« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

بسمه‌تعالی

توسعه‌ی کارآفرینی در برخی دانشگاه‌های معتبر:

” مفاهیم کلیدی، بررسی نمونه‌های موردی، و راهکارهای پیشنهادی“

 

نویسندگان: بیژن ساعدپناه[1] [1] ، مهدی فاتح راد[2] [2]

1) چکیده

مقاله‌ی حاضر به ارائه‌ی نتایج حاصل از پژوهش صورت‌گرفته در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف دریاره‌ی الگوهای توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست[3] [3] ، استنفورد، سنگاپور، و کمبریج می‌پردازد. هدف این مطالعه شناسایی مدل‌هایی است که در این دانشگاه‌ها برای تسهیل کارآفرینی و شکل‌گیری واحدهای نوپا و حمایت آنها به کار برده شده است. دو دانشگاه اول از جمله مثال‌های مطرح دانشگاه کارآفرین به شمار می‌آیند که سابقه‌ای نزدیک به سی سال در این زمینه دارند و سالانه تعداد زیادی شرکت از درون آن‌ها به منصه ی ظهور می رسد که درآمد نسبتاً قابل توجهی از محل تجاری‌سازی تکنولوژی‌های توسعه‌یافته برای دانشگاه کسب می کنند. دو مورد بعدی نیز مواردی هستند که در سال‌های اخیر اقدام به ایجاد نظام‌ها و ساختارهایی به این منظور در سطح دانشگاه نموده‌اند.

در این مقاله، سه رکن کلیدی توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها  مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ (الف) ساختار که عبارت است از مجموعه‌ی نهادهای وابسته به دانشگاه یا مستقل که در مراحل مختلف فعالیت کارآفرینان خانواده‌ی دانشگاه تأثیر گذارند، (ب) مجموعه‌ی خدمات و برنامه‌هایی که با هدف ایجاد انگیزه، راهنمایی و حمایت از کارآفرینان صورت می‌گیرند (ج) چگونه توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه سبب ایجاد یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه می‌شود.

عبارات کلیدی: دانشگاه کارآفرین، توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه، ساختارهای توسعه‌ی کارآفرینی، خدمات و برنامه‌های توسعه‌ی کارآفرینی

2) مقدمه

در سال‌های اخیر توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بازتعریف دانشگاه تحت عنوان دانشگاه کارآفرین با جایگاه و نقشی متفاوت از دانشگاه سنتی یکی از علل عمده‌ی چنین تحولی است. در این بازتعریف، دیگر برونداد دانشگاه  آموزش و پژوهش صرف نیست بلکه دانشگاه باید به فکر ایفای نقش ملموس در افزایش سطح رفاه جامعه باشد. خروجی‌های دانشگاه باید مطابق با نیازمندی‌های اجتماع باشند و منجر به ارائه‌ی ابداعات و نوآوری‌هایی شوند که به بهبود عمومی شرایط زندگی افراد کمک می‌کنند. حرکت به این سمت طبعاً مستلزم فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم و ایجاد تغییراتی متناسب با رسالت جدید در دانشگاه است.

دانشگاه‌هایی که در این زمینه پیشرو بوده‌اند نظیر مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد توانسته‌اند نتایج شگرفی برای دانشگاه و جامعه به ارمغان بیاورند. تنها در ماساچوست بیش از ۱۰۰۰ شرکت توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست بر پا شده است، عدد شرکت‌های فارغ‌التحصیلان مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست در سرتاسر جهان به ۴۵۰۰ می‌رسد. دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست به طور متوسط روزانه دو اختراع را به ثمر می‌رسانند. دفتر ثبت تکنولوژی هفته‌ای 4 حق‌اختراع را ثبت می‌کند، سالیانه صدها حق‌امتیاز را به صنعت واگذار می‌کند، و در راه‌اندازی 15 تا 20 شرکت جدید مشارکت می‌جوید. بنا به آمار موجود از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۱ در مجموع بیش از ۲۰۰ شرکت توسط دفتر ثبت تکنولوژی دانشگاه راه‌اندازی شده است که هزاران نفر را در استخدام خود دارند و ارزش بازار آنها در سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است. دانشگاه استنفورد نیز با قرار گرفتن در نزدیکی سیلیکون ولی توانسته است زمینه‌ساز ایجاد بسیاری از شرکت‌های موفق تکنولوژی‌محور شود. شرکت‌هایی که از معروف‌ترین آنها می‌توان به Hewlett-Packard ، Sun Microsystems ، Cisco Systems و Silicon Graphics و Google اشاره نمود. فروش سهام دانشگاه در شرکت Google به تنهایی درآمدی قریب 300 میلیون دلار را از آن دانشگاه کرد.

3) برخی مفاهیم کلیدی

طبق تعریف[4] [4] ، دانشگاه فضایی است که در آن تحصیلات عالی صورت می‌گیرد و پرسنل اداری، استادان، و دانشجویان، به فعالیت‌های خاص خود مشغول‌اند. ولی آیا همه‌ی دانشگاه‌ها در فرآیند تغییر مستمر وضع موجود زندگی به سوی وضعیت مطلوب دخیل‌اند؟ آیا همگی آنها در جستجوی فردایی بهتر، از منابع موجود، استفاده‌ی بهینه می‌کنند؟ آیا تمام آنها در بهبود جامع، هماهنگ، و پایدار شاخص‌های حیات بشر در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و دفاعی، و با توجه به نیاز نسل‌های حال و آینده گام برمی‌دارند؟

از زمان تأسیس دانشگاه‌های سنتی که در آنها آموزش، بیشترین اهمیت را به خود اختصاص می‌داد، دیرزمانی است که می‌گذرد. گرایش به پیشبرد علم، این دانشگاه‌های سنتی را به دانشگاه‌های نسل اول بدل ساخت که در آنها تحقیقات بنیادین، مقام نخست را حائز کرده بود. با گذشت زمان و نیاز صنعت به پژوهش‌های خاصی که در راستای برآورده ساختن اهداف توسعه‌ی صنعتی بود، دانشگاه‌های نسل دوم پدید آمدند؛ در این دانشگاه‌ها پژوهش‌های کاربردی جایگاه برتر را اشغال می‌کرد. دانشگاه‌های زیادی بدین شکل پدید آمدند؛ یعنی صاحبان صنایع در راستای اهداف اقتصادی و در قالب واحدهای تحقیق و توسعه، اقدام به تأسیس مؤسسه‌های علمی و تحقیقاتی کردند؛ پس از چندی این مؤسسه‌ها علاوه بر انجام پژوهش‌های سفارشی از سوی صاحبان صنایع، دوره‌های آموزشی نیز برای کارکنان همین صنایع برگزار نمودند؛ و اندک‌اندک گستره‌ی فعالیت آنها به صورت یک دانشگاه تمام عیار درآمد. ولی با توجه به سرعت سرسام‌آور علم، به ویژه در عرصه فناوری‌های پیشرفته، ارتباطات پیچیده‌ی صنعت، دولت، و دانشگاه؛ و لزوم پدیده‌ی نوآوری فناورانه به عنوان مهمترین شاخص بهره‌وری، آیا هنگام آن نرسیده که تعریف جدیدی از دانشگاه ارائه شود؟ آیا وقت آن نیست که دانشگاه، وظیفه‌ی متعالی‌تری بر عهده گیرد؟

شایان ذکر است دانشگاه در طول تاریخ با توجه به انتظار محیط و فرهیختگی و هوشمندی ذاتی خود دچار تحولاتی شده است که در تصویر ذیل به شکلی موجز آن را می‌بینیم.

این تحولات در یک کلام، دانشگاه ایزوله و با فاصله با جامعه و صنعت را به سازمانی کاملاً در ارتباط هوشمندانه و سازمان‌یافته با صنعت و جامعه به ویژه در جهت شناسایی و رفع نیازهای واقعی آنها تبدیل کرده است.

سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در چشم‌انداز جهانی آموزش عالی برای قرن 21ام، دانشگاه‌های نوین را اینگونه توصیف کرده:

"جایگاهی که در آن، مهارت‌های کارآفرینی در آموزش عالی به منظور تسهیل قابلیت‌های فارغ‌التحصیلان و جهت تبدیل شدن به ایجاد کنندگان کار، توسعه می‌یابد."

با توجه به تعریف بالا، دانشگاه دیگر صرفاً مکانی برای یادگیری یک سری آموزه‌های صرف نیست؛ همچنین دیگر مکانی نیست که فقط پروژه‌های تحقیقاتی را در راستای اهداف اقتصادی صنایع انجام دهد؛ بلکه علاوه بر آنکه تمام اهداف فوق را همچنان پیش می‌برد، وظیفه‌ای بس خطیر را بر دوش می‌گیرد، یعنی تربیت افراد و بنگاه‌هایی که ایجادکننده‌ی کار می‌باشند. فارغ‌التحصیل دانشگاه کارآفرین دیگر صرفاً یک فرد با مجموعه‌ای از دانستنی‌های علمی و کاربردی نیست؛ فارغ‌التحصیل دانشگاه کارآفرین فردی نیست که پس از پایان تحصیلات در یک بنگاه تولیدی یا خدماتی جذب شده و به انجام وظیفه بپردازد. وی را باید فردی (حقیقی یا حقوقی) دانست که در محیط کارش نوآوری می‌کند؛ در هر مقام و جایگاهی که باشد، افق‌های نوین را می‌بینند؛ گام به درون عرصه‌هایی می‌گذارد که یا دیگران ندیده‌اند و یا اگر هم دیده باشند جرأت ورود بدان‌ها را نداشته‌اند. دانشگاه کارآفرین، فارغ‌التحصیلانی را به جامعه ارائه می‌دهد که دانش را در کنار پژوهش‌های کاربردی به خدمت گرفته و با نوآوری، کار می‌آفرینند.

از مطالب فوق در می‌یابیم که دانشگاه کارآفرین جدا از افراد، شرکت‌ها را نیز مورد پذیرش و حمایت قرار می‌دهد و سپس فارغ‌التحصیل می‌کند که این همان واقعیت جاری در مرکز رشد[5] [5] است. در این حالت بر اساس انواع اتحادهای استراتژیک از جمله سهامدار شدن دانشگاه در این‌گونه شرکت‌ها، دانشگاه از موفقیت‌های شرکت‌های فارغ‌التحصیل خود بهره‌مند می‌شود.

4) ساختار توسعه‌ی کارآفرینی

دانشگاه‌ها را از منظر ساختار می‌توان به دو دسته تقسیم نمود، (1) ساختارهای خودجوش که نظیر آن را می‌توان در دانشگاه‌هایی همچون مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد ملاحظه کرد که قدمتی طولانی در زمینه‌ی کارآفرینی تکنولوژی-محور دارند. در این دانشگاه‌ها نهادهای کارآفرینی نه بر مبنای یک ساختار سازمانی طراحی شده و به صورت یک‌جا که به مرور زمان شکل گرفته‌اند. هر یک از نهادها نقش خود را پیدا کرده‌اند و مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را انجام می‌دهند که ممکن است بعضاٌ با فعالیت‌های نهادهای دیگر نیز هم‌پوشانی داشته باشد. (2) دسته‌ی دوم که می‌توان دانشگاه ملی سنگاپور و تا حدود زیادی کمبریج را از این دسته دانست دارای یک ساختار طراحی شده‌اند یعنی دانشگاه با توجه به اهمیت این مسأله تصمیم گرفته است تا منابعی را صرف توسعه‌ی ساختارهایی نماید که تسهیل‌کننده‌ی کارآفرینی در دانشگاه باشند. بر این اساس نهادهایی طراحی و راه‌اندازی شده‌اند که بر اساس یک نمودار سازمانی و روابط تعریف‌شده به فعالیت و همکاری با یکدیگر می‌پردازند، نقشی از پیش تعیین‌شده دارند و سعی شده است که فعالیت‌ها کمترین میزان هم‌پوشانی و تکرار را داشته باشند.

مؤلفه‌های ساختار توسعه‌ی کارآفرینی را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود: (1) نهادهایی که از سوی دانشگاه و با مأموریت و چشم‌انداز مشخص راه‌اندازی شده‌اند و هر چند از بودجه و منابع خارج دانشگاه نیز استفاده می‌کنند دارای بودجه مشخص از طرف دانشگاه هستند. (2) نهادهایی که از سوی بخش خصوصی و سازمان‌های غیردولتی به صورت کار مشترک دانشگاه و آن سازمان ایجاد می‌شوند و هدف آنها پیگیری اهداف بنیانگذاران آنهاست که در عین حال در راستای اهداف کلان دانشگاه نیز قرار دارند. (3) آخرین مورد شبکه‌هایی هستند که حول محور موضوعات مختلف شکل گرفته‌اند و بستر بسیار مناسبی برای گردش اطلاعات، همکاری افراد و گروه‌های مختلف، و جذب منابع به شمار می‌آیند.

هر سه مؤلفه هم در ساختارهای خودجوش و هم در ساختارهای طراحی‌شده دیده می‌شوند ولی مؤلفه‌های دوم و سوم بویژه شبکه‌ها در ساختارهای خودجوش نمود و اثرگذاری بیشتری دارند.

سازمان‌های    غیردانشگاهی

 

سازمان‌های دانشگاهی

 

شبکه‌ها

 


4-1) سازمان‌های دانشگاهی

دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست

نهادهای مرتبط با کارآفرینی این دانشگاه را مرکز کارآفرینی دانشگاه، دفتر ثبت تکنولوژی، فروم کسب و کار، و مرکز مشاوره تشکیل می‌دهند. هر یک از این مراکز به عنوان زیر مجموعه‌ای از یک دانشکده یا مرکزی مستقل ایحاد شده‌اند ولی محدوده‌ی مخاطبان آن‌ها را کل دانشگاه تشکیل می‌دهد. مرکز کارآفرینی سه فعالیت اصلی خود را انجام پژوهش در کارآفرینی و ارائه‌ی آموزش‌های کارآفرینی، برقراری زمینه‌ی اتحاد و همکاری با صنعت، و ایجاد شبکه‌های اجتماعی قرار داده است. دفتر ثبت تکنولوژی به سامان‌دهی فرآیند ثبت مالکیت معنوی و تجاری‌سازی تکنولوژی می‌پردازد، این دفتر هم در زمینه مشاوره و ثبت حق اختراع، و هم در زمینه فروش تکنولوژی به شرکت‌ها فعالیت می‌کند. فروم کسب و کار که قدمتی نزدیک به 4 دهه دارد به ارائه‌ی خدمات آموزش، مشاوره، حمایت با رویکردی کاربردی می‌پردازد. برگزاری سمینار، کارگاه، ارائه‌ی نمونه‌های موردی، و شبکه‌سازی از جمله فعالیت‌های این مرکز است. مرکز مشاوره‌ی دانشگاه نیز از طریق شبکه‌ای از خبرگان داوطلب به مشاوره و هدایت بنگاه‌های کارآفرین می‌پردازد.

دانشگاه استنفورد

ساختار نهادهای کارآفرینی استنفورد الگویی غیر متمرکز دارد، به این معنا که محور برنامه‌ها دانشکده‌ها هستند و هر یک از دانشکده‌های مهندسی، حقوق، علوم پزشکی و ... برنامه‌های کارآفرینی خاص خود را در زمینه‌ی آموزش، مشاوره و حمایت دارند که در همان دانشکده به اجرا درمی‌آید. مثلاً STVP [6] [6] مرکز کارآفرینی دانشکده‌ی مهندسی است که فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی، و ترویجی کارآفرینی با تمرکز بر دانشجویان رشته‌های مهندسی انجام می‌دهد. علاوه بر مراکز دانشکده‌ای دسته‌ای دیگر مراکز دارای مخاطب عام هستند، به عنوان مثال مرکز مطالعات کارآفرینانه یا CES که به پژوهش، طراحی دوره‌های آموزشی، و ایجاد شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد. دفتر ثبت تکنولوژی نیز با وظایفی مشابه آن‌چه در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست عنوان شد به فعالیت می‌پردازد. با توجه به گستردگی و عدم یکپارچگی در برنامه‌ها، هماهنگی، همکاری و هم‌افزایی میان برنامه‌های متعدد و متنوع در دانشکده‌ها و مراکز مختلف دانشگاه از طریق مرکزی تحت عنوان شبکه‌ی کارآفرینی استنفورد ( SEN ) ایجاد می‌شود که عمدتاً به تبادل اطلاعات و انجام اقدامات مشترک دارای ذینفعان متعدد می‌پردازد.

دانشگاه ملی سنگاپور

دانشگاه ملی سنگاپور[7] [7] برای تحقق اهداف کارآفرینی خود، در سال 2001 دست به تأسیس مرکزی با عنوان NUS Enterprise زد تا در آن کارآفرینان دانشگاهی را از قید و بند قوانین مرسوم راه‌اندازی یک کسب و کار، آزاد و معاف سازد. این مرکز خود از 7 واحد کلیدی تشکیل شده است. این واحدها عبارتند از: مرکز کارآفرینی NUS ، دفتر ارتباطات صنعتی و فن‌آوری NUS ، کالج‌های فرامرزی NUS ، مرکز پشتیبانی کسب و کار NUS ، واحد گسترش NUS ، واحد مشاوره NUS و واحد انتشارات NUS . هر یک از این واحدها عملکرد خاص خودشان را در جهت تسهیل ایجاد شرکت‌های جدید و ترویج فرهنگ عمومی کارآفرینی در NUS دارا می‌باشند. از سوی دیگر این مراکز در کنار هم تشکیل حجم انبوهی از منابع، خدمات، تخصص و تسهیلات را برای کارآفرینان بلندپرواز NUS می‌دهند.

دانشگاه کمبریج

زیر ساخت اصلی توسعه‌ی کارآفریین در دانشگاه کمبریج را جوینت‌ونچری تشکیل می‌دهد که در سال 1999 با همکاری دو دانشگاه با کلاس جهانی یعنی کمبریج و مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست ایجاد شده است. این مؤسسه که اختصاراً CMI [8] [8] هم خوانده می‌شود، قصد دارد تا با تقویت تبادل دانش بین صنعت و دانشگاه تأثیر عمیقی بر رقابت‌پذیری اقتصاد انگلستان گذارد. در سال 1999 همچنین مرکز کارآفرینی دانشگاه کمبریج با رسالت آموزش، توسعه و حمایت ایجادکنندگان کسب و کارهای دانش‌محور تأسیس گردید. این مرکز بعدها و در سال 2003 به منظور بهبود کارکرد آن به دو مرکز کمبریج انترپرایز و یادگیری کارآفرینی شکسته شد. کمبریج انترپرایز، مؤسسه‌ای است که امور مربوط به کمک به راه‌اندازی کسب و کارهای جدید را بر عهده گرفته است که کمک‌های مالی، خدمات مرکز رشد، مشاوره و ثبت و تجاری‌سازی تکنولوژی را انجام می‌دهد. مرکز یادگیری کارآفرینی نیز از طریق ایجاد روحیه کارآفرینانه و همچین یاددادن مهارت‌های لازم برای کارآفرینی، اعتاد به نفس و انگیزه اولیه را در دانشجویان در جهت راه‌انداختن کسب‌وکاری مستقل ایجاد می‌کند. معرفی مستقیم الگوهای مناسب و یاددادن مهارتهای کارآفرینانه فرآیند اصلی حمایت از تشکیل شرکت‌های دانشجویی توسط این مرکز است.

4-2) سازمان‌های غیر دانشگاهی

همان‌طور که پیشتر اشاره گردید برخی نهادهای مرتبط با توسعه‌ی کارآفرینی توسط افرادی خارج از دانشگاه و از طریق منابعی غیر از بودجه‌ی دانشگاه ایجاد شده‌اند. مؤسسه‌های دشپند و مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست-لملسون[9] [9] در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و C2C [10] [10] در دانشگاه استنفورد از جمله‌ی این نهادها هستند. وجه مشترک این سه نهاد مشارکت فعال آنها در قسمت تبدیل ایده به محصول است که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای کمتر تمایلی به سرمایه‌گذاری در آن دارند.

این سازمان‌ها در نقشی فراتر از یک سرمایه‌گذار صرف عمل می‌کنند. آنها به عنوان یک شریک قابل اعتماد، مهارت و تخصص لازم را در فرآیند شکل‌گیری شرکت و رسیدن ایده به محصول برای فراهم می‌آورند. کمک در ایجاد تیم مدیریتی، تهیه‌ی طرح تجاری، کسب سرمایه‌ی اولیه، استفاده از مشاوره‌های فنی، بازاریابی، حقوقی، تجارب کارآفرینان و تبدیل ایده‌ها، محصولات و نمونه‌های اولیه به کسب و کارهای موفق، از جمله‌ی این موارد است.

 

4-3) شبکه‌ها

یکی از مهمترین پایه‌های توسعه‌ی فرهنگ کارآفرینی شبکه‌های متعددی است که زمینه‌ی دسترسی کارآفرینان به منابع مالی، تحقیقاتی، مشاوره‌ای، دانش و تجربه را فراهم می‌آورند. کار‌آفرینان و صاحبان ایده به ‌نحوی از انحاء با سرمایه‌گذاران، انجل‌ها و سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر ارتباط داده می‌شوند تا ایده‌ها و کسب‌ و کار‌های کوچک تبدیل به شرکت‌ها و مؤسساتی قدرتمند شوند. شبکه‌ها حول محورهای مختلفی شکل می‌گیرند، هرچند مهمترین آنها موضوع سرمایه است، ولیکن شبکه‌هایی با محوریت کارآفرینان با تجربه، و مباحث تخصصی نیز شکل می‌گیرند که می‌توانند فواید بسیاری داشته باشند. در این قسمت به نمونه‌هایی موفق از این شبکه‌ها در هر یک از محورها اشاره می‌شود. البته لازم به ذکر است که شبکه‌‌ها به واسطه‌ی شکل‌گیری آنها توسط گروهی از افراد علاقمند و خاصیت غیر انتفاعی و داوطلبانه بودن به راحتی شکل می‌گیرند و تعداد آنها زیاد است.

شبکه‌های با محوریت سرمایه: این شبکه‌ها برنامه‌های آموزشی در زمینه‌ی فرآیند سرمایه‌گذاری را برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان تدوین و ارائه می‌نمایند، سرمایه‌گذاران را با دیگر شبکه‌های سرمایه‌گذاری آشنا می‌کند، اطلاعات کار‌آفرینان را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهند و زمینه‌ی برقراری ارتباط این دو را را در مراسم‌های رسمی و غیر رسمی فراهم می‌آورند. به عنوان نمونه می‌توان  TCN[11][11] را در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست نام برد.

شبکه‌های با محوریت کارآفرینان: هدف چنین شبکه‌ای ایجاد و راه‌اندازی یک شبکه‌ی ارتباطی انسانی بین دانشجویان و فارغ‌التحصیلان نیز درگیر کردن هیأت علمی، کارکنان و سایرین در فرآیند راه‌اندازی کسب و کارهای جدید است. این شبکه از یک طرف دسترسی به شبکه‌ای از‌ کار‌آفرینان مجرب را فراهم می‌کند که متعهد به خدمت‌رسانی، مربی‌‌گری و مشاوره به اعضاء هستند. از طرف دیگر فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری در ایده‌های نوی کار‌آفرینان و مربی‌گری و مشاوره‌ی آن‌ها ایجاد می‌کند. انگیزه‌ی پیوستن و حضور فعال در چنین شبکه‌ای از سوی کارآفرینان ادای دین نسبت به دانشگاه و جبران خدمات آن است.  انجمن کارآفرینی[12] [12] دانشگاه استنفورد یکی از نمونه‌های چنین شبکه‌ای است.

شبکه‌های با محوریت مباحث تخصصی: گروه سوم شبکه‌ها با هدف جلب علاقمندان یک زمینه‌ی خاص فنی، تکنولوژی، مدیریتی و نظیر آن تشکیل می‌شوند. این شبکه‌ها بستر خوبی برای کسب دانش هستند، تعامل دانش‌آموختگان، دانش‌جویان، خبرگان و حرفه‌ای‌ها می‌تواند موجب شکل‌گیری و پرورش ایده‌های خلاقانه و کار‌آفرینانه شود. از تک لینک[13] [13] در دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، و انجمن زنان در مدیریت دانشگاه استنفورد می‌توان به عنوان دو نمونه‌ی شبکه‌های دسته‌ی سوم نام برد.

 

5) خدمات و برنامه‌های کارآفرینی

5-1) انگیزه‌بخشی

یکی از اقدامات اصلی دانشگاه‌ها در زمینه‌ی کارآفرینی به ترغیب و انگیزش دانشجویان در مرحله‌ی اول و خانواده‌ی دانشگاه در مرحله‌ی بعد اختصاص دارد. برای این منظور از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. طیف این اقدامات نسبتاً گسترده است و در قالب‌های متنوع و خلاقانه در هر دانشگاه برگزار می‌شوند. احتمالاً مهمترین فعالیت از این دست مسابقه‌های BP است که تقریباً در همه‌ی دانشگاه‌های مورد بررسی برگزار می‌شود. بجز مسابقه، برگزاری سخنرانی‌های منظم با دعوت از کارآفرینان برجسته، سمینارها، و گروه‌های بحث، انتشار مجلات و خبرنامه‌ها به شکل کاغذی و الکترونیکی نیز از جمله‌ی این اقدامات ترویجی به شمار می‌آیند.  

مسابقه‌های طرح تجاری [14] [14]

یکی از اقدامات مشترک در دانشگاه‌های مورد بررسی برگزاری مسابقه‌های سالانه‌ی طرح تجاری و کارآفرینی است. این مسابقه‌ها که معمولاً دارای جوایز ارزنده و چشمگیری هستند با عناوین موضوعات مختلفی برگزار می‌شوند. برخی از آنها به منظور تشویق ایده‌های برتر در زمینه‌های تجاری-اقتصادی و برخی نیز در زمینه‌های اجتماعی برگزار می‌شوند. راه اندازی فعالیت‌های اقتصادی و همچنین جذب کارآفرینان مشتاق، سرمایه‌گذاران، مدیران ارشد و با سابقه در زمینه کسب و کارهای مخاطره‌آمیز و کارآفرینی در آمده است.

این رقابت شبکه‌ای از امکانات جهت سازمان‌دهی تیم‌ها، همکاری، نظارت و مشاوره، آموزش کارآفرینی و سرمایه را برای شرکت کنندگان فراهم می‌کند. تیم‌های دانشجویی تجربه و کمک‌های مشاوره‌ای مورد نیاز را از طریق مربی‌گری، کارگاه‌ها و بازخورد از جانب کارآفرینان برتر، سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و افراد آکادمیک بدست می‌آورند. مسابقات کارآفرینی در دانشگاه‌های مورد بررسی عبارتند از: BASES E-Challenge ، Social E-Challenge ، مسابقه‌ی $100K دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، مسابقه‌ی Start-Up@Singapore .

سخنرانی‌های کارآفرینان

این برنامه‌ها شامل یکسری کارگاه‌ها و سخنرانی‌های هفتگی می‌باشد که در آنها از  کارآفرینان موفق و مشهور دعوت به عمل می‌آید. این کار به جوانان اعتماد به نفس لازم برای شروع کسب‌وکار خود را می‌دهد و آن‌ها را تشویق و علاقه‌مند به حرکت‌های کارآفرینانه می‌نماید. مخصوصاً برای کسانی طراحی شده است که: می‌خواهند یاد بگیرند چگونه می‌توان ایده را به کسب‌وکار تبدیل کرد، می‌خواهند بفهمند آیا کارآفرینی برای آنها مناسب است یا خیر، می‌خواهند واژه‌های کسب‌وکار و نحوه تفکر تجاری را یاد بگیرند، می‌خواهند برخی مهارت‌های عملی کارآفرینی را یاد بگیرند و یا می خواهند بدانند چگونه در مراحل اولیه می‌توان از حقوق معنوی طرح خود حفاظت نمود. در این برنامه هر بار پس از سخنرانی امکان شبکه‌سازی پدید می‌آید زیرا امکان دیدن کارآفرینان و کسانی که به این موضوع علاقه‌مندند فراهم است.

 

5-2) آموزش

در زمینه‌ی آموزش‌های کارآفرینی به نظر می‌رسد جهت‌گیری کلی آموزش‌ها به سمت استفاده‌ی هر چه بیشتر از روش‌های یادگیری در عمل و کسب تجربه است و اگرچه روش‌های سنتی مبتنی بر کلاس درس جایگاه خاص خود را دارند، کارآموزی‌ها و برنامه‌های آموزشی ابتکاری یادگیری عملی نقش پررنگی پیدا کرده‌اند. نمونه‌هایی از برنامه‌های آموزشی نوآورانه‌ی دانشگاه‌های مورد بررسی در این قسمت ذکر می‌شود.  

دوره‌ی E-Lab

یکی از پرطرفدارترین دوره‌های آموزش که در دانشکده‌ی مدیریت اسلون مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست ارائه می‌شود E-Lab [15] [15] نام دارد. دوره‌ای که در طول یک ترم ارائه می‌شود. دانشجویان در طول این دوره هفته‌ای یک روز در یک شرکت در حال راه‌اندازی مشغول به‌کار می‌شوند. تیمی میان‌‌رشته‌ای از دانشجویان MBA  و مهندسی برای حل مشکلات واقعی موجود کار می‌کنند. دانشجویان در این طرح وظایف مختلفی را برعهده می‌گیرند، وظایفی همچون انجام تحقیقات بازار یک شرکت در مرحله‌ی عرضه‌ی سهام به بازار بورس، تهیه برنامه‌ی بازاریابی یا تهیه پروفایل مشتریان شرکت.

تیم‌های دانشجویی رشته‌های علوم محض، و مهندسی و مدیریت یک روز در هفته را به صورت فعال در تعامل نزدیک با مدیریت ارشد شرکت قرار دارند و در نتیجه‌ی این مشارکت تجربیات ارزنده‌ای در مورد راه‌اندازی یک شرکت نوپا به‌دست می‌آورند. شرکت‌ها نیز دستیارانی را به‌خدمت می‌گیرند تا جنبه‌های ضروری کسب و کارشان را که در مراحل آغازین است تجزیه و تحلیل می‌کنند.

دوره‌ی MFP [16] [16] : یک برنامه‌ی کاری/ مطالعاتی 9 ماهه در دانشگاه استنفورد است که توسط STVP اجرا می‌شود. این برنامه به منظور ایجاد و توسعه‌ی یک درک تئوریک و عملی از تکنیک‌های رشد و توسعه‌ی شرکت‌های تکنولوژی‌محور نوظهور طراحی شده است. این برنامه سلسله‌ای از دروس مرتبط با موضوع مدیریت شرکت‌های تکنولوژیک را با کارآموزی (همراه با حقوق) تابستانه در یک شرکت نوپا، پشتیبانی و راهنمایی مداوم، و فعالیت‌های شبکه‌ای ترکیب می‌کند. MFP یک دوره‌ی بسیار کامل و فراگیر آموزش کارآفرینی به شمار می‌آید که از آوریل تا دسامبر هر سال (شامل فصل‌های بهار، تابستان و پاییز) برگزار می‌شود. نام‌نویسی در این دوره منحصر به 12 دانشجوی برجسته‌ی مهندسی و علوم محض در دوره‌ی کارشناسی است.

Enterprising Students :  در این برنامه‌ی دانشگاه کمبریج برای دانشجویان این امکان وجود دارد که یک تابستان را همراه یک تیم کارآفرین بگذرانند. این برنامه یک برنامه یادگیری عملی می‌باشد. همچنین همراه این برنامه طی یک هفته فشرده دانشجویان با حضور در کمبریج با مهارت‌ها و دانش ایجاد کسب‌وکار آشنا می‌شوند. امکان شبکه‌سازی و دسترسی به منابع کمبریج نیز در این یک هفته وجود دارد.

کارآموزی فرامرزی: برنامه‌های کارآموزی یک‌ساله برای دانشجویان کارشناسی NUS در سیلیکون‌ولی[17] [17] یا بیوولی[18] [18] برگزار می‌شود. دانشجویان در کسب و کارهای نوپای های‌تک[19] [19] کارآموزی می‌کنند. در همان زمان، در دوره‌های کارآفرینی در دانشگاه استنفورد و یا دانشگاه پنسیلوانیا حضور می‌یابند.

5-3) مشاوره

مشاوره‌ها در قالب‌های مختلفی به کارآفرینان دانشگاهی عرضه می‌شوند. استفاده از جلسات نقد و بررسی، کلینیک‌های مشاوره، و مربی‌گری از جمله‌ی این روش‌ها هستند. تأمین مشاوران مورد نیاز نیز به طریقه‌های مختلفی صورت می‌گیرد نظیر، استفاده از شرکت‌های مشاوره‌ی حرفه‌ای، استفاده از افراد خبره‌ی علاقمند به همکاری با دانشگاه، و نیز کارآفرینان با تجربه. مهم‌ترین نوع مشاوره‌ای که در دانشگاه‌ها به کارآفرینان عرضه می‌شود  مربی‌گری است. این امکان یا در قالب برنامه‌های حمایتی دیگر مانند سرمایه‌گذاری و یا به طور مستقل فراهم می‌آید.

مربی‌گری [20] [20] : این برنامه جهت جایگزینی تجربه اندوخته‌شده در فرد ایجاد شده است یعنی چون تجربه از یک فرد به فرد دیگر قابل انتقال نیست، یک فرد متخصص و مجرب مسیر حرکت کسب‌وکارها را مدنظر قرار داده و در صورت لزوم حرکت آن‌ها را اصلاح می‌کند. یک کارآفرین ممکن است در ابتدای راه مهارت‌های لازم را نداشته باشد، یا درباره تصمیم خود مردد باشد که در اینصورت یک مربی می‌تواند برای او بسیار مفید باشد. مربی به‌خصوص در فاز راه‌اندازی بسیار گره‌گشاست.

کلینیک راه‌اندازی: حضور در کلینیک‌های راه‌اندازی به دارندگان ایده و طرح تجاری در ارزیابی میزان آمادگی آنها برای جذب سرمایه‌گذار کمک می‌کند، در این کلینیک‌ها کارآفرینان درمی‌یابند که سرمایه‌گذاران دقیقاً به دنبال چه چیزی می‌گردند، چگونه تصمیم می‌گیرند و از ارائه‌هایی که به عنوان نمونه انجام می‌شوند می‌آموزند چگونه طرح و ارائه‌‌ی خود را به نحو مناسبی انجام دهند. در یک کلینیک راه‌اندازی، کارآفرینان از پیش انتخاب شده طرح تجاری خود را ارائه می‌دهند و نظرات پانلی متشکل از خبرگان و نیز مخاطبان برنامه را دریافت می‌کنند.

5-4) تأمین منابع مالی

شاید مهمترین مسأله‌ی پیش روی کارآفرینان تأمین منابع مالی در مراحل مختلف راه‌اندازی باشد. در دانشگاه‌های مورد بررسی سه منبع حمایت مالی مشاهده شد: (1) اصلی‌ترین روش تأمین مالی کسب و کارها از طریق سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر است. کاری که دانشگاه در این زمینه انجام می‌دهد فراهم آوردن ارتباطات هرچه بیشتر کارآفرینان و سرمایه‌گذاران بالقوه از طریق ایجاد شبکه‌ها و برگزاری مراسم‌های مختلف است. دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، و استنفورد در فراهم کردن چنین بستری بسیار موفق عمل کرده‌اند. (2) در برخی موارد خود دانشگاه نسبت به سرمایه‌گذاری در کسب و کارها اقدام می‌نماید که این کار نیز خود به دو روش انجام می‌شود از طریق دفاتر ثبت تکنولوژی در دانشگاه یا از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر متعلق به دانشگاه (3) از طریق برنامه‌های خاص نهادهای غیردانشگاهی مستقر در دانشگاه که عمدتاً در تأمین سرمایه‌ی هسته[21] [21] و در مرحله‌ی تبدیل ایده به فرصت صورت می‌گیرد و علاوه بر تأمین سرمایه خدمات دیگری نیز به کارآفرینان ارائه می‌دهند.

دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد:

این دو دانشگاه الگور تقریباً مشابهی دارند. در مرحله‌ی تبدیل ایده‌ها به طرح‌های منسجم و قابل دفاع در برابر سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، بیشتر نهادهای غیردانشگاهی که در بخش ساختار در مورد نقش آنها توضیح داده شد فعال هستند (مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست-لملسون و دشپند در مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و C2C در استنفورد) و به سرمایه‌گذاری در مرحله‌ی ایده و تأمین سرمایه‌ی هسته می‌پردازند. در این قسمت به دو نمونه از برنامه‌های این مؤسسات اشاره می‌شود. چنانچه این ایده‌ها مراحل اولیه‌ی خود را سپری کنند سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر که شبکه‌های ارتباطی گسترده‌ای با دانشگاه دارند در طرح‌های جذاب سرمایه‌گذاری می‌کنند. دانشگاه‌ها خود کمتر به سرمایه‌گذاری مستقیم اقدام می‌کنند، ولی چنانچه بحث ایجاد یک کسب و کار بر پایه‌ی تکنولوژی توسعه‌یافته و ثبت‌شده در دانشگاه باشد ممکن است دفتر ثبت تکنولوژی خود به عنوان یک شریک و سرمایه‌گذار به همکاری با تیم کارآفرین بپردازد.

دانشگاه کمبریج: مؤسسه‌ی انترپرایز دو محل برای تامین سرمایه مالی کسب‌وکارهای نوپا دارد: صندوق چالش دانشگاه ( UCF [22] [22] ) و صندوق سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر دانشگاه ( UVC [23] [23] ). این دو صندوق، سرمایه پیش‌هسته را در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌دهند. اگر تصمیم بر این گرفته شود که تجاری‌سازی ایده یا مفهوم کسب‌وکار باید به شکل راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدی باشد، سرمایه‌ی اولیه ممکن است از طریق UCF و UVC باشد. نیروهای زبده‌ای در UCF فعالیت می‌کنند که در این‌گونه مواقع مدیریت پرونده‌ی مورد مربوطه را که باید به کسب‌وکار تبدیل شود، بر عهده می‌گیرند. انترپرایز البته روابط بسیار مناسبی با دیگر مؤسسه‌های سرمایه‌گذاری دارد که در مراحل بعدی می‌تواند از یاری آن‌ها بهره بگیرد. از جمله این موارد گرنت‌[24] [24] هایی هستند که توسط آژانس‌های مختلف دولتی و اروپایی نظیر وزارت بازرگانی و صنایع، اتحادیه اروپایی، اتاق بازرگانی ارائه می‌شوند.

دانشگاه سنگاپور: با ایجاد یک شرکت در NUS ، دفتر ارتباطات صنعتی و فناوری عملاً یکی از شرکای تجاری قلمداد می‌شود و اگر علاوه بر حمایت‌های معنوی و حقوقی به حمایت‌های مالی نیز نیاز باشد دفتر پشتیبانی کسب و کار نیز درگیر می‌گردد. طبق قوانین دانشگاه در این شرایط، دانشگاه مالک فناوری اختراعی محسوب گردیده و در قبال حمایت‌های فوق‌الذکر، دانشگاه به طور عادلانه در سهام شرکت سهیم می‌شود. دفتر پشتیبانی کسب و کار از متخصصینی برای کمک به کسب و کارهای نوپا در ارزیابی طرح‌های تجاری و ایجاد ارتباط با شبکه‌ی وسیعی از مربیان کسب و کار، مشاوران و سرمایه‌گذاران بهره می‌گیرد. کسب و کارهای واجد شرایط از کمک‌های مالی تا سقف 300000 دلار سنگاپور برخوردار می‌شوند. علاوه بر این تلاش‌های بسیاری شده است تا سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر به همکاری با دانشگاه و سرمایه‌گذاری در طرح‌ها ترغیب شوند.

6) توسعه‌ی کارآفرینی به عنوان یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه

کارآفرینی در دانشگاه‌ها علاوه بر اثرات مثبتی که می‌تواند در زمینه‌ی توسعه‌ی نوآوری، افزایش رفاه، رشد اقتصادی، و ایجاد اشتغال در اقتصاد محلی و فراتر از آن در اقتصاد کشور داشته باشد، یک منبع درآمدی پایدار نیز برای دانشگاه به حساب می‌آید.

در نمودارهای بعد نمودار درآمدهای حاصل از حق امتیازهای واگذارشده توسط دو دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و استنفورد نشان داده شده است. نمودار سمت چپ مربوط به دانشگاه مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست و نمودار سمت راست مربوط به دانشگاه استنفورد است.  

همان‌گونه در دو نمودار فوق دیده می‌شود رشد درآمدهای کسب شده در هر دو دانشگاه رشدی نمایی را دنبال می‌کند. چنین رشدی حاصل از یک حلقه‌ی دینامیکی مثبت است که چرخه‌ی درآمدزایی خوانده می‌شود.

برای تشریح چگونگی این درآمدزایی لازم است درباره‌ی فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی توضیح داده شود. فرآیند تجاری‌سازی عبارت است از تبدیل فن‌آوری‌های دانشگاه به محصولات/خدمات/کسب و کارهای جدید که از یک سو اثرات مثبتی بر رفاه جامعه دارد و از سوی دیگر درآمدهایی ایجاد می‌کند که هم مخترع، هم دانشگاه، و هم نهادهای اثرگذار بر کارآفرینی از آن برخوردار می‌شوند و می‌توانند فعالیت‌های خود را گسترش دهند.

نقش کلیدی در این فرآیند را مالکیت معنوی و حقوقی که دانشگاه نسبت به اختراعات و تکنولوژی‌های توسعه‌یافته در دانشگاه دارد ایفا می‌کند. با وجود برخی تفاوت‌ها و در نظر گرفتن ملاحظاتی چند در تعیین سهم دانشگاه؛ به عنوان یک قاعده‌ی کلی، دانشگاه به عنوان مالک تمام اختراعاتی شناخته می‌شود که توسط کارکنان آن تحت قرارداد منعقده‌ی فی‌مابین، با استفاده از منابع مالی یا سایر منابع (آزمایشگاهی، تحقیقاتی، کارگاهی و ...) دانشگاه به نتیجه می‌رسند.

6-1) فرآیند تجاری‌سازی

1- تحقیق: مشاهدات و تجربیات بدست آمده در خلال فعالیت‌های تحقیقاتی غالباً منجر به کشفیات و اختراعات می‌شود. یک اختراع عبارت است از هر فرآیند، ماشین یا ترکیبی از مواد که مفید و سودمند باشد. بیشتر مواقع چند محقق در یک اختراع سهیم هستند.

2- افشای اولیه: برقراری ارتباط اولیه با دفتر ثبت تکنولوژی برای بحث در خصوص اختراع و کسب راهنمایی درباره‌ی نحوه‌ی افشا، ارزیابی و فرآیند حفاظت که در ذیل توضیح داده می‌شوند.

3- افشای اختراع: ابلاغ کتبی اختراع به دفتر ثبت تکنولوژی که نقطه‌ی شروع فرآیند رسمی انتقال تکنولوژی است. این اعلامیه به عنوان یک سند محرمانه حفظ می‌شود و در آن باید تمامی جوانب طرح با جزئیات، شرح داده شود تا امکان بررسی گزینه‌های مختلف تجاری‌سازی و اقناع مشتری فراهم آید.

4- ارزیابی: به دوره‌ای گفته می‌شود که در آن متخصصین ثبت تکنولوژی به مرور اطلاعات افشا شده، جستجو در حق اختراع‌های ثبت شده، تحلیل بازار و تکنولوژی‌های رقیب می‌پردازند تا پتانسیل تجاری سازی اختراع را تعیین کنند. بر مبنای این ارزیابی استراتژی واگذاری حق‌امتیاز به یک شرکت موجود یا راه‌اندازی یک شرکت جدید مشخص می‌شود.

5- حفاظت: فرآیندی است که برای حفاظت اختراع پیگیری می‌شود تا انگیزه‌ی لازم در شخص ثالث برای تجاری سازی ایجاد شود. روش رایج برای حفاظت حق اختراع است که برای این کار باید در دفتر حق اختراع کشور محل اختراع پرونده تشکیل داد و در صورت لزوم در سایر کشورها نیز آن را به ثبت رسانید.

6- بازاریابی: پس از معرفی تکنولوژی به دفتر ثبت تکنولوژی، کارشناسان شرکت‌هایی را که تجربه، منابع و شبکه‌های کسب‌وکار لازم برای عرضه‌ی تکنولوژی به بازار را دارا هستند شناسایی می‌کنند. این کار ممکن است به واگذاری حق‌امتیاز به یکی از این شرکت‌ها یا شکل‌گیری یک شرکت جدید منتهی شود.

7- الف): اگر ایجاد یک کسب‌وکار جدید به عنوان مسیر بهینه‌ی تجاری‌سازی انتخاب شد، دفتر ثبت تکنولوژی به بنیانگذاران شرکت جدید در برنامه‌ریزی و ایجاد شرکت و تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز برای راه‌اندازی کمک می‌کنند.

7- ب) : اگر بهترین راه تجاری‌سازی استفاده از یک یا چند شرکت موجود بود، کارشناس دفتر گیرندگان بالقوه‌ی امتیاز را شناسایی کرده و علایق، هدف‌ها و برنامه‌های مشترک برای تجاری سازی کامل تکنولوژی را شناسایی می‌کند.

8- واگذاری حق امتیاز: تفاهم‌نامه‌ی واگذاری حق امتیاز قراردادی است مابین دانشگاه و شخص ثالثی که طی آن حقوق دانشگاه بر تکنولوژی در ازای منافع مادی یا غیرمادی به آن شخص واگذار می‌گردد. این تفاهم‌نامه در هر دو حالت بیان‌شده در قسمت 7 کاربرد دارد. مفهومی به نام تفاهم‌نامه‌ی اختیار نیز وجود دارد که از آن برای دادن فرصت به شخص ثالث برای ارزیابی تکنولوژی و بازار آن پیش از خرید حق امتیاز استفاده می‌شود.

9- تجاری‌سازی: شرکت گیرنده‌ی حق امتیاز به توسعه‌ی تکنولوژی و سرمایه‌گذاری در آن برای تولید محصول یا خدمت می‌پردازد. این مرحله ممکن است در برگیرنده‌ی، تحقیق و توسعه، کسب مجوزهای قانونی، بازاریابی و فروش، پشتیبانی، آموزش و نظایر آن باشد.

10- درآمد: درآمد دریافتی از محل حق امتیاز میان سرمایه‌گذاران و دانشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی و بودجه‌ی عمومی دانشگاه توزیع می‌شود تا در فعالیت‌های بعدی به کار گرفته شوند. در مورد ضوابط تقسیم درآمد در قسمت بعد توضیح داده می‌شود.

 

6-2) تقسیم منافع حاصله

برای تقسیم مناقع حاصل از تجاری‌سازی یک تکنولوژی مابین ذینفعان، هر یک از دانشگاه‌ها خط مشی خاص خود را دارند. تمام دانشگاه‌های مورد بررسی دارای قسمتی تحت عنوان دفتر ثبت تکنولوژی هستند که وظیفه‌ی رسیدگی به امور ثبت مالکیت معنوی، اجرای فرآیند تجاری‌سازی تکنولوژی، و تعیین خط مشی و سیاست‌های دانشگاه در این زمینه را بر عهده دارند. به عنوان نمونه خط‌مشی دانشگاه استنفورد و سنگاپور در ذیل ذکر می‌شود.

خط مشی استنفورد: تمام وجوه حق امتیاز توسط OTL [25] [25] جمع‌آوری می‌شود، پس از پایان سال مالی استنفورد، حق امتیازهای واصله به صورت زیر توزیع می‌شوند: 15% برای پشتیبانی عملیات OTL کسر می‌شود، هزینه‌های مستقیم از قبیل هزینه‌های ثبت حق اختراع، که توسط دارنده حق امتیاز بازپرداخت نمی‌شود نیز کسر می‌شوند. سپس حق امتیازهای خالص به سه بخش تقسیم می‌شوند:( الف) یک سوم سهم مخترع (مخترعین) (ب) یک سوم سهم دپارتمان مخترع (ج) یک سوم سهم دانشکده‌ی مخترع.

حق امتیازهای تعلق گرفته به دپارتمان و دانشکده می‌بایست تنها برای مقاصد تحقیقاتی و آموزشی مورد استفاده قرار گرفته و منبع اضافی مهمی از سرمایه‌گذاری‌های این نهادها را تشکیل می‌دهند.

خط مشی دانشگاه ملی سنگاپور: حقوقی که از تجاری سازی طرح حاصل می‌شوند به این ترتیب تقسیم خواهند شد: مخترع 50 درصد، دانشکده 30 درصد، دانشگاه 20 درصد. در حال حاضر نرخ تقسیماتی که دانشگاه قید کرده‌است به این صورت می‌باشد. در حالی که این نحوه‌ی توزیع می‌تواند در زمان‌های مختلف با تصمیم دانشگاه تغییر نماید، اما در هر زمان وضعیت غالب، قابل بحث نبوده و بایستی به آن عمل شود. اگر بیش از یک مخترع در طرح همکاری داشته‌ باشند، 50 درصد حق مخترع بین تمامی تیم با نرخی که خود با یکدیگر توافق می‌کنند تقسیم خواهد شد.
 
7) جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی برای کشور

در این مقاله به بررسی یافته‌های یک پژوهش در بررسی چند نمونه‌ی موردی شامل دانشگاه‌های مؤسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست، استنفورد، سنگاپور، و کمبریج پرداخته شده است. هدف از این مطالعات موردی شناسایی الگوهایی است که در این دانشگاه‌ها برای تسهیل کارآفرینی و شکل‌گیری واحدهای نوپا و حمایت آنها به کار برده شده است. یافته‌های تحقیق در سه محور اصلی ساختار توسعه‌ی کارآفرینی، خدمات و برنامه‌های کارآفرینی، و نتایج مادی فعالیت‌ها برای دانشگاه طبقه‌بندی شده‌اند.

ساختار توسعه‌ی کارآفرینی: مؤلفه‌های ساختار توسعه‌ی کارآفرینی را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود: (1) نهادهایی که از سوی دانشگاه و با مأموریت و چشم‌انداز مشخص راه‌اندازی شده‌اند. (2) نهادهایی که از سوی بخش خصوصی و سازمان‌های غیردولتی به صورت کار مشترک دانشگاه و آن سازمان ایجاد می‌شوند. (3) شبکه‌هایی که حول محور موضوعات مختلف شکل گرفته‌اند و بستر گردش اطلاعات، همکاری‌ها، و جذب منابع به شمار می‌آیند.

خدمات و برنامه‌های کارآفرینی: یکی از اقدامات اصلی دانشگاه‌ها در زمینه‌ی کارآفرینی به ترغیب و انگیزش دانشجویان در مرحله‌ی اول و خانواده‌ی دانشگاه در مرحله‌ی بعد اختصاص دارد. برای این منظور از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. طیف این اقدامات نسبتاً گسترده است و در قالب‌های متنوع و خلاقانه در هر دانشگاه برگزار می‌شوند. در زمینه‌ی آموزش‌های کارآفرینی به نظر می‌رسد جهت‌گیری کلی به سمت استفاده‌ی هر چه بیشتر از روش‌های یادگیری در عمل و کسب تجربه است و اگرچه روش‌های سنتی مبتنی بر کلاس درس جایگاه خاص خود را دارند، کارآموزی‌ها و برنامه‌های آموزشی ابتکاری یادگیری عملی نقش پررنگی پیدا کرده‌اند. مشاوره‌ها در قالب‌های مختلفی به کارآفرینان دانشگاهی عرضه می‌شوند. استفاده از جلسات نقد و بررسی، کلینیک‌های مشاوره، و مربی‌گری از جمله‌ی این روش‌ها هستند. در دانشگاه‌های مورد بررسی سه منبع حمایت مالی مشاهده شد: (1) اصلی‌ترین روش تأمین مالی کسب و کارها از طریق سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر است. (2) بعضاً خود دانشگاه نسبت به سرمایه‌گذاری در کسب و کارها اقدام می‌نماید (3) از طریق برنامه‌های خاص نهادهای غیردانشگاهی مستقر در دانشگاه در تأمین سرمایه‌ی هسته و در مرحله‌ی تبدیل ایده به فرصت صورت می‌گیرد.

درآمدزایی دانشگاه کارآفرین: کارآفرینی در دانشگاه‌ها علاوه بر اثرات غیرمادی آن یک منبع درآمدی پایدار نیز برای دانشگاه به حساب می‌آید. درآمد دانشگاه از کارآفرینی به دو طریق حاصل می‌شود، دریافت حق فروش محصول (رویالتی) از حق امتیازهای واگذار شده یا سود سهام شرکت‌هایی که دانشگاه به طرق مختلف در آنها سهام دار است.

در خاتمه با توجه به بررسی های صورت گرفته موارد ذیل به عنوان راهکارهای پیشنهادی برای توسعه ی کارآفرینی در دانشگاه های کشور ارائه می گردد:

1- مهمترین عامل در توسعه‌ی کارآفرینی، عامل انگیزاننده است. چنان‌چه پیشرانه‌ی لازم برای تحقیقات با نگاه مشتری‌محور و بازارمدار وجود نداشته باشد، فعالیت‌های صورت‌گرفته نتیجه‌ی چندانی نخواهد داشت. این عامل انگیزاننده بهره‌مندی تمامی عوامل دخیل در فرآیند خلق محصولات و فن‌آوری‌های نو از عواید حاصل از تجاری‌شدن کار آنهاست. وجود قوانین مالکیت معنوی محکم جهت جلوگیری از استفاده‌ی غیرمجاز، و نیز داشتن خط‌مشی‌های روشن و شفاف تعیین‌کننده‌ی سهم هر یک از ذی‌نفعان(اعم از مخترعان، دانشکده‌ها و آزمایشگاه‌ها، و دانشگاه) ضرورتی غیرقابل‌اجتناب است.

٢- تغییر نگرش در مدیران دانشگاهی و صنعتی و تحقق این باور مشترک که حیات و توسعه هر یک از این دو کاملاَ به دیگری وابسته است از مهمترین عوامل تأثیرگذار می باشد که امید می رود با تحقق اصل ٤٤ قانون اساسی و گشوده شدن دروازه های سازمان تجارت جهانی به روی صنعت و تجارت کشور این نگرش نهادینه گردد.

٣- تقویت و توسعه ی کمی و کیفی مراکز کارآفرینی، مراکز رشد، و پارک های علم و فن آوری در کشور و توسعه ی ارتباطات شبکه ای آنها در سطح ملی و فراملی که موجب تحقق سازمان یافتگی (خودسازماندهی) صنعت، دولت، و دانشگاه و نهایتاَ تشکیل و پویایی نظام ملی نوآوری خواهد شد.

٤- ضرورت ایجاد ساختارهای حمایت مالی از کارآفرینان حقیقی و حقوقی نوپا در قالب صندوق های سرمایه گذاری مخاطره پذیر، بانک های تخصصی، و شبکه های فرشتگان کسب و کار[26] [26] کاملاَ احساس می شود.

٥- هدایت ”وقف“ و ایجاد فرهنگ مربوط در فضای توسعه ی فن آوری های پیشرفته و ایجاد نهادهایی مشابه دشپند یا C2C که به توسعه ی کارآفرینی در این بخش کمک کنند بویژه در مراحل ابتدایی کسب و کار و تبدیل ایده به محصول ملموس که حمایت از آن به لحاظ اقتصادی به صرفه نیست.

8) مراجع

مراجع فارسی

1.                1)      حاج‌حسینی، حجت‌ا...، تحقیق و بررسی پیرامون نظام توسعه‌ی فناوری در ایران، فصل‌نامه توسعه تکنولوژی، بهار 1384.

2.                2)      فاتح‌راد، مهدی، طراحی الگوی ارتباط مؤثر صنعت و دانشگاه بر اساس نظریه‌ی خودسازماندهی و با رویکرد سیستم‌های پویا، رساله‌ی دکترا: دانشگاه تهران، 1383.

3.                3)      میزگرد تخصصی، 1384؛ دانش، مدیریت دانش، مراکز در شرکت‌های دانش بنیان، فصل‌نامه‌ی تخصصی مراکز رشد، رشد فناوری، سال اول شماره 2.

مراجع انگلیسی

4.                4)    Etzkowits, H., 1998. The norms of  entrepreneurial science: cognitive effects of the new university – industry linkage. Research Policy 27, 823-833.

5.                5)    Etzkowits, H., 2000. The second Academic Revolution: MIT and the Rise of Entrepreneurial Science. Gordon and Breach, London.

6.                6)    Etzkowits, H., et al, 2000. The Future of the University and the University of the Future. Elsevier Research Policy 29, 313-330.

7.                7)    Webster, A., Rappert, B., 1997. Regimes of ordering: the commercialization of intellectual property in industrial-academic collaborations. Technology Analysis and Strategic Management 9, 115-129.

8.                8)    UNESCO (Oct. 1998). World Conference on Higher Education Higher Education Staff Development: A Continuing Mission - Thematic Debate , Higher Education in Twenty First Century: Vision and Action, Paris

9.                9)     Zoltan, J., Acs., 2005; Overview of the GEM, Executive Report.

مراجع اینترنتی

 

1

http://entrepreneurship.MIT.edu/

 

2

http://enterpriseforum.mit.edu /entrepreneurship/

 

٣

http://sen.stanford.edu

 

٤

http://stvp.stanford.edu

 

٥

http://ree.stanford.edu

 

٦

http://edcorner.stanford.edu

 

٧

http://www.stanford.edu/group/eship/resources/index.html

 

٨

http://otl.stanford.edu/inventors/resources.html

 

٩

http://www.nus.edu.sg/nvs/

 

١٠

http://www.nus.edu.sg/enterprise/

 

11

http://www.cambridge-mit.org/cgi-bin/default.pl?SSSID=551

 

 

 


 

 




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:28 PM نظرات 0 | لينک مطلب