« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



جايگاه همّت:

توجّه باشد كه همّت، عزم و اراده از جانب انسان‌ها است، ولي امر، حكم و تقدير از آن خداوند متعال است چنان که فرمود: «يَمْحُواللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ»1 هرچه را او بخواهد محو و نابود سازد و هر چه را که بخواهد ثابت و پابرجا قرار می دهد. البته بايد دانست كه اراده او بر همه اراده خلق حاكم و غالب است.

خاستگاه همّت:

خاستگاه همّت باید از خویشتن انسان باشد وعزم و اراده نفس بر اصلاح خودش باشد. این که برخی به بهانه انسان دوستی و دیگر دوستی، همّت خود را بر دیگران و غیره ابراز می دارند، خطائی روشن و واضح است.

از این نیرو بر خود بیش از دیگران بهره ببر! که امام همام حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) نیکو فرمود: «إنَّ سَمتَ هِمَّتکَ لإصلاحِ النّاس، فَابدَء بِنَفسِک، فَإن تُعاطِیک صَلاحُ غَیرِک و أَنتَ فاسِدٌ أکبَر العَیبِ.»2 اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی، بزرگ ترین عیب است.

آثار همّت:

برای همّت آثار و برکاتی را می توان بر شمرد که برخی عبارت اند از:

1. پوشانیدن گناه:

از نبیّ مکرّم اسلام (صلوات الله علیه وآله) گزارش گردیده که فرموده اند: «إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لایُكَفِّرُها صَلاهٌ وَ لاصَدَقَهٌ، قِیلَ یا رسولَ اللهِ فَما یُكَفِّرُها؟ قالَ: الهُمُومُ فی طَلَبِ المَعِیشَهِ»3 بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیّت و تلاش در طلب معیشت. آری، که ارباب و اصحاب همت ها که طالب معیشت و روزی حلالند بدانند که آراستگی به همُت و عزم راستین، آن ها را خود کفران برخی گناهانی خواهد شد که هیچ پوششی بر آن ها برتر از این نخواهد بود.

2.  بزرگواری و شرافت:

کرامت و بزرگواری زائیده و نتیجه همّتی بلند است. چنان که حضرت مولی على (عليه‏السلام) به آن اشاره ای بلیغ کرده و فرمود: «الكَرَمُ نَتيجَةُ عُلُوِّ الهِمَّه.»4 كَرَم داشتن، زاييده بلندى همّت است. افرادی که از همّت والا برخوردارند در جامعه انسان های شریف و گرامی خواهند بود، که دیگران آن ها را ارج می نهند.

3. جوانمردی:

مروّت و جوانمردی از برکات همّت است. حضرت امام مجتبی (علیه السلام) فرموده اند: «لامُرُوَّة لِمَن لاهِمَّة لَه.»5 كسي كه همت ندارد مروّت ندارد.

ارزش مثبت همّت ها:

انسان عاقل هر که را دارای عزم و همّت ببیند، او را دارای ارزشی مثبت تلقّی می کند و اولیاء اسلام نیز همه را به آن ارزش والا، فرا خوانده اند. حضرت امام علی (علیه السلام) فرموده اند: «كُن بَعيدَالهِمَمِ إذا طَلَبتَ، كَريمَ الظَّفَرِ إذا غَلَبتَ.»6 هرگاه در پى‏چيزى هستى، بلند همّت باش!

آسیب همّت ها:

همّت چون نوعی برندگی کار و یا پر انرژی بودن است، باید دید دست چه کسی داده شده و از آن چگونه استفاده می گردد. اگر آن را به دست شخص عاقل دهند و یا ابلهی بر آن مسلّط گردد، هرگز یکسان نخواهد بود.

واستان از دست دیوانه سلاح            تا که بازآید به تو عقل و فلاح
بی ادب را علم و فن آموختن              دادن تیغ است دست راهزن

نباید نیروی همّت را هرکجا به کار گرفت که سکّوی پرش آن باید مواردی ارزشمند و ارزشی باشد تا که به بار نشیند و بتواند از خسران به دور بوده و تأمین آخرت نماید و گرنه انسان را به مهلکه انداخته و دردرّه سقوط می اندازد. امام علی (علیه السلام) فرموده اند: «اِقصِر هِمَّتَک عَلی مَا یلزمُک و لاتخُض فِیما لایعنِیک»7  همّت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری! و آن چه را که به کار تو نمی آید پی گیری مکن!

پس این نیروی ارزشمند را به کار بیهوده مینداز! که ضایع کردنِ فرصت ، و تباهی در عمر گرانمایه است. در این جاست که معرفت و شناخت ارزش خود را نشان می دهد و هر کس بتواند بر مبنای عقل و تدبیر، انتخاب مورد و موضوع کند و سپس کارش را با همّتی قوی ادامه دهد؛ او بار را به سلامت به سر منزل مقصود خواهد رسانید وگرنه باشتاب هر چه بیشتر به قهقرا سیر کرده و خود را به نابودی سریع تر خواهد رسانید.

 

پی نوشت ها:


1. سوره مبارکه رعد، آیه شریفه 39.
2. نهج‌البلاغه.
3. محدّث قمّی، مستدرك الوسائل، ج 13، ص 13.
4. غرر الحکم، 1477.
5. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 8 ، ص 111.
6. امام علی (علیه السلام)، نهج‌البلاغه.
7. نهج‌البلاغه.

مرتضی آقاتهرانی



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 31 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

طلیعه:

در حالی که ملّت شریف ایران اسلامی در لحظات تحویل سال 1389 همه چشم انتظار شنیدن سخنان مقام ولایت فقیه (ادام الله بقائه) بودند تا که ببینند سال جاری، چه نامیده می شود، و حضرت ایشان در پیام تحویل سال فرمود: «این سال را سال همّت مضاعف و کار مضاعف» می نامیم.

روز یک شنبه هشتمین روز از سال 89 بود که برای اخلاق به هیئت دولت رفته بودم. در آن جلسه، جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی نکته ای را درباره نام سال مطرح کردند: از مقام معظم رهبری (دامت برکاته) کسی درخواست کرد که شاید مناسب باشد که در نام سال تجدید نظری فرمائید که در این پیام واژه مضاعف یک بار بیشتر تکرار نشود. حضرت آقا فرمودند: "خیر! باید تکرار شود."1 روشن است که به تکرارش عنایت خاصّی دارند، نه این که تکرار این واژه بی حساب و یا لغو و یا لهو باشد.

از این رو، به توضیح و تبیین تک تک واژه ها خواهیم پرداخت، تا که بتوانیم در این سال بهترین برنامه را بر خود رقم زده و فرصت ها را بیش از پیش قدرشناسی کنیم. امید که رضای حضرت ختم الأولیاء (صلوات الله علیه) به حرف حرف و کلمه کلمه ی ما و سپس رفتارمان پرتو افکن گردد.

معنای همّت:

پیش از هرچه، واژه همّت را از دیدگاه واژه شناسان خواهیم دید تا که معنای آن بر ما روشن گردد، و بتوانیم به یاری خداوند متعال موارد كاربرد آن را مورد توجّه قرار دهیم. با این کار از اشتراکات لفظی پرهیز شده و قدر دقّت نظر و انتخاب برتر مقام ولایت فقیه (دام ظله) نیز بیشتر جلوه گر خواهد شد.

هَمّ در لغت:

- «هِمَّه» را جناب فیومی این گونه معنا کرده که: «اوّل العزم»، اول عزم را همّت گویند. «و الهَمّ: اوّل العَزیمَۀ ایضاً»2. همین که به جانب کاری عزیمت شود آن را نیز «همّ» گویند.

- درباره واژه «هَمَّ» ابن فارس گوید: «یَدُلُّ عَلَي ذَوبٍ وَ جَريَانٍ و دَبِيبٍ»3  بر ذوب شدن، به جریان افتادن و جنبیدن دلالت دارد. و اما «الهَمّ» چیزی است که «هَمَمتَ بِهِ،» بر آن همّت کنی. «ثُمَّ تَشتَقُّ مِنَ الهَمّ»: سپس از آن واژه «مُهِمّ الأمرِ» کار مهمّ اشتقاق یافته است.4 پس مهمّ نیز از مشتقات همّت است که آن کاری است که دارای اهمیّت است، یعنی ارزش ورود و اقدام را دارد.

- اما جناب مصطفوی «هَمَّ» را این گونه معنا کرده اند که «هُوَ العَزمُ عَلَی فِعلٍ مَعَ شُرُوع مُقَدّماتِهِ،»5 آن عزم و اراده به انجام کار با شروع مقدمات آن است. « وَ الإهتِمام، إختِيارُ ذلِكَ العَزم وَ الشُّروُع.»6 و اهتمام به معنای انتخاب آن عزم و تصمیم و شروع به آن است.

- در هر حال «همّ» را به معنای «قصد»، «تلاش جدّی برای به دست آوردن چیزی یا انجام دادن کاری» دانسته اند.7  و اما «اهتمام» به این معنا است که «ما باید تمام همّ خود، و تمام قوای مادّی و معنوی خود را مصروف چیزهایی کنیم که...»8 ارزش اقدام داشته باشد.

ویژگی همّت:

همّت و عزم جزم به کار، ویژگی و روحیّه ای پسندیده و قابل تقدیر است، البته که همیشه همّت در یک سطح نیست. به اصطلاح همّت ذو مراتب مشککه؛ دارای مراتب متعدّدی است که همه دم و همیشه یکسان و در یک سطح نیست. از این جهت حضرت امام علي (علیه السلام) فرموده باشند: «قَدرُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِهِمَّتِهِ.»9 اندازه هر کس به اندازه همّت او است. قدر و منزلت افراد به همّت آن ها برآورد می شود.

باید توجّه داشت که افتخارات انسان ها به امور اعتباری بی ارزش نیست. پس او که شرافت خود را به طائفه، قبیله، حسب و نسب می بیند سخت در اشتباه است. از دیدگاه اولیاء اسلام (سلام الله علیهم) اگر کسی همّتی والا داشته باشد این خود گویای شرافت و بزرگواری اوست. همان گونه که در بیان حضرت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دیده می شود که همّت های والا را ستوده اند: «الشَّرفُ، بِالهِمَم العَالِیه، لابِالرمَمِ البَالِیه.»10 شرافت به همّت های بلند است، نه به استخوان های پوسیده. هرگز شرافت به بالیدن و نازیدن به اجداد و نیاکانی که در گورها پوسیده شده اند نیست، بلکه کامل ترین انسان بزرگواری و شرافت را به همتی والا برآورد فرمود.

 

پی نوشت ها:

1. عزّت الله ضرغامی، اولین جلسه هیئت دولت، تهران، 8/1/1389.
2. احمد فيومی، مصباح اللغه، قاهره: 1313ق، تحت واژه همّ.
3. ابن فارس، مقاییس اللغه، قاهره: 1390ق، تحت واژه همّ.
4. ابن فارس، مقاییس اللغه، قاهره: 1390ق، تحت واژه همّ.
5. حسن مصطفوي، التحقیق، ج 11، ص 312.
6. حسن مصطفوي، التحقیق، ج 11، ص 312.
7. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، 1381، ج 8، ص 8374.
8. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، 1381، ج 8، ص 8374.
9. منتخب ميزان الحكمة، 314.
10. امام علی (علیه السلام)، نهج‌البلاغه.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 31 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همّت در کلام خداوندی:

اين واژه به همراه مشتقات نزدیکش در کلام الله مجید شش مرتبه به کار رفته است، که عبارتند از:

1. عزم و اراده ای عاشقانه: واژه "هَمّ"درباره عشق زليخا به حضرت يوسف (علیه السلام) به كار رفته است. در کلام رسای الهی اين گونه آمده است: «وَ لَقَد هَمَّت بِه»1 و البته زليخا عزم به يوسف يافت، و در حالي كه مقدّمات به حسب ظواهر فراهم آمده بود. اما درباره يوسف (علیه السلام) "هَمّت" آمده، ليكن مشروط است كه فرمود: «وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ»2  و يوسف نيز عزم زليخا مي‌كرد اگر توجّه او به حقّ تعالی نمي‌بود. اين توجّه باطنی جناب يوسف را از اين كه عزم زليخا كند بازداشت كه به او پشت كرد و به سوي خداوند گريخت.

2. آيه ديگري كه در قرآن آمده: «إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون»َ3 "اي كساني كه ايمان آورده‌اید، نعمت خداوند را بر خود، ياد كنيد! آن گاه كه گروهي آهنگ شما را كردند كه به سوی شما دست دراز کنند، و شما و آئینتان را نابود سازند، پس خداوند دست‌هاي آن‌ها را از شما باز داشت، و از خدا پروا کنید و پیمان های او را نشکنید! و مؤمنين در امر دین و دنیای خود تنها به خداوند توكل كنند!"

خداوند نقشه گروهي از مخالفين را كه تصميم داشتند در عمل به ضرر و نابودي اهل ايمان عمل كنند بر طرف ساخت. البته رفع و دفع ضرر و خطر خود نعمتی است که زیبنده ی شکر و سپاس است، و این لطف به اشكال مختلف پيش ا این اتفاق افتاده بود، از اين جهت عبارت نكره و غيرمعيّن آمده است. چون در جريان "بني نظير"، مأموريت "عمربن وهب" از جانب قريش، نقشه مشركين "عسفان" كه همه نقش برآب شد.

خداوند برای اهل ایمان در قبال نقش بر آب شدن اين نقشه‌ها و نيّات شوم مخالف، دو وظيفه را در برابر مقرر فرموده است:

اوّل: تقوا داشته و شما اهل عصيان نباشید!

دوّم: به او توکّل كنيد، و کارهای مشكل خود را به او واگذار کنید، چرا كه او قادر و تواناست.

3. «وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ »4 ای پیامبر! اگر فضل و مهر خداوند به شما نبود، گروهي از آن‌ها قصد كرده بودند كه شما را به انحراف بكشانند و البته در آن صورت آن‌ها جز خودشان را منحرف نكرده بودند.

این آیه شریف درباره طائفه"ابی طعمه" است که آن ها گمراهانی بودند که شروع به مقدماتي کرده بودند تا پیامبر (صلوات الله علیه و آله) و مسلمین را به معصیت و خطا بیندازند و از راه حق و صلاح به گمراهي بكشانند.5

فضل خداوند متعال بگونه ای شامل و جامع است كه تمام امور مادّي و معنوي پیامبر را فرا گرفته است که، این امتنان خداوند متعال به نبیّ مکرّم (صلوات الله علیه و آله) است و خود گویای عصمت حضرت خاتم انبیاء (علیه السلام) است.6

4. عزم قتل پیامبر: پس از خروج پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) از مدینه منوره به جانب غزوه تبوک و حین بازگشت به سوی مدینه، این حادثه اتفاق افتاد. «وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ»7 "پس از اسلام آوردنشان كفر ورزيده‏اند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند"8

منافقین پس از آن که اسلام آورده بودند کافر شدند و در گردنه راه تبوک آهنگ جان پیامبر کردند ولی بدین کار  دست نیافتند. خلاصه داستان این است که عده ای که با پیامبر گرامی (صلوات الله علیه و آله) از مدینه خارج گشتند با یکدیگر قرار گذاشتند که به پیامبر مکر بزنند و البته آن قصه را مخفی نگه داشتند. جناب علامه شأن نزول این آیات قرآنی را با داستان "عقبه" که در آن طرح ترور پیامبر ریخته شده بود بیش از هر چه منطبق دیده اند. 9

5. نفس پرستان از مجاهدین: دیگر آيه ای که در قرآن همّت را مورد عنایت قرار داده درباره جنگ و غزوه "أُحد" است که فرمود: «ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ»10  پس از آن اندوه، آرامشی که خواب سبك را در پی داشت بر شما نازل کرد، ولی تنها گروهی از شما را دربر گرفت و گروهي ديگر که از فرار خود پشیمان نشده بودند و به سوی پیامبر بازنگشتند و تنها حفظ جانشان برای آن ها اهمیّت داشت، آرامشی نیافتند، و از بیم و هراس چشم بر هم ننهادند. آنان درباره خدا، همچون گمان دوران جاهلیّت، گماني نادرست بردند.

اين‌جا واژه اهتمام از مادّه «همّ» است كه آن را پیش از این عزمي كه هنوز در خارج عملياتي نشده دانسته ایم. ولي توجه باشد که واژه «اهتمام» همان عزم متعدّي شده است. يعني اين‌كه ديگري را به عزم و شروع وادار كنند. در اين‌آیه شریفه عامل اصلي كه آن‌ها را وادار به عمل كرده نفس های آن ها است. چون در خارج منازعی ندیده و مقتضياتی برخلاف اين‌ها وجود نداشته، پس نفس سركش آن‌ها فعال شده است.

6. قدر شناسی امّت ها: و آخرين آيه شریفه مبارکه: «وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ»11 و هر امتی آهنگ پیامبر خویش کردند تا او را بگیرند و بکشند و یا تبعیدش کنند.

همه اين آيات كريمه دلالت بر تحقّق عزمي دارد كه مقدمات كار شروع شده و اسباب آماده گشته ولي هنوز كار به عمل نرسيده،12  و نتيجه نداده است.13

 

پی نوشت ها:

1. سوره مباركه يوسف، آيه شريفه 24.
2. سوره مباركه يوسف، آيه شريفه 24.
3. سوره مباركه مائده،‌ آيه شريفه 11.
4. سوره مباركه نساء، آيه شريفه 113.
5. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،ج5، ص78.
6. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص81.
7. سوره مباركه توبه، آيه شريفه 74.
8. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج9، ص325.
9. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج9، ص326.
10. سوره مباركه آل‌عمران، آيه شريفه 154.
11. سوره مباركه مؤمن، آيه شريفه 5.
12. حسن مصطفوي، ص 313.
13. حسن مصطفوي، ص 314.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 31 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
تاریخ بشر و آغاز و پایان تاریخ، هماره برای انسان متفکر مسئله ساز بوده است. در طول ادوار گذشتهف هم در حوزه های دینی و هم در مکتب های بشری، نگاه های متفاوت و متعددی به این آغاز و پایان بوده است. در این نوشتار تلاش کرده ایم تا به عنوان نمونه پایان تاریخ را در دو حوزه فکری متفاوت مورد مداقه نظر قرار دهیم: پایان تاریخ در فلسفه هگل و آخرالزمان و یا همان جامعه آرمانی مهدوی در مکتب شیعی.
از سوی دیگر با توجه به اینکه در هر دوی این تفکر، پایان تاریخ با نوعی آزادی، آزادگی، کمال و دانش مطلق همراه است، می توان به نوعی همگرایی و همسخنی بین این دو تفکر ایجاد کرد.

با این توصیف و با توجه به شعار همت و تلاش مضاعف امسال، در این نوشتار تلاش کرده ایم تا نشان دهیم چگونه می توان با تلاش و فعالیت مضاعف راه را برای رسیدن به پایان تاریخ و یا همان جامعه آرمانی مهدوی در اندیشه شیعی و یا پایان تاریخ و آزادی روح مطلق در فلسفه هگل هموار کرد.

بخش اول: تاریخ بشر یا تاریخ تاریخ
واژه «تاریخ» هماره با مقوله هایی از قبیل یادآوری، خاطره انگیزی و آمیختگی با گذشته همراه بوده است. «تاریخ» در حوزه های متفاوت و متعددی کاربرد داشته و در موارد بسیاری به صورت واژه ای مضاف مورد استفاده قرار می گیرد؛ تاریخ علم، تاریخ هنر و تاریخ اندیشه، تنها برخی از این تعابیرند که شاید پرکارترین این تعبیر دربراه تاریخ وقایع و تاریخ جهان مورد استفاده قرار گیرد.

این شیوه برخورد با واژه تاریخ، مرسوم ترین و معمول ترین رویارویی با این واژه است. به عبارت دیگر، در ابتدایی ترین برخورد با تاریخ، چنین برداشتی به ذهن خطور خواهد کرد.

نگرش به خود تاریخ، بدون لحاظ مضاف الیه آن، رویکرد دیگری است که در حوزه این واژه می توان بدان دست یافت. پژوهشگردان حوزه تاریخ و تاریخ نویسان، خود تاریخ را مورد مداقه و بررسی قرار می دهند. در این نگرش هر چند، رویکردهای متعددی نسبت به خود تاریخ وجود دارد، اما در یک نمای کلی، واژه «تاریخ» بدون هیچ قیدی، مورد نظر و نقد واقع می شود.

ادامه مطلب


تاریخ بشر و آغاز و پایان تاریخ، هماره برای انسان متفکر مسئله ساز بوده است. در طول ادوار گذشتهف هم در حوزه های دینی و هم در مکتب های بشری، نگاه های متفاوت و متعددی به این آغاز و پایان بوده است. در این نوشتار تلاش کرده ایم تا به عنوان نمونه پایان تاریخ را در دو حوزه فکری متفاوت مورد مداقه نظر قرار دهیم: پایان تاریخ در فلسفه هگل و آخرالزمان و یا همان جامعه آرمانی مهدوی در مکتب شیعی.
از سوی دیگر با توجه به اینکه در هر دوی این تفکر، پایان تاریخ با نوعی آزادی، آزادگی، کمال و دانش مطلق همراه است، می توان به نوعی همگرایی و همسخنی بین این دو تفکر ایجاد کرد.

با این توصیف و با توجه به شعار همت و تلاش مضاعف امسال، در این نوشتار تلاش کرده ایم تا نشان دهیم چگونه می توان با تلاش و فعالیت مضاعف راه را برای رسیدن به پایان تاریخ و یا همان جامعه آرمانی مهدوی در اندیشه شیعی و یا پایان تاریخ و آزادی روح مطلق در فلسفه هگل هموار کرد.

بخش اول: تاریخ بشر یا تاریخ تاریخ
واژه «تاریخ» هماره با مقوله هایی از قبیل یادآوری، خاطره انگیزی و آمیختگی با گذشته همراه بوده است. «تاریخ» در حوزه های متفاوت و متعددی کاربرد داشته و در موارد بسیاری به صورت واژه ای مضاف مورد استفاده قرار می گیرد؛ تاریخ علم، تاریخ هنر و تاریخ اندیشه، تنها برخی از این تعابیرند که شاید پرکارترین این تعبیر دربراه تاریخ وقایع و تاریخ جهان مورد استفاده قرار گیرد.

این شیوه برخورد با واژه تاریخ، مرسوم ترین و معمول ترین رویارویی با این واژه است. به عبارت دیگر، در ابتدایی ترین برخورد با تاریخ، چنین برداشتی به ذهن خطور خواهد کرد.

نگرش به خود تاریخ، بدون لحاظ مضاف الیه آن، رویکرد دیگری است که در حوزه این واژه می توان بدان دست یافت. پژوهشگردان حوزه تاریخ و تاریخ نویسان، خود تاریخ را مورد مداقه و بررسی قرار می دهند. در این نگرش هر چند، رویکردهای متعددی نسبت به خود تاریخ وجود دارد، اما در یک نمای کلی، واژه «تاریخ» بدون هیچ قیدی، مورد نظر و نقد واقع می شود.

تاریخ نگاری، تاریخ درست و غلط، تاریخ خوانی، پژوهش در تاریخ، تقسیم کتب تاریخی، چگونگی شکل گیری تاریخ، گذشته و آینده تاریخ، و ده ها موضوع دیگر از این قبیل، رویکردهای متعددی است که پژوهشگدران حوزه تاریخ را، با خود تاریخ مواجه می گردانند.

به عبارت دیگر، در یک تقسیم ابتدایی بین سخن گفتن از «تاریخ بما هو تاریخ» و تاریخ به مثابه نقل وقایع رخ داده، همان تفاوتی است که بین فلسفه به عنوان فرآوده و نتیجه یک علم و فلسفه به مثابه اندیشیدن و فرآیند فلسفه وجود دارد.

وقتی به تاریخ به عنوان مرجع اتفاقات در زمان پیشین نگریسته می شود، آنچه تما ذهن مخاطب را تسخیر میک ند، خود واقعه ای است که تاریخ صرفا مسئولیت نقل و بیان آن را بر عهده دارد. به عبارت دیگر در این نگاه به تاریخ، همه اهمیت از آن چگونگی، چرایی و دیگر عوامل دخیل در ماجرای رخ داده است. در صورتی که وقتی به تاریخ به مثابه یک علم یا فرآیند نگریسته می شود، دیگر ماجرا یا نقل ماجرایی خاص، هیچ مدخلیتی ندارد.

با توجه به آنچه که پیش روی داریم، لازم است که در در همین بخش، اشاره ای به «فلسفه تاریخ» داشته باشیم.

اصطلاح فلسفه تاریخ، در قرن هیجدهم میلادی، توسط ولتر وضع شد. منظور وی از این اصطلاح، چیزی بیش از تاریخ انتقادی و علمی نبود؛ یعنی نوعی از تفکر تاریخی که در آن، مورخ به جای تکرار داستان‌هایی که در کتب کهن می‌یابد، خود به بازسازی آنچه واقع شده می‌پردازد.

این نام توسط هگل و نویسندگانی دیگر، در پایان قرن هیجدهم به کار رفت، ولی آن‌ها معنای کاملاً متفاوتی از این اصطلاح اراده کردند و آن را به معنای تاریخ کلی یا جهانی به کار بردند.

سوّمین کاربرد این اصطلاح را در نوشته‌های برخی از پوزیتویست‌های قرن نوزدهم می‌یابیم. از نظر آنها وظیفه فلسفه تاریخ، کشف قوانین عامی بود که بر روند رویدادهایی که مورخ به شرح و نقل آنها می‌پردازد، حاکم است. وظایفی که ولتر و هگل بر عهده فلسفه تاریخ می‌نهادند، به وسیله تاریخ نیز قابل انجام بود ولی پوزیتویست‌ها تلاش کردند تا از این طریق، تاریخ را نه فلسفه بلکه علمی تجربی قلمداد کنند.

در هر یک از این موارد کاربرد فلسفه تاریخ مفهوم خاصی از فلسفه مد نظر بود. متفکران اروپایی که از طبیعت ناامید شده بودند به پژوهش درباره تاریخ روی آوردند. زیرا تاریخ را هرچند آکنده از وقایع فهم ناپذیر و رازهای ناگشودنی می نمود بیشتر از طبیعت به خواست و آرزوی انسان وابسته می دیدند. حتی با پذیرفتن سیر تاریخ بشر در جهت خردمندانگی بیشتر او درباره پایندگی این پیشرفت تردید وجود دارد.

تقسيم بندي استاد مطهري از تاريخ
1. تاريخ نقلي: تاريخ نقلي، علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال انسان ها در گذشته است، در مقابل اوضاع و احوالي كه در زمان حال وجود دارد.
تاريخ نقلي، اولاً، جزئي است؛ يعني علم به يك سلسله امور شخصي و فردي است، نه علم به كليات و يك سلسله قواعد، ضوابط و روابط؛ ثانياً، يك علم نقلي است، نه عقلي؛ ثالثاً، علم به بودن­هاست، نه علم به شدن ها؛ و رابعاً، به گذشته تعلق دارد نه به زمان حاضر.

2. تعريف و ويژگي هاي تاريخ علمي: تاريخ علمي، علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگي هاي گذشته است كه از مطالعه و بررسي و تحليل حوادث و وقايع گذشته به دست مي­آيد.
تاريخ علمي مانند نقلي به گذشته تعلق دارد، نه به حال؛ و علم به بودن هاست نه علم به شدن ها؛ اما، كلي است نه جزئي، عقلي است، نه نقليِ محض.

3. تعريف و ويژگي هاي فلسفه­ تاريخ: فلسفه تاريخ، علم به تحوّلات و تطوّرات جامعه ها از مرحله اي به مرحله ديگر و شناخت قوانين حاكم بر آن تطوّرات و تحوّلات است.
فلسفه تاريخ مانند تاريخ علمي، كلي است نه جزئي؛ و عقلي است، نه نقلي؛ اما برخلاف تاريخ علمي، علم به «شدنِ» جامعه هاست، نه علم به «بودن» آنها و نيز برخلاف تاريخ علمي، مقوّم تاريخي بودن فلسفه تاريخ، اين نيست كه به زمان گذشته تعلق دارد، بلكه اين است كه علم به جرياني است كه از گذشته آغاز شده و ادامه دارد و تا آينده كشيده مي شود. زمان «ظرف» اين گونه مسائل نيست، بلكه بعدي از ابعاد آنهاست (مطهری، استاد مرتضی؛ جامعه و تاریخ، تهران، صدرا، چاپ هشتم، ص 70-77)

تاریخ از نگاه هگل
هگل معتقد است که دو معنای متفاوت و در عین حال مرتبط، برای تاریخ می توان معرفی کرد:

1. تاریخ به معنای بیانگر رخدادها (Res Gestaw): تاریخ را تمامیت رخدادها می داند.

2. گزارشی است از رخدادهای مذکور (histori rerum gestarum): ضبط و ثبت رخدادها؛

هگل معتقد است که واژه آلمانی Geshichte را انتخاب کرده است چرا که هر دوی این معنا را در بردارد.

هگل در کتاب عقل در تاریخ می نویسدکه واژه تاریخ در زبان آلمانی (Geshichte )، هر دو معنای عینی(ابژکتیو) و ذهنی(سوبژکتیو) آن را با هم می آمیزد و هم بر گزارش آنچه روی داده است و هم بر خود رویداد دلالت می کند. این آمیختگی دو معنا را باید امری بالاتر از تصادف محض بدانیم.

باید چنین اندیشید که گزارش تاریخی در همان زمان پدید می آید که خود کنش ها و رویدادهای تاریخی، و هر دو آنها یک بنیاد دارند.

گزارش آنچه روی داده است، با خاطره و گذشته ارتباط وسیع تری دارد تا با خود رویداد. از این رو گرچه هگل هر دو معنا را در واژه تاریخ جمع می کند و معتقد است که هر دو بنیاد واحد دارند، اما فی الواقع اصل و بنیاد، همان رویدادهاست. آری، هگل معتقد است که حین وقوع یک رخداد ثبت و ضبط آن لازم است و گرنه بر وقوع رویداد دلیلی نخواهیم داشت.

تقسيم بندي شلينگ از تاريخ
"شلينگ" که یکی از میراث بران کانت و تاثیر گذار بر فلسفه هگل بوده، معتقد است كه تاريخ را از سه ديدگاه مي توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد:

1. ديدگاه منطبق با واقع،
2. ديدگاه منطبق با ايده،
3. تلفيقي از اين دو ديدگاه.

ديدگاه اول به واقعيت هاي عيني توجه دارد؛ ديدگاه دوم به فاعل شناخت، سوژه و ذهن توجه دارد؛ و ديدگاه برتر، از وحدت و تركيب اين دو ديدگاه است. پس ديدگاه رئال يا واقع بر حوادث و وقايع به عنوان متعلّق اعيان توجه دارد و ديدگاه ايده آل بر فاعل شناخت و بر ارزيابي «سوبژكتيو» و ذهني حوادث نظر دارد؛ امام هنگامي كه تاريخ نگاري به كمال مي­رسد، اين دو ديدگاه با هم به كار گرفته مي شوند. شلينگ تلفيق اين دو با هم را «هنر تاريخ» مي­­داند.

بخش دوم: پایان تاریخ چیست؟
با تبیینی که از تاریخ در بخش قبل داشتیم، تاریخ را می توان دارای ابتدا و انتهایی دانست. هر چند تعیین ابتدا و انتها، معیار، بحث و نگاهی دیگری می طلبد، اما تصوری برای آغاز و پایان تاریخ صرفا نیازمند فرضیه هایی بیش نمی باشد.

روی سخن ما در این نوشتار پایان تاریخ است. اما خود پایان تاریخ در اندیشه های متعدد، به گونه های متفاوت معنا شده است. در این مجال کوتاه ما قصد داریم تا این مقوله را – پایان تاریخ – را از دو منظر شیعی و فلسفه هگل به گونه ای کلی مورد مداقه قرار دهیم، که در بخش های بعد خواهد آمد. اما پیش از آن، نگاهی اجمالی به معنا و مفهوم پایان تاریخ می اندازیم.

پایان تاریخ هر چند در حوزه دینی ما معنایی نزدیک به «آخرالزمان» دارد و گاهی هم شاید بتواند با واژه «قیامت» همزبانی داشته باشد، اما در یک معنای مشترک با مکاتب فلسفی غرب، می توان آن را به معنای پایان همه کشمکش ها و اختلافات و آغاز یک فصل جدید و سرشار از آرامش دانست.

معنای آخرالزمان در فرهنگ ما علاوه بر آنکه هم دارای مولفه های منفی و مثبت است، دقیقا همان معنایی را که فلاسفه غرب از پایان تاریخ اراده می کنند، نمی رساند. از سوی دیگر، قیامت نیز، کاملا از این معنای اراده شده بیگانه است. با این توصیف در این بخش باید شرحی بر معنای «پایان تاریخ» داشته باشیم و در کنار آن دورنمایی از آرای متفکران را نیز بیان خواهیم کرد.

تئوری "پایان تاریخ" فرانسیس فوکویاما – که در سال 1989 مطرح و در سال 1992 در کتابی تشریح شد –تلاشی بزرگ برای فهم جهان ِ پس از جنگ سرد بود.

عبارت "پایان تاریخ" در مکاتب فلاسفه غرب، از آن هگل یا بهتر بگوییم از آن کارل مارکس بود. هگل اولین تاریخدان فیلسوف بود که تاریخ بشری را به عنوان فرآیندی تکاملی و منسجم می دید. هگل این تکامل را روشن شدن تدریجی منطق انسانی می دانست که نهایتاً منجر به تسری آزادی در جهان می شود. فرضیه مارکس بیشتر پایهء اقتصادی داشت ، که تغییر ابزار تولید را در گذر تحول جوامع انسانی ، از پیش انسان به شکارچی- ذخیره کننده و به انواع کشاورز و صنعتی می دید و بنابراین فرضیه پایان تاریخ تئوری مدرنیزاسیون بود که سئوال فرآیند مدرنیزاسیون نهایتاً به کجا ختم می شود را پیش کشید.

بسیاری از روشنفکران پیشرو در فاصله انتشار مانیفیست کمونیستی مارکس و فردریش انگلس در 1848 و پایان قرن بیستم باور داشتند که پایانی بر تاریخ متصور است که به فرآیند تاریخی پایان داده و منجر به برقراری آرمانشهر کمونیستی می شود.

عبارت‌ «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ و مفهوم‌ «پایان‌ و سرنوشت‌ حیات‌ انسان‌» عمری‌ به‌ درازای‌ حیات‌ بشر بر کرة‌ خاک‌ دارد. سؤالی‌ که‌ ذاتی‌ وجود آدمی‌ است‌ و گاه‌ با نگرانی‌ و دلواپسی‌ مطرح‌ می‌شود. این‌ سؤال‌ همه‌ آدمیان‌ است‌ مشروط‌ به‌ آنکه‌ لایه‌های‌ خاکستر غفلت‌ و دم‌ غنیمت‌دانی‌ و لذت‌طلبی‌ آن‌ را نپوشانده‌ باشد.

Eschatology به‌ معنی‌ «پایان‌شناسی‌»، شاخه‌ای‌ از الهیات‌ است‌ که‌ به‌ موضوعات‌ و مباحث‌ مربوط‌ به‌ رویدادهای‌ نهایی‌ تاریخ‌ دنیا یا بشریت‌ می‌پردازد. خاستگاه‌ و سرمنشأ این‌ امر (یعنی‌ فرجام‌ تاریخ‌ و حیات‌ بشر) را به‌ طور مشخص‌ در میان‌ سه‌ آئین‌ اصلی‌ یهودیت‌، مسیحیت‌ و اسلام‌ می‌توان‌ جستجو کرد.

موضوع‌ «آخرالزمان‌» به‌ معنی‌ پایان‌ دوران‌ جهان‌ و آغاز قیامت‌ کبری‌ نیز در زمرة‌ یکی‌ از این‌ مباحث‌ است‌ که‌ همواره‌ و در طی‌ همة‌ قرون‌ و اعصار ذهن‌ و زبان‌ آدمی‌ را در میان‌ همة‌ اقوام‌، ملل‌ و نحل‌ به‌ خود مشغول‌ داشته‌ است‌.

جملة‌ ملل‌ در انتظار دورانی‌ بودند که‌ در آن‌ همة‌ ناملایمات‌ و تباهی‌ها از عرصة‌ حیات‌ آدمی‌ برچیده‌ شده‌ و زمینه‌های‌ بسط‌ عدالت‌، آسودگی‌، آرامش‌ و نعمت‌ برای‌ همه‌ آفریده‌های‌ خداوند فراهم‌ می‌شود.

طی‌ چند دهة‌ اخیر، رخدادها و وقایع‌ گوناگونی‌ زمینه‌های‌ گفتگوی‌ فراگیر دربارة‌ «پایان‌ تاریخ‌» را فراهم‌ آورده‌ است‌ چنانکه‌ امروزه‌ این‌ اندیشه‌ در همة‌ سطوح‌ و در میان‌ عموم‌ اقوام‌ و ملل‌ مطرح‌ و جاری‌ است‌.

موضوع‌ «پایان‌ تاریخ‌» سؤالات‌ مختلفی‌ را متبادر به‌ ذهن‌ می‌سازد:

1. آیا «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ پایان‌ یافتن‌ تاریخ‌ تفکر و فرهنگ‌ تمدن‌ غربی و یا شرقی‌ است‌؟ و بشر الزاماً دیر یا زود خود را جاری‌ در جریان‌ تاریخی‌ جدید خواهد یافت‌؟

2. آیا «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ پایان‌ یافتن‌ فرصت‌ بشر برای‌ سیر و سفر در عرصة‌ خاک‌ و زیست‌ این‌ جهانی‌ است‌ و بشر به‌ زودی‌ ناظر واقعه‌ بزرگ‌ «قیامت‌» خواهد بود؟

3. آیا «پایان‌ تاریخ‌» چنانکه‌ ایدئولوگ‌های‌ نظام‌ لیبرال‌ سرمایه‌داری‌ آن‌ را تبلیغ‌ می‌کنند به‌ معنی‌ ظهور کامل‌ترین‌ و آخرین‌ دستاورد فرهنگی‌ و مدنی‌ در هیأت‌ مدینه‌ سرمایه‌داری‌ امریکایی‌ است‌ و بشر ناگزیر می‌بایست‌ دست‌ از تلاش‌ و کوشش‌ برداشته‌ و بدان‌ تن‌ دهد؟

4. آیا «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ و مفهوم‌ پایان‌ عصر سیاه‌ عصیان‌ و خودمداری‌ است‌ و به‌ زودی‌ منجی‌ موعود همة‌ ادیان‌ ظهور خواهد کرد.

5. آیا لزوما پایان تاریخ باید همراه تکامل و آزادی باشد، و نمی توان یک بی معنایی صرف را برای آن تصور کرد؟

6. آیا این سیر تاریخی تا پایان آن، خارج از دسترس بشر است، یا آنکه انسان می تواند هرگونه که می خواهد در سرانجام آن دخالت کند؟

هر یک‌ از پرسش‌ها موضوع‌ بحث‌هایی‌ مفصل‌ و جدی‌ است‌ که‌ از کنار آن‌ به‌ سادگی‌ نمی‌توان‌ گذشت‌ و البته سخن درباره هر کدام مجالی طولانی می طلبد. اما در این بخش ما صرفا نگاهی بسیار اجمالی به مفهوم پایان تاریخ، آن هم در یک جنبه معنای آن، داشتیم. در بخش های بعدی پایان تاریخ را در حوزه فلسفه هگل و حوزه فکری شیعی بررسی خواهیم کرد.

منبع : www.zerotime.ir


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 31 اردیبهشت 1389  ساعت 11:22 PM نظرات 0 | لينک مطلب
در بخش‌های مختلف فرهنگی، سیاسی،‌ اجتماعی، عمرانی، همه مردم و همة مسئولین یک‌صدا باید به سمت مضاعف کردن با کیفیت حرکت کنند. 

پر کار بودن دلیل بر بی‌توجه بودن نیست چرا که بی‌توجهی بی‌کیفیتی را به دنبال دارد که خود جز ضرر مضاعف، کار دیگر نمی‌‌کند. 

همت و اراده قوی به‌عنوان یک انگیزه باید در وجود هر ایرانی ریشه کند و باید بدانیم هر آن‌چه باعث پیش‌رفت ایران سرافراز شده است از همت بلندمردان بلندنظر است. مردانی که در تاریخ نامی نیک دارند. امام بزرگ، شهدا، رزمندگان و ایثارگران غیور. 

امروز ایران اسلامی از هر زمان دیگر احتیاج کار و تلاش فراوان است و برای کار مضاعف از خداوند بلندمرتبه باید کمک بگیریم و برنامه مدوّن داشته باشیم برنامه‌ای که قابل اجرا باشد و برای افراد و قشرهای مختلف جامعه قابل اجرا باشد. بعضی وقت‌ها هدف خیلی خوب است ولی برنامه‌ای که برای آن هدف در نظر گرفته شده تمام جوانب را در نظر نگرفته است.

زمینه فراهم است. فقط ما با افزایش ایمان فردی و اجتماعی راه تلاش مضاعف را باید بپیماییم. 

راه باز است و موانع کم است و خدا هم کمک می‌کند افراد مختلف جامعه مخصوصاً جوانان در هر عرصه‌ای که می‌توانند تلاش فراوان را برنامه‌ریزی کنند تلاش مضاعف به این معنی نیست که از خواب و خوراک خود بزنیم و شبانه‌روزی کار کنیم بلکه بدان معنی است که با برنامه‌ریزی تلاش‌مان را هدف‌مند کنیم و از تکرار و دوباره کاری جلوگیری کنیم. گروه‌های مختلف می‌توانند مانند حلقه‌های زنجیر به هم متصل و هم‌سو شوند و یک حرکت عظیم را به نتیجه برسانند. 

در عرصه فرهنگ چه کرده‌ایم؟ 

فرهنگ در جامعه ما چه جایگاهی دارد؟ 

آیا می‌شود بستر فرهنگ را مضاعف کرد؟ 

فرهنگ در کدام زمینه از همه مهم‌تر است؟ 

فرهنگ اسلامی یا فرهنگ بهداشت، یا فرهنگ ترافیک یا فرهنگ مصرف یا ... 

شاید بتوان در یک فرهنگ عمومی تمام فرهنگ‌ها را قرار داد.


  ادامه مطلب


در بخش‌های مختلف فرهنگی، سیاسی،‌ اجتماعی، عمرانی، همه مردم و همة مسئولین یک‌صدا باید به سمت مضاعف کردن با کیفیت حرکت کنند. 

پر کار بودن دلیل بر بی‌توجه بودن نیست چرا که بی‌توجهی بی‌کیفیتی را به دنبال دارد که خود جز ضرر مضاعف، کار دیگر نمی‌‌کند. 

