مصاحبه آقای مهندس ملاکی
س: آقای ملاکی لطفاً خودتان را معرفی کنید و در صورت چگونگی ورودتان را به دنیای کار و تولید توضیح فرمایید؟ من متولد سال 1331 در استان خراسان هستم، سال 1350 در رشتهی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم و در سال 54 فارغ التحصیل شدم. از سال 55 تا 57 با استفاده از طرح سربازی در دانشگاه شیراز تدریس کردم، از مهر 57 حدود یک سال در برق تهران مسئول گروه رلیاژ بودم. بعد از انقلاب با دفتر مرکزی جهادسازندگی همکاری داشتم مسئول جهاد برق تهران بودم. در سال 59 به عنوان مشاور استاندار خراسان و عضو هیأت رئیسهی مرکز خدمات عمرانی و تولیدی مشغول به کار شدم، در سال 60 هم به عنوان مدیرعامل برق منطقهای خراسان منصوب گردیده و تا فروردین 68 خدمت کردم. از نیمه دوم سال 67 تا شهریور 80، تحت عنوان معاون وزیر نیرو و مدیر عامل شرکت توانیر و مدیر عامل سازمان برق ایران مشغول به کار بودم. از مهر 80 به مدت یکسال به عنوان معاون وزیر نفت مشغول به کار بودم و از شهریور 81 تا دی ماه 84 به عنوان معاون وزیر نفت در امور گاز و مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران مشغول به خدمت بودم. در دی ماه 84 به درخواست خود بازنشسته شدم و در حال حاضر کار آزاد انجام میدهم. س: طی مدتی که شما در مراکز مختلف نقش مدیریتی را داشتید به نظر خودتان در کدام مراکز تحولآفرین بودید؟ من فکر میکنم مجموع سالیانی که در برق، گاز و نفت کار کردم، یکی از محورهای اصلی مورد توجه، ضرورت ایجاد تحول و نوآوری و پرداختن به مسائل جدید بوده است. در برق خراسان تحولاتی از جمله، در کیفیت کارها، در روش انجام کارها، در ساختار شرکت ایجاد شد. به عنوان نمونه زمانی که من از سال 60 در استان خراسان شروع به کار کردم، فقط 3 شهر شبکه برق داشت، زمانی که از آنجا بیرون آمدم تقریباً تمام استان خراسان به شبکهی برق وصل بود، از نظر ترکیب نیروی انسانی هم در آن شرکت تحول اساسی ایجاد شد و ترکیب نیروی انسانی شرکت تغییر جدی نمود. در طی مدت خدمت در وزارت نیرو نیز مسائلی از قبیل ظرفیتسازی در کشور به طور جدی مورد پیگیری قرار گرفت، که امروزه میتوان گفت در مجموع بیش از 70% از تجهیزات و لوازماتی که در برق لازم است در کشور تولید میشود، ظرفیتسازی در زمینههای مهندسی، طراحی، ساخت، کارهای پیمانکاری انجام میگیرد. در حال حاضر مجموعهی برق غیر از اینکه به خود میتواند سرویس دهد به بخشهای دیگر هم سرویس میدهد، مجموعهی برق توانسته در امر توسعهی صادرات بپردازد، علاوه بر اینکه داخل کشور را تأمین کرده، نسبتاً بازار خوبی در کشورهای منطقه مانند سوریه برای خود ایجاد کرده است. با توجه به اطلاعاتی که من دارم حدود 300 میلیون دلار سالانه، صادرات تجهیزات برقی به کشورهای همسایه داریم و این از دیدگاه من بسیار مهم است. شرکتهای خصوصی وجود دارند که بدون هیچ گونه حمایتی، از نظر فنی و از نظر رعایت استانداردها در منطقه مدعی هستند و کالاهای آنها خریداری و استفاده میشود. به هر حال نقاطی هستند که صادرات برق در آنها بسترسازی شده است. در بخش برق نیروی انسانی خوبی در دانشگاههای مختلف کشور از نظر کیفیت و کمیت تربیت میشوند. بخش برق فقط دانشجویان رشتهی مهندسی برق را جذب نمیکند بلکه مکانیک و متالورژی را هم جذب میکند و شاید تعداد آنها حتی از مهندسین برق هم بیشتر باشد. در نفت و گاز هم مدتی که من بودم، بیشتر تلاش من این بود که نسبتاً تحولات خوبی ایجاد شود. استنباط من از بخش گاز این است که کشور باید از نظر تأمین گاز پیشرفت کند. در بخش گاز، شرکت گاز استانی تازه تشکیل شده بود، آنها اختیارات لازم و تجربه را نداشتند، امکانات لازم در آنها وجود نداشت، اختیارات آنها هم محدود بود، در حالی که توقع بالایی از کار وجود داشت، به هر حال به طور جدی در این بخش کار شد تا این بخش توانا شود. حجم کاری چند برابر نسبت به گذشته انجام دادیم، به این ترتیب در ستاد شرکت تحولاتی را ایجاد کردیم که باعث شد کیفیت و کمیت را افزایش دهد. ظرفیتی برای ایجاد حدود چهار هزار کیلو خط انتقال فشار قوی و ایستگاههای مربوط ایجاد شده که این ظرفیت در سال 80 و 81 اصلاً در شرکت گاز و مجموعههایی که با آن کار میکردند چه پیمانکاران، چه مشاورهها و چه سازندگان وجود نداشت، با تلاش فراوان توانستیم همه بخشها را تکثیر کنیم. در سال 81 فقط یک کارخانهی تولید لولههای گاز فشار قوی فعال بود. در سال 84 حدود 4 کارخانهی فعال و 2 کارخانهی جدید در حال تأسیس داشتیم. س: شما در راستای پیشرفت کار به چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی در ارتباط بودید؟ برای اینکه پیشرفت صورت گیرد، هم استفاده از تجربهی دیگران لازم است و هم اینکه خود ما به پژوهش و تحقیق که جزء خیلی مهم است بپردازیم. من به بسترسازی تأکید میکنم، در بخش برق توجه جدی به سیستم تحقیقات و پژوهش داشتیم، در همکاری با مراکز علمی ساختاری تعریف شد که در هر شرکت یک واحد مدیریت پژوهش ایجاد شود، مدیر پژوهش را در شرکتها تا حد معاونت در شرکتها رشد دادیم و اعتبارات خوبی از نظر مالی برای توسعه در زمینههای سختافزاری و نرمافزاری برای این بخش پیشبینی شد و واحدها تشویق شدند که به فعالیتهای پژوهشی هر چه بیشتر اهمیت بدهند. در کنار این فعالیتها به برگزاری کنفرانسها پرداختیم، مراکزی را ایجاد کردیم تا بتوانند کمک کنند، هم ارتباط با مراکز علمی کشور توسعه یابد و هم پروژهها یا طرحهای پژوهشی اگر انجام میشود، آثارآن در بازار و فضای کاربردی نمایان شود. از جمله کارهایی که صورت گرفت، تأسیس یک مورد پژوهشگاه نیرو بود، تقریباً عموم دانشگاه ها با آن در تعامل هستند، اساتید دانشگاه ها حتی تشویق شدند که فعالیتهای مطالعاتیشان را در اینجا انجام دهند. دستورالعملی که تصویب شد این بود که اگر دانشگاهها، پروژههایی را در بخش برق، نفت و گاز انجام دهند، از نظر مالی به افرادی که در این پروژهها کار میکنند کمک شود. کمک به ایجاد و توسعه سختافزاری دانشگاهی نظیر ایجاد دانشکدههای جدید در بخش انرژی و یا توسعه دانشکدههای موجود انجام گرفته است. س: نظر شما در مورد ارتباط مؤثر دانشگاه با صنعت چیست؟ از هر دو طرف مشکلاتی وجود دارد. صنعت ما به بازار داخلی متکی است که رقبای جدی برای آن وجود ندارد و نگران بازار نیست، در این صورت خیلی اساسی نیاز به تحقیق و پژوهش ندارد، نوآوری و با جهان حرکت کردن را در خود نمیبیند. از طرف دیگر تعداد قوانینی که ما داریم و محدودیتی که مراکز نظارتی در فعالیتهای بخش صنعت ایجاد میکنند، باعث میشود انگیزهها برای فکر کردن کم شود، به عبارت دیگر جرأت از مجموعههای مدیریتی بخش صنعت برای این نوع فعالیتها گرفته شود، به این ترتیب خیلی نیاز به توسعه و آیندهگری نمیبیند. مشکلی که از طرف دانشگاه وجود دارد، من فکر میکنم یک مقدار از درگیری در مسائل کاربردی ترس دارد. در ایران دانشگاهها کمتر گرایش به کار، کاربردی دارند و بیشتر در بخش تئوری کار میکنند. مشکل دیگر این است که از صنعت فقط توقع پشتیبانی مالی دارند، در صورتی که صنعت انتظار دارد اگر در زمینه مالی همکاری انجام میپذیرد یک مشکلی را از آنها بتواند حل کند. من فکر میکنم اینها مسائلی هستند که وجود دارد. در حال حاضر دفاتری برای صنعت در دانشگاه وجود دارد، ایجاد پارکهایی تحت عنوان پارک توسعهی صنایع، این نوع فعالیت ها در ایجاد ارتباط مؤثرتر کمک میکند. س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایدهای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکتهای دانشجویی" که این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ میرسد و گروههای دانشجویی که در زمینهی کاری علاقمند هستند و احساس میکنند میتوانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت میگیرد، حوزهی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شدهی تجارت میباشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده یا نیرویی که آکادمیک است میباشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیمها دارد و آموزشهای لازم را به آنها میدهد. پروژههای علمی که در نظر دارند را ابلاغ میکنند تا به نتیجهی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دستهی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده میکند و همان طور که موفق بوده میتوان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دستهی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده، شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه میتواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دستهی سوم تیمی که بیننابین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را میتوان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟ با توجه به اطلاعاتی که من دارم، یک چنین مراکزی را الان با فارغ التحصیلان شروع میکنند، اگر این کار را از یکی دو سال زودتر از فارغالتحصیلی شروع کنیم فکر میکنم بهتر باشد. مثلاً دانشجویان سال سوم، نقطهی مثبت آن این است که از طرفی فعالیتی را زودتر شروع میکند و از طرف دیگر فرصت دارند که خود را تنظیم کنند. نقطه ضعفی هم که به نظر من میرسد این است که در حالیکه برای کوتاه مدت به نفع کشور است اما در دراز مدت ممکن است ما را از پرداختن به مسائل پایهای در تحقیقات باز نگهدارد، که این خیلی مسئلهی مهمی است. س: تعریف شخصی شما از کارآفرینی درون سازمانی چیست؟ و این کارآفرین باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟ من فکر میکنم منشاء کارآفرینی هدف داشتن است، زمانی که شما درون سازمان مسئولیتی را بر عهده میگیرید، باید اهدف اصلی و بنیادی را برای آن سازمان و دوره مدیریت خودتان تعریف کنید و به سمت هدفها حرکت کنید. یک مدیر باید توانایی دادن ایده را داشته باشد، اگر این توانایی را نداشته باشد به نظر من نمیتواند سازمان را به پیش ببرد و موفق باشد. س: به عنوان مطلب آخر اگر صحبتی است بیان کنید؟ با توجه به تجربهی خودم میتوانم بگویم، بخشی از نیروی انسانی که به فراموشی سپرده شدند، بخش مدیران کشور هستند، من فکر میکنم باید به آیندگان پیغام دهیم که قدردان زحمات آنها باشند با همکاری یکدیگر تلاش کنیم، اگر عقب ماندگی وجود دارد، جبران کنیم، کشور ما دارای مزیتهایی از جمله نیروی انسانی مطلوب است. باید به مدیران و افرادی که نقش تعیین کننده دارند توجه شود و مورد حمایت قرار گیرند. ضمن آنکه بیشترین سرمایه را صرف پیشرفت مراکز علمی و دانشگاهی بنماییم و باور داشته باشیم که هزینههای دانشگاهها در مقایسه با منابع مالی که در صنعت وجود دارد ناچیز است و جای کمک فراوان به این مراکز علمی از طرف صنعت وجود دارد. |