« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در علم و تحقيق
 چکیده

جهان امروزی با پیچیده شدن محیط کسب و کار، تغییرات عمیقی را تجربه می کند. این تغییرات به گونه‌ای چشمگیر روشی را که ما در آن فعالیت های روزانه را انجام می دهیم و روشی که خودمان را برای رویارویی با آینده آماده می کنیم، تغییر می دهد و برای دنیای ما چالشها و فرصت‌هایی را ایجاد می‌کند. بسیاری از این تغییرات، تغییر چشمگیر کسب وکار وساختارهای چابکتر و انعطاف پذیرتر را می‌طلبد. سازمان ها برای دستیابی به چنین قابلیت هایی باید استفاده استراتژیک از فناوری اطلاعات را مورد توجه قرار دهند. چنین امری می تواند ماهیت اصلی یک صنعت را تغییر دهد. استفاده اثربخش فناوری اطلاعات نیازمند همسویی فناوری اطلاعات و کسب کار است. بیش از چندین سال است که متخصصان سعی کرده اند به این پرسش پاسخ دهند که چگونه فعالیت های فناوری اطلاعات و کسب کار را همسو کنندکه برای نخستین بار هندرسون و ونکاترامن یک الگوی همسویی استراتژیک را تعریف کردند. در این مقاله بر مبنای این مدل، ضرورت همسویی بین فناوری اطلاعات وکسب وکار و نقش آن در تحول سازمان شرح داده می شود.

مقدمه
در سال 1993 هندرسون و ونکاترامن برای نخستین بار یک الگوی همسویی استراتژیک را تعریف کردند. آنها این مدل را در پاسخ به محیط به سرعت متغیر کسب و کار، توسعه دادند. به گفته نویسندگان « همسویی استراتژیک یک مفهوم است که مدل ارتباط وظیفه ای سنتی برنامه ریزی فناوری اطلاعات را با مدلی که به فرایند مدیریت استراتژیک خیلی منسجم نیاز دارد جایگزین می‌کند، (
Smaczny,2001:797 ). در این مقاله بر اساس این مدل، ما توضیح می دهیم که چگونه استراتژی‌های فناوری اطلاعات با استراتژی‌های کسب و کار و همچنین فرایندها و زیرساخت‌های سازمان با فرایندها و زیرساخت های فناوری اطلاعات همسو می شوند، تا سازمان در یک محیط رقابتی و پویا پاسخگوی تغییرات باشد و به مزیت رقابتی و استراتژیک دست یابد.

فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات به طور کلی به عنوان اصطلاحی پذیرفته شده که به طور سریع دامنه گسترده ای از تجهیزات و کامپیوترها، ابزارها، ذخیره سازی داده‌ها، ابزارهای ارتباطات و شبکه ای، کاربردها و خدمات که توسط سازمانها استفاده شده، تا داده و اطلاعات و دانش را ایجاد کنند،گفته می‌شود. (
Luftman & Lewis, 1993 )

تعاریف همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار
با وجود اهمیت ظاهری همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار، بیشتر مقالات در مورد اینکه چگونه همسویی را تعریف کنند، به نسبت مبهم اند. وایرنینگ و همکاران در سال 2005 این همسویی را به عنوان مسأله منطبق کردن خدمات
IT با نیازمندیهای کسب و کار با در نظر گرفتن کسب و کار به عنوان اصل تعریف کردند. این رویکرد منطقی اما سنتی، در مقابل نظر پوئلز است که بیان می‌کند همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار تأثیر متقابلی بین فناوری اطلاعات و کسب و کار را نشان می دهد. مشکل دیگری که در تعریف همسویی وجود دارد این است که آیا این همسویی یک حالت است یا سطحی که می تواند به دست آید، یا فرایندی است که به یک حالت معین (بالاتر) می رسد. مفهوم همسویی به عنوان یک حالت، بیشتر به وسیله لافمن در سال 2000 توسعه یافت که سطح بلوغ همسویی یک سازمان را ارزیابی می کند. محققان دیگری در سال 1996 درجه ای از سطح همسویی را اندازه گیری کردند. رویکرد فرایندی به همسویی با کسب و کار فناوری اطلاعات را می‌توان در متدولوژی‌های برنامه ریزی فناوری اطلاعات که در دهه 70 و 80 توسعه یافتند، مشاهده کرد. همچنین برودنت ووایل زمانی که بیان کردند که همسویی یک حرکت است، نه یک رویداد، از دیدگاه فرایندی حمایت کردند. در تعریف دیگری همسویی فناوری اطلاعات و کسب و کاردرجه ای است که کاربردها و زیرساخت فناوری اطلاعات، استراتژی و فرایندهای کسب و کار را توانمند کرده، شکل می دهد. در این تعریف همسویی می تواند به عنوان یک حالت، درجه ای از همسویی و هم به عنوان یک فرایند، فعالیتها یا متدولوژی های رسیدن به یک حالت معینی از همسویی بیان شود. با توجه به تعریفهای ارائه شده می توان گفت همسویی کسب وکار و فناوری اطلاعات یک همسویی چند جانبه است که هم همسویی بین استراتژی کسب و کار و استراتژی فناوری اطلاعات و نیز همسویی بین ساختارکسب و کار و فناوری اطلاعات و هم فرایندهای کسب وکار و زیرساخت های فناوری اطلاعات و همچنین نیازمندیهای سازمان و قابلیت‌های فناوری اطلاعات را در بر می گیرد.

مدل همسویی استراتژیک هندرسون و ونکاترامن
این دو محقق در سال 1993 مدلی را برای همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار ارائه دادند که تا به امروز مشهورترین مدل ارائه شده در این زمینه است آنها همسویی را در دو بعد ارائه دادند : تناسب استراتژیک و انسجام عملیاتی که نیازمند تدوین استراتژی‌اند و دو حوزه داخلی و خارجی را مورد بررسی قرار می دهند. در این مدل، دو نوع یکپارچگی یا انسجام بین محدوده های کسب و کار و فناوری اطلاعات بیان می شود. نوع نخست انسجام استراتژیک است که به ارتباط بین استراتژی کسب و کار و استراتژی
IT با توجه به عوامل خارجی می پردازد. نوع دوم انسجام عملیاتی است که به تطابق سطح داخلی سازمان می‌پردازد. (شکل 2)

1 - استراتژی کسب وکار
1-1. حوزه پوشش کسب و کار: شامل بازارها ،محصولات، خدمات، گروههای مشتریان، محدوده جغرافیایی که موسسه در آن به فعالیت و رقابت می پردازد و نیز رقبای بالقوه و بالفعلی که بر محیط کسب و کار تأثیر می گذارند.
2-1. قابلیت‌های مشخص: عوامل کلیدی موفقیت و توانمندیهای اصلی که زمینه قابل رقابت بالقوه‌ای را برای سازمان ایجاد می کنند که شامل: عنوان و نشان تجاری سازمان یا شرکت، تحقیق و توسعه، تولید محصولات، ساختار هزینه و قیمت گذاری، کانالهای فروش و توزیع است.
3-1 . سبک اعمال اختیار کسب و کار: اینکه چگونه سازمانها بین مدیریت ،سهامداران و هیأت مدیره ارتباط برقرار می کنند، چگونه سازمان توسط قوانین دولتی زیر تأثیر قرار
می گیرد و چگونه سازمان روابط را با شرکای استراتژیک مدیریت می کند .

2 - زیرساخت ها و فرایندهای سازمانی
2-1. زیرساخت های اداری: شامل ساختار سازمانی، نقش‌ها و روابط گزارش دهی است.
2-2. فرایندها: جریانهای کاری و جریانهای اطلاعاتی مرتبط چگونه است؟ فعالیت های کسب و کار سازمان و کارهای کارکنان چگونه اجرا می شوند و جریان می یابند.
2-3. مهارت ها: مسائل مربوط به منابع انسانی.

3 - استراتژی IT
3-1. حیطه عمل فناوری: فناوری‌های اطلاعاتی خاص که اولویت‌های استراتژیک کسب و کار را مورد پشتیبانی قرار می دهند و می توانند اولویت های استراتژی کسب و کار جدید را برای سازمان ایجاد کنند.
3-2. قابلیت‌های سیستمی : ویژگی هایی از استراتژی
IT که در ایجاد راهبردهای کسب و کار جدید یا پشتیبانی بهتر از راهبرد کسب و کار موجود موثراند.
3-3. سبک اعمال اختیار (
IT ): انتخاب و استفاده از مکانیزمی برای به دست آوردن قابلیت های فناوری اطلاعات مورد نیاز، مسائل مربوط به اختیار استفاده از منابع، ریسکها، حل تعارضات و مسئولیت های مربوط به IT بین شرکای کسب و کار، مدیریت IT و ارائه کنندگان خدمات مطرح است.

4 - زیرساخت ها و فرایندهای ( IT )
4-1. معماری: چگونگی برنامه های کاربردی ،ترکیب سخت افزار و نرم افزار و ارتباطات معماری، داده ها در مجموع زیرساخت‌های فنی
IT را شامل می شوند.
4-2. فرایندها : فرایند های کاری که محور فعالیت های زیرساخت
IT ، مانند توسعه ، نگهداری و نظارت سیستم ها است.
4-3. مهارتها: چگونگی جذب آموزش و توسعه دانش و قابلیت های افراد مورد نیاز جهت مدیریت موثر و به کارگیری زیرساخت های فناوری اطلاعات، در سازمان را شامل می شود.
مدل همسویی استراتژیک، این دیدگاه را منعکس می‌کند که موفقیت کسب وکاربه مرتبط کردن استراتژی کسب وکار با استراتژی فناوری اطلاعات، فرایندها و زیرساخت‌های سازمانی و فرایندها و زیرساخت‌های فناوری اطلاعات بستگی دارد. در این مدل بجای اینکه فقط بر یکی از جنبه ها به طور جداگانه تمرکز شود ، همه جنبه های کسب وکار و فناوری اطلاعات را در بر می گیرد. به دلیل اینکه اغلب بیشتر توجه‌ها بر مسائل فناوری شده تا بر مسائل کسب وکار، مدیریت و سازمان، در این مدل، هدف، ایجاد یک وابستگی متقابل بین استراتژی‌های کسب وکار و استراتژی‌‌های
IT و بین ساختار و فرایندهای کسب وکار و ساختار و فرایندهای فناوری اطلاعات و نیز نیازمندیهای سازمان و قابلیت‌های IT است به گونه ای که باعث ایجاد تغییر در سازمان شده، مزیت رقابتی و استراتژیک را برای موسسه فراهم کند. در این مدل نشان داده می شود که برای ایجاد یک همسویی مناسب چه مهارت ها ، فرایندهاو زیرساخت‌هایی برای فناوری اطلاعات و کسب وکار نیاز است و حوزه پوشش هر یک چگونه است و چگونه این ابعاد با هم هماهنگ می شوند تا انواع همسویی در سازمان ایجاد شوند.
محققان دریافتند که آنچه در مورد متغیرهای همسویی محدودکننده است، بیشتر رابطه ای است تا اینکه فنی یا سازمانی باشد. بنابراین به نظر می‌رسد همسویی باید حالتی باشد که بیشتر از رابطه بین مدیران اجرایی
IT و مدیران اجرایی کسب و کار منتج شود تا اینکه از تجزیه و تحلیل متدولوژیکی کسب وکار. موقعیت این رابطه با بلوغ همسویی تعیین می شود. نمودار (2) محدودکننده‌ها و تقویت کننده‌های همسویی را نشان می‌دهد.

مدل بلوغ همسویی فناوری اطلاعات با کسب وکار
در مدل (شکل 2) شش معیار برای تعیین بلوغ همسویی
IT وکسب و کار استفاده می شود.

بلوغ ارتباطات : اینکه چگونه کارکنان فنی و کسب و کار یکدیگر را درک کنند‌؟ آیا آنها به آسانی و به گونه مکرر با هم در تماس‌اند‌؟ آیا شرکت به گونه موثر با مشاوران، خریداران و شرکا ارتباط برقرار می کند؟ آیا شرکت، یادگیری سازمانی را به طور طبیعی اشاعه می دهد ؟
بلوغ سنجش ارزش و شایستگی: اینکه شرکت چگونه باید به درستی عملکرد و ارزشهای پروژه اش را اندازه گیری کند‌؟ آیا آنها بعد از اتمام پروژه، ارزیابی می کنند که چه اندازه درست رفته اند و چه اندازه اشتباه ؟ آیا آنها فرایند درونی شان را بهبود می‌دهند به گونه‌ای که پروژه بعدی بهتر شود ؟
بلوغ نظارتی: آیا پروژه هایی که به عهده گرفته می شوند از درک استراتژی کسب و کار ناشی می شوند؟ آیا آنها آن استراتژی را حمایت می کنند ؟
بلوغ مشارکتی: تا چه اندازه بخش های کسب و کار و
IT مشارکت واقعی را براساس اعتماد متقابل و سهیم شدن در ریسک و پاداش ایجاد کرده اند.
بلوغ معماری و حوزه پوشش: تا چه اندازه تکنولوژی برای حمایت از کسب و کار و فراتر از آن، تکامل یافته است؟ چگونه به رشد، تکمیل و سودمند کردن کسب و کار کمک می کند ؟
بلوغ مهارتها: آیا کارکنان، مهارت مورد نیاز را برای موثر بودن دارند؟ تا چه اندازه کارکنان فنی کسب و کار را می دانند و به زبان کسب و کار صحبت می کنند؟ تا چه اندازه کارکنان مفاهیم تکنولوژی مربوطه را می فهمند ؟ (24 :
Silvius,2007 )

دیدگاه مبتنی بر دانش از همسویی استراتژیک
در زمینه برنامه ریزی استراتژیک
IT ، انسجام دانش، با ادغام دانش IT و کسب و کار مرتبط است. یک پیامد مهم از این ادغام دانش، رابطه بیشتر بین برنامه استراتژیک IT با هدفها و مقاصد کسب و کار است. فرایندهای انسجام دانش، پیامدهای ادغام دانش را تسهیل می کند. در زمینه برنامه ریزی استراتژیک IT دو نوع از رفتارهای مرتبط با ادغام دانش IT و کسب وکار مشخص شده است. مشارکت مدیران کسب و کار در برنامه ریزی استراتژیک IT ومشارکت مدیران IT در برنامه ریزی کسب وکار. این فرایندها، ادغام دانش را در بین مدیران کسب وکار و IT ممکن می سازند. مشارکت مدیران کسب وکار در برنامه ریزی استراتژیک IT ومشارکت مدیران IT در برنامه ریزی کسب وکار، رویارویی بین وظیفه ای را ایجاد می کند که فرصت هایی را برای یادگیری جمعی فراهم می سازد.

پیامدهای همسویی استراتژیک کسب و کار با فناوری اطلاعات
همسویی استراتژیک کسب وکار و
IT از توسعه شناختی استراتژی هایی که دانش ترکیب شده مدیران IT و کسب وکار را منعکس می کند، ناشی می شود. همسویی استراتژیک بالاتر کسب وکار و IT که یک پیامد از انسجام دانش بین کسب وکار و IT است، برنامه ریزی پروژه های مختلف IT را بهبود می دهد . همسویی استراتژیک بالاتر کسب وکار و IT الزامات کسب وکار را قادر می‌سازد که به گونه موثرتری تکنولوژی ها و سیستم های مناسب تغییر یابند. همسویی استراتژیک پایینتر کسب وکار و IT ممکن است به هدر دادن منابع گرانقیمت IT منجر شود. ( Kearns ,& Sabherwal,2006:137 )

نتیجه گیری
جهان امروزی تغییرات عمیقی را تجربه می‌کند و بررسی‌های اخیر اجتماعی، محیطی و سیاسی فرض می‌کنند که پایداری نادر است و در آینده نیز کمتر می شود. تغییرات به گونه‌ای چشمگیر روشی را که ما در آن فعالیت های روزانه را انجام می دهیم و روشی که خودمان را برای رویارویی با آینده آماده می کنیم، تغییر می دهند. بسیاری از این تغییرات، تغییر چشمگیر کسب وکار را می طلبد که هدف آن کنترل چالشها و کسب مزیت از فرصت ها است. در این مقاله با توجه به تغییرات روزافزونی که در محیط کسب وکار رخ می دهد، ضرورت توجه به همسویی بین
IT وکسب وکار، مورد بحث قرار گرفته و بر این اساس چندین مدل تشریح شده است. توجه به همسویی فناوری اطلاعات با کسب وکار، می تواند به گونه‌ای چشمگیر بر رقابت و کارایی کسب وکار تأثیر گذارد و نیز مزیت رقابتی و استراتژیک را برای موسسه فراهم سازد. هدف از ارائه این مدلها در این مقاله، به کارگیری فناوری اطلاعات برای تبدیل کردن سازمان به یک سازمان موفق است که در آینده پایدار بماند.

منابع :

1. Henderson J.C & venkatraman N, (1999) Strategic alignment: leveraging information technology for transforming the organization, IBM system journal. vol 38, no 2, pp472-484
2.
Lufman J.N & Lewis R.P, (1993) Transforming the enterprise: the alignment of Business & information technology strategies, IBM system journal. vol 32.no1
3.
Silvius, A.J.gilbert, (2007) Exploring differences in the perception of Business IT alignment, vol7 issu2
4.
Kearns, s.Grover & Sabherwal Raylv (2006), Strategic alignment between Business & information technology: a knowledge – based view of Behaviors, outcome, and consequences, Journal of management information systems, vol 23, no3
5.
Smaczny, Tomasz. (2001) Is alignment between Business & information technology the appropriate paradigm to manage IT in today, s organizations? P.797-802

منبع:مجله تدبیر-شماره ۲۰۷



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:03 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق و کار افرینی
داشتن شغل مناسب از آرزوهای هر نوجوان و جوان به شمار می‌آید و انتخاب شغل را می‌توان از جمله مهمترین انتخاب‌های یک فرد در طول زندگی‌اش دانست. بر اساس دیدگاه‌های مختلف، چه انتخاب شغل را فرایند آنی بدانیم، یعنی بر این نظر معتقد باشیم که انتخاب شغل در یک دوره سنی خاص و بدون پیش‌زمینه خاص اتفاق می‌افتد، و چه انتخاب شغل را فرایندی تکاملی بدانیم، یعنی بر این عقیده باشیم که انتخاب شغل در طول زمان شکل می‌گیرد و سال‌ها طول می‌کشد تا فرد راجع به مشاغل فکر کند، تصمیم بگیرد و به آن اشتغال ورزد، در هر دو مورد برای این که فرد شغلی را انتخاب کند، می‌بایست اطلاعات کافی از مشاغل داشته باشد، اصولاً تصمیم‌گیری بدون داشتن اطلاعات، تصمیمات بی‌پایه و اساس محسوب می‌شود. اما سوال اینجاست که ارایه اطلاعات شغلی را باید از چه دوره و زمانی شروع کرد؟ بیشتر اندیشمندان بر این نظر هستند که باید از دوره نوجوانی و حتی کودکی این اطلاعات شغلی به افراد جامعه منتقل شود. سوال اساسی بعدی این است، این اطلاعات شغلی و حرفه‌ای چگونه و به چه روش و شیوه‌هایی باید به دانش‌آموزان انتقال یابد؟ پاسخ به این سوال بحث اصلی مقاله حاضر است. در این مقاله کوشیده‌ایم، ضمن تعریف اطلاعات شغلی و حرفه‌ای و ضرورت و اهمیت و هدف آن، شیوه‌های آموزش و انتقال آن را به دانش‌آموزان بیان کنیم. منابع کسب اطلاعات شغلی پایان بخش مقاله است. یکی از اصول مهم تعلیم تربیت، اصل فعالیت است (شریعتمداری- 1380- ص 22). بنابراین از میان شیوه‌های انتقال اطلاعات شغلی و حرفه‌ای شیوه‌ای مناسب‌تر است که به فعالیت دانش‌آموزان بیشتر توجه کند. امید است این مقاله مورد توجه و استفاده معلمان و دانش‌آموزان قرار گیرد. ان شاءالله.

تعریف اطلاعات شغلی و حرفه‌ای
اطلاعات شغلی و حرفه‌ای، مجموعه اطلاعاتی است که به افراد کمک می‌کند تا در زمینه تعیین مسیر زندگی شغلی‌شان، تصمیم‌گیری نمایند. این اطلاعات به بررسی دنیای مشاغل و شناسایی خصوصیات شغلی می‌پردازد. اطلاعات شغلی و حرفه‌ای با راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای ارتباط تنگاتنگی دارد، به طوری که به نظر سوپر (
super ، 1957 ) راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای فرایندی مداوم و پیوسته است که بدان وسیله به فرد کمک می‌شود تا بتواند شغل مناسبی را انتخاب کند، برای آن آماده شود، به آن اشتغال ورزد و بطور موفقیت‌آمیزی به اشتغال ادامه دهد. (شفیع‌آبادی، 1381، ص 16) بنابراین در فرایند راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای به مراجعان کمک می‌شود، از یک طرف به خودشناسی و از طرف دیگر به حرفه‌شناسی بپردازند. حرفه‌شناسی از طریق اطلاعات شغلی و حرفه‌ای حاصل می‌شود. بنابراین می‌توان گفت اطلاعات شغلی و حرفه‌ای، ابزار مناسب و لازمی برای راهنمایی و مشاوره شغلی است. اطلاعات شغلی و حرفه‌ای مجموعه‌ای کامل از شرایط شغل، انتخاب شغل و تداوم اشتغال موفقیت‌آمیز آن است. معرفی مشاغل و فضای کاری مشاغل، میزان نیاز به آن شغل، شرایط ورود و موفقیت در شغل، میزان تخصص و مهارت مورد نیاز و تغییرات آینده شغلی و حرفه‌ای بخشی از اطلاعات شغلی محسوب می‌شود.

هدف‌های ارایه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای
هدف نهایی از ارایه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای، کمک به تصمیم‌گیری صحیح مراجعان در زمینه انتخاب و موفقیت در شغل است. از نظر «بائر و روئبر» (
Baer and Roeber ، 1958 ) هدف‌های ارایه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای عبارتند از (شفیع‌آبادی، 1381، ص 35):
1) مکاشفه:
از طریق اطلاعات شغلی و حرفه‌ای، مراجع به شناخت دنیای مشاغل می‌پردازد و پس از شناسایی خصوصیات فردی به مکاشفه آن گروه از مشاغل که در انجام آن‌ها موفق‌تر خواهد شد، اقدام می‌نماید. مکاشفه مرحله مهمی در انتخاب و تصمیم‌گیری است، زیرا پس از مکاشفه و بررسی امکانات، انتخاب دقیق‌تر و مناسب‌تر انجام خواهد گرفت.
2) آگاهاندن:
آشنا ساختن مراجع با مشاغل متعدد و بررسی امکانات استخدامی می‌تواند در تصمیم‌گیری شغلی و حرفه‌ای حایز اهمیت فراوانی باشد. آگاهانیدن مراجع در زمینه‌های شغلی و خصوصیات فردی انجام می‌پذیرد. یعنی در این مرحله فرد از علایق و استعدادهای خود برای اشتغال آگاه و مطلع می‌گردد.
3) ایجاد انگیزه:
یکی از هدف‌های ارایه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای آن است که مراجع به انتخاب شغلی در آینده علاقمند شوند. اگر اطلاعات به طور گام به گام و با توجه به اصول، در دسترس مراجع قرار بگیرد، مراجع به کمک مشاوره به طرح‌ریزی حرفه‌ای اقدام خواهند نمود که سرانجام به انتخاب شغل مناسبی منجر می‌گردد.
4) ادامه اشتغال:
ارایه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای حتی پس از انتخاب شغل نیز ادامه می‌یابد و باعث می‌شود فرد در زمان اشتغال کارایی‌اش را افزایش دهد.

