« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



 

شعر به مناسبت سال "همت مضاعف ، کار مضاعف"

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می كنیم
مثل دستورالعمل همواره مصرف می كنیم
كوری چشم سران فتنه و بیگانگان
چشم آقا ، كار و همت را مضاعف می كنیم



ای رهبرا كلام تو حجت ز مصحف است!
هركس به قدر وسع توانش موظف است
امید آن كه ، یوسف زهرا كند ظهور!
امسال سال همت و كار مضاعف است!

 

 

خیزید كه ایثار مضاعف بكنیم!
عید آمده دیدار مضاعف بكنیم
با عزم قوی ، ضعف به دل ره ندهیم
با همت خود كار مضاعف بكنیم

 

 


من مضاعف می كنم كار و تلاش
بهر كسب علم و ایمان و معاش
در مسیر اقتدار كشورم
این بلندای عدالت پرورم
سرزمین داستان راستان
تا نگین حلقه های باستان
تا قیامت نامدار و منجلی
تحت امر رهبرم سید علی 

 

 

در راه تو حرکتم مضاعف باشد
با یاد تو برکتم مضاعف باشد
ای سید ما امر تو بر روی دو چشم
با عشق تو همتم مضاعف باشد




الهی سال نو رحمت عطا کن
مضاعف همتی بر ما عطا کن
تلاش و کار را بنما مضاعف
مراد ملت ایران روا کن

 

 

 


در سال جدید، طبق فرمایش یار
باید که مضاعف شودت همّت و کار
همّت کن و کاری بنما بهر خودت
با اهمیتی از سبز، بار دیگر متولد شویم؛ چونان درختان.



همّت مضاعف می کنیم، کاری مضاعف می کنیم
عطرخوش خوب ظهور، جاری مضاعف می کنیم
بر دست مجروحت قسم سیّدعلی از قلب و جان
این انقلاب و رهبرش یاری مضاعف می کنیم
 

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
رفع بیکاری، نیازمند پیگیری سیاست های کم هزینه
هیچ موضوعی بیشتر از مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای دیگر به منظور یافتن شغل ، هر ایرانی علاقمند به وطن را آزار نمی دهد بسیاری از جوانان ایرانی که از توانمندی های فراوانی برای خدمت به وطن برخوردارند. به علت مواجهه با مشکل بیکاری چاره ای جز مهاجرت نمی یابند و در کشورهای دیگر نیز کمتر این امکان فراهم می شود که شغلی متناسب با توانمندی و شخصیت خود پیدا کنند جوانان ایرانی که برای یافتن شغل به کشورهای دیگر می روند اغلب به مشاغلی سطح پایین روی می آورند که نه تنها برای آنان راضی کننده نیست بلکه برای وجهه ایرانیان نیز به عنوان مردمی دارای تمدن کهن و دیرینه وصله ای بسیار نامطلوب است این درحالی است که با ایجاد فرصت های شغلی مناسب برای جوانان می توان از خروج آنها از کشورهای دیگری به عمل آورد و از توانمندی های آنها در راستای خدمت به کشور استفاده کرد. البته مهاجرت جوانان بیکار تنها پیامد بیکاری نیست بیکاری معضلات دیگری هم در داخل کشور ایجاد می کند و آسیب های اجتماعی فراوانی در پی دارد.
 

اگر چه مسئولان نرخ بیکاری را در کشور تک رقمی اعلام می کنند یا حداکثر، آن را در فصول سرد زمستان که برخی مشاغل همچون کشاورزی و یا امور ساختمانی در رکورد به سر می برند، بین ۱۰ تا ۱۱ درصد می دانند اما آمارهای واقعی حکایت از نرخ بیکاری ۱۲ تا ۱۴ درصدی دارد. البته این میزان نرخ بیکاری ، میانگین کشوری آن را نشان می دهد و در برخی از استان های محروم، نرخ بیکاری از ۲۰ درصد نیز فراتر رفته است. در این میان دولت نهم و به ویژه وزیر کار و امور اجتماعی تلاش های فراوانی برای کنترل نرخ بیکاری یاکاهش نرخ آن انجام دادند. جهرمی وزیر کار دولت نهم که به جدیت در پیشبرد اهداف و برنامه های خود شهرت دارد با مطرح کردن پروژه بنگاه های کوچک و زودبازده تلاش فراوانی برای کنترل نرخ بیکاری انجام داد. هر چند بسیاری از کارشناسان اقتصادی، تزریق منابع مالی از بانک ها برای تقویت بنگاه های زوبازده را دارای اثری تورمی ارزیابی می کردند اما وزارت کار و امور اجتماعی، سیاست خود را با جدیت پیگیری کرد و حتی به مروز زمان افرادی همچون طهماست مظاهری رئیس کل وقت بانک مرکزی که اعتقاد چندانی به تزریق منابع مالی بانک ها برای تقویت بنگاه های زودبازده نداشت، به حاشیه رانده شدند. در این موضوع تردیدی نیست که اقتصاد دارای حلقه های به هم پیوسته ای است که اثرات مختلفی روی یکدیگر دارند و نمی توان حوزه های مختلف اقتصادی را جزیره هایی جداگانه و منفک از هم ارزیابی کرد.

بنابراین طبیعی است که مثلا بین تورم و تلاش برای کاهش نرخ بیکاری از طریق تزریق منابع مالی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اما مهم این است که آثار سو» آن را کاهش داد و با همکاری بین بخش و سیاست همه جانبه نگر که متاسفانه در این مقوله اخیر کمتر دیده شده رفع مشکلات اقتصادی را باجدیت بیشتری پیگیری کرد. بی انصافی است اگر اقدامات صورت گرفته برای کاهش نرخ بیکاری را در کشور طی سال های اخیر به کل نادیده بنگاریم. واقعیت این است که ایجاد اشتغال هزینه بر است و بهترین راهکار پیش روی ما، اشتغال زایی باهزینه پایین است، سیاستی که ایجاد بنگاه های کوچک وزودباده آن را پیگیری می کرد. در این موضوع تردیدی نیست که در اجرای هر سیاستی، مشکلات واشکالاتی هم وجود دارد چرا که دیکته نانوشته معمولا غلط ندارد اما باید دید این اشکالات چه میزان بوده و فوایدی که از راه پیگیری این سیاست ها عاید کشور شده تاچه حد قابل اعتناست به نظر می رسد وزارت کار، گام در مسیر صحیحی گذاشته که البته بی اشکال هم نیست. اما منتقدان می توانند با ارائه نظرات پیشنهادهای خود، این اشکالات را رفع کنند و با همکاری همه بخش ها شاهد کاهش نرخ بیکاری در کشور باشیم. ضمن اینکه توجه به این موضوع هم ضروری است که رفع مشکل بیکاری، به راحتی وظرف سه، چهار یا حتی پنج سال امکان پذیر نیست چرا که بیکاری حاصل یک پروسه سه- چهار ساله نیست که در مدت کوتاهی شاهد حل آن باشیم.

کشور ما که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل اتخاذ سیاست های نادرست اقتصادی که شکاف طبقاتی را افزایش داده بود، با معضلات فراوانی از جمله بیکاری و فقر مواجه بود. پس ازانقلاب نیز به دلیل برخورد شرایط نامساعد تحمیلی، از جمله ناآرامی ها و ترور های پس از انقلاب و نیز وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله این مشکلات اقتصادی تداوم یافت و طبیعتا رفع مشکلات حاصل از این شرایط نامساعد به راحتی امکان پذیر نخواهد بود. حتی پس از پایان جنگ تحمیلی هم اگر چه دوره سازندگی آغاز شده اماتورم بالا در آن زمان هم، دستیابی به برخی اهداف را با مشکل مواجه کرده بود. البته خوشبختانه طی ده سال اخیر رویکردهای مثبتی برای حل مشکل بیکاری و افزایش اشتغال جوانان ایجادشده که به مروز زمان با رشد و تکمیل آن برنامه ها شاهد عدم افزایش نرخ بیکاری هستیم. اما این میزان در حدی نیست که بتواند معضل بیکاری را مهار کند. چراکه جمعیت جوانان کشور، روز به روز افزایش می یابد و بسیاری از نوزادانی که در اوایل دهه ۱۳۶۰ خورشیدی متولد شده اند اکنون در آستانه سنی قرار دارند که یافتن شغل مناسب مهم ترین دغدغه آنها است این دغدغه برای جوانان تحصیلکرده بسیار بیشتر است. جوانانی که از سن ۱۸ سالگی وارد دانشگاه شده و پس از فراغت از تحصیل در دوره کارشناسی خدمت سربازی را پشت سرگذاشته اند اکنون در جست وجوی شغل مناسب هستند. ساختاراقتصادی ایران به گونه ای شکل یافته که اشتغال در آن برای تحصیلکرده های دیپلم به تحصیلکرده های دارای مدرک لیسانس و بالاتر از آن است. به همین دلیل به نظر می رسد باید برای اشتغال زایی جوانان تحصیل کرده اقدامات مثبت بیشتری صورت گیرد. البته ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که رویکردهای کلی که در مورد ایجاد اشتغال در کشور در میان مدیریت اجرایی وجود دارد چندان رویکردهای صحیحی نیست و این موضوع دیگر ارتباطی با فعالان وزارت کار و امور اجتماعی ندارد.

مدیریت اجرایی کل کشور در صدد حل مشکل بیکاری و افزایش اشتغالزایی است اما بعضا مسیرهای نادرستی برای نیل به این هدف انتخاب می شود. به عنوان نمونه، در حالی که می توان باهزینه ای به مراتب کمتر - از جمله از طریق بنگاه های کوچک زودبازده - برای افراد زیادی اشتغال ایجاد کرد، اما برخی دولتمردان، به سمت ساخت مجتمع های بزرگ تولیدی با اولویت های پایین روی میآورند که هزینه های سنگینی دارد.

احداث مجتمع های پتروشیمی با هدف اشتغالزایی یکی از این سیاست های نادرست است البته مجتمع های پتروشیمی فواید زیادی برای اقتصاد کشور در بردارد امادر صورتی که این مجتمع ها در نزدیکی محل تامین خوراک ایجاد شود.

در غیر این صورت با صرف هزینه های سنگین- چه از طریق خط لوله وچه ازطریق باربری های زمینی و جاده ای- باید خوراک را به مجتمع ها رساندکه به هیچ وجه دارای صرفه اقتصادی نیست. به همین دلیل استدلال برخی از مدیران را که ساخت مجتمع های پتروشیمی را راهکار مناسبی برای اشتغالزایی می دانند نمی توان پذیرفت چرا که ایجاد اشتغال از این طریق هزینه های بالایی در مقایسه با روش های دیگر همچون بنگاه های زودبازده در پی دارد در حالی که می توان با بهره گیری از روش های مناسب با هزینه کمتر برای تعداد افراد بیشتری شغل ایجاد کرد. در حقیقت، ساخت مجتمع های پتروشیمی و مجتمع های دیگری از این دست ضروری است، اما نه به بهانه اشتغالزایی.

به هر حال امید است باوحدت رویه در اتخاذ سیستم های مطلوب برای ایجاد اشتغال به مرور زمان شاهد کاهش نرخ بیکاری و رفع معضلات اجتماعی حاصل از آن باشیم.



            روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com )


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
فراغــت، کـار و بهـره‌وری
بشر، امروز‌ بیش از هر زمان دیگری، اوقات فراغت دارد. طبق پژوهشی که در آمریکا انجام شده است، بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۹۵۹، میانگین ساعات کار مردم، که در سال ۱۸۹۰ بالغ بر ۱۰۰ ساعت کار در هفته بوده، در سال ۱۹۵۹ به ۶۰ ساعت کاهش یافته، که در سال‌های اخیر از این مقدار نیز کاسته شده است. این کاهش ساعات کار و افزایش اوقات فراغت، لزوم توجه به این اوقات را آشکار می‌سازد. چارلز رایت بیل در مورد گذران زندگی، ارقامی (به طور میانگین) به دست داده است، که قابل توجه است:

انسان در طی سال، ۸۷۶۰ ساعت زمان در اختیار دارد که به طریق زیر سپری می‌کند: در هر شبانه‌روز، ۸ ساعت برای خواب، ۸ ساعت برای کار، ۲ ساعت در رفت‌وآمد، ۲ ساعت برای خورد و خوراک و ۱ ساعت برای پوشیدن و تعویض لباس. با انجام این محاسبات برای یک سال، ملاحظه می‌شود که در هر سال،‌ ۱۹۳۰ ساعت وقت آزاد برای هر فرد وجود دارد که ۲۲ درصد متوسط عمر یک انسان است. چنانچه این رقم را در مورد جمعیت فعال هر جامعه در نظر بگیریم، می‌توانیم به میزان نیروی اضافی و آزادی که در اختیار هر جامعه است، پی ببریم.
 

با توجه به موارد فوق، با افزایش زمان فراغت، گونه‌های نوینی از فراغت نیز مطرح می‌شود. به طوری که می‌توان گفت امروزه، فراغت پدیده‌ای جمعی تلقی می‌شود و با صنعتی شدن جوامع، پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و مشارکت نهادهای گوناگون در امر برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت، به صورت یکی از برنامه‌های مهم برای ملت‌ها و دولت‌ها درآمده است.

امروزه تحقیق و برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت در هر کشور فقط جزء وظایف دولت به شمار نمی‌رود، بلکه مراکز علمی، مسئولان برگزاری کنفرانس‌ها و سمینارهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز به فعالیت در جهت پژوهش و برنامه‌ریزی اوقات فراغت مشغول شده‌اند. یکی از این مراکز، «مرکز اروپایی اوقات فراغت و آموزش» است، که در سال ۱۹۶۸ با همکاری یونسکو تأسیس شد و از سال ۱۹۶۹ فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیت‌های این مرکز، به ایجاد جامعه‌شناسی جدیدی از اوقات فراغت با زیرشاخه‌های رسانه، جامعه‌شناسی، جهانگردی و ... منجر شده است که از نظر مفاهیم و موضوع‌ها، با دیگر خرده فرهنگ‌ها و به ویژه آنهایی که به مسایل مربوط به جوانان علاقه‌مند هستند، مربوط می‌شوند. از فعالیت‌های دیگر این مرکز، هدایت پژوهش‌ها در سطح ملی در کشورهای مختلف است. در بسیاری از کشورها، شمار متخصصان و مشاوران پژوهشی در امور اوقات فراغت با کمبود مواجه است. به همین دلیل، با فعالیت مرکز مذکور و بحث‌های جامعه‌شناختی در مورد اوقات فراغت در گردهمایی‌ها، درج مقاله در نشریة جامعه و اوقات فراغت، و تنظیم مجموعه‌ای از کتاب‌شناسی‌های این کشورها به صورت یک مجموعة بین‌المللی، در پژوهش‌ها و فعالیت‌های فرهنگی- آموزشی مربوط به اوقات فراغت هدایت می‌شوند.

از سوی دیگر، پی بردن به اهمیت اوقات فراغت و برنامه‌ریزی برای این اوقات توسط دولت‌ها، معایبی نیز در بر داشته است؛ از جمله آن‌که به جای توجه به مقاصد اصلی گذران اوقات فراغت، که همان حفظ سلامت، گسترش بهداشت، آمادگی دفاعی، ایجاد نشاط، کسب آگاهی‌های اجتماعی و شرکت در امور آموزشی است، از اوقات فراغت به عنوان عاملی برای تخدیر و سرگرم نگه‌داشتن ملل جهان توسط حکومت‌ها، به کمک وسایل ارتباط جمعی، سوء استفاده می‌کنند. بنابراین، باید توجه داشت، وظیفة پژوهشگران، ارزیابی و توجه به نحوة‌گذران اوقات فراغت و نهادهای برنامه‌ریزی این اوقات نظیر: رادیو، تلویزیون، مطبوعات و برنامه‌های رایانه‌ای است.

● اوقات فراغت از دید صاحب‌نظران

فراغت در فرهنگ‌های گوناگون جایگاه مختلفی دارد و در تعریف آن، اختلاف آرا مشاهده می‌شود. پاره‌ای، آن را آزادی از کار می‌دانند. در صورتی که برخی آن را نوعی عامل و ابزار کنترل اجتماعی تلقی کرده‌اند. برخی نیز آن را زمانی غیر از بیکاری می‌دانند. از تمام این نظرها می‌توان استنباط کرد که زمان فراغت زمانی است که فرد با توجه به علاقة شخصی و قابلیت خود سپری می‌کند. با این حال، بررسی آرای اندیشمندان و محققان برای شناخت گسترده‌تر اوقات فراغت ضروری است.

افلاطون در مدینة فاضله برای گذراندن اوقات فراغت تأکید زیادی بر موسیقی و ورزش دارد. اگوست کنت معتقد است اوقات فراغت لحظات امکان توسعه و پیشرفت انسان می‌باشد. انگلس پیشنهاد می‌کند که از ساعت‌های کار کاسته شود، تا اینکه به حد کافی، زمان آزاد برای شرکت در امور اجتماعی و عمومی باقی بماند. مارکس اوقات فراغت را در حقیقت فضای رشد و پیشرفت انسان تعریف می‌کند. برتراند راسل معتقد است فنون جدید این امکان را فراهم کرده است که اوقات فراغت تا حدودی از چارچوب امتیازهای طبقه‌های ممتاز خارج شده در بین تمام افراد سرشکن شود. «جی.بی.ناش» در کتاب «فلسفة فراغت و تفریح‌های سالم» در تعریف فراغت می‌گوید:‌ «فراغت مربوط به آن بخش از اوقات زندگی انسان می‌شود که از کار کردن آزاد است یا در خواب نیست و تفریحات سالم، مربوط به نحوة استفاده از این فراغت است. جرالد بی فنر در کتاب «سازمان تفریحات سالم در جامعه» اظهار می‌دارد که فراغت یک دوره یا قسمتی از زندگی بشر است و تفریحات سالم در این بین، بیان علاقه و نگرش فرهنگی اوست. وی معتقد است فراغت برای تمام افراد جامعه وجود دارد، لیکن آنچه مهم و اثرگذار است، شیوه‌های استفاده از آن می‌باشد. جرج دی باتلر در کتاب «مقدمة تفریحات سالم و بازی در جامعه» اشاره کرده است که تفریحات سالم و بازی در اوقات فراغت نقش بسیار اثرگذاری در زندگی جامعه دارد.

● انواع زمان و اوقات فراغت

هانری لوفربر، جامعه‌شناس فرانسوی، به طور کلی اوقات را به سه دسته تقسیم می‌کند:

۱) فرصت کار، که زمان تکلیف است؛

۲) وقت اضطرار، که اجباراً در انجام دادن اموری نظیر ایاب و ذهاب صرف می‌شود؛

۳) وقت آزاد، که فراغت نامیده می‌شود.

جامعه‌شناسان شوروی نیز زمان را به دو گروه تقسیم می‌کنند:

۱) زمان کار؛

۲) زمان خارج از کار، که خود به چهار دسته تقسیم می‌شود:

- زمانی که با کار روزانه ارتباط دارد، مثل ایاب و ذهاب برای کار؛

- زمانی که به انجام امور خانه اختصاص می‌یابد؛

- زمانی که برای کامیابی احتیاجات طبیعی بدن مثل تغذیه، خواب و استحمام صرف می‌شود؛

- زمانی که به اموری مانند مطالعه، فعالیت‌های اجتماعی، استراحت، ورزش، تماشای تلویزیون و ... اختصاص دارد و به عنوان اوقات فراغت نامیده می‌شود.

آنچه را که این صاحب‌نظران اوقات فراغت نامیده‌اند، نیز می‌توان به شیوه‌های گوناگون تقسیم نمود. اگر مکان را مبنای تقسیم‌بندی بگیریم، می‌توان دو حالت کلی را از هم جدا نمود: ۱- زمان فراغتی که در منزل سپری میشود و ۲- زمانی که خارج از منزل سپری می‌شود و طیف وسیعی از فعالیت‌ها، همچون فعالیت‌های ورزشی و جسمی گرفته تا دیدار از بناهای تاریخی، رفتن به موزه و تئاتر، پارک‌ها و ... را در برمی‌گیرد.

از نظر زمانی نیز می‌توان این گونه تقسیم‌بندی کرد:

۱) اوقات فراغتِ لحظه‌ای مانند وقتی که فرد پشت چراغ قرمز است؛

۲) اوقات فراغتِ ساعتی مثل ساعات بیکاری که در محل کار یا در اتوبوس صرف می‌شود؛

۳) اوقات فراغتِ روزانه بعد از انجام وظایف روزانه است،که معمول‌ترین اوقات فراغت محسوب می‌شود.

۴) اوقات فراغت هفتگی که معمولاً در پایان هفته یک و نیم یا دو روز کامل تعطیلی است.

۵) اوقات فراغت سالیانه که مثال مشخص آن تعطیلات عید نوروز یا مرخصی‌های سالانة کارکنان می‌باشد.

از سوی دیگر اوقات فراغت برحسب سن قابل تقسیم‌بندی است:

۱) اوقات فراغت ویژة کودکان قبل از ورود به دبستان که به دلیل کمی وظایف کودکان، به طور نامشخص به مدت طولانی است.

۲) اوقات فراغت کودکان و نوجوانان که معمولاً پس از انجام تکالیف مدرسه است.

۳) اوقات فراغت جوانان

۴) اوقات فراغت میانسالان

۵) اوقات فراغت سالخوردگان، که بیشتر افراد بازنشسته را شامل می‌شود.

البته بدیهی است می‌توان تقسیم‌بندی‌های دیگری برحسب جنس، شغل و حتی سلسله مراتب شغلی افراد به دست داد.

● کارکردهای اوقات فراغت

اوقات فراغت از طریق کارکردهای متفاوت نقش مؤثری در ایجاد تعادل در زندگی افراد دارد. باید توجه داشت انسان موجودی مکانیکی نیست که تغذیه وکار بتواند سلامت حیات ودوامش را تأمین کند. بسیاری از اوقات، کیفیت زندگی افراد به نحوة استفاده از اوقات فراغتشان مربوط می‌شود. از این رو، توجه به کارکردهای اوقات فراغت امری ضروری است. عمده‌ترین کارکردهای اوقات فراغت را می‌توان در موارد زیر برشمرد.

الف) استراحت و تجدید قوا یکی از ضروریات زندگی است. به نظر می‌رسد کسانی که بخش عمدة نیرویشان را صرف رسیدن به مقاصد شغلی یا تحصیلی نموده‌اند، به دلیل خستگی و رکورد جسمی و ذهنی، چندان موفق نبوده‌اند؛ بنابراین، فرصت استراحت غیر از زمان خواب، حتی اگر همراه با تخیل باشد، برای سلامتی روحی و جسمی، بخش ضروری از زندگی انسان است.

ب) از دیگر کارکردهای اوقات فراغت، تفریح است. باید توجه داشت آدمی در راه تفریح به دنیای تازه یا خیالی کشیده می‌شود و از انجام مجموعه‌ای از وظایف تکراری آزاد می‌گردد.

ج) اوقات فراغت فرصت‌هایی برای کسب اطلاعات و معلومات مشخص فراهم می‌آورد مطالعه و شرکت در کلاس‌های آموزشی و فرهنگی برخی از راه‌های رسیدن به این هدف است.

د) از طریق برنامه‌ریزی برای زمان‌های بیکاری، انسان قادر است به پرورش و شکوفایی شخصیت و همچنین بروز خلاقیت‌های فردی بپردازد. نوشتن مقالات تحقیقی و خالق آثار هنری، گاه نتیجة تلاش‌هایی است که در اوقات فراغت انجام شده است.

هـ) مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی و ... که اغلب به صورت داوطلبانه انجام می‌شود و توسعة فرهنگی، اجتماعی جامعه را فراهم می‌آورد.

● تحول در اوقات فراغت

پس از انقلاب صنعتی، همراه با مکانیزه شدن کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و در پی آن با جایگزینی ماشین به جای انسان، نیاز به نیروی انسانی رو به کاهش نهاد. بنابراین، از ساعت کارکنان کاسته شد و زمان بیکاری افزایش یافت. به همین سبب، بر اوقات فراغت نیز افزوده شد. از سوی دیگر، با پیشرفت فناوری و گسترش ارتباطات، سرگرمی‌های تازه‌ای ظاهر شده است. به طوری که امروزه، بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی دنیا، با پخش برنامه‌های متنوع شبانه‌روزی، قادرند اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص دهند. همچنین بازی‌های متنوع رایانه‌ای نیز توانسته است بسیاری از جوانان و جوانان را برای ساعت‌ها به خود مشغول کند.

علاوه بر پیشرفت‌های صنعتی،‌ پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی نیز اثر فوق‌العاده‌ای بر روند اوقات فراغت گذاشته است. با افزایش سطح درآمد و در پی آن رفاه نسبی، از تلاش‌های جسمی زیاد برای امرار معاش کاسته شده و با افزایش سطح تحصیلات و تفکر، راه‌های جدیدی برای گذران اوقات فراغت پدید آمده است. مجموع این عوامل باعث شده، اوقات فراغت در جوامع امروزی ویژگی‌های متفاوتی داشته باشد، که به طور خلاصه عبارت‌اند از:

- اوقات فراغت، که روزگاری مختص اشراف بود، امروزه متعلق به همة افراد جامعه است و جنبة‌ عمومی و همگانی پیدا کرده است.

- در دنیای امروز،‌به اوقات فراغت و اثرات آن در زندگی، توجه بیشتری می‌شود. به طوری که دولت‌ها وحکومت‌ها نیز برنامه‌ریزی برای آن اوقات را از وظایف خود می‌دانند و به همین سبب می‌توان گفت، اوقات فراغت جنبة رسمی پیدا کرده است.

- پیشرفت فناوری، به ویژه فناوری وسایل ارتباط جمعی، شیوه‌های جدیدی برای گذران اوقات فراغت پدید آورده است. به طوری که کتاب و مطبوعات، تلویزیون و گسترش ماهواره‌ها سهم عظیمی را در پر کردن اوقات فراغت جوامع مختلف ایفا می‌کنند.

- امروزه نهادهای مختلف هر کدام نقش ویژه‌ای در غنی‌سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارند و مراکز علمی و انجمن‌هایی نظیر انجمن اولیاء و مربیان، فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ محله و ... به نهادی شدن فعالیت‌های مربوط به اوقات فراغت کمک می‌کنند.

- افزایش اوقات فراغت در دنیای امروز رشد فرهنگ، هنر و شکوفایی استعدادها را پدید آورده است.

هرمز ندیمی معتقد است در جوامع امروزی، به طور کلی سه عامل به فراغت شکل می‌دهند:

۱) تحول فن

۲) میزان ثبات سنت‌ها

۳) سازمان اقتصادی-اجتماعی

منظور از تحول فن، گسترش فناوری وسایل ارتباط جمعی از قبیل مطبوعات، برنامه‌های متنوع و جدید رایانه‌ای، گسترش ماهواره‌ها و ... است. پایداری سنت‌ها نیز بافت فرهنگی جامعه و تأثیر آن بر اوقات فراغت را دربر می‌گیرد. به طور مثال، در جوامع سنتی معاشرت‌ها بخش عمده‌ای از گذران اوقات فراغت را محسوب می‌شود. در حالی که در جوامع صنعتی، بیشتر اوقات فراغت افراد در تنهایی و متأثر از فناوری و با بهره‌گیری از ابزار سپری می‌شود. بدیهی است نحوة گذران اوقات فراغت برای هر فرد، قشر و جامعه به سازمان اقتصادی، اجتماعی آن افراد مربوط می‌شود، زیرا روش‌های گوناگون گذران اوقات فراغت از نظر صرف وقت و هزینه یکسان نیستند.

● نحوة گذران اوقات فراغت

از دوره‌های مقدماتی و زندگی اولیة بشر، در هر دوره، انسان آثار و باقیمانده‌هایی از خود به جا گذاشته است که گویای رابطة نحوة گذران اوقات فراغت او و فرهنگی که در آن دوره وجود داشته. می‌باشد. این آثار و باقیمانده‌ها، به صورت‌های گوناگون هنری و فرهنگی دیده شده است. نقاشی و کنده‌کاری‌های بنی‌حسن در مصر قدیم نشان می‌دهد که مصریان قدیم علاوه بر کارهای روزمرة روزگار خود، وقت اضافی برای ابداع چنین آثاری داشته‌اند. از طرف دیگر، ناآگاهی، جهل و سوء استفاده از چنین فرصت‌ها و اوقات بیکاری در یک جامعه ممکن است مسائل و مصائبی به همراه داشته باشد. مثلاً، لهو و لعب، خوشگذرانی، بیکاری و تنبلی موجب زوال امپراتوری روم شد.

● تاریخچة نحوة گذران اوقات فراغت

زمان فراغت در تمام مراحل تاریخی زندگی بشر وجود داشته است. در گذشتة دورکار وبازی از یکدیگر جدا نبود، بلکه هر دو جزء آئین مذهبی بود و به خاطر تماس با ارواح بر پا می‌شد. به عبارت دیگر،‌ معنی آنها درزندگی، به رغم تفاوتشان، یکی بود. دراین موردوبلن معتقد است که جادوگران قبایل ازکار معاف بودند. در حالیکه دومازیه معتقد است که وظایف جادوگران برای جامعه، کاملاً ضروری بود. پس اصولاً درچنین شرایطی، زمان فراغت مفهوم نداشته است. برای طبقات اشراف هم، ازآنجاکه اصولاً کاری انجام نمی‌دادند ، زمان فراغت مفهوم نداشت و زندگی‌ آنها بیشتر با بیکاری سپری می‌شد، که با توجه به مفهوم فراغت امروزی، نه مکمل کار بود نه پاداش آن، بلکه جای کار را می‌گرفت.

دردورة رنسانس، بیشتر اوقات فراغت صرف امور مذهبی می‌شد. بعدها با انقلاب صنعتی، تحول عظیمی در اوقات فراغت نیز بوجود آمد. در اوایل انقلاب صنعتی ، ساعات کار به قدری زیاد بود که در عمل اوقات فراغتی باقی نمی‌ماند. دردهة ۱۸۴۰ میزان کار در کارخانه‌های تقریباً ۷۵ ساعت در هفته بود، ولی به تدریج از ساعات کار کاسته شد و متقابلاً ساعات فراغت افزایش یافت. به طوری که درحال حاضر ساعت کار بین ۳۶ تا ۴۴ ساعت است.

با بررسی نحوة زندگی ایرانیان درگذشته، به نظرمی‌رسد بیشترین اوقات فراغت صرف معاشرت‌ها می‌شده است که این معاشرت‌ها، خود باعث تبادل افکار، اندیشه‌ها و آگاهی‌ها از عقاید و نظریات دیگران بوده و نیز بر اطلاعات و دانش افراد می‌افزوده است. علاوه بر معاشرت‌ها، سیر و سفرنیزصورتی ازگذران اوقات فراغت بوده، که خود باعث آشنایی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها می‌شده است.

فعالیت دیگری که ایرانیان در اوقات فاغت به آن مشغول بودند، ورزش است. از دیرباز، ورزش و تربیت بدنی نزد ایرانیان مقام خاصی در پرورش روح و جسم و آماده ساختن آن داشته است.

● مروری بر تحقیقات

یکی از نخستین تحقیقات در مورد اوقات فراغت، به هواداری از زمان فراغت کارگران در اروپا، توسط پل لافارک که سوسیالیستی مبارز بود، نوشته شد. نام این رساله حق تنبل بودن بود. یکی دیگر ازنخستین تحقیقات در مورد اوقات فراغت در اروپا را تورستن وبلن با عنوان تئوری فراغت انجام داد. وی افرادی ازطبقة سرمایه‌داررامورد مطالعه قرار داد که نوع خاصی از فراغت را،که بیشتر به بیکاری شباهت داشت تجربه می‌کردند. بیکارانی که ثروت سرشاری داشتند و برای بدست آوردن جایگاه اجتماعی در مصرف زیاد‌ه‌روی می‌کردند.

اما فقط در سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود که در اروپا و آمریکا جامعه‌شناسان نخستین پژوهش‌های تجربی درباره فراغت را انجام دادند. تعیین قانون ۸ ساعت کار در روز، به امیدها و نگرانی‌های اصلاح‌ طلبان دامن زد. اینان در اندیشه بودند که آیین وقت آزاد و اضافی مصرف خودسازی می‌شود یا بیهوده تلف خواهد گشت.

در سال ۱۹۲۴ دفتر بین‌المللی کار نخستین کنفرانس بین‌المللی را دربارة آزاد کارگران برپا کرد. ۳۰۰ نماینده از سوی ۱۸ کشور در این کنفرانس شرکت کردند. اعتقاد عموم شرکت‌کنندگان بر این بود که هر چه زمان کار کمتر شود، باید به فعالیت‌های اوقات فراغت نظم بیشتری داده شود. چندی بعد، در ایالات متحده، طرح‌های پژوهشی در این مورد به جریان افتاد که معروف‌ترین آنها طرحی بود که «رابرت و هلن لیند در فاصلة سال‌های ۲۹-۳۷ در مورد فعالیت‌های اوقات فراغت در گذشته و حال به انجام رساندند. در سال ۱۹۳۴، ژرژ، ا.لوندبرگ در مطالعه‌ای که از آن به بعد به صورت اثری

کلاسیک درآمد، اظهار نمود فراغت نقطة تعامل فعالیت‌هایی است که به طور کلی وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دیگرند. فراغت به خودی خود هدف محسوب نمی‌شود. بعد از جنگ جهانی دوم، جامعه‌شناسی اوقات فراغت ابعاد وسیع‌تری یافت. به نحوی که بر شمردن تک‌تک پژوهش‌هایی که در این باب انجام شده، امکان‌پذیر نیست. اما از جمله پژوهش‌های برجسته می‌توان به کتاب «جماعت تنها اثر دیوید رایزمن که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد و نیز کتاب «فراغت در شهر» نوشتة «ژوفر دومازیه» که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد اشاره نمود.

ژوفر دومازیه در بررسی پژوهش‌های قبلی مربوط به اوقات فراغت به این نتیجه رسیده است که در بیشتر تحقیقات، اوقات فراغت به عنوان عامل تعیین شونده مطالعه شده است تا عامل تعیین‌کننده. به عبارت دیگر، تأثیر عوامل مختلف چگونگی گذران اوقات فراغت طبقه یا گروه خاصی بررسی شده است، اما تأثیر روزافزون فراغت بر کار و روابط اجتماعی، ساخت اجتماعی و فرهنگ نادیده گرفته شده است. در ذیل به برخی از این پژوهش‌ها اشاره می‌شود.

- در پژوهشی که در سال ۱۹۶۵ در فرانسه بر روی جوانان ۱۴ تا ۲۰ ساله صورت گرفت معلوم شد ۷۹ درصد آنان وقت‌گذرانی‌های خارج از خانه را بر وقت‌گذرانی‌های داخل خانه ترجیح می‌دهند و فقط ۲۱ درصد در خانه ماندن را به گردش رفتن ترجیح داده‌اند. از این تعداد، ۵۶ درصد هنگام ماندن در منزل مطالعه می‌کنند؛ ۵ درصد صفحة گرامافون گوش می‌کردند؛ ۲۱ درصد تلویزیون تماشا می‌کردند و ۳ درصد به رادیو گوش می‌سپردند.

- یافته‌های حاصل از تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از ۱۶۰۱ تن از افراد ۱۵ سال به بالا در سال ۱۳۶۵ نشان می‌دهد رایج‌ترین شیوة گذران اوقات فراغت مردم تهران تماشای تلویزیون بوده است. به طوری که ۷۹ درصد مردم تهران تلویزیون تماشا می‌کنند. سپس به ترتیب دور هم نشستن با افراد خانواده،‌ استراحت، گوش‌ کردن به رادیو، دید و بازدیدها از جمله فعالیت‌های دیگر بوده است.

- نتایج حاصل از تحقیق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در مورد افراد ۱۵ تا ۵۰ سال و مسن‌تر، در سال ۱۳۶۶ نشان می‌دهد که ۷۱ درصد از گروه سنی ۱۵ تا ۵۰ سال و ۷۰ درصد از دانش‌آموزان دبیرستان در روزهای تعطیل به رادیو گوش می‌کنند. میانگین تعداد بینندگان تلویزیون در روزهای تعطیل برحسب سن و تحقیقات دبیرستانی یکسان بوده است(۸۷ درصد)

- نتایج تحقیقی که در سال ۱۳۷۰ در مورد نحوة گذران اوقات فراغت کارمندان اداره‌های آموزش وپرورش تهران انجام شد، نشان میدهد که ۵۵ درصد از کارمندان، اوقات فراغت خود را صرف رسیدگی به امور مربوط به خانواده، ۳۴ درصد، صرف شغل دوم و ۳۲ درصد اوقات فراغت را با تماشای تلویزیون سپری می‌کنند. در زمینة اهمیت ورزش،‌ آمار به دست آمده نشان می‌دهد که ۳۸ درصد کارمندان در ایام فراغت خود ورزش می‌کنند و از نتایج تحقیق چنان استنباط شده است که مشکلات عمدة کارمندان در زمینة اوقات فراغتشان به شکل مطلوب، مسائل و مشکلات اقتصادی بوده است و اکثریت آنان در حقیقت ساعات بسیار کمی برای فراغت دارند.

● تعادل کار- فراغت و بهره‌وری

همانگونه که ذکر شد تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف، از جمله ایران، بیشتر بر شیوه‌های گذران اوقات فراغت در اقشار مختلف تأکید دارد و اهمیت فراغت به منظور رشد فرهنگی-اجتماعی و رابطة آن با کار کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سالیان متمادی، تصور می‌شد کسانی‌ که ساعت‌های طولانی کار می‌کنند افراد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سالیان متمادی ، تصور می‌شد کسانی که ساعت‌های طولانی کار می‌کنندافراد بسیارموفق و رو به ارتقا هستند. چون تمام فرصت‌های زندگی آنان توسط کار و فکر کار پر شد، لذا وفادار به سازمان و محل کار خود هستند . اما امروزه با بررسی‌های مختلف روان‌شناسان کار مشخص شده است که (هر چه کار در سطح بالاتر، فنی‌تر و متضمن اندیشه و تأهل باشد کیفیت کارمزد پرکار و کم فراغت افول می‌کند)

مسلماً کارمندی که هر شب تا دیر وقت بیدار می‌ماند و انبوهی از کارهای اداری را به خانه می‌برد و روزهای آخر هفته به محل کار خود می‌آید، تنها به عنوان فردی متعهد و مثبت شناخته نمی‌شود. امروزه مدیران روشن‌بین گاهی به این افراد با دیدی قویاً‌ منفی می‌نگرند. آنان را افرادی اشتباه کار، با قضاوتی نادرست و ضایع ‌کنندة فرصت‌های شغلی تصور می‌کنند که در نهایت برای سازمان زیان‌بار هستند . با دیدی ژرف‌نگر، افراد بسیار مشغول به کار و بدون فراغت، افرادی ناتوان در تقسیم کار هستند. چراکه مطمئناً فکر آزاد و خلاق ازکسی که از لحاظ روحی و جسمی خسته است، سر نمی‌زند.
 

            ماهنامه کار و جامعه ( www.lssi.ir )


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
سرمایه‌های فراموش شده
نیروی انسانی جوان کشور که می‌تواند تضمین‌کننده رشد و توسعه همه جانبه کشور باشد، به دلیل عدم توجه، برنامه‌ریزی‌های نامناسب و دخالت‌های بی‌منطق با مشکلات فراوانی روبه‌رو است.

متأسفانه مشکلات و مسایل اقتصادی جوانان کشورمان، به صورتی فزاینده روبه افزایش است. این در حالی است که عدم تعریف جامع و دقیق از برنامه‌های سامان‌دهی این قشر و عدم حاکمیت تفکر جوان‌مدار در کشور، امید به اصلاح شرایط این بخش عظیم از جامعه را به یأس تبدیل می‌کند.

مطابق سرشماری سال ۸۵ متوسط سنی جمعیت کشورمان در حدود ۲۷ سال می‌باشد که این به معنای حجم عظیمی از تهدیدها و فرصت‌ها برای کشور است. شرایط موجود جامعه در بُعد اقتصادی و اجتماعی، منجر به ایجاد نگرانی در بین این قشر شده، در حالی که پتانسیل موجود، می‌تواند موتور محرکه جامعه در جهت رشد و توسعه همه جانبه کشور باشد. ‌ ‌
 

● ترافیک اشتغال ‌ ‌

متأسفانه موضوع اشتغال در ایران، به دلیل حجم پایین سرمایه‌گذاری و مشکلات مربوط به تولید داخلی و همچنین عدم اتخاذ سیاست‌های اصولی در زمینه تولید و توزیع، با مواردی همچون اشتغال ناقص، اشتغال موقت، قراردادهای خشک و بدون انعطاف، فشارهای اضافی بر طبقه کارگر و عدم پرداخت حقوق و مزایای مناسب - در کنار تورم ناشی از رفتارهای اقتصادی و مالی دولت‌ها - همراه بوده که این موارد، مشکلات بخش اشتغال را دو چندان نموده است. این در حالی است که اخراج روزانه نیروی کار، ساعات طولانی و دشواری مشاغل سخت را هم نباید از نظر دور داشت. سختی ورود و بهره‌مندی منطقی از جوانان در بازار کار، در آینده منجر به نوآوری‌های کمتری در صحنه تصمیم‌گیری کشور خواهد شد.

در سال‌های اخیر، همواره شاهد نرخ دو رقمی بیکاری بوده‌ایم. این مسأله به تدریج و با ورود نوجوانان و کودکان دیروز به عرصه جوانی، اثرات منفی خود را بر اقتصاد جامعه برجای خواهد گذاشت. متأسفانه برخی سیاست‌های اعمال شده توسط دولت‌های اخیر بیش از آن که به دنبال ایجاد اشتغال باشند، به دنبال اثبات آماری کاهش بیکاری در بین جوانان بوده‌اند. به عنوان مثال، وام‌های ۳ میلیون تومانی اشتغال در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، تنها به معنای کاهش تعداد کارت‌های بیکاری ادارات کار و کاهش اسمی و رقمی نرخ بیکاری بود، ولی در عمل شاهد بودیم که بیکاری در جامعه تداوم یافت. این روند با اعطای وام‌های اشتغال، با عناوین مختلفی چون وام‌های تعاونی و بنگاه‌های زودبازده، در سال‌های ریاست‌ جمهوری آقای احمدی‌نژاد ادامه یافته است.

در کنار مسایل فوق، فضای نامطلوب کسب‌و‌کار در کشور، منجر به فعالیت ناموفق جوانان جویای کار، حتی در مشاغل آزاد شده است. صدور مجوزهای گوناگون، مالیات‌های دریافتی دولت، عدم پرداخت تسهیلات بانکی، کمبود نقدینگی در بسیاری از مشاغل آزاد، بازار نابسامان مواد اولیه و واسطه‌ای، نرخ‌های بالای دستمزد، اجاره‌های بالای اماکن تجاری و بسیاری از معضلات دیگر که در فضای کسب‌وکار کشور وجود دارد، همگی منجر به بروز مشکلاتی شده است که آینده جوانان جامعه را با خطرات جدّی مواجه می‌سازد. مشکل دیگری که در رابطه با اشتغال جوانان مطرح است، خوداشتغالی کاذب بسیاری از آنها است. متأسفانه رواج بسیاری از فعالیت‌های کم بازده، گذرا و در عین حال موقتی، اولاً منجر به حرکت اقتصاد در کانال مشاغل ناپایدار و بدون پشتوانه شده و ثانیاً فرصت‌ها و پتانسیل‌های جوانان جامعه را به هدر خواهد داد. ‌ ‌

متأسفانه با توجه به فضای نامطلوب کسب‌وکار و موانعی که حتی در مشاغل آزاد و بازار اقتصادی ایران با آنها مواجه‌ایم، ورود جوانان به عرصه‌های غیردولتی، با محدودیت‌ها و ممانعت‌های فراوانی روبه‌رو است. اخذ مجوز فعالیت آزاد اقتصادی، مراحل اداری و قانونی و فرآیندهای پیچیده ایجاد شغل در کشور، منجر به ایجاد فضای بی‌اعتمادی شده است که گام اول ورود جوانان را به عرصه مشارکت اقتصادی با مشکل مواجه می‌سازد. نگاهی به آمار بیکاری جوانان در کشور - بین فاصله سنی ۱۵ تا ۲۹ سال - حکایت از اُفت و خیزهای بسیاری دارد.

انواع مختلف بحران‌های اقتصادی و مالی، درگیری‌های سیاسی و ناهماهنگی در نظام اجرایی، در درجه اول با تهدید پایداری رشد اقتصادی، منجر به بروز بیکاری در سطوح گسترده جوانان جامعه می‌شود. به علاوه، بسیاری از اشکالات قانون‌گذاری در زمینه حل مشکلات اشتغال جوانان و عدم تفکیک بحث بیکاری جوانان با بیکاری کل کشور، منجر به ابهام این موضوع در بین سیاست‌گذاران شده است. این در حالی است که بیکاری جوانان از بُعد اهمیت موضوع و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم آن بر جامعه، از ابعاد متعددی با بیکاری کلی کشور متفاوت است. ‌ ‌

مهمترین ریشه‌های بیکاری جوانان عبارتند از:

۱) مشکلات اقتصادی و تولیدی و عدم توجه جدّی به بحث تولید داخلی ‌ ‌

۲) عدم حاکمیت نگاه کارآفرینانه، خصوصاً کارآفرینی بر مبنای جوان‌مداری ‌ ‌

۳) ضعف فضای آموزشی نیروی کار، اعم از آموزش دانشگاهی و علمی و آموزش فنی و حرفه‌ای ‌ ‌

۴) رواج مهارت‌های کاذب حرفه‌ای که فاقد تقاضا در بازار کار می‌باشند

۵) پیش‌شرط‌های محدودکننده و موانع ورود نیروی کار جوان، همانند سابقه‌های بلندمدت کاری

۶) تبعیض‌ها در بازار کار و رقابت بر پایه فاکتورهای نادرست. ‌ ‌

در این راستا، می‌توان موارد زیر را به عنوان راهکار حل بحران اشتغال این گروه از جامعه مطرح نمود: ‌ ‌

۱) تشکیل تیم منسجم و قدرتمند، در جهت پیگیری موضوع اشتغال جوانان و استفاده از همه ظرفیت‌های موجود سرمایه‌گذاری و اشتغال

۲) قانون‌گذاری و ایجاد تسهیلات قانونی در جهت بهبود فضای کسب‌وکار جوانان و بهبود شرایط کارآفرینی برای آنان ‌ ‌

۳) حرکت هدفمند آموزش در مسیر بازار کار و رواج فنون مؤثر، مثمر ثمر و کارا‌

۴)‌برنامه‌ریزی در جهت ارتقای ظرفیت‌های نیروی کار جوان و فراهم کردن زمینه بروز استعدادهای این قشر از جامعه ‌ ‌

۵) استفاده بهینه از امکانات و فرصت‌های سرمایه‌گذاری، منابع طبیعی و رفع فقر از بستر اجتماع

۶) تعریف خط مشی‌های‌ فعال بازار کار برای اشتغال جوانان و تساوی نیروی کار. ‌ ‌

البته ذکر این نکته ضروری است که نرخ بیکاری جوانان در همه کشورهای جهان بالا است. این نرخ در سال‌های اخیر، در کشورهای خاورمیانه به ۲۷ درصد و در کل جهان، به ۱۶ درصد رسیده است. البته بسیاری از جوانان نیز به صورتی ناپایدار در بخش غیررسمی اقتصاد و تحت شرایط نامناسب، به دور از حمایت‌های اجتماعی و آزادی انجمن‌های صنفی و یا مذاکرات دسته‌جمعی فعال می‌باشند که گرچه جزو نیروی بیکار به حساب نمی‌آیند، ولی به صورت بالقوه بیکار هستند. ‌

● ‌فقر ‌ ‌

گفته می‌شود به طور متوسط در جهان، در حدود ۵۰۰ میلیون جوان، با درآمدی کمتر از ۲ دلار در روز زندگی می‌کنند. فقر حاکم بر جامعه جوان در کشور ما که خود ریشه‌ در ضعف اشتغال جوانان دارد، می‌تواند منجر به بروز بسیاری از عواقب خطرناک گردد. انجام مشاغل سخت و پُرریسک، کاهش سن کار در جامعه، ورود کودکان به عرصه فعالیت‌های کاری کاذب، ساعات طولانی کار، فعالیت در محیط‌های ناسالم کاری و مشکلات دیگر، در کنار بزهکاری اجتماعی با نیت کسب درآمد، بروز عواقب روحی و روانی و مشکلات خانوادگی، همگی از نتایج فقر حاکم بر جامعه جوان می‌باشند که انگیزه‌های تحرک و شادابی این قشر عظیم جامعه را سلب می‌کند.

      

            ماهنامه اقتصاد ایران ( www.iraneconomics.net )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
چه شد كه همت مضاعف و كار مضاعف شد نام امسالمان؟ مگر ما خوب كار نمي كنيم و يا همت مان كم بلند است؟ و يا نه اضافه بر چيزي كه انجام مي دهيم مورد نيازمان است؟ نگاهي به وضعيت شاخصهاي بهره وري نيروي كار كشورمان در مقايسه با ساير كشورها نشان مي دهد كه بهره وري نيروي كار در كشور ما پايين است.

سوالي كه مطرح مي شود، اين كه آيا خود افراد بخوبي كارشان را انجام نمي دهند؟ و يا نه، سيستم هاي مديريتي توان بهره گيري از نيروي كار را ندارند؟ به نظر مي رسد كه متاسفانه هر دو نقص در كشور ما به اندازه كافي وجود دارد و به همين دليل ضمن اينكه خود و همه دوستان را به كار بيشتر و بهتر فرا مي خوانم، نكات بسيار مهمي را در خصوص مورد دوم كه ممكن است به دليل اهميت مورد اول مورد غفلت بمانند، بعرض مي رسانم تا بر اهميت سيستم ها در ارتقاي شاخصهاي كار تأكيد كرده باشم:

1- اين سيستم است كه وظيفه هر شخص را تعريف و نوع رابطه افراد را تبيين مي نمايد. حال در سازماني كه روابط افراد و وظايف هر يك به دقت مشخص نشده باشد، افراد سعي مي كنند در مواقعي كه تقسيم مسئوليت به درستي انجام نشده باشد، به دنبال دردسر نگشته و مسئوليت اين امور را بر عهده نگيرند، چرا كه اين گونه فعاليتها معمولا بي مزد و پر از زحمت و مسئوليت اند. حتما در برخي ادارات ديده ايد كه چند كارمند در كنار يكديگر نشسته و به صورت "سري" هر يك گوشه اي از يك فعاليت ار انجام مي دهند اند، ولي برخي پركارند و غير از وظايف خود، كارهاي بي متولي را داوطلبانه انجام مي دهند و برخي نيز تنبلند و تن به اين كارها نمي دهند، يكي از دلايل اين تفاوت، در تقسيم نا صحيح و ناعدلانه وظايف است.

2- شاخص هاي اندازه گيري كار، اولين نياز اندازه گيري ميزان فعاليت و اثربخشي آنهاست. شاخصها و معيارهاي پذيرش هر فعاليت، اهداف سازمان را به صورت ملموس و محسوس براي افراد بيان مي نمايند. مطمئنا در جايي كه كارها اندازه گيري نمي شوند، هيچ انگيزه اي جز وجدان براي كاركردن وجود نخواهد داشت و اين مسئله موجب زحمت انسانهاي مسئول و از زير كار رفتن انسانهاي تنبل خواهد شد. نمونه اين مشكل در بعضي پستهاي كاري كه بصورت موازي باهم قرار دارند، مشاهده مي شود، يعني چند نفر يك كار مشابه را مستقلا انجام مي دهند و كاهلي هر يك موجب درد سر ديگري خواهد شد. حقير اين مورد را در برخي بانكها كه چند صندوق دارند زياد مشاهده كرده ام.

3- در هر سيستم بايد مراجعي عمل ارزيابي فعاليت ها را بر اساس شاخصهاي تعريف شده انجام دهند. دقت در تعريف شاخصها بدون ارزيابي صحيح، بي فايده خواهد بود. ارزيابي در هر سيستمي ابزار عيب يابي به منظور اصلاح است و در صورتي كه عمل ارزيابي و انتخاب ارزياب ها بر اساس معيارهاي عادلانه و علمي صورت نگيرد، عملا هيچ نفعي از ارزيابي به سيستم نرسيده و احتمالا زيان هاي شديدي نيز متوجه آن خواهد نمود. نبود يا ضعف در ارزيابي ها، موجب بي انگيزگي در نيروي كار مي گردد و صرفا باعث زحمت انسانهاي با وجدان و پركار خواهد شد.

4- اگر در سيستمي همه مراحل فوق انجام شده و ارزيابي هاي دقيقي نيز صورت گرفته باشد، ولي بين پركار و كم كار تفاوتي قائل نگردد، عملا هيچ كاري صورت نگرفته است. اين مشكل متاسفانه در كشور ما بسيار بارز است، در كشور ما سياستهاي انگيزشي اعم از تشويق و تنبيه جايگاه شايسته اي ندارند، يا اصلا از آنها استفاده نمي شود و يا بدون استحقاق افراد از آنها سوء استفاده مي شود. اين مسئله را بارها در اطراف مان ديده ايم، چه بسا افرادي كه مستحق تنبيه اند، تشويق و چه بسا افرادي را كه مستحق تشويق اند، تنبيه مي شوند. اين مسئله كه از يكي از بهترين ابزارهاي تربيت و هدايت بشر در بنگاهها و سيستمهاي ما استفاده مي شود، مطمئنا چاره اي جز كاهش سطح بهره وري نخواهد داشت.

5- هر سيستمي مدام بايد در تمام موارد فوق، خود را به روز نمايد، يعني مدام شرح وظايف را بر اساس نيازهاي روز سازمان يا بنگاه طراحي نمايد، شاخصها بازتعريف و اصلاح گردند و سيستمهاي نظارتي و ارزيابي مدام تجهيز، مورد آموزش و ارتقا يابند. مطمئنا در سيستمهايي كه اين چرخه به صورت مداوم جريان نداشته باشد، افراد فرصت طلب، راهكارهاي فرار از كار را شناسايي نموده و بخوبي از ضعف مديريت و سيستمهاي نظارتي سوءاستفاده مي نمايند.

6- يكي از اموري كه باعث كاهش انگيزه در نيروي كار حتي از نوع مسئول و باوجدان كاري مي شود، كمبود اثربخشي فعاليت هاست. يعني در سازمانها و بنگاه هاي ما، فعاليتهاي بيهوده يا كم فايده زيادي وجود دارد كه صرفا توان نيروي كار را هدر مي دهد. اين مسئله موجب مي شود تا نيروي كاري كه به بي فايده بودن فعاليت هاي خود آگاه است، انگيزه لازم را براي فعاليت نداشته باشد. اين مسئله، در سازمانهايي كه حتي نيروهاي وارسته و كاري در فعاليتهاي خود دچار سستي هستند، شايع بوده و بايستي طراحي دقيق و كامل شرح وظايف و اختيارات افراد در سازمان مورد تجديد نظر قرار گيرد.

هدف از اين نوشته، اين بود كه اهميت برنامه ريزي، مديريت و نظارت را ياد آور گردم و به هيچ وجه در نقش مهم افراد در ايجاد انگيزه در خود و تقويت نقش وجدان در انجام شايسته تر كارها، هيچ ترديدي وجود ندارد.

منبع: خرد نيوز




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف و کار مضاعف از مهم ترين مسائل حيات فردي و اجتماعي جامعه کنوني ما با توجه به تغيير و تحولاتي است که در چند سال گذشته شاهد آن بوده ايم ، محسوب مي شود.
اکنون تمامي بررسي ها و اظهار نظر ها پيرامون اين نام گذاري، بيشتر در حوزه اقتصادي کشور مي باشد اما خيلي از صاحبنظران معتقدند در خصوص اصلاح مباحث اخلاقي و سرنوشت ساز انسان نيز بايد اين شعار را سرلوحه کارهايمان قرار دهيم چرا که جامعه جهاني هم اين موضوع را در دستور کار خود قرار داده است .
خوشبختانه سال 1389 از سوي مقام معظم رهبري به نام همت و کار مضاعف ناميده شد و اين فرصتي شد تا مردم به فراخور حال خويش با اين دو موضوع فوق العاده مهم آشنا شوند.
مقام معظم رهبري در خصوص سال جاري و همت وکار مضاعف فرمودند:
من امسال را به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نام گذاري مي کنم به اميد اينکه در بخش هاي مختلف، بخش هاي اقتصادي،بخش هاي فرهنگي،بخش هاي سياسي، بخش هاي عمراني و بخش هاي اجتماعي در همه عرصه ها، مسولين کشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گام هاي بلندتر و با همت بلندتر با کار بيشتر و متراکم تر راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود انشاالله نزديکتر شوند،ما به اين همت مضاعف نيازمنديم، کشور به اين کار مضاعف نيازمند است.
با توجه به اين موضوع که يک سري از اهداف برنامه چهارم توسعه محقق نشده و براي رسيدن به اهداف چشم انداز بيست ساله کشور هم نياز به کار و تلاش جدي وجود دارد، اين سخن مقام معظم رهبري براي همت و کار مضاعف مي تواند سرلوحه خوبي براي مسير تلاش هاي دستگاه هاي اجرايي و همچنين قانون گذار باشد، تا در سال جاري همزمان با جبران کاستي هاي گذشته ،با سياست گذاري مناسب دربرنامه پنجم توسعه گام هاي موثري را براي اجرايي کردن قوانين مرتبط برداريم .
در اين راستا نبايد فراموش کنيم که از طرفي در سال 89 بزرگترين جراحي اقتصادي کشور که همان قانون هدفمند سازي يارانه ها مي باشد، انجام خواهد گرفت که خود نيازمند همت و کار دو چندان است و اين امر نيز خود مصداق ديگري بر اهميت سخنان مقام معظم رهبري مي باشد.
اما، از عوامل فوق العاده مهمي که بستر بلند همت را در شخص و جامعه فراهم مي آورد، توجه رهبران جامعه به ابعاد مثبت مردم و تشويق آنها است که بي ترديد موجب بلند همتي ايشان مي شود.
همچنين باور به اين موضوع که ما مي توانيم و همچنين همبستگي ميان تمام اقشار جامعه از لازمه هاي همت مضاعف در سال کنوني با توجه به اتفاقات سال گذشته مي باشد.
لازم به ذکراست، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران هم در اين خصوص سخنان بسياري را فرموده اند که ذکر جند مورد از اين سخنان مي تواند در اجرايي کردن برنامه هاي کلان کشور ياري رسان مردم و دست اندرکاران باشد.
ايشان فرموده اند: اگر ملت با ما باشد، ما مي توانيم به واسطه ي قدرت ملت کارها را انجام دهيم.
بايد اول بيدار شويم به اينکه ما خودمان هم شخصيت داريم، ما مي توانيم کارهاي خودمان را انجام بدهيم.
اول هر چيزي باور است که ما مي توانيم اين کار را انجام دهيم.
اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما مي توانيم که صنعت مند و صنعتکار باشيم، خواهيم بود؛ اگر افکارتان و باورتان اين باشد که ما مي توانيم مستقل باشيم و وابسته به غير نباشيم، خواهيم توانست؛ اگر کشاورزان ما باورشان اين باشد که ما مي توانيم در کشاورزي به جايي برسيم که صادر کنيم و وابسته به غير نباشيم بلکه ديگران به ما محتاج باشند، مي توانند ووو....
اين سخنان بيانگر اين موضوع است که مقام معظم رهبري کاملا هم جهت و در راستاي سياست هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران گام بر مي دارد و بهره گيري از سخنان ايشان به دور ازسياسي کاري هاي مرسوم در تمام جهات فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي مثمرثمر خواهد بود و کشور مي تواند جهش مناسبي را در خصوص رشد اقتصادي پس از اين اقدام شاهد باشد .
مسلم سروندي


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب

محمد‏مهدی تهرانی

«ما امسال را عرض كرديم "سال همت مضاعف و كار مضاعف". اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان مي‏دهد.» مقام معظم رهبری

جنس و نوع نامگذاری سال‏ها قطعا حرف‏هایی با خود دارد؛ حرف‏هایی که گاه سیاسیون به عمق آن می‏رسند و گاه بعد از سال‏ها تازه آن را درمی‏یابند. گاه نیاز است جهت‏گیری جدیدی شکل بگیرد؛ گاه ضرورت دارد یک باور فراموش شده زنده شود و گاه قرار است گفتمانی نوین، خویش را در پهنه‏ی فرهنگی کشورمان بازیابد و این همه در قالب یک شعار یا یک نام متبلور می‏شود تا چراغ راه مسئولین و مردم باشد.

مروری هرچند گذرا بر نامگذاری‏های سال‏های اخیر مبیّن همین معناست. آن‏گاه که در عصر سازندگی مصرف‏گرایی باب شد، رهبر‏انقلاب از ضرورت مقابله با ريخت‏و‏پاش، زياده‏روى و اسراف گفتند و در میان سیاستگذاری‏های نادرست کارگزارانی‏ها "عدالت اجتماعی" را به عنوان شعار سال مطرح کردند.

بعد از روی کار آمدن دولتی که در برلین می‏خواست امام را به موزه‏های تاریخ بسپارد، سال 78 را به نام "امام خمینی(ره)" مزین کردند و سال 79 را سال علی‏ابن‏ابیطالب نامیدند تا به این بهانه همه را به جایگاه ولایت توجه داده باشند و در عین حال حقوق پابرهنگان را به مسئولین وقت یادآوری کنند: «اميرالمؤمنين عليه‌السّلام در زندگى حكومتى خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان، بى‌اغماض و بى‌گذشت بود. ما هم بايد همين‏طور باشيم.»

در پیچ و تاپ این نامگذاری‏ها، گفتمانی جدید بدنه اجتماعی خود را باز می‏یافت و جانی دوباره می‏گرفت و دیگران این را نمی‏دانستند. سال‏ها یکی از پس دیگری آمدند. "سال عزّت و افتخار حسينى" برای جوانانی که می‏دانستند در مقابل تحمیل ها دیگر خبری از صلح امام حسن نیست، تعبیری به رنگ سرخ کربلا داشت؛ رنگ شهادت و شهادت‏طلبی.

در عین اینکه نامگذاری‏ها برای سالِ خاص خود موضوعیت داشتند، چون دانه های تسبیح با هم پیوند می‏خوردند تا روحیات و نگاه‏هایی جدید بیافرینند و سال‏ها بعد، "عدالت" و "دولت اسلامی" را مطالبه‏ای ملی کنند.

سال 82 سال "نهضت خدمت‌‌رسانى به مردم" لقب گرفت و سال 83 سال "پاسخگويى سه‏قوه به ملت ايران". از ورای همین نامگذاری‏ها و سخنان پی‏در‏پی رهبر‏انقلاب بود که گفتمان عدالتخواهی و خدمت متولد شد و در نهایت بازگشت به امام در سوم تیر رقم خورد. گزاره‏های این سال‏ها به پرچم نسلسوم انقلاب بدل شد و مطالبه‏ای جدید را آفرید؛ مطالبه‏ای که سوم تیر نمی‏شد در عکس‏ها و پوسترهای برخي كانديداها كه تلاش داشتند خود را گزينه اصلي اصولگرايان و حتي انتخاب ارجح رهبري معرفي كنند، جستجویش کرد.

در سال‏های بعد از روی کار آمدن دولت نهم، دغدغه انگار کمی متفاوت شد. دو عنوان "همبستگى ملى و مشاركت عمومى" و "اتحاد ملى و انسجام اسلامى" در سال های 84 و 86 یکپارچگی مردم و امت اسلام در مسیر آرمان‏ها را به نمایش می‏گذاشت. سال 85 یعنی "سال پیام اعظم" نیم نگاهی به جسارت‏ها و توهین‏ها به ساحت رسول مکرم اسلام داشت و دو سال بعد یعنی سال "سال نوآوری و شكوفايی" و "اصلاح الگوى مصرف" شاید بیشتر جهت‏گیری‏های اجرایی را دنبال می‏کرد.

و اکنون سال 89 از پس سالی پر از فتنه و آشوب سال "همت مضاعف و کار مضاعف" لقب گرفته است؛ سالی که مثل سال‏های گذشته جنس و نوع نامگذاری‏اش پرمعناست.

اگر تا پیش از این جریان ارزشی کشور آرایش مقابله با فتنه به خود گرفته بود، اکنون باید متوهمینِ ضد انقلاب را به خود بگذارد تا در حسرت نقد یا واکنشی هرچند کوچک بسوزند و هر روز هزار بار مرگ خود را طلب کنند.

آرایش کنونی متفاوت از سال گذشته است. اکنون "عدالت و پیشرفت" موضوعیت دارد. جنس نامگذاری این را به خوبی می‏فهماند که باید افق نگاه‏ها را بالاتر گرفت و زمین‏گیر شدگان میدان سیاست و جهالت را به خود واگذاشت؛ البته باید همچنان هوشیار بود؛ اما موضوع اول کشور دیگر قطعا فتنه نیست و نباید باشد.

انقلابی را آغاز کردیم و بعد از سال‏ها در یک حرکت متعالی به گفتمان انقلاب بازگشتیم؛ انقلابی که هنوز هم نیازمند نرم‏افزاری متناسب با کارویژه‏های خود است؛ انقلابی که افق تمدن‏اسلامی را در پیش رو دارد و برای آن افق، الگوهای دیکته شده برون‏مرزی برای اقتصاد و سیاست و فرهنگ نه فقط پاسخ نمی دهد بلکه سخن گفتن از آنها نیز خجالت‏آور است. دهه، دهه عدالت و پیشرفت است و انگار فتنه‏انگیزی‏ها کمی ما را از افق بازداشته و کمی کندی کردیم که این بار باید گام‏هایمان را تندتر کنیم و تلاشی مضاعف را کلید بزنیم.

اما نوع و نحوه نامگذاری، ریل‏گذاری جدیدی را چنانکه در برخی سال‏ها خصوصا سال‏های سازندگی و اصلاحات به نمایش می‏گذاشت، نشان نمی دهد. نوع نامگذاری خود صحه‏ای است بر اینکه جهت‏گیری‏هایی که اکنون در اولویت قرار دارند، جهت‏گیری‏هایی صحیحند و تنها باید قطار را با قدرت و همتی بلندتر در مسیر خود به پیش برد و این نکته مهمی است.

باید عزم را جزم کرد تا در این زمان اندک، تحقق اهداف بلندی که دولت نهم با آنها پا به تاریخ سیاسی ایران اسلامی گذاشت، آشکارتر شود. "ما می توانیم" سرفصل جوشش‏های جدید بود و اکنون نیز باید باشد. حرکت کافی نیست؛ باید دوید.

در این میان باید همه همدوش هم قرار بگیرند و نه رو در روی هم. فرصتی که از دولت دهم باقی است، باید طعم شیرین عدالت را به یادگار بگذارد و این، همه‏ی عدالتخواهان چه در مجلس و چه در دولتند که باید با تصمیم درست و همراهی و پشتکار کارنامه این سال‏ها را رونق دوچندان بخشند.

موضوع هدفمند‏کردن یارانه‏ها به عنوان یکی از برجسته‏ترین موضوعات روز کشور، یک ضرورت واقعی برای ایران اسلامی است. ضروری است مجلس و دولت گام‏هایشان را محکم کنند و با هم این بار را به مقصد برسانند. البته باید به نگرانی‏های مجریان قانون توجه کرد و خوب است بیش از پیش این توجه صورت پذیرد؛ اما آنچه در نهایت تصویب شده و می‏شود، نقشه راه همه است.

در حوزه های مختلف نیز وضع به همین منوال است. باید انقلابیون گام‏های بلندی را کلید بزنند و افق‏ها را مدام مرور کنند. جنس نامگذاری سال 89 آرایش مواجهه با فتنه را پایان یافته می‏داند و نوع نامگذاری آن، مسیر را متذکر می شود. و این سخن حضرت امیر است که فرمود: اِغتنمِ الفُرَص فَاِنّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب. فرصت‏ها را دریابید که چون ابر زودگذر عبور خواهند کرد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
كار مضاعف و همت مضاعف (22 راه‌كار پيشنهادي در اجرايي كردن آن)
مقدمه:
يكي از سنت‌هاي نيكو و پسنديده‌اي كه در چند سال اخير هم‌زمان با آغاز سال جديد در كشور جريان مي‌يابد  نامگذاري سال جديد با عنوان و موضوعي خاص مي باشد .به گونه‌اي كه اين عنوان و موضوع از يك سو نشان دهنده دغدغه هاي مسئولان نظام در سال جديد نسبت به موضوع تعيين شده و از سوي ديگر ترسيم كننده و نقشه راه حركت‌هاي اجرايي و نيز استراتژي و راهبردهاي كلان در دستيابي به اهداف عاليه هدف‌گذاري شده مي باشد.

در اين راستا، امسال هم‌چون سنوات گذشته و در ادامه سريان اين سنت حسنه، از سوي رهبرمعظم انقلاب اسلامي سال كار مضاعف و همت مضاعف تعيين شده است. اگر نگاهي دقيق و موشكافانه در چرايي انتخاب اين عنوان از سوي معظم له داشته باشيم در خواهيم يافت كه چنين راهبردي با توجه به وضعيت و شرايط موجود (به خصوص بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته) بسيار پر معنا،لازم و ضروري به نظر مي‌رسد و حاكي از تدقيق و ظرافت نظر به همراه بودن با دلايلي كاملاً منطقي در انتخاب اين عنوان براي سال جديد بوده است.

با اين مقدمه، در اين مقال بر آنيم تا 22 راهكار و شيوه‌هاي عملياتي و اجرايي كردن اين عنوان را در حد توان و وسع فكري با هدف توسيع و بسط اين نگاه در تمامي حوزه‌ها به خصوص حوزه فرهنگي و تبيين دقيق‌تر و علمي‌تر موضوع، پيشنهاد نموده و گامي هرچند كوچك را در اين مسير تعيين شده در سال جاري برداريم:

  

1- احياي فرهنگ غني كار و تلاش و همت:

بهره گيري هوشمندانه از ظرافت‌ها و ارزش‌هاي فرهنگ عمومي جامعه كه ريشه‌اي عميق و دراز در فرهنگ مردم دارد، استفاده از اين موقعيت طلايي مي تواند روزنه و دريچه‌اي به سوي جامعه‌اي پويا و پيشرفته را در پيش روي ما قرار دهد. اگر نگاهي به فرهنگ عمومي جامعه ما از دير باز داشته باشيم

كار، تلاش و همت، هم‌واره درميان ايرانيان از ايران باستان گرفته تا به حال از جايگاه ويژه و والايي برخوردار بوده است. وجود تمدن بزرگ ايران با سبقه‌اي طولاني و با غناي بسيار بالاي فرهنگي، تاريخي و علمي حكايت از كار و تلاش اجداد و گذشتگان پر افتخار اين مرزو بوم دارد. قائل شدن جايگاه ويژه براي اين امر مهم حيات بشري موجب شده‌است تا فرهنگ كار و همت بلند مردان و زنان ايران زمين، خميرمايه بسياري از عناصر ادبي همچون شعر، ضرب المثل و حكايت و ... بزرگان علم و ادب و حكمت ميهن عزيز ما از دوران گذشته تا به حال گردد و بسياري از گفتارهاي ادبي به كار رفته نشان و نماد شأن و جايگاه ويژه كار و همت بوده است:

 

الف- در ارتباط با همت:

همت بلند دار كه مردان روزگار       از همت بلند به جايي رسيده اند

مرغ را پر مي‌برد تا آشيان               پر مردم همت است اين را بدان (مولانا)

مرد همت نه مرد تهمت باش            چو پيمبر نه‌اي زامت باش (ناصر خسرو)

هر كه همت او از دنيا قاصر باشد حسرت او به وقت مفارقت اندك بود(كليله ودمنه)

هر كه راه يك ذره همت داد دست كرد او خورشيد را ز آن ذره پست (عطار)

قدر همت باشد آن جهد دعا       ليس الانسان الا ما سعي (مولوي)

چو همت است چه حاجت به گرز مغفر كوب    چو دولت است چه حاجت به تير جوشن‌خاي؟(سعدي)

همت عالي زفلك بگذرد مرد به همت ز ملك بگذرد  ( خواجوي كرماني)

 

ب- در خصوص كار:

برو كار مي‌كن مگو چيست كار     كه سرمايه جاوداني است كار

نابرده رنج گنچ ميسر نمي‌شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

علم با كار سودمند بود علم بي كار پاي بند بود (سنايي)

كار امروز تو چو ساخته نيست كار فردا چگونه خواهي ساخت (اديب صابر)

گفت پر كرد پادشاه اين كار كار پر كرده كي بود دشوار (نظامي گنجوي)

 كار در مملكت حسن فروشان به زر است (كاتبي)

 حكم خدا چو شوي كار بند فتح بيابي نشود كار بند (محمد پاشاه)

نشان داري كه گل از خار خيزد بكن كاري كه كار از كار خيزد (ناصر خسرو)

 كار امروز را به فردا افكندن از كاهلي تن است (تاريخ بيهقي)

كار جوهر مرد را زياد ميكند كار جهان بگذرد فسانه بماند (رفيع الدين لذباني)

 بحث احياي فرهنگ كار به عنوان راه‌كار جدي با هدف به روز رساني و نهادينه سازي توأم با و نيز ترويج و بسط آموزه‌‌هاي ناب فرهنگي و كهن اين مرزو بوم در حال حاضر به معناي ناديده انگاشتن و خلاء حضور اين فرهنگ در بين جامعه فعلي نمي باشدبلكه تنها هدف از طرح بحث غنابخشي و استحكام و پرمغز نمودن مطالب و محتواهاي نوين و نو ارائه شده به جامعه براي پذيرش و مقبوليت بيشتر در بين تمام لايه‌ها و سطوح فعلي جامعه ما مي باشد. پر واضح است كه در ارائه بحث و تهيه مطالب هر چه از سبقه ديرينه و پيشينه دانش و اطلاعات گذشتگان و ادوار گذشته بهره گيري شود زمينه غناي فكري و قوام و بسط بيش از

پيش آن فراهم‌تر و مقبوليت عام آن افزونتر خواهد شد.

 

2- هماهنگ‌سازي تمامي حوزه‌هاي دخيل در امر عملياتي نمودن كار و همت مضاعف:

موضوع وحدت رويه در بين آحاد جامعه از اهميت زيادي برخوردار بوده و عدم توجه جدي به آن مي‌تواند آسيب‌هاي جدي براي جامعه وارد سازد. هم‌آهنگي موجب تسريع، سرعت بخشي و مضاعف شدن حركت و تلاش در مسير توسعه كشور شده و به همين دليل ايجاد وحدت رويه در حوزه‌هاي ذيل الذكر مي تواند بسيار مؤثر و كارساز باشد:

 

الف- هماهنگي در حوزه سخت افزاري:

همچون پشتيباني مناسب در منابع مالي، تجهيزاتي و لجستيك كه اين امر تسريع در اجراي اين جريان در سال جديد را به همراه خواهد داشت همچنين دقت نظر بيش‌تر و تأمل عميق‌تر در تخصيص اعتبار و منابع مالي، برنامه ريزي اصولي در تهيه اقلام و تجهيزاتي كه زمينه ساز و تقويت كننده ابزار و لوازم انجام كار مضاعف و همت مضاعف مي‌باشند.

 

ب- نرم افزاري:

(برنامه‌ريزي و برنامه سازي و فعاليت‌هاي تبليغي، بهره‌گيري از رسانه‌هاي ارتباط جمعي، ابزار چند رسانه‌اي و كليه حوزه‌هاي نرم افزاري كه امكان فعاليت و كار در آن امكان پذير مي باشد.

 

ج- منابع انساني (كارآمدسازي نيروهاي دخيل در اين امر):

بهره‌مندي از محققان، كارشناسان و اقشار و افراد تأثير گذار جامعه در بهتر و علمي تر

اجرايي نمودن برنامه‌هاي تدارك شده در سال جاري.

 

 3- زمينه‌‌سازي براي ايجاد وحدت و همدلي بين تمام نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي حول محوررهبرمعظم انقلاب:

اين امر در جلو گيري از بخشي‌نگري در برنامه‌ريزي و اجرايي نمودن موضوع بسيار حائز اهميت مي باشد . بحث فراهم سازي زمينه‌هاي ايجاد بستر فراگير براي انجام كار و همت مضاعف لازمه مشاركت فعالانه تمام لايه‌ها و سطوح مختلف جامعه از هر عقيده، نظر و نگرشي مي‌باشد و ضرورت دارد تمام آحاد جامعه را در بر اين موضوع درگير شده و مضافاً اينكه انجام بعضي از امور نياز به ايجاد وحدت رويه بين تمام افراد جامعه دارد اين مهم نيازمند همدلي و هماهنگي فكري و ذهني بين تمامي افراد آن دارد. پس بسيار شايسته خواهد بود كه در سال جديد وحدت و اخوت بين تمام نيروهاي وفاداربه انقلاب و نظام حول محور رهبري ايجاد شود كه اين امر لازمه اجراي مناسب و شايسته عنوان كار وهمت مضاعف در جامعه اسلامي ما خواهد بود.

 

4- برنامه ريزي جهت ايجاد انگيزه براي عموم جامعه:

اتخاذ سازو كاري مناسب جهت ايجاد انگيزه براي عموم جامعه به ويژه براي كارمندان و كاركنان و اساتيد روحانيون دانشجويان طلاب، دانش‌آموزان و تمام فعالان و تلاشگران محققان و پژوهشگران عرصه فرهنگ، علم، دانش در تمامي بخش‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در دو بُعد مشروحه ذيل مي تواند ثمر بخش باشد:

 

الف- انگيزه معنوي:

با توجه به اينكه جامعه ما يك جامعه دين مدار و مذهبي است. بهره گيري از آيات و روايات و نيز آموزه‌هاي ديني كه براي كار و همت جايگاه ويژه‌اي قايل بوده و براي آن پاداش و اجر اخروي در نظر مي‌گيرد. بيان اين مهم به شيوه‌اي بليغ و رسا به وي‍ژه از سوي اقشار معنوي تأثير گذار جامعه ميتواند در ايجاد انگيزه براي افراد جامعه بسيار مؤثر باشد.

 ب- انگيزه مادي:

پاداش معنوي بحثي است اخروي و در اين دنيا ملموس و مشهود نيست در كنار فراهم سازي بستر ارايه انگيزه معنوي توجه جدي به پرداختن پاداش مادي براي كساني‌كه به نحوي با اين موضوع درگير خواهند بود. موجب مضاعف شدن زمينه‌ترغيب و تشويق براي كار و تلاش بيشتر خواهد شد و با جديت بيشتر با موضوع برخورد خواهند نمود.

 

5- اطلاع رساني و ارائه گزارش عملكرد از روند اجرايي و مجموعه كارها و برنامه‌هاي انجام

شده در ارتباط با عناوين نامگذاري شده سالهاي قبل:

اين كار موجب خواهد شد تا از نگاه شعارگونه صرف نسبت به آن خودداري گردد و فعاليت‌هاي مثبت و مناسب صورت گرفته در اين خصوص در سنوات قبل، زمينه‌هاي داشتن نگاه صوري و شعاري را در سال جديد از بين ببرد.

 

6- ايجاد سامانه برنامه‌ريزي‌، هم‌‌آهنگي، هدايت، كنترل و نظارت:

با هدف دسترسي آسانتر و سهل الوصول نمودن مسيرهاي اهداف تعيين شده و هدف‌گذاري شده، ايجاد اين سامانه موجب خواهد شد تا از رهاشدگي موضوع خودداري شده و روند اجرايي كار به صورت منسجم، هماهنگ، كاناليزه شده و كارآمد پي‌گيري شود.

 

7- شناسايي موانع و راه‌بندهاي احتمالي:

اجراي هر برنامه و فعاليتي معمولا با يك سري مشكلات و موانعي خواسته و يا ناخواسته مواجه مي‌باشد. شناسايي دقيق و كارشناسي شده اين مشكلات احتمالي و چاره انديشي جدي براي آن توأم با ارايه راهكار و برخورد عقلاني و خردگرايي ضمن رفع موانع، موجب تسريع و سرعت بخشيدن به حركت تعيين شده در مسير توسعه نيز خواهد شد.

 

8- برنامه ريزي اصولي بر اساس نوع اقدام وعمليات ‌هاي تدارك شده (كوتاه مدت، ميان

مدت، بلند مدت):

برنامه ريزي داراي دو ركن اساسي مي‌باشد: الف – تعيين هدف ب- پيش بيني. هدف و راهبرد در سال جاري با پيام نوروزي رهبرفرزانه انقلاب اسلامي(مدظله العالي) به روشني مشخص شده . اقدام بعدي انجام پيش بيني هاي لازم براي اجراي دقيق و شايسته موضوع مي باشد براي اجراي مناسب و بهره گيري بهينه نيازمند برنامه‌ريزي مدون، اصولي و كارامد به صورت كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت خواهيم بود.

 

 9- بسط ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي و آموزه‌هاي معنوي در بين تمام سطوح و طبقات اجتماعي جامعه:

جامعه ما ارزش‌مدار و هنجارهاي حاكم بر آن داراي نكات مثبت فراوان مي‌باشد. كار و همت از موضوعات ارزشي از دير باز تا كنون بوده است. يكي از راه‌هاي عملياتي نمودن پيام نوروزي تكيه و بهره گيري از اين ظرفيت بالا در سطح جامعه مي باشد كه اگر به درستي و نحو مطلوب از آن استفاده گردد شاهد بالارفتن ميزان كارايي و كارآمد سازي در اجراي صحيح موضوع تعيين شده در سال جاري حواهيم بود.

 

10- بهره‌گيري از آموزش‌هاي عمومي از طريق رسانه‌هاي ارتباط جمعي:

به كارگيري هدفمند از رسانه‌هاي ديداري و شييداري و ارتباط جمعي به خصوص صدا و سيما، در كنارآموزش‌هاي تخصصي مديران و متوليان ذيربط. از اهميت زيادي برخوردار مي‌باشد. همانگونه كه حضرت امام خميني(ره) فرمودند. صدا و سيما به مثابه دانشگاه عمومي است. پس بايسته است در سال جاري شاهد ضبط و پخش برنامه‌هايي هدفمند و تأثير گذار جهت گسترش اين مهم در بين تمام سطوح جامعه كه از اين دانشگاه عمومي بهره‌مند هستند باشيم.

 

11- پايش مستمر، ارزشيابي و ارزش‌گذاري بر مجموعه فعاليت‌ها و تلاش‌هاي انجام شده:

بازكاوي و پايش مستمر و در صورت نياز، اصلاح و بازنگري فعاليت‌هاي تدارك ديده شده در طول سال ضمن نظارت پايدار بر فعاليت‌هاي تدارك شده موجب ارتقاء سطح كارايي و افزايش توان مضاعف و جلوگيري از هدر رفت زحمات كشيده شده در اين خصوص خواهد شد. در اين ارتباط مي توان از افرادي كه به نحوي از انحاء در برنامه ريزي، طراحي وعملياتي نمودن اين عنوان تلاش و كوششي مضاعف نموده اند.قدرداني به عمل آيد. (اگر در آغاز سال جاري چنين مراسم قدرداني براي افراد شاخص و فعال سال گذشته صورت پذيرد در ترغيب و تشويق افراد در جديت بخشي به اين مهم در سال جديد بسيار مثمر ثمر و پر فايده خواهد بود.)

 

12- تشكيل اتاق فكر، جلسات مشورتي براي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري با هدف بهبود بخشي به روند اجرايي موضوع:

بهره‌گيري خردمندانه و عقلايي از نظرات حاحب‌نظران و كارشناسان موجب كارايي بيش‌تر برنامه‌ها و فعاليت‌هاي تدارك ديده شده در اين خصوص در سال جديد را فراهم خواهد ساخت.

 

13- تلاش جدي در ريل‌گذاري و تعيين دقيق مسيرهاي دستيابي به نقاط هدف‌گذاري شده:

اتخاذ سازوكاري هدفمند در تدوين لوايح، طرح‌ها، قوانين و آيين نامه‌هاي لازم در جهت تعيين چارچوب و حدود ثغور و ضوابط قانوني مراحل برنامه ريزي، طراحي و اجرايي موضوع از لوازم ريل‌گذاري و تعيين دقيق مسير برنامه ريزي شده مي‌بلاشد. يكي از اشكالات و نواقصي كه معمولا در اجرايي نمودن بعضي نظرات و دستورات در بين جامعه به ويژه در بين دستگاه‌هاي اجرايي كشور بوجود مي‌آيد، خلاء و فقدان راهكار قانوني وآيين نامه‌هاي اداري مي باشد كه اين امر كندي كم تحركي را در مراحل اجرايي در پي دارد. به همين دليل چاره انديشي در اين خصوص متضمن پويايي و تحرك فعالانه دستگاهها و اشخاص حقيقي و حقوقي در اين خصوص خواهد شد.

 

14- بهره‌گيري از آيات و روايات و سخنان بزرگان و انديشمندان و...:

استفاده ازآيات الهي قرآن كريم (... فاذا فرغت فانصب...قرآن كريم سوره الشرح، آيه 7. ترجمه: پس هنگامي كه از كار مهمي فارغ مي‌شوي به مهم ديگري پرداز...) و احاديث قدسي، روايات و احاديث نبوي (پيامبر گرامي اسلام(ص): الكادّ لعياله كالمجاهد في سبيل الله.ترجمه: كار و تلاش براي خانواده مانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي كند.) و ائمه اطهارسخنان بزرگان و فرزانگان براي نهادينه سازي بحث كار و همت در بين بسيار مؤثر خواهد بود.اگر رجوعي مدبرانه و با تامل در آموزه‌هاي ديني و نيز اشعار،منظومات و حكايات و امثال و.. بزرگان داشته باشيم در خواهيم يافت كه مطالب و اطلاعات ذي‌قيمت بسياري در ارتباط با كار و تلاش و همت وارد شده است. بهره گيري از آنها مي تواند ما را در جامعه‌اي كه دين‌مدار و حق‌محور بوده و از ميزان پذيرش والايي اين‌گونه آموزه ها در ميان مردم برخوردار است به درستي به سوي دستيابي اهداف تعيين شده رهنمون خواهد ساخت و از طرفي ديگر اين آموزه‌ها به فرهنگ سازي موضوعات فوق كمك شايان توجهي خواهد نمود.

 

15- اولويت بندي براي طرح‌ها، برنامه‌‌ها و پروژه‌هاي اجرايي:

براي طرح‌ها و پروژه‌هايي كه امكان و ظرفيت لازم براي افزايش و رشد توليدات و فعاليت را بدون افزايش بودجه در سال جاري دارند بايسته است تعيين اولويت شوند. با توجه به اينكه بودجه سالانه قبل از عنوان گذاري اين سال بسته شده است امكان تغيير و يا افزايش بودجه مضاعف براي بعضي از طرحها و كارها و بسيار سخت و يا غير ممكن است لازم است در اين خصوص با اولويت بندي بعضي از طرح‌ها و پروژه‌ها طوري كه به ديگر طرحها آسيب وارد نشود. مي‌توان گام اساسي در اين زمينه برداشت.

 

16- بهره‌گيري حداكثري و مضاعف از پايگاه‌ها، مراكز و تشكل‌هاي فعال ديني:

مساجد، حسينه‌ها، هيئات مذهبي، انجمن‌هاي اسلامي، كه داراي مخاطبان زيادي بوده و از جايگاه ويژ‌ه‌اي بر سطح جامعه برخوردار مي‌باشند از پايگاه‌هايي هستند كه مي‌توانند نقش مهمي در ترويج و بسط انديشه كار و همت مضاعف را در جامعه به عهده گيرند كه اين امر نياز به برنامه‌ريزي مضاعف و جدي در خصوص دارد.

 

17- ايجاد نگاهي جامع و فراگير نسبت به موضوع در هنگام عملياتي نمودن:

داشتن نگاهي جامع الاطراف همراه با توسعه و گسترش اين موضوعات به تمام عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و پرهيز از بخشي نگري و جزء انديشي در برنامه‌ريزي و طراحي امور براي اجراي مناسب آن در سال جاري امري ضروري مي‌باشد( همت و كار مضاعف تنها در امور خدماتي و اداري و اقتصادي خلاصه و محدود نگردد. لازم است اين تفكر در تمام حوزه‌هايي كه جامعه با آن درگير مي‌باشند به خصوص در عرصه‌هايي كه با قشر نوجوان وجوان سروكار دارند مثل ميادين ورزشي، مراكز علمي و پژوهشي و... توسعه يابد.)

 

18- داشتن نگاهي واقع‌گرايانه و منطقي:

داشتن برخوردي واقع‌گرايانه و پرهيز از برنامه‌ريزي و اجراي برنامه‌هاي احساسي، غير منطقي و برداشت‌هاي جناحي و خطي و محدود و معدود سازي آن به مباحث و كارهاي كم‌ارزش و سطحي از اين عنوان، در صورت ملحوظ نداشتن و جدي نگرفتن اين مهم، شاهد وارد آمدن آسيب‌هاي جدي به اصل موضوع و اهداف مهم ترسيم شده براي آن خواهيم بود.

 

19- ارايه الگوها و مستندات:

ارايه الگو و مستندات قابل ارايه اعم از توليدات و برونداد و خروجي‌هادر زمينه‌هاي مختلف (فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و...) كه در سنوات گذشته حاصل و نتيجه كار و همت مضاعف مديران و كاركنان و دست اندركاران (اشخاص حقيقي و حقوقي) بوده است بايد توجه داشت كه طرح مباحث صرفا توصيفي و انتزاعي و عدم ارايه الگوي عملي از تأثيرگذاري زيادي برخوردار نبوده و بعضي مواقع موجب عدم جدي گرفتن موضوع در سطح جامعه خواهد شد.

همچنين معرفي تعدادي از افراد نخبه ساعي و همت بلند كه در زمينه‌ها و عرصه‌هاي مختلف، داراي موفقيت بوده و موفقيت آن‌‌ها نيز نتيجه و حاصل تلاش و كار مضاعف بوده است. اين امر مي‌تواند در انتقال تجربه و الگوسازي عملي و قابل مشهود براي جامعه و نيز استفاده بهينه و درست از فرصت و زمان در انجام اين مهم مثمر ثمر و پر فايده باشد. (مصاحبه مستقيم با اين افراد و نشان دادن آثار آنان و پخش آن در رسانه‌ها به خصوص صدا و سيما).

 

20- بهره گيري از ابزار و تكنولوژي چند رسانه‌اي:

در ترويج فرهنگ كار و نهادينه سازي آن در سطح جامعه، استفاده معدود از يك رسانه و محدود سازي در يك ابزار رسانه‌اي ديداري و يا شنيداري موجب خواهد شد تا از تمام پتانسيل و ظرفيت‌هاي موجود به درستي و كامل استفاده نگردد. و در نتيجه انتظار دسترسي تمام وكمال وسهل الوصول به سيبل هدف گذاري شده عملا ميسور نخواهد بود.

 

21- بهره‌گيري از فضاي مجازي وسايبري:

استفاده از فضاي مجازي و شبكه سايبر مي‌تواند حوزه فعاليت و ميدان عمليات اين پيام را بسيار گسترده‌تر و وسيع‌تر نمايد. امروزه نقش شبكه اينترنت و فضاي مجازي در ايجاد محيطي فراگير براي بسط و شيوع انديشه و موضوعات هدفمند بر كسي پوشيده نيست به خصوص اين‌كه غالب بهره‌مندان اين فضا را نيز جوانان و نوجوانان تشكيل مي‌دهند. به همين دليل خلاء حضور جدي در اين فضا و عدم طرح و بسط موضوع در آن مي‌تواند تا اندازه‌اي ما را در دستيابي به اهداف متصور شده دچار نقصان كند.

 

22- فضاسازي تبليغاتي در محيط شهري و اماكن و ميادين عمومي و خدماتي و...:

 استفاده از محيط‌هاي تبليغي سطح شهرها (ميادين، چهار راه‌ها، نقاط پر رفت و آمد، خيابان‌هاي اصلي)، اماكن عمومي، وسايل حمل ونقل عمومي مثل: ايستگاه‌هاي متر، قطارهاي شهري، اتوبوس شهري، تاكسي و نيز تبليغات جهت‌داردر ميادين ورزشي، ترمينال‌هاي مسافربري، بوستان‌ها و پارك‌ها مجتمع‌هاي فرهنگي و تجاري و اقتصادي و خدماتي و... در ترويج فرهنگ كار و همت مضاعف تأثير گذار بوده و شايسته است از اين فضاهاي تبليغي به نحو احسن و مطلوب بهره گيري شود.

محمدعلي موظف‌رستمي



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
انقلاب اسلامي ايران بزرگ ترين تحول قرن چهاردهم هجري قمري و بيستم ميلادي و نقطه عطف درتحولات جهاني است. امام خميني رضوان الله تعالي عليه در وصيت نامه خويش فرمودند: اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تاييدات غيبي الهي پيروز گرديد و اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت.
 
ايشان در همين نوشتار انقلاب اسلامي ايران را « امانت الهي » و « هديه غيبي » و « تحفه الهي » و « پديده الهي » دانسته اند كه از جانب خداوند منان به ملت ايران عنايت شده است. بي ترديد اين نعمت بزرگ الهي نيازمند پاسداري و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامي بدون تحقق شرايط و لوازم آن امكان پذير نيست. رهاكردن انقلاب در بين راه و كوتاهي در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بي پايان آن از آفات انقلاب است. خستگي انقلابيون تنبلي بي حالي نااميدي سستي و بي حوصلگي آنان خطر بزرگي است كه انقلاب را تهديد مي كند. حضور در تمام صحنه هاي انقلاب و سعي و كوشش همه جانبه و تلاش دائمي در راستاي پاسداري از انقلاب اسلامي و فراهم نمودن شرايط و عوامل تداوم آن و ظيفه و تكليف الهي عمومي است. روحيه انقلابي تلاش تحرك پويايي فعاليت و نشاط انقلابي عامل بقا و پايداري انقلاب و ضامن رسيدن به اهداف بلند و نهايي انقلاب است.
   

پيامبر و امامان عليهم السلام پيوسته مسلمانان رابه « عمل صالح » و تلاش و كوشش دعوت كرده اند. امام باقرعليه السلام نيز در رهنمودهاي الهي خويش همگان رابه « عمل » و « جهاد » و « اجتهاد » و « بيداري » و « بلند همتي » و « پايداري » و « صبر بر اطاعت » و « خود نگهداري از معصيت خدا » و « شكر نعمت » و « معرفت » فرمان داده اند و آنان را از « تنبلي » و « بي كاري » و « كم كاري » و « كسالت » و « سستي » و « بي حالي و بي حوصلگي » بازداشته اند.

نفي تنبلي و بي حوصله گي

تنبلي و بي حوصله گي ريشه بسياري از ناكامي ها و شكست هاست امام باقرعليه السلام در نكوهش تنبلي و بي حوصله گي فرموده اند: اياك و الكسل و الضجرفانهمامفتاح كل شر من كسل لم يودحقا و من ضجرلم يصبرعلي حق از تنبلي و بي حوصله گي بپرهيز و دوري كن كه آن دو حالت كليد هر بدي و سرآغاز هرشري است ! هركه تنبل شد حقي را ادا نمي كند و آن كه بي حوصله و بي قرار باشد بر هيچ حقي صبر نمي كند و شكيبايي نمي ورزد. انقلاب اسلامي با اوصاف پيش گفته نعمت بزرگي است كه حقوقي رابرگردن هرايراني و هرمسلمان مي نهد. اداي اين حقوق و شكيبايي بررعايت اين حقوق باخستگي و تنبلي و كم حوصله گي امكان پذير نيست. تنبلي و بي حالي انقلابيون و ضعف و بي حوصله گي اقشار و طبقات جامعه انقلابي ايران آفت انقلاب و مايه درماندگي و نابودي انقلاب است. باتنبلي و بي حالي مردم انقلاب اسلامي در برابر دشمنانش رها مي شود و بي پشتيبان مي ماند و اشرار با شرآفريني و ضربه زدن به انقلاب اسلامي مردم را از خير و بركت انقلاب محروم نمايد.

امام باقر عليه السلام در حديث ديگر هشدار داده و درباره خطر تنبلي و كسالت فرموده اند: الكسل يضر بالدين و الدنيا تنبلي به دين و دنيا ضرر و زيان مي رساند. در سخن پيشين تنبلي دست مايه هر شر و بدي و در اين سخن نيز زيان بار براي دين و دنياي انسان ها شمرده شده است بنابراين براي تداوم انقلاب بايد از آن دست برداشت.

نكوهش تسويف و تواني

مسلمانان از به آينده و اگذار نمودن كارها و سستي در انجام امور نهي شده اند. امام باقر عليه السلام فرموده اند: اياك والتسويف فانه بحر يغرق فيه الهلكي و اياك و التواني فيمالا عذر لك فيه فاليه يلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در كارها دوري كن كه آن همانند دريايي است كه هلاك شونده در آن غرق و نابود مي گردد و از سستي در آن چه كه در آن براي تو عذري نيست بپرهيز كه پناهگاه و ماواي پشيمانان و علت پشيماني است.

مطابق اين رهنمود ارزنده امام پنجم كوتاهي از انجام به موقع هركار و به تاخير انداختن آن و امروز و فردا نمودن و واگذاري كارها به آينده و آيندگان علت نابودي و هلاكت است. واگذاشتن كارها به فردا همانند فرورفتن در درياي بي پايان و بي كرانه اي است كه هلاكت و غرق شدن را در پي دارد. «تسويف» عامل ازدست دادن فرصت هاي طلايي و محروم شدن از تحرك و نشاط انقلابي و ترك اقدامات لازم و ضروري است. «تواني» و ضعف و سستي نيزعامل پشيماني است. اگر انقلابيون از فرصت هاي گوناگون براي كوشش و تلاش در راه رساندن انقلاب به اهداف الهي اش بهره برداري ننمايند با سستي و ضعف افراد و اقشار انقلابي جامعه فرصت ها از دست مي رود و يا تبديل به تهديد مي گردد و درنهايت پشيماني انقلابيون رادرپي خواهدداشت.

ارزش عمل صالح جهاد و اجتهادو اطاعت

تمام سفارش ها و موعظه هاي الهي امام باقر عليه السلام در راستاي تشويق انسان ها به كار و تلاش است. ايشان در دعوت به سخت كوشي فرموده اند: عليكم بالورع و الاجتهاد بر شماباد به ورع و تقوي و تلاش و اجتهاد. آن حضرت در برتري و ارزش جهاد و كوشش نيز فرموده اند: لافضيله كالجهاد و لاجهادكمجاهده الهوي هيچ فضيلتي همانند جهاد نيست و هيچ جهادي نظير مجاهده باهواي نفس نيست «اجتهاد» و «جهاد» به معناي تلاش و كوشش تمام و كامل است. بنابراين كارو تلاش خستگي ناپذير و تمام كوشش خويش رابه كاربردن و همه سعي خويش رانمودن و انجام كارها با تمام نيرو و توان رسالت هر انقلابي متعهد است. سخت كوشي و فعاليت و كوشش دائمي درراه پاسداري از دستاوردهاي انقلاب و تحقق اهداف و آرمان هاي اسلامي انقلاب بالاترين فضيلت و ارزش است زيرا مستلزم مجاهده باهواي نفس و نبرد با وسوسه هاي شيطاني و مبارزه باتنبلي و بي حالي و بي عاري و ضعف و سستي است.

در تعريف امام باقر عليه السلام از «ايمان» دو ركن مطرح است اسلام اقرار است ولي ايمان «اقرار» و «عمل» مي باشد در وصاياي امام باقر عليه السلام به جابر جعفي نير فرزندان دنيا اهل غفلت و غرور و جهالت اند و فرزندان آخرت مومنان «اهل عمل» و زهدو علم و فقه و اعتبار (پندو عبرت گرفتن ) و فكرند و از ذكر و ياد خداوند خسته نمي گردند در وصاياي آن حضرت به ابوحمزه ثمالي نيز موازرت و مساعدت و كمك بر «عمل صالح» كوبنده استكبارجهاني و سلطان ستمگر و شيطان و سوسه گرشمرده شده است مطابق رهنمودي ديگر از امام باقر عليه السلام صابران براداي فرائض الهي و متصبران بر ترك محارم در روز قيامت به فرمان الهي در امان اند. جابرجعفي گفته است: هجده سال در خدمت امام باقر عليه السلام بودم در زمان خروج و لحظه وداع عرض كردم: مرا موعظه و راهنمايي نماييد. امام فرمودند: اي جابر پس از هجده سال باز هم راهنمايي كنم ! عرض كردم: آري ! شما دريايي هستيد كه هرگز خشك نمي شود و كران ناپيداست. سپس امام باقر عليه السلام فرمودند: اي جابر از جانب من به شيعيانم سلام برسان و به آنان بگو: هيچ خويشاوندي ميان ما و خداي عزوجل نيست و راه تقرب به خداوند اطاعت از اوست. اي جابر! هر كه خدا را اطاعت و فرمانبري نمايد و ما را دوست بدارد اهل ولايت است و هر كه خدا را معصيت و نافرماني كند دوستي ما به او سودي نمي رساند.

امام باقر عليه السلام به برخي شيعيان هشدار دادند: ان و لايتنالاتدرك الابالعمل همانا ولايت ما جز با عمل درك نمي شود. براساس اين هشدارهاي امام باقر عليه السلام ادعاي دوستي اهل بيت بايد با سعي و كوشش در راه اطاعت خداي متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداري خداوند تفكيك ناپذيرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان عليهم السلام راهنمايان بشريت به عزت و كرامت و دورانديشي و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. امام باقر عليه السلام در سفارش هاي ارزنده خويش به جابر جعفي فرموده اند: لاشرف كبعدالهمه هيچ شرفي همانند دوري و بزرگي همت و بلندهمتي نيست. در همين وصايا نيز گفته اند: استجلب عز الياس ببعدالهمه عزت نااميدي و بي نيازي از مردم را با دوري و بزرگي همت جلب نما! مطابق اين رهنمودهاي امام باقر عليه السلام داشتن برنامه هاي بزرگ و اهداف بلند و دور كه همواره انسان را به سعي و كوشش همه جانبه وادار نمايد مايه شرافت و عزت و بي نيازي از بيگانگان است. همت بلند و تلاش مناسب مومنان در راه رسيدن به اهداف بزرگ انسان ها را به خودباوري و خودكفايي و رهايي از وابستگي به كافران و بي دينان مي رساند. امام باقر عليه السلام به گروهي ازشيعيان هشداردادند: ياطالب الجنه ما اطول نومك و اكل مطيتك و او هي همتك اي جستجوگر بهشت چقدر خوابت طولاني و چهارپايت خسته و درمانده و همتت سست ضعيف و وارفته است. در اين سخن امام باقر عليه السلام به طالبان بهشت يادآوري شده است كه بهشت با سخت كوشي و تلاش كامل و سعي تمام و بابيداري و مركب راهوار و آماده و همت عالي و بلند و هدف هاي بزرگ به دست مي آيد.

شكرنعمت و مرگ طمع

شكرنعمت علت افزايش نعمت است. انقلاب اسلامي يك نعمت بزرگ الهي است. شكرنعمت انقلاب اسلامي رمزبقا و تداوم انقلاب است. شكر هر نعمتي بايد متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و بركات انقلاب اسلامي و نبرد با دشمنان آن و پيشگيري از انحرافات و نفوذ آفات و سعي و كوشش همگاني در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه هاي شكر نعمت انقلاب اسلامي است.

امام باقر عليه السلام درباره افزايش نعمت ها با شكر و زوال نعمت ها با كفران نعمت و ترك شكر فرموده اند: استجلب زياده النعم بعظيم الشكر و توسل الي عظيم الشكر بخوف زوال النعم و اطلب بقا العز باماته الطمع با بزرگي شكر زيادي نعمت ها را جلب نما و به بزرگي شكر براي ترس از زوال و نابودي نعمت ها توسل بجو و بقاي عزت را با نابودي و مرگ طمع طلب نما!

در اين حديث يادآوري شده است كه زيادي نعمت معلول شكر و زوال نعمت نيز محصول ترك آن است و عزت و استقلال و كرامت انسان ها بانابودي و مرگ طمع باقي ماند و با طمع ورزي عزت از بين مي رود. از اين رو طمع ورزي كارگزاران و كارمندان دولت اسلامي و طمع ورزي اقشار و طبقات جامعه و رفاه طلبي و زراندوزي و فرمانبرداري از طمع عزت كشور اسلامي ايران را در جهان متزلزل مي كند و به استقلال و شرف و كرامت مردم صدمه زند.

نقش علم و معرفت درعمل صالح

«عمل صالح» بيش از هر چيز ديگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامي موثر است. بي ترديد عمل صالح انقلابي در گرو شناخت درست انقلاب است. شناخت عميق انقلاب اسلامي راهنماي عمل صالح انقلابي است. تنها با آگاهي از ماهيت انقلاب و شناخت اهداف ارزش ها و آرمان الهي آن عمل صالح و اقدامات شايسته سازنده و سودمند در جهت بقا و توسعه و كمال انقلاب اسلامي انجام مي شود. امام باقر عليه السلام فرموده اند:

لايقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علي العمل و من لم يعرف فلاعمل له

هيچ عملي جز با معرفت قبول نمي شود و معرفت جز با عمل نيست و هر كه بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمايي مي نمايد و هر كه نشناسد پس عملي براي او نيست»

اين حديث بر پيوند استوار «معرفت» و «عمل» تاكيد دارد به گونه اي كه معرفت را راهنماي عمل صالح مي شمارد و عمل بي معرفت را بي ارزش مي داند به حدي كه عمل بي معرفت را هيچ مي بيند. از اين رو كوشش در راه شناخت صحيح انقلاب اسلامي براي عمل صالح انقلابي و اقدامات تاثيرگذار در بقا و دوام و تكامل انقلاب ضروري است.



منبع :http://chaei.blogfa.com/post-297.aspx


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
كشور جمهوري غنا در غرب قاره آفريقا واقع است. اين كشور با 21ميليون و 29هزار نفر جمعيت در شمال خليج گينه با كشورهايي همچون بوركينافاسو، توگو و كوته دلوويره همسايه است. ذخاير طلا، كاكائو و توليد چوب و الوار از جمله منابع درآمد اين كشور است. جمهوري غنا از جمله كشورهاي در حال توسعه آفريقا است كه پس از يكسري اصلاحات سياسي و تلاش براي ايجاد ثبات براي سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادي خود دست به دامان صندوق بين‌‌المللي پول و بانك جهاني شده است.
مقدمه
ساختار بخش مالي و تحقق سياست‌هاي پولي مستقيما بر كارآفريني تاثير دارد. براي ايجاد فرصت‌هاي شغلي بهتر در يك كشور آفريقايي همچون غنا، سياست بانك مركزي اين كشور بايد در راستاي تشويق سرمايه‌گذاري براي ايجاد اشتغال، تسهيل شرايط قابل تحمل براي توسعه اقتصادي و برقراري موسسات مالي اين كشور بررسي كرد. اين دو سياست كاملا در هم تنيده‌اند. بخش مالي اولين مجرايي است كه از آن ميان، سياست‌هاي پولي نتايج واقعي اقتصاد را رقم مي‌زنند و ميزان منابع در دسترس موسسات مالي را ارزيابي مي‌كند. بنابراين هرگونه سياست پولي بايد با اصلاحات بخش مالي به منظور كاهش فقر و حمايت از توسعه انساني هماهنگي داشته باشد.   

بانك مركزي غنا تلاش‌هاي خود را در مورد سياستگذاري پولي طي سال‌هاي اخير بر كنترل ميزان تورم متمركز كرده است. حفظ تورم در يك حد متعادل و با ثبات يك هدف مهم در سياست‌هاي كلان اقتصادي در اين كشور است. اگرچه در كشوري كه در آن كميت و كيفيت شغل‌هايي با حقوق و مزاياي كافي تا حدودي تنزل يافته باشد با توجه به ظرفيت‌هاي موجود بانك مركزي مي‌‌تواند با استفاده از ابزارها و به كارگيري سياست‌هاي جديد محيط را براي توسعه كسب و كار ضمن حفظ نرخ ارز و تعادل تورم در يك حد مناسب فراهم سازد.
به طور مشابه بخش مالي مي‌تواند براي حمايت از توسعه كميت و كيفيت فرصت‌هاي شغلي با دگرگوني‌هايي مواجه شود. به طور خلاصه، آنچه كه ضروري است ايجاد يك چارچوب براي سياست‌هاي بانك مركزي و بخش مالي است كه برخي نتايج واقعي همچون ايجاد اشتغال بيشتر ضمن كنترل تورم و تثبيت نرخ ارز را به دنبال داشته باشد.
رشد اقتصادي و شاخص‌هاي اقتصاد كلان
زماني كه ميزان اشتغال صرفا از راه توليد افزايش مي‌يابد، منافع رشد اقتصادي به طور گسترده توزيع مي‌شود. از اين رو اگرچه رشد اقتصادي ضروري است اما براي توسعه فرصت‌هاي شغلي كافي نيست. نرخ رشد اقتصادي كشور غنا در دهه‌هاي پس از استقلال اين كشور آنچنان كه نتايج نشان مي‌دهد نوسان شديدي داشته است. طي بحران‌هاي اقتصادي سال‌هاي دهه 1970 نرخ رشد سرانه توليد ناخالص داخلي اين كشور از حد متوسط نيز پايين‌تر بود. مقدمات اصلاحات اقتصادي و تعديل ساختار در سال 1983 به تثبيت محيط كلان اقتصادي كمك كرد. از آن زمان نرخ رشد سرانه توليد ناخالص داخلي مثبت شد و به طور قابل توجهي روند يكنواختي به خود گرفت. براساس داده‌هاي حساب‌هاي ملي، تخمين زده مي‌شود كه نرخ سرانه توليد ناخالص داخلي بين سال‌هاي 1984 تا 2003 به حد متوسط 2درصد دست يافته باشد.
در صورتي كه بخواهيم رشد اقتصادي به توليد فرصت‌هاي شغلي بيانجامد سرمايه‌گذاري در ظرفيت‌هاي مولد ضرورت دارد.
مطالعه مجموع سرمايه‌گذاري ناخالص به عنوان درصدي از توليد ناخالص داخلي در هر دو بخش دولتي و خصوصي كشور غنا بين سال‌هاي 1961 تا 2003 نشان مي‌دهد كه بعد از دهه 1960 سرمايه‌گذاري در غنا كاهش يافته و به پايين‌ترين حد خود در سال‌هاي قبل از آغاز اصلاحات اقتصادي رسيده است.
از سال 1983 ميزان سرمايه‌گذاري رشد كرده و سپس در دهه گذشته به ميزان ثابتي رسيده است.
طي 10 سال از 1994 تا 2003 سرمايه‌گذاري ناخالص به عنوان درصدي از GDP به طور متوسط به حد 8/22درصد رسيد.
اين ميزان بيشتر از نرخ سرمايه‌گذاري بسياري از كشورهايي است كه در آن زمان درآمد كمتري داشته‌اند. از اين جمله مي‌توان به كشور كنيا با نرخ سرمايه‌گذاري 6/15درصد، مالاوي با 9/12درصد، سنگال با 7/18درصد، كامبوج با 8/16درصد و پاكستان با 17درصد اشاره كرد.اين همچنين اندكي از نرخ متوسط 7/21درصدي سرمايه‌گذاري تمامي كشورهاي كم‌درآمد نيز بيشتر است.
تمركز بر اين گزارش اثر متقابل سياست پولي ساختار مالي رشد اقتصادي و اشتغال در كشور غنا را نشان مي‌دهد.
دو متغير كلان اقتصادي نقش محوري را در اين رابطه به طور موثر بازي مي‌كنند كه عبارتند از: نرخ بهره و نرخ ارز.
اشتغال و فقر در غنا
توسعه كمي و كيفي فرصت‌هاي شغلي مستقيما رشد اقتصادي را به كاهش فقر پيوند داده است.
خانوارهايي با درآمد كم، دارايي زيادي از خودشان ندارند در عوض بزرگ‌ترين منبعي كه فقرا در اختيار دارند، كارشان است.
بنابراين توسعه استراتژي‌هايي كه منابع اشتغال در كشور را بيشتر مي‌كند و منجر به رشد اشتغال مي‌شود، خود ابزار موثري براي كاهش فقر به شمار مي‌رود.
با وجود آمار قابل قبول سرانه رشد اقتصادي در سال‌هاي اخير، اقتصاد غنا براي توسعه فرصت‌هاي شغلي بهتر و جديد و به ‌كارگيري كامل‌تر نيروي كار كشور با شكست مواجه شده است.
برنامه اصلاحات اقتصادي در دهه1980 و اوايل دهه 1990، رشد سريع‌تر اقتصادي، توسعه مطلوب اشتغال بخش اعظمي از نيروي كار غنا را فراهم نكرده است. در عوض اكثريت فرصت‌‌هاي شغلي در زمره مشاغل كم‌درآمد كشاورزي و فعاليت‌هاي غيررسمي تداوم يافته‌اند. به علاوه اشتغال در بخش رسمي دولتي و مشاغل بخش‌خصوصي كاهش يافته است. بيكاري مزمن و اشتغالزايي كندتر از حد لازم و رشد متزلزل‌گونه انواع مشاغل همچنان ويژگي اصلي اقتصاد غنا را تشكيل مي‌دهد.
نيروهاي كار 15 تا 64ساله، 52درصد در بخش كشاورزي اقدام به خوداشتغالي كرده‌اند. 4/37درصد در بخش غيررسمي و غيركشاورزي مشغول به كار هستند و تنها 7/13درصد در بخش رسمي دولتي يا بخش‌خصوصي كار مي‌كنند. اين جدول نرخ مشاركت نيروي كار وضعيت زنان و مردان را نشان مي‌دهد.
اگرچه شواهدي وجود دارد كه تقسيم‌بندي جنسيت را در وضعيت نيروي كار ارائه مي‌نمايد، با اين حال شمار رسمي اشتغال سهم كمتري از اشتغال زنان را نسبت به مردان نشان مي‌دهد. زنان اغلب در بخش‌هاي غيررسمي، غيركشاورزي به صورت مستقل در شركت‌هاي فاميلي بدون دستمزد (يا تاخير پرداخت دستمزد) فعاليت مي‌كنند.پافشاري بر مشاغل غيررسمي و پرمخاطره، توانايي اقتصادي را براي بهره گرفتن از رشد اقتصادي در كاهش گسترده فقر وجه‌المصالحه قرار داده است. اگرچه نرخ فقر به طور متوسط كاهش يافته است اما زندگي فقيرانه خانواده‌ها در مناطق روستايي واقعا شايع‌تر شده است. بيشتر كاهش فقر در مناطق شهري اتفاق افتاده است. به علاوه نرخ فقر براي بخش اعظمي از جمعيت شاغل نيز همچنان در حد بالايي وجود دارد. سطح فقر در بين كارگران غيررسمي بخش كشاورزي نيز بالا است. همان‌طور كه اشاره شد، زنان اكثريت كارگران غيررسمي مستقل در بخش غيركشاورزي نيز و كارگران شركت‌هاي خانوادگي (بدون پرداخت دستمزد) را تشكيل مي‌دهند كه طبقه‌بندي مشاغل در بين آنها با نرخ فقر نسبتا زياد همراه است.
به طور خلاصه طي دوره اصلاحات اقتصادي در كشور غنا موفقيت‌هايي در تثبيت محيط كلان اقتصادي اين كشور به دست آمده است اما براي ايجاد تغييرات موثر در فعاليت‌هاي اقتصادي، توليد و توسعه فرصت‌هاي شغلي و كاهش سراسري فقر در كشور كافي نبوده است. دلايل زيادي وجود دارد كه چرا رشد اقصتادي در غنا نتايج بهتري به بار نياورده است. تمركز اين گزارش بر ارائه يكسري از اين عوامل است كه شكست در سياست‌هاي پولي و تجهيز منابع موسسات مالي در مسيري كه اهداف واقعي توسعه را حمايت كند، از آن جمله است.
سياست‌هاي پولي در غنا
سياست‌هاي پولي در كشور غنا براساس توافقات اين كشور با صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني براي دريافت وام و تلاش براي كاهش فقر تا حد زيادي با محدوديت مواجه شده است. براساس الزامات صندوق بين‌المللي پول به كاهش اعطاي اعتبارات به دولت و افزايش ذخائر ارزي، بانك مركزي غنا را به تمركز بر دست يافتن به تورم تك‌رقمي تشويق كرده است. در عين حال تمركز بر كاهش تورم و ديگر محدوديت‌هاي صندوق بين‌المللي پول اميد به رشد سريع اقتصادي و ايجاد اشتغال سراسري در اين كشور را كاهش داده است. به عنوان يك سياست پولي جايگزين، تمركز بيشتر بر متغيرهاي واقعي ازجمله رشد و پيشرفت اشتغالزايي و رشد سريع‌تر توليد ناخالص داخلي هر دو امكان‌پذير و ضروري هستند. اين در صورتي است كه كشور غنا بخواهد سرعت بيشتري به روند كاهش فقر و ايجاد توسعه پايدار بدهد. محدوديت‌هايي كه صندوق بين‌المللي پول براي تثبيت سياست‌هاي پولي تحميل كرده است بيانگر آن است كه هر چقدر اين سياست‌ها بر مقابله با تورم تمركز يابد و مهم‌تر انگاشته شود ساختار جايگزيني را در سياست‌هاي پولي پديد مي‌آورد كه مي‌تواند نقش سياست‌هاي پولي در رشد اشتغال و كاهش فقر را بالاتر ببرد.
برنامه‌هاي مالي
سياست‌هاي پولي در كشور غنا به شدت تحت‌تاثير توافقات فعاليت‌هاي كاهش فقر و رشد اقتصادي توسط صندوق بين‌المللي پول قرار گرفته و همچنين توافقات مربوط به توسعه اين كشور به نام استراتژي كاهش فقر به عنوان بخشي از ابتكار عمل اين كشور در خروج از جرگه كشورهاي شديدا فقير و در راستاي استراتژي حمايتي بودجه صندوق بين‌المللي پول سياست‌هاي پولي را متاثر ساخته است. براساس موارد مورد توافق در اين نوآوري‌ها، تمركز بر ثبات‌كلان در ميان‌مدت براي اطمينان از مديريت سياست هاي پولي و مالي در جهت ثبات قيمت ها، حفظ سطح نرخ بهره كه به هر دو عامل پس‌انداز و سرمايه‌گذاري ارتباط دارد و همچنين در جهت اطمينان از حفظ قدرت رقابت ارز و پايداري بار بدهي‌هاي مالي نقش عمده‌اي دارد. دولت غنا با همكاران خود راه رسيدن به توسعه، برخي از اهداف كلان اقتصادي را مد نظر قرار داده‌ است.از جمله اين برنامه‌ها ارائه راهكارهايي براي تراز پرداخت‌ها، كسري بودجه دولت و سياست‌هاي بانك مركزي به منظور كاهش بدهي در حد پايدار، حفظ نرخ رشد اقتصادي هم راستا با كسب منابع خارجي حاصل از صادرات، كمك‌هاي مالي و جريان سرمايه بوده است.
به طور گسترده كاهش تورم تا حد كمتر از 10درصد هسته مركزي اين برنامه‌ها بوده است. بنابر اين دو كليد اصلي در فرضيات مطرح شده اين برنامه‌ها عبارتند از: اول اينكه نرخ تورم 10-20درصدي براي رشد اقتصادي نامطلوب است و كاهش تورم به زير 10درصد نرخ رشد اقتصادي را كاهش نخواهد داد. دوم اينكه كاهش هزينه‌هاي دولت به حال اقتصاد مفيد است چرا كه افزايش هزينه دولت جايي براي سرمايه‌گذاري بخش‌خصوصي باقي نمي‌گذارد.اهداف اوليه و معيارهاي ساختار مالي توسط صندوق بين‌‌المللي پول برنامه‌ريزي شد. تحت استاندارد اين برنامه‌ها و شيوه‌هاي مالي ارائه شده، برخي سياست‌هاي پولي براي بانك مركزي و گسترش اعتبارات و ايجاد ذخاير ارزي مدنظر قرار گرفت. انگيزه اصلي براي ايجاد اين چارچوب‌ها اطمينان از توانايي برنامه‌ريزي كشورها براي كاهش بدهي‌هاي خارجي و پرداخت قرض از جمله بازپرداخت بدهي IMF است. اخيرا اهداف ديگري از جمله كاهش تورم، افزايش ذخاير ارزهاي خارجي و خلق فضاي سرمايه‌گذاري بخش‌خصوصي مورد تاكيد قرار گرفته است.از جمله اهداف مهم ديگر حفظ سقف خالص دارايي‌هاي داخلي (سقف اعتبارات داخلي) است كه مستقيما اعطاي بيش از حد اعتبار توسط بانك مركزي غنا را با محدوديت مواجه مي‌كند و همچنين حفظ حداقل ذخاير ارزي بين المللي است كه نيازمند سياست‌هاي پولي و مالي براي محافظت از حداقل سطح ذخاير ارزي است. اگر اين اهداف مورد تهديد واقع شوند به عبارتي اگر ميزان ذخاير ارزي خيلي كاهش يابد و يا اگر سقف خالص دارايي داخلي بالاتر رود بايد سياست‌هاي پولي شدت بيشتري يابد كه معمولا دراين حالت‌ها بايد نرخ بهره افزايش يابد و يا گسترش اعتبارات محدود شود. اگر چه در اين ميان شرايط مشخصي براي اجرايي كردن اين برنامه‌ها و سياست‌هاي پولي حتي در شرايط كاهش نرخ اقتصادي و افزايش بيكاري وجود ندارد.اهداف ضد تورمي نيز اخيرا با جديت بيشتري در دستور كار IMF در قالب رهنمودهايي براي بانك‌هاي مركزي از طريق الزامات و سياست‌هاي انقباظي قرار گرفته است.عملا برنامه‌هاي مالي كشور غنا براساس شيوه‌هاي جديد كلاسيك براي اجراي سياست‌هاي كلان اقتصادي پايه‌ريزي شده است كه بنابراين فرض رشد اقتصادي به دست آمده توسط سياست‌هاي پولي تحت تاثير قرار نگرفته است.در عين حال برنامه‌هاي مالي بر اين فرض استوار است كه سياست‌هاي پولي محدودكننده تورم را كاهش مي‌دهد بدون اينكه تاثير منفي درازمدتي بر رشد اقتصادي داشته باشد.مهم‌ترين شاهد و مستدل‌ترين تئوري‌ها بر اين باورند كه ايجاد محدوديت‌هاي بيش از اندازه بر سياست‌هاي پولي، اعتبارات و نرخ بهره بالا تاثير منفي بر رشد اقتصادي دارد.


منبع :http://www.donya-e-eqtesad.com



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
يك استاد دانشگاه با بيان اينكه منظور رهبر معظم انقلاب از كار مضاعف، تلاش بي‌تفكر نيست، گفت: آنچه بيش از كار و فعاليت مهم است، تفكر و انديشه پيش از آن است و بدون تفكر نمي‌توان به نتيجه مطلوب رسيد. علي انتظاري، استاديار دانشگاه علامه طباطبايي در گفت‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه فارس با اشاره به نامگذاري سال 89 از سوي مقام معظم رهبري با عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» گفت: با توجه به هدايت‌گري‌ رهبر معظم انقلاب در سخنراني‌هاي‌ مختلف، مراد ايشان از كار مضاعف، تلاش و كوشش كوركورانه و بدون تفكر نيست. وي افزود: ما با كار كردن صرف به جايي نخواهيم رسيد و آنچه كه بيش از كار و فعاليت مهم است، تفكر و انديشه پيش از آن است و بدون تفكر نمي‌توان به نتيجه مطلوب رسيد. اين استاد دانشگاه با بيان اينكه موضوعاتي كه مقام معظم رهبري بيان مي‌فرمايند با يكديگر مرتبط است، اظهار داشت: فرمايش رهبر معظم انقلاب مبني بر كار و همت مضاعف، بيانگر چشم‌انداز ايشان از ايراني پيشرفته و همتراز با كشورهاي توسعه‌يافته جهان در سال‌هاي آتي است. انتظاري اظهار داشت: براي رسيدن به جايگاه كشور‌هاي توسعه‌يافته جهان، نمي‌توان همان مسيري را كه آنها طي كرده‌اند، پيمود، چرا كه در اين صورت، همواره با كشورهاي پيشرفته جهان فاصله خواهيم داشت. تحقق اين مهم، نياز به ميانبرهايي دارد، يكي از مهم‌ترين اين ميانبرها عرصه دانش و توليد فكر است. اين عرصه در پيشبرد كشور نقشي كليدي و ممتاز دارد.
وي، مراد از همت و كار مضاعف را همان توليد فكر و دانش دانست و ادامه داد: بايد در حيطه مسائل تفكري، همتي مضاعف و فعاليتي دوچندان داشته باشيم. البته اين بدان معنا نيست كه تنها فضاهايي براي تفكر فراهم شود، بلكه اين فضاها و تفكرات بايد به توليد نظريه، انديشه و نوآوري نيز منجر شود. انتظاري تصريح كرد: فراهم كردن زمينه‌هاي فكري و آزادانديشي در جامعه، به منظور توليد نظريه‌هاي مختلف در موضوعات مختلف نيز در مسير همت مضاعف و كار مضاعف است. اين نظريات نيز در حوزه‌هاي علوم انساني و علوم تجربي با يكديگر متفاوت‌اند و در هر حوزه‌اي، معناي خاص خود را دارد. وي با تأكيد بر پرهيز از مصرف‌گرايي افزود: ما تاكنون بيش از آنكه توليد‌كننده باشيم، مصرف‌كننده بوده‌ايم و بايد در توليد نظريات علمي، جهشي مضاعف داشته باشيم. انتظاري در پايان با اشاره به دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هاي علمي كشور تصريح كرد: از سازمان‌هاي مرتبط با فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي انتظار مي‌رود، بستر مناسب براي توليد نظريه، فكر و دانش در كشور را فراهم كنند تا به هدف مورد نظر مقام معظم رهبري جامه عمل پوشانده شود




منبع :http://salehemmat.blogfa.com/cat-8.aspx


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
بهره وري از زمان ( مديريت زمان )
بهره وري از زمان (مديريت زمان ) در جامعه ما ، الگوي صرف وقت صحيح به ميزان قابل ملاحظه اي کمياب است . با وجود آنکه همه به يک ميزان زمان در اختيار داريم ،ولي ديده مي شودآنهايي موفقتر هستند که از وقت خود بهتر استفاده مي کنند. الگوي رفتاري صحيح را بايد آموزش ايجاد کرد و اين آموزش بايد از خانواده شروع شود."مديريت وقت " و دانش ، نگرش و رفتار افراد را در جهت بهره برداري هر چه بيشتر از عمر ، ارتقاء مي بخشد. عوامل اتلاف وقت به سه دسته تقسيم مي شوند: 1 عوامل دروني 2 عواملي که مربوط به ديگران است . 3 عواملي که اتفاقات مولد آن هستند. عوامل دروني شايع عبارتند از: تنبلي ،بي نظمي ، عجله ، قبول تعهد هاي بيش از توان ، بي علاقگي و عدم انگيزه به کار ، کمبود دانش و اطلاعات در مورد کار، فشارهاي رواني و... براي اينکه بتوانيم حداکثر استفاده رااز وقت خود بکنيم ، بايد مراحل زير را انجام دهيم : تعيين و شناخت اهداف ، برنامه ريزي ، شناخت عوامل اتلاف وقت و از بين بردن آنها. پس مديريت بر زمان ، عامل اصلي موفقيت افراد است و در برنامه ريزي زماني بايد الويت ها ، انرژي هاي خود و نقاط ضعف و قوت را شناخت وازجداول برنامه ريزي و مثبت برنامه اي سود جست


نويسنده:مسعود صادقي علويجه


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
كارآفرینی موتور توسعه‌ اقتصادی است. آنچه كارآفرینان مخاطره‌جو انجام دهند نوعی "تخریب خلاق" در نظام اقتصادی و ایجاد ساختارها و مناسبات اقتصادی جدید است. كارآفرینی فرزند ایده‌های تجاری جدید است و همواره در سیمای كسب‌وكارهای نو تجلی می‌كند. اما شكفتن ایده‌های نو، اغلب نیازمند استفاده از تكنولوژی‌های جدید است و اصطلاحاً به "كارآفرینی تكنولوژیك" منجر می‌شود.
مقاله كوتاه حاضر دریچه زیبایی را به‌سوی كارآفرینی باز می‌كند.
            
وقتی انسان‌های اولیه "ابزارسازی" را كشف كردند، اولین كارآفرینان تكنولوژیك ظهور نمودند. آنان ابزارهایی را برای دیگران می‌ساختند و آن ابزارها را با غذا و سایر مایحتاج خود معاوضه می‌كردند .
قدمت واژه‌ی كارآفرین به سال 1709 میلادی برمی‌گردد. اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرین را فردی تعریف كرد كه "منابع اقتصادی را از حوزه‌ای با بهره‌وری پایین‌تر بیرون می‌كشد و آن‌ها را به حوزه‌ای با بهره‌وری و سود بیشتر منتقل می‌كند . در نیمه اول قرن بیستم، شومپیتر، اقتصاددان و نظریه‌پرداز اجتماعی، مطالب گسترده‌ای پیرامون كارآفرینی و تأثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپیتر این بود كه كارآفرینانِ نوآور موجب نوعی "عدم تعادل پویا" در اقتصاد می‌شوند. وی، فرد كارآفرین را یك "تخریب‌گر خلاق" قلمداد می‌كرد كه با تجاری ‌سازی نوآوری و جاانداختن آن در محیطی كه قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادی را بر هم می‌زند.
در طول تاریخ، كارآفرینان از تبار نخبگان بوده‌اند.نخبگانِ كارآفرینِ سنتی كه به دوران اولین انقلاب صنعتی تعلق داشتند و با صنایع سنگین آن زمان در ارتباط بودند، از سیاست‌های حمایت از صنایع داخلی جانبداری می‌كردند.
با ورق خوردن تاریخ، نسل دیگری از كارآفرینان ظهور كرده‌اند كه با "صنایع مبتنی بر دانش” ارتباط دارند. این نخبگانِ كارآفرین در ابتدا از حوزه‌هایی چون شیمی، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرین دهه‌های قرن بییستم، با رونق تكنولوژی اطلاعات، سرفصل دیگری در مبحث كارآفرینی تكنولوژیك پدید آمد. كارآفرینانی چون بیل گیتس، مفهوم تخریب خلاقانه‌ی شومپیتر را با تكیه بر تكنولوژی اطلاعات به تصویر كشیدند. در سال‌های اخیر، رشد كارآفرینی تكنولوژیك بر مبنای تكنولوژی اطلاعات به حدی بوده است كه برخی صاحب‌نظران، اطلاق "عصر كارآفرینی" به عصر حاضر را ناشی از همین رویداد می‌دانند.
در یك نگاه تاریخی به كارآفرینی تكنولوژیك، دو الگوی عمده را تشخیص می‌دهیم. در دویست سال گذشته، كارآفرینی از الگوی "مخترع ـ كارآفرین" به سمت الگوی "نوآور ـ كارآفرین" متمایل شده است. الگوی "مخترع ـ كارآفرین" با افرادی مثل آلفرد نوبل (مخترع دینامیت)، گراهام‌بل (مخترع تلفن) و توماس ادیسون (مخترع چراغ برق و غیره) مشخص می‌شود. الگوی "نوآور ـ كارآفرین" نیز با افرادی مثل بیل گیتس (پدیدآورنده سیستم‌های عامل كامپیوتر) و گوردن مور (پدیدآورنده‌ی ریزپردازنده‌ها) مشخص می‌گردد.
هرچند مخترعان هنوز هم بنگاههای كارآفرینی تكنولوژیك تأسیس می‌كنند، عمده‌ی تازه‌واردان به بازار را نوآوران كارآفرین تشكیل می‌دهند.
منبع :اندیشگاه شریف


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب

دستیابی به بهره وری مناسب با همت و کار مضاعف

  "دکتر تویسرکانی" با بیان این موضوع که داشتن انگیزه برای اجرای اهداف سازمانی بسیار مهم است و با همکاری، هماهنگی و وحدت نظر اهداف سازمانی محقق می شود گفت: اگر نگاه به اهداف سازمانی دقیق و هدفمند نباشد، و دچار روزمرگی شویم کار و تلاش به نتیجه مطلوب نمی رسد. 
وی معاون قوه قضائیه دسترسی به بهره وری را هم خوب کار کردن و هم کار خوب کردن دانست و گفت: مقدمه رسیدن به بهره وری داشتن برنامه ریزی صحیح و مشخص شدن اهداف سازمانی است.
وی با تأکید بر این موضوع که نیروهای ستادی و استانی یک مجموعه هستند و باید به شکل هماهنگ حرکت کنند تاکید کرد: می بایست مدیران از زوایای کار سازمان در تمامی کشور مطلع باشند زیرا اگر مجموعه سازمان با یکدیگر هماهنگ نباشد نتیجه مناسبی حاصل نخواهد شد.
رئیس سازمان ثبت اسناد گفت: نیروهایی که در صف اول خدمتگزاری و پاسخگویی به مردم هستند می بایست مورد توجه قرار گیرند.
ایشان با اشاره به افزایش بودجه سال 1389 گفت: با توجه به اعتماد مجلس و دولت به سازمان می طلبد همه همکاران با همت و جدیت کار را طوری تنظیم کنند که خروجی سازمان متناسب باشد.
وی افزود: کمبود جا و مکان از مشکلات واحدهای ثبتی است و مدیریت استان ها باید با جدیت این موضوع را پیگیری کنند لذا باید گستردگی وحساسیت کار ثبت اسناد و املاک را بر تمامی مسئولین روشن کرد و با تعامل با دستگاه های دیگر کمبودها را جبران نمود.
دکتر تویسرکانی با اشاره به این ضرورت که اجرای مدیریت یکپارچه ثبت ملک (میثم) و رفع نواقص آن بر اجرای شبکه یکپارچه به منظور تسریع در تبادل اطلاعات گفت: اتوماسیون یکپارچه از ضروریات جدی سازمان است و با اجرای آن امور اداری سازمان به طور کامل از شیوه های سنتی خارج شود.
وی با تأکید بر پرداخت الکترونیکی و ضرورت نصب دستگاه
pos در تمامی دفاتر اسناد رسمی گفت: باید نصب دستگاه pos در دفاتر اسناد رسمی به سرعت کامل شود و در آینده ای نزدیک دیگر شاهد پرداخت دستی نباشیم.
دکتر تویسرکانی در خصوص سند تک برگی گفت: چاپ این سند انجام شده و در پایان سال گذشته در واحد ثبتی شمال شرق تهران حوزه ثبتی یوسف آباد این کار اجرایی شده و باید برنامه ریزی لازم صورت گیرد تا در سه ماهه اول سال جاری حداقل یک، چهارم واحدهای ثبتی سرار کشور صدور سند تک برگی را اجرایی کنند.
وی با بیان این موضوع که در حوزه قراردادها باید رعایت صرفه و صلاح بیت المال شود، گفت: در حوزه های نظارت و بازرسی باید تحول جدی در سازمان صورت گیرد و اصل تنبیه و تشویق باید به طور جدی انجام شود و واحدهای ثبتی استان ها نیز بر کار دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق نظارت دقیق داشته باشند.
وی گفت: مدیران باید بازخورد افکار عمومی از عملکرد حوزه های ثبتی خود را داشته باشند و هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری باید در جهت ارتقا سلامت اداری کار خود را با حساسیت به روز و سریع انجام دهد.
ایشان با برشمردن اهمیت و ضرورت توجه به عملکردها بر ارائه دقیق گزارش عملکرد همه بخش ها به نحو منظم و مستمر به مدیریت سازمان تاکید نمود.
رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تاکید کرد: کوتاه کردن فرایندها و برون سپاری و اصلاح شیوه هایی که منجر به سلامت اداری می شود می بایست به صورت جدی پیگیری شود.
معاون قوه قضائیه اظهار داشت :باید ضمن ایجاد بانک اطلاعاتی کامل نیروی انسانی در جذب نیروی انسانی شایسته و کارآمد دقت لازم معمول تا سازمان از نظر کمی و کیفی دارای نیروی انسانی مناسب باشد.
وی در پایان به لزوم بازنگری در قوانین و مقررات تاکید کرد و افزود: در حوزه قوانین و مقررات نیازمند اصلاح و به روز رسانی هستیم که باید در دستور کار مدیران مربوطه قرار گیرد.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف و تكيه بر انديشه‌های اسلامی، عامل موفقيت فيلم‌های دينی است

   تلا‌ش‌هايی كه در عرصه سی ساله‌ پس از انقلاب در حوزه سينما شده است،  در حيطه ساخت آثار دينی و قرآنی موقعيت‌ها دچار ضعف و كاستی نمی‌شود و اين وظيفه و رسالتی است كه بايد در هر زمانی به آن عمل كنيم. لذا اين مسير بايد همواره ادامه داشته باشد. 

 لذا فيلمسازان ما بايد به مانند هميشه در اين مسير راسخ و استوار گام بردارند. ضمن اين‌كه امسال نيز به نام سال «همت مضاعف؛ كار مضاعف» نامگذاری شده و همين اتفاق سبب می‌شود كه اين مسير توسط هنرمندان با تلاش بيشتری ادامه پيدا كند.

 از عمده‌ترين تفاوت‌هايی كه می‌توان در صورت لحاظ كردن اين شعار در فعاليت‌های سينمايی ذكر كرد، اين است كه انديشه، تفكر و مراقبت بيشتری در كارها وارد كرده و اگر قرار است كارهای مذهبی و قرآنی توليد كنيم از عمق و محتوای بالاتری برخوردار شود.

 لذا اين فيلم‌ها بايد تبديل به آثاری فاخر و ارزنده‌ شود كه در خور جمله همت مضاعف، كار مضاعف باشد. نكته‌ای كه ذكر آن الزامی به نظر می‌رسد، اين است كه نبايد كيفيت را فدای كميت كرد و كار مضاعف را با اين مسئله اشتباه بگيريم كه به خاطر كميت و توليد كار بيشتر كيفيت را از دست بدهيم.

 كار مضاعف يعنی كيفيت مناسب، و بايد به بهترين شكل ممكن توليد شود. البته اين اتفاق بايد در حوزه سينما و هر رسانه‌ای شكل بگيرد و بايد توجه بهينه‌ای نسبت به آن شود و كارها توام با انديشه، كيفيت، تفكر و باور تهيه شود.

 بنابراين می‌‌توان گفت، كاری كه منتج از همت مضاعف است منجر به كيفيت آثار خواهد شد و بايد تلاش شود كارها توام با انديشه، تفكر و ارزش باشد. 

 خوشبختانه يكی از ابعاد مثبت جشنواره فجر سال گذشته، حضور فيلم‌های دينی، ارزشی و قرآنی بود كه منجر به تعالی جشنواره فيلم فجر شده بود، با توجه به چنين سابقه‌ای و با در نظر گرفتن شعار سال، آيا می‌توان شاهد توليد آثار ارزشی در جشنواره به شكلی مضاعف بود؟

 «همت مضاعف؛ كار مضاعف» به معنای حذف و اضافه كردن بخشی در سيستم مديريتی نيست. به عقيده من، ما بايد مسيری را انتخاب كنيم كه ضمن همت مضاعف، با تكيه بر انديشه اسلامی و نگاه مديريتی كارها را تقسيم كرده و به آنها بپردازيم.

 خوشبختانه مسئولان به وظايف خود به خوبی عمل می‌كنند و در كنار آن بايد از پايه مسير را محكم‌تر از پيش و هموارتر از قبل سازماندهی كرد، ضمن اين‌كه تفكرات زيربنايی را اصولی‌تر ترسيم كرده و در اين مسير حركت درستی انجام دهيم.

حميد بهمنی، كارگردان سينما

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب