« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )





مقدمه

توسعه شهرها، افزايش جمعيت و تغييرات شيوه هاي زندگي از جمله الگوهاي مصرف مشكلات و معضلات متعدد و متنوعي ايجاد نموده كه چاره انديشي و تلاش براي مقابله با آنها اجتناب ناپذير است و سهم كلان شهرها از تبعات زندگي شهري بيش از روستاها و شهرهاي كوچك مي باشد.
كلان شهر تهران نيز با گسترش جغرافيايي و افزايش جمعيت، معضلات فراواني را پيش رو دارد و از اهم آنها مي توان به رشد روز افزون توليد زباله اشاره نمود، مشكلي كه گاه به شكل يك تهديد جدي، سلامت جامعه را به خطر انداخته و در صورت مسامحه و عدم توجه دست اندركاران امور شهري، فجايع زيست محيطي جبران ناپذيري در پي خواهد داشت.
اگر چه در اين زمينه، تدبير، راه كاريابي و اجراي شيوه هاي نوين از وظايف مديريت شهري بوده و ما را ملزم مي نمايد تا با تلاش مسئولانه و بي وقفه در جهت حفظ بهداشت و سلامت جامعه در انجام وظايف خود بكوشيم ليكن مشاركت شهروندان نيز در امور شهري بسيار حايز اهميت و ضروري است.
از اين روي برآنيم تا با آشنا نمودن عموم شهروندان با معضلات و مشكلات زيست محيطي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ناشي از توليد زباله و دفع نامناسب آن، مشاركت بيش از پيش شهروندان را جلب نماييم تا در ساختن شهري عاري از هرگونه آلودگي از همكاري آنها بهره مند باشيم و در پرتو تعامل سازنــده، فرداي روشني براي فرزندان اين مرز و بوم ترسيم نماييم.

تاريخچـــــه
پس از چند دهه عملكرد سنتيدر زمينه دفع زباله در ايران به ويژه دفن زباله در اطراف شهرها، براي اولين بار در سال 1346 اولين واحد توليد كمپوست از زباله توسط بخش خصوصي و به صورت نيمه صنعتي در شهر اصفهان احداث گرديد و درپي آن در سال 1348 شهرداري تهران طي قراردادي با يك شركت انگليسي كارخانه كمپوست تهران را در صالح آباد، محلي در جنوب شهر تهران، احداث نمود تا بخش عمده زباله شهر تهران به كود گياهي تبديل گرديده تا علاو ه بر جلوگيري از انتشار آلودگي ناشي از زباله در محيط زيست، كود توليد شده نيز در كشاورزي مورد استفاده قرار گيرد.
در اين راستا اداره كل كود گياهي شهرداري تهران تشكيل و مسئوليت راهبري كارخانه كمپوست به اين اداره محول گرديد.
پس از انقلاب شكوهمند اسلامي و با توجه به گسترش شهر تهران و افزايش جمعيت به منظور نظارت عاليه بر كليه امور و فعاليت هاي مرتبط با دفع زباله، اداره كل كود گياهي به سازمان بازيافت و تبديل مواد تغيير نام يافته و در سال 1370 با تصويب وزارت كشور به عنوان متولي مديريت مواد زايد جامد شهر تهران شناخته شد.
اين سازمان در مسير رشد و توسعه در سال هاي گذشته همگام با انجام مطالعات گسترده و بهره برداري از منابع علمي و تجارب كشـورهاي ديگر در زمينه دفع و پردازش زباله، طرح ها و شيــوه هاي نوين دفع بهينه و بازيافــت مواد را به اجــرا در آورده كه اهم آنها عبارتند از احداث كارخانه هاي كمپوست، كارخانه هاي بازيافت كاغذ و پلاستيك، اجراي شيوه هاي بهداشتي دفن زباله، استحصال گاز متان از مركز دفن زباله و ساير طرح ها و پروژه هايي كه به آنها اشاره خواهد شد.
و اكـنون پس از سال ها تلاش كارشناسـان اين سازمان و كسب تجارب بسيار ارزنده كه مــي توانـــد در زمينـه هاي حفـظ محيــط زيســت، ارتقــاء سطـح بهـداشت جامعــه و بهره برداري مناسب از منابع و كسب در آمد، مورد استفاده كليه شهرهاي كشور قرار گيرد تا با به كارگيري روش هاي بهينه مديريت مواد زائد جامد، در سراسر كشور شاهد شكوفايي و بالندگي باشيم.

پسماند يا زباله چيست؟
پسماند يا زباله به مواد جامد، مايع و گاز( غير از فاضلاب) گفته مي شود كه بطور مستقيم يا غير مستقيم حاصل فعاليت انسان بوده و از نظر توليد كنــنده زايد تلقي مي گردد.
پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند:
1- پسماندهاي عادي: به پسماندهايي گفته مي شود كه به صورت معمول از فعاليت هاي روزمره انسان ها در شهرها، روستاها و خارج از آْنها توليد مي شود. از قبيل زباله هاي خانگي و نخاله هاي ساختماني.
2- پسماندهاي پزشكي : به كليه پسماندهاي عفوني و زيان آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي، درماني، آزمايشگاههاي تخصصي طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود.
3- پسماندهاي ويژه: به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل بالا بودن حداقل يكي از خواص خطرناك از قبيل سمي بودن، بيماري زايي، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد.
4- پسماندهاي كشاورزي: به پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود از قبيل فضولات، لاشه حيوانات، محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل مصرف.
5- پسماندهاي صنعتي: به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي صنعتي و معدني، پسماندهاي پالايشگاهي، صنايع گاز، نفت و پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود از قبيل براده ها، سرريزها و لجن هاي صنعتي.

با مروري بر انواع پسماندها متوجه مي شويم كه پسماندهاي عادي و در راس آنها زباله خانگي مهم ترين بخش مورد نظر و مرتبط با شهرونـــــدان است و مي كوشيم تا نقش شهروندان در توليد و دفع بهينه زباله را تبيين و اهداف ذيل را تعقيب نماييم.
1- كاهش توليد زبالــــــه
2- بازيافت و استفاده مجدد از پسمانـــــــدها
3- دفع اصولي و همگن با محيط زيست



اثرات بهداشتي و زيست محيطي زباله:
عدم كنترل زباله هاي شهري و روستايي، اعم از مواد زايد انساني، حيواني و گياهي در محيط، به علت وجود انواع مختلف پسماندهاي غذايي با رطوبت و حرارت مناسب و پناهگاه هايي كه همواره در توده هاي زباله وجود دارد، از عوامل اصلي و مولد بسياري از بيماري هاي انسان و حيوانات است.
انتشار زباله هاي بيمارستاني در محيط و پراكندگي مواد زايد خانگي و صنعتي از يك سو و تداوم فصول گرم سال با توجه به كثرت بيماري هاي عفوني و طولاني شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماكن عمومي از سوي ديگر، از جمله عواملي هستند كه محيط مناسبي را براي تكثير و رشد سريع بسياري از باكتريها، انگل ها و ... فراهم مي آورند.
به عنوان مثال مگس با انتقال فيزيكي بسياري از باكتري ها و انگل ها موجب ابتـلاي انسـان به تراخـم، اسهـال و بيماريهاي قارچي و مسموميت غذايي و ... مي شود. همچنين گربه ها و سگ هاي ولگرد كه همچون موش و مگس از سفره رنگين غذايي و پسماندهاي زباله هاي شهري تغذيه مي كنند، نيز عوامل بسياري از بيماريهاي عفوني و انگلي هستند كه البته با برنامه ريزي صحيح و قابل كنترل مي باشند. طبق گزارش محافل بهداشتي، بيش از 118 نوع از عوامل بيماريهاي ويروسي، انگلي و ميكروبي كه در انسان شناخته شده است كه به حيوانات از جمله سگ نسبت داده مي شود. علاوه بر بيماريهاي مذكور، عدم كنترل زباله هاي شهري در حد بسيار وسيعي موجب آلودگي آب، خاك و هوا مي شود.



مشكلات ناشي از عدم رعايت مسائل بهداشتي و زيست محيطي زباله:
مضرات بهداشتي حاصل از عدم كنترل زباله هاي شهري و عكس العمل هاي سوء آن در جوامع بشري، بخش مهمي از بيماريها را به خود اختصاص داده است. وجود مواد غذايي، پناهگاه هاي مناسب، رطوبت و شرايط زيست مساعد در زباله هاي شهري، امكان تكثير و رشد سريع حشرات و موجودات موذي را به وجود مي آورد كه مقابله با آنها بسيار مشكل است. همچنين انتشار آلودگي يا انتقال بسياري از بيماري هاي مهلك در جامعه ما موجب گرديده است كه كشور ما در زمره مصرف كننده اصلي داروها قلمداد شده و آلودگي شيميايي بر آلودگي هاي محيط ما اضافه گردد.
زباله، مخصوصا پسماندهاي غذايي و بخش فساد پذير آن، هنگامي مي تواند مفيد واقع شود كه با روش هاي مناسب توسط انسان كنترل شده و يا به وسيله بازيافت بهداشتي قسمت هايي از مواد آن مورد استفاده مجدد قرارگيرد. اين مواد هنگـامي براي آدمـي مضرنــد كه خـارج از اصـول بهداشتي، ذخيـره سازي، جمع آوري، بازيافت و يا دفع شوند. در اين صورت با انتشار زباله ها در محيط و يا تلنبار آن در حواشي شهرها، محيط مناسب براي توليد ، رشد و نمو حشرات، جوندگان و ديگر موجودات موذي به وجود آيد كه به علل مختلف موجب آلودگي محيط و انتشار بيماريهاي مختلف در آن مي گردند. علي الاصول در راستاي پيشگيري از حوادث، ناشي از دفع غير بهداشتي اين مواد، لزوم شناخت متدهاي جمع آوري و دفع زباله و از همه مهمتر آشنايي با خطرات و بيماري هاي ناشي از آنها اهميت خاصي دارد.

اصلاح الگوي مصرف و كاهش توليد زباله
"بخوريد، بياشاميد ولي اسراف نكنيد. ( قران كريم )"


توليد زباله محصول فعاليت انساني است و كميت و كيفيت زباله با الگوي مصرف كالا و مواد توسط قشرهاي گوناگون اجتماع رابطه مستقيم دارد، لذا در چرخه كامل توليد و دفع زباله، "مصرف" اولين حلقه شناخته مي شود، از اين رو تامل و تعمق در الگوي مصرف بسيار ضروري و حايز اهميت است.
در جوامعي كه مصرف كالاها ارزش تلقي مي گردد، ارائه تبليغات تجاري و آموزه هاي نادرست، ميزان مصرف مواد و كالا از حد معقول و ضروري فراتر رفته و نتيجتا پسماند يا زباله بيشتري توليد مي گردد كه معضلات و مشكلات خاص خود را در پي دارد.
در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت هاي خداوند همواره مورد توجه قرار گرفته است.
با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه هاي تهيه و مصرف كالا و مواد تجديد نظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم تا در گام اول توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه اي را شاهد باشيم .
مهم ترين نكاتي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف قابل ذكر و تاكيد مي باشند عبارتند از:
1- خريد كالا و مواد غذايي در حد نياز و نگهداري و مصرف در كوتاه مدت
2- توليد (پخت) غذا به اندازه مصرف در وعده غذايي به ميزان افراد
3- خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر طولاني
4- عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف و مشابه

دفع بهينه زباله به روش تفكيك در مبداء
ضرورت زندگي سالم اقتضاء مي كند به صورت مستمر روش هاي مديريت شهري و اجتماعي خود را بهبود بخشيم. به اين منظور سازمان بازيافت با استفاده از تجربيات گذشته و دانش روز اقدام به تدوين طرح تفكيك و جمع‌آوري پسماندها به روش "تر و خشك" نموده و قصد دارد با كمك و همكاري شهروندان نسبت به اجراي آن اقدام نمايد تا انشاا... بتوانيم با رسيدن به اهداف طرح، محيط زيست شهري خود را سالم تر ساخته و در پرتو آن زندگي بهتري داشته باشيم.

اهداف طرح:
1- بهبود روش ذخيره سازي، جمع آوري و بازيافت پسماندها
2- خالص سازي پسماندهاي تر براي توليد كمپوست مرغوب
3- خالص سازي پسماندهاي خشك (مواد مصنوعي) براي بازيافت و بازگشت بهينه اين گونه مواد به چرخه توليد
4- جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي و كمك به اقتصاد كلان كشور
5- به حداقل رساندن دفن پسماند و حذف آن در آينده
6- ارتقاء سطح كيفيت خدمات شهري
7- حفظ محيط زيست و جلوگيري از توليد و انتشار آلودگي ها
8- ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در برخورد با پسماندها

دسته بندي پسماندها به تر و خشك:
پسماندهاي تر:
پسماندهاي غذايي: برنج، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهي، روغن هاي خوراكي سوخته و فاسد شده و ...
سبزي و ميوه: پسماند ميوه، سبزي و ميوه فاسد شده، تفاله چاي و ...

پسماندهاي خشك:
كاغذ و مقوا: انواع روزنامه، مجله، كتاب، دستمال كاغذي، عكس، ظروف كاغذي شيرو آبليمو، جعبه هاي شيريني، كفش، لباس، شانه تخم مرغ و ...
پلاستيك: انواع ظروف پلاستيكي، روكش ها و كيسه هاي پلاستيكي، طناب هاي پلاستيكي، اسباب بازي هاي پلاستيكي، فيلم هاي عكاسي، انواع ابر و اسفنج و ...
فلزات: انواع قوطي فلزي كمپوت، كنسرو، نوشابه، رب، وسايل فلزي آشپزخانه، شيرآلات ، لوله ها و توري هاي فلزي، ظروف و لوله هاي مسي، چدني، آهني، فويلهاي آلومينيومي، رادياتور و ...
شيشه: انواع ظروف شيشه اي، لامپهاي ساده و فلورسنت، آيينه ، سراميك، چيني، بلور و ...
منسوجات و چرم: انواع لباس هاي كهنه و پارچه هاي مستعمل، حوله، انواع وسايل پارچه اي، انواع كيف و كفش، البسه و وسايل چرمي و ...
چوب: انواع جعبه هاي چوبي، سرشاخه، برگ درخت، مبل، ميز، وسايل چوبي آشپزخانه و ...
لوازم الكتريكي و الكترونيكي: سيم، كابل، پريز، ديسكت، سي دي، نواركاست، ماشيــن حساب، ساعت، لوازم كامپيوتر، چراغ قوه، انواع باطري، تلفــن، تلويزيون و ...
- لازم است زباله هاي پزشكي ( بيمارستاني ) و ويژه نيز كه در منــازل توليد مي شود مورد توجه شهروندان قرار گرفته و به صورت جداگانه با رعايت اصول بهداشتي دفع گردد.

روش اجراي طرح:
در اين روش، پسماندها در محل توليد به دو دسته تر و خشك تفكيك شده و به صورت جداگانه در دو مخزن نگهداري مي گردد.
پسماندهاي تر طبق روال هر شب و ترجيحا راس ساعت 21 در مخازن ويژه پسماندهاي تر تخليه گرديده و پسماندهاي خشك پس از فشرده سازي در مخازن ويژه و يا كيسه نايلون آبي رنگ كه در اختيار شما قرار مي گيرد، ذخيره و در ساعتي از روزهاي هفته كه از طرف شهرداري اعلام خواهد شد، تحويل پيمانكاران مربوطه مي گردد.

بازيافت و پردازش
تفكيك پسماندها به دو دسته تر و خشك در مبداء توليد از آلودگي ناشي از مخلوط شدن و فعل و انفعالات شيميايي و توليد شيرابه پيش گيري مي نمايد و تبديل مواد به محصولات جديد و قابل استفاده را در بردارد.
پسماندهاي خشك به ويژه كاغذ، مقوا، پلاستيك، فلزات و شيشه از ارزش اقتصادي و زيست محيطي برخوردار بوده و در صورت تفكيك، در واحدها و كارخانـجات بازيافت به محصـولاتي با كاربـردهاي مشـابه و يا جديـد تبـديـل مي شوند تا از اتلاف منابع و سرمايه هاي ملي جلوگيري به عمل آيد.
تفكيك كامل زباله هاي تر از زباله هاي خشك نيز بهبود كيفيت و خلوص كود كمپوست را در پي دارد و با توجه به اينكه نزديك به 70% زباله هاي شهر تهران از نوع زباله تر ( پسماند مواد غذايي، ميوه و سبزي و ...) مي باشد و اين پسماندها طي فرايندي به كود گياهي (كمپوست) تبديل مي شوند كه مورد استفاده امور زراعي و باغباني خواهد بود.
همچنين بازيافت و استفاده مجدد از مواد و كالاهاي معرفي موجب جلوگيري از دفن زباله و آلودگي زمين و آب هاي سطحي مي گردد.

http://www.tehran.ir/Default.aspx?tabid=13588
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 1:32 AM نظرات 1 | لينک مطلب
View Full Size Image View Full Size Image

رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم. اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم که ميزان مصرف در ايران را با کشور هاي ديگر مطالعه، مقايسه و مورد بررسي قرار دهيم.

بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين کشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين کالا نخستين کشور در ميان کشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد کل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي که متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است.

هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد در حالي که در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يکي از صادر کنندگان بنزين باشد.
View Full Size ImageView Full Size Image
سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئيس کميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان ، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين کشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد .مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژى در ايران با بسيارى از كشورهاى جهان ، شاهد وضعيت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستيم .

در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.
View Full Size ImageView Full Size Image
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! از نظر مصرف برق هم ، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست.ودولت ساليانه يارانه‌ 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد. دکتر داوودى معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ايرانى‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

تبريزي مديرعامل سابق شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است که دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشترکان بخش خانگي تعلق داده است.

سرانه مصرف شکر در ايران 29 کيلو گرم است در حالي که ميانگين مصرف شکر در جهان 22 کيلو گرم مي باشد . و نيز تحقيقات کارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي کنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
View Full Size ImageView Full Size Image
همانطور که مشاهده مي کنيم مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها ، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالبتر اينجاست که ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. که در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.

اميد است با استراتژي و راهبردي که مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش تبيين فرمودند، يک عزم جدي در دولت و مجلس براي تهيه يک نقشه راه در جهت اجراي اصلاح الگوي مصرف تهيه شود . ونبايدخودمان را با برگزاري چند سمينار وکنگره در اين خصوص ،سرگرم کنيم و ا ز اصل پيام ايشان غافل شويم. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري بصورت واقعي تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذير است و ورود به اين پيکار امروز يک تکليف شرعي و ملي محسوب مي گردد.

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=43545
View Full Size ImageView Full Size Image



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 1:30 AM نظرات 1 | لينک مطلب
راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي كشور

روح الله تولايي:
چكيده:
امسال اولين سال از دهه‏ى چهارم انقلاب اسلامي مي باشد و به دليل آمادگي بسيار وسيع و عظيمي كه در كشور وجود دارد، به نام «دهه‏ى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. از آن جا كه اقدام اساسى در زمينه‏ى پيشرفت و عدالت، مسئله‏ى مبارزه‏ى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجى‏ها و تضييع اموال جامعه مي باشد؛ سال 1388 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نام‌گذاري شده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي و توسعه‌اي راهكارهاي كاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي كشور مي پردازد.
به‌طور کلی، اتخاذ سیاست ها و راهکارهای اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژی در 2 بخش عرضه انرژی و تقاضای انرژی قابل بررسی و اجرا می باشد. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد در کشور ایران به دلیل اینکه تقریباً تمام زنجیره تامین و عرضه انرژی در اختیار دولت می باشد، دولت مي تواند با انجام تحقیقات علمی و هدفمند کردن سرمایه گذاری ها در بخش انرژی و به کارگیری فناوری های نوین در مدت زمان نسبتاً کوتاهی به میزان قابل توجهی در کاهش مصرف انرژی موفق عمل نمايد. بخش تاثیرگذار دیگر در کاهش مصرف انرژی، مدیریت تقاضای انرژی می باشد که در این بخش نیز راهبردهای متعددی از جمله قیمت‌گذاری، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگی، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تكنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود دارد.
مقدمه:
كشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بیش از 85 ميدان نفتي كشف شده در كشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در میان کشورهای جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مكعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در كشور به میزان قابل توجهی وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در كشور، ايران را از يك كشور صادر كننده انرژي به يك كشور وارد كننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهكارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يك صنعت پر سود و كم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و كاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ایران، محدود بودن منابع طبيعي، حركت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست باید تا حد امكان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور باید در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در كشور ضمن شناخت راهکارهای مناسب برای کاهش مصرف انرژی قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حیاتی انرژی برای جوامع بشری و نقش بسیار تاثیرگذار انرژی در پیشرفت و توسعه پایدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهینه سازی مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي كه در جهت كاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد كه اين اقدامات شامل: صرفه جویي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي‌ اردهالي، 1382)
ضرورت و اهميت:
براي ارزیابي كارايي بهره برداري در مصرف انرژي كشورها، از يك آمار مقايسه‌اي استفاده مي شود كه در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند كشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد كه مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي ایران در سال‌هاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي كه انجمن جهاني انرژي (World Energy Council) در سال 2008 با عنوان "سياست هاي بهره وري انرژي در كشورهاي جهان" منتشر كرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي كشور هاي دنيا در يك نمودار ارائه شده است. (WEC, 2008) در اين نمودار كشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا دارا مي باشد كه ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد كشور بسيار بحران آفرين باشد و كشور ايران را از يك كشور صادر كننده به يك كشور وارد كننده منابع انرژي تبديل خواهد كرد.
با توجه به اينكه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در كشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت كه در كشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يك سوم (33%) وجود دارد كه درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار كه معادل تمام بودجه عمراني كشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي كه طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الكتريكي در كشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان مي‌دهد كه شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور محرز و انكار ناپذير مي باشد.
بدون شك مسئوليت خطيركارشناسان بخش انرژي در كشور، طراحي و معرفي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ به‌گونه‌اي كه بدون كاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي كاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود كه نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوت‌هاي سليقه‌اي و بخشي ندهد. راهكارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء كارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهكارهاي قيمتي و راهكارهاي غيرقيمتي تقسیم‌بندي نمود. با توجه به اينكه راهكارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي كه در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشكل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد كه تبعات اقتصادي منفي كمتري را به همراه خواهد داشت.
یافته های تحقیق:
به طور کلی یافته های تحقیق حاضر در زمینه راهکارهای كاربردي غیرقیمتی اصلاح الگوي مصرف انرژی در جمهوری اسلامی ایران در 5 بخش ارائه می شود:
1- راهکارهای قوانین و مقررات
دولت می تواند با وضع قوانین و مقررات خاص در بخش انرژی کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژی دست یابد. بخش عمده این قوانین كه در كشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:
تأسيس نهادهاي كارايي انرژي، برنامه‌هاي ملي كارايي انرژي، اعمال كدهاي ساختماني اجباري و اختیاری و تهيه تأييديه‌هاي ساختماني الزامي، برچسب‌‌گذاري استانداردهاي كارايي براي وسایل و تجهیزات، اقدامات مالياتي، يارانه‌های تشویقی و محرک های پولی.
2- راهکارهای فرهنگ سازی
فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يك جامعه كه تعيين و تنظيم كننده رفتار انسان‌هاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممكن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژی در حالت كلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:
2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي های اولیه.
2-2- راهنمایي و هدايت مصرف كننده‌ها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.
2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسایل و تجهيزات (دانش فني) مصرف كننده انرژی و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداری و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف كننده انرژی.
2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفه‌جویي انرژي در جهت كاهش تلفات آن.
2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام "مديريت صرفه جویي انرژي" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به كارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.
2-6- جايگزيني انرژي الكتريكي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.
2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشاركت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.
2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيده‌ی بسياري از صاحب‌نظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهكار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيه‌ی مسؤليت پذيري مشترك جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويكرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.
2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف كننده انرژی و مقدار مصرف آن ها.
2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فكري مردم و اصلاح سبك زندگي مردم در جهت درك ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي كه تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري كوته فكرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.
3- راهکارهای آموزش
به طور کلی راهکارهای آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور به 2 بخش آموزش های عمومی و آموزش های تخصصی تقسیم می شود.
3-1- آموزش هاي عمومي: دولت باید در يک برنامه گسترده در رسانه‌هاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.
3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات كشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي كارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنج‌ساله دوم و سوم توسعه كشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و كاربردي مديريت انرژي در كشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در كشور عبارتند از:
•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.
•انتقال دانش در خصوص تكنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.
•فرهنگ سازي در صنايع كشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.
•اجراي اقدامات بدون هزينه و كم هزينه فراوان كاهش مصرف انرژي در صنايع كشور.
•كاهش مصرف ويژه انرژي (SEC) و هزينه هاي انرژي در صنعت كشور. (مركز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)
4- راهکارهای کاهش تلفات انرژی
بخشي از انرژي داخلي كه استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است كه در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution

Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه مي‌گردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.
5- راهكارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير
در سال‌هاي آتي به دليل بحران‌هاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديد‌پذير، نگراني‌هاي زيست‌محيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث كلي مي‌باشد كه برنامه‌ريزان انرژي را در يافتن راه‌كارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژي‌هاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت كاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد كه در برنامه‌هاي آتي به كارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژي‌هاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا مي‌باشند كه در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي مي‌گردد:
5-1- انرژي‌هاي بادي
ايران كشوري با باد متوسط است كه برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژي‌هاي بادي جهت توليد الكتريسته و نيز پمپاژ آب از چاه‌ها و رودخانه‌ها، آرد كردن غلات، كوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اين‌ها مي‌توان استفاده نمود. لكن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشين‌هاي بادي، به كارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.
5-2- انرژي خورشيدي
با توجه به اولويت‌هاي اقتصادي، تكنولوژي ساخت و مشخصه‌هاي خاص هر يك از نيروگاه‌هاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودكش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.كشور ايران روي كمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يكي از كشورهايي است كه از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار مي‌باشد. با توجه به اينكه ايران كشور كوهستاني است و اكثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شده‌اند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرح‌هاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت كننده مركزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييك و آبگرمكن‌هاي خورشيدي مي‌باشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور، 1382، ص68)
5-3- بيوماس و بيوگاز
زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف كليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير مي‌باشد كه برخي از آنها عبارتند از:
5-3-1- محصولات و ضايعات كشاورزي
سالانه مقدار زيادي محصولات كشاورزي توليد مي‌گردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد مي‌باشد كه بسياري از آنها مجدداً استفاده نمي‌گردد. از يك لحاظ ضايعات كشاورزي را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد. ضايعات حاصل در مزارع يا كشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان كود مورد استفاده واقع مي‌شوند؛ ولي فرآورده‌هاي انرژي‌زاي مهم كه از محصولات و ضايعات كشاورزي به دست مي‌آيند الكل و بيوگاز مي‌باشند.
5-3-2- ضايعات و فاضلاب‌هاي صنعتي
اين مورد شامل پساب‌هاي كارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الكل‌سازي،چوب و كاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوه‌ها مي‌باشد. در پساب كارخانجات مذكور ميزان زيادي زيست‌ توده وجود دارد كه از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام مي‌توان استفاده كرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الكل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد مي‌شود كه دفع آن مشكلات زيست محيطي فراواني را ايجاد كرده است.
5-3- ضايعات جامد، فاضلاب‌ها و فضولات دامي
ضايعات جامد شهري، زباله‌ها را شامل مي‌شوند كه شامل دو نوع، زباله‌هاي معمولي و ويژه مي‌باشند.
الف) زباله‌هاي معمولي، مانند زباله‌هاي منازل، زباله‌هاي حجيم خانگي، زباله‌هاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغ‌ها و گلخانه‌ها و زباله بخش كسبه و ادارات مي‌باشد.
ب) زباله‌هاي ويژه، مانند زباله‌هاي صنعتي، نخاله‌هاي ساختماني، لاستيك‌هاي فرسوده، مواد راديواكتيو و زاله‌هاي آلوده بيمارستاني.
بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه كمپوست است كه توسط ميكروارگانيسم‌‌هاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت مي‌گيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش كمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در كشورهاي مختلف از روش‌هاي گازي كردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربين‌هاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، مي‌تواند جايگزين سوخت‌هاي فسيلي آشپزخانه گردد.
5-4- انرژي زمين گرمايي
انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواكتيو، هسته مذاب كره، كوهزايي و واكنش‌هاي درون زمين سرچشمه مي‌گيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اكثراً بر كمربند زمين لرزه جهان منطبق مي‌باشند. بنابراين با توجه به اينكه ايران روي كمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود كوه‌هاي آتشفشاني و چشمه‌هاي آب گرم در اكثر نقاط ايران، نشان‌دهنده پتانسيل زمين‌ گرمايي ايران است.
5-5- انرژي هيدروژني
الكتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روش‌هاي متفاوت (الكتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه مي‌باشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الكتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الكتروليز قليايي يا استفاده از ذخيره‌سازي مي‌توان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاه‌ها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمين‌گرمايي مي‌توان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الكتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخش‌هاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به كارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژي‌هاي هيدروژني با استفاده از الكتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به كار گرفته مي‌شود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي مي‌توان برق نيز توليد نمود.
5-6- انرژي هسته‌اي
در ايران تاكنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي كه با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امكان به كارگيري گسترده آن در شبكه برق كشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الكتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبكه برق هر كشوري نمايد.
6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي
يكي ديگر از راهكارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور؛ استفاده از انرژي هاي پاك به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاك ابداع شده است كه بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور مؤثر باشد.
براي مثال احياء غنوات كه در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الكتريكي؛ زمين هاي كشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنك كننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به كارگيري دينام در توليد الكتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاك به روش سنتي مي باشند.
جمع بندي و پيشنهادات:
روند مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه نشان مي‌دهد كه رشد جمعيت،‌ توسعه فني، اقتدار سياسي،‌ استقلال ملي و شكوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است كه رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يك سو و محدوديت‌هاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشكلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است كه ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور مي‌شود.
دركشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينكه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يك امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حامل‌هاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهكارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بي‌رويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در كشور نيز روز به روز بيشتر احساس مي‌شود، چرا كه جلوگيري از به هدر رفتن سوخت‌هاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،كاهش آلودگي محيط زيست كه يكي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه كاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار مي‌رود.
دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهكارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد كه براي تحقق اين امر مهم لازم است:
1.راهكارهاي پيشنهادي كه در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستكاه هاي مربوطه قرار گيرد.
2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هسته‌اي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هسته‌اي با اولويت در برنامه‌هاي دولت قرار گيرد.
3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.
4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيه‌هاي شرعي در مورد صرفه‌جويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.
5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفه‌جويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراكز علمي و همچنين از طريق رسانه‌‌هاي جمعي بطور مرتب و با شيوه‌ها مناسب اطلاع رساني شود.
6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست كه با مصرف بي‌رويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي كه با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.
منابع و مآخذ:
1.وزارت نيرو. (1385). "آمار و نمودارهاي انرژي ايران و جهان 1385" ، دفتر برنامه ريزي كلان برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران
2.عشقي ملايري، بهروز. (1384). "مجموعه مقالات دومين کنفرانس روش هاي پيشگيري از اتلاف منابع ملي" ، تهران: فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، صص.613-618.
3.سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور. (1382). "اطلاعات انرژي كشور 1380" ، ایران، تهران: واحد توليد نشر ذره.
4.محمدي‌ اردهالي، مرتضي. (1382). "مفاهيم بهينه‌سازي مصرف انرژي"، مجله اقتصاد انرژي، شماره آبان 1381، ایران.
5.مقدم، محمدرضا. (1383). "اصلاح سبد انرژی ایران تا سال 1400" ، ایران، تهران: انتشارات نگاه شرقی سبز.
6.مركز ملي آموزش مديريت انرژي (NTCEM)، (1387). "معرفي مركز ملي آموزش مديريت انرژي در صنعت كشور"، معاونت امور برق و انرژی وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران.
7.ECO, (2001). ECO Regions Energy Conservation and Efficiency Workshop, Ankara, Turkey, October 2001
8.ERI (Energy Research Institute), (2000). “Thailand Energy Strategy and Policy”, Chulalongkom University, Bangkok, Thailand.
9.NEPO, (2002) b. “Outcome of the Energy Conservation Program Implementation During the Fiscal Period 1995-1999”, National Energy Policy Office: Office of the Prime Minister of Thailand
10.RCEP, (1998). “Prospects for Energy Saving and Reducing Demand for Energy in the UK.”, Royal Commission Environmental Pollution.
11.Soest D.van and E.H.Bulte, (2001). “Does the Energy-Efficiency Paradox Exist? Technological Progress and Uncertainty”, Environmental & Resource Economics, 18(1), pp.101-112.
12.Uyterlinde M.A., et.al, (1999). “Integrated Evaluation of Energy Conservation”, National Report for the Netherlands, Energy Research Center of the Netherlands, Report No. ECNC-99-005.
13.World Energy Council(WEC), (2001) a. “Energy Efficiency Policies and Indicators”, a Report by the Word Energy Council, October 2001, London, United Kingdom.
14.World Energy Council(WEC), (2008). “Energy Efficiency Policies around the World: Review and Evaluation Executive Summary”, a Report by the Word Energy Council, London, United Kingdom, ISBN: 0 946121 30 3.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 1:28 AM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس: الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعيين كننده در تخصيص منابع توليد، نوع كالاهاى توليدى و شيوه توزيع آن ها دارد؛ زيرا تخصيص بهينه منابع براى توليد كالاها و ارائه خدمات تا حد زيادى به شناخت الگوى صحيح مصرف و حاكميت آن بستگى دارد.

الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعيين كننده در تخصيص منابع توليد، نوع كالاهاى توليدى و شيوه توزيع آن ها دارد؛ زيرا تخصيص بهينه منابع براى توليد كالاها و ارائه خدمات به منظور تأمين نيازهاى ضرورى و حياتى جامعه و رفع فقر و محروميت، تا حد زيادى به شناخت الگوى صحيح مصرف و حاكميت آن بستگى دارد و اين امر مبتنى بر جهت دهى معقول و منطقى به افكار، عقايد، آداب و رسوم و ارزش هاى مورد قبول جامعه يا به طور خلاصه، فرهنگ عمومى مردم مى باشد. اين مقاله در دو بخش «مبانى نظرى» و «مبانى راهبردى» سامان دهى شده است؛ تا هم آگاهى و شناختِ لازم براى تشخيص الگوى صحيح مصرف به دست آيد و هم در مرحله عمل و صحنه اجرايى، ويژگى هاى الگوى مناسب مصرف براى افراد جامعه روشن شود و شيوه هاى صحيح تخصيص درآمدها و مصرف كالاها و خدمات تعيين گردند.

شناسايى نيازهاى واقعى و رعايت اعتدال و صرفه جويى در بهره بردارى از امكانات را «الگوى صحيح مصرف» بيان مى كند. مصرف در يك جامعه، نقشى مهم در تعيين نوع، ميزان و شكل توليد و توزيع دارد و از سوى ديگر، خود تحت تأثير نوع و ميزان توليد است. بنابراين، مناسب است نكاتى درباره ضرورت اتخاذ الگوى صحيح مصرف مطرح گردند:

1. اگر وضعيت جامعه به گونه اى باشد كه افراد را به سمت مصرف هرچه بيش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص مى يابد و روشن است كه در چنين وضعيتى از سطح پس انداز كل كاسته، زمينه مناسب براى سرمايه گذارى فراهم نمى گردد. اين مسأله كاهش توليد و فقر اجتماعى را به دنبال مى آورد و ضعف اقتصادى نيز زمينه فقر فرهنگى و انحطاط اجتماعى را فراهم مى كند و اين امور در مجموع، آسيب پذيرى جامعه را در برابر قدرت هاى سلطه گر افزايش مى دهد و استقلال سياسى كشور را تهديد مى كند و چنان كه تأمين نيازهاى رو به افزايش جامعه از راه واردات انجام گيرد، تأمين ارز مورد نياز براى خريد از بازار جهانى، روند وابستگى را تشديد مى نمايد.

2. در هيچ جامعه اى فراوانى مطلق وجود ندارد و عوامل توليد با محدوديت و كم يابى نسبى مواجه مى باشند. الگوى مصرف حاكم بر جامعه مى تواند به تخصيص بهينه منابع و نحوه به كارگيرى عوامل توليد كمك كند، به گونه اى كه در برگيرنده نيازهاى ضرورى و اساسى باشد و با اولويت بندى و تشخيص ميزان اهميت هريك، زمينه لازم را براى استفاده منطقى از امكانات فراهم آورد. بنابراين، با توجه به اين كه از يك سو، امكانات و توانمندى هاى جامعه در هر مقطع زمانى، با محدوديت هايى مواجهند و از سوى ديگر، ميزان نياز، به سبب رشد جمعيت همواره در حال افزايش است، از اين رو، چنين وضعيتى لزوماً افزايش توليد را مى طلبد كه در صورت عدم تحقق آن، توليد ناچيز كالاها و خدمات بين جمعيتى زياد تقسيم مى گردد و اين نتيجه اى جز افزايش فقر و محروميت به دنبال ندارد.

3. در صورتى كه كشورى درآمدهاى حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختيار داشته باشد، الگوى مصرف در آن كشور بايد زمينه لازم را براى هدايت اقتصاد به سمتى فراهم آورد كه هنگام كاهش يا قطع اين درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبى اداره كرد. در غيراين صورت، وابستگى و در نتيجه، آسيب پذيرى جامعه همواره افزايش مى يابد و ممكن است به سرنوشت كشورهايى همچون آرژانتين مبتلا گردد. اين كشور اكنون قريب 130 ميليارد دلار بدهى خارجى و 150 ميليارد دلار بدهى داخلى دارد. وضعيت نامطلوب اقتصادى، ناآرامى ها و اعتراضات مردمى را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسى علل اين حوادث مى بينيم كه وابستگى شديد آن كشور به وام هاى خارجى و پى روى از دستورالعمل هاى صندوق بين المللى پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملى آن كشور) يا به طور خلاصه، نداشتن الگوى صحيح در توليد و مصرف، نقشى اساسى داشته است. در ميان عواملى كه بر تعيين الگوى مصرف در يك جامعه نقش دارند، به نطر مى رسد «فرهنگ حاكم بر جامعه» مؤثرتر و داراى تأثير عميق ترى مى باشد؛ زيرا اعمال و تصميم گيرى افراد آينه تمام نماى عقايد، انديشه ها و نحوه نگرش به جهان هستى و ارزش هاى مورد قبول آن هاست. از سوى ديگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افكار و عقايد اجزاى اصلى تشكيل دهنده فرهنگ هر جامعه مى باشند. بنابراين، فرهنگ در فرايند تصميم گيرى و اعمال و رفتار اقتصادى افراد جامعه نقشى اساسى دارد. در اين ميان، جايگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بيت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)به خوبى از سخنان پيشوايان معصوم نمايان است. براى نمونه، امام سجّاد(عليه السلام)در يكى از دعاهاى خود چنين مى فرمايد: «پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زياده روى باز دار و به بخشش و ميانه روى قوام ده و تنظيم صحيح امور زندگى را به من بياموز و مرا از تضييع نعمت ها بازدار.»1
اتخاذ الگوى صحيح و منطقى در مصرف، آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد؛ زيرا در سطح كلان، تا امكانات يك جامعه با نيازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، كسب استقلال اقتصادى و دست يابى به عزّت و سرافرازى ممكن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غيرضرور و تجمّلى و تقدير معيشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزينه ها آرامش روحى و روانى، كه شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آيد. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهيه نسخه اى عام براى همه نيست، بلكه آشنايى با معيارها، فرضيه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است كه خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشكلات مالى خويش غلبه كند و هزينه ها را تا حد ممكن به امكانات نزديك نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات كار و احساس محروميت و خفّت و شكست بكاهد.2

مبانى نظرى بحث

شناخت كالاهاى مباح و ممنوع
يكى از لوازم به كارگيرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر كارى ايجاد شناخت و بصيرت لازم نسبت به آن كار و حدود و موازين آن است. در اين ميان، رعايت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى ديگر در درجه اهميت بعدى قرار دارند. بنابراين، شناخت اولويت ها و موارد مهم از حساسيت بالايى برخوردار بوده، نقش حياتى در دست يابى به هدف دارد. از اين رو، براى اتخاذ الگوى صحيح مصرف، ابتدا بايد مصرف كننده مسلمان كالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معيار اباحه و تحريم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگيزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به كار بندد. از اين رو، بررسى ديدگاه قرآن كريم در اين زمينه، يكى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد.
برخى از آيات قرآن كريم معيار اباحه و جواز استفاده را «طيّب» بودن و معيار حرمت و ممنوعيت را «رجس» و «خبيث» بودن هر چيز قرار داده اند؛ مانند:
ـ «قل لا اَجِدُ فيما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزير فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحى شده، هيج غذاى حرامى نمى يابم؛ به جز اين كه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك كه اين ها همه پليدند...
ـ «و يُحلُّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ايمان چيزهاى پاكيزه را حلال و مباح قرار داد و چيزهاى پليد را ممنوع گردانيد.
ـ «كلوا من طيّبات ما رزقناكم» (طه: 81)؛ از روزى هاى پاكيزه اى كه به شما داديم، بخوريد.3
«طيب» هر چيز لذيذى است كه طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلكه مورد علاقه افراد باشد. بنابراين، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشايند باشد و آن را پاكيزه بداند، «طيّب» است.4 «طيّبات رزق» شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملايم با طبع انسان مانند لباس، خوراك، مسكن، همسر و ساير نيازهاى انسان مى گردد.5 به دليل آن كه محتواى دعوت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)با فطرت سليم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گرديدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چيزهاى پليد و تنفّرآميز در اين جهت قرار دارد.

مطلوبيت استفاده از نعمت ها
استفاده از نعمت هاى الهى در حدى كه انسان بتواند حيات و سلامتى خود را حفظ كند و با نشاط كامل به انجام وظايف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلكه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود كيفى حيات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأكيد و عنايت دارد وتظاهر به فقر و فلاكت همراه با ژوليدگى را نكوهش مى كند. قرآن كريم در آيات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوينى همچون «رزق الهى» و «طيّبات» و «زينت» فرمان داده است. قرآن كتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغيب انسان به استفاده و بهره بردارى از امكانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگيزه شكرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقويت كند و حدود و مقرراتى نيز براى استفاده صحيح و معقول بيان نموده است.در اين جا برخى از آيات مربوط به بحث، با توضيح كوتاهى مطرح مى گردند:
ـ «فكلوا ممّا رزقكم اللّهُ حلالا طيّباً واشكروا نعمة اللّه ان كنتم ايّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت هاى حلال و پاكيزه اى كه خداوند روزيتان كرده است، بخوريد و اگر فقط خدا را مى پرستيد، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.
ـ «يا ايُّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما احلَّ اللّهُ لكم.» (مائده: 87)؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند بر شما حلال كرده است، برخود حرام نكنيد.
ـ «يا بنى آدم خذوا زينتكم عندَ كلِّ مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين قل مَن حرّم زينةَ الله الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق.» (اعراف: 31 و 32)؛ اى فرزندان آدم، زينت هاى خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهى (مسجدى) برگيريد و بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد. خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد. (اى پيامبر) بگو چه كسى زينت ها و روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند براى بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانيده است؟!
هر چيزى كه از انسان عيب پوشى كند وموجب آراستگى او باشد، «زينت» است؛ مانند كمالات اخلاقى و يا انواع لباس ها و آرايش هايى كه موجب جلب نظر ديگران شود و نفرت را بزدايد. بنابراين، لباس هاى كهنه، موهاى ژوليده، بدن كثيف، آلودگى و بى نظمى در منزل يا محيط كار نمونه هايى از عوامل نفرت زا هستند كه خداوند متعال آن ها را براى يك انسان، به ويژه براى افراد با ايمان، نمى پسندد. از اين رو، زيبايى و آراستگى را محبوب فطرى انسان قرار داده و او را اجتماعى آفريده و نحوه آراستن خويش را به او الهام كرده است تا هم مورد رغبت ديگران باشد و هم با برقرارى روابط اجتماعى، نيازهاى روحى و مادى جامعه تأمين گردند.6
بنابراين، چيزهاى مطبوع را خداوند براى همه انسان ها، به ويژه بندگان صالحش، آفريده است و اين طرز تفكّر، كه تلاش براى به دست آوردن امكانات مادى ممكن است با انحرافات و آلودگى هايى همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا كه ممكن است افراد باايمان از نعمت هاى دنيوى استفاده نكنند، از نظر اسلام قابل قبول نيست.
امام صادق(عليه السلام) در اين زمينه مى فرمايد: «زمانى كه نعمت ها وفور يافتند و دنيا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شايسته و افراد با ايمان به استفاده از آن ها سزاوارترند.»7
به طور كلى، به دليل آن كه محتواى دعوت انبياى الهى با فطرت سالم انسانى هماهنگ است، هيچ دليلى بر اباحه نعمت هاى الهى و مطلوبيت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانى با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.8 سيره عملى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) و روش زندگى معصومان(عليهم السلام)نيز بر اين مطلب دلالت دارد. در زندگى امام سجّاد(عليه السلام)آمده است: آن حضرت عبايى از خز به مبلغ پانصد يا هزار درهم خريدارى مى كرد و چون زمستان را با آن مى گذرانيد، مى فروخت و بهايش را صدقه مى داد.9
همچنين مى بينيم وقتى اميرالمؤمنين(عليه السلام) ابن عباس را به سوى خوارج فرستاد، او بهترين لباس هاى خود را پوشيد و بوى خوش استعمال كرد و بهترين مركبش را سوار گرديد و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترين مردم هستى و با لباس هاى جبّاران و مركب آنان نزد ما آمدى؟ ابن عباس در جواب آن ها اين آيه را تلاوت كرد: «قُل من حرّمَ زينةَ اللّه الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق.»10

توجه به آفريننده نعمت ها
به دليل آن كه امتياز انسان بر ساير موجودات به داشتن فكر و عقل و اراده و اختيار در زندگى است، بنابراين تنها زمانى حيات او از يك زندگى حيوانى متمايز مى گردد كه با به كارگيرى انديشه و فكر خود و از روى اختيار و اراده، راه سعادت و دست يابى به كمالات انسانى را پيموده، تنها به رفع نيازهاى مادى خود و اشباع غرايز حيوانى بسنده نكند. روشن است كه همه موجودات زنده براى تداوم حياتشان، به دنبال خوراك، و ساختن سرپناهى مناسب مى روند و انسان نيز در اين جهت تلاش مى كند. قرآن كريم ضمن تأييد و پاسخ گويى مثبت به تأمين اين گونه نيازها، نمى خواهد انسان در اين حد متوقف گرديده و مصرف او صرفاً با هدف تأمين نيازهاى مادى انجام پذيرد، بلكه مطلوب قرآن اين است كه انسان به عنوان برترين آفريده هستى، با داشتن انديشه و تعقّل و اختيار، كارهايش جهت انسانى خاص خود را پيدا كند. بهترين و آسان ترين راه آن است كه انسان با آفريننده جهان هستى و خالق نعمت ها و مواهب مادى به عنوان مبدأ همه كمالات و سرچشمه همه فيوضات آشنا شود تا با اطمينان و يقين بداند آنچه از كمالات و زيبايى ها در جهان هستى مشاهده مى كند، همه مخلوق حق تعالى هستند و انسان بايد ضمن استفاده صحيح و بجا از آن ها، بصيرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زيادتر نموده، راه تكاملى شايسته مقام انسانى را بپيمايد؛ يعنى با تقويت معرفت و تحصيل كمالات انسانى، به خداى بزرگ نزديك تر گردد.11 آيات مربوط به بحث را در سه دسته مى توان بررسى نمود:

1. خالقيت
بسيارى از آيات12 با ذكر نعمت هاى گوناگون، مانند انواع غذاها، ميوه ها، نوشيدنى ها، خوراك، پوشاك، مسكن، وسايل حمل و نقل و سوخت بر اين نكته تأكيد مى كنند كه خداوند آن ها را آفريده و در اختيار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصيرت خود را افزايش داده، فرمانبردار و مطيع فرامين الهى باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شكر و سپاس به درگاه الهى را از ياد نبرد.

2. تناسب نعمت ها با نيازهاى بشر
خداى متعال كه آفريننده و خالق بشر است، از هركس به نيازهاى او براى تداوم حيات و رشد و تكامل انسانى آگاه تر مى باشد. از اين رو، او كه از همه مستغنى و بى نياز است، از روى لطف و مهربانى آنچه را انسان بدان نيازمند بوده، از انواع غذاها، ميوه جات، نوشيدنى ها، پوشاك مناسب، هواى سالم، وسايل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختيارش قرار داده است. آياتى از قرآن كريم13 با برشمردن نعمت هاى گوناگون كه هركدام تأمين كننده يكى از نيازهاى انسان است، اين نكته را يادآور مى شوند كه نوعى هماهنگى و تناسب بين احتياجات انسان و امكانات مادى در اختيار او برقرار است و از انسان مى خواهند در آن ها تفكر كند؛ زيرا با تفكر در اين امور، معرفت و بصيرت فرد نسبت به خالق و مدبّر اين جهان بيش تر گشته و با كسب چنين معرفتى، زمينه اطاعت و بندگى و سپاس گزارى در مقابل حق تعالى و احسان بيكران او پديدار مى گردد و روحيه شكر و سپاس در او تقويت مى گردد.14

3. رزاقيّت
غذاى مورد استفاده انسان و آبى كه مى نوشد و پوشاكى كه به تن مى كند، همه از مصاديق روشن مصارف اويند و از مواردى هستند كه در قرآن كريم از آن ها به عنوان «رزق» ياد شده اند.
«رزق» بر چند معنا اطلاق مى گردد: گاهى بر عطا و بخشش مستمر، كه ممكن است در دنيا يا آخرت باشد، اطلاق مى گردد و گاهى به سهم و نصيب فرد «رزق» او گفته مى شود و همچنين به آنچه انسان از خوردنى ها و آشاميدنى ها، كه تغذيه كرده و جزو بدن او گرديده است، «رزق» اطلاق مى گردد.15
«رزق» را به «رزق ظاهرى»، كه مربوط به بدن مى باشد، و «رزق باطنى»، كه جايگاهش قلوب و قوّه ادراكى انسان مى باشد، تقسيم كرده اند. در نتيجه، غذاى انسان رزق ظاهرى، و علوم و معارف رزق باطنى او مى باشند.16
آياتى از قرآن كريم بر اين نكته تأكيد مى كنند كه روزى رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزى همه را تضمين نموده است. البته روشن است كه خداوند متعال امور اين عالم را با اسباب و وسايل خودش به انجام مى رساند و يكى از شروط اصلى روزى رسانى به بشر در حالت طبيعى و عادى، تلاش و كوشش خود اوست. بنابراين، تضمين روزى يك واقعيت تكوينى روشن و از اصول مسلّم جهان بينى اقتصادى اسلام مى باشد كه مى توان آن را به عنوان يك نظريه اقتصادى در مقابل اقتصاددانان بدبينى همچونمالتوس قرار داد. ولى از سوى ديگر، فكر و تلاش و كوشش انسان براى تحصيل روزى و امرار معاش از شؤون رزاقيت الهى است. از اين رو، در سخنان پيشوايان معصوم بر تلاش و كوشش براى تأمين معاش تأكيد فراوان گرديده و تحمّل رنج و زحمت در اين راه مانند جهاد در راه خداوند، بلكه برتر از آن قرار داده شده است.17
امام صادق(عليه السلام) درباره كسى كه در خانه بنشيند و فقط براى رسيدن روزى دعا كند، مى فرمايد: دعاى كسى كه در منزل بنشيند و بگويد پروردگارا، روزى مرا برسان، به اجابت نمى رسد و از سوى خدا به او گفته مى شود: آيا براى طلب روزى به تو فرمان ندادم؟18
به دليل آن كه آيات مربوط به اين بحث در قرآن كريم بسيارند، تنها به ذكر نشانى آن ها در پى نوشت اكتفا مى گردد.19
مجموعه اى از آيات نيز به انسان فرمان تصرف در روزى الهى مى دهند20 تا فكر و توجه بشر به آفريننده آن ها و روزى رسان جلب گردد و از سوى ديگر، با استفاده از نعمت ها و تأمين نيازهاى خود و درك لذت انواع غذاها، ميوه ها و نوشيدنى ها، روحيه شكر و سپاس گزارى و به دنبال آن، اطاعت و بندگى و تقواى الهى، كه ضامن سعادت و خوشبختى انسان در دنيا و آخرت هستند، در او تقويت گردد.

شناخت سنّت هاى الهى
از مجموع آيات مربوط به اين بحث استفاده مى شود كه منظور از «سنّت» در موارد مذكور قوانين ثابت و اساسى تكوينى يا تشريعى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن ها روى نمى دهد.21 اين قوانين، هم بر اقوام گذشته حاكم بوده و هم بر جوامع كنونى و هم مللى كه در آينده خواهند آمد، حاكم هستند.22
شناخت سنّت هاى الهى موجب مى گردد معرفت و بصيرت انسان نسبت به عواملى كه موجب خير و بركت و فزونى نعمت ها مى گردد، افزايش يافته و از سوى ديگر، عوامل فقر و محروميت و نزول بلاها و مصايب را بهتر بشناسد و در نتيجه، با رعايت حدود الهى و اتخاذ الگوى صحيح و معقول، براى مصرف خود تلاش كند، عوامل نخست را در زندگى پديد آورده، از كارهايى كه باعث محروميت و گرفتارى مى گردد اجتناب ورزد.
با ملاحظه آيات قرآن كريم در زمينه سنّت هاى الهى و بحث مصرف، مى توان گفت: شكر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونى نعمت گشته23 و كفران و ناسپاسى موجب محروميت و نزول بلاها مى گردد.24 ظلم و ستم افراد و نيز خوش گذرانى و ريخت و پاش آن ها همراه با سرمستى و غفلت از ياد خدا همواره موجب هلاكت و نابودى اقوام و ملل بوده است.25 ايمان و تقوا موجب نزول بركات الهى26 و در مقابل، روى گردانى از ياد خدا موجب سختى در معيشت و اضطراب خاطر مى گردد.27

الف. ايمان و ياد خدا رفاه و آسايش انسان
ايمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد؛ زيرا فرد با ايمان به قدرت لايزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان ديگر، تمام تلاش و كوشش خود را صرف انباشت ثروت و يا كسب مقام و رسيدن به لذايذ مادى بيش تر نمى كند، بلكه همه چيز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظايف و مسؤوليت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى كند و با اعتقاد به خداى قادر و حكيم، كه تدبير همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بليات، بيمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به اين كه مرگ پايان يك حيات موقّت و كوتاه و آغاز حياتى جاودان مى باشد، هيچ گاه مرگ در نظرش همچون كابوسى وحشتناك و غم بار جلوه نمى كند؛ زيرا با ايمان و ياد خدا دنيا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمين خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بيند.

ب. اعراض از ياد خدا سختى در معيشت
كسى كه از ياد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداكثر كردن ثروت و لذايذ مادى باشد، به هيچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ كرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى كند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «و مَنْ اعرض عن ذكرى فانَّ لهُ معيشةً ضنكاً.» (طه: 124)؛ كسى كه از ياد خدا اعراض نمايد، براى او معيشت و زندگى سخت خواهد بود.
«ضنك» به معناى تنگى همراه با سختى است.28 توضيح آن كه اگر انسان خدا را فراموش كند و با او قطع رابطه كند، ديگر چيزى بجز دنيا نمى ماند كه به آن دل ببندد و در نتيجه، چنين فردى تمام كوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و ساير مظاهر دنيوى مى كند و هر روز آن را توسعه داده، و به هيچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جايى منتهى نمى گردد.29 او گم شده خود را، كه روح انسانى اش را اشباع و سيراب مى كند، در دنيا نمى يابد. از سوى ديگر، تكيه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملايمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از اين رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسيدن مرگ و بيمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امكانات دنيوى در وسعت باشد، ولى آسايش خاطر و پايانى اميدبخش و نشاط آفرين ندارد.

تصحيح انگيزه ها
انسان در بهره بردارى از كالاها و خدمات، انگيزه هاى گوناگونى دارد كه افكار و خواست هاى او آن ها را شكل مى دهد. برخى از اين انگيزه ها به دليل نيازهاى معقول واقعى انسان پديد مى آيند؛ مانند خوردن غذا و نوشيدن آب براى تداوم حيات و سلامتى يا استفاده از لباس و مسكن مناسب براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصيت اجتماعى. اسلام نيز هماهنگ با فطرت سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به اين نيازها را مطلوب، بلكه گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربيت كند كه تمام حركت ها و فعاليت هايش، او را به هدف نهايى آفرينش، يعنى مقام قرب الهى و كسب رضايت حق تعالى، نزديك گرداند. مصرف نيز از اين قاعده مستثنى نيست.30
با ملاحظه آيات قرآن كريم، به اين نتيجه مى رسيم كه قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف كالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمى داند، بلكه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حيات بشرى مى داند، ولى همين قصد مى تواند به صورتى مثبت و شايسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگيزه اى صحيح و ارزشمند به سوى انجام كار رهنمون سازد، يا آن كه به صورت منفى و ناسازگار با اهداف انسانى، محركى به سوى كارها گردد.

الف. انگيزه مثبت
يكى از انگيزه هاى مثبت براى مصرف كالاها و خدمات، تأمين نيازهاى مادى است كه امرى مطلوب و لازمه تداوم حيات انسان است. از اين رو، خداوند متعال در مقام ياداورى نعمت هاى خود در قرآن كريم مى فرمايد: «ما معايش (خوراك، پوشاك، نوشيدنى و ساير چيزهايى كه گذران زندگى انسان به آن وابسته است)31 را در اختيار شما قرار داديم.»32
نكته مهم آن كه قرآن مى خواهد انسان از نظر روحى و كمالات معنوى طورى تربيت گردد كه با افزايش معرفت او نسبت به مقام والاى انسان، انگيزه اش براى مصرف در حد تأمين نيازهاى مادى و رسيدن به لذايذ جسمانى باقى نماند، بلكه از نظر قرآن، مطلوب آن است كه همه تلاش هاى انسان از جمله خوردن، آشاميدن و درك لذايذ جنسى به قصد توان پيدا كردن و آماده شدن براى انجام وظايف فردى و اجتماعى و قدرت يافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به ديگران براى رسيدن به مقام قرب الهى باشد. در اين صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتايج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نيز خواهد بود. اين همان انگيزه مطلوبى است كه با تربيت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بينش، بايد افراد به آن دست يابند و اين چنين اسلام به زندگى مادى و حتى لذايذ جنسى انسان رنگ الهى مى بخشد و او را از دايره تنگ ماديات رهانيده و به مقام شايسته انسانى خود رهنمون مى سازد.33
قرآن كريم با كوتاه ترين و رساترين بيان، اين موضوع را در يك سطح كلى و عام متذكر گرديده است: «صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ» (بقره: 138)؛ رنگ خدايى؛ و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم.
پيامبرگرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به ابوذر غفارى مى فرمايد: «شايسته است كه در انجام هر كارى، حتى خوابيدن و خوردن، انگيزه الهى داشته باشى.»34

ب. انگيزه منفى
از نظر قرآن، بسنده كردن به حيات دنيا و صرفاً براى تأمين نيازهاى مادى و درك لذايذ و منافع آن تلاش كردن مذموم است؛ زيرا مقام انسان برتر از آن است كه تمام همّت و هدفش را سير كردن خود و اشباع غرايز حيوانى و دست يابى به مقام و شهرت قرار دهد و از كمالات معنوى و فضايل اخلاقى و مقامى، كه انسان به عنوان برترين مخلوقات و خليفه خدا در روى زمين با اراده و اختيار خود مى تواند به آن برسد، باز ماند. آياتى از قرآن كريم بر اين مطلب دلالت دارند كه اگر همّت انسان فقط دنيا باشد و براى رسيدن به آن تلاش كند، به نتيجه سعى خود مى رسد، ولى در آخرت بهره اى نخواهد داشت.35 در اين صورت، مصرف كالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانى خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپايان مى گردد و اگر اين مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانى ارزشى و اعتقادى اسلامى باشد، حتى از مصرف و زندگى چهارپايان نيز پست تر است. از اين رو، بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى، اگر با كفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلكه محكوم است و سرانجام آن عذاب الهى خواهد بود.
حاصل آن كه برخوردارى از نعمت ها، كه نتيجه مصرف است، بايد جهت صحيح داشته باشد و اگر جهت صحيح و منطقى نداشته باشد، جامعه مشخصات و ويژگى هاى انسانى خود را از دست مى دهد و اين مطلب در سايه ايمان و داشتن انگيزه صحيح و عقلايى تحقق مى يابد. بر اين اساس، ريا و خودنمايى يكى از انگيزه هاى منفى براى مصرف قلمداد مى گردد و در قرآن كريم از «مُترفين» (افراد خوشگذران، عيّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از ياد خدا) و مستكبران به عنوان كسانى كه داراى چنين انگيزه اى در مصرف هستند (قصد ريا، خودنمايى و فخرفروشى به ديگران دارند) ياد شده است.

مبانى راهبردى بحث

رعايت حدود مصرف
از آن جا كه يك مصرف كننده مسلمان تلاش مى نمايد براى پيدا كردن مسير صحيح و معقول در زندگى، كه ضامن سعادت و خوش بختى دنيا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن كريم) و سيره معصومان(عليهم السلام)الگوبردارى نمايد و با رعايت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به كارهايش ارزش بدهد، از اين رو، در اتخاذ الگوى صحيح مصرف، رعايت حدود و مقررّات الهى را در درجه اول اهميت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمايه دارى كه در آن توليد و مصرف با هدف به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت مادى كاملا آزاد است) براى حفظ مصالح فرد و جامعه، براى توليد و همچنين مصرف، حدود و موازينى قرار داده و در نتيجه، استفاده از برخى كالاها و خدمات به دليل مسائل ارزشى يا مفاسد و مضراتى كه در بردارند، حرام و ممنوع گرديده است.
نمونه هايى از اين كالاها و خدمات عبارتند از:
1. مشروبات الكلى، كه قرآن كريم به صراحت از آن ها نهى كرده است36 و زيان هاى الكل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، كليه، ريه، اعصاب و شريان هاى قلب و حواس گوناگون مطلبى است كه امروزه از نظر علمى، جاى ترديد ندارد، به گونه اى كه برخى از دانشمندان ممنوعيت اكيد آن را در چهارده قرن پيش، يكى از دلايل حقانيت اسلام و قرآن قلمداد مى كنند.37
2. استفاده از مردار، خون (براى خوردن)، گوشت خوك و هر حيوان حلال گوشتى كه ذبح شرعى نشده باشد.38 به طور كلى، اسلام گوشت هايى را كه مورد پسند طبع معتدل آدمى است، مباح گردانيده و از آنچه ناخوشايند طبع هاى سالم است، برخى را مكروه و برخى را حرام ساخته است.
3. استفاده از هروئين، سم و هر چيزى كه براى بدن مضر باشد39 و استفاده از لباس هاى طلاباف و حرير خالص و زينت نمودن به طلا براى مردان و پوشيدن لباس شهرت40 مانند پوشيدن لباس هاى مخصوص زنان براى مردان و به عكس.
4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسايل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.
5. مصرف كالاهايى كه موجب تسلط سياسى و اقتصادى كفّار و بيگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگى جامعه اسلامى را به دنبال داشته باشد؛ زيرا مسلمانان بايد از كيان سياسى، فرهنگى و اقتصادى كشور خود به هر طريق ممكن دفاع نمايند.41 تحريم تنباكو از سوى مرجع بزرگ مرحوم ميرزاى شيرازى، در زمان ناصرالدين شاه، در جهت تأمين هدف مذكور صورت گرفت و نقشه استعمار انگليس را در آن برهه خنثى كرد.
و. استفاده از خبائث؛ يعنى هر چيزى كه طبع سالم انسانى از آن نفرت داشته باشد. در كتاب ارزشمندجواهرالكلام، درباره معناى «خبائث» آمده است: «مقصود از «خبائث» حرام ويژه اى نيست، بلكه عنوانى كلى براى خوراكى ها و نوشيدنى هاى ممنوع است كه طبع سالم از آن ها نفرت دارد.»42
اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى آن است كه همراه با رعايت اعتدال و به قدر كفاف باشد. اعتدال و ميانه روى در مصرف، كه در روايات از آن به «قصد» و «اقتصاد» تعبير شده، حد وسطى است كه اسراف و تقتير (سخت گيرى) در آن نباشد. البته اين حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصيت اجتماعى آنان متفاوت است.
در روايتى از امام باقر(عليه السلام) ميانه روى در حالت بى نيازى و نيازمندى يكى از عوامل نجات انسان شمرده شده است.43
حضرت على(عليه السلام) نيز در اين باره مى فرمايد: «هنگامى كه خداوند متعال خير و نيكى را براى بنده اى مقدّر نمايد، اقتصاد و ميانه روى در زندگى را به او الهام مى كند.»44
به طور كلى، واژه «اقتصاد» در لغت عرب، مفهوم عامى است كه در تمام حركات و سكنات انسان مى تواند جريان داشته باشد و در همه مراحل زندگى، حتى در عبادت و انفاق45، مطلوب و پسنديده است.46
«قدر كفاف» آن اندازه از امكانات زندگى است كه انسان را از ديگران و سؤال از آن ها بى نياز كند.47 اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقاى نعمت48 و پديدآورنده زمينه مناسبى براى رشد صفات و كمالات معنوى در انسان است.49 بنابراين، خوددارى از اسراف و تبذير يكى از محدوديت هاى مصرف مى باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه كردن براى معيشت و زندگى انسان از نظر قرآن امرى مذموم مى باشد؛ زيرا افراط و تفريط در هيچ كارى عقلايى نبوده و از نظر دين نيز امرى ناپسند قلمداد مى گردد.
آياتى از قرآن كريم برا عتدال و ميانه روى تأكيد دارند50 كه از اطلاق و كليّت آن ها مى توان به مصرف معتدل نيز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقيم درباره مصرف به معناى مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. براى روشن شدن بيش تر بحث، درباره دو طيف مقابل و متضادى كه با خروج از حالت اعتدال در مصرف پديدار مى گردند (اسراف و تبذير و نيز تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه ها) توضيح داده مى شود و ديدگاه قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام) به طور خلاصه تبيين مى گردند:

اسراف و تبذير
اگر كسى در ميزان يا نحوه استفاده از نعمت ها و امكانات خداداد زياده روى نموده، بيش از آنچه مورد نياز و در خور شأن اوست مصرف كند، در زمره مسرفان يا مبذّران خواهد بود و عواقب چنين برخوردى با نعمت هاى الهى متوجه او خواهد گرديد. اين موضوع تنها به زندگى فردى هر كس مربوط نمى شود، بلكه در سطح كلان، هر جامعه بايد مصارف و نيازهاى خود را بر اساس يك برنامه دقيق و حساب شده مطابق ميزان درآمد و توليد ملى تنظيم كند تا بتواند استقلال اقتصادى و سياسى خود را حفظ نموده، تحكيم و تداوم بخشد.
قرآن كريم به صراحت از اسراف نهى كرده51 و مسرفان را اهل آتش52 و مبذّران را برادران شيطان معرفى كرده است.53
«اسراف» در لغت، به معناى تجاوز از حد است و هر كارى كه از نظر كميّت يا كيفيت از اندازه خود تجاوز كند، «اسراف» است و چيزى كه در راه غير طاعت خدا مصرف گردد، هرچند كم باشد، «اسراف» مى باشد.54
بنابراين، استفاده از نعمت ها و امكانات افزون بر حد نياز يا به كارگيرى آن ها بدون اين كه فايده عقلايى بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهينه صورت گيرد، از مصاديق اسراف است. برخى تبذير را نوع خاصى از اسراف دانسته و گفته اند: تبذير اسرافى است كه با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت ديگر، تبذير يعنى صرف مال در موردى كه سزاوار نيست، ولى اسراف يعنى صرف مال بيش از مقدارى كه سزاوار است.55
«اسراف» كلمه جامعى است كه هرگونه زياده روى در كميّت و كيفيت مصرف را شامل مى شود و امروزه ثابت شده كه يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى پرهيز از اسراف و زياده روى در خوردن و آشاميدن است؛ زيرا بر اساس تحقيقات دانشمندان، بسيارى از بيمارى ها ناشى از غذاهاى اضافى هستند كه در بدن انسانى باقى مى مانند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى بر قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى براى انواع عفونت ها و بيمارى ها هستند. عامل اصلى تشكيل مواد مذكور اسراف و زيادروى در تغذيه و ـ به اصطلاح پرخورى است و براى درمان بيمارى هاى ناشى از چربى خون، نارسايى هاى كبد، تنگ شدن رگ ها و بيمارى قند، جز اعتدال در تغذيه و تحرّك كافى راهى نيست.56
علاوه بر اين، امروزه اين موضوع روشن شده كه اسراف و تبذير عده اى موجب محروميّت و گرسنگى انسان هاى بى گناه ديگر مى گردد و اين خود نوعى عمل ضدانسانى تلقّى مى گردد.

انواع اسراف
در هر زمان، به مقتضاى اوضاع و احوال گوناگون، مصاديق جديدى براى اسراف و تبذير پديد مى آيند. از بين بردن باغ هاى سرسبز ميوه و زمين هاى زراعى براى ساختن مجتمع هاى مسكونى (در حالى كه در جاى ديگر قابل احداث باشند) يا تخريب برخى از ساختمان هاى محكم و زيباى قديمى به بهانه شيك نبودن و يا ريختن اضافه هاى غذا در زباله دان و نظاير آن از مصاديق اتلاف اموال و تبذير محسوب مى شوند و دولت اسلامى به عنوان حافظ مصالح جامعه، بايد از آن ها جلوگيرى كند؛ زيرا منابع ثروت بايد به گونه اى مصرف گردد كه بالاترين كارايى و بازدهى را در زمينه توليد براى جامعه داشته باشد.

بدترين نوع اسراف
از مهم ترين و حياتى ترين مسؤوليت هاى افراد يك كشور، كه خواهان اقتصادى مستقل، سالم و پر رونق باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّى است؛ مانند معادن، جنگل ها، درياها، منابع آب و ساير منابع ثروت ملى، كه تأثير مستقيمى بر حيات اقتصادى جامعه دارند و استفاده صحيح و بهينه از آن ها كشور را به سمت رفاه و غناى مادى حركت مى دهد، ولى استفاده بى رويّه و تضييع آن ها خيانتى در حق نسل حاضر و نسل هاى بعد مى باشد. براى مثال، جنگل ها و مراتع، كه از سرمايه هاى حياتى يك كشور بوده و نقش بسزايى در پالايش هوا، زيبايى طبيعت، تأمين چوب و كاغذ مورد نياز يك ملت دارند، بر اثر استفاده بى رويه دولت ها و برخى از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زيادى ديده اند، به گونه اى كه از سال 1960 تاكنون قريب نيمى از جنگل هاى جهان از بين رفته است. در كشور ما نيز روند تخريب جنگل ها كما بيش به همين نسبت بوده است؛ زيرا وسعت جنگل هاى شمالى طى دو دهه (1350ـ 1370) تقريباً به نصف رسيده و از 3400000 هكتار به 1900000 هكتار كاهش يافته است.57
با توجه به مطالب گذشته، مى توان بدترين و زشت ترين نوع اسراف را زياده روى و تضييع ثروت هاى ملى و همچنين بيت المال جامعه اسلامى دانست. حفاظت از اموال عمومى و بيت المال نشانه حاكميت فرهنگى غنى و تعهد و ايمان يك ملت است و در مقابل، سهل انگارى در اين مسأله و يا استفاده شخصى از بيت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ايمان و نبودن رشد فكرى لازم در افراد يك جامعه است. در يك جامعه اسلامى، با توجه به تأكيد و سفارش امامان معصوم(عليهم السلام) نسبت به حفظ اموال عمومى و بيت المال، مسؤوليت افراد جامعه، به ويژه كارگزاران حكومت، سنگين تر است.
حضرت على(عليه السلام) خطاب به يكى از كارگزاران در اين باره مى فرمايد: «تو در اين مالياتى كه مى گيرى، حق معينى دارى و با فقرا و مستمندان شريك هستى. حق تو را ما خواهيم داد و تو نيز حق آنان را بپرداز، و اگر چنين نكنى از كسانى خواهى بود كه در قيامت بيش ترين دشمن را دارد، و واى بر كسى كه دشمن او در پيشگاه الهى فقرا و نيازمندان و محرومان از حقوق خويش و ضرر ديدگان و درماندگان باشند.»58
متأسفانه برخى از مديران و كارمندان دولت در جامعه اسلامى ما به اين مسأله با تسامح نگريسته، عملا مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذير در اموال عمومى و بيت المال، منحصر به زياده روى در مصرف يا بهره بردارى غيرصحيح نيست، بلكه به وجود آوردن يك محيط شيك و تشريفاتى و خريد چراغ ها و صندلى هايى با قيمت هاى گزاف و تعويض آرايه هاى اتاق از مصاديق بارز اسراف و تبذير در بيت المال مى باشند.59

تقتير يا سخت گيرى
نقطه مقابل اسراف، محدود كردن بيش از حدّ مصرف يا سخت گيرى در هزينه زندگى و مخارج است كه از نظر قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام)مورد نكوهش است؛ زيرا اسراف افراط، ولى سخت گيرى تفريط در بهره بردارى از نعمت ها و امكانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزينه ها) مى باشد. سخت گيرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد كه مى توان آن را ناشى از بخل شديد و حرص و طمع زياد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه كوته نظرى و پستى يك فرد است كه استفاده از نعمت ها و امكانات الهى را نسبت به خود و يا خانواده اش دريغ داشته باشد و يا بر آن ها سخت گيرى كند.
سخن ارزشمند هشتمين پيشواى معصوم، حضرت رضا(عليه السلام)، ناظر به اين قسم از سخت گيرى و اِعمال محدوديت است؛ آن جا كه مى فرمايد: «شايسته است كه مرد در زندگى خود توسعه و گشايش ايجاد كند (در مقابل سخت گيرى) تا آرزوى مرگ او را نكنند.»60
نوع دوم از سخت گيرى و اعمال محدوديت آن است كه فرد با داشتن امكانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فكر خود و افراد خانواده اش باشد و زمينه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حياتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نكند و روشن است كسى كه در هزينه هاى زندگى خود سخت گيرى كند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نيز بى اعتنا خواهد بود.

سپاس گزارى
از ويژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نيكى و محبت ديگران است، به گونه اى كه فطرت سالم يك انسان عاقل اقتضا دارد كه حتى در مقابل لطف و محبت زبانى ديگران نيز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى كند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران كند.
با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد؛ زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.
امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: «شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد.»61
پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.
برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63
مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را «ثنا» مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64
بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: «افلا يشكرون» و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65
از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند؛ به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.

ديگرگرايى و رعايت ارزش ها
يكى ديگر از ويژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، اين است كه مصرف كننده مسلمان تنها به فكر تأمين نيازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلكه همراه با تعقيب هدف مذكور، تا حد توان در فكر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نيز باشد؛ زيرا در غير اين صورت، فرد مذكور روحيه خودخواهى و كبر و غرور پيدا مى كند و از سوى ديگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نياز خود را در راه رفع احتياجات ضرورى و حياتى ديگر افراد جامعه به كار گيرد و با اين كار، روحيه ايثار و فداكارى و ديگر كمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دايره تنگ ماديات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزديكى به حق تعالى حركت كند.

اهميت و تشويق به انفاق
قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را بدان تشويق و ترغيب نموده است؛ گاهى در وصف ابرار و خوبان، «انفاق» را به عنوان يكى از شاخص هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71 كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.73
روشن است كه براساس آيات مذكور، اهميت و اجر و پاداش مزبور در صورتى است كه انفاق، صدقه و كمك به محرومان براى ريا و خودنمايى در مقابل ديگران و يا همراه با منّت گذارى بر گيرنده آن نباشد. از اين رو، در آيات قرآن و سيره معصومان(عليهم السلام) در اين قسمت، نكات ظريف و دقيق اخلاقى مورد تأكيد و عنايت قرار گرفته اند و هدف اين بوده كه شأن و آبرو و شخصيت گيرنده نه تنها در مقابل ديگر افراد جامعه حفظ گردد، بلكه گيرنده كمك و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتى برخى از امامان معصوم(عليهم السلام) تلاش مى كردند در حالِ دادن صدقه و كمك مالى نگاه گيرنده به روى مبارك آن ها نيفتد. از اين رو، غالباً صدقات و كمك هاى خود را نيمه هاى شب به صورت ناشناس شخصاً به در خانه فقرا و محرومان مى بردند.

ايثار و گذشت
پيشوايان معصوم نه تنها مازاد بر نياز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نيازمندان مى دادند، بلكه آن ها به عنوان برترين انسان ها و الگوهاى برتر براى همه افراد بشر در طول تاريخ، حتى در زمان نياز خود و خانواده شان نيز فضل و بخشش و كمك به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آياتى از قرآن كريم، كه شأن نزول آن ها درباره اميرالمؤمنين و همسر گرامى اش و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)مى باشد،74 به همه پيروانشان و افرادى كه خواهان گام نهادن در طريق خودسازى و رسيدن به كمالات والاى انسانى اند درس ايثار و گذشت در راه خداى متعال مى دهد.
حاصل آن كه يك مسلمان با ايمان، ضمن بهره بردارى و استفاده شخصى از نعمت ها و امكانات، نه تنها با در نظر گرفتن تكاليف دينى، با انگيزه الهى، حقوق واجب مالى از قبيل «خمس» و «زكات» را ادا مى كند، بلكه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و كمك هاى خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محروميت را در سطح جامعه كاهش دهد و تلاش مى كند خود را به مرتبه اى از كمالات انسانى برساند كه گذشت و ايثار نسبت به فقرا و نيازمندان جامعه نيز براى او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ويژگى مذكور در الگوى مصرف خود، دست يابى به رضايت و خشنودى خداوند متعال و رسيدن به مقام قرب الهى براى او از هر چيزى ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.

پى نوشت ها
1صحيفه سجاديه، ترجمه و نگارش جواد فاضل، تهران، اميركبير، بى تا، دعاى سى ام.
2ـ ابراهيم رزاقى،الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش، 1374، ص 163ـ164
3ـ همچنين ر.ك: اعراف: 160 / انعام: 145 / مائده: 5و4 / بقره: 172.
4ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران،تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 272.
5ـ محمدحسين طباطبائى،تفسير الميزان، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1379، ج 8، ص 80.
6ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 79
7ـ محمدباقر مجلسى،بحارالانوار، چ چهارم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1362، ج 47 ،ص 232.
8ـ سيد جمال الدين موسوى،ملاحظاتى پيرامون پيام هاى اقتصادى قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 467ـ476.
9ـ رضى الدين طبرسى،مكارم الاخلاق، چ ششم، بيروت، منشورات الاعلمى للمطبوعات، 1492، ص 106ـ107.
10ـ محمدبن يعقوب كلينى،فروع كافى، چاپ دوم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 6، ص 442، حديث 7.
11ـ گروهى از نويسندگان،معجم موضوعى اقتصادى قرآن كريم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1379، بحث «توجه به خالق و مصرف».
12ـ همچنين ر.ك: سجده: 2 / عبس: 23و24 / مرسلات: 27 / فرقان: 48و49 / انعام: 141 / نحل: 5و8 / نحل: 10و11 / قريش: 4و3 / يس: 33و34 / نحل: 80و81.
13ـ ديگر آيات مربوط به اين بحث: نحل: 66ـ69 / واقعه: 68ـ70 / مرسلات: 27 / نحل: 14 / يس: 72ـ73 / اعراف: 10 / حج: 36
14ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.
15ـ محمد راغب اصفهانى،المفردات فى غريب القرآن، چ دوم، دفتر نشر كتاب، 1404، ص 193.
16ـ فخرالدين طريحى،مجمع البحرين، مكتبة المرتضوية، بى تا، ج 5، ص 169.
17ـ عن الرضا(عليه السلام): «الذى يطلب من فضل الله عزوجل مايكفّ به عياله اعظم اجراً من المجاهد فى سبيل الله.» (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ص 88.)
18ـ اربع لا يستجاب لهم دعا: رجلٌ جالسٌ فى بيته يقول يا رب ارزقنى فيقول له الم امرك بالطلب...» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 103، ص 8، حديث53.)
19ـ آيات: ذاريات:58 / هود: 16 / ابراهيم: 32 / روم: 40 / انفال: 26 / اسراء: 64 / ابراهيم: 32 / بقره: 22 / عنكبوت: 17 / انعام: 151 / اسراء: 31 / سبا: 24 / فاطر: 3 / يونس:31/ نمل: 64 / ملك: 21 / يونس: 59 / انعام: 14/ حجر: 22 / فرقان: 48و49/ شعراء: 79 / قريش: 4 / ق: 9ـ11 / طه: 132 / روم: 28 / يس: 33 / حج: 28 / مرسلات:27.
20ـ آيات: بقره: 172 / نحل: 114 / يس: 33ـ35 / سبا: 15 / مائده: 88 / ملك: 15 / طه: 81 / انعام: 141ـ142 / بقره: 57،58،60 / بقره: 254 / اعراف: 160 / حج: 28 / طلا: 39 / نساء: 39 / يس: 47 / بقره: 3 / انفال: 32 / رعد: 22 / ابراهيم: 31 / سجده: 16 / قصص: 54 / فاطر: 29 / شورى: 38 / نحل: 75.
21ـ آيات: فاطر: 43 / احزاب: 62 / فتح: 23 / اسراء: 77.
22ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 434.
23ـ آيات: ابراهيم: 7 / قمر: 35.
24ـ آيات: ابراهيم: 7 / نحل: 112 / سبأ: 16،17، نحل: 55.
25ـ آيات: اسراء: 16 / قصص: 58و59 / هود: 116ـ117.
26ـ آيات: اعراف: 96 / جنّ: 16.
27ـ طه: 124.
28ـ محمدبن الحسن الطوسى،تفسير تبيان، نجف، مكتبة الامين، 1376، ج 7، ص 219.
29ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 14، ص 242.
30ـ نگارنده،طرح تحقيقى الگوى مصرف در اسلام، مركز پژوهش هاى صدا و سيما، 1375، ص 11.
31ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 17.
32ـ آيات: اعراف: 10 / حديد: 20.
33ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث مصرف.
34ـ رضى الدين طبرسى، پيشين، ص 64.
35ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.
36ـ مائده: 90.
37ـ سيدجمال الدين موسوى، پيشين، ص 513.
38ـ با استناد به آيه 3، سوره مائده.
39ـ سيد روح الله موسوى الخمينى،تحريرالوسيله، ج 2، ص 163.
40ـ همان، ج 1، ص 145.
41ـ همان، ص 485.
42ـ محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 36، ص 239.
43ـ محمدبن على ابن بابويه، صدوق،خصال، قم، منشورات جماعة المدرسين، 1362، ص 84.
44ـ «اذا اراد الله بعبد خيراً الهمه الاقتصاد». عبدالواحد آمدى،غررالحكم و دررالكلم، قم، مركز البحوث الاسلامية، 1395، قم، ص 175.
45ـ «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» (فرقان: 67)
46ـ محمدرضا مهدوى كنى،اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق(عليه السلام)، 1379، ص 13.
47ـ فخرالدين طريحى، پيشين، ج 5، ص 113.
48ـ امام كاظم(عليه السلام): «من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمة و مَنْ بذّر و اسرف زالت عنه النعمة» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 78، ص 327)
49ـ حضرت على(عليه السلام): «اعون ىء على اصلاح النفس القناعة» و محمد محمدى رى شهرى،ميزان الحكمه، قم، مكتبة الاعلام الاسلامى، 1362، ج 10، شماره 20205.)
50ـ آيات: اسراء: 29 / فرقان: 67 / لقمان: 19 / بقره: 143 / مائده: 89.
51ـ «وكلوا و شربوا ولا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين» (اعراف: 31) همچنين در آيه 141 سوره انعام از اسراف نهى شده است.
52ـ «و ان المسرفين هم اصحاب النار» (مؤمن: 43)
53ـ «ولا تبذّر تبذيرا انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين» (اسراء: 27.)
54ـ محمد راغب اصفهانى، پيشين، ص 230.
55ـ فخرالدين طوسى، پيشين، ج 3، ص 217.
56ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 6، ص 152.
57ـ سيدمهدى موسوى،پژوهشى در اسراف يا آفت سرمايه ها، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1371، ص 145.
58نهج البلاغه، ترجمه و شرح علينقى فيض الاسلام، نامه 26، ص 884.
59ـ سيدمهدى موسوى، پيشين، ص 187.
60ـ «ينبغى للرّجل ان يوسع على عياله لئلا يتمنوا موته» محمدبن الحسن حرّ عاملى،وسائل الشيعه، چاپ هشتم، تهران، مكتبة الاسلامية، 9401، ج 15، ص 249، حديث 6.
61ـ امام صادق(عليه السلام): «شكر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمدلله رب العالمين.» (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ج 2، ص 78)
62ـ مانند آيات 172 بقره و 114 نحل.
63ـ آيات: نحل: 14 / فاطر: 12 / حج: 36 / ابراهيم: 37 / انفال: 26 / عنكبوت: 17 / ابراهيم: 7 / لقمان: 12 / سبأ: 15.
64ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 4، ص 38.
65ـ آيات: يس: 33ـ35 / اعراف: 10 / واقعه: 68ـ70 / سبأ: 17 / ابراهيم: 7 / نحل: 112 / يس: 72ـ73.
66ـ مانند روايتى از امام صادق(عليه السلام) در اصول كافى، ج 2، ص 79، روايت 15.
67ـ آيات: انفال: 2ـ4 / سجده: 15ـ16 / حجرات 15 / توبه: 88 / قصص: 52ـ55 / نساء:39 / شورى: 38 / بقره: 2و3 / آل عمران: 133و134 / ليل: 17و18 / بقره: 177 / ذاريات: 15و19 / آل عمران: 15،17و34.
68ـ بقره: 3و 110 / انفال: 3 / رعد: 22 / فاطر: 29 / شورى: 38 / مزمّل: 20.
69ـ بقره: 245 / حديد: 11 / تغابن: 17 / حديد: 18 / مزمّل: 20 / مائده: 12.
70ـ توبه: 104 / توبه: 99.
71ـ مائده: 55.
72ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث «اهميت و تشويق انفاق.»
73ـ مانند آيات 261 و 262 سوره بقره.
74ـ آيات 9 و 8 سوره انسان.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802070558




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس: در شرايط كنوني ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر معادل بيش از يك ميليارد نفر انرژي مصرف مي‌كند كه بيشترين ميزان اتلاف انرژي مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتي مي‌توان گفت كه هزينه مصرف انرژي در كشور معادل دو برابر بودجه سالانه كل آن است.


در شرايط كنوني ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر معادل بيش از يك ميليارد نفر انرژي مصرف مي‌كند كه بيشترين ميزان اتلاف انرژي مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتي مي‌توان گفت كه هزينه مصرف انرژي در كشور معادل دو برابر بودجه سالانه كل آن است.

از سوي ديگر درحالي كه ايران سيزدهمين كشور پرمصرف انرژي در جهان شناخته شده است و با وجود درآمد بيش از 80 ميليارد دلاري از فروش نفت‌خام در سال گذشته، به گفته وزير نفت مجموع يارانه آشكار و پنهان انرژي كشور در طول يكسال حدود 80 ميليارد دلار است.‏

براساس آخرين آمار‌هاي اعلام شده از سوي كارشناسان بيش از 410 ميليون بشكه معادل نفت‌خام يعني حدود 41 درصد از مصرف انرژي كل كشور ـ معادل 16 ميليارد دلار ـ بوده كه حدود 70 درصد آن را گاز طبيعي و 20 درصد آن را فرآورده‌هاي نفتي تشكيل داده است. ‏

موسسه مطالعات بين‌المللي انرژي هم با اشاره به وضعيت ناگوار مصرف انواع حامل‌هاي انرژي در ايران اعلام كرده است: اگر در راستاي اصلاح الگوي انرژي، قيمت حامل‌هاي انرژي در ايران واقعي شود، پتانسيل كاهش مصرف انرژي تا حدود 47 درصد مصرف كنوني وجود دارد؛ به‌طوري كه در بخش خانگي اين كاهش مي‌تواند تا 30 درصد محقق شود.‏

مرور تمامي اين گزارش‌ها و در نظر گرفتن فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اصلاح الگوي مصرف و حتي نام گذاري سال 1388 به همين عنوان اين واقعيت را آشكار مي‌سازد كه اگر چاره‌اي اساسي براي رشد فزاينده انرژي در كشور انديشيده نشود، بزرگترين دارنده ذخاير هيدروكربوري دنيا به يك مصرف‌كننده صرف انرژي در دهه‌هاي آينده تبديل خواهد شد.‏

بدون شك متهم رديف اول در مصرف غيربهينه و خارج از الگوي مصرف انرژي در كشور ما، يارانه‌هاي بدون حساب و كتابي است كه موجب شده مصرف انرژي در ايران به يك فاجعه اقتصادي مبدل شود. ‏

در شرايطي كه يارانه انرژي، سالانه بخش اعظمي از درآمد كشور را به خود اختصاص مي‌دهد و همچنين شيوه مصرف انرژي در كشور كه پنج برابر متوسط جهاني است، ضرورت توجه جدي به اين مشكل، جهت ايجاد راهكارهايي براي بهينه‌كردن مصرف انرژي در كشور امري كاملاً انكار ناپذير مي‌كند.‏

در اين زمينه آمار موجود بيانگر اين است كه از درآمد حدود 80 ميليارد دلاري كشور از فروش نفت‌خام در سال گذشته، بيش از 44 ميليارد دلار يارانه انرژي در بخش‌هاي بوده كه حدود 9 ميليارد دلار آن به بخش خانگي و تجاري اختصاص پيدا كرده است.‏

همچنين در شرايطي كه بسياري از طرح‌هاي توسعه‌اي صنعتي كشور با مشكل تامين منابع مالي مواجه شده و طرح‌هاي زيربنايي براي ايجاد اشتغال و جذب فارغ التحصيلان بايد هرچه‌زودتر اجرا شود ولي در سال گذشته حدود 41 درصد از مصرف انرژي كل كشور ـ معادل 16 ميليارد دلار ـ شامل حدود 70 درصد گاز طبيعي و 20 درصد فرآورده‌هاي نفتي در بخش خانگي و تجاري مصرف شده است.‏

به‌طور كلي انرژي در شكل‌هاي مختلف در بخش‌هاي خانگي، تجاري، نيروگاه‌ها، صنايع و حمل‌و نقل به كار مي‌رود كه در اين ميان، به‌دليل پايين‌بودن راندمان ماشين‌آلات، تجهيزات و اقلام مصرفي كه در نتيجه تكنولوژي پايين يا ارزان‌بودن مورد استفاده قرار دارند، معمولاً از راندمان بسيار كمي برخوردارند. ‏

از سوي ديگر به دليل فرهنگ‌سازي ناقص در اهميت مصرف بهينه انرژي و البته ارزان بودن آن، به‌طور معمول مصرف انرژي در بين مردم نيز با اسراف زيادي همراه بوده است. ‏

براين اساس نگاهي به آمارها نشان مي‌دهد كه در بخش ساختمان به‌تنهايي مصرف انرژي 2.5تا چهار برابر استانداردهاي جهاني گزارش شده است؛ در چنين شرايطي پيش‌بيني مي‌شود كه اگر الگوي مصرف انرژي در بخش‌هاي خانگي و تجاري اصلاح نشود و روند كنوني ادامه يابد، مصرف انرژي در اين بخش‌ها در سال 1403 به بيش از 1400 ميليون بشكه معادل نفت‌خام مي‌رسد كه در اين صورت علاوه بر دست نيافتن به اهداف چشم‌انداز 20 ساله، بر جايگاه ايران در صادرات نفت‌خام خدشه وارد مي‌شود كه اقتصاد كشور و محيط‌زيست نيز تحت تاثير قرار خواهد گرفت. ‏

به‌منظور بهينه‌كردن مصرف انرژي، تاكنون طرح‌هاي مختلفي ازجمله اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين در سال 1386، دستور سيكل تركيبي كردن نيروگاه‌ها براي افزايش راندمان آن‌ها از حدود 30 درصد كنوني به بيش از 55 درصد، طرح اعمال جرايم پلكاني در قيمت گاز عملياتي شده است. در اين خصوص همچينن طرح تحول اقتصادي با هدف حذف يارانه انرژي در بخش‌هاي مختلف خانگي، تجاري، صنايع و نيروگاه‌ها و هدفمندكردن آن‌ نيز برنامه‌ريزي شده است.‏

بايد خاطرنشان كرد: ايران با در اختيار داشتن 28 تريليون مترمكعب از ذخاير 181 تريليون متر مكعبي جهان، 15.5 درصد از سهم ذخاير گاز طبيعي را در اختيار دارد؛ اين در حالي است كه سهم ايران در بازار گاز كمتر از يك درصد برآورد شده است. اين درحالي است كه كشورهايي همچون روسيه با داشتن 28 درصد سهم ذخاير دنيا 23 درصد سهم بازار، نروژ با 3.4 درصد ذخاير جهاني 11 درصد سهم بازار، كانادا با 3.4 درصد ذخاير جهاني 9 درصد سهم بازار و الجزاير، اندونزي و مالزي با سهمي حدود دو تا 2.6 درصد ذخاير جهاني بين پنج تا هفت درصد سهم بازار را دارند كه اين آمار از ضرورت تلاش جدي ايران براي حضور بيشتر ايران در بازار گاز حمايت مي‌كند. ‏

به اين منظور افزايش سهم ايران از بازار جهاني و رساندن آن تا حداقل 10 درصد در افق سند چشم‌انداز، يكي از برنامه‌هاي مهم وزارت نفت است كه بايد با هماهنگ كردن وضعيت مصرف در بخش‌هاي خانگي، تجاري، صنايع و نيروگاه‌ها تحقق پيدا كند.‏

البته در اين زمينه كارشناسان حوزه اقتصاد بر اين باورند كه علاوه بر حضور فعال ايران در مجمع كشورهاي صادركننده گاز، مي‌توان به حضور و نقش پررنگ ايران در تروئيكاي گازي نيز اشاره كرد كه به اين ترتيب ايران، روسيه و قطر با داشتن بيش از 60 درصد ذخاير گاز جهان مي‌توانند، موثرترين كشورها در تامين انرژي جهان در قرن 21 باشند. اما نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه بدون شك اصلاح الگوي مصرف گاز نقشي حياتي در تحقق اين بخش از برنامه دولت خواهد داشت. هرچند در اين رابطه اقداماتي در شركت ملي گاز و وزارت نفت براي اصلاح قيمت گاز انجام گرفته اما قطعاً اجراي اين طرح‌ها نيازمند ضمانت‌هاي قانوني است.‏

در اين ميان با هدف بهينه كردن مصرف انرژي و دستيابي به اهداف بزرگ سند چشم‌انداز در بخش داخلي و همچنين حضور جدي ايران در بازارهاي جهاني انرژي، با توجه به اين‌كه صنعت نفت علاوه بر تامين تقاضاي انرژي بخش‌هاي مختلف مصرف، به عنوان يكي از مصرف كنندگان عمده انرژي نيز محسوب مي‌شود و باتوجه به ضرورت آغاز اصلاح الگوي مصرف از سازمان‌هاي دولتي، وزارت نفت پيشنهادهايي را براي اصلاح الگوي مصرف ارائه كرده است.‏

دراين رابطه غلامحسين نوذري وزير نفت در نامه‌اي با 15 بند به معاونان خود بر اين موضع تاكيد كرده است. در اين راستا مي‌توان به طرح تشكيل سامانه اطلاعاتي مصرف انرژي به تفكيك فرآيندهاي صنعتي و تاسيسات غيرصنعتي در بخش‌هاي مختلف طراحي، تكميل و بروزرساني؛ موضوع سيستم‌هاي اندازه‌گيري در طراحي، نصب و بهره‌برداري و كاليبره‌كردن آن‌ها، طراحي تاسيسات و ايجاد ظرفيت‌ها، برنامه‌هاي اصلاح الگوي مصرف شامل ميزان و نوع مصرف حامل‌هاي انرژي، مطالعه و نصب سيستم‌هاي بازيافت انرژي؛ بهينه كردن مصرف حامل‌هاي انرژي در ايستگاه‌هاي تقويت فشار و تلمبه‌خانه‌ها در خطوط انتقال گاز طبيعي، نفت و فرآورده‌هاي نفتي؛ بهينه‌سازي نظام انتقال فرآورده‌هاي نفتي از طريق برنامه‌ريزي صحيح براي انتقال از مبادي توليد و مصرف و حداكثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهاي صنعتي، نيروگاه‌ها و مصارف عمده به عنوان يكي از سياست‌هاي اساسي؛ تغيير روش حمل و نقل فرآورده‌هاي نفتي از جاده به سمت ريل و توسعه حمل و نقل ريلي اشاره كرد.‏

همچنين در بخش ديگري از اين نامه سرگشاده نسبت به از رده خارج كردن تمام خودروهاي فرسوده فعال در بخش‌هاي مختلف وزارت نفت، خريد

تجهيزات انرژي‌بر و ماشين‌آلات، ارتقاء راندمان انرژي متناسب با معيارهاي انرژي‌بري، بهره‌برداري از تاسيسات و ظرفيت‌هاي نصب شده با توجه به جذب موضوع صرفه‌جويي انرژي؛ تبديل نيروگاه‌هاي برق موجود در واحدهاي صنعت نفت تدريجاً در سيستم ‏CHP‏ به منظور توليد همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان كلي، تفكيك مصرف سوخت و خوراك واحدهاي پتروشيمي و پالايشگاه‌هاي نفت و گاز؛ اجراي راه‌كارهاي بهينه‌سازي در ساختمان‌هاي موجود اعم از مسكوني، اداري و صنعتي مميزي انرژي؛ رعايت مبحث 19 مقررات ملي ساختمان در كليه ساخت و سازهاي در دست ساخت و ساختمان‌هاي موجود؛ تدوين و تصويب معيارهاي مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف تاسيسات توليد، پالايش، انتقال و توزيع نفت، فرآورده‌هاي نفتي و گاز طبيعي؛ و نيز فرهنگ‌سازي و آموزش مديريت انرژي به كاركنان و پرسنل ذيربط وزارت نفت تاكيد شده است. در اين خصوص بسياري از تحليل‌گران بر اين باورند كه وزارت نفت با انتشار و ارسال اين نامه اصلاح الگوهاي مصرف انرژي را از خود آغاز كرده كه قطعاً اجرايي شدن اين طرح ساير زنجيره‌ها را نيز به حركت وا خواهد داشت.‏

ناگفته نماند يكي از مهم‌ترين ابزار مسئولان براي اجراي فرمايش مقام معظم رهبري در رابطه با اصلاح الگوهاي مصرف در بخش انرژي و استخراج دستاوردهاي اين طرح ملي در آينده، بدون شك استفاده از ظرفيت‌هاي بخش خصوصي و رسانه‌ها به منظور برگزاري گردهمايي و همايش‌هاي تخصصي براي بررسي و تحليل چگونگي ورود به اصلاح الگوهاي مصرف، بدون رسيدن آسيب به اقشار مختلف مردم خواهد بود. ‏

در اين رابطه سيدمحمد موحد دبيركل اجلاس بين‌المللي مديريت راهبردي انرژي با اشاره به برگزاري اين گردهمايي يك روزه در تاريخ نهم خرداد ماه امسال، در تشريح محورهاي اين اجلاس مي‌گويد: اين اجلاس بين‌المللي با تاكيد بر اهميت «اصلاح الگوي مصرف» انرژي، بررسي نقش و چشم‌انداز اوپك گازي و تشكيل تروئيكاي گازي ما بين ايران، روسيه و قطر برگزار مي‌شود. ضمن آنكه شناسايي راهكارهاي تحقق جايگاه درخور انرژي صنايع نفت، گاز و پتروشيمي و صنايع آب و برق در سند چشم‌انداز در سال 1404برگزار مي‌شود.‏وي يادآوري اهميت نقش و جايگاه ايران در مديريت انرژي در سطح منطقه، محوريت اقتصاد انرژي در توسعه تا چند دهه آينده و موقعيت ويژه ژئواقتصادي، ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران؛ تاكيد بر اهميت و الزام اثرگذاري و ايفاي نقش مناسب‌تر در آينده انرژي ايران؛ تاكيد بر اجراي صحيح پروژه‌هاي نفت، گاز، پتروشيمي و پروژه‌هاي كلان آب و برق و طراحي و مديريت به روز و موفق پروژه‌هاي مرتبط با انرژي به عنوان يكي از راهكارهاي اصلي، لزوم مديريت راهبردي انرژي به عنوان يكي از زيربناها و اركان اصلي اجراي موفق پروژه‌هاي صنايع انرژي برمبناي هزينه، زمان، كيفيت و راندمان و نقش اوپك گازي از ديگر اهداف برگزاري اين گردهمايي اعلام مي‌كند.‏

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802160748


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 1:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب
 

خبرگزاري فارس:مصرف‌گرايي نوين به شكل بي‌رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه‌ريزي است. مصرف‌گرايي بي‌رويه پديده‌اي بين‌المللي است و چاره آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. ‏

مصرف‌ يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و اميال مصرف نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز است. ‏
در دنياي امروز و در جوامع پيشرفته براي مصرف‌گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف مي‌شود. تا جايي كه براي مصرف بيشتر و بيشتر كالاها تبليغات گوناگوني توسط رسانه‌هاي مختلف انجام مي‌شود.‏

مطالعه مصرف‌گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه‌اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرايي نه تنها مسأله مصرف‌گرايان است بلكه توليدكنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نيز نياز به درك خصوصيات و ويژگي‌هاي آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان و روان‌شناسان معاصر به تحليل‌هاي همه‌جانبه آن مي‌پردازند و هر انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد. ‏

مصرف‌گرايي نوين به شكل بي‌رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه‌ريزي است. مصرف‌گرايي بي‌رويه پديده‌اي بين‌المللي است و چاره آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. ‏

بايد مصرف‌گرايي در هر جامعه را در يك زمينه وسيع‌تر اجتماعي در نظر گرفت زيرا امروزه توليد و توزيع از مرزهاي يك كشور گذر كرده و دور افتاده‌ترين نقاط يك جامعه به مركزي‌ترين مراكز توليد و سيستم توزيع جهاني متصل است. ‏

هدف گزارش حاضر بررسي چهار نكته اساسي در رابطه با مصرف‌گرايي نوين است. نخست ظهور مصرف‌گرايي نـوين و پيدايش فرهنگ خاص آن بايد واكاوي شود. دوم، بايد يك تجزيه و تحليل از الگوهاي مصرف‌گرايي نوين در جوامع توسعه يافته و چگونگي اشاعه و نفوذ آن به عنوان بخشي از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه شود. سوم، تعيين تفاوتهاي مصرف‌گرايي در بين اقشار و گروه‌هاي اجتماعي مختلف از ديگر نكته‌هاي اصلي است و چهارم، بايد به لزوم برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف‌گرايي نوين پرداخت. ‏



ظهور مصرف‌گرايي نوين

مصرف‌گرايي نوين در اثر گسترش سرمايه‌داري در اروپا بوجود آمد. يك ديدگاه در مورد توسعه سرمايه‌داري در اروپـــا بر اساس نوشته‌هاي جامعه‌شناس بزرگ ماكس وبر بر اين باور است كه در اروپا با اشاعه تفكرات لوتر و كالوين مبني بر سخت كاركردن، صرفه جويي، سرمايه‌گذاري و ايجاد مؤسسه‌هاي اقتصادي بود كه روحيه سرمايه‌داري بوجود آمد و به تدريج به يك نظام اجتماعي تبديل شد. از لحاظ نظري، در اين جا يك تضاد بين تبيين پيدايش سرمايه‌داري و توسعه مصرف‌گرايي بوجود مي‌آيد. اما واقعيت امر اين است كه سرمايه‌داري از همان ابتداي پيدايش داراي يك هدف اصلي به نام (سودسازي) بوده است. براي چنين هدفي، توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه‌گذاري بيشتر و مجدداً توليد بيشتر مد نظر است. به عبارت ديگر در يك چرخه، هدف، فروش كالاهاي بيشتر و در نتيجه سود بيشتر است. ‏

ابتدا فكر مي‌كردند كه طبقات بالا و اشراف خريداران اصلي كالاهاي سرمايه‌داري بايد باشند. اما به تدريج متوجه شدند كه سرمايه‌داري با توليد انبوه نياز به مصرف‌كنندگان انبوه دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كميت كافي برخوردار نبودند، پس بنابراين نياز به مصرف‌كنندگان انبوه به زودي نمايان شد. ‏

در توليدهاي اوليه، نخست رفع نيازهاي بيولوژيك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نيازهاي بيولوژيك انسان محدود است، لذا بايد نيازهاي غيربيولوژيك در جوامع براي مصرف كالاها بوجود آيد. نياز غيربيولوژيك هم در جايي محدود مي‌شد. اما توليدكنندگان مي‌بايستي خصلت توليد انبوه خود را بعنوان يكي از اهداف، از دست نمي‌دادند. به همين منظور بود كه در جوامع سرمايه‌داري نيازهاي كاذب بوجود آمد تا كالاهاي انبوه سريعاً مصرف شوند و مصرف انبوه بر پايه كالاهاي بي‌دوام امكان‌پذير بود. ‏

در غرب، گسترش زندگي شهري و شهرنشيني با جنبه‌هاي رواني و اجتماعي خاص خود زمينه براي مصرف‌گرايي به عنوان سبكي خاص از زندگي بوجود آمد. نخست در ابتداي قرن بيستم، اين سبك خاص با الگوهاي فرهنگي جديد در ميان افراد طبقه بالا و متوسط شهري رواج پيدا كرد. در شهرها، فروشگاه‌هاي بزرگ تأسيس شدند و فرهنگ مصرف‌گرايي را القاء كردند. در اين فرهنگ ويژه، يك شعار اصلي رواج پيدا كرد و آن اينكه تا مي‌تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن. بر پايه همين شعار بود كه رقابت در خريد و مصرف به عنصر اصلي اين فرهنگ تبديل شد. افراد در خريد بيشتر و مصرف بيشتر از يكديگر سبقت مي‌گرفتند و تقريباً مصرف‌گرايي به نوعي وجهه اجتماعي تبديل گرديد. ‏



الگوهاي مصرف‌گرايي نوين ‏

توسعه انواع فروشگاه‌هاي بزرگ ( مواد غذايي، اسباب منزل، پوشاك، وسايل الكتريكي و...) در زير يك سقف، مردم را به مصرف‌گرايي انبوه عادت داد. افراد در محيطي قرار مي‌گرفتند كه كالاهاي متنوع را در يك جا جلوي چشمان خود مي‌ديدند. هم زمان، مدگرايي بوجود آمد كه براساس آن كالاها براي دوره‌هاي معيني (يا محدودي) تبليغ و استفاده مي‌شدند. مردم به اين سمت هدايت مي‌شدند كه كالاها را در زمان محدودي استفاده كنند. ‏

مصرف‌گرايي مي‌بـايستي سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرايي بايد مهيا مي‌شد. در اين جوامع وسايل ارتباط جمعي به مهمترين ابزار مدگرايي و تبليغ براي كالاها تبديل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرايي در جوامع رواج پيدا كرد: نخست حراج‌هاي ‏ پي در پي كالاها و ديگري اشاعه كارت‌هاي اعتباري. ‏

در كشورهاي توسعه يافته، در طول يك سال به بهانه‌هاي متعدد حراج كالاها وجود دارد. در حراج كالاها، از يك روان شناسي استفاده مي‌شود و آن ايجاد احساس نياز كاذب است. مشتري جنسي را كه در حراج مي‌بيند، فكر مي‌كند كه نياز دارد، در حالي كه اگر حراج نبود چنين احساسي به او دست نمي‌داد. از سوي ديگر، فرد در بازار بايد احساس كند كه همه وقت، پول براي خريد دارد. در اينجا مسأله از طريق مكانيزم كارت‌هاي اعتباري حل مي‌شود. به عبارت ديگر هرگاه احساس نياز كردي، حتي اگر پول نقد هم نداشته باشي، با داشتن كارت اعتباري، در واقع پول به همراه خود داري. بنابراين نياز هست و ( اما از نوع كاذب) توانايي خريد هم هست (به شكل مصنوعي). ‏

در جوامع توسعه يافته، همه كالاهاي خريداري شده مصرف نمي‌شوند، زيرا نياز واقعي نبوده‌اند. در نتيجه سه راه براي كالاها باقي مي‌ماند: نخست فروش مجدد آنها با قيمت بسيار ارزان، دوم به دو ريختن آنها، و سوم بخشيدن آنها با افراد يا مؤسسه‌هاي خيريه. افراد نمي‌توانند اينگونه كالاها را نزد خود نگهدارند، زيرا تحرك جغرافيايي افراد بسيار بالاست. بنابراين، مجدداً خريد و در چرخه باطل در غلطيدن است.‏

مي دانيم كه سرمايه‌داري به عنوان يك بسته با محتواي حداقل، اقتصادي، فرهنگي، تكنولوژيكي، اجتماعي و رواني در يك فرآيند تاريخي وارد كشورهاي به اصطلاح غير سرمايه‌داري شده است. هدف سرمايه‌داري در اين كشورها نيز همان سودسازي مضـــاعف است. براي رسيدن به اين منــظور نيز بايد فرهنگ مصرف‌گرايي را در اين كشـــورها رواج دهد. براي رواج مصرف‌گرايي در اين كشورها، سرمايه‌داري چند نوع عامل دارد. ‏

عوامل در زمينه‌هاي مختلفي فعاليت مي‌كنند. مهمتـــرين عوامل عبارتند از: 1ـ تجار بزرگ، 2ـ خرده فروشان، 3ـ صاحبان تبليغات، 4ـ دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي، 5 ـ توليدكنندگان كـــالاها و خدمـات، 6 ـ بانكها و 7ـ بسياري از افراد و ديگر مؤسسات.

در جوامع در حال توسعه، فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل‌هاي زير نمايان مي‌شود: ‏

‏1ـ الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً ‏ نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي‌شوند. ‏

2- وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عوامل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.

3- افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالائي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.

4- به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي‌شود.

معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف‌گرايي را تشديد مي‌كند. نگراني از كمبودها باعث انبار كردن اجناس مي‌گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي‌رويه تبديل مي‌شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مساله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي‌كند و آن تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي‌گردد كه افراد با زمينه‌هاي اجتماعي متفاوت به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.



مصرف‌گرايي در بين اقشار مختلف

معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پايه سه معيار ثروت، قدرت و وجهه (پرستيژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پايين تقسيم مي‌كنند. اين سه معيار، الگوهاي متفاوتي از مصرف گرايي را براي سه طبقه به بار مي‌آورد. هر سه طبقه، مصرف گرايي بي‌رويه دارند، اما به شكل‌هاي متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طريق مصرف كالاهاي لوكس به دنبال پرستيژ بالا هستند. اينان خدماتي را كه فكر مي‌كنند قدرت و وجهه اجتماعي برايشان به ارمغان مي‌آورند را هم به مقدار زيادي مصرف مي‌كنند. طبقات اجتماعي بالا با پرستيژ و قدرت بالا، سعي مي‌كنند با مصرف‌گرايي مفرط، خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرايي مفرط در واقع يك وسيله خود نشان دادن مي‌شود و اعضاي يك طبقه در مصرف گرايي مفرط با يكديگر رقابت شديد دارند. اين رقابت از نوع رقابتهاي كاذب است.

اعضاي طبقه متوسط، هميشه سعي مي‌كنند خود را از طبقات بالا عقب‌‌تر نبينند. اينان با درآمد كمتر به رقابت با طبقه بالا مي‌پردازند. بازار براي تشويق كردن آنها، اجناس ظاهراً لوكس، ارزان به وفور در اختيار آنها قرار مي‌دهد. پس از خريد چنين كالاهايي است كه از لحاظ رواني يك رضايت مندي كاذب به آنها دست مي‌دهد. اعضاي اين طبقه اجتماعي به لحاظ كمي، بيشترين مصرف را در جامعه دارند. همچنين بازار به خريد آنها وابسته است زيرا تعداد افراد اين طبقه در جوامع بيش از اعضاي طبقات ديگر است و لذا حجم خريد بالايي دارند.

اعضاي طبقه پايين با درآمدكم، با توجه به مصرف‌گرايي ديگر طبقات و با توجه به وفور كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهر وسيله، سهمي از كالا و خدمات در بازار را به خود اختصاص دهد. ترس از كمبودها و عدم امنيت اقتصادي براي خانواده او را به خريدي بي‌رويه و انبارگونه وامي دارد. خريد اعضاي اين طبقه عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به اين طبقه انتقال مي‌دهد. در واقع الگوي مصرف‌گرايي طبقات پايين، يك نوع سودسازي سرمايه‌دار از سرمايه‌بالقوه تلف شده است زيرا اگر طبقه پايين نبود، سرمايه‌دار مجبور به از دست دادن مازاد كالاهاي مصرفي طبقات متوسط بود. چنين است كه اعضاي طبقه پايين به مصرف گرايي انبوه عادت مي‌كنند. اين عادت براي او دروني شده و بخشي از فرهنگ او را تشكيل مي‌دهد.



برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف‌گرايي

برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف‌گرايي نوين بايد در چند بعد صورت گيرد:

نخست، مصرف‌گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش‌هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

دوم، مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه‌هاي آموزش‌هاي غيررسمي از طريق رسانه‌هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

سوم توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نبايد گذاشت هر كالائي در جامعه توليد گردد.

چهارم، نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد بايد صورت گيرد.

پنجم، عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه‌اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت دسترسي نسبتاً مشابه‌اي به آنها داشته باشند.

ششم، تبليغات بايد به گونه‌اي باشند كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازند.

هفتم، مطالعات علمي ملي و منطقه‌اي پيرامون مصرف گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و نظرسنجي از مردم شود.

هشتم، فرهنگ مصرف جمعي در زمينه‌هاي مختلف به‌جاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود.

نهم، فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور ابزار جمع آوري مازادها در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

دهم، بازيافت بعنوان يك ارزش تلقي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.



نتيجه گيري

مصرف‌گرايي بعنوان يك فرآيند اجتماعي اصلي در قرن بيستم در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه جامعه بالا آن را بعنوان يك الگوي نشان دادن هويت بالا بكار مي‌برند. طبقه متوسط براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده مي‌كنند. طبقه پايين بدون توجه به مسأله نيازهاي واقعي و غيرواقعي خود در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هرچه بيشتر مي‌گذرد، بيشتر در اين دام فرو مي‌رود.

اگر دولتمردان با همكاري علماي اجتماعي چـــــاره‌اي براي اين معضل اجتــــماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينـــــديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است كه اعمال آموزشهاي جديد در اين زمينه مي‌تواند راه‌ساز باشد. دوم در زمينه كنترل‌هاي اقتصادي است بويژه براي بخش توليدي كه بايد كنترل‌هاي شديدي اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه‌ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:

1- برنامه ريزي در نهادهاي آموزشي 2- برنامه‌ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد 3- برنامه‌ريزي در كنترل بازار و قيمت‌ها.بدون شك نفوذ از خارج كار برنامه‌ريزي در اين زمينه را با مشكل روبرو مي‌كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل‌هاي منطقي توليدي و توزيعي مي‌تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802270445


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 1:18 AM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس:اصلاح الگوي مصرفي، تلاشي جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوي آينده را مي طلبد كه عزم مجموعه انسان هاي از فرد بنگاهي، خانواري تا مجموعه هاي دولتي و ملي از حوزه هاي علمي تا دانشگاهي و ديگر مراكز علمي، تقنيني، قضايي، برنامه ريزي، اجرايي و نظارتي را مي طلبد.

مقدمه :
از جريان هاى متعدد توسعه اقتصادى، اجتماعى و سياسى صد ساله اخير ايران؛ جمعيت كشور در پديده هاى مهمى چون توليد ملى، مصرف ملى، تجارت كشور و سرمايه گذارى تحولات ساختارى چشمگيرى تجربه كرده است كه متاسفانه غير از چندين مقاله توصيفى محدود در هيچكدام از موضوعات مزبور تحليل هاى جامع نگرانه از علل، ريشه ها و مولفه هاى موثر و آثار پيچيده تبعى از چنين تحولاتى اسناد علمى قابل ذ كرى در دسترس نيست .يكى از موارد مهم كه در عين حال سياسى تر نيز مى باشد تحولات اتفاق افتاده در مصرف كشور است .به صورت كلان نگر پديده مصرف در ايران در طى صد ساله گذشته به تدريج از يك الگوى فرهنگـى كاملاًملـى -اسلامى و داخلى به يك الگـوى فرهنگى مخلـوط و مر كب از مجموعه هـاى فرهنگى داخلـى و خارجى تبديل شده است .كمترين نماد اين تحولات تعدد كالا به حد دويست هزار و تنوع و تكثر مصرفى است كه همين تغييرات تدريجى داراى آثار و تبعات متعدد اقتصادى، اجتماعى و مخصوصاً سياسى پيچيده و در عين حال خزنده و كم محسوس در زمان اتفاق بوده است به نحوى كه در شرايط فعلى اعمال تغييرات اسلامى - ملى محور حتى به شرط ضرورت در پديده مصرف فعلى چيزى سخت و در شرايطى غير ممكن مى نمايد .بدين قرار هر گونه تلاش هدفدار در اصلاح پديده مصرف نيازمند كنكاشى عميق، طراحى و برنامه ريزى مدبرانه و از همه مهم تـر نيازمند اجرا و مديريتى هوشيارانه است .براين مبنا در اين نوشتار ابتدا مرورى از تعري مصرف، مولفه هاى موثر در مصرف، تعري فرهنگ، تنوع و طبقه بندى فرهنگى ، نقش فرهنگ در شكل گيرى ، تداوم و تغيير الگوى مصرف مولفه هاى موثر در فرهنگ صحيح مصرف و تعري فرهنگ صحيح مصرف پرداخته مى شود؛ تا با اين زمينه سازى هاى مقدماتى رهنمودهاى راهبردى جهت اصلاح الگوى صحيح مصرف ملى در سطح خانوار و بنگاه و در حوزه هاى بخش خصوصى و عمومى ارائه شود .

مصرف چيست؟
تغيير شكل تدريجي و ناگهاني كالا و خدمت در دسترس براي رفع يك نياز يا كسب يك مطلوبيت ساده ترين مفهوم مصرف است. كنكاشي كارشناسانه به پديده مصرف؛ غذا، لباس، مسكن، خودرو، انواع و اقسام خدمات از جمله شهري و حتي استفاده از مواد منفجره صحت تعريف فوق را به نمايش مي گذارد. براي فهم، هدايت و مديريت معقول مصرف بايد پاسخي علمي به سوالي به شرح:« مولفه هاي اثرگذار در پديده مصرف فردي، خانوار، بنگاه و ملي چيست؟» پيدا شود. در اين راستا نظريه هاي اقتصادي و رفتاري مهمي براي تشريح جنبه هاي خرد و كلان پديده مصرف بر مبناي مشاهدات و مطالعات ميداني ارائه شده است، ولي تاكنون به لحاظ اثر اقتضاء در اين پديده اجماعي محسوس در دسترس نيست. اما به دليل هدف اين نوشتار و اينكه هر كدام از نظريه ها مستقيم و غيرمستقيم اثر فرهنگ را نتوانسته اند رد كنند بنابراين بايد ديد كه فرهنگ چيست و با چه مكانيزمي موجب خود پديده مصرف و ديناميزم، پويايي و تحول در اين پديده مهم مصرف مي شود.

فرهنگ چيست؟
به لحاظ لغوي فرهنگ انگاره و الگوئي جامع از دانش انساني شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه اي از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهاي انجام اعمالي خاص منعكس در نهادهاي گوناگون اجتماعي است. از دشواري هاي موجود در خود علم و فرهنگ تعريف فحوائي خود فرهنگ است. با توجه به اصول تعاريف معتبر كه مي گويد تعريفي معتبر است كه پيامدار، جامع و همپوشان و كوتاه باشد، عليرغم دسترسي به حدود 164 نوع تعريف از فرهنگ هنوز در تعريف فحوائي فرهنگ اجماع نيست. براي اين پيچيدگي دلايل متعددي است و آن اينكه همگان وجود و اثر و اهميت آن را دريافته اند ولي به لحاظ وجود و حضور آن در اقتضاء هاي جغرافيايي و تاريخي متعدد و متفاوت و توجه به اثر آن در رفتارهاي گوناگون انساني، تاكنون اجماعي در ميان ارائه كنندگان اين تعاريف نيست. ولي در ماهيت و عناصر فرهنگي همآوائي زياد مشاهده مي شود، از جمله اينكه باور و ارزش و اخلاق از عناصر اساسي هر فرهنگي است. بنابراين در رابطه با هدف اين مقاله بايد پرسيد كه انواع فرهنگ ها از زواياي ديد متفاوت چيست؟ داراي چه ساختار و سير تحولي است. فرهنگ مصرف چيست، آيا در فرهنگ مصرف نيز بمانند هر پديده حياتي ديگر چرخه حياتي وجود دارد و فرهنگ داراي مراحل آفرينش، رشد و افول است و اگر پاسخ مثبت است، مولفه هاي چنين چرخه در فرهنگ ها چيست و چگونه مي توان از گذر اثرگذاري در اين مولفه ها اصلاحاتي بسامان در چنين پديده هايي را بوجود آورد و به پايداري اين اصلاحات نيز انديشه كرد.

انواع فرهنگ ها چيست؟
در اين مقوله طبقه بندي، فرهنگ هاي متعدد مطرح هستند. در اينجا توجه به منشأ، ساختار و نتايج انواع فرهنگ ها است. به لحاظ منشأ، فرهنگ ممكن است الگويي ملي به ارث رسيده از نسل هاي پيشين همان ملت به صورت مجموعه هاي دانشي ملي و قومي و منطقه اي و به حالت هاي عمده فرهنگ و خرده فرهنگ و به صورت هاي در تعاملات گوناگون همسازگار و ناهمسازگار به همديگر و با چرخه حيات خاص باشد. نيز ممكن است فرهنگ به صورت فراملي و وارداتي به طريق استفاده محسوس و غيرمحسوس از ابزارهاي گوناگون و در عين حال پيچيده فرهنگي با اهداف شفاف و مبهم متعددي باشد. اجمالاً اينكه امروزه به صورت اجبار فرهنگي خاص و بسته در دنيا وجود خارجي نداشته و تقريباً همه فرهنگ ها به نسبت هاي متفاوت و متعدد در هم تنيده شده و تركيباتي متفاوت از همه فرهنگ ها با آثار و تبعاتي متفاوت و متعدد است. به لحاظ ساختار، فرهنگ هاي گوناگون ارزش و ترجيحات متفاوت به عناصر فرهنگ از جمله به عنصر باور، اخلاق، نتايج، پايداري و حتي ناپايداري مي دهند و بر اين مبنا انواع فرهنگ ها بوجود مي آيند. مثلاً در رابطه با نتايج بعضي فرهنگ ها به نتايج آني مصرف و بعضي ديگر به نتايج پايدار مصرف انديشه كرده و قرارها و باورهاي مربوطه نيز بر اين مبنا استوار است. به عنوان مثال موردي، مصرف گرائي مطرح در عموم جوامع امروزي، پديده مدرني است كه بر مبناي تنظيم معادله مصرف فرد پايه شادابي شخص من و بنگاه من و خانوار من و ملت من با مصرف هر چه بيشتر و با خريد و تصرف مادي همه كالاها و خدماتي كه در غايت موارد مصرفي دارند؛ بنيان گذاري شده است. اصالت در مصرف، ترجيح و باور به لذت در مصرف و نتيجه بخش بودن آني مصرف كه خود را به صورت لذت قراردادي- نه واقعي - نشان مي دهد. از طرف ديگر در فرهنگ اصالت بقاي ديني فرد دين محور پايداري را اساس رفتارهاي خود قرار داده و آن را به شرط ماندگاري آثار مصرف تا روز قيامت، پايداري اقتصادي هزينه مصرف در حد توان سامانه، پايداري سلامتي و پايداري محيطي مي داند. به صراحت در متون اسلامي اينكه پرخوري و اسراف ذم مي شود، ورشكستگي ناشي از مصرف زياد نفي مي شود و همگان توصيه به حفظ محيط مي شوند، پيام ها و نشانهايي در رابطه با پايداري آثار حيات تا غايت زندگي را دارد. در فرهنگ اسلامي نه تنها مصرف بلكه همه اعمال انسان با ملاك رستگاري در آخرت تنظيم مي شود. كلوا و اشربوا و لا تسرفوا ان المبذرين اخوان الشياطين و... اگر بتوانيم بفهميم كه اسراف چيست و شيطان چيست، شايد عناصر اوليه و مصاديق فرهنگ صحيح مصرف را بتوانيم دريابيم.

فرهنگ مصرفي چيست؟
الگويي از دانش مصرف انساني شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه اي از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهاي خاص مصرف در شرايط گوناگون اجتماعي است، كه نماد عملي آن سبد مصرفي روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه هر سامانه از قبيل فرد، خانوار، بنگاه، دولت و ملت است.

چرا به فرهنگ مصرفي اهميت مي دهند؟
زيرا كه خيلي از جنبه هاي حيات متأثر از اين مبحث است. همه به نسبت هاي متفاوت در تعيين و انتخاب الگوي مصرفي خويش به صورت نهفته و غير محسوس متأثر از اين مولفه هستيم. ضمن تجربه مثبت و منفي اثرات متفاوت اين فرهنگ مجبور به برخورداري و بعضاً تحمل تبعات گوناگون آن نيز هستيم. تبعاتي كه در موارد خاص داراي آثار غيرقابل برگشت تبعي چون خسارات فردي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و نيز فرهنگي است.

فرهنگ مصرفي صحيح و مولفه هاي صحت چيست؟
براي بررسي، گزينش و دفاع از فرهنگ صحيح بايد ابتدا يك چهارچوب ارزش داوري صحيحي انتخاب كرد كه كاري بس دشوار است. پايه اين چهارچوب ارزش داوري، نگاهي فلسفي به خود حيات و به فرع حيات يعني به مصرف است. چرايي حيات در نگاهي فلسفي دامنه هاي وسيعي از پوچ گرائي - نهيليزم، تا آرمان خواهي ها بر مبناي اصالت بشر و اصالت خود حيات دارد. اين چنين چرايي مصرف دامنه هاي وسيعي از اصالت لذت در مصرف تا مصرف به خاطر حيات پايدار ادامه دار تا زمان رستاخيز را دارد. از اين همه پيچيدگي ها مي توان به حداقل مولفه ها به شرح پايداري در سلامت انساني، پايداري محيط زيست و پايداري اقتصادي كه تا حدودي در همه فلسفه ها نيز هماوا است، مفاهمه كرد. بدين قرار فرهنگ صحيح مصرفي فرهنگي است كه در غايت انسان را راهنماي خوب به سوي سلامتي بيشتر وي، به سوي پايداري بيشتر محيط زيست حول و حوش خودش و نيز به سوي نيل به تعادل اقتصادي بيشتر در سامانه وي از قبيل فرد، خانواده، بنگاه و ملت باشد.

الگوي مصرفي چيست؟
الگو، موضوعي قابل برگشت و تكرار از چيزها و حوادث گوناگون شامل عناصر تشكيل دهنده آن پديده است كه مي تواند به صورت قابل پيش بيني و قابل تكرار درآيد. ماهيت خود الگو اطلاعات است كه شيوه خاصي از عمل و عكس العمل انسان در اقتضاءهاي گوناگون را بيان مي كند.
آنجايي كه اين الگو به مرحله كاربرد و فعاليت تبديل مي شود، جنبه عملياتي الگو مشاهده مي شود. پس جنبه اطلاعاتي و كاربردي الگوي مصرف نيازمند تعاريف ويژه در اقتضاءهاي متفاوت و نيز كنكاش در توفيرات موجود و علل و عوامل اين توفيرات و نيز توجه به چرخه هاي به وجود آمده در الگوهاي رفتار و عملي اين پديده حساس مصرف است. همين توجه است كه مي تواند مبناي پاسخ سوالاتي حساس چون: «آيا الگوي مصرفي موجود به لحاظ اقتصادي، اجتماعي و سياسي الگوي مطلوب، پايدار و مناسبي است؟» باشد.

تحليل آثار متفاوت مصرف بي رويه آب و برق و انرژي و غذا
مصرف بي رويه آب و برق و انرژي و غذا كه فعلاً به نسبت هايي در سطوح فرد و خانوار و بنگاه و به صورت اعم در سطح ملي - بخش خصوصي و دولتي - مطرح است از فرهنگي ناصحيح كه تدريجاً در بين ماها نفوذ كرده ناشي است كه موجبات پرهزينگي خرد بنگاهي و خانواري و كلان ملي شده و موجبات ناسلامتي هاي خرد و كلان و موجبات ناپايداري هاي زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي است كه اگر بتوانيم اصالت خود به كار گرفته شده را بفهميم از همه اول اين اصالت فلسفي و فرهنگي نياز به اصلاح دارد. كه در اين بين بايد كه از رهنمودهاي اسلام در الگوي مصرف استفاده شايسته اي بشود.

رهنمودهاي اسلام در الگوي مصرف
در شرع مقدس اسلام بمانند خيلي از پديده ها و مسائل بعضي اصول، قواعد و راهنمايي هاي عام و بعضي دستورالعمل هاي خاص وجود دارد. در رابطه با پديده مصارف انساني انصافاً اين مكتب خيلي غني است، به طوري كه شرح مفصل اين موضوع تحقيق، مطالعه و تحليل هاي تخصصي مي طلبد. در رابطه با اصول عام مصرف، شرع مقدس مثل تمام پديده ها عقلانيت، حلاوت و حلاليت مصرف انساني را نيز با قواعد امانتداري و لاضرر و ضرر مي بيند. بدين شرح كه اگر در سامانه مصرف انساني، مولفه هاي خود انسان، انواع و اقسام منابع از طبيعت، محصولات، افراد تلاش گر و ديگر مولفه ها درگير هستند؛ خود مصرف كننده هم در پيش خود و هم در پيش خدا امانت بوده و اصل عدم خيانت به امانت از اصول محكم اسلامي است و از اين مبنا حدود مصرف توصيه شده در اسلام داراي دامنه اي است كه نبايد به خود شخص، به محيط و به جامعه از منظر اقتصادي، اجتماعي و سياسي موجب ضرر و زيان باشد. در رابطه با دستورالعمل هاي خاص نيز پرخوري، حرام خواري، ذم مي شود.

رهنمودهاي آينده
در راستاي اصلاح الگوي مصرف كه مقام معظم رهبري آن را براي سال جاري مطرح كرده اند، به نظر مي رسد كه از همه اول يك سامانه هوشمند و متعهد به قواعد اسلامي - امانتدار و ضرر نرسان - مراحل زير را طراحي، برنامه ريزي، اجرا و كنترل و نظارت كرده و به مصداق كلكم راع به داوري عام بگذارند و با بازخورد نتايج داوري عام به صورت پويا به فكر اصلاح باشند.
1- جمع آوري مستندات علمي و تجربي مصارف ملي كشور در سطح فرد - خانوار و بنگاه - عام - دولت
2- تعيين استانداردهاي ملي، اسلامي و بين المللي حدود سلامتي و حدود ضرر هر كدام از مصارف فوق در هر سامانه بر مبناي عوامل شناخته شده اقتصادي، اجتماعي و سياسي، با برآورد حاشيه هاي ضرر و خسارت فردي، ملي
3- ريشه يابي علل و عوامل متعدد مصارف فعلي به وجود آمده با مشخص كردن حدود آسيب پذيري
4- ساماندهي هاي فرهنگي الگوي صحيح مصرف از طريق اصول متقن مهندسي فرهنگي و ترويج مداوم و پوياي اين فرهنگ، با بازخورد نتايج اين فرهنگ سازي
5- ساماندهي هاي اقتصادي جامع براي حمايت از الگوي مصرفي صحيح
6- ساماندهي هاي سياسي جامع براي هدايت كل سامانه به آرمان هاي اسلامي

جمع بندي
بدين ترتيب از آنچه كه از محتواي اين نگارش مشخص مي شود، اصلاح الگوي مصرفي، تلاشي جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوي آينده را مي طلبد كه عزم مجموعه انسان هاي از فرد بنگاهي، خانواري تا مجموعه هاي دولتي و ملي از حوزه هاي علمي تا دانشگاهي و ديگر مراكز علمي، تقنيني، قضايي، برنامه ريزي، اجرايي و نظارتي را مي طلبد كه مطمئناً از ضرورت هاي روز كشور بوده و تأخير در اين مهم موجب ضمان همگاني و مخصوصاً ضمان متعهدين به دليل احتمال ورود خسارات متداوم، متعدد و دامنه دار به جامعه، به طبيعت و از همه مهم تر خدشه خطرناك به فرهنگ اسلامي است.

نويسنده: رسول محمدر ضايى ا

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803041470



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 12:52 AM نظرات 0 | لينک مطلب
 


خبرگزاري فارس: اگر بگوييم الگوي مصرف در موضوع انرژي اصلاح نمي‌شود مگر با استفاده گسترده از فناوري اطلاعات، شايد چندان به گزافه نباشد، چراكه مزاياي استفاده از فناوري اطلاعات گسترده‌تر از ماشيني شدن كارها و تغيير شكل ظاهري آنهاست‌.


رهبر معظم انقلاب با نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، حجت را بر همه تمام كرد تا به فكر راه‌حل‌هاي اساسي براي حل و فصل موانع استقرار الگوهاي صحيح مصرف باشند‌. اين اصلاح الگو نه‌تنها به معناي كم كردن مصرف بلكه داراي معنايي بلندتر از اينهاست‌. مصرف سوخت در كشور ما تقريبا 5 برابر سرانه جهاني آن است كه اين موضوع را مي‌توان با توليد خودروهاي كم‌مصرف تا حدي كاهش داد‌؛ اما آيا اين راه‌حل پاسخگوي تناقض مصرف است يا توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان داخلي به اين موضوع رغبتي دارند؟ حال به فرض، اين را هم بپذيرند. آيا خودروهاي توليد داخل در كمتر از 15 يا 20 سال آينده قابليت تبديل به خودروهاي كم‌مصرف را دارند؟ بي‌شك در شرايط فعلي، استفاده از انرژي‌هايي سوخت‌هاي نوين مانند سوخت‌هاي هيدروژني و امثال آن براي توليد و مصرف‌كننده داخلي چيزي بيش از يك شعار نيست، بعلاوه تمام اين راهكارها هزينه‌هاي بسيار بالايي را براي هر دو طرف در بر دارد. يعني هم توليدكننده بايد هزينه‌هاي بالاي توليد خودروهاي جديد را بپردازد و هم خريدار (اگر خريداري باشد) بايد هزينه‌هاي توليدكننده را جبران كند‌. با يك حساب سرانگشتي نيز مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تغيير اساسي در ديدگاه است‌.

راه‌حل چيز ديگري است

مصرف انرژي را بايد طور ديگري مديريت كرد. پس براي اين كار ابتدا بايد بررسي كنيم كه چه عواملي باعث افزايش مصرف انرژي است‌. يكي از اصلي‌ترين عوامل در بالا رفتن سطح مصرف سوخت، ترددهاي درون شهري و برون شهري خودروهاست، يعني پديده‌اي كه آن را با نام سفرهاي غير ضروري درون شهري مي‌شناسيم. اين سفرها در حالت كلي به 4 دسته تقسيم مي‌شوند. اول سفرهايي كه براي رسيدن به محل كار و بازگشت از آن انجام مي‌شود، دوم سفرهايي كه براي انجام امور روزمره پس از رسيدن به محل كار انجام مي‌شود، سوم سفرهايي است كه براي جابه‌جايي بار و اشيا انجام مي‌شود و چهارم سفرهايي است كه به منظورهاي ديگر انجام مي‌شود كه قسمت كوچكي از سفرهاي درون شهري را تشكيل مي‌دهند. دسته اول مشكل ترافيك صبح و عصرگاهي را ايجاد مي‌كنند و دسته دوم نيز با سنگين كردن ترافيك، راه را براي انجام سفرهاي دسته سوم ناهموار مي‌كند. دسته چهارم هم نقش زيادي در ترافيك ندارد. به تمام اينها، بالا رفتن مصرف سوخت در ترافيك سنگين و اتلاف ميليون‌ها ساعت وقت شهروندان در ترافيك را اضافه كنيد كه مبلغي تقريبا غيرقابل محاسبه را بر دوش اقتصاد همه مردم تحميل مي‌كند كه اگر بخواهيم باز هم مانند هميشه فقط در پي راه‌حل‌هاي تكراري باشيم نه نتيجه‌اي به دست خواهيم آورد و نه مشكلي واقعا حل خواهد شد.

مي‌توان صورت مساله را پاك كرد

براي اتخاذ يك راه‌حل ديگر بايد رويكرد جديدي در پيش گرفت و براي اين كار لازم است ابزاري نو در اختيار گرفت. فناوري اطلاعات مي‌تواند بهترين ابزار براي اين كار باشد‌. با استفاده از اين فناوري مي‌توان صورت مساله ترافيك را پاك كرد، يعني ديگر براي حل مساله ترافيك و اصلاح الگوي مصرف نيازي نخواهد بود تا به فكر حمل ونقل و تجميع ترافيك يا ساختن راه‌هاي بيشتر براي مقاصد محدود بود‌يا ديگر نيازي نخواهد بود تا براي حل مشكل حمل و نقل براي توليد خودروهاي مختلف ميلياردها دلار هزينه كنيم و باز هم ميلياردها تومان براي سوخت و نگهداري و بيمه آنها هزينه كنيم و بازهم ميلياردها تومان براي احداث خيابان و توسعه گذرگاه‌ها و امثال آن بپردازيم تا همين خودروها جايي براي عبور داشته باشند و پس از اين همه هزينه كردن‌هاي تكراري، مشكلاتي داشته باشيم به نام ترافيك،‌ آلودگي و مصرف بي‌رويه سوخت‌. فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان صنعتي سبز براي تقويت زيرساخت‌هاي توسعه پايدار و اصلاح و تنظيم سامانه‌هاي هدايت و كنترل نيازهاي مختلف جامعه از جمله تقويت پايه‌هاي اقتصادي كشور مي‌تواند به عنوان يكي از اصلي‌ترين گزينه‌ها مطرح باشد.

الگوي مصرف در حقيقت الگوي رفتار ماست، پس براي اصلاح الگوي مصرف نياز است رفتارمان را تغيير دهيم و اين تغيير رفتار را نيز براساس نياز و دستاوردهاي فناوري اطلاعات هدايت كنيم تا بتوانيم با آهنگ تغييرات جامعه نوين هماهنگ شويم‌.

خروج از منزل فقط براي تفريح

پيشگامان عرصه دنياي ارتباطات براي ايجاد دنيايي كه كاملا بر اساس فناوري اطلاعات بنا شده باشد شعاري را هدف قرار داده‌اند كه بر اساس آن براي انجام هيچ كاري لازم نيست از منزل خارج شد، مگر براي تفريح‌. شايد اين حرف براي ما يك خيال دست نيافتني باشد، اما اين طور نيست و اگر بخواهيم مي‌توانيم به آن نقطه هم برسيم، ولي بدون داشتن يك هدف بسيار دور و بر اساس حقايق موجود، فرداي ايده‌آلي را مي‌توان ترسيم كرد، چراكه به اين هدف آرماني هرچه نزديك‌تر شويم از مزاياي بيشتري نيز بهره‌مند مي‌شويم‌. مزاياي فناوري اطلاعات آنقدر گسترده است كه تمام آنها را به صورت كامل نمي‌توان نام برد، اما به مهم‌ترين آنها كه بر اقتصاد و الگوهاي مصرفي نقش دارند نگاهي گذرا خواهيم داشت‌.

شهر الكترونيك به عنوان در برگيرنده بخشي عمده از فعاليت‌هاي مبتني بر فناوري اطلاعات از جمله محورهاي سرمايه‌گذاري كشورها در زمينه فناوري اطلاعات است‌. شهر الكترونيك كه برخي آن‌را شهر مجازي نيز مي‌نامند، شهري است كه در آن نيازي به مراجعه و پيگيري دستي كارهاي اداري نيست و تنها با ارائه درخواست‌هاي الكترونيك مي‌توانيد از تمام امكانات اداري شهري بهره‌مند شويد و ديگر براي انجام يك كار اداري ساده وقت نخواهيد گذاشت، چراكه سيستم‌هاي ادارات در شهر الكترونيك كاملا مبتني بر فناوري‌هايي مانند اينترنت است و ديگر ارباب رجوع به اين ادارات، مراجعه حضوري ندارد. حال خودتان حساب كنيد كه اگر مراجعه به ادارات را از سفرهاي شهري حذف كنيم ترافيك به چه صورتي در خواهد آمد‌. در شهر الكترونيك، آموزشگاه‌ها و مراكز فرهنگي بيشتر فعاليتشان مبتني بر وب است و بيشتر مراجعان آنها كاربران اينترنت هستند و نه در راه ماندگان ترافيك‌. به اين ترتيب، مقدار زيادي از سفرهاي درون شهري كه به مقاصد آموزشي مانند رفتن به كلاس درس يا خريد كتاب و امثال آن انجام مي‌شود نيز از جمع ترافيك شهري كاسته مي‌شود‌.

بانكداري الكترونيك نيز به عنوان ستون فقرات اقتصاد نوين يكي ديگر از مواهب دنياي فناوري اطلاعات است كه بر اساس آن تمام فعاليت‌هاي مالي، بانكي و اعتباري افراد حقيقي، حقوقي و دولتي از بستر سنتي به بستر الكترونيكي منتقل مي‌شوند كه اين مساله باعث مي‌شود امور بانكي در كمترين زمان ممكن انجام شود كه در بيشتر موارد كارها به صورت همزمان و آنلاين انجام مي‌شود و ديگر وقت كسي براي انجام امور بانكي تلف نمي‌شود و از آن مهم‌تر اين كار باعث مي‌شود براساس نيازهاي مشتري، خواسته‌ها با سرعت بيشتري انجام شود و زمان خواب سرمايه در بانك‌ها حذف گردد‌. بانكداري الكترونيك كه داراي شاخه‌هاي مختلفي است براي افراد اين امكان را فراهم مي‌آورد كه از هر مكاني به هر حسابي دسترسي داشته باشند و اصولا حضور فيزيكي فرد ديگر مطرح نيست‌. بر اساس اصول اين نوع بانكداري، نظام‌مندي كارها بر اساس ساختاري انجام مي‌شود كه در آنها ديگر كسب و كار مانند گذشته بر اساس سلايق و روابط نيست، بلكه همه چيز را ضوابط مشخص مي‌كند كه اين مساله جلوگيري‌كننده اتفاقاتي مانند رانت‌خواري، معوقات بانكي و اختلاس است‌. حال از اين بحث كه بگذريم داشتن ارتباط دائم با حساب‌هاي مالي و عدم نياز براي مراجعه به بانك مي‌تواند هم سرعت انجام معاملات و هم سرعت خودروهاي داخل خيابان را بالا ببرد. با اين حساب تقريبا تمام سفرهاي درون شهري كه براي انجام امور بانكي انجام مي‌شود از ميان انبوه خودروهاي موجود حذف مي‌شوند، حتي امور بين بانكي مانند تبادل لاشه چك نيز از اين ميان برداشته مي‌شود و همه چيز بر مبناي سامانه‌هاي الكترونيك خواهد بود‌. كارت‌هاي اعتباري و كارت‌هاي خريد نيز كه بر اساس آن مي‌توانيم بدون نياز به همراه داشتن پول نقد خريد يا بسياري از كارهاي بانكي را انجام دهيم‌.

بانكداري مبتني بر پيام كوتاه نيز يكي ديگر از مزاياي فناوري اطلاعات و بانكداري الكترونيك است. بانكداري همراه يا همان بانكداري موبايل اين امكان را مي‌دهد كه از هر كجا و تنها با داشتن يك تلفن همراه امور بانكي خود را تا حدود بسياري انجام دهيد‌.

استفاده از تمام اين مزايا در گروي داشتن چند چيز است 1) زير ساخت 2) قانون و امكان اجرا 3)فرهنگ‌. موارد اول و دوم براساس چشم‌اندازهاي هر كشوري براي آن تهيه و تعريف مي‌شود كه بر اساس سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه‌هاي توسعه براي افزايش بهره‌وري ملي (National Productivity) زير ساخت‌ها و قوانين تا حدودي مهيا شده است، اما مهم‌تر از تمام اينها فرهنگ استفاده از اين مزاياست كه اگر نباشد هيچ گاه نه شهر الكترونيك كاربردي خواهد داشت و نه سودي از اين موج چهارم يعني عصر اطلاعات نصيب كسي خواهد شد و همان طور كه ذكر شد هيچ الگويي در مصرف ما تغيير نمي‌كند مگر اين‌كه فرهنگ مصرف را تغيير دهيم و به شيوه‌هاي نوين نزديك‌تر شويم‌.

اين تغيير فرهنگ مصرف كه رهبر انقلاب هم در نماز عيد فطر سال گذشته و هم در نوروز امسال به آن تاكيد داشتند بايد همه‌گير باشد و اين همه‌گير شدن، هم قانونگذار را شامل مي‌شود و هم مجري قانون را‌.

مراقب دست‌هاي آماده رانت‌خواري باشيم

درست است كه در بسياري از موارد نياز به يك جهش الكترونيك داريم، اما مراقب باشيم رانت‌خوارهاي اقتصادي اين بار از اين دروازه وارد نشوند و تجربه تلخ برخي قراردادهاي گذشته و حال را در اجراي طرح‌‌هاي فناوري اطلاعات شاهد نباشيم‌. استفاده از مناقصه‌هاي همگاني و شفاف كه همه امكان حضور در آن را داشته باشند و مراحل آن نيز با شفافيت پيش برود در كنار داشتن نهادي متخصص و ناظر بر اين قراردادها كه با هدف استقلال ديجيتال كشور همراه باشد مي‌تواند تا حدود زيادي جلوي حركات مخرب رانت خواران را بگيرد‌‌.

نويسنده:سعيد نوري آزاد
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 1:09 AM نظرات 0 | لينک مطلب
 


خبرگزاري فارس: در نظام اقتصادي اسلام، براي پركردن شكاف بين زندگي فقير و غني و نيز از بين بردن محروميت و فقر از جامعه، راه حل هايي وجود دارد كه در صورت به كار بستن آن به طور قطع و يقين، در كوتاه ترين مدّت، جهان شاهد نابودي اين پديده شوم حيات بشري خواهد بود. و تحريم اسراف يكي از آن راه هاست.

پيشگفتار
سپاس بي نهايت خداوند بزرگ را و درود فراوان نبىّ گرامي(صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيت پاكش ه را كه واسطه فيض الهي و مبلّغان احكام حيات بخش او هستند، و رحمت و رضوان خداوند بر خميني كبير، ابرمردي كه اسلام را كه از زندگي جدا و از جامعه منزوي گشته و از متن اجتماع به حاشيه و از عمل به حرف كشيده شده بود و از ميدان حاكميت و اداره مردم رانده شده و زينت بخش صفحه هاي كتب گرديده بود، دوباره به صحنه هاي مختلف زندگي انسان متمدّن امروز وارد كرد.
او با اراده خداوند و دَمِ مسيحايي اش، جهان را به شگفتي واداشت، و آنچه در ديدگاه عده اي محال مي نمود، ممكن ساخت. و بار ديگر، اسلام، با صلابت او و انقلاب پرشورش، چون خورشيد كه از پس ابر برآيد، درخشيدن گرفت و جهان را غرق نور كرد.
از آن پس،جهان بشري - كه از تشنگي معارف اسلامي جانش به لب رسيده بود - به خطاي تأسف بار و طولاني خويش پي برد و پرده غفلت را از ديدگان خود زدود و با شتابي وصف ناپذير، به سوي بازنگري در اين دين نجات بخش قدم برداشت.
اكنون درجهان معاصر، مكتب هاي فلسفي مدّعي نجات بشر، كمرنگ و بي اثر شده اند و تنها اسلام است كه روزنه اميد تمامي ملت هاست و اصول اسلامي در همه ابعاد آن مطرح شد، و به راه حلّ هايي كه اسلام در زمينه هاي مختلف نشان مي دهد، توجّه مي شود؛ به عنوان نمونه، از مشكلات اساسي دنياي امروز، كه ساليان متمادي جهان را در دو قطب متضاد قرارداده بود، سيري عدّه اي و گرسنگي افراد بي شماري از انسان هاي محروم است. آيا اين مشكل قابل حلّ است اگر هست راه حلّ كدام است كمونيسم، كاپيتاليسم و يا هيچ كدام.
تجربه دهه هاي اخير نشان داد كه هيچ يك از اين مرام ها قادر به حلّ اين مشكل بزرگ و امثال آن نيستند؛ بلكه خود، عامل و مولّد اين گونه مشكلاتند، و راهي براي انسان، به جز بازگشت كامل و همه جانبه به اسلام و قوانين حيات بخش آن باقي نمانده است.
در نظام اقتصادي اسلام، براي پركردن شكاف بين زندگي فقير و غني و نيز از بين بردن محروميت و فقر از جامعه، راه حل هايي وجود دارد كه در صورت به كار بستن آن به طور قطع و يقين، در كوتاه ترين مدّت، جهان شاهد نابودي اين پديده شوم حيات بشري خواهد بود. و تحريم اسراف يكي از آن راه هاست كه در اين نوشتار تا حدودي در مورد آن به بحث و گفت و گو خواهيم پرداخت.

اسراف و روزي.


ممكن است بپرسيد: خداوند متكفّل روزي بندگان خويش است، كه در اين صورت اسراف و عدم آن، چه تأثيري در گرسنگي و يا سيري انسانها خواهد داشت.
در پاسخ مي گوييم: خداوند عهده دار تأمين نيازمندي هاي موجودات روزي خوار خود، از جمله انسان گرديده است، بدين سبب طبيعت و زمين را مخزن تأمين موادّ غذايي و امكانات زندگي قرار داده و راه هاي استفاده و بهره وري از آن را به مخلوقات خويش آموخته، از اين طريق هر موجودي را به سوي تأمين نيازمندي هاي خويش رهبري مي كند؛ امّا در خصوص انسان اين تعهّد را در مجموعه نظام تكوين و تشريع به انجام مي رساند.
به عبارت ديگر، خداوند متعهد شده تا روزي رسان تمامي افراد بشر باشد و آن را ازطريق سه اصل اساسي تضمين فرموده است:.
1. با به وديعت گذاردن منابع بي شمار مواد حياتي در دل طبيعت و قابليت بخشيدن تسخير و بهره وري از آن.
2. دادن نيروي فكري و جسمي و قوّه اراده به انسان براي تسخير و استفاده از اين منابع.
3. با ملزم نمودن او براي ايجاد جامعه اي سالم با روابط اجتماعى، اخلاقي و اقتصادي عادلانه به گونه اي كه از ضايع شدن حق انساني به دست انساني ديگر جلوگيري به عمل آيد تا نعمت هاي خدادادي به وسيله گروهي به زيان گروهي ديگر نابود نشود.
پس در حقيقت مالي كه به دست جامعه و يا انسان اسراف پيشه به نابودي كشيده مي شود، حقّ انسان هاي گرسنه و درمانده اي است كه به گروهي ناپرهيزگار آن را پايمال مي كنند.

ارتباط سه اصل.

نكته اي كه در اين مورد لازم به توضيح است، به هم پيوستگي و ارتباط موجود بين اين سه اصل است؛ زيرا نبود هر يك از آنها كافي است، تا جريان روزي را دچار اختلال سازد؛ حتّي فساد هر كدام ممكن است در ديگري هم تأثير بگذارد و آن را نيز از اثر انداخته، يا كم اثر نمايد؛ به عنوان مثال در جامعه اي كه تقوا و عدالت از آن رخت بر بندد، و اسراف و حق كشي در آن رايج شود، طبيعت نيز از دادن امكانات كامل خويش به فرمان الهي دريغ خواهد كرد.
بر طبق روايات رسيده از حضرات معصومين يكي از مهمترين عوامل كمبود بركات زمين، نپرداختن حقّ زكات يعني در واقع همان روزي فقرا و تهيدستان است كه خداوند آن را در اموال صاحبان ثروت قرار داده است.
در حديث معتبري حضرت امام باقر(عليه السّلام)فرمودند: در كتاب علي(عليه السّلام)يافتيم كه رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرموده است:.
هرگاه از دادن زكات خودداري شود، زمين نيز بركات خويش را دريغ مي نمايد.(1).
به گفته سعدى:.
زكات مال به در كن كه فضله رزرا(2) چو باغبان بزند بيشتر دهد انگور.
البته جريان اين قانون درصورتي است كه احكام شرعي ابلاغ شده باشد و مانعي هم براي انجام دادن آن، بر سر راه نباشد و جهاتي نيز از قبيل استدراج و تنعّم تدريجي سبب هلاكت ناگهاني و دادن مهلت براي امتحان بيشتر در ميان نباشد.
از سوي ديگر، در جامعه اي كه در آن عدالت و تقوا و نظامي مبتني بر رعايت حقوق ضعفا حاكم باشد، طبيعت نيز به فرمان خدا سفره نعمتش را مي گسترد و با آن جامعه، همسويي خواهد كرد.در اين باره قرآن مجيد مي فرمايد:.
وَلَوْ أنَّ أهْلَ الْقُري امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنِا عَلَيْهِمْ بَرَكِاتٍ مِنَ السَّمِاءِ وَاهَرْضِ وَلِكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنِاهُمْ بِمِا كانُوا يَكْسِبُونَ؛(3).
اگر مردم آن قريه ها - كه به هلاكت ابدي دچار گرديدند - اهل ايمان و تقوا بودند، بركات آسمان و زمين را بر آنان مي گشوديم؛ ولي آنها پيام رسولان را تكذيب نمودند و ما نيز آنها را به دليل كردار زشتشان، گرفتار عذاب خويش ساختيم.
در اين خصوص، آيات ديگري هم وجود دارد كه در آنها تقوا و عمل به دستورهاي الهى، وسيله فراگير شدن روزي و افزايش نعمت ها شمرده شده، كه در اين جا مجالي براي ذكر آنها نيست.(4).
بر اين اساس، اسراف از اين جهت كه عملي برخلاف تقوا و ناشي از ستم پيشگي انسان است، گذشته از اين كه موجب نابودي امكانات زندگي و استمرار محروميت نيازمندان است، زمينه غضب خداوند و نيز سلب نعمت از فرد و جامعه را فراهم مي نمايد. امام صادق(عليه السّلام)فرمود:.
إنَّ مَعَ الإسْرافِ قِلَّةُ الْبَرَكَةِ؛(5).
همانا اسراف همراه با كاهش و كمبود بركت - در نعمت هاي الهي - است.

استدراج مسرفين.

ممكن است بپرسيد: چگونه اسراف، و سرپيچي از دستورهاي الهي سلب نعمت را در پي دارد، در صورتي كه ما شاهد افراد و جوامعي هستيم كه با وجود اسراف و تبذيرهاي بي شمار، غرق در نعمت و رفاهند و اثري از قحط و كمبود در ميان آنان ديده نمي شود.
پاسخ اين است كه: آن گونه كه قبلاً اشاره شد، اسراف و تجاوز از حدود الهي جزيي از علّت زوال نعمت است، نه تمام آن. در حقيقت اسراف و معصيت زمينه ساز سلب نعمت به حساب مي آيند؛ گرچه ممكن است، حكمت ها و جهات ديگري پيش آيد، تا از تأثير آن در اين خصوص جلوگيري به عمل آورد. در مورد اين مطلب قرآن كريم مي فرمايد:.
فَلَمّا نَسُوا مِا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنِا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ حَتّي إِذا فَرِحُوا بِمِا أُوتُوا أَخَذْنِاهُمْ بَغتْةً فَاِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛(6).
پس آن گاه كه موعظه و هشدارهاي پيامبران را به فراموشي سپردند، درهاي همه نعمت ها را بر روي آنها گشوديم، تا اين كه آنان به وجود اين نعمت ها شادمان گشتند، ناگهان با دست انتقام خود آنان را برگرفتيم و حسرت همه آن لذّت ها و خوشگذراني ها بر دل آنان باقي ماند.مرحوم امين الاسلام طبرسي - قدس سرّه - در ذيل اين آيه از حضرت علي(عليه السّلام)نقل مي كند:.
يَابْنَ آدَمَ، إذا رَأَيْتَ رَبَّكَ يُتِابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ فَاحْذَرْهُ؛(7).
اي انسان، هرگاه ديدي نعمت هاي الهي به سوي توپياپي فرا مي رسد، از او برحذر باشد.
باز ايشان در ذيل همين آيه از حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) نقل مي كند:.
إذا رَأَيْتَ اللّهَ يُعْطِى عَلَي الْمَعِاصِى فَإنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجُ مِنْهُ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ؛(8).
هرگاه ديدي خداوند با وجود معصيت به تو نعمت مي دهد، اين از ناحيه او، استدراج به شمار مي رود. آن گاه حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمودند.
استدراج اين است كه خداوند به انسان و يا جامعه معصيت پيشه فرصت و مهلت كافي دهد و نعمت هاي بيكران خويش را از همه سو به جانب آنان گسيل دارد، تا آن گاه كه فساد و بي بندوبارى، تمامي حيات و زواياي زندگي آنان را در خود گرفت، ناگهان عذاب بي امان او، همه وجودشان را احاطه كرده، در كام خويش فرو برد؛ و چه بسيار اقوام و امت ها در طول تاريخ - كه رشته هاي زيادي از فساد و فحشا در ميان آنها رواج داشته - خداوند به جاي انتقام فورى، به آنان مهلت داده و به عوض سلب نعمت، نعمتشان را افزون كرده است و زماني كه آنان در اين راه به نهايت و اوج خود مي رسيدند، حادثه اي مرگبار به فرمان الهي طومار زندگي آنها را درهم پيچيده و نابود مي نموده است.
مقصود از ذكر اين مختصر، يادآوري اين نكته است كه مرفّه بودن يك انسان و يا جامعه مسرف و بي بند وبار، نشانه لطف خداوند به آن فرد و يا جمعيت نيست؛ بلكه در حقيقت اين نعمت ها و تمديد مهلتها خود جزيي از عذاب الهي براي آنان به حساب مي آيد؛ زيرا به فرموده قرآن كريم، آنها در اين مدّت بر گناه و جرم خود مي افزايند و سبب شدّت و افزايش هر چه بيشتر عذاب خداوند، درباره خويش مي گردند:.
وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْر لأَِنْفُسِهِمْ إِنَّمِا نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذاب مُهين؛(9).
كافران نپندارند كه مهلت ما بدان ها برايشان بهتر است. ما به آنها فرصت مي دهيم، تا بر گناهان خويش بيفزايند و براي آنان عذابي خواركننده مقرر گشته است.

سبب تأليف

مدّت ها بود با توجّه به اهميت اين موضوع در نظام اقتصادي اسلام و از سوي ديگر رواج آن در بين قشر وسيعي از جامعه - كه بعضاً به دليل وجود ابهاماتي در پيرامون آن (به صورتي كه مثلاً شخص نمي داند چه مواردي از مصرف، اسراف است و چه مواردي اسراف نيست) به حدود آن تجاوز مي شود - در پي آن بودم تا به نوشته اي جامع - كه حدود آن را به طور مفصّل و براساس مباني فقهي اسلام بررسي كرده و توضيح داده باشد - دست يابم؛ تا اين كه در كتاب پرارزش عوائد الأيّام مرحوم ملا احمد نراقي - رضوان اللّه تعالي عليه - به اين بحث برخوردم و ايشان سخن خود را در اين باره اين چنين آغاز مي كند:.
به طور مكرّر از اسراف، در قرآن و احاديث و كلماتِ علما سخن به ميان مي آيد و آن را از كارهاي حرام مي شمرند؛ ولي در عين حال نيافتم كسي همه موارد آن را با تفصيل بحث كرده باشد، به صورتي كه تمام جوانب اسراف از غير آن جدا و ممتاز شود، بلكه با اجمال از آن گذشته اند با اين كه بيان و تشريح آن از امور مهم و لازم است.(10).
بنده كه ريزه خوار خوان بزرگان اسلام هستم، ابتدا در نظر داشتم اين بحث را، از همان كتاب براي استفاده عموم، ترجمه نمايم؛ ولي سپس به جهت رعايت اختصاري كه در نوشته آن عالم گرانقدر، به كار رفته بود و نيز مسائل تازه اي كه گذشت زمان و وضعيت جديد پيش آورده است، تصميم گرفتم در حدّ توان خود با بضاعت اندك و با استفاده از آيات كريمه قرآن و به ويژه اخبار رسيده از اهل بيت عصمت و طهارت ه - كه تكيه گاه اصلي در اكثر مباحث اين نوشته است - اين موضوع را دنبال كنم. پس از شروع، لطف و هدايت الهي نصيب شد و حاصل آن مجموعه اي است كه در پيش رو داريد.مسأله اسراف، گرچه بلاي جهاني و درد همه جوامع بشري است و توجّه بدان درهر كجا و هر دوره اي لازم است، ولي اكنون كه كشور عزيز ما در راه خودكفايي و استقلال كامل به پيش مي رود، تأكيد بر روي صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تبذير در تمامي زمينه ها و سطوح، ضرورت قطعي و اهميت بالاتري دارد: و لذا به نظر مي رسد وجود اين گونه نوشته ها، خالي از نفع نباشد.
اينجا دو نكته را يادآوري مي كنم: اول آن كه در اين كتاب، اسراف در بعد اقتصادي آن مطرح است و موضوعاتي هست كه ممكن است تحت عنوان اسراف قرار گيرد، ولي نه از جهت (اتلاف و تضييع مال) بلكه از آن رو كه از مصاديق اتلاف نعمتند و غالب و يا تمامي آنها جنبه هاي اخلاقي و يا حقوقي و... دارند ولذا از بحث پيرامون آنها در اين كتاب خودداري شده است.
دوم آن كه در اين مجموعه، سعي بر اين بوده است تا آن جا كه به نظر نگارنده رسيده، مسائل و موضوعات اصلي در باب اسراف مطرح شود ولذا از تفصيل و تطويل در ذكر آمار و شواهد تاريخى، اقتصادي و اجتماعي صرف نظر شده و آنچه از اين موارد آمده، تنها به عنوان نمونه و در حدّ ذكر مثال است.
در پايان از باب (مَن لَمْ يَشْكُرِ الْمَخْلُوقَ لَمْ يَشْكُرِ الْخِالِقَ) بر خود لازم مي دانم بدين وسيله از دوست فاضل و بزرگوارم جناب آقاي اسماعيل اسماعيلي - كه پس از مطالعه اين نوشتار با پيشنهادهاي سودمند خود، در برخي موارد راهگشاي اصلاحاتي در اين كتاب شد - صميمانه سپاسگزاري كنم.
از خداوند متعال عاجزانه مي خواهم تا اين عمل ناچيز را به درگاه باعظمت خويش بپذيرد و همواره ما را از لغزش درانديشه و عمل، نگاهبان
باشد و ما را از ورود درجرگه (مسرفان) محافظت فرمايد. إنّه قريب مجيب.


پي نوشت :

1. وسائل الشيعه، ج‏6، باب‏3 از ابواب ماتجب فيه الزكاة، حديث 12.
2. رز: درخت انگور.
3. سوره اعراف (7) آيه 96.
4. نك: مائده (5) آيه 67 و هود (11)، آيه 52.
5. وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏261.
6. انعام (6) آيه 44.
7. مجمع البيان، ج‏4، ص‏302، ذيل همين آيه.
8. مجمع البيان، ج‏4، ص‏302، ذيل همين آيه.
9. آل عمران (3)، آيه 178.
10. عوائد الأيّام، ص‏216.


منبع: http://www.balagh.net


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 1:08 AM نظرات 0 | لينک مطلب


جام جم آنلاين: اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد هستند.

چگونگي شيوه‌هاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعه‌اي مصرفي هستيم، در حالي كه دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد ملي‌مان متناسب نيست و اين شكاف ميان مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود و به همين سبب از خيل عظيمي از تصميمات و سياست‌هاي عقلاني كه در غياب نفت مي‌بايست گرفته مي‌شد، مغفول مانده‌ايم.
الف)‌ بررسي مفهومي و تئوريك اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف عبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.
نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.
واژه مصرف مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در كنار مصرف نباشد، به بيراهه رفتن است. يكي از علل رواج مصرف‌گرايي در كشوري چون ايران همانا سياست‌هاي كشورهاي صنعتي است. از آنجا كه حيات كشورهاي صنعتي به توليدشان وابسته است، بنابراين با استراتژي‌هايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات توليدي خود و غيرقابل تعمير كردن آنها كه شاكله نوين دكترين استعمار كشورهاي در حال توسعه و گذار است، حيات اين كشورها را به خود وابسته كرده و موجب افزايش مصرف كالاهاي توليدي خود در ميان جوامع شده‌اند. از عوامل مهم ديگر مصرف‌گرايي، مناطق آزاد هستند. با اين كه براي تسهيل صادرات ايجاد شده، اما به خاطر نبود بسترسازي كافي به منظور صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شده‌اند.
كشور چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه آزاد و جمهوري اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا ركورد زده‌ايم. كنترل نشدن مرزها كه ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشكل رواج مصرف‌گرايي را مضاعف كرده و تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور را با رقمي حدود 10 ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا قرار داده است.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند.
اصلاح الگوي مصرف نه از طريق مداخله در تابع مطلوبيت كه با تغيير در محدوديت‌هاي بودجه از طريق اصلاح قيمت به كف خواهد آمد، چرا كه اين تابع امري دروني و خارج از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز عملي شدن اين تغيير در گرو شكسته شدن حريم خصوصي است.
يكي از راه‌هاي اصلي اين كه پي ببريم آيا در رفتارهاي مصرفي، اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار بهره‌وري است. از منظر اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف ارتباط ارگانيكي با بهبود بهره‌وري داشته و حركت به سوي طراحي و اجراي نظام اقتصادي كارآمد با مولفه‌هاي ايراني ‌ اسلامي از رويكردهاي بلندمدت در اين عرصه است.
به عبارتي، اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حركت به سمت هر كدام دستيابي به ديگري را دربر دارد. هرگاه بهره‌وري عوامل نيروي كار و سرمايه، سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت كشور داشته باشند، مي‌توان نتيجه گرفت كه از پتانسيل‌هاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع نيز در مسير و ميزان بهينه‌اي واقع شده است.
در مجموع به نظر مي‌رسد اولين و مهم‌ترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه يك تبيين درست از موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد. تاكيد اين نكته از جانب رهبر معظم انقلاب كه <فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از 10 سال نياز داشته باشد> نيز اشاره‌اي به لزوم ساماندهي تفكري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و در سطوح نهادهاي مسوول بوده كه البته همگان بدان مكلف و مسوول خواهيم بود.
ب)‌ بررسي نقش فرهنگ و ارزش‌هاي فرهنگي در اصلاح الگوي مصرف
اصلاح، الگو و مصرف، هرسه واژگاني فرهنگي‌اند و پرداختن به ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي فرآيند اصلاح الگوي مصرف بدون در نظر گرفتن مباني فرهنگي آن، در واقع آب در هاون كوبيدن است.
اين نخستين تلقي اشتباه در سال جديد بود كه پنداشتند امسال يك سال اقتصادي است. بي‌شك دستگاه‌هاي فرهنگي كشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه انقلاب بودند؛ چراكه هيچ اصلاح واقعي در عرض يك سال نهادينه نخواهد شد؛ بلكه به رفتاري روزمره و فصلي تبديل شده كه البته سطحي، زودگذر و ناپايدار است. همين مساله كه ايشان مي‌فرمايند <اگر مسوولان اهل مطالعه نيستند بهتر است مسووليت هم نداشته باشند...( >26 دي 1377)‌ خود مهم‌ترين ادله مبني بر نقش پررنگ فرهنگ كه رابطه‌اي مستقيم با مطالعه دارد، در امور ديگر مملكتي است. معظم‌له در ادامه همين نكته ناب و خطير به مطالعه گاه 5 ساعتي خود براي يك نماز جمعه در دوران رياست‌جمهوريشان اشاره مي‌كنند.
امسال بايد سال جهش به سمت فرهنگي‌تر شدن جامعه جوان كشور و گسترش كتابخواني و روزنامه‌خواني و در نهايت جايگزيني كتاب و روزنامه و اقلام فرهنگي در سبد خريد خانوار باشد.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن مي‌زند
كتب، رسانه‌ها و روابط عمومي‌ها هريك نقش و برد خاصي در افكار عمومي براي فرهنگسازي داشته و بويژه روزنامه‌ها به لحاظ ماندگاري پوشش خبري گزارشي در موضوع متصف، اثر تعيين‌كننده‌تري دارند. برتاباندن اولويت‌هاي اصلي و به‌روز و راهبردي بخصوص در روند اجراي اصلاح الگوي مصرف، معطوف به رسانه‌ها بوده كه پل ارتباطي مردم و مسوولانند و هم‌انديشي و همياري مردم جامعه را نهادينه خواهند كرد. رسانه‌ها در حوزه كلان نقش مهم‌تري داشته و با مخاطب عام سر و كار دارند حال آن كه روابط عمومي‌ها با مخاطب خاص روبه‌رو بوده و متناسب با شرايط و اقتضائات سازمان‌هاي متبوع خود ‌‌بايد هدفگذاري و عمل كنند. رسانه‌ها واقعيات را به ممتاز و غيرممتاز دسته‌بندي كرده و نظام اولويت را به طور همزمان در آن اعمال مي‌كنند. از آنجا كه رسانه‌ها در همه حال بر افكار و آراء تاثير گذاشته و واقعيات را در جهات خاص هدايت مي‌كنند، براي مقوله اصلاح الگوي مصرف در اولويت اول افكار عمومي قرار مي‌گيرند و در تمام طول سال بايد در صفحات اول و آخر خود و حتي در ويژه‌نامه‌ها، ‌فضايي را به اين موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به اين حوزه روز خود را آغاز و بسامان كنند.
اصولا آدمي واقعيات را آن‌گونه كه هست نمي‌بيند، بلكه آن‌گونه كه زبان مي‌نماياند ديده و درك مي‌كند. در دوران پست مدرن امروزي كه سرعت، حرف اول را مي‌زند زبان‌هاي انسان‌ها همانا رسانه‌ها هستند، چرا كه رسانه‌ها استعاره‌ها را ساخته و استعاره‌ها، محتواي فرهنگ‌ها را مي‌آفرينند. نقش غالب رسانه‌ها در فرهنگ نه فقط به خاطر بازتاب فرهنگ كه با شركت در فرهنگ‌سازي نيز نمود مي‌يابد. از يك‌سو، فرآيندهايي هستند كه فرهنگ از آن بيرون آمده و ساخته مي‌شود و از ديگر سو در صحنه‌اي بازي كرده كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دائمي دارد.
فرهنگ محصول نيروهاي انتزاعي نيست، بلكه شالوده آن بر نظام‌هاي ملموس عليت است. در الگوي فرهنگ مشترك، فرهنگ خلق شده، تقسيم گشته، تغيير كرده و در نهايت توسط ارتباطات منتقل مي‌شود، لذا اولويت‌هاي رسانه اغلب به صورت اولويت‌‌هاي جامعه درآمده و آنچه مورد تاكيد رسانه‌‌هاست، مورد تاكيد انفرادي و اجتماعي مخاطبان رسانه‌ واقع مي‌شود.
روابط عمومي‌ها اما به لايه‌هاي عميق‌تر و تخصصي‌تر اجتماع وارد شده و براي تحقق اهداف اصلاح الگوي مصرف ذيل سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه پنجم توسعه مدل‌سازي كرده و همگام با ديگر نهادها، اصلاح الگوي مصرف را به مصاديق محسوس، ملموس و اهداف عملياتي كه قابل دستيابي در زمان معين و سنجش‌پذير باشند، ترجمان كنند.
ترديدي نيست كه الگوي مصرف در فرهنگ مصرف وابسته به 2 عنصر كليدي فرد و جامعه و نيز به روابط متقابل ميان آن دو است، زيرا روابط و رفتارهاي حاصل از آن ترجمان و تعريف فرهنگ بوده كه با اصل همبستگي اجتماعي رابطه‌اي دوسويه دارند.
خلاقيت در اصلاح الگوي مصرف، طي طريق سريع پيشرفت و لذا نقطه آغازين تلاش براي تبديل آن به الگويي براي تمام فصول است. براي كشوري در حال توسعه همچون جمهوري اسلامي ايران كه افق 1404 آن نزديك است، پويايي و حركت به سمت كمال، رمز رسيدن است. رسيدن به خودكفايي و صعود پله‌هاي ترقي كه بدون اصلاح الگوي مصرف و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قياس مع‌الفارق است.
ج) بررسي نقش آموزه‌هاي ديني در اصلاح الگوي مصرف
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و به‌كارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
دكتر فريبرز درجزي

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100910143878 
 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 1:06 AM نظرات 0 | لينک مطلب

خبرگزاري فارس: مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند.

مصرف‌گرايي يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و اميال. اين عمل نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز است. در جوامع نوين مصرف گرايي به يك فعاليت اجتماعي اصلي تبديل شده است. براي مصرف گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف مي شود. مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحليل هاي همه جانبه آن مي پردازند و هر انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرايي نوين به شكل بي رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه ريزي است. مصرف گرايي بي رويه پديده اي بين المللي است و چارة آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. بايد مصرف گرايي در هر جامعه را در يك زمينه وسيع تر اجتماعي در نظر گرفت زيرا امروزه توليد و توزيع از مرزهاي يك كشور گذر كرده و دورافتاده ترين نقاط يك جامعه به مركزي ترين مراكز توليد و سيستم توزيع جهاني متصل است.
هدف مقاله حاضر بررسي چهار نكته اساسي در رابطه با مصرف گرايي نوين است. نخست ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن بايد واكاوي گردد. دوم، مي بايستي يك تجزيه و تحليل از الگوهاي مصرف‌گرايي نوين در قرن بيستم در جوامع توسعه يافته و چگونگي اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشي از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعيين تفاوتهاي مصرف گرايي در بين اقشار و گروههاي اجتماعي مختلف از ديگر نكته هاي اصلي است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهاي جامع در اين زمينه را بحث خواهد كرد. به نظر مي رسد هرچه مي گذرد لزوم انجام تحقيقات در اين زمينه بيشتر احساس مي گردد.

ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن
مصرف گرايي نوين در اثر گسترش سرمايه داري در اروپا بوجود آمد. يك ديدگاه در مورد توسعه سرمايه داري در اروپا بر اساس نوشته هاي جامعه شناس بزرگ ماكس وبر بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين مبني بر سخت كاركردن، صرفه جويي، سرمايه گذاري و ايجاد مؤسسه هاي اقتصادي بود كه روحيه سرمايه داري بوجود آمد و به تدريج به يك نظام اجتماعي تبديل شد. از لحاظ نظري، در اين جا يك تضاد بين تبيين پيدايش سرمايه داري و توسعه مصرف گرايي بوجود مي‌آيد. اما واقعيت امر اين است كه سرمايه‌داري از همان ابتداي پيدايش داراي يك هدف اصلي به نام (سودسازي) بوده است. براي چنين هدفي، توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذاري بيشتر و مجدداً توليد بيشتر مد نظر است. به عبارت ديگر در يك چرخه، هدف فروش كالاهاي بيشتر و در نتيجه سود بيشتر است.
ابتدا فكر مي كردند كه طبقات بالا و اشراف خريداران اصلي كالاهاي سرمايه داري بايد باشند. اما به تدريج متوجه شدند كه سرمايه داري با توليد انبوه نياز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كميت كافي برخوردار نبودند، پس بنابراين نياز به مصرف كنندگان انبوه به زودي نمايان شد.
در توليدهاي اوليه، نخست رفع نيازهاي بيولوژيك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نيازهاي بيولوژيك انسان محدود است، لذا بايد نيازهاي غيربيولوژيك در جوامع براي مصرف كالاها بوجود آيد. نياز غيربيولوژيك هم در جايي محدود مي شد. اما توليد كنندگان مي بايستي خصلت توليد انبوه خود را بعنوان يكي از اهداف، از دست نمي دادند. به همين منظور بود كه در جوامع سرمايه داري نيازهاي كاذب بوجود آمد تا كالاهاي انبوه سريعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پايه كالاهاي بي‌دوام امكان پذير بود.
در غرب، گسترش زندگي شهري و شهرنشيني با جنبه هاي رواني و اجتماعي خاص خود زمينه را براي مصرف گرايي به عنوان سبكي خاص از زندگي بوجود آمد. نخست در ابتداي قرن بيستم، اين سبك خاص با الگوهاي فرهنگي جديد در ميان افراد طبقه بالا و متوسط شهري رواج پيدا كرد. در شهرها فروشگاههاي بزرگ تأسيس شدند و فرهنگ مصرف گرايي را القاء كردند. در اين فرهنگ ويژه يك شعار اصلي رواج پيدا كرد و آن اينكه تا مي‌تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن. بر پايه همين شعار بود كه رقابت در خريد و مصرف به عنصر اصلي اين فرهنگ تبديل شد. افراد در خريد بيشتر و مصرف بيشتر از يكديگر سبقت مي گرفتند و تقريباً مصرف گرايي به نوعي وجهه اجتماعي تبديل گرديد.

الگوهاي مصرف‌گرايي نوين
توسعه انواع فروشگاههاي بزرگ (مواد غذايي، اسباب منزل، پوشاك، وسايل الكتريكي و...) در زير يك سقف، مردم را به مصرف گرايي انبوه عادت داد. افراد در محيطي قرار مي گرفتند كه كالاهاي متنوع را در يك جا جلوي چشمان خود مي‌ديدند. هم زمان، مدگرايي بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها براي دوره هاي معيني (يا محدودي) تبليغ و استفاده مي شدند. مردم به اين سمت هدايت مي شدند كه كالاها را در زمان محدودي استفاده كنند.
مصرف گرايي مي بايستي سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرايي بايد مهيا مي شد. در اين جوامع وسايل ارتباط جمعي به مهمترين ابزار مدگرايي و تبليغ براي كالاها تبديل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرايي در جوامع رواج پيدا كرد: نخست حراج هاي پي در پي كالاها و ديگري اشاعه كارتهاي اعتباري. در كشورهاي توسعه يافته، در طول يك سال به بهانه هاي متعدد حراج كالاها وجود دارد. در حراج كالاها، از يك روان شناسي استفاده مي شود و آن ايجاد احساس نياز كاذب است. مشتري جنسي را كه در حراج مي بيند، فكر مي كند كه نياز دارد، در حالي كه اگر حراج نبود چنين احساسي به او دست نمي داد. از سوي ديگر، فرد در بازار بايد احساس كند كه همه وقت، پول براي خريد دارد. در اينجا مسئله از طريق مكانيزم كارت هاي اعتباري حل مي شود. به عبارت ديگر هرگاه احساس نياز كردي، حتي اگر پول نقد هم نداشته باشي، با داشتن كارت اعتباري، در واقع پول به همراه خود داري. بنابراين نياز هست (اما از نوع كاذب) توانايي خريد هم هست (به شكل مصنوعي).
در جوامع توسعه يافته، همه كالاهاي خريداري شده مصرف نمي شوند زيرا نياز واقعي نبوده اند. در نتيجه سه راه براي كالاها باقي مي ماند: نخست فروش مجدد آنها با قيمت بسيار ارزان، دوم به دو ريختن آنها، و سوم بخشيدن آنها با افراد يا مؤسسه‌هاي خيريه. افراد نمي توانند اينگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زيرا تحرك جغرافيايي افراد بسيار بالاست. بنابراين، مجدداً خريد و در چرخه باطل در غلطيدن است.
مي دانيم كه سرمايه داري به عنوان يك بسته با محتواي حداقل، اقتصادي، فرهنگي، تكنولوژيكي، اجتماعي و رواني در يك فرايند تاريخي وارد كشورهاي به اصطلاح غير سرمايه داري شده است. هدف سرمايه داري در اين كشورها نيز همان سودسازي مضاعف است. براي رسيدن به اين منظور نيز بايد فرهنگ مصرف گرايي را در اين كشورها رواج دهد. براي رواج مصرف گرايي در اين كشورها، سرمايه داري چند نوع عامل دارد. عوامل در زمينه هاي مختلفي فعاليت مي كنند. مهمترين عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبليغات، 4- دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي 5- توليد كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسياري از افراد و ديگر مؤسسات.
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:
1- الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند.
2- وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عومل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.
3- افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالائي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.
4- به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود.
معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.

مصرف‌گرايي در بين اقشار مختلف
معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پايه سه معيار ثروت، قدرت و وجهه (پرستيژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پايين تقسيم مي كنند. اين سه معيار، الگوهاي متفاوتي از مصرف گرايي را براي سه طبقه به بار مي آورند. هر سه طبقه، مصرف گرايي بي رويه دارند اما به شكل هاي متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طريق مصرف كالاهاي لوكس به دنبال پرستيژ بالا هستند. اينان خدماتي را كه فكر مي‌كنند قدرت و وجهه اجتماعي برايشان به ارمغان مي‌آورند را هم به مقدار زيادي مصرف مي‌كنند. طبقات اجتماعي بالا با پرستيژ و قدرت بالا، سعي مي‌كنند با مصرف‌گرايي مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرايي مفرط در واقع يك وسيله خود نشان دادن مي شود و اعضاي يك طبقه در مصرف گرايي مفرط با يكديگر رقابت شديد دارند. اين رقابت از نوع رقابتهاي كاذب است.
اعضاي طبقه متوسط، هميشه سعي مي‌كنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبينند. اينان با درآمد كمتر به رقابت با طبقه بالا مي پردازند. بازار براي تشفي كردن آنها، اجناس ظاهراً لوكس، ارزان به وفور در اختيار آنها قرار مي‌دهد. پس از خريد چنين كالاهايي است كه از لحاظ رواني يك رضايت مندي كاذب به آنها دست مي دهد. اعضاي اين طبقه اجتماعي به لحاظ كمي بيشترين مصرف را در جامعه دارند. همچنين بازار به خريد آنها وابسته است زيرا تعداد افراد اين طبقه در جوامع بيش از اعضاي طبقات ديگر است و لذا حجم خريد بالايي دارند.
اعضاي طبقه پايين با درآمدكم، با توجه به مصرف‌گرايي ديگر طبقات و با توجه به وفور كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهر وسيله، سهمي از كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهروسيله، سهمي از كالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از كمبودها و عدم امنيت اقتصادي براي خانواده او را به خريدي بي رويه و انبارگونه وامي دارد. خريد اعضاي اين طبقه عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به اين طبقه انتقال مي دهد. در واقع الگوي مصرف گرايي طبقات پايين، يك نوع سودسازي سرمايه دار از سرمايه بالقوه تلف شده است زيرا اگر طبقه پايين نبود، سرمايه دار مجبور به از دست دادن مازاد كالاهاي مصرفي طبقات متوسط بود. چنين است كه اعضاي طبقه پايين به مصرف گرايي انبوه عادت مي‌كنند. اين عادت براي او دروني شده و بخشي از فرهنگ او را تشكيل مي‌دهد.

لزوم برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين
برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين بايد در چند بعد صورت گيرد:
نخست، مصرف گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.
دوم، مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش هاي غيررسمي از طريق رسانه هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.
سوم توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نبايد گذاشت هر كالائي در جامعه توليد گردد.
چهارم، نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد بايد روا گردد
پنجم، عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت دسترسي نسبتاً مشابه اي به آنها داشته باشند.
ششم، تبليغات بايد به گونه اي باشند كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازند.
هفتم، مطالعات علمي ملي و منطقه اي پيرامون مصرف گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و نظرسنجي از مردم شود.
هشتم، فرهنگ مصرف جمعي در زمينه هاي مختلف بجاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود.
نهم، فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور ابزار جمع آوري مازادها در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.
دهم، بازيافت بعنوان يك ارزش تلقي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

نتيجه گيري
مصرف‌گرايي بعنوان يك فرآيند اجتماعي اصلي در قرن بيستم در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان يك الگوي نشان دادن هويت بالا بكار مي برند. طبقه متوسط براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده مي كنند. طبقه پايين بدون توجه به مسأله نيازهاي واقعي و غيرواقعي خود در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هرچه بيشتر مي‌گذرد، بيشتر در اين دام فرو مي رود.
اگر دولتمردان با همكاري علماي اجتماعي چاره اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است كه اعمال آموزشهاي جديد در اين زمينه مي تواند راه ساز باشد. دوم در زمينه كنترل هاي اقتصادي است بويژه براي بخش توليدي كه بايد كنترل هاي شديدي اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:
1- برنامه ريزي در نهادهاي آموزشي 2- برنامه ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد 3- برنامه ريزي در كنترل بازار و قيمت ها. بدون شك نفوذ از خارج كار برنامه ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبرو مي كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل هاي منطقي توليدي و توزيعي مي تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

نويسنده: عبدالعلي لهسائي زاده

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803161436 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 1:05 AM نظرات 0 | لينک مطلب
.

سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.

سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.
در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.
تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

كيفيت فداي كميت
امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»
وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»
«اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»
اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»
«ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.
وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»

هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان
به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!
امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!
«رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»
اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»
وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»
يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.
وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»

زيرشاخه هاي مصرف زدگي
از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.
حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.
در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.
وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»
وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»

صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي
انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.
محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»

تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران
فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8804141070 
 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 1:03 AM نظرات 0 | لينک مطلب

 خبرگزاري فارس: مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل،فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد.

«اصلاح الگوي مصرف» شعاري است كه در طليعة سال 1388 از جانب مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال انتخاب گرديده است. انتخاب اين شعار حكايت از آن دارد كه به دلايل بسياري ريشه بسياري از مصيبت‌هاي كشور در حال حاضر در مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر اقشاري از جامعه به‌ويژه مديران و متمكنين و ثروتمدان جامعه است.
مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل عملي است شيطاني و اعتقاد اسلامي ملت و فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد. چرا كه مصرف‌گرايي با خود فرهنگي را حمل مي‌كند كه اين فرهنگ ضد عزت و شرافت و مقاومت و كرامت انساني است. مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر انسان را زبون و پست مي‌كند.
غربي‌ها و در رأس آن آمريكا از روحيه رفاه‌طلبي و اشرافيت كه در ايران در حال نضج گرفتن است عميقاً شادمانند، چون بر ملتي كه روحيه مصرف‌گرايي دارد به آساني مي‌توان تسلط يافت. تحريم‌ها ملت‌هاي مصرف‌گرا را مي‌ترساند نه ملت‌هايي را كه داراي انضباط مالي و اقتصادي هستند و قناعت را نه به عنوان يك شعار اخلاقي بلكه به عنوان يك شعار انقلابي سرلوحه رفتار خويش قرارداده‌اند.
طرح «اصلاح الگوي مصرف» بسيار هوشمندانه انتخاب شده است و اميد است تمام دستگاه‌هاي فكري و اجرايي كشور و نخبگان و همه مردم هم در تعيين راهكارها و هم در ايجاد فرهنگ قناعت بكوشند. در ميان دستگاه‌هاي فرهنگي، صدا و سيما به دليل مخاطب چند ميليوني خود مي‌تواند با روش‌هاي علمي افكار عمومي را از طريق قالب‌هاي گوناگون هنري و ساختاري خويش تحت تعليم جدي قرار دهد. برنامه‌هايي نظير برنامه خانواده كه مخاطب آن خانم‌هاي كشور هستند از طريق آموزش اقتصاد خانواده كه غالباً‌ در اختيار زنان كشور است مي‌تواند نقشي مهم ايفا نمايد. برنامه‌هاي كودك مي‌تواند از طريق كودكان، بزرگسالان را تحت فشار و كنترل قرار دهد كه همه چيز به اندازه مصرف شود. شعار اصلاح الگوي مصرف نه معناي رياضت دارد و نه گدا صفتي، بلكه به معناي مصرف بجا و عاقلانه است.
به طور قطع همان طور كه در مقاله حاضر هم ملاحظه خواهيد كرد ريشه اسراف و روح فرهنگ اسراف را ابتدا در رفتار زمامداران و مديران كشور بايد اصلاح كرد چنانچه مسئولين از انضباط اقتصادي و مالي برخوردار نشوند، صدها برنامه صداو سيما آب در هاون كوبيدن است. مقاله حاضر برمبناي آثار مقام معظم رهبري در بيست سال گذشته و كليه آثار بزرگاني همچون امام، علامه طباطبايي، استاد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلاش كرده تا اندازه‌اي اهميت «اصلاح الگوي مصرف» را به عنوان يك فريضه ديني و انقلابي توضيح دهد.

پيام نوروزي مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي) در سال 1388
ما در زمينه‏ى مصرف، در زمينه‏ى هزينه كردن منابع مالى كشور كه به وسيله‏ى خود ما و به وسيله‏ى همه‏ى برادران هم‏ميهن ما و به وسيله‏ى مسئولين كشور با زحمت زياد به وجود مى‏آيد، دچار نوعى بى‏توجهى هستيم، كه بايستى اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولخرجى و ولنگارى در مصرف هستيم؛ بسيارى از منابع كشور، شايد بشود گفت بخش مهمى از منابع كشور در همه‏ى زمينه‏ها- چه در زمينه‏ى مسائل شخصى، و چه تا حدودى در زمينه‏هاى عمومى- صرف اسراف‌ها و زياده‏روى‏هاى ما در مصرف مي‌شود. ما بايستى مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همه‏ى عقلاى عالم، چيزى است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوى‏ و هوس، با خواهش دل و آنچه كه نفس انسان از انسان مطالبه مي‌كند، نمي‌شود مصرف را مديريت كرد. كار به جائى مي‌رسد كه منابع كشور به هدر مي‌رود، شكاف بين فقرا و اغنياء زياد مي‌شود، عده‏اى در حسرت اوّليات زندگى مي‌مانند و عده‏اى با ولخرجى و ولنگارى در مصرف، منابع را هرز و به هدر ميدهند.ما بايستى الگوى مصرف را اصلاح كنيم. ما بايستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حركت كنيم. مسئولين كشور در درجه‏ى اول- چه قوه‏ى مقننه، چه قوه‏ى مجريه، و چه ساير مسئولين كشور؛ قوه‏ى قضائيه و غير آنها- و اشخاص و شخصيت‌ها در رتبه‏هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستى به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوى مصرف را اصلاح كنند. اينجور مصرف كردن در همه‏ى زمينه‏ها- در امور ضرورى زندگى، در زيادى‏هاى زندگى- مصرف كردن بى‏رويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولين درخواست مي‌كنم، خواهش مي‌كنم كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند، افزايش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامه‏ريزى كنند. لذا من اين سال را، سال «حركت مردم و مسئولين به سوى اصلاح الگوى مصرف» ميدانم و اميدوارم كه اين عنوان- كه «اصلاح الگوى مصرف» است- براى همه‏ى ما دستورالعمل باشد و همه‏ى ما بتوانيم برطبق اين شعار مهم و حياتى و اساسى براى كشور عمل كنيم و از منابع كشورمان به بهترين وجهى استفاده نمائيم.

الف) مفاهيم

1. مفهوم تبذير
تضيع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دورريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجمل‌‌هاي فاسد كننده در زبان اسلام به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده است.(مجموعه آثار، ج2، ص 245)
علامه طباطبايي در الميزان جلد13، صفحه 111 از قول صاحب مجمع‌البيان آورده: «تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است و در واقع از بذرافشاني گرفته شده است، منتهي فرقي كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنها به منظور افساد و به همين جهت در هر جا كه به منظور اصلاح باشد «تبذير» گفته نمي‌شود، هرچند كه زياد باشد.»

2. مفهوم شكر نعمت
شكر نعمت يعنى چه؟ معناى شكر نعمت اين است كه شما آن نعمتى را كه خدا داده، اول بشناسيد؛ بعد آن را در جاى شايسته‌ى خود- كه خدا برحسب حكمت خود معين كرده- مصرف كنيد. (27/6/1370)

شكر همان مفهوم الگوي صحيح مصرف
خداى متعال نعمت‌هايي به ملت و كشور ما بخشيده است. كسى كه بايد اين نعمت را در جاى خود مصرف كند- كه معناى شكر نعمت هم اين است- كيست؟ مديران و برنامه‌ريزان- از بالا تا پايين- هستند. (12/2/1380)

3. مفهوم قناعت

مفهوم قناعت
منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‌مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد؛ زياده‌روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‌كنند.(4/1/1372)

4. مفهوم صرفه‌جويي
صرفه‌جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‌گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‌روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه‌ى اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه‌ى تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‌جويى صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‌گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‌روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‌اى بخواهد قناعت و صرفه‌جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجه باشد كه در شكل كلى به عدالت اجتماعى و مسأله‌ى عدالت پرداخته شود.(1/1/1376)

5. الگوي مصرف يعني انضباط اقتصادي و مالي
انضباط اقتصادى و مالى يعنى مقابله با ريخت و پاش، زياده روى و اسراف. ريخت و پاش مالى و زياده روى در خرج كردن و زياده روى در مصرف، به هيچ وجه صفت خوبى نيست. نه اسمش جود و سخاست و نه كرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بى‌انضباطى اقتصادى و مالى» است. كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند؛ زيادى خرج مى‌كنند و زيادى براى خودشان مصرف مى‌كنند و رعايت موجودى جامعه را از لحاظ امكانات اقتصادى نمى‌كنند، انسانهايى هستند كه از نظر من بى‌انضباط از لحاظ امكانات اقتصادى و مالى هستند. اگر چنين وضعيتى ادامه پيدا كند، اين ملت كارش مشكل خواهد شد. به كسانى كه بى‌خود خرج مى‌كنند، اگر بگوييم شما چرا اين قدر خرج كرديد و چرا اين ميهمانى بى‌خود و بى‌جهت را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مى‌گويند داريم و مى‌كنيم! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مى‌توانم خرج كنم؟ نه؛ اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كننده‌اى نيست. بايد به قدر نياز و حاجت، خرج و مصرف كرد. بخصوص كسانى كه اموال عمومى را مصرف مى‌كنند. آنها هم مانند كسانى كه اموال خودشان را بى‌حساب و كتاب خرج مى‌كنند، مخاطب اين مطلبند و نبايد زيادى مصرف كنند.بعضى افراد، پولدارند و درآمدى ان‌شاءالله از راه حلال دارند - آنها كه از راه حرام كسب درآمد كنند كه وضعشان بدتر است - اينها هم اگر در خرج كردن و وضع زندگى و تجملات بيهوده و بى‌جا و اعيان منشى، ريخت و پاش و اسراف كنند، بى‌انضباطى مالى و اقتصادى انجام داده‌اند. اين كارها اسمش ريخت‌وپاش است و ريخت‌وپاش امرى نكوهيده و ناپسند است. اين كارها زندگى ديگران را از لحاظ روانى مختل مى‌كند. شما مثلا مبالغ زيادى مواد خوراكى در فلان مهمانى معمولى مصرف مى‌كنيد؛ در حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور، كسانى به اين مواد غذايى براى ادامه‌ى زندگى خود و فرزندان و عزيزانشان نياز مبرم دارند. آيا اين كار در چنين شرايط كار درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى كه از راه حلال هم به دست آمده باشد، ريخت‌وپاش غلط و خلاف انضباط است. كسانى كه اموال دولتى را مصرف مى‌كنند، ديگر بيشتر. من از مسؤولين امور مى‌خواهم جدا در زمينه‌ى مصرف اموال عمومى، در جاهايى كه اولويت ندارد - ولو ممكن است مورد نياز هم باشد، اما نياز درجه‌ى يك نيست - خوددارى كنند. آن جايى كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بى‌اولويت، خوددارى كنيد. آن جايى كه نياز نيست و حاجت نيست، حتما مصرف نشود. آن جايى كه حاجت هست، اما حاجت بالاترى نيز هست آن‌جا هم مصرف نشود و اين امكان مالى در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد.( 1/1/1374)

6. تجمل‌گرايي نقطه مقابل سازندگي
زهد، يعنى بى‌اعتنايى به دنيا. بى‌اعتنايى به دنيا به معنى بى‌اعتنايى به تلاش دنيا نيست. چه كسى از اميرالمؤمنين عليه‌السلام در دنيا پر تلاش‌تر بود؟ چه كسى بيشتر از اميرالمؤمنين عليه‌السلام، از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همه‌ى نيروهاى خود براى ساختن يك دنياى خوب استفاده كرده است؟ اشتباه نكنيم! بى‌رغبتى به دنيا، به معناى پشت كردن به تلاش، سازندگى، مبارزه و ساختن جهان به شكل مطلوب نيست. آن زحمتها را بايد كشيد. كسى كه بى‌رغبت به دنياست، زاهد است؛ يعنى همه‌ى آن زحمتها را مى‌كشد، مجاهده مى‌كند، مبارزه مى‌كند، خود را در ميدانهاى مبارزه حتى به خطر هم مى‌اندازد، تا پاى جان هم پيش مى‌رود، بازوى او، پاى او، مغز او، جسم او، روح او و دارايى او هم - اگر دارد - در راه ساختن دنياى خوب مصرف مى‌شود؛ منتها وقتى نوبت برداشت شخصى از خزانه‌ى دنيا مى‌رسد، كم برمى‌دارد. اين، معناى زهد است. پاى شخص او وقتى به ميان آمد و زندگى شخصى او وقتى مطرح شد، حظ خود را از لذايذ مادى كم مى‌كند. اين هم كه كم مى‌كند نه از اين بابت كه مى‌خواهد غرايز مادى را سركوب كند؛ نه. در همان حدى كه طبيعت انسان است، به‌طور معمول لذات و زيباييهاى زندگى را هم مورد استفاده قرار مى‌دهد؛ اما نه با ولع و نه مثل يك انسان حريص. از باب مثال، دو نفر بر سر سفره‌اى مى‌نشينند. يكى مى‌خواهد خود را سير كند و بلند شود. لذا هر چه دم دستش باشد مى‌خورد. نان بود يا خورش، فرقى نمى‌كند. مقصود اين است كه سد جوع كند؛ چون سد جوع لازم است. اما هدف نفر دوم، سد جوع نيست. نه اين‌كه نمى‌خواهد سد جوع كند. مى‌خواهد سد جوع كند؛ اما خواهان تنوع و تلذذ هم هست. دست مى‌اندازد به آن طرف سفره، دست مى‌اندازد جلو ديگران و ظروف غذا را جلو خودش مى‌كشد تا از همه نوع غذا به بهترين كيفيت و بيشتر از همه، استفاده كند. اين، همان است كه مذموم است. و اما، برداشت كم از دنيا و در مقابل، تلاش زياد، نقطه‌ مهم در زندگى اميرالمؤمنين عليه‌السلام است. خود او زاهد بود. به ديگران زهد را مى‌آموخت و امر مى‌كرد و خود از همه زاهدتر بود.(17/10/1371)

7. رفاه مستلزم اسراف نيست
رفاه مادى، به معناى ترويج روحيه‌ى مصرف‌گرايى نيست - كه خود، يكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است - بلكه بدين معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعى، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاى ذاتى نيروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد. (23/4/1368)

8. مصرف به اندازه
من بخصوص توصيه مى‌كنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده و به ويژه در مراسمى كه معمولا در آنها دچار اسراف مى‌شوند، خوددارى كنند. مصرف بى‌رويه و زياد، قاعدتا از سوى قشرهاى مرفه انجام مى‌گيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى يك قشر انجام مى‌گيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم زيان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كرده‌ام، باز هم مى‌گويم و خواهش مى‌كنم كه مصرف‌گرايى را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است. امروز بسيارى از قشرهاى مردم و خانواده‌ها دچار مشكل و زحمتند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازى كشور، خودش را به‌طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه عبارت است از اين‌كه انسان خودش را هر چه مى‌تواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.(1/1/1371)

9. نقد مفهوم توسعه
اگر كسي، توسعه مطلوب را به رفاه‌طلبي و اسراف و اتراف تفسير كند، سرمايه‌داري غرب را اسوة توسعه اقتصادي قرار مي‌دهد، حال آن كه اين تفسير، باطل و ناصواب است و آنچه كه اسوه و الگوست، نظام عقلاني است كه اسلام آن را ترويج كرده است كه انسان در توليد بر محور عقل فعاليت كند و در محور مصرف نيز بر محور عقل مصرف كند.(انتظار بشر از دين، ص221)

ب) فضيلت قناعت و رذيلت اسراف

1. قناعت فضيلتي مهم
يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‌ها دچار مصيبت هستيم، به‌خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‌ى مهم اسلامى را فراموش كرده‌ايم.(11/09/1383)

2. فرهنگ انقلاب اسلامي فرهنگ قناعت
در دوران اول انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهى، تغييرات اساسى در خلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بين مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكارى زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد -فرهنگ اينهاست؛ فرهنگ اسلامى اينهاست.(21/05/1371)

3. قناعت سرافرازانه
بنده ملت ايران را به «رياضت» دعوت نمى‌كنم. بحمدالله ما احتياجى به اين نداريم كه ملت خودمان را به رياضت، دعوت كنيم. فضاى غم‌آلود رياضت، از زندگى اين مردم دور باد! من مردم را به «قناعت» دعوت مى‌كنم؛ قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندى كه مى‌داند آينده‌ى خود را با قناعت تأمين مى‌كند و زندگى و روال اقتصادى كشور را تسهيل و به مسؤولين كمك مى‌كند كه بتوانند تدابير صحيح را در كار اداره‌ى مملكت اعمال كنند.(1/01/1377)

4. قناعت فريضه اجتماعي
اگر واقعا وضع اقتصادى ملتى آشفته است، بايد چه كار كند؟ بايستى به خودش سختى بدهد. آنها براى اين‌كه مبادا تبليغاتشان موجب شود كسانى به فكر بيفتند كه به خودشان سختى دهند و اگر مشكلى هم در كار اقتصادى هست، از بين برود، تبليغات مى‌كنند كه «در ايران، فلان كسان مى‌خواهند مردم را به رياضت اقتصادى دعوت كنند!» به قول معروف، پيش مى‌افتند كه پس نيفتند! يعنى حرفى مى‌زنند كه كسى در اين مملكت جرأت نداشته باشد مردم را به قناعت دعوت كند كه مبادا بگويند «رياضت اقتصادى»!(1/1/1377)

5. اسراف لجنزار است
اسراف، يك لجنزار است. ريخت‌وپاش مالى، يك وسوسه‌ى شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، على‌رغم سنگ‌اندازيهاى دشمنان، مثل يك موجود فعال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفته‌ايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروت در اين كشور استفاده كنيد، آن‌جا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مى‌زند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اينها نبايد باشد.(3/1/1374)

6. مسرفين، برادران شيطانند
جملة «ان المبذرين كانوا اخوان الشيطان» تعليلي است بر نهي از تبذير، و معنايش اين است كه اسراف مكن زيرا كه اگر اسراف كني از مبذرين- كه برادران شيطانند- خواهي شد. و گويا وجه برادري مبذرين و اسراف كنندگان با شيطان‌ها اين باشد كه اسراف‌كاران و شيطان از نظر سنخيت و ملازمت مانند دو برادر مهربان هستند كه هميشه باهمند، و ريشه و اصلشان هم يك پدر و مادر است همچنان كه آية شريفة «و قيصنا لهم قرناء»، و آية «احضروا الذين ظلموا و ازواجهم» (كه مقصود از ازواج در اينجا همان قرناء در آيه قبلي است) و آية «و اخوانهم يمدونهم في الغي ثم لايقصرون» همين معنا را مي‌رساند. و از همينجا معلوم مي‌شود كه تفسير آن مفسر كه آيه را به قرين و دوستان شيطان‌ها، تفسير كرده بهتر است از تفسيري كه ديگري به معناي اتباع و پيروان شيطان گرفته است.
و مراد از كلمة شيطان در جملة «و كان الشيطان لربه كفوراً» همان ابليس است كه پدر شيطان‌ها است، و شيطان‌ها ذريه و قوم و قبيلة او هستند، بنابراين، لام «شيطان» لام عهد ذهني است و همچنين مي‌شود لام را لام جنس بگيريم كه مراد از شيطان، جنس شيطان باشد و به هر حال كفر ورزيدن شيطان نسبت به پرودگار خود از اين جهت است كه او نعمت‌هاي خدا را كفران نموده و آنچه از قوه و قدرت و ابزار بندگي از جانب خدا به او داده شده، همه را در راه اغواء و فريب بندگان خدا و وادار كردن آنان به نافرماني و دعوتشان به خطاكاري و كفران نعمت مصرف مي‌كند.
و از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه چرا اول شيطان را به صيغه جمع (شياطين) و بعداً به صيغه مفرد (شيطان) آورد، آية كريمه ابتدا خواسته بفهماند كه هر اسراف كننده‌اي برادر شيطان خويش است، پس همة اسراف‌كاران برادران شيطانهايند.(الميزان، ج13، ص112)

7. اسراف بيماري اجتماعي
اسراف يك بيماري اجتماعي است.(18/8/1385)



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 12:59 AM نظرات 0 | لينک مطلب


 خبرگزاري فارس:در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي خواند. در عصر كلونينگ و انسان هاي شبيه سازي شده، رويداد «همه مانكني» بدلي از شبيه سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.


آغاز كاپيتاليسم
اتشار كتاب «بررسي درباره ماهيت و علل ثروت ملل» در سال 1776 ميلادي توسط آدام اسميت، آغازي بر پيدايش اقتصاد كاپيتاليستي در جهان بود. «ثروت ملل» اسميت تلاش جامعي در تحليل كاركرد يك اقتصاد سرمايه¬داري و نمادي از برخورد با پرسش¬هاي مربوط به ارزش و توزيع بود و در واقع يك مكتب متمايز اقتصاد سياسي كلاسيك را پايه¬گذاري نمود. آدام اسميت در اين كتاب، مرزهاي اقتصاد را آن قدر گسترش داد تا حوزه¬هاي ديگر مانند علوم سياسي و حتي انسان¬شناسي را نيز در بر گرفت.
اسميت اگرچه يك بدگماني عميق درباره رفتار بازرگانان و قانونگذاران داشت و وظيفه دولت را تامين آن دسته از خدمات اجتماعي مي-دانست كه بخش خصوصي قادر يا مايل به انجام آن نيست اما او يك مدافع اقتصاد آزاد، تجارت آزاد و تحرك آزاد نيروي انساني و كالاها – نظريه مزيت نسبي و آزادي عملكرد بازار- بود.

انقلاب صنعتي، كاپيتاليسم و ظهور امپرياليسم
انديشه اقتصادي اسميت همزمان با وقوع انقلاب صنعتي در نيم قرن پس از 1780 ميلادي به شدت مورد توجه قرار گرفت و به زودي تجارت آزاد و انقلاب صنعتي به دو ركن اساسي دنياي جديد مبدل شد. اولين كشوري كه شديدا تحت تاثير انقلاب صنعتي قرار گرفت انگلستان بود و به همين دليل انگلستان كه در نيمه اول قرن نوزدهم بدل به «كارگاه تمام جهان» شده بود، اولين دولتي بود كه با نسخ «قوانين غله» در 1846 ميلادي موجد جنبشي از براي تجارت آزاد گرديد. فرانسه نيز در 1860 ميلادي سياست تجارت آزاد را اتخاد نمود و ساير دول اروپايي نيز به زودي از اين رويه پيروي كردند.
گسترش انقلاب صنعتي و تجارت آزاد به اقصي نقاط اروپا، آمريكا و ژاپن كه به تازگي به خيل دول صنعتي پيوسته بود نياز روزافزون به بازار جهاني، مواد خام ارزان و فراوان و سرمايه گذاري بين المللي را موجب شد. چنين بود كه امپريالسيم اروپايي (من جمله امپرياليسم ايالات متحده و ژاپن) اولين مرحله از اشاعه يك تمدن صنعتي و علمي بود كه از حوزه داخلي اروپا سرچشمه گرفت.
تقسيم بخش اعظم كره زمين ميان دول صنعتي در حدود 20 سال، از حدود سال¬هاي 1880 تا 1900 ميلادي و استعمار و چپاول منابع آسيا و آفريقا در طي اين سالها و دهه هاي بعد نتيجه بلافصل انقلاب صنعتي، تجارت بين¬المللي و امپرياليسم اقتصادي بود. در واقع ولع پيش ار حد دول مدرن در بلعيدن نقاط جهان بود كه منجر به بروز جنگ¬هاي جهاني اول و دوم گشت.

طغيان آسيايي و افول امپرياليسم كلاسيك
رنجش ملل جهان از امپرياليسم و استعمار دول صنعتي بود كه طغيان ملل آسيايي را در دهه¬هاي بعد از 1900 ميلادي سبب شد. انقلاب مشروطه در 1906 ميلادي به رهبري روحانيت و روشنفكران در ايران، نهضت جوانان ترك در 1908 ميلادي به رهبري كمال آتاتورك در تركيه، انقلاب چين پس از 1911 ميلادي به رهبري سون يات سن در چين و نهضت ملي هند پس از 1919 ميلادي به رهبري ماهاتما گاندي و جواهر نعل نهرو در هندوستان و ... در پس اين طغيان بود.
وقوع جنگ جهاني اول در 1914 ميلادي و در پي آن كساد عظيم اقتصاد آمريكا و جهان در 1929 ميلادي و نهايتا جنگ جهاني دوم در 1939 شايد فرصتي بود تا برخي ديگر از ملل ستم ديده جهان از زنجير استعمار، خود را برهانند.
با گسترش آگاهي جمعي در ميان ملل جهان و ضعف كوتاه مدت دول استعماري پس از وقوع دو جنگ جهاني، امپرياليسم كلاسيك كه در قالب تصرف سرزميني و چپاول مستقيم منابع و ثروت ملل نمود مي يافت، دچار افول گشت و ملل زيادي علم استقلال برداشتند و خود را از يوق استعمار خارج ساختند.

توسعه اقتصادي، چرخه سرمايه داري و مصرف انبوه
در دهه¬هاي پس از جنگ دوم و هم¬زمان با رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي، كشورهاي ديگر نيز با اتخاد سياست¬هاي اقتصادي و كم كردن دخالت كشورهاي صنعتي به تدريج اقتصاد خود را شكوفا و در مواردي خود را به عنوان رقيب دول صنعتي مطرح ساختند. ظهور قطب¬هاي صنعتي در آسياي جنوب شرقي، چين و آمريكاي جنوبي در كنار تلاش ساير ملل در جهت رشد و توسعه اقتصادي، توليد و عرضه محصولات صنعتي را در مقياس انبوه در جهان به دنبال داشت. با شتاب گرفتن توليد با روش¬هاي نوين صنعتي و عرضه انبوه، چرخه سرمايه¬داري با مسئله جديدي به نام نياز به مصرف انبوه مواجه گشت.

ظهور امپرياليسم فرهنگي
مسئله نياز به مصرف انبوه در چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه در عصر جهاني شدن اقتصاد و افول امپرياليسم كلاسيك، پاسخي به صورت ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگي به عنوان بديل اقتصاد سياسي و امپرياليسم فرهنگي به عنوان جايگزين امپرياليسم كلاسيك يافت.
از يك¬سو در دنياي جديد با طرح آرمان¬شهر بيكني و تولد انسان مدرن خودبنياد كه خويشتن خود را جدا از آموزه¬هاي اجتماعي دين و اخلاق مي¬ديد، كسب رفاه و لذت جسماني در مركز توجه قرار گرفته بود. اومانيسم دكارتي نيز كم¬كم معطوف به اومانيسم جسمي و جنسي گرديد. از سوي ديگر در دنياي استعمارزده ديروز، توسعه و ترويج مدرنيسم منجر به پرورش نسلي از انسان¬هاي برزخي گرديد كه علقه¬هاي سنتي خود را همراه آرزو و اميدهاي زميني به دوش مي¬كشيدند؛ انسان¬هايي كه در دل هواي شرقي و در سر آرزوي غربي داشتند.
امپرياليسم فرهنگي با انتشار اتمسفر جسماني به زودي بستر سرزميني خود را در درون انسان برزخي قرار داد و با تبليغ زندگي در آرمان¬شهر بيكني و اومانيسم جنسي چرخه ناقص سرمايه¬داري فزون خواه را تكميل نمود.

«سبك زندگي» به مثابه مكمل چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه
تعريف «سبك زندگي» در آرمان¬شهر جديد و دهكده جهاني ماحصل پشتكار سرمايه¬داري فزون خواه در فرايند امپرياليسم فرهنگي بود. زندگي در «شهر جديد»، «شهر مدرن» و «شهر بي خدا» سبكي متفاوت از گذشته مي¬طلبيد. انسان جديد، موجود لذت¬جويي بود كه خواست و نياز روزمره خود را طلب مي¬كرد و براي فرار از روزمرگي نياز به سبك¬هاي جديدتر زندگي داشت.
اين گونه بود كه چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه با شكل¬گيري «سبك زندگي» تكميل شد:
1. سرمايه
2. توليد
3. توزيع
4. سبك زندگي جديد
5. مصرف
6. بازگشت سرمايه + سود
7. بازگشت به مرحله 1
در چرخه سرمايه¬داري تكامل¬يافته، آنچه ناپيداست خالي شدن جيب مصرف¬كننده جهت هم¬گام شدن با «سبك زندگي» جديد است.

مانكن به عنوان نماد «سبك زندگي» جديد
با تبليغ سبك جديدتر، سبك جديد كهنه مي¬گردد و با ظهور سبك جديد جديد، سبك جديدتر «دمده» مي شود و ... حركت از سبك جديد به جديدتر و جديدتر به جديد جديد و ... نياز به يك محرك دارد و اين محرك همان مانكن است. «مانكن» همان «انسان كامل» در آرمان¬شهر بيكني است كه موظف است تا انسان جديد را در شهر جديد راهبر باشد. «مانكن» همان موجود بهشتي است كه انسان مدرن را به سوي خويش مي خواند؛ به سوي يك زندگي سرشار از لذت و رفاه در عصر جسم فربه شده و به سوي يك «بهشت زميني».
«مانكن» حاصل عمر «دكارت» بزرگ، پري شهر¬هاي «بيكن» و دست¬پرورده سرمايه¬داري تكامل¬يافته «اسميت» است.

وسوسه مانكن شدن
انسان مدرن در دهكده جهاني، در عصر ارتباطات و اطلاعات و در «دنياي قشنگ جديد» موجودي است دغدغه مند! و اين دغدغه چيزي نيست جز وسوسه مانكن شدن!
وسوسه مانكن شدن ما را به سوي خويش مي¬خواند! به سوي تبديل شدن به يك «سوپرانسان» نيچه¬اي، يك «سوپرمرد» يا يك «سوپرزن»، به سوي زندگي در يك بهشت زميني و فرو رفتن در يك زندگي سرشار از خوشي!
«سوپرانسان» در حالي كه تازه ترين لباس خود را پوشيده است در ميان دود و تابش نورهاي رنگارنگ رخ مي نمايد. دندان هاي سفيد و بلورين با اندامي متناسب در قواره¬اي نو تازه¬ترين سبك زندگي را به نمايش مي¬گذارد. در حالي كه صداي بم او در ميان هلهله جمعيت گم مي¬شود حركات او توسط آخرين تكنيك¬هاي تصويري بر روي نمايش¬گرهاي بزرگ در داخل و خارج سالن به تصوير كشيده مي¬شود. سرخوشي و سرمستي او روح تازه¬اي به هزاران جوان و نوجوان حاضر مي¬دهد تا دغدغه¬هاي اندوهناك زندگي به فراموشي سپرده شود. ده¬ها هزار جمعيت حاضر و ميليون¬ها تماشاچي تلويزيوني با چشم¬هاي هيجان¬زده محو حركات و جلوه¬گري اين موجود بهشتي هستند تا شايد در دنيايي كودكانه، خود را در شمايل او ببينند.
در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي¬خواند. در عصر كلونينگ و انسان¬هاي شبيه¬سازي شده، رويداد «همه¬مانكني» بدلي از شبيه¬سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.

نويسنده: سيد امير حسن دهقاني
منبع: هفته نامه پنجره


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 12:57 AM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس:آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.

آب از مهم ترين عناصر تشكيل دهنده زمين است. با آن كه هفتاد درصد سطح زمين را آب فراگرفته، با اين همه در طول تاريخ بشر مساله آب و مديريت آن مهم ترين دغدغه بشر بوده است؛ زيرا آب شيرين و بهداشتي و قابل مصرف دركشاورزي نسبت به حجم عظيم آب هاي شور بسيار اندك است. در بسياري از مناطق به سبب دور بودن از منابع آبي چون رودها و درياها و حضور وحشتناك بيابان و كوير، آب مشكل جدي بشر مي باشد و حتي جنگ هاي بسياري رخ داده و خون هاي بسياري براي آب و مهار و كنترل آن ريخته شده است.
برخي براين باورند كه جنگ آينده به ويژه درمناطق خاورميانه، جنگ آب است . درحال حاضربسياري از درگيرهاي قبيله اي و مرزي بين كشورها ارتباط با آب و تسلط بر منابع آن دارد. مديريت و تسلط بر آب به ويژه رودها و درياچه هاي مرزي مشكل بسياري از كشورهاي آفريقايي و آسيايي است.
اين مايه حيات كه بيش از هفتاد درصد از بدن انسان را شكل مي بخشد و همه چيزهاي زنده از آن پديد آمده و زندگي آن ها بدان وابسته است. مساله اي نيست كه قرآن از كنار آن به سادگي گذشته باشد. به ويژه كه مناطقي كه قرآن در آن نازل شده است مناطقي خشك و بياباني و يا نيمه بياباني است و مساله آب در آن ارتباط تنگاتنگي با معنا و مفهوم زندگي و حيات و حتي آباداني دارد. اگر در زبان عربي واژه آباداني از عمر گرفته شده و ارتباط معناداري ميان آباداني و عمر وجود دارد ولي در فرهنگ ايراني، آباداني و آب از خاستگاه مشتركي بهره مند هستند؛ زيرا در تفكر ايراني آب است كه تمدن ها و آبادي ها را پديد مي آورد و موجب شكوفايي فرهنگي و تمدني مي شود.
از اين نظر، آب تنها ماده آشاميدني نيست (بقره آيه 60 و اعراف آيه 160) بلكه آب از عناصر اصلي تمدني و شكوفايي فرهنگي و تمدني بشر است. هر آبادي زماني شكل مي گيرد كه آب به مقدار كافي فراهم باشد. در مناطق عربي، واژگاني چون آب و واحه نوعي همپوشاني را بيان مي كند. از اين رو همواره درخاورميانه بزرگ، آب به معنا و مفهوم تمدن بوده است. بزرگ ترين فرهنگ و تمدن ها دركنار رودها شكل گرفته است تمدن هايي چون تمدن هاي ميانرودان، سند ونيل از مهم ترين تمدن هايي است كه در كنار رودهاي بزرگ شكل گرفته و تحولات جهاني را در طول تاريخ بشريت رقم زده اند.
اهميت آب از نظر قرآن
آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: جعلنا من الماء كل شي حي؛ ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.
آب مايه آسماني است (ق آيه 9 و اعراف آيه 96) چنان كه مايه بركت نيز مي باشد (همان). البته و براي بركت يابي مي بايست انسان ايمان و تقوا را مراعات كند. به اين معنا كه همين آب كه ماده حيات بشريت و رشد و شكوفايي تمدني است و از آسمان پاك مي بارد براي اين كه مبارك باشد و بركت را براي بشريت پديد آورد مي بايست، آدمي را به سوي ايمان به خدا و تقوا بكشاند وگرنه همان باران و آب آسماني مايه هلاكت و نيستي مي شود و همانند سيل هاي عظيم همه چيز را مي شويد و مي برد و يا همانند بوران هاي سخت از ريشه مي خشكاند.
آب هم چنان كه مايه حيات و عنصر اصلي تمدني و شكوفايي آن است هم چنين مايه درمان و شفابخش بشر از بيماري نيز مي باشد (ص آيات 41 و 42 و مريم آيه 24) آب سرد و شيرين درمانگري بيش تري دارد و نوشيدن آن به عنوان مايه شفا درون و شستن به آن مايه شفاي بدن و پوست و گوشت آدمي است. (همان)
خداوند نه تنها آب را به عنوان يكي از آيات بزرگ خويش مي شناساند كه انسان با تفكر در آن مي تواند به آفريدگاري و پروردگاري خداوند برسد بلكه خداوند در آياتي بر انسان منت مي گذارد كه وي را با آب گوارا سيراب مي كند( مرسلات آيه 27)
هرچند كه مطلق آب به عنوان آيه اي درخور توجه مطرح مي شود و درآيه 12سوره فاطر توجه به منافع آب هاي تلخ و شيرين مورد تاكيد است ولي آب شيرين و خنك به عنوان مهم ترين عنصر مورد توجه است و شكر خاص مي طلبد (فاطر آيه 30 و مرسلات 27)
نقش آب درزندگي
خداوند درآيات چندي به نقش و كاركرد آب درزندگي بشر توجه مي دهد. درآيات 22و 164 سوره بقره و آيه 99 سوره انعام و آيه 57 سوره اعراف و ده ها آيه ديگر، آباداني را به عنوان مهم ترين نقش و كاركرد آب مطرح مي سازد.
اين مساله امري پيچيده و غير روشن نيست بلكه اگر به همه تمدن ها توجه شود به خوبي دانسته مي شود كه آب عامل اصلي گرد آمدن بشر در كنار آب هاي جاري و چشمه ها بوده و هست. آب، زمينه رشد وشكوفايي كشاورزي و دامداري مي شود و فراواني گياه و دام نيز موجب مي شود تا نخستين دغدغه و انگيزه حركتي بشر يعني تامين غذا براي بقا را نداشته باشد.
فراواني غذا و تامين و امنيت غذايي موجب افزايش توليد نسل مي شود و شمار مردمان در يك منطقه افزايش مي يابد و در نتيجه آن تبادل اطلاعات و تجربيات فزوني يافته و تمدن ها و فرهنگ هاي غني از تبادل اطلاعات و تجربيات و اختراعات و ابتكارات پديدار مي شود.
آيه 11 سوره انفال افزون بر آسايش كه در آيات پيش بيان شده به آرامش دهي آب توجه مي دهد. اين آرامش مي تواند هم به معناي آن باشد كه انسان ها با استفاده از آب به آرامش دست مي يابند؛ زيرا آب شفا و درمان گر است چنان كه بيان شد، هم چنين آب مي تواند موجبات دلگرمي بشر در برخي از موارد را فراهم آورد و آرامش از دست رفته را به وي بازگرداند.
اين آرامش كه در آيه 11 سوره انفال بيان شده است مرتبط به آرامشي است كه در صحنه هاي جنگي به سبب ريزش باران به دست مي آيد؛ زيرا در برخي از موارد، موقعيت نيروها به گونه اي است كه باران مي تواند موجبات تحكيم موقعيت شود و زمين هاي سست را پايدار و يا زمين ها را به شكلي در آورد كه دشمن درآن گير افتد.
به سخن ديگر كاركرد آرامشي كه قرآن براي آب بيان مي كند هم در موقعيت عادي است كه موجب آرامش روحي و رواني با استفاده از آب به دست مي آيد و حمام كردن و شست و شو تن بدان و يا نوشيدن آن موجب مي شود تا نوعي آرامش خاص در انسان پديد آيد و يا حتي بيماري هايي پوستي و تني از بدن وي برطرف و زايل شود و هم مي تواند در موقعيت هاي غيرعادي مانند جنگ موجبات آرامش ارتش اسلام را فراهم آورد كه در آيه مورد نظر مورد توجه و تاكيد بوده است.
خداوند به نقش بهداشتي آب نيز توجه دارد و از اين روست كه آياتي چون 222 سوره بقره و نيز 11 سوره انفال و 48 سوره فرقان و 42 سوره ص به نقش آب در بهداشت و نظافت اشاره مي كند و مردمان را با اين شيوه هم به اهميت و ارزش آب توجه مي دهد و هم مي كوشد تا ايشان را به استفاده از آب در بهداشت و نظافت تشويق و ترغيب نمايد. (نگاه كنيد هم چنين به بحارالانوار ج 80 ص 211)
به هر حال، قرآن آب را مايه طهارت ظاهري (انفال آيه 11 و فرقان آيه 48 و نسا آيه 43 و بقره آيه 222 و آيات ديگر) و طهارت معنوي و دوري مومنان از پليدي شيطان مي شمارد.(انفال آيه 11)
آب در كشاورزي و دامداري نيز نقش مهم و اساسي دارد؛زيرا بي آب هيچ گياهي پديدار نمي شود تا از حبوبات و سبزي براي خوردن استفاده كرد و يا به دام ها داد تا از گوشت و پوست و شير آن ها استفاده نمود. بنابراين هم آب در تغذيه مستقيم و غيرمستقيم بشر نقش اساسي دارد؛ چنان كه اين مطلب را مي توان از آيات بسياري چون بقره آيه 22 و 90 و 265 و انعام آيه 99 و مانند آن به دست آورد.
آب مايه قدرت و افزايش آن است. از اين روست كه قرآن در آيه 6 سوره انعام و نيز آيه 52 سوره هود به آب به عنوان عامل مكنت و ازدياد قوت و قدرت اشاره مي كند. بر اين اساس هر كسي اگر آب بيش تري را دارا باشد و در مديريت آب تلاش كند و آن را به سمت بهره وري سوق دهد مي تواند اميد داشته باشد كه داراي ثروت و قدرت شده و روز به روز قدرت و شوكت وي افزايش يابد.
دولت اسلامي مي بايست با توجه به اين بينش و نگرش قرآن همواره بر مديريت آب تاكيد كند؛ زيرا مديريت صحيح و بهينه آب به معنا و مفهوم دست يابي به تمدن و شكوفايي تمدني و نيز قدرت و افزايش آن است.
مديريت آب در آيات قرآني آن چنان مهم و اساسي در زندگي بشر به ويژه در حوزه تمدني و شكوفايي و دست يابي به مكنت و قدرت و آسايش و آرامش عمومي دانسته شده است كه افزون بر ترغيب بشر به سدسازي براي مهار آب هاي سطحي، بيان مي دارد كه چگونه شكسته شدن سد مارب در سرزمين سبا و دولت پرقدرت يمني آن موجب شده است كه تمدن بزرگ و با اهميتي به سرعت نابود و از صحنه روزگار بيرون رود.(سباء آيات 15 و 16)
خداوند در اين آيات بيان مي كند كه چگونه سد مارب موجب شده بود تا آب ها در پشت آن جمع شود و كشاورزي و دامداري مردمان سبا رشد و شكوفايي يابد و تمدني عظيم در كنار آن پديد آيد ولي از آن جايي كه آنان راه گناه و بي تقوايي را در پيش گرفتند و به جان هم افتادند گرفتار سيل و باران هاي سهمگين و مخربي شده و سد ايشان به آب عظيم عرم فرو ريخت و تمدن ايشان با از ميان رفتن سد از بين رفت و در سرزمين ايشان جز گياهان تلخ و كمي سدر رشد و نمو نيافت. اين در حالي بود كه با بهره گيري و مديريت درست آبهاي سطحي گردآوري شده پشت سد توانسته بودند بهشتي در كناره آن ايجاد كنند و باغ ها و بوستان هاي عظيم بيافرينند كه موجبات رشد تمدن آنان را فراهم آورده بود.
مديريت آب به معناي تغيير در محيط زيست و افزايش اكسيژن و خنك كردن محيط و بوم زيست، افزايش گياهان و جانوران و تغييرات آب و هوا به سمت اعتدال، (بقره آيات 164 و نور آيه 45 و انبياء آيه 30) است، زيرا هر جنبنده اي از آب پديد مي آيد (نور آيه 45) و زنده شدن موجودات از آب (انبياء آيه 30) است و اگر آب در جايي فراهم آيد به ويژه آب شيرين باران كه داراي خواص بسياري به ويژه در پرورش دام و گياه است، هم افزايش گياهان را سبب مي شود و هم تعديل آب و هوا را موجب مي شود.
قوم سبا با مديريت آب توانسته بودند كويري را به گلستان و بوستاني تبديل كنند ولي همين كه سد از ميان رفت و سيل هاي خروشان سد و گياهان و جانداران و انسان هاي پيرامونش را به هلاكت كشاند پس از آن هرگز آن سرزمين رنگ آبادي و آباداني و تمدن پيشين را نديد و تجربه دوباره اي نكرد.
خداوند در آيات 24 سوره يونس و 10 سوره نحل و 53 و 54 سوره طه و هم چنين 48 و 49 سوره فرقان و 27 سوره سجده به نقش آب در دامداري توجه مي دهد تا مردمان را براي افزايش دام و ثروت به حفظ و مديريت آب تشويق و ترغيب نمايد.
اصولا از نظر قرآن زيبايي طبيعت به سبب رويش گياهان متنوع است كه از آب باران و جاري به دست مي آيد. تاكيد بر آب باران از آن روست كه باران نقش فزاينده در توليد و رشد و پرورش گياهان متنوع دارد. هر چند كه آب هاي برگرفته از سفره هاي زيرزميني مي تواند مفيد باشد ولي هرگز نمي توان آن را در سطح آب هايي دانست كه از طريق باران به دست مي آيد. از اين روست كه قرآن در پرورش گياهان متنوع هماره به آب باران توجه مي دهد. (انعام آيه 99 و نيز يونس آيه 24 و حج آيات 5 و 63 و نمل آيه 60 و زمر آيه 21 و حديد آيه 20)
آب باران به سبب پاكي خاص و نيز تنوع مواد مفيد و سازنده آن براي گياهان بسيار مفيدتر از آب هاي برگرفته از سفره هاي زيرزميني است. از اين رو حفظ و مديريت آب باران و يا همان آب هاي سطحي چون رودها بهتر و مفيدتر براي كشت و دام و محيط زيست و انسان است.
خداوند در آيه 99 سوره انعام و آيه 24 سوره يونس و نيز 63 حج و آيات ديگر رويش سبزه زارها از طريق بارش باران را به عنوان نعمتي بزرگ مي شمارد؛ زيرا رويش گياهان و ايجاد سبزه زارهاي بسيار موجب مي شود كه هم كشاورزي رونق يابد و هم دامداري تقويت شود و هم اين كه آب و هواي بوم زيست معتدل شده و براي آرامش و آسايش بشر بهتر شود.
اگر به حجم آياتي كه قرآن درباره آب و نقش آن تنها در كشاورزي و رويش سبزه زارها و گياهان و درختان متنوع و حبوبات و دانه هاي روغني و غيرروغني و مانند آن پرداخته شود با حجم انبوهي از آيات مواجه مي شويم كه گزارش همه آن ها در اين نوشتار كوتاه شدني نيست.

منبع: كيهان


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 11:08 PM نظرات 2 | لينک مطلب