اهمیت اطلاعات شغلی و حرفه‌ای
جوامع بشری برای تداوم حیات خود نیاز به نیروی کار دارند. حتی در زندگی انسان‌های اولیه نیز، انجام کار، امری ضروری بوده و امروز نیز کار بخش عمده‌ای از وقت شبانه‌روز ما را به خود اختصاص می‌دهد. اما پیشرفت‌های بشری در تمام زمینه‌ها از جمله علوم،‌ فنون،‌ صنایع و به وجود آمدن تکنولوژی‌های مدرن باعث شده است،‌ انسان‌ها نتوانند همانند گذشته به کاری بپردازند و شغلی را احراز نمایند. به عبارت دیگر انتخاب شغل امری پیچیده و نسبتاً طولانی شده که فرد باید طی برنامه‌ریزی شغلی و سال‌های متوالی و کسب مهارت و یا اطلاعات و یا تخصص‌های لازم به انتخاب شغل مبادرت ورزد. برای انتخاب شغل، شناخت صحیحی از دنیای مشاغل، شرایط ورود و پیشرفت شغلی، امکانات و فرصت‌های استخدامی امری حیاتی است که ما این‌گونه اطلاعات را از راه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای بدست می‌آوریم. بنابراین اطلاعات شغلی و حرفه‌ای موجب می‌شود فرد در تصمیمات شغلی خود تصمیمات منطقی‌تری اتخاذ نماید.

شیوه‌های آموزش اطلاعات شغلی به دانش‌آموزان
شیوه‌های مختلفی برای آموزش و انتقال اطلاعات شغلی و حرفه‌ای وجود دارد. اما می‌توان به دو شیوه‌ی کلی آموزش رسمی و آموزش غیررسمی اشاره کرد که به توضیح مختصری از آن می‌پردازیم.
1- آموزش رسمی:
آموزش رسمی عبارت است از آموزش منظم که معمولاً در مدارس و دیگر موسسات آموزشی صورت می‌گیرد. (امان الله صفوی، 1382، ص12). این آموزش از سطح ابتدایی تا دانشگاه و از آموزش عمومی تا آموزش تخصصی را شامل می‌شود و با اتمام موفقیت‌آمیز یک دوره، فرد به سطوح بالاتر ارتقاء می‌یابد. وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی و غیردولتی زیادی در این بخش ارایه این آموزش‌ها را به عهده دارند. در این زمینه انتقال اطلاعات شغلی به دانش‌آموزان بیشتر از طریق آموزش‌های رسمی مدرسه‌ای و کارگاهی و قانونی استفاده می‌شود. این نوع آموزش‌ها عموماً طولانی مدت و هزینه‌‌بر هستند و با برنامه منسجم از قبل طراحی شده خود، فراگیران را آموزش می‌دهند.
2- آموزش غیررسمی:
آموزش غیررسمی به نوعی از آموزش اطلاق می‌شود که خارج از نظام آموزش رسمی بوده و به صورت پیوسته یا گسسته از نظر زمان قابل اجرا است. (همان منبع، ص 13). در گذشته آموزش غیررسمی بیشتر متداول بود. اطلاعات و دانش و مهارت‌ها از طریق خانواده و تعدادی نهادهای محدود اجتماعی به صورت سنتی ارایه می‌شد. اما امروزه آموزش‌های رسمی جای آموزش‌های غیررسمی را گرفته است و دیگر شرایط اجتماعی و پیشرفت‌های تکنولوژیکی بشری اجاره نمی‌دهد، افراد آموزش‌های خود را خانوادگی و یا مهارت‌هایشان را از طریق شاگرد- استادی فرا بگیرند. در محال علمی و آکادمیک، ارزش زیادی برای آموزش‌های غیررسمی قایل نیستند و برای اثبات بلد بودن یک علم یا مهارت باید مدارک آموزش‌های رسمی ارایه نمود. بنابراین آموزش‌های غیررسمی گاهاً وسیله‌ای هستند تا آموزش‌های رسمی آموزش بیننده تداوم یابد. به این معنی که فرد برای به دست آوردن صلاحیت لازم حرفه‌ای از نظر مدرک، دوباره به آموزش رسمی روی می‌آورد.
 
شیوه‌های انتقال اطلاعات شغلی به دانش‌آموزان
1- مصاحبه‌ و گفتگو با صاحبان مشاغل:
کسانی که در مشاغل مختلف کار می‌کنند، به طور مستقیم می‌توانند اطلاعات شغلی را به دانش‌آموزان و افراد جویای کار منتقل نمایند. این مصاحبه و گفتگو معمولاً در محیط‌های کاری صورت می‌گیرد. در این مصاحبه‌های شغلی باید به چندین نکته توجه کرد. اول این که ممکن است کارمند یا کارگر یا فرد مصاحبه شونده پاسخ‌های عینی ندهد و حتی نوعی اغراق‌آمیز صحبت کند که فرضاً کارش چقدر سخت است و یا چنین و چنان است. در این صورت فقط بخشی از حقیق را بیان کرده است. نکته دوم این است که ممکن است فرد مصاحبه‌شونده،‌ اطلاعاتی دقیق ا زنیاز کشور به این رشته و شغل را نداشته باشد و اطلاعاتش فقط محدود به محل کار و یا منطقه عملیاتی خودش باشد،‌ بنابراین در انتخاب افراد مصاحبه‌ شونده در زمینه شغلی باید دقت کرد و حتی‌الامکان از افراد صاحب اطلاع و منصف باشند،‌ و با شرایط برخورد و آموزش به فراگیران و افراد جویای کار تا حدودی آشنا باشند. به رغم این مشکلات، «صحبت با کارکنان غالباً یک منبع خود اطلاعات است و گاهی اوقات تنها منبع است،‌ زیرا که ممکن است درباره آن حرفه اطلاعات چاپی موجود نباشد. با کارفرمای کارمند هم می‌توان مصاحبه کرد. او قادر خواهد بود به مطالبی که کارمند درباره آن شغل ارایه داده است، بیفزاید.» (بروس ئی شرتزر، ترجمه زندی‌پور، 1369، ص 244). در عین حال باید از صاحبان مشاغلی اطلاعات بدست آورد که در مورد شغل خود تعصب و یا نفرت ویژه‌ای نداشته باشند. (ناصر آرا، 1377، ص 54)
2- ارایه واحد شناسایی مشاغل
از این روش بیشتر در دبیرستان یا دانشگاه استفاده می‌شود. در این روش با اطلاع قبلی برنامه‌ای برای شناسایی شغل خاصی، به مدت یک یا چند جلسه تنظیم می‌گردد و از افرادی که در مورد شغل مورد نظر تخصصی دارد دعوت می‌شود با حضور در کلاس و استفاده از ابزار و وسایل کارش، شرک‌کنندگان را با شغل معینی آشنا سازد.‌ (شفیع‌آبادی، 1381، ص 68) این روش شباهت‌های زیادی به روش قبلی دارد و تنها تفاوت اساسی‌اش این است که فرد صاحب شغل در روش اول در محیط کارش ارایه اطلاعات شغلی می‌نماید، در حالی که در این روش فرد مصاحبه شونده و صاحب شغل به مدرسه یا دانشگاه یا مرکز مشاوره شغلی دعوت می‌شود تا مطالبش را ارایه دهد. حسن هر دو روش اول و دوم این است که دانش‌آموزان شخصاً فرد صاحب شغل را درک می‌کنند و اطلاعات بصورت مستقیم به آنان عرضه می‌شود و با بحث و گفتگو، زوایای پنهان شغل مورد نظر آشکار می‌شود. مدارس و دانشگاه‌ها می‌توانند به تناسب فرصت و امکانات خود از هر دو روش استفاده نمایند و در شرایطی که فرصت کمتر و بودجه کمتری داشته باشند، انتقال اطلاعات شغلی به شیوه ارایه واحد شناسایی مشاغل می‌توانند بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
3- بازدید از مراکز شغلی و موسسات تولیدی و خدماتی:
بازدید از موسسات تولیدی و خدماتی و مراکز شغلی یکی از شیوه‌های مستقیم انتقال شغلی به دانش‌آموزان، دانشجویان و افراد جویای کار و حتی سرمایه‌گذاران بخش صنعت و خدمات و کشاورزی می‌باشد. به طوری که دانش‌آموزان و دانشجویان و یا افراد جویای کار، بدون واسطه مراحل تولید کالا و یا خدمات را با حضور در یک کارخانه یا مرکز خدماتی مشاهده می‌کنند. فضای کاری و میزان تخصص مورد نیاز را از نزدیک درک می‌کنند. البته این روش برای دانش‌آموزان بیشتر جذاب است. در زمینه بازدیدهای شغلی که برای فراگیران در نظر گرفته می‌شود باید به نکات زیر توجه کرد: 1- مقدمات کار به طور کامل تهیه و فراهم گردد. مثلاً زمان حرکت، وسیله حرکت، مکان مورد بازدید مشخص باشد. 2- قبل از بازدید بحث نظری درباره شغل مورد نظر صورت گرفته باشد و هدف از بازدید به خوبی تبیین شده باشد. 3- پس از بازدید عکس‌العمل‌های دانش‌آموزان در مورد مکان بازدید شده بررسی شده و عقاید نادرست احتمالی فراگیر، اصلاح شود. بطوریکه شاید لازم باشد مجدداً از همان مکان بازدید شود تا اطلاعات به خوبی در ذهن فراگیر جای گیرد (همان منبع، ص 70). بازدید مراکز تولیدی و خدماتی برای سرمایه‌گذاران اقتصادی نیز بسیار سودمند است. زیرا آنان از نزدیک با امکانات اولیه تاسیس یک شرکت یا کارخانه، نیروها و تجهیزات و دستگاه‌های مورد نیاز آشنا می‌شوند و پس از محاسبه توان مالی خود و نیاز سرمایه یک شرکت، نسبت به تاسیس کارخانه و یا یک مرکز خدماتی اقدام می‌نمایند.

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در علم و تحقيق
مدیر مرکز آموزشهای تخصصی پژوهشکده ICT
جهاد دانشگاهی:

اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات دیگر برای کسی پوشیده نیست و دیگر کسی توان این فناوری را در ایجاد هزاران شغل درآمدزا انکار نمی‌‌کند و همه می‌دانیم غولهای بزرگ دانش و ثروت دنیا شرکتهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند و اطلاعات و داده و در یک کلام فناوری اطلاعات و ارتباطات حرف اول را می‌زند.گویی دیگر هیچ شغل و رشته‌ای نیز بدون فناوری اطلاعات معنا و مفهومی ندارد.به بهانه برگزاری دوره‌های یکساله MBA و همچنین دوره‌های شغل محور فناوری اطلاعات و ارتباطات در پژوهشکده ICT جهاد دانشگاهی با مهندس رامین نواب‌پور مدیر مرکز آموزشهای تخصصی پژوهشکده ICT جهاد دانشگاهی گفتگویی را انجام داده‌ایم که از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

آقای نواب‌پور در سالهای گذشته نگاهها نسبت به اشتغال و کارآفرینی از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات چندان مثبت نبود در حالیکه امروزه می‌بینیم این فناوری به صنعت کارآفرین و اشتغالزا در تمام دنیا تبدیل شده است تحلیل شما از روند توسعه  ICT   در دنیا و ایران چگونه است؟  در یک مفهوم عام می گویند فناوری اطلاعات فناوری است که به حوزه تولید، پردازش، فرآوری و توزیع داده می‌پردازد و ابزار آن کامپیوتر و وسایل دیگر الکترونیکی است. فناوری اطلاعات قبل از اینکه به آن information technology اطلاق شود کماکان در قالب علوم کامپیوتر (سخت‌افزار و نرم‌افزار)، دیجیتال و مخابرات وجود داشته است و از آن بهره‌برداری می‌شد ولی آنجایی فناوری اطلاعات شکل گرفت و به عنوان فناوری مطرح شد، که از همپوشانی علوم رایانه و ارتباطات با سایر حوزه‌ها، تحولات بنیادینی در این عرصه به وجود آمد و تاثیرات خود را بر روی بسیاری از علوم و فناوریها گذاشت، و عملاً ا فناوری اطلاعات به طور جدی در همه عرصه مورد استفاده قرار گرفت
مهمترین تاثیر
IT تغییر ماهیت مشاغل بود، در اوایل عده‌ای موضع داشتند و معتقد بودند که فناوری اطلاعات موجب افزایش بیکاری می‌شود و شاید در نگاه اول تا حدودی درست بود ولی در ادامه می‌بینیم اینگونه نیست و ماهیت مشاغل از طریق این فناوری عوض می‌شود و مشاغل جدیدی شکل گرفته و جای مشاغل سنتی را می‌گیرد. بهتر است بگوییم جای نگاه و تفکر سنتی را می‌گیرد. یک کارگر ساده دیروز، امروزه باید به یک دانشگر یا knowledge worker تبدیل شود. این کارگر کار خود را بر اساس دانش انجام می‌دهد.
قبلاً تایپیست با ماشین تایپ قدیمی کار می‌کرد ولی امروزه ماشین و کامپیوتر پیشرفته و توانائیها و دانش بالا و برنامه‌های پیشرفته صورت می‌گیرد در واقع کارهای تایپ و ماشین امروزه با توانایی و بهره‌وری بسیار بالاتری صورت می‌گیرد.طبیعتاً کسی که با تایپ سنتی آشناست، ممکن است امروزه بیکار شود ولی کسی که به توانائیهای رایانه‌ای امروز مسلط است فرصت‌های شغلی فراوانی پیدا می‌کند.
 امروزه در هر اداره ، کارگاه و موسسه تایپیست‌های زیادی مورد نیاز است که با دانش و توانمندی‌های امروز کار می‌کنند. قبلاً کتاب‌های سنتی فراوانی داشتیم الان، کتابهای الکترونیکی داریم، نشریات الکترونیکی و روزنامه‌ نگاری الکترونیکی و یا کتاب‌های صوتی داریم، امروزه آموزش الکترونیکی جای آموزش سنتی را می‌گیرد. الکترونیکی شدن یک واژه نیست بلکه تمامی عرصه‌ها را می‌گیرد. بنابراین حجم زیادی از مشاغل در حوزه
IT شکل گرفته است. کشور هند نگاه ویژه‌ای به فناوری اطلاعات داشته و دارد. خیلی از شرکت‌های بزرگ IT و ICT در کشور هند دفاتر خود را راه‌اندازی کردند، به ویژه اینکه هندیها به زبان انگلیسی هم آشنا بودند و مشکلی نداشتند. در حال حاضر صادرات نرم‌افزار کشور هندوستان، بیشتر از درآمد صادرات نفت ما است. بدون شک این هندیها از طریق فناوری اطلاعات این درآمد را به کشورشان سرازیر کرده‌اند.

 با این توصیف، دیگر نگاه اینکه فناوری اطلاعات اشتغال را کاهش می‌دهد، منسوخ شده است؟
 دقیقاً دیگر کسی به فناوری اطلاعات به عنوان محدود کننده اشتغال نگاه نمی‌کند. فناوری اطلاعات بستر اشتغال و کارآفرینی است، مشاغل ویژه اینترنتی شکل گرفته است. مشاغل IT از جنسی است که دیگر نیاز به دفتر کار هم ندارد، به راحتی از طریق یک وب سایت خرید و فروش اینترنتی می‌توان بسیاری از داد و ستدها را در بستر وب انجام داد. نرم‌افزارهای طراحی شده که کارهای منشی یک شرکت را انجام می دهند و بسیاری از موارد مشابه.
بنابراین کسی که به
IT مسلط است با کمی خلاقیت می‌تواند برای خود کسب و کاری را راه‌اندازی و مدیریت کند. به همین دلیل شرکت‌های فناوری اطلاعات با پرسنل کم شکل می‌گیرند ولی درآمد و گردش مالی بالایی دارند.

 چرا در کشورمان کسب و کار و یا بهتر بگویم کسب و کار اینترنتی آنگونه که باید و شاید رونق نگرفته یا نمی‌گیرد؟
 در ایران همیشه یک آفتی وجود دارد که هر پدیده جدیدی که به کشورمان می‌آید، افراد ابتدا بهت زده می‌شوند، بعد ذوق می‌شوند و در نهایت دلزده می‌شوند. نباید اجازه بدهیم این اتفاق در حوزه IT بیفتد، نباید اجازه بدهیم فناوری اطلاعات که در همه جای دنیا کارایی و کارآفرینی خود  را ثابت کرده در کشورمان لوث شده و یک کالای لوکس جلوه داده شود. سایت E-bay که مدیر آن (پیر امیدیار) یک ایرانی است، بزرگترین سایت خرید و فروش اینترنتی است و مدیر آن جزء 100 ثروتمند بزرگ دنیاست. بنابراین قدرت تولید ثروت از دانش در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات معنا پیدا می‌کند و به طور ملموس خود را نشان می‌دهد و بازه به ثمر نشستن فناوری اطلاعات برای کسب درآمد، بازه زمانی بسیار کوتاهی است؛ امروزه نمونه‌های فراوان موفق از این شرکت ها وجود دارد ؛ شرکت اپل با دو نفر و در گاراژ یک خانه کار خود را شروع کرد. بیل گیتس در دوران دانشجویی با همکاران خود شرکت میکروسافت را ایجاد کرد. شبکه‌های اجتماعی face book   توسط یک تیم جوان پایه گذاری شد که الان نیمی از کاربران اینترنت در دنیا عضو این سایت هستندو بهره‌برداری‌های تجاری، اقتصادی و حتی سیاسی هم از آن می‌شود، یا سایت Utube   که با عرضه فیلمهای کوتاه خانگی کار خود را آغاز کرد و اکنون توسط شرکت گوگل با مبلغ قابل توجهی از بنیانگذاران اولیه خریداری شد. در پشت سر همه این فعالیت‌ها جوانان با انگیزه و خلاق بوده‌اند و این کسب و کارها را هدایت کرده‌اند. ،
 مشاغل سنتی بسیار هزینه‌بر و سنگین است، ایجاد سوله، خط تولید، تجهیزات، آب، برق، گاز و ... از عهده هر کسی و یا هر جوان و فارغ‌التحصیل بر نمی‌آید ولی بستر فناوری اطلاعات هیچکدام از این هزینه‌ها را ندارد. برای ایجاد یک شرکت فناوری اطلاعات و کسب و کارهای اینترنتی بعضا یک خط تلفن و چند رایانه ( و حتی بدون نیاز به دفترکار) می‌توان کار را شروع کرد. به همین دلیل از انقلاب فناوری اطلاعات سخن می‌گویند چون در همه شئون زندگی تاثیر خود را گذاشته است.

در کشورمان توجه به مشاغل حوزه IT چه سابقه و چه دورنمایی دارد؟
 خوشبختانه چند سال پیش طرح تکفا برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورمان اجرا شد که تاثیرات بسیار خوب و مثبتی را در تحرک بخشیدن به این حوزه ایجاد کرد، این طرح موجب شد که خیلی‌ها بدانند IT چیست و چه کارکردهایی دارد. بسیاری از کارشناسان از تکفا به عنوان یک حرکت رو به جلو و سازنده نام می‌برند. گر چه آن طرح هم نواقصی داشت ولی آن تجربه به عنوان کار اول به اذعان همه کارشناسان دلسوز حوزه فناوری اطلاعات موفق بود ولی متاسفانه با تغییرات مدیریتی در سطح وزارت ICT ادامه کار در قالب طرح‌های تکفای 2  اجرا نشد و در سالهای اخیر نیز به فناوری اطلاعات به شکل ضعیفی پرداخته شد و بودجه‌های مورد نیازاین بخش تامین و هدایت نشد. اما امیدواریم که با برنامه ریزیهایی که صورت می گیرید خصوصا در برنامه پنجم توسعه کشور جایگاه ویژه ای برای توسعه این فناوری تبیین گردد.

 در گذشته و حتی حال، مشاغل از دل سه گروه کشاورزی، دامپروری صنعت مشتق می‌شد، با توجه به فراگیری فناوری اطلاعات می‌توانیم از این فناوری به عنوان گروه چهارم در تقسیم‌بندی مشاغل نام ببریم؟
 در آینده دنیا چند چیز به طور اساسی تاثیرگذار است که شامل فناوری اطلاعات، بیو تکنولوژی، نانوتکنولوژی و علوم فضایی است. فناوری اطلاعات ممکن است به صورت گروه شغلی جدا فرض نشود ولی در همه زمینه‌ها و رشته‌ها تاثیر خود را گذاشته است. به عنوان مثال توسط دانشجویان ایرانی دستگاهی تولید شده است که از طریق فناوری اطلاعات و به کمک ماهواره می‌توان سیستم آبیاری زمین‌های کشاورزی را بدون حضور در محل مدیریت کرد.
فناوری اطلاعات در صنعت، اتوماسیون صنعتی را موجب شده است یا مثلا فناوری اطلاعات موجب شکل گیری ساختمانهای هوشمند شده است و ایجاد سیستمهای مدیریت مصرف انرژی شده است که البته از این مثالها بسیار است وشاید یکی از مثالهای ملموس آن بتوان به سیستم کارت هوشمند سوخت اشاره داشت.

 

س:ورود فناوری اطلاعات به ایران چه چالش‌هایی داشت؟

ج: یکی از معضلات ما در حوزه فناوری اطلاعات عدم آشنایی با نحوه بکارگیری صحیح فناوریهای نو است. در کشوری مثل پاکستان قبل از اینکه کامپیوتر وارد ادارات و مراکز خصوصی یا دولتی شود ابتدا  آموزش‌های مورد نیاز در این خصوص ارائه شد و بعد کامپیوتر وارد شد در حالیکه که در کشور ما این موضوع برعکس بود سیل دستگاههای رایانه ای به کشورمان سرازیر شد در حالیکه هیچ کس نمی‌توانست از ان استفاده کند و اغلب این کامپیوتر با کاور پوشیده بود و به عنوان یک کالای لوکس و تزیینی در اتاق مدیربه آن نگاه می‌شد. متاسفانه به جای اینکه کامپیوترها در دست کارشناسان قرار بگیرد ابتدا در اتاق مدیران نصب شد که حتی هنوز هم بسیاری از مدیران توان استفاده درست از این فناوری را ندارند.
بنا بر این یکی از چالشهای اساسی در این حوزه بحث فرهنگ استفاده از این فناوری و آموزش استفاده کنندگان از آن است. خصوصا با توجه به سرعت بالای توسعه و تحول در این فناوری و نو شدن مداوم آن لزوم ارائه آموزش بیش از پیش احساس می شود.

 پژوهشکده ICT جهاد دانشگاهی اقدام به برگزاری دوره‌های MBA و همچنین دوره‌های شغل محور در حوزه ICT کرده است. این دوره‌ها تا چه حد می‌تواند نیازهای متقاضیان و خلاهای آموزشی در این رشته‌ها را پر کند؟
 ما با توجه به تجارب موجود در دنیا، ایران و توان علمی و آموزشی جهاد دانشگاهی هم اکنون در پژوهشکده ICT جهاددانشگاهی علاوه بر دوره های تخصصی این حوزه دو گروه جدید از آموزشها را ارائه می کند. گروه اول دوره‌های یکساله MBA در حوزه فناوری اطلاعات  و گروه دوم دیگر دوره های جامع شغل محور فناوری اطلاعات و ارتباطات است. این دوره‌ها از دل تجربیات در اجرای پروژه‌های فناوری اطلاعات  و همچنین نیازسنجیهای علمی انجام شده در این حوزه بیرون آمده است.و با نیازهای کار برای اجرای پروژه‌ها به ویژه در حوزه فناوری اطلاعات مرتبط است. دانشگاه‌های ما دوره‌هایی را در حوزه فناوری اطلاعات اجرا و فارغ‌التحصیلانی تربیت می‌کنند که قلم به دست هستند ولی ما از طریق برگزاری این دوره‌ها در صدد تربیت نیروهای به اصطلاح آچار به دست هستیم که بتوانند نیاز بازارکار حوزه فناوری اطلاعات را برآورده کنند. امروزه فضای کسب و کار در حوزه فناوری اطلاعات بیش از هر حوزه یا رشته‌ای تعیین می‌کند که چه نیرو و متخصصی مورد نیاز است. در واقع فضای IT از فضاهایی است که افراد کارآزموده ای که به ابزراهای روز تسلط دارند را طلب می کند نه لزوما افرادی با معلومات دانشگاهی. به همین علت امروزه می بینیم که شرکتهای صاحب فناوری دوره های تخصصی خاص خود را طراحی و در سطح دنیا اجرا میکنند و حتی گواهینامه مهندسی خاص خود را به فارغ التحصیلان این دوره ها ارائه می کنند. مثل شرکتهای سیسکو و مایکروسافت . بنابراین هدف از برگزاری این دوره‌ها در جهاددانشگاهی، مسلط شدن نیروهای آموزش دیده برای مشاغل کلیدی فناوری اطلاعات و ارتباطات است.
در این دوره‌ها از دانشجو فعالیت‌های مختلف خواسته می شود، مهارت‌های مورد نیاز هم آموزش داده می‌شود. مصاحبه‌های تخصصی برگزار می‌شود و هر کسی هم ثبت‌نام نخواهد شد. تلاش می‌شود آموزش‌ها با تجارب کاری افراد مرتبط باشد و در حین تحصیل اجرای پروژه‌های مختلف به آنها سپرده ‌شود تا به نتیجه مطلوب در این زمینه‌ها برسیم.

 چه برنامه‌ای برای آینده دوره‌ها دارید؟
 از برنامه های آتی ما، برگزاری دوره های مشترک تخصصی-کاربردی با مراکز علمی معتبر داخلی و خارجی و همچنین برگزاری دوره های مشترک آکادمیک در مقطع تحصیلات تکمیلی است . از سوی دیگر نگاهی داریم به برگزاری دوره های مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات در سایر حوزه های علوم و صنعت نظیر نفت و گاز، پتروشیمی، کشاورزی، خودرو و ..... .
تلاش می‌شود تا نیازهای شغلی و مدیریتی این حوزه‌ها از طریق طراحی دوره‌های مفید پاسخ داده شود. جهاد دانشگاهی خود را رقیب دیگران نمی‌بیند، هدف ما پر کردن خلاهاست. جاهایی که موسسه یا دستگاهی وارد نشده است و این دوره‌ها برای نیازهایی است که کمتر به این نیازها پرداخته شده است .

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق و خلاقیت و پیشرفت
چکیده

در دوران آموزشی، چه در مدرسه و چه در دانشگاه هیچگاه این موضوع که چگونه تفکر خلاق داشته باشیم، مورد توجه واقع نمی‏شود و صرفا از ما خواسته می‏شود که موضوعات ارائه شده را همانگونه که بیان شده است، دقیق و بدون هیچگونه خلاقیت و نوآوری به استاد تحویل دهیم .
این مقاله در پی‏آن است در وهله اول اهمیت این موضوع را روشن کند و سپس با شناخت تواناییهای ذهنی، روشهایی را برای تقویت تفکر خلاق ارائه دهد . در ادامه نقش این تفکر در برقراری ارتباطات مناسب و همچنین نحوه دست‌یابی به این تفکر مورد بررسی قرار می‏گیرد .

مقدمه
بسیاری از مردم به اشتباه بر این باورند که به وسیله کامپیوتر می‏توان بدون بهره‏گیری از همان مهارتهای حل مسئله که تاکنون مورد استفاده بوده‏اند، مبادرت به حل مسائل پیچیده نمود.ولی برای بهره جستن از امکانات کامپیوتر می‏باید تواناییهای حل مسئله را در خود تقویت کنیم.اگر ما مغز خود را در مسیر طرح سؤال ، جست و جو وخلاقیت قرار دهیم، میزان بهره‏وری خود را افزایش داده‏ایم.
با بکارگیری مهارتهای حل خلاقانه مسئله راه حلهای نوآورانه و افکار جدید برای حل مسئله یا نیازی مشخص،به ذهن خطور می‏کند.چنین افکاری از راه‏حلهای معمول کاملاً متمایزند و کیفیت بالاتری دارند.از آنجا که مهارتهای حل مسئله، افکار تحلیلی و تخیلی را در هم می‏آمیزد، باعث ایجاد تعادل در تفکر می‏شود.همان گونه که تفکر شهودی برای دست‌یابی به نتایج برتر حائز اهمیت است،تفکر انتقادی و ساختاری نیز دارای اهمیت است.

تعریف خلاقیت
- آلبرت رنت گیورگی : خلاقیت عبارت است از نگاهی متفاوت به پدیده‏هایی که سایر مردم نیز آنها را می‏نگرند.
- ادوارد : خلاقیت ارتباط بین تصویر و اندیشیدن ایده‏های نو و ارائه محصول ، فرایند و خدمات نوآورانه است.
- ویلیام جی ریف (استاد و مدیر مهندسی سیستم‏های کارخانه‏ای جنرال‏موتورز) : خلاقیت واکنشی اکتسابی در برابر موقعیت است که از انرژی اطلاعات و دیگر منابع ضروری برای یک مسئله نشأت می گیرد.

ویژگیهای ‏تفکر ‏در چهار ربع مغز
ویژگیهای تفکر تحلیلی‏ ربع اول:

تفکر ربع اول، واقعی، تحلیلی، کمی، فنی، منطقی، استدلالی و انتقادی است. این ربع با تحلیل داده‏ها، ارزیابی ریسک، آمار، بودجه های مالی و محاسبات، همچنین با سخت افزار فنی،‌حل مسئله تحلیلی و تصمیم گیری بر اساس منطق و استدلال سروکار دارد. فرهنگ ربع اول، ماده‏گرایانه، آکادمیک (آموزشگاهی) و مستبدانه است. این ربع، عملکردگرا است.
موضوع ها و حرفه های مورد پسند:
افرادی که تفکر ربع اول را ترجیح می‌دهند، ترجیحاتی نیز برای موضوعهای خاصی در حرفه های مشخص دارند. قلمروهای درسی مورد پسند آنها، حساب، جبر، و حسابداری به علاوه علوم و فناوری است. و درمجموع، مهندسان، دانشمندان کامپیوتر، تحلیل گران و تکنسین ها، بانکداران و فیزیکدانان، تفکر ربع اول را ترجیح می دهند. افرادی که تفکر ربع اول دارند، درباره « خط پایان» یا « دریافت واقعیتها» یا « تحلیل انتقادی» صحبت می‌کنند. به این افراد « خوره اعداد» یا « ماشین های انسانی» گویند.
پای استدلالیون چوبین بود
پای چوبین، سخت بی تمکین بود
(مولانا)
اگر شما یک متفکر ربع اول باشید، ترجیح می‌دهید به صورت زیر بیاموزید و رفتار کنید:
- جمع آوری داده ها و اطلاعات.
- سازماندهی منطقی اطلاعات در یک چارچوب، نه تا آخرین جزء.
- گوش کردن به سخنرانیهای اطلاعاتی.
- مطالعه کتب درسی ( بیشترین کتب درسی برای متفکرین ربع اول نوشته شده اند.)
- مطالعه مسائل و راه حلهای نمونه.
- تفکر همراه با تولید ایده.

- انجام تحقیقات کتابخانه‏ای.
- انجام تحقیق با استفاده از روش علمی.
- فرضیه سازی و سپس آزمون فرضیه برای اینکه دریابید آن فرضیه درست است یا نه .
- قضاوت در مورد ایده ها بر اساس واقعیات‌، معیارها و استدلال منطقی.
- انجام مطالعات موردی فنی.
- انجام مطالعات موردی مالی.
- سر و کار داشتن با سخت افزار و اشیا تا با افراد.
- سر و کار داشتن با واقعیت و زمان حاضر تا با امکانات آینده.
- سفر به فرهنگ های دیگر برای مطالعه مصنوعات فنی.
فعالیتهایی برای تمرین تفکر ربع اول:
- در مورد موضوع یا مسئله ای خاص، اطلاعات جمع آوری کنید.
- اطلاعات جمع آوری شده را به طور منطقی دسته بندی کنید.
- نمودار، فلوچارت و طرح کلی از اطلاعات و داده ها تهیه کنید.
- در مورد موضوعی خاص، یک تحقیق کتابخانه ای یا ساده انجام دهید.
- با مطالعه در مورد ماشینی که زیاد مورد استفاده قرار می گیرد، کارکرد آن را دریابید.
- اجزای یک وسیله کوچک از کارافتاده را از هم جدا کنید. کشف کنید که با هر یک از اجزا چه کاری می توانید انجام دهید.
- یک موقعیت مسئله ای جاری را در نظر بگیرید و آن را به اجزای اصلی اش تجزیه کنید.
ویژگیهای تفکر در ربع دوم:
تفکر ربع دوم، سازمان یافته، با توالی، کنترل‏شده، برنامه‏ریزی شده، محافظه‏کار، ساختاریافته، مشروح، منظم و با پشتکار است. سروکار آن با اجرا، طراحی تاکتیکی، شکل سازمانی، حمایت، به اجرا در آوردن راه حل، حفظ وضع موجود واگرهای امتحان پس داده است. فرهنگ آن سنتی، بوروکراتیک و قابل اعتماد است. تولیدگرا و وظیفه طلب است.
موضوعها و حرفه های مورد پسند:
افرادی که تفکر ربع دوم را ترجیح می‌دهند، دوست دارند که موضوعات مختلف بسیار ساختاریافته و با توالی سازماندهی شده باشند. طراحان، بوروکرات‏ها، مدیران اجرایی و دفترداران، نمایانگر تمایل فکری ربع دوم هستند. افرادی که ربع دوم را ترجیح می‌دهند، درباره « ما همواره این کار را به این صورت انجام داده ایم» یا « قانون و نظم» یا « خود انضباطی» و یا « آن را بی خطر بازی کن» صحبت می کنند. آنها را « مشکل پسند (ایرادگیر)» و یا « سخت کوش» می‏نامند.
اگر شما یک متفکر ربع دوم باشید، ترجیح می‏دهید به صورت زیر یاد بگیرید و عمل کنید:
- پیروی از دستورالعملها به جای سعی بر انجام کاری به روشی متفاوت.
- انجام مسائل تکراری و مشروح تکلیف.
- آزمون تئوری ها و روشها به منظور یافتن اشکالات آنها.
- انجام قدم به قدم کار آزمایشگاهی.
- نگارش گزارش با توالی درباره نتایج آزمایشها.
- استفاده از یادگیری و آموزش برنامه ریزی شده.
- یافتن کاربردهای عملی دانش فرا گرفته شده؛ تئوری کافی نیست.
- طراحی پروژه ها: زمان بندی کردن، سپس اجرا مطابق با برنامه.
فعالیت هایی برای تمرین تفکر ربع دوم:
- پروژه ای را با نوشتن هر گام با جزئیات، طراحی کنید. سپس آن را انجام دهید.
- یک سیستم بازرگانی برای کارهای دفتری و مکاتبات خود تهیه کنید.
ویژگیهای تفکر در ربع سوم :
تفکر ربع سوم، حسی، احساسی، انسان‌گرا و نمادین است. این ربع با آگاهی از احساسات، هیجانات فیزیکی، ارزشها، موسیقی و ارتباطات سر و کار دارد. این ربع برای تدریس و تربیت لازم است. فرهنگ ربع سوم، انسان گرایانه، همیارانه و معنوی است. این ربع، ارزش‏طلب و احساس‏گراست. مهاتما گاندی، مصلح اجتماعی هند، از این دسته افراد است.
موضوعها و حرفه های مورد پسند:
افرادی که تفکر ربع سوم را ترجیح می‌دهند، برای موضوعات خاصی تمایل نشان می دهند و به جای اینکه تنها کار کنند، در فعالیتهای گروهی کار می کنند. معلمان، پرستاران، مددکاران اجتماعی و موسیقی‌دانها تمایل بسیار شدیدی به تفکر ربع سوم دارند، گرچه موسیقی‏دانان و آهنگ‏سازها، هنگام تحلیل و ارزیابی یک موسیقی و اجرای آن، تفکر نوع اول را درگیر می کنند.
افرادی که تفکر نوع سوم‌ دارند، درباره «‌خانواده» یا « کار تیمی» یا « رشد شخصی» و « ارزشها» صحبت می کنند.
اگر شما یک متفکر ربع سوم باشید، ترجیح می دهید به روشهای زیر یاد بگیرید و عمل کنید :
- گوش کردن و سهیم شدن در ایده‏ها.
- برانگیختن خود با پرسیدن دلیل؛ به دنبال معنای تازه‏ای گشتن.
- تجربه کردن ورودیهای حسی.
- استفاده از فرصتهای مطالعه گروهی و بحثهای گروهی.
- استفاده از مطالعات موردی فردمحور.
- احترام به حقوق و نظرات دیگران؛ افراد مهم هستند، نه اشیا.
- یادگیری از راه تدریس به دیگران.
- یادگیری از راه لمس‏کردن، احساس‏کردن و یا استفاده از ابزار و دستگاهها.
- مطالعه مقدمه یک کتاب برای یافتن سرنخهایی از منظور نویسنده.
فعالیتهایی برای تمرین تفکر ربع سوم:
- هنگامی که در یک گفتگو قرار می‏گیرید، بیشتر زمان را صرف گوش‏کردن به فرد مقابل کنید.
- در یک گروه مطالعه کنید و یا یک پروژه گروهی انجام دهید.
- در مورد کارهایی که دیگران برای شما انجام داده اند، بیاندیشید و روشی برای تشکر از آنها بیابید.
ویژگیهای تفکر در ربع چهارم:
تفکر ربع چهارم، بصری، کل‏نگر، نوآور، استعاری، خلاق، تخیلی، مفهومی، فضایی، انعطاف‏پذیر و شهودی است. این ربع با زمانهای آینده، امکانات، ترکیب، بازی، رؤیا، دورنمای هدف دار، طراحی‏استراتژیک، تحول و نوآوری سر و کار دارد. فرهنگ ربع چهارم، اکتشافی، مبتکر و آینده‏گراست. بازیگوش، مستقل و ریسک طلب است. پابلو پیکاسو و لئوناردو داوینچی، تمایل زیادی به تفکر این ربع داشتند.
موضوعها و حرفه های مورد پسند:
افرادی که تفکر ربع چهارم را ترجیح می دهند، موضوعاتی مانند هنر و هندسه و معماری را می پسندند. مؤسسان، کاوشگران، هنرمندان و دانشمندانی که در تحقیق و توسعه درگیر هستند، تمایل شدیدی به ربع چهارم دارند.از این افراد غالباً اینطور یاد می‌شود که « در آسمانها سیر می کنند» یا « بی نظم» و یا « رؤیایی و غیر واقع بین» هستند.
- بدون بازی با تخیل، هیچ اثر خلاقانه‏ای تا به حال پا به عرصه وجود نگذاشته است. دینی که ما به بازی تخیل داریم، غیر قابل محاسبه است.( کارل گوستاو یونگ، انواع روانشناسی،1923)
اگر شما یک متفکر ربع چهارم باشید، ترجیح می دهید به روشهای زیر یاد بگیرید و عمل کنید:
- به دنبال تصویر و متن کامل یک موضوع جدید هستید، نه جزئیات آن.
- پیشقدم می شوید و به طور فعال درگیر کارها می شوید.
- شبیه سازی انجام می دهید.
- از وسایل بصری در سخنرانیهایتان استفاده می کنید.
- مسائلی را که پاسخهای ممکن بسیاری دارند را حل می کنید.
- زیبایی خود مسئله و راه حل آن را ارج می نهید.
- جلسه طوفان فکری را رهبری می کنید. ایده‏های عجیب و نه خود تیم مورد نظر است.
- آزمایش می کنید و با ایده ها بازی می‌کنید.
- امکانات پنهان را بررسی می کنید.
- درباره گرایشها می اندیشید.
- ایده ها و اطلاعات را ترکیب می کنید تا چیز جدیدی بیابید.
- از بحثهای موردی آینده گرا استفاده می‌کنید.
- فقط برای سرگرمی از روشهای متفاوتی برای انجام کاری استفاده می کنید.
فعالیتهایی برای تمرین تفکر ربع چهارم:
- به تصویر کامل یک مطلب و نه جزئیات آن بنگرید.
- تحقیقی در مورد یک گرایش انجام دهید: سپس حداقل سه حالت توسعه متفاوت برای آینده پیش بینی کنید.
- سؤالهای اگر و آنگاه بپرسید و پاسخهای متفاوتی را بیابید.
- به خود مجال خیال بافی بدهید.
- در زمان حل مسئله، دو یا سه راه متفاوت برای آن بیابید.
- مسائلی را که احتیاج به یورش فکری دارند، حل کنید. - زیبایی یک طراحی یا معماری یا هر هنر دیگر را ارج نهید.
- با وسایل بازی مختلف بازی کنید.
- نقاشی و طراحی بیاموزید.
- بررسی کنید چه طور موضوع خاصی می‏تواند بر دیگر مطالبی که می دانید، مربوط شود.
- در نگارش و یا زمان توضیح یک مفهوم یا ایده، از قیاس و استعاره استفاده کنید.
با توجه به مطالب این قسمت نتیجه می‏گیریم که برای داشتن تیمی قوی نیاز به افرادی داریم که در مجموع دارای تمام تمایلات مغزی باشند و این کار با استفاده از ویژگیهای ربعهای مغز صورت می گیرد.

چگونه به تفکر و تخیل خلاق دست یابیم ؟
شرکتهایی در اقتصاد نوین موفق خواهند بود که بتوانند به طور مستمر انتظارات مشتریان را برآورده سازند و از آن نیز فراتر روند. بخشی از این معادله نیازمند وجود عناصری از نوآوری و خلاقیت نزد نیروی کار است. بدون مراقبتهای مستمر از بهبود اوضاع فعلی، سازمان در یک فرایند پیشرفت جزئی و غیر متمرکز قفل می شود، موقعیتی که برخی از شرکتهای انگلیسی که سابقه درخشانی داشته‏اند ، دچار آن شده اند.اما شما چگونه می توانید حس خلاقیت خود را پیدا کنید؟
-1 ایمان داشته باشید که می‏توانید موفق شوید. وقتی ایمان داشته باشید که می‏توانید کاری را انجام دهید، ذهن شما خودبه‏خود راههای انجام آن را می‏یابد. ایمان به راه حل، دست یابی به آن را آسان می کند.
در اینجا دو راه حل ارائه شده است که به شما کمک می کند به یاری ایمان از قدرت خلاقیت برخوردار شوید:
الف- کلمه ناممکن را از فرهنگ لغات خود خارج کنید.
ب- به چیزی بیاندیشید که زمانی دوست داشتید آن را انجام بدهید ، اما به دلایلی که آن را ناشدنی می‏پنداشتید، از انجام آن خودداری کرده بودید . حالا سعی کنید فهرستی از دلایلی که ثابت می‏کند می توانید آن را انجام دهید ، تهیه کنید . بسیاری از ما‌، تنها به این دلیل که فکرمان را روی دلایل ناتوانی خود متمرکز می‏کنیم، آرزوهای خود را به بند کشیده و سرکوب کرده‏ایم ، حال آنکه تنها چیزی که شایسته است ذهن خود را به آن معطوف کنیم ، توانایی‌هایمان است.
-2 اجازه ندهید سنتهای دست و پاگیر ، ذهن شما را فلج کنند. افکار نو را پذیرا شوید . جستجوگر باشید. راههای جدید را امتحان کنید . در هر کاری که انجام می‏دهید پیشرو باشید.
در اینجا سه راه را برای مقابله با تفکر سنتی را می‏بینید :
الف- به نظرات افراد توجه کنید. فکرهای جدید را پذیرا شوید.با این افکار منفی مبارزه کنید؛ «نتیجه نمی دهد»، «نمی شود»، «بی‌فایده است»
ب- پیوسته در حال جستجو باشید. خبرهای جدید را امتحان کنید.
پ- پیشرو باشید ، نه دنباله رو . نگویید «در جایی که کار می‏کردم ، از این روش برای انجام کارها‏یمان استفاده می‏کردیم،بنابراین در اینجا هم باید طبق همان شیوه عمل کنیم» بلکه بگویید : چطور می‏شود این کار را بهتر از آنچه که در گذشته انجام می‏دادیم‌، انجام دهیم؟
-3 هر روز از خودتان بپرسید «چطور می‏توانم کارم را بهتر انجام بدهم؟» شعار جنرال الکتریک این است :موفقیت مهمترین محصول ماست_
-4 از خودتان بپرسید. «چطور می‏توانم بیشتر کار کنم؟» توانایی یک برداشت ذهنی است.
اگر متقاعد شده‏اید که انجام بیشتر و بهتر کارها مقرون به صرفه است ، این دستورالعمل دو مرحله را انجام بدهید:
الف- مشتاقانه پیشنهادهایی را برای کار بیشتر کار بپذیرید. کسی که مسئولیت کاری را به شما واگذار می‏کند ، در حقیقت روی شما حساب می‏کند. پذیرفتن مسئولیتهای بزرگتر در کار ، شما را برجسته تر می‏کند و نشان می‏دهد که ارزش بیشتری دارید .
به قول دکتر شوارتز :« از تجربه های تلخ گذشته آموخته‏ام که آدمهایی که وقت زیادی دارند، شریک و همکار خوبی نیستند.»
و یا به عبارت دیگر «هر چه وقت کمتری برای کار کردن داشته باشم، کارهای بیشتری انجام می دهم.»
ب- روی این نکته تمرکز کنید که «چطور می‏توانم بیشتر کار کنم؟»
بعضی از این جوابها ممکن است شامل برنامه‏ریزی بهتر ، انضباط بیشتر و یا مختصر و مفید‏کردن فعالیتهای روزمره، یا کلا"حذف امورغیرضروری باشد.
-5 سوال‏کردن و شنیدن را تمرین کنید. انسانهای بزرگ فقط می‏شنوند و انسانهای کوچک فقط حرف می زنند.
این برنامه سه مرحله ای را برای تقویت تفکر خلاق ، از طریق پرسیدن و شنیدن اجرا کنید :
5 –1 - دیگران را تشویق به حرف‏زدن کنید. در گفتگوهای شخصی یا در جلسات گروهی‌، با عبارتهای بر انگیزنده نظیر اینها از مردم حرف بکشید: «از تجربیاتت برایم بگو...» یا «فکر می کنید راجع به این کار چکار باید کرد؟» اگر دیگران را تشویق به حرف‏زدن کنید، به پیروزی دوقبضه‌ای دست می یابید. می توانید مواد خامی برای تولید اندیشه‏های خلاق به دست آورید و در ضمن ، دوستان خوبی پیدا کنید. برای به دست آوردن محبت مردم هیچ راهی تضمین شده‏تر از تشویق آنان به حرف زدن نیست.
-5 -2 دیدگاههای خود را از طریق پرسشهایی که طرح می‏کنید ، محک بزنید. اجازه بدهید که دیگران در اصلاح افکارتان به شما کمک کنند. لازم نیست هر فکری را که به نظرتان می‏رسد، مانند واژه یا عبارتی که روی یک صفحه طلا نقش بسته است، اعلان کنید. اول جوانب کار را بسنجید.
5-3 - به چیزی که طرف مقابل می‏گوید‌، خوب گوش کنید. گوش کردن به معنای آن است که اجازه دهید حرفهایی که زده می‏شود ، در ذهنتان رخنه کند.
-6 دید خود را گسترش دهید.
دراینجا دو راه برای دریافت محرکهای ذهنی وجود دارد:
اول با حداقل یک گروه صنفی که روی مسائل شغلی شما تاثیر می‏گذارند ملاقات مستمر و ارتباط داشته باشید.
دوم با حداقل یک گروه که بیرون از حوزه علاقه‏های شغلی شما فعالیت می‏کنند مشارکت و ارتباط داشته باشید.
-7 همه چیز را به پرسش بگیرید.
هیچ چیز فارغ از نقد نیست. با آزادی کامل هر چیز و همه چیز را به طور مطلق به چالش بگیرید؛ هر چیزی که فکر می‏کنید در راه ایجاد یک سازمان به واقع بزرگ به کار گرفته می‏شود. اگر خود را در موقعیتی دیدید که می‏گوید: «آن راه نتیجه نمی‏دهد، چون همانی نیست که معمولا کارها را از طریق آن انجام می‏دهیم»، معلوم می‏شود که چارچوب فکری درستی ندارید.
-8 هر روز را با یک ایده آغاز کنید .
در پایان کار 10 دقیقه بنشینید و فکر کنید که در آن روز کارها چطور انجام داده اید و چگونه می‏توانستید آنها را بهتر انجام دهید.در پایان هفته نیز به ایده‏های خود نظری بیافکنید و ببینید با کدام یک عملا می‏توانید کنار بیایید.کاملا درست است بیشتر ایده‏های شما بسادگی انجام شدنی نیست، اما شما آنهایی را می‏خواهید که چنین باشند.
-9 تنوع طلب باشید .
یکی از موانع بر سر راه خلاقیت شخصی ما مسیر عادت شده‏ای است که برای خود خلق می‏کنیم.پس خود را از این مسیر بیرون بکشید و راههای جدیدی را بیازمایید. کارهای پژوهشی بخوانید و فقط به رشته تخصصی خود بسنده نکنید ،آنگاه ببینید چگونه به کار شما ارتباط پیدا می‏کنند و چگونه می‏توانید به کمک آنها کار خود را بهبود ببخشید.

سه راه شکوفا کردن و برداشت ایده ها
-1 نگذارید افکار از ذهنتان فرار کنند. آنها را روی کاغذ بیاورید.
-2 ایده هایتان را مرور کنید .آنها را دائما در پرونده‏ای که در جریان است ، ثبت کنید. محل بایگانی شما می‏تواند یک کمد مجهز یا کشوی یک میز تحریر باشد.
-3 ایده‏هایتان را به کار برید و آبیاری کنید‌. آنها را رشد دهید. راجع به آنها فکر کنید . ایده‏های متجانس را به هم پیوند دهید. هر مطلبی که به شکلی با ایده شما در ارتباط است ، بخوانید.

نتیجه‏گیری
همواره باید به خاطر داشته باشیم که صرفه به خاطر سپردن مطالب هیچ سودی را عاید نمی‏کند، بلکه خلاقیت در استفاده از این مطالب نقش موثری در پیشرفت انسان ایفا می‏کند . خلاقیت منحصر به افراد خاصی نیست و می‏توان آن را در خود ایجاد و تقویت کرد . برای انجام این مهم باید ذهن و تواناییهای آن را شناخت و در زمان مناسب با تقویت آن از آن استفاده کرد . خلاقیت نه‏تنها نقش موثری در رشد فردی دارد بلکه می‏توان از آن در ارتباط با دیگران استفاده کرد .

منابع
-1 لامسدین مونیکا و ادوارد ، تفکر خلاق و حل خلاقانه مسئله ، ترجمه : حائری زاده خیریه ، محمد حسین لیلی ، نشر نی
-2 ساروخانی باقر ، درآمدی بر دایرة المعارف علوم اجتماعی ، انتشارات کیهان
-3 گزیده مدیریت شماره 22
-4 شوارتز، جادوی فکر بزرگ ، ترجمه بخت آور ژنا
_ سیدرضا سید جوادین: دانشیار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
_ _ امیرکرمی: دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه تهران

 

منبع:مجله تدبیر - شماره ۱۸۳

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق و پیشرفت

چکیده

بخش اعظم رشد اقتصادی یک کشور در گرو رشد و توسعه تکنولوژیک آن است و انتقال تکنولوژی به معنی زنجیره ای منظم از فعالیتهای هدفمند جهت بکار گیری مجموعه عناصر تکنولوژی در مکانی به جز مکان اولیه است و ایجاد آن گام مهمی در مسیر صنعتی شدن و توسعه اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته و در حال توسعه که قادر به تولید تکنولوژی های پیشرفته نیستند، به شمار می رود.
نیازهای مادی و سطح زندگی در جامعه امروز به شدت ارتقا یافته است. پیشرفت علم و فناوری تقسیم کار در اجتماع را ناگزیر ساخته است و تقریبا کسی نمی تواند همزمان با پرداختن اصولی و عمیق به تلاشهای فکری جهت خلق تکنولوژی نوین به اشتغال و کسب درآمد از مشاغل معمول نیز بیاندیشد. پس برخلاف گذشته آثار فکری ارزش مادی نیز پیدا کرده اند و به عنوان اصلی ترین راه تامین نیازهای مادی پدید آورندگان شناخته می شوند. از سوی دیگر پیشرفت و تنوع روز افزون وسائل ارتباطی این سرمایه ها را که نقش مهمی در توسعه تمدن، فرهنگ، اقتصاد و صنعت بشری ایفا می کنند، در معرض خطرات بزرگی قرار داده است. به همین خاطر دولتها و ملتهای صاحب تکنولوژی روز دنیا به تدوین قوانین و دستورالعملهایی جهت حمایت و نظارت بر مالکیتهای معنوی خالقان تکنولوژی پرداخته و کشورهای دیگر را هم به متابعت و پیروی از این قوانین واداشته اند.
در این مقاله پس از تعریف «حقوق مالکیت معنوی» به توصیف و تبیین اهم جنبه‌های حقوق مالکیتهای معنوی در رابطه با انتقال تکنولوژی پرداخته می شود.

مقدمه
یکی از عوامل مهمی که باعث ایجاد شکاف توسعه یافتگی بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته شده است، تفاوت سطح دانش و تکنولوژی است. رشد سریع و ناگهانی تکنولوژی در دو دهه اخیر و پیش بینی رشد فوق العاده آن در آینده ای نه چندان دور یقینا به این تفاوت دامن خواهد زد. برای کاهش این فاصله و دسترسی کشورهای در حال توسعه به تکنولوژی روز دنیا دو راه وجود دارد. یکی تولید تکنولوژی و دیگری انتقال آن از کشورهایی که چنین تکنولوژی را در اختیار دارند. انتقال تکنولوژی در کشورهایی که در زمینه تحقیق و توسعه، نیروی انسانی متخصص و سرمایه فاقد توانمندی کافی هستند حداقل تلاش جهت ورود به عرصه رقابت جهانی و همگام شدن با اقتصاد های برتر دنیا به شمار می رود.
به طور کلی تکنولوژی به دو بخش سخت افزاری و نرم افزاری تقسیم می گردد. بخش سخت افزاری تکنولوژی از تجهیزات و ماشین‌آلات تشکیل شده و بخش نرم افزاری آن ناشی از تراوشات فکری انسان است و حمایت از این بخش را «حقوق مالکیت معنوی» بر عهده دارد .
حقوق مالکیت معنوی شامل مقرراتی است که حق بهره برداری مادی از یک فعالیت نو و مبتکرانه را ایجاد می کند و آن را مورد حمایت قرار می دهد. همچنین اعمال کنترل قانونی بر نحوه پخش، توزیع و تجاری کردن اطلاعات و نوآوریهای جدید تکنولوژیک را مجاز داشته و در مورد هر گونه سوء استفاده، تکثیر بی اجازه و جعل و پخش آن مجازاتهایی را در نظر گرفته است.(افسانه خاکپور، 1373، ص 113-111 )
گسترش سریع تکنولوژی و رقابت در دنیای امروز با توجه به اهمیت حمایت از حق مالکیت معنوی و فکری در نزد صاحبان و پدید آورندگان بخش نرم افزاری تکنولوژی از یک سو، سیاستمداران و دولتمردان را بر آن داشته است تا این رشته از حقوق را به عنوان ابزاری جدید در سیاست خارجی کشورهای خود مورد توجه قرار دهند و با توجه قدرت حمایتی این حقوق در زمینه حق انحصاری فروش یا استفاده از نوعی کالا یا فناوری، حق لیسانس، حق مؤلف و مواردی از این قبیل که منجر به کوتاه شدن دست رقبای تجاری از هر گونه تقلب و جعل می شود، با اطمینان و سرعت بیشتری به سمت جهانی شدن گام بردارند و از سوی دیگر با توجه به توسعه اقتصادی و رشد علوم و فناوری که افزایش سرعت صنعتی شدن کشورها و اتصال به شبکه تجارت جهانی را در پی دارد، شناخت مفاهیم مالکیت معنوی و ظرفیتهای بالقوه این رشته در این رابطه می تواند امر انتقال تکنولوژی را از سوی کشورهای توسعه یافته با اطمینان و تضمین بیشتری همراه سازد و در نتیجه گام مؤثری در جهت توسعه یافتگی کشورهای در حال توسعه باشد.

تعریف حقوق مالکیتهای معنوی
اختلاف در تعریف و تفسیر و تعیین استانداردها در زمینه حقوق مالکیت معنوی یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی بازاریابان و ذی‌نفعان در امر انتقال تکنولوژی بین دو یا چند کشور و ملت است و تلاش برای حمایت از حقوق مالکیت معنوی و یکسان سازی مفاهیم مرتبط با این حقوق به یک معمای اجتماعی تبدیل شده است.
این بخش از حقوق با توسعه تکنولوژی رشد و گسترش یافته است. استفاده فزاینده از کامپیوتر و تکنولوژی ارتباطات منجر به توسعه اقتصاد دیجیتال شده و این اقتصاد جدید روش تولید کالاها و خدمات، ماهیت و محتوای آنها و نیز مکانیزم‌های توزیع کالاها و خدمات را متحول ساخته است. این تفاوتهای عمیق مفروضات قانونی متفاوتی نیز می طلبند. پس حقوق مالکیتهای معنوی به عنوان ابزار حیاتی در برابر سلطه چنین تحولاتی اهمیت یافته است.
حق مالکیت معنوی به معنی حقوق قانونی است که به فعالیتهای غیر مادی و فکری در زمینه های صنعتی، علمی، ادبی و هنری مرتبط می شود. اغلب کشورها به دو دلیل اصلی، قوانینی را جهت حمایت از مالکیتهای فکری و معنوی تدوین کرده‌اند که اولی القای وضعیت و بیان قانونی به حقوق اقتصادی و اخلاقی مخترعان در اختراعاتشان و نیز حقوق عامه مردم در دستیابی به آن اختراعات است و دلیل دوم ارتقای خلاقیت و کاربرد نتایج آن و نیز تشویق مشارکت مردم در توسعه اجتماعی و اقتصادی است.
لازم به ذکر است اصطلاح «حقوق مالکیت فکری» اصطلاحی است که توسط برخی از حقوقدانان به جای «حقوق مالکیت معنوی» به کار می رود. از نظر این دسته از افراد کلمه معنوی شاید جامع باشد، ولی مانع نیست. کلمه معنوی در لغت منسوب به معنی و مقابل مادی و صوری تعریف شده است. حال آنکه منشاء این حقوق فکر و اندیشه و تعقل انسانهاست.(نورالدین امامی،1371، ص 193)

مراجع رسیدگی به حقوق مالکیت معنوی
حمایت از حقوق مالکیت معنوی از قرن نوزدهم به بعد و با تصویب دو کنوانسیون بین المللی مهم یعنی «کنوانسیون پاریس برای حمایت از مالکیتهای صنعتی» و «کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری» در سال 1886 نهادینه و با مرور زمان متحول شده است.
بدون تردید تحقق اصلی ترین اهداف بنیانگذاران این کنوانسیون ها به منظور شکوفایی خلاقیتهای فردی و ارتقای معیارهای زیستی بشر با تحولات و تغییرات تدریجی در کیفیت علوم و فنون، منوط به وجود مقرراتی جامع و اجرای تعهدات بین المللی دولتهای عضو به شرح مذکور و مقرر در آن پیمانهای بین المللی ضمن توجه به اصل بنیادین «حاکمیت دولتها» است. مقرراتی که از یک طرف به دلیل حمایت دولتها از افراد مخترع و آفریننده در قلمرو صلاحیتهای سرزمینی دارای خصیصه حقوق داخلی و از طرف دیگر با توجه به تعهدات دولتها برای ایجاد معیارهای خاص حمایتی و انجام اقدامات محافظتی با ماهیت فرا سرزمینی دارای جنبه بین المللی است و این ویژگیها در کل حقوق مالکیت معنوی را از خصیصه ای منحصر به فرد برخوردار ساخته است.
در این قلمرو همیشه اختلاف در تفسیر قواعد و اجرای ناقص یا اجرا نشدن صحیح بین کشورهای مختلف خصوصا در امر انتقال تکنولوژی، اسباب اختلاف بین دارندگان حقوق مالکیت معنوی در داخل کشورها و بین دولتهای متعهد کنوانسیون ها در عرصه جامعه بین المللی را فراهم می سازد. بنابراین وجود یک نظام حل و فصل اختلاف با ابعاد جامع ملی و بین المللی ضرورت می یابد. به همین منظور مقرر شده است که در صورت بروز اختلاف در اجرا و تفسیر قوانین بین دولتهای عضو این دو کنوانسیون به «دیوان بین‌المللی دادگستری» مراجعه شود.
علاوه بر معاهدات دو جانبه متضمن حمایت از حقوق مالکیت معنوی که حل و فصل بین المللی اختلافات را با ارجاع اختلاف به «داوری» پیش بینی کرده اند، برخی از پیمانهای منطقه ای و معاهدات بین المللی ویژه با ماهیت اقتصادی همانند «پیمان عمومی تعرفه و تجارت» در سال 1947 و «سازمان جهانی تجارت» در سال 1994 تاسیس و تشکیل شده اند که در حال حاضر با داشتن مقرراتی جامع و قابل اعمال بین حدود 150 کشور دنیا در زمینه حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر و اجرای مقررات حقوق مالکیت معنوی «نظام حقوقی مشترکی» را در این قلمرو بنیان نهاده اند که امروزه به دلیل تاثیرشان بر قواعد حل و فصل اختلافات و تسهیل تجارت بین المللی از اهمیت بسیاری برخوردارند.(ضرغام غریبی، 1382، ص117-111 )
البته لازم به ذکر است که در سال 1993 مذاکرات دور اروگوئه در چارچوب موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت به سرانجام رسید که از جمله مباحث مختلفی که در این مذاکرات مطرح شده مسئله مالکیت معنوی بود و نتایج آن در موافقت نامه ای راجع به جنبه های تجاری حقوق مالکیت معنوی که متضمن مسئله تجارت کالاهای تقلبی نیز بود، انعکاس یافت. از این موافقت نامه عموما تحت عنوان
AGREEMENT ON TRADE RELATED OF INTELLECTUAL PROPERTY RIGHTS=TRIPS یاد می شود و موید این نظر است که پدیده های غیر مادی مشمول حمایت حقوق مالکیت معنوی در تجارت جهانی دارای ارزشی همانند سایر کالاها و خدمات هستند.(مریم آموزگار، 1382، ص 152-151 )
انتقال تکنولوژی یکی از مفاهیم هسته ای در موافقت نامه مذکور است. طبق مفاد این موافقت نامه در صورتی که مالکیت معنوی تحت حفاظت و حمایت باشد، انتقال تکنولوژی به همراه جنبه های تجاری آن تسهیل می شود.
در کنار موارد مذکور سازمان بین المللی مالکیت معنوی نیز به عنوان یکی از واحدهای فعال سازمان ملل متحد در سال 1967 و در استکهلم به منظور حمایت از تراوشات فکری، ابداعات، نوآوریها و اختراعات به عنوان اولین مرجع خاص رسیدگی به حقوق مالکیت معنوی به رسمیت شناخته شد.

حقوق مالکیت معنوی و انتقال تکنولوژی
در حالی‌که مزیتهای تکنولوژیک جهت حفظ موقعیت رقابتی در بسیاری از صنایع ضرورت دارد. تبدیل مزیتهای تکنولوژیک به مزیتهای رقابتی نیز پیش نیازهای خاصی را می طلبد.
در کنار خلق تکنولوژی از طریق پژوهش و توسعه درون زا، مدیریت و سازماندهی انتقال تکنولوژی به مثابه یکی از روشهای موثر دستیابی به تکنولوژی مورد نیاز به ضرورتی انکار ناپذیر در راه توسعه تکنولوژی تبدیل شده است.(منوچهر آقایی و دیگران، 1369، ص19)
انتقال تکنولوژی حالت خاصی از دگرگونی تکنولوژیک است که در 3 مرحله اختراع، نوآوری و انتشار صورت می گیرد. رشته مالکیتهای معنوی در علم حقوق به حفظ و حمایت از تراوشات فکری، ابداعات، نوآوریها و اختراعات می پردازد. مالکیتهای مذکور از جمله حقوقی است که در تمامی دنیا از سوی قانونگذار و عرف دارای اهمیت شناخته شده است.(علیرضا حاج شریفی، 1372، ص 169)
در اقتصادهای مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته همچنان که سرمایه گذاران از نظر زمان، هزینه و سرمایه منتفع می شوند، در صورت حمایت مناسب از حقوق مالکیت معنوی آنان، کشورهای میزبان این تکنولوژی نیز به منافع بسیاری نائل خواهند شد.

اقسام حقوق مالکیت معنوی

دیدگاههای موجود در زمینه مالکیتهای معنوی این حقوق را به دو بخش اصلی تقسیم می کنند که عبارتند از :
-1 حق مؤلف یا حق مالکیتهای ادبی و هنری که شامل مجموعه تالیفات و آثار هنرمندان و نویسندگان و تمامی آثار ادبی و هنری است.
منشاء خلق اثر(که مورد حمایت حق مؤلف است) تفکر و جریان سیال ذهن و روح است و این جریان در بستر تاریخ اندیشه های بشری به صورت تولید و باز تولید آثار فکری و هنری نمود یافته و در این مسیر اندیشمندان و هنرمندان هر یک به سهم خود از آثار پیشین خود بهره گرفته و چیزی بر آن افزوده و اثری جدید به وجود آورده اند. از این رو خلق اثر با «استفاده» از آثار دیگران عجین و همراه بوده و هست. مهمتر آنکه اساسا اثر برای استفاده دیگران پدید می آید (خواندن، دیدن، شنیدن و به دیگران باز گفتن) و اگر عنصر «استفاده» را از فرایند تاریخی خلق اثر منتزع کنیم، شاید آثار پدید آمده چنین نمی بود که هست. پس در علم حقوق جهت مقابله با بروز بی عدالتی و بی انصافی نظریه «استفاده منصفانه» مطرح شده است که از آنجا که این مسئله کمتر در انتقال تکنولوژی مصداق می یابد، از تشریح آن خودداری می شود.(عباس ایمانی، 1382، ص 195-193)
-2 حق مالکیتهای صنعتی که اختراعات و طراحیهای صنعتی را پوشش می دهد. اختراعات راه حلهای جدید مسایل فنی هستند و طراحیهای صنعتی به خلاقیتهای زیبایی شناختی تعیین کننده ظاهر محصولات صنعتی مرتبط می شود.
البته در برخی از متون نیز حق مالکیت معنوی را به عناوین زیر تقسیم بندی کرده‌اند:
-1 حق اختراع
-2 نشانه های تجاری
-3 رازهای تجاری
-4 حق مؤلف

که در اینجا به علت ارتباط ملموس‌تر تقسیم بندی اولیه به تشریح آن می‌پردازیم.
اجزای مالکیت صنعتی
مالکیتهای صنعتی نیز بخشی از مالکیتهای فکری به شمار می رود که به خلاقیتها و تراوشات فکری انسان در زمینه های صنعتی مربوط می شود. «مالکیت صنعتی» مجموعه حقوقی را مشخص می‌کند که هدف از آنها این است که شخص یا گروه اعم از حقیقی یا حقوقی بتواند با اطمینان خاطر از جلوگیری از تعرض دیگران به امر تجارت یا صنعت اشتغال داشته و از هر گونه تجاوزی از ناحیه اشخاص ثالث مصون و محفوظ باشد و نیز در جهت حمایت از فکر و ابتکار شخص در برابر اشخاص ثالث و دادن انحصار بهره برداری از نتیجه فکر و ابتکار به صاحب و مالک آن برای مدت معین مطرح شده است. (علیرضا نوروزی، 1381، ص 167)
مالکیت صنعتی را می توان در دو بخش کلی اختراع و دانش فنی مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.

-1 اختراع
تکنولوژی در بسیاری از موارد حول محور یک اختراع شکل می گیرد. دارنده تکنولوژی یا خود مخترع است یا حق استفاده از اختراع را از مخترع دیگر تحصیل کرده است.
استفاده از اختراع مورد نظر مستلزم آن است که حقوق مادی این اختراع یا حداقل حق استفاده از آن به گیرنده منتقل شود. قرارداد انتقال تکنولوژی باید نحوه انتقال حقوق مادی یا حق استفاده از اختراع را مشخص کند و در خصوص ثبت ورقه اختراع تصریح داشته باشد.(محمد علی شریفی، 1368، ص28-27)

1-1) تعریف اختراع
کلمه اختراع در لغت به معنی چیزی نوانگیختن، ایجاد کردن، ساختن و از خود درآوردن است.(علی اکبر دهخدا، ص 1502)
یک فرد نوآور با خلق پدیده ای نو و جدید مطابق قانون حقی را به دست می‌آورد که دیگران مکلف به رعایت آن هستند و با دادن چنین حقی به نوآوران برای آنها امنیت خاطری به وجود می آید و به تبع آن جامعه از تبلور اندیشه آنان بهره مند می‌شود. با این وجود، تعریف اختراع در قوانین ثبت اختراعات اکثر کشورها به صورت مشخص و واضحی وارد نشده است و در عوض عموما مواردی جهت ثبت اختراع ذکر شده است.
در مدل قانونی که سازمان جهانی مالکیت معنوی تهیه کرده است، اختراع عبارت است از«ایده یک مخترع که عملا راه حل یک مشکل مشخص تکنولوژیکی را حل می کند» و به طور ساده تر راه حل جدید یک مشکل صنعتی را اختراع می نامند.(محمد علی شریفی، 1368، ص 28-27)
2-1) حق اختراع
حق اختراع حقی است انحصاری، که مبدع و پدید آورنده یک وسیله یا روش صنعتی در ابتکاری جدید نسبت به موضوعی خاص کسب می کند. ایجاد این حق اولا مستلزم ابداع و پدید آوردن ابزار، فرایند یا روش کاربرد جدیدی است که قبلا نداشته و ثانیا این ابداع در صنعت به معنای اعم آن کاربرد داشته باشد.
تحول و پیشرفت جامعه در سایه اندیشه ها و تدابیر تازه مخترعان است و قانون ناگزیر از آن حمایت می کند. لیکن در کشورهای مختلف مدت این حمایت متفاوت است.(منبع پیشین، ص 101)
3-1) شرایط ثبت اختراع
همه اختراعات قابل ثبت نیستند و تنها آن دسته از اختراعات که مطابق قانون ثبت کشوری باشند، به ثبت در آن کشور نائل می شوند. با وجود تفاوت بین شرایط ثبت اختراع در کشورهای مختلف موارد مشترک زیر را در این باره می توان نام برد:
-1 تازگی : یک امر بدیهی است که آنچه قبلا ایجاد و عرضه شده است، چنانچه برای مرتبه دیگر ارائه شود اختراع نامیده نمی‌شود و چنانچه فعالیتی وصف خلاقیت و نوآوری نداشته باشد، واجد عنوان اختراع نخواهد بود.(منبع پیشین، ص 28)
-2 گام ابتکاری : اختراع بایستی علاوه بر تازه بودن دارای گام ابتکاری باشد، به این معنی که در تاریخ ارائه اظهار نامه اختراع با توجه به مجموعه دانش و اطلاعات موجود یک شخص که در رشته اختراع مهارت معمولی داشته باشد قابل پیش بینی نباشد. به عبارت دیگر اختراع مورد نظر نبایست برای شخصی با مهارت معمولی در آن رشته از بدیهیات باشد.
-3 کاربرد صنعتی (قابلیت استفاده در صنعت) : گواهی اختراع در قبال انتفاعی که جامعه از اختراع کسب می کند، اعطا می‌شود. این انتفاع در صورتی محقق می‌شود که فعالیت اختراعی از حوزه ذهن و اندیشه بشر خارج شود و در عمل مورد استفاده قرار گیرد. (نورالدین امامی، 1371، ص 124)
4-1) ورقه اختراع
ورقه اختراع منافع بالقوه زیادی جهت ارتقای موقعیت رقابتی و توسعه سازمانهای کوچک، متوسط و بزرگ فراهم می سازد.
پروانه ثبت اختراع یا ورقه اختراع سندی قانونی است که توسط موسسه ای دولتی به مخترع یا پدید آورنده اختراع داده می شود تا وی بدان وسیله حقوق مادی و معنوی در ارتباط با ساخت، فروش یا نسخه برداری از اختراع را در مدت زمان معین به دست آورد. مدت این حمایت در کشورهای مختلف متفاوت است و بسته به نوع ورقه اختراع از سه سال و نیم تا بیست سال متغیر است.
5-1 واگذاری حق اختراع در قراردادهای انتقال تکنولوژی
در قراردادهای انتقال تکنولوژی بایستی توجه کرد که چنانچه اختراع ثبت شده است، مشخصات ورقه اختراع در قرارداد به صراحت ذکر شود. همچنین اشاره به کشورهایی که مخترع اختراع خود را در آنها به ثبت رسانده است و مدت اعتبار ثبت و نیز ارائه صورتی از این کشورها ضرورت می یابد. این امر بویژه برای تولید کننده کالاهایی که با استفاده از تکنولوژی موضوع عقد قرارداد ساخته شده و به سایر کشورها صادر می شود لازم است.
علاوه بر موارد مذکور موضوع مالکیت حقوق گیرنده تکنولوژی بایستی به وضوح تصریح شود. به عبارت دیگر در قرارداد تعیین شود که حق گیرنده بر موضوع اختراع آیا حق مالکیت است و حقوق مادی اختراع به وی منتقل شده است یا اینکه گیرنده تکنولوژی تنها حق انتفاع و استعمال خارجی را دارد.
در پایان باید توجه کرد که مسئولیت پاسخگویی مخترع در قبال ادعا ها و حقوق احتمالی اشخاص ثالث بر موضوع اختراع و همچنین جبران خسارت گیرنده تکنولوژی در صورتی که به هر دلیل ورقه اختراع باطل یا واگذار کننده از استفاده از حقوق ناشی از آن منع شود، باید در قرارداد پیش بینی شود.

-2 دانش فنی
دانش فنی به مجموعه ای از اطلاعات صنعتی مفید، محرمانه، ابداعی و باارزش گفته می شود که به همراه آن مجموعه ای از آگاهیها و مهارتهای فنی و غیر فنی که در طراحی، ساخت و سایر عملیات واحد صنعتی به منظور تولید محصول یا تهیه مواد مورد نیاز مورد بهره بردار ی قرار می گیرد، وجود دارد. این مجموعه در انحصار دارنده تکنولوژی است و به وسیله وی به کار گرفته می شود.
چنانچه این مجموعه در اختیار متقاضی تکنولوژی قرار گیرد، وی قادر خواهد بود با استفاده از آن واحد تولیدی مورد نظر خود را طراحی و تاسیس کند و محصول خاصی را با مواد اولیه معین در حجم مشخص و با مشخصات تعیین شده ای تولید کند.(منوچهر آقایی و دیگران، 1369، ص 21)
1-2) اقسام دانش فنی
-1 دانش فنی محصول: که شامل اطلاعات و مهارتهای فنی ای است که در طراحی محصول مورد نیاز است. در این بخش تعداد قطعات به کار رفته در محصول، مشخصات دقیق قطعات، تمامی نقشه ها و طرحها و نیز ویژگیهای محصول در تمامی ابعاد بیان می شود.
-2 دانش فنی ساخت: با در اختیار داشتن دانش فنی محصول تنها می توان محصول را شناخت. اما دانش فنی ساخت محصول، کلیه تجهیزات، ماشین آلات، قالبها، دستورالعملها و تمامی استانداردهایی که تولید و مونتاژ محصول را امکان پذیر می‌سازند را در بر می گیرد.
-3 دانش فنی فرایند: شامل تمامی اطلاعات و مهارتهای فنی در رابطه با جریان گردش مواد، مراحل تولید و... است. به عبارت دیگر در این مرحله همه گامهایی که تا تولید نهایی محصول باید برداشته شود روشن می شود.
خواهان تکنولوژی با در اختیار داشتن هر سه بخش دانش فنی می تواند محصول را بشناسد، از چگونگی ساخت آن کاملا آگاهی یابد و با فرایند تولید آن آشنا شود.
2-2) دانش فنی به شکل مجموعه ای از اطلاعات
بر خلاف اختراعات ثبت شده، دانش فنی معمولا ثبت شده نیست و بنابراین دارنده آن از حمایتهای قانونی خاص اختراعات بهره مند نیست. این امر اهمیت محرمانه نگه داشتن جنبه های ویژه دانش فنی و حفظ اسرار را آشکار می سازد. به عبارت دیگر در اختراعات حق مخترع بر موضوع اختراع به وسیله صدور ورقه اختراع به نام وی ثبت می شود و اثبات خلاف آن یعنی عدم تعلق اختراع به مخترع با مدعی است. اما دانش فنی از آنجا که ثبت شده نیست، در صورتی که توسط دیگران مورد استفاده قرار بگیرد، مدعی دانش فنی ابتدا باید تعلق انحصاری آن را به نام خود ثابت کند تا بتواند مانع استفاده دیگران از آن شود.

3-2) انتقال مدارک
همانطور که گفته شد دانش فنی مجموعه‌ای از اطلاعات است که معمولا در مدارک و اسناد کتبی ثبت و مستند می شود. بنابراین مجموعه ای از کتب، نشریات، نقشه های فنی و اجرایی، عکسها، نتایج آزمایشگاهی، فرمولهای ترکیب مواد و... دانش فنی را عینیت می بخشند.
در قراردادهای انتقال تکنولوژی شرط انتقال این اسناد و مدارک از اصول اولیه و بدیهی و در عین حال از اساسی ترین و حساس‌ترین اقدامات است. دسترسی نداشتن به این اسناد مسلما منجر به ناتوانی در ساخت محصول مورد نظر و یا نقص کیفی آن خواهد بود.
بنابراین اشراف کامل گیرنده تکنولوژی بر نوع تکنولوژی مورد انتقال و مدارک و مستندات مربوط و پیش بینی ضمانت اجراهای لازم برای تاخیر در ارائه یا ارائه نکردن کامل در واگذاری تکنولوژی مورد نظر ضرورت دارد.
4-2) حفظ اسرار
از دید واگذارکننده تکنولوژی بخش مهمی از ارزش دانش فنی وی در محرمانه بودن آن نهفته است. در موارد بسیاری واگذار کننده تکنولوژی مایل است خود نیز به تولید محصول مورد نظر ادامه دهد و همچنین به وسیله محرمانه نگه داشتن این اطلاعات، واگذار کننده مدعی داشتن قدرت تجاری، بالا بودن کیفیت محصول، کاهش هزینه های تولید و مواردی از این دست خواهدبود.
در این صورت و بخصوص از آنجا که معمولا دانش فنی بر خلاف اختراع ثبت شده دارای ورقه اختراع نیست، واگذار کننده مایل به اتخاذ و پیش بینی ترتیباتی است که افشا نشدن تکنولوژی را تضمین کند. از این رو در بسیاری از قراردادهای انتقال تکنولوژی شرط حفظ اسرار، درج شده یا قرارداد جداگانه ای برای تحقق این امر و الزام گیرنده تکنولوژی به حفظ اسرار تکنولوژی دریافتی منعقد می‌شود.
الزام در مورد سری بودن یا محرمانه نگه داشتن بایستی فقط به اطلاعاتی گسترش یابد که :
-1 به صورت کتبی یا سایر روشهای قابل قبول در اختیار امتیاز گیرنده قرار گرفته است و یا اگر به صورت شفاهی هم ارائه می‌شود بعدا مورد تاکید و تایید قرار گیرد.
-2 محرمانه تلقی شده باشد.
-3 از طرف گیرنده آن قبل از افشا شناخته شده نبوده باشد.
-4 برای عموم مردم در آن زمان شناخته شده نباشد.
-5 متعاقبا به وسیله امتیاز گیرنده از اشخاص ثالثی که به امتیاز دهنده برای محرمانه نگه داشتن اطلاعات تعمدی ندارند، قابل دریافت نباشد.
بدیهی است که گیرنده دانش فنی باید با توجه به پایین بودن استانداردها و تواناییهای حفظ اسرار صنعتی تلاش کند، درجه پایین‌تری از مراقبت تعیین شود. از این رو پذیرش بی قید و شرط اعمال استانداردهای ایمنی دارنده تکنولوژی که در برخی از قراردادها ملاحظه می شود به دلیل ناتوانی و وجود نداشتن انضباط کاری در محیط های صنعتی، معمولا گیرنده تکنولوژی و دانش فنی را با ادعاهای بزرگ مالی از سوی انتقال دهنده تکنولوژی مواجه می سازد.(غلامرضا نصیر زاده، 1369، ص 103-100)

نتیجه گیری
حمایت از حقوق مالکیت معنوی یکی از مهمترین نگرانیهای جامعه جهانی امروز است. وسعت و میزان حمایت از آن کاربردهای بسیاری برای سرمایه گذاران و انتقال دهندگان تکنولوژی، انتقال گیرندگان‌، کارکنان سازمانهای مزبور، مصرف کنندگان کالاهای تولیدی این سازمانها و حتی نسل آینده ای که ممکن است منافعی از نوآوریها و پیشرفتهای نسل امروز کسب کنند، در پی دارد.
امروزه حمایت از حقوق مالکیت معنوی برای نوآوران و مبدعان تکنولوژی برتر دنیا امری حیاتی و برای وارد کنندگان این تکنولوژی مسئله‌ای غیر قابل انکار است و در جهت تسهیل تجارت جهانی و توسعه بین المللی نه تنها گام مثبتی در جهت منافع انتقال دهندگان و انتقال گیرندگان تکنولوژی است بلکه می توان با دیدی عمیقتر و آینده‌نگری بیشتر آن را حرکتی جهانی در مسیر رفاه نوع بشر محسوب کرد.
مباحث انتقال تکنولوژی و مالکیت معنوی در جهت کمک به کشورهای در حال توسعه برای مشارکت در فعالیتهای بین‌المللی انتقال تکنولوژی و مالکیت معنوی مطرح شده و در شناسایی گزینه های سیاسی مناسب جهت همگامی موفقیت آمیز این کشورها با اقتصاد جهانی کمک مؤثری است.

منابع و مآخذ
-1 امامی، نورالدین(1371)، «حقوق مالکیتهای فکری»، فصلنامه رهنمون، نشریه مدرسه عالی شهید مطهری، شماره 2و3، صفحه193.
-2 آقایی، حسن و منوچهر(1369)، «انتقال تکنولوژی»، مرکز تحقیقات و خدمات خودکفایی ایران، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، صفحه19.
-3 آموزگار، مریم (1382) ، «کپی رایت و حقوق مرتبط در موافقت نامه راجع به جنبه های تجاری حقوق مالکیتهای معنوی»، مجله حقوقی، نشریه دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران، شماره 3، بهار-تابستان، صفحه170-151.
-4 ایمانی، عباس(1382)، «استثنای مهم حق مؤلف :استفاده منصفانه از اثر دیگری»، مجله حقوقی، نشریه دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران، شماره 3، بهار-تابستان، صفحه212-193.
-5 حاج شریفی، علیرضا(1372)، «حقوق مالکیتهای معنوی و جذب و انتقال تکنولوژی در کشور»، مجموعه مقالات دومین سمینار علم، تکنولوژی و توسعه، جلد اول، مرکز نشر دانشگاهی صنعتی امیر کبیر، صفحه 169.
-6 شریفی، محمد علی(1368)، «مالکیت صنعتی و وضعیت آن در ایران»، فصلنامه پژوهش در علم و صنعت ، سال 6 ، شماره 14، صفحه 33-26.
-7 خاکپور، افسانه(1373)، «تکنولوژی، حقوق مالکیت معنوی و تجارت بین الملل»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره 87-88، صفحه 113-111.
-8 غریبی، ضرغام(1382)، «روشهای حل و فصل بین المللی اختلافات در حقوق مالکیتهای معنوی»، مجله حقوقی، نشریه دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهموی اسلامی ایران، شماره 29، پاییز، صفحه 148-111.
-9 نوروزی، علیرضا(1381)، «حقوق مالکیت فکری»، چاپ اول، تهران، نشر چاپار، صفحه167.
-10 نصیر زاده، غلامرضا(1369)، «مقدمه‌ای بر انتقال تکنولوژی»، چاپ اول، مرکز آموزش و پژوهش سازمان صنایع ملی ایران، صفحه103-100.

بقیه منابع در دفتر نشریه موجود است.

_ شهناز نایب زاده: دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۰



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
اشاره:
جهان در سال‌های اخیر شاهد انقلاب اطلاعات وارتباطات بوده و تحولات اجتماعی عظیمی در آن به وجود آمده است، به طوری که در اثر این تحولات، قرن جاری به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسیده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بینش و آگاهی مردم افزایش یافته وکلیة فعالیت‌های مردم دنیا، در قالب شبکه‌های ارتباطی به تعادل رسیده و کنترل شده است.
در این عصر دنیا دهکده‌ای متصل است که افراد آن در هر لحظه که بخواهند به هر گوشه آن می‌توانند مسافرت کنند، از اخبار آن مطلع شوند و یا بدان جا پیغام بفرستند. فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کلیه فعالیت‌های اجتماعی از جمله کارآفرینی اثرگذاشته و در بسیاری از آنها تحولات اساسی بوجود آورده است. امروزه کارآفرینی به شدت به بسترهای فناوری اطلاعات وابسته است و از آن بهره زیادی می‌گیرد.
از سوی دیگر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات خود مرهون کارآفرینی است. فعالیت‌های کارآفرینانه باعث شناخت نیازها، خلق ایده‌ها و تولد فناوری‌‌ها می‌شوند. در هر حال تحولات تکنولوژی همه‌چیز را متحول کرده است و حتی اشتغال نیز از این تحولات مصون نمانده‌ است.
در حالیکه یک معضل اساسی کشورهای در حال توسعه ازجمله ایران بیکاری است، کشورهای پیشرفته بطور فزاینده‌ا‌ی نیروی کار فنی از سایر کشورها جذب می‌کنند. چه دلیلی در فراوانی کار و کمبود نیروی کار در کشورهای پیشرفته و در مقابل بیکاری در کشورهای درحال توسعه وجود دارد؟ مسلماًً مهمترین دلیل در ماهیت کار است. نیروی کاری که در آمریکا مورد نیاز است، یک نیروی مجرب تحصیل کرده است، در حالیکه خیل بیکاران کشور ما از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند.
همچنین آن‌ها نیاز خود را بحدی رسانده‌اند که نیروی کارشان برای پاسخگویی آن کافی نباشد، در حالیکه نیاز به تکنولوژی‌های نو در بازار داخل کشور ما ضعیف است. بنابراین حل معضل بیکاری در شرایط دنیای روز، به دو مؤلفة بازار و آموزش وابسته است.
صنعت اطلاعات نقش اساسی در ایجاد اشتغال دارد. علاوه بر بسیاری از مشاغل که خود ایجاد می‌کند، به صنعت
IT نیز رونق می‌دهد و در آنجا نیز باعث اشتغال فراوان می‌گردد. مشاغلی چون مدیریت، مشاوره، تحلیل‌گری، اطلاع‌رسانی و بسیاری از خدمات مختلف، نمونه‌هایی از مشاغل صنعت اطلاعات می‌باشند. برنامه‌نویسی، تحلیل و طراحی سیستم و مهندسی نرم‌افزار یا سخت‌افزار نیز نمونه‌هایی از مشاغل صنعت IT می‌باشند.
 نقش کار آفرینان در توسعه تکنولوژی
کارآفرینی اصطلاحی است که در طول 300 سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به‌ صورت‌های مختلفی تعریف شده است. به طور خلاصه کارآفرینی فعالیتی است مخاطره‌آمیز که فردی در پی اجرای یک ایده معمولاً اقتصادی توجه نهادهای سرمایه‌گذاری، علمی، صنعتی و غیره را جلب نموده و نیروی آنها را به سمت عملی نمودن ایده هدایت می‌کند. بنابراین یک ایده که بر اساس یک نیاز اجتماعی شکل گرفته از ملزومات کارآفرینی است.
نتیجه کارآفرینی علاوه بر نوآوری در محصولات جدید، حل نیازهای اجتماعی، ایجاد اشتغال برای دیگران، افزایش سودآوری شرکت‌ها و افراد و توسعه تکنولوژی است. کارآفرینی باعث رفع نیازها به کمک تکنولوژی‌های جدید می‌گردد. بسیاری از محصولات تکنولوژی‌های جدید خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعالیت‌های کارآفرینانه بوجود آمده‌اند. اکثر شرکت‌های فعّال در حوزه تکنولوژی مخصوصاً شرکت‌های مبتنی بر خلاقیت و نوآوری که فناوری‌های جدید را خلق می‌کنند و اصطلاحاً درلبة فناوری فعّالند، شرکتهایی کارآفرین هستند.
افراد کارآفرین از ویژگی‌های شخصیتی خاصی برخوردارند. مخاطره‌پذیری، نوآوری و خلاقیت، مسؤولیت‌پذیری و اعتماد به نفس، توانایی ارتباطات قوی، واقعگرائی، هدفگرایی، تهاجمی بودن، تحمل ابهام و عدم قطعیت، خوشبینی و تعّهد و اعتقاد به مرکز کنترل درونی بخشی از ویژگی‌های این افراد است. هر فرد کارآفرین ممکن است تعدادی از این ویژگی‌ها را داشته باشد و با شخصیت منحصر به فردی به کارآفرینی بپردازد. شخصیت از ملزومات کارآفرینی است توسعه کار آفرینی نیازمند تربیت افراد کار آفرین می‌باشد.
در سرتاسر دنیا مراکز مختلفی برای آموزش و کارآفرینی وجود دارد اگرچه برخی از افراد روحیة کارآفرینی بیشتر را وابسته به تحولات زندگی افراد در طول سالیان مختلف می‌دانند ولی این تناقضی با آموزش کارآفرینی ندارد. در آموزش کارآفرینی بایستی افرادی که بصورت بالقوه از روحیه کارآفرینی برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصیت‌شان به فعلّیت برسد. علاوه بر این روش‌های دیگری مثل انکوباتورها، برای تحریک کارآفرینی وجود دارد که افراد عملاً تا سطحی از کارآفرینی هدایت می‌شوند و یکباره به خارج پرتاب می‌گردند و با حمایت‌ها و راهنمای‌های بعدی از آنها استفاده می‌نمایند.
نقش دولت در توسعه کارآفرینی، علاوه بر ایجاد بسترهای سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حمایتی از کارآفرینی، شناسایی، آموزش و هدایت فعالیت‌های کارآفرینانه است. توسعه تکنولوژی بسیار وابسته به کارآفرینی است و نباید از آن غافل ماند.
فناوری اطلاعات و ارتباطات در کارآفرینی
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعّالیت کارآفرینی است. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می‌باشد.
در شناسایی نیاز هر فعّالیت کارآفرینانه، ایده‌پرداز یا تئوریسین می‌بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هایی برای رفع‌آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. مطمئناً شناسایی نیازها و ارائه راحل‌ها بدون اطلاعات امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّالیت کارآفرینی است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید تحولات شگرفی در دستیابی به اطلاعات بوجود آورده و بسترهای ارتباطی قویتری را فراهم کرده است. این فناوری‌ها اهّمیت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا برده‌اند. در نتیجه کارآفرینی نیز مانند سایر امور از مزیت‌های این فناوری بهره برده‌ است).
توسعة فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد شبکه‌ای عظیم با مقیاس جهانی، (اینترنت) شده است و بنابراین علاوه بر افزایش و ارزش ویژگی‌های مورد ذکر در نظریه شبکه‌های اجتماعی، قابلیت‌های ارتباطی جدیدی مانند کنفرانس از راه دور و یا فعالیت‌های توزیع ‌شده را بوجود آورده و دسترسی آسان‌تر و سریع‌تر به اطلاعات را امکان‌پذیر ساخته‌اند.
در کشورهای پیشرفته اینترنت، یکی از مهمترین ابزراهای کارآفرینان است و این افراد از طریق این شبکه بر قابلیت‌های خود افروده و از مزایای آن بهره می‌گیرند.در آینده انواع نرم‌افزارها، خصوصاً نرم‌افزارهای هوشمند نیز مورد استفاده کارآفرینان قرار خواهند گرفت. و این افراد به کمک این نرم‌افزارها فعّال خواهند بود، فرصت‌ها را بهتر شناسایی خواهند کرد و اطلاعات دقیق‌تر و مناسب‌تری را جمع‌آوری خواهند نمود. دانش و مفاهیم بهتری را درک خواهند کرد و ارتباطات ساده‌تر و گسترده‌تری را برقرار خواهند نمود.
 کارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات
تحولاتی که در سال‌های اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بوجود آمده است و عصر اطلاعات را شکل داده و همچنان پیش می‌تازد و در جوامع و فرهنگ‌ها دگرگونی ایجاد، مرهون تلاش افراد بسیاری از جمله کارآفرینان است. کارآفرینان اطلاعات، شرایط عصر اطلاعات را شناخته و با کارآفرینی خود ملزومات این عصر را پیدا کرده و با شیوه‌های خاص خود آن را ایجاد می‌کنند حتی بروز عصر اطلاعات هم از نتایج کارآفرینی است. اینترنت بزرگترین و قویترین شبکه ارتباطی دنیا، نمونه‌ای روشن از کارآفرینی است.
در طول تاریخ کدام یک از کارآفرینان توانسته‌اند نیازی را کشف کنند که پس از رفع آن تحوّلی در کل دنیا داده و بستری برای کارآفرینی سایر افراد ایجاد نمایند. در سالهای اخیر نمونه‌‌های بسیاری از کارآفرینی در اینترنت به ثبت رسیده است، از آنجایکه تاکنون چنین شبکه عظیمی در تاریخ بشر وجود نداشته است. زمینه‌های فعالیت در آن بکر بوده و فرصت برای نوآوری و خلاقیت بسیار است. شرکت‌های اینترنتی و شرکت‌های
Com در چند سال اخیر ایجاد، و به سرعت رشد کردند.
شرکت‌هایی مانند
Yahoo ، ebay ، Amazon و دیگران در مدت کوتاهی توانسته‌اند ارزش بسیاری را کسب نمایند. آمارها نشان می‌دهد که در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شرکت‌ها بیش از 200 برابر شده است درحالیکه میزان رشد سودآوری آنها کمتر از 10 برابر بوده است. کارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمی‌شود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرم‌افزارهای مبتنی بر شبکه و همچنین محتویات شبکه وجود دارد. کارآفرینی در شیوه‌های جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همکاری‌ها و شبکه‌های مجازی، الکترونیک، واقعیت مجازی، آموزش و کار از راه دور و … همه و همه گستردگی کارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان می‌دهند.
«کار آفرینی موتور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است» با کارآفرینی است که نیازها شناخته می‌شود و با رفع نیازها پیشرفت حاصل می‌شود. کشورهای پیشرفته به این دلیل پیشرفته‌اند که در فناوری پیشرفت کرده‌اند و توسط آن، هم اقتصاد جهان را در اختیار گرفته، هم قدرت نظامی شده‌اند و هم فرهنگ جهان را به سوی خواسته‌های خود هدایت می‌کنند. کارآفرینی اطلاعات در سطوح مختلف الف- سخت‌افزار ب- نرم‌افزار ج- اطلاعات د-ارتباطات هـ- کاربرد، انجام‌پذیر است.
در هریک از این سطوح فرصت‌های بسیاری برای کارآفرینی وجود دارد. که نیازمند حمایت مراکز سرمایه‌گذاری و تلاش‌های کارآفرینانه است. کارآفرینی در حوزه اطلاعات بسیار راحت‌تر و عملی‌تر از کارآفرینی در سایر حوزه‌هاست. به عنوان مثال در حوزه نیروگاه هسته‌ای به دلیل کاربرد محدود، ایده‌های کمتری وجود دارد و به علاوه سرمایه‌گذاری فوق‌العاده زیاد و درصد امکان‌پذیری کم، مانع هر فعّالیت کارآفرینانه است و درحالیکه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات که درهمه جا گسترده شده است، ایده‌های بسیاری خلق می‌شود و میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز که ایده‌ها را به نتیجه برسانند چندان زیاد نیستند. بنابراین کارآفرینی اطلاعات به راحتی انجام می‌شود و این خود دلیلی بر سرعت نمایی رشد فناوری اطلاعات است.
 تأثیر تکنولوژی بر مشاغل
توسعة تکنولوژی و بکارگیری وسیع آن، باعث افزایش بهره‌وری فعالیت‌های اقتصادی شده است. در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به برخی از مشاغل از بین می‌رود. بعنوان مثال، شغلی تحت عنوان "تلفنچی" با پیشرفت در تکنولوژی‌های مخابراتی و پردازش صوت، از لیست مشاغل حذف می‌گردد. بنابراین تکنولوژی از یک نظر، حذف و کاهش مشاغل را به دنبال دارد. اصولاًً خودکارسازی و تولید ماشینی از مهمترین نتایج توسعة تکنولوژی است، که علاوه بر کاهش مشاغل، باعث افزایش کیفیت و سرعت و حتی کاهش هزینه‌های تولید می‌گردد. آیا این نتیجة مستقیم تکنولوژی برای ناامیدی از ایجاد اشتغال به کمک
IT کافی نیست؟
مروری بر تاریخ تکنولوژی و تأثیر آن بر مشاغل نشان میدهد که پاسخ به این سؤال منفی است . تکنولوژی ظاهراً برخی از مشاغل را حذف و یا تغییر می‌دهد، اما درواقع بسیار مشاغل جدیدتر، مفیدتر
و متنوع‌تری را ایجاد می‌کند. مثلاً اگرچه تکنولوژی تراکتور باعث کاهش نیاز به نیروی کار کشاورز گردید، ولی به کمک این تکنولوژی انواع و حجم محصولات کشاورزی افزایش یافت، بعلاوه مشاغل جدیدی را به همراه خود ایجاد کرد و نیروهای کار را به انجام آن رهنمون شد. یا اختراع چرخ خیاطی باعث رونق صنعت پوشاک گردید و تمایل مردم به خرید انواع لباس با رنگ‌ها و مدل‌های گوناگون و همچنین کاهش هزینة تولید، باعث شد تا نه تنها دست‌دوزان بیکار نشوند، که بسیاری از افراد دیگر نیز به کار مشغول شوند.
یکی از جنبه‌های مهم تأثیر تکنولوژی در ایجاد مشاغل توسعة بازار است. ارائة محصولات کیفی و همچنین تغییر و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تکنولوژی، بازارها را توسعه می‌دهد. بطوری که حجم تولید پس از توسعة تکنولوژی به مراتب بیشتر از حجم تولید دستی است. بنابراین تکنولوژی از تعداد مشاغل دشوارتر می‌کاهد و بر تعداد مشاغل آسانتر می‌افزاید.
از سوی دیگر، فرصت‌های شغلی متنوع و جدید، نتیجة توسعة تکنولوژی است. با توسعة صنعت در اثر توسعة تکنولوژی، بسیاری مشاغل جدید مرتبط با آن صنعت بوجود می‌آید. تکنولوژی از تعدد مشاغل دشوارتر می‌کاهد و بر تکثر مشاغل آسانتر می‌افزاید. مشاغل جدیدی که توسط تکنولوژی ایجاد می‌شوند، یا تکنولوژی را بکار می‌گیرند و یا آن را توسعه می‌دهند. صنعت اطلاعات و صنعت
IT از گروه مشاغلی هستند که توسط تکنولوژی اطلاعات ایجاد می‌شوند. در صنعت اطلاعات، تکنولوژی اطلاعات بکار می‌رود و در مشاغل مختلف بعنوان ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. شاغلین صنعت IT مسؤولیت توسعة تکنولوژی اطلاعات را بر عهده دارند.
 نتیجه‌گیری
فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولات زیادی در کلیه فعالیت‌های اجتماعی ازجمله کارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهمترین ابزار کارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. کارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. کارآفرینی لازمة توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر کارآفرینی است. براین اساس اهّمیت نقش بسترسازی کارآفرینی و وظیفه دولت مشخص می‌شود. دولت باید بستر کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات که همان شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی می‌باشد را توسعه دهد و تقویت کند و امکان دسترسی آسان همگان به این شبکه‌ها را فراهم نماید.
همچنین در ارتباط با اشتغال تکنولوژی از یکسو در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به نیروی انسانی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر تنوع فعالیت‌ها و مشاغل جدید را باعث می‌شود که برای نیروی انسانی بیشتری اشتغال ایجاد می‌نماید. مشاغلی که می‌توان مورد بررسی قرار داد در دو دستة مشاغل مبتنی بر اطلاعات و مشاغل مبتنی بر صنعت اطلاعات طبقه‌بندی می‌شوند. به دستة اول صنعت اطلاعات و دستة دوم صنعت تکنولوژی اطلاعات گوییم.

به نقل از بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 10:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
اسماعیل حسن پور قروقچی
چکیده
در چند دهه اخیر تکنولوژی مدرن اطلاعات بر موقعیت و عملکرد بسیاری از جوامع، سازمانها و افراد اثرات قابل ملاحظه‌ای گذاشته و به موازات پیشرفتهای شگرفی که در این زمینه بوجود آمده است، سرنوشت جوامع، سازمانها و افراد هر روز بیش از گذشته به این فناوری مدرن گره می خورد .بدیهی است که در چنین موقعیتی ،شناخت تاثیرات فناوری اطلاعات اهمیت فزاینده ای یافته است .
با توجه به این واقعیات باید گفت که فناوری اطلاعات یکی از عوامل مهم محیطی به شمار می آید که بر موقعیت ، عملکرد و سرنوشت جوامع، سازمانها و افراد اثرات جدی می گذارد.
مقدمه
بحث در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر افراد، سازمانها و جامعه موضوع تازه‌ای نیست و از ابتدای پیدایش و گسترش فناوری اطلاعات این موضوع مورد بحث قرار گرفته است.
هنوز هم افرادی وجود دارند که معتقدند بشر به وسیلة تکامل تکنولوژی تهدید شده است. ما در یک ارتباط حیاتی با تکنولوژی قرار داریم. با وجود این، باید در مورد اثرات آن بر خود به عنوان افراد و به عنوان اعضای سازمانها و جامعه آگاه باشیم.
بدین جهت در ادامه این نوشتار تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمانها، افراد و جامعه بحث خواهد شد.
سازمانها و فناوری اطلاعات
استفاده از رایانه و فناوری اطلاعات برخی از تغییرات را در سازمانها ایجاد کرده است. این تغییرات در حوزه هایی مثل ساختار، اقتدار، قدرت، محتوای شغل، سلسله مراتب شغلی کارکنان، نظارت و شغل مدیران دیده می شود. خلاصه ای از این مباحث در ادامه توضیح داده می شود.
سلسله مراتب سازمانی
فناوری اطلاعات برای افزایش بهره‌وری و کارایی ، حیــــطه کنترل گسترده‌تر و کـــاهش تعداد متخصصان را مجاز می‌داند. فناوری اطلاعات به سازمانها اجازه می دهد تــا دانش متخصصان را تحت کنترل درآورد و نیاز به تخصصــهای فنی را در سازمان کاهش می دهد. این منطقی است کــه پس از اینکه سطــــوح مــدیریتی در سازمانها کمتر شد، در آن ســـازمانها به مدیران صفی و ســـتادی کمتری نیاز خواهد بود. این روند بیشتر به وسیله پدیدة کاهش یا کوچک شدن اندازة مدیریت میانی نمایان می‌شود.
نسبت کارکنان یقه آبی به کارکنان یقه سفید
با جایگزین شدن رایانه‌ها به جای شغلهای دفتری، از آنجایی که نیاز به متخصصان سیستم‌های اطلاعاتی بیشتر می‌شود، نسبت کارکنان یقه سفید به یقه آبی در چنین سازمانهایی بیشتر می‌شود.
واحدهای ویژه
تغییر دیگر در ساختار سازمانی، امکان ایجاد یک مرکز تکنولوژی، یک مرکز تجارت الکترونیک، یک بخش سیستم‌های پشتیبانی تصمیم و یا یک بخش سیستم‌های هوشمند است. بدین ترتیب واحدهای ویژه ای جهت مدیریت اطلاعات و فناوری اطلاعات در سازمان ایجاد می‌شود.
تمرکز قدرت یا اختیار
اینکه آیا استفاده گسترده فناوری اطلاعات منجر به تمرکز یا نبود تمرکز در عملیات کسب و کار و مدیریت خواهد شد یا نه ممکن است به فلسفه مدیریت عالی بستگی داشته باشد. هر چه میزان کنترل و تاثیر کارکنان رده پایین سازمان بر فرایند تصمیم گیری در سازمان بیشتر باشد، می‌توان نتیجه گرفت که تمرکز در سازمان کمتر شده است و اگر با بکارگیری فناوری اطلاعات در سازمان ،میزان کنترل و تاثیر مدیران بر فرایند تصمیم بیشتر شود،تمرکز بیشتر خواهد بود.بنابر این نمی‌توان در این مورد یک الگوی مشخص و واضح ارائه داد‌.
قدرت و موقعیت
با توجه به اینکه اطلاعات یک منبع قدرت است، با ورود سیستم های اطلاعاتی در سازمان میزان اطلاعات تحت کنترل افراد تغییر خواهد کرد و بدین ترتیب قدرت افراد (قدرت ناشی از اطلاعات) تغییر خواهد کرد.
محتوای شغل
یکی از اثرات فناوری اطلاعات بر محتوای برخی مشاغل هم در سازمانهای دولتی و هم در سازمانهای خصوصی است. تغییرات در محتوای شغل هنگامی رخ می‌دهد که کار طراحی مجدد شود و از آنجایی که با ورود و توسعه فناوری اطلاعات ،ماهیت برخی از فعالیتهای سازمان تغییر می‌کند، طراحی مشاغل تغییر کرده و به تبع آن محتوای شغل نیز تغییر خواهد کرد.
تغییرات در شرایط احراز شغل و آموزش
با توجه به اینکه فعالیت با فناوری اطلاعات،فنون جدید کاری را می‌طلبد، شرایط احراز شغل و آموزش کارکنان نیز بدبن دلیل تغییر خواهد کرد.زیرا مهارتهای سابق کارکنان پاسخگوی این نیازها نخواهد بود.
تغییرات در نظارت
این حقیقت که کار کارکنان به صورت خطی (
online ) انجام و به صورت الکترونیک ذخیره می شود، احتمال و امکان نظارت بیشتر را فراهم می کند. فناوریهای اطلاعات در واقع وسیله ای برای تسهیل کنترل و نظارت هستند.
تاثیر بر جابه‌جایی شغلی
یک مبحث جالب توجه تحرک شغلی یا جابه‌جایی شغلی است. امروزه شما می توانید در یک وب سایت مقدار پولی را که به یک شغل در هر مکانی پرداخت می شود را پیدا کنید. استفاده از ویدئو کنفرانس برای مصاحبه ها و عاملان یا نمایندگان هوشمند برای یافتن شغلها و کارکنان جدید، احتمالا ترک خدمت کارکنان را افزایش می دهد.

تاثیرات دیگر فناوری اطلاعات بر سازمان
فناوری اطلاعات احتمالا تاثیرات زیر را نیز بر سازمان خواهد داشت.
_ اتوماسیون تصمیمات عادی.
_ نیاز کمتر به تخصص برای برخی تصمیمات.
_ اتکای کمتر به متخصصان برای حمایت از مدیران عالی.
_ قدرت و اختیار دادن به سطوح میانی و پایین مدیریت به خاطر پایگاههای دانش .
_ تصمیم گیری به وسیله کارکنان غیر مدیریتی.
_ توزیع مجدد قدرت میان مدیران و انتقال قدرت به پایین سازمان.
_ پشتیبانی الکترونیک از تصمیمات پیچیده ( وب سایت، عاملان هوشمند، سیستم‌های پشتیبانی تصمیم).
برخی مدیران گزارش می دهند که کامپیوتر به آنها زمان بیشتری می دهد تا به بیرون از دفتر کارشان بروند و بیشتر در جریان امور قرار بگیرند. آنها همچنین دریافتند که آنها می توانند زمان بیشتری برای فعالیتهای برنامه ریزی صرف کنند. جنبه دیگر چالش مدیریت در توانایی فناوری اطلاعات در حمایت از فرایند تصمیم گیری قرار دارد. فناوری اطلاعات می تواند فرایند تصمیم گیری و حتی سبکهای تصمیم گیری را تغییر دهد. برای مثال جمع آوری اطلاعات برای تصمیم گیری خیلی سریعتر صورت خواهد گرفت. عاملان یا نمایندگان هوشمند وب محور می توانند محیط را بررسی و اطلاعات را تفسیر کنند. روندهای فناوری اطلاعات زمان مورد نیاز برای کامل کردن هر گام در فرایند تصمیم گیری را کاهش می دهد.
تاثیر احتمالی دیگر بر روی شغل مدیران می تواند تغییر در الزامات رهبری باشد. چیزی که به طور عمومی ویژگیهای خوب رهبری محسوب می شود، ممکن است با استفاده از فناوری اطلاعات به طور قابل ملاحظه ای تغییر داده شود. برای مثال هنگامی که ارتباطات رودر رو یا چهره به چهره به وسیله پست الکترونیک و کنفرانس کامپیوتری جایگزین می‌شود، ویژگیهای رهبری که به ظاهر و لباس نسبت داده می‌شود، حداقل می شود.
کار و فناوری اطلاعات
سیستمهای اطلاعاتی به راههای مختلف بر افراد تاثیر می گذارند. چیزی که برای یک فرد مزیت است، برای دیگری ممکن است این چنین نباشد. برخی شیوه هایی که فناوری اطلاعات ممکن است افراد، ادراکات و رفتارشان را تحت تاثیر قرار دهند، در این بخش از نوشتار بررسی خواهند شد.
تاثیر بر رضایت شغلی
اگر چه برخی شغلها ممکن است به وسیله فناوری اطلاعات به طور اساسی خیلی غنی شوند، شغلهای دیگر ممکن است خیلی تکراری و کمتر رضایت بخش بشوند.
برای مثال در ابتدای سال 1970، محققان پیش بینی کردند که سیستم‌های اطلاعاتی مبتنی بر کامپیوتر نظر یا رای مدیریتی را در تصمیم گیری کاهش می دهند و بنابراین مدیران ناراضی ایجاد می کنند.
فاقد صفات انسانی کردن
یک انتقاد غالب در مورد سیستم‌های پردازش داده های سنتی، اثر منفی بالقوه آنها بر شخصیت ( فردیت) افراد است. آنها فعالیتهایی را که کامپیوتری می شوند را فاقد صفات انسانی و فاقد شخصیت می‌کنند. برخی از افراد احساس می‌کنند که به خاطر کامپیوتری شدن فاقد هویت و صفات انسانی هستند. از طرف دیگر برخی افراد آن‌قدر به وب معتاد می شوند که فعالیتهای روزمره و منظمشان را در محل کار یا خانه از قلم می اندازند و مشکلات سازمانی و اجتماعی جدیدی ایجاد می کنند.
اثرات روانی
اگر افراد تشویق شوند تا از محل زندگی‌شان خرید کنند و در همانجا کار کنند، اثرات روانی بدی مثل افسردگی و تنهایی به‌وجود می آید. در بعضی از کشورها، این طبیعی است که بچه ها در خانه از طریق فناوری اطلاعات به مدرسه بروند، اما فقدان تماس و ارتباط اجتماعی می تواند توسعه‌های اخلاقی، شناختی و اجتماعی شان را آسیب بزند.
تشویش اطلاعاتی
یکی از تاثیرات منفی عصر اطلاعات اضطراب یا تشویش اطلاعاتی است.
دیگر اشکال تشویش اطلاعاتی عبارتند از:
1 - تشویش در مورد ناتواناییهایمان در نگهداری حجم داده ها.
2 - تشویش در مورد کیفیت اطلاعات در دسترس بر روی وب. این اطلاعات اغلب به روز نیستند و ناقص هستند.
3 - منابع «برخط» زیاد.
4 - تشویش در مورد اینکه خیلی خوب آگاهی داده نمی شود یا خیلی دیر آگاهی داده می شود.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 10:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
شرکت
LUX RESEARCH در گزارش سالانه خود بازار فناوری نانو را در سال 2005 تخمین زده و درصد رشد سالانه این مواد را در 5 سال آینده پیش‌بینی کرده است.
براساس تحقیقات و برآوردهای صورت گرفته توسط این شرکت، مواد و محصولات فناوری نانو به سه دسته نانومواد، محصولات میانی و نانوابزارها تقسیم می‌شوند که محصولات میانی بیشترین سهم بازار فناوری نانو را در اختیار دارند و نانومواد و نانوابزارها در رده‌های بعدی قرار دارند. محصولات مذکور از لحظ سهم بازار در سال 2005 بسیار پراکنده هستند اما اکثراً دارای رشد سالانه متوسط بین 30 تا 70 درصد در 5 سال آینده می‌باشند. از بین محصولات میانی، نانوروکشها و سیستمهای تحویل دارو به ترتیب با 3/1 میلیارد و 980 میلیون دلار بیشترین سهم را از بازار فروش 2005 داشته‌اند و با توجه به درصد رشد آنها پیش‌بینی می‌شود همچنان پرفروش‌ترین محصولات فناوری نانو باشند.


در بخش محصولات با فروش زیاد نمایشگرها، نانوکامپوزیتها و نانوذرات سرامیکی و فلزی جزء محصولات با پیش‌بینی رشد متوسط قرار می‌گیرند. اما برای ابزارهای سنجش و بررسی که جزء گروه نانوابزارها هستند، با وجود بازار مناسب در حال حاضر، رشد کمی در سالهای آتی پیش‌بینی می‌شود و به نظر می‌رسد که بازار این محصولات در حال اشباع شدن است.
بیشترین محصولات هم از نظر تنوع و هم از نظر تعداد در بخش متوسط نمودار فروش- درصد رشد قرار دارند. در این گروه نیز برای محصولات میانی رشد بیشتری در سالهای بعد پیش‌بینی می‌شود. در پایین‌ترین بخش نمودار، سه محصول حافظه‌های نانومتری، فولرینها و نقاط کوانتومی قرار دارند که با وجود سهم کم، درصد رشد بالایی دارند و پیش‌بینی می‌شود بزودی تغییر زیادی در بازارهای هدف خود خواهند داشت.
پیلهای خورشیدی یکی دیگر از محصولات فناوری نانو است که در حال حاضر به مرحله بازار نرسیده‌اند (میزان فروش صفر) و به همین دلیل در شکل فوق نیامده‌اند؛ ولی پیش‌بینی می‌شود با سرعت رشد بسیار زیادی تا سال 2010 به میزان فروش 3/1 میلیارد دلار برسند.

به نقل از سایت ستاد ویژه‌ یوسعه‌ی فناوری نانو



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 10:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
الیزابت ایوز
تکنولوژی با چنان سرعت سرسام آوری پیش می‌رود که انگار در دایره قدرت علم، گیر افتاده‌ایم. امروزه مواردی مثل لقاح مصنوعی حیوانات، وجود سفینه‌های بدون سرنشین و گردش در فضا کاملا طبیعی به نظر می‌رسند.
با این وجود، عده‌ای معتقدند که اختراعات، سرعت لازم را ندارد.
دو سال قبل، در مصاحبه‌ای با 95 مدیر اجرایی در مورد وسایلی که دوست دارند اختراع شود، پرسیدیم.
یکی از آنها آرزوی "قرص جوانی" را داشت در حالیکه دیگری آرزوی وسیله نمک‌زدایی ارزان را در سرمی‌پروراند. وسیله‌ایی که می‌تواند زندگی میلیونها نفر را زیر و رو کند.
وسیله‌هایی که بارها و بارها ذکر شده‌اند، رابطه مستقیمی با زندگی کاری و روزمره افراد دارند. قابل توجه مخترعان: بازار بالقوه‌ای آن بیرون، منتظر وسایل جدید برای ربودن گوی سبقت از دیگران است.
آرزوی اختراع تلفن همراهی که همه جا چه در نوک قله‌ها و چه در متروهای زیرزمینی از کالیفرنیا تا صحرای کالاهاری، آنتن دهد، در راس آرزوهای مربوط به "درگیریهای روزمره" قرار داشت. این تلفن همراه بدون سیم کارت، بدون پرداخت هزینه‌های هنگفت و بدون قطع شدن شبکه کار می‌کند و به آن
MagicFone می‌گویند.
بسیاری از مدیران اجرایی آرزوی وسیله‌ایی همه کاره را داشتند که دیگر مجبور نباشند وسایل زیادی را با خود این طرف و آن طرف ببرند. هر کدام از آنها خواهان وسایل چند کاره‌ای بود که چندان تفاوتی با هم نداشتند مثلا وسیله‌ایی که هم تلفن، هم دستگاه پخش موسیقی و هم کیف الکترونیکی باشد یا مثلا تلفنی که
GPS و دستگاه سرعت سنج هم داشته باشد. شاید این فکر به ذهنتان خطور کند که همه آنها چاقوی همه کاره سوییسی و الکترونیکی می‌خواهند! البته «درگیریهای روزانه» با وسایل مختلف از راههای دیگری هم قابل مشاهده بود چرا که تعدادی از مدیران اجرایی کنترل از راه‌دوری می‌خواستند که همه وسایل سرگرمی و الکترونیکی موجود در خانه را کنترل کند. در حالیکه دیگر مدیران، آرزوی منبع انرژی برای همه وسایل الکترونیکی قابل حمل و نقل را داشتند. اگر قرار باشد تلفن‌های همراه، رایانه‌ها، Blackberry و ipod هایمان را همه جا، همراه خود داشته باشیم، لطفا فکری به حال تعداد شارژرهایی که لازم است، ‌بکنید!
در امور منزل، روباتهای برنامه‌ریزی شده برای مرتب کردن خانه که وظیفه پیدا کردن کلیدها و کتابهای گمشده را دارد، بسیار مطلوب به نظر می‌رسد درست مانند موتور جستجوگر
Google که اخبار یا افراد را در دنیای مجازی جستجو می‌کند.
اگر چه آرزوهای ما تخیلی، مفید و فراتر از تکنولوژی روز هستند اما باید در حوزه معقول علم بگنجند خالی از لطف نیست که از بین آرزوهای گفته شده به "
bubble " هم اشاره کنیم وسیله‌ایی شبیه سپر که مانع از آلودگی و سرو صدای ناخواسته می‌شود. مورد جالب دیگر تراشه‌های کامپیوتری است که مستقیما به مغز وصل می‌شوند.
جالب است بدانیم این افراد چه چیزهایی را آرزو نکردند: جستجوگرهای بهتر
web یا مدلهای کاربردی‌تر ماشین‌ها علی‌رغم بازار داغ سفرهای فضایی، هیچ کس آرزوی داشتن موشک فضایی را ذکر نکرد. البته این آرزو زمانیکه آن بالا جای مشخصی برای سفر پیدا شود تغییر خواهد کرد و برای سفرهای طولانی به فضای خارج، با آرزوی "سفر با سرعتهایی ، ما فوق سرعت صوت" مواجهه می‌شویم.
مترجم: سوسن ایمانی

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 10:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب

توسعة فناوری‌نانو در اغلب بخش‌های آموزشی، پژوهشی و مدیریتی کشور و تبدیل‌‌شدن آن به‌یکی از اولویت‌های تحقیقاتی و صنعتی ایران، موجب شده‌است که آموزش و پرورش نیز نسبت به‌این فناوری حساس شده و چگونگی تعامل با فناوری‌نانو به‌ یکی از دغدغه‌های ذهنی مسئولان این وزارت‌خانه تبدیل شود.
این دغدغه با ‌سه سوال اساسی همراه‌است؛ اول آیا آموزش و پرورش باید با پیدایش هر فناوری جدیدی، راه را برای ورود آن به‌ذهن دانش‌آموزان باز کند یا خیر؟ دوم، در صورت نیاز به‌آموزش نانو در مدارس، سطح آموزش باید در چه حدی باشد و چه چیزهایی یاد داده شود؟ و سوم، برای آموزش فناوری‌نانو از کدام بسترهای آموزشی استفاده شود؟
در پاسخ سوال اول باید توجه داشت که فناوری‌نانو یک جریان موضعی نیست که همراهی با آن، به‌معنای ناهماهنگی با جریان کلی علوم و فناوری باشد؛ این فناوری در واقع ادامة روند فناوری‌های موجود است، نه چیزی جدا و در کنار آنها. بنابراین ما نمی‌توانیم نانو را یک راه در کنار راه‌های دیگر ببینیم که مجاز به‌انتخاب یا رّد آن باشیم، بلکه این فناوری، ادامة مسیری است که ما در آن قرار داریم و انتخاب نکردن آن به‌معنی ایستادن و حرکت نکردن رو به‌جلو است. ما در سال‌های آینده در هر کدام از فناوری‌های موجود که بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، ناچاریم آن فناوری را در مقیاس نانو در اختیار داشته باشیم و راه‌های استفادة تجاری از پدیده‌های این مقیاس را بدانیم.
در این میان،‌‌ آموزش و پرورش که وظیفة آماده‌سازی نیروهای انسانی برای ورود به‌عرصه‌های مختلف علوم و فناوری را دارد، نمی‌تواند از روند جهانی به‌دور بماند و دانش‌آموزان را در محیطی ایزوله نگه دارد، لذا لازم است با پیشرفت‌ روندهای علمی، آموزش و پرورش نیز ضمن حفظ ساختارهای پایه، روبه جلو حرکت کند و نیروهای انسانی متناسب با دنیای پیرامون را تربیت کند. در غیر این‌صورت، محصولات سیستم آموزشی کشور با دنیای خارج از این سیستم هماهنگ نخواهد بود. ما باید توجه داشته باشیم که آموزش و پرورش باید افراد را برای ورود به دنیای امروز آماده کند، نه دنیای بیست سال پیش!
در خصوص سؤال دوم یا محتوای آموزش، لازم است توجه داشته باشیم که آموزش و پرورش ما هم‌اکنون بسیاری از مفاهیم پایة علمی را به دانش‌آموزان یاد می‌دهد و شاید ما جزء قوی‌ترین کشورها در آموزش علوم پایه باشیم. اما یکی از مشکلات سیستم آموزش فعلی این است که دانش‌آموز را توجیه نمی‌کنیم که این اطلاعات و علوم را برای چه می‌آموزد و این مفاهیم علمی در کجا به‌کار می‌آیند، لذا می‌بینیم که ما در تبدیل علوم پایه به کاربرد،‌ با مشکل مواجه هستیم.
برای آموزش فناوری نانو لازم است این خلاء را پُرکنیم و در کنار آموزش مباحث اتمی و مولکولی و خواص مواد و ساختارهای زیستی و. . . (که هم‌اکنون در کتب درسی وجود دارد) به‌کاربردهای عملی این مفاهیم نیز بپردازیم. در این صورت نیاز به‌آموزش مباحث جدید و احیاناً دشوار نخواهیم داشت. این موضوع نه‌تنها باعث تشویش و پراکنده شدن ذهن دانش‌آموزان نمی‌شود، بلکه آنها را نسبت به مفید و کاربردی بودن این علوم مطمئن می‌سازد.
و اما سوال سوم؛ برای آموزش فناوری‌نانو شیوه‌های متنوعی اعم از ایجاد سایت‌های اینترنتی، تهیة فیلم، بازی و بروشور، برگزاری دوره‌های آموزشی و نمایشگاه‌ها و استفاده از بستر کتب تحصیلی وجود دارد.
از آنجا که این روش‌ها به‌نوعی مکمل یکدیگرند، نیاز است از هر کدام برای بخشی از اهداف آموزشی استفاده شود. مثلاً می‌توان از فیلم و بازی برای آموزش سنین پایین، از بروشور برای جذب و ترغیب دانش‌آموزان، از کتب درسی برای بیان مطالب پایه‌ای و کلّی، از سایت‌های اینترنتی برای ارائه کارهای جدیدتر و معرفی منابع، و از دوره‌های آموزشی برای آموزش معلمان و مربیان استفاده کرد.
یکی از نگرانی‌هایی که برخی ا ز مدیران در زمینة ورود فناوری‌نانو به‌کتب درسی دارند، ترس از ناتوانی معلمان در آموزش این مطالب است. به‌نظر می‌رسد این نگرانی نباید مانع از ورود مباحث فناوری نانو به کتب درسی شود، زیرا اولاً این معلمان بر مبانی علمی این مطالب، تسلط دارند و عمدة ضعف آنها ناشی از بی‌اطلاعی از کاربردهای جدید است، ثانیاً بنا نیست منتظر پیدا‌‌شدن نسل جدیدی از معلمان باشیم که بتوانند نانو را آموزش بدهند؛ ما برای به‌روز کردن اطلاعات معلمان می‌توانیم از دوره‌های آموزشی، نشریات تخصصی، سایت‌های اینترنتی و. . . بهره بگیریم؛ همان‌گونه که در سایر نقاط دنیا کار می‌شود و روش‌های آموزش مطالب جدید را در قالب دستورالعمل‌های آموزشی در اختیار معلمان قرار می‌دهند.
در نهایت لازم است این هشدار را به‌خودمان بدهیم که اگر بناداریم بسیار آرام و طولانی فکر کنیم و تصمیم بگیریم که آیا باید فناوری‌نانو وارد آموزش و پرورش شود یا خیر، بهتر است از هم‌اکنون برای نسل‌های‌بعدی فناوری تصمیم بگیریم! چون سرعت حرکت در جهان آنقدر زیاد هست که کسی منتظر تفکرات طولانی مدت ما نمی‌ماند!

منبع:ایران نانو
 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 1:48 AM نظرات 0 | لينک مطلب
بررسي اثربخشي آموزش مديريت تعارض كار-خانواده بر رضايت شغلي و زناشوئي زنان شاغل دانشگاه اصفهان
در سالهاي اخير تحقيقات زيادي براي مطالعه تعارض كار-خانواده ،خانواده-كار ، پيشايند ها، پيامدها و تاثير اين تعارضات بر افراد جامعه و سازمانها انجام شده است.اما تعداد كمي از پژوهش ها به بررسي تاثير مديريت تعارض كار- خانواده وخانواده-كار بر زندگي شغلي و خانوادگي افراد پرداخته است .لذا اين پژوهش با هدف بررسي تاثير آموزش مديريت تعارض كار- خانواده بر رضايت شغلي و زناشويي زنان شاغل دانشگاه اصفهان صورت گرفته است.اين پژوهش از نوع نيمه تجربي همراه با گروه آزمايش و كنترل است.نمونه پژوهش شامل 62 نفر از زنان شاغل دانشگاه اصفهان بودند.اين نمونه بطور تصادفي در گروه آزمايش(31نفر) وگروه كنترل( 31 نفر) تقسيم شد.در ابتداي پژوهش تعارض كار-خانواده،خانواده-كار و ميزان رضايت شغلي و زناشويي و باور خود كارآمدي در بين دو گروه آزمايش وكنترل مورد سنجش قرار گرفت.داده ها با استفاده از پرسشنامه تعارض كار-خانواده نت ماير ،پرسشنامه رضايت زناشويي اينريچ،رضايت شغلي اسميت و پرسشنامه باور خود كارآمدي هنسي جمع آوري شد.داده ها با استفاده از نرم افزار آماري spss-15 تحليل شد. در گروه آزمايش به مدت 6جلسه برنامه آموزش مديريت تعارض اجرا گرديدو مجددا ميزان تعارض كار-خانواده،خانواده-كار و ميزان رضايت شغلي و زناشويي و باور خود كارآمدي در بين دو گروه آزمايش وكنترل مورد سنجش قرار گرفت .نتايج تفاوت معناداري را بين گروه در زمينه تعارض كار-خانواده،خانواده-كار و ميزان رضايت شغلي و زناشويي و باور خود كارآمدي نشان داد.بنابراين ،نتايج نشان داد كه برنامه آموزشي مديريت تعارض در افزايش رضايت شغلي و رضايت زناشويي و باور خود كارآمدي و كاهش تعارض كار-خانواده موثر بوده است(01/0>p).
واژه هاي كليدي: تعارض كار- خانواده، رضايت شغلي، رضايت زناشويي، مديريت تعارض، تعارض نقش هاي چندگانه
نويسنده:مرضيه ملكيها و دکتر مريم فاتحي زاده
http://thesis.ui.ac.ir/abstracts/edu/sixteen460.htm


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 2:06 AM نظرات 0 | لينک مطلب

رييس جهاد دانشگاهي گفت: همت مضاعف و كار مضاعف در كنار برنامه‌ريزي صحيح براي توسعه مي‌تواند راهگشاي مشكلات كشور باشد. دكتر حميدرضا طيبي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به نام گذاري سال جاري به نام «همت مضاعف، كار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري، گفت: بين شعارهاي خوب در زمينه توسعه و پيشرفت كشور تا اراده واقعي اجرايي براي توسعه و انجام برنامه‌ريزي صحيح به‌ منظور تحقق اهداف توسعه‌يي در كشور قدري فاصله وجود دارد. وي افزود: توسعه فرهنگي و علمي فناورانه و نوآورانه از جمله عوامل اصلي تحقق شعار سال و لازمه توسعه و پيشرفت كشور است و بر همين اساس سال‌هاست كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در قالب سخنراني‌هايشان اهميت تدوين برنامه مناسب در اين حوزه‌ها را تاكيد مي‌كنند. اكنون كه سال 89 نيز به‌عنوان سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نام‌گذاري شده، لازم است، مسوولان در قوه مجريه و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در تدوين برنامه‌هاي صحيح براي توسعه كشور كه فراهم‌كننده بستر مناسب براي اثردهي همت مضاعف و كار مضاعف مردم و مديران جامعه است، تلاش كنند. 

رييس جهاد دانشگاهي ادامه داد: تاخير بيش از حد در تصويب و اجراي نقشه جامع علمي كشور و استفاده از آن در اصلاح برنامه توسعه پنجم كشور كه مهمترين سند برنامه‌ريزي توسعه كشور است، از مسائل مهمي است كه بايد به آن توجه ويژه‌اي شود. وي در ادامه به ارايه پيشنهادهايي در زمينه اصلاح موادي در بخش علم و فناوري در برنامه پنجم توسعه پرداخت و گفت: الزام كليه وزارتخانه‌هاي صنعتي و كشاورزي براي تهيه استراتژي‌هاي توسعه فناوري و نوآوري در صنايع مرتبط، ضروري است. داشتن سابقه يكصد ساله در صنعت نفت، سابقه 77 ساله در صنعت سيمان و بسياري از صنايع ديگر و ايجاد زيرساخت‌هاي مناسب سخت‌افزاري و نرم‌افزاري شرايط را براي استقلال علمي، فناورانه و نوآورانه در اين صنايع فراهم كرده كه هر گونه تاخير در برنامه‌ريزي مناسب براي توسعه فناوري در اين صنايع بايد مورد سوال جدي قرار گيرد. دكتر طيبي عنوان كرد: با توجه به اين كه تا افق 1404 تنها سه برنامه توسعه پنج‌ساله پيش رو داريم، بايد در قالب تهيه شاخص‌هاي مشخص براي توسعه، ميزان تحقق اهداف توسعه‌يي را در هر يك از برنامه‌ها به‌ صورت عددي مشخص كنيم. براساس سند نقشه جامع علمي كشور يك سازمان مستقل غيردولتي بايد مسووليت تهيه شاخص‌ها و اندازه‌گيري ميزان تحقق آن‌ها را انجام دهد. وي با بيان اين كه برنامه‌ريزي‌هاي جامع درازمدت در كنار عمل هماهنگ كليه نهادهاي مرتبط در سايه همت مضاعف، كار مضاعف مسوولان و مردم راه اصلي تحقق اهداف سند چشم‌انداز و ارايه الگوي توسعه جمهوري اسلامي ايران است، عنوان كرد: توسعه فناوري و نوآوري ايراني و كاربردي شدن آن در جامعه و صنعت به متولي مشخص و پاسخگو نياز دارد. رييس جهاد دانشگاهي افزود: معاونت علمي رياست جمهوري بايد به ‌صورت رسمي متولي توسعه فناوري و تجاري‌ سازي آن تا خلق اشتغال و ثروت باشد. هيچ توجيهي براي واگذاري بازارهاي كشور به محصولات كشورهاي خارجي وجود ندارد و توانمندي كامل براي تامين اين نيازها در كشور به‌ وسيله توليدكنندگان داخلي وجود دارد. وي گفت: خودباوري و وجود متولي براي برنامه‌ريزي صحيح و نظارت بر حسن اجراي برنامه‌ها، نيازهاي اصلي ما در اين زمينه هستند.




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  ساعت 12:36 AM نظرات 0 | لينک مطلب
وزير علوم، تحقيقات و فناوري با تاكيد بر اينكه هر نيروي فرهنگي بايد يك الگو باشد، گفت: تحقق شعار "همت مضاعف، كار مضاعف " نيازمند انگيزه الهي و همدلي اركان مختلف است. به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، كامران دانشجو وزير علوم، تحقيقات و فناوري در اولين ديدار خود با مسئولين و كارمندان معاونت فرهنگي وزارت علوم اظهار داشت: يك نيروي فرهنگي بايد با فرهنگ ايراني اسلامي آشنا باشد و خود يك الگو و اسوه براي سايرين باشد. وي در اين ديدار با اشاره به نامگذاري سال جديد افزود: مضاعف بودن همت و كار از دو منظر مورد اهميت است، اول آنكه همت كردن نيازمند انگيزه است و آن انگيزه بعد الهي است، همچنين همدلي از ديگر اركان كار است، اگر همدلي در بين كارمندان يك مجموعه وجود داشته باشد كار اثر گذار بيشتري خواهد داشت. وزير علوم مهمترين وظيفه مسئولان فرهنگي را نشان دادن عملي مسير درست به دانشجويان دانست و گفت: كار فرهنگي كاري است كه در رابطه با ساير معاونت‌ها و مجموعه‌هاست و مجموعه معاونت فرهنگي بايد الگو و اسوه ساير مجموعه‌ها باشد تا بتواند الگوي رفتاري مناسب را براي همه بسازد. 
دانشجو با اشاره به فرهنگ غني ايراني خاطرنشان كرد: در سال‌هاي اخير در علم و فناوري جايگاه‌هايي را در دنيا كسب كرده‌ايم اما از ظرفيت‌ها و فرصت‌هاي فرهنگ براي معرفي هويت ايراني غافل شده‌ايم و اين غفلت در برخي موارد مثل آئين شب چهارشنبه آخر سال به ناهنجاري تبديل شده است در صورتي كه مي‌توان به راحتي اين ناهنجاري‌ها را به هنجارهاي اجتماعي تبديل كرد. وي فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي دانشجويان را يك فرصت دانست و ادامه داد: نبايد جلوي انتقادهاي سياسي و اجتماعي دانشجويان را گرفت چرا كه خمودگي دانشجو، مساوي با خمودگي كشور است، اما بايد توجه داشت كه اين آزادي در چهارچوب مصالح عمومي و منافع ملي باشد و به ترويج ضديت با نظام نپردازد. وزير علوم وسعت كار وزارت علوم را به وسعت كل كشور خواند و گفت: نتيجه كار ما و دانشگاه‌هاي ما در ساير وزارتخانه‌ها به چشم مي‌خورد و اينجاست كه حساسيت كار درك مي‌شود، بنابراين در اين مسير صبر و حوصله داشته باشيد چراكه بنا به فرموده قرآن با سختي است كه آساني ميسر مي‌شود. دانشجو در پايان خطاب به مسئولين فرهنگي وزارت علوم تصريح كرد: هر چقدر مي‌توانيد به دنبال تسهيل كارها باشيد و سعي كنيد قوانين دست و پاگير را حذف كنيد. بنابراين گزارش، اين ديدار با حضور غلامرضا خواجه‌سروي معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، علي آدمي مديركل دفتر برنامه‌ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي، جليل دارا مديركل دفتر امور فرهنگي، هادي عظيمي مديركل دفتر نظارت و ارزيابي فرهنگي، مشاوران، مديران كل و كارمندان معاونت فرهنگي و اجتماعي در وزارت علوم برگزار شد



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 2:07 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق

www.boorghani.persianblog.ir

اشاره:
    ارديبهشت هر سال به مناسبت بزرگداشت مقام شامخ استاد شهيد مرتضي مطهري، روز معلم ناميده مي شود. روزي كه بايد از منظري ديگر به نظام آموزشي و فعالان آن نگريست. روزي كه بايد ابعاد مختلف آموزش را با دقت بيشتري مورد توجه قرار داد. روزي كه نبايد صرفا ً در دست، كادو و بر زبان، تبريك داشت. بلكه بايد در بزرگراه هاي تاريخ آموزش، شاهراههاي هستي و چيستي نظام آموزش، كوچه پسكوچه هاي كاستيها و قوتهاي اين سيستم بزرگ و معابر روابط بين ساكنان آن قدم زد. به راستي بايد پاسخ داد؛ روز معلم بهانه است يا شكرانه؟ روز معلم، پاسداشت است يا نكوداشت؟ جايگاه معلم در كجاي آيين ماست؟ نظام آموزشي در كدام مرحله تكوين قرار دارد؟ چرا معلم در تقويم، روزي اختصاصي دارد؟ معلم كجاي دل و ذهن ما قرار دارد؟
    
  معلمي شغل انبياست، مفهومي واقعي در معناي كلمه دارد
    در دين اسلام، اولين معلم انسان براي حركت به سوي تعالي، خداوند است. بعد از خداوند، عقل به عنوان قوه تشخيص و انبياي عظام (ع) به عنوان معلمان دروني و بيروني، هدايت جامعه را بر عهده گرفته اند. در اين سير تكاملي، هر فردي كه در هدايت بشر به سوي تعالي، تعبد و آگاهي، نقشي موثر را ايفا كند در زمره انبياء قرار مي گيرد. از اين رو، گفتن اين جمله كه معلمي شغل انبياست، مفهومي واقعي در معناي كلمه دارد.
    سالروزشهادت استاد بزرگ مرتضي مطهري درتقويم ايران بهانه اي هرچند سرخ رنگ براي پاسداشت شان و مقام انساني و اجتماعي معلم است، پاسداشتي كه بايد چنان نهادينه شود تا هر روز ما روز معلم باشد. چرا كه علم آموزي، روز و ساعت خاصي ندارد. معلم و متعلم، دو محور اساسي آموزش هستند.
     خداوند، آيين اسلام را بر اساس اهميت علم و احترام به معلم بنا نهاد
    بعد از اينكه خداوند متعال در كوه حرا به وسيله جبرئيل، رسول خود را به خواندن به نام پروردگارش فرا مي خواند اولين پايه هاي دين اسلام را بر تعليم و تربيت و زدودن بي سوادي بنا مي نهد. زماني كه در قبيله بزرگ قريش هفده نفر سواد خواندن و نوشتن داشتند به رغم بي اعتنايي مردم به تعليم وتعلم و خواندن و نوشتن، خداوند، آيين اسلام را بر اساس اهميت علم و احترام به معلم پايه گذاري كرد. در اولين آيات از تعليم و قلم سخن گفت و خود را معلم انسانها معرفي كرد؛ « اقرا و ربك الاكرم * الذي علم بالقلم * علم الانسان ما لم يعلم».
    پيامبر اعظم (ص) بعد از مبعوث شدنش براي نهادينه كردن فرهنگ عمومي آموختن، زمينه تعليمات ابتدايي را براي آحاد مردم آماده كرد و از سه حق اسلامي فرزند كه بر عهده والدين است، حق نوشتن را در رتبه دوم قرار داد.
    وقتي علي (ع) به عنوان باب علم براي نشان دادن حق بزرگ معلم بر جامعه؛ خود را غلام كسي معرفي مي كند كه فقط يك كلمه به او آموخته باشد، منزلت معلم را چهارده قرن قبل در محيط بي سواد و نادان جاهليت براي همگان تبيين مي كند.
    جهت تهيه گزارشي پيرامون روز خجسته معلم، خدمت زهره صالحي دولابي، مدير مدرسه دخترانه طهماسبي رسيديم. وي با نگاهي به جايگاه تعليم و تعلم در جامعه اسلامي، مي گويد: اولياي ما در واقع با نگرشي اصولي به مسئله آموزش، زمان مناسب آموزش عمومي را هم دراختيار نظام آموزشي مسلمانان قرارداده اند. امام صاق (ع)
    مي فرمايند: «فرزندت را تا شش سال به آموزشگاه بسپار كه درس بخواند و تربيت شود.»
    وي در ادامه مي افزايد: در جامعه اسلامي ما جايگاه نظام آموزش و پرورش و فاعلان آن توسط بزرگاني چون شهيد رجايي و استاد شهيد مطهري مشخص شده است و نامگذاري 12 ارديبهشت به نام «معلم»، خود مصداقي عيني از نگرش متعالي نظام نسبت به قشر فرهنگي است.
    صالحي، معلم را نيروي انساني اي مي نامد كه مهندسي افكارعمومي در دست اوست. او وظيفه معلم را فراتر از حال مي داند و مي افزايد: تحكيم پايه هاي نظام علمي و فرهنگي كشور منحصرا ً در دستان و زبان معلم است. دستاني كه افعالش و زباني كه گفتارش آب حيات مي نوشاند.
    اين مدير پر سابقه، ساعات حضور در محضر معلم را ساعات ارزشمندي مي داند كه خداوند متعال آن را بر حساب عمر گذشته شاگرد نمي گذارد، يعني محضر استاد، عالمي از عوالم قدسي است. اجراي عدالت حتي در نگاه كردن، از ديگر ويژگيهاي منحصر به فرد اين ساعات است. عدالتي كه بايد در سطح كلان آموزش و پرورش به هر صورت ممكن بين دانش آموزان و معلمان، كارمندان مختلف اين سيستم آموزشي بزرگ و ديگر كارمندان دولت رعايت شود.
     ابتدا بايد كاستيهاي درون سازماني برطرف و نقاط قوت شناخته شود
    ابتدا بايد مشكلات درون سازمان رفع شود. كاستي هاي درون سازماني برطرف شود، آن گاه به منظر بيروني توجه كرد. با توجه به شان و جايگاه آموزش و پرورش در نظام اسلامي و نقش ارزنده معلم در تربيت نيروي متعهد و متفكر جامعه بايد مديريت اين سيستم به عنوان تربيت كننده و توليد كننده نيروي انساني به دست قويترين افراد سپرده شود. اما متاسفانه چند صباحي است كه يكي از مشكلات كليدي آموزش و پرورش، تغيير مديريت و به تبع آن تغيير سياستهاي كلي آموزشي است. براي مثال با وجود دهها صفحه پژوهش و برگزاري بي شمار جلسه هاي تخصصي، چگونگي اجرا كردن دوره هاي مختلف ابتدايي، راهنمايي و متوسطه، سرانجام به همان نقطه اول يعني چند ساله شدن دوره ابتدايي و قرار گرفتن دوره راهنمايي در دل آن و نيز كوتاهتر شدن دوره متوسطه رسيده ايم. رها مهاجر، كارشناس مسائل آموزشي كشور با بيان اين مطلب مي افزايد: به طور قطع، با چنين تغييرات عجولانه و بدون كار كارشناسي دقيق، جز ضربه زدن به بودجه هاي اندك آموزش و پرورش چيزي حاصل نخواهد شد. بخصوص كه با تغييرات كلي يك نظام با طيف وسيعي از جابه جايي معلمان در مقاطع، تغيير كليه كتب و نيز برنامه هاي آموزشي روبرو خواهيم شد.
    وي در ادامه مي افزايد: در شرايط فعلي كه آموزش و پرورش نيازمند مدرن شدن و به روز شدن است و چندين سال نيز از اجرايي شدن نظام سالي واحدي گذشته، بايد بودجه ها را صرف توسعه آموزش مجازي و نيز آشنايي دانش آموزان با علوم جديد از طريق رايانه در اقصا نقاط كشور كرد.
    مهاجر، پهناور بودن كشور و استعداد بالقوه دانش آموزان ايراني را در يادگيري علوم جديد و نياز جامعه به همگام بودن با علوم روز را از مهمترين دلايل لزوم توسعه آموزش مجازي برمي شمارد و مي گويد: رشد و گسترش آموزش مجازي در نظام آموزشي كشور بهترين شيوه براي از بين بردن تبعيض در امكانات آموزشي است.
    وي عجين كردن محتواي كتب با نيازهاي بومي كشور و ايجاد آموزشي متعهدانه، فراهم كردن امكانات ارتقاي علمي و رفع نيازهاي اقتصادي معلمان را از ديگر موارد مهمي برمي شمارد كه بايد مد نظر مديران ارشد نظام آموزشي قرار گيردwww.boorghani.persianblog.ir.
     شان معلم بالاتر از محاسبات اقتصادي و تبليغاتي است
    آموزگاري شغل شريفي است و شرافت آن برگرفته از شرافت وجودي معلم است. جايگاهي كه هر كس توان تكيه زدن بر اريكه آن را ندارد. معلم چون گنجينه اي از فضايل اخلاقي و دايرة المعارفي از علوم است. معلم در نظر شاگردانش حاكم كلاس است. حاكم مقتدر در علم اندوزي، سخاوت در نشر علم، مناعت طبع، رافت، عزت و مرتبت و... مثل قاضي كه حاكم دادگاه است. اما آيا با اتفاقات و برخوردهاي كنوني، اين حاكم توانسته در تمامي صفات ذكر شده، مقتدر عمل كند؟! آيا با اين تعابير، معني درستي از معلم داريم؟ معلم كيست؟
    شكوفه باغباني، مسئول كتابخانه يكي از مدارس تهران كه حكمش دفتري است معتقد است در نظام آموزشي ما معلم به كسي گفته مي شود كه ساعات موظفي خود را دركلاس درس بگذراند. اوست كه حقوق و مزاياي دبيري يا معلمي دريافت مي كند.در اين سيستم من به عنوان كسي كه تلاش در جهت احياي روحيه كتابخواني و نهادينه كردن ارزش كتاب دارم، نقشي به عنوان دبير ندارم و اگر ساعات زماني برابر يك معلم را در كتابخانه بگذرانم، آخر ماه حقوقي كمتر دريافت خواهم كرد. آيا اين مورد نشان دهنده ارزش گذاري ساعات كتابخواني و مسئوليت احياي روحيه پژوهش در دانش آموزان و همكاران است؟! معلمي كه در طول ساعات تدريس يك ساله خود ساعاتي را به عنوان موظفي در محيط كتابخانه نمي گذراند چند درصد با صفت به روزرساني علم، عجين است؟آيا سيستمي كه پرداخت حقوق معوقه كارمندان خود را رسانه اي مي كند يا تكميل بيمه آنها را مسئله روز مي كند و يا اينكه مزاياي كارمندان خود را در سايتها منتشر مي كند، شان معلم را حفظ كرده است؟! ما خواهان عدالت بين تمام كارمندان دولت هستيم. يك فرهنگي بايد دغدغه اي جز آموزش نداشته باشد. اما شرايط اقتصادي به ما اجازه اين مهم را نمي دهد.
    وي درادامه مي افزايد: البته قصد من از گفتن اين مسائل، گلايه يا شكايت نيست. طرح واقعيات حاكم بر جامعه آموزشي است كه به شكر خدا با همت وزير جديد در حال رفع شدن است.
    باغباني سپس عملكرد مطبوعات را در باره انتشار اخبار مربوط به فرهنگيان مورد توجه قرار مي دهد و مي گويد: بارها پيش آمده خبري از اعطاي وام يا مزايايي خاص را در صفحه هاي اول روزنامه ها چاپ
    مي كنند اما بعد از رد شدن اين طرح يا... روزهاي بعد فقط با چند جمله كوتاه در فضاهاي خالي صفحات آخر، عدم صحت يا اجرا نشدن آن را كم رنگ درج مي كنند. اين گناه بسيار بزرگي است كه قدرت اقتصادي معلم را در نظر
    دانش آموزان دستخوش تغييرات ملموس مي كنند. دانش آموز كلاس از مقدار عيدي معلم، اضافه حقوقش يا قراردادي و رسمي شدن او باخبر است!
    اين مسئول كتابخانه، با بيان اينكه اگر چه روز معلم، خود شكرانه اي بزرگ براي فرهنگيان است،12 ارديبهشت را تلنگري بر ذهن همه مي داند كه روزگاري شاگرد بودن را فراموش نكنند. وي مي افزايد: واقعه شهادت استادي بزرگ، معلمي دلسوخته و دلسوز و نويسنده اي توانا در عرصه علوم مختلف، هيچ گاه با هيچ كادو يا شادباشي براي فرهنگيان حتي بعد از گذشت بيش از دو دهه التيام نخواهد يافت. شهادت استاد مطهري، شان و مرتبت ذاتي معلم را تطهير كرد. اين تقدس و طهارت، مسئوليت مهمي را بر عهده معلم و جامعه آموزشي مي گذارد.
    
  بايد با كار و همت مضاعف به جايي برسيم كه دغدغه اي جز آموزش نداشته باشيم
    كارمندان يك كشور در سازمانهاي مختلف مشغول به فعاليت هستند. همه آنها داراي امكانات خاص و حقوق و مزاياي كارمندي مطابق شرايط سازمان مربوطه مي باشند. البته كمتر كسي به مسائل درون سازماني آنها
    پي مي برد و در واقع روساي آنها در انتقال اخبار درون سازمان خود كمتر، رو بازي مي كنند. تا حركتي انجام نشده، ثمره آن ديده نشده، كمتر كسي از بيرون سازمان به كم وكيف آن پي مي برد.
    حميد رضا نجفي، دبير يكي از مدارس تهران با بيان اينكه تمامي امكانات و مزايا و حقوق معلمان حتي درصد رشد ساليانه حقوق آنها، استخدام شدن و نوع بيمه معلمان از مباحث مهم خبري در سطح كلان جامعه محسوب
    مي شود، مي گويد: به راستي كسي تا به حال بيمه ساير كارمندان، مزايا و حقوق آنها را به عنوان تيتر خبري در صفحات روزنامه يا روي سايتها و خبرگزاريها ديده است؟ شان و جايگاه معلم اين نيست كه دانش آموزي در راهرو به او بگويد: خوشا به حالتان آقا، بيمه طلايي هم كه شديد! و فردايي نه چندان دور بار ديگر رسانه هاي پخش كننده آن خبر به گونه ديگري اين مسئله را خبر ساز كنند و موافقت يا عدم موافقت مجلس را با اين طرح مورد بررسي قرار دهند.
    اين معلم رياضي در اين باره به نظام هماهنگ كشوري اشاره مي كند و مي گويد: به طور قطع تصويب اجرايي كردن نظام هماهنگ كشوري و سر و صداي شديد آن كه البته در نظر برخي از كارمندان آموزش و پرورش چندان هم موثر نبوده است يكي از راه حل هاي مد نظر مديران و بخصوص مجلسيان محترم براي رفع تبعيض بين كارمندان دولت و اجراي عدالت بوده است كه متاسفانه چندين ماه از اخبار داغ و گاهي چالشي مطبوعات به شمار مي رفت. همچنين اعلام پرداخت حقوق معوقه معلمان يا پاداش ساليانه يا عيدي آنان از ديگر اخبار به ظاهر مهم برخي از مطبوعات است. به تازگي در باره اعلام درصد اضافه حقوق معلمان در سال جديد، سايتهاي خبري با هم به رقابت مي پردازند. كسي نيست از آنها سئوال كند آيا اضافه حقوق خود را هم خبري مي كنيد؟ آيا توجه به اين مسائل، زدن مهر تائيد بر عدم اجراي عدالت در نظام نيست؟ آيا نشان دهنده اين نيست كه معلم به عنوان حامي فكري و علمي دانش آموز، خود نيازمند حمايت براي احقاق حق است؟ جايگاه نظام آموزشي ما اين نيست كه معلمان را به عنوان قشر ضعيف اقتصادي به شمار بياورند و براي رفع
مشكلاتشان برنامه هاي خبري بسازند.
    وي ادامه مي دهد : روز معلم روز بزرگي است. نكوداشت مقام علمي استاد مطهري و همقدم شدن براي رسيدن به اهداف متعالي اين بزرگ آموزگار، كار ارزشمندي است. حال كه سيستم با اين نگاه مبارك به داستان راستان معلم و به زبان حكيمانه او مي نگرد، بهتر نيست با همت مضاعف و كار مضاعف در راه رفع مشكلات كلان سيستم آموزشي، كاري كنيم كه ديگر در روز معلم كسي به فكر مشغله ها و دغدغه هاي معلمان نباشد؟
    در واقع بايد كاري كنيم كه دغدغه اي جز آموختن و آموزش دادن در ذهن معلم وجود نداشته باشد. رسيدن به چنين آرماني نيازمند سرعت عمل، دقت در تعيين اهداف و راه هاي رسيدن به آن است.
    نجفي در ادامه با اشاره به كارهاي صورت گرفته در مديريت جديد، سازمان آموزش و پرورش را به بيماري تشبيه مي كند كه بحمدالله دوران نقاهت و بازيابي توان خود را سپري مي كند. او مي گويد : توجه به استخدام معلمان جوان با نيروي مضاعف و علم به روز، مشخص شدن تكليف معلمان حق التدريسي و حركت سيستم آموزشي به سمت تحولات بزرگ، از نكات مثبتي است كه مي تواند به بهبودي اين بيماري كمك كند.
    اين دبير با سابقه آموزش و پرورش در پايان صحبت هايش مطبوعات را به عنوان همكاران نظام آموزشي خود مورد خطاب قرار مي دهد و از آنها مي خواهد: مانند هميشه به سيستم آموزش و پرورش نگاهي ارزشي داشته باشند. موفقيت دانش آموزان و معلمان را در عرصه هاي مختلف علمي منعكس كنند، اما اين سيستم كلان كشور را به كانون خبر و بحرانهاي كاذب تبديل نكنند. او توجه به آموزش و پرورش را در راس توجهات مي شمارد و مي گويد: كاستيها بايد توسط خود معلمان گفته شود، توسط مديران شنيده شود، توسط دولت برنامه ريزي گردد و توسط نمايندگان مردم حل شود. از طرفي نقاط قوت، تقويت شوند. اين راه درست ارزش گذاري بر معلم و شان هنر و عشق اوست.
www.boorghani.persianblog.ir    
  بگذاريد در سايه ثبات، فرهنگيان آرامش داشته باشند
    با توجه به مباحث مطرح شده در نظام جمهوري اسلامي، تربيت نيروي متعهد، خلاق و با نشاط ، بر نيروي كارگري و صنعتي صرف ارجحيت دارد. لذا ورود مباحث معنوي و بحثهاي عميق جزء ضروريات است.
    رهامهاجر مي افزايد: متاسفانه تا كنون به كاربردي كردن علوم در نظام آموزشي ما كمتر توجه شده يا توجهات موفقيت آميز نبوده اند. براي مثال دانش آموز روابط مثلثاتي را حفظ كرده ولي هرگز به كاربرد آن در زندگي و حتي در كار پي نبرده است. اين گونه ميليونها ساعت تدريس بر باد فنا رفته است.
    وي ادامه مي دهد: در هيچ كجاي دنيا به اندازه نظام آموزشي ما از دانش آموز، حفظ معادلات، قوانين و فرمولها، مطالبه نمي شود. آيا زمان آن نرسيده است كه سيستم آموزشي با يك تحول عظيم در محتواي كتب، آموزشي بومي و اسلامي و كاربردي روشن ارائه دهد؟ اينكه دوره ابتدايي چند سال و دوره متوسطه چند سال باشد؛ چه دردي را درمان مي كند؟ بگذاريد در سايه ثبات، هم فرهنگيان آرامش داشته باشند و هم خانواده ها سردرگم نمانند. ثبات كار يك آموزگار، احساس امنيت رواني و اقتصادي او، اجراي عدالت در بين تمام كارمندان، مي تواند در ترفيع و تبيين مقام معلم نقش بسزايي داشته باشد. معلم، كسي است كه به نقشش به عنوان يك شغل نگاه نمي كند بلكه عشق اوست و ان شاء الله كه امروز و هر روز، برايش مبارك باشد.
www.boorghani.persianblog.ir  


 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق

شبکه راديويي گفتگو با توجه به نامگذاري سال 1389 بنام سال همت مضاعف و کار مضاعف ازسوي مقام معظم رهبري ، تعدادي از برنامه هاي خود را به بررسي علل انتخاب امسال به اين نام و همچنين نقش همت و کار مضاعف در توسعه بخش هاي مختلف کشور اختصاص داده است. يکي از محورهاي مورد توجه بررسي تاثير همت و کار مضاعف در پيشرفت علمي و فناوري ايران است. به همين مناسبت سه تن از دست اندرکاران حوزه علم و فناوري (دكتر محمد سعيد جبل عاملي ، رئيس دانشگاه علم وصنعت ، دكتر رضا روستا آزاد ، معاون پژوهشي دانشگاه صنعتي شريف و دكتر سيد اميد رعنايي ، رئيس مركز صنايع نوين وزارت صنايع و معادن) به بررسي نقش همت و کار مضاعف در افزايش سرعت پيشرفت علمي کشور پرداختند.

متن اين گفتگو به شرح زير است.

راديو گفت و گو: چرا امسال سال كارمضاعف و همت مضاعف نامگذاري شد؟ آيا در برهه زماني خاصي از انقلاب به سر مي بريم  يا يك تلنگري است براي اينكه افراد و سازمانها و مسئولين همت بيشتري را در كار داشته باشند؟

دکتر روستا آزاد: حتما در اين قضيه مقام معظم رهبري تحليل ها و مستنداتي دارند كه اين نامگذاري انجام شده است. از ديد سيستميك وقتي كه يك جامعه و مجموعه اي در هر جايي باشد مي خواهد هدفي را دنبال كند طبيعتا فازهاي مختلفي را دنبال مي كند و هر كدام از اين فازها هم اقتضاي خودش را دارد اگر ما مجموعه جامعه ايران اسلامي را بخصوص بعد از سه دهه انقلاب دنبال كنيم فرازهاي مختلفي داشته. الان جامعه به وضعيتي رسيده كه شاخص هاي خيلي خوبي را ( كانون هاي بين المللي عنوان مي كنند) دارد.

مثلا طيف جوان در جامعه ما الان يك درصد قابل توجه اي را دارد و تمام مانبع مستقل دنيا نيز مي گويند نرخ رشد علم در ايران يازده برابر متوسط جهاني شده  با توجه با تمام محدوديتهاي كه وجود دارد و در تحريم هستيم. در بعضي جاها اين قضيه را هشدار مي دهند يعني كشوري با اين تاريخ و جمعيت و وسعت و منابع استراتژيك و با اين شاخص عملكرد خطرناك است ديدگاها آنها اين است كه اگر امروز اين كشور مهار نشود فردا دير است. مجموعه از اين عوامل را كنار هم بگذاريد اينگونه است كه  جامعه ايراني يك جامعه جوان ، پويا و با پتانسيل و با يك چشم انداز است. روشن است وقتي يك سيستمي به اين فضا مي رسد مفهوم آن اين است كه اگر همتش و عزمش را چند برابر كند  دستاورد هايش خيلي عظيم خواهد بود و قدمهاي بلندي را در زمان كوتاه بر مي دارد.

مثل دونده اي است كه كل مسير را رفته و اگر انرژي بيشتري خرج كند دستاورد آن جلو افتادن از بقيه است. با توجه به چشم انداز 1404 كه چشم انداز 20 ساله تنظيم شده و مي خواهيم در دنيا شان خودمان را داشته باشيم در زماني كه دنيا با ركود اقتصادي مواجه بوده ما سال گذشته با رشد اقتصادي 4-5 درصد بيشتر مواجه بوديم در حالي كه كشورهاي اروپايي رشد اقتصادي صفر و يا منفي داشتند. اين شاخص هاي علمي و اقتصادي و... مي گويد كه اگر فرصت را درك كنيم و اهتمام همت بيشتري داشته باشيم دستاوردهاي خيلي عظيمي خواهيم داشت و در دنياي رقابت بين المللي اگر جلو بي افتي ديگر جلو افتادي. فكر مي كنم شايد يكي از دلايل خيلي مرتبط با اين نامگذاري همين موضوع باشد.

راديو گفت و گو: يك مساله اي كه هميشه در پيشرفت علم و دانش مطرح بوده بحث ارتباط صنعت و دانشگاه بوده است در حال حاضر شما اين رابطه را چگونه مي بينيد؟

دکتر رعنايي: فكر مي كنم ما در مقطع خيلي خوبي هستيم و در اين حركت روبه جلويي كه كشور در سالهاي اخير داشته در بحث ارتباط صنعت و دانشگاه ما پيشرفت هاي خيلي خوبي داشتيم يعني مباحث اوليه كه اقتضاي آن زمان هم بوده اينها را پشت سر گذاشتيم و ادبيات ما در اين ارتباط تغيير كرده و بيشتر به كارهاي كاربردي و كارهاي محصولگرا و نياز صنعت و توجه دانشگاه به نياز صنعت توجه كرديم.

 بحث توليد علم و توليد مقاله مباحثي بود كه در سالهاي گذشته بيشتر مطرح مي شد و لازم هم بود كه كشور در اين حوزه ها رشد مي كرد. الان در اين چرخه نوآوري كه از ايده تا محصول است را پشت سر گذاشتيم و همزمان با توليد علم بحث پژوهش هاي كاربردي است و اينكه توجه داشته باشيم و صنعت را مد نظر قرار دهيم و الحمدالله وزارت صنايع و بخش صنعت ارتباط خوبي با دانشگاهها برقرار كرده اند.

راديو گفت و گو: شما تائيد مي كنيد صحبتهاي آقاي دكتر رعنايي را كه صنعت و دانشگاه از نظر ارتباطي وضعيت خوبي دارند؟

دکتر جبل عاملي: اينكه فرمودند آن دوران گذشته را پشت سر گذاشتيم و الان هم دانشگاه و هم صنعت به يك بلوغي رسيدند و اينكه به هم نياز دارند قابل قبول است و اينكه دانشگاه و صنعت تا حد زيادي به هم ارتباط دارند در كشور ما، يعني الان صنعت ما دانشگاهها را خوب مي شناسد و دانشگاه ها هم تا حد زيادي مشكلات صنعت را مي شناسند اين هم قابل قبول است اما ما بايد گامهاي اساسي تري برداريم براي اينكه آن چرخه اي كه اشاره فرمودند در آن چرخه موثرتر باشيم يعني بايد يك ارتباط قوي تر و سازمان يافته تري بين دانشگاه و صنعت برقرار شود. ما اعتقاد داريم كه دانشگاهها الان در شرايطي قرار گرفتند كه مي توانند ماموريتهاي تحقيقاتي بزرگ از بخش صنعت را بپذيرند. يعني صنعت متقاضي تحقيقات در حوزه خاص باشد يعني اينكه ارتباط صنعت و دانشگاه صرفا  براي حل مشكلات روزمره صنعت برقرار نشود اين همان چيز سنتي است كه ما تقريبا پشت سر گذاشتيم بايد از آن عبور كنيم.

يعني دانشگاه بعنوان يك كلينيك صنعت عمل نكند بعنوان مركزي كه بخواهد خدمات مشاوره اي يا خدمات فني مهندسي بدهد بلكه دانشگاه در جايگاه خودش با صنعت تعامل برقرار كند يعني تا يك مرحله اي از چرخه نوآوري تا توليد را دانشگاه وظيفه مامورت دارد وما خواستار بازشناسي اين ارتباط هستيم.

راديو گفت و گو: مثلا اگر جزئي وارد شويم دفاتر صنعت و دانشگاه را مي بينيم كه سالهاست در دانشگاه ها مستقر هستند اما هم دانشجويان و هم اساتيد گلايه دارند كه اين دفاتر خيلي موفق نبودند و بسياري از پروژه هايي كه در دانشگاه انجام مي شود معمولا راهي به صنعت پيدا نمي كند فكر مي كنيد چگونه مي شود اينرا تقويت كرد؟

دکتر جبل عاملي: البته يك بخشي از پروژه هايي كه در دانشگاهها صورت مي گيرد تحقيقات پايه اي و بنيادي است و جزء ماموريت هاي دانشگاهها بايد باشد اما آنچيزي كه مهم است اين است كه مراكز تحقيق و توسعه اي كه در صنعت بايد شكل بگيرد هنوز به آن صورت ، شكل نگرفته است و دراين مراكز تحقيق و توسعه بايد محققين دانشگاه و كارشناسان صنعت با هم تعامل جدي تري داشته باشند و همينطور بايد صنعت در دانشگا ه ها پايگاه هاي تحقيقاتي و پژوهشي ايجاد كند يعني صنعت متقاضي اين باشد كه با توجه به قابليت ها و پتانسيل هايي كه در دانشگاهها است در دانشگاه پايگاه براي خودش ايجاد كندو خودش براي تحقيقثات صنعتي سرمايه گذاري كند.  اين الگو آرام آرام در كشور دارد شروع مي شود. من معتقدم كه بايد اولويت هاي تحقيقاتي بخش صنعت توسط متخصصين  صنعت و دانشگاهها با هم تعريف شود.

اولويت بندي شود و بعد بر اساس قابليت ها هركدام از دانشگاهها كه در هر زمينه اي دارند مامورت هاي تحقيقاتي ويژه به آنها  واگذار شود تا يك بخشي از اين چرخه فن آوري را دانشگاهها بتوانند انجام دهند تا ايده تبديل شود به مرحله اي كه بايد تجاري سازي شود و بايد در بخش صنعت و در توسعه صنعتي كشور كار كنيم نه اينكه صرفا دانشگاه دفتر ارتباط با صنعت داشته باشد كه پروژه اي را تعريف كند واز طريق آن پروژه بتواند مشكلي را حل كند بلكه دانشگاه با پتانسيل هاي زيادي كه دارد در حوزه نوآوري ، توسعه محصول ، توليد محصولات جديد و افزايش بهره وري و اثر بخشي در صنعت بطور جدي تر وارد شود و كار كند و تعامل كند بنابراين ما هم نيازمند اين هستيم كه مراكز تحقيق و توسعه را در بخش صنعت فعال كنيم كه توسط دانشگاهيان بايد صورت گيرد و هم  مراكز پژوهشي كه به سفارش صنعت و براي رفع نياز هاي صنعت بايد در دانشگاه ها ايجاد شود و سرمايه گزاري شود از طريق صنعت كه اينجا يك عامل سوم را هم مي خواهيم با توجه به ساختار حكومت خودمان و آن هم دولت است يعني دولت بخش هدايت ، نظارت و نقشي كه بدنبال نظارت توام با مقررات زدايي باشد نه نظارت توام با اعمال مقررات جديد و محدود كردن را برعهده داشته باشد.

راديو گفت و گو: در وزارت صنايع و معادن چه كارهايي براي اعتماد سازي بين صنعت و دانشگاه انجام شده است . مثلا شاهد بوديم كه پاركهاي علم و فن آوري فعاليت خودشان را آغاز كردند و... اينگونه واحدها چقدر مي توانند به ما كمك كنند؟

دکتر رعنايي: مباحثي كه آقاي دكتر فرمودند بسيار به جا است و ما معتقديم كه كاملا اين ارتباط ايجاد نشده و دائما در حال رشد اين تعامل هستيم .براي اين تعامل حوزه تحقيق و پژوهش حوزه اي است كه نمي شود يك قالب كلي براي آن در نظر گرفت شايد يكي از روشها روش ايجاد دفاتر بوده در دانشگاهها نمي توان گفت اين روش كاملا شكست خورده است. اثراتي داشته خوب هم جواب داده بايد بسته به نوع پژوهش و پارامترهاي بسيار زيادي كه وجود دارد مدل هاي مختلفي را تعريف كرد ما سعي كرديم در وزارت صنايع اين مدلها را تعريف كنيم براي بعضي پروژه ها سعي كرديم ايجاد كنسرسيوم بكنيم .ما معتقديم كه در بعضي از حوزه ها از جمله مبحث مديريت پژوهش كه خيلي نقاط ضعفي در اين حوزه در كشور داريم بايد بيشتر كار كنيم.

در تعامل بين دانشگاهيان  باهم يعني ايجاد تعامل و همكاري كه بتوانند با هم كارهايي را انجام دهند و ارتباط آنها با صنعتگران براي همين آمديم مدل كنسرسيومي را تعريف كرديم يعني پايگاههاي فن آوري را ايجاد كرديم كه در اين پايگاههاي فن آوري استفاده كننده نهايي كه بخش صنعت است آمده دخيل شده در پروژه بخشهاي مختلف دانشگاهي كه مثالهايي داريم از اينها كه چند دانشگاه حتي تا 9 دانشگاه در سطح كشور با هم آمدند بخش تحقيقي يك پروژه را انجام مي دهند و بعد بخش سرمايه گزاران است كه چند دستگاه اجرايي كه الان ما وزارت نفت و معاونت علمي با هم پروژه اي را اعمال مي كنيم پروژه زيادي در اين حوزه دارد شروع مي شود.

در بعضي از پروژه ها اين مدل جواب مي دهد و در بعضي جواب نمي دهد. براي همين مدل تحقيقات صنعت محور، يك مدل ديگري است در صورتي كه صنعت اعلام نيازي داشته باشد و دانشگاه بتواند آن نياز را برطرف كند وزارت صنايع تا 80% هزينه هاي آن پروژه را پرداخت مي كند. مدلي كه آقاي دكتر فرمودند كه آرندي بخش صنعت بايد تقويت شود ما اين خلاء را احساس كرديم و گفتيم كه اگر آرندي بخش صنعت خودش بگويد كه من مي توانم با كمك دانشگاه مشكلي را حل كنم ما مدلي داريم تحت عنوان حمايت از آرندي بخش خصوصي، تجاري سازي يافته هاي پژوهش ، حمايت از پايان نامه هاي تحصيلات تكميلي كه تقريبا با درصد زيادي الان ما با دانشگاهها اين مدل را اجرا كرديم و خوب هم جواب داده  با مدلهاي مختلف سعي مي كنيم اين ارتباط را برقرار كنيم و قطعا خلاءهايي هم وجود دارد و دائما در صدد اين هستيم كه اين اشتباهات را پوشش دهيم.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 9:46 PM نظرات 0 | لينک مطلب