« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف و کار مضاعف شرکت شهرک هاي صنعتي استان تهران در سال 89

سال جديد كه به فرموده مقام معظم رهبري، سال همت مضاعف و كار مضاعف نام گرفته است را بايد آغاز سالي پر بركت و با نشاط بدانيم و ملت شريف ايران اسلامي هم چون گذشته دست به دست هم داده و در عمران و آباداني ايران عزيز مي كوشند.

 در سال جديد، همتي نو و تلاشي ديگر مد نظر است كه افزون بر اين سال هاست و اين نام بهانه اي است تا بتوان از تمام قابليت ها و پتانسيل هاي موجود در جامعه بهره جست و با آنها مسيرهاي رسيدن به تعالي و توسعه را با الگوي ايراني اسلامي پيش برد.
 انديشه هاي پرتوان ايرانيان مسلمان اين توانائي را دارد كه با برنامه ريزي و هدفمند كردن مسيرهاي تعالي گام هاي مؤثري به جلو برداشته شود و در اين حركت ملي نيز به طور يقين بخش صنعت پيشرو خواهد بود و شركت شهرك هاي صنعتي تهران در دهه پيشرفت و عدالت در جهت تحقق سند چشم انداز و برنامه پنجم توسعه و اهداف وزير صنايع و معادن، همت و كار مضاعفي را با تلاش و پيگيري خستگي ناپذير خواهد داشت.

مهندس نوري رئيس هيأت مديره و مديرعامل شركت شهرك هاي صنعتي استان تهران

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب

راه‌کارهای تحقق شعار سال 1389 (2 )

نويسنده: محمد علی موظف رستمی

9)
بسط ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و آموزه‌های معنوی در بین تمام سطوح و طبقات اجتماعی جامعه :
جامعه ما ارزش‌مدار و هنجارهای حاکم بر آن دارای نکات مثبت فراوان می‌باشد. کار و همت از موضوعات ارزشی از دیر باز تا کنون بوده است. یکی از راه‌های عملیاتی نمودن پیام نوزی تکیه و بهره گیری از این ظرفیت بالا در سطح جامعه می باشد که اگر به درستی و نحو مطلوب از آن استفاده گردد شاهد بالارفتن میزان کارایی و کارآمد سازی در اجرای صحیح موضوع تعیین شده در سال جاری حواهیم بود .

 

۱۰ ) بهره‌گیری از آموزش‌های عمومی از طریق رسانه‌های ارتباط جمعی :

به کارگیری هدفمند از رسانه‌های دیداری و شییداری و ارتباط جمعی به خصوص صدا و سیما، در کنارآموزش‌های تخصصی مدیران و متولیان ذیربط. از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد . همانگونه که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند. صدا و سیما به مثابه دانشگاه عمومی است . پس بایسته است در سال جاری شاهد ضبط و پخش برنامه‌هایی هدفمند و تأثیر گذار جهت گسترش این مهم در بین تمام سطوح جامعه که از این دانشگاه عمومی بهره‌مند هستند باشیم .

۱۱ ) پایش مستمر، ارزشیابی و ارزش‌گذاری بر مجموعه فعالیت‌ها و تلاش‌های انجام شده :

بازکاوی و پایش مستمر و در صورت نیاز، اصلاح و بازنگری فعالیت‌های تدارک دیده شده در طول سال ضمن نظارت پایدار بر فعالیت‌های تدارک شده موجب ارتقاء سطح کارایی و افزایش توان مضاعف و جلوگیری از هدر رفت زحمات کشیده شده در این خصوص خواهد شد. در این ارتباط می توان از افرادی که به نحوی از انحاء در برنامه ریزی، طراحی وعملیاتی نمودن این عنوان تلاش و کوششی مضاعف نموده اند.قدردانی به عمل آید. (اگر در آغاز سال جاری چنین مراسم قدردانی برای افراد شاخص و فعال سال گذشته صورت پذیرد در ترغیب و تشویق افراد در جدیت بخشی به این مهم در سال جدید بسیار مثمر ثمر و پر فایده خواهد بود . (

۱۲ ) تشکیل اتاق فکر، جلسات مشورتی برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری با هدف بهبود بخشی به روند اجرایی موضوع :

بهره‌گیری خردمندانه و عقلایی از نظرات حاحب‌نظران و کارشناسان موجب کارایی بیش‌تر برنامه‌ها و فعالیت‌های تدارک دیده شده در این خصوص در سال جدید را فراهم خواهد ساخت .

۱۳ ) تلاش جدی در ریل‌گذاری و تعیین دقیق مسیرهای دستیابی به نقاط هدف‌گذاری شده :

اتخاذ سازوکاری هدفمند در تدوین لوایح، طرح‌ها، قوانین و آیین نامه‌های لازم در جهت تعیین چارچوب و حدود ثغور و ضوابط قانونی مراحل برنامه ریزی، طراحی و اجرایی موضوع از لوازم ریل‌گذاری و تعیین دقیق مسیر برنامه ریزی شده می‌بلاشد. یکی از اشکالات و نواقصی که معمولا در اجرایی نمودن بعضی نظرات و دستورات در بین جامعه به ویژه در بین دستگاه‌های اجرایی کشور بوجود می‌آید، خلاء و فقدان راهکار قانونی وآیین نامه‌های اداری می باشد که این امر کندی کم تحرکی را در مراحل اجرایی در پی دارد. به همین دلیل چاره اندیشی در این خصوص متضمن پویایی و تحرک فعالانه دستگاهها و اشخاص حقیقی و حقوقی در این خصوص خواهد شد .

۱۴ ) بهره‌گیری از آیات و روایات و سخنان بزرگان و اندیشمندان و ...:

استفاده ازآیات الهی قرآن کریم (... فاذا فرغت فانصب...قرآن کریم سوره الشرح، آیه ۷. ترجمه: پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می‌شوی به مهم دیگری پرداز...) و احادیث قدسی، روایات و احادیث نبوی (پیامبر گرامی اسلام(ص): الکادّ لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله.ترجمه: کار و تلاش برای خانواده مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند.) و ائمه اطهارسخنان بزرگان و فرزانگان برای نهادینه سازی بحث کار و همت در بین بسیار مؤثر خواهد بود.اگر رجوعی مدبرانه و با تامل در آموزه‌های دینی و نیز اشعار،منظومات و حکایات و امثال و.. بزرگان داشته باشیم در خواهیم یافت که مطالب و اطلاعات ذی‌قیمت بسیاری در ارتباط با کار و تلاش و همت وارد شده است. بهره گیری از آنها می تواند ما را در جامعه‌ای که دین‌مدار و حق‌محور بوده و از میزان پذیرش والایی این‌گونه آموزه ها در میان مردم برخوردار است به درستی به سوی دستیابی اهداف تعیین شده رهنمون خواهد ساخت و از طرفی دیگر این آموزه‌ها به فرهنگ سازی موضوعات فوق کمک شایان توجهی خواهد نمود .

۱۵ ) اولویت بندی برای طرح‌ها، برنامه‌‌ها و پروژه‌های اجرایی :

برای طرح‌ها و پروژه‌هایی که امکان و ظرفیت لازم برای افزایش و رشد تولیدات و فعالیت را بدون افزایش بودجه در سال جاری دارند بایسته است تعیین اولویت شوند. با توجه به اینکه بودجه سالانه قبل از عنوان گذاری این سال بسته شده است امکان تغییر و یا افزایش بودجه مضاعف برای بعضی از طرحها و کارها و بسیار سخت و یا غیر ممکن است لازم است در این خصوص با اولویت بندی بعضی از طرح‌ها و پروژه‌ها طوری که به دیگر طرحها آسیب وارد نشود. می‌توان گام اساسی در این زمینه برداشت .

۱۶ ) بهره‌گیری حداکثری و مضاعف از پایگاه‌ها، مراکز و تشکل‌های فعال دینی :

مساجد، حسینه‌ها، هیئات مذهبی، انجمن‌های اسلامی، که دارای مخاطبان زیادی بوده و از جایگاه ویژ‌ه‌ای بر سطح جامعه برخوردار می‌باشند از پایگاه‌هایی هستند که می‌توانند نقش مهمی در ترویج و بسط اندیشه کار و همت مضاعف را در جامعه به عهده گیرند که این امر نیاز به برنامه‌ریزی مضاعف و جدی در خصوص دارد .

۱۷ ) ایجاد نگاهی جامع و فراگیر نسبت به موضوع در هنگام عملیاتی نمودن :

داشتن نگاهی جامع الاطراف همراه با توسعه و گسترش این موضوعات به تمام عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و پرهیز از بخشی نگری و جزء اندیشی در برنامه‌ریزی و طراحی امور برای اجرای مناسب آن در سال جاری امری ضروری می‌باشد( همت و کار مضاعف تنها در امور خدماتی و اداری و اقتصادی خلاصه و محدود نگردد. لازم است این تفکر در تمام حوزه‌هایی که جامعه با آن درگیر می‌باشند به خصوص در عرصه‌هایی که با قشر نوجوان وجوان سروکار دارند مثل میادین ورزشی، مراکز علمی و پژوهشی و... توسعه یابد . (

۱۸ ) داشتن نگاهی واقع‌گرایانه و منطقی :

داشتن برخوردی واقع‌گرایانه و پرهیز از برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های احساسی، غیر منطقی و برداشت‌های جناحی و خطی و محدود و معدود سازی آن به مباحث و کارهای کم‌ارزش و سطحی از این عنوان، در صورت ملحوظ نداشتن و جدی نگرفتن این مهم، شاهد وارد آمدن آسیب‌های جدی به اصل موضوع و اهداف مهم ترسیم شده برای آن خواهیم بود .

۱۹ ) ارایه الگوها و مستندات :

ارایه الگو و مستندات قابل ارایه اعم از تولیدات و برونداد و خروجی‌هادر زمینه‌های مختلف (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و...) که در سنوات گذشته حاصل و نتیجه کار و همت مضاعف مدیران و کارکنان و دست اندرکاران (اشخاص حقیقی و حقوقی) بوده است باید توجه داشت که طرح مباحث صرفا توصیفی و انتزاعی و عدم ارایه الگوی عملی از تأثیرگذاری زیادی برخوردار نبوده و بعضی مواقع موجب عدم جدی گرفتن موضوع در سطح جامعه خواهد شد .
همچنین معرفی تعدادی از افراد نخبه ساعی و همت بلند که در زمینه‌ها و عرصه‌های مختلف، دارای موفقیت بوده و موفقیت آن‌‌ها نیز نتیجه و حاصل تلاش و کار مضاعف بوده است. این امر می‌تواند در انتقال تجربه و الگوسازی عملی و قابل مشهود برای جامعه و نیز استفاده بهینه و درست از فرصت و زمان در انجام این مهم مثمر ثمر و پر فایده باشد. (مصاحبه مستقیم با این افراد و نشان دادن آثار آنان و پخش آن در رسانه‌ها به خصوص صدا و سیما ).

۲۰ ) بهره گیری از ابزار و تکنولوژی چند رسانه‌ای :

در ترویج فرهنگ کار و نهادینه سازی آن در سطح جامعه، استفاده معدود از یک رسانه و محدود سازی در یک ابزار رسانه‌ای دیداری و یا شنیداری موجب خواهد شد تا از تمام پتانسیل و ظرفیت‌های موجود به درستی و کامل استفاده نگردد. و در نتیجه انتظار دسترسی تمام وکمال وسهل الوصول به سیبل هدف گذاری شده عملا میسور نخواهد بود .

21) بهره‌گیری از فضای مجازی وسایبری :

استفاده از فضای مجازی و شبکه سایبر می‌تواند حوزه فعالیت و میدان عملیات این پیام را بسیار گسترده‌تر و وسیع‌تر نماید . امروزه نقش شبکه اینترنت و فضای مجازی در ایجاد محیطی فراگیر برای بسط و شیوع اندیشه و موضوعات هدفمند بر کسی پوشیده نیست به خصوص این‌که غالب بهره‌مندان این فضا را نیز جوانان و نوجوانان تشکیل می‌دهند. به همین دلیل خلاء حضور جدی در این فضا و عدم طرح و بسط موضوع در آن می‌تواند تا اندازه‌ای ما را در دستیابی به اهداف متصور شده دچار نقصان کند .

۲۲ ) فضاسازی تبلیغاتی در محیط شهری و اماکن و میادین عمومی و خدماتی و ... :

استفاده از محیط‌های تبلیغی سطح شهرها (میادین، چهار راه‌ها، نقاط پر رفت و آمد، خیابان‌های اصلی)، اماکن عمومی، وسایل حمل ونقل عمومی مثل: ایستگاه‌های متر، قطارهای شهری، اتوبوس شهری، تاکسی و نیز تبلیغات جهت‌داردر میادین ورزشی، ترمینال‌های مسافربری، بوستان‌ها و پارک‌ها مجتمع‌های فرهنگی و تجاری و اقتصادی و خدماتی و... در ترویج فرهنگ کار و همت مضاعف تأثیر گذار بوده و شایسته است از این فضاهای تبلیغی به نحو احسن و مطلوب بهره گیری شود .
منبع : www.aftab.ir

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
آموزش و پرورش بايد سعي كند جوانان را اهل همت بلند و كار و تلاش مضاعف بار آورد.

 تحقق فرمان مقام معظم رهبري در همه عرصه‌ها به ويژه آموزش و پرورش نيازمند فرهنگ‌سازي است، بينش و معرفت عميق و وسيع نسبت به انسان و جهان و عزم و اراده قوي لازمه تحقق همت مضاعف و كار مضاعف به ويژه در ميان جوانان است.

*معرفت عميق و اراده محكم لازمه تحقق همت مضاعف و كار مضاعف است


 با توجه به ضرورت توجه به كار آموزشي و پرورشي براي تعميق معرفت و محكم شدن اراده میتوان گفت در رابطه با كار، نوع نگاه ما به اين مقوله بسيار مهم است زيرا متأثر از فرهنگ و ديدگاه غربي، نگاه بسياري از مردم و جوانان ما به كار كردن، صرفاً وسيله‌اي براي درآمد و تأمين معاش است.
 در فرهنگ ديني حتي اگر كسي از لحاظ درآمد و معيشت به حدي از تمكين رسيده باشد كه نيازي به كار نداشته باشد، باز هم براي رشد و شكوفايي استعداد‌ها و تكامل روحي بايد كار كند.
 با اشاره به ضرورت تحول عميق در نظام تعليم و تربيت گفته میشود اين تحول نياز به كار و تلاش جدي و همه‌جانبه و غنيمت شمردن فرصت‌ها براي بهره‌گيري از توان كارشناسي و علمي صاحبنظران دارد.
 نخستين مانع تحقق اين اهداف، نگاه حاكم بر دانش‌آموزان، معلمان و مديران نسبت به مقوله كار است كه بايد با كار فرهنگي تغيير كند؛ علاوه بر آن تأكيد بيش از حد بر شعار و گفتار نيز مانع ديگري براي تحقق اين فرمان است و لازم است رفتار و عملكرد مسئولان آموزش و پرورش در اين سال، تجلي عيني و عملي همت مضاعف و كار مضاعف باشد.
با توجه به وظيفه قانونگذاري و نظارتي مجلس شوراي اسلامي در راستاي كمك به دولت و تحقق اين فرمان، در عرصه قانونگذاري، مجلس مي‌تواند با كمك به رفع خلاء‌هاي قانوني و در زمينه نظارت نيز با اعمال نظارت جدي‌تر بر روند اجرايي شدن اين شعار وارد عمل شود.
 چون اين فرمان از ناحيه ولي امر صادر شده است، تحقق آن لازم و واجب است؛ به همين خاطر مجلس مي‌تواند با اهرم‌هاي نظارتي كه در اختيار دارد، جلوي كج‌روي‌ها و كج‌انديشي‌هايي را كه مانع تحقق فرمان همت و كار مضاعف مي‌شود، بگيرد.
مجلس در كنار اقدامات خوب دستگاه‌هاي اجرايي در ايام عيد نوروز كه طليعه خوبي براي همت و كار مضاعف بود، با افزايش زمان كار و فعاليت كميسيون‌ها و برنامه‌ريزي‌هايي كه در حال انجام است، تلاش مي‌كند تا فعال‌تر از گذشته در عرصه انجام وظايفش ظاهر شود.
 
 


منبع :http://www.mathhome.ir/




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
از نظر برخی از اقتصاددانان و صاحبنظران و دانشمندان مدیریت، موتور حرکت و رشد اقتصاد یک جامعه، کارآفرینان هستند که در محیطی رقابتی و در شرایط عدم تعادل (و نه تعادل ایستا) جامعه را به حرکت در می‌آورند و توسعه می بخشند. کلید موفقیت کارآفرینی، یافتن روشهای خلاقانه‌ای است که با به کارگیری فناوریهای جدید یا بازاریابی بهتر، سریعتر و کم هزینه تر، نیازهای مشتری را به نحو احسن برآورده می‌سازند. این به معنای تولید محصولات موجود با هزینه های کمتر یا ارتقای کیفیت آنها و یا به معنای ایجاد بازارهایی برای محصولات کاملاً جدید است.

کارآفرین با شناخت صحیح از فرصتها و استفاده از سرمایه های راکد امکاناتی را فراهم کرده و با سازماندهی و مدیریت مناسب منابع، ایده خویش را عملی می کند و علاوه برآن نقش مهمی در تولید و«اشتغال مولد» دارد.
 

به دلیل نقش و جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه و رشد اقتصادی و نیز تحولات اجتماعی، بسیاری از دولتها در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه تلاش می‌کنند با حداکثر امکانات و بهره برداری از دستاوردهای تحقیقاتی، شمار هر چه بیشتری از جامعه را که دارای ویژگیهای کارآفرینی هستند به آموزش در جهت کارآفرینی و فعالیتهای کارآفرینانه تشویق و هدایت کنند. کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصتها و موقعیتها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیتها دارند، پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولات اجتماعی محسوب می‌شوند.

خوشبختانه در سالهای اخیر در کشور ما مقوله کارآفرینی مورد توجه قرار گرفته، با این وجود این مفهوم برای بسیاری از دست اندرکاران و افراد جامعه ناشناخته و غریب است. شاید به همین دلیل تاکنون برنامه ریزی و بسترسازی مناسبی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و نظام آموزشی کشور برای توسعه کارآفرینی به ویژه در دانشگاههای کشور صورت نپذیرفته است. در شرایط کنونی که اقتصاد کشورمان با مسائل و نارساییهای مهمی نظیر فرار مغزها، بیکاری(بویژه در فارغ التحصیلان دانشگاهها) کمبود نیروی انسانی متخصص، کاهش سرمایه گذاری دولت، عدم تحرک و رشد اقتصادی کافی روبروست، پرورش و آموزش کارآفرینان ارزش آفرین از اهمیت مضاعفی برخوردار است.

● کارآفرینی در ایران

از مهمترین اقدامات برای توسعه کارآفرینی در کشور، تشکیل شورای مرکزی کارآفرینی در سطح هیئت دولت است و با توجه به ماهیت فرهنگی، پژوهشی و آموزشی این امر، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری به عنوان متولی مدیریت و سازماندهی کارآفرینی به عنوان رئیس این شورا تعیین شده است . در این راستا فعالیتهای مختلفی در جهت توسعه کارآفرینی در وزارتخانه‌های مختلف (وزارت کار و اموراجتماعی و یا وزارت تعاون ) آغاز و معاونتها و یا دفاتر کارآفرینی در وزارتخانه ها ی مختلف تشکیل شده است .

در وزارت علوم ، تحقیقات وفناوری نیز طرح کاراد ( کارآفرینی دانشجویان ) از چند سال پیش شکل گرفته است. دبیرخانه طرح کاراد قبلا در سازمان سنجش کشور مستقر بود که هم اکنون در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران قرار دارد .

بر این اساس در دانشگاههای کشور به منظور تربیت متخصصان شایسته و ایجاد توانایی کارآفرینی، در بیش از ۴۲ دانشگاه، مرکز کارآفرینی راه اندازی شده است و سیاست وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری براین است که حتی دانشگاههای غیرانتفاعی نیز دارای مراکز کارآفرینی شوند تا سیستم آموزشی را یاری کنند.

● دلایل نیاز به درس کارآفرینی در دانشگاههای کشور

یکی از چالشهای پیش روی جوامع مختلف، دانش آموختگان فاقد تواناییهای فردی و مهارتهای لازم برای راه اندازی کسب و کار مناسب است. این امر، آماده سازی فارغ التحصیلان دانشگاهی را به وسیله توسعه فرهنگ کارآفرینی در آنان مسلم می سازد. آماده سازی در مورد کارآفرینی نبایستی بعد از فارغ التحصیلی باشد. بلکه این امر بایستی در حین تحصیل انجام شود و لازم است روح کارآفرینی در دانشگاهها پرورش داده شود.

در این راستا ، بازنگری در رشته های دانشگاهی و سرفصلهای دروس آموزشی در تمامی مقاطع بویژه در دانشگاهها و تاسیس رشته‌های علمی بویژه علومی که خلاء آنها در کشور محسوس است -در جهت تأمین منافع ملی- امری لازم و ضروری به نظر می آید.

به طور کلی دلایل نیاز به ارائه درس کارآفرینی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

_ تقویت ساختارهای دانایی محور در تولید علم و فن

_ توجه به تولید علم و تولید ثروت از دانش

_ ایجاد توان شناسایی نیازهای جامعه و تطبیق تخصص و تحصیلات

_ ایجاد و پرورش فرهنگ کارآفرینی

_ ایجاد توانایی کار گروهی

_ بالا بردن توان ارزش آفرینی

_ آشنایی با منابعی که به دانشجویان در جهت شناسایی فرصتهای جدید و ایجاد توان پردازش ایده های نو کمک خواهد کرد.

_ ایجاد توانایی ارزیابی اقتصادی از طرح تجاری

_ ایجاد توان شناسایی تحولات در نیازهای جامعه

_ درک مفهوم کارآفرینی در ارتباط با توسعه اقتصادی

_ ایجاد و تقویت برخی بسترها و ظرفیتهای بالقوه برای مسائل علمی حل نشده، نیازهای کشور و ایده های نو

_ تشویق و گسترش خلاقیت برای خلق کسب و کارها ومفاهیم کسب و کار جدید

_ افزایش پویایی و بالا بردن قدرت تجزیه و تحلیل دانشجویان در شناسایی بازار، تکنولوژی، فرصتهای مالی و اقتصادی

_ شنا سایی قوت و ضعف کسب و کارهای موجود، تجزیه و تحلیل فرصتها و تهدیدها و ارائه راهکارهای بهبود آنها.

بررسی مقایسه ای ارائه درس کارآفرینی در ایران و جهان

الف ) خارج از کشور

برای به دست آوردن محتوا ، روش تدریس و ارزش‌یابی صحیح ، برنامه درسی کار آفرینی در بیش از ۵ دانشگاه آمریکایی و اروپایی مورد بررسی قرار گرفته است: دانشگاههای استانفورد، پنسیلوانیا، بریتیش، کلمبیا، آتاباسکا و مریلند.

پس از بررسیهای انجام شده در دانشگاههای مذکور و مد نظر قراردادن سرفصلهای درس کارآفرینی در این دانشگاهها، می توان سرفصلهای درسی ارائه شده را در جدول (۱) خلاصه کرد:

از لحاظ نحوه ارائه درس به طور کلی در دانشگاههای بررسی شده، مشاهده شد که تاکید بیشتر بر مطالعات موردی، ارائه سمینار در کلاس به وسیله دانشجویان، کار گروهی، مشارکت در کلاس، تهیه یک طرح تجاری و دعوت از کار آفرینان برای ارائه مطالب بوده است.

در این دانشگاهها ارتقای مهارتهای فردی و گروهی ، همگام با افزایش دانش نظری در نظر گرفته شده است

نحوه ارزش‌یابی به صورت ترکیبی از امتحان میان ترم ، امتحان پایان ترم ، کار گروهی ( ارائه سمینار)، کار فردی (پاسخ به سوالات و امتحانات استاد) و مشارکت در کلاس ، مورد توجه قرار گرفته است که تاکید بیشتر بر جنبه عملی قضیه و کار تیمی است. در برخی موارد امتحان پایان ترم به صورت «کتاب باز» برگزار می شود.

ب ) داخل کشور

خوشبخـتانه تعـداد دانشگاههایی که در ایران تصمیم به ارائه واحد درسی کارآفرینی به صورت واحد اختیاری، گرفته‌اند روبه رشد است و از این میان می توان به دانشگاههای تهران، صنعتی امیر کبیر، صنعتی شریف، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، صنعتی اصفهان ، علامه طباطبایی، شهید چمران اهواز و ... اشاره کرد.

به طور خلاصه می توان سرفصلهای درسی ارائه شده در دانشگاههای داخلی را در جدول (۲) مشاهده کرد:

ـ در اکثر موارد این واحد به صورت درس اختیاری ۳ واحدی شامل ۲ واحد نظری و ۱ واحد عملی طراحی شده است که بخش عملی آن شامل تهیه و تکمیل یک طرح تجاری است.

ـ نحوه تدریس بدین صورت است که این درس توسط یک ، دو یا سه استاد متناسب با محتوای مواد درسی، ارائه می‌شود و در بعضی موارد از یک کارآفرین برای سخنرانی و ارائه مطلب دعوت به عمل می‌آید .

ـ نحوه ارزش‌یابی معمولا به صورت امتحان میان ترم ، پایان ترم و تهیه طرح تجاری در قسمت عملی است.

لازم به تذکر است که وزارت علوم نیز در ارتباط با درس کارآفرینی سرفصلهایی ارائه داده است که درقسمت جمع بندی ، در کنار سرفصلهایی ارائه شده در داخل و خارج از کشور مورد توجه قرار گرفته است.

ج ) جمع بندی

با توجه به تمام موارد گفته شده در دو بخش قبل، سرفصلهای مشترک در اکثر دانشگاههای ایران و خارج از کشور، به‌طور جداگانه در جدول (۳) دسته بندی شده اند که می تواند مبنای تهیه سرفصلهای درس کارآفرینی و محتوای آن در دانشگاههای کشور باشد.

به طور کلی علاوه بر موارد گفته شده، راهکارهای زیر می تواند ما را در رسیدن به اهدافمان یاری کند:

ـ استفاده از مدرسان مجرب و توانا برای ارائه این درس (یکی از مهمترین عوامل موفقیت)

- ایجاد تیم های کار گروهی و نیز آنا لیز و تجزیه و تحلیل کار سایر تیمها

- مقالات و مطالعات موردی

- دعوت مهمانان کارآفرین به کلاس و مشارکت دانشجویان

- پروژه عملی و طراحی فرایندهای یک طرح تجاری یا امکان سنجی

- استفاده از فیلمهای آموزشی و اسلاید

- برگزاری کارگاههای آموزشی.


منبع : سایت آفتاب


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب

راهکارهای موفقیت در کارافرینی

از خيلي وقت پيش احساساتي درونم را به چالش وا داشته است. وضعيت موجود را رضايت‌بخش نمي‌بينم و مدام اين فكر مرا به اين امر وا مي‌دارد كه تغييراتي در كارم ايجاد كنم. احساس مي‌كنم نيرويي در وجودم است كه مي‌توانم تحولاتي جدي در شغلم ايجاد كنم و در نتيجه خودم دست به كاري بزنم كه دلخواهم است. فكر مي‌كنم مي‌توانم كارآفرين شوم، اما نمي‌دانم به لحاظ علمي و تجربي شرايطش را دارم يا نه و اگر هم داشته باشم نمي‌دانم چه بايد بكنم .

 

در كتاب‌هاي كارآفريني، كارآفرين بودن به معناي در هم آميختن ويژگي‌هاي شخصي، ابزار مالي و منابع موجود در محيط كاراست. دانشمندان علوم از انساني معتقدند بسياري از ويژگي‌هاي شخصي را مي‌توان پرورش داد و به كمك آن در كسب‌وكار به موفقيت دست يافت. كارآفرين بودن يعني،‌ توانا بودن در كشف و ارزيابي فرصت‌ها، جمع‌آوري منابع لازم و عمل كردن به گونه‌اي كه از فرصت بهره‌برداري شود . كارآفرين هدايت‌كننده است و بايد در اجراي اكثر فعاليت‌هاي خود از صفت رهبري برخوردار باشد. او به طرزي حساب شده ريسك مي‌كند و از دست زدن به كارهاي بزرگ و كم‌خطر لذت مي‌برد ولي هيچ‌گاه بي‌گدار به آب نمي‌زند .

 

اغلب كتاب‌هاي مربوط به كارآفريني، 10مورد زير را از ويژگي‌هاي دروني يك كارآفرين تلقي مي‌كنند: مركز كنترل دروني، استقلال‌طلبي، نياز به كاميابي، مخاطره‌پذيري، آينده‌نگري، خلاقيت و نوآوري، خوش‌بيني، تحمل ابهام، تحمل شكست و توانايي ساخت تيم‌هاي كاري كه در زير به هريك از آنها پرداخته مي‌شود :

 

1 - مركز كنترل دروني: نگراني مهمي كه اكثر مردم هنگام تشكيل يك فعاليت كارآفرينانه نوپا با آن مواجه مي‌شوند اين است كه آيا انگيزه و توان لازم را نه تنها براي شكل دادن اوليه سازمان جديد، بلكه براي اداره و رشد آن دارا هستند يا خير؟ افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع بيروني كه خارج از كنترل آنها است سرنوشت ‌شان را تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، كارآفرينان موفق به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال يا نيروهاي مشابه نسبت نمي‌دهند. به عقيده آنها شكست‌ها و پيشرفت‌ها تحت كنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتايج عملكرد‌هايشان موثر مي‌دانند .

 

2 - استقلال‌طلبي: رييس خود بودن يكي از قوي‌ترين نيازهاي فرد كارآفرين است. او مي‌خواهد كارها را به شيوه خود و براي خود انجام دهد و كاركردن براي ديگران براي او سخت است. در واقع نياز به استقلال، عاملي است كه سبب مي‌شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. بيزاري آنها از نظام خشك ديوان‌سالاري با تعهد خالصانه در قبال ايجاد تغيير، به شخصيت استقلال‌طلب آنها كه مي‌خواهند همه‌چيز را به شيوه خود انجام دهند، اضافه مي‌شود .

 

3 - نياز به كاميابي: كارآفرينان با انگيزه و مهارت خود دست به رقابت مي‌زنند و سعي مي‌كنند از عهده كاري كه بر روي آن وقت و انرژي خود را متمركز كرده‌اند به درستي برآيند. تمايل به انجام كار در استانداردهاي مالي جهت پيشي گرفتن از رقبا را دارند و حتي مي‌كوشند كه استانداردها را خود تعيين كنند. زيرا افرادي كه استانداردها را در هر حرفه‌اي تعيين مي‌كنند هميشه بر بازار حاكم و مسلط هستند .

 

4 - مخاطره‌پذيري: از ويژگي‌هاي بارز كارآفرين خطر كردن و ريسك‌پذيري است. خطري كه ممكن است مالي، رواني و حتي اجتماعي باشد. البته برخلاف مردم عادي، كارآفرين خطر قمارگونه نمي‌كند، بلكه با ارزيابي دقيق و حساب شده از ميزان مخاطره تصميم مي‌گيرد و پس از آن براي دستيابي به نتيجه مطلوب از هيچ كاري فروگذار نمي‌كند. افراد كارآفرين با اختصاص انرژي و زمان زياد هميشه از موضوع بزرگ بعدي حمايت و پشتيباني مي‌كنند، در صورتي كه افراد ديگر از باقي ماندن در شهرت و افتخار خرسند مي‌شوند. «هاينر» در سال 1990 نشان داد كه كارآفرينان موفق كمتر از مديران از مخاطره پرهيز مي‌كنند، فرق آنها با مديران در اين است كه مديران خانه‌اي مي‌سازند و سعي در نگهداري آن خانه دارند و به همين دليل تهديدگرا و محافظه‌كارند و تلاش مي‌كنند وضعيت موجود را حفظ كنند، اما كارآفرينان همواره در پي ساختن خانه‌اي جديد هستند و به همين جهت فرصت‌گرا، انعطاف‌پذير و اهل ريسك هستند .

 

5 - آينده‌نگري: كارآفرينان مي‌دانند به كجا مي‌خواهند بروند. آنها تصور و ديدگاهي از آينده سازمان خود دارند. البته بسياري اوقات اين تصور از ابتدا وجود ندارد و در طي زمان شكل مي‌گيرد كه شركت چه است و چه مي‌تواند باشد، گرچه كارآفرين ممكن است مجبور به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت و مقطعي باشد، ولي داشتن چنين ديدگاهي مي‌تواند اين برنامه‌ هاي كوتاه‌مدت را در يك جهت براي رسيدن به هدف هماهنگ سازد .

 

6 - خلاقيت و نوآوري: بدون شك نوآوري مهم‌ترين ويژگي كارآفرين است . خلاقيت، توانايي گسترش ايده‌هاي جديد و كشف راه‌هاي جديد با نگاه به مسائل و مشكلات و فرصت‌ها است. خلاقيت اغلب قرار دادن چيزهاي قديمي در كنار يكديگر براي راه‌هاي جديد و حذف زوايد نظر و خلق چيزي ساده‌تر و بهتر است. نوآوري توانايي به كار بردن راه‌حل‌هاي خلاق براي مسائل، مشكلات و فرصت‌ها است. به تعبيري ديگر نوآوري، عملي ساختن محصول يا خدمت از ايده‌اي خلاق است. كارآفريني نتيجه فرآيند سازمان يافته و منظمي است كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌ها در بازار پيوند مي‌دهد يا به عبارت ديگر با به‌كارگيري استراتژي متمركز براي يك ايده جديد، سعي مي‌كند كه يك محصول يا يك سري خدمات را خلق كند كه هدفي جز رضايت مشتريان ندارد و درنهايت به سوددهي مي‌رسد .

 

7. خوش‌بيني: كارآفرين اغلب با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شود و ممكن است كه در ادامه كار خود دچار ترديد و تزلزل شود، ولي در طول اين دوره آنان با اعتمادي كه به خود دارد در حل اين مشكل تلاش مي‌كند. اين حس باعث مي‌شود كه ديگران نسبت به خلاقيت و نوآوري خوش‌بين باشند و حس اطمينان در گروه پديد آيد .

 

8. تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام يعني پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي. كارآفرينان بدون اينكه احساس تهديد يا ناراحتي كنند، قادرند به طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص و غيرقطعي، سازمان نيافته و غيرشفاف روبه‌رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغيير دهند .

 

9. تحمل شكست: براي كارآفرين، شكست يك تجربه جديد است. اشتباه و تكرار آزمايش، انسان را به موفقيت‌هاي بزرگ نزديك‌تر مي‌كند. فرد كارآفرين، با واقع‌بيني شكست را تحمل مي‌كند، نااميد، دلسرد و افسرده نمي‌شود. اغلب كارآفرينان معتقدند كه از شكست‌هاي خود بيشتر از موفقيت‌هاي خود درس آموخته‌‌اند .

 

10. توانايي ساخت تيم‌هاي كاري: ميل به استقلال، رغبت كارآفرين را نسبت به ايجاد ساختار كارگروهي مسدود نمي‌كند. بسياري از كارآفرينان توانايي بالايي دارند. آنها مي‌توانند انگيزه تيم را به شدت قوي كرده تا به خوبي رشد كند و افراد تيم بتوانند افكار خود را توسعه دهند. روح يگانگي، ارزش‌ها، باورهاي مشترك و اميدي كه كارآفرين در تيم ايجاد مي‌كند، باعث مي‌شود، تيم توانايي آن را پيدا كند كه بتواند به تنهايي وارد چالش‌هاي كاري شود .

 

راهكارهاي موفقيت در كارآفريني

 

مي‌بينيم كه كارآفرين بودن و افرادي كه در طول تاريخ كارهاي بزرگي آفريده‌‌اند، شخصيت‌هايي شبيه ما داشته‌اند با اين تفاوت كه آنها اين جسارت را داشته‌اند كه تغييرات جدي در وضعيت موجود ايجاد كنند. در زير راهكارهاي موفقيت در كارآفريني مطرح شده است :

 

اهداف خود را تعيين كنيد

 

عادت كنيد كه هدف مشخص داشته باشيد. وقتي بدانيد چه مي‌خواهيد، زودتر به آن چيز مي‌رسيد و به ياد داشته باشيد كه زندگيتان را خود بسازيد. در تعيين اهداف نكات زير را رعايت كنيد: واقع‌بين باشيد، نقاط ضعف و قوت خود را بدانيد و از حمايت‌ها و موانع موجود در محيط آگاه باشيد. متكي به خود باشيد. هدف خود را چيزي قرار ندهيد كه براي دستيابي به آن به افراد بسيار و شرايط خاص وابسته باشيد. اهدافي را كه به نظرتان مهم است و مي‌توانيد به بهترين شكل اجرا كنيد، انتخاب كنيد. بر اهداف مثبت تمركز داشته باشيد و سعي كنيد به فكر اهدافي باشيد كه به جاي توقف و خودداري از انجام كارها، شما را به جايي رسانده و موجب دستيابي به چيزي شوند .

 

پس از تعيين اهداف اين نكات را به ياد داشته باشيد :

 

1- عملكرد خود را همواره بازبيني كنيد و اين كه آيا طبق برنامه‌ زماني به سمت هدف پيش مي‌رويد. 2- از اشتباه‌هاي خود درس بگيريد و سعي كنيد در عرصه‌هاي شكست خورده، وضعيت خود را بهبود بخشيد و چنانچه در اين وضعيت نتايج مطلوبي به دست نياوريد، به آغاز برگرديد و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهيد و سعي كنيد، در عقايد خود واقع‌بين‌تر باشيد. 3- اگر بهره‌وري نداريد، تغييرات را قبول كنيد. از تغييرات نترسيد و از آن براي رسيدن به اهداف مشخص‌تر استفاده كنيد. 4- اگر محيط اطراف را عامل موفق نبودن خود مي‌دانيد، آن را تغيير دهيد و اگر قابل تعويض نيست، سعي كنيد محيطي را انتخاب كنيد كه مطلوب‌تر باشد .

 

به خود ايمان داشته باشيد

 

باور كنيد كه مي‌توانيد به اهداف خود برسيد. براي توانايي در انجام كارها بايد اعتقاد داشته باشيد كه هيچ كس جز شما قادر به انجام آن كار نيست. برخي روش‌ها كه اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهند، عبارتند از الف- خود را دقيق‌تر بشناسيد و نقاط قوت و ضعف خود را ارزيابي كنيد .

 

ب: به طور واقع‌بينانه ويژگي‌هاي خود را بنگريد. توانايي‌هاي خود را دست كم نگيريد و نظرتان را با ديگران مقايسه كنيد .

 

پ:از دوستان و آشنايان نظرخواهي كنيد و جويا شويد، چرا برخي از افراد تمايل به دوستي و كار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص كرده و با انتخاب فعاليت‌ها و اهدافي كه به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان كنيد. شما مي‌توانيد پروژه‌هايي را انتخاب كنيد كه براي خلاقيت به شما آزادي عمل مي‌دهند. از ظرفيت خود تا جاي امكان استفاده كنيد .

 

از نظر جسماني مراقب خود باشيد تا در انظار خوب ديده شويد. اگر ظاهر خوبي داشته باشيد درباره خودتان احساس خوبي خواهيد داشت. يكي از لازمه‌هاي اعتماد به نفس در رسيدن به اهداف، همين است .

 

از وقت خود خوب استفاده كنيد

 

عادت كنيد از وقت خود به طور موثر استفاده كنيد. نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد :

 

1 - كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد .

 

2 - اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد .

 

3 - كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است .

 

4 - درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد .

 

5 - كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود .

 

6 - متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد .

 

7 - اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است .

 

8 - اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد .

 

9 - ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد .

 

10 - وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد .

 

11 - يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است .

 

12 - در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد .

 

يك برنده باشيد

 

افرادي كه شكست مي‌خورند، از انجام بسياري كارها مي‌ترسند، هميشه شكايت مي‌كنند و ناراحت هستند. آنها احساس مي‌كنند قربانيان هميشگي هستند. اما شما بايد متفاوت باشيد. سعي كنيد در طول زندگي يك برنده باشيد. مثبت فكر كنيد و افكار بزرگ در سر داشته باشيد. در مورد اهداف خود اطلاعات كسب كنيد تا بتوانيد به نفع خود از آنها بهره‌برداري كنيد .

 

يك رهبر باشيد

 

رهبري را بياموزيد و مسووليت گروه خود را براي انجام اهداف در نظر بگيريد. تصميم‌هاي خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگيريد. صفات و ويژگي‌هاي رهبري مناسب را در خود ايجاد كنيد. كار كردن با افراد را بياموزيد، سعي كنيد شنونده خوبي باشيد و به خوبي ارتباط برقرار كنيد .

 

خلاق باشيد

 

اگر از وقت خود عاقلانه استفاده كنيد، زمان بيشتري براي خلاقيت خواهيد داشت. وقتي كارهايتان تمام شد زماني را براي توسعه و اجراي عقايد خود در نظر بگيريد. براي اين كار بايد بر علم خود بيفزاييد، با ديگران تبادل نظر كنيد، در مجامع و جلساتي كه با رشته كاري شما مرتبط است حضور يابيد مهارت‌هاي شنيداري خود را بالا ببريد روياپردازي كنيد و در صدد باشيد ايده‌‌اي نو در زمينه كاري‌تان ايجاد كنيد .

 

اگر مي‌خواهيد خود كارآفرين باشيد و در واقع دوست داشته باشيد خودتان شغلي را رهبري كنيد و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهايي يابيد، از اين رو بهتر است با آگاهي كامل از شرايط و ضرورت‌هاي كارآفريني، دست به اين اقدام بزنيد .

 

برگرفته از كتاب «كارآفريني» نوشته دكتر علي شاه‌حسيني

 

يوسف بهمن‌آبادي

 

 

مرجع: روزنامه دنیای اقتصاد

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:31 AM نظرات 0 | لينک مطلب
راههای كاهش عصبیت در محیط كار

تحقيقات نشان داده كه ?? درصد از نيروهاي كار در آمريكا از كارشان ناراضي و حدود ?? ميليون نفر دچار افسردگي هستند.
اضطراب و عصبيت محيط كار، باعث بروز فشارخون، بيماريهاي قلبي، آسم، افسردگي، سردرد در انسان مي گردد. كسالتهاي ناشي از اضطراب و استرسهاي شغلي سالانه ميلياردها دلار هزينه دربرداشته است.
تحقيقاتي كه در مركز پرنيستون آمريكا صورت گرفته نشان داد كه نسل امروز ?? درصد بيشتر نسبت به نسل قبل دچار استرس شده است كه نتايج اين مسئله در محل كار بـــــاعث افزايش ضايعات، غيبت، كاهش بهره وري، اعمال تهاجمي و دزدي ازكاركنان مي شود.
?? دلايل استرسهاي كاري
? شيفت هاي كار: يكي از عوامل عصبيت و اضطراب در محيط كار افزايش شيفت هاي كاري است. قبل از جنگ جهاني دوم فقط ?? درصد ازكارگران شب كار بودند اما اخيراً تمايل به دستيابي به توليد بالا باعث شده كه اكثر كارخانجات ?? ساعته و در سه شيفت كار كنند.
شيفت هاي كاري باعث به هم زدن ساعت بيولوژيك كاركنان شده كه پيامد آن بروز خستگي، كج خلقي، بي خوابي، بي اشتهايي، عدم تمركز و ضعف حافظه است. كاركناني كه به شكلي كم خوابي دارند و توليد هورمون سروتونين بدنشان به ميزان ?? درصد كاهش پيدا مي كند كه خود عاملي جهت بروز افسردگي مي شود.
كارگران شب كار دو برابر بيشتر نسبت به روز كارها تمايل به كشيدن سيگار دارند و احتمال حمله قلبي بعداز پنج سال در آنها دو برابر مي شود.
ساعت كار زياد: مطالعات نشان داده كه شرايط كاري در اكثر كارخانجات نسبت به گذشته مضرتر شده است. فشار به پرسنل جهت كار بيشتر و اضافه كار براي كسب بهره وري بيشتر باعث شده كه كاركنان كمتر به مسائل خانوادگي بپردازند و احساس مي كنند بين كار و روابط خانوادگي مي بايست يكي را انتخاب كنند كــه اين مسئله باعث عدم رضايت آنها مي شود.
? فناوري: كاركنان از اينكه توسط ابزارهاي كنترلي زيرنظر گرفته شوند و اينكه برده فناوري شده اند و همين فناوري عاملي شده كه كارشان را از دست بدهند و احساس عدم اطمينان دركار مي كنند.
? اذيت و آزارهاي شغلي: عدم رسيدگي به شكايات و پرداخت غرامت به كاركنان، كارهاي تكراري، رقابت غير معمول بين پرسنل و ناديده گرفتن خواسته ها باعث كاهش روحيه پرسنل، افزايش حملات رواني و خشونتهاي شغلي مي گردد.
حقوق كم: عدم پرداخت حقوق و امكانات مناسب و اختلاف بين نتايج كار و ارزيابي عملكرد انجام گرفته؛ خصوصاً هنگامي كه اين اختلاف ناشي از تعصبات نژادي و مسائل جنسيتي باشد باعث نااميدي در بخش پرسنل مي شود.
? كوچك شدن سازمانها: عدم امنيت شغلي به دليل كوچك شدن سازمانها در اثر تجديد ساختار و مهندسي مجدد كه راهكارهايي براي مقابله با كم شدن حاشيه سود و سهم بازار و بهره وري است، عاملي جهت بروز پرخاشگري است.
? سبك مديريت: تكنيك هاي سنتي مديريت درجهت جلوگيري از نااميدي و عصبيت در كار بي اثر است و اين مسئله خصوصاً در يك مديريت سلسله مراتبي و استبدادي بيشتر نمايان مي شود.
شركتها به دليل كمبود متخصصاني در امر اضطراب و افسردگي و همچنين عدم توجه پرسنل به بيماريهاي مغزي و رواني خود به علت جايگاه بد اجتماعي آن و اولويت قرارندادن اين مشكل توسط سازمانها باعث كاهش قابليت پرسنل و به وجود آمدن افسردگي شده اند.
?? اثرات اضطراب در محيط كار
? رفتارهاي تهاجمي انفعالي: كاركنان گاهاً جهت تخليه عصبانيت خود در محيط كارشان به رفتارهاي غيرخشونت آميز دست مي زنند. امروزه اين رفتارهاي كاركنان پرهزينه تر، زيركانه و پيچيده تر شده است كه از اين جمله مي توان به خرابكاريها، كارشكني، دزدي و ويروسهاي كامپيوتري اشاره كرد كه همه ساله ميلياردها دلار به اقتصاد جهاني ضرر مي رساند.
? جريانات منفي: عصبانيت در محيط كارباعث شكاف بين كاركنان و ايجاد محيطي خصمانه مي گردد. نارضايتي كاركنان باعث كاهش رضايت شغلي ديگر كاركنان خواهدشد كه اين مسئله باعث گسترش ناخرسندي در سازمان مي شود. اولين گام در ايجاد يك محيط سالم ارائه سبكي از مديريت است كه برپايه اصول انساني استوار باشد. درك نيازهاي پرسنل و آشنايي و به كارگيري «مديريت استرس>>» باعث رضايت بيشتر و افزايش سلامت پرسنل مي شود. همچنين شركتهايي كه فرهنگ حمايت مثبت همراه با احترام و قدرداني از كاركنان در آنجا جريان دارد كارمندانشان كمتر آسيب ديده و خشونت در آنجا كاهش مي يابد.
استراتژي مديريت مشاركتي و كار تيمي به دليل مشاركت دادن افراد در تصميم گيريهاي مرتبط با خويش وسازمان خود باعث افزايش سعي و تلاش و درنتيجــه افزايش بهره وري مي گردد. قدرت و اختيار نيز اثر مثبت در كاركنان مي گذارد.
? راههاي كاهش استرس در محيط كار
? به كاركنان و احساسات و آرزوهاي آنها احترام بگذاريد؛
? محيط فيزيكي مناسب فراهم آوريد؛
? كار و مسئوليتهاي افراد را با قابليت آنها هماهنگ كنيد؛
? انگيزه ها و امنيت و فرصت لازم را براي كاركنان جهت استفاده از مهارت
? آنها فراهم آوريد؛ نقشها و مسئوليتهاي افراد را مشخص و آنها را تشويق به مشاركت در تصميم
گيريها سازيد؛ يك راه ارتباطي براي تقابل اجتماعي بين كاركنان و مديران ايجاد كنيد؛
? اطلاعات و منابع موردنياز جهت انجام
? درست كارها، براي پرسنل فراهم سازيد.


ماهنامه تدبير



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:24 AM نظرات 0 | لينک مطلب
ویژگی های فردی، سرمایه اصلی کارآفرینان
 مقدمه

زمانی تصور می‌شد که کارآفرینان به جای ساخته شدن، متولّد می‌شوند و صفات آنها به قدری نادر و خاص تصور می‌شد که در هر جایی یافت نمی‌شد. اما امروزه، شواهد کافی نشان می‌دهند صفات کارآفرینی می‌توانند در نتیجه آموزش دوران کودکی، استقلال، به خود متّکی بودن و در معرضِ ارزشهای فرهنگی مرتبط با کار و صنعت قرار گرفتن، پرورانده شوند. در این مقاله ـ که در واقع بخشی از پایان‌نامه تحصیلی با موضوع بررسی و مقایسه ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی کارآفرینان می‌باشد ـ سعی در جمع‌آوری اهّم ویژگی‌های کارآفرینان داشته و درصدد ارائه راهی در جهت آموزش کارآفرینی هستیم.
 

● ویژگی های کارآفرینان

۱) فرصت شناسی:

کار آفرین شخصی است که ارزش فرصت‌های پیرامون خود را درک می‌نماید و چیزی را خلق و یا در آن تغییراتی ایجاد می‌نماید (جانگ،۲۰۰۳). کرزنر (۱۹۶۹) معتقد است کارآفرینی یعنی آگاهی از فرصتهای سودآور و کشف نشده. زمانی که همه مردم محیط اطراف خود را مملو از تناقض، هرج و مرج و نابسامانی می‌بینند فقط کارآفرین است که می‌تواند قاطعانه نسبت به موقعیت‌های محیط عکس‌العمل مناسب نشان داده و از فرصت‌ها استفاده کند و یا حتی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و به نفع خود و جامعه از آن بهره‌برداری نماید. دیگران ممکن است موقعیت را ببینند، بشنوند، یاد بگیرند و حتّی تا اندازه‌ای تجربه کنند امّا فقط کارآفرین از آن به نحو مطلوب استفاده کرده و آنرا تبدیل به یک موقعیّت اقتصادی می‌کند (سعیدی‌کیا،۱۳۸۲). بیشترین کارآفرینی و خصوصاً کارآفرینی‌های موفقیّت‌آمیز ناشی از یک انتخاب آگاهانه و هدفدار در فرصت‌های کارآفرینی است (حقایق،۱۳۸۱). فرصت‌شناسی دارای چندین مؤلفه است که عبارتند از: الف‌ـ تیز فهمی، ب‌ـ برخورداری از شم شهودی، ج‌ـ توان تصمیم‌گیری درست با حداقل اطلاعات، دـ مثبت‌اندیشی، وـ داشتن انگیزه پیشرفت، ه‌ـ تحمل ابهام. ی‌ـ توان ریسک‌پذیری.

۲) توان تصمیم‌گیری:

داستان خارق‌العاده‌ای درباره‌ یک کارآفرین بسیار موفٌق وجود دارد. او در مقابل این سؤال که چطور این قدر موفٌق است گفته بود: «با تصمیم‌گیری درست». سؤال بعدی این بود که «چطور می‌تواند درست تصمیم بگیرد؟» و او پاسخ داده‌بود: «تجربه» و بالاخره از او پرسیده شده‌ بود: «چگونه تجربه به دست آورده‌ای؟» او پاسخ داده‌بود: «تصمیم‌گیری نادرست» (اسمیت؛ترجمه هدایت،۱۳۸۲). عوامل بسیاری در موفٌقیت و شکست یک کسب و کار تأثیرگذار هستند که بیشتر آنها غیر قابل کنترل و ناشناخته هستند. کارآفرین سعی می‌کند با تصمیمات مناسب و به موقع، عوامل مثبت را افزایش داده و از تأثیر عوامل منفی جلوگیری نماید و برای مشکلات و مسائل غیر قابل پیش ‌بینی راه‌حل‌های مناسب ارائه دهد. کارآفرین در هر لحظه ممکن است چند تصمیم بگیرد که بدلیل شرایط مبهمی که وجود دارد این تصمیم‌ها نقش بسیار زیادی در صعود و نزول کسب و کار کارآفرین ایفا می‌نمایند. شناخت خود، از مهمترین عوامل در تصمیم‌گیری می‌باشد. اسمیت در این‌باره می‌گوید: همه موضوع به تشخیص این که ما چه کسی هستیم و واقعاً چه چیزی برایمان مهم است بستگی دارد. با در اختیار داشتن این سطح شناخت از خود، قادر خواهیم بود قدرت تفکر لیزری را در لحظات تصمیم‌گیری بکار گیریم. (اسمیت؛ ترجمه هدایت،۱۳۸۲).

۳) قدرت برنامه‌ریزی وپیش‌بینی آینده:

بیچاره‌ترین انسانها در دنیا فرد بینایی است که فاقد چشم‌انداز آرمانی است (هلن کلر، نقل از اسمیت، ترجمه هدایت،۱۳۸۲). رفتار کارآفرینان هدفمند بوده و هریک توان زیادی را برای رسیدن به آن هدف صرف می‌نمایند. کارآفرینان می‌دانند به کجا می‌خواهند بروند، آنها تصور و دیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری از اوقات این تصوّر از ابتدا وجود ندارد و طی زمان شکل می‌گیرد. این موضوع باعث می‌شود کارآفرین مجبور به برنامه‌ریزی کوتاه مدت و مقطعی شود ولی داشتن چنین دیدگاهی می‌تواند این برنامه‌های کوتاه مدت را برای رسیدن به هدف آرمانی کارآفرین در یک جهت هماهنگ نماید (هیسرچ و پیترز، ترجمه فیض‌بخش وتقی‌یاری،۱۳۸۳). برنامه‌ریزی طولانی‌ مدت و پیش‌بینی اوضاع آینده برای موفقیت در تجارت، ضروری است (سالازار و همکاران، ترجمه:نطاق،۱۳۸۰). یکی از بزرگترین دلایلی که معمولاً ما را از برنامه‌ریزی کردن باز می‌دارد ترس از تعهد و خویشاوند بسیار نزدیک آن ترس از شکست است (اسمیت، ترجمه: هدایت،۱۳۸۲).

۴) تیز فهمی:

«اسبورن» معتقد است که کلید ایده‌های خلاّق، سؤالات کلیدی بوده‌اند. بیشتر اختراعات انجام شده در جهان ناشی از یافتن همین سؤالات کلیدی و تلاش برای یافتن جواب آنها بوده ‌است. کارآفرینان مهارت خوبی در پرسیدن سؤالات کلیدی دارند بطور مثال برسیلوربرگ که عضو تیم طراح ویندوز بود می‌گوید: بیل گیتز مهارت و توانایی فوق‌العاده‌ای در پرسیدن سؤالات کلیدی دارد (سعیدی‌کیا،۱۳۸۲). کارآفرینان از توانایی شناخت سریع و روشن ابعاد مختلف مسئله، همچنین توانایی بالای تصوّر و دیدن روابط اجزا در وضعیت‌های پیچیده برخوردار هستند (صمدآقایی ،۱۳۷۷). این توانایی یکی از مؤلفه‌های تشخیص و درک فرصت‌ها است.

۵) مثبت اندیشی:

نگرش مثبت عبارت است از تجسّم اوّلیه ذهن از نکات مثبتی که ابتدا آن نکات را پرورش می‌دهیم (چپمن، ترجمه نظری،۱۳۸۰). برخورد مثبت بزرگترین دارائی برای تداوم توانایی‌های کارآفرینانه است (مردیث و همکاران ترجمه نبی‌ئیان،۱۳۷۱). بسیاری از افراد موفّق، هوش و ذکاوتی بسیار بالاتر از دیگران ندارند اما به جایی رسیده‌اند که ما آنان را ”نابغه“ می‌خوانیم. مسلماً ذهن مثبت‌گرای این افراد، نیروی مغزی آنها را از نیروی مغز دیگران بیشتر نمی‌کند، بلکه کارآمدتر و در دسترس‌تر می‌گرداند. ”من وقتی با مردانی مثل هنری فورد، اندرو کارنگی و توماس ای‌. ادیسون صحبت کردم در واقع، با اذهانی عاری از هر ترس یا شکی در تحقّق آمال و آرزوهایشان صحبت کردم.“ (کوک، ترجمه تیموری.۱۳۸۲). نگرش مثبت، حوزه ارتباطی افراد را توسعه می‌بخشد. از مزایای مثبت اندیشی خلّاقیت است چراکه ریشه خلّاقیت در نگرش مثبت است. نگرش مثبت، جرات مواجه شدن با مشکلات را بوجود آورده و سبب می‌شود پیش از این که فرصت را از دست بدهیم و موقعیت از کنترل ما خارج شود، قدمی جهت رفع آن برداریم (چپمن، ترجمه نظری،۱۳۸۰). این توانایی نیز یکی از مؤلفه‌های تشخیص و درک فرصتها است. زیرا در دل هر فرصتی تهدیدی نیز نهفته است، اگر مثبت اندیشی با درک فرصت همراه نباشد، هیچ‌وقت فرد جرأت عمل پیدا نخواهد کرد.

۶) کارآفرینان حساب شده ریسک می‌کنند:

کارآفرینان از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت می‌برند امّا دست به قمار نمی‌زنند؛ از ریسک پائین پرهیز می‌کنند زیرا جنب و جوشی ندارد؛ از ریسک بالا نیز پرهیز می‌کنند زیرا خواهان موفٌقیت‌اند (مردیث و همکاران ترجمه نبی‌ئیان،۱۳۷۱). کارآفرینان آنگاه که تصمیم به شرکت جستن در یک پروژه اقتصادی گرفتند، بسیار حساب شده و با دقّت فراوان عمل می‌کنند و هر چه را که ممکن باشد انجام می‌دهند تا شرایط را به سود خود برگردانند و غالباً بیهوده ریسک نمی‌کنند (دانلد اف. ریچاردام ترجمه عامل محرابی،۱۳۸۳). کارآفرین از ریسکهای افراطی بخاطر ترس از نرسیدن به مقصد (کمال اقتصادی) و از کارهای معمولی و کم ریسک به خاطر دیر رسیدن به مقصد، گریزان است. لذا، کارهایی با ریسک متوسط برای او جاذبه بیشتری دارند. (صمدآقایی، ۱۳۷۷).

۷) حرکت در مسیرهای یک طرفه:

کارآفرین به صورت آگاهانه در مسیری گام می‌گذارد که یک طرفه است، و تنها به طرف جلو راه دارد. از این جهت کارآفرین این مسیر را انتخاب می‌کند که مبادا در میانة راه وسوسه شود و برگردد. ناپلئون هیل، می‌گوید: هرکس می‌خواهد در مسیر تازه‌ای به موفقیّت برسد، باید تمامی پل‌های پشت سر خود را خراب کند. چنین است که می‌تواند روحیه‌ای را حفظ کند که عشق به پیروزی نامیده می‌شود و لازمه هر موّفقیّتی است (کوک،ترجمه تیموری،۱۳۸۲). در مصاحبه‌ای که با یکی از کارآفرینان داشتم بیان نمودند: همیشه خود را به صورت (خود خواسته) نسبت به دیگران بدهکار می‌کنم که مبادا از انگیزه‌ام در پیگیری کارهایم کم شود .

۸) تجارب کاری متنوع:

آموزگار کارآفرین، تجارب شخصی است (کوک، ترجمه تیموری.۱۳۸۲). چارلز وال‌گرین، مؤسس یک فروشگاه زنجیره‌ای،‌ توصیه می‌کند: بزرگ‌ترین فرصت شغلی هر فرد معمولی، دقیقاً توسط کاری ایجاد می‌شود که به آن مشغول است (کوک، ترجمه تیموری.۱۳۸۲). در اکثر مصاحبه‌های انجام شده با کارآفرینان، اکثر آنها بیان نمودند که دارای تجارب متنوع حرفه‌ای بوده‌اند. و همین تجارب را زمینه‌ساز فعّالیّت کارآفرینانه خود معرفی نمودند. تجارب کاری، باورهای خودکارآمدی فرد را تحت تأثیر قرار داده و آن را بهبود می‌بخشد.

۹) قاطعیت در کار:

یکی از ویژگیهای افراد کارآفرین داشتن قاطعیت در کار است. یعنی در پی‌گیری کار تا حصول نتیجه نهایی دست از کار نمی‌کشند. هیچ وقت در کارهایشان امروز و فردا نمی‌کنند، به سرعت تصمیم‌گیری می‌کنند، سرعت عمل، کلید موّفقیّت‌شان است (صمدآقایی ،۱۳۷۷). کارآفرینان در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیّت و اراده هستند (تامپسون/نقل ازمقیمی،۱۳۸۱). هایم و جینبر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی می‌دانند. ۱- جهت‌یابی جدی. ۲-توانایی انجام کار. ۳- کنترل اضطراب ها و ترس‌ها. ۴-روابط انسانی خوب در کار. ۵- هنر مذاکره و گفتگو. (هایم و جینبر، ترجمه چمنی،۱۳۷۵).

۱۰) ایجاد وحدت اضداد:

کارآفرینان افرادی هستند که می‌توانند ویژگی های متضادی را در درون خود تجربه نمایند. مثلاً می‌توانند درعین استقلال وابسته، در محیط کار در عین جدی بودن شوخ طبع، و در عین ریسک‌پذیری محتاط و محافظ‌‌ه‌کار باشند. یکی از ویژگیهای کارآفرینان تفکر خلاق است. تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملا زنانه)، وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملا مردانه) است (بهمنی،۱۳۸۴). مفهوم وحدت اضداد را می‌توان در تحقیقات مک‌کنیون و بارون و همکارانش در ((انستیتوی ارزیابی و تحقیقات شخصیتها)) که در دانشگاه کالیفرنیا و برکلی موجود است دید. آنها دریافتند که افراد فوق‌العاده کسانی بوده‌اند که در آنِ واحد، دارای ویژگیهای مذکر و مونث، مستقل و وابسته، دارای خودکارآیی بیشتر و نیز پذیراتر و بارزتر نسبت به این ویژگیهای متضاد می‌باشند. این واقعیت در مطالعات متعددی درباره افراد خلّاق روشن شده است. تحقیقات ((بارون و مک کنیون)) نشان داده است که افراد بسیار خلّاق هم مذکرتر و هم مونث‌تر از همتایان کمتر خلّاق خود هستند و در تفکر خود مستقّل‌ترند ولی در عین حال از پیشنهادها و اطلاعات ارائه شده توسط دیگران با آغوش بازتر استقبال می کنند. آنان وفق‌پذیرتر و در عین حال خودرأی‌ترند. بیشتر اهل تفریح‌اند و نیز جدی تر و سخت‌کوش‌ترند. شوخ‌ طبع تر و در عین حال عبوس ترند (منابع : اداره کل کارآفرینی و اشتغال

تورنس ۱۹۷۹/ نقل از آقایی،۱۳۷۷). اگر فرد از خودآگاهی مناسبی برخوردار نباشد، در موقعیتهایی که چنین تجارب متضادی را تجربه می‌کند، دچار اضطراب و نگرانی می‌شود، که خود نیز از عامل آن بی‌خبر است و لذا به طور ناخودآگاه از پردازش تجارب متضاد دوری می‌کند، و به این شیوه با خود کنار می‌آید. امّا افرادی که از خودآگاهی مناسبی برخوردار هستند می‌دانند که چه تجاربی را تجربه می‌نمایند و لذا در هر موقعیت متناسب با آن وضعیت می‌توانند تجارب متفاوت و متضادی را تجربه نمایند.

۱۱) انگیزه پیشرفت در حدّ بالا:

همة انسانها دوست دارند پیشرفت کنند. یک فرد عادی همانند یک کارآفرین علاقمند به پیشرفت است. امّا تفاوت در سبکهای برخورد با این مقوله و عامل انتظار پاداش موجب ایجاد تفاوت در میزان انگیزه پیشرفت می‌شود. افراد معمولی پیشرفت در چندین هدف برایشان مطرح می‌باشد. و به صورت عرضی این اهداف را در کنار هم قرار می دهند. افراد عادی اکثر اوقات توان و انگیزة خود را بین اهداف مورد نظر تقسیم می‌کنند، یا بصورت متناوب هر از چند گاهی به یکی از اهداف توجه می‌نمایند. و در مورد اخیر، شخص همیشه در حالتی از اضطراب بسر می‌برد، زیرا زمانی که به یکی از اهداف مورد نظر توجه می‌کند، از اهداف دیگر باز می ماند و خود را مقصر می‌داند و لذا همیشه نگران است. امّا یک کارآفرین معمولاً اهداف خود را ترکیب می‌کند و در قالب یک هدف واحد آنرا پی‌گیری می‌کند، و یا اهداف خود را بصورت طولی در امتداد هم قرار می‌دهد، وکاملاً توان و انگیزه خود را برای رسیدن به آن اهداف (اهداف متمرکز شده) سرمایه‌گذاری می‌کند. برای تقویت انگیزه افراد، راه‌های مختلفی وجود دارد، امّا مهم‌ترین اصول در این زمینه همسویی هدف‌هاست (سعیدی کیا،۱۳۸۲). کارآفرینان با توجه به اینکه معمولاً از کنترل درونی برخوردار می‌باشند، لذا عامل پاداش و تشویق را در خود جستجو می‌کنند، به همین خاطر از توانایی خود انگیزه بالایی برخوردارند. امّا افراد عادی ممکن است که بیشتر به مشوّق‌های بیرونی توجه نمایند و در نبود مشوّقهای بیرونی دچار نقصان انگیزه شوند. اکثر مردم می‌توانند به هدف‌هایی برسند که مشابه همان چیزی است که «می‌خواهند» انجام دهند. امّا کارآفرین کسی است که می‌تواند خود را برانگیزاند تا در کار خود بازدهی چنان بالایی داشته باشد که «باید» داشته باشد (مردیث و همکاران ترجمه نبی‌ئیان،۱۳۷۱). برخی از شواهد جالب، ارتباط بین سطح انگیزش پیشرفت و قابلیت سازندگی یک جامعه را نشان داده است. این شواهد بر این موضوع اشاره دارند که انگیزش پیشرفت می‌تواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی را تغذیه کند و موجب گسترش آن شود (دچارمز و مولر،۱۹۶۲). آنهایی که انگیزه قوی پیشرفت ندارند غالباً تکالیفی را انتخاب می کنند که امکان خطر در آنها کم یا زیاد است و از خودارزیابی واقع بینانه که برای تنظیم و طرح‌ریزی هدفهای معقول ضروری است اجتناب می‌نمایند (هک هاوزن، شمالت۸و اشنایدر ۱۹۸۵ /نقل از گیج، ترجمه خوی نژاد،۱۳۷۴).

۱۲) تلاش و پشتکار قوی:

کارآفرین با توجه به اعتماد بالایی که به خود دارد، ناکامی‌ها را با بردباری تحمل می‌کند و به سعی و تلاش خود ادامه می‌دهد و تا نتیجه دلخواه را به دست نیاورد دست از تلاش نمی کشد. اکثر کارآفرینان رمز موفقیت خود را تلاش و پشتکار قوی می‌دانند. بدون اراده قوی، کارآفرین نمی‌تواند از پس بزرگ‌ترین مشکل که همانا آغاز کار است برآید. خصوصیت ادامه کار بیش از دیگران، انجام کار بیش از حد نیاز، شاخصه‌ای متداول در تمام کارآفرینان موفق و شرکت‌های آنان است. اگر شما ناخودآگاه بیشتر کار کنید، استعداد ارزشمند کارآفرین شدن را دارید (کوک، ترجمه تیموری.۱۳۸۲). در مصاحبه‌های انجام شده با کارآفرینان، یکی از آنان بیان کرد که برای هر مسأله‌ای اگر با هستی محرم شوی قطعاً جواب خواهید گرفت، وی راز محرمیت را تلاش و پشتکار بیان نمود. کارآفرین دیگری همین مطلب را با زبان قرآنی بیان نمود: و الذَّینَ جَهَدوا فینا لَنَهدیِنَّهُم سُبُلَنا: کسانی که برای ما جهاد و تلاش کنند آنها را به راههای خودمان هدایت می‌کنیم (سوره عنکبوت آیة ۶۹) .

۱۳) نارضایتی سودمند:

گل کارآفرینی بر بستری از نارضایتی که ما آن را نارضایتی سودمند می‌نامیم، می‌روید. در زمینه‌ِ نوآوری و پیشرفت، موافقت و رضایت، کاری از پیش نمی‌برد بلکه نارضایتی سودمند وسیله‌ای است مؤثّر برای برانگیختن، نوید‌ دادن، اندیشیدن و اظهار عقاید تازه بویژه هنگامی که مردم درمی‌یابند که می‌توانند آزاد و مورد اطمینان باشند و رهبرانشان آنها را به طور جدّی تشویق می‌کنند که برای خود جایگاهی بسازند و صحبت کنند و در امور شرکت کنند (کوپر، ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). نارضایتی سودمند به شکل‌گیری عقاید و احساسات ارزشمند کمک می‌کند و به کار معنا می‌بخشد (کوپر، ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). نارضایتی سودمند شاهراه کارآفرینی است. یعنی تا زمانی که فرد به این نتیجه نرسد، که موقعیت فعلی را باید بهبود بخشید، کارآفرینی رخ نمی‌دهد.

۱۴) تحمّل ابهام:

سروکار داشتن با ابهام و عدم قطعیّت از ویژگی‌های مهم کارآفرین است (مردیث و همکاران، ترجمه نبی‌ئیان،۱۳۷۱). کارآفرینان تمایل دارند تا در برابر ابهامات شکیبایی بالایی از خود نشان دهند و چگونگی ادارة خطرات مقابل خود و دیگران را اداره کنند (مقیمی،۱۳۸۲). کارآفرینان همواره با امکان عدم موفقیت مواجه‌اند. تغییرات پیوسته‌ای که باعث ابهام و تنش در همه جنبه‌های کار می‌شود، این عدم قطعیت را پیچیده‌تر می‌سازد. شکستها و شگفتی‌ها اجتناب‌ ناپذیرند؛ فقدان سازمان‌دهی، ساختار، و نظم، شیوه‌ای از زندگی است. مایة رشد کارآفرینان موفق سیالیت و هیجانی است که از وجود چنین ابهامی ناشی می‌شود. امنیت شغلی و بازنشستگی عموماً برای آنان معنی ندارد (دانلد اف. ریچارد ام ترجمه عامل محرابی،۱۳۸۳،). کارآفرینان تمایل دارند تا در برابر ابهامات، شکیبایی بالایی از خود نشان دهند و چگونگی ادارة خطرات مقابل خود و دیگران را اداره کنند. آنها شکست در یک طرح را یک تجربه یادگیری می‌دانند نه یک تراژدی فردی و شخصی (مقیمی ،۱۳۸۲). این توانایی نیز یکی از مؤلفه‌های تشخیص و درک فرصت‌ها است. زیرا هر فرصتی تا زمانی که تجلی پیدا نکرده است، در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. در پرتو همین تحمل ابهام است که تهدید به فرصت تبدیل می‌شود.

۱۵) استقلال طلبی:

میل به استقلال، نیروی پیش‌برنده کارآفرینان معاصر است. ناراحتی آنان از سیستم‌های بوروکراسی خشک، همراه با تعهدی بی‌شائبه برای «ایجاد تفاوت» منجر به شخصیتی مستقّل می‌شود که کوشش می‌کند تا به شیوه خود به اهداف دست پیدا کند. منظور این است که کارآفرینان همه تصمیمات را باید خود بگیرند؛ بلکه برای اتّخاذ تصمیمات مهم، واقعاً نیاز به افراد زبردست دارند (دانلد اف. ریچاردام، ترجمه عامل محرابی،۱۳۸۳).

۱۶) استفاده از سبک های مختلف فکری:

افراد خلّاق به طور ناخودآگاه قادرند سبک‌های مختلف فکری را بکار برند؛ امّا چنانچه به طور آگاهانه از سبک‌های فکری و تفاوت‌های آنها مطلع شوند و آموزش ببینند، بسیار بهتر و اثربخش‌تر از گذشته می‌توانند آنها را به کار گیرند و این اثربخشی برای سایر افراد بسیار ملموس‌تر و بارزتر خواهد بود. سبک فکری یعنی ترجیح دادن یک روش از روشهای به کارگیری فکر. خلّاقیت در گرو استفاده مناسب از سبک‌های فکری است (صمدآقایی،۱۳۸۳). افراد کارآفرین با توجه به اینکه از توان خلاقیت بالایی برخوردار می‌باشند، در نتیجه از سبک‌های مختلف فکری استفاده می‌نمایند.

۱۷) بهره‌گیری از منبع شهود در تصمیم گیری:

توانایی تصمیم‌گیری بر پایه شمّ و بصیرت، ارزشمندترین دارایی کارآفرینان، که حاصل سال‌ها تجربه در اتخاذ تصمیمات لازم در موقعیت‌های بسیار پیچیده است. هرچه محیط پیرامون شما بیشتر تغییر کند، قضاوت و تصمیم‌گیری بیشتری براساس شم و بصیرت لازم می‌شود. اشتباه پیش می‌آید امّا باید سریعاً‌ آن را تشخیص داد و دست به اصلاح زد. اطلاعات کمی می‌تواند پشتیبان قضاوت‌ها باشد امّا جای شم شما را که در بسیاری از تصمیمات کارآفرینی نهفته است نخواهد گرفت (مردیث و همکاران، ترجمه نبی‌ئیان،۱۳۷۱).

۱۸) چالش خواهی(تحریک‌ذهنی):

به نظر آلپورت، هدف نهایی و ضروری زندگی افزایش تنش است که ما را به یافتن رویدادها و چالشهای جدید وا می‌دارد. زمانی که یک چالش را برآورده کردیم، برای یافتن دیگری برانگیخته می‌شویم. آنچه برای ما پاداش دهنده است فرآیند پیشرفت می‌باشد و نه یک پیشرفت خاص، تلاش برای هدف است و نه برای رسیدن به آن. ما همواره به هدفهای جدیدی نیاز داریم که ما را به پیش برانند و سطح بهینه‌ی تنش را در شخصیت‌ حفظ کنند (شولتز، ترجمه سید محمدی،۱۳۷۷). کارآفرین فقط وقتی که کار، وی را به مبارزه بطلبد و زمانی که احساس کند در قبال انجام کار، چیز خاصی به او تعلّق می‌گیرد، سخت‌کوشی می‌کند. در غیر این صورت عملکرد بهتری نسبت به دیگران نخواهد داشت (سالازار و همکاران، ترجمه نطاق،۱۳۸۰). این توانایی یکی از مؤلفه‌های تشخیص و درک فرصت‌ها است. زیرا هر فرصتی در واقع یک چالش است. پیتر دراکر کارآفرینی را به معنای جستجوی دائمی برای تغییر، واکنش در برابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت بیان می‌کند (مریدی،۱۳۷۹). کارآفرین در محیطی می‌تواند فعّالیّت کند، که چالش وجود داشته باشد. چالشها، فرصتهایی هستند که به شکل یک کار یا وظیفه ظاهر می‌شوند. موجب شکوفائی ویژگی‌ها و مهارتهای بالقوه و ارزشمند انسان می‌شوند (گراسمن، ترجمه چمن‌زار،۱۳۷۸). چالشها محک وجودی کارآفرین است. کارآفرین با چالش‌خواهی در پی یافتن خویش است. و با حل هر چالش «بودن» را تجربه می‌کند.

۱۹) قدرت حل تعارض در سطح عالی:

اکثر کارآفرینان در زندگی روزمرّه با تعارضات و مشکلاتی که عمدتاً نیز ماهیت عاطفی دارند، روبرو هستند. گاه چندین مشکل همزمان رخ می‌دهد که توانایی زیادی را برای مقابله با آن می‌طلبد. در مصاحبه‌های انجام شده با کارآفرینان، این ویژگی در مطالب و بیانات آنها کاملاً واضح بود. بعنوان نمونه یکی از کارآفرینان بیان نمود: با مراجعه به پزشک جهت مداوا مشخص شد که به سرطان مبتلا شده‌ام. موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. با توجه به این‌که تازه ازدواج کرده بودم، خانواده همسرم خواستار جدایی شدند. من هم پذیرفتم. امّا کار به اینجا ختم نشد، بلکه با بیان این که در این ازدواج از لحاظ مالی هزینه‌ای متحمل شده‌اند، من باید آن را نیز جبران می‌کردم. با مجسّم نمودن شرایط فوق، کمتر کسی تحمل چنین تعارضاتی را دارد. امّا این کارآفرین هم اکنون بعد از شش سال از این وقایع بهبودی کامل پیدا کرده و مشغول فعالیت است.

۲۰) عشق به خویشتن:

خویشتن انسان، منشاء تأثیر بر محیط است. برای این تأثیرگذاری ابتدا باید خویشتن خویش را قبول داشته باشیم و به آن عشق بورزیم. این دوست داشتن موجب تثبیت خویشتن به عنوان مرکز و منبع تحولات در فرد می‌شود. دیگر پدیده‌های محیطی بر اساس میزان دوری و نزدیکی به این منبع تحت تأثیر قرار می‌گیرند. یکی از این پدیده‌ها شغل و حرفة فرد می‌باشد. زمانی که حرفه فرد در دایره وجودی او قرار گیرد، با منبع لایزال خلّاقیت ارتباط برقرار می‌کند و کارآفرینی رخ می‌دهد.

۲۱) استفاده از تمامی حالت‌های من:

اریک برن بنیانگذار نظریه تحلیل ارتباط محاوره‌ای معتقد است که فرد دارای سه حالت من است. حالات من، مجموعه‌ای از رفتار و افکار و احساس است. حالتهای من عبارتند از:

الف) حالت والد: رفتار، افکار و احساس والدین و یا جانشین والد تقلید می شود.

ب) حالت بالغ: رفتار، افکار و احساسِ پاسخ مستقیمی به زمان و مکان موجود است.

ج) حالت کودک: رفتار، افکار و احساس دوران کودکی دوباره تجربه می شود (استوارت وجوینز، ترجمه سفیدپر،۱۳۸۳).

در نظریة برن فرد سالم متناسب با موقعیت از حالتهای متفاوت استفاده می‌نماید امّا فرد ناسالم غالباً از یکی از حالاتِ من استفاده می‌کند. در واقع در آن حالت (من) قالب‌زده می‌شود. مثلاً فرد در همه مکانها از من والد یا من کودک استفاده می‌نماید. حالتهای من دارای صفاتی متضاد هستند. مثلاً حالت کودکی میل به پذیرش، شوخ طبعی، تفریح در حالی که حالت والد تمایل به جدی بودن، تسلط داشتن، عبوس بودن دارد. فعّالیّت کارآفرینانه مستلزم استفاده از تمامی حالتهای فوق است. کارآفرین برای خلّاقیت به من کودکی نیازمند است و در همان حالت برای مدیریت به حالت من بالغ نیازمند است. در همان حال علاوه بر مدیریت نقش یک والد دلسوز را نیز باید داشته باشد. پس می‌توان این چنین استنباط نمود که افراد کارآفرین در موقعیتهای مختلف از تمامی حالتهای من استفاده می‌نماید.

۲۲)تحمّل شکست و ناکامی:

یکی از مهمترین عواملی که افراد را از دست‌یابی به‌ آن چه که به راستی برایشان مهّم است باز می‌دارد، ترس از شکست است نه حتّی خود شکست (اسمیت، ترجمه هدایت،۱۳۸۲). تنها کسانی به موفّقیت‌های بزرگ دست می‌یابند که شهامت شکست‌های بزرگ را داشته باشند. (جان کندی به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). پذیرش یک شکست و قد خم نکردن در مقابل شکست و سر پا ایستادن و ادامه فعّالیت جهت رسیدن به موفّقیت و لو با سبک و شیوه‌ای دیگر از ویژگی‌های افراد کار آفرین است، وقتی زندگی یک کارآفرین را بررسی می‌کنید تاریخچه‌ای از شکستها و ناکامی‌ها در پشت سر دارد، اما هیچگاه ناامید نشده است و در واقع قانون شکست را از قوانین جاری بازی می‌داند و خیلی راحت با آن کنار می آید. به عقیدة وینستون چرچیل: موفّقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رسیدن بدون این که از اشتیاق کاسته شود. (به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). در زندگی کارآفرینانه شکست مفهومی به جز «موقعیتی برای آموختن»، «تصویر ناقصی از واقعیت»، «ابهامی که در هدف وجود دارد» و «واقعه‌ای است که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده است» ندارد (اعرابی،۱۳۸۱). این توانایی نیز یکی از مؤلفه‌های تشخیص و درک فرصت‌ها است. بسیاری از افراد ممکن است یک فرصت را ببینند امّا به جهت تهدیدی که در دل آن نهفته است و ترس از شکست هیچگاه به دنبال آن فرصت نروند.

۲۳)توانایی به تعویق انداختن لذّتها وکامیابی‌ها برای بدست آوردن لذت ها وکامیابی‌های بالاتر

کارآفرینان افرادی هستند که توانایی قابل توجهی در زمینه توانایی به تعویق انداختن لذّتها وکامیابیهای آنی و زودگذر دارند. به عبارت دیگر این افراد جهت به دست آوردن نتایج مطلوب‌تر از نتایج کوتاه و آنی صرفه نظر می‌نمایند. در مسیر زندگی روزمره افراد مشوقهای زودگذر بسیار فراوان است. اگر فرد فاقد چشم انداز مناسبی باشد و برای خود رسالتی متصور نباشد، عمر و توان خود را صرف کامیابی‌های کوتاه می‌کند. و هیچ گاه به موفقیت و کامیابی‌های بالاتر دست پیدا نمی‌کند.

۲۴) برخورداری از هوش هیجانی بالا:

وی سینگر هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط مؤثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام دادن کار برای ارتقای نتایج تعریف می‌کند (وی سینگر،۲۰۰۰/ نقل از خائف الهی، دوستار،۱۳۸۲). هوش هیجانی به توانایی شناسایی و تخصیص مفاهیم و معانی عواطف، روابط بین آنها، استدلال کردن در مورد آنها و نیز حل مسأله بر اساس آنها اشاره دارد. هوش هیجانی شامل توانایی و دریافت عواطف، هماهنگ ساختن عواطف و احساسات مرتبط، درک و فهم اطلاعات مربوط به عواطف و نیز مدیریت عواطف می‌باشد (مایر و سالوی،۱۹۹۷). کارآفرین در طول فرایند کارآفرینی با تضادهای هیجانی فراوانی روبرو می‌شود از یک سو اشتیاق و از سوی دیگر عجز و ناکامی و اضطراب چنانچه فرد از لحاظ خودآگاهی هیجانی قوی نباشد نمی‌توانند منابع اشتیاق و یا عجز ناکامی را شناسایی نماید. در نتیجه احتمال موفّقیت او بسیار کم می‌شود. از سوی دیگر فردی که از خودآگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد با شناسایی منابع اشتیاق و تجزیه و تحلیل عوامل آن، آنرا همانند یک نیروی جلو برنده به خدمت می‌گیرد و منابع اضطراب و ناکامی را از قبل شناسایی و با برنامه‌ریزی نقش این عوامل را کاهش می‌دهد (مقصودی،۱۳۸۴). در سال (۲۰۰۳) برنادت کراس و آنتونی ترا واگلیون با انتخاب یک گروه ۵ نفری از کارآفرینان مشهور استرالیا به تحقیق در رابطه با کارآفرینی و هوش هیجانی پرداخته‌اند. نتایج تحقیق فوق بیانگر میزان بالای از هوش هیجانی در میان کارآفرینان گروه تحقیق بوده است. همچنین مقصودی در سال

(۱۳۸۴) طی تحقیقی در رابطه با هوش هیجانی و کارآفرینی به این نتیجه دست پیدا کرد که کارآفرینان گروه تحقیق وی در مقایسه با افراد عادی مورد تحقیق از هوش هیجانی بالاتری برخوردار بودند (مقصودی،۱۳۸۴).

۲۵) برخورداری از توان خلاقیت بالا:

خلاقیت جوهره کارآفرینی است، تاروپود فرهنگ کارآفرینی از جنس خلاقیت، نوآوری و سخت‌کوشی بافته شده‌ است. فرهنگ کارآفرینی بر بها دادن به خلاقیت و نوآوری استوار است. کارآفرینان افراد خلاقی هستند که ایده‌های نو تولید کرده و آن را در قالب یک شرکت به سرانجام می‌رسانند (مقیمی،۱۳۸۲). اساساً کارآفرینی یک فعالیت خلّاق برای بدست آوردن ارزش از طریق ایجاد یک شرکت یا سازمان می‌باشد (احمدپور،۱۳۸۰). رفتار خلّاقانه و بکارگیری شیوه‌های استراتژیک مدیریتی در کار، از خصایص کارآفرین است (اعرابی،۱۳۸۱). کارآفرینی نوع خاصی از عملکرد است که در بطن آن نوآوری نهفته است (دراکر، ترجمه چیت ساز۱۳۷۸). افراد عادی در زندگی روزانه خود با پیش زمینة عادتها و الگوهای از پیش تعیین شده، زندگی می‌کنند و کمتر حاضر به ترک این رویه هستند. اگر فرد دست به خلاقیت هم بزند، بصورت موردی و پس زمینه است. در هر حال پس زمینه نمیتواند با پیش زمینه در تناقض باشد. امّا زندگی به شیوه کارآفرینانه با عادتها منافات دارد. لذا کارآفرین باید خود پیش زمینه را خلق کند. پیش زمینه و پس زمینه زندگی دایم در تعامل می‌باشند. در واقع عنصر خلاقیت در بطن زندگی کارآفرین حضور دارد. مقصودی طی تحقیقی در رابطه با خلاقیت و کارآفرینی به این نتیجه دست پیدا کرد که کارآفرینان گروه تحقیق وی در مقایسه با افراد عادی مورد تحقیق از میزان خلاقیت بالاتری برخوردار بودند. (مقصودی،۱۳۸۴).

۲۶) خودپنداره قوی:

خودپنداره، سیستم عامل وجودی فرد است، که در پرتو این سیستم عامل استعدادها و توانایی‌های فرد قابلیت بروز پیدا می‌کند (مقصودی،۱۳۸۴). کارآفرینی عبارتست از فرایند کشف و برنامه‌ریزی عنصر وجودی (خود واقعی) خویشتن در عرصه فعالیت حرفه‌ای، جهت دستیابی به خود شکوفایی (مقصودی،۱۳۸۴)

خودانگاره ما حالاتمان را کنترل می‌کند (مالتز۱۷،ترجمه زره¬ساز،۱۳۷۲). به عبارت دیگر خودپنداره سیستم عامل وجودی فرد است، که در پرتو این سیستم عامل استعدادها و توانایی‌های فرد قابلیت بروز پیدا می‌کند. خود انگاره حدود آنچه را که می‌توانیم به آن دست یابیم تعیین می‌نماید (مالتز، ترجمه زره‌ساز، ۱۳۷۲).

مک‌کله‌لند فرایند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه، بلکه یک شیوه زندگی تعبیر می‌نماید (صمد آقایی، ۱۳۷۸). تمام رفتارها و فعّالیت‌های انسانی در پرتو خود پنداره معنی و مفهوم پیدا می‌کند. این خودپندارة ماست که تقریباً در تمام نگرشها و رفتارهای ما منعکس می‌شود (شولتز، ترجمه سید محمدی،۱۳۷۷).

ویژگی های خودپنداره‌ای که بتواند فعّالیت کارآفرینی را پشتیبانی نماید عبارتند از :

الف) اجزاء خودپنداره باید با کمترین تضاد در تعامل باشند. و روابط سطوح مختلف خودپنداره با هم واضح و روشن باشد. کارآفرین در پرتو این قابلیت می‌تواند شرایط متناقض را بپذیرد و متناسب با آن برخورد نماید. امّا افرادی که اجزاء خودپندارة آنها باهم در تضاد می‌باشد، نمی‌توانند در شرایط متناقض رفتار متناسب را داشته باشند، زیرا تضاد درونی با تضاد بیرونی شرایط نامساعد و غیر قابل تحملی را برای فرد فراهم می‌آورد.

ب) داشتن انعطاف‌پذیری لازم در برخورد با موقعیت‌های مختلف بخصوص در شرایط مبهم و غیر قابل پیش بینی.

ج) خودآگاهی کارآفرین به این موضوع که خود پنداره حاصل تعامل ذهن با خود و محیط پیرامون خود است. در پرتو این آگاهی دامنه انعطاف پذیری خود پنداره بالا می‌رود. و قابلیت ویرایش پیدا می‌کند، و توان سازگاری فرد افزایش پیدا می‌کند.

د) قابلیت تغییر و دگرگونی کل سیستم خودپنداره. این قابلیت موجب می¬شود که فرد بدون هراس به استقبال ناشناخته‌ها برود. کارآفرینان در پرتو این ویژگی فعّالیتهای متفاوتی راتجربه می‌کنند، و فعّالیتهای جدید و بدیعی را خلق می‌کنند.

ه) از مهمترین عوامل شکل‌گیری خودپنداره تلاش برای کشف خود واقعی است. و ما این تمایل را میل به خود شکوفایی می‌نامیم. خود پنداره سالم و قوی این میل را تقویت می‌کند. امّا در یک خودپنداره ضعیف این تمایل ضعیف‌تر است.

ی) با توجه به دیدگاه دیمن و هارت در مورد من فاعلی و من موضوعی. به نظر می‌رسد بخش من فاعلی باید رشد یافته باشد. زیرا چنانچه شرایط رشد من فاعلی فراهم شود، و رشد خود پنداره در پرتو این بخش شکل بگیرد، خودپنداره قابلیت‌های ذکر شده در بالا را کسب می‌کند. امّا چنانچه بخش فاعلی رشد نکند، و بیشتر شکل‌گیری خودپنداره بر اساس بخش من موضوعی شکل بگیرد، در این حالت خود پنداره بیشتر محافظه‌کارانه عمل می‌کند، و بیشتر تابع و دنباله‌رو است، کمتر انعطاف‌پذیری و قابلیت دگرگونی را دارد. به تبع آن نیز قابلیت پیش بینی را نیز نخواهد داشت. مقصودی در سال (۱۳۸۴) طی تحقیقی در رابطه با خودپنداره و کارآفرینی به این نتیجه دست پیدا کرد که کارآفرینان گروه تحقیق وی در مقایسه با افراد عادی مورد تحقیق از خودپنداره قوی‌تری برخوردار بودند (مقصودی،۱۳۸۴).

۲۷) داشتن باورهای خود کارآمدی قوی:

فاصله کوه نظری تا کوه عملی را باید با پلی از جنس خودباوری وخودکارآمدی بهم پیوند داد. کارآفرین با تکیه بر خودباوری و خودکارآمدی خویشتن می‌تواند این ریسک را بپذیرد و ایده را به عمل تبدیل نمایند. خودکارآمدی یعنی: باورهای شخص درمورد توانایی برای کنار آمدن با موقعیت‌های متفاوت (فرهنگ روانشناسی و روان پزشکی، پورافکاری،۱۳۷۳). خودکارآمدی به «عمق اطمینان ما دربارة توانایی و کارآیی شخصی» اشاره دارد (فولاد چنگ،۱۳۸۲). کامیابی نصیب کسانی می‌شود که توانایی‌های خود را باور داشته باشند و تا سرحد امکان آنها را به کار گیرند. فردی که باور داشته باشد دارای کالا یا خدمات ارزشمندی جهت عرضه نمودن است و نیز احساس کند که بازار بالقوه‌ای برای آن وجود دارد، احتمالاً وارد حرفه‌ای در آن زمینه خواهد شد (گراسمن، ترجمه چمن زار، ۱۳۷۸). مقصودی در سال (۱۳۸۴) طی تحقیقی در رابطه با خودکارآمدی و کارآفرینی به این نتیجه دست پیدا کرد که کارآفرینان گروه تحقیق وی در مقایسه با افراد عادی مورد تحقیق از خودکارآمدی بالاتری برخوردار بودند (مقصودی،۱۳۸۴).

۲۸) برخورداری ازمنبع کنترل درونی:

یکی از نگرانی‌های مهمی که اکثر مردم هنگام تشکیل فعّالیت کارآفرینانه نوپا دارند، این است که آیا انگیزه و توان لازم را، هم در شکل‌گیری اولیه سازمانی جدید، و هم در اداره و رشد آن دارایند یا خیر. آیا نیاز درونی فرد را به سوی موفق شدن و بردن بر‌می‌انگیزاند؟ (هیسرچ و پیترز، ترجمه فیض‌بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳). کارآفرینان موفق، ‌به خود ایمان دارند و موفّقیت یا شکست را به سرنوشت، ‌اقبال و یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند. به عقیده آنها شکست‌ها و پیشرفت‌ها تحت کنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتایج عملکردهایشان مؤثّر می‌دانند (هورنادی و آبود، ۱۹۷۱ به نقل از احمدپور،۱۳۸۰). مقصودی در سال ۱۳۸۴ طی تحقیقی در رابطه با منبع کنترل و کارآفرینی به این نتیجه دست پیدا کرد که کارآفرینان گروه تحقیق وی در مقایسه با افراد عادی مورد تحقیق از منبع کنترل درونی‌تری برخوردار بودند (مقصودی،۱۳۸۴). البته بهتر است به جای کنترل درونی از واژه منبع کنترل واقع‌بینانه (منطقی) استفاده شود. زیرا هم افراد دارای کنترل بیرونی و هم افراد دارای کنترل درونی دیدگاههای تحریف شده‌ای از واقعیت دارند (ابرین، ترجمه غضنفری،۱۳۸۲).

نباید تصور شود کسی که از منبع کنترل درونی برخوردار است در همه حال همه چیز را به خود بر می‌گرداند، و توجهی به محیط پیرامون خود ندارد. و یا کسی که منبع کنترل بیرونی دارد همه چیز را به عوامل بیرونی نسبت می‌دهد. همه افراد هم گرایش به اسناد بیرونی و هم گرایش به اسناد درونی دارند. امّا یک عامل بسیار مهم باعث ایجاد تفاوت می‌شود. آن عامل تصور خود ما از خویشتن است.

آنچه پیرامون ما رخ می دهد می‌توان آنرا به دو دسته تقسیم بندی نمود.

الف) آنچه که مثبت است و برای ما ارزشمند است.

ب) آنچه که منفی است و برای ما زیان بخش است.

افراد در برخورد با مسائل پیرامون خویش برای تبیین وقایع، دوحالت سبک اسناد دارند . یکی حالت آنی و لحظه‌ای که بیشتر از ناحیه عواطف و هیجانات حمایت می‌شود (پردازش سبک آنی). حالت دیگر پردازش بطی وگام به گام یا تحلیلی است (سبک تحلیلی).

افرادی که خویشتن پنداره قوی دارند، حالت پردازش آنی را برای موقعیت های مثبت در نظر می‌گیرند در نتیجه در برخورد با موقعیتهای مثبت به طور اتوماتیک آنراجذب می‌کنند، پس از فروکش کردن هیجان ناشی از موقعیت، سبک تحلیلی وارد عمل می‌شود. اگرچنانچه، آنچه را که قبلاً پردازش شده صحیح بود آنرا تثبیت می‌کنند. و چنانچه خلاف واقع بود، آنرا بصورت هدفی قابل دسترس تعریف می‌نماید، و در نهایت آنرا به دست خواهند آورد. امّا همین فرد در برخورد با مسایل منفی پردازش آنی ندارد بلکه در همان لحظه شروع به اسناد تحلیلی می‌کنند. اگر چنانچه خود وی در این موقعیت نقش داشته باشد. مسئولیت را می‌پذیرند، و سعی در جبران آن دارند و اگر چنانچه به یک عامل بیرونی مرتبط باشد، آنرا به عامل مربوطه اسناد می‌دهند. چنین افرادی حتی در حالتی که اسناد درونی برای مسائل منفی دارند هیچ وقت آنرا به شخصیت خود نسبت نمی‌دهند، بلکه به رفتارها و نگرشهای خود نسبت می‌دهند، چون هر یک از اینها قابل تغییر است، لذا فرد تلاش می‌کند آن را تغییر دهد.

افرادی که خودپنداره ضعیفی دارند حالت پردازش آنی را برای موقعیتهای منفی در نظر می‌گیرند، در نتیجه در برخورد با موقعیتهای منفی به‌طور اتوماتیک آنرا جذب می‌کنند و به خود نسبت می‌دهند. و چون در خود توان رویارویی نمی‌بینند آنرا به عوامل پایدار شخصیتی استناد می‌دهند و با جملاتی که سراسر یأس و ناامیدی در آن پیدا است، با خود نجوای درونی می‌کنند. مثلاً من استعداد لازم را ندارم، لیاقت من همین است، و غیره. در این مرحله با توجه به اینکه هیجان منفی پردازش آنی با حالتهای منفی خلقی تلاق پیدا کرده‌اند، قدرت تحلیل را از فرد می‌گیرد و در همان حالت باقی می‌ماند. امّا همین فرد در برخورد با مسایل مثبت چون خود را ضعیف و نالایق می‌پندارد لذا با پردازش آنی منتهی با کمترین هیجان آنرا به عوامل خارج از خود نسبت می‌دهد و حتی اگر دلیلی پیدا نکند آنرا به شانس و تصادف نسبت می‌دهد.    



  منبع: اداره کل کارآفرینی و اشتغال




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب
چگونه کارآفرینی را توسعه دهیم؟
متن حاضر، ترجمه مقالهای با عنوان "How to Develop Entrepreneurship?" است که در سایت www.adizes.com منتشر شده و موضوع آن بررسی شرایط متفاوت کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعهیافته، در خصوص کارآفرینی و علت مهاجرت کارآفرینان (فرار مغزها) است.

به‌تازگی در «همایش سالانه انجمن توسعه مدیریت اروپای مرکزی و شرقی[۱]» شرکت کرده­بودم. یکی از موضوعات موردبحث این بود که: «چگونه کارآفرینی را توسعه دهیم؟»

مدارس مدیریت، شیفته بحث کارآفرینی هستند زیرا روحیه کارآفرینی شالوده رهبری مؤثر است. بدون کارآفرینی دانشآموختگان این مدارس افراد ستادی یا دیوانسالار خواهند بود؛ آنها بهجای کارفرما، کارمند تربیت میکنند.
 

به‌نظر من، کارآفرینی مسئله ملتهای در حال توسعه نیست؛ آنها انبوهی از افراد کارآفرین را دارند. وقتی برای افراد در مناطق در حال توسعه، فرصتهای لازم فراهم شود، احتمالاً کسب و کاری را شروع خواهندکرد. به‌عنوان نمونه، خیابان­ها پر است از دستفروشانی که روحیه کارآفرینی را به نمایش میگذارند و اگر برخی افراد از فرصت ارائه (کالای) خود در بازار آزاد منع شوند، تمرکز خود را به بازار سیاه معطوف خواهندکرد.

روحیه کارآفرینی، به‌این دلیل در میان ملتهای در حال توسعه، برجسته و مهم تلقی میشود که در آنجا، فعالیتی وجود ندارد و شرایط فعالیت دشوار است و شرط اساسی بقا این است که به‌واسطه موضوعی بتوان خود را مطرح کرد.

برای رهایی از فقر، باید روحیه خلاقیت و خطرپذیری از دوران جوانی تشویق و حمایت شود.

گذشته از این به‌عقیده من افراد کارآفرین یکی از مشکلات کشورهای توسعهیافته هستند. چرا؟ به‌نظر من، بخش مهمی از روحیه کارآفرینی مادرزادی است، مثل نبوغ در موسیقی یا ورزش. برای پرورش یک کارآفرین، لازم نیست که از ابتدا او را خلق کنیم بلکه باید به‌فرد دارای نبوغ ذاتی، کمک کنیم تا بیاموزد چگونه به‌صورت اثربخش از نبوغ خود استفاده کند، بدون اینکه در این فرایند، نبوغ او را بکشیم. مثلاً آموزش هنرمندان را در نظر بگیرید. فرستادن یک نقاش بسیار نابغه به یک مدرسه هنری، میتواند به خلاقیت او و کارهایش آسیب برساند و ممکن است باعث شود که این فرد حس متفاوت بودن را از دست بدهد. آسیب مشابهی میتواند برای کارآفرینان جوانی که به مدارس بازرگانی در کشورهای توسعه­یافته میروند رخ دهد. آنها در آنجا، قواعد و نظریههای فراوانی را میآموزند و تجربیات شرکتهای ناموفق بسیاری را مطالعه میکنند که این امر میتواند به ترویج روحیه خطرگریزی در آنها منجر شود. شکی نیست که آنها پس از فارغالتحصیلی، ترجیح میدهند شغلی پردرامد پیدا کنند تا کسب و کاری تازه برای خود راه بیندازند.

برای نمونه، به فناوری دیجیتال واینترنت نظری بیفکنید. شرکتهای جدید نظیر گوگل، دل و اپل، توسط فارغالتحصیلان MBA بنا نشدهاند بلکه به همت کاربران معمولی فاقد تحصیلات بازرگانی و از گاراژخانهها، بیرون آمدهاند.

یک دانشجوی خلاق مدرسه بازرگانی (خلاقیت از ارکان کارآفرینی است). بیشک جذب شرکتهای مشاورهای یا بانکهای سرمایهگذاری می­شود. تعداد اندکی از این افراد، شرکت خود را راه‌اندازی میکنند. راه اندازی کسب وکار نیازمند سطح معینی از عشق و پاکبازی است؛ نیازمند این است که سختیهای متعدد این فرایند چندان هم زیاد و خستهکننده تلقی نشوند.

کارآفرینان کشورهای در حال توسعه، تمامی توان خود را به‌کار میبندند تا به کشوری توسعهیافته مانند ایالات متحده، مهاجرت کنند زیرا زیرساختها و محیط کسب و کار موردنیاز برای موفقیت را در آنجا مییابند. در این نوع کشورها، بازارهای سرمایه فعال هستند، نظام قضایی کارامد است، ارتباطات و حملونقل روان و خزانهای بزرگ از افراد شایسته برای استخدام کارکنان شایسته فراهم است. برعکس، فضای کشورهای مبدأ مهاجران، معمولا دارای اقتصاد در حال رشد و عمدتا فاقد زیرساختهای پیشرفته است. علاوه‌بر این، محیط کسبوکار نیز حمایتی نیست. مثلاً، در اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد، همه چیز مجاز است مگر اینکه مشخصا ممنوع شده باشد. این، خلاف وضعیتی است که در کشورهای در حال گذار (به مردمسالاری) وجود دارد یعنی در جایی که شرایط دیکتاتوری به‌جا مانده از گذشته، هنوز نفسهای آخر را میکشد. در آنجا، همه‌چیز ممنوع است مگر اینکه مشخصا مجاز اعلام شود،کسب مجوز نیز زمان‌بر و نیازمند برقراری ارتباط و در اغلب موارد منوط به پرداخت رشوه است. در هر حال، در جوامع سرمایهداری، دولتها با سازمانهای خصوصی رقابت نکرده و به‌طور سنتی، در فعالیتهای بازرگانی دخالت نمیکند. در کشورهای دارای اقتصاد مختلط و در حال رشد، نقش دولت در فعالیتهای اقتصادی به درستی تعریف نشده و اگر فرصت اقتصادی مطلوبی در بازار فراهم شود، دولت به رقابت با سازمانهای خصوصی برمیخیزد.

بنابراین، به‌نظر من، مدارس بازرگانی در اقتصادهای در حال رشد، نباید در خصوص نحوه تربیت افراد کارآفرین نگران باشند. آنها باید بیشتر نگران آن باشند که چگونه از آموزشهای طاقتفرسا و بیهودهای که موجب تحلیل رفتن روحیه کارآفرینی موجود میشود، خودداری کنند. چیزی که اقتصادهای در حال رشد به آن نیاز دارند، زیرساختی است که حامی و پشتیبان کارآفرینی باشد. آنها برای ایجاد تحول باید بر این موضوع تمرکز کنند.

از سوی دیگر، کشورهای توسعه‌یافته، دارای زیرساختی عظیم و پیشرفته اما روحیه کارآفرینی رو به زوال هستند. در نتیجه، آنها روحیه کارافرینی را از خارج وارد میکنند. به‌همین علت تعجب میکنم اگر آماری از درصد کارآفرینان امروز آمریکایی که مهاجر هستند، وجود داشته باشد. اگر این کشورها بخواهند روحیه کارآفرینی را تحریک کنند، نظام آموزش مدیران باید کمتر ساخت‌یافته و بیشتر تجربی باشد.

● حاصل این تجزیه و تحلیل چیست؟

کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، دارای نیازهایی متفاوت بوده و در نتیجه راه‌حلهایی متفاوت دارند. مدارس مدیریت در اقتصادهای در حال رشد باید دارای برنامهای متفاوت نسبت به برنامههای MBA در کشورهای توسعه‌یافته باشند (که متاسفانه همگی تقلیدی بوده ودر نهایت بیشتر کارمند تربیت میکنند تا کارفرما).

کشورهای در حال توسعه، نیازمند تمرکز بر چگونگی خلق زیرساختهای مناسبی هستند که به موفقیت کارآفرینی منجر شود، موضوعی که آنقدر سیاسی شده است که مدارس مدیریت از عهده آن برنمیآیند. این همانجایی است که راز بنانهادن کارآفرینی در کشورهای در حال توسعه، در آن نهفته است.


منبع : سایت آفتاب


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب
نقش سرمایه اجتماعی در اجرای هدف کار مضاعف
ابهام مفهومی، تعاریف چندگانه دارد و فقدان اطلاعات لازم در زمینه سرمایه اجتماعی، مانعی بر سر راه تحقیقات نظری و عملی در مورد نقش سرمایه اجتماعی بوده است. سرمایه اجتماعی، از آن جا که مکمل سایر منابعی است که تحت کنترل افراد و سازمان ها می باشند، منبع مهمی برای افراد و سازمان به شمار می رود. ‏بسیاری از مطالعات به اثرات سرمایه اجتماعی در سطح یک شرکت یا صنعت بر عملکرد‏ پرداخته اند. اما مطالعات کمتری سرمایه اجتماعی را به بهره وری در سطح فردی مرتبط کرده اند. مطالعات محدود انجام شده در این زمینه، نشان‌دهنده تأثیر سرمایه اجتماعی بر کارآیی و بهره وری نیروی انسانی است. این تأثیر از راههای مختلفی امکان‌پذیر است. هزینه‌های پایین‌تر تعاملات، نرخ پایین‌تر جابه جایی افراد، تسهیم دانش و نوآوری و بهبود کیفیت محصولات، از جمله مواردی است که تأثیر سرمایه اجتماعی بر بهره وری را نشان می دهند. با این وجود، تأثیر دقیق سرمایه اجتماعی بر بهره‌وری قابل اندازه‌گیری نیست، زیرا هم سرمایه اجتماعی عوامل و متغیرهای بسیاری را شامل می‌شود که بسیاری از آنها کیفی هستند و اندازه‌گیریشان دشوار است و هم بهره‌وری متغیرهای زیاد را دربر می‌گیرد.


● مقدمه

نظریه‌های مختلف اقتصادی، انقلابی در عملیات سازمانی در دهه گذشته ایجاد کرده است. این انقلاب، شکلهای سنتی سرمایه‌ای، مانند: ساختمانها و تجهیزات را تحت تأثیر قرار داده، سرمایه‌های جدیدی را مطرح کرده است. این سرمایه‌های غیرملموس، نقش زیادی در توسعه و رشد سازمان دارند. اصطلاح سرمایه، روز به روز متغیرهای بیشتری را شامل می‌شود. برخی از آنها شامل سرمایه انسانی، سرمایه مشتری، سرمایه هوشی و سرمایه سلامتی است.

تحقیق روی آموزش و توسعه به عنوان سرمایه‌گذاری روی سرمایه انسانی، در اواخر دهه پنجاه میلادی و اوایل دهه شصت از راه محققان اقتصادی انجام شد. هر چند تعاریف اولیه تئوری سرمایه انسانی، دانش کارگر را براساس تحصیلات مدرسه‌ای رسمی می‌سنجید، ولی همبستگی سطوح تحصیلی با بهره‌وری ورشد اقتصادی، نشان داد که تحصیلات بیشتر همراه با تجربه کار در نهایت به بهبود بهره‌وری منجر می‌شود (۲۰۰۶:۱۱۷,Nafukho Brooks and).

به تازگی تئوری سرمایه اجتماعی از جامعه‌شناسی به عنوان یک نیروی بالقوه مؤثر بر عملکرد سازمانی، مشتق شد. سرمایه اجتماعی می‌تواند به عنوان منابع موجود در شبکه‌های اجتماعی که توسط افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنین می‌تواند به عنوان سرمایه‌گذاری بوسیله افراد در روابط بین فردی مفید در بازارها، مورد نظر قرار گیرد. کلمن (۱۹۹۰) باور دارد که: در سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، روابطی با ظرفیت قابل پیش‌بینی هستند و می‌توانند ارزشی را تولید کنند. برخلاف سرمایه انسانی و دارایی‌های سنتی سازمان، سرمایه اجتماعی منحصراً نتیجه روابط اجتماعی معنی داری است که افراد در طول زمان بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند (۲۰۰۵:۴,Sabatini).

یکی از اثرات سرمایه اجتماعی، افزایش بهره وری نیروی انسانی سازمانهاست. در سازمان های کسب و کار، سرمایه اجتماعی منبع مهمی از بهره وری به شمار می رود. برای این که کارها انجام گیرد لازم است که کارگران و متخصصان توصیه‌ها و پشتیبانی های دیگران را فراتر از ساختار سلسله مراتبی شرکت به کاربندند. هر چند سلسله مراتب، ابزار قدرتمند به کارگیری دیگران است، ولی دو ویژگی به طور بالقوه، کاربرد آنها را بی اثر می‏سازد:

اول، صرف نظر از اینکه روسا چقدر قدرتمند هستند و سازمان تا چه اندازه سلسله مراتبی است، زیردستان ممکن است بر بازده نهایی از راه تاخیر در اجرای دستورها، تأثیر بگذارند و با رفتارهای فرصت طلبانه، تا حدودی با تصمیمات مقابله کنند.

دوم، همانگونه که ماهیت مشاغل با گذر زمان کامل می شود، کارتیمی ضرورت می یابد. اعتماد صرف به ساختار فرماندهی و کنترل یا رویه های عملیاتی استاندارد، موفقیت را تضمین نمی کند (Greve and Benassi, ۲۰۰۳).

● تئوری سرمایه اجتماعی

تعداد زیادی از نویسندگان، تعاریفی را که از موضوع سرمایه اجتماعی ارائه شده است، به علت ابهام آن مورد انتقاد قرار داده‌اند. با وجود این، یکی از تعاریفی که مورد توافق قرار گرفته است توسط کلمن (۱۹۹۰) بدین‌گونه مطرح شده است: «سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای است از روابط بین افراد و بین گروه‌ها که دستاوردهایی را به دنبال دارد که بدون این روابط، به دست آوردن آنها ناممکن است».

مفهوم سرمایه اجتماعی، تاریخ طولانی در علوم اجتماعی دارد، اما شهرت آن به دهه نود، با – مطالعات اولیه بوردیو، کولمن و بوتنام بر می‌گردد.

بوردیو، سه بعد سرمایه اقتصادی، فرهنگی واجتماعی را تشریح کرد. ایده بوردیو در مورد سرمایه اجتماعی بر کشمش طبقه‌ای تأکید دارد. روابط اجتماعی برای افزایش توانایی یک فرد برای برآوردن علاقه‌مندیهایش مورد استفاده قرار می‌گیرد و سرمایه اجتماعی منبعی می‌شود در منازعه‌های اجتماعی (۱۹۸۶:۲۴۵,Bourdieu).

سرمایه اجتماعی، برخلاف سرمایه انسانی یا سرمایه فیزیکی، مفهومی است که بسیار فراتر از دارایی‌هایی است که یک فرد در اختیار دارد و دارای روابط و زمینه‌هایی است که در آن، تعامل، نقش وظیفه‌ای اصلی را برعهده دارد. ضروری است ما به تعریف کلمن از روابط بین سه عامل توجه کنیم: شبکه‌ها، تعامل واعتماد. شبکه‌ها و تعامل، به ضرورت ناشی از اعتماد هستند. طبق گفته پالدام (۲۰۰۰) سرمایه اجتماعی ماهیتاً با اعتماد سرو کار دارد. در واقع اعتماد برای اینکه یک رابطه به تعامل بینجامد و برای یک فرد که می‌خواهد ارتباط موفقی با شبکه افراد بر قرار کند، ضروری است.

با این وجود، خطری که واژه سرمایه اجتماعی را مورد تهدید قرار می دهد، این است که این واژه تقریباً تمامی جنبه‌های رفتار سازمانی را پوشش می‌دهد که ممکن است ما به خوبی درک نکنیم و یا نتوانیم به درستی مورد ارزیابی قرار دهیم (۲۰۰۵:۴,Sabatini).

استوربرگ با بررسی خود از مسیر تکاملی تئوری سرمایه اجتماعی، خاطر نشان می‌کند، همانند تئوری سرمایه انسانی و توسعه منابع انسانی، تعاریف متناقض سرمایه اجتماعی را می‌توان در ادبیات مدیریت، جامعه‌شناسی و توسعه منابع انسانی یافت.

با بررسی سرمایه اجتماعی، اشمید و رابینسون دریافتند که روابط بر معاملات اقتصادی، محصولات، وفاداری و اشتیاق برای پذیرش ریسک تأثیرگذار است. مزایای سرمایه اجتماعی، کاهش هزینه‌های معاملات به این دلیل است که باعث تسهیل همکاری و هماهنگی می‌شود. در این مورد که اعتماد مترادف با سرمایه اجتماعی است و یا تسهیل کننده‌ای برای توسعه آن است، بحثها و تحقیقات زیادی در جریان است.

فوکویاما (Fukuyama) (۱۹۹۵) تحقیقات گسترده‌ای در مورد نقش اعتماد در سازمانها انجام داد و نتیجه گرفت اعتماد و آرمان مشترک در قلب، ایجاد و حفظ سازمانهایی است که به صورت موفقی اداره می‌شوند. به علاوه هامفری (Humphery) و اشمیتز (Schmitz) (۱۹۹۸) دریافتند که در آلمان، ژاپن و ایتالیا، اعتماد بین مؤسسات اقتصادی به عنوان منبع مزیت رقابتی است. نظریه پرداز مدیریت، چارلز هندی (۱۹۹۵) به نقشی که اعتماد در شرکتهای موفق دارد، اشاره می‌کند. برعکس، اعتماد پایین، کشش‌های صنعتی و روابط ضعیف نیروی انسانی می‌تواند به عنوان نتایج سرمایه اجتماعی منفی به شمار آید. با این وجود استارگس (Sturgess) (۲۰۰۰) باور دارد سرمایه اجتماعی نیازمند تحقیقات بیشتری است و باید تأثیر آن بر عملکرد سازمانی شفاف‌تر شود. بنابراین سازمان‌هایی که در توسعه منابع انسانی سرمایه‌گذاری می‌کنند نمی‌توانند نقش مهم سرمایه اجتماعی را نادیده بگیرند. کارکنان آموزش دیده و تحصیلکرده نیازمند محیطی هستند که به آنها انگیزه رشد و توسعه را بدهد، چنین محیطی تنها از راه سرمایه‌گذاری روی سرمایه اجتماعی محقق خواهد شد (۲۰۰۶:۱۱۷,Nafukho Brooks and ).

سرمایه اجتماعی مجموع منابع حقیقی یا مجازی است که دریک فرد یا گروه از راه شبکه‌ای ممتد از روابط کم و بیش نهادینه شده شناخت و آشنایی متقابل، به وجود می‌آید (۱۹۸۶,Bourdieu) از این رو سرمایه اجتماعی دو جزء دارد. اول آنکه منبعی است که به عضویت گروهی و شبکه‌های اجتماعی مرتبط است. در واقع میزان سرمایه اجتماعی که یک فرد دارای آن است به اندازه شبکه ارتباطات اجتماعی که وی می‌تواند به گونه مؤثر به وجود آورد، بستگی دارد. دوم آنکه به کیفیتی که از راه تجمیع روابط بین بازیگران ایجاد می‌شود (البته چیزی بیش از بحث کیفیت عام یک گروه) اشاره دارد. در اواخر دهه هشتاد، کلمن نگاه جدیدی را به تئوری سرمایه اجتماعی بوردو مطرح کرد. برطبق نظر کلمن، سرمایه اجتماعی از راه کارکرد آن ایجاد می‌شود و یک موجودیت مفرد نیست. اما از موجودیت‌های مختلف متنوعی که دو عنصر مشترک دارند، پدید می‌آید. سرانجام در اوایل دهه نود، مفهوم سرمایه اجتماعی موضوع اصلی مباحث علوم اجتماعی شد. در سال ۱۹۹۳ بوتنام، لئوناردی و نانتی پژوهش مشهوری در باب دولت محلی در ایتالیا انجام دادند که نتیجه به دست آمده مبتنی بر این بودکه عملکرد نهادهای اجتماعی و سیاسی به میزان بسیار زیادی تحت تأثیر مشارکت شهروندان در اموراجتماع یا آنچه سرمایه اجتماعی نامیده می‌شود، بوده است (۲۰۰۴:۲,Aspin).

دیدگاه‌های ابراز شده در مورد سرمایه اجتماعی به گونه بارزی از‌ آنچه که در ابتدا عنوان می‌شده با آنچه که در حوزه‌های عملی به کار گرفته می‌شود، متفاوت است. ‌اما همه آنها بر تواناییهای جنبه‌های معینی از ساختار اجتماعی برای تولید خروجی‌های مثبت برای اعضای گروه، یعنی آنهایی که از دنبال کردن هدف‌هاشان یک مزیت رقابتی به دست می‌آورند، توافق دارند.

● سرمایه اجتماعی در نظام اقتصادی

سرمایه اجتماعی چهار پیامد عمده به همراه دارد:

۱) کسب اطلاعات؛

۲) انتقال دانش، نوآوری و پراکندگی فناوری و رویه ها؛

۳) به کارگیری دانش مکمل و تلاش در حل مسائل و مشکلات؛

۴) واسطه گری.

این پیامدها ممکن است در طول زمان با توجه به نیازها و ویژگیهای آن هایی که به سرمایه اجتماعی دسترسی دارند، متفاوت باشد. سرمایه اجتماعی برای آغاز و پشتیبانی اقدام اقتصادی، حیاتی است، بنابراین پیامدهای مثبت آن می تواند در حوزه هایی مانند: شکل گیری صنعت، فرایندهای ابتکاری، همکاری های درون شرکتی و کارآفرینی مشاهده شود.

سرمایه اجتماعی به کارآفرینان کمک می کنید تا منابع را از حوزه های مختلف و به روشی نو جمع آوری کرده، و ترکیب کنند. همچنین سرمایه اجتماعی برای کارآفرینان یاری و مشاوره فراهم می آورد و به آن ها کمک می کند تا از راه شناخت محیط های وظیفه ای شان، عدم قطعیت را کاهش دهند. سرمایه اجتماعی همکاری و روابط درون شرکتی را، به ویژه در حوزه‌هایی که اعتماد متقابل، جایگزین و مکمل قراردادها می باشد، محقق می سازد. پژوهشها در حوزه های صنعتی نشان می‌دهند که به چه میزان وجود و عدم حضور سرمایه اجتماعی می تواند در دستیابی به رشد و نوآوری دارای اهمیت باشد.

سرمایه اجتماعی در فرایندهای نوآورانه، ازآن رو که فرصت هایی برای رفع نیازهای برطرف نشده و ترکیب منابع به روشهایی جدید فراهم می آورد، دارای اهمیت است. مطالعات نشان داده است که سرمایه اجتماعی بازده معنوی را در نظام‌های دانش محور تقویت می کند.

سرمایه اجتماعی، همچنین مشاوره‌های فنی را در دوران اشاعه نوآوری ها و انتقال دانش فراهم می سازد. با این حال سرمایه اجتماعی وجه منفی هم دارد. به عبارتی ممکن است به عنوان تعهدی که فرایندهای اجتماعی و اقتصادی را باز داشته یا محدود کند، به شمار آید. پژوهشهای جدید در مقابل پذیرش بی قید و شرط آن، با مطرح کردن جنبه‌های منفی اش هشدار می‌دهد.

نخستین و روشن‌ترین جنبه منفی آن، این است که به ارتباطات منفی می پردازد، که عبارت است از روابطی که در آن دست کم یک فرد قضاوت منفی موثری از یک فرد دیگر دریافت می کند. این چنین روابط منفی ممکن است مانع بهره‌گیری افراد از فرصتهای موجود شود و یا اینکه مسیر شغلی آنها را سد کند. دومین موضوع، که وضوح کمتری هم دارد، به هزینه فرصتها می پردازد. ساختار اجتماعی مشابهی که برای عده ای مفید و موثر تلقی می شود، ممکن است برای سایرین محدودیتی ایجاد کند.

سرمایه اجتماعی، نیازمند سرمایه‌گذاری و تداوم در طول زمان است. به دلیل الزامات قدیمی روابط قابل اعتماد، روآوردن به سایر روابط برای بهره‌گیری از فرصت هایی که از خرده نظام های مختلف به وجود می‌آید، دشوارتر است. این به خصوص برای بازیگرانی که در سازمان‌های پیچیده و درون پروژه های چند گانه به کار مشغولند، صادق است. سطح بالای سرمایه اجتماعی بین گروه های حرفه‌ای ممکن است آنها را از ساخت دهی مجدد شبکه‌های شخصی آن ها برای دستیابی به سطح مناسبی از هماهنگی باز دارد (Greve and Benassi, ۲۰۰۳).

● مشکل سنجش سرمایه اجتماعی

با وجود تحقیقات گسترده، تعریف سرمایه اجتماعی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. ابهام مفهومی، تعاریف چندگانه و فقدان اطلاعات لازم، مانعی بر سر راه تحقیقات تئوریک و عملی در مورد نقش سرمایه اجتماعی بوده است. این موضوع، مربوط به محدود بودن تحقیقات عملی در مورد سرمایه اجتماعی، به مسائل اقتصادی است.

هکمن (۲۰۰۰) باور دارد که در زمینه سرمایه اجتماعی، ایجاد روابط علی، به گونه‌ای ذاتی دشوار است. برخی‌ها مخالف این موضوع هستند و می‌گویند تفسیر داده‌های به دست آمده از سرمایه اجتماعی، تنها در حیطه اقتصادی انجام شده است و این نیز به دلیل ماهیت دانش علت و معلولی است. اطلاعات در مورد این پدیده آن قدر ضعیف است که نمی‌تواند تفسیرهای مختلفی که از آنها می‌شود را از بین ببرد. هیچ الگوریتم مکانیکی برای ایجاد حقایق خالی از پیش فرضهای ذهنی، وجود ندارد. به نظر می‌رسد ادبیات تجربی سرمایه اجتماعی، به ویژه به علت تعاریف مبهم از مفاهیم، سنجش ضعیف داده‌ها، عدم وجود شرایط مناسب و فقدان اطلاعات لازم برای دستیابی به نتایج قابل پذیرش یکسان، با ابهام زیادی همراه بوده است (Heckman, ۲۰۰۰: ۹۱).

از بحثهای یادشده، مشخص شد که هیچ راه مستقیمی برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی نداریم، زیرا سرمایه اجتماعی ابعاد زیادی را در بر می‌گیرد. سرمایه اجتماعی چند وجهی است و محققان، عواملی را که فکر می‌کنند بیشتر با تحقیق آنها مرتبط است، انتخاب می‌کنند. کمیسیون بهره‌وری (۲۰۰۳) طبقه‌بندی از چگونگی ارزیابی‌هایی را که در گذشته در زمینه سرمایه اجتماعی انجام شده است، ارائه داده است. در این طبقه بندی داده‌های گردآوری شده از راه‌های مختلفی قرار گرفته اند (۲۰۰۴:۶ ,Aspin).

▪ پاسخهایی به پرسشهای در مورد اعتماد (کلوپها، اتحادیه‌ها و ...)،

▪ داده‌هایی در مورد اعضای شبکه‌ها و گروه‌ها،

▪ رأی دهندگان، خوانندگان روزنامه و اعضای مدرسه‌های مذهبی،

▪ ویژگی‌های خانوادگی.

● اندازه‌گیری بهره‌وری

بهره‌وری، هر افزایش است در برونداد که بر اثر افزایش یک واحد در درونداد ایجاد شده است. بهره‌وری به صورت کلی به عنوان نسبت ارزش نتایج و محصولات، به ارزش تمامی منابع صرف شده برای تولید آنها در نظر گفته می‌شود. براساس این تعریف، ما برای ارزیابی بهره‌وری می‌توانیم ارزش داده‌ها را با ارزش برونداد مقایسه کنیم. درستی این ارزیابی و اندازه‌گیری بستگی به ویژگی‌های سازمانی و میزان دسترسی به داده‌ها دارد. به این ترتیب دو مشکل به وجود می‌آید که باید به آنها توجه کنیم. اولی روشن است؛ انتخاب دروندادها و بروندادهای مختلف، بهره‌وری متفاوتی را نشان می‌دهد. دوم، تنوع عوامل درونداد و برونداد، که بیشتر آنها کیفی هستند، مشکل سنجش آنها را به دنبال دارد.

برای مثال: وقتی ما تعدادی از آموزش گیرندگان در یک شرکت را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم بسیار دشوار است که مشخص کنیم میزان تأثیر آموزش این افراد بر کیفیت محصولات تا چه اندازه است. یعنی نمی‌توانیم دقیق بگوییم که چه عاملی تحت تأثیر آموزش تغییر یافته است و باعث تغییر در کیفیت محصولات شده است؟ برخی از عوامل احتمالی عبارتند از: ارزیابی مدیر، رضایت شغلی، خروج از خدمت، انگیزش غیبت، ترفیع، حقوق. شاید همه این عوامل موثر بوده باشند (۲۰۰۴:۳,Aspin).

بهره وری، دغدغه بسیار مهم سازمان‌‌های کسب و کار است، زیرا اساسی ترین محرک رسیدن به نتایج رضایت بخش و کسب مزیت رقابتی قابل ملاحظه، نسبت به رقبا به شمار می رود. هر چند که بهره وری بسیار مطلوب است اما به دو دلیل مبحث ساده ای برای سازمان‌ها محسوب نمی شود:

اول، سنجش بهره وری زمانی امکان‌پذیر است که شرایط از ثبات برخوردار بوده، هدفها به گونه دقیق بیان شده باشند، زنجیره هدفها - وسایل مشخص بوده، خروجی به سادگی قابل اندازه گیری باشد.

شرکت هایی که محصولاتی را در مقیاسی وسیع تولید می کنند، می دانند که بهره وری غالباً عمده ترین موضوع برای دستیابی به کارایی، که نتایج اقتصادی رضایت بخشی را به دنبال دارد، است. اگرچه زمانی که کالاها و خدمات در هم تنیده (وابسته به هم)و بیشتر ناملموس بوده، مناسب تحقق نیازهای مشتری خاص باشند، در آن حال بهره وری در واژگان کلاسیک، به مبحثی پیچیده‌تر تبدیل می‌شود.

دوم، مشخص نیست که چه چیزی بهره وری را محقق می سازد؟ از منظر مدیریتی و اقتصادی، بهره وری به طور عموم کارکرد سه متغیر است: فناوری، نیروی انسانی و سازمان. هر متغیر به صورت مجزا به بهره‌وری منجر می شود: به روز بودن، تجهیزات مدرن، سرمایه انسانی حرفه ای و ماهر، هماهنگی کافی و منسجم، هر یک از این موارد، می تواند منبع تغییر تدریجی یا بنیادی در بهره وری باشد (Greve and Benassi, ۲۰۰۴).

● تأثیر سرمایه اجتماعی بر بهره‌وری

همان‌گونه که در تعریف سرمایه اجتماعی گفته شده، سرمایه اجتماعی می‌تواند مزایای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشته باشد و این به دلیل رابطه اعتماد و همکاری متقابل با کارایی است. به نظر می‌رسد توافق زیادی در مورد مکانیزمهایی که از راه آنها سرمایه اجتماعی می‌تواند تأثیر مثبتی بر عملکرد اقتصادی داشته باشد، وجود دارد. مهمترین این مکانیزم ها عبارتند از:

▪ هزینه‌های پایین‌تر تبادلات: این‌ موضوع مربوط به این مشکل کلاسیک است که نمی‌توان به آسانی، تلاشها و فعالیتهای کارکنان را تحت نظارت قرار داد و ارتباط دادن بین بازده کاری افراد و دستمزد آنها غیرممکن است. در این شرایط کارکنان انگیزه کمی برای استفاده از تمام توانشان دارند. بنابراین شرکتها مجبورند منابعی را برای نظارت بر کار افراد به کارگیرند و یا زیان بیشتری برای عدم استفاده از این نظارتها بینند. در این رابطه سرمایه اجتماعی می تواند با ایجاد تعهد بیشتر، هزینه‌های یادشده را به وسیله افزایش اعتماد، کاهش دهد.

▪ نرخ پایین‌تر جابه‌جایی‌ها: اگر کارکنان احساس کنند که کارفرمایان با آنها رفتار خوبی دارند، آنها نیز احتمالاً با رفتار منطقی، همان‌گونه رفتار خواهند کرد (مثلاً اگر این به عنوان سطح بالای حمایت سازمانی در نظر گرفته شود). بنابراین مهمترین نتیجه این مسئله برای کارکنان، کاهش جابه‌جایی‌ها و غیبت‌های شغلی است.

▪ تسهیم و جاری کردن دانش و نوآوری: این موضوع شاید از راه ایجاد اعتماد، روابط و هدفهای مشترک مورد تشویق قرار گیرد. در اصطلاح سرمایه اجتماعی، عامل بسیار مهم سطح و کیفیت تعاملات درمحیط کاری است؛ تا آنجا که کارکنان، همکاران و مدیران از یکدیگر بیاموزند و احساس کنند حق نوآور بودن را دارند. و این تا آنجاست که کارکنان احساس کنند، بخشی از یک تیم هستند.

تأثیر چنین موضوعی در سازمان در اصطلاح کارایی نهفته است. تکنیکهای جدید به سرعت منتشر می‌شوند، ایده ها و فعالیتهای سودمند درک شده و به سرعت مورد قبول واقع می‌شوند و نوآوری توسعه پیدا می‌کند. پژوهش‌های تجربی نشان داده است که تعاملات غیررسمی که در بین کارکنان یک سازمان گسترش می‌یابد، انتشار اطلاعات را بهبود بخشیده، ایجاد خزائن دانش را که به پیدایی دارایی برای فرایندهای تولیدی یاری می رساند، تقویت می‌کنند. این چنین گنجینه‌هایی رابطه‌ای بوده و فقط تا زمانی وجود دارند که میان همه کارکنان به اشتراک باشد.

▪ ریسک‌پذیری: تجربه ریسک‌پذیری و رفتار کارآفرینانه به وسیله روابط مستحکم در یک سازمان یا بین سازمانهای مختلف، تشویق می شود. در اصطلاح سرمایه اجتماعی، این مربوط به گستره‌ای است که در آن کارکنان احساس می‌کنند برای کارفرمایان و همکاران خود با ارزش هستند و رفاه آنها برای سازمان مهم است.

▪ بهبود کیفیت ستاده‌ها: نتیجه تسهیل دانش، بهبود همکاری تیمی و تعهد سازمانی، احتمالاً کیفیت بالاتر محصولات خواهد بود که سرمایه اجتماعی این موارد را در بر می‌گیرد. همچنین وقتی کارکنان احساس کنند که از حمایت سازمانی برخوردارند، سطح ستاده‌ها از راه عملکرد بهتر آنها و نقش منفی استرس سازمانی در عملکرد، کاهش می‌یابد.

با توجه به این بحث، درک می‌کنیم که باید به کدام جنبه‌های سرمایه اجتماعی تمرکز کنیم. ما هنوز با مسائلی مانند شبکه‌ها، همکاری واعتماد، سرو کار داریم،‌ هرچند ما مکانیزم‌هایی را که به وسیله آنها این سه عامل بر بهره‌وری تأثیر می‌گذارند می‌شناسیم (۲۰۰۴:۶ ,Aspin).

در تحقیقی دیگر، کلمن دو شاخه اصلی را که از راه آن سرمایه اجتماعی بهره‌وری نیروی انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شناسایی کرد: اول آنکه، سرمایه اجتماعی، انتشار دانش و اطلاعات را در میان کارکنان موجب شده، دستیابی به هدفهای معینی را که در صورت عدم وجود آنها غیرقابل دسترس است، ممکن می‌سازد (Colman, ۱۹۹۰:۳۰۲).

می‌توان اظهار داشت که هر نیروی انسانی را می‌توان به عنوان بخشی از ساختار غیررسمی که منابعش قابلیت حل مشکلش را بهبود می‌بخشد، در نظر گرفت. همچنین این ساختار می‌تواند به سرتاسر سازمان از قبیل: شبکه‌های حرفه‌ای، دوستان و همکاران در مشاغل پیشین هم گسترش یابد. سرمایه اجتماعی به گونه مشخص در کارهای پروژه‌ای اهمیت می‌یابد، یعنی جایی که مشارکت کنندگانش متخصصانی هستند که لازم است تخصصشان را برای انجام وظایف و مسئولیتهای پیچیده به همراه بیاورند. برای مشارکت کردن در تیم پروژه‌های چند رشته‌‌ای، هر متخصص نیاز دارد که بداند سایرین چگونه می‌توانند به کسب هدفهای مشترک کمک کرده و چگونه می‌توانند از تخصص یکدیگر بهره گرفته و پروژه را پیش ببرند؟ هنگام کار پروژه، افراد سرمایه اجتماعی همدیگر را برای تکامل دانش درون تیم اختیار می‌کنند (۲۰۰۳,Salaff Greve and) .

دوم آنکه، تعاملات اجتماعی ممکن است برانگیزش و تلاشهای کارکنان تأثیر بگذارد. در مطالعه مشهور مارچ و سایمون بر روی سازمانها (۱۹۸۵) عنوان شد که حتی اگر مدیران استبدادی عمل کرده، سلسله مراتب شرکت بسیار غیرقابل انعطاف باشد و با این حال وظایف به خوبی ایفا شود، کارکنان قادر خواهند بود که به روشهای مختلف، از قبیل: تأخیر در اجرای دستورها و خیلی عامتر، یعنی ارتکاب رفتارهای فرصت طلبانه، عملکرد را تحت تأثیر قرار دهند. بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که اگر تعاملات انسانی بین نیروی کار بسیار راحت و بر مبنای اعتماد باشد، کارکنان تمایل بیشتری دارند که حداکثر تلاش خود را انجام دهند و احتمال بیشتری دارد از راه نظارت، افراد شانه خالی کردن از انجام وظایف را کاهش دهند. همان‌گونه که بولزو جینتیز عنوان نموده‌اند نظارت و تنبیه توسط افراد هم سطح در تیمهای کاری، مؤسسات اعتباری، شراکتها، شرایط و اوضاع عمومی محلی و محلات یک شهر، اغلب ابزار مناسبی برای کاهش مشکلات ترغیب افراد در زمانی که اقدامات آنها برای عملکرد مناسب سایرین در معرض قراردادهای اجباری نمی باشند، به شمار می‌رود (Greve and Benassi, ۲۰۰۳).

● نتیجه گیری

امروزه، با توجه به تغییرات گسترده در عملیات سازمانی، شکلهای سنتی سرمایه‌ای، مانند: ساختمانها، تجهیزات و منابع مالی دگرگون شده و سرمایه‌های جدیدی، مطرح شده است. این سرمایه‌های غیرملموس، نقش زیادی در توسعه و رشد سازمان دارند. یکی از این سرمایه ها، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی برخلاف سرمایه انسانی یا سرمایه فیزیکی، مفهومی است که بسیار فراتر از دارایی‌هایی است که یک فرد در اختیار دارد. یکی از اثرات سرمایه اجتماعی، افزایش بهره وری نیروی انسانی سازمانهاست. بهره‌وری دغدغه مهم سازمان های امروزی است؛ زیرا اساسی ترین محرک رسیدن به نتایج رضایت بخش و کسب مزیت رقابتی، به شمار می رود.

سرمایه اجتماعی از راه مختلف بهره وری نیروی انسانی سازمانها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هزینه‌های پایین‌تر تبادلات، نرخ پایین‌تر جابه‌جایی افراد، تسهیم دانش و نوآوری، ریسک پذیری و بهبود کیفیت محصولات از جمله راههایی است که سرمایه اجتماعی از راه آنها بر بهره وری تأثیر می‌گذارد. با این وجود، تحقیقات در زمینه سرمایه اجتماعی با دشواریهای زیادی همراه است. هیچ راه مستقیمی برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی نداریم، زیرا سرمایه اجتماعی ابعاد زیادی را در بر می‌گیرد. سرمایه اجتماعی چند وجهی‌ای است و محققان، عواملی را که فکر می‌کنند بیشتر با تحقیقشان مرتبط است، انتخاب می‌کنند. از طرف دیگر اندازه‌گیری بهره‌وری نیز دشوار است. بهره وری نسبت دروندادها و بروندادها را مقایسه می‌کند و این در حالیست که تعیین دقیق دروندادها و تأثیر دقیق آنها بر بروندادها، بسیار مشکل است.
 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب
کارآفرینی اجتماعی فراتر از کارآفرینی اقتصادی
دراین مقاله، ابتدا به بررسی تعاریف کارآفرینی اجتماعی (SOCIAL ENTREPRENEURSHIP ) از دیدگاه چندین نویسنده می پردازیم، سپس ویژگی های مربوط به کارآفرینان اجتماعی و آنچه که این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد، مطرح شده است، در ادامه به تشریح عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، اعم از صداقت، دلبستگی، روشنی هدف،تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی، تمرکز بر مشتری،برنامه ریزی،اقدام و انعطاف‌پذیری، پرداخته شده است.

● مقدمه

از جدیدترین موضوعاتی که در عرصه کارآفرینی، در کنار کارآفرینی سازمانی و اقتصادی، در محافل علمی مورد توجه قرار گرفته ، کارآفرینی اجتماعی است. این مقوله در صورتی که در جامعه نهادینه شود می تواند نقش مهمی در رفع مشکلات اجتماعی ایفا کند.
 
● تعاریف کارآفرینی اجتماعی
 
در رابطه با مفهوم کارآفرینی اجتماعی، نویسندگان تعاریف متفاوتی ارائه کرده اند که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می‌شود: (۲۰۰۶ ,WEERAWARDENA)
 
▪ کوک،داس و میشل : کارآفرینی اجتماعی، طراحی شراکت اجتماعی بین بخش های عمومی- اجتماعی و تجاری به منظور مهار قدرت بازار، در جهت منافع عمومی است (کوک،داس و میشل،۲۰۰۲).
 
▪ تامسون و همکاران: فرایند افزودن ایده‌های جدید و متفاوت با هدف ایجاد سرمایه اجتماعی با تمرکز بر اقداماتی که توسط شاغلان بخش خصوصی، به عهده گرفته شده است (تامسون و همکاران،۲۰۰۰).
 
▪ سولیوان و مرت:جستجو برای شناسایی فرصت هایی که به تاسیس سازمانهای اجتماعی جدید و نوآوری مستمر در آنها منجر می شود (سولیوان و مرت ،۲۰۰۳).
 
▪ لیدبیتر: شناسایی منابعی که از آنها به میزان کمی استفاده شده و استفاده بیشتر از آنها برای رفع نیاز های اجتماعی. ( لیدبیتر ،۱۹۹۷).
 
● ویژگی‌های کار آفرینان اجتماعی
 
کات فرد می نویسد که کارآفرینان اجتماعی و اقتصادی هر دو به چشم اندازها و فرصتها توجه داشته، توانایی یکسانی در متقاعد و توانمند کردن دیگران دارند، به گونه ای که به آنها کمک می کنند تا دیدگاهها و چشم اندازهایشان را به سمت واقعیت تغیر دهند. بیشتر نویسندگان این طور بیان کرده‌اند که کارآفرینان اجتماعی اجازه نمی دهند که فقدان منابع، عقایدشان را محدود کند، آنها بر تجربه شان اصرار می‌ورزند، محیط شان را به کنترل در می‌آورند و بیشتر از حد متوسط تحمل عدم اطمینان را داشته، برای برقراری عدالت اجتماعی، کشش و کوششی فراوان دارند. پرابهو معتقد است که کارآفرینان اجتماعی از کارآفرینان اقتصادی به واسطه ایدئولوژی شان که راهنمای آنهاست، برای انتخاب رسالتشان، شیوه‌ها و هدفهاشان متمایز می شوند و بیان می‌دارد که: کارآفرینان اجتماعی سازمان‌های کارآفرینانه نوآوری را تاسیس کرده و به انجام اقدامات مخاطره‌آمیزی که رسالتش تغییر اجتماعی و گسترش گروه هدف به جای تعقیب سود است، دست می زنند. برخلاف کارآفرینان اقتصادی،کارآفرینان اجتماعی اغلب از تلاشهای یکدیگر حمایت می کنند. آنها توانایی تحلیل، پیش‌بینی ، برقراری ارتباط‌، همدلی، به شوق آوردن، طرفداری کردن و میانجیگری را دارا هستند و قادرند که دامنه وسیعی از افراد متمایز را توانمند سازند و سازماندهی کنند (شریل،۲۰۰۰).
 
به طور عمده، آنچه این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد تعهد اجتماعی و تمایل کم به پاداش مالی آنهاست. جانسون در بررسی کارآفرینان اجتماعی در بخش خصوصی کانادا، بیان می کند که این افراد با حس نیرومندی نسبت به عدالت اجتماعی به فعالیتهای انتفاعی به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف می نگرند (روپر و چنی،۲۰۰۵). تامپسون و همکارانش بیان کردند که شکیبایی و داشتن چشم انداز از ویژگیهای ضروری برای انجام یک اقدام مخاطره آمیز اجتماعی است. درایتون کارآفرینان اجتماعی را افرادی خلاق می داند که قابلیت تغییر عقیده خود را دارند و تواناییهایی از جمله تشخیص فرصت‌ها، سبک رهبری جمعی، توانایی کار تیمی و انگیزه بلندمدت جامعه‌گرا را دارا می‌باشند. اگر چه بیشتر این ویژگیها ممکن است منحصر به کارآفرینان اجتماعی نباشد و سایر افراد کارآفرین هم آنها را دارا باشند، اما کارآفرینان اجتماعی که این ویژگیها را دارند در ابتکارهای خود و تاثیرهای اجتماعی که بر جوامع خواهند داشت، متفاوت خواهند بود (روبرتز و وودز،۲۰۰۰).
 
● عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی
 
۱) صداقت
 
نخستین عامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، صداقت است. شروع یک اقدام مخاطره آمیز یا حتی یک استراتژی کسب در آمد، به اندازه کافی مشکل است، بنابراین یک کارآفرین اجتماعی باید در تولید یا خدمتش، بازارش، رقابتش، منابعش و بسیاری عوامل دیگر که در شکست یا موفقیتش تاثیر گذار هستند، صدیق باشد (بوشی،۱۹۹۸).
 
۲) دلبستگی، شور و شوق
 
فردی که در مسیر کارآفرینی اجتماعی گام بر می‌دارد، باید به این کار دلبستگی داشته باشد و باید در این امر پر شور و با اشتیاق باشد. اگر فکر کند که بایدی در انجام این کار وجود دارد و به اجبار فعالیت کند، نمی‌تواند یک کارآفرین اجتماعی موفق باشد (همان).
 
۳)روشنی هدف
 
مورد سوم روشنی هدف است. در این جا دو پرسش مطرح می‌شود :اول اینکه چرا سازمان در مسیر کارآفرینی اجتماعی قدم برداشته است ؟‌ و دوم اینکه چه ‌نیرو‌های هدایتگری شما را در این مسیر حرکت می‌دهند؟ این موضوع مهمی‌است که، اعضای تیم کارآفرینانه پیش از اینکه فرایند برنامه ریزی را شروع کنند در رابطه با این پرسشها به اجماع برسند، زیرا که شما برای اینکه بتوانید پاسخ محکمی ‌برای منتقدانتان داشته باشید، به اجماع نیاز خواهید داشت. در اینجا چهار دلیل منطقی ارائه می‌شود:
 
▪ رسالت سازمان : ما این کار را انجام می‌دهیم، زیرا که قادرخواهیم بود به افراد بیشتری خدمت رسانی کنیم.
 
▪ بقا: ما این کار را انجام می‌دهیم، زیرا که منابع قدیمی ‌تامین وجوه، دیگر به اندازه کافی بازدهی ندارند.
 
▪ فرصت: ما این کار را انجام می‌دهیم، زیرا که بازار، ما را به سمت خودش می‌کشاند و این فرصت را فراهم می‌آورد که برای خدماتی که ارائه می‌دهیم تقاضاهایی را تجربه کنیم.
 
▪ آزادی: اگر ما بتوانیم وجوه مورد نیاز خود را تامین کنیم، دیگر توسط اولویت‌ها و محدودیت ‌هایی که ازسوی دیگران بر ما تحمیل می‌شود، محدود نمی‌شویم.
 
این چهار واژه دلیل عمده ای است برای موفقیت سازمان. البته روشنی هدف جنبه دیگری هم دارد که به همین اندازه مهم است و آن پاسخ به این پرسش است: چه تصویری از موفقیت دارید ؟ مهم است که شما هدف‌های بلند مدت خود را پیش از شروع به کار، تعریف کنید. اگر این کار را انجام ندهید شما هرگز قادر نخواهید بود موفقیتتان را به دیگران نشان دهید (همان)
 
۴) تعهد
 
مورد چهارم، تعهد است . متاسفانه بیشتر افراد به تعهد داشتن به انجام امری بی میل هستند به این دلیل که آنها مخالف ریسک هستند و یا اینکه ثبات را جستجو می‌کنند، هر دو دلیل غیر قابل درک و با واقعیت‌های بازاردرتعارض است. مدیران باید به داشتن یک چشم انداز بلند مدت علاقه‌مند باشند. بیشتر مدیران هنوز به هزینه فکر می‌کنند تا سرمایه‌گذاری و آنها به اقدام کردن بی میل هستند، مگر اینکه بتوانند دستیابی به درآمدی را به سرعت در آن اقدام ببینند. در حالی که کارآفرینی به این شیوه عمل نمی‌شود، بلکه عملی زمان بر است (همان).
 
۵) شهامت
 
یک کارآفرین اجتماعی شدن شهامت می‌خواهد؛ چه شخصی و چه سازمانی. برای ایجاد تغییر در موارد یادشده، به شهامت نیاز است زیرا که هر سازمان یک فرهنگ سازمانی دارد که شهامت را به شیوه خود به دست می‌آورد و این فرهنگ وجود دارد چه ما از آن آگاه باشیم، چه نباشیم. این فرهنگ مجموعه ای از ارزش‌های مشترک است که به ما می‌گوید ما که هستیم و برای چه اینجا مانده ایم و چگونه باید با دیگران رفتار کنیم و نظایر آن. در مجموع، تغییر فرهنگ سازمان کار ساده‌ای نیست. آیا شما می‌توانید تصمیم‌های قاطعی بگیرید؟ آیا شما به ریسک کردن تمایل دارید ؟ (همان)
 
۶) ارزشهای مهم واصلی
 
سازمان باید مجموعه ای از چهار یا پنج ارزش اساسی را که به روشنی بیان و نهادینه شده و پیوسته تقویت می‌شود، دارا باشد. پیش از اینکه شروع به کار کنید، ارزش‌های اصلی تان را شناسایی کرده، مطمئن شوید که آنها سنجیده شده هستند. آنها را براساس برنامه استراتژیکی تان و برنامه‌های عملیاتی سالیانه تان تدوین کنید و باجدیت به پیگیری و کنترل آنها بپردازید. پیشرفتتان را دست‌کم سالی یک‌بار سنجیده و اعلام کنید (همان).
 
۷) تمرکز بر مشتری
 
هفتمین عامل موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، تمرکز بر مشتری است . در این بحث تفاوت عمده‌ای وجود دارد بین کشیدن محصولات یا خدمات به سوی بازار و از طرفی، کشش محصولات از سوی بازار. در حالت اول شما محصولات خود را تولید می‌کنید یا خدمات خود را ارائه می‌دهید، سپس به دنبال مشتری برای آنها می‌گردید. در حالی که در حالت دوم شما مشتریان و خدمات گیرندگان خود را شناسایی و نیازهای آنها را بررسی می‌کنید و سپس محصولات یا خدمات خود را ارائه می‌دهید که در این صورت بازار و خدمات گیرندگان شما را به سوی خود می‌کشند. این در حالی است که در حالت اول عکس این قضیه صادق است و شما محصولات و خدماتتان را به سوی آنها هل می‌دهید . به منظور موفقیت در کارآفرینی اجتماعی باید حالت دوم حاکم باشد و پس از نیاز سنجی مشتریان و خدمات گیرندگان اقدام به ارائه محصول و خدمات شود (همان).
 
۸) مشتاق برای برنامه ریزی
 
در کسب و کارهای کوچک نود درصد شکستها ناشی از اشتباه‌های مدیران است و نه عوامل دیگر. متاسفانه بیشتر افراد بی‌حوصله هستند و برای پریدن به سمت گام‌‌های بعدی وسوسه می‌شوند . در حالی که باید برنامه ریزی کرد و برای آن مشتاق بود. در اینجا برای کمک به شما در امر برنامه ریزی، سه پیشنهاد ارائه می‌شود:
 
▪ تقاضای کمک کنید : اطمینان داشته باشید که تیم برنامه ریزی شما متشکل از مربیان و کارآفرینان موفقی است که در ساخت کسب و کار‌های کوچک و یا متوسط خود، به خوبی عمل کرده اند. این‌گونه افراد معیار‌های واقعی و ارزشمند را به خوبی مشخص می‌سازند.
 
▪ فردی را در رهبری تیم برنامه ریزی قرار دهید: تیم برنامه ریزی شما به یک رهبر نیاز دارد، به ویژه زمانی که برنامه ریزی کارآفرینانه جامعی را شروع می‌کنید. انتظار نداشته باشید که کارکنانتان علاوه بر وظیفه خودشان این کار را هم بپذیرند.
 
▪ محیطی آرام فراهم کنید: زمانی که تیم تان را انتخاب کردید، برای اینکه مطمئن شوید که همه افراد با چارچوب استراتژیک شما راحت هستند و بر پاسخ پنج پرسش زیر توافق دارند فرصتی را اختصاص دهید:
 
چشم‌انداز ما چیست (چگونه می‌خواهیم دنیا را تغییر دهیم)؟
 
رسالت ما چیست؟
 
ارزش‌های اساسی که ما را هدایت می‌کند، چیست؟
 
برای انجام این فرایند چه نیرو‌هایی ما را هدایت می‌کند؟
 
چه نتایجی را انتظار داریم؟(همان).
 
۹)اقدام کردن
 
برای انجام دادن کاری، شما هرگز تمام منابعی را که نیاز دارید نخواهید داشت. یک کارآفرین واقعی در حرکت به سمت جلو و انجام دادن کار است که منابع را به دست می‌آورد. در حالی که یک کارآفرین ترسو صبر می‌کند تا زمانی که یک برنامه کامل داشته، تمامی ‌منابع را دراختیار داشته باشد، اقدام به کاری ‌کند. این در حالی است که یک برنامه بسیار خوب که امروزه با اشتیاق اجرا می‌شود، یک برنامه کامل را که فردا انجام خواهد شد، شکست می‌دهد(همان).
 
۱۰) انعطاف داشتن
 
آخرین عامل حیاتی موفقیت، انعطاف داشتن و توانایی فی البداهه ساختن (‌کسی که بدون مقدمه و آمادگی، چیزی را می‌سازد) است. برای انجام دادن یک کار، همیشه تنها یک راه درست وجود ندارد. موفقیت و سر فرازی به سوی افراد و سازمان‌هایی خواهد رفت که یاد بگیرند چگونه خود را به سرعت با محیط و شرایط تطبیق دهند (همان).
 
● نتیجه گیری
 
کارآفرینان اجتماعی، ویژگیها و رفتارهایی شبیه به کارآفرینان اقتصادی (مانند: رهبری خوب و مهارت‌های مدیریتی) دارند، ولی آنها بیشتر با کارها و فعالیتهای دلسوزانه و حمایت کننده ارتباط دارند، تا کسب پول. این کارآفرینان به اجتماع نزدیکترند، از این رو می‌توانند نیازهای واقعی را تشخیص دهند و به آنها با روش‌هایی هدفمند و با معنا پاسخ دهند . این اشخاص به داشتن یک بینش برای تغییرهای اجتماعی نیاز دارند و با انگیزه سودآوری تحریک نمی‌شوند و اگر خواهان این هستند که تاثیری عمده و مهم بر اجتماعات اطراف خود بگذارند وحمایت شوند، باید از توانایی تشویق دیگران و ارتباطات خوب، به بهترین شکل بهره مند باشد.
 
برای تشخیص نیاز های واقعی و کسب تصور و بینش مطلوب ،تحریک و تشویق دیگران ،غلبه بر موانع و خطرات در این فرایند و به طور کلی موفقیت در آن، توجه به عوامل حیاتی موفقیت: (صداقت، دلبستگی، روشنی هدف، تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی و مهم، برنامه‌ریزی انعطاف و اقدام) امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.
 
 
 
 
 
 
 
 
            مریم روستا و محمد مهدی حیدری   
 
 
            روزنامه تفاهم ( www.tafahomnews.com ) 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب
چرخ اقتصاد نچرخد مگر با عزم نیروی کار
سایه‌های پهن شده بر محیط پرورش و بکارگیری نیروی کار در کنار محیط نامناسب کسب‌وکار، روشنایی‌ها را کم‌سو جلو می‌دهد.

آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل، نیروی کار چین را بزرگترین ثروت این کشور قلمداد می‌کند؛ ثروتی که در حال حاضر در کشور ما به وفور یافت می‌شود. اما چرا به جای بهره‌برداری از این ثروت گرانبها، همواره با مشکل اشتغال‌زایی و بهره‌وری نیروی کار رو‌به‌رو هستیم؟ با اندکی تأمل در اوضاع اقتصادی چین و با توجه به تأثیر بحران جهانی بر اقتصادهای قدرتمند دنیا، می‌بینیم که توان مدیریت اقتصادی این کشور که ناشی از تکامل نیروی کار، سرمایه و مدیریت آن است، چین را به سکاندار اقتصاد جهان تبدیل کرده است.

امروز دغدغه اصلی کشورهای دنیا، چگونگی افزایش تولیدات با استفاده از انواع ابزارها و اهرم‌های تکنولوژیکی و مدیریتی و بهره‌گیری از منابع انسانی کارآمد است. اما ما هنوز نتوانسته‌ایم فکری به حال تورم لجام‌گسیخته کشور نماییم؛ معضلی که اثرات منفی بسیار زیادی بر اقتصاد کشور و به خصوص قدرت خرید نیروی کار بر جای گذاشته است.

البته این موضوع، تنها مشکل نیروی کار ایرانی نیست و نرخ‌های اندک حقوق و دستمزد ماهانه هم تشدیدکننده این قِلّت قدرت خرید است. نتیجه این امر، ارتباط مستقیمی با اُفت بهره‌وری نیروی کار دارد، چراکه مهمترین موضوع در افزایش بهره‌وری نیروی کار، سلامت آن است. درگیری‌های روانی و مشکلات معیشتی، تمرکز نیروی کار فعال را از ارتقای خلاقیت و نوآوری و ارایه راهکارهای متناسب با حرفه وی منحرف می‌کند و از اینجا است که بازدهی نیروی کار، تنها تابعی خواهد بود از ۸ ساعت کار فیزیکی روزمره، در حالی که نباید فراموش کرد ارتقای کیفی تولید در کنار کمیت بالا، رمز پیروزی یک بنگاه تولیدی است. از طرفی بازارهای جهانی را از دست داده‌ایم، چراکه نگاه تولید در جامعه، نگاهی کمیت مدار بوده است - هرچند در این زمینه هم موفق عمل نکرده‌ایم. ارتقای کیفی محصول، نیازمند ارتقای عوامل تولید است و نیروی کار به عنوان تنها عاملی که به شدت متأثر از عوامل غیرفیزیکی اعم از شرایط محیطی و عوامل روانی است، در کشور ما نتوانسته جایگاه واقعی خود را بیابد. نگاه کنید به شاخصه‌های مؤثر بر بهره‌وری نیروی کار: از سلامت نیروی کار گرفته تا فضای آموزشی - از ابتدایی تا پایان دانشگاه - رفاه و تأمین مالی نیروی کار، محیط کسب‌وکار، محیط سیاسی و اقتصادی کشور و ده‌ها فاکتور مؤثر دیگر، همگی نشان از مسیر صعب‌العبور پرورش و تربیت نیروی کار در کشور ما دارد.

اگرچه تمایزی بین نخبگان جامعه و نیروی کار وجود ندارد، اما این که نظام آموزشی کشور سالانه به اعلام مشتی رقم و درصد از میزان ورود و خروج نیروی جوان برای تحصیل رشته‌های مرتبط و غیرمرتبط - بدون توجه به کیفیت آن - بپردازد در شأن کشور ما نیست. متأسفانه از بُعد ارتقای آموزشی نیروی انسانی هم حرفی برای گفتن نداریم. سؤال ما این است که چرا اقتصاد را به سمت کمیت و مقدار سوق می‌دهیم؟ چرا کیفیت در هیچ بُعدی محلی از اعراب ندارد؟ این که چقدر طلا در المپیاد‌های جهانی گرفته‌ایم ملاک عمل است یا این که چند درصد از فارغ التحصیلان ما، لااقل در همان رشته تحصیلی بر انجام عملی علم خود تسلط دارند؟ به اعتقاد ما، نیاز امروز جامعه، نیروی کار عالم است، نه عالم غیرماهر.

یقیناً اگر برنامه‌ریزی‌ها مبتنی بر توسعه منابع هماهنگ و همگام با کیفیت نیروی انسانی انجام می‌شد،‌ اکنون با این نرخ فزاینده بیکاری تحصیلکردگان رو‌به‌رو‌ نبودیم. دلیل آن هم کاملاً روشن است؛ همواره نیروی کار کشورمان را بدون بررسی‌ها و نیازسنجی‌های شغلی - بر خلاف کشورهایی نظیر ژاپن که سالانه میلیون‌ها دلار صرف مطالعات و امکان‌سنجی‌های شغلی نیروی کارشان می‌کنند - وارد دانشگاه و سپس بازار کار می‌نماییم. این موضوع در کنار این حقیقت که‌ بسترها و زیرساخت‌های لازم جهت توسعه منابع انسانی کشور مشکل دارند و به اصطلاح "کمیتشان می‌لنگد،" درد دیگری است که انگیزه یادگیری را در نیروی کار می‌کُشد. در نتیجه نیروی انسانی کشور، علم را در دانشگاه‌های‌ ما می‌آموزد و از هزینه این مملکت به بالندگی می‌رسد، اما به دلیل فراهم نبودن بسترها، به امید بهره‌گیری درست از دانش خود و کسب درآمد، مرزهای این کشور را پشت سر می‌گذارد و به عنوان بهترین نیروی کار به استخدام کشورهای دیگر در می‌آید. نیروی کار ایرانی مستعد است. پشتکار دارد و به آینده امیدوار است. اما شرایط به گونه‌ای فراهم شده که احساس می‌کند باید از گرداب مسایل حاکم بر فضای کسب‌وکار که توانایی‌های او را نابود می‌کند، خود را خلاص کند. انصافاً تابه‌حال فکری اصولی و عملی برای جلوگیری از فرار مغزها و نخبگان کشور ارایه شده است؟ هر دم از این باغ بری می‌رسد! متأسفانه، با گذشت زمان، اوضاع بدتر می‌شود، ‌چراکه زمانی شاهد خروج نخبگان جوان از کشور بودیم، اما چند سالی است که علاوه بر آن، نظاره‌گر خروج نیروهایی متخصص و ماهر هم هستیم. اگر به فکر کسب رتبه اول منطقه هستیم، چرا نیروی انسانی رسیدن به این هدف را به رقبا می‌سپاریم؟ قطعاً ادامه این روند، رقابت را به نفع کسی رقم خواهد زد که ابزار قوی‌تری در اختیار داشته باشد. امروز ابزار قوی توسعه کشور در دست کشورهای همسایه و سایر کشورهای دنیا است که دانش استفاده از آن را می‌دانند و قدر و ارزش آن را خوب می‌شناسند.

● بهره وری، پویایی و کارآمدی: ارکان پیشرفت نیروی کار

مطابق اهداف سند چشمانداز ۲۰ ساله باید ۵/۲ درصد از رشد ۸ درصدی اقتصاد کشور، حاصل از ارتقای بهرهوری باشد که متأسفانه اهدافمان با واقعیات فاصله دارند. نگاهی به آمار و ارقام اقتصادی کشور، حکایت دیگری را روشن میسازد. بر اساس گزارش واحد تحقیقات ماهنامه «اقتصاد ایران»، رشد بهرهوری نیروی کار از ۸/۲ درصد در سال ۸۱ با کاهشی مستمر به ۵/۰ درصد در سال ۸۷ رسیده که متأسفانه پیشبینی میشود با کاهشی ۳/۰ واحد درصدی به ۲/۰ درصد در پایان سال جاری برسد. در این راستا میتوان فقدان پویایی نیروی کار را از عواملی برشمرد که سبب این تنزل بوده است. در کشورهای توسعهیافته، بسیاری از شرکتها و مؤسسات، بودجهای را برای ایجاد واحد توسعه و پژوهش (R&D) تخصیص میدهند. این شرکتها و مؤسسات، همواره بخش قابل ملاحظهای از منابعشان را صرف تحقیقات و فعالیتهای صورت گرفته در این واحد میکنند تا از این طریق، نیروی کار خود را به علم روز و منطبق با مهارتهای مورد نیازشان آموزش دهند. متأسفانه بیش از ۵۰ درصد ادارات، سازمانها ومؤسسات خصوصی و دولتی کشورمان فاقد چنین واحدی هستند. عدم توجه به مقولات مهمی از این قبیل، سبب شده تا در بسیاری از زیرساختهای توسعه منابع انسانی مهجور بمانیم. بر اساس گزارش بانک جهانی، کشورهای سوئد، چین و ژاپن به ترتیب معادل ۷۵، ۳۱/۲ و ۱۶ درصد محصول ناخالص داخلی خود را صرف هزینههای توسعه منابع انسانی نمودهاند که این نسبت در کشور ما تنها معادل ۶ درصد بوده است. نگرانکنندهتر آن است که بر اساس اهداف سند چشمانداز، این رقم میبایست معادل ۲۵ درصد باشد.

● انتظار نیروی کار از کارفرما

نکته حایز اهمیت دیگری که در این راستا باید به آن توجه نمود، ارتباط متقابل نیروی کار و کارفرما است. نیروی کار برای پویایی، بهرهوری و کارآمدی، انتظاراتی از کارفرمای خود دارد که به طور حتم، توجه به آنها میتواند مسیر دستیابی به این مهم را تسهیل نماید. در این راستا، به غیر از مسایل حقوقی و دستمزدی، قرار دادن نیروی کار زیر پوشش نظام تأمین اجتماعی از مهمترین شاخصههایی است که به پویایی نیروی کار کمک خواهد کرد. متأسفانه در سالهای اخیر به دلایل بسیاری از جمله حجم بالای بیکاری و فقدان منابع مالی مناسب واحدهای اقتصادی خواستههای نیروی کار بیپاسخ مانده است. به عبارت دیگر هم کارگر در عذاب است و هم کارفرما - خصوصاً واحدهای بخش خصوصی. با یک حساب سرانگشتی از وضعیت کشور در مییابیم که در قبری که به نام نیروی کار بالای آن ایستادهایم، مردهای نیست. مقایسه نرخ تورم با رشد دستمزدها یکی از این مسایل است. اگر وجدان را قاضی کنیم میبینیم که اگر سالی ۲۰ درصد به سطح عمومی قیمتها و ۱۲ درصد به حقوق و مزایا اضافه شود، تقریباً سالی ۸ درصد قدرت خرید نیروی کار و دستمزد واقعی او افت میکند. ترکیب نامتوازن نیروی کار دستمزدبگیر مستأجر را با هزینههای سرسام آور مسکن مقایسه کنید. هزینههای درمان، بهداشت و آموزش، را ببینید. سهم نیروی کار ایرانی از تفریح و مسافرت چقدر است؟ پاسخ به این سؤالات اگرچه کمی سخت است، اما اندکی تأمل در زندگی روزمره نیروی کار ایرانی، مبین سهم اندک نیروی کار از این مقولهها است. پس، سخن گفتن از کارایی، بهرهوری، پویایی و ابداع و خلق تئوریهای جدید انتظاری غیرمنطقی است.

عدم رعایت سلسله مراتب و فقدان شایستهسالاری درونسازمانی از دیگر مواردی است که بر پویایی نیروی کار، تأثیر منفی میگذارد. وجود قوانین دست و پاگیر کار هم موردی است که عملاً دست هردو طرف نیروی کار و کارفرما را بسته است، به طوری که بر اساس گزارش مؤسسه هریتج آزادی نیروی کار کشورمان با در اختیار داشتن رقم ۴/۵۲ درصد حتی از کشور کمونیستی چین - با در اختیار داشتن ۸/۶۱ درصد - پایینتر است. باید توجه داشت که دستیابی به نیروی کار پویا، کارآمد و بهرهور، تنها زمانی مهیا میشود که تمام مسایل و مشکلات حاشیهای آن حل شده باشد. توجه به نظامهای "رشد مبتنی بر خلق انگیزه" و یا "رشد مبتنی بر تشویق نیروی کار،" در کنار القای وفاداری و امنیت شغلی به نیروی کار از مواردی است که کمکهای شایانی به این مهم مینماید. در نهایت یادآور میشویم که اگر خواهان اهداف بلندمدتی چون سند چشمانداز هستیم، باید به سرمایههای اصلی کشور که همان منابع انسانی هستند توجهات به مراتب بیشتری نماییم، چراکه "چرخ اقتصاد نچرخد، مگر با عزم نیروی کار.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:22 AM نظرات 0 | لينک مطلب
کارآفرینی ویژگی های شخصیتی و جمعیت شناختی
● مقدمه

در هزاره سوم میلادی، فرآیند تغییر و تحول مستمر و پر شتاب از عمده ترین جریان های حاکم بر حیات بشری و از مهم ترین مشخصات بارز آن به شمار می رود و فرآیند کارآفرینی و خلاقیت که اساس و بستر ساز تغییر و تحول و دگرگونی است. در این خصوص نقش بسیار بنیادین و تعیین کننده ایفا می کند. افراد، سازمان ها و جوامعی که نتوانند خود را با این تحولات پر شتاب همگام کنند، دچار حالت ایستایی و توقف و سکون شده، بی شک در آینده حضور فعالی نخواهند داشت و سرانجام دچار اضمحلال می شوند. در این میان افرادی هستند که دراین دریایی پر تلاطم انقلابهای پی در پی بر روی موج ها سوار بوده و در زمانی که همگان بر نابسامانی، تناقض و عدم تعادل اذعان دارند، آنها به دنبال بدست آوردن فرصتی هستند تا بتوانند با ارائه محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه، تعادل را برقرار کرده و اوضاع را سامان بخشد و ارزشی از خود بر جای گذارند.
تلاش صاحبنظران و متخصصان همواره بر این بوده است که برای سازمان ها شرایط و بستری رافراهم کنند که زمینه حاکمیت فناوری، خلاقیت و نوآوری در آنها مناسب تر و مستعد تر شود و بتواند هرچه بیشتر و بهتر از رویدادها و دگرگونی ها بهره مند شوند و حتی آنها را به وجود آورند و همچنین بسیاری از دانشمندان در پی آن بودند که وجه تمایز این افراد که محور توسعه اقتصادی بوده و کارآفرین خوانده می شوند، با دیگر افراد جامعه را بدست آورند. و همین امر سبب به وجود آوردن علم کارآفرینی شد که در آن رویکرد رفتاری و ویژگی های شخصیتی کارآفرینان از منظر اقتصادی، روانشناسی و جامعه شناس مورد بررسی قرار می گیرد.

● کارآفرینی

واژه کار آفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای متعهد شدن نشأت گرفته است. بنا بر تعریف واژه نامه دانشگاهی و بستر: کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت را سازماندهی، اداره و تقبل کند. کارآفرینی فرایندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می گردد. کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها. از کارآفرینان تعاریف مختلفی شده است، دانشمندان علوم اجتماعی، روانشناسی، اقتصادی و مدیریت هر یک تعاریف خاصی برای کارآفرینان دارند. اما آنچه در اکثر آنها می توان مشاهده کرد، این نکته است که کارآفرینان محور توسعه اقتصادی بوده و با تخریب روش کهن وناکارآمد قبلی و جایگزینی آنها با شیوه های کارآمد و نوین به نظام اقتصادی، پویایی و حیات می بخشند.

اقتصاددانان می گویند: کار آفرین کسی است که منابع، نیروی کار، مواد و سایر دارایی ها را با هم ترکیب می کند تا ارزش آنها را نسبت به قبل بیشتر نماید. به عبارتی، آنها بیشتر به نقش اقتصادی کار آفرینان در جامعه توجه می کنند و اثراتی که این افراد بر جامعه می گذارند را مورد بررسی قرار می دهند. علم روانشناسی و روان شناسان معتقدند کارآفرین کسی است که به وسیله نیروهای شخصی خود به پیش می رود، نیروهایی از قبیل نیاز به کسب کردن یا رسیدن به چیزی، تجربه نمودن، انجام دادن یا شاید فرار از قدرت اختیار دیگران. در حقیقت، این گروه بیشتر به بررسی الگوی رفتاری و ویژگی خاص کارآفرینان می پردازند.

دانشمندان مدیریت نیز بیشتر به تشریح کارآفرینی و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه در سازمانهای موجود پرداخته اند. کارآفرین فردی است دارای ایده وفکر جدید که از طریق فرایند ایجاد کسب و کار و کارخانگی، کسب و کار مجازی، کسب و کار در مغازه یا شرکت در سازمان توأم با بسیج منابع و مخاطره مالی و اجتماعی، محصول یا خدمت جدیدی به بازار عرضه می کنند.

کار آفرینی عبارت است از فرایند خلق هر نوع پدیده جدید با ارزش همراه با خطر پذیری های مالی، روانی و اجتماعی برای رسیدن به نتایج مطلوب و پاداش دهنده رضایت خاطر و استقلال مالی.

از نظر برنز (۲۰۰۱) کارآفرینی عبارت است از هدایت خطر پذیرانه نوآوری در جهت ایجاد تغییرات بهینه، خلق فرصتهای کاری، افزایش بهره وری منابع و دستیابی به نتایج ارزشمند معنوی و مادی.

از نظر استونسن، بیده، رابرتس و گروسبک (۱۹۹۹) کارآفرینی عبارت است از پیگیری فرصت کاری، هدایت منابع، کنترل منابع، مدیریت و خط مشی نتیجه و پاداش.

▪ ویژگی های شخصیتی کار آفرینی

۱) مخاطره پذیری

عبارت است از پذیرش مخاطره هایی که می توانند از طریق تلاش های شخصی مهار شوند. مخاطره پذیری شامل تمایل به مدیریت و برعهده گرفتن امور و اختصاص منابع به فرصتهایی است که احتمال تقبل هزینه شکست معقولی را نیز همراه دارند. شاید یکی از گسترده ترین ویژگی های ذکر شده از کارآفرینان یا کارآفرینی تمایل به پذیرش مخاطره است. مک کله لند(۱۹۶۲) ادعا کرده بود که افراد با نیاز به موفقیت بالا تمایل بیشتری به قبول مخاطره دارند. کارآفرین وقت، تلاش و اعتبار کاری اش را در معرض مخاطره قرار می دهد و منابع مالی را در یک کار مخاطره آمیز سرمایه گذاری می کند، در این کار، عدم قطعیت و مخاطره ناشی از شکست وجود دارد، به همین دلیل، کار آفرینان به یادگیری مدیریت مخاطره و تحمل ابهام برای خود و دیگران تمایل دارند وشکست یک پروژه به عنوان یک تجربه یادگیری تلقی می کنند، نه به عنوان تراژدی فردی.

تحقیقات نشان می دهد که کارآفرین خواه زن باشد خواه مرد، شخصی است میانه رو، که حساب شده مخاطره می کند. او لزوماً در پی فعالیتی نیست که مخاطره آن زیاد باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی «معمولی» تلقی می شود، بپذیرد و در این حد حاضر می شود تا پول، امنیت ، شهرت و موقعیت خود را به مخاطره اندازد.«برکهاوس» پس از تحقیقات خود، مخاطره پذیری را اینگونه تعریف می کند: احتمال دریافت پاداش در نتیجه موفقیت فعالیت پیشنهادی، که شخصی قبل از اینکه خود را در معرض پیامدهای ناشی از شکست قرار دهد، آن را تعیین می نماید.

۲) مرکز کنترل

عقیده فرد نسبت به اینکه وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی می باشد را مرکز کنترل می نامند. به عبارت دیگر، اعتقاد افراد به اینکه وقایع خارج یا تلاش و کوشش خودشان سرنوشت آنان را تعیین می کند، مربوط به مرکز کنترل است. راتر (۱۹۹۶)نقش مهمی را با توسعه مفهوم کانون کنترل در تحقیقات روانشناسی ازخود بر جای گذاشت، او معتقد بود که فردی پیامد یک عمل را یا در کنترل خود یا خارج از کنترل احساس می کند. یک فرد با کانون کنترل درونی معتقد است که می تواند از طریق توانایی، تلاش یا مهارتهایش بر پیامدها اثر بگذارد. از طرف دیگر، بیرونی ها کسانی هستند که معتقدند که این نیروهای خارج از کنترل افراد هستند، که پیامدها را تعیین می کنند. کانون کنترل درونی به عنوان یکی از مهمترین خصوصیات روانشناختی مورد مطالعه و تحقیقات کارآفرینی بوده است. تحقیقات، رابطه قوی بین رفتار کارآفرینی و کانون کنترل درونی را نشان داده اند. به عبارت دیگر، کارآفرینان موفق، به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال و یا نیروهای مشابه نسبت نمی دهند. به عقیده آنها، شکستها و پیشرفتها تحت کنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتایج عملکردهای یشان موثر می دانند. این عقیده که شانس یا سرنوشت زندگی شخصی خود را کنترل نمی کند، از خصوصیات ویژه کارآفرینان است. به عنوان مثال، اگر از افراد موفق بپرسید که چه چیزی باعث موفقیت شما شده است، در پاسخ خواهند گفت:«تلاش و پشتکار خودم». چنین افرادی به قدرت و توانایی خویش اعتماد دارند و سرنوشت خود را قابل کنترل می دانند.

۳) توفیق طلبی

نیاز به توفیق طلبی عبارت است از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی، جهت پیش گرفتن از رقبا و تعیین استاندارد توسط خود فرد. در حوزه تحقیقات مربوط به خصوصیات شخصیتی و کارآفرینی مفهوم نیاز به موفقیت توجه زیادی را بخود جلب کرده است. مطالعات «مک کله لند» (۱۹۶۲) مفاهیم اولیه نیاز به موفقیت را مورد بررسی قرار داده اند «مک کله لند» معتقد است که انگیزه موفقیت بالا با برخی از جنبه های عملکرد مخاطره آمیز مرتبط می باشد. وی همچنین بیان می دارد که نیاز به توفیق در افرادی که فعالیتهای اقتصادی خود را آغاز نمایند، بالاتر می باشد.این افراد مایل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسیدن به اهداف قابل دسترس و همچنین نسبت به عملکرد خود، باز خورد مکررو منظم زمانی نیاز دارند. این افراد ترجیح می دهند تا شخصاً مسئولیت حل مشکلات، تعیین اهداف و دستیابی به آنها را از طریق تلاشی شخصی خود برعهده گیرند. به طور خلاصه وی استدلال می نماید افرادی که نیاز به توفیق بسیار زیادی دارند، دارای ویژگی های ذیل می باشند:

۱) مسئولیت شخصی برای تصمیم گیری را ترجیح می دهند.

۲) مخاطره پذیری آنها متوسط است.

۳) به دریافت باز خورد از نتایج تصمیمات خود علاقمند می باشند.

«مک کله لند» (۱۹۶۲) در تحقیقات خود نتیجه گیری می نماید که نیاز به توفیق، انگیزه اصلی توسعه اقتصادی در کشورها بوده و در تصمیم گیری فرد برای کارآفرین شدن تاثیر بسزایی دارد.

۴) خلاقیت

خلاقیت، همانا توانایی خلق ایده های جدید است که این ایده ها ممکن است به محصولات یا خدمات جدید نیز منجر شوند. تورنس (۱۹۷۴) فرایند «حساس شدن به مسائل، نقص ها، پیدا کردن نقاط مبهم در معلومات، مشخص نمودن مشکل، جست و جو برای راه حل، حدس زدن و صورت بندی فرضیه ها درباره نواقص، آزمون فرضیه ها، تغییر در فرضیات و آزمون فرضیه ها، تغییر درفرضیات و آزمودن مجدد آنها و در نهایت اتصال عناصر مختلف به یکدیگر» را خلاقیت می شمارد. برای ارائه تعریف دقیق از خلاقیت، باید ابتدا جایگاه نوآوری را مشخص کرد. نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار می باشد و خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.

نوآوری فرآیندی است که خلاقیت را به محصول تبدیل می کند. بنابراین، نوآوری متمایز از خلاقیت (ایجاد یک فکر یا محصول جدید)است. فعالیت نوآوری در تعریفی که «شومپیتر» از کارآفرین می دهد، یک ویژگی واضح و آشکار است. «شومپیتر» (۱۹۳۴) نقش کارآفرین را به عنوان یک میانجی تحقیق تعریف کرده و کارآفرین را به عنوان مرد فکر و مرد عمل می بیند «دراکر» بعداً نقش نوآور بودن کارآفرین را گسترش داده و نوآوری را به عنوان ابزار خاص کارآفرینان تشریح می کند. نوآوری ضرورتاً پرداختن به کار جدید نیست. نوآوری ابزار ویژه کارآفرینی است. نوآوری می تواند یک روش جدید برای یک کار قدیمی باشد(یک روش قدیمی برای انجام کار جدید است). «گیلفورد» خلاقیت را تفکری واگرا می داند که به جهات مختلف سیر می کند و برای حل مسئله به خلق راه حل های بسیار متنوع و نوین می پردازد. کارآفرین از میان ایده های ناشی از خلاقیت خود و یا دیگران و ترکیب آن با فرصت های بازار، این ایده را با تلاش پیگیر ومستمر به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل می کند و با راه اندازی کسب و کار به آن عینیت می بخشد. هم نوآوری و هم خلاقیت، از اجزای لاینفک کارآفرینی می باشند و به گفته «پیتر دراکر» (۱۹۸۵) وجود نوآوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می توان ادعا نمود کارآفرینی بدون آن وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه ای ندارد.

۵) تحمل ابهام

قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات یا دانش ناقص درباره محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل، بی آنکه شخص بداند موفق خواهد شد یا خیر. «اسچیر» (۱۹۸۲) اظهار می دارد که تحمل ابهام یک ویژگی مهم برای کارآفرینان می باشد زیرا چالش ها و عوامل بالقوه برای موفقیت برای شروع یک تجارت با در نظر گرفتن ماهیت غیر قابل پیش بینی مرتبط می باشد. «بادنر»(۱۹۸۲) تحمل ابهام را به عنوان میل باطنی برای مشاهده موقعیت های بدون نتایج مشخص تعریف می کند.

کارآفرینان بدون اینکه احساس تهدید یا ناراحتی کنند، قادرند به طور اثر بخش با شرایط و اطلاعات مبهم، ناقص، غیر قطعی سازمان نیافته و غیر شفاف روبه رو شوند و ضمن ابهامات، آنها را به نفع خود تغییر دهند.

در واقع، ابهام سبب انگیزش آنان می شود. درصورت مواجه شدن با شکست، کارآفرین به آن به مثابه یک تجربه نگاه می کند، زیرا اشتباه و تکرار آزمایش انسان به موفقیت نزدیک تر می کند. اغلب کارآفرینان معتقدند که از شکست بیش از موفقیت های خود درس آموخته اند. «چالزاف کترینگ» می گوید: «شکست های مکرر مانند پیک هایی هستند که در جاده منتهی به پیروزی حرکت می کنند.» آنچه اهمیت دارد، این است که نباید در مقابل شکست تسلیم شد، زیرا شکست خوردن اغلب موقتی است اما تسلیم شدن چیزی است که آن را دائمی می سازد.

۶) استقلال

از نظر مک کران و فلانیگان (۱۹۹۶) استقلال نیروی برانگیزاننده که فرد بااین ویژگی احساس می کند که بر سرنوشت خود کنترل دارد، کاری را برای خود انجام می دهد و آقای خودش است. استقلال طلبی (یا به عبارت دیگر، بی علاقگی به کار کردن برای دیگران) همانند نیرویی است که باعث می شود که کارآفرین تمام مخاطره ها و ساعت های طولانی کار خسته را برای ایجاد فعالیت کار آفرینانه نوپا به جان بخرد. نیاز به استقلال طلبی همانند نیاز به موفقیت از ویژگی های افراد کارآفرین تلقی می شود، نیاز به استقلال طلبی به عنوان تمایل به مستقل بودن و خود هدایتی تعریف می شود، نیاز به استقلال طلبی به عنوان یک انگیزه اساسی برای دانشجویانی که ممکن است علاقمند به کار کردن در شرکت های کوچکتر باشند، پیشنهاد می شود. نیاز به استقلال طلبی عنصر محوری مورد علاقه کارآفرین می باشد. نیاز به استقلال ویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی انگیزشی مهم برای کارآفرینان برآن تاکیده شده است. در واقع، نیاز به استقلال را نمی توان با عباراتی نظیر «کنترل داشتن بر سرنوشت خویش» «کاری را برای خود انجام دادن» و «رئیس خود بودن» تعریف کرد. در واقع نیاز به استقلال، عاملی است که سبب می شود تا کار آفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند. البته داشتن استقلال، یک زندگی راحت را تضمین نمی نماید. بیشتر کارآفرینان ساعات زیادی را در روز کار می کنند، علی رغم محدودیت های اقتصادی و محیطی، خود تصمیم می گیرند، کارها را به شیوه خود انجام می هند، طبق برنامه خود عمل می نمایند و سودی که خود ایجاد نموده اند را برداشت می کنند و آنچه حاصل می شود، رضایت آن هاست.

سایر ویژگی های کارآفرینی عبارتند از: آینده نگری، عزم، اراده، پشتکار، فرصت طلبی، رهبری، مسئولیت پذیری، هدف گرائی و...

ده ویژگی شخصیتی کار آفرینان از نظر «بایگرو» (۱۰D )

۱)رویا(Dream)

۲)عملگرایی(Doers)

۳)وقف(Dedication)

۴)توجه به جزئیات(Details)

۵)افزایش درآمد (Dollars)

۶)قاطعیت(Decisiveness)

۷)اراده(Deterination)

۸)عشق(Devotion)

۹)کنترل سرنوشت (Desting)

۱۰)توزیع ثروت(Distribute)

ویژگی جمعیت شناختی کار آفرینان

بعد از شناخت ویژگی های رفتاری کارآفرینان، با مجموعه ای از ویژگی های دیگر آشنا می شویم که می توانند، تاثیر به سزایی در تصمیم گیری یک فرد برای کارآفرین شدن داشته باشند. به این ویژگی ها، ویژگی های جمعیت شناختی می گویند، مهمترین این ویژگی ها عبارتند از:

۱) تجربه کاری

کارآفرینان در صنعتی که کار خود را در آن آغاز می کنند، دارای تجربه قبلی هستند. تجربه کاری قبلی در مسیر خاصی از فعالیت اقتصادی، همبستگی مثبتی با موفقیت دارد. همبستگی زیاد بین میزان موفقیت و تجربه قبلی نباید شگفت آور باشد، چرا که «کویر» در تحقیقات خود دریافت که بیش از ۹۷ درصد شرکتهای جدید، حداقل دارای یک موسس بوده اند که قبلاً در همان صنعت کار کرده اند. از اینرو، اکثریت کارآفرینان خواه موفق، خواه ناموفق درصنعت خود، دارای تجربه قبلی بوده اند. تجربه کاری باعث می شود کارآفرین به این موضوع پی ببرد که می تواند این کارها را بهتر از رئیس و کارفرمای خود انجام دهد. به همین دلیل اقدام به راه اندازی کسب و کار شخصی می کند.

۲) الگوی نقش

خانواده و دوستان نیز به عنوان الگوی نقش برای کارآفرین شدن موثر می باشند «بروکهاس و نورد» (۱۹۸۰) در مطالعات خود دریافتند که اکثر پدران کار آفرینان موفق در صنایعی با فناوری بالا، مالک و مدیر بوده اند. حداقل ۴۰ درصد کارآفرینان در خانواده های خود، تجربیات کارآفرینی را مشاهده نموده اند. البته مشاهده موفقیت اشخاص دیگر نیز، کار آفرینان را متمایل به پذیرش مخاطره کارآفرینی می نماید. به طور کلی وجود یک الگوی نقش سبب تشویق تلاش های کارآفرینانه در فرد می شود، این الگوها اغلب در محیطهای کاری نیز حضور دارند. افرادی که در خانواده شان فرد کارآفرینی وجود داشته باشد، به احتمال زیاد خودشان نیز کارآفرین خواهند شد. به طور کلی وجود یک الگوی نقش سبب تشویق تلاش های کارآفرینی در فرد می شود. این الگوها ممکن است در خانواده یا بین دوستان یا در محیط های کاری باشند.

۳) تحصیلات

یکی از موضوعات مورد توجه محققین این بود که آیا افراد، کار آفرین به دنیا می آیند یا اینکه از طریق تحصیل کارآفرین می شوند. این نکته، اهمیت تحصیلات را هویدا می سازد. «وسپر» (۱۹۸۲) در خصوص تحصیلات کارآفرینان که احتمال شکست آنها حتی بیشتر از دسته اول است، کسانی هستند که آموزش دیده اند اما تجربه ندارند. بر عکس آن، کار آفرینانی که هم تجربه دارند و هم آموزش دیده اند، پر سود ترین فعالیت ها را هدایت می نمایند. اکثر کار آفرینان از تحصیلات پایینی برخوردارند و بیشتر آنها فاقد تحصیلات دانشگاهی هستند. سطح تحصیلات کارآفرینان پایین تر از سطح تحصیلات مدیران است.

۴) سن

اساساً نمی توان سن مطلوبی را برای آغاز فعالیتهای کار آفرینانه معین کرد. مطالعه و بررسی در مورد کارآفرینان دنیا نشان می دهد، کارآفرینان می توانند در هر گروه سنی و از نوجوانی تا پیری وجود داشته باشند. مثلاً با ورود اینترنت به زندگی انسان امروز، بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی را نوجوانان و جوانان راه انداختند. این موضوع ۱۰ سال پیش سابقه نداشت. با توجه به تحقیقات انجام شده توسط «فرای» (۱۹۹۳) می توان گفت که شاید بهترین زمان برای کارآفرینی، اواخر ۲۰سالگی تا اوایل ۴۰سالگی باشد، البته استثنائاتی نیز وجود دارد.

۵) نظام آموزشی

امروزه بر اکثر دولتمردان و سیاست گذاران آشکار شده است که می توانند از طریق نظام آموزشی بر فراگیران تاثیر بگذارند و بدین طریق، میزان کارآفرینی را درجامعه افزایش دهند. اگر نظام آموزشی به گونه ای باشد که افراد بتوانند علاوه بر کسب دانش، چگونگی استفاده از آن را در محیط و بازار (دنیای کسب و کار) نیز یاد بگیرند، تعداد کارآفرینان و به دنبال آن، کسب و کارهای تازه زیاد خواهد شد. علاوه بر این، همه شما می دانید کسب و کارهای تازه نیاز به دانش و مهارت بالایی دارند.

۶) جایگاه اجتماعی

قرار نگرفتن فرد در پایگاه اجتماعی مورد انتظار نیز سبب می شود تا فرد نسبت به اقدام کار آفرینانه انگیزش نشان دهد. در این زمینه «جرج هومانز» مطالعاتی را انجام داد و در نظریه خود برای پیش بینی و توصیف پاسخ های افراد نسبت به فرصت های کارآفرین تاکید نمود که هیچ کدام از متغیرها همچون قدرت، جایگاه، رتبه و سمت به تنهایی برای تشریح انگیزه فرد برای کار آفرینی کافی نمی باشد. وی در مطالعات خود برای بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی بر رفتارفرد، سه نوع موقعیت اجتماعی پائین، متوسط و بالا را در نظر می گیرد. وی در نتایج حاصله خود چنین آورده، هنگامی که اختلاف بین پایگاه اجتماعی فرد و خود وی وجود داشته باشد. او را به انجام رفتارهای متفاوت تحریک می نماید.

سایر ویژگی های جمعیت شناختی عبارت اند از: نارضایتی از شغل قبلی، مهاجرت و شرایط کودکی و...




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:22 AM نظرات 0 | لينک مطلب
تشويق به كار و تلاش لازمه حيات يك جامعه و ملت است
رشد و تكامل انسان تنها در سايه سعي و تلاش امكان‌پذير است.
 كار و تلاش را سبب تندرستي افراد جامعه است ، فرهنگ ايران اسلامي فرهنگ كار و تلاش و از خودگذشتگي است كه حضرت امام (ره) با نهادينه كردن اين فرهنگ در جامعه ايراني، اين نظام و مملكت را تا ابد تضمين كرد.
 سلامت روح و روان افراد و اجتماع در گرو معاش و اقتصاد سالم است،  مادامي كه در يك اجتماع، افراد به سهم خود در توليد كالا و خدمات واقف باشند ، زمينه افزايش فراهم آمده و اقتصاد رشد می کند.
حجت الاسلام مقيسه ادامه داد: دين مبين اسلام در مورد منزلت كار سازنده و خدمت به خلق از جنبه‌هاي گوناگون تاكيد و سفارش دارد.
باتوجه به احاديث، روايات و سيره پيامبر و ائمه معصومين (ع) در اين زمينه میتوان  گفت: بوسيدن دست كارگر توسط پيامبر گرامي اسلام، اهتمام و اشتغال پيامبر گرامي و معصومين (ع) به انجام كار سالم و مثبت اقتصادي يا عام المنفعه در شرايط سخت مانند كار در مزارع سوزان در فصل گرما، جملات بسيار مهيج و غرورآفرين در مورد ارزش كار و كارگري و كسب روزي حلال دايرة‌المعارف گفتاري و عملي مقام كار در فرهنگ اصيل اسلام است.
   
با تأكيد بر اينكه در جامعه سالم از نظر كاري و اقتصادي، سلامت روح و جسم به مراتب بهتر از جامعه فاقد كار و تلاش تامين مي‌شود،  كار كردن خلاق و سازنده علاوه بر فعاليت جسمي و فكري مثبت، پي‎آمدهاي برجسته روحي و اخلاقي را هم به دنبال دارد.
اكثريت قريب به اتفاق عبادات در اسلام، با مقدمه و موخره اعمال و آداب شامل نمازهاي طولاني و روزه در مناسبت‌هاي مختلف سال همراه است كه اين خود بيانگر قدر و منزلت تلاش و كار و سرمايه‌گذاري از جان و روح و وقت و جسم براي رسيدن به هدف‌هاي متعالي است.
نگاه به زندگي افراد موفق و شاخص در طول تاريخ، پشتوانه‌اي از جهد ، كوشش و تلاش فوق‌العاده براي اينگونه افراد را نمايان مي‌كند، جامعه‌اي كه مردم آن فعال، پي‌گير، مبتكر و اميدوار به كار و تلاش و آينده خويش باشند، موفقيت های چشمگیر در انتظارشان خواهد بود.
 لازمه تحقق پيام نوروزي مقام معظم رهبري با عنوان همت مضاعف و كار مضاعف ، نهادينه كردن فرهنگ كار و تلاش در جامعه دانست و مقام معظم رهبري سال جديد را سال همت مضاعف و كار مضاعف در تمام عرصه‌ها اعم از اقتصادي، اجتماعي‌ به ‌ويژه فرهنگي نام نهادند تا در دستيابي به جامعه ايده‌آل، تمام افراد نهايت سعي و كوشش خود را در راستاي تجلي اين شعار در عمل به‌ كار گيرند.
هم اينك كشور در موقعيت رقابت با پيشرفته‌ترين كشور‌ها از لحاظ اقتصادي و علمي قرار گرفته است كه خود بيانگر پشتكار و كار مضاعف مردم و مسئولان است.
 استمرار و رسيدن به قله‌هاي رفيع افتخارات علمي، فرهنگي و اقتصادي، بي‌شك بايد اين تلاش و همت تداوم داشته باشد.


منبع : http://www.sepahnews.com



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:22 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف و كار مضاعف با آرزو و تخيل تحقق پيدا نمي‌كند
سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه كشور گفت: همت مضاعف و كار مضاعف در جامعه سعي و كوشش برتر لازم دارد و با آرزو و تخيل تحقق پيدا نمي‌كند بلكه تلاش بالاي همه‌ي آحاد جامعه را مي‌طلبد. به گزارش خبرگزاري فارس ‌به نقل از روابط عمومي و امور بين‌الملل سازمان اوقاف و امور خيريه، علي محمدي در همايش مديران، معاونان و كاركنان سازمان اوقاف و امور خيريه با بيان اين مطلب تصريح كرد: يكي از آرمان‌هاي نظام جمهوري اسلامي تحقق عدالت است كه براي تحقق اين آرمان بايد سختي‌ها را تحمل كرد. وي با بيان اينكه نامگذاري سال‌ جاري از سوي مقام معظم رهبري به نام "همت مضاعف، كار مضاعف " مبناي قرآني و روايي دارد، تصريح كرد: رسانه‌ها و مطبوعات بايد اين فرهنگ را در جامعه ايجاد كنند كه هر كس تلاش بيشتري را براي منفعت‌رساني و خدمت بيشتر به مردم دارد از امتياز و محبوبيت بيشتري برخوردار شود و كسي هم كه تلاش كمتري دارد از منفعت و امتياز كمتري برخوردار شود. نماينده‌‌ ولي فقيه در سازمان اوقاف با تاكيد بر اينكه همت مضاعف و همت برتر با آرزو و تخيل تحقق پيدا نمي‌كند، تصريح كرد: همت مضاعف و كار مضاعف در جامعه سعي و كوشش برتر لازم دارد و با آرزو و تخيل تحقق پيدا نمي‌كند، بلكه تلاش بالاي همه‌ آحاد جامعه را مي‌طلبد. محمدي افزود: عقب‌ماندگي‌هاي كشور در عرصه‌هاي مختلف تنها با همت و كار مضاعف جبران مي‌شود و اين شدني است؛
چنان ‌كه دانشمندان ما در سال‌هاي اخير با تلاش دوچندان و نوآوري‌هاي شگفت‌آور در عرصه‌هاي نانو، دانش هسته‌اي‌، فضانوردي و سلول‌هاي بنيادين جايگاه علمي ايران را در رتبه‌هاي بالاي دنيا ارتقا بخشيدند. سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه كشور با اشاره به تاكيدات مقام معظم رهبري در فرمايشات نوروزي مبني بر مبارزه با فقر، فساد و بي‌عدالتي گفت: كساني كه مي‌خواهند در جامعه ناعادلانه زندگي كنند در مقابل عدالت مقاومت مي‌كنند و برخي سر و صداها به خاطر به خطر افتادن منافع نامشروع است. وي اشتغالزايي، توليد فكر و توسعه‌ي كتابخواني، ايجاد كرسي‌هاي آزادانديشي و اجراي لايحه‌ هدفمند كردن يارانه‌ها را از جمله تاكيدات مقام معظم رهبري در فرمايشات نوروزي برشمرد و خاطرنشان كرد: براي تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري مي‌طلبد تا همه‌‌ مسئولان كشور و آحاد مختلف مردم در سال جديد همت و تلاش و فعاليت خود را دوچندان كنند. وي با اشاره به ضرورت مبارزه با فقر و فساد و بي‌عدالتي تاكيد كرد: اسلام نمي‌پسندد كه مسلمانان فقير باشند و ما را به زهد توصيه مي‌كند، نه فقر و حتي امام علي(ع) در فرمايشاتشان تاكيد دارند كه ممكن است فقر به كفر بينجامد و هيچ يك از ائمه معصومين هم جامعه‌‌ اسلامي را به فقر توصيه نكرده‌اند. سرپرست سازمان اوقاف در ادامه با اشاره به اين‌كه يكي از اهداف وقف در اسلام، مبارزه با فقر است، تاكيد كرد: براي مبارزه با فقر با استفاده‌‌ صحيح از موقوفات مي‌توان گام‌هاي بلندي را برداشت؛ چرا كه نيت خير بسياري از واقفان مبارزه و ريشه‌كني فقر و محروميت بوده است. وي تصريح كرد: وظيفه‌‌ مديران سازمان و ادارات اوقاف سراسر كشور اجراي صحيح و جامع و كامل اين حكم الهي و ايفاي نقش اصلي و واقعي وقف در جامعه است. سرپرست سازمان اوقاف با اشاره به ضرورت مبارزه با موقوفه‌خواري تصريح كرد: بايد با تدبير و شجاعت فضا را براي موقوفه‌خواران و دست‌اندازان به مال و املاك وقفي ناامن كرد‌ البته آنها سر و صدا ايجاد مي‌كنند اما بايد با شجاعت، درايت و تدبير به مبارزه با پديده‌‌ زشت موقوفه‌خواري پرداخت. محمدي در عين حال خاطرنشان كرد: هنوز بخشي از اموال و املاك وقفي شناسايي نشده و دست افراد متخلف و موقوفه‌خوار است و بر ما واجب است كه از حقوق موقوفات دفاع كنيم و با آنها مبارزه كنيم. نماينده‌‌ ولي فقيه در سازمان اوقاف و امور خيريه، شناسايي اموال وقفي، تشكيل بانك اطلاعات، آگاهي از اوضاع موقوفات، بازرسي و محاسبه‌‌ دقيق را از جمله لوازم مبارزه با موقوفه‌خواري دانست و گفت: بزرگ‌ترين سرمايه سازمان اوقاف مردم هستند كه براي حفظ و جلب اين سرمايه بايد اعتماد و اطمينان مردم را نسبت به وقف و سازمان اوقاف جلب كرد. وي ‌با بيان اين‌كه بقاع متبركه يكي از سرمايه‌هاي معنوي و اصلي كشور هستند، يادآور شد: حفظ و نگهداري درست و اصولي از بقاع متبركه، نظارت بر بهداشت اماكن زيارتي و برخورد درست و مودبانه با مردم از جمله انتظارات ما از پرسنل و خدام بقاع متبركه كشور است




منبع :http://salehemmat.blogfa.com/post-137.aspx




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:22 AM نظرات 0 | لينک مطلب

درس های زندگی کار کردن برای خدا

هم چنین برای ساختن مسجد اعظم قم به ایشان عرض شد : 35 تُن، آهن کم داریم . ایشان با آن که در آن زمان دستشان تنگ بود ، به یکی از دوستان به نام حاج احمد فرمود : «این آهن را تهیه کنید» . حاج احمد برای خرید آهن به تهران رفت و بعد از کم و زیاد کردن قیمت و چانه زدن ، آهن را به مبلغ 110 هزار تومان خریداری کرد . وقتی نزد آقای بروجردی آمد ، ایشان فرمود : «الآن نقد ندارم . این ده هزار تومان را بگیر . بقیه را هم بعدا می دهم» . وقتی حاج احمد پول را برای تحویل برد ، آهن فروش گفت : «من این آهن ها را برای پول ندادم؛ بلکه برای خانه خدا دادم » .

 

حاج احمد که از این رفتار، متعجب شده بود ، گفت : شما ابتدا آن قدر سختگیری کردید و چانه زدید و حالا می گویید : پول نمی خواهم . آهن فروش گفت : «سختگیری کردم می خواستم چیزی که برای خدای متعال دادم در حسابم باشد؛ البته سهم امام یا وجوه شرعی دیگری هم بدهکار نیستم » .
شکوه فقاهت ، تهیه و نشر : مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، 1379 ، ص 508 (به قلم : عبدالله امینی ) .

چند کار با هم
یکی از نزدیکان امام راحل می گوید : «در یکی از روزهای اوایل فروردین 68، حدود ساعت هفت بعد از ظهر ، حضرت امام ، حقیر را برای انجام دادن کاری احضار فرمودند . وقتی خدمتشان مشرّف شدم ، حدود یک ساعت از مغرب گذشته بود . حضرت امام در حالی که هنوز مشغول تعقیبات نمازهای مغرب و عشاء بودند ، اوّلاً تسبیح در دست ، ذکر می گفتند. ثانیا به پشت ، خوابیده بودند و با بالا و پایین بردن پاهایشان ، نرمش مخصوصی را که پزشک توصیه کرده بود ، انجام می دادند . ثالثا تصویر بدون صدای تلویزیون را می دیدند . رابعا به صدای رادیو گوش می دادند و خامسا علاوه بر همه این امور ، علی ، نوه عزیزشان در حالی که سعی می کرد از حرکت های امام تقلید کند در کنارشان دراز کشیده بود و امام ، همزمان ، او را مورد نوازش و توجّه قرار می دادند .
به طور مکرّر شاهد بودیم که حضرت امام ، هنگام قدم زدن عصرانه ، در دستی تسبیح داشتند و به ذکر مشغول بودند و در دست دیگر ، رادیویی کوچک داشتند که به آن گوش می کردند .
در سایه آفتاب ، محمد حسن رحیمیان ، قم : مؤسسه پاسدار اسلام ، 1373 ، ص 109 .
واعظ انار فروش
خاوری کاشانی ، شاعر جسور و مبارز ، در عصر مشروطیت می زیست . در اشعار او علاوه بردغدغه های سیاسی ، نگرانی ها و اهداف اجتماعی نیز هست . از نگاه او بحران های اجتماعی نیز به اندازه بحران های سیاسی، ضربه زننده است . در همان روزها به خطر استفاده از مواد مخدّر، آگاه شده و رساله ای به نام «کتاب محمود » در مذمت این امر تدوین کرد . از سوی دیگر ، خاوری ، خودکفایی و کار کردن را نیک می شمرد و می کوشید به شکلی نمادین ، این شایستگی را به مردم زمانه خود بیاموزاند . از جمله ابتکارات جالب او که با همکاری خواهرزاده شجاع و متفکرش ، آقا سید محمد رضا بدیع المتکلّمین انجام گرفت ، ماجرای انار فروشی بدیع المتکلمین بود . او از جمله واعظان برجسته تهران بود که محلّ رجوع مردم و مورد علاقه آنان بود . یک روز ، مردم تهران دیدند آقای بدیع المتکلّمین ، یک گاله بزرگ مملو از انار ، روی الاغ سفید خود بار کرده و خود با همان عبا و ردا و لباس معمولی روحانیون ، ترازویی به دوش کشیده و دنبال بار انار ، با همان آهنگ و لحنی که بالای منبر، مرثیه خوانی می کرد ، این اشعار را که خاوری ساخته بود ، می خواند :
ای وجودت بر نهال فیضِ حق بار ، ای انار
ای ز بودت قدرت یزدان پدیدار ، ای انار
من به جدّ خود رسول حق نمودم اقتد
از خفا آوردمت اینک به بازار ، ای انار
گر که «اکلاسبْ حبیبُ اله» بود قول رسول
مفتخوار از کسبْ دارد پس چرا عار ، ای انار؟
روز دیگر نیز با همان وضع ، مقداری خیارسبز بار کرد و اشعاری را هم که خاوری در وصف خیار و شرافت کسب و کار گفته بود ، خواند ... .
این جریان ، ادامه پیدا کرد و به نام این واعظ نامدار ثبت شد؛ شاید چون مردم نمی دانستند یا باور نمی کردند که مدیر روزنامه «ثریا » [ میرزا محمود ] خاوری کاشانی ، مبتکر این اقدام نمادین و سراینده این اشعار بوده است . خاوری در یکی از روزهای محرم سال 1333 ه ق ، از دنیا رفت .
روزنامه شرق ، ش 715 ؛ ر. ک . به: زندگی نامه خاوری کاشانی ، گردآورنده : حسن نراقی ، تهران : انتشارات گوتنبرگ ، 1336 ، ص 28 و 29 و 47 .
سقّای تشنه لب
سال 1360 در عملیات طریق القدس، از ناحیه پا مجروح شدم . با تعدادی دیگر از مجروحان با یک 130 ـ C به بیمارستان هفت تیر تهران منتقل شدیم . در بیمارستان، خانم پرستاری به اتاق ما آمد و گفت : در اتاق کناری، پسر پانزده ساله ای هست که به شدت مجروح شده ، هم اتاقی هایش هم پیر هستند و وضعیت خوبی ندارد . می آورمش این جا سرش را گرم کنید . با او صحبت کنید که کمتر درد را احساس کند . اسمش «غلامعلی بابازادگان» بود . چند تا سوند هم بهش وصل بود . جراحت غلامعلی هم از ناحیه شکم و روده بود و نباید آب می خورد . بچه اهواز بود . ازش پرسیدم : چه طور رفتی منطقه؟ گفت : «با اصرار زیاد خودم . یک تعداد کلمن به من سپردند تا به رزمنده ها آب برسانم . تا این که خمپاره خورد و مجروح شدم » .
این پسر ، ده روز توی آن اتاق، تشنگی کشید و مدام سرش را بلند می کرد و به من می گفت : «آقا جان! تشنه ام، یک قطره آب به من بده» . می گفتم : صبر کن . خوب که شدی، آب هم بهت می دهیم .
مادرش روزهای ملاقات می آمد و دور از چشم پرستارها پنبه خیس می کرد و به لب های غلامعلی می زد . این تشنگی، آن قدر اوج گرفت که اگر کسی تو اتاق بغل ، آب از پارچ به لیوان می ریخت ، غلامعلی صدای شُر شُر آب را می شنید .
روزهای آخر ، سرش را بالا می گرفت و با حالت خاصی می گفت : «آقا جان! تو را به حضرت ابوالفضل ، یک قطره آب به من بده » .
روز دهم ، ساعت دوازده شب ، چشمم به سوندهای زیر تخت او بود که دیدم پر از خون شدند . دکترها آمدند، پرستارها خیلی سریع پاراوان کشیدند و نفس مصنوعی می دادند . ما دعا می کردیم و بعد از چند لحظه، احساس کردم خلأی در آن اتاق ایجاد شد و آنها کار تنفس مصنوعی را ادامه ندادند .
غلامعلی ، دیگر تمام کرده بود . صبح که مادرش آمد و تخت پسر را خالی دید ، همان جا میان چارچوب در، روی زمین نشست و گفت : «آن دنیا به خدا خواهم گفت غلامعلی من سقا بود، ولی ده روز تشنگی کشید ...».
این قضیه ، دستمایه دومین فیلم کوتاه من با عنوان «سقّای تشنه لب» شد .
روزنامه جام جم ، شنبه ششم اسفند 1384 ( شماره 1662) ، «گفتگو با رسول ملاّقلی پور ، کارگردان فیلم های دفاع مقدّس » .
کار و افتخار
آقای دکتر محمود مرعشی، رئیس کتاب خانه آیت الله مرعشی قم می گوید : «مرحوم پدر عزیزم در زمان جوانی از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبودند ، و از سویی برای آن که هجوم فرهنگی بی سابقه که سوداگران برای خروج نسخه های خطی از کشورهای اسلامی تلاش گسترده ای را آغاز نموده بودند، به ناچار برای مقابله با آن، یک وعده غذای روزانه خود را ترک کردند و شب ها پس از فراغت از درس و بحث و مطالعه، در یک کارگاه برنج کوبی تا نیمه های شب کار می کردند ، همچنین نماز و روزه استیجاری به جا می آوردند و این دستمزدها را صرف تهیه و خرید نسخه های خطّی می نمودند » .
ایشان در جای دیگر نقل می کند : «نسخه خطی منحصر به فرد یک کتاب رجالی (که نسخه ای نایاب و نفیس بود) در کتاب خانه [ خاله زاده ام ] آیت الله [سیّد مهدی] لاجوردی [ در قم ] وجود داشت . این جانب، سخت پیگیر خریداری آن برای مرحوم پدرم بودم . متأسفانه ایشان به این کتاب ، علاقه بسیار داشت . من نیز پنج سال تمام دنبال آن بودم . حتی یک بار، اشک ریختم و به آقای لاجوردی اظهار داشتم : بسیار دل شکسته شدم . واپسین بار که به منزل ایشان برای زیارت خاله ام (که مادر ایشان بود) رفته بودم ، خاله ام به ایشان فرمود : « چنانچه کتاب را به ایشان ندهی، از تو دلگیر خواهم شد » .
سرانجام در همان روز ، کتاب را به این جانب واگذار نمود . سپس با سرعت به سوی منزل پدرم شتافتم و به حضور معظم له رسیدم و مژده کتاب را دادم . پدر ، سر را بلند کرد ، نظری به آسمان افکند و فرمود : «فرزندم! رضایت پدر ، بزرگ ترین سرمایه ای است که خداوند به تو عنایت فرموده است » .
خدا را سپاس که توانسته ام پدر را از خود ، راضی نگاه دارم .
فهرست نسخه های خطی کتاب خانه آیت الله مرعشی ، ج 33 ، قم : کتاب خانه آیت الله مرعشی ، ص 124 و 374 .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:22 AM نظرات 0 | لينک مطلب