« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



  مصاحبه آقای دکتر روستا آزاد

س: آقای دکتر لطفاً خودتان معرفی کنید و در مورد فعالیتها و سوابق اجرایی خود توضیح دهید؟

من متولد سال 1340 و دانشجوی سال اول دانشگاه صنعتی شریف در سال 58 هستم. در سال اول هنوز مکانیک سیالات را نگذرانده بودم که در جهاد دانشگاهی در پروژه‌ی سازمان انتقال خون در خصوص تصفیه پساب الکل مشارکت نمودم. این پروژه روتامتر بالای برج را با مطالعه کتاب سیالات طراحی کردم و ساختم. در حال حاضر که 27 سال از آن زمان گذشته ‌هنوز این دستگاه در حال کار کردن می‌باشد. این اولین خاطره‌ی من در زمینه‌ی کارهای فنی بود. زمانی که در سال دوم بودم با تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم کاری را ایجاد کنیم و در واقع کارآفرینی انجام دهیم. در آن زمان چسب به صورت مایع وجود داشت ولی نوار چسب نبود. ما تصمیم گرفتیم آن را تولید کنیم، یعنی؛ رل پلاستیک را با یک سیستمی تبدیل به نوار چسب کنیم. پروژه‌ی دیگری که در آن زمان پی‌گیری کردیم بازیابی لاستیک‌های مستهلک بود. در همان زمان یکی از هم دوره‌ای‌های ما در بالکن خانه‌ی خود تأسیسات پالایش و تقطیر را ایجاد کرده بود. یکی از کارهایی که ایشان ‌همان زمان انجام داد، اختراع شامپو فرش برای اولین بار در ایران بود. این روحیه‌ی کار و کارآفرینی را در چند تا از هم دوره‌ای‌های خودم دیدم. این مطالب را برای این عرض کردم که توضیح دهم دانشجوی ما باید این چنین برخورد کند. به خصوص دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف باید از روز اول که وارد دانشگاه می‌شود به فکر ایجاد کار و خلاقیت باشد. شما وارد دانشگاه می‌شوید که پایه‌ی تئوریک خود را قوی کنید. شما باید انگیزه‌ای در وجودتان باشد تا دانشگاه کمک کند در غیر این صورت کسی که‌ انگیزه ندارد دانشگاه به ‌او کمک نمی‌کند. به نظر من بحث کارآفرینی اصل است  و در واقع اولین اصلی است که ما باید در همان ترم اول به دانشجو آموزش دهیم. دانشگاه به‌هر دلیلی برای شخصیت و روح دانشجو برنامه ندارد اما برای فکر و پرورش فکر آن برنامه دارد. بنابراین دانشجو باید فوق برنامه‌هایی مانند ورزش، هنر و برنامه‌‌های معنوی برای خود طرح نماید. دانشگاه ‌امکانات را فراهم می‌کند اما برنامه ندارد. بیشتر بحث علمی وجود دارد. فکر دانشجو را مجهز می‌کند که بتواند در دنیای مادی بهتر طراحی و عمل کند اما در دنیای معنوی دانشگاه حداکثر دروس معارف را دارد که به بهترین صورت هم عمل نمی‌کند. دانشگاه باید در خصوص مسائل فرهنگی و خلاقیت برنامه‌ریزی کند، ولی دانشجویان نمی‌توانند معطل باقی بمانند خودشان هم باید فعالیت داشته باشند. زمانی که تحصیلات لیسانس را تمام کردم دوران جنگ بود. در همان زمان به فعالیت‌های پدافندی مشغول شدم و در همان دوره با کربن اکتیو آشنا شدم که ‌اهمیت آن در تولید ماسک رزمندگان و نیز مصرف در صنایع بود. تحقیقات را در این زمینه‌انجام دادیم و بعد از این مرحله به سمت کار در صنعت رفتیم. به‌این ترتیب پایلوتی را در حوالی کرج ساختیم. با توجه به گسترشی که این طرح داشت در حال حاضر یک کارخانه‌ی تولیدی می‌باشد. بعد از آن به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه مستقر شدم. از همان روز اول هم در دانشگاه و هم بیرون از آن مشغول شدم. در بسیاری از شرکت‌ها مشاور هستم و طراحی و ساخت انجام می‌دهم. به عنوان نمونه کارخانه‌ی دارویی را طراحی و ساختم. در بعضی از موارد هم مدیر پروژه‌ی کارخانه‌های صنعتی بودم. اکثریت پروژه‌ها را در این 13 سال گذشته بنده تحت عنوان پروژه‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را تعریف کردم. پروژه‌ها نوعاً با پشتوانه‌ی بیرون و برای ساخت یک خط تولید کالا بوده. در حال حاضر در یک تیم پژوهشی قصد داریم دانش فنی ازدیاد برداشت نفت به روش بیوتکنولوژیک را توسعه داده و آن را در مسجد سلیمان اجرا کنیم. قصد داریم به دنیا ثابت کنیم که ما توان چنین کارهایی را داریم. با توجه به ‌اینکه من دوره‌های فوق لیسانس و دکترا را در خارج از کشور گذرانده‌ام به جرأت می توانم بگویم کارهایی در ایران انجام می گیرد که در آنجا انجام نمی‌شود. من به ‌این نتیجه رسیده‌ام که در کشور خودمان بهتر میتوانم خلاقیت و کارآفرینی داشته باشیم .

 

س: شما به عنوان یک شخصیت علمی و فنی در زمینه‌ی‌همکاری با مراکز علمی تحقیقاتی متد خاصی را تعریف کرده‌اید؟

اولین چیزی که می‌توانم ذکر کنم این است که مسئله‌ی ارتباط صنعت با دانشگاه‌احتیاج به‌یک نهاد دارد تا سیستماتیک کار کند. برای نهادینه کردن این ارتباط آن احتیاج به تعدادی افراد کلیدی است که به عنوان قهرمانان این ارتباط باشند. در حال حاضر این ارتباط ضعیف است و باید فردی در این جایگاه قرار گیرد که در زمینه‌ی مسائل تحقیقاتی و صنعتی قوی باشد. نه در ایران بلکه در تمام دنیا این چنین است. به عنوان نمونه در آمریکا، کانادا، آلمان و روسیه‌ که بنده شخصاً اطلاع دارم وضعیت این چنین است. در هر کجا اگر این قهرمانان ارتباط صنعت با دانشگاه حضور داشته باشند کار را پیش می‌برند. برای این منظور باید اینگونه ‌افراد را شناسایی کنیم و در این منصب قرار دهیم. خوشبختانه در دانشگاه دفتر ارتباط با صنعت و معاونت پژوهشی وجود دارد، اما باید تقویت شوند. معاونت پژوهشی باید یک فضای پژوهشی ایجاد کند که براساس آن پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکترا تعریف شود. در حال حاضر در دانشگاه صنعتی شریف افراد باتجربه وجود دارد که منشاء اثرات بسیار خوب هستند. باید قدر کسانی که عضو هیأت علمی دانشگاه‌هستند و بیرون از دانشگاه هم کارهای عملیاتی انجام می‌دهند را بدانیم. بعضی از این افراد هم از دانشگاه رفته‌اند ولی می توان از آنها به عنوان حلقه‌ ارتباط دانشگاه با صنعت در قالب تعریف پروژه‌های محوری استفاده کنیم.

 

س: آقای دکتر لطفاَ در مورد فعالیتهای تولیدی خود بیشتر توضیح فرمائید؟

پیشینه‌ی کارخانه‌ی کربن فعال که بنده تأسیس کردم به دوره کارشناسی برمی‌گردد. که در آن زمان کشور در حال جنگ بود و احتیاج به مواد جاذب عوامل شیمیایی، ماسک، لباس و غیره داشت و در واقع عامل اصلی تأسیس این کارخانه پدافند بود. حدود 20 سال طول کشید تا این پژوهش‌ها تبدیل به‌یک کارخانه شود. در مورد این تجربه، ‌ابتدای کار با اشتیاق و خلاقیت شروع شد و کار را ادامه دادیم.

 

س: نظر شما در مورد ایده‌ی تأسیس شرکت‌های دانشجویی در مرکز رشد و فناوری چیست؟

طرح این ایده باعث خوشحالی است و من مطمئن هستم که می‌تواند موفق باشد اما به نظر من هنوز قوام ندارد. در این رابطه منابع مالی و پشتیبانی باید وجود داشته باشد و منابع فکری ایده‌ها و هدایت آن نیز باید ایجاد شود. به عنوان نمونه زمانی که‌یک شرکت می‌خواهد ایجاد شود باید مرکزی در دانشگاه وجود داشته باشد که کارهای تکنیکی مورد نیاز را ارائه کند. از کارهای ساده مانند تراش و جوش و قطعه سازی تا کارهای دیگر باید ارائه شود. به عنوان مثال در همین حال حاضر من یک پروژه‌ی کارشناسی ارشد را هدایت می‌کنم که در طول دو هفته 5 پمپ سوزانده یا خراب شد به دلیل اینکه دانشجوی من تکنسین خوبی نیست که بداند هر پمپ برای چه کاری مورد نیاز است. ما خدمات تکنیکی و کارگاهی و تکنسینی نداریم. بنابراین دانشجویانی که‌این امکانات را ندارند نمی‌توانند به کار ادامه دهند. اخیراً طبق صحبت‌هایی که با جناب آقای دکتر بلندی رییس دانشگاه جامع علمی کاربردی داشتیم، به استانداردی در جهان توجه کردیم که نسبت کارشناس به تکنسین باید یک به ده باشد. پس زمانی که شما شرکتی را تأسیس کردید باید یک چنین امکانات کارگاهی و همچنین مسئول منابع مالی و تدارکاتی در اختیار آن قرار دهید. این تجربیاتی است که باید مدون شود و مرکز رشد به کار بندد. حرکت‌هایی که تا به‌امروز داشته‌اید قدم‌های اولیه‌ است نه قدم‌های نهایی.

 

س: نظر شما در مورد تأسیس شرکت‌های دانشجویی در مرکز کارآفرینی چیست؟

ایده‌ی بسیار خوبی است ولی بحثی که مهم است بحث اجرا است. زمانی وزارت صنایع طرحی تحت عنوان انکاباتور مطرح کرد که تقریباَ مشابه ‌ایده‌ی شما بود، اما به دلایلی که بیشتر فکر می کنم اجرایی باشد علی رغم ‌هزینه‌های صورت گرفته و اتلاف سرمایه با موفقیت مواجه نشد. این ایده‌ای که شما می‌فرمایید، ایده‌ی خوبی است اما توانمندی اجرا و جزئیات اجرا است که نشان می‌دهد به نتیجه می‌رسد یا نه. یک توانمندی اجرایی خوب لازم است. از آن منشی که در آنجا مستقر می‌شود و ایجاد ارتباط می‌کند تا کارگاههای پشتیبانی، خدمات و تدارکات باید کار را به نحو احسن انجام دهند و اگر این مرکز بخواهد این ایده را به سرانجام برساند احتیاج به‌یک سیستم پشتیبانی تحقیقاتی خوب دارد و یک سیستم ارتباط مالی خوب می‌خواهد. به نظر من ثبت شرکت رسمی انجام ندهید به دلیل اینکه‌ انحلال آن در صورت نیاز بسیار مشکل است. اگر شرکتهای تأسیس شده گسترش پیدا کردند و پیشرفت کردند آن موقع ثبت شرکت صورت گیرد. با استفاده‌از تجربیات دیگران می‌توان جوانهای با استعداد کشور را با توان خوب منشاء ایجاد کار تربیت کنیم.

 

س: تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست و به نظر شما فاکتورهایی که‌ یک کارآفرین باید داشته باشد چیست؟

به‌اعتقاد من کارآفرینی یعنی شما در زنجیره‌ی گردش کالا و خدمات می‌توانید یک نقطه‌ای جدید ایجاد کنید که‌یک بخش ورودی و یک بخش خروجی جدید (کالا یا خدمات جدید) داشته باشد و چند نفراشتغال به کار پیدا کنند. به صورت طبیعی ارزش خروجی باید بیشتر از ورودی باشد و در این صورت می‌توانیم این اشتغال را یک اشتغال مولد حساب کنیم. با توجه به‌این نکته کارآفرینی را من در واقع فعالیتی می‌بینم که ‌از منابع موجود استفاده می‌کند و فرآورده‌ی جدیدی ایجاد می‌کند. این را باید تأکید کنم که در کشور ما که ثروتهای خدادادی مانند نفت وجود دارد بعضی از وقتها اشتغال ها اشتغال مولد نیستند. اگر مولد باشد نهایتاَ خودش می‌تواند کار خودش را بدون هیچ حمایتی ادامه دهد.

 

س: به عنوان مطلب آخر اگر صحبتی‌ هست بفرمائید؟

آن چیزی که من در آخر تأکید دارم این است که بزرگترین سرمایه‌ یک فرد یا یک ملت دیدگاه جهان بینی و شخصیت آن است. در بحث کارآفرینی عنصری که بسیار می‌تواند موثر باشد دید مثبت به جهان است. زمانی که شما می‌خواهید حرکتی را انجام دهید باید هزینه کنید و از امکاناتی که در اختیار دارید استفاده کنید. چه کسی این کار را انجام می‌دهد؟ کسی که‌ امید داشته باشد و اعتماد داشته باشد هزینه‌هایی که می‌پردازد برگشت هم دارد. به‌این ترتیب انگیزه‌ای مثبت و روحیه‌ی مثبت به آینده و اجتناب از حرص و آز و طمع برای کارآفرینی و ایجاد کار لازم می‌باشد. حتی در استخدام افراد نیز بسیار کارفرمایان به دنبال افرادی‌هستند که خود حرکت‌زا و حرکت‌آفرین باشند.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:57 PM نظرات 0 | لينک مطلب