همت و اراده قوی به‌عنوان یک انگیزه باید در وجود هر ایرانی ریشه کند و باید بدانیم هر آن‌چه باعث پیش‌رفت ایران سرافراز شده است از همت بلندمردان بلندنظر است. مردانی که در تاریخ نامی نیک دارند. امام بزرگ، شهدا، رزمندگان و ایثارگران غیور. 

امروز ایران اسلامی از هر زمان دیگر احتیاج کار و تلاش فراوان است و برای کار مضاعف از خداوند بلندمرتبه باید کمک بگیریم و برنامه مدوّن داشته باشیم برنامه‌ای که قابل اجرا باشد و برای افراد و قشرهای مختلف جامعه قابل اجرا باشد. بعضی وقت‌ها هدف خیلی خوب است ولی برنامه‌ای که برای آن هدف در نظر گرفته شده تمام جوانب را در نظر نگرفته است. 

زمینه فراهم است. فقط ما با افزایش ایمان فردی و اجتماعی راه تلاش مضاعف را باید بپیماییم. 

راه باز است و موانع کم است و خدا هم کمک می‌کند افراد مختلف جامعه مخصوصاً جوانان در هر عرصه‌ای که می‌توانند تلاش فراوان را برنامه‌ریزی کنند تلاش مضاعف به این معنی نیست که از خواب و خوراک خود بزنیم و شبانه‌روزی کار کنیم بلکه بدان معنی است که با برنامه‌ریزی تلاش‌مان را هدف‌مند کنیم و از تکرار و دوباره کاری جلوگیری کنیم. گروه‌های مختلف می‌توانند مانند حلقه‌های زنجیر به هم متصل و هم‌سو شوند و یک حرکت عظیم را به نتیجه برسانند. 

در عرصه فرهنگ چه کرده‌ایم؟ 

فرهنگ در جامعه ما چه جایگاهی دارد؟ 

آیا می‌شود بستر فرهنگ را مضاعف کرد؟ 

فرهنگ در کدام زمینه از همه مهم‌تر است؟ 

فرهنگ اسلامی یا فرهنگ بهداشت، یا فرهنگ ترافیک یا فرهنگ مصرف یا ... 

شاید بتوان در یک فرهنگ عمومی تمام فرهنگ‌ها را قرار داد. 

و آن فرهنگ دینی و الهی است. در هر زمینه ببینیم اسلام چه فرهنگی دارد و مضاعف کاری در عرصه فرهنگ اسلامی بدان معنی می‌شود که تا می‌توانیم فرهنگ الهی را در تمام زمینه‌ها اجرا کنیم و نگذاریم به دست فراموشی سپرده شود. 

آن‌چه امروزه باعث شده ما در بعضی عرصه‌ها عقب بمانیم یا کم‌کاری داشته باشیم همان رعایت نکردن موازین اسلامی است اگر در جامعه‌ی ما مسأله رعایت حقوق دیگران و حق تقدّم جا بیافتد این همه ترافیک و این همه وقت تلف شده شاید نداشته باشیم. اگر فرهنگ مصرف صحیح از نان و آب و برق در جامعه باشد ما دیگر نیاز نیست بودجه‌های کلان برای مصرف ناصحیح بعضی از افراد جامعه مصرف کنیم و می‌توانیم با مصرف صحیح سرمایه‌های کشور را در موارد بهتر برای تولید بیش‌تر هدف‌مند کنیم. هدف‌مند کردن حرکت‌ها و موضوع‌بندی فعالیت‌ها ما را در بهتر تلاش کردن و کار مضاعف کمک شایان می‌تواند بکند روزنامه‌ها مجلات به‌جای تکرار کردن مطالب از مطالب جدید و مورد نیاز اقشار مختلف جامعه را به بالندگی و دانش بیش‌تر حرکت دهند. 

کلام پایانی
اگر هر فرد جامعه در تلاش روزمره خود بهترین تلاش و کار را انتخاب کند شاید بتوانیم بگوییم گام اول تلاش مضاعف را برداشته‌ایم. 

راه‌کارهای پیشنهادی
1. دسته‌بندی مطالب مورد نیاز اقشار مختلف جامعه و ایجاد کتاب‌چه‌های راهنما باعث می‌شود وقت کم‌تری برای یافتن مطالب مورد نیاز صرف کنیم و می‌توانیم اوقات فراغت را افزایش دهیم در نتیجه تلاش را هم می‌توانیم مضاعف کنیم. 

2. شناخت خود و برنامه‌ریزی در حد توان جسمی و فکری شاید یک معلم صبح تا غروب نتواند سر کلاس درس برود و توانایی نداشته باشد اما می‌تواند به‌عنوان یک مغازه‌دار خوب در شیفت مخالف تدریس خود تلاش داشته باشد. 

پس تنظیم کارها به فکری و جسمی و تلفیق آن‌ها در روزانه باعث می‌شود تلاش مضاعف شود. 

3. تندخوانی روش خوبی است برای پژوهش‌گرها و محصلّین بیش‌تر خواندن و صرف وقت کم‌تر برای تلاش مضاعف. 

4. از شغل‌های تلفیقی برای تلاش مضاعف می‌توانیم استفاده کنیم مثلاً رانندگان تاکسی تلفنی یا نگهبانان مراکز که موظفند ساعت‌هایی را در یک جا بمانند و فعالیتی هم ندارند می‌توانند با شغل دیگر که منافاتی با شغل اول ندارد در ساعات فراغت مشغول باشند و تلاش را مضاعف نمایند. 

5. برای شروع به کار و تلاش مضاعف به‌جاست روزانه 10 دقیقه زودتر کار روزانه را آغاز کنیم و با برنامه‌ریزی دقایق بیش‌تری به کار روزانه اضافه نماییم.

منبع : www.zerotime.ir


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 31 اردیبهشت 1389  ساعت 11:22 PM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش مضاعف براي  ارائه فرهنگ اسلامي

 

اوّلين نكته‌اى كه مى‌خواهم به همه‌ى شما توصيه كنم، اين است كه در اين راه ثابت‌قدم باشيد و آن را ادامه دهيد. شروع، چيز مباركى است؛ اما كافى نيست. «انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل عليهم الملائكة(60)». وقتى استقامت ورزيديد، در راهى پاى فشرديد و آن را استمرار داديد، ارزش آن مضاعف مى‌شود. به شروعِ خوب اكتفا نكنيد؛ بنا را بگذاريد بر ادامه‌ى راه، همراه با دقّت و ملاحظه و مراعات همه‌ى شرايطى كه براى ادامه‌ى اين راه لازم است. بنابراين راه خدمت‌رسانى و اهتمام به آن را ادامه دهيد .
توصيه‌ى بعدى - كه خود شما هم آن را ذكر كرديد - اين است كه از هيچ چيز نترسيد و به خدا توكّل كنيد. بدانيد كه اگر براى خدا كار كرديد، خدا به شما كمك خواهد كرد: «من كان للَّه كان اللَّه له(61)»؛ هركس براى خدا باشد، خدا براى اوست. قوانين و نواميس طبيعت در خدمت او حركت مى‌كند و مثمر ثمر مى‌شود. هر كس راه نيك را براى خدا انتخاب كند، خداى متعال ادامه‌ى اين راه را تا وقتى كه او همّت و اراده دارد، براى او هموار خواهد كرد؛ يعنى هر قدمى برداريد، قدم بعدى براى شما مفتوح خواهد شد و همين‌طور كه پيش برويد، خداى متعال گشايشهاى پى‌درپى را براى شما به‌وجود خواهد آورد. به خدا توكّل كنيد، از هيچ چيز نترسيد و ملاحظه‌ى تهديدها و اخمها را نكنيد. البته اين به معناى آن نيست كه از دشمنيها غفلت كنيد؛ نه، غفلت هم نكنيد .

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اعضاى شوراى شهر و شهردار تهران‏ ( ۱۳۸۲/۰۹/۱۷ - ۰۰:۰۰ )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:14 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش مضاعف براي  نوآوري

 

بنابراين ما لحظه به لحظه احتياج به نوآورى داريم؛ نه فقط نوآورىِ در صنعت يا كشاورزى، نوآورىِ در روشهاى گوناگونى كه براى زندگىِ يك ملت ممكن است مطرح شود؛ بروز استعدادها، شكوفا شدن فكرها و ذهنها. ما يك ملت عقيم نيستيم بحمداللَّه. ملت ما، ملتى است كه تاريخِ او نشان ميدهد كه پيش‏رونده و زاينده و داراى استعداد است؛ بنابراين ميتوانيم. ما از دنيا دويست سال عقب مانديم. اين واقعيت تلخى است كه بايد اين را قبول كنيم. عامل اين عقب‏ماندگى چه بود، يك بحث ديگر است؛ واقعيت اين است؛ واقعيت اين است كه ما دويست سال - حداقل - از قافله‏ى پيشرفتهاى بشرى عقب مانديم . همه‏ى آنچه كه شما شنيديد و مشاهده ميكنيد و آنچه كه وجود دارد - كه بمراتب بيشتر از آن چيزى است كه در اين جلسه بيان شد، در سطح كشور، از فعاليتها، از كارها، از نوآوريها - اينها همه در مجموع، بخشى از اين عقب‏ماندگى‏ها را ميتواند جبران كند و اگر استمرار پيدا كند و افزايش پيدا كند و اين فعاليتها با نوآورى و همت ما مضاعف شود، آن وقت خواهيم توانست جايگاه خودمان را پيدا كنيم .

عقب‏ماندگىِ يك ملت، درد بزرگى است، بيمارى سختى است. اين بيمارى را با همت بلند و با تلاش پيگير بايد علاج كرد و درمان بخشيد. مهم اين بود كه ما به خود بيائيم و اين بيمارى را تصديق كنيم، و پس از آن براى علاج اين بيمارى همت بگماريم؛ اينها حاصل شده است. ملت ايران به خود آمده، احساس كرده است كه بايستى جايگاه خودش را پيدا كند و احساس كرده كه در گذشته - سالهاى طولانى - ده‏ها سال دچار عقب‏ماندگى و غفلت بوده؛ ملت ايران اين را احساس كرده. در خواب خوش - آن‏جورى كه سعى ميشد در دوران طاغوت، براى ما تدارك ببينند - باقى نماند. آن روز چشمهاى ما را مثل انسانهاى مست، تخدير شده بسته بودند؛ با تكرار دروازه‏ى تمدن بزرگ و از اين حرفها، بدون اينكه يك قدم بر داريم، ما را در عالم توهّم نگه داشته بودند و متوقف بوديم. توقف هم به معناى عقب‏ماندن است؛ چون دنيا كه منتظرِ ما نميماند؛ دنيا به سرعت پيش ميرفت، ما متوقف بوديم .

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار صدها تن از نخبگان و فرهيختگان استان فارس ( ۱۳۸۷/۰۲/۱۷ - ۲۳:۰۰ )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:13 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش مضاعف براي  پيشرفت

مسأله‌ي‌ سازندگي‌ و نگهداري‌ و بازسازي‌ ابزارها و شناورها، يكي‌ از آن‌ نكات‌ بسيار مهم‌ است‌. در اين‌ جمع‌، من‌ لازم‌ مي‌دانم‌ كه‌ از مسؤولان‌ كارخانجات‌ نيروي‌ دريايي‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، بخصوص‌ از آن‌ دستهاي‌ كارآمد و دلهاي‌ گرم‌ و باايماني‌ كه‌ نسبت‌ به‌ بازسازي‌ ناوشكن‌ سبلان‌، تلاش‌ شبانه‌روزي‌ و موفق‌ كردند، تشكر كنم‌. اين‌ تلاشها را افزايش‌ بدهيد و مضاعف‌ كنيد. از اين‌ امكانات‌، به‌ نفع‌ اين‌ ملت‌ بزرگ‌ و شجاع‌ و اين‌ كشور عزيز و نظام‌ مقدس‌ جمهوري‌ اسلامي‌، حداكثر استفاده‌ را بكنيد .

سخنراني‌ در ميدان‌ صبحگاه‌ ناوگان‌ منطقه‌ي‌ يكم‌ نيروي‌ دريايي‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ ( ۱۳۶۹/۰۹/۲۴ - ۰۰:۰۰



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:12 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش مضاعف براي   پيشرفت

 

همه بايد تلاش مضاعف كنند. امروز، دوران سازندگى است. سازندگىِ شما اين است كه نيروى هوايى را بسازيد. بايد اين نيرو را بسازيد. بايد اين روند مباركى را كه در ارتش، در نيروهاى مسلّح و در نيروى هوايى به وجود آمده است، مضاعف كنيد. برادران محترم و عزيز در بخشهاى عقيدتى و سياسى هم بايد به هدايت دلها و جانها و تقويت ايمانها و اين احساس كه امروز كشور به كار فعّالِ يكايك آحاد مؤمن و كارآمد نيازمند است، كمك كنند .

بيانات معظم له ‏در ديدار با فرمانده و جمعى از پرسنل نيروى هوايى ارتش بمناسبت سالروز نيروى هوايى ( ۱۳۷۵/۱۱/۱۸ - ۰۰:۰۰ )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:12 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش براي ارائه خدمت خالصانه

به نظر من، طبقه ناشر در هر بخشي از نشر و طبع، جزو مجموعه‏هاي ارزشمند جامعه محسوب مي‏شود؛ چون توليدکنندگان کتاب و ناشران آن، مهمترين وسيله انتقال فرهنگ را در اختيار مردممان مي‏گذارند. در اين‏جا نبايد کسي بگويد که ناشران به دنبال کسب درآمدند. البته اين حرف، حرف درستي است؛ ناشران دنبال کسب درآمدند. اي بسا گاهي مؤلّف و مترجم هم همين فکر را مي‏کنند؛ ولي اين از ارزش کار آنها نمي‏کاهد. ممکن است يک پزشک هم که شما از او اين قدر تشکر مي‏کنيد، براي کار پزشکي خودش درآمدي کسب کند؛ يا يک پرستار، يا هر فرد امدادگر و خدوم ديگري براي خودش درآمدي کسب کند . اين‏که کسي در مقابل کاري، درآمدي کسب مي‏کند، از ارزش ذاتي کار نمي‏کاهد. البته اگر کسي که اين کار را انجام مي‏دهد، نيّت مخلصانه داشته باشد و اين کار را براي اهداف عالي و الهي بکند، ارزش و مزد او مضاعف و چند برابر مي‏شود .

متن كامل بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏پس از بازديد از نمايشگاه كتاب در حسينيه امام خمينى (ره ) ( ۱۳۷۸/۰۲/۲۸ - ۰۰:۰۰ )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:11 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش مضاعف براي  پيشرفت

 

من فقط چند نكته را بيان مى‏كنم؛ خيلى از حرفهاى خوب را شما خودتان گفتيد. يك نكته كه تازه هم نيست، اين است كه: حركت علمى براى كشور ما يك ضرورت مضاعف است؛ يك نياز مضاعف و مؤكد است. نياز است؛ چرا؟ چون علم، عامل عزت و قدرت و امنيت يك ملت است - كه مختصراً توضيح خواهم داد - مضاعف و مؤكد است؛ چرا؟ چون به اين وظيفه، در طول صد سال از بهترين زمانها عمل نشده؛ از دوران اواسط قاجار كه نهضت علمى و نهضت صنعتى دنيا اوج گرفته و شكوفا شده بود - از اواسط نيمه‏ى دوم قرن نوزدهم - و علم در شكل استعمار خودش را نشان داده بود؛ غرب با دستيابى به ابزار علم، مشغول استعمار دنيا شده بود. از آن روز - تقريباً صد سال يا بيشتر - كه وقت بيدارى و هوشيارى ما بود، اين وظيفه‏ى بزرگ، وظيفه‏ى رشددادن علمى كشور، به دلائل گوناگون تعطيل و متوقف شد . عمده دليل هم عبارت بود از: حاكميت استبداد، حاكميت طاغوتها، حاكميت سلاطين دست نشانده، ضعيف و زبون. ما وارث اين عقب‏ماندگى هستيم. لذا تلاش ما بايد مضاعف باشد . پس، يك نياز است و اين نياز مؤكد و مضاعف است .

در اين زمينه كه علم نياز است، شماها مى‏دانيد، اما خوب است مجدداً من اين را بگويم كه حقيقتاً كشورى كه دستش از علم تهى است، نميتواند توقع عزت، توقع استقلال و هويت و شخصيت، توقع امنيت و توقع رفاه داشته باشد. طبيعت زندگى بشر و جريان امور زندگى اين است. علم، عزت ميبخشد. جمله‏اى در نهج‏البلاغه هست كه خيلى جمله‏ى پرمغزى است . ميفرمايد: «العلم سلطان»؛ علم اقتدار است. «سلطان» يعنى اقتدار، قدرت. «العلم سلطان من وجده صال و من لم يجده صيل عليه»؛ علم اقتدار است. هر كس اين قدرت را به چنگ آورد، ميتواند تحكم كند؛ ميتواند غلبه پيدا كند؛ هر كسى كه اين اقتدار را به دست نياورد، «صيل عليه»؛ بر او غلبه پيدا خواهد شد؛ ديگران بر او قهر و غلبه پيدا ميكنند؛ به او تحكم ميكنند .

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار نخبگان جوان ( ۱۳۸۶/۰۶/۱۲ - ۱۷:۱۵ )

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:10 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش و کار مضاعف براي استفاده از منابع طبيعي

 

اميدواريم كه ان‌شاءاللَّه همه - هم دولت، هم آحاد ملت و هم مسؤولان بخشهاى مختلف - به مسأله‌ى مهمِ‌ّ حفظ منابع طبيعى، گياه، درخت، كشاورزى، استفاده‌ى بهينه از آب، خاك و امكانات گوناگون ديگر، به‌طور جدّى بپردازند و ما در برنامه‌ى آينده - برنامه‌ى سوم - مشاهده كنيم كه اولويّت با اين كارهاست. اين كارها قاعده‌اش دركشور خود ماست. امكانش، ذوقش، هوشش، تواناييهايش در اين‌جا بحمداللَّه هست. در واقع احياى آن چيزى است كه وجود دارد؛ وام گرفتن و دريوزگى در آن نيست و جوشيدن امكانات درونى كشور و ملت است. ان‌شاءاللَّه غلبه با اين طرف باشد. جهتگيرى اين باشد كه بتوانيم براى آينده‌ى اين بخش، اميدهاى بيشترى را در دلهاى خودمان زنده كنيم. من از همه‌ى شما برادران و خواهران عزيز به خاطر زحماتى كه كشيديد تشكّر مى‌كنم . ان‌شاءاللَّه موفّق باشيد. از مسؤولان محترم به خاطر تلاشى كه مى‌كنند تشكّر مى‌كنم و اميدوارم خداوند توفيق دهد كه اين تلاش را مضاعف كنند .
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

 

بيانات مقام معظم رهبرى‏در ديدار وزير و مسؤولان جهاد سازندگى در هفته منابع طبيعى‏ ( ۱۳۷۷/۱۲/۱۴ - ۰۰:۰۰ )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:09 AM نظرات 0 | لينک مطلب

تلاش و کار مضاعف براي ارائه الگوي اسلامي

 

حضرت‌ آيت‌الله‌ خامنه‌اي‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامي‌ عصر امروز در ديدار رئيس‌ جمهور و اعضاي‌ هيأت‌ دولت‌، فرصت‌ كنوني‌ نظام‌ اسلامي‌ را بهترين‌ فرصت‌ جهت‌ خدمت‌ به‌ مردم‌ دانستند و تأكيد كردند: مسؤولان‌ بايد با تلاش‌ و كار مضاعف‌ الگويي‌ نمونه‌ از توانايي‌ نظام‌ اسلامي‌ در حل‌ مشكلات‌ مردم‌ به‌ جهانيان‌ ارائه‌ دهند .
ايشان‌ با بيان‌ فرازهايي‌ از خطبه‌ متقين‌ حضرت‌ اميرالمؤمنين‌ علي‌ عليه‌ السلام‌، لزوم‌ توجه‌ جدي‌ به‌ توصيه‌هاي‌ مطرح‌ شده‌ در اين‌ خطبه‌ را خاطرنشان‌ كردند و افزودند: مسؤولين‌ با رعايت‌ تقوا و تلاش‌ براي‌ حل‌ معضلات‌ جامعه‌ مي‌توانند به‌ مقامات‌ عالي‌ معنوي‌ دست‌ يابند .
مقام‌ معظم‌ رهبري‌ با اشاره‌ به‌ اينكه‌ اغلب‌ مسؤولين‌ كشور در قواي‌ سه‌ گانه‌ و نيروهاي‌ مسلح‌ انسانهاي‌ صالح‌، مؤمن‌ و خدوم‌ هستند، تأكيد كردند: مسؤولين‌ در دوران‌ مسؤوليت‌ خود بايد بگونه‌اي‌ عمل‌ كنند كه‌ عملكرد آنان‌ براي‌ خود و جامعه‌ قانع‌ كننده‌ باشد .

- [www.Leader.ir] ديدار رئيس‌ جمهور و اعضاي‌ هيأت‌ دولت    ۱۳۸۰/۰۹/۰۷ ‌  



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:09 AM نظرات 0 | لينک مطلب
بررسي اثربخشي آموزش مديريت تعارض كار-خانواده بر رضايت شغلي و زناشوئي زنان شاغل دانشگاه اصفهان
در سالهاي اخير تحقيقات زيادي براي مطالعه تعارض كار-خانواده ،خانواده-كار ، پيشايند ها، پيامدها و تاثير اين تعارضات بر افراد جامعه و سازمانها انجام شده است.اما تعداد كمي از پژوهش ها به بررسي تاثير مديريت تعارض كار- خانواده وخانواده-كار بر زندگي شغلي و خانوادگي افراد پرداخته است .لذا اين پژوهش با هدف بررسي تاثير آموزش مديريت تعارض كار- خانواده بر رضايت شغلي و زناشويي زنان شاغل دانشگاه اصفهان صورت گرفته است.اين پژوهش از نوع نيمه تجربي همراه با گروه آزمايش و كنترل است.نمونه پژوهش شامل 62 نفر از زنان شاغل دانشگاه اصفهان بودند.اين نمونه بطور تصادفي در گروه آزمايش(31نفر) وگروه كنترل( 31 نفر) تقسيم شد.در ابتداي پژوهش تعارض كار-خانواده،خانواده-كار و ميزان رضايت شغلي و زناشويي و باور خود كارآمدي در بين دو گروه آزمايش وكنترل مورد سنجش قرار گرفت.داده ها با استفاده از پرسشنامه تعارض كار-خانواده نت ماير ،پرسشنامه رضايت زناشويي اينريچ،رضايت شغلي اسميت و پرسشنامه باور خود كارآمدي هنسي جمع آوري شد.داده ها با استفاده از نرم افزار آماري spss-15 تحليل شد. در گروه آزمايش به مدت 6جلسه برنامه آموزش مديريت تعارض اجرا گرديدو مجددا ميزان تعارض كار-خانواده،خانواده-كار و ميزان رضايت شغلي و زناشويي و باور خود كارآمدي در بين دو گروه آزمايش وكنترل مورد سنجش قرار گرفت .نتايج تفاوت معناداري را بين گروه در زمينه تعارض كار-خانواده،خانواده-كار و ميزان رضايت شغلي و زناشويي و باور خود كارآمدي نشان داد.بنابراين ،نتايج نشان داد كه برنامه آموزشي مديريت تعارض در افزايش رضايت شغلي و رضايت زناشويي و باور خود كارآمدي و كاهش تعارض كار-خانواده موثر بوده است(01/0>p).
واژه هاي كليدي: تعارض كار- خانواده، رضايت شغلي، رضايت زناشويي، مديريت تعارض، تعارض نقش هاي چندگانه
نويسنده:مرضيه ملكيها و دکتر مريم فاتحي زاده
http://thesis.ui.ac.ir/abstracts/edu/sixteen460.htm


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:06 AM نظرات 0 | لينک مطلب
خانواده و كارآفرینی
كار آفرینی مفهومی است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات كارآفرینی نشان می‌دهد كه مفهوم كارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش كارآفرینی در شكل‌گیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگیهای فردی و اجتماعی كارآفرینان پرداختند. خانواده، كانونی است كه در شكل‌گیری این ویژگیها، می‌تواند نقش حیاتی ایفا كند. در جوامع سنتی كه مردان نقش «نان‌آوری» و زنان نقش «خانه‌داری و تربیت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ایده كسب و كار بیشتر از طرف مرد صورت می‌گرفت؛ ساختار جدید خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌های تازه‌ای از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید،‌ سبك زندگی و نقش‌های والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد. به شكلی كه هر كدام از والدین با رفتار خود می‌توانند در رشد اعتماد به نفس،‌خلق ایده‌های جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقش‌های اساسی را ایفاء كنند.
اگر خانواده را از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می‌رسیم كه كه خانواده از نظر كمی و كیفی می‌تواند كانون اصلی اندیشه كار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و كار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساحتهای حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تكوین شخصیت اوست. وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و مؤثر در عرصه كار و تولید در جامعه ظاهر شوند،‌كاركردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب می‌نماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدین و یا حرفه‌ای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از كار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی می‌شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده‌ای نو و استقلال اقتصادی و كسب موفقیت، دگرگون می‌سازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایده‌كاری خود را با خانواده در میان می‌گذارد چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالاً حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره‌مند شود. اینجاست كه معیارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاك عمل و چراغ راه او در مسیر كار و تلاش واقع می‌شود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغاز توأم با موفقیت را در راه‌اندازی كسب و كار به همراه خواهد داشت.
میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدین با فرزندان)، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امكانات رفاهی در شكل‌گیری «فرهنگ كار» در خانواده می‌تواند تأثیر داشته باشد. انسانهای متفاوت، توانمندیهای متفاوتی دارند كه اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند، ‌می‌توانند با خلق ایده‌های جدید خود، تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرآیند تكنولوژی را آسان كنند


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  ساعت 12:53 AM نظرات 0 | لينک مطلب