|
|
|
|
دوران امامت امام على النقى عليهالسلام به دليل گسترش فرهنگى در گرايشهاى اعتقادى و بحثهاى علمى كه از برخورد ميان مكتبهاى كلامى و تحولات فرهنگى مختلف ناشى شده بود از ويژگى خاصى برخوردار است. در اين دوران، مكتبهاى عقيدتى گوناگونى چون «معتزله» و «اشاعره» گسترش يافته و پراكندگى آراى فراوانى در سطح فرهنگى جامعه پديد آمده بود. مباحثى كلان چون جبر و تفويض، ممكن يا ناممكن بودن رؤيت خداوند، تجسيم و مباحثى از اين قبيل، افكار عمومى جامعه را دستخوش تاخت و تازهاى فكرى كرده بود... البته آنچه از بررسى زندگى علمى امام هادى عليهالسلام در مناظرههاى علمى به دست مىآيد، برترى مبانى اعتقادى شيعه را در اين برهه از زمان آشكار مىسازد. گذشته از اين مطالب، پيدايش اين همه آرا و نظرات گوناگون، سبب آشفتگى در اوضاع فرهنگى و اجتماعى گرديده و حاصل اين آشفتگى، در پيدايش گروههاى گوناگونى چون: غلات، واقفيه، صوفيه، مجسّمه و... نمود يافت. حاكميت نيز از اين آشفتگى فرهنگى، براى دستيابى به اهداف خود بهره مىجست. عباسيان مىخواستند از اين جريانها به عنوان حربهاى براى تضعيف مبانى فكرى و اعتقادى مسلمانان بهره بردارى كنند. در اين ميان، تيز بينى امام در شناخت خط توطئه و استحاله فرهنگى، نقشههاى دين ستيزانه آنان را آشكار مىساخت. اگر چه مراقبت شديد از ايشان، اندكى آنان را در رسيدن به هدف ننگينشان يارى مىداد و عدم دسترسى به امام، مشكلات جامعه اسلامى را افزونتر مىكرد، ولى امام با نهايت درايت، در خنثى كردن اين توطئههاى فرهنگى مىكوشيد. تلاشهاى گسترده امام در زمينههاى فرهنگى يكى از پر دامنهترين تلاشهاى امام در دوران زندگىشان، فعاليتهاى ايشان در زمينههاى فرهنگى بود كه برخى از مهمترين آنها در قالبهاى ذيل انجام مىپذيرفت؛ 1. مبارزه فرهنگى با گروههاى منحرف عقيدتى همان گونه كه گفته شد، دوران امام هادى عليهالسلام، اوج پيدايش مكتبهاى گوناگون عقيدتى بود كه بستر آن با ايجاد فضاى فكرى از سوى حكومت عباسى فراهم شده بود. گردانندگان و نظريه پردازان اين حركتها را نيز مشتى عناصر فريب خورده، فرصت طلب و سودجو تشكيل مىدادند... از جمله تلاشهاى علمى - فرهنگى امام على النقى عليهالسلام در گستره اعتقادات، نوشتن رساله كلامى است كه آن را به انگيزه پاسخگويى به مشكلات اعتقادى اهالى اهواز نگاشته است. امام در اين رساله، با ايراد بحثهاى مستدل درباره قرآن و عترت و معرفى ثقلين و لزوم تمسك به آن، مبحث جبر و تفويض را كه از پيچيدهترين مسائل كلامى است، با بيانى بسيار روشن و شيوا مطرح و نقد كرده و نظر اماميه را با عنوان «الأمرُ بينَ الأمرينِ» به اثبات رسانيده است... 2.مناظرههاى علمى و اعتقادى امامان معصوم عليهم السلام چشمههاى جوشان معرفت و گنجينههاى دانش الهىاند و چون چراغى پر فروغ و زوال ناپذير، فراسوى علم را با پرتو افشانى خود روشن مىكنند. آنان با بيان شيوا و روشنگر خود، تاريكى نادانى را از بين برده و در هر زمان، اميد نور ستيزان را نوميد مىساختند. همان گونه كه پيشتر نيز بدان اشاره شد، دولت عباسى، همواره به دنبال برپايى جلسههاى مناظره و گفتوگوى علمى بود كه برقرارى اين گونه جلسهها در زمان مأمون عباسى به اوج خود رسيد و اين روند تا دوران امامت امام هادى عليهالسلام نيز ادامه يافت. برپايى اين مجالس هدفدار براى در هم شكستن چهره علمى امامان و زير سؤال بردن دانش و حتى امامت آنان تشكيل مىشد. البته با اين كار، آنان نه تنها به مقصود خويش نمىرسيدند، بلكه موجب رسوايى و فضاحت آنان نيز مىشد؛ چرا كه آن بزرگ پيشوايان دانش و معرفت، از اين فرصت براى روشن كردن اذهان عمومى و نشر فرهنگ اصيل اسلامى بهره بردارى مىكردند. دولت عباسى مىكوشيد تا با زير نظر گرفتن امام و كنترل شديد ملاقاتهاى ايشان با شيعيان، از روشن شدن افكار مردمى جلوگيرى كند و جلوى فيضان اين سرچشمه بزرگ را بگيرد، ولى برپايى نشستهاى علمى در تناقض با اين سياست بر مىآمد و تمام تلاشهاى عباسيان را بيهوده مىساخت. پىگيرى اين سياست متناقض از سوى سردمداران نفاق، حاكى از كوتهفكرى، ناكارآمدى، نارسايى در چاره جويى و بن بستهاى فكرى آنان در برابر اهداف معين خود بود.... 3.رفع شبهههاى دينى افزون بر شبهههاى خرد و كلانى كه از سوى دانشمندان مزدور و فرقههاى مرجع آن دوران در حوزه دين مطرح مىشد، كشمكشهاى بزرگ بر سر مسائل بنيادين و زير بنايى اسلام، هر از چند گاهى رخ مىنمود كه دامنه فتنه انگيزى آن، انديشه قشر گستردهاى از مسلمانان و گاه شيعيان را در بر مىگرفت. |
|
|
|
|
| ابوالفضل هادى منش |
