« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

 
گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی (۱)- دانشگاه‌های کارآفرین

گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه

در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی (۱)- دانشگاه‌های کارآفرین

خلاصه‌ی مدیریتی

مقدمه

در سال‌های اخیر توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بازتعریف دانشگاه تحت عنوان دانشگاه کارآفرین با جایگاه و نقشی متفاوت از دانشگاه سنتی یکی از علل عمده‌ی چنین تحولی است. در این بازتعریف، دیگر برونداد دانشگاه  آموزش و پژوهش صرف نیست بلکه دانشگاه باید به فکر ایفای نقش ملموس در افزایش سطح رفاه جامعه باشد. خروجی‌های دانشگاه باید مطابق با نیازمندی‌های اجتماع باشند و منجر به ارائه‌ی ابداعات و نوآوری‌هایی شوند که به بهبود عمومی شرایط زندگی افراد کمک می‌کنند. حرکت به این سمت طبعاً مستلزم فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم و ایجاد تغییراتی متناسب با رسالت جدید در دانشگاه است. دانشگاه‌هایی که در این زمینه پیشرو بوده‌اند نظیر MIT و استنفورد توانسته‌اند نتایج شگرفی برای دانشگاه و جامعه به ارمغان بیاورند.

تنها در ماساچوست بیش از ۱۰۰۰ شرکت توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاه MIT بر پا شده است، عدد شرکت‌های فارغ‌التحصیلان MIT در سرتاسر جهان به ۴۵۰۰ می‌رسد. دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه MIT به طور متوسط روزانه دو اختراع را به ثمر می‌رسانند. دفتر ثبت تکنولوژی هفته‌ای 4 حق‌اختراع را ثبت می‌کند، سالیانه صدها حق‌امتیاز را به صنعت واگذار می‌کند، و در راه‌اندازی 15 تا 20 شرکت جدید مشارکت می‌جوید. بنا به آمار موجود از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۱ در مجموع بیش از ۲۰۰ شرکت توسط دفتر ثبت تکنولوژی دانشگاه راه‌اندازی شده است که هزاران نفر را در استخدام خود دارند و ارزش بازار آنها در سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است. دانشگاه استنفورد نیز با قرار گرفتن در نزدیکی سیلیکون ولی توانسته است زمینه‌ساز ایجاد بسیاری از شرکت‌های موفق تکنولوژی‌محور شود. شرکت‌هایی که از معروف‌ترین آنها می‌توان به Hewlett-Packard ، Sun Microsystems ، Cisco Systems و Silicon Graphics و Google اشاره نمود. فروش سهام دانشگاه در شرکت Google به تنهایی درآمدی قریب 300 میلیون دلار را از آن دانشگاه کرد.

مبنای شکل‌گیری پروژه‌ی ”بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی“ ایده‌ای بود که در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف مبنی بر ایجاد گروه‌هایی از دانشگاهیان با هدف ایجاد و اداره‌ی کسب و کار مطرح گردید. بر این مبنا افراد دارای ایده با حمایت مرکز کارآفرینی به تشکیل تیم می‌پردازند، در قالب یک شرکت دانشگاهی و تحت ضوابط مشخص در مرز دانشگاه به رسمیت شناخته می‌شوند. به منسجم کردن ایده‌ی خود، تبدیل آن به یک محصول و شناسایی بازار آن می‌پردازند، برای ایده‌ی خود طرح تجاری می‌نویسند و منابع مورد نیاز را جذب می‌کنند و محصول خود را به بازار معرفی می‌نمایند. بر این اساس و در مرحله‌ی نخست تصمیم گرفته شد پروژه‌ای تعریف و در آن به شناخت الگوهای مشابه در ایران و سایر کشورها پرداخته شود.

در ایران الگوی مشابه در داخل دانشگاه‌ها کمتر وجود دارد. دو نوع فعالیت که تا حدودی مرتبط بودند شناسایی گردید، (1) طرح مراکز رشد کسب و کار که در دانشگاه‌های مختلف به اجرا درآمده است و (2) طرح SBDC که با همکاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و چند دانشگاه منتخب اجرا می‌شود. در اولی عموماً شرکت‌های دانش‌محور ولی نه لزوماً دارای ارتباط ساختارمند با دانشگاه مستقر می‌شوند و در حال حاضر مهمترین مراکز حامی راه‌اندازی و شکل‌گیری کسب و کارها به شکل عملی هستند. با توجه به اینکه پارک علمی تحقیقاتی اصفهان یکی از پیشگامان راه‌اندازی چنین مراکزی بوده است به عنوان نمونه‌ی موردی مورد بررسی قرار گرفت. طرح SBDC نیز به نوعی ارتباطی ساختاریافته بین دانشگاه و صنعت به شمار می‌آید که با هدف تبدیل ایده‌های نو به محصول با نگرش بازار محور شکل گرفته است.

در میان فعالیت‌های صورت‌گرفته در سایر نقاط دنیا نیز 5 مورد بررسی گردید که عبارت بودند از دانشگاه MIT ، دانشگاه استنفورد، دانشگاه کمبریج، دانشگاه ملی سنگاپور، و طرح شرکت‌های دانش‌آموزی اروپا. دو دانشگاه اول از جمله مثال‌های مطرح دانشگاه کارآفرین به شمار می‌آیند که سابقه‌ای نزدیک به سی سال در این زمینه دارند. سالانه تعداد زیادی شرکت از درون آن‌ها بیرون می‌آید و درآمد نسبتاً قابل توجهی از محل تجاری‌سازی تکنولوژی‌های توسعه‌یافته در دانشگاه دارند. دو مورد بعدی در سال‌های اخیر اقدام به ایجاد نظام‌ها و ساختارهایی به این منظور در سطح دانشگاه نموده‌اند و آخرین مورد برنامه‌ای است که در سطح دبیرستان‌های کشورهای اروپایی اجرا می‌شود و بیشتر به شبیه‌سازی فرآیند کسب و کار می‌پردازد و جنبه‌ی آموزشی در آن غالب است.

 

متن خلاصه‌ی مدیریتی

تشویق و ایجاد زمینه‌ی راه‌اندازی کسب و کار در کشورهای مختلف دنیا از سطح دبیرستان و گاه مقاطع پایین‌تر تحصیلی دیده می‌شود لیکن بین راه‌اندازی کسب و کار در مقاطع پایین‌تر از دانشگاه و دانشگاه‌ها تفاوتی اساسی وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرد. در حالت اول هدف اصلی در ایجاد شرکت‌های دانش‌آموزی، آموزش است و مسأله‌ی سودآوری و موفق بودن در تجارت در مرحله‌ی بعدی اهمیت قرار دارد. حال آن که در دانشگاه هدایت دانشگاهیان به سوی انتخاب کارآفرینی به عنوان یک مسیر شغلی و یک الگوی زندگی مطرح است، سودآوری حائز اهمیت بوده و از منافع مادی حاصله نه تنها کارآفرینان دانشگاهی که خود دانشگاه نیز اغلب مطابق الگوهای تعریف‌شده‌ای بهره‌مند می‌شوند.

طرح‌هایی بر اساس این تفکر که دانش آموزان، شرکت‌های کوچکی را در مدرسه ایجاد و اداره نمایند  در توسعه‌ی رفتارها و مهارت‌های کارآفرینی به خصوص در دوره‌ی متوسطه بسیار مؤثرمی‌باشد. هدف شرکت‌های دانش‌آموزی ایجاد یک فعالیت واقعی اقتصادی در مقیاس کوچک‌تر و یا شبیه‌سازی فرآیندهای شرکت‌ها در یک محیط واقعی می‌باشد. بنابراین با فعالیت در محیطی حفاظت شده و برای مقاصد آموزشی، شرکت‌های دانش‌آموزی محصولات و خدمات واقعی را تولید کرده و به فروش می‌رسانند. در نتیجه مشارکت در این‌گونه برنامه‌ها، دانش‌آموزان یاد می‌‌گیرند که چگونه در یک تیم کار کنند، مهارت‌های ارتباطی خود را توسعه دهند، اعتماد به نفس و اشتیاق کاری خود را رشد دهند، مسئولیت‌پذیرتر شوند و از ابتکارات خود بهره جویند.

در سطح دانشگاهی، متدولوژی‌های مورد استفاده، تاکید و تمرکز بیشتری بر طراحی یک کسب و کار و ایجاد ایده‌های تجاری دارند. دانش تئوریک در این سطح بیشتر مورد نیاز می‌باشد و شرکت‌ها به سمت نوآوری و فعالیت‌های دانش محور جهت‌دهی می‌شوند. فعالیت شرکت دانشگاهی دارای اهداف آموزشی کمتری بوده و بیشتر در جهت یافتن فرصت‌های کاری واقعی برای دانشجویان و حرکت به سمت یک محیط واقعی تجاری برنامه‌ریزی می‌شود. در این سطح دانشجویان قادر خواهند بود تا  فرآیند یادگیری را به طور کامل و به صورت خودگردان و با پذیرش مسئولیت تام  هدایت نمایند. آنان آزادی بیشتری در ترتیب دادن ملاقات‌های مختلف با مشاورین تجاری دارند. برنامه‌ی شرکت دانشگاهی در این سطح سازمان‌دهی خارجی کمتری داشته و هدایت‌ها و کمک‌ها بوسیله مسئولین برنامه محدود خواهد بود. همچنین این مطلب بدین معناست که محیط عملیاتی کمتر محافظت شده بوده و ریسک کسب و کار بیشتر است. برنامه‌های شرکت‌های دانشگاهی در این سطح از تحصیلات به زندگی واقعی بسیار نزدیک‌تر بوده و اکثر آنها در نهایت به تأسیس یک شرکت واقعی می‌انجامند. مراکز رشد(۱) نیز برای عملی نمودن ایده تجاری دانشجویان به کمک آن‌ها می‌آیند.

در این نوشتار به بررسی ساختارهای توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌های منتخب، خدمات و امکانات ارائه شده از سوی نهادهای مختلف کارآفرینی، و منافع حاصل از توسعه‌ی کارآفرینی به عنوان یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه پرداخته می‌شود.

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب