« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



وقتي شور جواني با اشتياق ساختن درمي آميزد، اعجازي شگرف رقم مي خورد.در سالن نمايشگاه دستاوردهاي مخترعين دانشجوي بسيجي هر جا سر بر مي گرداني، عطر گل هاي خواستن و توانستن به مشام مي رسد. زيباست كه علم با تعهد گره بخورد و از بستر چنين نمايشگاه ها و جشنواره هايي مديران موفق آينده سر برآورند.

 

 

هر چند صندوقچه درددل ها پر است، ولي اميدي كه در ذهن و دل اهالي جوان اين قافله مي جوشد، هرگز به سكون نمي گرايد. آنها به اين باور رسيده اند كه موانع مقدمه رفتن و رسيدن هستند. با اين حال هنوز هم مخترعين جوان با ده ها چالش پيش روي خود دست و پنجه نرم مي كنند. نبود يك سازمان مشخص براي حمايت و پيگيري كار و مطالبات مخترعين، نبود حمايت هاي مالي و عدم اعتماد برخي برنامه ريزان به توانمندي ها و مشاوره هاي مبتكرين جوان و از همه مهمتر هزار توي ارائه و ثبت اختراع از موارد متعدد مشكلات حل نشده زندگي مخترعين جوان است.

در اين جشنواره 2850 اثر از كل كشور شركت كرده بودند كه پس از ارزشيابي مرحله اول در سطح استان ها 750 اثر به جشنواره كشوري راه پيدا كرده و درنهايت 75 اثر مورد تجليل قرار گرفته اند. اين آثار در موضوعات طرح هاي پژوهشي 550 مورد، اختراعات 470، مقالات 1680، كتب تأليفي 150 جلد بوده است.

در رشته هاي تحصيلي علوم انساني 80 اثر، علوم پايه 160، كشاورزي 100، علوم پزشكي 180، فني و مهندسي 210 و هنر 20 اثر ارائه شد.

29 اثر برگزيده در مقطع دكتري، 14 اثر در مقطع كارشناسي ارشد، 63 اثر در مقطع كارشناسي و 5 اثر در مقطع كارداني شايسته تقدير تشخيص داده شدند.

هرگز عقب نشيني نكردم!

فضاي نمايشگاه در سالن دانشكده مهندسي مكانيك دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي كوچك است و هياهوي دانشجويان كه هر كدام براي بهتر ارائه دادن كارهايشان به بازديدكنندگان و البته انتقال مسائلشان به مسئولان درتلاشند، كاملا احساس مي شود.

جلال الدين صدري فارغ التحصيل رشته برق قدرت از دانشگاه زنجان با 8 اختراع به ثبت رسيده يكي از شركت كنندگان اين جشنواره است. بسياري از كارهاي او در جشنواره هاي بين المللي نيز مورد تقدير قرار گرفته اند. وي هيچ وقت نام اولين اختراعش و آغاز دست و پنجه نرم كردن با فرازونشيب هاي عرصه پژوهش و تحقيق را از ياد نمي برد.

صدري مي گويد: «اولين بار اصلا نيتم ورود به دنياي مخترعين نبود. مي خواستم پژوهش و تحقيقي در دوران دانشجويي خود داشته باشم. ربات كنترل حريق با نيت تجربه كار پژوهشي متولد شد. تمام نمونه هاي موجود را مورد بررسي قرار دادم و سرانجام توانستم نمونه داخلي را كه بسيار دقيق تر از نمونه هاي مشابه خارجي است، خلق كنم.»

از وي مي خواهم كه پيرامون مشكلات فرارويش صحبت كند. پس از مكث كوتاهي مي گويد: «مشكلات در هر مسيري وجود دارد، مهم اين است كه باورمان را به هدف و خودمان از دست ندهيم. چيزي كه بيش از مشكلات مالي براي مخترعين جوان اشكال تراشي مي كند، مشكلات اداري ثبت اختراع است. حتما شنيده ايد كه مخترعين تمام ذهنشان درگير كارشان است و دوست ندارند درگير مسائل حاشيه اي شوند. فكر مي كنم اين كمترين حق مبتكر جوان باشد كه به جز اختراعش مضطرب روند اداري كار نباشد. ما نياز داريم تمام تلاش خود را معطوف به روند تحقيقات و پژوهش كنيم، نه اين كه از پله هاي سازمان هاي اداري براي ثبت اختراع و معرفي كردن كار بالا و پايين برويم.»

اين دانشجو ادامه مي دهد: «گاهي نااميد مي شوم، ولي هرگز تصميم نگرفتم رها بكنم. گاهي راهي كه در مسير تحقيق رفته بودم، نتيجه نمي داد و مجبور مي شدم از نو شروع كنم. حالا تصور كنيد در اين دغدغه بايد به مسائل مالي و حمايتي هم فكر مي كردم.»

ساماندهي وضع نخبگان را با جديت پيگيري كنيم

حامد شاه ميرزايي جوشقاني كارشناس ارشد مكانيك ماشين هاي كشاورزي آن گوشه سالن در غرفه شهركرد چانه زني مي كند كه فقط دو دقيقه يكي از مسئولين بازديدكننده به حرف هايش با دقت گوش دهد. وي و هم گروهي هايش دستگاه صرفه جويي آب را تحت عنوان سامانه خودكار كنترل آب مصرفي ارائه داده اند. اين طرح در شرايط فعلي كه بحث صرفه جويي داغ است، اهميت ويژه اي دارد.

شاه ميرزايي از مسئول بازديدكننده- كه يكي از نمايندگان مجلس است- مي خواهد، بندهاي آيين نامه تشخيص نخبگان را به جاي آن كه براساس معدل كارنامه اي باشد، به سمت وزن اختراعات و كارهاي پژوهشي مبتكرين تغيير دهند. مسئول با خنده مي گويد: «ما تلاشمان را مي كنيم، شما هم زورتان را بزنيد!» اما متوجه نشدم چطور بايد اين جوانان زورشان را بزنند. همين كه با كمترين امكانات بهترين ها را ارائه داده اند، آيا گواه تلاش صادقانه شان نيست و آيا زمان آن نرسيده كه با يك همت مضاعف هرچه سريعتر معيارهاي شناسايي نخبگان و نحوه به كارگيري شان با تكيه بر سفارشات مكرر مقام معظم رهبري تعيين شود.

ميرزايي پيرامون طرحش توضيح مي دهد: «اين طرح هيچ نمونه مشابه اي ندارد و صددرصد توليد داخلي است. تنها يك شركت برزيلي ادعاي ارائه نمونه مشابه اي را داشته كه تا به حال نه محصول را ارائه داده و نه قيمت را اعلام كرده است. اگر دولت از اين طرح حمايت كند و در 5/17ميليون خانوار ايراني اجرا شود، اين مدل جاي شيرهاي خانگي را مي گيرد و مي توانيم بيش از 630ميليون مترمكعب آب در سال صرفه جويي كنيم.»

اين دانشجو به برخي ديگر از مشكلات پيش روي مخترعين اشاره كرده و مي گويد: «اولين بحث به نظر من پذيرفتن و استقبال از ايده مخترع است. وقتي ايده يك طرح به ذهن مبتكر مي رسد، بايد بتواند با سازمان طالب طرح ارتباط برقرار كند. اين روند نسبت به قبل بهتر شده، اما همچنان موانع زيادي وجود دارند. در بحث دانشگاهي نيز اگر طرح ما بين رشته اي باشد و نيازمند استفاده از تجربه و دانش اساتيد ساير رشته ها باشيم، خيلي سخت باورمان مي كنند و به كمكمان مي آيند.»

قوانين حمايت، ارائه و ثبت طرح نيازمند تغييرات اساسي

طبق فرمايش مقام معظم رهبري هر كاري كه انجام دهيم و از علم تهي باشد كاري عقيم و بي عاقبتي خواهد بود، بنابراين رويكرد و هدف نهايي تمامي امور كلان كشور بايد با نگاه علمي باشد و همچنين در سطح پايين تر در استان ها اموري را كه ما به عنوان خادمين نخبگان انجام ميدهيم بايد سبقه علمي آن از ساير زواياي آن برنامه بيشتر باشد. در چشم انداز بيست ساله نظام نيز اگر نظاره كنيم دو بند اين سند مربوط و مخصوص علم و فن آوري و ارتقاء جايگاه علمي كشورمان در سطح آسيا و جهان است.

مهندس محمود مهدوي فر سرپرست مديريت علمي بسيج دانشجويي استان كرمان ضمن بيان اين مطالب به تلاش هاي صورت گرفته در مسير توسعه علمي كشور اشاره داشته و درپي بر ادامه تلاش ها تأكيد كرده و مي گويد:

«در دولت نيز معاونت علمي و فن آوري شكل گرفته است و به امور علمي رسيدگي تخصصي مي نمايند. در بحث علم هم تأكيد و هم تأييد رهبر بزرگوار كشورمان است و هم پشتكار رياست جمهوري و هم در خيلي از ادارات و ارگانهاي دولتي و نظامي و آموزش عالي، معاونت يا مديريت يا بخش علمي يا علمي پژوهشي يا امور نخبگان راه اندازي شده است. پس با اين پيشينه چرا هنوز نخبگان ما با مشكلاتي روبه رو هستند؟ چرا هنوز صنعت نتوانسته است با نخبگان ارتباطي مفيد و مناسب پيدا كند؟ چرا اكثر جامعه نخبگان كه در دل دانشگاه ها هستند نتوانستند در تصميمات علمي كشور تأثيرگذار باشند و چراهاي زياد ديگري.

بيانات مقام معظم رهبري را دولت و ساير ارگانها بايست اجرايي و جاري نمايند و وقتي دغدغه ايشان بحث علمي است، پس بايد فعاليت و كوشش بيشتري در اين خصوص انجام گيرد و علاوه بر راه اندازي معاونت علمي و فن آوري در نهاد رياست جمهوري بايد اين معاونت را نيز در استان ها و شهرستان ها تعميم داد. در استانداري ها و فرمانداري ها بايد اين معاونت با اختيارات مناسب شكل بگيرد تا نخبگان جهت مراجعه و انعكاس فعاليت خود و گرفتن مشاوره و حمايت هاي معنوي و مادي مجبور به پيمودن مسير طولاني نباشند، بلكه ميتوان كشور را به مناطق مختلف تقسيم كرد كه طرح هاي توليد شده جديد در سطح شهرستان بررسي شود و اگر حد و اندازه آن طرح بالاتر از مقطع شهرستان است آن طرح به مركز استان ارسال گردد و اگر از سطح استان نيز بالاتر بود و براي مطرح شدن در سطح منطقه قابل بود به منطقه ارسال گردد و اگر آن طرح مفيد و در حد ملي بود به مركز و پايتخت ارجاع داده شود تا هم تمامي طرح ها از طرح هاي كوچك تا بزرگ به تهران ارسال نشود كه ازدحام طرح ها مشكل ايجاد كند و زمان بررسي شان به طول انجامد.»

وي در مدل پيشنهادي خود به نحوه حمايت ها و پشتيباني ها اشاره كرده و مي گويد: «قوانين حمايت ها و پشتيباني و ثبت طرح ها نيز به مراتب باتوجه به مقطع ارائه طرح، بايد تغيير كنند و با پيچيده شدن طرح ها كه به مراتب به مراكز بالاتر جهت تأييد ارسال مي شود، قوانين نيز پيچيده تر شوند. براي تشويق دانشجويان و ساير اقشار مردم به بحث هاي علمي و طرح هاي پژوهشي و اختراع بايد هم عوامل مشوقي را زياد كرد و هم تبليغات گسترده براي اين موضوع صورت گيرد.

در دانشگاه ها نيز بايد امكانات لازم، آزمايشگاه هاي مجهز تهيه و يا تجهيز شوند تا فضا براي تحقيق و پژوهش در اختيار علاقه مندان قرار گيرد.

مراكز علمي و پارك هاي فناوري اطلاعات كه وظيفه مستقيم در تأييد و حمايت از طرح ها را دارند، بايد ضمن وقت گذاشتن براي اين موضوع و تأييد سريعتر طرح ها موجبات دلگرمي نخبگان را فراهم آورند و در اين خصوص از معرفي و تبليغات براي مجموعه خود غفلت نكنند.»

حمايت مالي پشتوانه توسعه ابتكارات و اختراعات

عليرضا ميلادي كه داراي دو مدرك كارداني كامپيوتر و مكانيك از دانشگاه شهيد باهنر زاهدان است، طراح ربات ها و سيستم هاي بسياري است. يكي از اختراعات او سيستم خنك كننده قطعات داخلي كيس كامپيوتر، قابليت توليد انبوه را به ويژه باتوجه به نيازهاي موجود دارد. چه بسيار از اين طرح ها كه اگر به توليد برسند، ده ها شغل متولد خواهدشد.

وي توضيح مي دهد: «در يخچال براي خنك كردن از فلئور استفاده كرده اند، اما در خنك كننده دستگاه هاي الكتريكي و كامپيوتر اين گاز توليد شبنم كرده و مناسب استفاده نيست. در استان هايي كه بسيار گرم هستند، مثل استان هاي جنوبي و سيستان خنك كننده هاي فعلي دستگاه هاي الكتريكي نيز به خوبي جوابگو نيستند. ما از مايعي با تركيب بين ضديخ و ضدجوش استفاده كرديم. اين گونه به عمر مفيد قطعات نيز اضافه شد و توليد حرارت از 35درجه به 15درجه رسيد.»

وي صراحتاً مي گويد: «اين يك واقعيت است كه كار علمي و پژوهشي نيازمند حمايت هاي مالي نيز هست. چه بسيار از كارهاي بچه هاي زاهدان در كشور نمونه شناخته شده، ولي چون حمايت مالي نمي شويم، نمي توانيم از ماحصل كار بهره ببريم.»

مهدي خرسند دبير انجمن رباتيك بسيج دانشجويي دانشگاه سيستان وبلوچستان نيز به حلقه گمشده بين دانشگاه و محيط هاي صنعتي كشور اشاره كرده و مي گويد: «متأسفانه هنوز هم نتوانسته ايم باوري را ايجاد كنيم كه صنعت جواب مشكلات خودش را از دانشگاه و دانشجو بخواهد. براي ارتباط بين صنعت و دانشگاه كانالي تعريف نشده است. درحالي كه اگر چنين شود، صنعتگران مي توانند با كمترين هزينه، بهترين بازدهي را از همراهي دانشجويان صاحب فكر و خلاق دريافت كنند.»

تغيير در سازكارهاي پژوهشي وزارت علوم

دكتر نبي الله احمديان معاون علمي و پژوهشي بسيج دانشجويي كشور نيز هدف اصلي برگزاري چنين جشنواره هايي را شناسايي استعدادهاي جوان و پرانگيزه از سراسر كشور و معرفي آنها به مجامع علمي، تحقيقاتي و صنعتي كشور عنوان كرده و مي گويد:«نمي خواهم بگويم صددرصد موفق بوده ايم، اما خيلي از افرادي را كه در طول اين سال ها شناسايي كرده ايم، الان در مراكز تحقيقاتي كشور مشغولند. بيشتر مشكل ما در حوزه علوم انساني است. هنوز سازكارهاي تعريف شده و مشخصي در اين حوزه وجود ندارد. هنوز مراكز تحقيقاتي دانشجويي به ويژه در حوزه علوم انساني جدي گرفته نشده و سازكار مناسبي براي اين پژوهشكده ها وجود ندارد.هنوز دوستان ما در وزارت علوم نتوانسته اند پاسخ مناسبي به اين نياز و انتظار بدهند. قالب هاي موجود كه نسخه هاي چند سال گذشته وزارت علوم است، پاسخگوي اين ظرفيت ها و توانمندي هاي موجود نيست.»

 

روزنامه کيهان



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 7 تیر 1389  ساعت 10:04 PM نظرات 0 | لينک مطلب




شعار <همت مضاعف و كار مضاعف> هم ناظر بر مسائل داخلي كشور است و هم بر مسائل پيراموني؛ چه در خاورميانه و چه در جهان. همچنين اين شعار هم ابعاد اقتصادي را دربر مي گيرد و هم ديگر جنبه هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور را شامل مي شود. در عين حال در شعار همت و كار مضاعف به روند متغيرهاي اساسي نيز توجه شده است. درمجموع، انتخاب اين شعار را مي توان مصداق و نشانه اشراف كامل رهبر معظم انقلاب بر مسائل مختلف روز و توجهايشان به تمام رويدادهاي داخلي و بين المللي ارزيابي كرد. مجموعه رويدادهايي كه در سال هاي گذشته در حوزه هاي مختلف كشور حادث شده است، همچنين اتفاق هايي كه احتمالاً در سال جاري روي خواهد داد، همگي مستلزم همت و تلاش مضاعف است. شرايط كنوني كشور ايجاب مي كند كه همه مردم و نهادهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور تلاش مضاعفي داشته باشند تا بتوان اهداف تعريف شده براي تعالي نظام را محقق كرد و همچنين منافع ملي را تامين نمود. در سال جاري از يك سو با بحران هاي مالي بين المللي روبه رو هستيم كه بر اقتصاد ملي جمهوري اسلامي ايران نيز سايه مي اندازد و ازسوي ديگر مسائل بيروني و محدوديت هاي بين المللي نيز وجود دارد. همچنين به علت مسائل مختلفي كه در اقتصاد ايران اتفاق افتاده، ركود بر برخي بخش هاي اقتصادي و توليدي صنعت و كشاورزي تحميل شده است. براي رفع اين ركود و ادامه توانمند مقابله با تحريم ها و ديگر مشكلات بيروني، همچنين به منظور جبران كمبودها، افزايش سطح اشتغال، خروج از شرايط تورمي كشور و مشكلاتي كه براي اقتصاد ملي ما حادث شده، بايد يك اراده جدي در عموم مردم و يك وفاق ملي در مسئولان شكل بگيرد تا اين دوران را با موفقيت و به سلامت پشت سر بگذاريم. مجموعه مردم و مسئولان در مسير پيشرفت و براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز 20 ساله، مراحل مختلفي را دنبال كرده و فراز و نشيب هاي متفاوتي را پشت سر گذاشته يا در پيش رو دارند. متغيرهاي مختلف بايد به اهداف تعريف شده شاخص ها، دسترسي پيدا كنند و آن اهداف براي نظام اقتصادي و اجتماعي كشور محقق شود. براي برداشتن اين گام ها به همت و كار مضاعف نياز است. با توجه به شدت مصرف مسرفانه در كشور و هدر دادن منابع ملي، رهبر معظم انقلاب سال گذشته را سال <اصلاح الگوي مصرف> نام نهادند. بر اين اساس آنچه در سال گذشته به آن بيشتر توجه شد، اين بود كه نسبت به اصلاح الگوي مصرف كشور در امر توليد، توزيع، مصرف و حوزه هاي دولتي و غير دولتي اهتمام شود. برهمين اساس و براي تحقق اصلاح الگوي مصرف از سوي مجلس، دولت و ديگر نهادها راهكارهاي مختلفي طراحي و تمهيدهايي انديشيدند تا بستري فراهم آيد كه همگان در مصارف خود تجديد نظر كنند. اصلاح و بازنگري در شيوه و مقدار مصرف، لزوماً در صرف هزينه هاي مصرفي و تنها در مصارف خانوارها نيست، بلكه همه حوزه هاي ممختلف مصرف مي توانند مشمول تعريف اصلاح الگوي مصرف باشند. به طور قطع، اهتمام به تحقق شعارهايي كه براي هر سال از سوي رهبر انقلاب تعيين مي شود، مقطعي و محدود به يك سال نيست. اين شعارها زنجيره اي به هم پيوسته است. شعار اصلاح الگوي مصرف سال گذشته، امسال نيز اعتبار و ادامه دارد. يعني ضمن توجه به شعار امسال و تحقق همت و كار مضاعف بايد براي ارتقاي بهره وري و نيز براي اصلاح الگوي مصرف در كشور، تلاش مضاعف نمود. همت و كار مضاعف در تمام حوزه ها و عرصه هاي جامعه ضروري است، اما براساس برآوردها كمترين بهره وري مربوط به خدمات دولتي و سرمايه است كه به اصلاح ساختار نياز دارد. هم در ساماندهي به پس اندازهاي مردم و هم در ساماندهي به منابع درآمدي براي تامين سرمايه و به كارگيري آنها اهتمام ويژه و دوچندان ضروري است. اصلاح وضعيت سرمايه و منابع درآمدي براي استفاده از فناوري هاي نوين در ساماندهي فعاليت هاي دولتي و بهره وري آنها در خدمات رساني به مردم، از جمله الزام هايي است كه در سال همت و كار مضاعف اولويت دارد. هر يك از اين اقدام ها به سازوكارهاي مربوط به خود نياز دارد. به همين منظور تلاش هايي انجام گرفته و الگوهايي نيز تعريف شده است. با اجراي اين سازوكارها، اصلاح الگوي مصرف و الگوي رفتار محقق خواهد شد. بر خلاف برخي برداشت ها، شعار سال گذشته -اصلاح الگوي مصرف- به حاشيه نرفته و براي تحقق آن، همچنان تلاش مي شود. ضمن اينكه براي تحقق شعار امسال نيز به طور قطع تمام قوا، مسئولان و مردم بسيج و همدل مي شوند. البته به نظر مي رسد كه موضوع اساسي كه در وراي شعارها بايد به آن توجه نمود، اين است كه اين شعارها به عنوان گامي در بسترسازي براي تحقق اهداف سند چشم انداز هستند كه بايد همواره و در همه سال ها به آنها توجه نمود و براي دستيابي به آنها همت كرد و كوشيد. اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به آن در عرصه هاي مختلف، ممكن است سال ها به طول انجامد. از اين رو بايد مردم و مسئولان، نام گذاري سال ها را با هم و در ادامه يكديگر ببينند. بايد همگان در نظر داشته باشند كه ممكن است تحقق يك شعار به يك فرآيند چند ساله و حتي تلاشي بيش از آن نياز داشته باشد. مردم و مسئولان بايد بكوشند كه شعارها به بوته فراموشي سپرده نشود و به حاشيه نرود. مسئولان بايد توجه كنند كه امسال هم در تداوم تلاش هاي انجام شده، بايد مسائل و راهكارهاي آن را صادقانه با مردم در ميان بگذارند. به نظر مي رسد كه همت مضاعف و كار مضاعف در سال جاري را بايد براي تحقق شعار سال گذشته، يعني اصلاح الگوي مصرف نيز به كار گرفت. بخشي از اين موضوع با هدفمند كردن يارانه ها و تغيير در برخي قيمت ها حاصل مي شود. اصلاح ساختار قيمت و نظام توزيع حامل هاي انرژي و توجه به مصرف آنها در حوزه هاي مختلف، به طور طبيعي در بخش هاي توليدي، خدماتي و مصرف خانوار، آثار چشمگير و پرثمري خواهد داشت كه حاصل همت و كار مضاعف براي اصلاح الگوي مصرف است. توجه صحيح به الگوهاي رفتاري براي تحقق شعار برگزيده سال ها ضروري است. يعني اصلاح الگوي مصرف و همت و كار مضاعف بايد به الگوي رفتاري و فرهنگ عمومي جامعه تبديل شود. / فردا 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 7 تیر 1389  ساعت 10:03 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

بسمه‌تعالی

توسعه‌ی کارآفرینی در برخی دانشگاه‌های معتبر:

” مفاهیم کلیدی، بررسی نمونه‌های موردی، و راهکارهای پیشنهادی“

 

نویسندگان: بیژن ساعدپناه[1] [1] ، مهدی فاتح راد[2] [2]

1) چکیده

مقاله‌ی حاضر به ارائه‌ی نتایج حاصل از پژوهش صورت‌گرفته در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف دریاره‌ی الگوهای توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست[3] [3] ، استنفورد، سنگاپور، و کمبریج می‌پردازد. هدف این مطالعه شناسایی مدل‌هایی است که در این دانشگاه‌ها برای تسهیل کارآفرینی و شکل‌گیری واحدهای نوپا و حمایت آنها به کار برده شده است. دو دانشگاه اول از جمله مثال‌های مطرح دانشگاه کارآفرین به شمار می‌آیند که سابقه‌ای نزدیک به سی سال در این زمینه دارند و سالانه تعداد زیادی شرکت از درون آن‌ها به منصه ی ظهور می رسد که درآمد نسبتاً قابل توجهی از محل تجاری‌سازی تکنولوژی‌های توسعه‌یافته برای دانشگاه کسب می کنند. دو مورد بعدی نیز مواردی هستند که در سال‌های اخیر اقدام به ایجاد نظام‌ها و ساختارهایی به این منظور در سطح دانشگاه نموده‌اند.

در این مقاله، سه رکن کلیدی توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها  مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ (الف) ساختار که عبارت است از مجموعه‌ی نهادهای وابسته به دانشگاه یا مستقل که در مراحل مختلف فعالیت کارآفرینان خانواده‌ی دانشگاه تأثیر گذارند، (ب) مجموعه‌ی خدمات و برنامه‌هایی که با هدف ایجاد انگیزه، راهنمایی و حمایت از کارآفرینان صورت می‌گیرند (ج) چگونه توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه سبب ایجاد یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه می‌شود.

عبارات کلیدی: دانشگاه کارآفرین، توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه، ساختارهای توسعه‌ی کارآفرینی، خدمات و برنامه‌های توسعه‌ی کارآفرینی

2) مقدمه

در سال‌های اخیر توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بازتعریف دانشگاه تحت عنوان دانشگاه کارآفرین با جایگاه و نقشی متفاوت از دانشگاه سنتی یکی از علل عمده‌ی چنین تحولی است. در این بازتعریف، دیگر برونداد دانشگاه  آموزش و پژوهش صرف نیست بلکه دانشگاه باید به فکر ایفای نقش ملموس در افزایش سطح رفاه جامعه باشد. خروجی‌های دانشگاه باید مطابق با نیازمندی‌های اجتماع باشند و منجر به ارائه‌ی ابداعات و نوآوری‌هایی شوند که به بهبود عمومی شرایط زندگی افراد کمک می‌کنند. حرکت به این سمت طبعاً مستلزم فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم و ایجاد تغییراتی متناسب با رسالت جدید در دانشگاه است.

دانشگاه‌هایی که در این زمینه پیشرو بوده‌اند نظیر مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد توانسته‌اند نتایج شگرفی برای دانشگاه و جامعه به ارمغان بیاورند. تنها در ماساچوست بیش از ۱۰۰۰ شرکت توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست بر پا شده است، عدد شرکت‌های فارغ‌التحصیلان مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست در سرتاسر جهان به ۴۵۰۰ می‌رسد. دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست به طور متوسط روزانه دو اختراع را به ثمر می‌رسانند. دفتر ثبت تکنولوژی هفته‌ای 4 حق‌اختراع را ثبت می‌کند، سالیانه صدها حق‌امتیاز را به صنعت واگذار می‌کند، و در راه‌اندازی 15 تا 20 شرکت جدید مشارکت می‌جوید. بنا به آمار موجود از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۱ در مجموع بیش از ۲۰۰ شرکت توسط دفتر ثبت تکنولوژی دانشگاه راه‌اندازی شده است که هزاران نفر را در استخدام خود دارند و ارزش بازار آنها در سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است. دانشگاه استنفورد نیز با قرار گرفتن در نزدیکی سیلیکون ولی توانسته است زمینه‌ساز ایجاد بسیاری از شرکت‌های موفق تکنولوژی‌محور شود. شرکت‌هایی که از معروف‌ترین آنها می‌توان به Hewlett-Packard ، Sun Microsystems ، Cisco Systems و Silicon Graphics و Google اشاره نمود. فروش سهام دانشگاه در شرکت Google به تنهایی درآمدی قریب 300 میلیون دلار را از آن دانشگاه کرد.

3) برخی مفاهیم کلیدی

طبق تعریف[4] [4] ، دانشگاه فضایی است که در آن تحصیلات عالی صورت می‌گیرد و پرسنل اداری، استادان، و دانشجویان، به فعالیت‌های خاص خود مشغول‌اند. ولی آیا همه‌ی دانشگاه‌ها در فرآیند تغییر مستمر وضع موجود زندگی به سوی وضعیت مطلوب دخیل‌اند؟ آیا همگی آنها در جستجوی فردایی بهتر، از منابع موجود، استفاده‌ی بهینه می‌کنند؟ آیا تمام آنها در بهبود جامع، هماهنگ، و پایدار شاخص‌های حیات بشر در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و دفاعی، و با توجه به نیاز نسل‌های حال و آینده گام برمی‌دارند؟

از زمان تأسیس دانشگاه‌های سنتی که در آنها آموزش، بیشترین اهمیت را به خود اختصاص می‌داد، دیرزمانی است که می‌گذرد. گرایش به پیشبرد علم، این دانشگاه‌های سنتی را به دانشگاه‌های نسل اول بدل ساخت که در آنها تحقیقات بنیادین، مقام نخست را حائز کرده بود. با گذشت زمان و نیاز صنعت به پژوهش‌های خاصی که در راستای برآورده ساختن اهداف توسعه‌ی صنعتی بود، دانشگاه‌های نسل دوم پدید آمدند؛ در این دانشگاه‌ها پژوهش‌های کاربردی جایگاه برتر را اشغال می‌کرد. دانشگاه‌های زیادی بدین شکل پدید آمدند؛ یعنی صاحبان صنایع در راستای اهداف اقتصادی و در قالب واحدهای تحقیق و توسعه، اقدام به تأسیس مؤسسه‌های علمی و تحقیقاتی کردند؛ پس از چندی این مؤسسه‌ها علاوه بر انجام پژوهش‌های سفارشی از سوی صاحبان صنایع، دوره‌های آموزشی نیز برای کارکنان همین صنایع برگزار نمودند؛ و اندک‌اندک گستره‌ی فعالیت آنها به صورت یک دانشگاه تمام عیار درآمد. ولی با توجه به سرعت سرسام‌آور علم، به ویژه در عرصه فناوری‌های پیشرفته، ارتباطات پیچیده‌ی صنعت، دولت، و دانشگاه؛ و لزوم پدیده‌ی نوآوری فناورانه به عنوان مهمترین شاخص بهره‌وری، آیا هنگام آن نرسیده که تعریف جدیدی از دانشگاه ارائه شود؟ آیا وقت آن نیست که دانشگاه، وظیفه‌ی متعالی‌تری بر عهده گیرد؟

شایان ذکر است دانشگاه در طول تاریخ با توجه به انتظار محیط و فرهیختگی و هوشمندی ذاتی خود دچار تحولاتی شده است که در تصویر ذیل به شکلی موجز آن را می‌بینیم.

این تحولات در یک کلام، دانشگاه ایزوله و با فاصله با جامعه و صنعت را به سازمانی کاملاً در ارتباط هوشمندانه و سازمان‌یافته با صنعت و جامعه به ویژه در جهت شناسایی و رفع نیازهای واقعی آنها تبدیل کرده است.

سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در چشم‌انداز جهانی آموزش عالی برای قرن 21ام، دانشگاه‌های نوین را اینگونه توصیف کرده:

"جایگاهی که در آن، مهارت‌های کارآفرینی در آموزش عالی به منظور تسهیل قابلیت‌های فارغ‌التحصیلان و جهت تبدیل شدن به ایجاد کنندگان کار، توسعه می‌یابد."

با توجه به تعریف بالا، دانشگاه دیگر صرفاً مکانی برای یادگیری یک سری آموزه‌های صرف نیست؛ همچنین دیگر مکانی نیست که فقط پروژه‌های تحقیقاتی را در راستای اهداف اقتصادی صنایع انجام دهد؛ بلکه علاوه بر آنکه تمام اهداف فوق را همچنان پیش می‌برد، وظیفه‌ای بس خطیر را بر دوش می‌گیرد، یعنی تربیت افراد و بنگاه‌هایی که ایجادکننده‌ی کار می‌باشند. فارغ‌التحصیل دانشگاه کارآفرین دیگر صرفاً یک فرد با مجموعه‌ای از دانستنی‌های علمی و کاربردی نیست؛ فارغ‌التحصیل دانشگاه کارآفرین فردی نیست که پس از پایان تحصیلات در یک بنگاه تولیدی یا خدماتی جذب شده و به انجام وظیفه بپردازد. وی را باید فردی (حقیقی یا حقوقی) دانست که در محیط کارش نوآوری می‌کند؛ در هر مقام و جایگاهی که باشد، افق‌های نوین را می‌بینند؛ گام به درون عرصه‌هایی می‌گذارد که یا دیگران ندیده‌اند و یا اگر هم دیده باشند جرأت ورود بدان‌ها را نداشته‌اند. دانشگاه کارآفرین، فارغ‌التحصیلانی را به جامعه ارائه می‌دهد که دانش را در کنار پژوهش‌های کاربردی به خدمت گرفته و با نوآوری، کار می‌آفرینند.

از مطالب فوق در می‌یابیم که دانشگاه کارآفرین جدا از افراد، شرکت‌ها را نیز مورد پذیرش و حمایت قرار می‌دهد و سپس فارغ‌التحصیل می‌کند که این همان واقعیت جاری در مرکز رشد[5] [5] است. در این حالت بر اساس انواع اتحادهای استراتژیک از جمله سهامدار شدن دانشگاه در این‌گونه شرکت‌ها، دانشگاه از موفقیت‌های شرکت‌های فارغ‌التحصیل خود بهره‌مند می‌شود.

4) ساختار توسعه‌ی کارآفرینی

دانشگاه‌ها را از منظر ساختار می‌توان به دو دسته تقسیم نمود، (1) ساختارهای خودجوش که نظیر آن را می‌توان در دانشگاه‌هایی همچون مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد ملاحظه کرد که قدمتی طولانی در زمینه‌ی کارآفرینی تکنولوژی-محور دارند. در این دانشگاه‌ها نهادهای کارآفرینی نه بر مبنای یک ساختار سازمانی طراحی شده و به صورت یک‌جا که به مرور زمان شکل گرفته‌اند. هر یک از نهادها نقش خود را پیدا کرده‌اند و مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را انجام می‌دهند که ممکن است بعضاٌ با فعالیت‌های نهادهای دیگر نیز هم‌پوشانی داشته باشد. (2) دسته‌ی دوم که می‌توان دانشگاه ملی سنگاپور و تا حدود زیادی کمبریج را از این دسته دانست دارای یک ساختار طراحی شده‌اند یعنی دانشگاه با توجه به اهمیت این مسأله تصمیم گرفته است تا منابعی را صرف توسعه‌ی ساختارهایی نماید که تسهیل‌کننده‌ی کارآفرینی در دانشگاه باشند. بر این اساس نهادهایی طراحی و راه‌اندازی شده‌اند که بر اساس یک نمودار سازمانی و روابط تعریف‌شده به فعالیت و همکاری با یکدیگر می‌پردازند، نقشی از پیش تعیین‌شده دارند و سعی شده است که فعالیت‌ها کمترین میزان هم‌پوشانی و تکرار را داشته باشند.

مؤلفه‌های ساختار توسعه‌ی کارآفرینی را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود: (1) نهادهایی که از سوی دانشگاه و با مأموریت و چشم‌انداز مشخص راه‌اندازی شده‌اند و هر چند از بودجه و منابع خارج دانشگاه نیز استفاده می‌کنند دارای بودجه مشخص از طرف دانشگاه هستند. (2) نهادهایی که از سوی بخش خصوصی و سازمان‌های غیردولتی به صورت کار مشترک دانشگاه و آن سازمان ایجاد می‌شوند و هدف آنها پیگیری اهداف بنیانگذاران آنهاست که در عین حال در راستای اهداف کلان دانشگاه نیز قرار دارند. (3) آخرین مورد شبکه‌هایی هستند که حول محور موضوعات مختلف شکل گرفته‌اند و بستر بسیار مناسبی برای گردش اطلاعات، همکاری افراد و گروه‌های مختلف، و جذب منابع به شمار می‌آیند.

هر سه مؤلفه هم در ساختارهای خودجوش و هم در ساختارهای طراحی‌شده دیده می‌شوند ولی مؤلفه‌های دوم و سوم بویژه شبکه‌ها در ساختارهای خودجوش نمود و اثرگذاری بیشتری دارند.

سازمان‌های    غیردانشگاهی

 

سازمان‌های دانشگاهی

 

شبکه‌ها

 


4-1) سازمان‌های دانشگاهی

دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست

نهادهای مرتبط با کارآفرینی این دانشگاه را مرکز کارآفرینی دانشگاه، دفتر ثبت تکنولوژی، فروم کسب و کار، و مرکز مشاوره تشکیل می‌دهند. هر یک از این مراکز به عنوان زیر مجموعه‌ای از یک دانشکده یا مرکزی مستقل ایحاد شده‌اند ولی محدوده‌ی مخاطبان آن‌ها را کل دانشگاه تشکیل می‌دهد. مرکز کارآفرینی سه فعالیت اصلی خود را انجام پژوهش در کارآفرینی و ارائه‌ی آموزش‌های کارآفرینی، برقراری زمینه‌ی اتحاد و همکاری با صنعت، و ایجاد شبکه‌های اجتماعی قرار داده است. دفتر ثبت تکنولوژی به سامان‌دهی فرآیند ثبت مالکیت معنوی و تجاری‌سازی تکنولوژی می‌پردازد، این دفتر هم در زمینه مشاوره و ثبت حق اختراع، و هم در زمینه فروش تکنولوژی به شرکت‌ها فعالیت می‌کند. فروم کسب و کار که قدمتی نزدیک به 4 دهه دارد به ارائه‌ی خدمات آموزش، مشاوره، حمایت با رویکردی کاربردی می‌پردازد. برگزاری سمینار، کارگاه، ارائه‌ی نمونه‌های موردی، و شبکه‌سازی از جمله فعالیت‌های این مرکز است. مرکز مشاوره‌ی دانشگاه نیز از طریق شبکه‌ای از خبرگان داوطلب به مشاوره و هدایت بنگاه‌های کارآفرین می‌پردازد.

دانشگاه استنفورد

ساختار نهادهای کارآفرینی استنفورد الگویی غیر متمرکز دارد، به این معنا که محور برنامه‌ها دانشکده‌ها هستند و هر یک از دانشکده‌های مهندسی، حقوق، علوم پزشکی و ... برنامه‌های کارآفرینی خاص خود را در زمینه‌ی آموزش، مشاوره و حمایت دارند که در همان دانشکده به اجرا درمی‌آید. مثلاً STVP [6] [6] مرکز کارآفرینی دانشکده‌ی مهندسی است که فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی، و ترویجی کارآفرینی با تمرکز بر دانشجویان رشته‌های مهندسی انجام می‌دهد. علاوه بر مراکز دانشکده‌ای دسته‌ای دیگر مراکز دارای مخاطب عام هستند، به عنوان مثال مرکز مطالعات کارآفرینانه یا CES که به پژوهش، طراحی دوره‌های آموزشی، و ایجاد شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد. دفتر ثبت تکنولوژی نیز با وظایفی مشابه آن‌چه در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست عنوان شد به فعالیت می‌پردازد. با توجه به گستردگی و عدم یکپارچگی در برنامه‌ها، هماهنگی، همکاری و هم‌افزایی میان برنامه‌های متعدد و متنوع در دانشکده‌ها و مراکز مختلف دانشگاه از طریق مرکزی تحت عنوان شبکه‌ی کارآفرینی استنفورد ( SEN ) ایجاد می‌شود که عمدتاً به تبادل اطلاعات و انجام اقدامات مشترک دارای ذینفعان متعدد می‌پردازد.

دانشگاه ملی سنگاپور

دانشگاه ملی سنگاپور[7] [7] برای تحقق اهداف کارآفرینی خود، در سال 2001 دست به تأسیس مرکزی با عنوان NUS Enterprise زد تا در آن کارآفرینان دانشگاهی را از قید و بند قوانین مرسوم راه‌اندازی یک کسب و کار، آزاد و معاف سازد. این مرکز خود از 7 واحد کلیدی تشکیل شده است. این واحدها عبارتند از: مرکز کارآفرینی NUS ، دفتر ارتباطات صنعتی و فن‌آوری NUS ، کالج‌های فرامرزی NUS ، مرکز پشتیبانی کسب و کار NUS ، واحد گسترش NUS ، واحد مشاوره NUS و واحد انتشارات NUS . هر یک از این واحدها عملکرد خاص خودشان را در جهت تسهیل ایجاد شرکت‌های جدید و ترویج فرهنگ عمومی کارآفرینی در NUS دارا می‌باشند. از سوی دیگر این مراکز در کنار هم تشکیل حجم انبوهی از منابع، خدمات، تخصص و تسهیلات را برای کارآفرینان بلندپرواز NUS می‌دهند.

دانشگاه کمبریج

زیر ساخت اصلی توسعه‌ی کارآفریین در دانشگاه کمبریج را جوینت‌ونچری تشکیل می‌دهد که در سال 1999 با همکاری دو دانشگاه با کلاس جهانی یعنی کمبریج و مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست ایجاد شده است. این مؤسسه که اختصاراً CMI [8] [8] هم خوانده می‌شود، قصد دارد تا با تقویت تبادل دانش بین صنعت و دانشگاه تأثیر عمیقی بر رقابت‌پذیری اقتصاد انگلستان گذارد. در سال 1999 همچنین مرکز کارآفرینی دانشگاه کمبریج با رسالت آموزش، توسعه و حمایت ایجادکنندگان کسب و کارهای دانش‌محور تأسیس گردید. این مرکز بعدها و در سال 2003 به منظور بهبود کارکرد آن به دو مرکز کمبریج انترپرایز و یادگیری کارآفرینی شکسته شد. کمبریج انترپرایز، مؤسسه‌ای است که امور مربوط به کمک به راه‌اندازی کسب و کارهای جدید را بر عهده گرفته است که کمک‌های مالی، خدمات مرکز رشد، مشاوره و ثبت و تجاری‌سازی تکنولوژی را انجام می‌دهد. مرکز یادگیری کارآفرینی نیز از طریق ایجاد روحیه کارآفرینانه و همچین یاددادن مهارت‌های لازم برای کارآفرینی، اعتاد به نفس و انگیزه اولیه را در دانشجویان در جهت راه‌انداختن کسب‌وکاری مستقل ایجاد می‌کند. معرفی مستقیم الگوهای مناسب و یاددادن مهارتهای کارآفرینانه فرآیند اصلی حمایت از تشکیل شرکت‌های دانشجویی توسط این مرکز است.

4-2) سازمان‌های غیر دانشگاهی

همان‌طور که پیشتر اشاره گردید برخی نهادهای مرتبط با توسعه‌ی کارآفرینی توسط افرادی خارج از دانشگاه و از طریق منابعی غیر از بودجه‌ی دانشگاه ایجاد شده‌اند. مؤسسه‌های دشپند و مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست-لملسون[9] [9] در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و C2C [10] [10] در دانشگاه استنفورد از جمله‌ی این نهادها هستند. وجه مشترک این سه نهاد مشارکت فعال آنها در قسمت تبدیل ایده به محصول است که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای کمتر تمایلی به سرمایه‌گذاری در آن دارند.

این سازمان‌ها در نقشی فراتر از یک سرمایه‌گذار صرف عمل می‌کنند. آنها به عنوان یک شریک قابل اعتماد، مهارت و تخصص لازم را در فرآیند شکل‌گیری شرکت و رسیدن ایده به محصول برای فراهم می‌آورند. کمک در ایجاد تیم مدیریتی، تهیه‌ی طرح تجاری، کسب سرمایه‌ی اولیه، استفاده از مشاوره‌های فنی، بازاریابی، حقوقی، تجارب کارآفرینان و تبدیل ایده‌ها، محصولات و نمونه‌های اولیه به کسب و کارهای موفق، از جمله‌ی این موارد است.

 

4-3) شبکه‌ها

یکی از مهمترین پایه‌های توسعه‌ی فرهنگ کارآفرینی شبکه‌های متعددی است که زمینه‌ی دسترسی کارآفرینان به منابع مالی، تحقیقاتی، مشاوره‌ای، دانش و تجربه را فراهم می‌آورند. کار‌آفرینان و صاحبان ایده به ‌نحوی از انحاء با سرمایه‌گذاران، انجل‌ها و سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر ارتباط داده می‌شوند تا ایده‌ها و کسب‌ و کار‌های کوچک تبدیل به شرکت‌ها و مؤسساتی قدرتمند شوند. شبکه‌ها حول محورهای مختلفی شکل می‌گیرند، هرچند مهمترین آنها موضوع سرمایه است، ولیکن شبکه‌هایی با محوریت کارآفرینان با تجربه، و مباحث تخصصی نیز شکل می‌گیرند که می‌توانند فواید بسیاری داشته باشند. در این قسمت به نمونه‌هایی موفق از این شبکه‌ها در هر یک از محورها اشاره می‌شود. البته لازم به ذکر است که شبکه‌‌ها به واسطه‌ی شکل‌گیری آنها توسط گروهی از افراد علاقمند و خاصیت غیر انتفاعی و داوطلبانه بودن به راحتی شکل می‌گیرند و تعداد آنها زیاد است.

شبکه‌های با محوریت سرمایه: این شبکه‌ها برنامه‌های آموزشی در زمینه‌ی فرآیند سرمایه‌گذاری را برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان تدوین و ارائه می‌نمایند، سرمایه‌گذاران را با دیگر شبکه‌های سرمایه‌گذاری آشنا می‌کند، اطلاعات کار‌آفرینان را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهند و زمینه‌ی برقراری ارتباط این دو را را در مراسم‌های رسمی و غیر رسمی فراهم می‌آورند. به عنوان نمونه می‌توان  TCN[11][11] را در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست نام برد.

شبکه‌های با محوریت کارآفرینان: هدف چنین شبکه‌ای ایجاد و راه‌اندازی یک شبکه‌ی ارتباطی انسانی بین دانشجویان و فارغ‌التحصیلان نیز درگیر کردن هیأت علمی، کارکنان و سایرین در فرآیند راه‌اندازی کسب و کارهای جدید است. این شبکه از یک طرف دسترسی به شبکه‌ای از‌ کار‌آفرینان مجرب را فراهم می‌کند که متعهد به خدمت‌رسانی، مربی‌‌گری و مشاوره به اعضاء هستند. از طرف دیگر فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری در ایده‌های نوی کار‌آفرینان و مربی‌گری و مشاوره‌ی آن‌ها ایجاد می‌کند. انگیزه‌ی پیوستن و حضور فعال در چنین شبکه‌ای از سوی کارآفرینان ادای دین نسبت به دانشگاه و جبران خدمات آن است.  انجمن کارآفرینی[12] [12] دانشگاه استنفورد یکی از نمونه‌های چنین شبکه‌ای است.

شبکه‌های با محوریت مباحث تخصصی: گروه سوم شبکه‌ها با هدف جلب علاقمندان یک زمینه‌ی خاص فنی، تکنولوژی، مدیریتی و نظیر آن تشکیل می‌شوند. این شبکه‌ها بستر خوبی برای کسب دانش هستند، تعامل دانش‌آموختگان، دانش‌جویان، خبرگان و حرفه‌ای‌ها می‌تواند موجب شکل‌گیری و پرورش ایده‌های خلاقانه و کار‌آفرینانه شود. از تک لینک[13] [13] در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، و انجمن زنان در مدیریت دانشگاه استنفورد می‌توان به عنوان دو نمونه‌ی شبکه‌های دسته‌ی سوم نام برد.

 

5) خدمات و برنامه‌های کارآفرینی

5-1) انگیزه‌بخشی

یکی از اقدامات اصلی دانشگاه‌ها در زمینه‌ی کارآفرینی به ترغیب و انگیزش دانشجویان در مرحله‌ی اول و خانواده‌ی دانشگاه در مرحله‌ی بعد اختصاص دارد. برای این منظور از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. طیف این اقدامات نسبتاً گسترده است و در قالب‌های متنوع و خلاقانه در هر دانشگاه برگزار می‌شوند. احتمالاً مهمترین فعالیت از این دست مسابقه‌های BP است که تقریباً در همه‌ی دانشگاه‌های مورد بررسی برگزار می‌شود. بجز مسابقه، برگزاری سخنرانی‌های منظم با دعوت از کارآفرینان برجسته، سمینارها، و گروه‌های بحث، انتشار مجلات و خبرنامه‌ها به شکل کاغذی و الکترونیکی نیز از جمله‌ی این اقدامات ترویجی به شمار می‌آیند.  

مسابقه‌های طرح تجاری [14] [14]

یکی از اقدامات مشترک در دانشگاه‌های مورد بررسی برگزاری مسابقه‌های سالانه‌ی طرح تجاری و کارآفرینی است. این مسابقه‌ها که معمولاً دارای جوایز ارزنده و چشمگیری هستند با عناوین موضوعات مختلفی برگزار می‌شوند. برخی از آنها به منظور تشویق ایده‌های برتر در زمینه‌های تجاری-اقتصادی و برخی نیز در زمینه‌های اجتماعی برگزار می‌شوند. راه اندازی فعالیت‌های اقتصادی و همچنین جذب کارآفرینان مشتاق، سرمایه‌گذاران، مدیران ارشد و با سابقه در زمینه کسب و کارهای مخاطره‌آمیز و کارآفرینی در آمده است.

این رقابت شبکه‌ای از امکانات جهت سازمان‌دهی تیم‌ها، همکاری، نظارت و مشاوره، آموزش کارآفرینی و سرمایه را برای شرکت کنندگان فراهم می‌کند. تیم‌های دانشجویی تجربه و کمک‌های مشاوره‌ای مورد نیاز را از طریق مربی‌گری، کارگاه‌ها و بازخورد از جانب کارآفرینان برتر، سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و افراد آکادمیک بدست می‌آورند. مسابقات کارآفرینی در دانشگاه‌های مورد بررسی عبارتند از: BASES E-Challenge ، Social E-Challenge ، مسابقه‌ی $100K دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، مسابقه‌ی Start-Up@Singapore .

سخنرانی‌های کارآفرینان

این برنامه‌ها شامل یکسری کارگاه‌ها و سخنرانی‌های هفتگی می‌باشد که در آنها از  کارآفرینان موفق و مشهور دعوت به عمل می‌آید. این کار به جوانان اعتماد به نفس لازم برای شروع کسب‌وکار خود را می‌دهد و آن‌ها را تشویق و علاقه‌مند به حرکت‌های کارآفرینانه می‌نماید. مخصوصاً برای کسانی طراحی شده است که: می‌خواهند یاد بگیرند چگونه می‌توان ایده را به کسب‌وکار تبدیل کرد، می‌خواهند بفهمند آیا کارآفرینی برای آنها مناسب است یا خیر، می‌خواهند واژه‌های کسب‌وکار و نحوه تفکر تجاری را یاد بگیرند، می‌خواهند برخی مهارت‌های عملی کارآفرینی را یاد بگیرند و یا می خواهند بدانند چگونه در مراحل اولیه می‌توان از حقوق معنوی طرح خود حفاظت نمود. در این برنامه هر بار پس از سخنرانی امکان شبکه‌سازی پدید می‌آید زیرا امکان دیدن کارآفرینان و کسانی که به این موضوع علاقه‌مندند فراهم است.

 

5-2) آموزش

در زمینه‌ی آموزش‌های کارآفرینی به نظر می‌رسد جهت‌گیری کلی آموزش‌ها به سمت استفاده‌ی هر چه بیشتر از روش‌های یادگیری در عمل و کسب تجربه است و اگرچه روش‌های سنتی مبتنی بر کلاس درس جایگاه خاص خود را دارند، کارآموزی‌ها و برنامه‌های آموزشی ابتکاری یادگیری عملی نقش پررنگی پیدا کرده‌اند. نمونه‌هایی از برنامه‌های آموزشی نوآورانه‌ی دانشگاه‌های مورد بررسی در این قسمت ذکر می‌شود.  

دوره‌ی E-Lab

یکی از پرطرفدارترین دوره‌های آموزش که در دانشکده‌ی مدیریت اسلون مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست ارائه می‌شود E-Lab [15] [15] نام دارد. دوره‌ای که در طول یک ترم ارائه می‌شود. دانشجویان در طول این دوره هفته‌ای یک روز در یک شرکت در حال راه‌اندازی مشغول به‌کار می‌شوند. تیمی میان‌‌رشته‌ای از دانشجویان MBA  و مهندسی برای حل مشکلات واقعی موجود کار می‌کنند. دانشجویان در این طرح وظایف مختلفی را برعهده می‌گیرند، وظایفی همچون انجام تحقیقات بازار یک شرکت در مرحله‌ی عرضه‌ی سهام به بازار بورس، تهیه برنامه‌ی بازاریابی یا تهیه پروفایل مشتریان شرکت.

تیم‌های دانشجویی رشته‌های علوم محض، و مهندسی و مدیریت یک روز در هفته را به صورت فعال در تعامل نزدیک با مدیریت ارشد شرکت قرار دارند و در نتیجه‌ی این مشارکت تجربیات ارزنده‌ای در مورد راه‌اندازی یک شرکت نوپا به‌دست می‌آورند. شرکت‌ها نیز دستیارانی را به‌خدمت می‌گیرند تا جنبه‌های ضروری کسب و کارشان را که در مراحل آغازین است تجزیه و تحلیل می‌کنند.

دوره‌ی MFP [16] [16] : یک برنامه‌ی کاری/ مطالعاتی 9 ماهه در دانشگاه استنفورد است که توسط STVP اجرا می‌شود. این برنامه به منظور ایجاد و توسعه‌ی یک درک تئوریک و عملی از تکنیک‌های رشد و توسعه‌ی شرکت‌های تکنولوژی‌محور نوظهور طراحی شده است. این برنامه سلسله‌ای از دروس مرتبط با موضوع مدیریت شرکت‌های تکنولوژیک را با کارآموزی (همراه با حقوق) تابستانه در یک شرکت نوپا، پشتیبانی و راهنمایی مداوم، و فعالیت‌های شبکه‌ای ترکیب می‌کند. MFP یک دوره‌ی بسیار کامل و فراگیر آموزش کارآفرینی به شمار می‌آید که از آوریل تا دسامبر هر سال (شامل فصل‌های بهار، تابستان و پاییز) برگزار می‌شود. نام‌نویسی در این دوره منحصر به 12 دانشجوی برجسته‌ی مهندسی و علوم محض در دوره‌ی کارشناسی است.

Enterprising Students :  در این برنامه‌ی دانشگاه کمبریج برای دانشجویان این امکان وجود دارد که یک تابستان را همراه یک تیم کارآفرین بگذرانند. این برنامه یک برنامه یادگیری عملی می‌باشد. همچنین همراه این برنامه طی یک هفته فشرده دانشجویان با حضور در کمبریج با مهارت‌ها و دانش ایجاد کسب‌وکار آشنا می‌شوند. امکان شبکه‌سازی و دسترسی به منابع کمبریج نیز در این یک هفته وجود دارد.

کارآموزی فرامرزی: برنامه‌های کارآموزی یک‌ساله برای دانشجویان کارشناسی NUS در سیلیکون‌ولی[17] [17] یا بیوولی[18] [18] برگزار می‌شود. دانشجویان در کسب و کارهای نوپای های‌تک[19] [19] کارآموزی می‌کنند. در همان زمان، در دوره‌های کارآفرینی در دانشگاه استنفورد و یا دانشگاه پنسیلوانیا حضور می‌یابند.

5-3) مشاوره

مشاوره‌ها در قالب‌های مختلفی به کارآفرینان دانشگاهی عرضه می‌شوند. استفاده از جلسات نقد و بررسی، کلینیک‌های مشاوره، و مربی‌گری از جمله‌ی این روش‌ها هستند. تأمین مشاوران مورد نیاز نیز به طریقه‌های مختلفی صورت می‌گیرد نظیر، استفاده از شرکت‌های مشاوره‌ی حرفه‌ای، استفاده از افراد خبره‌ی علاقمند به همکاری با دانشگاه، و نیز کارآفرینان با تجربه. مهم‌ترین نوع مشاوره‌ای که در دانشگاه‌ها به کارآفرینان عرضه می‌شود  مربی‌گری است. این امکان یا در قالب برنامه‌های حمایتی دیگر مانند سرمایه‌گذاری و یا به طور مستقل فراهم می‌آید.

مربی‌گری [20] [20] : این برنامه جهت جایگزینی تجربه اندوخته‌شده در فرد ایجاد شده است یعنی چون تجربه از یک فرد به فرد دیگر قابل انتقال نیست، یک فرد متخصص و مجرب مسیر حرکت کسب‌وکارها را مدنظر قرار داده و در صورت لزوم حرکت آن‌ها را اصلاح می‌کند. یک کارآفرین ممکن است در ابتدای راه مهارت‌های لازم را نداشته باشد، یا درباره تصمیم خود مردد باشد که در اینصورت یک مربی می‌تواند برای او بسیار مفید باشد. مربی به‌خصوص در فاز راه‌اندازی بسیار گره‌گشاست.

کلینیک راه‌اندازی: حضور در کلینیک‌های راه‌اندازی به دارندگان ایده و طرح تجاری در ارزیابی میزان آمادگی آنها برای جذب سرمایه‌گذار کمک می‌کند، در این کلینیک‌ها کارآفرینان درمی‌یابند که سرمایه‌گذاران دقیقاً به دنبال چه چیزی می‌گردند، چگونه تصمیم می‌گیرند و از ارائه‌هایی که به عنوان نمونه انجام می‌شوند می‌آموزند چگونه طرح و ارائه‌‌ی خود را به نحو مناسبی انجام دهند. در یک کلینیک راه‌اندازی، کارآفرینان از پیش انتخاب شده طرح تجاری خود را ارائه می‌دهند و نظرات پانلی متشکل از خبرگان و نیز مخاطبان برنامه را دریافت می‌کنند.

5-4) تأمین منابع مالی

شاید مهمترین مسأله‌ی پیش روی کارآفرینان تأمین منابع مالی در مراحل مختلف راه‌اندازی باشد. در دانشگاه‌های مورد بررسی سه منبع حمایت مالی مشاهده شد: (1) اصلی‌ترین روش تأمین مالی کسب و کارها از طریق سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر است. کاری که دانشگاه در این زمینه انجام می‌دهد فراهم آوردن ارتباطات هرچه بیشتر کارآفرینان و سرمایه‌گذاران بالقوه از طریق ایجاد شبکه‌ها و برگزاری مراسم‌های مختلف است. دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، و استنفورد در فراهم کردن چنین بستری بسیار موفق عمل کرده‌اند. (2) در برخی موارد خود دانشگاه نسبت به سرمایه‌گذاری در کسب و کارها اقدام می‌نماید که این کار نیز خود به دو روش انجام می‌شود از طریق دفاتر ثبت تکنولوژی در دانشگاه یا از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر متعلق به دانشگاه (3) از طریق برنامه‌های خاص نهادهای غیردانشگاهی مستقر در دانشگاه که عمدتاً در تأمین سرمایه‌ی هسته[21] [21] و در مرحله‌ی تبدیل ایده به فرصت صورت می‌گیرد و علاوه بر تأمین سرمایه خدمات دیگری نیز به کارآفرینان ارائه می‌دهند.

دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد:

این دو دانشگاه الگور تقریباً مشابهی دارند. در مرحله‌ی تبدیل ایده‌ها به طرح‌های منسجم و قابل دفاع در برابر سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، بیشتر نهادهای غیردانشگاهی که در بخش ساختار در مورد نقش آنها توضیح داده شد فعال هستند (مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست-لملسون و دشپند در مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و C2C در استنفورد) و به سرمایه‌گذاری در مرحله‌ی ایده و تأمین سرمایه‌ی هسته می‌پردازند. در این قسمت به دو نمونه از برنامه‌های این مؤسسات اشاره می‌شود. چنانچه این ایده‌ها مراحل اولیه‌ی خود را سپری کنند سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر که شبکه‌های ارتباطی گسترده‌ای با دانشگاه دارند در طرح‌های جذاب سرمایه‌گذاری می‌کنند. دانشگاه‌ها خود کمتر به سرمایه‌گذاری مستقیم اقدام می‌کنند، ولی چنانچه بحث ایجاد یک کسب و کار بر پایه‌ی تکنولوژی توسعه‌یافته و ثبت‌شده در دانشگاه باشد ممکن است دفتر ثبت تکنولوژی خود به عنوان یک شریک و سرمایه‌گذار به همکاری با تیم کارآفرین بپردازد.

دانشگاه کمبریج: مؤسسه‌ی انترپرایز دو محل برای تامین سرمایه مالی کسب‌وکارهای نوپا دارد: صندوق چالش دانشگاه ( UCF [22] [22] ) و صندوق سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر دانشگاه ( UVC [23] [23] ). این دو صندوق، سرمایه پیش‌هسته را در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌دهند. اگر تصمیم بر این گرفته شود که تجاری‌سازی ایده یا مفهوم کسب‌وکار باید به شکل راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدی باشد، سرمایه‌ی اولیه ممکن است از طریق UCF و UVC باشد. نیروهای زبده‌ای در UCF فعالیت می‌کنند که در این‌گونه مواقع مدیریت پرونده‌ی مورد مربوطه را که باید به کسب‌وکار تبدیل شود، بر عهده می‌گیرند. انترپرایز البته روابط بسیار مناسبی با دیگر مؤسسه‌های سرمایه‌گذاری دارد که در مراحل بعدی می‌تواند از یاری آن‌ها بهره بگیرد. از جمله این موارد گرنت‌[24] [24] هایی هستند که توسط آژانس‌های مختلف دولتی و اروپایی نظیر وزارت بازرگانی و صنایع، اتحادیه اروپایی، اتاق بازرگانی ارائه می‌شوند.

دانشگاه سنگاپور: با ایجاد یک شرکت در NUS ، دفتر ارتباطات صنعتی و فناوری عملاً یکی از شرکای تجاری قلمداد می‌شود و اگر علاوه بر حمایت‌های معنوی و حقوقی به حمایت‌های مالی نیز نیاز باشد دفتر پشتیبانی کسب و کار نیز درگیر می‌گردد. طبق قوانین دانشگاه در این شرایط، دانشگاه مالک فناوری اختراعی محسوب گردیده و در قبال حمایت‌های فوق‌الذکر، دانشگاه به طور عادلانه در سهام شرکت سهیم می‌شود. دفتر پشتیبانی کسب و کار از متخصصینی برای کمک به کسب و کارهای نوپا در ارزیابی طرح‌های تجاری و ایجاد ارتباط با شبکه‌ی وسیعی از مربیان کسب و کار، مشاوران و سرمایه‌گذاران بهره می‌گیرد. کسب و کارهای واجد شرایط از کمک‌های مالی تا سقف 300000 دلار سنگاپور برخوردار می‌شوند. علاوه بر این تلاش‌های بسیاری شده است تا سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر به همکاری با دانشگاه و سرمایه‌گذاری در طرح‌ها ترغیب شوند.

6) توسعه‌ی کارآفرینی به عنوان یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه

کارآفرینی در دانشگاه‌ها علاوه بر اثرات مثبتی که می‌تواند در زمینه‌ی توسعه‌ی نوآوری، افزایش رفاه، رشد اقتصادی، و ایجاد اشتغال در اقتصاد محلی و فراتر از آن در اقتصاد کشور داشته باشد، یک منبع درآمدی پایدار نیز برای دانشگاه به حساب می‌آید.

در نمودارهای بعد نمودار درآمدهای حاصل از حق امتیازهای واگذارشده توسط دو دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد نشان داده شده است. نمودار سمت چپ مربوط به دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و نمودار سمت راست مربوط به دانشگاه استنفورد است.  

همان‌گونه در دو نمودار فوق دیده می‌شود رشد درآمدهای کسب شده در هر دو دانشگاه رشدی نمایی را دنبال می‌کند. چنین رشدی حاصل از یک حلقه‌ی دینامیکی مثبت است که چرخه‌ی درآمدزایی خوانده می‌شود.

برای تشریح چگونگی این درآمدزایی لازم است درباره‌ی فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی توضیح داده شود. فرآیند تجاری‌سازی عبارت است از تبدیل فن‌آوری‌های دانشگاه به محصولات/خدمات/کسب و کارهای جدید که از یک سو اثرات مثبتی بر رفاه جامعه دارد و از سوی دیگر درآمدهایی ایجاد می‌کند که هم مخترع، هم دانشگاه، و هم نهادهای اثرگذار بر کارآفرینی از آن برخوردار می‌شوند و می‌توانند فعالیت‌های خود را گسترش دهند.

نقش کلیدی در این فرآیند را مالکیت معنوی و حقوقی که دانشگاه نسبت به اختراعات و تکنولوژی‌های توسعه‌یافته در دانشگاه دارد ایفا می‌کند. با وجود برخی تفاوت‌ها و در نظر گرفتن ملاحظاتی چند در تعیین سهم دانشگاه؛ به عنوان یک قاعده‌ی کلی، دانشگاه به عنوان مالک تمام اختراعاتی شناخته می‌شود که توسط کارکنان آن تحت قرارداد منعقده‌ی فی‌مابین، با استفاده از منابع مالی یا سایر منابع (آزمایشگاهی، تحقیقاتی، کارگاهی و ...) دانشگاه به نتیجه می‌رسند.

6-1) فرآیند تجاری‌سازی

1- تحقیق: مشاهدات و تجربیات بدست آمده در خلال فعالیت‌های تحقیقاتی غالباً منجر به کشفیات و اختراعات می‌شود. یک اختراع عبارت است از هر فرآیند، ماشین یا ترکیبی از مواد که مفید و سودمند باشد. بیشتر مواقع چند محقق در یک اختراع سهیم هستند.

2- افشای اولیه: برقراری ارتباط اولیه با دفتر ثبت تکنولوژی برای بحث در خصوص اختراع و کسب راهنمایی درباره‌ی نحوه‌ی افشا، ارزیابی و فرآیند حفاظت که در ذیل توضیح داده می‌شوند.

3- افشای اختراع: ابلاغ کتبی اختراع به دفتر ثبت تکنولوژی که نقطه‌ی شروع فرآیند رسمی انتقال تکنولوژی است. این اعلامیه به عنوان یک سند محرمانه حفظ می‌شود و در آن باید تمامی جوانب طرح با جزئیات، شرح داده شود تا امکان بررسی گزینه‌های مختلف تجاری‌سازی و اقناع مشتری فراهم آید.

4- ارزیابی: به دوره‌ای گفته می‌شود که در آن متخصصین ثبت تکنولوژی به مرور اطلاعات افشا شده، جستجو در حق اختراع‌های ثبت شده، تحلیل بازار و تکنولوژی‌های رقیب می‌پردازند تا پتانسیل تجاری سازی اختراع را تعیین کنند. بر مبنای این ارزیابی استراتژی واگذاری حق‌امتیاز به یک شرکت موجود یا راه‌اندازی یک شرکت جدید مشخص می‌شود.

5- حفاظت: فرآیندی است که برای حفاظت اختراع پیگیری می‌شود تا انگیزه‌ی لازم در شخص ثالث برای تجاری سازی ایجاد شود. روش رایج برای حفاظت حق اختراع است که برای این کار باید در دفتر حق اختراع کشور محل اختراع پرونده تشکیل داد و در صورت لزوم در سایر کشورها نیز آن را به ثبت رسانید.

6- بازاریابی: پس از معرفی تکنولوژی به دفتر ثبت تکنولوژی، کارشناسان شرکت‌هایی را که تجربه، منابع و شبکه‌های کسب‌وکار لازم برای عرضه‌ی تکنولوژی به بازار را دارا هستند شناسایی می‌کنند. این کار ممکن است به واگذاری حق‌امتیاز به یکی از این شرکت‌ها یا شکل‌گیری یک شرکت جدید منتهی شود.

7- الف): اگر ایجاد یک کسب‌وکار جدید به عنوان مسیر بهینه‌ی تجاری‌سازی انتخاب شد، دفتر ثبت تکنولوژی به بنیانگذاران شرکت جدید در برنامه‌ریزی و ایجاد شرکت و تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز برای راه‌اندازی کمک می‌کنند.

7- ب) : اگر بهترین راه تجاری‌سازی استفاده از یک یا چند شرکت موجود بود، کارشناس دفتر گیرندگان بالقوه‌ی امتیاز را شناسایی کرده و علایق، هدف‌ها و برنامه‌های مشترک برای تجاری سازی کامل تکنولوژی را شناسایی می‌کند.

8- واگذاری حق امتیاز: تفاهم‌نامه‌ی واگذاری حق امتیاز قراردادی است مابین دانشگاه و شخص ثالثی که طی آن حقوق دانشگاه بر تکنولوژی در ازای منافع مادی یا غیرمادی به آن شخص واگذار می‌گردد. این تفاهم‌نامه در هر دو حالت بیان‌شده در قسمت 7 کاربرد دارد. مفهومی به نام تفاهم‌نامه‌ی اختیار نیز وجود دارد که از آن برای دادن فرصت به شخص ثالث برای ارزیابی تکنولوژی و بازار آن پیش از خرید حق امتیاز استفاده می‌شود.

9- تجاری‌سازی: شرکت گیرنده‌ی حق امتیاز به توسعه‌ی تکنولوژی و سرمایه‌گذاری در آن برای تولید محصول یا خدمت می‌پردازد. این مرحله ممکن است در برگیرنده‌ی، تحقیق و توسعه، کسب مجوزهای قانونی، بازاریابی و فروش، پشتیبانی، آموزش و نظایر آن باشد.

10- درآمد: درآمد دریافتی از محل حق امتیاز میان سرمایه‌گذاران و دانشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی و بودجه‌ی عمومی دانشگاه توزیع می‌شود تا در فعالیت‌های بعدی به کار گرفته شوند. در مورد ضوابط تقسیم درآمد در قسمت بعد توضیح داده می‌شود.

 

6-2) تقسیم منافع حاصله

برای تقسیم مناقع حاصل از تجاری‌سازی یک تکنولوژی مابین ذینفعان، هر یک از دانشگاه‌ها خط مشی خاص خود را دارند. تمام دانشگاه‌های مورد بررسی دارای قسمتی تحت عنوان دفتر ثبت تکنولوژی هستند که وظیفه‌ی رسیدگی به امور ثبت مالکیت معنوی، اجرای فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی، و تعیین خط مشی و سیاست‌های دانشگاه در این زمینه را بر عهده دارند. به عنوان نمونه خط‌مشی دانشگاه استنفورد و سنگاپور در ذیل ذکر می‌شود.

خط مشی استنفورد: تمام وجوه حق امتیاز توسط OTL [25] [25] جمع‌آوری می‌شود، پس از پایان سال مالی استنفورد، حق امتیازهای واصله به صورت زیر توزیع می‌شوند: 15% برای پشتیبانی عملیات OTL کسر می‌شود، هزینه‌های مستقیم از قبیل هزینه‌های ثبت حق اختراع، که توسط دارنده حق امتیاز بازپرداخت نمی‌شود نیز کسر می‌شوند. سپس حق امتیازهای خالص به سه بخش تقسیم می‌شوند:( الف) یک سوم سهم مخترع (مخترعین) (ب) یک سوم سهم دپارتمان مخترع (ج) یک سوم سهم دانشکده‌ی مخترع.

حق امتیازهای تعلق گرفته به دپارتمان و دانشکده می‌بایست تنها برای مقاصد تحقیقاتی و آموزشی مورد استفاده قرار گرفته و منبع اضافی مهمی از سرمایه‌گذاری‌های این نهادها را تشکیل می‌دهند.

خط مشی دانشگاه ملی سنگاپور: حقوقی که از تجاری سازی طرح حاصل می‌شوند به این ترتیب تقسیم خواهند شد: مخترع 50 درصد، دانشکده 30 درصد، دانشگاه 20 درصد. در حال حاضر نرخ تقسیماتی که دانشگاه قید کرده‌است به این صورت می‌باشد. در حالی که این نحوه‌ی توزیع می‌تواند در زمان‌های مختلف با تصمیم دانشگاه تغییر نماید، اما در هر زمان وضعیت غالب، قابل بحث نبوده و بایستی به آن عمل شود. اگر بیش از یک مخترع در طرح همکاری داشته‌ باشند، 50 درصد حق مخترع بین تمامی تیم با نرخی که خود با یکدیگر توافق می‌کنند تقسیم خواهد شد.
 
7) جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی برای کشور

در این مقاله به بررسی یافته‌های یک پژوهش در بررسی چند نمونه‌ی موردی شامل دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، استنفورد، سنگاپور، و کمبریج پرداخته شده است. هدف از این مطالعات موردی شناسایی الگوهایی است که در این دانشگاه‌ها برای تسهیل کارآفرینی و شکل‌گیری واحدهای نوپا و حمایت آنها به کار برده شده است. یافته‌های تحقیق در سه محور اصلی ساختار توسعه‌ی کارآفرینی، خدمات و برنامه‌های کارآفرینی، و نتایج مادی فعالیت‌ها برای دانشگاه طبقه‌بندی شده‌اند.

ساختار توسعه‌ی کارآفرینی: مؤلفه‌های ساختار توسعه‌ی کارآفرینی را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود: (1) نهادهایی که از سوی دانشگاه و با مأموریت و چشم‌انداز مشخص راه‌اندازی شده‌اند. (2) نهادهایی که از سوی بخش خصوصی و سازمان‌های غیردولتی به صورت کار مشترک دانشگاه و آن سازمان ایجاد می‌شوند. (3) شبکه‌هایی که حول محور موضوعات مختلف شکل گرفته‌اند و بستر گردش اطلاعات، همکاری‌ها، و جذب منابع به شمار می‌آیند.

خدمات و برنامه‌های کارآفرینی: یکی از اقدامات اصلی دانشگاه‌ها در زمینه‌ی کارآفرینی به ترغیب و انگیزش دانشجویان در مرحله‌ی اول و خانواده‌ی دانشگاه در مرحله‌ی بعد اختصاص دارد. برای این منظور از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. طیف این اقدامات نسبتاً گسترده است و در قالب‌های متنوع و خلاقانه در هر دانشگاه برگزار می‌شوند. در زمینه‌ی آموزش‌های کارآفرینی به نظر می‌رسد جهت‌گیری کلی به سمت استفاده‌ی هر چه بیشتر از روش‌های یادگیری در عمل و کسب تجربه است و اگرچه روش‌های سنتی مبتنی بر کلاس درس جایگاه خاص خود را دارند، کارآموزی‌ها و برنامه‌های آموزشی ابتکاری یادگیری عملی نقش پررنگی پیدا کرده‌اند. مشاوره‌ها در قالب‌های مختلفی به کارآفرینان دانشگاهی عرضه می‌شوند. استفاده از جلسات نقد و بررسی، کلینیک‌های مشاوره، و مربی‌گری از جمله‌ی این روش‌ها هستند. در دانشگاه‌های مورد بررسی سه منبع حمایت مالی مشاهده شد: (1) اصلی‌ترین روش تأمین مالی کسب و کارها از طریق سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر است. (2) بعضاً خود دانشگاه نسبت به سرمایه‌گذاری در کسب و کارها اقدام می‌نماید (3) از طریق برنامه‌های خاص نهادهای غیردانشگاهی مستقر در دانشگاه در تأمین سرمایه‌ی هسته و در مرحله‌ی تبدیل ایده به فرصت صورت می‌گیرد.

درآمدزایی دانشگاه کارآفرین: کارآفرینی در دانشگاه‌ها علاوه بر اثرات غیرمادی آن یک منبع درآمدی پایدار نیز برای دانشگاه به حساب می‌آید. درآمد دانشگاه از کارآفرینی به دو طریق حاصل می‌شود، دریافت حق فروش محصول (رویالتی) از حق امتیازهای واگذار شده یا سود سهام شرکت‌هایی که دانشگاه به طرق مختلف در آنها سهام دار است.

در خاتمه با توجه به بررسی های صورت گرفته موارد ذیل به عنوان راهکارهای پیشنهادی برای توسعه ی کارآفرینی در دانشگاه های کشور ارائه می گردد:

1- مهمترین عامل در توسعه‌ی کارآفرینی، عامل انگیزاننده است. چنان‌چه پیشرانه‌ی لازم برای تحقیقات با نگاه مشتری‌محور و بازارمدار وجود نداشته باشد، فعالیت‌های صورت‌گرفته نتیجه‌ی چندانی نخواهد داشت. این عامل انگیزاننده بهره‌مندی تمامی عوامل دخیل در فرآیند خلق محصولات و فن‌آوری‌های نو از عواید حاصل از تجاری‌شدن کار آنهاست. وجود قوانین مالکیت معنوی محکم جهت جلوگیری از استفاده‌ی غیرمجاز، و نیز داشتن خط‌مشی‌های روشن و شفاف تعیین‌کننده‌ی سهم هر یک از ذی‌نفعان(اعم از مخترعان، دانشکده‌ها و آزمایشگاه‌ها، و دانشگاه) ضرورتی غیرقابل‌اجتناب است.

٢- تغییر نگرش در مدیران دانشگاهی و صنعتی و تحقق این باور مشترک که حیات و توسعه هر یک از این دو کاملاَ به دیگری وابسته است از مهمترین عوامل تأثیرگذار می باشد که امید می رود با تحقق اصل ٤٤ قانون اساسی و گشوده شدن دروازه های سازمان تجارت جهانی به روی صنعت و تجارت کشور این نگرش نهادینه گردد.

٣- تقویت و توسعه ی کمی و کیفی مراکز کارآفرینی، مراکز رشد، و پارک های علم و فن آوری در کشور و توسعه ی ارتباطات شبکه ای آنها در سطح ملی و فراملی که موجب تحقق سازمان یافتگی (خودسازماندهی) صنعت، دولت، و دانشگاه و نهایتاَ تشکیل و پویایی نظام ملی نوآوری خواهد شد.

٤- ضرورت ایجاد ساختارهای حمایت مالی از کارآفرینان حقیقی و حقوقی نوپا در قالب صندوق های سرمایه گذاری مخاطره پذیر، بانک های تخصصی، و شبکه های فرشتگان کسب و کار[26] [26] کاملاَ احساس می شود.

٥- هدایت ”وقف“ و ایجاد فرهنگ مربوط در فضای توسعه ی فن آوری های پیشرفته و ایجاد نهادهایی مشابه دشپند یا C2C که به توسعه ی کارآفرینی در این بخش کمک کنند بویژه در مراحل ابتدایی کسب و کار و تبدیل ایده به محصول ملموس که حمایت از آن به لحاظ اقتصادی به صرفه نیست.

8) مراجع

مراجع فارسی

1.                1)      حاج‌حسینی، حجت‌ا...، تحقیق و بررسی پیرامون نظام توسعه‌ی فناوری در ایران، فصل‌نامه توسعه تکنولوژی، بهار 1384.

2.                2)      فاتح‌راد، مهدی، طراحی الگوی ارتباط مؤثر صنعت و دانشگاه بر اساس نظریه‌ی خودسازماندهی و با رویکرد سیستم‌های پویا، رساله‌ی دکترا: دانشگاه تهران، 1383.

3.                3)      میزگرد تخصصی، 1384؛ دانش، مدیریت دانش، مراکز در شرکت‌های دانش بنیان، فصل‌نامه‌ی تخصصی مراکز رشد، رشد فناوری، سال اول شماره 2.

مراجع انگلیسی

4.                4)    Etzkowits, H., 1998. The norms of  entrepreneurial science: cognitive effects of the new university – industry linkage. Research Policy 27, 823-833.

5.                5)    Etzkowits, H., 2000. The second Academic Revolution: MIT and the Rise of Entrepreneurial Science. Gordon and Breach, London.

6.                6)    Etzkowits, H., et al, 2000. The Future of the University and the University of the Future. Elsevier Research Policy 29, 313-330.

7.                7)    Webster, A., Rappert, B., 1997. Regimes of ordering: the commercialization of intellectual property in industrial-academic collaborations. Technology Analysis and Strategic Management 9, 115-129.

8.                8)    UNESCO (Oct. 1998). World Conference on Higher Education Higher Education Staff Development: A Continuing Mission - Thematic Debate , Higher Education in Twenty First Century: Vision and Action, Paris

9.                9)     Zoltan, J., Acs., 2005; Overview of the GEM, Executive Report.

مراجع اینترنتی

 

1

http://entrepreneurship.MIT.edu/

 

2

http://enterpriseforum.mit.edu /entrepreneurship/

 

٣

http://sen.stanford.edu

 

٤

http://stvp.stanford.edu

 

٥

http://ree.stanford.edu

 

٦

http://edcorner.stanford.edu

 

٧

http://www.stanford.edu/group/eship/resources/index.html

 

٨

http://otl.stanford.edu/inventors/resources.html

 

٩

http://www.nus.edu.sg/nvs/

 

١٠

http://www.nus.edu.sg/enterprise/

 

11

http://www.cambridge-mit.org/cgi-bin/default.pl?SSSID=551

 

 

 


 

 




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:28 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
 


گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی( ۴)- خدمات و برنامه‌های
توسعه‌ی کارآفرینی

گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه

در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی( ۴) - خدمات و برنامه‌های توسعه‌ی کارآفرینی

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

خدمات و برنامه‌های توسعه‌ی کارآفرینی

انگیزه‌بخشی

یکی از اقدامات اصلی دانشگاه‌ها در زمینه‌ی کارآفرینی به ترغیب و انگیزش دانشجویان در مرحله‌ی اول و خانواده‌ی دانشگاه در مرحله‌ی بعد اختصاص دارد. برای این منظور از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. طیف این اقدامات نسبتاً گسترده است و در قالب‌های متنوع و خلاقانه در هر دانشگاه برگزار می‌شوند. احتمالاً مهمترین فعالیت از این دست مسابقه‌های BP است که تقریباً در همه‌ی دانشگاه‌های مورد بررسی برگزار می‌شود. بجز مسابقه، برگزاری سخنرانی‌های منظم با دعوت از کارآفرینان برجسته، سمینارها، و گروه‌های بحث نیز از جمله‌ی این اقدامات ترویجی به شمار می‌آیند.

مسابقه‌های BP

یکی از اقدامات مشترک در دانشگاه‌های مورد بررسی برگزاری مسابقه‌های سالانه‌ی طرح تجاری و کارآفرینی است. این مسابقه‌ها که معمولاً دارای جوایز ارزنده و چشمگیری هستند با عناوین موضوعات مختلفی برگزار می‌شوند. برخی از آنها به منظور تشویق ایده‌های برتر در زمینه‌های تجاری-اقتصادی و برخی نیز در زمینه‌های اجتماعی برگزار می‌شوند.

مسابقه‌ی کارآفرینی دانشگاه ملی سنگاپور

مسابقه‌ی Start-Up@Singapore یک مسابقه ملی در زمینه طراحی و راه‌اندازی فعالیت های اقتصادی و بازرگانی می‌باشد که به طور مشترک توسط مرکز کارآفرینی دانشگاه ملی سنگاپور [1] ، انجمن فارغ‌التحصیلان دانشکده اقتصاد و بازرگانی دانشگاه سنگاپور [2] و جامعه کارآفرینان دانشگاه سنگاپور [3] برگزار می‌شود. این مسابقه که برای اولین بار در سال 1999 برگذار شد، رشد و توسعه قابل توجهی داشته است و امروزه به صورت یک معبر مورد توجه برای راه اندازی فعالیت ‌های اقتصادی و همچنین جذب کارآفرینان مشتاق، سرمایه‌گذاران، مدیران ارشد و با سابقه در زمینه کسب و کارهای مخاطره‌آمیز و کارآفرینی در آمده است.

این رقابت شبکه‌ای از امکانات جهت سازمان‌دهی تیم‌ها، همکاری، نظارت و مشاوره، آموزش کارآفرینی و سرمایه را برای شرکت کنندگان فراهم می‌کند. حداقل پاداشی که تمامی شرکت‌کنندگان در مسابقه از آن برخوردار می‌شوند بازخور داوران معتبر مسابقه است. علاوه بر این مجموعه‌ای به ارزش 70.000 دلار آمریکا به صورت جوایز نقدی و غیر نفدی (محصولات و خدمات) بین برندگان مسابقه توزیع می‌شود.

مسابقه‌های کارآفرینی دانشگاه استنفورد

رقابت کارآفرینان: این رقابت BASES E-Challenge نام دارد و بزرگترین مسابقه‌ی طرح تجاری استنفورد با جایزه‌ی سالانه 75000 دلار وجه نقد و نیز در حدود 200000 دلار جوایز غیرنقدی (به صورت خدمات فنی و تجاری) می‌باشد. تیم‌های دانشجویی تجربه و کمک‌های مشاوره‌ای مورد نیاز را از طریق مربی‌گری، کارگاه‌ها و بازخورد از جانب کارآفرینان برتر، سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و افراد آکادمیک بدست می‌آورند.

رقابت کارآفرینان اجتماعی: عنوان این مسابقه Social E-Challenge است که مسابقه‌ی سالانه طرح‌های تجاری استنفورد برای کسب و کارهای انتفاعی و فعالیت‌های مخاطره‌آمیز غیرانتفاعی مرتبط با زمینه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی است. شرکت‌کنندگان توسط کارآفرینان اجتماعی برتر، رهبران غیرانتفاعی و سرمایه‌گذران فعالیت‌های انسان‌دوستانه مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. جایزه آن نیز بیش از 20000 دلار برای تأمین سرمایه‌ی اولیه و خدمات مورد نیاز است. این مسابقه، کارگاه‌ها، مراسم معارفه و برنامه‌های مربی‌گری را برای کمک به افراد علاقه‌مند در تیم‌های شرکت‌کننده، توسعه‌ی مهارت‌ها و تدوین طرح‌های تجاری ارائه می‌نماید. تیم‌ها برای توسعه‌ی ایده‌هایی که از یک زیربنای اجتماعی و یا زیست‌محیطی برخوردار بوده و در عین‌حال به لحاظ مالی توان ادامه‌ی فعالیت داشته باشند، به رقابت می‌پردازند. تعریف BASES از کارآفرینان اجتماعی عبارت است از کسانی که اشتیاق و علاقه‌ی شدید به یک رسالت و مأموریت اجتماعی را با سیستم و نظام شبه تجاری ترکیب می‌کنند.

مسابقه‌ی $100K دانشگاه MIT

این مسابقه در یک دوره‌ی یکساله امکان راه‌اندازی کسب‌و کار را برای افرادی که دارای ایده هستند فراهم می‌آورد و در طول این دوره شرکت‌کنندگان درباره‌ی کسب‌کار موفق می‌آموزند از دانش مشاوران برخوردار می‌شوند و با سایر دانشجویان علاقه‌مند آشنا شده و تیم خود را تشکیل می‌دهند.

مسابقه‌ی $100K ‌ پیشتر $50K بود ولیکن هم اکنون بخش جدیدی به آن اضافه شده است که اختصاص به کار‌آفرینی در کشور‌های در حال توسعه دارد و کل مبلغ مسابقه به $100K افزایش یافته است. دو بخش مسابقه عبارتند از 1) مسابقه‌ی کسب‌کار 2) مسابقه‌ی کار‌آفرینی توسعه

1)       مسابقه‌‌ی کسب‌و کار: در این مسابق طرح‌هایی شرکت می‌کنند که دارای فن‌آوری‌های پیشرفته و ریسک/ بازده‌ی بالایی باشند و یک بازار هدف قابل توجه را هدف می‌گیرند. این طرح‌ها غالباً مورد توجه صندوق‌های سرمایه‌گذاری در کسب‌کار‌های فن‌آورانه قرار دارند.

2)       مسابقه‌ی کار‌آفرینی توسعه: این مسابقه بر طرح‌هایی تمرکز دارد که برای جوامع کم ‌درآمد کشور‌های توسعه یافته و یا در حال توسعه آماده شده‌اند.

سایر برنامه‌های انگیزشی

Enterprise Tuesdays : این برنامه که در دانشگاه کمبریج برگزار می‌شود، شامل یکسری کارگاه‌ها و سخنرانی‌های هفتگی می‌باشد که در آنها از  کارآفرینان موفق و مشهور دعوت به عمل می‌آید. این کار به جوانان اعتماد به نفس لازم برای شروع کسب‌وکار خود را می‌دهد و آن‌ها را تشویق و علاقه‌مند به حرکت‌های کارآفرینانه می‌نماید. این برنامه برای تمام دانشجویان و کارمندان دانشگاه، آزاد است و مخصوصاً برای کسانی طراحی شده است که: می‌خواهند یاد بگیرند چگونه می‌توان ایده را به کسب‌وکار تبدیل کرد، می‌خواهند بفهمند آیا کارآفرینی برای آنها مناسب است یا خیر، می‌خواهند واژه‌های کسب‌وکار و نحوه تفکر تجاری را یاد بگیرند، می‌خواهند برخی مهارت‌های عملی کارآفرینی را یاد بگیرند و یا می خواهند بدانند چگونه در مراحل اولیه می‌توان از حقوق معنوی طرح خود حفاظت نمود. در این برنامه هر بار پس از سخنرانی امکان شبکه‌سازی پدید می‌آید زیرا امکان دیدن کارآفرینان و کسانی که به این موضوع علاقه‌مندند و در کمبریج حضور دارند، فراهم است.

گروه‌های تخصصی با موضوعات خاص: این گروه‌ها توسط اعضای فروم کسب و کار MIT ایجاد می‌شود به این صورت که دسته‌ای از اعضا که دارای علایق مشترک در یک زمینه هستند (به عنوان مثال ارتباطات راه دور، نانو‌تکنولوژی، RFID ، انرژی، پردازش پیشرفته) گروهی را تشکیل می‌دهند. این گروه به بحث و بررسی وقایع و روندهای آن صنعت می‌پردازند.

مجموعه سخنرانی‌های رهبران اندیشه کارآفرینانه: مجموعه‌ای از سمینارهای هفتگی با همکاری مشترک BASES و STVP در دانشگاه برگزار می‌شود که در آن‌ها از کارآفرینان موفق و سرمایه‌گذاران مطرح برای سخنرانی دعوت می‌شود تا دانشجویان را با مسایل روز آشنا سازند. در ادامه و در برنامه‌ی ناهار یا عصرانه‌ای که با حضور این افراد برگزار می‌گردد، دانشجویان در محیطی دوستانه می‌توانند سوالات و نظرات خود را با آن‌ها مطرح کنند.

BASES Digest : نشریه‌ای هفتگی است که به صورت الکترونیکی منتشر می‌گردد و آخرین اطلاعات مربوط به رویدادهای کارآفرینانه در استنفورد و سیلیکون‌ولی را به اطلاع اعضاء (بیش از ۵۰۰۰ عضو) می‌رساند.

آموزش

در زمینه‌ی آموزش‌های کارآفرینی به نظر می‌رسد جهت‌گیری کلی آموزش‌ها به سمت استفاده‌ی هر چه بیشتر از روش‌های یادگیری در عمل و کسب تجربه است و اگرچه روش‌های سنتی مبتنی بر کلاس درس جایگاه خاص خود را دارند، کارآموزی‌ها و برنامه‌های آموزشی ابتکاری یادگیری عملی نقش پررنگی پیدا کرده‌اند.

دوره‌ی E-Lab

یکی از پرطرفدارترین دوره‌های آموزش که در دانشکده‌ی مدیریت اسلون MIT ارائه می‌شود E-Lab نام دارد. دوره‌ای که در طول یک ترم ارائه می‌شود. دانشجویان در طول این دوره هفته‌ای یک روز در یک شرکت در حال راه‌اندازی مشغول به‌کار می‌شوند. تیمی میان‌‌رشته‌ای از دانشجویان MBA  و مهندسی برای حل مشکلات واقعی موجود کار می‌کنند. دانشجویان در این طرح وظایف مختلفی را برعهده می‌گیرند، وظایفی همچون انجام تحقیقات بازار یک شرکت در مرحله‌ی عرضه‌ی سهام به بازار بورس، تهیه برنامه‌ی بازاریابی یا تهیه پروفایل مشتریان شرکت.

تیم‌های دانشجویی رشته‌های علوم محض، و مهندسی و مدیریت یک روز در هفته را به صورت فعال در تعامل نزدیک با مدیریت ارشد شرکت قرار دارند و در نتیجه‌ی این مشارکت تجربیات ارزنده‌ای در مورد راه‌اندازی یک شرکت نوپا به‌دست می‌آورند. شرکت‌ها نیز دستیارانی را به‌خدمت می‌گیرند تا جنبه‌های ضروری کسب و کارشان را که در مراحل آغازین است تجزیه و تحلیل می‌کنند.

دوره‌ی MFP : یک برنامه‌ی کاری/ مطالعاتی 9 ماهه در دانشگاه استنفورد است که توسط STVP اجرا می‌شود. این برنامه به منظور ایجاد و توسعه‌ی یک درک تئوریک و عملی از تکنیک‌های رشد و توسعه‌ی شرکت‌های تکنولوژی‌محور نوظهور طراحی شده است. این برنامه سلسله‌ای از دروس مرتبط با موضوع مدیریت شرکت‌های تکنولوژیک را با کارآموزی (همراه با حقوق) تابستانه در یک شرکت نوپا، پشتیبانی و راهنمایی مداوم، و فعالیت‌های شبکه‌ای ترکیب می‌کند. MFP یک دوره‌ی بسیار کامل و فراگیر آموزش کارآفرینی به شمار می‌آید که از آوریل تا دسامبر هر سال (شامل فصل‌های بهار، تابستان و پاییز) برگزار می‌شود. نام نویسی در این دوره منحصر به 12 دانشجوی برجسته‌ی مهندسی و علوم محض در دوره‌ی کارشناسی است.

Enterprising Students برای دانشجویان این امکان وجود دارد که یک تابستان را همراه یک تیم کارآفرین بگذرانند. این برنامه یک برنامه یادگیری عملی می‌باشد. همچنین همراه این برنامه طی یک هفته فشرده دانشجویان با حضور در کمبریج با مهارت‌ها و دانش ایجاد کسب‌وکار آشنا می‌شوند. امکان شبکه‌سازی و دسترسی به منابع کمبریج نیز در این یک هفته وجود دارد.

کارآموزی فرامرزی: برنامه‌های کارآموزی یک‌ساله برای دانشجویان کارشناسی NUS در سیلیکون‌ولی یا بیوولی برگزار می‌شود. دانشجویان در کسب و کارهای نوپای های‌تک کارآموزی می‌کنند. در همان زمان، در دوره‌های کارآفرینی در دانشگاه استنفورد و یا دانشگاه پنسیلوانیا حضور می‌یابند.

مشاوره

مشاوره‌ها در قالب‌های مختلفی به کارآفرینان دانشگاهی عرضه می‌شوند. استفاده از جلسات نقد و بررسی، کلینیک‌های مشاوره، و مربی‌گری از جمله‌ی این روش‌ها هستند. تأمین مشاوران مورد نیاز نیز به طریقه‌های مختلفی صورت می‌گیرد نظیر، استفاده از شرکت‌های مشاوره‌ی حرفه‌ای، استفاده از افراد خبره‌ی علاقمند به همکاری با دانشگاه، و نیز کارآفرینان با تجربه

مربی‌گری [4] : مؤسسه‌ی انترپرایز دانشگاه کمبریج با پشتیبانی شرکت مشاوره KPMG ‌، برنامه مربی‌گری کسب‌وکارها را برای کمک به راه‌اندازی و رشد موفق شرکت‌های کارآفرین پیاده می‌کند. این برنامه جهت جایگزینی تجربه اندوخته‌شده در فرد ایجاد شده است یعنی چون تجربه از یک فرد به فرد دیگر قابل انتقال نیست، یک فرد متخصص و مجرب مسیر حرکت کسب‌وکارها را مدنظر قرار داده و در صورت لزوم حرکت آن‌ها را اصلاح می‌کند. یک کارآفرین ممکن است در ابتدای راه مهارت‌های لازم را نداشته باشد، یا درباره تصمیم خود مردد باشد که در اینصورت یک مربی می‌تواند برای او بسیار مفید باشد. مربی به‌خصوص در فاز راه‌اندازی بسیار گره‌گشاست.

کلینیک راه‌اندازی: این برنامه توسط فروم کسب و کار دانشگاه MIT برگزار می‌شود. حضور در کلینیک‌های راه‌اندازی به دارندگان ایده و طرح تجاری در ارزیابی میزان آمادگی آنها برای جذب سرمایه‌گذار کمک می‌کند، در این کلینیک‌ها کارآفرینان درمی‌یابند که سرمایه‌گذاران دقیقاً به دنبال چه چیزی می‌گردند، چگونه تصمیم می‌گیرند و از ارائه‌هایی که به عنوان نمونه انجام می‌شوند می‌آموزند چگونه طرح و ارائه‌‌ی خود را به نحو مناسبی انجام دهند. در یک کلینیک راه‌اندازی، دو شرکت از پیش انتخاب شده طرح تجاری خود را ارائه می‌دهند و نظرات پانلی متشکل از خبرگان و نیز مخاطبان برنامه در طول صرف شام غیررسمی دریافت می‌کنند.

برنامه کاتالیست مؤسسه‌ی دشپند: در برنامه‌ی کاتالیست مرکز دشپند یک گروه بسیار مجرب از افراد حضور دارند که از سابقه‌ی بالایی در نوآوری، تجاری‌سازی تکنولوژی، و کارآفرینی برخوردارند. این افراد در راستای مأموریت دشپند به مبتکران دانشگاه برای رسیدن ابداعاتشان به بازار کمک می‌کنند. هدف این برنامه سرعت بخشیدن به تحقیقاتی است که با نگاه تجاری‌سازی دنبال می‌شوند.

برنامه‌های GET SMART : در این برنامه گروه‌های کوچکی از کارآفرینان تکنولوژی ـ محور و یک مشاور گردهم می‌آیند تا در مورد مشکلی که توسط خود کارآفرینان انتخاب می‌شود به بحث بپردازند و در محیطی آرام و به دور از تنش‌های تجاری پاسخ سؤال‌های خویش را بیابند. پیش‌شرط شرکت در چنین جلساتی، عضویت در فروم کسب و کار MIT و نیز کارآفرین بودن است. در هر یک از این جلسات حداکثر 10 نفر کارآفرین در جلسه حضور دارند و محتویات جلسه محرمانه باقی می‌ماند و همه‌ی افراد فرصت طرح سؤال و گرفتن پاسخ را خواهند داشت. کارآفرینان هنگام ثبت‌نام برای جلسه‌ سؤالات خود را نیز تحویل می‌دهند که مشاور آن‌ها را دسته‌بندی کرده و پاسخ دهد.

 

تأمین منابع مالی

شاید مهمترین مسأله‌ی پیش روی کارآفرینان تأمین منابع مالی در مراحل مختلف راه‌اندازی باشد. در دانشگاه‌های مورد بررسی سه منبع حمایت مالی مشاهده شد: (1) اصلی‌ترین روش تأمین مالی کسب و کارها از طریق سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر است. کاری که دانشگاه در این زمینه انجام می‌دهد فراهم آوردن ارتباطات هرچه بیشتر کارآفرینان و سرمایه‌گذاران بالقوه از طریق ایجاد شبکه‌ها و برگزاری مراسم‌های مختلف است. دانشگاه‌های MIT ، و استنفورد در فراهم کردن چنین بستری بسیار موفق عمل کرده‌اند. (2) در برخی موارد خود دانشگاه نسبت به سرمایه‌گذاری در کسب و کارها اقدام می‌نماید که این کار نیز خود به دو روش انجام می‌شود از طریق دفاتر ثبت تکنولوژی در دانشگاه یا از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر متعلق به دانشگاه (3) از طریق برنامه‌های خاص نهادهای غیردانشگاهی مستقر در دانشگاه که عمدتاً در تأمین سرمایه‌ی هسته [5] و در مرحله‌ی تبدیل ایده به فرصت صورت می‌گیرد و علاوه بر تأمین سرمایه خدمات دیگری نیز به کارآفرینان ارائه می‌دهند.

دانشگاه کمبریج:

مؤسسه‌ی انترپرایز دو محل برای تامین سرمایه مالی کسب‌وکارهای نوپا دارد: صندوق چالش دانشگاه ( UCF [6] ) و صندوق سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر دانشگاه ( UVC [7] ). این دو صندوق، سرمایه پیش‌هسته را در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌دهند. اگر تصمیم بر این گرفته شود که تجاری‌سازی ایده یا مفهوم کسب‌وکار باید به شکل راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدی باشد، سرمایه‌ی اولیه ممکن است از طریق UCF و UVC باشد. نیروهای زبده‌ای در UCF فعالیت می‌کنند که در این‌گونه مواقع مدیریت پرونده‌ی مورد مربوطه را که باید به کسب‌وکار تبدیل شود، بر عهده می‌گیرند. انترپرایز البته روابط بسیار مناسبی با دیگر مؤسسه‌های سرمایه‌گذاری دارد که در مراحل بعدی می‌تواند از یاری آن‌ها بهره بگیرد. از جمله این موارد گرنت‌هایی هستند که توسط آژانس‌های مختلف دولتی و اروپایی نظیر وزارت بازرگانی و صنایع، اتحادیه اروپایی، اتاق بازرگانی ارائه می‌شوند.

دانشگاه سنگاپور:

با ایجاد یک شرکت در NUS ، دفتر ارتباطات صنعتی و فناوری عملاً یکی از شرکای تجاری قلمداد می‌شود و اگر علاوه بر حمایت‌های معنوی و حقوقی به حمایت‌های مالی نیز نیاز باشد دفتر پشتیبانی کسب و کار نیز درگیر می‌گردد. طبق قوانین دانشگاه در این شرایط، دانشگاه مالک فناوری اختراعی محسوب گردیده و در قبال حمایت‌های فوق‌الذکر، دانشگاه به طور عادلانه در سهام شرکت سهیم می‌شود. دفتر پشتیبانی کسب و کار از متخصصینی برای کمک به کسب و کارهای نوپا در ارزیابی طرح‌های تجاری و ایجاد ارتباط با شبکه‌ی وسیعی از مربیان کسب و کار، مشاوران و سرمایه‌گذاران بهره می‌گیرد. علاوه بر آن کسب و کارهای واجد شرایط از کمک‌های مالی تا سقف 300000 دلار سنگاپور برخوردار می‌شوند. علاوه بر این تلاش‌های بسیاری شده است تا سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر به همکاری با دانشگاه و سرمایه‌گذاری در طرح‌ها ترغیب شوند.

دانشگاه‌های MIT و استنفورد:

این دو دانشگاه الگور تقریباً مشابهی دارند. در مرحله‌ی تبدیل ایده‌ها به طرح‌های منسجم و قابل دفاع در برابر سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، بیشتر نهادهای غیردانشگاهی که در بخش ساختار در مورد نقش آنها توضیح داده شد فعال هستند ( MIT -لملسون و دشپند در MIT و C2C در استنفورد) و به سرمایه‌گذاری در مرحله‌ی ایده و تأمین سرمایه‌ی هسته می‌پردازند. در این قسمت به دو نمونه از برنامه‌های این مؤسسات اشاره می‌شود. چنانچه این ایده‌ها مراحل اولیه‌ی خود را سپری کنند سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر که شبکه‌های ارتباطی گسترده‌ای با دانشگاه دارند در طرح‌های جذاب سرمایه‌گذاری می‌کنند. دانشگاه‌ها خود کمتر به سرمایه‌گذاری مستقیم اقدام می‌کنند، ولی چنانچه بحث ایجاد یک کسب و کار بر پایه‌ی تکنولوژی توسعه‌یافته و ثبت‌شده در دانشگاه باشد ممکن است دفتر ثبت تکنولوژی خود به عنوان یک شریک و سرمایه‌گذار به همکاری با تیم کارآفرین بپردازد.

Inven team : این برنامه توسط مؤسسه‌ی Lemelson-MIT اجرا می‌شود و مأموریت آن ایجاد نسل جدیدی از نوآوران است. یک پاداش و کمک هزینه‌ی ملی، پرورش نوآوری در میان دانش‌آموزان دبیرستان است. تجربه‌ی ”تیم نوآور“ بر آن است در فرآیند پاداش‌دهی انگیزه‌ی لازم را برای تشخیص مشکل و نیاز، یافتن راه‌حل از طریق جلسات طوفان فکری، و سرانجام ساخت نمونه‌ی اولیه‌ی محصول را در دانش‌آموزان ایجاد نماید. یادگیری از طریق تجربه‌ی ایده‌ محوری این برنامه است. دانش‌آموزان با روش‌های طراحی مهندسی روز آشنا می‌شوند و کار گروهی Teamwork را تمرین می‌کنند.

i-Teams : i-Team دانش‌جویان توانمند و پرانگیزه فارغ‌التحصیل را با آزمایشگاه‌های تحقیقاتی MIT و نیز شبکه‌های ارتباطی کسب‌وکار گردهم می‌آورد. بیشتر پروژه‌های این تیم‌ها از برندگان پاداش‌های دشپند هستند. تیم‌های دانشجویی، توجیه‌پذیری تجاری تحولات علمی و مهندسی را ارزیابی می‌کنند. اعضای تیم توسط محققان ارشد آزمایشگاه، اعضای هیأت علمی مرکز کارآفرینی، و افراد برجسته‌ی جامعه‌ی کسب و کار منطقه راهنمایی می‌شوند. به این وسیله آنها جهت‌گیری فن‌آوری و بازارهای محصول را شناسایی کرده و نوآوری‌های دانشگاهی را به ثمر می‌رسانند.

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف


 

[1] - National University of Singapore (NUS) Entrepreneurship Center (NEC)

[2] - NUS Business School Alumni Association (NUSBSA)

[3] - NUS Entrepreneurship Society (NES)

[4] Mentorship

[5] Seed Money

[6] University Challenge Fund

[7] University Venture Capital Fund



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف



گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی (۳)- سازمان‌های غیر دانشگاهی

گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه

در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی (۳) - سازمان‌های غیر دانشگاهی

سازمان‌های غیر دانشگاهی

همان‌طور که پیشتر اشاره گردید برخی نهادهای مرتبط با توسعه‌ی کارآفرینی توسط افرادی خارج از دانشگاه و از طریق منابعی غیر از بودجه‌ی دانشگاه ایجاد شده‌اند. مؤسسه‌های دشپند و MIT -لملسون در دانشگاه MIT و C2C در دانشگاه استنفورد از جمله‌ی این نهادها هستند. وجه مشترک این سه نهاد مشارکت فعال آنها در قسمت تبدیل ایده به محصول است که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای کمتر تمایلی به سرمایه‌گذاری در آن دارند.

مرکز دشپند

این مرکز با سرمایه‌گذاری بیست میلیون دلاری آقا و خانم دشپند، در 2002 میلادی راه‌اندازی گردید. هدف از ایجاد این مرکز از سوی بنیان‌گذار آن ”پر کردن شکاف نوآوری“ عنوان شده است. شکاف نوآوری عبارت است از عدم تحقق ایده‌های مفید و اثربخش به دلیل موانع مختلفی که پیش روی آن‌ها قرار می‌گیرد.

ماموریت مرکز این است که فرآیند نوآوری را گسترش دهد و تضمین کند که ایده‌های خوب به واقعیت می‌پیوندند. راهی که برای این منظور در نظر گرفته است عبارت است از

·          ارتقای اولین مراحل توسعه‌ی تکنولوژی با استفاده از ” سرمایه‌گذاری انعطاف پذیر

·          اتصال مخترعان دانشگاه MIT با ”سرمایه‌گذاران و شبکه های کسب و کار“ ( به ویژه در نیو انگلند) از راه سیمپوزی م و آموزش و تلاش‌های مشابه.

·          گره زدن تحقیقات فن‌پایه دانشگاه MIT با نیاز بازار.

برای دستیابی به هدف گذر از شکاف نوآوری، مرکز دشپند، تعدادی برنامه را طراحی کرده که در داخل و خارج از محیط MIT اجرا می‌شود. مطابق این برنامه‌ها در طول پنج سال اول مرکز دشپند تا پانزده میلیون دلار را به نوآوری و طرح‌های خلاقانه اختصاص می‌دهد. این سرمایه‌گذاری، هیأت علمی و دانشجویان را بر آن داشته است تا در طرح‌ها و تحقیقاتی که به بازار ختم می‌شوند حضور یابند و در برنامه‌هایی که به تجاری شدن ایده‌ها سرعت بیشتر می‌بخشد مشارکت کنند.

از مفهوم تا شرکت

از مفهوم تا شرکت [1] که با نام اختصاری C2C شناخته می‌شود، عنوان یک صندوق سرمایه‌گذاری (اولیه) مخاطره‌پذیر [2] است که در سیلیکون ولی واقع شده است و به اساتید، محققین، کارکنان، فارغ‌التحصیلان یا دانشجویان دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی کمک می‌نماید تا فعالیت‌های اقتصادی مخاطره‌آمیز را بدون ترک مشاغل فعلی خود راه‌اندازی کنند. صندوق C2C بر دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی پیشرو در غرب ایالات متحده متمرکز نموده است. دانشگاه‌های Caltech و UCLA همکاری دارد.

C2C به عنوان یک شریک قابل اعتماد، مهارت و تخصص ویژه‌ای را در فرآیند شکل‌گیری شرکت "از ایده تا شرکت" ارائه می‌نماید. این صندوق در ایجاد تیم مدیریتی، تهیه‌ی طرح تجاری، کسب سرمایه‌ی اولیه و تبدیل ایده‌ها، محصولات و نمونه‌های اولیه به کسب و کارهای موفق، این محققین (که عموماً شرکتی را تابه‌حال راه‌اندازی نکرده‌اند) را یاری می‌نماید.

شبکه‌ها

یکی از مهمترین پایه‌های توسعه‌ی فرهنگ کارآفرینی شبکه‌های متعددی است که زمینه‌ی دسترسی کارآفرینان به منابع مالی، تحقیقاتی، مشاوره‌ای، دانش و تجربه را فراهم می‌آورند. کار‌آفرینان و صاحبان ایده به ‌نحوی از انحاء با سرمایه‌گذاران، انجل‌ها و سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر ارتباط داده می‌شوند تا ایده‌ها و کسب‌ و کار‌های کوچک تبدیل به شرکت‌ها و کمپانی‌های قدرتمند شوند. شبکه‌ها حول محورهای مختلفی شکل می‌گیرند، هرچند مهمترین آنها موضوع سرمایه است، ولیکن شبکه‌هایی با محوریت کارآفرینان با تجربه، و مباحث تخصصی نیز شکل می‌گیرند که می‌توانند فواید بسیاری داشته باشند. در این قسمت به نمونه‌هایی موفق از این شبکه‌ها در هر یک از محورها اشاره می‌شود. البته لازم به ذکر است که شبکه‌‌ها به واسطه‌ی شکل‌گیری آنها توسط گروهی از افراد علاقمند و خاصیت غیر انتفاعی و داوطلبانه بودن به راحتی شکل می‌گیرند و تعداد آنها زیاد است و موارد زیر تنها به عنوان مثال ذکر می‌شوند.

شبکه‌های با محوریت سرمایه

شبکه‌ی TCN

شبکه‌ی سرمایه‌گذاران TCN [3] یک سازمان غیر‌انتفاعی آموزشی خدماتی است که با مأموریت گرد‌هم‌آوری کار‌آفرینان و سرمایه‌‌گذاران بیش از دو دهه قبل تشکیل گردید. این مؤسسه پیشتر در MIT ، شبکه‌ی سرمایه‌گذاری فن‌آوری [4] خوانده می‌شد. این مؤسسه در سال 1984 به دست پروفسور ویلیام وتزل در CVR [5] در دانشگاه همپشایر به‌عنوان یک نهاد غیر‌انتفاعی تأسیس گردید و در سال 1994 به بوستون منتقل شد و به فرزند‌خواندگی MIT درآمد و همکاری‌اش را با آن آغاز کرد و در 2004 نامش را به The Capital Network  تغییر داد تا نقش و بازتاب بهتری در برقراری ارتباط بین گروه‌های گوناگونی از سرمایه‌گذاران و شرکت‌هایی ایفا کند که فرصت‌های مالی و مؤسسات سرمایه‌گذار را جستجو می‌کنند.

TCN برنامه‌های آموزشی در زمینه‌ی فرآیند سرمایه‌گذاری را برای سرمایه‌گذاران تدوین و ارائه می‌نماید آن‌ها را با دیگر شبکه‌های سرمایه‌گذاری آشنا می‌کند، اطلاعات کار‌آفرینان را در اختیارشان قرار می‌دهد و شرکت‌هایی را که به دنبال سرمایه‌گذاری مالی هستند به آن‌ها معرفی می‌کند.

انجمن سرمایه‌ی مخاطره آمیز: انجمن سرمایه‌ی مخاطره آمیز، بانی و حمایت کننده‌ی تنوعی از رویدادهای گروهی با سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و کارآفرینان شامل ایراد سخنرانی، کارگاه‌ها و سایر رویدادهای اجتماعی است. طیف اعضای انجمن از افرادی با تجارب قبلی تا کسانی که برای اولین بار در حال کاوش صنعت سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر هستند، تشکیل می‌شود. (دانشگاه استنفورد)

انجمن سرمایه (سهام) خصوصی: این انجمن به ترویج و افزایش اطلاع و آگاهی در مورد صنعت سرمایه‌گذاری خصوصی می‌پردازد. فعالیت‌های انجمن بر سرمایه‌ی مورد نیاز برای رشد و توسعه در مراحل میانی و سرمایه‌گذاری مراحل نهایی تمرکز یافته است. (دانشگاه استنفورد)

 

شبکه‌های با محوریت کارآفرینان

جامعه‌ی کارآفرینان

جامعه‌ی کار‌آفرینی MIT در سال 1997 به‌عنوان مؤسسه‌ای از سوی فارغ‌التحصیلان MIT برای کار‌آفرینی در تمامی قسمت‌های MIT ، بنا نهاده شد. مأموریت  E-Society ایجاد و راه‌اندازی یک شبکه‌ی ارتباطی انسانی بین دانشجویان  MIT و فارغ‌التحصیلان اخیر MIT و نیز درگیر کردن هیأت علمی، کارکنان و سایرین در فرآیند راه‌اندازی کسب و کارهای جدید است. منافع اصلی E-Society عبارتند از:

n         دسترسی به شبکه‌ای از‌ کار‌آفرینان مجرب که متعهد به خدمت‌رسانی، مربی‌‌گری و مشاوره به اعضاء هستند

n         فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری در ایده‌های نوی کار‌آفرینان MIT و مربی‌گری و مشاوره‌ی آن‌ها

n         ایجاد بهترین شیوه‌ی جبران خدمات  MIT ، نهادی که پیروزی در کسب و کار را ممکن می‌سازد.

انجمن کارآفرین: انجمن کارآفرینی در دانشگاه استنفورد فرصت‌های کسب مشاوره و شبکه‌سازی با مالکین کسب و کار در خارج را فراهم کرده و ارتباطاتی بین دانشکده‌ی عالی بازرگانی و جامعه‌‌ی کارآفرینانه در دره سیلیکون ایجاد می‌کند. این کلوب همراه با CES حامی بزرگترین کنفرانس در GSB بوده و کارآفرینان، سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و اعضای هیأت علمی را برای یک کنفرانس یک‌روزه در زمینه‌ی کارآفرینی گرد‌هم می‌آورد.

محور مباحث تخصصی

تک لینک: تک لینک MIT ( MIT Tech Link ) یک سازمان شبکه‌ای است برای دانش‌آموختگان، دانش‌جویان کار‌شناسی ارشد و حرفه‌ای‌ها به منظور همکاری، جستجوی تحقیقات نوین و پرورش ایده‌های خلاقانه و کار‌آفرینانه است. تک لینک با بیش 1200 عضو، بزرگترین نهاد دانشگاهی است که به صورت میان رشته‌ای در جامعه‌ی MIT مشغول به کار است. تک لینک توسط انجمن فارغ‌التحصیلان MIT ، انجمن فارغ‌التحصیلان دانشکده‌ی بازرگانی اسلون، و اسپانسر‌های بخش خصوصی حمایت می‌شود و رخدادها و مراسم‌‌‌ها سالیانه‌ای را دنبال می‌کند.

جامعه‌ی کارآفرینی دانشجویی آسیا- اقیانوسیه : جامعه‌ی کارآفرینی دانشجویی آسیا- اقیانوسیه یک سازمان کارآفرینی دانشجویی بین‌المللی است که به آموزش و شبکه‌سازی رهبران و پیشروان کارآفرینی دانشجو در سراسر جهان در زمینه‌ی تکنولوژی و کسب و کار اختصاص دارد. ASES - دانشگاه استنفورد سازمانی بنیان‌گذار است و عضو ارشد کمیته‌ی جهانی ASES است.

انجمن زنان در مدیریت: انجمن زنان در مدیریت دانشگاه استنفورد تشکیلاتی است که توسط دانشجویان سازماندهی شده و زنان را در دستیابی به پتانسیل حرفه‌ای کامل خود از طریق فراهم کردن مشاوره راهنمایی می‌نماید. این انجمن فعالیت‌های یادگیری و تبادل ایده‌ها در مورد موضوعات پیش‌روی زنان در مورد مدیریت، و ایفای نقش‌های رهبری پشتیبانی می‌کند.

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف
 

[1] Concept to Company

[2] Seed Venture Capital Fund

[3] The Capital Network

[4] Technology Capital Network

[5] Center for Venture Research

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
 

توسعه‌ی کارآفرینی در برخی دانشگاه‌های معتبر:” مفاهیم کلیدی، بررسی نمونه‌های موردی، و راهکارهای پیشنهادی“

توسعه‌ی کارآفرینی در برخی دانشگاه‌های معتبر:

” مفاهیم کلیدی، بررسی نمونه‌های موردی، و راهکارهای پیشنهادی“

  نویسندگان: بیژن ساعدپناه [1] ، مهدی فاتح راد[2]

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

1 ) چکیده

مقاله‌ی حاضر به ارائه‌ی نتایج حاصل از پژوهش صورت‌گرفته در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف دریاره‌ی الگوهای توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست [3] ، استنفورد، سنگاپور، و کمبریج می‌پردازد. هدف این مطالعه شناسایی مدل‌هایی است که در این دانشگاه‌ها برای تسهیل کارآفرینی و شکل‌گیری واحدهای نوپا و حمایت آنها به کار برده شده است. دو دانشگاه اول از جمله مثال‌های مطرح دانشگاه کارآفرین به شمار می‌آیند که سابقه‌ای نزدیک به سی سال در این زمینه دارند و سالانه تعداد زیادی شرکت از درون آن‌ها به منصه ی ظهور می رسد که درآمد نسبتاً قابل توجهی از محل تجاری‌سازی تکنولوژی‌های توسعه‌یافته برای دانشگاه کسب می کنند. دو مورد بعدی نیز مواردی هستند که در سال‌های اخیر اقدام به ایجاد نظام‌ها و ساختارهایی به این منظور در سطح دانشگاه نموده‌اند.

در این مقاله، سه رکن کلیدی توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها  مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ (الف) ساختار که عبارت است از مجموعه‌ی نهادهای وابسته به دانشگاه یا مستقل که در مراحل مختلف فعالیت کارآفرینان خانواده‌ی دانشگاه تأثیر گذارند، (ب) مجموعه‌ی خدمات و برنامه‌هایی که با هدف ایجاد انگیزه، راهنمایی و حمایت از کارآفرینان صورت می‌گیرند (ج) چگونه توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه سبب ایجاد یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه می‌شود.

عبارات کلیدی: دانشگاه کارآفرین، توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه، ساختارهای توسعه‌ی کارآفرینی، خدمات و برنامه‌های توسعه‌ی کارآفرینی

2) مقدمه

در سال‌های اخیر توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بازتعریف دانشگاه تحت عنوان دانشگاه کارآفرین با جایگاه و نقشی متفاوت از دانشگاه سنتی یکی از علل عمده‌ی چنین تحولی است. در این بازتعریف، دیگر برونداد دانشگاه  آموزش و پژوهش صرف نیست بلکه دانشگاه باید به فکر ایفای نقش ملموس در افزایش سطح رفاه جامعه باشد. خروجی‌های دانشگاه باید مطابق با نیازمندی‌های اجتماع باشند و منجر به ارائه‌ی ابداعات و نوآوری‌هایی شوند که به بهبود عمومی شرایط زندگی افراد کمک می‌کنند. حرکت به این سمت طبعاً مستلزم فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم و ایجاد تغییراتی متناسب با رسالت جدید در دانشگاه است.

دانشگاه‌هایی که در این زمینه پیشرو بوده‌اند نظیر مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد توانسته‌اند نتایج شگرفی برای دانشگاه و جامعه به ارمغان بیاورند. تنها در ماساچوست بیش از ۱۰۰۰ شرکت توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست بر پا شده است، عدد شرکت‌های فارغ‌التحصیلان مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست در سرتاسر جهان به ۴۵۰۰ می‌رسد. دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست به طور متوسط روزانه دو اختراع را به ثمر می‌رسانند. دفتر ثبت تکنولوژی هفته‌ای 4 حق‌اختراع را ثبت می‌کند، سالیانه صدها حق‌امتیاز را به صنعت واگذار می‌کند، و در راه‌اندازی 15 تا 20 شرکت جدید مشارکت می‌جوید. بنا به آمار موجود از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۱ در مجموع بیش از ۲۰۰ شرکت توسط دفتر ثبت تکنولوژی دانشگاه راه‌اندازی شده است که هزاران نفر را در استخدام خود دارند و ارزش بازار آنها در سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است. دانشگاه استنفورد نیز با قرار گرفتن در نزدیکی سیلیکون ولی توانسته است زمینه‌ساز ایجاد بسیاری از شرکت‌های موفق تکنولوژی‌محور شود. شرکت‌هایی که از معروف‌ترین آنها می‌توان به Hewlett-Packard ، Sun Microsystems ، Cisco Systems و Silicon Graphics و Google اشاره نمود. فروش سهام دانشگاه در شرکت Google به تنهایی درآمدی قریب 300 میلیون دلار را از آن دانشگاه کرد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در تربيت نخبگان

گاليا توانگر

وقتي شور جواني با اشتياق ساختن درمي آميزد، اعجازي شگرف رقم مي خورد.
در سالن نمايشگاه دستاوردهاي مخترعين دانشجوي بسيجي هر جا سر بر مي گرداني، عطر گل هاي خواستن و توانستن به مشام مي رسد. زيباست كه علم با تعهد گره بخورد و از بستر چنين نمايشگاه ها و جشنواره هايي مديران موفق آينده سر برآورند.
هر چند صندوقچه درددل ها پر است، ولي اميدي كه در ذهن و دل اهالي جوان اين قافله مي جوشد، هرگز به سكون نمي گرايد. آنها به اين باور رسيده اند كه موانع مقدمه رفتن و رسيدن هستند. با اين حال هنوز هم مخترعين جوان با ده ها چالش پيش روي خود دست و پنجه نرم مي كنند. نبود يك سازمان مشخص براي حمايت و پيگيري كار و مطالبات مخترعين، نبود حمايت هاي مالي و عدم اعتماد برخي برنامه ريزان به توانمندي ها و مشاوره هاي مبتكرين جوان و از همه مهمتر هزار توي ارائه و ثبت اختراع از موارد متعدد مشكلات حل نشده زندگي مخترعين جوان است.
در اين جشنواره 2850 اثر از كل كشور شركت كرده بودند كه پس از ارزشيابي مرحله اول در سطح استان ها 750 اثر به جشنواره كشوري راه پيدا كرده و درنهايت 75 اثر مورد تجليل قرار گرفته اند. اين آثار در موضوعات طرح هاي پژوهشي 550 مورد، اختراعات 470، مقالات 1680، كتب تأليفي 150 جلد بوده است.
در رشته هاي تحصيلي علوم انساني 80 اثر، علوم پايه 160، كشاورزي 100، علوم پزشكي 180، فني و مهندسي 210 و هنر 20 اثر ارائه شد.
29 اثر برگزيده در مقطع دكتري، 14 اثر در مقطع كارشناسي ارشد، 63 اثر در مقطع كارشناسي و 5 اثر در مقطع كارداني شايسته تقدير تشخيص داده شدند.
هرگز عقب نشيني نكردم!
فضاي نمايشگاه در سالن دانشكده مهندسي مكانيك دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي كوچك است و هياهوي دانشجويان كه هر كدام براي بهتر ارائه دادن كارهايشان به بازديدكنندگان و البته انتقال مسائلشان به مسئولان درتلاشند، كاملا احساس مي شود.
جلال الدين صدري فارغ التحصيل رشته برق قدرت از دانشگاه زنجان با 8 اختراع به ثبت رسيده يكي از شركت كنندگان اين جشنواره است. بسياري از كارهاي او در جشنواره هاي بين المللي نيز مورد تقدير قرار گرفته اند. وي هيچ وقت نام اولين اختراعش و آغاز دست و پنجه نرم كردن با فرازونشيب هاي عرصه پژوهش و تحقيق را از ياد نمي برد.
صدري مي گويد: «اولين بار اصلا نيتم ورود به دنياي مخترعين نبود. مي خواستم پژوهش و تحقيقي در دوران دانشجويي خود داشته باشم. ربات كنترل حريق با نيت تجربه كار پژوهشي متولد شد. تمام نمونه هاي موجود را مورد بررسي قرار دادم و سرانجام توانستم نمونه داخلي را كه بسيار دقيق تر از نمونه هاي مشابه خارجي است، خلق كنم.»
از وي مي خواهم كه پيرامون مشكلات فرارويش صحبت كند. پس از مكث كوتاهي مي گويد: «مشكلات در هر مسيري وجود دارد، مهم اين است كه باورمان را به هدف و خودمان از دست ندهيم. چيزي كه بيش از مشكلات مالي براي مخترعين جوان اشكال تراشي مي كند، مشكلات اداري ثبت اختراع است. حتما شنيده ايد كه مخترعين تمام ذهنشان درگير كارشان است و دوست ندارند درگير مسائل حاشيه اي شوند. فكر مي كنم اين كمترين حق مبتكر جوان باشد كه به جز اختراعش مضطرب روند اداري كار نباشد. ما نياز داريم تمام تلاش خود را معطوف به روند تحقيقات و پژوهش كنيم، نه اين كه از پله هاي سازمان هاي اداري براي ثبت اختراع و معرفي كردن كار بالا و پايين برويم.»
اين دانشجو ادامه مي دهد: «گاهي نااميد مي شوم، ولي هرگز تصميم نگرفتم رها بكنم. گاهي راهي كه در مسير تحقيق رفته بودم، نتيجه نمي داد و مجبور مي شدم از نو شروع كنم. حالا تصور كنيد در اين دغدغه بايد به مسائل مالي و حمايتي هم فكر مي كردم.»
ساماندهي وضع نخبگان را با جديت پيگيري كنيم
حامد شاه ميرزايي جوشقاني كارشناس ارشد مكانيك ماشين هاي كشاورزي آن گوشه سالن در غرفه شهركرد چانه زني مي كند كه فقط دو دقيقه يكي از مسئولين بازديدكننده به حرف هايش با دقت گوش دهد. وي و هم گروهي هايش دستگاه صرفه جويي آب را تحت عنوان سامانه خودكار كنترل آب مصرفي ارائه داده اند. اين طرح در شرايط فعلي كه بحث صرفه جويي داغ است، اهميت ويژه اي دارد.
شاه ميرزايي از مسئول بازديدكننده- كه يكي از نمايندگان مجلس است- مي خواهد، بندهاي آيين نامه تشخيص نخبگان را به جاي آن كه براساس معدل كارنامه اي باشد، به سمت وزن اختراعات و كارهاي پژوهشي مبتكرين تغيير دهند. مسئول با خنده مي گويد: «ما تلاشمان را مي كنيم، شما هم زورتان را بزنيد!» اما متوجه نشدم چطور بايد اين جوانان زورشان را بزنند. همين كه با كمترين امكانات بهترين ها را ارائه داده اند، آيا گواه تلاش صادقانه شان نيست و آيا زمان آن نرسيده كه با يك همت مضاعف هرچه سريعتر معيارهاي شناسايي نخبگان و نحوه به كارگيري شان با تكيه بر سفارشات مكرر مقام معظم رهبري تعيين شود.
ميرزايي پيرامون طرحش توضيح مي دهد: «اين طرح هيچ نمونه مشابه اي ندارد و صددرصد توليد داخلي است. تنها يك شركت برزيلي ادعاي ارائه نمونه مشابه اي را داشته كه تا به حال نه محصول را ارائه داده و نه قيمت را اعلام كرده است. اگر دولت از اين طرح حمايت كند و در 5/17ميليون خانوار ايراني اجرا شود، اين مدل جاي شيرهاي خانگي را مي گيرد و مي توانيم بيش از 630ميليون مترمكعب آب در سال صرفه جويي كنيم.»
اين دانشجو به برخي ديگر از مشكلات پيش روي مخترعين اشاره كرده و مي گويد: «اولين بحث به نظر من پذيرفتن و استقبال از ايده مخترع است. وقتي ايده يك طرح به ذهن مبتكر مي رسد، بايد بتواند با سازمان طالب طرح ارتباط برقرار كند. اين روند نسبت به قبل بهتر شده، اما همچنان موانع زيادي وجود دارند. در بحث دانشگاهي نيز اگر طرح ما بين رشته اي باشد و نيازمند استفاده از تجربه و دانش اساتيد ساير رشته ها باشيم، خيلي سخت باورمان مي كنند و به كمكمان مي آيند.»
قوانين حمايت، ارائه و ثبت طرح نيازمند تغييرات اساسي
طبق فرمايش مقام معظم رهبري هر كاري كه انجام دهيم و از علم تهي باشد كاري عقيم و بي عاقبتي خواهد بود، بنابراين رويكرد و هدف نهايي تمامي امور كلان كشور بايد با نگاه علمي باشد و همچنين در سطح پايين تر در استان ها اموري را كه ما به عنوان خادمين نخبگان انجام ميدهيم بايد سبقه علمي آن از ساير زواياي آن برنامه بيشتر باشد. در چشم انداز بيست ساله نظام نيز اگر نظاره كنيم دو بند اين سند مربوط و مخصوص علم و فن آوري و ارتقاء جايگاه علمي كشورمان در سطح آسيا و جهان است.
مهندس محمود مهدوي فر سرپرست مديريت علمي بسيج دانشجويي استان كرمان ضمن بيان اين مطالب به تلاش هاي صورت گرفته در مسير توسعه علمي كشور اشاره داشته و درپي بر ادامه تلاش ها تأكيد كرده و مي گويد:
«در دولت نيز معاونت علمي و فن آوري شكل گرفته است و به امور علمي رسيدگي تخصصي مي نمايند. در بحث علم هم تأكيد و هم تأييد رهبر بزرگوار كشورمان است و هم پشتكار رياست جمهوري و هم در خيلي از ادارات و ارگانهاي دولتي و نظامي و آموزش عالي، معاونت يا مديريت يا بخش علمي يا علمي پژوهشي يا امور نخبگان راه اندازي شده است. پس با اين پيشينه چرا هنوز نخبگان ما با مشكلاتي روبه رو هستند؟ چرا هنوز صنعت نتوانسته است با نخبگان ارتباطي مفيد و مناسب پيدا كند؟ چرا اكثر جامعه نخبگان كه در دل دانشگاه ها هستند نتوانستند در تصميمات علمي كشور تأثيرگذار باشند و چراهاي زياد ديگري.
بيانات مقام معظم رهبري را دولت و ساير ارگانها بايست اجرايي و جاري نمايند و وقتي دغدغه ايشان بحث علمي است، پس بايد فعاليت و كوشش بيشتري در اين خصوص انجام گيرد و علاوه بر راه اندازي معاونت علمي و فن آوري در نهاد رياست جمهوري بايد اين معاونت را نيز در استان ها و شهرستان ها تعميم داد. در استانداري ها و فرمانداري ها بايد اين معاونت با اختيارات مناسب شكل بگيرد تا نخبگان جهت مراجعه و انعكاس فعاليت خود و گرفتن مشاوره و حمايت هاي معنوي و مادي مجبور به پيمودن مسير طولاني نباشند، بلكه ميتوان كشور را به مناطق مختلف تقسيم كرد كه طرح هاي توليد شده جديد در سطح شهرستان بررسي شود و اگر حد و اندازه آن طرح بالاتر از مقطع شهرستان است آن طرح به مركز استان ارسال گردد و اگر از سطح استان نيز بالاتر بود و براي مطرح شدن در سطح منطقه قابل بود به منطقه ارسال گردد و اگر آن طرح مفيد و در حد ملي بود به مركز و پايتخت ارجاع داده شود تا هم تمامي طرح ها از طرح هاي كوچك تا بزرگ به تهران ارسال نشود كه ازدحام طرح ها مشكل ايجاد كند و زمان بررسي شان به طول انجامد.»
وي در مدل پيشنهادي خود به نحوه حمايت ها و پشتيباني ها اشاره كرده و مي گويد: «قوانين حمايت ها و پشتيباني و ثبت طرح ها نيز به مراتب باتوجه به مقطع ارائه طرح، بايد تغيير كنند و با پيچيده شدن طرح ها كه به مراتب به مراكز بالاتر جهت تأييد ارسال مي شود، قوانين نيز پيچيده تر شوند. براي تشويق دانشجويان و ساير اقشار مردم به بحث هاي علمي و طرح هاي پژوهشي و اختراع بايد هم عوامل مشوقي را زياد كرد و هم تبليغات گسترده براي اين موضوع صورت گيرد.
در دانشگاه ها نيز بايد امكانات لازم، آزمايشگاه هاي مجهز تهيه و يا تجهيز شوند تا فضا براي تحقيق و پژوهش در اختيار علاقه مندان قرار گيرد.
مراكز علمي و پارك هاي فناوري اطلاعات كه وظيفه مستقيم در تأييد و حمايت از طرح ها را دارند، بايد ضمن وقت گذاشتن براي اين موضوع و تأييد سريعتر طرح ها موجبات دلگرمي نخبگان را فراهم آورند و در اين خصوص از معرفي و تبليغات براي مجموعه خود غفلت نكنند.»
حمايت مالي پشتوانه توسعه ابتكارات و اختراعات
عليرضا ميلادي كه داراي دو مدرك كارداني كامپيوتر و مكانيك از دانشگاه شهيد باهنر زاهدان است، طراح ربات ها و سيستم هاي بسياري است. يكي از اختراعات او سيستم خنك كننده قطعات داخلي كيس كامپيوتر، قابليت توليد انبوه را به ويژه باتوجه به نيازهاي موجود دارد. چه بسيار از اين طرح ها كه اگر به توليد برسند، ده ها شغل متولد خواهدشد.
وي توضيح مي دهد: «در يخچال براي خنك كردن از فلئور استفاده كرده اند، اما در خنك كننده دستگاه هاي الكتريكي و كامپيوتر اين گاز توليد شبنم كرده و مناسب استفاده نيست. در استان هايي كه بسيار گرم هستند، مثل استان هاي جنوبي و سيستان خنك كننده هاي فعلي دستگاه هاي الكتريكي نيز به خوبي جوابگو نيستند. ما از مايعي با تركيب بين ضديخ و ضدجوش استفاده كرديم. اين گونه به عمر مفيد قطعات نيز اضافه شد و توليد حرارت از 35درجه به 15درجه رسيد.»
وي صراحتاً مي گويد: «اين يك واقعيت است كه كار علمي و پژوهشي نيازمند حمايت هاي مالي نيز هست. چه بسيار از كارهاي بچه هاي زاهدان در كشور نمونه شناخته شده، ولي چون حمايت مالي نمي شويم، نمي توانيم از ماحصل كار بهره ببريم.»
مهدي خرسند دبير انجمن رباتيك بسيج دانشجويي دانشگاه سيستان وبلوچستان نيز به حلقه گمشده بين دانشگاه و محيط هاي صنعتي كشور اشاره كرده و مي گويد: «متأسفانه هنوز هم نتوانسته ايم باوري را ايجاد كنيم كه صنعت جواب مشكلات خودش را از دانشگاه و دانشجو بخواهد. براي ارتباط بين صنعت و دانشگاه كانالي تعريف نشده است. درحالي كه اگر چنين شود، صنعتگران مي توانند با كمترين هزينه، بهترين بازدهي را از همراهي دانشجويان صاحب فكر و خلاق دريافت كنند.»
تغيير در سازكارهاي پژوهشي وزارت علوم
دكتر نبي الله احمديان معاون علمي و پژوهشي بسيج دانشجويي كشور نيز هدف اصلي برگزاري چنين جشنواره هايي را شناسايي استعدادهاي جوان و پرانگيزه از سراسر كشور و معرفي آنها به مجامع علمي، تحقيقاتي و صنعتي كشور عنوان كرده و مي گويد:«نمي خواهم بگويم صددرصد موفق بوده ايم، اما خيلي از افرادي را كه در طول اين سال ها شناسايي كرده ايم، الان در مراكز تحقيقاتي كشور مشغولند. بيشتر مشكل ما در حوزه علوم انساني است. هنوز سازكارهاي تعريف شده و مشخصي در اين حوزه وجود ندارد. هنوز مراكز تحقيقاتي دانشجويي به ويژه در حوزه علوم انساني جدي گرفته نشده و سازكار مناسبي براي اين پژوهشكده ها وجود ندارد.هنوز دوستان ما در وزارت علوم نتوانسته اند پاسخ مناسبي به اين نياز و انتظار بدهند. قالب هاي موجود كه نسخه هاي چند سال گذشته وزارت علوم است، پاسخگوي اين ظرفيت ها و توانمندي هاي موجود نيست.»


روزنامه کيهان


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در علم و تحقيق

۲۳   نکته برای یک ارائه خوب
علی افتخاری

هنگامی که می خواهید یک موضوع را در جلسه ای (با هر تعداد شرکت‌کننده) توضیح دهید، و یا گزارشی از فعالیتهای انجام شده در یک پروژه را ارائه کنید و یا حتی در یک جمع دوستانه صحبت کنید مطمئنا کار سختی خواهید داشت تصور کنید چندین جفت چشم کوچکترین حرکات شما را زیرنظر دارند و چندین جفت گوش حرف به حرف شما را می شنوند و براساس این دیده ها و شنیده ها درمورد شما و مطالبی که ارائه می کنید قضاوت می کنند، ازسوی دیگر شما ملزم به اقناع آنها و یا دفاع از عملکردتان و یا حتی اثبات خودتان هستید در هر جایگاهی که قرار دارید فرقی نمی کند، شما در موقعیت خطیری قرار گرفته اید. پس سعی کنید بهترین باشید، دو اصل بسیار مهم را فراموش نکنید اول تسلط کامل به مطالبی که می خواهید ارائه دهید و دوم حفظ خونسردی و آرامش. شما با رعایت این دو اصل و توجه به نکاتی که درپی خواهدآمد علاوه بر یک ارائه خوب، یک جلسه زیبا را برگزار می کنید .
1 –
مخاطبان را شناسایی کنید .
اگر شما سطح علمی، فرهنگی و حتی شخصیتی مخاطبان را بدانید، ارتباط بهتری با آنان برقرار می کنید و آنچه را که آنها دوست دارند یا می خواهند بشنوند ارائه می دهید و این یعنی اثرگذاری بهتر و بیشتر .
2 –
یک پیام مشخص داشته باشید .
قبل از اینکه کار تهیه مطالب خود را شروع کنید، پیام کلیدی خود را مشخص کنید. درواقع پیام شما باید بتواند مخاطبان را به یک راه مشخص رهنمون و امکان تفکر درمورد راههای دیگر را فراهم سازد .
3 –
برای هر تصویر متن کوتاهی آماده کنید .
هر تصویر (متن یا عکس) که پخش می شود. خلاصه ای از موضوع آن باید ارائه شود. این خلاصه می تواند شفاهی باشد یا به صورت زیرنویس ارائه شود. این باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جویی شود .
4 –
مطالب و مفاهیم خاص را برجسته کنید .
مطالبی را که توضیح آنها برای «پذیرش» مخاطب «اهمیت» بیشتری دارد را مشخص کنید .
5 –
قبل از جلسه، تمرین کنید .
6 –
ساختار اثربخشی برای ارائه طراحی کنید .
طرح «مسئله» و «حل» آن بهترین روش برای ارائه قدرتمند یک مطلب است. اول «مسئله» را بیان کنید بعد «راه‌حل» را ارائه دهید و آن را با یک مثال توضیح دهید .
7 - «
همه تیزهوش نیستند» را فراموش نکنید .
همه مخاطبان شما افراد تیزهوش نیستند. پس سعی کنید مطالب را خیلی ساده و غیرپیچیده ارائه کنید، در هر ساعت صحبت کردن 3 الی 4 نکته را شرح دهید .
8 –
محکم و خوب شروع کنید .
یک شروع خوب، موفقیت را تضمین می کند. از روشهای مختلف استفاده کنید گاهی یک حکایت یا قصه یا یک خاطره و در بعضی مواقع پرداختن به اصل مطلب می‌تواند شروع خوبی باشد .
9 –
از نمودار و چارت استفاده کنید .
بسیاری از مخاطبان شما نمی توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزیه و تحلیل کنند. نمودار کمک می‌کند تا سریعتر به موضوع دست پیدا کنند و با شما همراه شوند .
10 –
پایانی با شکوه داشته باشید .
بسیاری از مخاطبان آخرین مطلبی را که شما می گویید به خاطر می سپارند مطمئن شوید که آخرین مطالبی که می‌گویید همانهایی هستند که می خواهید مخاطبان به آن بیشتر توجه کنند .
11 –
بر نکات مهم تسلط داشته باشید .
اگر شما نکات مهم را بدانید راحت‌تر می توانید مخاطبان را قانع کنید و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهیدبود .
12 –
خوب تنفس کنید .
13 –
از چشمانتان استفاده کنید .
حتما از چشمانتان برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده کنید با این کار مخاطبان احساس بهتری خواهند داشت و شما می توانید تاثیر صحبتهایتان را ببینید .
14–
تجهیزات مناسب را آماده کنید .
هر جلسه ای، نیازمند تمهیدات خاصی است. تجهیزات موردنیاز (نه کم و نه زیاد) از قبیل دستگاه نمایش، وایت‌برد، کامپیوتر و... را آماده کنید .
15 –
تجهیزات را امتحان کنید .
قبل از شروع جلسه تجهیزاتی را که قرار است استفاده کنید یکبار امتحان کنید خرابی و یا عدم کارایی مناسب هرکدام از دستگاهها (حتی یک ماژیک وایت برد) می تواند تاثیر بسیار منفی بر مطالب شما داشته باشد .
16 –
بدانید که شما مرکز توجه هستید .
قبل از شروع جلسه فقط صدای شما شنیده می شود هر حرکت شما تاثیر مستقیم بر مخاطب داشته و می تواند جلسه شما را زیباتر یا زشت‌تر نماید. با تمام وجود عمل کنید .
17 - «
لبخند» را فراموش نکنید .
18 –
هنگام ارائه خودتان باشید .
سعی نکنید از حرکات مصنوعی استفاده کنید اقدامات تصنعی کاملا دیده می شوند، خودتان باشید و بگذارید زبان بدن شما طبیعی باشد .
19 –
سعی کنید از روی نوشته نخوانید .
خواندن مطلب از روی نوشته باعث می شود که ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد، دستانتان نیز از اثرگذاری باز می ماند، می توانید از یادداشتهای روی چارت یا تصویر استفاده کنید .
20 –
مخاطبان را درگیر بحث کنید .
همیشه می توانید مخاطبان را وارد بحث کنید. از آنها سوال کنید و جواب بخواهید اما اصرار نکنید، شما می‌توانید از سایر روشها نیز برای مشارکت بیشتر و همراهی آنها استفاده کنید. (نوشتن پای تخته، قرائت یک متن یا ...)
21 –
از شوخی کردن نترسید .
شما می توانید با استفاده از مزاحهای کوچک محیط را جذاب‌تر کنید .
22 –
خودتان را جای مخاطب بگذارید .
اگر شما به جای مخاطب نشسته بودید، چه حالی داشتید، آیا گرمای اتاق، نور محیط، و ... مناسب است. شما باید به آنها اهمیت ویژه بدهید تا شما را باور کنند .
23 –
از کارتان بازخورد داشته باشید .
شما درهر حالی می توانید بازخورد بگیرید، شفاهی یا کتبی، در انتهای جلسه از پرسشنامه‌های ساده استفاده کنید تا بتوانید در آینده کارتان را بهبود بخشید .

به نقل از ماهنامه‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۷۵

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 24 خرداد 1389  ساعت 10:27 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در علم و تحقيق

فن‌آوری امروزه در دنیای مدرن به عنوان اصلی‌ترین عامل برتری در کشور جایگاه خاص خود را ایجاب نموده است در این میان علم روباتیک نیز از پیشرفت فوق‌العاده‌ای در سالیان اخیر برخوردار گردیده است.
تیم روباکاپ اسپادانا در مسابقات جهانی آتلانتا در جورجیای آمریکا که در یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های فن‌آوری دنیا برگزار می‌شد با پشت سر گذاشتن کلیه مشکلات برای شرکت در این دوره و نشان دادن برتری چشم‌گیر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، توانست از عنوان قهرمانی سال گذشته خود در آلمان دفاع کند. برای آشنایی بیشتر با عملکرد این گروه مصاحبه‌ای با مهندس نادری سرپرست و امیر نوژان نادری کاپیتان تیم انجام دادیم.
مهندس نادری با اشاره به تاریخچه برگزاری این مسابقات گفت : ایده اصلی این مسابقات در قالب رقابت‌های روبات‌های فوتبالیست برای اولین بار در سال 1993 ارایه شد. به دنبال مطالعاتی که طی دو سال بعد از آن انجام گرفت در سال 1995 و با اعلام غیررسمی نخستین کنفرانس روباکاپ برگزار گردید و از سال 1998 نیز مسابقات منطقه‌ای آغاز شد. ایران از سال 2000 با این تحول و فناوری نو آشنا گردید و از آن سال تاکنون در این مسابقات شرکت می‌نماید. فدراسیون جهانی روباتیک در سرفصل اهداف خود مواردی همچون ساخته شدن روبات‌هایی که بتواند انسان را در توسعه علم و رفع کردن مشکلات خود در مواقع ضروری مثل زلزله، آتش‌سوزی و جنگ یاری دهد و همین‌طور در مصارف پزشکی صنعتی و تحقیقاتی کاربرد داشته باشد را قرار داده است. مسابقات فوتبال روبات‌ها در دوره دانش‌آموزی و دانشجویی برگزار می گردد و تیم‌های شرکت‌کننده در این مسابقات از حمایت بزرگترین شرکت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دنیا برخوردار هستند. کشورهای توسعه‌یافته دارای تکنولوژی برنامه جامع و زیربنایی برای گسترش این نوع فن‌آوری‌های خاص در قشر دانش‌آموزی خود تدوین نمودند برای مثال کشور چین حدود 2000 مدرسه روباتیک دارد و کشورهایی همچون آلمان، کره، ژاپن، آمریکا، ایتالیا نیز در این زمینه بسیار فعال هستند. نادری افزود : علی‌رغم تمام کارشکنی‌ها با اینکه برگزارکنندگان این مسابقات برای تمامی کادر تیم دعوت‌نامه رسمی ارسال کرده بودند، دولت آمریکا فقط برای دو نفر از اعضای تیم، امیر نوژان نادری (کاپیتان) امیر حسین خیرآبادی روادید صادر کرد.
که حضور یک تیم دو نفره در قیاس با تیم‌های مجهز بالای 10 نفر حاضر در مسابقات برای خود برگزارکنندگان بسیار تعجب‌آور بود و ارزش قهرمانی این بچه‌ها را دو چندان کرد.
تیم اسپادانا ایران در این دوره دوبار با تیم رژیم اشغالگر قدس روبه‌رو شد که دوبار از بازی کردن با این تیم انصراف داد و با تلاش اعضای تیم و بهره‌گیری از ذوق و ابتکار ایرانی توانست پرچم سه رنگ و مقدس ایران را در خاک آمریکا به اهتزاز درآورد.
امیر نوژان نادری کاپیتان تیم نیز با اشاره به شرایط خاص که فدراسیون جهانی برای راه‌یابی به این مسابقات گذاشته استانداردهای این دوره را بسیار بالا ارزیابی کرد و در ادامه با بیان اینکه تیم با طی مشکلات سفر و حوادثی که در فرودگاه نیویورک مسئولان امنیتی برای گروه روباتها پیش آوردند سطح کیفی خود مسابقات را مطلوب بیان نمود.
کاپیتان اسپادانا درباره روباتهای شرکت‌کننده تیم گفت : این‌گونه روباتها برای بازی در این رده سنی و مسابقات جونیور دو به دو باید از وزن، ارتقاء‌و ساختار مشخص برخوردار باشند دانش‌آموزان کشورهای دیگر برای ساخت روباتهای خود از قطعات آماده که در فروشگاه‌های مخصوص فروخته می‌شود استفاده می‌کنند ولی در کشور ما کلیه مراحل طراحی و ساخت قطعات به عهده اعضا تیم می‌باشد. علم روباتیک از ادغام سه دانش مکانیک،‌ الکترونیک و برنامه‌نویسی کامپیوتر ایجاد شده و ما با تشکیل گروههایی تخصصی در تیم و مشخص کردن وظایف در بین آنها به بهترین شکل ممکن با طراحی بهترین قطعات، روباتهای قدرتمندی را روانه بازی‌ها کردیم و این مسأله ما را در کوران مسابقات برای تشخیص و مرمت روباتهای آسیب‌دیده در حین بازی بسیار کمک کرد و یکی از عوامل برتری کشور ما بود.
نوژان نادری در پایان با درخواست اینکه دولت با دادن یکسری از امتیازات می‌تواند تلاش و انگیزه زیادی را در بین دانش‌آموزان نخبه برای ادامه و پیگیری بیشتر این فنون ایجاد کند خواستار شرایط مساوی ما‌بین تمامی مدال‌آوران علمی کشور شد.
سرپرست تیم در پایان ضمن تشکر از روزنامه تفاهم گفت : «امیدواریم مسئولین محترم به این نکته پی ببرند که دادن انگیزه و فراهم کردن امکانات برای دانش‌آموزان این کشور و از سر راه برداشتن مشکلات پیش رو این جوانان، ایران را برای رسیدن به کشوری دارای اقتصاد دانش‌محور که جزء برنامه‌های 20 ساله خود کشور نیز می‌باشد یاری می‌دهد و ما می‌توانیم در آینده یکی از صادرکنندگان این علوم به دیگر کشورها باشیم و امیدواریم روزی برسد که تیم‌های ایران نه با هزینه شخصی بلکه با مساعدت دولت و ارگان‌های مربوطه در مسابقات جهانی شرکت کنند.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در علم و تحقيق

این روزها مباحث فراوانی پیرامون ویژگیهای شخصیت کارآفرین مطرح است، لیکن تنها تعداد کمی از کارآفرینانی که من طی سه سال گذشته با آنها برخورد کرده ام، از چنین ویژگیهایی برخوردار بوده اند.
من پی برده ام که بسیاری از افراد (فروشندگان، جراحان، روزنامه نگاران، پژوهشگران و حتی موسیقیدانان)،حداقل در مواردی کارآفرین هستند. در مجموع استنباط من از کارآفرینان موفق این است که کارآفرینی نوع خاصی از شخصیت نبوده،بلکه ناشی از منظم بودن نوآوری است.
نوآوری وظیفه ای ویژه بریا کارآفرینی است، چه در یک صنعت باشد، یا در یک نهاد خدمات عمومی و یا در کاری که فرد به تنهایی یک آشپزخانه خانوادگی انجام می دهد و بدین معناست که از طریق کارآفرین می تواند هم ثروتهای جدید ایجاد کرده، منبع آفرین باشد و هم به منابع موجود، استعداد بیشتری بریا ثروت آفرینی ببخشد.
امروز تعریف مناسب کارآفرینی با بیشترین ابهام روبروست. برخی صاحبنظران این واژه را برای اشاره به همه صنعت های کوچک بکار می برند و برخی دیگر برای صنعت های جدید از آن استفاده می کنند. به هر حال،موسسات کارآمد فراوانی وجود دارند که از کارآفرینی بطور موفقیت آمیزی بهره برداری می کنند. بنابراین، این اصطلاح به اندازه یا عمر خاصی از سازمان اشاره نمی کند. بلکه منظور از آن، نوع خاصی از عملکرد است که در بطن آن نوآوری نهفته است. نوآوری کوششی برای ایجاد تغییرات هدف دار در توانایی های اقتصادی یا اجتماعی سازمان است.


منابع نوآوری
نوآوری می تواند ناشی از نبوغ افراد و تراوشات قریحه آنها باشد. لیکن، اکثر نوآوریها، به ویژه نوآوریهای موفق ناشی از جستجوی هوشمندانه در فرصتهای نوآوری است، که تنها در موقعیتهای خاصی به دست می آید.
در یک شرکت یا صنعت چهار نمونه از این فرصتها وجود دارند که عبارتند از :
رویدادهای غیرمنتظره
-ناسازگاریها
-نیازهای فرآیندی
-تغییرات صنعت و بازار
سه منبع دیگر فرصته ها در خارج از شرکت، در محیطهای اجتماعی و فکری ایجاد می شو ند که عبارتند از :
-تغییر ویژگیهای جمعیت
-تغییر نگرش
-دانش جدید
این منابع همپوشی داشته، لیکن از نظر ریسک پذیری، دشواری و پیچیدگی با یکدیگر تفاوت دارند و در یک زمان، بیشتر از یک مورد آنها می تواند عامل نوآوری شود. به هر حال، موارد فوق علت اکثر فرصتهای نوآوری را بیان می کنند.


رویدادهای غیرمنتظره
ابتدا به آسانترین و ساده ترین فرصت نوآوری توجه کنید :
غیرمنتظره بودن. اوایل دهه 1930،آی. بی. ام نخستین ماشین حساب مدرن خود را برای بانک ها طراحی و عرضه نمود. لیکن بانکها در سال 1933 تجهیزات جدید را نخریدند. آنچه باعث نجات شرکت گردید،کشف یک موقعیت غیرمنظره توسط توماس واتسون، موسس و مدیر عامل شرکت بود که از ان بهره برداری شد :کتابخانه عمومی نیویورک متقاضی خرید ماشین بود. برخلاف بانکها،کتابخانه ها در آن زمان پول داشتند،در نتیجه واتسون توانست بیشتر از یکصد عدد از ماشین های غیر قابل فروش در جای دیگر را به کتابخانه ها بفروشد.
15 سال بعد،هنگامی که هر کس فکر می کرد رایانه ها برای کارهای علمی پیشرفته طراحی شده اند،بازار بطور باور نکردنی، متقاضی ماشین هایی شد که بتوانند لیست حقوق تهیه نمایند. یونیواک که دارای پیشرفته ترین ماشینها بود، کاربرد های حرفه ای را کنار گذاشته بود، ولی آی. بی. ام فورا تشخیص داد که با یک موقعیت غیرمنتظره روبروست و در اصل، همان ماشین های یونیواک را برای کاربردها ی معمولی نظیر پرداخت و تهیه لیست حقوق،مجددا طراحی کرد و طی پنج سال در صنعت رایانه " پیشرو " گردید، موقعیتی که تا امروز نیز حفظ کرده است.
شکستهای غیر قابل انتظار نیز می توانند منابع مهمی بریا ایجاد فرصتهای نوآوری باشند. همگان از شکست فوردادسل بعنوان بزرگترین شکست در تاریخ اتوموبیل های جدید اطلاع دارند. آنچه که فقط افراد کمی از آن خبر دارند این است که شکست ادسل باعث موفقیت های بعدی شرکت شد. فورد،اتوموبیل ادسل را که تا آن زمان دقیق ترین ماشین در تاریخ اتوموبیل سازی آمریکا بود برنامه ریزی کرد تا بتواند خط تولید انبوهی را به شرکت ارائه نماید که قابل رقابت با جنرال موتورز باشد. زمانی که علی رغم همه برنامه ریزیها، پژوهش های بازار و طراحی هایی که بر روی ادسل انجام گرفته بود،با شکست مواجه شد، فورد تشخیص داد که در بازار اتوموبیل، اتفاقاتی رخ داده است که بر خلاف پنداشته های اصلی جنرال موتورز و سایر شرکتها یی است که در حال طراحی و بازار یابی اتوموبیل هستند. چندی بعد، تقسیم بازار که اوایل بر مبنای گروههای درآمدی انجام می شد،بر اساس اصل جدیدی انجام گرفت که امروزه "سبک زندگی " نامیده می شود. پاسخ فورد،ساخت ماشین جدید موستانگ بود. ماشینی که باعث شد شرکت محبوبیت خاصی پیدا کرده، مجددا در صنعت پیشرو گردد.
موفقیتها و شکست های غیرمنتظره منابع مهمی برای ایجاد فرصتهای نوآوری هستند. چراکه اکثر موسسات به انها بی توجه بوده، حتی از انها هراسان می شوند. دانشمند آلمانی که در سال 1905 نووکائین را که اولین داروی مخدر است ساخت، قصد داشت از آن بریا اعمال جراحی بزرگ نظیر جراحی قطع دست استفاده شود. با این وجود، جراحان " بیهوشی عمومی " را برای چنین عمل هایی ترجیح دادند،کاری که اکنون نیز ادامه دارد. در عوض نووکائین شاهد درخواست فوری از داندانپزشکان بود. مخترع این دارو سالها ی آخر عمرش را صرف مسافرت بین دانشکده های دندانپزشکی نمود،برا ی اینکه از این اختراع عالی استفاده نادرست نشده و در راهی که وی قصد نداشته مورد استفاده قرار نگیرد.
تمسخر آمیز به نظر می رسد، لیکن باید پذیرفت که نگرش مدیران به رویدادهای غیر منتظره عبارت است از :" آن نباید اتفاق می افتاد"، سیستم ها ی گزارش دهنده نیز این واکنش را تشدید می کنند. چراکه آنها نسبتا به امکانت پیش بینی نشده بی توجه هستند. گزارشه های ماهانه یا هفتگی نیز در صفحه اول خود، فهرستی از مشکلات را درج می کنند که بیانگر حوزه هایی است که در آنجا نتایج در حد انتظار نیست. البته چنین اطلاعاتی ضروری است و از وخامت اوضاع جلوگیری می کند،ولی موجب به تعویق افتادن شناخت فرصتهای جدید می شود. اولین شناخت .
از فرصت احتمالی، معمولا در جایی صورت می گیرد که شرکت در آن بودجه بیشتری صرف کرده است. بنابراین تلاشهای کارآفرینی حقیقتا دو " صفحه " دارند: یک صفحه مشکل و یک صفحه فرصت و مدیران باید بریا هر دو زمان یکسانی صرف کنند.


ناسازگاریها
لابراتوار الکان یکی از نمونه های موفق دهه 1960 است و این بدین خاطر است که بیل گانر، موسس شرکت، از یک ناسازگاری در تکنولوژی پزشکی بهره برداری کرد. عمل آب مروارید چشم، سومین یا چهارمین جراجی مرسوم در جهان است. طی سیصد سال پزشکان به این نتیجه رسیده بودند که تنها پس از رسیدن کامل آب مروارید،با بریدن یک رباط آنرا از چشم بیرون آورند. جراحان چشم لزوم بریدن این رباط را آموخته و با موفقیت کامل انجام می دادند. ولی این شیوه با سایر روشها ی جراحی تفاوت بسیار داشت و اغلب از آن هراس داشتند. این نمونه ای از یک ناسازگاری بود. مدت پنجاه سال بود که پزشکان آنزیمی را می شناختند که می توانست این رباط را بدون نیاز به بریدن و عمل جراحی حل کند. . آل کانر یک ماده افزودنی به این ماده اضافه کرد که باعث شد ماندگاری آن به چند ماه برسد. جراحان چشم به خوبی از این ترکیب جدید استفاده کردند و الکان عرضه کننده انحصاری جهانی این دارو شد. پنجاه سال بعد،نستل این شرکت را با قیمت اعجاب آوری خریداری کرد.
این نوع ناسازگاریها، در روند منطقی یا دوره ای یک فرآیند، تنها یکی از راههایی است که می تواند فرصتهای نوآوری را افزایش دهد.
منبع دیگر، ناسازگاری بین واقعیتهای اقتصادی است. برای مثال هنگامی که صنعتی در بازار از رشد ثابتی برخوردار است ولی سود نهایی آن کاهش می یابد، یک ناسازگاری وجود دارد. نمونه ای از این نوع، صنایع فولاد در کشورهای توسعه یافته بین دهه های 50 تا 70 است که واکنش نوآورانه، " کارخانجات کوچکتر " بود.
ناسازگاری بین انتظارات و نتایج نیز می تواند راهی بریا نوآوری باشد. پنجاه سال بعد از شروع این قرن، شرکتهای کشتی سازی و دست اندرکار در صنعت کشتی، بطور جدی به دنبال ساخت کشتی هایی با سرعت زیاد و سوخت کمتر بودند. با این وجود، حتی شرکتهایی که توانستند چنین کشتی هایی بسازند با رکود اقتصادی کشتی های بارکش اقیانوسی مواجه شدند. از سال 1950 و بعد از آن، بارکشهای اقیانوسی در حال از بین رفتن بودند،اگرچه هیچ زمانی بطور کامل از بین نرفتند. به هر حال، همه اشتباه در این بود که بین مفروضات صنعت و واقعیات ناسازگاری وجود داشت. هزینه واقعی ناشی از انجام کار روی دریا نبود،بلکه ناشی از انجام ندادن کار(بیکار نشستن در بندر ) بود. آن زمان که مدیران پی بردند،هزینه دقیقا در کجا قرار دارد،نوآوری شکل گرفت :کشتی نقاله دار و کشتی کانتینر دار. این راه حل جدید، همان تکنولوژی قدیمی بود که 30 سال در راه آهن و حمل و نقل های کامیونی استفاده می شد. در اینجا یک تغییر در نگرش و نه تغییر در تکنولوژی، اقتصاد کشت ی نوردی اقیانوسی را بطور کامل تغییر داد و انرا به یکی از بزرگترین صنایع رشد یافته در بیست یا سی سال گذشته تبدیل کرد.


نیازهای فرآیندی
هرکس در ژاپن زندگی کرده باشد می داند که این کشور سیستم مدرن بزرگراهی ندارد. جاده ها هنوز هم همان راههایی هستند که در قرن دهم ساخته شده بود. آنچه باعث شد این سیستم بتواند برای اتوموبیل ها و کامیونها قابل استفاده شود،نصب و استفاده از منعکس کننده هایی بود که در بزرگراهها ی آمریکا استفاده می شد. از اوایل دهه 1930 با نصب این منعکس کننده ها. هر اتوموبیل می تواند اتوموبیل های دیگر زا در هر کدام از جهت ها ی شش گانه ببیند. این نوآوری کوچک که موجب کاهش بار ترافیک و حوادث گردید، ناشی از یک نیاز فرآیندی است.
آنچه اکنون ما آنرا رسانه های گروهی می نامیم از دو نوع نوآوری سرچشمه گرفته است که حدود سالهای 1890 در پاسخ به یک نیاز فرآیندی بوجود آمد. نوآوری نخست، ماشین چاپ مرجنتالر است که چاپ روزنامه هایی با تیراژ و سرعت زیاد را ممکن ساخت. نوآوری اجتماعی دیگر، استفاده از شیوه جدی تبلیغات(آگهی ها ) است که اولین ناشران واقعی روزنامه یعنی آدولف اوچز از روزنامه نیورک تایمز و جوزف پولیترز از نیویورک ورد و ویلیام راندولف هرست آنرا ابداع کردند. این آگهی ها موجب شد ناشران بتوانند اخبار را بطور رایگان و با سود حاصل از تبلیغات انتشار دهد.


تغییرات صنعت و بازار
شاید مدیران معتقد باشند که ساختارهای صنعتی تغییر ناپذیرند. ولی این ساختارها می توانند و اغلب نیز همین طور است که یک شبه تغییر می کنند. این تغییر فرصتهای زیادی را برای نوآوری بوجود می آورد.
یکی از نمونه های بسیار موفق در تجارت آمریکا در دهه های اخیر،شرکت دلالی و کارگزاری دونالد سون، لوفکین و ژنرت است که اخیرا مورد پذیرش انجمن تضمین زندگی منصفانه قرار گرفته است.
دی. ال. جی در سال 1960 توسط سه مرد جوان که هر سه فارغ التحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد بودند تاسیس گردید. آنها پی بردند که هر زمانی که سرمایه گذاران بر امور زیر بنایی تسلط یابند،ساختار بازار مالی نیز تغییر می یابد. این مردان که در واقع نه سرمایه ای داشتند و نه جایی مرتبط بودند،در طی چند سال، شرکت آنها به رهبری صنعت رسید و تبدیل به یکی از کارگزاران موفق و فعال در وال استریت گردید و سپس بین المللی شد.
به طور مشابه، تغییر ساختار صنعت نیز، فرصت های فراوان نوآوری را برای تامین کنندگان لوازم خدمات بهداشتی آمریکا بوجود آورد. در طی 10 یا 15 سال گذشته،کلینیک های جراحی و روانپزشکی و مراکز اورژانس مستقلی در سراسر این کشور بوجود آمد. فرصت های مشابهی نیز از طریق ارتباطات از راه دور هم در تجهیزات (از طریق شرکتهایی نظیر رولم ) و هم در حمل و نقل (از طریق شرکت های ام. سی. آی ) و اسپیرنیت با این تحول صنعتی همراه بودند.
هنگامی که یک صنعت به سرعت رشد می کند، بطوری که در حالتهای بحرانی رشد 40 درصد، طی 10 سال یا کمتر داشته باشد، ساختار آن نیز تغییر می کند. شرکتهای مسلط در بازار، به جای این که شرکتهای تازه وارد را مورد تهاجم قرار دهند، از آنچه تاکنون به دست آورده اند. دفاع می کنند. در واقع، هنگامی که ساختارهای صنعت یا بازار را که رشد سریع داشته اند از نظر فراموش می کنند. فرصت های جدید،بندرت در نگاه بازار قرار گرفته،تعریف شده و برای خدمت رسانی مورد سازماندهی قرار می گیرند. بنابراین این نوآوران شانس خوبی دارند تا به مدت زیاد بدون رقیب باشند.


تغییر ویژگیهای جمعیت
ویژگیهای جمعیت از معتبرترین منابع خارجی فرصت نوآوری است. وقایع جمعیتی،اتفاقات آینده را تعیین می کنند. از آنجا که خط مشی گزاران بسیاری از ویژگیهای جمعیت را فراموش می کنند،افرادی که به این ارقام توجه نمایند و از آن بهره برداری کنند پاداشهای کلانی دریافت خواهند کرد.
ژاپنیها در صنعت روبوت سازی پیشرفت کردند چرا که به ویژگیهای جمعیت توجه داشتند. همه می دانستند در طی سالهای 1970 و بعد از آن در کشورها ی توسعه یافته، دو انفجار،در جمعیت و تحصیلات رخ می دهد و نیم یا بیشتر جوانان تحصیلات عالیه خواهند داشت. در نتیجه فقط افراد معدودی برای کارها ی معمولی کارگری باقی می مانند و این تعداد در سالهای 1990 ناکافی است. همه این موضوع را می دانستند،ولی تنها ژاپنیها بودند که بر اساس آن عمل کردند و اکنون نزدیک به 10 سال است که در صنعت روبوت سازی پیشرو هستند.
نمونه مشابه دیگر، موفقیت باشگاه مدیترانه در صنعت سیاحت و گردشگری است. در سال 1970 تنها ژرف اندیشان می توانستند ظهور بخش عظیمی از جوانان ثروتمند و تحصیل کرده را در اروپا و آمریکا پیش بینی کنند. اینان با آن نوع تعطیلات که والدینشان در برایتون و آتلانتیک سیتی می گذارندند ارضا نمی شدند. این نسل در سن 10 تا 19 سالگی مشتریان ایده آلی بودند،در جستجوی یک مکان زیبا و رویایی.
مدت زمانی طولانی است که مدیران به این جنبه های جمعیتی پی برده اند،لیکن همواره فکر می کنند تغییرات ویژگیهای جمعیت به کندی صورت می گیرد و حداقل در این قرن انجام نمی شود. در واقع تغییر در تعداد افراد و به دنبال آن توزیع سن، تحصیلات، شغل و محل جغرافیایی آنها، در زمره مهمترین عواملی است که فرصتهای نوآوری را بوجود می آورد و حداکثر نتیجه و حداقل ریسک را در نیل به کارآفرینی دارد.
منبع : بازار کار 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 10:12 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در علم و تحقيق
شهر زیبای یزد چون نگینی در میان کویر ایران سر برافراشته است. مهربانی و گرمی میزبان، داغی آفتاب گرم و سوزان را از خاطر میهمانان پاک کرده‌است. جلسه‌ای پرجنب‌و‌جوش و بحث‌های داغِ داغ، حضار که خود سرمایه‌گذاران، کارآفرینان و استادان بنام در زمینه کاری خود بودند، ‌هر کدام به نوبت پیرامون فرصت‌های سرمایه‌گذاری در حوزه فناوری ‌نانو اظهارنظر کردند. نشستند و گفتند و برخاستند. اما یک سوال، بی‌جواب مانده بود که همه در انتظار پاسخش بودند
. 1
جلسات متعددی مشابه نشست فوق در نقاط مختلف کشور برگزار می‌شود، اما حکایتِ یک سوال همچنان پابرجاست. یک سوال کلیدی که باید شفاف و روشن پاسخ داده شود. سوالی که در مورد هر بنگاه یا مدیر دیگری نیز مطرح است و همچنان بی‌پاسخ ‌مانده‌است، سوالی ساده و روشن که بارها مطرح شده و جواب هم داده شده، اما شاید باید شفاف‌تر شود. سوال اساسی این است که یک سرمایه‌گذار، یک صاحب صنعت یا حتی یک کارآفرین برای ورود به حوزه فناوری‌ نانو از کجا و چگونه باید شروع کند؟

گام اول: چیستی فناوری‌ نانو
اولین گام برای هر فعالیت در حوزه نانو آشنایی مختصری با زمینه فناوری ‌نانو است. کاری که زمانی حدود دو تا سه ساعت باید برای آن صرف کرد. منابع متعددی هم برای همه در دسترس است .2 دوره‌ها و کارگاه‌های نیم‌‌روزه‌ای هم وجود دارد که حضور در آنها می‌تواند ذهن مدیر ایرانی را به خلاقیت وادارد. فیلم‌های آموزشی زیادی نیز تولید شده است که از طریق ستاد ویژه توسعه فناوری‌ نانو قابل دستیابی است .3 این آشنایی مختصر کمک بزرگی به ایجاد یک نگرش و تفکر جدید در مدیر می‌نماید و هنر نانو هم در همین تغییر نگرش و مختصات فکری و کسب‌وکاری فرد نهفته است. تغییر نگرش درک و فهم مدیر بنگاه را از محیط بین‌المللی پیرامونی خود زیاد می‌کند و جهت‌دهنده دانش و بینش آنها پیرامون محیط کسب‌وکاری خود است. به نظر می‌رسد طیف وسیعی از بنگاه‌ها در حوزه‌های مختلف می‌توانند از این فناوری استفاده کنند و افق‌های جدید کسب‌وکار خود را سامان دهند. گام اول گامی عمومی است. همه مدیران مشابه یکدیگر باید اطلاعات اولیه این فناوری را کسب کنند. حوزه‌های کاربرد آن را بدانند و درک عمومی از این فناوری بیابند .

گام دوم: کاربردها و قابلیت‌های نانو
دومین گام حرکت تخصصی و جهت‌دار به‌سمت کاربردهای نانو در حوزه مورد علاقه مدیر و بنگاه است. برای مثال در نشست یزد یک شرکت در حوزه پلیمر و یک شرکت در حوزه کاشی و سرامیک اظهار علاقه کردند. آنها باید یک یا دو نفر را هدایت کنند تا فعالیت‌هایی به شرح زیر انجام شود :
کاربردهای فناوری ‌نانو در حوزه کاری خود را جمع‌آوری کنند. اطلاعات زیادی در اینترنت وجود دارد. همچنین ستاد نانو اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دارد. درخت صنعت نانو یک راهنمای مناسب برای کاربردهای نانو در صنایع مختلف است. در سایت ستاد، قسمت آینده‌اندیشی درخت‌های نانو ارائه شده‌اند. همچنین ماهنامه فناوری‌نانو نیز اطلاعات گران‌قیمتی در مورد کاربردهای مختلف فناوری‌ نانو در هر شماره ارائه می‌دهد. محتوای ماهنامه نانو از سایت ستاد قابل دسترسی است. در یک تعامل نزدیک با ستاد به‌راحتی می‌توان همه این اطلاعات را جمع‌آوری، دسته‌بندی و تحلیل کرد. نتایج به‌دست‌آمده اطلاعاتی ساده اما بسیار گران‌قیمت است که مدیر را برای ادامه مسیر کمک می‌نماید و قابلیت‌های نانو را بیشتر و بیشتر به او نشان می‌دهد. طیفی از مدیران از این اطلاعات قابلیت‌های جدید و منحصربه‌فردی را خود استخراج می‌کنند که این نشان از شم تجاری و هوش کسب‌وکاری مدیر بنگاه دارد .
محصولات تجاری و شرکت‌های تولید کننده در حوزه‌های مرتبط را جمع‌آوری کنند. ابعاد محصولات و شرکت‌ها، رقبای بین‌المللی آینده شرکت ایرانی (یا شرکای راهبردی آنها) را نشان می‌دهد و محصولات تولید شده نیز روند بازار فعلی را به تصویر می‌کشاند. ماهنامه فناوری‌ نانو در هر شماره تعدادی از شرکت‌های نانو را معرفی می‌کند. همچنین گزارش‌های مختلفی در مورد شرکت‌های نانو از طریق سایت ستاد قابل تهیه است. این اطلاعات بصیرت مدیر ایرانی را جهت می‌دهد تا به تشخیص صحیح و درستی برسد. مدیر ایرانی گام‌به‌گام باید به‌سمت تشخیص کامل‌تر و درست‌تر حرکت کند .
تخمین بازارهای فعلی و بازارهای بالقوه گام نهایی در این مرحله است. اطلاعات به‌دست‌آمده در مورد محصولات و شرکت‌ها باید با ابعاد بازار آنها مقایسه شده، نتیجه‌گیری شود که حرکت بعدی چه باید باشد. در این زمینه نیز اطلاعات گسترده‌ای در دسترس است و حتی در صورت لزوم اطلاعات قابل تهیه و خریداری است. ستاد و شبکه شرکت‌ها باز مانند مراحل قبل همکار و همیار بنگاه در طی کردن این مسیر هستند .
جمع‌بندی اطلاعات فوق و تحلیل کلی آنها نشان می‌دهد که بنگاه چه باید بکند. مدیر بنگاه بر اثر این اطلاعات دیگر به‌راحتی می‌تواند در مورد سودمندی یا عدم سوددهی ادامه مسیر اظهار نظر کند .
انجام فعالیت‌های فوق فقط از سوی بنگاه یا مجموعه‌ای از بنگاه‌ها قابل انجام است. ستاد یا شبکه نمی‌تواند چنین فعالیتی را انجام دهد، زیرا کارشناسان فنی مرتبط با این امر را ندارد و از نزدیک نیز در جریان فعالیت یک بنگاه یا حوزه خاص نیست. افرادی برای انجام فعالیت فوق مناسبند که چند ویژگی ذیل را داشته باشند :
حداقل دانش مهندسی یا علوم پایه در حد لیسانس داشته باشند؛
مهارت‌های لازم خواندن و فهم متون انگلیسی را دارا باشند؛
اطلاعات کافی در مورد فناوری ‌نانو داشته باشند. این افراد باید نانو را به‌خوبی بدانند و با حوزه‌های آن آشنایی کامل داشته باشند. اگر بنگاه چنین افرادی را ندارد کافی است دو نفر از کارشناسان شرکت در یک دوره زمانی حداکثر دو‌هفته‌ای آموزش‌های لازم را فراگیرند. این آموزش‌ها از طریق کتب مختلفی که هم در بازار است و هم از طریق ستاد قابل دستیابی است، قابل انجام است. همچنین بنگاه می‌تواند با استفاده از فارغ‌التحصیلان مرتبط با حوزه نانو باعث تسریع گام دوم شود .

گام سوم: ارائه پیشنهادهای مشخص
سومین گام، ارائه پیشنهادهای مشخص جهت ایجاد ارزش ‌افزوده در بنگاه با استفاده از این فناوری است. طیف این پیشنهادها بسیار وسیع است. شاید نتیجه همه فعالیت‌های فوق پیشنهاد خرید یک ماده نانویی و افزودن آن در قسمتی از خط تولید باشد و یا حتی شاید ساده‌تر مانند آغشته کردن محصول به یک ماده نانویی باشد. به هر حال اگرچه حوزه نانو پیچیده و نو است؛ اما استفاده از خط تولید محصولات شاید پیچیده نبوده و با روش‌های ساده قابل کاربری باشد. در هر صورت در این مرحله باید پیشنهادهای مشخصی با تخمین‌های مالی لازم استخراج شود .

گام چهارم: ارزیابی پیشنهادها
چهارمین گام و مهم‌تر از گام‌های قبلی ارزیابی پیشنهادها است. هر چه گام‌ها بیشتر شود، ‌طی کردن ادامه مسیر دقت بیشتری می‌طلبد تا به هدف مناسب برسد. برای ارزیابی پیشنهادها چند فعالیت باید صورت بپذیرد. اولا باید هر پیشنهادی امکان‌سنجی شود تا تخمین‌های اولیه در مورد میزان سرمایه‌گذاری و پیش‌بینی سود و مانند آن انجام شود و بعد در صورت نتیجه مثبت امکان‌سنجی، مقدمات طرح کسب‌وکار آماده گردد. همچنین در این مرحله فناوری‌های رقیب نیز باید مورد بررسی قرار گیرد و مزیت‌های هر کدام نسبت به دیگری روشن گردد. با توجه به این اطلاعات طرح کسب‌وکار تهیه و بر اساس آن می‌توان تشخیص کاملی نسبت به راه‌اندازی یا عدم راه‌اندازی ارائه کرد .
گام پنجم: راه‌اندازی کسب‌وکار
همه این گام‌ها نیازمند همراه و همیاری است که با کمک او هم هزینه‌ها به حداقل برسد و هم کمک و یاری او باعث تسریع روند کار شود. شبکه شرکت‌های فناوری‌ نانو همیار و همراه شما در همه این مسیر خواهد بود. حمایت‌های شبکه خطر کردن بنگاه را به حداقل خواهد رساند و امکان رسیدن به هدف ره بیشینه خواهد کرد .
 

[1] - اشاره به نشست شبکه شرکت‌های فناوری نانو با سرمایه‌گذاران یزدی در تاریخ 31/1/1386 است. در این نشست دو فرصت سرمایه‌گذاری در ‏حوزه نانوروکش‌ها که در زمینه پلیمر، نساجی و سرامیک کاربرد دارد، معرفی گردید. مخاطبان، مدیران عامل شرکت‌های یزدی و تعدادی ‏متخصصیان دانشگاهی بودند. نتیجه این شد که دو گروه کارشناسی جهت فعالیت بر روی کاربرد فناوری نانو در حوزه کاشی- سرامیک و پلیمر ‏با همکاری شبکه شرکت‌های نانو تشکیل گردد و ادامه همکاری بر اساس نقشه راه پیشنهادی آنها انجام شود. ‏
[2] -
برای مثال می‌توان به ‏ www.nano.ir ‏ قسمت دانستنی‌های نانو یا ‏ www.nanoclub.ir ‏ اشاره کرد.‏

منبع:ایران نانو

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 10:12 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

چکیده

امروزه تلاش روزافزون سازمانهای پیشرو در دنیای رقابت و کسب و کار این است که یک استراتژی مشخص جهت مدیریت دانش و جذب تجربه های سرمایه انسانی داشته باشند که این خود باعث پدید آمدن مشاغل جدید برای سازمان در این راستا شده است. از این رو این مقاله به طور خلاصه می کوشد ضمن تبیین گامهای استراتژی مدیریت دانش،به معرفی یکی از مشاغل مهم و کلیدی دراین فرایند تحت عنوان کتابداران ویژه بپردازد.این افراد به عنوان واسطه هایی بین افراد سازمان به عنوان منابع دانشی درونی و منابع دانشی و اطلاعاتی خارج از سازمان هستند که ضمن ارضای نیازهای اطلاعاتی و دانشی کارکنان سازمان از بیرون سازمان به مستند سازی و جمع‌آوری دانش موجود، تحت نظارت مدیران دانشی در سازمانهای پیشرو در جهان کسب وکار مشغول به فعالیت هستند.

مقدمه
امروزه دانش و متعلقات ناملموس آن نه تنها به طور فزاینده ای باعث تحرک کسب و کارها شده است بلکه به عنوان کل یا بخشی از تولیدات شرکتهای عرضه کننده کالا وخدمات به شمار می آیند. دانش فنی، طراحی کالا، نوع عرضه، درک مشتری، ابداعات و خلاقیتهای شخصی ، از جمله عوامل دانش مدارو ارزش آفرینند. توانمندیها دانشی ـ سرعت، پیچیدگی، گذشته نگری، قضاوت و انعطاف پذیری ـ دقیقاٌ ابزار مورد نیاز برای حضور موفق در یک اقتصاد رقابتی است. با نگاهی دقیقتر، دنیای جدید صنایع و کسب وکار بر پایه دانش شناخته می شود و در سطح وسیعتر، مطالعه مدیریت دانش از نیاز شرکتها برای مدیریت اثر بخش منابع در رقابت های اقتصاد جهانی شکل می‌گیرد .
پیتردراکردرمقاله معروف خود درمجله هاروارد بیزینس ریویو به نام «درجستجوی کمال» درمورد لزوم استفاده از دانش جدید در سازمانها چنین می گوید:
«دانش به صورت مداوم خودش را منسوخ می کند و دانش پیشروی امروز، جهل فرداست». و در ادامه پیشنهاد می کند که توجه به مدیریت دانش باید مرکز توجه اولیه سازمانهای امروزی قرار گیرد.همچنین پیتر سنگه در همین ارتباط می گوید:
سازمانهاهی موفق، مزیت رقابتی را از طریق کاهش کنترل و افزایش یادگیری که این خود از طریق خلق و به اشتراک گذاشتن مستمر دانش جدید به دست می آید، ایجاد می کنند. آنچه مسلم است توجه به مقوله دانش و مدیریت دانش در سازمانهای قرن 21 در اولویت قرار گرفته است، اما سوال مهم در اینجا این است که این امر به دست چه کسانی در سازمانها صورت می پذیرد؟

سازمانهای دانشی ومدیریت دانش
مفهوم دانش صرفا به معنای انتقال آگاهی و اطلاعات نیست، بلکه منظور از دانش، خلاقیت، آفرینندگی و پویندگی است.براین اساس یک سازمان دانشی ایده ساز بوده و بکارگیرنده ایده های نو است و از این طریق به مزیت رقابتی دست پیدا می‌کند. (الوانی،1377)
داونپورت وپورساک (1998) مدیریت دانش را رویکردی ساخت یافته می دانند که رویه هایی برای شناسایی ، ارزیابی، سازماندهی، ذخیره‌سازی و بکارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان را درخود جای می دهند. درتعریفی دیگر مدیریت دانش شامل ترکیب اطلاعات داخلی و خارجی و تبدیل آنها به دانش فعال از طریق سکوی تکنولوژی است.(
DiMattia.S & Oder.N,1997 )
مرکز بهره وری کیفیت آمریکا (
APQC ) که یک سازمان آموزشی غیر انتفاعی و تحقیقی است، مدیریت دانش را به این صورت تعریف کرده است: استراتژی ها و فرایندهای شناسایی ، تسخیر ، کسب قدرت نفوذ در دانش برای افزایش قدرت رقابتی.
مطابق با یافته هایی که گروه گارتنر در سال1998 به دست آورده است شروع بکارگیری سیستم های مدیریت دانش و توسعه آن، توسط شرکتهای بزرگ بوده است. یک سوم از 1000 شرکت منتخب مجله فورچون در برنامه هایشان در سال 1999 مدیریت دانش وجود داشته است. استفاده از مدیریت دانش برای حل مسائل مهم سازمانی مانند به روز بودن و بقای شرکت در مواجهه با تغییرات متناوب محیطی روبه افزایش است که خود شامل فرایندهای سازمانی است که ترکیبات سینرژیک از داده‌ها را جذب می‌کند وتوانایی پردازش داده را با تکنولوژی اطلاعات و خلق و ابداع دانش جدید دارد. البته در دنیایی که همه چیز برای سازمان نامشخص و مبهم است، (بخصوص از جهت اقتصادی ) فقط دانش است که یک مزیت رقابتی محسوب می شود و سازمانهایی موفق اند که به صورت مستمر دانش جدید خلق کرده و آن را به صورت گسترده در سازمان منتشر کنند و به سرعت تجسم واقعی آن را در محصولات و خدمات جدید نشان دهند.
به نظر می رسد بسیاری از مباحث مدیریت دانش شباهت زیادی با مبانی مدیریت اطلاعات دارد: جمع آوری مدارک، ذخیره آنها، تهیه دفاتر واسناد مکانیزم های گردش و ارتباطات و غیره. با این حال مدیریت دانش چندین ویژگی اختصاصی دارد که آن را از شیوه های سنتی برخورد با داده ها و اطلاعات متمایز می کند .
همانطور که داونپورت و پودساک می‌گویند: دانش در فرایند مدیریت دانش از طریق ذهنهایی که آن را به کارمی گیرند، به وجود می‌آید. دانش کارکنان شامل شایستگیها ، مهارتها ، استعداد ، افکار ، خلاقیت ، تعهدات، انگیزه ها و نوآوریهای آنهاست. دانش در ارتباط با این مسئله است که افراد چقدرکارشان را خوب انجام می‌دهند، چگونه با مشتری ارتباط برقرار می‌کنند و طرق مختلف را برای انجام کار با بالاترین کیفیت به کارمی برند. البته در این شکی نیست که فرایند مدیریت دانش متاثر از جنبش کیفیت جامع و استراتژی هایی است که برای بهبود اقتصاد به کار برده می شود.
تلاشهای اخیری که در سازمانها برای کوچک سازی صورت گرفته، همراه با تلاش برای حفظ دانش کارکنان بوده است. سازمانهای دانش محوری مانند شرکتهای مشاوره ، حسابداری و آژانس های تبلیغاتی به این نتیجه رسید‌ه‌اند که با بازنشسته شدن یا ترک خدمت خدمت کارکنان بخش زیادی از دانش سازمانی خود را از دست می دهند. چالش بزرگ این بود که چگونه ابتکارات حرفه ای ، تجربیات و دانش را از شخصی بگیریم و به دیگری منتقل کنیم. گرچه تقسیم مغز و فکر آدمی گاهی کاملا غیر منطقی به نظر می رسد، اما این کار از طریق سیستم دانشی امکان پذیر است. (
McInerney,1999 )
بنابراین با توجه به نقش و اهمیت استقرار سیستم مدیریت دانش و اجرای آن در سازمانهای پیشرو گامهای اجرای استراتژی مدیریت دانش رامطابق با جدول شماره یک می توان تصور نمود که البته این مقاله قصد ندارد به تجزیه و تحلیل این گامها بپردازد. پس می توان با در نظر گرفتن این مراحل به نقش کلیدی مجریان واقعی دانش در سازمانهای دانشی پی برد.
با توجه به فرایند اجرای مدیریت دانش می توان گفت این فرایند مستلزم مهارتها و نقشهای گوناگونی است. هماهنگی، گزارشگری، تشخیص نیازها، گردآوری دانش، شناسایی دانشگران، ایجاد تشکلهای حرفه ای. در شرایط پیچیده امروز با وجود تخصص ها و مهارتهای متفاوت مطمئنا نمی‌توان انتظار داشت مدیران همه این مهارتها را داشته باشند و یکه و تنها انقلاب و تغییری در سازمان ایجاد کنند.

در ارتباط با اجرای این فرایند یکی از مشکلات و موانع عمده، حجم عظیم اطلاعات متنوع و پراکنده و غیر قابل دسترس است. هر چند تقریبا همه سازمانهای پیشرو تکنولوژی اطلاعات را برای نظم،ذخیره و رمزگذاری اطلاعات و یا دانش مورد نظر خود به کار می برند و گاهی اوقات برای دسترسی اعضا در بیشتر موارد دانش سازمان را در مخازن و کتابخانه های آن قرار می دهند و با استفاده از بانک های اطلاعاتی به عنوان ابزاری برای دسترسی سریع به اطلاعات به توسعه دانش ومدیریت دانش می پردازند. با این حال امکان رمزگذاری دانش مکتوم و پیچیده که صاحبانش آن را به مرور زمان کسب کرده اند، در قالب اسناد و یا صفحات رایانه ای وجود ندارد. به همین علت است که فرایند مدیریت دانش سازمانی علاوه بر موارد فوق، استفاده از ابزارهایی چون نقشه کشی و مدل سازی دانش سازمان به شناسایی فرد صاحب دانش وهدایت جوینده دانش به سوی وی و تشویق آنان به مبادله دانش را دربرمی گیرد. در همین راستا سازمان نیازمند متخصصانی است که فرایند تشخیص نیاز‌های اطلاعاتی، گرد آوری ، طبقه بندی و دسترسی سریع به دانش سازمانی را برای کارکنان انجام دهند و به عبارت دیگر دانش سازمانی را جمع آوری و مدیریت کنند.

مجریان دانش
فرایند مدیریت دانش عموما زیر نظر تیمی با مهارتهای مختلف بوده که اغلب شامل مدیران سیستم های اطلاعات،متخصصان و توسعه دهندگان وب ها و کتابداران ویژه ودیگران است و کتابداران ویژه همیشه افراد مهم دراین تیم محسوب می شوند. (
McInerney,1999 )
برای کتابداران ویژه، کارکردن با دانش امری طبیعی است. آنها بیش از آن که محافظ کتاب باشند،فراهم کننده اطلاعات هستند. آنها شرکت خود را بخوبی می شناسند و می‌توانند بیشتر مانند یک فروشنده یا راهنمای اطلاعات باشند که تقاضاهای اطلاعاتی را دریافت می کنند و مشتریان داخلی رابا افراد دیگر و یا مخازن اطلاعاتی برای رفع نیازهای اطلاعاتی آنها ارتباط می‌دهند و همزمان اهداف کلیدی سازمان را نیز در نظر می گیرند.
در تقابل با یک کتابخانه عمومی ، کتابخانه‌های تخصصی شامل مجموعه کوچکی از کتابها بوده که دارای منابع اطلاعاتی بسیار تخصصی، فصلها، شرح فصلها و گزارشها هستند. کتابداران ویژه کاربری اطلاعات را درک کرده اند و می‌دانند که اسناد را به چه صورتی مرتب کنند تا استفاده کننده براحتی نیاز اطلاعاتی خود را رفع کند.
می توان گفت کتابداران سابقه طولانی در ردوبدل کردن اطلاعات دارند. در نیمه اول قرن بیستم در اروپا پال اوتلت نقش عمده ای در ایجاد روشهای جمع آوری‌، کد‌گذاری ، اصلاح و سازماندهی دانش داشته است. دیدگاه او این بود که کتابخانه دیگر نباید یک نگهدارنده صرف باشد، بلکه باید مرکز مهمی از اسناد باشند که شامل اطلاعات تخصصی و سرویس های اطلاعاتی در هر زمینه مورد علاقه برای همه مشترکان است. اداره اسناد آمریکا(
FID ) را می توان یک مخزن اطلاعاتی دانست که چگونگی به دست آوردن اطلاعات ، انتقال و کاربرد آن را بررسی می کند. امروزه شاید بتوان چنین گفت که کتابداران ویژه مغز پشت صحنه تولید شبکه فراگیر دانش هستند و به همین دلیل کار آنها به علت پشت صحنه بودن به چشم نمی آید. ایده اصلی این است که متخصصان بتوانند به هرگونه منبعی برای تحقیقاتشان دسترسی داشته باشند و در فضای مجازی به صورت Online فعالیت کنند.
در همین زمینه مطالعه ای در سال 1998 در چهار شرکت بزرگ بین المللی در شمال شرقی آمریکا انجام شده است. یکی از شرکتهای مورد مطالعه شرکت(
Compu-Tronics ) بود که فعالیت اصلی آن در زمینه تهیه و ایجاد سخت افزار و نرم‌افزارهای کامپیوتری است و از نظر نوآوری معروفیت جهانی دارد.در چنین جایی مدیران موفق،متخصصان توسعه کالا، مهندسان و کارکنان دیگر همه به جدیدترین اطلاعات برای به روزبودن در بازار فعال و تغییرپذیر کامپیوتر نیاز دارند. در این زمینه مدیران سازمان تصمیم استراتژیکی اتخاذ نمودند که باعث کاهش هزینه های شرکت شد؛ به این ترتیب که حدود 1500 تن از کارکنان به خانه هایشان فرستاده شدند تا از طریق کامپیوتر فعالیت کنند. از سوی دیگر کارکنان و مسئولان فروش که دائما در سفر بودند و نیاز به اطلاعات به روز داشتند، از طریق اینترنت با این اشخاص ویژه ارتباط برقرار کرده و اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت می کردند. برای برآوردن نیازهای اطلاعاتی کارکنان و ذخیره دانش سازمانی، مدیران ارشد سرویس های اطلاعاتی سازمان با اتکا برکتابداران ویژه و مدیران اطلاعات واحدی را ایجاد کردند که در سطوح عملیاتی و اجرایی ،کتابداران ویژه و در سطح میانی مدیران اطلاعات به عنوان فعالان اصلی در فرایند مدیریت دانش به ایفای نقش خود می پرداختند.

کتابداران سرویس های اطلاعاتی، به صورت دائم درتلاشند که اطلاعات را جمع آوری و بر روی سایت های اینترنتی رسمی بگذارند. آنها سئوالات را از طریق تلفن دریافت می کنند و سپس به سرعت،جستجوی اطلاعات را انجام می دهند و کارکنان را به کسانی که می توانند کمکشان کنند یا به سوالاتشان جواب دهند،معرفی می کنند و در همان حال آرشیوهای عکس و دیگر مدارک را هم توسعه و مدیریت می کنند. برای توسعه این تیم،افراد حرفه ای تیم اطلاعات، نرم افزارهایی را به وجود آورده اند که پروفایلی برای هرکارمند ایجاد و نیازهای اطلاعاتی او را شناسائی و ثبت می‌کند تا در آینده حتی بتوانند نیازهای بعدی وی را پیش بینی وقبل از درخواست وی آنها را برآورده کنند.
مدیران اطلاعات اظهار می دارند که تلاش آنها درک این مسئله است که چه اطلاعاتی به درد چه کسانی می خورد و گزارشها و اطلاعات را برحسب پروفایلی که از آن شخص دارند،به او برسانند. این گروه، ذخیره دانش زیادی هم دارد که شامل گزارشهایی از پروژه های انجام شده ویا درحال انجام است که بهترین منبع برای تصمیم گیری مدیران ارشد سازمان برای پروژه های آتی خواهدبود. همچنین افرادی که در زمینه طراحی سایت اینترنتی فعالیت می کنند، از این گروه به صورت مشاوره اطلاعاتی استفاده می کنند و هماهنگی لازم را انجام می دهند که اطلاعاتشان درست و به روز بوده و برای وب کارآمد باشد.
با این حال چالشهایی که برای سیستم مدیریت دانش در هر سازمانی که بخواهد از آن سود ببرد وجود دارد، شامل :
- درک وپیش بینی نوع اطلاعاتی که هر کارمند نیازدارد و طالب آن است .
- طراحی سوالات موثر برای کارکنان برای به روز نگهداشتن پروفایل کارکنان .
- توسعه روندهایی روتین برای گزارش پروژه ها.
- نقشه برداری از مخازن اطلاعات برای دسترس آسان به اسناد.
- روندها و اطلاعات به روز در ارتباط با ماموریت سازمان .
- ارزیابی سیستم مدیریت دانش برای تعیین نقاطی که بهبود می تواند ایجاد شود.
- ایجاد نقاط در دسترس و حلقه های پیوندی مدارک دانش .
با توجه به چالشهای مطرح شده، امروزه مدارس و موسسات آموزش کتابداری که خیلی هایشان اسم خود را به موسسات مدیریت اطلاعات تبدیل کرده اند، سعی در تربیت افراد متخصصی دارندکه خیلی از این نیازهای سازمانها را به صورت تخصصی برآورده کند. در این مراکز دانشجویانی که قصد و انگیزه تبدیل شدن به یک حرفه‌ای اطلاعات را دارند، درسهایی مانند روش تحقیق ، نیازهای اطلاعاتی مدیریت، سازمانهای اطلاعاتی، سیستم های شبکه‌ای و مدیریت دانش را می گذرانند. وقتی ادبیات کاربردی مدیریت دانش را بررسی می‌کنیم رابطه تعاملی و شباهتهایی را با بین واژهای مورد استفاده و کارکتابداران ویژه و متخصصان اطلاعات می بینیم، آنها نیز مانند همکارانشان در بخشهای اطلاعاتی در زمینه مدیریت دانش فعالیت می کنند. به طور مثال در مایکروسافت برای ارتباط ایجاد کردن با دیگران برای به دست آوردن و استفاده از دانش آنها در شبکه،از کتابدارانی استفاده می‌شود که مهارت تکنیکی کلیدی آنها فهرست کردن اطلاعات ـ دانش است و مدیران دانش وظیفه اصلاح یا سازمان دهی این اطلاعات را برعهده دارند.
توانایی دیگر این کتابداران مصاحبه با استفاده کنندگان اطلاعات برای تشخیص نیازهای واقعی آنهاست چرا که خیلی از افراد سازمان در مورد اینکه واقعا دنبال چه چیزی هستند اطلاع دقیقی ندارند. آنها می‌دانند مسئله‌ای وجود دارد، لیکن افکارشان درمورد اینکه چه اطلاعاتی یا دانشی برای رفع مسئله بهتر است، مشخص و متمرکز نیست، همچنین که کجا به این اطلاعات دست یابند.کتابداران ویژه دوره ای را می‌گذرانند که سوالات درست و مناسبی را برای به دست آوردن اطلاعات دقیق مطرح می سازند به عبارت دیگر آنها متخصصانی در مصاحبه اکتشافی هستند و این استعداد ارتباط برقرارکردن و درک کاربرد اطلاعات است که این کتابداران را شریکان ایده‌آل برای تلاشهای روزمره مدیران دانشی قرار می دهد.
درتحقیقی که سال 1997 در431 سازمان اروپایی و امریکایی انجام شد، هنوز موارد مهم و بحث انگیزی در مدیریت اثر بخش دانش شناسایی شد که باید توجه بیشتری به آنها شود:
- نقشه گذاری منافع حرفه ای داخلی.
- ایجاد شبکه هایی از کارکنان دانشی .
- ایجاد نقشهای دانشی جدید.
کتابداران دارای مهارت اساسی و اولیه در نقشه گذاری منابع اطلاعات، دانش و فراهم ساختن راهنماها و نقاط دسترسی به این نقشه ها هستند. مهارتهای مردمی و مصاحبه کنندگی آنها و گسترش کتابخانه‌های خاص به روشنی باعث ارتباط و ایجاد شبکه های کارکنان دانشی می شود. کتابداران ویژه سازمان به عنوان محوری ترین بخش فرایند مدیریت دانش یا شرکای اصلی مدیران دانشی می توانند از آموزششان در فهرست کردن دانش، ساختن راهنما ها وشاخصهای اطلاعات استفاده کنند که این می تواند بی نهایت در ارتقای سطح دانش سازمانی سودمندباشد. کتابدار ویژه شرکت از قبل نیازهای اطلاعاتی شرکت را درک می کند و بنابراین درموقعیتی است که به تعیین و تنظیم سیستم مدیریت دانش کمک و به عنوان عاملی تاثیرگذار در این فرایند ایفای نقش می کند.

نتیجه گیری
به طورکلی مدیریت دانش چیزی بیش از تکنولوژی یا نرم افزار است. این فرایند راه پیچیده ای برای تقسیم داراییهای هوشی سازمان است. مدیریت دانش اثربخش اشاره به افرادی دارد که تجربه ای مفید در فراهم کردن دانش دارند و طالب افرادی حرفه ای و با تجربه است که دانش را فراهم می‌کند و دردسترس کسانی قرار می دهند که مخازن اطلاعات سازمان را توسعه می دهند. کتابداران متخصص با تجربه و دانش خود این امکان را برای سازمان فراهم کرده و بخوبی از تلاشهای مدیریت دانش حمایت می کنند.آنها در تعیین نیازهای دانشی سازمان، ارتباط متخصصان با تازه کاران و مبتدیان،تدوین دانش و تعیین و ارزیابی ابزارهای تکنولوژی دانش، ذخیره دانش و بازیابی آنها و تقسیم و انتشار دانش در سازمان نقشی مهمی دارند.
بنابراین لزوم توجه مدیران به این افراد و درک اهمیت نقش آنها در سازمان، بخصوص در فرایند ایجاد سیستم مدیریت دانش می‌تواند عاملی موثر در موفقیت این فرایند و بهبود در کل سیستم سازمانی شود.

منابع
- الوانی،سید مهدی،(1377)«سازمان دانشی» فصلنامه علمی،پژوهشی، کنترولر،سال دوم شماره 8-7
2 -
Davenport, T. H. and Prusak, L. (1998) " Working knowledge: How Organizations manage what they know", Boston: Harvard Business School Press .
3 -
DiMattia .S & Oder . N,(1997), "Knowledge Management: Hope ,Hype or Harbinger ? Library Journal ,122:33(15 September),33-5
4 -
McInerney Clair and Darcy LeFevre ,(2000) " Knowledge manager: history and challenges", Macmillan Press Ltd,PP.1-20
5 -
Sadri McCampbell.Atefeh ,Linda.M.C , Scott.H.G ,(1999)"Knowledge management: the new challenge for the 21st century,Vol.3,No3,PP.172-179
بقیه منابع در دفتر نشریه محفوظ است.

_ منیژه اکبری و مجتبی طهماسبی آشتیانی: دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت دولتی پردیس قم

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۳



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 10:12 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در علم و تحقيق

کارآفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و این ویژگیها همراه با آنان متولد می شود که این ویژگیها شامل : ابتکار، روحیه تهاجمی، تحرک، تمایل در به کارگیری ریسک، توان تحلیلی و مهارت در روابط انسانی است . امروزه کارآفرینی به عنوان یک رشته ای علمی مورد شناسایی قرار گرفته است . رشته علمی کارآفرینی همانند تمامی رشته های دیگر، دارای مدلها، فرآیندها و قضایایی "
CASE " است که باید دانش مربوط به آنها کسب شود .
به طور کلی در آموزش رشته کارآفرینی اهداف متعددی مورد نظر است که برخی ازاین اهداف عبارتند از:
کسب دانش مربوط به کارآفرینی
کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیل فرصتهای اقتصادی و ترکیب برنامه های عملیاتی
شناسایی و تحریک استعدادها و مهارتهای کارآفرینانه
القای مخاطره پذیری با استفاده از فنون تحلیلی
ایجاد همدلی و حمایت برای جنبه های منحصر به فرد کارآفرینی
تجدید نگرشها در جهت پذیرش تغییر
چالشهای آموزش کارآفرینی
آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن ، هم اکنون با چالشهای متعددی مواجه شده است که برخی از این چالشها توسط بلاک"
BLOCK " و استامپ " STUMPF " ارائه شده است . این چالشها عبارتند از:
چالش در ایجاد متدلوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثربخشی کارآفرینی
چالش در محتوا و شیوه های آموزش کارآفرینی
چالش در کیفیت مدرسان کارآفرینی
چالش در پذیرش آموزش کارآفرینی در دانشکده ها نسبت به کسب و کار
چالش در ایجاد یک پیکره عمومی "مشترک " در زمینه های دانشی مختلف
چالش در اثربخشی روشهای آموزشی
چالش در نیازهای یادگیری کارآفرینانی که در حال کار هستند
متناسب با دوره زندگی کسب و کاری که هم اکنون در آن به سر می برند.
انواع دوره های آموزش کارآفرینی
در سال 1990 میلادی تحقیق در خصوص آموزش کارآفرینی همچون یک رشته جدید مورد توجه قرار گرفت و مواردی همچون توسعه روشهای تحقیق برای سنجش اثربخشی آموزش کارآفرینی ، محتوا و روشهای آموزش کارآفرینی ، قابلیت افرادی که در زمینه آموزش کارآفرینی ، آموزش می بینند، قبول آموزش کارآفرینی در مدارس و نه درفعالیتها، وجود و توسعه یک چارچوب علمی مشترک در زمینه کارآفرینی ، اثربخشی دیگر شیوه های آموزشی و نیازهای آموزشی کارآفرین تعلیم یافته در طول چرخه عمر شرکت ، مورد توجه قرار گرفت.
به طور کلی تا سال 1990 میلادی چهاردسته اصلی از دوره های آموزشی کارآفرینی شکل گرفت که این دوره ها عبارتند از:
دسته اول : برنامه هایی برای "آگاهی و جهت گیری به سوی کارآفرینی " است . هدف از این دوره ها، افزایش آگاهی ، درک و بینش نسبت به کارآفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است . اینگونه برنامه ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تدریس می شود تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانشجویان برای کارآفرین شدن افزایش یابد. گروههای نژادی، غیر شاغلان، مخترعان، دانشمندان، کارکنان دولت و بازنشستگان ارتشی و گروههای مختلف، می توانند تحت پوشش این دوره قرارگیرند.دسته دوم: شامل برنامه های آموزشی است که "توسعه تاسیس شرکتها" را پوشش می دهد. این برنامه ها به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند. کشورهایی همچون آمریکا، هند، فیلیپین، مالزی، فنلاند و هلند مراکز ویژه ای را برای حمایت از کارآفرینان بالقوه تاسیس کرده اند که ضمن ارائه آموزشهای ویژه جهت توسعه توانائیها و انگیزش افراد، توسعه مناطق شهری و آموزشهای عملی در نزد کارآفرینان موجود را در برمی گیرد.
دسته سوم : دوره ها جهت "رشد و بقای کارآفرینان و شرکتهای کوچک " طراحی شده است ، که شرکتهای کوچک موجود را پوشش می دهد. واقعیت آن است که این گروه ازشرکتها در هر کشوری باید مورد توجه قرار گیرند. در کشورهای کمونیستی سابق شرکتهای کوچک بسیار مورد توجه قرار می گرفتند و تعداد زیادی از آنها با کمتر از 10 کارمند تاسیس شدند. نیازهای آموزشی در این برنامه ها بسیار متنوع است. از دوره های بسیار مورد قبول در این خصوص می توان به دوره رشد شرکتهای کوچک در دانشگاه دارهام و دوره "فعالیتهای اقتصادی خود را بهبود دهید" اشاره کرد که توسط سازمان بین المللی کار "
ILO " در سراسر دنیا اجرا می شود.
دسته چهارم : برنامه "توسعه آموزش کارآفرینی " است که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کارآفرینی است. هدف دیگر این برنامه ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کارآفرینی است .
ارزش آموزش کارآفرینی
افسانه کارآفرین دارای هوش طبیعی ، اکنون راهی به درک ما بخشیده است مبتنی براینکه کارآفرینان دقیقا به همانگونه که ما یاد می گیریم ، یاد می گیرند. کارآفرینان نه تنهامی توانند از اشتباهاتشان و مربیان غیررسمی خود بیاموزند، بلکه آنها از طریق مطالعه وتربیت رسمی ، مستعد یادگیری هستند. کتابها و دوره هایی در مورد شکل دهی کسب و کارجدید با سرعت زیادی در حال افزایش اند. علاوه بر کتابها و دوره ها، مجموعه جدیدی ازبرنامه های آموزشی برای پرکردن شکاف اطلاعاتی و دانشی برای کارآفرینانی طراحی شده است که هم اکنون در حال پیگیری کسب و کارشان هستند.
برنامه های مبتنی بر آموزش برمبنای این فرض عمل می کنند که اگر فقط ما وسایل مناسب و موثر برای مرتبط ساختن منابع برگرفته از دانشگاه هایمان ، مدارس فنی ودانشکده ها را به جامعه کسب و کار جدید پیدا کنیم ، آن وقت ما واقعا قادر به تقویت ابتکارات صنعتی هستیم "
مطالعه ای که در سال 1982 در دانشگاه بایلور "
BYLOR " بر روی دانشجویان رشته کارآفرینی صورت گرفت . ارزیابی دانشجویان از دروس رشته کارآفرینی این بود که باید بیشترین تاکید برروی دروس مالی شود. دومین رشته ای که به نظر آنها باید بیشترمورد تاکید قرار گیرد، درس مدیریت بود. علاوه بر اینها دروس روابط انسانی و بازاریابی نیز از نظر دانشجویان دارای اهمیت ویژه است . دروس حسابداری ، حقوق ، مدیریت دولتی ، روشهای کمی ، ارتباطات ، زبان انگلیسی ، سخنرانی عمومی ، هنرهای آزاد درمرتبه بعدی اهمیت قرار داشتند.
بر طبق گزارش
PORTER و MCKIBBIN ، دو نوع بحران آموزش مدیریت دردانشگاههای آمریکا در آموزش و بهبود مدیریت وجود دارد که مرتبط با تاکید ناکافی درایجاد بینش در دانشجویان و تاکید ناکافی بر تلفیق حوزه های میان وظیفه ای است. کارآفرینی شامل بینش " VISION " و تلفیق " INTERGRATION " است . کارآفرینان نیازمندیک بینش از کسب و کار مخاطره آمیز و درک تمام حوزه های کسب و کار هستند.
بینش کارآفرین شامل کنترل سرنوشت خود، بهره گیری از خود - هدایتی ، توانایی برای صراحت لهجه ، توانایی در تعیین اخلاقیات خود، وامدار سیاسی شرکت یا دولت نبودن است . در حالی که درک از جنبه های مختلف کسب و کار مهم است ، اما کافی نیست. تنها عمل است که فرصت خوداتکایی و مستقل بودن را فراهم می کند.
حال باید نقش یک مشاور مالی را نیز در یک کسب و کار کوچک در نظر گرفت:
به عنوان یک پرستار مردم اغلب سوال می‌کنند که من چگونه یک مشاور اقتصادی شدم. تجربه شخصی من شامل تماشا کردن رنج و تباهی اقتصادی خانواده‌ام مرا مجبور کرده که در زمینه‌ی اقتصادی دارای استعداد شوم و من می‌خواهم که به دیگران کمک کنم تا موفقیت‌های اقتصادی به دست آورند. اگر شما تا به حال درباره‌ی طرح‌های مالی فکر کرده‌اید اینک زمان آغاز است. بسیاری از مردم به دوران بازنشستگی نزدیک شده‌اند بدون پول کافی برای ادامه‌ی زندگی. در حقیقت بسیاری از مردم نمی‌توانند از عهده‌ی بازنشستگی برآیند.
کار کردن فقط توانایی پرداخت قبض‌ها را در کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند. این بقای طرز فکر است. یک طرح مالی خوب قصدها و هدف‌های آینده شما را برای بازنشستگی مانند رفتن به دانشگاه، خرید خانه و... به حقیقت می‌رساند.
با یک طرح درست اقتصادی شما یک خاطر آرام را تجربه می‌کنید و به مقاصد خود می‌رسید. پس چگونه به طور صحیح برای آینده خود نقشه بکشیم؟ آیا می‌دانید از کجا باید شروع کنیم؟ این همان زمانی است که یک مشاور اقتصادی می‌تواند به شما کمک کند. یک مشاور اطلاعات، مهارت و ابزاری برای کمک کردن به شما برای رفتن از جایی که حالا شما هستید، برای رفتن به جایی که می‌خواهید در آینده باشید را داراست. چند معیار برای انتخاب یک مشاور اقتصادی وجود دارد که در زیر به شرح آن می‌پردازیم.
انتخاب یک مشاور مالی
1- آیا یک مشاور مالی معرف چیز ثبت شده‌ای است. این مهم است زیرا یک (
Registered ) اطلاعات وسیعی مبنی بر جوانب سرمایه‌گذاری، موقعیت طرح، مدیریت دارایی‌ها را داراست. شما می‌خواهید مشاوری را انتخاب کنید که می‌تواند این امکانات را برای شما فراهم کند. مشاوران سرمایه‌گذاری( Registered ) حق‌الزحمه‌ای را برای خدمات خود طلب می‌کنند، این به مشاوران اجازه می‌دهد که شما را نصیحت کنند برای بدست آوردن فرآورده‌هایی که شما نیازمند آن هستید نه مبلغی که ممکن است آن‌ها بسازند. از دیگر اقسام خدمات اقتصادی «طراح مالی» است. «طراحان مالی» Commisson based هستند. این یعنی آن‌ها با حراج محصولات پول می‌سازند، چیزی که ممکن است مطابق میل شما نباشد.
2- آیا مشاوران شما چیزهایی که شما آن‌ها را می‌خواهید می‌دانند، احتیاجات و آرامش اقتصادی؟ آیا آن‌ها وقتی شما صحبت می‌کنید به خوبی گوش می‌دهند؟ آیا آن‌ها درک خوبی از مقاصد شما دارند؟
3- آیا آن‌ها می‌توانند شما را درک کنند و با شما ارتباط برقرار کنند و آیا برای شما مدبر هستند؟
4- آیا این مشاور توصیه شده می‌آیند. نظریه و توصیه شخصی همیشه مثبت است.
انتخاب درست یک مشاور اقتصادی آرامش خاطر را به همراه دارد. توسعه ثروت، حفاظت از دارایی‌هایی که برایشان سخت کار کرده‌اید به زمان احتیاج دارد و با مشاوره صحیح شما می‌توانید موفقیت‌های اقتصادی بیشتری بدست آورید.
ملاقات با یک مشاور اقتصادی
وقتی شما برای نخستین بار با یک مشاور اقتصادی ملاقات می‌کنید، در ابتدا شما یک طرح اقتصادی را خلق کرده‌اید که شامل ارزیابی‌های زیر می‌باشد:
موجودی شما و بدهی‌های کوتاه‌مدت شما و اهداف درازمدت و طرح‌های شما. برای مثال اهداف کوتاه‌مدت ممکن است شامل طراحی تعطیلات شما و عروسی، خرید خانه و یا بچه‌دار شدن باشد. اهداف درازمدت نیز شامل دانشگاه و بازنشستگی باشند. طراحی حفاظت از دارایی‌های شما، بیمه توجه به زندگی و اهداف درازمدت شما، وصیت‌نامه‌ها و امانت‌های شما. بعد از تشخیص وضع رایج اجتماعی و همچنین روشن شدن اهدافتان، سپس طرح‌های اقتصادی شما انجام می‌شوند و ارزیابی‌های منظم احتیاج به انجام شدن دارند. بسیاری از مسائل می‌توانند بر طرح‌های اقتصادی شما تاثیر بگذارند. تغییرات در نیازها و اهداف شما عادلانه و مرتبا اتفاق می‌افتند و حوادث غیرمترقبه می‌توانند بر هدف شما تاثیر بگذارند. مشاور اقتصادی شما نیاز دارد که مرتبا در جریان آخرین خبرها قرار بگیرد، پس اهداف شما می‌توانند تغییرکنند تا نیازهای شما برآورده شوند.
رسیدن از یک روز به روز دیگر، بدست آوردن پول و خرج کردن پول، به طوری که به راحتی می‌توان طرح‌های خود را برای آینده اقتصادی خود به تعویق انداخت، ولی «بدون یک طرح، ممکن نیست که پولی برای یک روز بارانی داشته باشید» سخنی که والدین شما اغلب درباره‌ی آن صحبت می‌کنند. با مشخص شدن وضع رایج اجتماعی و نیازها و اهداف شما برای آینده، خلق کردن یک طرح و انجام دادن آن طرح می‌تواند شما را به مرکز اهداف نهایی اقتصادیتان بنشاند. یک مشاور اقتصادی به شما کمک می‌کند تا طرح اقتصادی خود را حفظ کنید. شما یاد خواهید گرفت تا پول‌های خود را پس‌انداز کنید پس در نتیجه این در طول زندگی شما و در حین کار کردن شما افزایش خواهد یافت. می‌دانید که شما کاملا آماده و محفوظ قادر به زندگی در آسایش و راحتی هستید چون می‌دانید که به اندازه کافی پول دارید که در زمان احتیاج از آن استفاده کنید. درباره‌ی فواید داشتن یک طرح اقتصادی فکر کنید، صدای خوب نصیحت و تمام ابزارهای لازم برای این مرحله و فرآیند، این چیزی است که یک مشاور اقتصادی برای شما انجام خواهد داد.
منابع :
"کوراتکو و هاجتس ، سال 2001، ص 30"
"سکستون و کارازاد، 1992، ص 31"
"سکستون و کارازاد، 1992 "
"هورنادی ، 3891، صص 16-065"

به نقل از بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در علم و تحقيق
در حالی که به احتمال زیاد قادر به محاسبه دقیق درصد شکست نوآوریهای تجاری نیستیم ولی توافق عمومی براین است که می توانیم چنین فرضی را بپذیریم. پس از چندین سال تحقیق و مشاهده، دلایل مشابهی برای به نتیجه نرسیدن نوآوریها به دست آمده است. در اینجا 10 عامل مهم شکست نوآوری ذکر می شود:

نبود فرهنگی که از نوآوری حمایت کند؛
احساس مالکیت نکردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مدیران؛
فقدان یک فرایند گسترده و فراگیر جهت نوآوری؛
! تخصیص ندادن منابع کافی برای این فرایند؛
عدم ارتباط بین پروژه ها و طرحها با استراتژی سازمان؛
صرف نکردن زمان و انرژی کافی برای رفع ابهامات سازمانی؛
ایجادنکردن تنوع در فرایندها (عقاید مختلف و متضاد)؛
توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـای انـــدازه گیری پیشـرفت؛
عدم وجود مربیان و مدیران توانا در تیم های نوآوری؛
فقدان یک سیستم ایده پرداز مدیریتی.

فرهنگ : فرهنگ به عنوان بستر نوآوری ایفای نقش می کند. در صورتی که فرهنگ حاکم، برای ایده ها و ایده پردازیها ارزش قائل نبوده و به آن ارج ننهد، هر نوآوری قبل از بروز در نقطه خفه می شود. در چنین حالتی، فرهنگ به مانند سیستم ایمنی بدن عمل می کند و وظیفه اش از بین بردن هر تازه وارد است، قبل از آنکه به بدن آسیب برساند. فرهنگ می تواند تغییر یابد اما این تغییر در یک فرایند کند رخ می دهد.

مالکیـت : هنگامی که یک ایـده بزرگ شکل می گیرد، ایده پرداز در صورت دارابودن امکانات، آن را به مرحله اجرا در می آورد. در چنین حالتی مدیر واحد تجاری خود صاحب یک ایده بوده و وقت، منابع کمیاب و بودجه را جهت اجرایی ساختن پروژه جدید به کار گرفته است. اگر چنین مدیری بودجه کافی برای اجرایی ساختن ایده خویش نداشته باشد، معمولاً موفق نمی شود.

مدیران واحدهای تجاری نیازمند این هستند که خریدار ایده های جدید، افراد تازه وارد باشند تا به آنها فرصت اجرایی شدن بدهند.
فرایند : هنگامی که سازمانها تصمیم می گیرند تا نوآوریهای جدید را بپذیرند، اغلب آموزشها، ابزار و تکنیــک هایی را فراهم می بینند.
آنها تیم های نوآوری ایجاد می کنند، جهت برگزاری جلسات طوفان مغزی برنامه ریزی می کنند و در نهایت حدود شش هفته پس از انجام این اقدامات می فهمند که نوآوری کار نمی کند. در جهان امـروز که افـراد با مشغلـــه های زیادی روبرو هستند، اگر بخواهیم از سطوح عملیاتی نتیجه گیری کنیم، نگاه خرد به نوآوری کارایی کافی نخواهد داشت. نوآوری نیازمند فرایندی است که دید افراد را بر چالشهای مهم و درست متمرکز کند و آنها را در یک فرایند سازمانی هدایت کند، نوآوری را تشخیص دهد و ارزیابی کند، به گونه ای که عقاید مناسب به سمت اجرایی شدن به حرکت درآید.

منابع : اغلب اوقات اعضای هیئت مدیره در جایگاه سخنران سالانه اظهار می دارند: ما نیازمند نوآوری بیشتری هستیم و پس از آن به سایر مباحث مورد نظر خویش می پردازند. نوآوری نیازمند صرف زمان، انرژی و منابع مالی است. افراد باید فرصتی را برای فراغت از کار جاری و تفکر در زمینه های موجود و قابلیتهای جدید داشته باشند. آنها همچنین نیازمند مهارتهای جدید و سیستم هایی هستند که اندیشه و همکاری را مورد پشتیبانی قرار دهد. نوآوری امری حیاتی برای بقا در آینده است، اما چنین چیزی به سرمایه گذاری امروز ما در این مورد بستگی دارد.

استراتژی : در جایی که افراد فکر می کنند باید بدون هیچ چارچوبی بیندیشند، مشکل ایجاد می شود. افراد کم کم باور می کنند که هیچ قانونی، هیچ حدومرز و هیچ محدودیتی نباید برای تفکر وجود داشته باشد. این باور با دیدگاه تولیدگرا (تفکر در راستای تولید) در تناقض است و عقاید جدا از هم که هیچ مقصودی را دنبال نمی کند، ایجاد می کند. البته یک در میلیون ممکن است ایده های مولدی نیز پدید آیند اما از لحاظ صرفه اقتصادی توجیه پذیر نخواهند بود.

اگر بخواهیم به گونه ای اثربخش تر عمل کنیم باید بر خلاقیت در داخل محدوده استراتژی تعریف شده سازمان تمرکز کنیم. البته، چنین استراتژی علاوه بر تبیین ماموریت اصلی سازمان باید محیط مناسب و وسیع برای بروز افکار بیشتر در محدوده های مرتبط باشد.

کنکاش همه جانبه: عقاید بیان نشده بسیاری در سازمان وجود دارد که منتظر ظهور هستند. باوجود این، برای یافتن خلاقیتهای جدید و صحیح، سازمانها باید به خلق یک پیشرفت چشمگیر بپردازند. این پیشرفت نیازمند فرایندی است که خارج و داخل، مشتریان، فراهم کنندگان مواد اولیه و رقبا، تغییرات جمعیت شناختی، روندها، محیط اقتصادی، قوانین و مقررات و محیط سیاسی را مورد بررسی قرار دهد. ابداعی که با جلسات طوفان مغزی داخلی انجام می شود هیچگاه به بروز نتایج مفیدی فراتر از محدوده مکانی خویش منجر نخواهد شد.

تنوع و تفاوت : تنوع، تفاوتی است که بین افراد مختلف وجود دارد و اینکه عجب این فکر تا به حال به ذهن من نرسیده بود. در گذشته ای نه چندان دور، تیم های چندوظیفه ای به تنوع و تفاوت منجر می شدند. امروزه، آنها اهمیت سابق را در ایجاد تنوع ندارند و ایجاد تنوع و تفاوت از طریق تمرکز داوطلبانه بر روشهای تفکر مخالف و متفاوت، تجربه های سازمانی، ارائه دیدگاهها و نظرات تخصصــی در مورد یک فرصت یا مسئله چالشی، مورد تاکیـد است. فرایند نوآوری باید شامل همکاری واحدهای وظیفه ای، تمامی جنسیتهـا، ســـــن های مختلف، نژادهای گوناگـون، تمامی روشهای تفکر، همین طور سهامداران، مشتریان، فراهم کنندگان مواد اولیه و رقبا شود.

ابزار و معیارهایی برای اندازه گیری پیشرفت : در یک محیط سالم برای نوآوری، ایده های بیشتری نسبت به آنهایی ارائـه می گردد که مــی توانند اجرایی شوند و به کار آیند. این موضوع می تواند به بار اضافی و بروز اشکال در کار تیم منجر گردد مگر آنکه سازوکاری برای منظم سازی و اولویت بندی ایده ها وجود داشته باشد. ایجاد معیارهایی راهنما برای سنجش قبل از ورود به حالت ایــده پردازی می تواند ابزاری منطقی و عقلایی جهت ارزیابی ایده ها در کنارگذاردن ایده های نامناسب که با معیارها مطابقت ندارند را فراهم سازد.

آموزش و مربیگری : اشتباهی که سازمانها اغلب مرتکب می شوند این است که فرض می کنند تیم ها همانند سایر تیم های پروژه ای هستند. در بررسی صورت گرفته اخیر توسط شبکه نوآوری، نتایج حاکی از آن بود که افراد به طور متوسط 3/7 مورد نوآوری در پروژه ها برحسب سال داشته اند. باوجود این، تنها 21 درصد پاسخگویان در مورد چگونه مشارکت در یک تیم نوآوری آموزش دیده بودند و کمتر از 10درصد آموخته بودند که واقعاً عضوی از یک تیم نوآوری هستند. تعجبی ندارد که بالغ بر 70 درصد از پروژه ها با شکست روبرو می شوند.

نوآوری نیازمند راههای جدیدی برای تفکر و مهارتهای تازه است.
ایجاد یک فرایند یادگیــری و آموزش به روز، به موقع و فعال می تواند کسب نتایج مطلوب به صورت کارا و اثربخش را از تیم های نوآوری تضمین کند، مانند آموختن هر نوع مهارت جدید. صلاحیت نوآوری در طول زمان در حالی که فرد با طرحهای واقعی کار می کند بارور و شکوفـا می شود. مربیگری جزء حیاتی و کلیدی توسعه این صلاحیت است.

سیستم مدیریت ایده ها: بسیاری از طرحهای نوآوری در مرحله اول به صورت نصب در دیوارها و یاجاگرفتن در گوشه کتابخانه متوقف می شوند چرا که مشارکت کنندگان (ایده پردازان) قدرت کافی جهت پیگیری و اجرای آنچه که پیشنهاد کرده اند را ندارند. وجود سیستمی اثربخش که ایده ها را اخذ و تعدیل کرده و افراد را درگیر فرایندهای اجرایی سازد و ارزیابی کند یک جزء اساسی و حیاتی در فرایند نوآوری است. همان طور که وجود حسابداری برای سلامت مالی یک سازمان حیاتی است.

DNA نوآوری
تشخیص بهترین عملکردها، روشی عمومی برای شبیه سازی و بهبود توسعه سازمانی است. باوجود این، چند اشکال در این کار وجود دارد: گاهی اوقات عملکردهای اصلی از یک سازمان به سازمان دیگر منتقل نمی شود و گاهی آنها به خوبی در سازمان دیگر به اجرا در نمی آیند. این مسئله باعث می شود تا افراد متعهد شوند که ما آن را آزمایش و سعی خود را کردیم اما جواب نداد اغلب اوقات، آنها این اشکالات را به مواردی نظیر نوآوری، کیفیت و نظایر آن تعمیم می دهند.

جایگزینی برای تمرکز بر بهترین عملکردها این است که نگاهی بر اصول نوآوری بیندازیم. برای مثال، اگر شما به این مطلب واقف شوید که اکثر سازمانهای خلاق از طریق تیم های چندوظیفه ای فعالیت می کنند، شما می باید تصمیم بگیرید که این کار را در سازمان خود نیـز انجام دهید.

باوجود این، مــی توان فرض کرد که به چندین دلیل (مانند وجود حالت استبدادی در سازمان، سلسله مراتب و ساختار سازمانی)، این عمل با شکست روبرو شود. این ناکامی باید به تشویق تلاشهای نوآوری در آینده منجر شود. اگر شما بر اصول تمرکز می کردید و می دانستید که همکاری در بــروز نوآوری مهم است، سعی می کردید تا راههایی بیابید که همکاری را در جو سازمانی و فرهنگ شما امکانپذیر سازد. آگاهی از اصول زیربنایی بهره وری می تواند به سازمان کمک کند تا شایستگی خود را گسترش دهد، عاملی که از بروز تغییرات نامطلوب در سیستم ها یا فرهنگ به نحوی که اثر معکوس بر توانایی نوآوری سازمان داشته باشد، جلوگیری می کند.

چندین سال قبل، به عنوان بخشی از کار افراد در دانشگاه، تصمیم گرفتیم تا چارچوبی را برای اصول نوآوری ایجاد کنیم. عوامل به دست آمده برای حیات نوآوری مهم هستند، آنها با طرحی که از ما خواستـه شده بود مرتبط بود و به عنوان یک استعاره جهت ایجـاد چارچوب به کار گرفته شد. در نهایت این موارد تحت عنوان
DNA نوآوری لقب گرفت. (یک ساختار عمومی، به عنوان یک استعاره و مثالی برای حیات). نتایج به صورت DNA نوآوری مطرح شد که می توان آن را از سایت WWW.THINKSMART.COM دریافت کرد.

DNA نوآوری شامل هشت جزء اساسی عمل کننده است که به عنوان زمینه فرهنگی ایفای نقش می کنند و به وسیله زمینه جهانی احاطه شده اند. عوامل عملیاتی عبارتند از:

چالش ؛ نیروی جلوبرنده نوآوری: نوآوری، طبق تعریف به معنای انجام کار به صورت متفاوت، یافتن محدوده های جدید و ریسک کردن است. دلیلی برای تکانهای شدید یک قایق وجود دارد، بینشی که چه کار باید انجام دهیم و یا ترس عمیقی که چیزی تغییر نکند، این یک چالش است. هرچه یک چالش بزرگتر باشد و تعهد به انجام آن از عهده ما بالاتر باشد، تلاشهای نوآوری، انرژی بیشتری می طلبد.

ما معمولاً موارد شگفت انگیزی نظیر فرودآمدن بشر بر روی کره ماه و یا طراحی نقشه ژنی انسان را به عنوان چالـــش در نظر می گیریم اما هر سازمانی می تواند چالشهای نوآوری منحصر به فرد خود را برای پیشرفت آتی مشتریان و کارکنان خود دارا باشد.

استراتژی ها به صورت به هم پیوسته و منسجم شکل نمی گیرد. سرمایه یک شخص، عامل مهمی در جذب مشتریان است مگر اینکه علائق آنها تغییر کند و قبا شروع به برانگیختن آنها به سوی خود کنند. بنابراین، آنها باید مسیر را عوض کنند. گزارش سالیانه 1996 بیان مـــی دارد که بسیاری از فرصتهای تجاری ما دارای عمر کوتاهی هستند. ما باید بسیار سریع حرکت کنیم و آنها را به کار گیریم قبل از آنکه از بین بروند و ناپدید شوند.

تمرکز بر مشتری؛ نیروی هدایت کننده نوآوری: تمامی نوآوران باید برارزش خلاقیت برای ارضای نیاز مشتری تاکید داشته باشند، از آنجایی که مشتری هم داخلی و هم خارجی است. تعامل با مشتریان و فهم نیازهای آنها یکی از بهترین راههای کشف فرصتها و قابلیتهای جدید و انگیزه برای اجرایی ساختن آنهاست.

در شرکت داتکس لوهمودا، تولیدکننده محصولات پزشکی، بخشی از فعالیتهای نوآوری تحت عنوان اکتشاف نامیده می شود. این فعالیتی است که کارکنان را تشویق می کند تا مشاهدات مکرر و منظمی از رفتار مشتریان داشته باشند. روس وارد - مدیر برنامه ریزی - توضیح می دهد هنگامی که افراد سازمان کاربرد محصولات ما را در شرایط واقعی مــــی بینند، می توانند از وضعیت هوشیاری عادی خود گامی فراتر نهند. آنها مشکل و نیازهای مشتری را به گونــــه ای جدید در مـی یابند و یاد می گیرند چگونه به راههای جدیدی بیندیشند.

خلاقیت؛ مغز نوآوری: همه چیز از یک اندیشه آغاز می شود و سازمانهای نوآور دریافته اند که اندیشه ها می توانند از هر جایی برخیزند. این سازمانها به جای تاکید بر مالکیت بر ایده ها، سعی می کنند تا نتایج را مالک شوند. روزی، در سال 1995، متخصصان اندیشمند در واحد اکتشافات و فرصتهای شرکت
AT & T شاهد سخنرانـی روسای یک فروشــگاه بودند که مـی گفتند: چه می شد اگر هزینه رفتن (خدمات رسانی) به دوردستها برای ما هیچ بود، این امر موجب شد چندین ایده جدید در مورد آینده سرمایه گذاری بر فرصتهای فواصل دور ایجاد گردید. (امروزه این شرکت در زمینه فناوری مودم و اینترنت فعالیت می کند - م)

ارتباطات؛ شریان حیات نوآوری: جریان آزاد اطلاعات، عقاید و احساسات، شریان حیات نوآوری است. هم زیرساختهای نوآوری و هم حمایت و پشتیبـانی از آن بایستی در سازمانها به وجود آید تا جریان باز اطلاعات تقویت شود. اطلاعات به هنگام، اساس توانمندی است که امکان اخذ تصمیمات عالی را برای مدیران عملیاتی فراهم می سازد.

همکاری؛ قلب نوآوری: نوآوری یک فرایند گروهی است. غذای این فرایند تعامل اطلاعات و قدرت تیمی است. نوآوری به وسیله ساختارها و سیاستهای نامناسب و همچنین سیستم پاداش دهی که تنها به تلاشهای فردی پاداش می دهد دچار شکست می شود. شرکت
IBM کد آلفا را در دسترس عموم جهانیان (تا جایی که امکان داشت) قرار داد.

این کار از طریق ایجاد وب سایتی تحت عنوان؛ کار آلفا؛ صورت گرفت. این فرایند همکاری باز، موجب شد تا 200 متخصص فناوری یک همکاری مجازی را در سراسر دنیا ایجاد کنند و کد را ارزیابی کرده و آن را توسعه دهند و علائق بازار را مورد بررسی قرار دهند.

تکمیل؛ عضلات نوآوری: نوآوریهای جدید پروژه هایـی هستند که به صورت موفقیـــــت آمیزی به عنوان عقاید برتر مطرح شدند و با مهارتهای بالا (نظیر تصمیم گیری، زمانبندی، نظارت و اخذ بازخورد) اجرا شدند. سازمانهای نوآور می دانند که جشن موفقیت بخش مهمی از پایان یک پروژه صرفنظر از سطح اهمیت و موفقیت آن است. در سازمان خدمات بهداشتی و پزشکی سیگنا در آریزونا، مدیر برنامه ریزی به کارکنان کمک می کند تا پیشنهادات خود را ارائه، برای آن برنامه ریزی و آن را به صورت پروژه اجرا کنند. البته باید اطمینان کسب کرد که پروژه ها در راستای اهداف و ماموریت اصلی شرکت است.

نظارت و بازنگری؛ نردبان فرایند نوآوری: ارزیابی اهداف و نتایـج و هزینه - منفعت پروژه های جدید، یک اقدام ضروری است. درس گرفتن از نتایج پروژه های موفق و ناموفق بینشی را برای ما ایجاد می کند که بر اساس آن موفقیتهای بعدی امکان پذیر می گردد.

کمپانی نینن که یک شرکت ساختمانی است و اشتیاق زیادی دارد تا تبدیل به یک سازمان یادگیرنده شود، برنامه یادگیری خود را برای یک سال طراحی کرده است. این برنامه نه تنها شامل مواردی است که کارکنان باید بیاموزند بلکه شامل مواردی می گردد که آنها را باید به دیگران بیاموزند.

فرهنگ؛ محدوده ایفای نقش نوآوری: فرهنگ انعکاس رهبری، هنجارها و ارزشها ونمود عینی و قابل دید چگونگی انجام کار و رفتار افراد سازمان با یکدیگر است. فراهم ساختن محیطی که منعطف است، افراد را توانمنـد مــی کند، به ایده های کارکنـــان احترام مـــی گذارد، ریسک را تحمل می کند، برای موفقیتها جشن می گیرد، احترام به کارکنان را سرلوحه کارهای خویش قرار می دهد و تفریحات را تشویق می کند، جهت ایجاد نوآوری ضروری است. فرهنگ از ترکیب 4 عامل پدید می آید:

رهبری - مدل ایفای نقش : ما از رهبران تبعیت می کنیم چرا که باور داریم آنها موقعیت بهتر را در آینده تشخیص می دهند و می دانند چگونه ما را به آنجا هدایت کنند. از همین رو، طبق تعریف، نوآوری سفری به ناشناخته‌هاست ضروری است که سازمانها از رهبران با بینش و با صلاحیت برخوردار باشند.

افراد - منابع : بدیهی است بدون انسانها هیچ چیز رخ نمی دهد. هر سازمانی یک هویت دارد، این هویت ناشی از مهارتها، عقاید، گرایشها و رفتارهای دسته جمعی و مشترک و بیشتر از همه ناشی از ارتباط بین افراد است.

ارزشهای اصلی - زیرساختار نوآوری: اصولی اساسی وجود دارند که زیرساخت هر سازمان را تعریف می کنند. به عنوان نمونه اعتماد، احترام، یادگیری، تعهد، جامع نگری و همکاری. این موارد ساختـاری را برای تصمیـم گیری در کلیه ی سطـوح فراهم مــــی سازد.

ارزشهای نوآوری - چارچوب فکری : علاوه بر ارزشهای اساسی، برخی ارزشها وجود دارند که وضعیت معمول را به پیشرفت و یک پروژه معمولی را به یک کاروکسب جدید بدل می سازند. آزادی عمل، توجه به بینش شهودی افراد و سینرژی تنها برخی عوامل ایده آل هستند که می توانند جادویی برای سازمان نوآور ایجاد کنند.

زمینه - جهان : هیچ چیزی به خصوص نوآوری در خلاء اتفاق نمی افتد، در حالی که روشن است مشتریان عرضه کنندگان مواد اولیه و اقتصاد بر عملکرد روزمره ما تاثیر می گذارد، علاوه بر آن، ما به صورت دوره ای با دولت، اتفاقات جهانی، اجتماعات و فامیل خود در تعامل هستیم. تمامی این تعاملات زمینه فعالیتهای سازمانی از جمله نوآوری است.

اقدامات عملی برای سلامت سیستم نوآوری
1 - هراس را در سازمان خود از بین ببرید. نوآوری به معنای انجام چیزی جدید است، برخی کارها ممکن است به نتیجه نرسند. اگر افراد از شرکت هراس داشته باشند، به افرادی خلاق مبدل نخواهند شد؛

2 - نوآوری را به عنوان جزئی از سیستم ارزیابی عملکرد برای هر شخص مطرح کنید. سازمانها باید از کارکنان خود در پایان دوره ارزیابی سوال کنند که چه نوآوری انجام دادند و تاثیر آن بر کار چه بوده است؛

3 - فرآیند و سیستم نوآوری را مستندسازی کنید به نحوی که هر فرد آن را درک کند و نقش خود را نیز در این فرایند به روشنی دریابد؛

4 - آزادی عمل کافی به کارکنان خود اعطا کنید تا آنها قادر باشند ایده ها و فرصتهای جدید را مطرح و با عوامل درون سازمانی و برون سازمانی همکاری کنند.

5 - اطمینان حاصل کنید تمامی اعضای سازمان استراتژی کلی شرکت را درک کرده اند و همچنین کلیه تلاشهای نوآوری در راستای استراتژی کلی شرکت است، البته سیستم باید به صورتی باشد که ایده های خارج از چارچوب را نیز که مفید به نظر می رسند مدیریت کند؛

6 - به افراد آموزش دهید که محیط را برای روندهای جدید، فناوریهای نوین و تغییرات چارچوبهای فکری مشتریان مورد بررسی و آزمایش قرار دهند؛

7 - به افراد آموزش اهمیت تنوع در سبکهای تفکر، تجربیات، دیدگاهها و تخصصها را آموزش دهید. همچنین انتظار تنوع و تفاوت را در کلیه فعالیتهای نوآوری داشته باشید؛

8 - معیارهای مطلوب بر ایده آل ها استوار است. باوجود این، معیارهـای محدودتر نیـز می توانند ما را به حالت ایده آل نزدیکترسازند و آنها به نوبه خود براساس تجارب، مفروضات و چارچوبهای ذهنی قبلی ما متصل می گردند؛

9 - تیم های نوآوری از تیم های پروژه های معمول متفاوتند. آنها نیازمند ابزارها و چارچوبهای فکری متفاوتی هستند. کارکنان را به اندازه کافی در این زمینه ها آموزش داده و هدایت کنید تا هنگام کار در تیم های نوآوری موفق باشند؛

10 - سیستم مدیریت ایده ها را ایجاد یا تهیه کنید تا افراد تشویق شوند فرصتها و قابلیتهای جدید را شناسایی، ایجاد یا ارزیابی و ایده های خود را ارائه کنند .

به نقل از خانه کارآفرینان ایران



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
غلامرضا یادگارزاده
yadegarzadeh@gmail.com
دکتر کوروش پرند
razzpar@yahoo.com
آرش بهرامی
arash_bahrami2000@yahoo.com

چکیده

توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن، اثرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی بشر از جمله آموزش داشته است. تأثیر اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات هم از جهت ایجاد فرصتهای طلایی جدید و هم از نظر چالشهای سازمانی قابل مطالعه است. آموزش عالی به عنوان یکی از مهمترین نظامهای اجتماعی و دانشگاهها به دلیل نقش مهمی که در تولید و اشاعه دانش و اطلاعات دارند، از حوزه‌هایی هستند که به شدت تحت تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته‌اند. از مهمترین پیامدهای این امر، می‌توان به تغییرات بنیادی در نحوه تفکر در مورد نقش دانشگاه، دانشجو، هیئت علمی و یادگیری و یاددهی اشاره کرد. اکنون پس از ورود به هزاره سوم، ضرورت هم‌سویی و تعامل سازنده با تغییرات و توسعه مبتنی بر دانش، بیش از پیش احساس می‌شود و لازم است شرایط را برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور مؤثر در جامعه اطلاعاتی آماده کنیم. در مقاله حاضر شرایط و پیش‌بایست‌های حضور آموزش عالی و دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته و ضمن تبیین شرایط موجود، راهکارهایی برای مواجهه معقول با فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی ارائه شده است.

مقدمه
روند تحولات آموزش عالی در دو دهه اخیر وابسته به افزایش تقاضای ورود به آموزش عالی، توسعه فناوریهای ارتباطی، ضرورت توسعه منابع انسانی، تغییرات سریع فناوری، انباشت دانش و اطلاعات و دگرگونیهای اجتماعی بوده و منجر به بروز چالشهای جدی و تغییر در نقش دانشگاه و آموزش عالی در هزاره جدید شده است. دگرگونیهای شگرف آموزش عالی و حرکت آن به سوی همگانی شدن و تأویلهای ناشی از نیاز عمومی به آموزش عالی، دیدگاه جدیدی در توسعة آموزش عالی پدید آورده است که تحت تأثیر انقلاب اطلاعات و پارادایم فناوری اطلاعات، منجر به افزوده‌شدن وجهی جدید به منشور آموزش عالی شده است که توسعة اطلاعاتی نظام آموزش عالی از ضروریات آن است. (منتظر، 1383)
در رویکرد جدید به آموزش عالی، دانش، محور تمامی فعالیتهاست و سرمایه‌های انسانی نسبت به منابع طبیعی و مالی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند؛ به گونه‌ای که در این نظام فکری، نقش دانش، اطلاعات، نوآوری، خلاقیت، نظم و مدیریت به عنوان منابع حقیقی ایجاد ارزشهای اقتصادی و اجتماعی به رسمیت شناخته می‌شود. این امر، مسئولیت سنگین‌تری را بر دوش دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی قرار داده است، به صورتی که نیاز به ایجاد تحولات فکری در مدیریت و بازنگری در دورنمای ماموریتها و راهبردهای نظام آموزش عالی به یک ضرورت اساسی تبدیل شده است. "جهانی شدن و توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات می‌تواند فرایند انتقال اطلاعات و دانش را تسهیل کند و دانشگاهها را در ایفای نقش اثرگذار بر توسعه و ورود به جامعه جهانی یاری دهد." (ملیتوا، 2005)

آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی
بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی بر این باورند که ترکیب و همگرایی فناوریهای نوین ارتباطی و تجدید ساختار نظام سرمایه‌داری در دهه‌های اخیر سبب گشایش مرحله تازه‌ای در جوامع بشری شده است, مرحله‌ای که با اصطلاحاتی نظیر جامعه فراصنعتی (بل), جامعه‌ شبکه‌ای (کاستلز) و جامعه اطلاعاتی توصیف شده است. جامعه اطلاعاتی یک جامعه چند وجهی است که در آن تمام لایه‌بندیها و سطوح، نیازمند اطلاعات هستند. اصطلاح جامعه اطلاعاتی، بازگو کننده توسعه تکنولوژی‌های نوین و تجدید سازمان جامعه پیرامون جریان اطلاعات است. "این واژه و مفاهیم شبیه آن, جامعه‌ای را توصیف می‌کند که در آن برای تولید انواع کالاها و خدمات بستگی زیادی به کاربرد فناوری اطلاعات وجود دارد." (بهشتی، 1380)
شاید بتوان گفت مهم‌ترین عنصر در تحقق جامعه اطلاعاتی دانایی و مدیریت مبتنی بر دانایی است. نهاد آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان اثرگذار در جامعه همواره جایگاهی رفیع در توسعه دانایی و تعیین سیر حرکت بشر داشته است. شکی وجود ندارد که دانشگاهها در سیر تحول از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی نقش تعیین کننده داشته‌اند. نقش آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی از دو بعد قابل بررسی است:
_ نقشی که دانشگاهها در تحولات این بخش داشته اند؛
_ تأثیرات جامعه اطلاعاتی بر آموزش عالی.
در اینجا ما بیشتر بر بعد دوم تأکید می‌کنیم و در ادامه با توجه به شاخصهای بالا تأملی بر حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعات خواهیم داشت. اگر بخواهیم با توجه به شاخصهای بالا وضعیت آموزش عالی و دانشگاهها را در جامعه اطلاعاتی محک بزنیم، شاید لازم باشد یک تحقیق جامع را انجام دهیم. پس با توجه به گستردگی شاخصهای فوق و ضرورت تعمق در مؤلفه‌های جامعه اطلاعاتی در آموزش عالی در مقاله حاضر وضعیت دانشگاههای کشور در شاخصهای اول، سوم و ششم مورد بررسی قرار گرفته است.

فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش عالی(نگاهی به شرایط موجود)‌
فناوری اطلاعات و ارتباطات عبارت است از مجموعه‌ای متفاوت از ابزارها و منابع فناوری که برای برقراری ارتباط, ‌ایجاد، انتشار، ذخیره کردن و مدیریت اطلاعات به‌کار می‌رود و علاوه بر محوریت دانش و اطلاعات، بر نقش «ارتباطات» و وسائل ارتباطی به عنوان عامل و ابزار انتقال دهنده اطلاعات و برقراری رابطه بین دو بخش اطلاعات و فناوری توجه ویژه دارد.
حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی در واقع برای "یادگیری انعطاف‌پذیر" است. فناوری اطلاعات و ارتباطات مفهومی است که دلالت بر روابط متفاوت بین مؤسسات، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دارد. با حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات اعضای هیئت علمی باید تغییرات اساسی در نگرشهایشان نسبت به آموزش و تدریس به عنوان ابزار انتقال اطلاعات ایجاد کنند. (رمزدن، 1997/ ترجمه نوه‌ابراهیم، 1380، ص 24)
برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی سه مرحله را باید مد نظر داشت: انتخاب فناوری اطلاعات و ارتباطات، تطبیق با شرایط موجود و اعمال تغییر با کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات. (نیوانگ، 2006، ص 2) در ایران سه مرحله بالا ابتدا در یک حالت شک وتردید، گرایش و سپس به خدمت گرفتن یکباره قرار دارد. در بخش آموزش عالی در یک دهه گذشته دانشگاهها تلاش فراوانی برای تطبیق خود با شرایط روز جامعه جهانی آغاز کرده‌اند. منتظر(1383) در یک بررسی بر اساس شاخصها ونشانگرهای ارائه شده ازسوی یونسکو تعدادی از مهمترین دانشگاههای کشور شامل دانشگاههای: اراک، الزهرا (س)، مازندران، پیام نور، تربیت مدرس، تهران، صنعتی اصفهان، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید چمران اهواز و علم وصنعت ایران را در به خدمت گرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد بررسی قرار داده که وضع دانشگاهها اینچنین تصویر شده است:
نبود سیاست استفاده از فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛
نبود طرح جامع توسعة فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛
نبود طرح تخصیص بودجة کافی برای توسعة فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛
نبود مسئول پیاده سازی طرح جامع توسعة فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛
نبود مکانیزم نظارت و ارزیابی برای اجرای طرح جامع توسعه فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛
کم بودن تعداد کامپیوتر موجود به ازای هر صد دانشجو. تهران: 20 دستگاه، شهرستانها: 8 دستگاه؛
پایین بودن تعداد کامپیوترهای آموزشی؛
کم بودن پهنای باند و ...
همانطور که مشاهده می‌شود استفاده از فناوری اطلاعات در دانشگاههای کشور بر مبنای برنامه دقیقی استوار نیست و مشکلاتی گریبان‌گیر آنهاست که در بسیاری از کشورها سالهاست برطرف شده است و این امر باعث استفاده‌نکردن از ظرفیت‌های
ICT و بدگمانی نسبت به اینکه فناوری می‌تواند بسیاری از روندهای جاری را با سرعت بسیار بیشتر انجام دهد، شده است. البته در بخش آموزش عالی فعالیتهای متنوعی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده که عبارت است از:
توسعه شبکه علمی کشور: طرح اولیه شبکه گسترده و اختصاصی دانشگاهها با هدف ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه‌جانبه دانش و فناوری در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران پایه ریزی شد، در سال 1377 مراحل اجرایی آن آغاز و نهایتا در آذر ماه 1379 یکی از گسترده ترین شبکه های
WAN کشور با زیر ساخت مستقل مخابراتی و اتصال بیش از100 مرکز آموزشی و دانشگاهی افتتاح شد. محورهای اصلی این طرح عبارتند از:
_ ایجاد و توسعه زیرساخت انتقال اطلاعات (اینترانت) گسترده در سطح کشور بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور ایجاد شبکه علمی کشور؛
_ مدیریت و ارائه محتوا روی شبکه علمی از طریق ایجاد زیر ساخت ملی، ساماندهی و تسهیل دسترسی به منابع علمی موجود در کتابخانه ها و مراکز اسناد ( اعم از نشریات الکترونیک، کتب، پایان نامه‌ها و سایر منابع‌)، ارتقای کیفیت جستجو، تنوع خدمات و افزایش بهره برداری؛
_ توسعه همکاریهای بین المللی برای تقویت زمینه های آموزشی و پژوهشی غیر حضوری و از راه دور؛
_ دسترسی به اینترنت و خدمات شبکه‌ای برای کاربران دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی(سازمان پژوهشهای علمی وصنعتی ایران، 1384).
فعالیتهای دیگری زیر نظر دفتر امور رایانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شده است که عبارتند از:
_ ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه جانبه دانش و فناوری؛
_ ایجاد و یکپارچه سازی سیستم اطلاعات مدیریت آموزشی دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها؛
_ پیاده سازی سیستم‌های خودکار سازی اداری - مالی و پشتیبانی در دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها ؛
_ تجهیز رایانه‌ای دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛
_ توزیع رایانه بین دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛
_ نصب و راه اندازی سیستم‌های اتوماسیون اداری و مالی؛
_ نصب و راه اندازی سیستم مدیریت امور آموزشی.

همانطور که مشاهده می‌شود در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طرحهای مهم و کلیدی در حال اجراست و یا انجام شده است. اما این فعالیتها در قالب یک برنامه استراتژیک و دراز مدت نیست و موانعی در راه توسعه ICT وجود دارد که عمدتأ ریشه در ساختار سنتی آموزش دارد. ما برای ورود به عصر اطلاعات باید بر مشکلاتی غلبه کنیم که حل آنها مستلزم استفاده از تمامی ظرفیتهاست. این مشکلات عبارتند از:
الف- فقدان سیاست ملی برای استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛
ب- فقدان سرمایه گذاری مناسب در زمینة توسعة شبکه های مخابراتی وداده‌ای؛
ج- فقدان تعریف مورد توافق درمورد فناوری اطلاعات، آموزش الکترونیک ویادگیری الکترونیک؛
د- وجود مراکز متعدد تصمیم‌گیری؛
ه - فقدان هماهنگی درونی دستگاههای متولی؛
و- فرهنگ ضعیف اطلاعاتی در میان مسئولان وکاربران؛
ز- ضعف نظام پشتیبان ازنظامهای شبکه‌ای؛
ح- عملکرد سنت گرای نظام آموزشی؛
ط- کمبود اعتبارات مالی(منتظر،1383).
نگاه دقیق به مشکلات آموزش عالی در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات نشان می‌دهد، دانشگاههای ما در یک برزخ روشهای سنتی و پیشرفته قرار دارند و نمی‌توانند با تکیه بر منابع موجود راه خود را به سوی توسعه باز کنند. با توجه به اینکه در "توسعه مبتنی بر دانایی، آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه همه جانبه آن از نیازهای اساسی به حساب می‌آید"، (احمدیان، 1383: 23)، دانشگاههای ما باید تلاش کنند جایگاه خود را در این فرایند ارتقا دهند و منابع لازم را به خدمت بگیرند.

در بحث برنامه‌ریزی استراتژیک در کشورمان تجربه طرح تکفا وجود دارد که راهبردهای کلیدی زیر را محور کار قرار داده است:
- تهیه زیرساخت شامل شبکه دسترسی, قوانین و مقررات, منابع و تسهیلات
- برنامه جامع گسترش
ICT در توسعه ملی پایدار
- توجه به بخش خصوصی به عنوان محور اصلی توسعه
ICT
- توسعه منابع انسانی به عنوان اولویت استراتژیک گسترش
ICT
برای دست‌یابی به راهبردهای بالا, برنامه تکفا بر پایه هفت محور اصلی استوار شده است:
_ دولت الکترونیک
_ آموزش عالی و آموزش پزشکی الکترونیک
_ آموزش عمومی و ارتقای مهارتهای دیجیتال
_ توسعه خدمات اجتماعی
_ اقتصاد و بازرگانی الکترونیک
_ توسعه پارک‌ها و مراکز رشد
ICT
_ گسترش فرهنگ و تقویت خط و زبان فارسی برای کاربرد در شبکه.
به نظر می‌رسد تحقق اهداف در نظر گرفته شده برای طرح (برنامه) تکفا می‌تواند گام بلندی برای توسعه همه جانبه فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد و ما را در رسیدن به پیش‌بایست‌های حضور در جامعه اطلاعاتی نزدیک کند. با توجه به اولین محور طرح تکفا، نگاهی به وضعیت زیرساختهای فناوری در کشور نشان می‌دهد در زمینه توسعه
ICT چقدر موفق بوده‌ایم.
نگاهی گذرا به جدول (1) نشان می‌دهد، ضریب نفوذ اینترنت در کشورمان نسبت به کشورهای پیشرفته پایین است و لازم است در این زمینه فعالیتهای بیشتری صورت گیرد. مقایسه ایران با کشوری مانند ترکیه در ضریب نفوذ اینترنت نشان می‌دهد، فاصله زیادی با این کشور دارد. به طور کلی، ایران بر اساس شاخصهای دسترسی دیجیتالی در رده 86 جهان قرار دارد. و در بین کشورهای با دسترسی متوسط طبقه‌بندی می‌شود. از نظر استفاده از اینترنت نیز کشورمان نسبت به کشورهای دیگر شرایطی مشابهی دارد.
همانطور که مشاهده می‌شود کشورمان در استفاده از اینترنت نسبت به کشورهای منطقه از وضع تقریبا خوبی برخوردار است، اما فاصله زیادی با کشورهای اروپایی و آمریکا دارد.
شاخص دیگری که در اینجا مورد بررسی قرار می‌دهیم، سواد اطلاعاتی است. سواد اطلاعاتی عبارت است از توانایی تشخیص اطلاعات مورد نیاز و توانایی جایابی، ارزیابی و استفاده اثربخش از اطلاعات. سواد اطلاعاتی در آموزش عالی به عنوان بخشی از مشارکت برای یادگیری تمام عمر اهمیت خاص دارد.
تاکنون تحقیق جامعی در خصوص وضع سواد اطلاعاتی در دانشگاههای ایران انجام نشده است، اما بررسیهای جاری نشان می‌دهد شرایط در این خصوص زیاد مطلوب نیست. عفت نژاد(1381) در پژوهشی که به منظور بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فناوری اطلاعات انجام داد، به این نتیجه رسید که پاسخگویان از فناوری اطلاعاتی به میزان بالایی در انجام فعالیت پژوهشی پایان‌نامه، تالیف و ترجمه مقاله استفاده کرده‌اند و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی در فعالیت پژوهشی شرکت در سمینار داخلی، شرکت در سمینار خارجی و تالیف و ترجمه کتاب ضعیف است. مهمترین مشکلات پاسخگویان در استفاده از فناوریهای اطلاعاتی، کمبود امکانات فناوریهای اطلاعاتی، سرعت کم بازیابی اطلاعات، قطع شبکه، نیاز به آموزش استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و محدود بودن زمان استفاده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که درصد خیلی کمی از پاسخگویان (4/5درصد) از فناوریهای اطلاعاتی استفاده می‌کنند.
اخوتی (1377) در تحقیقی با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، وضعیت استفاده از شبکه اینترنت توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌های پژوهش نشان ‌داد که حدود 2/7 از افراد نمونه از شبکه اینترنت استفاده کنند که 79/6 درصد از آنها بدون واسطه با شبکه کار می‌کنند. استادان بیش از سایر رتبه‌های علمی از اینترنت استفاده می‌کنند (28/6 درصد). بیش از نیمی از افراد در حد متوسط با شبکه آشنا هستند و 49/6 درصد از آنها با استفاده از کمک دوستان و همکاران خود نحوه کار با شبکه را آموخته‌اند.
همانطور که از تحقیقات بالا بر می‌آید، استفاده دانشجویان، اعضای هیئت علمی و به طور کلی سیستم آموزش عالی از اینترنت محدود است و ما نتوانسته‌ایم از فرصتهایی که فناوری اطلاعات و ارتباطات فراهم کرده است، برای حضور در جامعه اطلاعاتی استفاده کنیم. هر یک از فرصتهای موجود در آینده می‌توانند به تهدیدهایی جدی تبدیل شوند.
سواد اطلاعاتی، توانایی افراد برای فعالیت مؤثر در یک جامعه اطلاعاتی است. این امر مستلزم تفکر انتقادی،  آگاهی از اخلاق شخصی و حرفه‌ای،  ارزیابی اطلاعات،  نیازهای اطلاعاتی متصور، اطلاعات سازماندهی شده،  ارتباط متقابل با اطلاعات شغلی و ایجاد کاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشکلات، تصمیم گیری و تحقیق است و بالا بردن آن در سطح دانشگاهها مستلزم آموزش، فرهنگ‌سازی و توسعه فناوری است.

نتیجه‌گیری
جامعه اطلاعاتی فرصتهای مناسبی را فرا روی کشورهایی مانند ایران قرار داده است تا بتوانند با استفاده از آن در فرایند توسعه موفق‌تر عمل کنند. فرصتهایی مانند:
- ساماندهی تولید و ایجاد توازن در توسعه اقتصادی نقاط مرکزی و پیرامونی
- ایجاد زمینه و زیر ساختهای توسعه فناوری اطلاعات
- تهیه و تدوین طرح جامع گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، می‌توانند ما را در حضور موفق در جامعه اطلاعاتی یاری دهند.
حضور دانشگاههای ما در عرصه تحولات جهانی و جامعه اطلاعاتی مستلزم شناخت وضع موجود برنامه‌ریزی استرتژیک
ICT ، بالا بردن کیفیت آموزش، تلاش مداوم جهت افزایش سهم ایران در تولید دانش، توسعه زیرساختهای فناوری، آموزش مدیران، اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان، سهولت دسترسی به داده‌ها و اطلاعات داخلی، گسترش استفاده از پایگاههای اطلاعاتی خارجی و توسعه پایگاههای داخلی، کارآمدتر کردن سیستم مدیریت دانشگاهی و نهایتا اختصاص منابع سرمایه‌ای است. از این رو پیشنهاد می‌شود:
1. برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات در دانشگاهها تدوین شده و زمینه لازم برای اجرای آن فراهم شود.
2. زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها به صورت مطلوب توسعه یابد.
3. موانع قانونی استفاده از نرم افزارها و منابع رفع شود.
4. نیروی انسانی متخصص در دانشگاهها؛ تربیت شود.
5. دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای مدیران، اعضای هیئت علمی و کارکنان، برگزار شود.
6. پایگاههای اطلاعاتی مرکزی در دانشگاهها، طراحی و پیاده‌سازی شود.
7. شفافیت بیشتر در دسترسی به داده‌ها و اطلاعات، به‌وجود آید.
8. توسعه دانشگاههای مجازی، در دستور کار قرار گیرد.
9. اعتبارات خاص به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، اختصاص یابد.
10. سیستم‌های اطلاعاتی در بخشهای مختلف آموزش عالی، استوار یابد.

منابع:
1. احمدیان، حمیدرضا(1383). آموزش و نگرش توسعه آن در جامعه دانایی محور. در مجموعه مقالات دومین همایش آموزش الکترونیکی، تهران: دبیرخانه شورای‌عالی اطلاع‌رسانی.
2. اخوتی، مریم(1377). بررسی وضعیت استفاده از اینترنت توسط اعضای هیات علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران، شهید بهشتی. به راهنمائی : فاطمه اسدی‌گرگانی پایان نامه (کارشناسی ارشد)- دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی.
3. بهشتی، ملوک السادات(1380). جامعه اطلاعاتی و توسعه[1]. قابل دسترسی در مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران. ...
www.irandoc.ac.ir /
4. رمزدن، پاول(1997). یادگیری و رهبری در آموزش عالی؛ (ترجمه نوه‌ابراهیم و همکاران، 1380). تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.
5. ذاکرصالحی، غلامرضا(1384). دانشگاههای اینده: بررسی ابعاد تحول در آموزش عالی. در مجموعه مقالات کفرانس آموزش عالی و توسعه پایدار، تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.
6. عفت نژاد، امرالله(1381). بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فنآوری‌های اطلاعاتی؛ به راهنمایی: عبدالرسول جوکار پایان‌نامه(کارشناسی‌ارشد) -دانشگاه شیراز، دانشکده تحصیلات تکمیلی.
7. منتظر، غلامعلی (1383). راهبردهای توسعه اطلاعاتی نظام آموزش عالی. در در مجموعه مقالات پنجاه‌یکمین نشست رؤسای دانشگاهها، تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.

8. Mlitwa, Nhlanhla Boyfriend (2005) Higher Education and ICT in the Information Society: A Case of the University of the Western Cape. In Bytheway, Andy and Day, Peter and Erwin, Geoff and Finquelievich, Susana and Gurstein, Mike and De Cindio, Fiorella and Taylor, Wal, Eds. Proceedings Community Informatics Research Networks (CIRN), Cape Town (South Africa ).

9. Nyvang, T. (2006). Implementation of ict in higher education. Paper presented at the Networked Learning 2006, Lancaster .www.networkedlearningconference.org.uk/abstracts/pdfs/P27%20Nyvang.pdf

بقیه منابع در دفتر نشریه محفوظ است.

_ غلامرضا یادگارزاده : عضو هیئت علمی مرکز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور
_ _ دکتر کوروش پرند : رییس مرکز مطالعات، تحقیقات و ارزشیابی آموزشی سازمان سنجش آموزش کشور و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
_ _ _ آرش بهرامی : عضو هیئت علمی مرکز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور

منبع:مجله تدبیر -شماره ۱۸۱



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب