« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )




همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف


گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی: تجربه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی در

اروپا - ۱

گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی

 تجربه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی در اروپا - ۱

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

تجربه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی در اروپا

 

 

شناسنامه‌ی گزارش

عنوان

 

تاریخ

مسئول

تهیه‌ی نسخه‌ی اولیه

30/03/1385

فرزام تهم، مصطفی پورمهدی

مطالعه و ارائه‌ی پیشنهادهای اصلاحی

31/03/1385

بیژن ساعدپناه

بازبینی و انجام اصلاحات

01/04/1385

بیژن ساعدپناه

ویرایش ادبی

04/04/1385

نگار آقامیری

ویرایش فنی هنری

04/04/1385

نگار آقامیری

کنترل و تهیه‌ی نسخه‌ی نهایی

13/04/1385

بیژن ساعدپناه


 

دیباچه

 

به منظور نیل به اهداف «راهبرد لیسبون [1] »، اروپا باید تأکید اساسی خود را بر دانش و نوآوری قرار دهد. ترویج فرهنگ کارآفرینی بخش اعظمی از این تلاش را تشکیل می‌دهد و این کار بایستی از افراد جوا‌‌‌ن‌تر اجتماع و از مدارس آغاز شود.

کارآفرینی محرک اصلی نوآوری، رقابت و رشد می‌باشد. کارآفرینی به عنوان مزیتی رقابتی برای افرادی که خود کسب و کاری را راه‌اندازی نموده‌اند ضروری می‌باشد، همچنین کارکنان شرکت‌های مختلف در اندازه‌های متفاوت نیز به این مزیت احتیاج خواهند داشت. شورای لیسبون در سال 2000 کارآفرینی را جزء مهارت‌های «پایه‌ای نو» به حساب آورده و آن را برای تمامی افرادی که قصد زندگی در یک جامعه‌ی دانش‌محور را دارند امری ضروری دانست.

در قالب پروژه‌های مشترک انجام شده بین اتحادیه و متخصصین کشورهای مختلف برنامه‌هایی اجرا شد که در آنها به عنوان روشی مؤثر در توسعه‌ی الگوهای فکری کارآفرین، دانش‌آموزان شرکت‌های کوچکی [2] را در مدارس راه‌اندازی می‌کردند. بدیهی است که این روش که بر پایه‌ی یادگیری بوسیله‌ی تجربه‌ی مستقیم کارآفرینی بود مورد توجه بسیاری قرار گرفت.

هدف شرکت‌های کوچکی که بوسیله‌ی دانش‌آموزان راه‌اندازی می‌شود ایجاد یک فعالیت واقعی اقتصادی در مقیاس کوچک‌تر و یا شبیه‌سازی فعالیت‌های شرکت‌های حقیقی در فضایی کاملاً واقع‌گرا می‌باشد. بنابراین با فعالیت در فضایی حفاظت شده و با اهداف آموزشی، برخی از شرکت‌های دانش‌آموزی خدمات و محصولات واقعی را خرید و فروش می‌کنند. این بررسی، هم شرکت‌هایی را که محصولات خود را در ازای وجه خرید و فروش می‌کنند در بر‌گرفته و همچنین شرکت‌های مجازی، ساختگی و یا تمرینی را که در فضایی شبیه‌سازی شده با در نظر گرفتن معیارها و نزدیکی کافی به فضای واقعی فعالیت می‌کنند بررسی می‌نماید.

یک شرکت دانش‌آموزی به عنوان ابزاری آموزشی، بر پایه‌ی تجربه عملی بوسیله‌ی اداره‌ی یک تشکیلات اقتصادی، تعریف می‌شود که با فضای خارج و محیط واقعی تعامل دارد.

این فعالیت‌ها، به دانش آموزان کمک می‌کند تا نه تنها مهارت‌های پایه‌ای تجاری کسب نمایند، بلکه بتوانند توانایی‌های شخصی و مهارت‌های نوینی را که روز به روز اهمیت بیشتری برای تمامی افراد پیدا می‌کند، به منظور زندگی و کار در یک جامعه‌ی دانش محور گسترش دهند. در واقع، با مشارکت در شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی، دانش‌آموزان خلاقیت خود را به نمایش می‌گذارند، اشتیاق و اعتماد به نفس خود را توسعه می‌دهند، کار تیمی را فرا می‌گیرند و تمایل بیشتری برای پذیرش مسئولیت و به خرج دادن ابتکار خود پیدا می‌نمایند.

چندین معیار اصلی برای تأثیرگذاری و موفقیت پیاده‌سازی برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی بوسیله گروه متخصصین شناسایی شد. نمونه‌های موفق به جنبه‌هایی مانند کار تیمی و آزادی عمل دانش‌آموزان برای توسعه‌ی تفکرات خود تأکید می‌کند. همچنین، گسترش ارتباطات با دنیای تجارت و انجمن‌های محلی و در دسترس بودن مربیان و مشاوران بخش‌های تجاری از عناصر کلیدی برای موفقیت برنامه‌های «شرکت های کوچک دانش‌آموزی» می‌باشند.

دانش‌آموزانی که در برنامه‌های شرکت‌های کوچک همکاری می‌نمایند هنوز در اقلیت قرار دارند. طی سال تحصیلی 2004/2003 در اکثر کشورها، درصد دانش آموزان دبیرستانی که در اینگونه برنامه‌ها مشارکت کردند کمتر از 1% از کل تعداد دانش‌آموزان تخمین زده شد و فقط در 5 کشور این درصد بالای 2 بود. اما به هر حال، سالانه 200،000 دانش‌آموز دوره‌ی متوسطه در اتحادیه اروپا و نروژ در این برنامه‌ها مشارکت می‌کنند. اطلاعاتی که در زمینه‌ی مشارکت دانش آموزان از لحاظ جنسیت موجود است، نشان دهنده‌ی تعادل خوبی بین پسران و دختران در اینگونه فعالیت‌ها می‌باشد. در اکثر کشورها با در نظر گرفتن تعداد مدارس، مدارس متوسطه‌ای که اینگونه برنامه‌ها را ارائه می‌دهند زیر 15% تعداد کل می‌باشد و این مقدار، مشخصاً، بایستی افزایش یابد.

موفقیت رو به رشد ساختار شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی، به سبب عوامل زیر می‌باشد:

  •         ارتباط قوی با بخش‌های تجاری و انجمن‌های محلی و همچنین مشارکت بخش خصوصی؛

  •        انعطاف و سازگاری این برنامه‌ها با سیستم‌های مختلف آموزشی و شرایط مختلف محلی؛

  •         اشتیاق و انگیزش ایجاد شده در دانش‌آموزان؛

  •        ظرفیت بالقوه‌ای از جنس خلاقیت،‌ ابتکار و نوآوری که این فعالیت‌ها را در دانش‌آموزان به صورت بالفعل درمی‌آورند.

این‌گونه برنامه‌ها می‌توانند در تمامی سطوح آموزشی و در انواع مدارس به‌کار گرفته شوند. برای مثال در تحصیلات متوسطه‌ی عمومی و همچنین در تحصیلات فنی و حرفه‌ای [3] . با این حال تقریباً در اکثر کشورهای دنیا، اکثریت دانش‌آموزان در سال های آخر تحصیلات متوسطه خود در این برنامه‌ها مشارکت می‌جویند. برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی، هم به عنوان بخشی از برنامه‌ی رسمی تحصیلی و ضمن ساعت رسمی درسی و همچنین به عنوان فعالیتی خارج از مدرسه و غیر از ساعات رسمی اجرا می‌شود.

اکثرا، برنامه‌هایی که در مدارس صورت می‌گیرد با اضافه‌کاری‌ها از سوی دانش‌آموزان همراه شده و دانش‌آموزان برخی از زمان‌های آزاد خود را به سازماندهی فعالیت‌های تجاری خود اختصاص می‌دهند. این فعالیت‌ها شامل توسعه‌ی محصول، ارتباط با تأمین‌کنندگان و مشتریان، فروش و غیره می‌باشد. در‌واقع، ‌این شیوه (شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی) بر پایه‌ی اشتیاق و حسن‌نیت دانش‌آموزان و معلمین بنا نهاده شده است.

با این‌که روش‌های ارزیابی اولیه مانند جمع‌آوری بازخورد دانش‌آموزان و معلمین به طور کلی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نیاز است تا میزان فعالیت‌های مدارس و حامیان مشارکت‌کننده در زمینه‌ی مرور و ارزیابی اینگونه برنامه‌ها افزایش یابد.

تا به حال تحقیقات کافی در اروپا در زمینه‌ی تأثیرات مشارکت در برنامه‌های شرکت‌های کوچک، بر آینده‌ی شغلی دانش‌آموزان صورت نگرفته است. با این حال، مستندات محدود در دسترس، نشان‌دهنده تأثیرات مثبت محسوس این برنامه‌ها در ترویج روحیه‌ی کارآفرینی در افراد جوان می‌باشد. برای مثال، مطالعه‌ای که در نروژ انجام شده‌است، نشان می‌دهد که حدود 20% پاسخ دهندگان در بازه‌ی سنی 25 تا 34 سال که در یکی از این برنامه‌ها مشارکت کرده‌بودند، هم‌اکنون شرکت خود را تأسیس نموده‌اند. همچنین این برنامه‌ها تأثیر مثبتی بر فراهم‌آوری فرصت‌های مساوی برای پسران و دختران دارند.

فقط در تعداد اندکی از کشورها، ‌برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی رسماً به‌عنوان گزینه‌ای در برنامه‌ی رسمی تحصیلی شناخته شده‌اند و این مورد نیز بیشتر در تحصیلات فنی و حرفه‌ای وجود دارد تا در تحصیلات جامع متوسطه.

به‌طور کلی این احساس وجود دارد که در تمامی کشورها، مدارس از آزادی و خودمختاری استقبال می‌کنند. این آزادی و خودگردانی به مدارس اجازه می‌دهد تا بتوانند برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی را به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی رسمی و یا به‌عنوان فعالیتی فوق‌برنامه پیاده نمایند. البته وجود موانعی نیز ممکن است باعث بی‌میلی معلمین و دانش‌آموزان برای همکاری در این‌گونه برنامه‌ها شوند و آن هنگامی است که برنامه‌های شرکت‌های کوچک بوسیله‌ی بخش‌های رسمی آموزشی به رسمیت شناخته نشده و توصیه و حمایت نشوند. شامل شدن این‌گونه برنامه‌ها در سیستم آموزشی رسمی یک کشور می‌تواند تأثیر مثبتی در انتشار و موفقیت آن داشته باشد و برای مثال این امر باعث افزایش انگیزه‌ی معلمان می‌شود.

پیاده‌سازی اینگونه فعالیت‌ها نه تنها مستلزم داشتن دانش ویژه و تخصصی بوسیله‌ی معلمین می‌باشد، بلکه تغییری را نیز در شیوه‌ی تدریس معلمان می‌طلبد. این امر نیازمند آموزش‌های تخصصی می‌باشد و بنابراین میزان مشخصی از زمان و فعالیت‌های خارج از مدرسه، به ویژه در مورد شرکت‌های کوچکی که با کالا و خدمات واقعی سر و کار دارند را به خود اختصاص می‌دهد. فعالیت‌ها و اضافه‌کاری معلمان، خارج از ساعات کاری مدارس در بسیاری از موارد در نظر گرفته نشده و پاداشی به آن تعلق نمی‌گیرد و این باعث دلسردی معلمین در مشارکت در این‌گونه برنامه‌ها می‌شود.

در اکثر مواقع با این‌که ممکن است از طرف بخش دولتی حمایت های قابل توجهی از این سازمان‌ها صورت گیرد، برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی بیشتر بوسیله‌ی بازیگران خارجی مانند سازمان‌های غیردولتی اداره و سازماندهی می‌شوند تا بوسیله‌ی خود سیستم آموزشی. این مطلب، ناکافی بودن منابع مالی و همچنین در نظر گرفتن این‌که گاهی این برنامه‌ها خارج از برنامه‌ی تحصیلی مدارس پیاده می‌شوند، جزء مشکلات همیشگی می‌باشد.

فعالیت‌ها بر اساس مشارکت قوی بخش خصوصی در قالب سرمایه‌گذاری و کمک و همکاری می‌باشند.

در اکثر کشورها، برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی، درجه‌ای از حمایت را از بخش‌های دولتی (از نوع مالی و غیره) دریافت می‌نمایند. در واقع، در برخی از کشورها، عمده‌ی منابع مالی برای سازماندهی این برنامه‌ها از بخش دولتی تأمین می‌شود. با این حال، میزان حمایت‌های دولتی برای تضمین حضور قوی و ادامه‌دار برنامه‌های شرکت‌های کوچک در سیستم آموزشی ناکافی قلمداد می‌شود. همچنین اکثراً حمایت‌ها نه به صورت سیستماتیک بلکه بر مبنای پروژه‌های مختلف [4] می‌باشد و بنابراین توانایی ترویج برنامه‌های بلندمدت را نخواهد داشت.

انواع دیگر حمایت‌ها عبارتند از: شناخت و تأیید رسمی توسط بخشهای آموزش و پرورش، مشمولیت برنامه‌های شرکت‌های کوچک به‌عنوان گزینه‌ای پیشنهادی در برنامه‌ی آموزشی که در سطح ملی (و یا محلی) ارائه می‌شود، همکاری و هماهنگی قاعده‌مند با مشوقین (مانند سازمان‌های غیردولتی) ، تشویق فعال معلمین و مدارس شرکت کننده.

در تعداد اندکی از کشورها، بخش‌های دولتی، همکاری ساختاریافته‌ای را با سازمان‌های غیردولتی که مسئول سازماندهی برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی می‌باشند برقرار نموده‌اند. همچنین، تشویق‌های پویای معلمین و مدارس بوسیله‌ی بخشهای دولتی می‌تواند نقش بسیار مهمی را در گسترش و انتشار این‌گونه برنامه‌ها بازی کند. در برخی موارد، سازمان آموزش و پرورش دعوت‌نامه‌ها و مستندات و اطلاعات مختلف را برای مدیران مدارس در جهت تشویق آنها برای مشارکت ارسال می‌نماید. با این حال فعالیت‌های تشویقی در اکثر کشورها به صورت نامنظم بوده و یا به اندازه‌ی کافی متمرکز و سیستماتیک نمی‌باشد.

در برخی از کشورها، سازماندهی برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی با مشکلات اجرایی عمده‌ای مواجه است و دلیل این امر نیز نبود یک چهارچوب واضح قانونی و مدیریتی می‌باشد (برای مثال جنبه‌هایی مانند بحث مالیاتی شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی و یا امکان ارتباط دانش‌آموزان با شرکت‌های واقعی). در موارد دیگر، یک چارچوب منظم برای شرکت‌های دانش‌آموزی ایجاد شده‌ است و یا توافق‌نامه‌هایی بین سازمان‌های مجری و بخش‌های مالی صورت پذیرفته ‌است.

با وجود تأکید بر نادیده نگرفتن تأثیرات ابزارهای آموزشی دیگر، می‌توان به جرأت برنامه‌های شرکت‌های کوچک را گزینه‌ای بسیار مهم در راهبردهای تهییج و ترویج روش‌ها و مهارت‌های کارآفرینی دانست، چرا که این برنامه‌ها بر پایه‌ی یادگیری در عمل می‌باشند.

چنین برنامه‌هایی می‌توانند ابزاری مهم در سیاست‌های توسعه‌ی منطقه‌ای باشند. در واقع، این فعالیت‌ها و برنامه‌ها تأثیرات مثبتی بر افزایش تعداد دانش‌آموزان (و دانشجویانی) که پس از فارغ‌التحصیلی در منطقه‌ی تحصیل خود باقی می‌مانند خواهند داشت؛ چرا که هنگان انجام این برنامه‌ها، دانش‌آموزان ارتباطات مستقیمی با انجمن‌ها و بخش‌های تجاری محلی برقرار می‌نمایند و این مطلب برای بخش‌های کمتر توسعه‌یافته مورد توجه است.

در حال حاضر،‌ موانع اصلی در برابر افزایش تعداد مدارسی که از این برنامه‌ها استقبال می‌کنند عبارتند از: عدم شناخت کافی، نبود یک جایگاه مشخص در برنامه‌های آموزشی، عدم انگیزش معلمین و کمبود برنامه‌های آموزشی برای آن‌ها، عدم تشویق کافی مدارس بوسیله‌ی بخش‌های دولتی، عدم کفایت منابع مالی برای تضمین برنامه‌ریزی و حمایت‌های بلندمدت.

این‌گونه برنامه‌ها بایستی در بین مدارس گسترش پیدا نموده و مقبولیت بیشتری بین مدارس در حمایت از این برنامه‌ها ایجاد شود تا تمامی دانش‌آموزان علاقه‌مند و بالقوه بتوانند به این برنامه‌ها دسترسی داشته باشند.

 مجموعه‌ای از پیشنهادات به تمامی بخش‌های فعال در این زمینه در مورد چگونگی پیاده‌‌سازی این برنامه‌ها و شیوه‌های آموزشی به تأثیرگذارترین و بهترین نحو، افزایش حضور آن‌ها در سیستم‌های آموزشی و قبول آنها بوسیله‌ی مدارس تدوین شده‌اند. با توجه خاص به بخش‌های دولتی این پیشنهادات عبارتند از:

  •   ایجاد یک راهبرد عمومی برای تحصیلات کارآفرینی در مدارس. در این راهبرد، برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی باید به‌عنوان یکی از مهمترین انتخاب‌ها در برنامه‌ی رسمی آموزشی مورد توجه قرار گیرد.

  • اقدام به همکاری قانونمند و ساختاریافته بین وزارتخانه‌های مختلف، مؤسسات تجاری، سازمان‌های غیر‌دولتی،‌ مؤسسات آموزشی، شوراهای شهرها با موضوع ترویج و تشویق بیشتر فعالیت‌های مربوط به شیوه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی.

  • همکاری مخصوص با سازمان‌هایی که به طور گسترده به توسعه و گسترش این برنامه‌ها می‌پردازند (مانند سازمان‌های غیردولتی) و درگیر نمودن آنها در برنامه‌های ملی برای تحصیلات کارآفرینی.

  •   ترویج و تشویق مدیران و معلمین مدارس برای به‌کارگیری و پذیرش این‌گونه برنامه‌ها.

  •   حصول اطمینان از اینکه موانع قانونی و مدیریتی برپایی و پیاده‌سازی شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی رفع شوند.

 

مدارس به پیاده‌سازی این برنامه‌ها دعوت می‌شوند، زیرا اکثر مهارت‌هایی که بوسیله‌ی مشارکت در یک شرکت دانش‌آموزی کسب می‌شوند مانند مهارت‌های تجاری پایه‌ای و یا مهارت‌های شخصی و نوآوری با برنامه‌ی آموزشی رسمی نیز اشتراک دارند. کار کردن در یک شرکت دانش‌آموزی بسیاری از اهدافی را که برای موضوعات دیگر در نظر گرفته شده‌اند برآورده کرده و ارزشی افزوده برای تمامی موضوعات تحصیلی به حساب می‌آید.

مؤسسات و شرکت‌های تجاری نیز تشویق به مشارکت و درگیری در این برنامه‌ها به عنوان بخشی از راهبرد مسئولیت اجتماعی شرکت [5] می‌شوند. حمایت این شرکت‌ها می‌تواند به صورت مالی و یا غیرمالی (شامل فراهم آوردن مشاورین و مربیان برای شرکت‌های کوچک) باشد. سودی که این مشارکت برای شرکت‌های تجاری دارد شامل فراهم‌آوردن امکان استخدام افراد جوان با انگیزه، با تجربه‌ی مستقیم در ارتباط با شرکت و بسیاری از مهارت‌های مربوط به خلاقیت، کارآفرینی و نوآوری می‌باشد.

تشویق و ترویج هرچه بیشتر این‌گونه برنامه‌ها در صورت سازماندهی روابط و همکاری‌ها بین بخش‌های مختلف مؤسسات دولتی، بخش‌های محلی، سازمان‌های تجاری، سازمان‌های غیردولتی و مدارس میسر خواهد شد.


 

[1] Lisbon Strategy

شورای لیسبون در سال 2000 کارآفرینی را جزء مهارتهای «پایه‌ای نو» به حساب آورده و آن را برای تمامی افرادی که قصد زندگی در یک جامعه دانش محور را دارند امری ضروری دانست.

[2] Mini Companies

[3] Vocational Education

[4] Project-Based

[5] Corporate Social Responsibility



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب