نخستین مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری در سال 1900 که با انتشار راهنمای اوراق بهادار صنعتی و متفرقه مودی آغاز به کار کرد، صنعت رتبه‌بندی اعتباری به سرعت رشد کرده و جایگاه ویژه‌ای را در بازارهای مالی به خود اختصاص داده است. امروزه بیش از 130 مؤسسه رتبه‌بندی اعتباری در سراسر دنیا رتبه‌بندی اعتباری شرکت‌ها، اوراق بهادار با پشتوانه دارایی، اوراق تجاری، عرضه خصوصی سهام، گواهی سپرده، سهام ممتاز و ... را بر عهده دارند.

تاریخچه رتبه‌بندی در ایران
قبل از انقلاب اسلامی:
بانک‌ها
بعد از انقلاب اسلامی:
بانک‌ها
بانک مرکزی
شرکت‌ها و مؤسسات مشاوره‌ای ایرانی
شرکت‌ها و مؤسسات خارجی

مزایای رتبه‌بندی
* دسترسی به منابع سرمایه ای جدید
* پذیرش بیشتر به وسیله سرمایه‌گذاران،
*توانایی دسترسی به بازارهای بدهی کوتاه مدت،
* متنوع‌سازی منابع سرمایه‌گذاری،
* کاهش وابستگی به بانک‌ها،
* توانایی انتشار اوراق قرضه بلندمدت،
* فرآهم نمودن ارزیابی واقعی و مستقل از اعتبار شرکت و توانایی مالی آن،
* فرآهم آوردن راهبردهایی برای بهبود رتبه اعتباری و توانایی‌های مالی آن و امکان مقایسه در سطح بین‌المللی و بالابردن شفافیت و اطلاع رسانی.

مدل کسب و کار رتبه‌بندی اعتباری
*مدل کسب و کار به مجموعه ذینفعان یک کسب و کار و نوع ارتباط با آنها اشاره دارد. در اینجا ذینفعان
شامل ناشران و طرف‌های سومی چون قانون‌گذاران، وام دهندگان و سرمایه‌گذاران می‌شود.
*تا قبل از سال 1970 استفاده کنندگان نهایی مانند سرمایه‌گذاران و وام‌دهندگان به عنوان مشتریان مستقیم مؤسسات رتبه‌بندی شناخته می‌شدند و باید هزینه‌های مربوط به رتبه‌بندی را پرداخت می‌نمودند. اما بعد از سال 1970 ناشران هزینه‌های مربوط به انجام رتبه‌بندی را پرداخت نموده و اطلاعات بی هیچ هزینه‌ای در اختیار سرمایه‌گذاران و قانون‌گذاران و وام‌دهندگان قرار گرفت.

بازارهای هدف
*صنعت بانکداری
* صنعت لیزینگ،
*صنعت بیمه،
* تولید کنندگان،
* فروشندگان کالاهای اقساطی،
* سایر مؤسسات مالی و اعتباری،
* مالکان مسکن (اجاره‌دهندگان)،
* شرکت‌های صادر کننده کارت‌های اعتباری

انواع مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری
مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری از لحاظ اندازه، حوزه تمرکز و متدلوژی با هم متفاوتند. برخی مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری، تخصصی هستند و بر صنایع یا مناطق خاصی تمرکز دارند. برخی از آن‌ها به شرکت‌ها (شامل شرکت‌های خصوصی) رتبه‌بندی اعتباری تخصیص می‌دهند، اما اوراق بهادار با درآمد ثابت را رتبه‌بندی نمی‌کنند. برخی دیگر نیز اقدام به رتبه‌بندی مشتریان حقیقی (خصوصاً در بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، لیزینگ و ...) می‌نمایند.

حوزه فعالیت رتبه‌بندی
به طور کلی مؤسسات رتبه‌بندی از نظر گسترة جغرافیایی، به سه گروه تقسیم می‌شوند: ملی : حیطة فعالیت مؤسسات رتبه‌بندی که در این گروه قرار می‌گیرند مربوط به یک کشور خاص می‌باشد.
منطقه‌ای : فعالیت این گروه به مناطق جغرافیایی محدود می‌شود. مانند مؤسسه
Capital Intelligence که در حوزه‌های خلیج فارس و مدیترانه، آسیا و اقیانوسیه، اروپای شرقی و مرکزی فعالیت می‌نماید.
جهانی : مؤسسات مربوط به این گروه در گسترة بین‌المللی فعال می‌باشند که از معروفترین آنها می‌توان به
Moody’s ، S & P ، Fitch و IBCA اشاره نمود.

حوزه فعالیت رتبه‌بندی
یکی دیگر از تقسیم‌بندی‌هایی که می‌توان به هر کدام از حوزه‌های فعالیت نسبت داد، رتبه‌بندی اشخاص حقیقی و اشخاص حقوقی می‌باشد.
اشخاص حقیقی (مشتریان بانک‌ها، بیمه‌ها، مؤسسات مالی و اعتباری، مؤسسات فروش اقساطی کالاها و ...)
اشخاص حقوقی

بازار رتبه‌بندی اعتباری
*مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری، شرکت‌های خصوصی هستند که در زمینه رتبه‌بندی ناشران و ابزارهای بدهی فعالیت می‌کنند. ساختار بازار مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری چندان رقابتی محسوب نمی‌شود. اگرچه مؤسسات کوچک‌تر، منطقه‌ای یا تخصصی نیز وجود دارد، ولی این بازار در انحصار سه مؤسسه رتبه‌بندی اعتباری بزرگ که در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کنند، (استاندارد اند پورز، مودیز و فیچ) است. با توجه به نیاز مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری به تحلیل‌گران بسیار ماهر و متدولوژی‌های رتبه‌بندی پیشرفته، برای ورود به بازار مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری محدودیت‌های زیادی وجود دارد.
*داشتن اعتبار و حسن شهرت یکی از الزامات مهم برای مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری است که محدودیت‌های بیشتری برای ورود به این بازار ایجاد می‌کند.
*استفاده‌ قانون‌گذاران از معیار اعتبار و حسن شهرت برای به رسمیت شناختن مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری، ممکن است ساختار انحصاری بازار مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری را تشدید کند. این امر ممکن است کیفیت رتبه‌بندی اعتباری را کاهش دهد. زیرا مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری کوچک‌تر، تازه تأسیس یا خارجی که توانایی انجام رتبه‌بندی‌های معتبر و بی‌طرفانه را دارند با مشکلات بیشتری مواجه خواهند شد

نسبت‌های مالی اصلی مورد استفاده در رتبه‌بندی اعتباری
*توانایی انجام تعهدات کوتاه مدت
* توان انجام تعهدات بلندمدت
* شاخص‌های اهرمی و ساختار سرمایه
* نسبت‌ سودآوری و فعالیت
* تحلیل سهام شرکت
* نسبت‌های ارزیابی هزینه شرکت
* نسبت کفایت جریانات نقدی

موانع پیش روی صنعت رتبه‌بندی در ایران
فرهنگ
اقتصاد
آموزش
بانک‌های اطلاعاتی متمرکز
شبکه تبادل اطلاعات
قوانین و مقررات
سیاسی

نحوه نظارت بر مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری
رویکرد اول:
* نظارت بر خود رتبه‌های اعتباری
* اعمال قوانین دقیق نظارتی
* نظارت بر اساس استانداردهای حسابداری
دلایل رد رویکرد اول:
* رتبه‌ اعتباری یک اظهارنظر است.
* رتبه اعتباری سطح مشخصی از ریسک اعتباری را تضمین نمی‌کند.
* نبود اتفاق نظر در مورد تعریف و روش سنجش ریسک اعتباری .
* استفاده از قضاوت ذهنی و ارزیابی پیش‌بینانه در فرآیند رتبه‌بندی.

رویکرد دوم:
* نظارت بر فعالیت‌های یک مؤسسه
* تعیین قوانین رهبری کسب و کار

رویکرد دوم بر موارد زیر تأکید می‌کند
1- کیفیت و یکپارچگی فرآیند رتبه‌بندی:
* فرآیند و متدولوژی رتبه‌بندی
*منابع انسانی و متخصصان
*نظارت و بهنگام سازی
* منابع مالی
* الزامات عملیاتی

2- استقلال مؤسسه رتبه‌بندی اعتباری و اجتناب از تضاد منافع
*ساختار سازمانی
* منابع مالی
* رویه‌ها و سیاست‌های مدیریت تضاد منافع
* استقلال کارکنان و تحلیل‌گران

3- مسئولیت‌های مؤسسه رتبه‌بندی اعتباری در قبال ناشران و سرمایه‌گذاری عمومی
* شفاف‌سازی و افشای به موقع رتبه‌بندی‌ها
* دسترسی عمومی
* حفظ اطلاعات محرمانه
* افشای اصول رهبری

S & P مؤسسه رتبه‌بندی
به موازات رشد بازارهای مالی و افزایش پیچیدگی آنها، استفاده از تجزیه و تحلیل‌ها و اطلاعات ارائه شده توسط در زمینه سهام، اوراق قرضه، صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری و بسیاری از ابزارهای پیچیده مالی نیز گسترش چشمگیری یافته است
تقریباً 70 درصد از سهم بازار را در اختیار دارد
S & P *

Moody’s مؤسسه رتبه‌بندی
این مؤسسه از طریق سرمایه‌گذاری مشترک یا ادغام با مؤسسات رتبه‌بندی محلی، بازار خود را گسترش داده است. تعداد زیادی از ناشران دولتی و شرکتی، سرمایه‌گذاران نهادی، سپرده‌گذاران، اعتبار دهندگان، بانک‌های سرمایه‌گذاری، بانک‌های تجاری و سایر واسطه‌های مالی از خدمات شرکت مودیز استفاده می‌کنند. درآمد این شرکت در پایان سال 2006 بالغ بر 7/1 میلیارد دلار بوده است.

منابع و مأخذ
وب سایت شرکت Moody’s ،
وب سایت شرکت
S & P ،
وب سایت شرکت
Fitch Rating ،
وب سایت شرکت
CI ،
مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس اوراق بهادار تهران،
مصاحبه‌ها و مقالات مرحوم دکتر عطایی مدیرعامل شرکت
IBG ،
مصاحبه‌ها و مقالات دکتر کورش احمدی‌زاده،
مهندسی مالی – دکتر رضا راعی و علی سعیدی،
ارزیابی مدیریت ریسک – نجف قراچورلو،
مدیریت ریسک – داور ونوس،
مبانی بازارها و نهادهای مالی – دکتر حسین عبده تبریزی،
مدیریت مالی – دکتر علی جهانخانی،
مدیریت سرمایه‌گذاری و اوراق بهادار – دکتر پارسایان و دکتر جهانخانی،
مدیریت مالی – دکتر شباهنگ
                                          ارائه کنندگان: محمد سبزوی و محمد وطن‌پور

منبع:هفته نامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

عدم موفقیت دانش آموختگان در تصدی شغل مناسب  و بیکاری از پیچیده‌ترین مشکلاتی است که در زمان حاضر در کشور وجود دارد. به ‌رغم تلاش مسئولان برای ایجاد فرصت‌های شغلی، همواره با انبوهی از دانش‌آموختگان جویای کار مواجه‌ایم. برخی عدم صلاحیت و تخصص دانش آموختگان را عامل اصلی این مشکل معرفی می کنند، برخی نیز تحولات دانش و فناوری در جهان و بازار کار نا سالم را دلیل این امر می دانند. با تمام این تفاسیر ضرورت هماهنگی مستمر بین نظام آموزشی و بازار کار بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، این نوشته سعی دارد راهبردهایی برای پیوند بیشتر آموزش عالی با نیازهای بازار کار ارایه نماید.
*****
در مسیر انتقال به شرایط نوین و متغیر تکنولوژی و صنعت در هزاره سوم که بنیانهای فلسفی، علمی، فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی جوامع دچار دگرگونیهای عمیق خواهدشد و جوامع بشری از ساختارهای   صنعتی  و  اقتصادی سخت افزارانه (دوره فوردیسم)  به شرایطی کاملاً مبتنی بر جنبش نرم افزاری(دوره پسافوردیسم ( تغییر ماهیت می‌دهند، جوامع با چالشهای متعدد ناشی از چنین تغییراتی مواجه خواهند شد.
با مقایسه شرایط اقتصادی و نیروی کار در دو مرحله فوردیسم و پست فوردیسم می‌توان گفت : در دوره فوردیسم شاهد بازارهای محافظت‌شده ملی، تأکید بر تولید انبوه محصولات استاندارد شده، سازمان‌های اقتداری ودیوانسالارانه، رقابت از طریق استفاده از حداکثرظرفیت و کاهش هزینه بودیم که این موارد در جنبش نرم افزاری جای خود را به رقابت جهانی، نظامهای تولید انعطاف پذیر، بازارهای کوچک وباز، ساختارهای سازمانی انعطاف پذیر ، رقابت به وسیله نوآوری ، تنوع و قراردادهای فرعی داده‌اند.
نیروی‌کار دریک اقتصاد سخت افزارانه وظایف کاری استاندارد شده و تقسیم شده دارد و دقت پایین درانجام امور از خصوصیات آن‌ است، اکثر کارگران در بخش  صنعتی و  مشاغل کارگری به کار گرفته می شوند ودر محیط  کار،آموزش‌اندکی می‌بینند آموزش رسمی اندکی برای اکثر مشاغل مورد نیاز وجود دارد،گروه کوچکی امور را اداره می‌کنند   و نیازهای بازارکار به راحتی قابل پیش بینی است.
در حالی که در دوره   پست فوردیسم نیروی کار تخصص‌گرا و انعطا ف پذیر شده،دارای چند مهارت بوده ومواظبت زیاد در انجام یافتن امور  از خصوصیات اوست. اکثرا در بخش خدمات و مشاغل عالی مشغول به بوده  و در محیط کار به طور عادی آموزش داده می شود،  برای نیروی کار با دانش و مهارت بالا درخواست بیشتری وجود دارد،  طبقه مدیریتی و حرفه ای و طبقه خدماتی درحال  گسترش است و به دلیل تغییر تکنولوژی و شرایط مبهم اقتصادی نیازهای بازارکار براحتی قابل پیش بینی نیست.
درچنین شرایطی که به دلیل تغییرات سریع تکنولوژیک و تحولات اقتصادی امکان پیش بینی تغییرات بازارکار وجود ندارد، بنابراین ضرورت هماهنگی مستمر بین نظام آموزشی به طورکلی و بازار کار بیش از پیش محسوس است.در این رهگذر، یکی از مقولات مهم، رسالت بسیار  اساسی  نظام آموزشی  در  فراهم کردن  شرایطی است  که در آن نیروهای تحصیلکرده بتوانند از دانش، نگرش وتواناییهایی برخوردار شوند که با نیازها و شرایط متغیر و نوین اقتصادی، صنعتی و بازار مشاغل فردا متناسب وهماهنگ باشد . بنابراین، تحقق این هدف مستلزم بازنگری مجدد  اهداف آموزشی، محتوای برنامه های درسی و روشهای اجرای آنها از طرفی و سنجش مجدد نیازمند‌یهای شغلی و شاغل مراکز اقتصادی و صنعتی کشور از طرف دیگر است.دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی از دو طریق به گونه ای کارآمد در بازسازی و توسعه موفقیت آمیز اقتصادی در بسیاری از جوامع توسعه یافته مشارکت کرد ه اند: اول، تربیت نیروی انسانی با کیفیت از نظر علمی و فنی و به تعداد لازم؛ دوم، ایجاد محیط و شرایط تحقیق و توسعه که پیشرفت پایداری را در توسعه صنعتی امکان پذیر می سازد.
باید توجه داشت که ایجاد رابطه نزدیک تر بین نظام اقتصادی و مراکزآموزش عالی از نظر توجه به نیازهای انسانی نبایدموجب انحراف آن از ادای دیگر رسالتها و مسئولیت‌ها شود. در پاسخ به این سؤال که نظام آموزش عالی چگونه دانشجویان را برای زندگی و کار در این دنیای بسیار متغیر(بازار کار متغیر) آماده می سازد، شاید بتوان گفت که اطلاع روزآمد برنامه ریزان آموزشی از کمیت و کیفیت تحولات سایر نهادهای اجتماعی و اقتصادی و فراهم کردن تمهیدات لازم برای انطباق بازده این نظام با آن بسیار تأثیرگذار است. عمده ترین گرایشها و ویژگیهای این بازارکار متنوع را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
١- کاهش شدید در تقاضا برای نیروهای کم مهارت
2- استفاده عام و گسترده از فناوری اطلاعاتی
3-تأکید بر مهارتهای قابل انتقال ( انتقال پذیر کردن مهارتها به منظور حضور در موقعیتهای مختلف کاری)
4- کاهش در تعدادی از مشاغل تولیدی و افزایش در مشاغل مرتبط با طراحی ، نگهداری و بازاریابی
5-توجه به مهارتهای جدید مدیریتی نظیر مدیریت زمان ، سازماندهی تیمهای کاری و برنامه ریزی منابع انسانی و سرمایه ای با روش برآورد هزینه واثر بخشی 
نتایج تحقیقات نشان می دهد که بنگاهها و سازمانهای اقتصادی بدون لایه، کوچک شده ، نوگرا و متأثر ازفناوری اطلاعات به افرادی سازگار و تحول پذیر نیازمندند. کارکنان سازگار کسانی هستند که خود را به سرعت با فرهنگ کار منطبق میسازند، به صورت گروهی کارمی کنند، ازمهارتهای اجتماعی بالایی برخوردارند، به خوبی با افراد دیگر ارتباط برقرار می سازند و ضمن پذیرش مسئولیت باکارایی و اثر بخشی، برای ارتقای ارزش سازمان خود فعالیت می کنند. در این خصوص مدیران صنایع و شرکتها در حقیقت انتظار دارند که به فارغ التحصیلانی دسترسی داشته باشند که به جای آموزش و مهارت در یک شغل ویژه از سطح گسترده تری از آموزش برخوردار باشند. شکاف مهارتی موجود بین کارفرمایان و مراکز آموزشی در بعضی مواقع ناشی از کمبودهای فرآیندی و در بعضی از موارد به دلیل کمبودها و نارسایی های ساختاری است. کمبود فرآیندی به ناتوانی نظام آموزش عالی و نظام اشتغالی جامعه در انطباق افراد ماهر با فرصتهای شغلی موجود از جمله به کار نگرفتن افراد کاردان در موقعیتهای موجود شغلی اشاره می کند، اما کمبودهای ساختاری که با اهمیت‌تر هستند به شکاف موجود بین نیازمند یهای صنعت و تجارت ومهارتهای موجود در بازارکار دلالت میکند .برخی ضعف ساختاری نظام آموزش عالی کشور را ناشی از به کارگیری نیروهای پاره وقت و ناکافی بودن شناخت آنان ازنیازها و برنامه های توسعه کشور اعلام میدارند. تحلیل میزان شکاف مهارتی ناشی از عوامل ساختاری به این دلیل دشوار است که اولاً نیازمند تعیین واحد اقتصادی تحلیل و شناسایی سر جمع مهارتهای موجود در بازارکار است. ثانیاً مستلزم شناسایی نیازمند یها و شرایط فردی و سازمانی است. ثالثاً این مهم همچنین، متضمن شناسایی نیازهای انتقالی است. در این خصوص، اغلب کارفرمایان از مهارتهای مورد نیاز خود که به آنها در ورود به شرایط نوین کمک می کند، آگاه نیستند، به طوری که مجبورند نیازهای مهارتی خود را با سطح فعلی مهارتهای موجود سازگار کنند. بدیهی است که تعیین میزان واقعی این شکاف به تعیین تفاوت بین مهارتهای موجود و جدیدترین مهارتهای اعلام شده بستگی دارد. بنابراین، در کنار توجه به نارسایی های فرآیندی و ساختاری در نظام آموزش عالی که به نبود ارتباط منظم و مستمر این نظام با بازارکار انجامیده است، نباید نارسایی های اثرگذار دیگر را نیز نظیر نارسایی های جمعیت شناختی و کمی عرضه نیرو ی کار و نارسایی های تقاضای نیروی کار، شفاف نبودن اطلاعات بازارکار، ناشناخته بودن نیازهای کیفی بازار کار و نارسایی های قوانین و مقررات حاکم بر بازارکار و چگونگی اعمال آن را از نظردور داشت . در این زمینه یکی از عواملی که تناسب آموزش عالی را با بازارکار تضعیف کرده یا آن را زیر سؤال برده است،بی ارتباطی توسعه آموزش عالی و توسعه اقتصادی اجتماعی با همدیگر است .در واقع،معضل بیکاری فار غ التحصیلان دانشگاهی از آنجا ناشی می شود که در روند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورموانعی وجود داشته است و به همین دلیل، ظرفیتهای پیش بینی شده اقتصادی و صنعتی در قالب برنامه های توسعه تحقق نیافته اند. بنابراین، پیشنهاد  می شود که علاوه بر توجه به زیر ساختهای فرهنگی در ارتباط با کار واشتغال عمومی در جامعه و اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و به تناسب اهداف گشایش دوره های تحصیلی و تدوین سرفصل‌های مناسب بازارکار، لازم است:
 1.تحولات بازار کار و نیازهای حال و آینده آن از زوایای مختلف به طور مستمر مورد مطالعه قرار گیرد
2.در طراحی و برنامه ریزی مربوط به محتوای دوره های تحصیلی از مشارکت صاحبان صنایع ، کارفرمایان و کارشناسان مسائل اقتصادی و صنعتی استقبال و با انجام مطالعات و پژوهشهای مشترک، زمینه هماهنگی و تبادل نظر بین این دو نهاد مهم تقویت شود
3. تصمیم گیران و برنامه ریزان مراکز دانشگاهی خود را به جمع آوری ، پردازش و نشر مستمر و مؤثراطلاعات بازار کار مقید بدانند و با فراهم کردن یک بانک اطلاعاتی جامع، دانشجویان را در معرض تحولات و گرایشهای کلان این بازار متغیر قرار دهند
4. بر مقوله مهم خود اشتغالی فارغ التحصیلان تأکید شود و در جریان آموزش و تربیت فارغ التحصیلان نقش مؤثر آنان را به عنوان عوامل مهم در افزایش نرخ اشتغال مورد ملاحظه قرار دهند .


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی

- از تکنیک یورش فکری ( Brainstorm ) استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید
-
همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود .
-
هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید .
-
مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را بر روی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی و یا در رایانه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید .
-
اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی شما به تحرک واداشته شوند .
:
تلویزیون نگاه نکنید ، زیرا ذهن شما توسط برنامه های تلویزیون اشغال می شود و دیگر قادر نیستید خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون مغز شما از گوش ها و چشم های شما نشت کرده و خارج می شود .
:
از مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی از افراد برای تقویت خلاقیت خود از داروهای خاص استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد تنها نظیر افرادی هستند که وابستگی دارویی دارند .
نه - تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه سبب الهام در ذهن شما می شود بلکه آن را انباشته از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد شد ، سلولهای مغزی شما با یکدیگر راحت تر ارتباط برقرار کرده و زمینه برای خلق ایده های نو پدید آید .
-
مغز شما نیز همانند بدن شما نیازمند ورزش کردن است تا به خوبی فعالیت نماید.در صورتی که مغز ورزش نکند ، به مرور سست و بی فایده می شود.شما از طریق مطالعه کردن ، بحث کردن با افراد باهوش می توانید سلولهای مغزی خود را وادار به ورزش کنید. گفتگو با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای ذهن شما خوب است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران است .

www.Fekreno.org -
روزنامه تفاهم

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چه چیز یک کارآفرین موفق را از یک بازرگان متوسط
متمایز می کند ؟
آیا مسئله شانس در میان است یا این که یک ایده قابل توجه و متفاوت و یک نقشه استراتژیک این کامیابی را به دنبال می آورد ؟ البته واضح است که این عوامل برای این که به موفقیت یک طرح تجاری یا یک کسب و کار منجر شوند ، راه درازی در پیش دارند اما این عوامل به موفقیت یک « شخص » در کسب و کار ربطی ندارند . هر کارآفرین موفق پنج ویژگی دارد که او را از سایر رُقبا متمایز می کند و موفقیت او را در حالی که دیگران ناکام می شوند ، تضمین می کند . این ویژگی ها در کار صاحبان مشاغل تأثیر می گذارد و باعث می شود که آنها در کار خود پیشرفت کرده موفق شوند . این خواص نه تنها باعث می شود که به عنوان یک مبتکر خلاق معرفی شوند بلکه همگان آنها را به عنوان مدیری توانا که توانایی رهبری یک شغل را دارد ، می شناسند .
این ویژگی ها در زیر آورده شده است :
1-
تمایل و علاقه
برای اینکه در یک شغل جدید موفق شوید باید خواست و علاقه و کششی قوی داشته باشید که از یک شغلی که د درآمد متوسطی دارد در بیایید ، دیگر به شما امر و نهی نکنند و بتوانید ایده ها و ابتکارات خود را به اجرا درآورید. میل قوی یک کارآفرین برای به اجرا در آوردن و محقق کردن ایده ها و دستیابی به یک موفقیت حرفه ای ، بزرگترین انگیزه ای است که او را به خلق یک شغل جدید وا می دارد . این انگیزه او را در راه کسب موفقیت یاری می کند و در کسب و کارش منعکس خواهد شد .
2-
مثبت اندیشی
کارآفرینان نسبت به کار ، زندگی و خودشان دیدی مثبت دارند . آنها هرگز تسلیم ناامیدی و شکست نمی شوند . یک کارآفرین به فکر آینده است و هرگز در گذشته زندگی نمی کند ، یک فرد خوش بین ومثبت اندیش از موقعیت هایی که به چشم دیگران مانع و سختی است ، استفاده بهینه می کنند . آنها ذهن خود را از دام ناامیدی و بدبینی می رهانند تا فکر و مغزشان برای خلق ایده های جدید ، تصور موقعیت های تازه و گسترش و توسعه کارشان آزاد باشد .
3-
مسئولیت پذیری و تعهد
برای نیل به موفقیت باید برای سخت کارکردن و بنای یک کسب و کار جدید از ابتدا ، آماده باشید و مسئولیت این کار را قبول کنید . باید نسبت به باورها و خواسته های خود متعهد بوده و نسبت به کارتان ، کارمندانتان و ایده های شغلی احساس تعهد کنید . این تعهد و مسئولیت پذیری تلاش و سخت کوشی را به همراه می آورد و در پس تلاش موثر موفقیت و کامیابی خواهد بود .
4-
شکیبایی
صبر و تعهد در کنار هم قرار می گیرند و کارآفرینانی که با شکیبایی تمام روزها و ساعت های متمادی کار می کنند ، هنگامی که موفقیت به رویشان لبخند زد ، مزد این مقاومت و شکیبایی را خواهند گرفت .
5-
پشتکار
هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و بدون تغییر به دست نمی آید . هنگامی که مشکلی سر راهتان قرار گرفت یا در رسیدن به اهدافتان موفق نشدید ، باید در به نتیجه رساندن ایده ها ، عقاید و خواسته هایتان پشتکار داشته باشید و سخت کار کنید و بر نیل به موفقیت تمرکز کنید . با صبر و پشتکار نتایج دلخواه به دست خواهد آمد .
مترجم : آذین صحابی

چرا جوانان از کارآفرینی می ترسند ؟
جوانان معمولاً به خاطر ترس از شکست و ناکامی و نداشتن سرمایه یا فشاری که روی آنهاست ، یک کار مستقل را شروع نمی کنند و محققان بر این باورند که مهمترین دلیل این ترس این است که الگوی مناسبی از جوانان ندارند که از آنها پیروی کنند . بررسی که سازمان انگلیسی Enterprise Insight انجام داده درباره این نکته بحث کرده که ادبیات کارآفرینی در دهه 1980 شروع شده ولی دیگر تغییری نکرده و در آن دوره کارآفرینان قدیمی سعی کردند راهی برای نسل بعدی بازکنند . این سازمان می گوید که کارآفرینان جوان اغلب تمایل دارند که جایگاه خود را در دنیا پیدا کرده و اثری از خود باقی بگذارد اما این ادبیات که مناسب دوره کنونی نیست و ترس از شکست و فشاری که از سوی خانواده ، معلم و دوستان برای پیدا کردن شغل بر جوانان وارد می شود ، باعث شده که آنها از محقق کردن ایده هایشان چشم پوشی کنند . در اینجا این فرض وجود دارد که اکثر جوانان فاقد مهارت های تجاری و کاری هستند از این رو باید کسی مستقیماً آنان را هدایت کند و به آنها یاد دهد که چگونه در این عرصه فعالیت کنند و سیاست گذاران باید بدانند که اگر جوانان حمایت شوند و به کارآفرینی تشویق شوند بسیاری به شروع یک کسب و کار جدید تشویق می شوند . این به آن معنی است که باید شبکه ای منسجم برای جوانان ایجاد شود که بر تحقق ایده های جوانان ، ارتقای الگوی موجود و خلق فرصت های کاربردی و عملی تأکید و تمرکز دارد . این سازمان همچنین به ایجاد یک استراتژی ملی برای توسعه کسب و کار در میان جوانان پرداخته است . مدیر ارشد اجرایی این سازمان می گوید : «ادبیات و مفاهیم دهه 1980 اکنون جوابگوی نیازهای نسل جوان نیست.» اکنون دو دهه از خلق این ادبیات گذشته ولی ما هنوز از آن دست برنداشته ایم و از همان کارآفرینان برای توسعه کسب و کار در سال 2006 استفاده می کنیم . او اضافه می کند : «البته ما نمی گوییم که نمی توان از کارآفرینان آن سالها چیزی یادگرفت اما نکته اینجاست که جوانان بیشتر از افراد هم سن و کسانی که متعلق به نسل خودشان باشند الگو می گیرند و گفته های آنها را بیشتر قبول دارند .» او می گوید که نسل جدید افراد جوان که مشتاقند اثری از خود به جا بگذارند و جایگاه خود را پیدا کنند ، به درستی نمی دانند که یک «کسب و کار» واقعاً چیست . به گفته این مدیر فرهنگ جوانان تغییر کرده است و ما باید معنی «کسب و کار» را دوباره تعریف کنیم تا برای انگیزه ها و آرزوهای آنها معنی دار و با مفهوم باشد . نباید از دیدگاهی که اصلاً مطابق نیاز های روز نیست به آنها نگاه کنیم . ترس از شکست و نوع سیستم آموزشی باعث می شود که جوانان به کارهای مطمئن که ریسک آنها کم است تمایل داشته باشند تا به جستجوی فرصت های جدید بپردازند . او اضافه می کند : «ما باید فرهنگی را رواج دهیم که جوانان فعالانه در پی محقق ساختن ایده ها و آرزوهایشان باشند .

 

به نقل از سایت توسعه‌ی کارآفرینی

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مترجم: فرزانه عامری

مدیریت در آغاز می تواند تا اندازه ای مرعوب کننده باشد. در تحقیقی که اخیرا به عمل آمد، مشخص شد 50 درصد مدیران قبل از تصدی شغل مدیریت هیچگونه آموزشی نمی بینند. در اینجا فهرستی از اشتباهات که ممکن است از سوی مدیران تازه کار صورت بگیرد، مطرح می شود تا شاید کمکی برای اجتناب از آنها باشد .
1 -
فکر می کنند که هم چیز را می دانند: اگر به عنوان مدیر تولید شدید، ممکن است تصور کنید که همه چیز را در مورد تولید می دانید! حتی اگراین طور هم باشد، مطمئنا تمامی نکات در مورد مهمترین قسمت از شغل خود یعنی اداره کارکنان نمی دانید . پس، به سخنان آنان گوش کنید و نظرشان را بپرسید .
2 -
دائما" در حال معرفی خود به عنوان مدیر هستند: در واقع همه کارکنان می دانند که شما مدیر هستید و ضرورتی ندارد که پیوسته در صدد معرفی خود باشید. به جای آن، تلاش کنید تا به عنوان مدیری جدید، تغییرات مثبت و سازنده ای در محل کار خود به وجود آورید .
3 -
همه چیز را تغییر می دهند: فقط به خاطر اینکه گمان می کنید کار انجام شده، اشتباه است، دو باره کاری نکنید. زیرا احتمال دارد که شما روش دیگری را برای انجام کارها به کار می‌گیرید. بنابراین، میان متفاوت بودن روش کار و اشتباه بودن آن فرق بگذارید. (چون هر روش متفاوت با روش شما لزوما اشتباه نیست ).
4 -
از انجام بعضی کارها در هراس هستند: از آنجا که خودتان برای تصدی شغل مدیریت در خواست نکرده‌اید، از توانایی انجام کارها به نحو احسن مطمئن نیستید. با این حال، اجازه ندهید افکار منفی به شما غلبه کند و تصور نکنید که نمی توانید از عهده انجام کارها برآیید. مطمئن باشید، مدیران سطوح بالا بدون در نظر گرفتن توانایی و درایت تان، شما را برای این شغل انتخاب نمی کردند .
5 -
برای شناخت کارکنان عجله ای ندارند: ممکن است تصور کنید که سالهاست که این کارکنان را می‌شناسید و با آنها کارکرده اید ولی بدانید این بدین معنی نیست که واقعا همه را می‌شناسید! بنابراین، تلاش کنید تا پی ببرید چه چیزهایی آنها را شاد یا نگران و چه عواملی در آنها ایجاد انگیزه می کند. کارکنان را به عنوان یک فرد در نظر بگیرید نه یک کارمند. با توجه به اینکه کارکنان حوزه مدیریت شما می توانند سبب پیشرفت یا شکست تان باشند، پس به آنها توجه کنید و زمانی را به آنان اختصاص دهید .
6 -
با برقراری جلسات متعدد با رئیس مافوق وقت را تلف نکنید : از آنجا که رئیس تان شما را برای این شغل انتخاب کرده است، بنابر این، گرفتاری و مشغله زیاد شما را درک می کند و تمایلی به اتلاف وقت تان ندارد. پس برای دادن اطلاعات و یا گرفتن راهنمایی از رئیس، کمترین زمان را صرف کنید .
7 -
نگران حل مشکلات نیستند: شما به عنوان یک مدیر نمی توانید مشکلات را نادیده بگیرید، یا آرزو کنید تا خود به خود حل شوند. این وظیفه شماست که در یافتن راه حل برای مشکلات تلاش کنید. هر چند این بدین معنا نیست که نباید از دیگران کمک بگیرید ولی بدانید تنها شخصی هستید که بایستی پیگیر حل و فصل مشکلات باشید .
8 -
خود را متفاوت از دیگران می دانند: مدیر بودن شما به این معنی نیست که نباید بخندید، احساساتی شوید و یا حتی گاهی اوقات اشتباه کنید .
9 -
از کارکنان خود حمایت نمی کنند: کارکنان واحد شما ممکن است از هر طرف تحت فشار باشند. ممکن است واحدهای دیگر، تقصیرها را به گردن شما بیندازند و یا مدیرتان وظایف مختلف و نامناسبی را به عهده واحد شما بگذارد. ممکن است واحد منابع انسانی، ارزیابیهای واحد شما را غیر معقول بداند و معتقد باشد که کارکنان تان پول زیادی می گیرند. پس وظیفه شما است که در مقابل این مسایل بایستید و از حق کارکنان خود دفاع کنید .
10 -
زیر بار مسئولیت انجام کارها نمی روند: خواه ناخواه به عنوان مدیر بایستی مسئولیت کلیه کارهای واحد خود را بپذیرید. مسئولیت انجام درست یا نادرست کارها در واحدتان در نهایت به شما بر می گردد. پس لازم است که ضمن برقراری ارتباط قوی با کارکنان، همیشه آمادگی پذیرش مسئولیتها، را داشته باشید . زیرا در این صورت است که مدیر یا ما فوق شما هم به همان نحو مسئولیت کارهایتان را خواهد پذیرفت .

به نقل از مجله‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۶۵

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

در طول سال‌های 2005 و 2006 بحث‌های زیادی راجع به آینده اینترنت انجام شد که اخیراً از آن بعنوان "بی‌طرفی شبکه" یاد می‌کنند. این مسئله به مسابقه طناب‌کشی شبیه است که شرکت‌های کابلی در یک طرف آن و مشتریان و تأمین‌کنندگان خدمات اینترنتی در طرف دیگر طناب قرار گرفته‌اند. علی‌رغم پیشنهادات قانونی و تصمیمات دادگاه عالی در سال 2005، این مسئله تا سال 2006 بطور کامل از تیترها حذف شده بود. بحث‌های مربوط بیشتر روی قانون متمرکز بود اما اصطلاح "قانون" در این مورد تا حدی گمراه‌کننده است. گروههایی که حامی عنوان "بی‌طرفی شبکه" هستند قانون محتوی اینترنت را بالا نمی‌برند. آنها خواستار دستوری قانونی مبنی بر وادار ساختن شرکت‌های کابلی که امکان دسترسی رایگان فراهم‌آورندگان خدمات اینترنتی (
ISP ) را فراهم کنند. این همان مدلی است که هنگام وصل شدن به اینترنت استفاده می‌شود و روشی است که فراهم‌آورندگان ISP طرفدار آن هستند ؛ همچنین می‌خواهند از اینکه شرکت‌های کابلی نمی‌توانند بدون مجوز قانونی، اینترنت آنها را قطع کنند، مطمئن شوند. آنهایی که قادرند هزینه‌های بیشتری به شرکت‌های کابلی بپردازند، دسترسی بیشتری هم به شبکه خواهند داشت و بالعکس. شرکت‌های کابلی در مورد فیلتر کردن محتویات اینترنت هم مختار هستند. از طرف دیگر شرکت‌های کابلی می‌گویند که وقت و پول زیادی صرف خطوط کابلی و افزایش سرعت و کیفیت شده است. آنها مدعی بودند که دسترسی رایگان ISP جبران سرمایه‌گذاری شرکت‌های کابلی را ضایع می‌کند و شرکت‌های کابلی باید حق شارژ داشته باشند. اگر چنین نباشد رقابت و نوآوری در صنایع کابلی، از بین می‌رود.
تصمیمات اخیر دادگاه دستور کار شرکت‌های کابلی را توسعه داده است. در 27 ام ژوئن سال 2005 دادگاه عالی ایالات متحده حکمی را مبنی بر عدم تقسیم خطوط شرکت‌های کابلی مانند کامکاست و وریزون با رقبا، صادر کرد. شرکت‌های کابلی نمی‌توانند همان قراردادهای عمومی را ببندند که شرکت‌های تلفنی برای خطوط تلفن ارائه می‌کنند.
«خطری بزرگ اقیانوس‌های جهان را تهدید می‌کند»
زمانی مشکلات مربوط به اقیانوس‌ها در مقیاسی محلی مورد بحث بود اما امروزه موضوعی جهانی شده است. اطلاعات مربوط به دریاشناسی، هواشناسی، شیلات نشان می‌دهد که دریاها بطور وحشتناکی در حال تغییر هستند. چرخه‌ای از علت‌ها و معلول‌ها همراه با معضل‌های محیطی- جهانی باعث تغییر اقیانوس‌ها از منطقه‌ای آبی به سیستمی جهانی با وضعیتی هشداردهنده می‌شوند. بر اساس دریاشناسی، اقیانوس‌ها محل ارتباط دریاها و وضع‌کننده آب و هوا هستند. تغییرات شیمیایی و دمای دریاها، با آلودگی و اقدامات بی‌ملاحظه ماهیگیری همراه می‌شود که بزرگترین منبع زندگی اشتراکی را به خطر بیندازند.
محققان مؤسسه دریاشناسی و آزمایشگاه ملی
Livermore دریافتند که اقیانوس‌ها به سرعت در حال گرم شدن هستند و نیم مایل از قسمت بالایی اقیانوس‌ها به علت گاز‌های گلخانه‌ای به طور چشمگیری طی 40 سال گذشته، گرمتر شده‌اند.
در حال حاضر دانشمندان، مشاهدات خود را در مورد تغییرات اقیانوس‌ها منتشر کرده‌اند. بنا به گزارش آنها سال 2005 گرمترین سال شناخته شد. این مورد ، اطلاعات مربوط به گرمتر شدن زمین طی 400 سال گذشته، تصدیق می‌کند طی مطالعه‌ای در سال 2005 در مرکز ملی مربوط به تحقیقات جوی دمای اقیانوس‌ در منطقه‌ای حاره‌ای آتلانتیک شمالی را، دو درجه فارنهایت بیشتر از حد معمول تخمین زدند.
بسیاری از این موارد از نظرها مخفی مانده و در مجلات علمی جا خوش کرده‌اند. رسانه‌ها توانایی تشخیص علم خوب و بد را از دست داده‌اند. ماجرای دنیای اقیانوس‌ها و آینده همه ما برای عموم مردم مشخص نیست مردمی که بدون در نظر گرفتن آینده و بدون تغییر هدف‌ها و رفتارشان پیش می‌روند.
«خطر غذاهای
GM »
اخیراً‌ مطالعات متعددی تأیید کرده‌اند که غذاهای
GM یعنی غذاهایی که از لحاظ ژنتیکی تغییر یافته‌اند، برای سلامتی افراد بسیار مضر هستند. این مطالعات را WTO سازمان تجارت جهانی انجام داده است. تحقیقی که دانشکده علوم روسیه در دسامبر سال 2005 انجام داد، مؤید این مطلب بود که بیشتر از نیمی از بچه موش‌های تغذیه شده با سویای GM ظرف سه هفته اول، زندگی خود را از دست دادند و این آمار 6 برابر مرگ موش‌هایی است که از مادرانی به دنیا می‌آیند که تغذیه‌شان GM نبوده است.
دکتر آرپاد پوزتایی یکی از معدود دانشمندان مستعد و مستقل که در ژنتیک گیاهی و تغذیه حیوانات متخصص است به درخواست مقامات آلمانی در پاییز 2004 قرار شد طی دوره‌ای 90 روزه اثرات تغذیه موش‌های آزمایشگاهی را با
MON863 ، بررسی کند. تحقیق تفاوت‌های کاملاً مشخصی را آشکار کرد مثلاً تغییر وزن کلیه‌ها و تغییر پارامترهای معین خون در موش‌هایی که با GM تغذیه شده بودند. تعدادی از دانشمندان در اروپا در مورد سلامت افراد بسیار نگران شدند و اضافه کردن MON 863 را به چرخه غذایی،‌ خطرناک دانستند. در موارد زیادی GMO ها زمانی که دانشمندان در سالم بودن آنها و بی‌ضرر بودنشان شک داشتند، در ایالات متحده به وفور در بازار یافت می‌شوند.
مطالعات جدید نشان داده جمع‌آوری علف‌های هرز با
Round up که امروزه در سراسر جهان استفاده می‌شود، تهدیدی جدی برای سلامت انسان‌ها به حساب می‌آید. بالغ بر 75 درصد از محصولات GM که از لحاظ ژنتیکی تغییر یافته‌اند،‌در مقابل Round up مقاوم شده‌اند در نتیجه با Round up محصولات غیر GM از بین می‌روند. Monsanto تولیدکننده عمده محصولات GM و Round up است. بنابراین، اگرچه Round up بعنوان سلاحی برای علف‌های هرز طراحی شده اما به شکل ترکیبی درآمده که در اغلب غذاهای ما، وجود دارد.
گروهی از دانشمندان که در رأس آنها پروفسور گیلز- اریک سرالینی قرار داشت در دانشگاه کائن در فرانسه،‌دریافتند که سلول‌های انسانی در مقابل مقادیر کمتر از آنچه که اکنون در
Round up بکار می‌رود، حساس هستند.
مطالعه دیگری در آوریل سال 2005 توسط دانشگاه پیترزبورگ نشان داد که
Round up برای دیگر فرم‌های زندگی و ارگانیسم‌های بی‌هدف هم خطرناک است.
Round up امروزه یکی از متداولترین از بین برنده علف‌های هرز برای محصولات و باغچه‌ها محسوب می‌شود.
Rund up با ترکیب Glypho sate خود مدت‌هاست که عاملی مؤثر برای از بین بردن علف‌های هرز و ایمن برای انسان‌ها و محیط تلقی می‌شود در حالیکه تحقیقات اخیر ایمنی و سلامت Round up را تأیید نمی‌کنند.
"همکاری صنایع شیمیایی در تحقیقات
EPA در آمریکا"
برنامه تحقیقی
EPA آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا به طور فزاینده‌ای روی کارهای مشترک شرکتی بر اساس مدارک کسب شده آژانس از کارمندان عمومی برای مسئولیت‌های محیط زیستی ( PEER )، حساب می‌کند.
در حال حاضر انجمن صنایع شیمیایی با
EPA‌ همکاری می‌کند. از آنجائیکه اولین دوره حضور بوش بود افزایش چشمگیری در تحقیقات مشترک و توافقات توسعه CRADAS با شرکت‌های خصوصی یا صنایع دیده می‌شد. طی اولین دوره 4 ساله ریاست جمهوری بوش. EPA وارد همکاری مشترک خود با 57 شرکت CRADAS شد. که این توافقات در دوره دوم ریاست جمهوری کلینتون، 34 شرکت بود.
دانشمندان
EPA اظهار داشتند که شرکت‌های مختلف از طریق کمک‌های مالی دستور کار تحقیقی آژانس را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در آوریل سال 2005 ، هیئت نظارت EPA هشدار داد که آژانس دیگر بودجه را صرف تحقیقات سلامت عمومی نمی‌کند. به علاوه اظهار داشتند که آنها از شرکت‌ها و تعاونی‌ها کمک مالی می‌گیرند که به نظر تعیین‌کننده می‌آیند. این امر نشان می‌دهد که چگونه تحقیق کلیدی راجع به محیط زیست از مسیر اصلی خود که ارجحیت سلامت عمومی است، بخاطر خوشایند شرکت‌ها دستور کار تنظیمی آنها را مدنظر قرار می‌دهد.
"اپک و استیلای اقتصادی در عراق"
طبق گزارش گرگ پالاست خبرنگار، حمله آمریکا به عراق در واقع بخاطر نفت بوده است. البته این بخاطر خراب کردن
OPEC نبوده و بنا به ادعای محافظه‌کاران دولتی درصدد همکاری با OPEC کار کرده‌اند.
استراتژی آمریکا در اشغال عراق،‌ عامل مؤثری در جهت دستیابی به سازمان کشورهای صادرکننده نفت
OPEC تلقی می‌شود. آمریکا شرکت‌های بین‌المللی نفت را مطمئن ساخته بود که از این کار نفع خواهند برد. شورش‌ها مداوم بعد از تجاوز آمریکا به عراق همراه با فساد داخلی و خرابی لوله‌ها. برنامه‌های شدید حزب محافظه‌کار جدید به منظور خصوصی‌سازی عراق نقش برآب شد. طبق اظهارات برخی از دولتمردان ایده بازسازی بازار آزاد عراق هیچ جدی نبوده است.
پالاست می‌گوید : در دسامبر سال 2003، دولت برنامه‌ای 323 صفحه‌ای با عنوان «اختیاراتی برای توسعه بلند مدت و مستمر صنایع نفت عراق» این برنامه برای عراقی‌ها در جهت حفظ سیستم مالی نفت بود که افزایش روابطشان را هم با
OPEC به همراه داشت.
از زمان اشغال عراق در سال 2003، سود کلانی عاید شرکت‌های نفت شد. در سال 2005، سود بزرگترین شرکت‌های نفتی تا 113 میلیارد دلار افزایش یافت. در فوریه سال 2006 شرکت
Conocophilips دو برابر شدن سود سه ماهه خود را نسبت به سال گذشته، گزارش کرد.
«فیزیکدان‌ها و حادثه 11 سپتامبر»
تحقیقات در مورد حوادث 11 سپتامبر توسط استبوایی ، جونز استاد فیزیک دانشگاه یانگ بریگهام، نشان داد که توضیح مقامات برای فرو ریختن سازمان تجارت جهانی طبق قوانین فیزیک غیرممکن و نامعقول است. جونز اظهار داشت : فرو ریختن کامل، سریع، و متقارن ساختمان حکایت از انفجارهای افقی دارد که در فیلم‌های گرفته شده از فرو ریختن هم قابل مشاهده است. این واقعیت که در برج شمالی اول آنتن سقوط کرد، ‌استفاده از مواد منفجره در ستون‌های مرکزی را تأیید می‌کند.
پروفسور جونز ادعا می‌کند که مؤسسات ملی استاندارد و تکنولوژی (
NIST ) در مورد حوادث 11 سپتامبر قوانین فیزیکی و شیمیایی را نادیده گرفته‌اند، پروفسور جونز بر اساس تئوری خود با کمک کامپیوتر نتیجه را شبیه‌سازی کرده است. وی بررسی‌های انجام شده FEMA و کمیته 11/9 را هم زیر سؤال برد.
در ژانویه سال 2006 ، پروفسور جونز همراه با گروهی که خود را "محققان واقعیت 11/9" می‌نامند، اظهار داشتند : "ما معتقدیم که مقامات بلندپایه دولتِ، عوامل اصلی حادثه 11 سپتامبر را آشکار نکرده‌اند". "این احتمال وجود دارد که حوادث از جانب دولت به منظور جلب توجه مردم آمریکا به پشتیبانی از خط مشی‌های سیاسی داخلی و خارجی برنامه‌ریزی شده باشد."
"از بین رفتن جنگل‌های استوایی"
دستاوردهای جدید در تکنولوژی تصویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که جنگل‌های آمازون در حال تخریب هستند با سرعتی دو برابر آنچه که قبلاً از کارهای پنهازی قطع کردن درخت‌ها تخمین زده بودند.
تحقیقی که 21 ام اکتبر در مجله
Science چاپ شد بر اساس تصاویری بود که جدیدترین ماهواره‌ها، گرفته بودند.
با استفاده از این تکنولوژی جدید، دانشمندان قادرند فضاهای خالی شده پوشش جنگلی حتی در حد یک یا دو درخت را بررسی کنند، گرگوری آسنر نویسنده پیشرو مجله
Science و استادیار دانشگاه استانفورد می‌گوید : "مردم دهه‌های متوالی با استفاده از ماهواره‌ها، جنگل‌زدایی‌های وسیع را کنترل می‌کردند، اما قطع درختان تا امروز از دید آنها مخفی مانده بود."
آنسر توضیح می‌دهد : "هر جزء اطلاعاتی کسب شده بوسیله ماهواره‌ها، جزئیات دقیق جنگل‌ها را نشان می‌دهد". "بعنوان مثال علائم پوشش گیاهی سبز منطقه، مواد زاید و زمین‌های بایر را نشان می‌دهند."
نگرانی محیطی جدی دیگر این است که سالانه 400 میلیون تن کربن در نتیجه جنگل‌زدایی سنتی در آمازون وارد جو می‌شود، آنسر و همکارانش تخمین زده‌اند که در اثر قطع کردن درختان هم 100 میلیون تن بر میزان کربن موجود در جو افزوده خواهد شد. و بدین معنی است که گازهای گلخانه‌ای موجود در جو 25 درصد بیشتر از قبل خواهد بود. پیش‌بینی که می‌تواند آب و هوا را در مقیاس جهانی تغییر دهد.
"آب‌های معدنی- مشکل جهانی"
مصرف‌کنندگان مجموعاً سالانه 100 میلیارد دلار با این باور غلط که آب‌های معدنی بهتر از آب شیر است، صرف آب‌های معدنی می‌کنند. در سطح جهانی، مصرف آب‌های معدنی در سال 2004 به 41 میلیارد گالن رسید یعنی 57 درصد افزایش از سال 1999.
امیلی آرنولد محقق مؤسسه
Earth Policy گزارش می‌دهد : "حتی در مناطقی که آب شیر برای نوشیدن سالم است، باز هم تقاضای آب معدنی افزایش یافته است» اگرچه در اروپا و آمریکا، قوانین کیفیت و سلامت آب شیر را تأیید می‌کنند نه آب‌های معدنی اما هزینه آب‌های معدنی 000/10 برابر بیشتر است.
آرنولد اظهار می‌کند : "شکی نیست که نوشیدن آب تمیز و سالم برای سلامت جامعه جهانی ما، ضروری است.»" اما آب معدنی جوابگوی دنیای توسعه‌یافته نیست حتی مشکلات 1/1 میلیارد نفری را که کمبود منبع آبی دارند، حل نمی‌کند."
در جهان، 7/2 میلون تن پلاستیک صرف بطری‌های آبهای معدنی می‌شود. از بطری‌های بازیافت شده در سال 2004، آمریکا 40 درصد آن را به کشورهای دوری مثل چین فرستاده است.
در حالیکه مناطقی که خود آب صادر می‌کنند خطر خشک شدن منابعشان را احساس می‌کنند. بیشتر از 50 روستای بومی آمریکایی بعد از صادرات آب تحت لیسانس شرکت‌های کوکاکولا، از کمبود آب شکایت می‌کنند.
در حالیکه آمریکایی‌ها بیشترین سرمایه‌گذاری را روی آب‌های معدنی دارند. سریعترین مصرف آن در کشورهای پرجمعیتی چون مکزیک، چین و هند دیده می‌شود. در مجموع، مصرف آب‌های معدنی در هند از سال 1999 تا 2004 سه برابر شده است و این میزان در چین به دو برابر رسیده است.
"استخراج معادن طلا، یخچال‌های طبیعی
Andean را تهدید می‌کند"
باریک گلد (
Barrick Gold ) شرکت چند ملیتی استخراج معادن طلا، در نظر دارد، سه یخچال طبیعی Andean را به منظور دستیابی به طلا، ذوب کند و آب ناشی از ذوب یخچال‌های طبیعی را برای فریز مجدد در زمستان آتی، نگهداری کنند. در شیلی و بقیه کشورهای دنیا با این کار به علت تخریب منابع آبی مورد نیاز کشاورزان Andean ، مخالفت کردند. پروژه Barrick Gold یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاری‌های خارجی سال‌های اخیر در شیلی بوده است که مجموعاً رقمی حدود 5/1 میلیارد دلار است. در فوریه سال 2006، کمیته محیط زیست محلی شیلی ( COREMA ) اجازه شروع پروژه را به شرکت Barrick Gold داد اما آب کردن یخچال‌های طبیعی را تأیید نکرد.
آنتونیا فورت، مهندس محیط زیست گفت : "استخراج معادن به اکوسیستم محلی آسیب می‌رساند چون این کار رودخانه
Huasco و منابع آب‌های زیرزمینی را آلوده می‌کند." شرکت Barrick Gold موفق شد که دولت‌های آرژانتین و شیلی را برای امضای قرارداد معدن دو ملیتی، متقاعد کند که طبق آن اجازه ورود ماشین‌های متعدد در مرز را داده بودند.
شرکت
Barrick Gold را به دفن 50 معدنچی زنده در تانزانیا و بی‌توجهی نسبت به محیط زیست هنگام عملیات، متهم کرده‌اند. جرج بوش از سال 1995 تا 1999 «رئیس افتخاری» هیئت ناظر بین‌المللی شرکت Barrick بوده است.
شرکت در کشور کانادا قرار گرفته است اما مدیرعامل‌های آن آمریکایی هستند.
مترجم : سوسن ایمانی

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

1.یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعریف کرده است که روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جدیت وحرارتی خاص مشغول تمیز کردن یک ماشین بود ، بی اختیار ایستادم . مشاهده فردی که این چنین در حفظ و تمیزی ماشین خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تمیز کردن ماشین و تنظیم آیینه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاد . رفتار وی گیجم کرد . به او نزدیک شدم و پرسیدم مگر آن ماشینی را که تمیز کردید متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشین از تولیدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبیلی را که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند.
2.یک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگیزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پیشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : این کار به من این احساس را می دهد که شخص مفیدی هستم ، نه موجودی که جز انجام یک سلسله کارهای عادی روزمره فایده دیگری ندارد.
3.مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه می کردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه ای بود که کارگر به کارش علاقمند می شد ، به نحوی که اگر یک روز سر کارش نمی آمد دلش برای همکاران ، محل کار وحتی دستگاهی که با آن کار می کرد تنگ می شد . مسئول ، وقتی می خواست کاری را به کسی بسپارد ، نخست ساعتی آن کار را با وی انجام میداد وقتی مطمئن می شد وی آن کار را یاد گرفته است می پرسید: بروم ؟وسپس می رفت .آنها هیچوقت نمی گغتند بیا این کار را انجام بده ، می گفتند ممکن است به ما کمک کنید ؟ یا می گفتند بیایید این کار را با هم انجام دهیم .مدیران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدیر وقتی می دید قسمتی از کارخانه کثیف است یک حوله سفید به پیشانی می بست و آنجا را جارو می کرد . در آنجا حتی اعضای خانواده صاحب کارخانه هم دوشادوش کارکنان کار می کردند . هیچکس از صاحب کارش نمیترسید . همه سعی می کردند کار خوب ارائه دهند و از این می ترسیدند که کارشان خراب شود ودیگران فکر کنند که فلانی کارش بد است .اگر کاری خراب می شد مدیر داد و فریاد راه نمی انداخت و کارگر را جلوی دیگران خوار نمی کرد ، بلکه برای او به آرامی شرح می داد که بهتر نیست کار را به این طریق انجام می دادی ؟ اگر در ماه کسی غیبت نمی کرد وکارش را خوب انجام می داد مبلغ قابل توجهی به او پاداش می دادند . این باعث می شد کارگر تشویق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .
زمانی برای صحبت کردن وارتباط با کارگر در نظر گرفته می شد . سرپرست لحظاتی را در حین کارکردن به بهانه آموزش دادن با کارگر حرف می زد تا روحیاتش را بهتر بشناسد . کارگر وقتی مشکلی داشت با سرپرست خود صحبت می کرد تا مشکلات برای حل به بالاتر انعکاس پیدا کند . وقتی به اضافه کاری نیاز بود مستقیم به کسی نمی گفتند اضافه کار بمانید بلکه صبح در حین صحبت به یک نفر می گفتند امروز کار زیاد است و افراد دیگر به خود اجازه نمی دادند محیط را ترک کنند ، می ماندند تا کار را به اتمام برسانند . صاحب کارخانه هیچوقت لفظ کارگرهایم ، یا کارخانه ام را به کار نمی برد . . آنجا از یک کارگر معمولی تا صاحب کارخانه همه لفظ کارخانه مان را به کار می بردند . وقتی سودی وارد کارخانه می شد این سود نسبت به میزان حقوق بین همه توزیع می شد. در آنجا کارگران معتقدند اگر خوب کار کنند سود کارخانه بیشتر می شود اگر سود بیشتر شود شرکتشان گسترش می یابد شرکت که گسترش یابد اعتبارشان در کشور بالا می رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنیای آنها دنیای همدلی وهمکاری است . آنها تعطیلاتی دارند به اسم «گلدن ویک» که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند.
4.با آنکه در شرکت های تولیدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کیفی ) ،که این قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قبلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را تولید می کند به چشم یک خریدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحویل می گیرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ایراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط تولید ، هر بخش نسبت به بخش دیگر مثل مشتری است.
5.برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند.
6.در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .
7.اگر کارگری در حین کار متوجه شود قطعه ای اندازه یک دهم میکرون ایراد دارد ، سریع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدیر شرکت تامین کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدیر حتی اگر با کارخانه فاصله زیادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .
8.هیئتی برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند . آنها تعریف می کنند که : ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم وانضباط حاکم ، روش کار، نحوه تولید ، و... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم . اما مدرس ما به ما گفت : فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد . شما باید چیزی ورای آنچه می بینید،را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !
9.ژاپنی ها گرایش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند . هنگامی که از آنان پرسیده شود شما کی هستید ؟ در پاسخ به ترتیب نام خود و نام شرکت یا سازمانی که در آن کار می کنند را خواهند گفت . حتی یک استاد دانشگاه که اقتصاددان است ،خواهد گفت : من استاد دانشگاه توکیو هستم . ژاپنی ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد . هنگامی که در آمد شرکت ناچیز باشد ، آنان به افزایش دستمزد اندک تن خواهند داد ، زیرا آنان خوب می دانند که اگر شرکتشان نتواند به دلیل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست یابد ، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد یافت .
10.ادوین لند، مخترع دوربین عکاسی پولاروید، حدودا پانزده سال اول حیات شرکت پولاروید ، اداره آن را به عهده داشت . وقتی شرکت به طور فزاینده ای رشد کرد ، ادو ین لند ، اقدام به تشکیل تیم مدیریت ارشد شرکت نمود . نکته جالب توجه اینجاست که وی به این نتیجه رسید که خودش فرد مناسبی برای عضویت در این تیم نیست ، بلکه حمایت ومشارکت در نوآوری عملی ، نقشی بود که برای خود در نظر گرفت . و در این شرکت آزمایشگاهی برای خود ساخت وخود را مدیر مشاور شرکت در تحقیقات پایه معرفی کرد.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

چکیده

اگرچه اکنون مدیریت سبد دارایی ( IT (IT PORTFOLIO یکی از بهترین اقدامات محسوب می‌شود، اما با این حال بسیاری از شرکتها هنوز بازدهی کمتر از پتانسیل واقعی خود از سرمایه گذاری IT به دست می آورند. مطالعات اخیر نشان می دهد مقدار قابل توجهی ارزش افزوده می تواند به وسیله اجرای مجموعه ای از فعالیتها و فراگردهای به هم پیوسته کسب و کار که روی هم رفته «درایت IT » نامیده می شود، به دست آید.

 

درباره تحقیق

این مقاله حاصل 5 سال مطالعه روی مدیران IT و مدیران ارشد اطلاعات ( CIO 147 ) شرکت آمریکایی است که با بحث و تبادل نظر با مدیران IT سازمانهای بزرگ آمریکایی ، اروپایی و آسیاسی تکمیل شد. داده ها به شکل شخصی و با تلفن توسط شرکت تحقیقاتی «هرت- هنکس» از سال 2001 تا 2003 جمع‌آوری شدند. برای درک بهتر نقش و تاثیر درایت IT ، مصاحبه ها و بحثهایی با مدیران ارشد اطلاعاتی و دیگر مدیران ارشد از سال 2003 تا 2005 ترتیب داده شد. داده های مربوط به سبد دارایی IT از 640 شرکت در سال 2005 جمع آوری شد.
مجموع کل سرمایه گذاری
IT شامل تمام هزینه های متمرکز و غیر متمرکز IT (چه تأمین از داخل و یا خارج) به علاوه هزینه تمام کارکنان و مدیرانی که مشغول خدمات IT هستند می شود. جامعه آماری متشکل از 58 درصد سازمانهای تولیدی و 42 درصد شرکتهای خدماتی می شود که در لیست نشریه فرچون آمده اند. تمام نتایج به لحاظ آماری معنی دار و مبتنی بر تحلیل رگرسیون هستند.

مقدمه
هنگامی کـه هواگرم است، فروشگاههای شرکت «سون- الون- جپن» (7-
ELEVEN ) در توکیو مقدار زیادی غذای ژاپنی سرد آماده فروش دارند. در روزهای سرد نیز غذای گرم فراوان برای فروش حاضر است. گویا کارکنان فروشگاههای این شرکت از آنچه مشتریان خود می خواهند، فراوان دارند. در حقیقت آنها سه بار در روز غذای تازه سفارش می دهند و دریافت می کنند. تصادفی نیست که این شرکت، سودآورترین خرده فروش ژاپن است. سود ناخالص آن در سال 2004 بالغ بر 30 درصد یعنی شش برابر سود ناخالص در سال 1977 شد.
شرکت ژاپنی مذکور درواقع یک سازمان با درایت در به کارگیری
IT است. در نتیجه هماهنگ کردن ترجیحات، اولویتها و فعالیتهای محلی با سرمایه گذاریها، مغازه ها دائماً در ارائه محصولات جدید، موفق ظاهر می شوند. هر فروشگاه نوعی در هر سال 70 در صد محصولات خود را جدید می کند.
مدیران فروشگاهها به طور مرتب داده‌های گرافیکی را از فروش، شرایط آب و هوایی و اطلاعات محصول دریافت می‌کنند؛ از این رو دقیقاً می دانند چه تعداد بسته غذا سفارش دهند.
این شرکت ، سرمایه گذاری
IT خود را به صورت اثربخش انجام می دهد و به شکلی سبد دارایی IT را مدیریت می‌کند که دائماً با استراتژی کسب و کار خود هماهنگ باشد. کارکنان فروشگاهها‌ی شرکت مهارتهای خود را برای ایجاد شفافیت در یک زیر ساخت اطلاعاتی تقویت می کنند. این زیر ساخت 70 هزار کامپیوتر را در فروشگاهها، مراکز کنترل و سایت های تامین کنندگان به هم مرتبط می کند.
اولین هدف این مقاله این است که نشان دهد سرمایه گذاریهای
IT به تنهایی قادر نخواهند بود نسبت به رسیدن به تمام اهداف کسب و کار اطمینان بدهند، هرچند که ترکیب مناسبی از سبد دارایی IT ایجاد کرده باشند. تحقیقات نشان می دهد که شرکتها به واسطه یک سری تواناییها و اقدامات که متقابلاً همدیگر را تقویت می‌کنند، قادر خواهند بود، مقادیر قابل توجهی از ارزش افزوده به ازای هر دلار سرمایه گذاری در IT کسب کنند.
در مطالعه ای که طی 5 سال روی 147 شرکت انجام شد، دریافتیم که درایت
IT بسیار موثر است. شرکتهایی که درایت بالایی در IT داشتند، به ازای هر دلار سرمایه گذاری، سود خالص بالاتری نسبت به متوسط صنعت در سال بعد کسب کردند و برعکس شرکتهای با درایت پایین در IT در سال بعد با کنترل بقیه عوامل، سود خالص کمتری حاصل کردند.
مفهوم «درایت
IT » به معنای کاربرد پیوسته و برنامه ریزی شده ای از یک سری صلاحیتها و رویه های مرتبط است که روی هم رفته منشا ایجاد ارزش بیشتر از سرمایه گذاریهای IT می شوند.

تجدید نظر در ارزش داراییهای IT
فنون سرمایه گذاری موفق در سبد سهام
IT ، حوزه بحث را از مسائل فنی به مسائل راهبردی تغییر می دهد و این تغییر به واسطه به کارگیری یک نگرش تجاری به سرمایه گذاریهای IT است. نتیجه آن عبارت است از تخصیص داراییهای IT به شکلی که مناسب شرایط شرکت باشد.
در تحقیق ما چهار طبقه گسترده از سرمایه گذاریهای
IT شناسایی شدند: مبادله‌ای، اطلاعاتی، راهبردی و زیرساختی‌. سرمایه گذاریهای مبادله‌ای عمدتاً جهت کاهش هزینه ها یا افزایش بازده ناشی از همان هزینه به کار گرفته می شوند. (مثل سیستم پردازش تجاری یک شرکت دلالی) سرمایه گذاریهای اطلاعاتی برای اهدافی همچون حسابداری، گزارش، ارتباطات، تحلیل و متابعت اطلاعات فراهم می کنند. سرمایه گذاری راهبردی در جهت کسب مزیت رقابتی به وسیله پشتیبانی از ورود به بازارهای جدید یا توسعه محصولات و خدمات جدید یا فراگردهای کسب و کار به کار می رود. سرمایه گذاریهای زیرساختی، خدمات مشترک IT هستند که با کاربردهای چندگانه به کار گرفته می‌شوند. (مانند سرورها، شبکه‌ها، لپ تاپ ها و پایگاههای داده مشتری) بسته به نوع خدمت، سرمایه گذاریهای زیرساختی نوعاً ایجاد پایگاه منعطفی در مسیر ابتکارات آینده کسب و کار یا کاهش هزینه های بلند مدت IT را از طریق مستحکم کردن آن هدف می گیرند.
هر نوعی از سرمایه گذاری نمایانگر طبقه متفاوتی از دارایی
IT با ریسک و بازده منحصر به فرد خود است.
شرکتهایی که در سال 2005 مطالعه شدند، به طور متوسط 46 درصد از کل سرمایه گذاری
IT خود را برای زیر ساختها تخصیص دادند. سیستم های مبادلاتی که استفاده کننده از زیر ساخت هستند، 26 درصد از هزینه‌های متوسط IT را تشکیل می دهند. به لحاظ مفهومی سیستم های راهبردی و اطلاعاتی در بالا قرار می گیرند و از سیستم های مبادلاتی و زیر ساختی بهره می گیرند. سیستم های اطلاعاتی، 17 درصد و سیستم های راهبردی 11 درصد متوسط سرمایه گذاری IT را تشکیل می‌دهند. البته سرمایه گذاری در هر پروژه‌ای می تواند در یک یا چند طبقه از این طبقات جای گیرد.
مدیریت سبد دارایی
IT در حال تبدیل به یک روش متداول برای کمک به تیم‌های مدیریت است تا سرمایه گذاریهای IT خود را با اهداف راهبردی کسب و کار همسوکنند. تفکر«سبد دارایی» به ما کمک می کند که بفهمیم سازمان ما از چه نوع است و میزان ریسک و خصوصاً حوزه فعالیتهای راهبردی کسب و کار ما را تعیین می کند.

سود ناشی از چهار طبقه داراییهای IT
رویکرد تخصیص سبد سهام از آن جهت مؤثر است که به جای آنکه تمرکز آن برخود فناوری باشد بر اهمیت چگونگی استفاده از فناوری تاکید می کند. لازمه تخصیص معقول دارایی این است که مدیر نسبت به اهداف خود و مسئولیتها کاملاً شفاف سازی کرده باشد. هر طبقه ای از دارایی، به انواع مختلفی از ارزش کسب و کار مرتبط است. (شکل1) برای مثال سرمایه گذاری در طبقه مبادلاتی منجر به کاهش هزینه ها می شود؛ چنانکه
IT امکان دستیابی به اطلاعات ردگیری مجانی بسته را روی وب سایت فراهم می آورد.

پاداش درایت IT
روشن است که شرکتهایی که سرمایه گذاریهای
IT را با راهبرد کسب و کار خود همسو می کنند، نسبت به رقبای خود در بعد عملکرد مطلوب پیشی می گیرند. اما صرف سرمایه گذاری با مقادیر درست در طبقات مناسب کافی نیست، بلکه قابلیتهای مدیریتی نیز لازم است تا بازده بالاتر از متوسط صنعت حاصل از سرمایه گذاری IT به دست آید.
هر شرکت بر حسب رویه ها ، اقدامات و قابلیتها ، میزان درایت
IT خود را تعیین می کند. یک سال پس از انجام سرمایه گذاری، شرکتهایی که هوش و درایت بالاتری در IT داشتند، عملکرد بالاتری در هر دلارِسرمایه گذاری شده نسبت به بقیه داشتند. درحقیقت درایت IT ، یک پاداش و اضافه ارزش مالی بالایی را نتیجه می‌دهد.
بازده ناشی از زیرساختها که بزرگترین طبقه ی دارایی
IT را تشکیل می دهند، به طور برجسته ای تأثیر درایت IT را می‌نمایاند. به ازای هر دلار سرمایه گذاری در زیرساختها، شرکتهای با درایت بالای IT ، در سال بعد به طور متوسط 247 دلار سود خالص بالاتری داشته اند.زیر ساخت IT ، شالوده تمام سرمایه گذاریهای IT شامل شبکه ارتباطات، اطلاعات تقسیم شده مشتری، لپ تاپ، مراکز داده و سرورها می شود و نزدیک به نیمی از کل سرمایه‌گذاریهای IT را شامل می شود.
شرکتهای با درایت
IT بالا، به خاطر سرمایه گذاریهای مبادلاتی خود که به جهت خودکارکردن تبادلات تکراری، کاهش هزینه و افزایش بازدهی به کار می رود، عملکرد بهتری از خود نشان می دهند. در سازمانهای با ادراک و درایت IT بالا، دیجیتال کردن فرایندها منجر به خلق محصولات و خدمات ابتکاری جدید می شود. این موفقیت حاصل آزاد شدن ذهن مدیران و در نتیجه فراهم شدن امکان نوآوری آنان روی پایگاه این فراگردهای دیجیتال است. IT راهبردی به خاطر اهداف خود که خلق ارزش جدید کسب وکارو یا رشد است، همیشه یک طبقه ی دارایی با بازده و ریسک بالاست. اما شرکتهای با خلاقیت IT بالا ریسک های ذاتی سرمایه‌گذاری راهبردی را کاهش می دهند و سودآوری و نوآوری بالاتری دارند. در چنین شرکتهایی مشارکت مدیریت و فرهنگ به کارگیری IT در کسب و کار، ضرورتاً در جهت سرمایه گذاری راهبردی موفقیت آمیز در IT است. سازمانهایی که درایت IT چشمگیری دارند، در طبقه اطلاعاتی نیز توان سودآوری ویژه ای را به نمایش می گذارند که این امر نتیجه ضوابط و قواعد لازم برای استفاده اثربخش از مجموعه مشترک از اطلاعات است.
در مقابل، سازمانهای با درایت
IT پایین، تداعی کننده بازده پایین از تمام طبقات سرمایه گذاری در سبد سهام IT هستند. هزینه های صرف شده موجب هرز می رود و بهتر است چنین سازمانهایی سرمایه گذاریهای IT خود را به حوزه های ضروری محدود کنند و سبد سهام خود را متناسب با انواعِ با ریسک پایین تنظیم کنند تا هنگامی که ادراک IT خود را بهبود بخشند.

 

 

مدیریت سبد دارایی IT ، درحال تبدیل به یک روش متداول برای کمک به تیم‌های مدیریتی است تا سرمایه گذاریهای IT خود را با اهداف راهبردی کسب و کار همسو کنند.

 

 

ویژگیهایی که درایت IT را ایجاد می‌کنند
شرکتهای با درایت زیاد در
IT ، پنج عامل را در خود تقویت کرده اند که این عوامل متقابلاً همدیگر را تقویت می کنند. سه ویژگی اول اقداماتی هستند که به کاربرد مرتبط‌اند و دو خصوصیت آخر، شایستگیهایی هستند که برای درایت بالا در IT لازم هستند. همه این ویژگیها برای ادراک بالای IT لازم‌اند اما دربرگیرنده تمام شایستگیهای شرکتهای با درایت بالا در IT نمی شوند. در ادامه این اقدامات و شایستگیها آمده است.
-1
IT برای ارتباطات: شامل کاربرد وسیع کانال های الکترونیک مانند پست الکترونیک، اینترانت و ابزارهای بی سیم برای ارتباطات درونی و بیرونی و شیوه‌های کاری می‌شود.
-2 کاربرد اینترنت: عبارت است از به کارگیری ساختارهای اینترنت در فراگردهای کلیدی مانند مدیریت نیروی فروش، سنجش عملکرد کارکنان، آموزش و حمایت از مشتری پس از فروش.
-3 مبادلات دیجیتال: عبارت است از درجه بالای دیجیتال شدن مبادلات تکراری شرکت بویژه فروش، تعامل با مشتری و خرید.
-4 مهارتهای
IT در سراسر سازمان: یعنی توانایی تقریباً تمام کارکنان در استفاده اثربخش از . IT همین طور مهارتهای زیاد فنی و مرتبط با کسب و کار در نیروی کار IT ، مهارتهای قوی IT در نیروی کسب و کار و نیز تأمین کافی نیروی کار با تخصص بالا از بازار. شرکت «سون- الون -جپن» 200 هزار کارمند خود را آموزش می دهد تا داده های در دسترس به هنگام فروش را در کنار اطلاعات محصول، پیش بینی آب و هوای محلی، جمعیت شناسی منطقه و الگوهای خرید به کارگیرند تا نوع محصول مورد تقاضا را در هر مغازه پیش بینی کنند.
-5 مشارکت و درگیری ثابت مدیریت: یعنی تعهد مدیریت ارشد برای استفاده اثر بخش از
IT . مدیران واحدها کاملاً درگیر تصمیمات IT و نیز تقویت مشارکت بین نیروی کار IT و واحدهای کسب و کار هستند تا زمینه خلق ارزش توسط سرمایه گذاریهای IT را فراهم کنند. تعهد بالای مدیریت موجب می شود تا مدیران رده‌های پایین تر بیشتر درگیر تصمیمات IT بشوند. در عوض این رویکرد موجب ایجاد مهارتهای گسترده IT از طریق برنامه‌های آموزشی رسمی و غیررسمی خواهد شد.

هفت راه برای استخراج ارزش بیشتر کسب و کار از سبد سهام IT
در تحقیق انجام شده، بازده ناشی از انواع مختلف سرمایه گذاری
IT در شرکتها شناسایی شدند و نتایج نشان داد که بازده بالاتر به وسیله جورکردن شیوه ها و صلاحیتهای درایت IT با سبد دارایی IT قابل تحصیل است. در ادامه هفت پیشنهاد برای جور و همسو کردن درایت IT با ترکیب دارایی IT ارائه می شود:
-1 شناسایی سبد دارایی کنونی و سالهای گذشته مربوط به
IT
با استفاده از طبقه بندی سبد دارایی ارائه شده، سبد سهام
IT شرکت خود را برای سه سال اخیر و نیز میزان پیشنهاد شده برای سال بعد را ارزیابی کنید. در یک کمیته سرمایه گذار ی IT یا جلسه مدیریت بررسی کنید که آیا این سرمایه‌گذاریها مناسب استراتژی شرکت هستند یا خیر.
-2 عملکرد سطوح دارایی
IT و معیارهای کسب و کار خود را شناسایی کنید.
از آنجا که نوع کسب و کار و واحدهای مربوط آن، یک راهبرد و ادراک و درایت متفاوت
IT دارند، سنجش و مقایسه همسویی اهداف، اقدامات، قابلیتها و سبد دارایی IT آنها کمک می کند تا نقاطی که سرمایه گذاریهای IT بدرستی انجام شده است و نیز تغییراتی که باید لحاظ شود، شناسایی شوند.
-3 شناخت و پیگیری درایت سازمان شما در
IT
درایت
IT باید ارزیابی و بخوبی مدیریت شود. پنج رویه و صلاحیت مذکور یک نقطه شروع مناسب را فراهم می کنند. مجدداً مقایسه درایت IT بین واحدهای متعدد کسب و کار آموزنده است.شرکتها یا واحدهای کسب و کار با درایت کم در IT لازم است سبد دارایی IT خود را به سمت سرمایه گذاریهای کم ریسک تر اطلاعاتی و مبادلاتی سوق دهند. در همین حالت، شرکتهای با درایت کم IT می توانند تمرکز خود را بر توسعه رویه ها و قابلیتهایی ببرند که دارای بیشترین اهمیت در طبقه دارایی بوده است وضمناً بالاترین سرمایه گذاری را در آن کرده اند.
جهت توسعه درایت
IT با ویژگیهایی شروع کنید که بیشترین تاثیر را در مهمترین طبقه دارایی سبد سهام IT می‌گذارند.

-4 سبد دارایی را متوازن کنید.
با لحاظ کردن مراحل قبل، مدیریت ارشد باید قضاوت مناسبی از سبد دارایی
IT خود داشته باشد. مبنای این قضاوت عبارت است از ادراک او از راهبرد، تمایل او به ریسک کردن، درایت IT سازمان، اقتصاد، سرمایه موجود و دیگر موارد. داشتن یک رویه مشخص برای سبد دارایی IT این قضاوت را بسیار شفاف می کند.
-5 سبدهای دارایی را سالانه و به هنگام وقوع تغییرات عمده مجدداً وزن گذاری کنید.
هنگامی که شرکتها به درجات بالایی در درایت
IT می رسند، می‌توانند سرمایه‌گذاری بیشتری در IT داشته باشند.
-6 نگرش سبد دارایی
IT را وارد چارچوب مدیریت IT کنید.
مدیریت اثربخش
IT ، حق تصمیم و نیز چارچوب مسئولیتها را برای حصول اطمینان از طرحهای درست IT مشخص می کند. سرمایه گذاری IT یکی از تصمیمات کلیدی است. مدیریت اثربخش می تواند اصول سرمایه گذاری IT را در یک فراگرد قابل تکرار نهادینه کند. این فراگرد قابل فهم و پیگیری توسط تمام مدیران بوده و با سیستم پاداش و تنبیه شرکت مرتبط است.
-7 یادگیری از مرورهای پس از اجرا و آموزش رسمی
بسیاری از شرکتها در آموزش و یادگیری
IT به اندازه کافی سرمایه گذاری نمی کنند. همچنین بسیاری از شرکتها خود را از یادگیری فراهم شده در نتیجه مرور و بازبینی پس از اجرای پروژه یا حتی حین اجرا محروم می‌کنند .

نتیجـه گیـری
شرکتهای با درایت متوسط یا پایین
IT قادر خواهند بود بدون هیچ سرمایه گذاری جدید در فناوری، بازده خود را افزایش دهند و ریسک IT خود را کم کنند. این دلیل به تنهایی برای رهبران کسب و کار کافی است تا این موضوع را مورد توجه قرار دهند.
مهمتر از این، داستان درایت
IT حکایت یک پتانسیل بالفعل نشده و حکایت پول دست نخورده ای است که می تواند رقبا را با یک مزیت رقابتی قدرتمند مواجه کند. در زمان رقابت بی رحمانه در سراسر جهان، مدیران باید نتایج عدم غنی سازی درایت IT خود را درک کنند. آنها باید پاسخهایی را برای بهترین بهره بردای از فناوری در سازمانهای خود بیابند و به این سوال بسیار جدی پاسخ دهند که: آیا ما برای سال 2010 و بعد از آن به اندازه کافی در IT با درایت خواهیم بود؟ 0

منبع:

WEILL, PETER AND SINAN, ARAL, GENERATING PREMIUM RETURNS ON YOUR IT INVESTMENTS, MITSLOAN MANAGEMENT REVIEW, WINTER 2006 PP 39-48 .

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۸



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:20 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

چکیده
در سایه هدایت و الزام سازمان جهانی تجارت، اقتصاد و بازار کشورهای مختلف به سرعت در حال پیوستن به جرگه اقتصاد باز، تجارت آزاد و بازار جهانی است. با توجه به اینکه در اکثر کشورهای دنیا بخش قابل ملاحظه ای از فعالیتهای اقتصادی توسط شرکتهای کوچک و متوسط انجام می شود و این شرکتها مسائل و مشکلات خاص خود را در ورود به عرصه رقابت جهانی پیدا می کنند، دولتها با تدابیر مختلفی همواره به فکر حمایت منطقی از این شرکتها برمی آیند تا رقابت پذیری آنها را به گونه ای بالا ببرند که توان رقابت در بازارهای رقابتی دنیا را به‌دست آورند.
 یکی از روشهایی که بنا بر مطالعات انجام شده در اکثر کشورهای دنیا تجربه موفقی در افزایش توان رقابتی شرکتهای کوچک و متوسط از خود برجای گذاشته، خوشه سازی این شرکتها بوده است. در این مقاله در ابتدا مروری بر مشکلات و محدودیتهای بنگاههای کوچک و متوسط به عنوان بخش مهمی از اقتصاد هر کشور خواهیم داشت. سپس ضرورت خوشه سازی این بنگاهها را در جهت ساماندهی به وضعیت این بنگاهها و در نهایت رقابت پذیری آنها مطرح می کنیم.
مقدمه
با توجه به تغییرات محتوایی و کیفی بسیار زیادی که از چند دهه اخیر در بازارهای جهانی رخ داده و حرکت به سوی جهانی شدن بازارها شروع و به موازات آن دوره تولیدمحوری در انتهای حیات خود و مشتری‌محوری در حال شکل گرفتن است، تولیدکنندگان صنعتی با هدف استفاده بهینه از امکانات و جلوگیری از هدر رفتن منابع باارزش به تمهیداتی متوسل شده‌اند که نتیجه آن تغییر ساختار صنعتی است. از مشخصات اصلی این تغییر ساختار، ترویج بیش از پیش صنایع کوچک است. در سالهای اخیر توجه فزاینده‌ای به کوچک‌سازی شده و روند توسعه بنگاههای کوچک و متوسط به طور بالایی افزایش یافته است. این بنگاهها دارای مزایای زیادی نسبت به صنایع بزرگ هستند که از آن جمله می‌توان از ارزش افزوده، نوآوری، اشتغال‌آفرینی و انعطاف‌پذیری بیشتر نسبت به صنایع بزرگ نام برد. بنابراین لزوم توجه به این بخش از اقتصاد ضروری است. از طرف دیگر کوچک بودن این بنگاهها و حجم پایین منابع در دسترس موجب ایجاد محدودیتهایی برای این بنگاهها می‌شود که از آن جمله محدودیتهایی مالی، تحقیق و توسعه، بازاریابی و غیره هستند.
 بنابراین، می‌توان گفت که بازاریابی یکی از مشکلات اساسی این بنگاههاست که دلایل آن، هزینه بالای تحقیقات بازاریابی، نداشتن کادر مجرب و در کل نداشتن امکان انجام فعالیتهای بازاریابی گسترده به دلیل هزینه‌های بالای آن است.
یکی از راهکارهای اساسی که در محافل علمی برای ساماندهی به بحث صنایع کوچک و متوسط مورد توجه قرار گرفته است تجمیع این بنگاهها و سازماندهی آنها در قالب خوشه‌های صنعتی است. بدین ترتیب، تمرکز تعدادی از بنگاههای کوچک و متوسط در یک حوزه جغرافیایی، موجب ایجاد مزایایی برای بنگاههای درون خوشه می‌شود. به عبارت دیگر، با تجمیع شرکتهایی که در زمینه‌های مشابه یا مرتبطی فعالیت می‌کنند، این شرکتها می‌توانند از مزایایی از قبیل صرفه‌جوئیهای ناشی از مقیاس و تنوع، انتقال دانش و فناوری، افزایش رقابت‌پذیری و ... برخوردار شوند که از کارایی جمعی حاصل می‌شوند. کارآیی جمعی دو جنبه دارد: یکی صرفه‌جویی بیرونی که به علت تجمع در یک مکان نصیب شرکتهای عضو خوشه می‌شود و دیگری مزایای اقدام اشتراکی که از همکاری آگاهانه محلی حاصل می‌شود. ارتقاء کارآیی جمعی به صورت سرمایه‌گذاری برای تأمین ماشین‌ابزار و دستیابی به بازار و خدمات (مانند طراحی، بازاریابی، تبلیغات، فروش و توزیع، تأمین مالی، آموزش نیروی انسانی و ...) میسر است.
بنگاههای کوچک و متوسط
در دو دهه اخیر با ظهور فناوریهای جدید و دستیابی همگان به شبکه ارتباطی اینترنت تحولاتی در تواناییهای واحدهای صنعتی، روشهای تولید و توزیع و ساختار تشکیلاتی بنگاهها ایجاد شده که عموماً بر اهمیت نقش واحدهای کوچک و متوسط در ساختار صنعتی کشور افزوده است. به‌طوری که واحدهای کوچک صنعتی و بازرگانی، به‌عنوان بخش مکمل و اساسی اقتصاد هر کشور شناخته شده‌اند. این واحدها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ضمن دستیابی به اهداف اصلی توسعه، نقش تعیین‌کننده‌ای در گسترش و تنوع تولیدات صنعتی دارند و در اهتمام به یک سری اهداف بنیادین همچون ایجاد اشتغال، ریشه‌کن کردن فقر، بهبود توزیع درآمد و برآوردن نیازهای اساسی کشورهای در حال توسعه، دارای نقش موثری هستند. در بسیاری از کشورها این صنایع، تامین­کنندگان اصلی اشتغال جدید، مهد تحول و نوآوری و پیشرو در ابداع فناوریهای جدید بوده­اند. از سوی دیگر این صنایع با صادرات قابل توجه، نقش موثری در توسعه اقتصادی کشورها ایفا می­کنند.
در کشور ما به‌رغم حضور کمی قابل توجه صنایع کوچک در ساختار صنعتی آن(حدود94 درصد واحدهای صنعتی کشور را صنایع کوچک تشکیل می‌دهند)، این واحدها با معضلات متعدد و عقب‌ماندگی‌های فاحشی روبه‌رو هستند، به نحوی که از ایفای نقش استراتژیک مورد انتظار برای آنها همچون کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، ناتوان مانده‌اند. اهمیت واحدهای کوچک در ایران را از دو بعد کمی و کیفی می‌توان بررسی کرد. از بعد کمی، درصد بسیار بالایی از شرکتهای موجود در کشور ما و بسیاری از کشورهای جهان را واحدهای کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند و تعداد شاغلان این واحدها قابل توجه است. همچنین ارزش افزوده‌ای که این واحدها تولید می‌کنند در کشورهای مختلف، چیزی بین یک سوم تا نیمی از ارزش افزوده کل کشور را تشکیل می‌دهد. از بعد کیفی، این واحدها می‌توانند بخش خصوصی را در سرمایه‌گذاریها تشویق کنند، چون بخش خصوصی معمولاً برای ایجاد واحدهای بزرگ امکانات کافی ندارند، این واحدها همچنین می‌توانند به عنوان ابزار مناسبی برای خصوصی سازی در نظر گرفته شوند. این واحدها امکان شناخت بازار را دارند و می‌توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرایند تصمیم گیری در آنها بسیار سریع است. این واحدها می‌توانند قدرت ابتکار و خلاقیت بیشتری داشته باشند، در توزیع فناوری در سطح کشور می‌توانند موفق‌تر باشند و سریعاً خود را با فناوریهای لازم تطبیق دهند و در یک نکته می‌توانند تخصصی عمل کنند که این، در واحدهای بزرگ کمتر اتفاق می‌افتد.
فرصتهای بالقوه‌ای جهانی شدن برای دسترسی به بازارهای جهانی
با توجه به آزادسازی تجارت در سطح جهان و جهانی شدن اقتصاد، بهبود کارایی و بهره‌وری بنگاههای کوچک و متوسط و سازگاری و انعطاف پذیری آنها در زمینه های محصول، بازار، فناوری، مدیریت و سازمان امری مهم و حیاتی است. (بانک توسعه آسیایی، 2001)
با فرصتهای بالقوه‌ای که جهانی شدن برای دسترسی به بازارهای جهانی به‌وجود می‌آورد، بنگاههای کوچک و متوسط به‌طور فزاینده‌ای برای قرار گرفتن در موقعیتی که بتوانند از این فرصتها مزیت کسب کنند، تحریک می‌شوند، اما به دلیل محدودیت‌های زیادی که دارند خود را از بهره‌مندی از این امکانات ناتوان می‌یابند(اسملاش بیین،2002). بنگاههای کوچک و متوسط با مشکلات و محدودیتهای زیادی روبه‌رو هستند که به‌وسیله اندازه، طبیعت راه‌اندازی، ثبات، محیط رقابتی، دسترسی به فناوری و خدمات، و عوامل مرتبط به آنها تحمیل می‌شوند.
تحقیقات بازار
اکثر شرکتهای کوچک، بالاخص آنهایی که در کشورهای در حال توسعه هستند، نمی‌توانند این الزامات را برآورده کنند و بنابراین ابزاری برای حضور موفقیت‌آمیز در بازارهای جهانی ندارند(یونیدو،2003). یک دلیل رایج برای شکست این کسب و کارها مربوط به فقدان تحقیقات بازار مناسب و کافی است. تحقیقات بازار به شرکتها در زمینه شناسایی مبنای مشتری بالقوه، قیمت پیشنهادی و تغییر حجم تقاضا در مقابل تغییر قیمت کمک می کنند. همچنین تحقیقات بازار به این شرکتها، اطلاعاتی در رابطه با رقبای آنها و عکس‌العمل احتمالی آنها در مقابل ورود رقبای جدید ارائه می‌دهند. همان‌طوری که مشخص است این اطلاعات در بازار رقابتی امروزی کاملاًحیاتی هستند. بنگاههای کوچک و متوسط به تنهایی منابع لازم برای بررسی بازارهای خود را ندارند. آنها به‌طور بالایی به شرکای تجاری خود برای بازاریابی محصولاتشان وابسته هستند(ایتوه موتوشیگه، 1994)
خوشه سازی
بحث‌های نظری متفاوتی در این مورد که چگونه مؤسسات کوچک می‌توانند به توسعه کمک کنند توسط اقتصاددانان و صاحبنظران مختلف ارائه شده است. یک جمع‌بندی از این نظریات این است که شرکتهای کوچک در عین حال که رقبای طبیعی یکدیگرند، اعضای یک شبکه مستقل داخلی هستند که توانمندی ایجاد شغل را دارند و همچنین فراهم‌کننده زمینه لازم برای ایجاد نوآوری و خلاقیت‌های تکنولوژیک هستند. اما جالبترین نگرشی که به این گونه مؤسسات شده است مربوط به پدیده شبکه شدن و خوشه شدن یا به‌طور کلی تجمیع است. اغلب شرکتهای کوچک گرایش به خوشه شدن و ارتباط با یکدیگر دارند. این پدیده بیشتر برای شرکتهای سازنده‌ای وجود دارد که در یک محدوده جغرافیایی که در آن مهارتهای نیروی انسانی وجود داشته باشد شکل می‌گیرند. نمونه‌های پیشرفته‌ای از آنها در نواحی صنعتی شمال ایتالیا در اواخر دهه 1970 مشاهده شد و بعد در سایر نقاط اروپا و آمریکا در ژاپن و سایر مناطق توسعه یافته است(اشمیتزو ندوی،1381).
آنچه که اهمیت خوشه‌ها را در ایران دو چندان می‌کند این است که در زیر بخشهای صنعت ایران بیش از 94 درصد مؤسسات و شرکتها را این چنین شرکتهایی تشکیل می‌دهند که عموماً به صورت منفرد فعالیت می‌کنند و همواره با مشکلات و مسائل مختلف درگیرند. هر چند این گونه شرکتها حدود 30 درصد از ارزش تولیدات صنعتی را ایجاد می‌کنند لیکن از لحاظ اشتغال سهم مهمی از فرصتهای شغلی را تأمین می‌کنند. از آنجا که حمایت از واحدهای پراکنده و کوچک برای دولت علاوه بر مشکل بودن، هزینه بسیار سنگینی را در بردارد، تشویق و ترغیب آنها به تجمیع در خوشه‌ها می‌تواند به عنوان یک راهکار موفق و تجربه شده در بسیاری از کشورها مورد توجه سیاستگذاران و مدیران اجرایی قرار گیرد. موفقیت کشورهای مختلف و از جمله کشورهای رو به توسعه‌ای چون برزیل، مکزیک، هند،‌ پاکستان، شیلی و ... بومی شدن این الگو را با ساخته‌ای فرهنگی،‌ اجتماعی و اقتصادی هر کشور و منطقه به اثبات رسانیده است.
تئوری‌های مطرح در خوشه‌سازی
اساساً خوشه تلفیقی از تئوری‌های مختلف است که در طول زمان به‌صورت منسجم و در قالب‌ بسته‌های سیاستی ارائه گردیده است. برخی از این تئوری‌ها عبارتند از: تئوری جغرافیای اقتصادی، اقتصاد منطقه‌ای و نظام نوآوری، نظام ملی نوآوری، تئوری‌های مربوط به دانش و انتقال آن و تئوری سرمایه اجتماعی و شبکه‌های اجتـماعی(لوری اشمیتز، 2004)
اگرچه بعضی از محققان، ریشه تئوری خوشه صنعت را به لحاظ تاریخی به نظریه مارشال (1920-1890 میلادی) در مورد تأثیر جانبی بنگاههای تخصصی ارتباط می‌دهند، برای اولین بار مایکل پورتر (1990) در کتابی تحت عنوان «مزیت نسبی ملل» نظریه خوشه‌های صنعت را مشخصاً مطرح ساخت. در جدیدترین تعریف پورتر، خوشه به معنای «تمرکزجغرافیایی نهادها وشرکتهای مرتبط با یکدیگر در حوزه‌ای خاص» تعریف شده است(مایکل پورتر، 1998). مایکل آلبو می‌گوید: در واقع خوشه‌های صنعتی "شبکه‌ای محلی از بنگاههای کوچک و متوسط است که در مجموع یک بنگاه بزرگ نوآور را پدید می‌آورد اما تفاوت این بنگاه بزرگ نوآور با سایر بنگاههای بزرگ در این است که این بنگاه بزرگ، فاقد ساختار سلسله مراتبی است (بل و آلبو، 1999). " به گفته "پورتر"خوشه‌ها عبارتند از" مجموعه‌ای از شرکت‌های به هم‌مرتبط، عرضه‌کنندگان حرفه‌ای، تامین‌کنندگان خدمات، بنگاههایی از صنایع به هم‌وابسته و نهادهایی که به یکدیگر پیوند خورده‌اند (همانند دانشگاهها، موسسسات استاندارد و انجمنهای تجاری)؛ این مجموعه در زمینه‌ای مشترک فعالیت کرده و در محدودة جغرافیایی خاصی متمرکز شده‌است (مایکل پورتر، 1998)."آلتنبرگ و اشتامر عقیده دارند که در مورد تعریف خوشه‌های صنعتی در میان صاحبنظران اتفاق نظر وجود ندارد. اما می‌توان این گونه جمع‌بندی کرد که واژه ‌«خوشه» در عام‌ترین مفهوم به تمرکز مکانی فعالیتهای اقتصادی در زمینه‌ای خاص اشاره می‌کند.
 اما آنچه سبب می‌شود که خوشه‌ها این چنین مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرند، فرصتهای مربوط به کارآیی جمعی است که از صرفه‌های اقتصادی بیرونی، پایین‌بودن هزینه‌های معاملاتی و اقدام جمعی سرچشمه می‌گیرد. به این ترتیب صرفاً تجمع مکانی شرکتهایی که ارتباطی با یکدیگر ندارند نمی‌تواند کارآیی جمعی را افزایش دهد و این تعاملات و اثرات بیرونی است که مورد توجه است. لذا می‌توان گفت همگی این تعاریف در دو عنصر زیر مشترک هستند:
1- تمرکز جغرافیایی بنگاهها و 2-  همسویی واحدها در تولید یک ارزش افزودة خاص(ایزد‌خواه، 1382).
از طریق همکاری، شرکتها در خوشه از صرفه‌جویی‌های بیرونی کسب مزیت کنند و از جمله حضور عرضه‌کنندگان مواد اولیه خام، قطعات، ماشین‌ها و دستگاهها و حضور کارگران با مهارتهای ویژه و بدون کارگاه‌هایی برای ساختن یا ارائه خدمات دستگاهها و ابزار تولیدی. خوشه همچنین معامله کنندگان فراوانی را برای خرید محصولات و فروش آنها در بازارهای دوردست جذب می‌کند. همچنین از آنجایی که ارائه خدمات و امکانات به شرکتها به‌صورت انفرادی گران است، خوشه سازی شرکتها، ارائه خدمات توسط دولت، شرکتهای بزرگ، دانشگاهها و دیگر سازمانهای پشتیبانی کننده توسعه را تسهیل می‌کند. (تولوس تامبونان، 2005)
رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی
خوشه ها می‌توانند به عنوان یک ابزار رقابتی برای شبکه‌سازی در نظر گرفته شوند که نه تنها دستیابی به استراتژی‌های توسعه منطقه‌ای را تسهیل می‌کنند، بلکه شرکتها را برای دستیابی به رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی قادر می‌سازند (کریستین فلزنشتاین، 2001). خوشه‌سازی به بنگاههای کوچک و متوسط کمک می‌کند تا قدرتهایشان را با هم ترکیب کنند تا بتوانند به کسب مزیت از فرصتهای بازار و حل مشکلات معمول از طریق یک اقدام مشترک دست یابند. بنابراین، همکاری بین شرکتی در بین بنگاههای کوچک و متوسط به آنها این امکان را می‌دهد تا بتوانند رقابت پذیری‌شان را بهبود بخشیده و در بازارهای جهانی به فرصتهایی دست یابند(یونیدو، 2003).
نتیجه گیری
یکی از مهمترین مسائل و مشکلات بنگاههای کوچک و متوسط در کشور، محدودیت‌هایی است که به خاطر اندازه کوچک به آنها تحمیل می شود. از آنجایی که این بنگاهها با برنامه ریزی صحیح می توانند به یکی از عوامل اصلی توسعه اقتصادی کشور تبدیل شوند، لذا برنامه ریزی برای توسعه و تقویت آنها از اهمیت بالایی برخوردار می شود. یکی از بهترین راهکارهای ارائه شده برای حل مشکلات بنگاههای کوچک و متوسط راهکار خوشه سازی و تجمیع آنها در قالب خوشه است. با تجمیع این شرکتها امکان استفاده از تجربیات و امکانات همدیگر، امکان ایجاد امکانات مشترک و انجام امور به‌صورت اشتراکی به‌وجود می‌آید. در کنار این عوامل بحث انتقال سریع دانش و نوآوریهای موجود در خوشه نیز یکی از مزایای اصلی آن است.
 لذا می‌توان گفت که خوشه‌ها در حوزه‌های مختلف عملکرد شرکتها تاثیر گذار بوده و موجب ایجاد مزیت‌های یک بنگاه بزرگ برای بنگاههای کوچک و متوسط می‌گردند. بنابراین، با تشکیل خوشه و تجمیع این شرکتها، این بنگاهها هم می‌توانند از مزیت‌های بنگاههای کوچک و متوسط بهره‌مند شوند و هم امکان دستیابی به امکانات و مزیتهای بنگاههای بزرگ را کسب می‌کنند. آنچه مسلم است در اکثر کشورهای دنیا، صنایع کوچک و متوسط با مزایایی که از طریق خوشه‌سازی کسب کرده‌اند، توانسته‌اند به عنوان مهمترین بخش اقتصاد مطرح شوند. در صورتی که در کشور ما نه تنها صنایع کوچک نتوانسته‌اند در اقتصاد ملی به‌عنوان یک بخش تاثیرگذار مطرح باشند، بلکه در صورتی که به ایجاد بهبود در عملکرد این بخش توجه نشده و حمایتهای لازم از آنها صورت نگیرد، بخش اعظمی از توان بالقوه ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد کشور، قابلیت خود را از دست داده و رو به نابودی خواهد نهاد.
نویسنده: رحیم محترم قلاتی - محمد ناطق
منبع: تدبیر
منابع و ماخذ
1. اشمیتز(هوبرت) و ندوی(خالد)، خوشه‌های صنعتی رویکردی نوین در توسعه صنعتی، ترجمه عباس زندباف و عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1381.
2. ایزدخواه، روح‌ا...، بررسی دو راهبرد عمده در توسعه همکاری­های بین­بنگاهی در ساختار صنعتی ایران (خوشه‌های صنعتی و نظام پیمانکاری­های فرعی)، تابستان 1382.
3.
Anton Fernando ,October 2001 “challenges of Growth,Employment and Decent work country profiles:srilanka”small and medium enterprise compenent
4.
Asian Development Bank, Best Practice in Developing Industry Clusters and Business Networks, Policy Discussion Paper No. 8, November 2001
5.
Asmelash Beyene,2002 “Enhancing the competitiveness and productivity of Small and Medium scale Enterprises(SMEs) in African analysis of differential roles of national governments through improved support services”Africa Development,vol.XXVII,NO.3
6.
Bell, M . & Albu, M. (1999) Knowledge systems and Technological Dynamism in Industrial clusters in Developing countries, World Development 27(9 )
7.
Christian Felzensztein,2001 “Regional Clusters and Their Impact on Joint Marketing Activities; First Exploratory Insights for an Empirical Cross-Country Analysis” Strathclyde International Business Unit - Department of Marketing
8.
Itoh, Motoshige, Urata, Shujiro, Small and Medium-size Enterprises support policies in Japan, the world bank, December 1994
9.
Lori Schmits, “Networks” as a Tool for Cluster Development :An Edmonton Manufacturing Cluster Development Case Study, 2004
10.
Porter, M. 1998 “Clusters and the New Economics of Competition” Harvard Business Review
11.
Tulus Tambunan, Promoting Small and Medium Enterprises with a Clustering Approach: A Policy Experience from Indonesia, Journal of Small Business Management 2005 43(2), pp. 138–154
12.
UNIDO, Development of clusters and Networks of SMEs: The UNIDO programme a guide to export consortia, UNITED NATIONS INDUSTRIAL DEVELOPMENT ORGANIZATION , Vienna, 2003

منبع: بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب