تدوين سند چشمانداز 20 ساله نظام كه در آن: «ايران 1404 به عنوان كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بينالملل» ترسيم شده، گواه صادقي بر عزم و همت والاي مسوولان نظام در حركت به سوي تعالي و پيشرفت (در بالاترين حد ممكن توام با برنامهريزي و تدبير) است و نمود عيني و عملي آن در برنامههاي توسعه 5 ساله بخوبي هويداست.
از آنجا كه تحقق هر چشماندازي در سايه تدوين استراتژيهاي لازم و عمل بر مبناي استراتژي مقدور است و هر چه چشمانداز وسيعتر وافقهاي پيشرو، رفيعتر باشد، نياز به استراتژيهاي كلانتر و همتهاي عاليتر براي حركت در جهت اهداف چشمانداز بيشتر است، لذا ميبينيم كه شعارهاي هر سال با درايت و بصيرت، به عنوان يك استراتژي در راستاي اهداف چشمانداز ابلاغ شده تا به صورت يك آرمان مشترك، عزم ملي را يكپارچه و برانگيخته سازد.
توضيح اين كه متخصصان مديريت استراتژيك، استراتژي را تشخيص فرصتهاي اصلي و تمركز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن فرصتها تعريف كردهاند.
بيشك يكي از بزرگترين فرصتهاي نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصههاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهرهبرداري و استفاده نشود، ميتواند به يكي از بزرگترين تهديدهاي نظام تبديل گردد. جوانان غيور و پرتلاش ما در عرصههاي مختلف علم و صنعت و كشاورزي، همواره فعال و آماده تلاش و ايثار و نثار بوده و هستند و اين از بزرگترين موهبتها و فرصتهاي نظام جمهوري اسلامي است.
كشف اين فرصت بزرگ ملي و تمركز برآن به منظور بهرهبرداري از نيروي عظيم نهفته در آن، خود نشان از هوشمندي و درايت نظام جمهوري اسلامي و تفكر استراتژيك آن دارد كه در جاي خود ستودني و قابل تحسين است، اما مساله اصلي و مهم چگونگي بهرهبرداري از اين نيروي بيكران و هدايت آن در جهت منافع ملي و شكوفايي و توسعه كشور در عرصههاي مختلف است كه امسال در قالب شعار «همت مضاعف، كار مضاعف» تبلور يافته و به عنوان يك استراتژي اساسي، وظيفه استفاده بهينه و كارآمد از اين فرصت عظيم را به عهده دارد.
در اين شعار كليدي، ابتدا همت مضاعف مدنظر قرار گرفته تا دورنمايي از افقهاي پيشرو را نمايان سازد. افقهاي بلند و سترگي كه نيل به آنها، تنها با بلند همتي و عزم استوار ميسر است و افراد كوتهبين و كمهمت را توان دست يازيدن به آنها نيست، اصولا مقتضاي همت انسان و ارج و قدر هر كسي به قدر همت اوست كه عالي باشد يا داني، بلند همت باشد يا دون همت.
يكي از نشانههاي عزم و اراده و تصميم جدي، پايداري و مقاومت است. بيشتر نوابغ و انديشمندان، بيش از آن كه متكي به قدرت نبوغ خويش باشند، از همت و استقامت و بردباري بهره بردهاند.
رسيدن به موفقيت، مشكلاتي به همراه دارد لذا صبر و شكيبايي و استقامت و بردباري، شيوه مردان بزرگ، كامياب و موفق جهان است.
لذا براي رسيدن به اهداف، ابتدا بايد همتها را مضاعف كرد. بايد عزمها را جزم كرد و به فتح قلههاي كوچك و كمارتفاع، قانع و خشنود نگشت. رهبر معظم انقلاب در بخشي از بياناتشان در روز اول سال 89 در جمع زائران حرم رضوي فرمودند: «بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكي دو دهه ديگر، كشورشان را يك مرجع علمي براي دانشمندان جهان قرار بدهند.»اين يعني بلندهمتي و داشتن عزمجدي براي فتح قلههاي دانش جهان، نه فقط به عنوان عالم و دانشمند بلكه به عنوان «مرجع علمي» يعني دانشمندان از اقصي نقاط جهان براي حل مسائل علميشان در علوم و دانشهاي مختلف به ما مراجعه كنند و اين همان عزت و اعتلايي است كه از ايران اسلامي انتظار ميرود. ايراني كه يك روز، مرجع علمي جهان بود و در پرتو تعاليم هدايتگر اسلام، دانشمندان و عالمان بزرگي را به جهانيان عرضه كرد كه هنوز دنيا از علم و دانش آنها بهره ميگيرد و به پيش ميرود.
كار و تلاش موثر در فرهنگ اسلامي ـ ايراني
«كار» در فرهنگ ما از ديرباز به عنوان «سرمايه جاوداني»معرفي شده و در احاديث و رواياتي كه از ائمه معصومين سلامالله عليهم اجمعين به ما رسيده نيز براي كار و تلاش، ارزش و اجر فراواني مقرر گرديده است تا آنجا كه امام صادق(ع) ميفرمايد: «كسي كه در طلب روزي خانواده خود كار ميكند و به سعي و كوشش تن ميدهد، مانند مجاهدي است كه در ميدان كارزار براي خدا جهاد ميكند»و در جاي ديگر از بيكاري و ترك كار اظهار تاسف كرده، ميفرمايند: «هر كس كار خود را در طلب معاش ترك نمايد، دعاي مستجابي در پيشگاه الهي نخواهد داشت.»
امام رضا(ع) نيز، كار كردن را «عمل انبيا و مرسلين و مردان شايسته و صالح»ميداند و درباره كار مضاعف ميفرمايد: «آن كس كه كار بيشتري ميكند تا درآمدش براي خود و كسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشي بزرگتر از پاداش مجاهد فيسبيلالله دارد».
همچنين امام على(ع) مىفرمايد: مبغوض مىدارم كسى را كه نسبت به كار حيات مادىاش تنبل و بىاعتناست؛ زيرا كسى كه نسبت به زندگى دنيايش چنين است، در مورد آخرتش تنبلتر و بىاعتناتر است. و در روايت ديگر فرمود: «هرچند كار و تلاش همراه با زحمت و رنج است، بيكارى پيوسته منشأ فساد و تباهى است.»
براساس آموزههاى دينى، اگر كسى به انگيزه دستمزد گرفتن و تامين معيشت و رفاه خود و خانواده خود، كار و تلاش كند، يك درجه از تقوا را تحصيل كرده است و براساس اين انگيزه كار ارزش غايى پيدا مىكند، نه ارزش ابزارى؛ زيرا چنين كارى در واقع يك نوع انجام وظيفه دينى است. امام على(ع) در دو روايت زير، همين نوع ارزش را مىشناساند: «هيچ تلاش صبح هنگامى در راه خدا به فضيلت كار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسايش فرزند و خانواده نمىرسد.» «كسى كه از سر دلسوزى بر پدر يا فرزند يا همسر، به دنبال امر دنيايش باشد، چهره او در قيامت همانند ماه شب چهارده است.»
اما چگونه كاري نيكو و موثر است و در نيل به قلههاي رفيع پيشرفت و شكوفايي در عرصههاي مختلف مفيد فايده؟
در آيات و روايات اسلامي براي كار موثر، خصوصياتي ذكر شده كه از آن جمله ميتوان موارد زير را برشمرد:
1 ـ كار با استحكام: پيامبر(ص) ميفرمايد: «چون كسي از شما به كاري دست زد، بايد درست و محكم كار كند.»
2 ـ كار با انگيزه: خداوند در قرآن ميفرمايد: «اي يحيي، كتاب آسماني ما را با نيرو (انگيزه) بگير.»
3 ـ كار با نظم: امام علي(ع) ميفرمايد: «هر روز كار همان روز را انجام بده (كار امروز را به فردا مگذار) زيرا هر روزي كاري براي خود دارد.»
4 ـ كار با تخصص: حضرت يوسف(ع) به عزيز مصر فرمود: «مخازن اين سرزمين را به من بسپار زيرا من در اين كار، نگهبان و دانايم.»
5 ـ كار با تعهد: خداوند در سوره قصص از قول دختران شعيب(ع) ميفرمايد: «انسان نيرومند و امين، بهترين كسي است كه او را به كار ميگماري.»
در ادبيات مديريتي نيز شاخصهايي براي كار موثر، ذكر شده كه مهمترين آنها، كارايي، اثربخشي و بهرهوري است.
كارايي ( EFFICIENCY ) را «انجام درست كار» تعريف كردهاند كه نشاندهنده نسبت تبديل وروديها به خروجيهاست. در واقع، كارايي نشان ميدهد يك فرد يا سازمان، به چه صورت، منابع (زمان، مواد خام، بودجه و...) را در جهت ايجاد خروجي مناسب (محصول يا خدمت) به كار گرفته است، لذا ميتوان گفت هر چه استفاده مناسب از منابع، بيشتر و تلفات (اتلاف وقت، مواد، بودجه، نيروي انساني و...) كمتر باشد، كارايي بيشتر است. بنابراين براي افزايش كارايي، بايد اولا كار (شغل) دقيقا تعريف شود و روندها و فرآيندهاي شغلي مشخص و شفاف باشند و ثانيا افراد (نيروي انساني) تخصص و تعهد لازم راداشته باشند تا بتوانند با استفاده از حداقل منابع، مقاصد سازماني را محقق سازند.
اثربخشي ( EFFECTIVENESS ) را نيز «انجام كار درست» تعريف كردهاند كه نشاندهنده نسبت ارتباط خروجيها با اهداف است. به اين ترتيب، هر چقدر خروجي كار انجام شده در راستاي اهداف سازماني باشد، آن كار اثربخشي بيشتري دارد لذا براي افزايش اثربخشي، بايد اهداف شغلي و سازماني، به طور دقيق و شفاف تعيين و ابلاغ گردند و عملكرد هر فرد در راستاي تحقق اهداف، ارزشيابي شود.
بهرهوري ( PRODUCTIVITY ) نيز حاصل جمع برداري كارايي و اثربخشي است كه نشان ميدهد يك سازمان به چه صورت منابع خود را در راستاي تحقق اهدافش به كار ميگيرد. به اين ترتيب، بهرهوري را ميتوان به صورت «انجام درست كار درست» تعريف كرد.
به بيان ديگر، بهرهوري، نسبت ميان ستاده (كالا يا خدمات توليد شده) به منابع به كار رفته (انساني و غيرانساني) است يعني اگر بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر بازده (ستاده) را برداشت كنيم، كار ما بهرهوري بالايي خواهد داشت. از اين تعريف ساده به خوبي مشخص ميشود كه لزوما كار زياد و فراوان، موجب افزايش بهرهوري نميشود بلكه كاري موثر و بهرهور است كه بازده خوبي نسبت به منابع صرف شده داشته باشد و بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر استفاده را داشته باشيم. چه بسيار كارگران يا كارمنداني كه ساعتها وقت خود را در كارگاهها و ادارات صرف ميكنند ولي بهرهوري كار آنها بسيار اندك و ناچيز است و اين يك هشدار جدي براي مديران و مسوولان است زيرا صرف وقت زياد در محيط كار، بدون برنامه و غنيسازي شغل، نهتنها موجب اتلاف وقت افراد ـ كه گرانبهاترين سرمايه است ـ ميشود، بلكه هزينههاي مادي و معنوي بسياري (آب، برق، تلفن، اضافه كاري و...) را نيز بر سازمان مربوطه تحميل ميسازد. لذا بايد ابتدا مشاغل (كارها) بدرستي تعريف و افراد مناسب براي هر شغل به كار گرفته شوند و آن گاه با تعيين دقيق ميزان منابع لازم براي انجام هر كار (انساني و غيرانساني) شاخصهايي براي سنجش بهرهوري افراد در آن شغل تعيين شده و هر فرد به طور مرتب طبق شاخصهاي مذكور ارزيابي گردد.
گرچه پديده بيكارى يكى از مشكلات جدى جوامع امروزي است، ولي مهمتر از آن بيكارى پنهان است كه در واقع روى ديگر سكه كاهش بهرهورى كار به حساب مىآيد. جامعه ما نيز در كنار پديده بيكارى، از مشكل كاهش بهرهورى نيز رنج ميبرد. اين كاهش بهرهورى عوامل گوناگوني دارد كه بايد در جاى مناسب خود بررسى شود. آنچه در اينجا بايد بدان توجه شود، اين است كه هر كارى را بايد با علم و مهارت لازم پيش برد. امام على(ع) مىفرمايد: «كار با دانش و مهارت همانند گام برداشتن در طريق روشن است.»و «ارزش هر فردى به اندازه حسن و درستكارى اوست.»طبيعى است كه با كاربردى كردن دو عنصر مهارت و درستكارى مىتوان بهرهورى كار را افزايش و در نتيجه بيكارى پنهان جامعه را كاهش داد.
در واقع نتيجه بهرهوري بايد كاهش هزينهها، استفاده بهينه از منابع، كاهش زمان توليد، افزايش كميت و بهبود كيفيت باشد و در اين صورت است كه ميتوان به موثر بودن كار و تحقق اهداف سازماني و ملي اميدوار بود و قلههاي رفيع توسعه و پيشرفت را يكي پس از ديگري فتح كرد.
اميرهوشنگ آذردشتي / جام جم
