« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )





خبرگزاري فارس:نور خورشيد يكي از منابع مورد توجه دانشمندان براي تامين انرژي جايگزين سوختهاي رايج است. دردهه هاي گذشته توليد انرژي الكتريكي از نور خورشيد بسيار گران بود كه اين ميزان در حال حاضر با ساخت سلولهاي جديد خورشيدي به ميزان زيادي كاهش يافته است.

پيشرفت علم و فناوري ضمن دستاوردهاي فراوان براي آسايش و رفاه بشر همواره مشكلات تازه اي را با خود به همراه آورده است. مثال ملموس در اين مورد آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از سوختهاي فسيلي است.
اهميت استفاده از اين منابع به حدي است كه حتي لحظه اي توقف در اين كار روند زندگي در جهان مدرن را مختل خواهد كرد.

اما موضوع به همين جا ختم نمي شود. گازهايي كه در نتيجه سوختن اين مواد وارد هوا مي شوند سبب ايجاد مشكلات تنفسي براي انسان و آلودگي محيطزيست هستند.

در عين حال ، تراكم اين گازها در جو زمين مانع از خروج گرما از اطراف زمين مي شود؛ پديده اي كه نتيجه آن افزايش دماي هوا و تغييرات آب و هوايي گسترده در زمين است و اثر گلخانه اي ناميده مي شود.
چنانچه افزايش دماي هوا مطابق روند فعلي صورت پذيرد بازگرداندن آن به وضعيت سابق تقريبا غيرممكن خواهد بود. بهترين راه حلي كه اكثر دانشمندان پيشنهاد كرده اند متوقف كردن روند رو به رشد افزايش اين گازهاي مضر است.
اين مساله نيازمند بررسي دوباره و جدي منابعي است كه مي توانند جايگزين سوختهاي فسيلي شوند. در حال حاضر، اتفاق نظر كلي درباره چگونگي مواجهه با اين مشكل در ميان دانشمندان ، گروههاي طرفدار محيطزيست و مديران صنعتي وجود ندارد.

گروهي از متخصصان بر بهره گيري از منابع سنتي انرژي مثل باد و انرژي خورشيدي تاكيد مي ورزند. عده اي ديگر معتقدند استفاده از سوختهاي فسيلي ادامه مي يابد؛ اما بايد راههاي تازه اي براي جمع آوري دي اكسيد كربن قبل از ورود آن به هوا يافت شود.

در اين ميان انرژي هسته اي مي تواند پاسخگوي مناسبي براي جايگزيني انرژي حاصل از سوختهاي فسيلي باشد.



مشكل اصلي

مشكل عمده در اين ميان دي اكسيد كربن است كه اصلي ترين محصول جانبي ناشي از سوختن منابع فسيلي مثل نفت و ذغال سنگ است.

دانشمندان معتقدند از آغاز انقلاب صنعتي تاكنون ميلياردها تن از اين گاز وارد جو زمين شده است. ميزان اين گاز مضر در هواي زمين در حال حاضر 30 درصد بيش از آن چيزي است كه قبل از انقلاب صنعتي وجود داشته است.
هر چه كشورها به طرف صنعتي شدن حركت كرده اند ميزان توليد دي اكسيد كربن بيشتر شده است. پيش بيني مي شود تا نيمه قرن حاضر مقدار اين گاز به دو برابر افزايش يابد و اين مساله دماي هواي زمين را به ميزان 3 تا 10 درجه افزايش خواهد داد.

از آنجا كه دي اكسيد كربن گازي بي رنگ و بي بو است ، آلودگي آن مستقيما جلب توجه نمي كند. بد نيست بدانيد يك دستگاه خودرو طي عمر مفيد آن بين 50 تا 100 تن دي اكسيد كربن توليد مي كند.
از كشورهاي صنعتي ايالات متحده بيش از هر كشور ديگري اين گاز مضر را توليد كرده كه مقدار آن دو برابر ژاپن و كشورهاي اروپايي است.


مشكلي نه چندان آسان


در مقاله اي كه اخيرا توسط دكتر مارتين هوفرت استاد فيزيك دانشگاه نيويورك و 17 تن از همكاران وي به چاپ رسيد،اين دانشمندان به بررسي و تحقيق درباره منابع جايگزين سوخت هاي فسيلي پرداختند.
بررسي ها حاكي از آن است كه در حال حاضر 85 درصد انرژي مورد نياز جهان از منابع سوخت فسيلي تامين مي شود. از 15 درصد باقيمانده انرژي حاصل از سدهاي آبي و انرژي هسته اي هر كدام حدود 5/6 درصد و انرژي خورشيدي و انرژي باد مجموعا 2 درصد نياز به انرژي را تامين مي كنند.
در اين بررسي مشخص شد چنانچه بخواهيم افزايش دماي زمين را محدود كنيم ، استفاده از منابع غيرفسيلي بايد به 4 تا 14 برابر ميزان فعلي افزايش يافته و تا پايان قرن حاضر حداقل سه چهارم انرژي مصرفي جهان بايد از ساير منابع غيرفسيلي تامين شود.

به نظر مي رسد آنچه بيش از همه مورد نياز است يافتن روشهاي جديد مبتني بر فناوري پيشرفته اي است كه اين برنامه ها را عملي كنند. هدفي كه دستيابي به آن چندان هم آسان نيست.

علت اين امر گران بودن انرژي توليدي از ساير منابع نسبت به انرژي حاصله از نفت و ساير سوختهاي رايج است. در اغلب روشهاي ديگر مثل توليد انرژي از گاز ئيدروژن نيز انرژي كه مي بايد جهت شكستن مولكول آب مصرف شود بيش از انرژي حاصله از ئيدروژن است و بنابراين اقتصادي نخواهد بود.

روش ديگر توليد انرژي الكتريكي از سدهاي آبي است كه به علت محدوديت منابع آب در روي زمين عملا امكان افزايش چنداني ندارد. راه حل هايي همانند صرفه جويي در مصرف انرژي ، احداث ساختمان هاي داراي عايق حرارتي مناسب ، توليد اتومبيل هاي كم مصرف و... از جمله مواردي هستند كه منجر به كاهش مصرف انرژي شده و بدين ترتيب در كاهش آلودگي محيطزيست موثرند.


اميد هاي تازه


نور خورشيد يكي از منابع مورد توجه دانشمندان براي تامين انرژي جايگزين سوختهاي رايج است. دردهه هاي گذشته توليد انرژي الكتريكي از نور خورشيد بسيار گران بود كه اين ميزان در حال حاضر با ساخت سلولهاي جديد خورشيدي به ميزان زيادي كاهش يافته است.

محققان اميدوارند در آينده با انجام تحقيقات جديد و يافتن راههاي بهتر براي جذب نور خورشيد اين فرآيند بسيار ارزان تر شده و كاملا اقتصادي شود. براي حل مشكل عدم دسترسي به نور خورشيد در روزهاي ابري يا مناطق پرباران ، سلولهاي خورشيدي مي توانند در فضا نصب شده و انرژي نور خورشيد از طريق اين سلولها به صورت امواج ميكروويو به زمين ارسال شود. نيروي باد منبع ديگري براي انرژي است.

اين موضوع قبلا در بعضي مناطق جهان مثل دانمارك مورد توجه بوده و در اين كشور 17 درصد الكتريسيته از توربين هايي به دست مي آيد كه با انرژي باد كار مي كنند. جديدترين توربين ها پروانه هايي به قطر يك زمين فوتبال دارند و انرژي الكتريكي بسيار ارزان و مناسبي توليد مي كنند.

در مناطقي كه باد دايمي وجود دارد، مي توان از اين منبع انرژي بهره جست. در ساير مناطق به باتري هايي عظيم براي ذخيره انرژي نياز است. اين موضوعي است كه متخصصان در حال حاضر به تحقيق درباره آن مشغولند.
در بررسي به منظور يافتن منابع تازه اي براي توليد انرژي بايد به انرژي هسته اي اشاره كرد كه منبع توليد الكتريسيته در مقياس وسيع بوده و مي تواند بسيار راهگشا باشد.

دكتر fertel معاون انستيتوي انرژي هسته اي مي گويد: مشكلات مرتبط با اثرات گلخانه اي گاز دي اكسيد كربن و افزايش گرماي زمين موجب شده كه همه نگاهها بار ديگر متوجه استفاده از انرژي هسته اي شود.
در تازه ترين تحقيقات در اين زمينه دانشمندان در مركز تحقيقات انرژي دانشگاه كاليفرنيا بر روي طرحي جهت استفاده از انرژي هسته اي در اتومبيل ها و كاميون ها كار مي كنند.

در اين طرح الكتريسيته اي كه از انرژي هسته اي حاصل شده مولكول آب را شكسته و اتم ئيدروژن آزاد مي كند سپس انرژي حاصل از ئيدروژن به عنوان سوخت اتومبيل مورد استفاده قرار مي گيرد.

اين محققان معتقدند طي 30 تا 50 سال آينده چنين سيستم هايي كارآيي قابل توجهي خواهند داشت. تحقيقاتي از اين دست در نقاط مختلف جهان انجام مي شود و همه روزه شاهد پيشرفت هاي بزرگي در اين زمينه هستيم.
براي جهان بدون نفت آينده انجام اين تحقيقات يك ضرورت اساسي است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806300500



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 11:06 PM نظرات 0 | لينک مطلب

            
خبرگزاري فارس: از آنجا كه كاربرد روزافزون نور مصنوعي در محيط‌هاي مختلف، ميزان استفاده از انرژي الكتريكي را به شدت افزايش داده است. لذا لازم است براي بهره برداري بهينه از انرژي الكتريكي، اين سرمايه عظيم كشور هر چه بيشتر تلاش نمود.

اشاره: امروزه نياز به منابع انرژي الكتريكي به سبب گسترش فعاليت‌هاي اجتماعي افزايش يافته است. يكي از كاربردهاي انرژي الكتريكي تبديل آن به نور است از آنجا كه كاربرد روزافزون نور مصنوعي در محيط‌هاي مختلف، ميزان استفاده از انرژي الكتريكي را به شدت افزايش داده است. لذا لازم است براي بهره برداري بهينه از انرژي الكتريكي، اين سرمايه عظيم كشور هر چه بيشتر تلاش نمود و به همين منظور ضروري است در طراحي و ساخت لامپ‌ها و منابع تبديل انرژي الكتريكي به نور تلاش جدي صورت گيرد، زيرا لامپ‌ها و منابع نور سنتي مورد استفاده داراي راندمان بسيار كوچكي در حد صفر مي باشد و تقريبا 98 درصد انرژي به آنها تبديل به گرما و حرارت شده و در نتيجه به هدر مي رود. با توجه به اين مساله علاوه بر نياز به ساخت لامپ‌هاي جديد با بهره نوري بالا و ايجاد فرهنگ استفاده از آنه، لازم است در طراحي سيستم‌هاي روشنايي نيز با رعايت استانداردهاي مربوطه از نور موضعي براساس كاربرد در محيط‌هاي مختلف حداكثر استفاده بشود. همچنين در تركيب با نور مصنوعي از نور طبيعي كه در طبيعت به وفور يافت مي شود هر چه بيشتر استفاده كرد. در ضمن براي كنترل انرژي لازم است از لوازم كنترل و تنظيم نور در طراحي سيستم‌هاي روشنايي استفاده بشود تا انرژي به جا و مناسب استفاده گردد. در ادامه مقاله به روش‌هاي بهينه سازي مصرف انرژي با توجه به نكات و عوامل فوق پرداخته مي‌شود.
      
1- منابع نور
درصد بسيار كمي از انرژي به نور تبديل مي‌شود، در منابع التهابي كه از طريق ايجاد گرما انرژي الكتريكي را به نور تبديل مي كنند بهره نوري بسيار كم و در حدود 10 لومن بر وات مي‌باشد و راندمان آنها به كمتر از 2 درصد مي رسد. اگر چه اين لامپ‌ها ارزان قيمت بوده و نور سفيد توليد مي‌كنند و رنگ‌دهي آنها بسيار عالي است، ولي عمرشان حتي بدون كليد زني و قطع و وصل، بسيار كم بوده و در حدود 1000 ساعت است و با توجه به راندمان كم و بهره نوري كوچك و تلفات حرارتي بسيار زياد، هزينه‌هاي بهره برداري بسيار گزافي دارند.
با توجه به نياز روز افزون بشر به انرژي و محدوديت آن در طبيعت، لزوم بهينه سازي مصرف و نيز مشكلات لامپ‌هاي التهابي، سالياني است كه محققان منابع نوري جايگزين را معرفي نموده و همچنان در پي منابع نور برتر مي‌باشند. مهمترين منابع نور جايگزين، لامپ‌هاي تخليه گازي كم فشار و پر فشار هستند. اگر چه امواج حاصل از تخليه الكتريكي درون محفظه اين نوع لامپ‌ها، داراي طول موج‌هاي كمتر از امواج مرئي هستند، ولي با استفاده از پودرهاي فسفرسانس و فلوئورسانس كه در سطح داخلي محفظه لامپ مي‌نشانند، اين امواج را به نور مرئي تبديل مي كنند. لامپ‌هاي تخليه گازي كم فشار كه فلورسنت ناميده مي‌شوند، داراي بالاست مغناطيسي و كليد راه انداز بوده كه كنترل جريان تخليه الكتريكي و راه‌اندازي لامپ را بعهده دارند. اين لامپ‌ها از بهره نوريي در حدود 40 لومن بر وات برخوردارند كه نسبت به لامپ‌هاي التهابي بسيار بهتر است، اما باز هم به دليل وجود بالاست مغناطيسي و امواج ماوراء بنفش، راندمان اين نوع لامپ‌ها نيز كوچك و كمتر از 10 درصد مي باشد. البته لامپ‌هاي تخليه گازي پرفشار بخار جيوه و بخار سديم نيز داراي بهره نوري بسيار خوب و در حد لامپ كم مصرف است، ولي طيف نوري آنها محدود بوده و نور سفيد توليد نمي كنند. لامپ بخار جيوه نور متمايل به بنفش و لامپ بخار سديم نور متمايل به زرد توليد مي كنند و براي روشنايي داخلي مناسب نمي‌باشند.
امروزه لامپ‌هاي كم مصرف با عمر بيش از 10000 ساعت و در اشكال مختلف گرد و مارپيچ، فلورسنت معمولي، فلورسنت فشرده، حباب دار ساده و مات و شمعي در بازار موجود مي باشد. همه اين لامپ‌ها داراي بالاست الكتروني سر خود و يا مستقل بوده و تنها لامپ نمونه حبابي ساده داراي محدود كننده داخلي مي‌باشد.
با توجه به ضريب برتر لامپ‌هاي كم مصرف و عمر بسيار زياد آنها و عدم نياز به سرويس و نگهداري، استفاده از اين لامپ‌ها باعث بهره‌وري بسيار خوب و كاهش مصرف انرژي مي‌گردد.
استفاده از لامپ كم مصرف داراي توان مصرفي اي معادل 65 درصد لامپ معمولي است و به همين دليل در مدت زمان يك سال هزينه برق مصرفي حاصل از كاربرد آنها كاهش چشم گيري يافته و سبب كاهش هزينه برق مصرفي معادل مبلغي در حدود 6000 دلار شده است كه بسيار قابل توجه مي‌باشد.
2- استفاده از نور طبيعي
استفاده از منبع نور طبيعي در نهايت موجب ذخيره سازي قابل توجه انرژي الكتريكي مي‌گردد.
استفاده از نور طبيعي بايد با مهارت صورت گيرد تا علاوه بر آنكه موجب آسايش مصرف كنندگان گردد از اشكالات احتمالي آن همچون خيرگي چشم و ايجاد سايه‌هاي مزاحم و نيز توليد سرما و گرماي نامطلوب جلوگيري شود. كه در صورت بروز چنين مشكلي نياز به استفاده از انرژي اضافي افزايش خواهد يافت.
همچنين براي استفاده از نور طبيعي بايد امكان تنظيم و كنترل نور و كنتراست محيط وجود داشته باشد تا كارايي افراد را افزايش دهد.
براي تنظيم نور از پنجره‌هايي با ابعاد مناسب كه در طراحي ساختمان‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد و شيشه‌هاي رفلكتوري مطلوب و پرده‌هاي مناسب استفاده مي شود كه البته استفاده از نور طبيعي براي مراكز تجاري و مسكوني قابليت بهره برداري بهتر و بهره وري بيشتري را به همراه دارد.
استفاده از نور طبيعي داراي مزاياي بسياري از جمله كاهش هزينه‌هاي طراحي و نصب سيستم روشنايي بين 5/0 تا 2 دلار براي هر مترمربع، كاهش هزينه‌هاي دوره اي متناسب با كاهش تعداد چراغ‌ها بين 35 تا 50 درصد است. همچنين باعث بالا بردن نشاط و كارايي و عدم خستگي زودرس افراد در محيط‌هاي اداري، تجاري و صنعتي مي‌شود. نصب پنجره‌هاي مناسب نيز امكان تامين سرمايش و گرمايش مناسب و گردش هوا را بوجود مي‌آورد مطالعات نشان مي‌دهد كه اين كار هزينه تهويه هوا در محيط‌هاي داخلي را بين 10 تا 20 درصد كاهش مي‌دهد.
      
بهينه سازي مصرف انرژي نيازمند كنترل ميزان شدت روشنايي و قطع و وصل منابع از راه دور و از محل است

البته استفاده از نور طبيعي هزينه‌هايي هم به همراه دارد كه طراح بايد با طرح كردن پنجره‌هاي مناسب و سيستم‌هاي كنترل و حسگرهاي مناسب، نور را كنترل و از چشم زدگي و ايجاد سايه روشن و هدر رفتن و اتلاف انرژي حرارتي جلوگيري نمايد.
به طور خلاصه توصيه‌هاي لازم براي طراحي و بهره برداري از نور طبيعي را مي توان چنين برشمرد:
1- افزايش تعداد و ابعاد پنجره‌ها و گسترش فضاها براي استفاده بيشتر از نور طبيعي
2- كنترل ميزان نور و جلوگيري از چشم زدگي با تنظيم پرده‌ها و منعكس كننده‌ها
3- پله پله كردن مسيرهاي ورود نور به ساختمان
4- جلوگيري از تابش نور مستقيم در نقاط بحراني
5- استفاده از فيلترها و پخش كننده‌هاي نور در مجاورت پنجره‌ها
6- استفاده از نور پردازي‌هاي مختلف و مناسب براي محيط‌هاي گوناگون
علاوه بر اين امكان همزمان استفاده از نور طبيعي و مصنوعي در محيط وجود داشته باشد و با استفاده از روش‌هاي گوناگون نظير استفاده از نورگير در وسط ساختمان و پله پله كردن سقف و به كارگيري ديوارهاي جانبي و نصب پنجره‌هاي مناسب، نور را به داخل ساختمان انتقال داد.
3- كنترل و تنظيم نور
يكي از روش‌هاي قطع و وصل منابع نور استفاده از كليدهاي اتوماتيك قطع و وصل مي باشد كه علاوه بر قطع و وصل بارهاي روشنايي، وظيفه حفاظت آنها در برابر اتصال كوتاه و اضافه بار را نيز به عهده دارند.
گرچه كليدهاي اتوماتيك از اجزا اصلي حفاظت مدارهاي روشنايي هستند ولي بهينه‌سازي مصرف انرژي نيازمند كنترل ميزان شدت روشنايي و قطع و وصل منابع از راه دور و از محل است.
لذا با استفاده از حس گرهاي مناسب مي توان در موارد عدم نياز به نور، به طور خودكار منابع نور را خاموش و يا ميزان نور آنها را در حد مورد نياز كاهش داد و از مصرف بيهوده انرژي جلوگيري نمود.
ديمر اتوماتيك تنظيم نور
از حس گرهاي نوري مناسب و اتوماتيك ولتاژ لامپ را تغيير داده و شار نوري لامپ را به گونه‌اي تنظيم مي كنند كه در صورت عدم نياز خاموش شده و از مصرف انرژي جلوگيري كنند.
ديمر تنظيم نور و حس‌گر نوري
سيستم‌هاي كنترل نور براي استفاده در امر بهينه كردن مصرف انرژي و تامين نور مناسب در سيستم‌هاي روشنايي داخلي ساختمان‌ها و با استفاده از منابع نور مصنوعي و تركيب آنها با نور طبيعي به كار مي‌روند.
استفاده از كنترل و تنظيم نور علاوه بر ذخيره‌سازي انرژي، باعث كاهش تعداد دفعات كليدزني در لامپ‌ها شده و در نتيجه عمر آنها را نيز افزايش مي‌دهد.
همچنين در پيك مصرف برق نيز مي توان با استفاده از تنظيم نور توسط ديمرها و يا قطع نور توسط كليدها در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرد و با كاهش ساعات مصرف در طي سال از هزينه‌هاي اضافي جلوگيري نمود. ضمناً با قطع منابع نور نيز از توليد گرماي اضافي توسط آنها جلوگيري مي‌گردد.
كليدها و لوازم مناسب كنترل نور مي‌توانند براي استفاده موضعي از نور در محيط‌هاي مختلف بكار روند.
در پايان لازم است به اين نكته اشاره شود گرچه بهينه‌سازي به مفهوم كم مصرف كردن انرژي نيست، ولي بايد فرهنگ استفاده درست از انواع انرژي‌ها و به كار بردن منابع نور و لامپ‌هاي كم مصرف و لوازم كنترل نور و طرح ساخت ساختمان‌هاي جديد آموزش داده شود تا در اين راه موفقيت هر چه بيشتر حاصل شود.
            
منبع: هفته نامه پيام ساختمان و تاسيسات


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 11:04 PM نظرات 0 | لينک مطلب
    

خبرگزاري فارس:در اين مقاله با مروري در فصل دوم قانون مديريت خدمات كشوري، به روش‎هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست.

قانون مديريت خدمات كشوري با اهداف زير تدوين شده است:
1- بهبود نظام بوروكراسي اداري؛ 2- افزايش رضايت مردم و ارباب رجوع؛ 3- سرعت و دقت شفافيت در ارايه خدمات براي مردم؛ 4- كاهش ساختارها و پيچ و خم اداري؛ 5- عدالت در نظام پرداخت؛ 6- ارتقاي نقش دولت از تصدي‎گري به نقش سياست‎گذاري، هدايت و نظارت؛ 7 - مشاركت تعريف شده مردم؛ 8- دفاع از حقوق پرسنل و كاركنان در بخش دولتي و خصوصي؛ 9- توسعه دولت الكترونيك و خدمات الكترونيكي؛
نتيجه تحقق اين اهداف، رضايت مديران، مردم و كاركنان خواهد بود. تحقق اين اهداف در برخي احكام قانون مديريت خدمات كشوري زمينه اصلاح الگوي مصرف و افزايش بهره‎وري را فراهم خواهد كرد. بي‎شك اگر نظام اداري اصلاح شود، زمينه اصلاح بسياري از بخش‎ها مساعد خواهد شد. درست است كه اصلاح الگوي مصرف نياز به يك حركت همه جانبه فرهنگي و اقتصادي دارد، اما پاشنه آشيل اين حركت، اصلاح نوع مديريت بخش عمومي و دولتي است. اگر دولت در سياست‎گذاري، نظارت و انجام اموري كه برعهده دارد، «اصلاح الگوي مصرف» را رعايت كند، آثار مستقيم و غير مستقيم آن در ساير بخش‎هاي اجتماعي ديده خواهد شد. به عبارت ديگر براي حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف، اول بايد از نظام اداري شروع كرد.
در اين مقاله با مروري در فصل دوم قانون مديريت خدمات كشوري، به روش‎هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست. اگر اجراي فصل دهم به تنهايي مورد توجه قرار گيرد، جز افزايش هزينه‎هاي پرسنلي، تفاوت فاحش حقوق كاركنان دولتي و خصوصي و نارضايتي، چيز ديگري نخواهد داشت.
اما مروري بر احكام و آثار فصل دوم (راه‎بردها و فن‎آوري انجام وظايف دولت): بر اساس ماده 127، اموري مانند آموزش و پرورش عمومي، فني حرفه‎اي، علوم و تحقيقات، درمان، توان‎بخشي، تربيت بدني و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومي و امور فرهنگي هنري و تبليغات اسلامي از طريق شيوه‎هاي زير توسط مردم انجام مي‎گردد:
1- اعمال حمايت‎هاي لازم از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
2- خريد خدمات از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
3- مشاركت با بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
4- واگذاري واحدهاي دولتي به خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
امسال دولت بايستي با استفاده از اين ظرفيت قانوني كه در قانون بودجه نيز براي آن اعتبار در نظر گرفته شده است، در جهت اداره مستمر كارهايي كه از طريق مشاركت مردم انجام مي‎گيرد، بهره‎وري را افزايش دهد و الگوي مصرف را اجرا كند.
از سوي ديگر با اجراي درست، كامل و دقيق سياست‎هاي اصل 44، زمينه ايجاد رقابت، تأمين حقوق عادلانه توليد كنندگان و مصرف كنندگان، رشد و توسعه و امنيت سرمايه‎گذاري، عدالت و رفع بي‎كاري را فراهم نمايد.
براي اجراي اين ماده هم چنين لازم است دستگاه‎هاي دولتي، فعاليت‎هاي قابل واگذاري يا مشاركت با بخش خصوصي را احصاء و با يك برنامه زمان‎بندي اجرا كنند و مجلس شوراي اسلامي و نهادهاي نظارتي نيز با بررسي و نظارت دقيق و استفاده از سيستم تشويق و تنبيه، دولت را در اين هدف مهم ياري كنند.
اما فعلا لازم است بخشي از فعاليت‎ها، به هر دليل قانوني يا شرايط اجتماعي، توسط بخش دولتي اداره شود. افزايش بهره‎وري، موضوعيت دارد. قانون مديريت خدمات كشوري بر اساس ماده 16 براي افزايش بهره‎وري و استقرار نظام كنترل نتيجه و محصول و جلوگيري از تمركز تصميم‎گيري، اختيارات لازم را به مديران اداره واحدهاي تحت سرپرستي داده است.
ابتدا بايد براي هر واحد آموزشي، پژوهشي، بهداشتي، درماني، خدماتي، توليدي و اداري، متناسب با كيفيت، محل جغرافيايي ارايه خدمت يا فعاليت، متوسط قيمت تمام شده محاسبه و تعيين شود. سپس شاخص‎هاي هدفمند و نتيجه‎گرا و استانداردهاي كيفي خدمات و پيش نياز سازوكارهاي نظارتي براي كنترل كيفيت و كميت طراحي شود. همچنين با مديران واحدها بر اساس حجم فعاليت و قيمت تمام شده، قرارداد عقد شود و اختيارات لازم براي جابه‎جايي فصول اعتبارات اداري و مالي براي مديريت روان و درست داده شود.
نهايتا اعتبارات بر اساس قيمت تمام شده در اختيار واحدها قرار مي‎گيرد، شاخص‎هاي عمل‎كرد مشخص شده است و فرد يا افراد موظف‎اند متناسب با هزينه‎هايي كه دريافت مي‎كنند، خدماتي را بر اساس استانداردها ارايه كنند. مديريت هم در مقابل مردم و نهادهاي نظارتي مسئول است.
اين ساز و كار فضاي مديريت، خلاقيت، پاسخ‎گويي، اصلاح الگوي مصرف و بهبود بهره‎وري را به دنبال مي‎آورد.
به عنوان مثال اداره مدرسه‎اي از طرف آموزش و پرورش به يك يا چند نفر از نيروهاي متعهد، توانا و با سابقه آموزش و پرورش واگذار خواهد شد. پس بايد شهريه دانش‎آموزان به صورت سرانه در اختيار آن‎ها قرار گيرد و در مقابل دريافت اين شهريه، والدين و مديران ستاد آموزش و پرورش نظارت مؤثر داشته باشند و فرآيند كار را پي‎گيري كنند تا آموزش و پرورش متناسب با استانداردهاي مورد انتظار در قانون بودجه سال 88 انجام گيرد. به آموزش و پرورش اجازه داده شده است تا چهار درصد از كل اعتبارات را به اين طريق هزينه كنند. حتي علاوه بر اين اعتبارات، آموزش و پرورش مي‎تواند نيروي انساني و مكان در اختيار اين افراد قرار دهد و در هزينه سرانه محاسبه كند.
طبيعي است چون نتايج عمل‎كرد، به مديران برمي‎گردد و مديريت از اين طريق سود و زيان مي‎كند، سعي دارند با حداكثر بهره‎وري كار كنند، معلم توان‎مندي را جذب كنند و با پرداخت مناسب، رضايت آن‎ها را جلب نمايند. بدين ترتيب يك رقابت سالم و اصولي با محوريت پرداخت بالاتر در مقابل كار خوب و بهره‎وري بالاتر در نظام آموزش و پرورش مستقر خواهد شد. اين الگو در ساير بخش‎ها از جمله ورزش، بهداشت و درمان و پروژه‎هاي عمراني نيز قابليت اجرايي دارد. اما تحقق اين رويكرد الزاماتي دارد:
1- اعتقاد و باور مديران به كاهش حجم تصدي‎گري حوزه فعاليت و واگذاري كار به مردم.
2- نظارت و مراقبت دقيق نهادهاي ناظر و استفاده از حداكثر ظرفيت قانوني به ويژه مجلس شوراي اسلامي.
3- فضاسازي مناسب توسط رسانه ملي، ارباب رسانه و حمايت فضاي عمومي به ويژه والدين دانش‎آموزان.
4- تشويق مديران به بهترين شكل و برخورد با كساني كه در اين راستا حركت نمي‎كنند و مانع هستند.
5- رصد نتايج و انتشار آثار آن تا نهادينه شدن اين فرهنگ در دولت سياست‎گذار، هدايت‎گر و ناظر.
6- پيشبرد بسياري از امور توسط مردم در يك فضاي رقابتي سالم با نظارت و حمايت دولت.
    
نويسنده: لطف‏الله فروزنده

منبع:هفته نامه پنجره


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 11:03 PM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس: مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي الگوي مصرف كلان اقتصاد و تبعات تورمي اصلاح قيمت‌ها را مورد ارزيابي قرار داد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، دفتر مطالعات اقتصادي اين مركز گزارشي تحت عنوان الگوي مصرف كلان اقتصاد و اصلاح قيمت‌ها منتشر كرد كه بدين شرح است:
بررسي شواهد و قرائن موجود حاكي از آن است كه با اجراي صرف سياست اصلاح قيمت‌ها لزوما نمي‌توان شاهد رخداد تحولات واقعي چشمگير بود و به طور خاص تاثير اين سياست بر الگوي مصرف خانوار به ميزان و دايره شمول افزايش قيمت ناشي از اصلاح قيمت‌ها باز مي‌گردد، به بيان ديگر در صورتي كه افزايش قيمت‌ها به سمت آزادسازي با يك جهش يك باره صورت گرفته و بخش وسيعي از كالاها و خدمات سبد مصرفي را شامل شود، ميزان مصرف كالاها به دليل عدم امكان جانشيني با ساير كالاهاي همان سبد، با كاهش مواجه خواهد شد.
همچنين در صورتي كه سناريوي پيشنهادي دولت در لايحه هدفمند كردن يارانه در اصلاح قيمت حامل‌‌هاي انرژي مدنظر قرار گيرد بسته به اينكه اين اصلاح قيمت به صورت همزمان و يك باره يا پلكاني باشد نرخ تورم به ترتيب در صورت يك‌باره و همزمان 6/48 درصد و در حالت پلكاني 5/10 درصد علاوه بر تورم پايه افزايش خواهد يافت، همچنين مي‌توان پيش‌بيني كرد كه چون جامعه مورد هدف (از نظر هدفمند كردن يارانه‌ها)، هفت دهك (1 تا 7) هستند، حداقل 50 درصد از 18 ميليارد دلار (پرداختي به مصرف كنندگان) به احتمالا بالا با افزايش ميل نهايي به مصرف، به تقاضا تبديل مي‌شود. بنابراين پيش‌بيني مي‌شود تورم ناشي از فشار تقاضا با اجراي پرداخت نقدي يارانه‌ها به هفت دهك اول (با فرض آنكه 50 درصد به تقاضا تبديل شود)، احتمالا 7/2 درصد باشد كه با تاثير ضريب فزاينده پول (5/1) به 4 درصد بالغ شود.
از سوي ديگر پيش‌بيني مي‌شود با اجراي سناريوي آزادسازي قيمت‌ها مصرف كل در سال 1388 نسبت به سال 1387 از رشد 8/10 درصدي برخوردار شود كه اين نرخ براي هزينه‌هاي مصرفي خصوصي و دولتي به ترتيب 2/12 و 3 درصد خواهد بود.
 
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806130690

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 11:01 PM نظرات 0 | لينک مطلب

   
خبرگزاري فارس: نتايج يك گزارش كه به بررسي رابطه ميزان تعطيلي‌هاي سالانه برخي كشورها با ميزان بازدهي كاري در اين كشورها پرداخته نشان مي‌دهد كه هر چه ميزان اين تعطيلات متعادل و متناسب‌تر باشد، ميزان بازدهي كاري در كشور نيز افزايش مي‌يابد.

به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از نشريه بيزينس ويك، ميزان تعطيلات در كشورهاي اروپايي تقريبا 10 روز بيشتر از همتايان خود در قاره آمريكا است.
در اين تحقيق كه توسط موسسه مركر اروپا انجام گرفته است تعداد روزهاي تعطيل در كشورهاي اروپايي به طور ميانگين 34.4 روز اعلام شده است كه در مقايسه با 25 روز در ايالات متحده بالاتر است.
كاركنان در ليتواني با 41 روز تعطيلي بالاترين تعداد روز تعطيل را دارند و فرانسه و فنلاند در رتبه دوم با 40 روز تعطيلي هستند.
با وجود اينكه تعداد روزهاي تعطيل در آمريكا زياد نيست ولي مي‌توان در آمارها مشاهده كرد كه بهره‌وري كاري در بسياري از كشورهاي ديگر نسبت به ساعت كاري اين كشورها كمتر است.
بررسي آمار كشورهايي از جمله بلژيك، هلند و لوكزامبورگ در توليد ناخالص داخلي نشان مي‌دهد كه بازدهي كاري اين كشورها نسبت به آمريكا فراتر رفته است. با اينكه اين كشورها با 28 و 30 روز تعداد روز تعطيلي بيشتري نسبت به آمريكا دارند و طبق محاسبات تقريبا 2 درصد بازدهي بالاتري دارند.
در واقع مي‌توان اين نتيجه را از اين مطالعات برداشت كرد كه تعداد روزهاي تعطيل متعادل و مناسب مي‌تواند به مراتب به بهره وري بالاي كشورها كمك كند و آمريكا با اينكه در تكنولوژي و حجم توليدات در رتبه نخست قرار دارد باز هم با بيكاري 9.4 درصدي و عدم نشاط در بين مردم خود مواجه است.

   
ترتيب كشورها بر اساس تعداد روزهاي تعطيل در سال به شرح ذيل است:

1- فنلاند
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:40
ميانگين ساعت كار در هفته:38.6
نرخ بيكاري:8.1 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا (آمريكا=100): 78.9
رتبه در رقابت جهاني: 6

2- فرانسه
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:40
ميانگين ساعت كاردر هفته:37.3
نرخ بيكاري:9.3درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):98.2
رتبه در رقابت جهاني:16

3-اتريش
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:38
ميانگين ساعت كاردر هفته:35.7
نرخ بيكاري:4.3 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):85
رتبه در رقابت جهاني:14

4- انگليس
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:36
ميانگين ساعت كاردر هفته:37.5
نرخ بيكاري:7.8 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):83.1
رتبه در رقابت جهاني:12

5 - سوئد
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:36
ميانگين ساعت كاردر هفته:37.5
نرخ بيكاري:8.9 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):79.7
رتبه در رقابت جهاني:4

6 -ژاپن
ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:35
ميانگين ساعت كاردر هفته:نامشخص
نرخ بيكاري:7.4 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):70.2
رتبه در رقابت جهاني:9

7- دانمارك
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:34
ميانگين ساعت كاري در هفته:36.2
نرخ بيكاري:5.7درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):79.1
رتبه در رقابت جهاني:3

8- استراليا
ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:31
ميانگين ساعت كاري در هفته:36.4
نرخ بيكاري:5.7 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):82.4
رتبه در رقابت جهاني:18

9-سوئيس
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:31
ميانگين ساعت كاري در هفته:37.8
نرخ بيكاري:3.9 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):78.8
رتبه در رقابت جهاني:2

10- بلژيك
ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:30
ميانگين ساعت كاري در هفته:36
نرخ بيكاري:8.2 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):101.8
رتبه در رقابت جهاني:19

11- آلمان
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:30
ميانگين ساعت كاري در هفته:36.1
نرخ بيكاري:7.7 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):92.8
رتبه در رقابت جهاني:7

12-كره جنوبي
ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:30
ميانگين ساعت كاري در هفته: نامشخص
نرخ بيكاري:3.7 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):46.4
رتبه در رقابت جهاني:13

13- هلند
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:28
ميانگين ساعت كاري در هفته:31.6
نرخ بيكاري:3.2 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):101.7
رتبه در رقابت جهاني:8

14- ايسلند
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:27
ميانگين ساعت كاري در هفته:43.9
نرخ بيكاري:9.1 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):67.3
رتبه در رقابت جهاني:20

15- سنگاپور
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:26
ميانگين ساعت كاري در هفته:46.3
نرخ بيكاري:3.3 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
رتبه در رقابت جهاني:5

16- هنگ كنگ
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل26
ميانگين ساعت كاري در هفته:48.8
نرخ بيكاري:5.4 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
رتبه در رقابت جهاني:11

17- آمريكا
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:26
ميانگين ساعت كاري در هفته:41.3
نرخ بيكاري:9.4 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):100
رتبه در رقابت جهاني:1

18- تايوان
ميانگين تعداد روزهاي تعطيلي:25
ميانگين ساعت كاري در هفته:نامشخص
نرخ بيكاري:5.9 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):؟
رتبه در رقابت جهاني:16

19-نروژ
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:25
ميانگين ساعت كاري در هفته:35.7
نرخ بيكاري:3.1 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):132.7
رتبه در رقابت جهاني:15

20- كانادا
ميانگين تعداد روزهاي تعطيل:20
ميانگين ساعت كاري در هفته:36.3
نرخ بيكاري:8.6 درصد
توليد ناخالص داخلي بر حسب ساعت كار در مقايسه با آمريكا(آمريكا=100):نامشخص
رتبه در رقابت جهاني:10
 
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806030580 


   
   
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب
.

خبرگزاري فارس: امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر مي شود، اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند.

«سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها مي دانم و بايد با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ظهور و بروز نمايد».
(بخشي از پيام نوروزي سال 88 مقام معظم رهبري(دامه بركاته)
امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر شده و بي درنگ نگاه ها به سوي مردم معطوف و راهكارهايي مانند: استفاده از لامپهاي كم مصرف، جلوگيري از چكه شيرهاي آب و امثال اين موارد پيشنهاد مي شود. اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند، و شناسايي آنها مستلزم مطالعه و بررسي كافي و همكاري متقابل مردم و مسئولين است، به همين دليل صرفه جويي رامي توان به دو روي يك سكه تشبيه نمود كه يك سوي آن مردم و در طرف ديگر دولت و دولتمردان و به عبارت ديگر مسئوليني قرار گرفته اند كه بايد با سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب، اين مهم را محقق سازند.
بعنوان مثال؛ گفته مي شود كه مردم ايران سومين مصرف كننده گاز جهان بوده و نسبت به ساير كشورها، در استفاده از انرژي برق 3برابر و در استفاده از سوخت 2برابر استانداردهاي تعريف شده و در مصرف سرانه شكر معادل 3كيلوگرم و در مصرف روغن 4.5كيلوگرم از ميانگين مصرف جهاني، بيشتر مصرف دارند و يا 33درصد از نان مصرفي توليد شده در كشور به ضايعات تبديل مي شود. اما هيچگاه گفته نمي شود كه چه مقدار از اين اسرافها از جانب مردم صورت مي گيرد و چه مقدار از آن ناشي از ضعف در سيستم هاي اجرايي است.
هدر رفت منابع
نتايج بررسي هاي صورت گرفته و داده هاي آماري بيانگر اين مطلب است كه بعنوان مثال: در زمينه برق بيش از 04درصد از برق مصرفي كشور قبل از مصرف در شبكه غيراستاندارد و نامناسب توزيع به هدر مي رود. آب نيز از وضعيت بهتري برخوردار نيست و حدود 22درصد آن به هنگام مصرف و در همين حدود و چه بسا بيشتر در شبكه فرسوده توزيع از بين مي رود، حتي در بخش توليدات كشاورزي نيز گفته ها حكايت از آن دارد كه حدود 52درصد از محصولات كشاورزي به علت توليد نامناسب در مسير كاشت و داشت و برداشت، كيفيت خود را از دست داده و بعنوان محصول نامرغوب از چرخه مصرف خارج مي شود، البته اين ضايعات و هدر رفت منابع، بجز مواردي است كه براثر توزيع فله اي يا بسته بندي نامناسب صورت مي گيرد.
علاوه بر اين بايد به مشكلات ريشه دار ديگري مانند بي برنامگي در توليد محصولاتي مانند سيب زميني و پياز كه يكسال با كمبود و سال ديگر با مازاد مصرف مواجه است يا صادرات بدون برنامه و غيراصولي كه گاهي منجر به جلوگيري از خروج كالا و فاسد شدن يا تلف شدن كالا مي شود و همچنان لاينحل باقي مانده اند، نيز اشاره كرد.
متأسفانه از ديرباز مشكل تا جايي مورد غفلت قرار گرفته و ريشه دوانده كه حتي مواردي مانند، محصولات وارداتي را نيز شامل مي شود، زيرا به اعتراف مسئولين ذيربط، حدود 21درصد از كالاهاي وارداتي به كشور در جريان حمل و نقل و جابجايي كالا از بين مي رود كه بخش قابل توجهي از آن به علت فرسودگي بيش از حد ناوگان حمل و نقل و بخشي از آن به علت غيراستاندارد بودن شبكه جاده اي و قسمتي نيز به علت مشكلات موجود در سيستم هاي بارگيري، تخليه و ساير عوامل مشابه صورت مي گيرد.
حال اين سؤال مطرح است كه مقصر كيست؟ چگونه مي شود اين وضعيت را سامان بخشيد؟ و واقعاً چه مقدار ازاين اسراف ها را مي توان متوجه دولت دانست و چه مقدار از آن را به مردم نسبت داد؟ و اصولا چه مقدار از اين مصرف را مي توان مصداق اسراف دانست؟ چرا كه صرفنظر از همه مشكلات و ضعفهاي مورد اشاره در سيستمهاي اجرايي و نحوه مصرف مردم، شرايط و فرهنگ ايراني و اسلامي نيز تابع ضوابط و شرايطي است كه امكان قياس بين ايران و ساير كشورها را منتفي مي سازد.
مصرف متناسب با فرهنگ بومي
بعنوان مثال؛ درحاليكه طهارت درساير اديان مفهوم چنداني ندارد. فرهنگ اسلامي رعايت پاكي و غسل و وضو را بعنوان يك واجب عيني مورد تاكيد قرارداده و حضور افراد مختلف، اعم از محرم و نامحرم و حتي پدر و مادرو فرزندان دريك اتاق براي استراحت و خواب را نهي كرده است . و اين به معناي لزوم استفاده بيشتر از آب براي پاك شدن از نجاست و مصرف بيشتر انرژي براي بهره مندي از سيستم سرمايش و گرمايش اتاق ها و متقابلاً مصرف بيشتر منابع است يا فرهنگ ايراني و اسلامي همواره بر ضرورت توسعه و نگهداري فضاي سبز درمحيط زندگي يا بهره مندي از موهبت نگاه به آب به عنوان يكي از موثرترين عوامل نشاط و شادابي، ياد كرده است و ساخت حوض و آبنما درخانه ها و محيط هاي شهري را به يك فرهنگ مبدل ساخته و اين در حاليست كه شبكه آب آشاميدني و غير آشاميدني شهرها همچنان تفكيك نشده باقي مانده است.
نكته قابل تأمل ديگر اين است كه براي تحقق اين هدف گرانبها و ارزشمند يعني صرفه جويي درمصرف منابع خدادادي كه همواره در ادبيات اسلامي بعنوان يك ارزش اساسي مورد تأكيد قرارگرفته، اين امكان وجود ندارد كه تنها به طرح مسائل شعاري و يا اقدامات كوتاه مدت و حاشيه اي بسنده نموده و از پرداختن به ريشه ها غفلت نماييم.
علاوه بر اين ضرورت فرهنگ سازي و تعامل متقابل بين مردم و مسئولين از الزامات ضروري كار به شمار مي روند و طبيعتا رسانه ها و نهادهاي اجتماعي و بخصوص آموزشي نيز در اين زمينه از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردارند. بديهي است كه مشكلات و موانع به همين مقدار حجم ختم نمي شود، بنابراين تحقق اين هدف كار دراز مدتي است كه خود به سرمايه گذاري در ابعاد مختلف مادي و معنوي نياز دارد و براي اين منظور بايد راهبردهاي مشخص و روشني را تعريف و الگوهاي مناسبي را طراحي نمود.
براي ترسيم تصوير مناسب و ملموس تر از اين هدف، در اين مقاله تلاش شده تا با نگاهي چند بعدي به موضوع، به اهميت و ضرورت سرمايه گذاري در اين زمينه اشاره وحتي المقدور مصاديق و راهكارهايي نيز ارائه گردد.

تعاريف مرتبط با اسراف
اسراف، اثرات، اقتار، تبذير و صرفه جويي؛ واژه هاي مترادف و بعضاً متضادي هستند كه هر كدام داراي بار معنايي خاص خود مي باشند و صحبت دراين باره نياز به بيان تعويض كامل و جامع از آنها دارد، اگر چه ممكن است دراين زمينه تعاريف متعدد و متنوع باشد، اما اكثر اين تعاريف داراي وجوه مشتركي هستند كه عملاً دربرگيرنده يك معنا و مفهوم مي باشد.
صرفه جويي درلغت اينگونه تعريف شده است«اندازه نگه داشتن درخرج، اقتصاد، پس انداز كردن و صرفه جو نيز به كسي اتلاق شده كه در خرج كردن اندازه نگه دارد (مقصد)». (فرهنگ عميد) مقام معظم رهبري (حفظكم ا...) نيز دراين باره مي فرمايند:«صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست، صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كار آمد و ثمربخش كردن است.» (بخشي از بيانات معظم له در ابتداي سال 88) اسراف وسرف، تجاوز از حد ميانه روي را گويند درهر كاري كه باشد. گرچه درصرف مال شهرت دارد. اسراف است. (مفردات راغب) همچنين صاحب مجمع البيان تجاوز درجانب افراط را اسراف و درجانب تفسير را سرف ناميده است. (اقرب الموارد) فرهنگ عميد نيز معني لغوي اين واژه را اينگونه تعريف مي كند« گزاف كاري كردن، درگذشتن از حد ميانه، تلف كردن مال، ولخرجي كردن، فراخ روي، فراخ رفتاري، افراط، تبذير، ولخرجي.» از آيات قرآن كريم كه بيش از 32 بار اين موضوع را به اشكال مختلف مورد اشاره قرار داده اند نيز چنين استنباط مي شود، كه هرگونه تجاوز از حد و حق، اعم از اينكه در انديشه باشد يا عمل، نوعي اسراف و خروج از حد اعتدال تلقي مي شود و محكوم خواهد بود. به عبارت ديگر خداوند افرادي كه در استفاده از نعمت هاي او زياده روي مي كنند يا سبب از بين رفتن مال و ريخت و پاش هاي نابجا مي شوند را مصداق اسراف كاران دانسته و به شدت مورد نكوهش قرار مي دهد.
در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اسراف آن است كه انسان مالش را از بين ببرد و به بدنش صدمه بزند». (مجموعه الاخبار- باب 171- حديث1) مقام معظم رهبري(دامه بركاته) نيز با استناد به آيات و روايت اسلامي مي فرمايند: «اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد، مصرف بيهوده و مصرف هرز در حقيقت هدر دادن مال است». (بخشي از سخنراني نوروز 88)
تعريف تبذير اما چنين است: اگر چه تبذير در لغت به معناي تفريق كه منشأ آن از بذر (يعني پاشيدن تخم) مي باشد، تعريف شده است، اما استعاره اي است از كسي كه مال خود را ضايع كند، تبذير و تضييع مال خود يك نوع تجاوز از حد ميانه روي و اعتدال است و از همين رو اسراف و تبذير را مي توان مترادف يكديگر دانست.
«اقتار» نقطه مقابل اسراف است. افراط و تفريط در هر موضوعي مي تواند زيانبار و خسارت ساز باشد به همين دليل علي رغم اشارات فراوان اسلامي مبني بر ضرورت رعايت صرفه جويي و اجتناب از اسراف، در عين حال همواره بر لزوم توجه به اعتدال و ميانه روي در امور نيز اشاره شده است. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي «اقتار» را نقطه مقابل اسراف دانسته و مي فرمايند: «اقتار اين است كه غذايت نان و نمك باشد در صورتيكه قدرت داري غذاي مناسبتري بخوري».

راهكار هاي اصلاح الگوي مصرف
با استناد به تعاريف مذكور و تاكيد مقام معظم رهبري(دامه) بر اساسي بودن و درازمدت بودن كار، به نظر مي رسد مفهوم آنچه ايشان بعنوان اصلاح الگوي مصرف بيان فرمودند، در رديفي بمراتب بالاتر از صرفه جويي قرار داشته و شامل الزامات و مفاهيم ديگري مانند: آسيب شناسي، تعريف مفاهيم ذيربط در اين زمينه، تعيين استانداردهاي مصرف، طراحي سيستمها و روشهاي لازم براي نيل به استانداردهاي مورد نظر و رفع عوامل موجد اسراف و ضايع شدن منابع و حتي مواردي مانند: تغيير عادتهاي مصرف، ايجاد تعادل بين توليد و مصرف، اطلاع رساني و آموزش نيز مي گردد و لذا نبايد با سطحي نگري نسبت به موضوع، اين واژه را صرفا در اقدامات مقطعي براي كاهش مصرف خلاصه نمود.
همانگونه كه اشاره شد هر يك از اين تعاريف در بردارنده مفاهيم خاص خود مي باشد، اما نكته مشترك همه آنها اينست كه همگي بر رعايت تعادل به عبارت ديگر جلوگيري از افراط و تفريط در امور دلالت دارند، بنابراين براي ورود به اين بحث قبل از هر چيز بايد با انديشه درست بگونه اي سياستگذاري و برنامه ريزي نماييم كه در عمل با وضع قوانين و مقررات خشك و بدون مطالعه و با غفلت از واقعيت ها، موانع رشد و شكوفايي را تشديد ننماييم و بجاي كاهش هزينه، آنها را در قالب و به شكلي ديگر افزايش ندهيم. اين مسئله چند كليد واژه و تعريف دارد كه بايد به آنها توجه شود:
1- ميانه روي و اعتدال: ميانه روي و اعتدال و نگه داشتن حد و اندازه و همچنين اجتناب از افراط و تفريط را مي توان مترادف يكديگر دانست و اين مفهوم به آن معني است كه صرفه جويي و اسراف داراي چارچوب و حدودي است كه طبيعتا متناسب با موضوع و شرايط براي هر فرد مي تواند متفاوت باشد و نبايد در اجراي آن مرتكب افراط و تفريط شد و همواره بايد حد و اندازه آن را نگه داشت و اين نكته شامل تعادل مصرف نسبت به توليد هم مي شود.
اسلام با نگاهي جامع به مقوله صرفه جويي، همواره اندازه نگه داشتن در امور را مورد تاكيد قرار داده و با عنايت به اين موضوع، نه تنها رعايت اعتدال در صرفه جويي را ضروري دانسته، بلكه يادآور شده است كه به هنگام بخشش و انفاق هم بايد حد اعتدال را رعايت نمود؛ همچنانكه در آيه 76 سوره فرقان مي فرمايد: «و آنان كه وقتي انفاق مي كنند زياده روي نكرده و سخت نمي گيرند، بلكه انفاقشان عادلانه و در حد اعتدال است» و اين نكته تا جايي مورد توجه قرار گرفته كه در احاديث مختلف از جمله در حديثي از امام حسن عسگري(ع) نقل شده است كه مي فرمايند: «سخاوت اندازه اي دارد، چنانچه از حد بگذرد، خود اسراف محسوب مي شود». (بحارالانوار- جلد 87-ص773)
در اين باره از پيشواي اول شيعيان نقل شده است كه مي فرمايند: «حق نداري به دلخواه، به مردم چيزي بگويي و بدون دستور، به كارهاي دشوار اقدام ورزي! در دست تو، مالي از اموال خداوند عزو جل است و تو، يكي از خزانه داران اويي تا آن را، به دست من بسپاري». (نهج البلاغه، نامه 6)

استفاده صحيح از منابع
2-درست و بجا مصرف كردن: اين نكته نيز بيانگر آن است كه اسلام از مسلمانان نمي خواهد كه خود را از نعمات خداوندي بي بهره سازند، بلكه بر اين نكته تاكيد دارد كه انسانها از اين سفره گسترده، به درستي و متناسب با نياز واقعي خود متنعم شوند، از حديث امام صادق(ع) در بيان مفهوم (اقتار) نيز چنين استنباط مي شود كه در اسلام نه تنها لازم نيست افراد به هنگام توانمندي متحمل رياضت و سختي شوند، بلكه اين عمل نهي و منطقي و معقول نيز دانسته نشده است، اما در عين حال بر اين مسئله نيز تاكيد شده كه حتي در اوج توانمندي هم بايد از اسراف اجتناب نمود.
براي تفهيم بهتر مسئله، خوب است اين حديث امام اول شيعيان جهان را مورد توجه قرار دهيم كه فرمودند: «قلم هاي خود را نازك كنيد و سطرها را نزديك به هم گيريد و زيادتي كلمات را حذف كنيد و مقاصد و منظورها را در نظر بگيريد! برحذر مي دارم شما را از پرحرفي و پرنويسي؛ زيرا اموال مسلمانان نمي تواند اين گونه خسارت ها را تحمل كند». (خصال ص912) و در جاي ديگر بيان مي دارند: «بخشش هاي بي جاي مال و ثروت، اسراف و زياده روي محسوب مي شود و بخشنده آن را در دنيا بالا مي برد و در آخرت او را پايين مي آورد، او را در بين مردم بزرگ جلوه مي دهد، و نزد خدا خوار و سبك مي كند». (نهج البلاغه- خطبه 621)
3- ضايع نكردن مال: شايد يكي از مهمترين كليد واژه هاي بكار گرفته شده در اين تعاريف، همين واژه باشد، زيرا اين موضوع مي تواند از كوچكترين تا بزرگترين مصاديق اسراف را در برگرفته و شامل تمام افراد جامعه اعم از مردم و دولت باشد. همچنين اين نكته مي تواند جنبه هاي نامحسوس كار را نيز مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال در مورد سازمان ها مي توان به برخي از ضعف هاي موجود در طراحي ساز و كار مورد نياز براي استفاده بهينه از منابع مانند استفاده از سيستمها و روشهاي قديمي و ناكارآمد و غيراستاندارد يا استفاده از مصالح و امكانات نامرغوب كه معمولا منجر به خرابي هاي زود هنگام نتايج مي شود، اشاره نمود و در مورد مردم نيز مي توان، موضوعاتي از قبيل مصرف انرژي يا نان كه شامل: مواردي مانند استفاده از لامپهاي پرمصرف يا خريد بيش از مصرف نان و يا پخت چندين نوع غذا در يك ميهماني و دور ريختن مازاد آنها را نام برد.
اين موضوع از چنان اهميت و جايگاهي برخوردار است كه امام علي(ع) در حديثي مي فرمايند: «آنچه را كه از سفره افتاده برداريد و بخوريد، زيرا آن دواي هر دردي است كه خدا بخواهد آن را التيام بخشد، براي كسي كه به نيت شفاء بخورد. (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث 9، به نقل از نهج البلاغه) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است كه امام(ع) مشاهده كردند، ميوه اي را نيم خورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: «اگر شما سير هستيد خيلي از مردم گرسنه اند، خوب بود آن را به نيازمندش مي داديد» (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث4)

رعايت فايده و شان در مصرف
4-كارآمدي و اثربخشي: بي ترديد يكي از ويژگي هاي الگوي مصرف مناسب و اصولي، ثمربخش بودن و منفعتي است كه بايد براي فرد يا جامعه به همراه داشته باشد، اعم از اينكه اين منفعت كوتاه مدت و محدود يا بلندمدت و مستمر باشد، به همين دليل است كه در طراحي الگوي مصرف نبايد، فقط به نتايج مقطعي و كوتاه مدت اقدامات توجه شود، زيرا چه بسا كه بر اثر تحت الشعاع قرار گرفتن برنامه هاي زيربنايي و اكتفا به دستاوردهاي ناچيز برنامه هاي كوتاه مدت و غفلت از آثار نامحسوس و پنهان اينگونه از طرحها بر ساير امور اجتماعي، بجاي صرفه جويي متحمل خسارتهاي سنگين تري بشويم و لذا چنانچه الگوي طراحي شده نتواند متضمن چنين ويژگي هايي باشد، اصولا نمي تواند كارآمد و ثمربخش محسوب شود.
5- زيان جسمي: در برخي از احاديث به اين جنبه از كار نيز پرداخته شده و تاكيد كرده است كه مصرف بايد به گونه اي انجام شود كه هيچ گونه زياني اعم از جسمي و حتي روحي و رواني را براي فرد يا جامعه به همراه نداشته باشد. به اين ترتيب پرخوري، يا استفاده از محصولاتي مانند سيگار و يا حتي حرص و ولع بيش از حد براي كسب درآمد بيشتر و گردآوري مال و اموال توسط افراد جامعه و يا تبليغ و ارائه الگوهاي نامناسبي كه مي تواند منجر به بروز مشكلاتي مانند سوءتغذيه يا تشديد نگرانيهاي ناشي از احساس كمبود مايحتاج عمومي در جامعه شود، نيز از مصاديق اسراف به شمار رفته و مورد نكوهش اسلام است.
6- قدرت خريد و شأن افراد؛ برخلاف ديدگاه برخي از افراد، صرفه جويي در اسلام به معناي مساوات در مصرف و استفاده يكسان از امكانات نيست، بلكه همانگونه كه اشاره شد، هدف درست و بجا مصرف كردن و جلوگيري از اسراف است و لذا مصرف مي تواند متناسب با شأن افراد باشد. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي فرموده اند: «اسراف كننده را سه نشانه است: «چيزهايي را مي خرد و مي پوشد و مي خورد كه در شأن او نيست.» (تفسير نورالثقلين- جلد 1- ص 277)

سؤالاتي درباره اصلاح مصرف
همانگونه كه در مقدمه يادآوري شد، رعايت صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تبذير داراي پيچيدگيها و نيز ابعاد و زواياي مختلف است، اما از آنجا كه وجود الگو از نيازهاي ضروري براي صرفه جويي بشمار مي رود، لذا بدون انديشه و طرح و برنامه مناسب و بدون پاسخ به سؤالات و ابهامات موجود نمي توان، توفيق چنداني در اين راه كسب نمود. برخي از مهمترين اين سؤالات و ابهامات عبارتند از:
1- آيا اين امكان وجود دارد كه بدون فرهنگ سازي و حذف زمينه هاي اسراف، از مردم انتظار صرفه جويي داشته باشيم و مهمتر اينكه براي نهادينه سازي اين فرهنگ چگونه بايد عمل كرد؟
2- آيا نقش متقابل دولت و مردم و نهادهاي اجتماعي در اين زمينه، تعريف و سهم هر يك براي دستيابي به اين هدف تعيين شده است؟
3- آيا شرايط و بسترهاي لازم براي صرفه جويي، تغيير عادتهاي مصرف و جلوگيري از اسراف فراهم شده است؟
4- آيا براي صرفه جويي و جلوگيري از اسراف و تضييع منابع، الگوهاي مناسب طراحي و تعريف شده است؟
5- آيا براي تطبيق الگوهاي مورد نظر با فرهنگ ايراني و اسلامي تدبيري انديشيده شده است؟
6- اصولاً آيا مصاديق و معيارهاي سنجش اسراف در هر موضوع، به درستي مشخص شده اند؟
7- الزامات جلوگيري از ضايع شدن منابع و امكانات در هر دو بخش دولتي و مردمي كدامند؟
8- استانداردهاي مصرف در هر بخش چگونه و توسط كدام نهادها بايد تعيين و تعريف شود؟
9- اولويتها براي اجرا در كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت كدامند و پيامدهاي تاخير در اجرا چيست؟
10- عوامل موجد اسراف كدامند، نقش هر بخش دراين زمينه چقدر است و الزامات رفع آن چيست؟


نويسنده:احمدرضا هدايتي

منبع: كيهان


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:57 PM نظرات 0 | لينک مطلب

خبرگزاري فارس:در سالي كه به نام سال اصلاح الگوي مصرف نام‌گذاري شده بد نيست بر نحوه مصرف انرژي و سرانه آن در ايران نقبي بزنيم و اين سؤال را مطرح كنيم كه به كدام سمت در حركت‌ايم! نهيبي لازم است كه اذهان عمومي را از اين خواب غفلت مصرف‌گرايي مفرط بيدار كند را وضعيت نامعلوم انرژي را سر و سامان بدهد.

در ايران به علت سياست‌هاي نادرست مصرف به خصوص مصرف انرژي، به ازاي هر هزار دلار توليد ناخالص ملي 2/7 بشكه نفت خام مصرف مي‌شود در حالي كه اين ميزان در چين (كه تقريباً 20 برابر ما جمعيت دارد) 5/5 بشكه است. تبليغات گسترده و نصب بيلبردهاي فراوان در خيابان‌ها و بزرگراه‌هاي شهر براي مصرف بهينه انرژي متأسفانه هنوز هم شاهد هدر رفت مقدار زياد انرژي در بخش‌هاي مختلف علي‌الخصوص بخش ساختمان هستيم. مدت مصرف و هدررفت آن منحصر به زمان و فصل خاصي نيست بلكه در تمامي زمان‌ها اين اتفاق نامبارك مي‌افتد و كسي هم توجهي ندارد.
در اروپا شدت مصرف انرژي را از 29 به 19 درصدي تقليل داده‌اند كه اين تغيير درصدي قابل تأمل است و البته نبايد چشم بر روي واقعيت‌ها بست. در خصوص مديريت مصرف انرژي كشور ما نيز گام‌هايي هر چند كوچك برداشته است كه از آن جمله مي‌توان به تأسيس شركت بهينه‌سازي مصرف سوخت و تصويب قوانين و آيين‌نامه‌هاي ساختماني همانند مبحث 19 و 14 اشاره كرد.

ميزان سرانه مصرف برق در ايران تا قبل از شروع تغيير فرهنگ مصرف 2900 كيلووات ساعت بوده كه اكنون اين مقدار به 2600 كيلووات ساعت رسيده است اين در حالي است ميزان سرانه مصرف برق در جهان حدود 900 كيلووات ساعت است

شركت بهينه‌سازي مصرف سوخت كه به همت شركت نفت در سال 1371 تأسيس گرديد، وظيفه اصلي نظارت كافي و عالي بر كيفيت ساخت و ساز، اجراي مبحث19 و در كل مديريت مصرف دارد وليكن متأسفانه آن طور كه شايسته است به اين مسأله پرداخته نشده. در همايش اجراي مبحث19 كه با عنوان عزم ملي برگزار گرديد يكي از مسوولان اين امر اعلام كرد اجراي اين مبحث در ساختمان‌ها 19درصد است كه با توجه به خيل عظيم ساخت و ساز اين رقم بسيار ناچيز است.
حذف يارانه انرژي نگاهي نو به مديريت انرژي است با اين تفاوت كه اين عمل خوشايند بسياري از مصرف‌كنندگان نيست چرا كه مصرف سرانه آن در ايران براي هر نفر بيش از پنج برابر مصرف سرانه انرژي در اندونزي و دو برابر كشور چين است كه در صورت حذف يارانه انرژي و به تبع آن افزايش قيمت، خانوارها بايد هزينه زيادتري را براي مصرف انرژي پرداخت كنند.
با ادامه روند افزايشي مصرف انرژي، در آينده‌اي نزديك به يكي از واردكنندگان انرژي در دنيا تبديل خواهيم شد. لازم است در اينجا از سرنوشت نامعلوم انرژي براي آيندگان هم ياد كنيم و اين سوال را مطرح نماييم كه «آيندگان چي؟»
يكي از راهكارهاي حفظ انرژي براي آيندگان به كارگيري حذف يارانه از حامل‌هاي سوخت و انرژي است كه مي‌تواند پاسخ مثبتي در مقابل افزايش مصرف انرژي باشد و به مدد اين طرح كاهش مصرف انرژي را در تمامي بخش‌ها شاهد باشيم.
به تازگي طرحي مبني بر «الزام تكميل سيستم سرمايش و گرمايش براي صدور پايان كار» در شوراي شهر به تصويب رسيده كه سازندگان ساختمان‌ها را ملزم به اجراي مبحث14 نموده كه در صورت چشم‌پوشي مهندسان و ... از اين مبحث پايان كار ساختمان داده نمي‌شود.
با استناد به مطالعات صورت گرفته در مركز تحقيقات مسكن و ساختمان 63 درصد ساختمان‌ها بدون سيستم گرمايشي و 71درصد بدون سيستم سرمايشي بودند كه جاي بسي «تأثر» دارد. چطور ممكن است ساختماني باشد كه سيستم سرمايش و گرمايش نداشته باشد.

طرح اصلاح الگوي مصرف تا چه حدي مي‌تواند مؤثر واقع شود زماني كه الگوي مصرف‌گرا بر تمامي زمينه‌ها حكمفرما شده آيا اين مسأله امكان‌پذير است يا نه؟ به اعتقاد بنده طرح اصلاح الگوي مصرف محقق نخواهد شد مگر در يك فاصله زماني بلندمدت و با تبيين راهكارهاي مناسب و هدفمندسازي استفاده از منابع در جهت تقليل و اصلاح مصرف، لذا دولت بايد سيستم‌هاي ناكارآمد مديريتي را اصلاح و ضمن فرهنگ‌سازي، در اين مسير گام‌هاي مؤثرتري را بردارد.

سرانه مصرف برق در ايران و الگوي مصرف در دنيا
وضعيت كنوني مصرف برق هم اكنون در شبكه سراسري كاملاً غيرمنطقي و غيرطبيعي و نيز به عبارتي نگران‌كننده است كه مي‌تواند تأثير زيادي بر اقتصاد كشور داشته باشد به طوري كه ميزان سرانه مصرف برق در ايران تا قبل از شروع تغيير فرهنگ مصرف 2900 كيلووات ساعت بوده كه اكنون اين مقدار به 2600 كيلووات ساعت رسيده است اين در حالي است ميزان سرانه مصرف برق در جهان حدود 900 كيلووات ساعت است. در اين راستا مسوولان و كارشناسان لامپ‌هاي كم‌مصرف را به عنوان وسيله روشنايي كم‌مصرف پيشنهاد دادند كه با توجه به كاهش بسيار زياد انرژي، مورد استقبال قرار گرفت ولي غافل از اين كه اين لامپ‌ها چه مضراتي دارند. البته تاحدودي راهكارهايي هم جهت برطرف شدن اين معضل انديشيده شده ولي به عنوان درمان قطعي نيست.
مصرف گاز و رتبه جهاني ايران
در سال گذشته نسبت به سال قبل از آن، زمستان گرمتري داشتيم. در حالي كه شاهد كاهش مصرف انرژي به خصوص گاز نبوديم و اين چه علتي مي‌تواند داشته باشد؟ آيا به جز سهل‌انگاري و نداشتن فرهنگ مصرف، «علت ديگري هست؟» پس از جويا شدن علت بد نيست سري هم به سرانه مصرف در ايران و جهان بزنيم. در ايران مصرف گاز 111ميليارد مترمكعب است آن طور كه واضح است در ايران مصرف گاز از سرانه بسيار بالايي برخوردار اس به طوري كه ايران را در جهان در رده سوم مصرف‌كنندگان گاز قرار داده است. اين حجم زياد مصرف انرژي در تمامي زمينه‌ها بسيار تكان‌دهنده و در جايي تأسفبار است. طرح اصلاح الگوي مصرف تا چه حدي مي‌تواند مؤثر واقع شود زماني كه الگوي مصرف‌گرا بر تمامي زمينه‌ها حكمفرما شده آيا اين مسأله امكان‌پذير است يا نه؟ به اعتقاد بنده طرح اصلاح الگوي مصرف محقق نخواهد شد مگر در يك فاصله زماني بلندمدت و با تبيين راهكارهاي مناسب و هدفمندسازي استفاده از منابع در جهت تقليل و اصلاح مصرف، لذا دولت بايد سيستم‌هاي ناكارآمد مديريتي را اصلاح و ضمن فرهنگ‌سازي، در اين مسير گام‌هاي مؤثرتري را بردارد.

ليلا شاهي - كارشناس برنامه‌ريزي شهري
منبع: نشريه پيام ساختمان و تأسيسات


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:55 PM نظرات 0 | لينک مطلب
نكاتي در باب اصلاح الگوي مصرف از منظر جامع شناسي و روان شناسي 
 
خبرگزاري فارس:يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است.
 

1. يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است. اقتصاديها منابع اساسي همانند آب و انواع انرژيها را در چرخه تامين، توليد وساخت، توزيع و انتقال و مصرف به بررسي مينشيند و فارغ از مقولات فرهنگي آن به تحليل علل و پيامدهاي مصرف ميپردازند. در سطح بندي الگوي مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود ميتوان گفت به بالاترين سطح و نمودارترين سطح، همين حوزه اي افتصادي است. قابل تحليل ترين سطح نزد همين حوزه اقتصادي است چرا كه با روشهاي اقتصاد سنجي مي توان گفت كه منابع انرژي ما در حال اتلاف هستند اما لايهاي عميقتر و سختتري ار لحاظ بررسي و تحليل نيز وجود دارد كه سبك زندگي خانوار و افراد در طبقات اجتماعي است كه بيشترين تاثير و در عين حال نامشهودترين اثر را در الگوي مصرف دارد.
2. اصلاح الگوي مصرف را هم بايد در ساختارهاي حاكميتي و هم در ساختارهاي مردمي پيگيري كرد. ساختارهاي حاكميتي اعم از سختافزارهاي حاكميت كه قواي سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتي و سازمانها و همچنين نرمافزارهاي حاكميت كه سازو كارهاي اداره كشور، قوانين و مقررات و فرايندها را تشكيل ميدهند. اما ساختارهاي مردمي نيز متشكل از سختافزارهاي مردمي مثل نهادهاي مردمي كه رفتارها و سبك زندگي مردم را تشكيل ميدهد.
3. در بررسي رفتار مصرفي مردم بايد از يافتههاي رشتههاي مختلفي استفاده كرد به نحوي كه ميتوان گفت مسئله الگوي مصرف مقولهي ميان رشته است. رشتههايي همچون روانشناسي جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مردم شناسي فرهنگي و اقتصاد در شناخت و تحليل رفتار مصرفي مردم دخيل هستند. روانشناسي كه مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگيزش، ادراك، گرايشات شخصيت و الگوهاي ياد گيري ميباشد. همه اين عوامل اجزاي سازنده رفتار مصرفي مردم است. جامعه شناسي، مطالعه گروههاست و رفتار گروهي افراد و رفتارهاي افراد در گروهها كه اغلب از رفتارهاي فردي آنها متفاوت است. تاثير اعضاي گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعي در رفتار مصرفي قابل مطالعه و تحليل است. روانشناسي اجتماعي تركيبي از دو تاي قبلي است و حوزه مطالعاتي اش نحوه تاثير پذيري رفتار مصرفي افراد توسط افراد مرجع ميباشد. افراد مرجع اعم از گروههاي هم سالان، گروههاي مرجع و خانواده.
مردم شناسي فرهنگي مطالعه انسان در جامعه ميباشد و به مطالعه ارزشهاي اساسي كه به انسان منتقل مي شود كه رفتارهاي مصرفي مردم را رقم ميزند. در اين علم خرده فرهنگهاي مختلف كه در رفتار مصرفي موثرند، بررسي مي شوند. در اقتصاد نيز مطالعه مصرف و رفتار مصرفي مردم يعني نحوه پول خرج كردن مردم و نحوه ارزيابي مردم از كالاهاي مختلف و چگونگي تصميمگيري به حداكثر كردن رضايت انسان اقتصادي و به عبارت ديگر براي حداكثر كردن مطلوبيتهاي خود در خريد كالا و خدمات به طور عقلايي عمل ميكنند.
4. پرسش اصلي كه در اين گزارش به دنبال پاسخ به آن هستيم مدلي جامع از رفتار مصرفي مردم ميباشد كه در تبيين، اصلاح و منطقي كردن الگوي مصرف بسيار مهم و حياتي است.
عوامل موثر بيروني (جامعه شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. فرهنگ:
عوامل فرهنگي متشكل از ارزشهاي فرهنگي كه به مجموعه باورها و اعتقادات استواري گفته ميشود كه در زمينه پيدايش هنجارها به عنوان مشخص كنندههاي دامنه و محدوده رفتارهاي مناسب را فراهم ميسازند هنجارها مستقيماً در الگوهاي مصرفي مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگي خوردن و پوشيدن مردم را هنجارهاي اجتماعي آنها تعريف مي كند. در ايران، تجملگرايي و چشم و همچشمي، خريد چيزهاي لازم و موارد مشابه حاكي است از تغيير فضاي ارزشي مردم دارد به گونهاي كه ارزشها جاي خود را در زندگي و فرهنگ عمومي به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهايي همچون قناعت، ساده زيستي جاي خود را به مصرف زدگي و اسراف و تجمل گرايي داده است. از ديگر اجزاي عوامل فرهنگي، ارتباطات كلامي و غير كلامي است. اين هر دو در تغيير رفتار مصرفي نقش دارند. ارتباطات غير كلامي در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعي، فضا و مواردي از اين قبيل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعي ايران امروز تعويض تلفن همراه با وارد شدن يك مدل بالاتر سمبل يك ارتباط غير كلامي در بين مردم دارد كه تغيير رفتار مصرفي را در پي دارد. به عنوان نمونه اي ديگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محيط كار بهتر است) نه نياز او بلكه نوعي ارتباط و وجهه ساختن اجتماعي را حاكي است كه در صورت رفتار مصرفي را در پي دارد. 
 
2. خرده فرهنگها:
خرده فرهنگها اعم از گروههاي قومي، نژادي، مليتي، مذهبي و منطقه اي در رفتارهاي مصرفي مردم تاثير دارند. رفتارهاي مصرفي افراد يك خرده فرهنگ بر پايه گذشته اجتماعي آنها و همچنين موقعيت فعلي آنها شكل مي گيرد. درجه تطبيق رفتار فرد با الگوي فرهنگي خرده فرهنگ به ميزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگي دارد. ميزان تطيبق يك فرد با يك خرده فرهنگ منجر به شكل گيري رفتارهاي منحصر به فرد در مصرف وي ميشود. نمونههاي فرااني براي خرده فرهنگهاي ايراني در رفتار مصرفي آنها مي توان مثال زد. رفتار مصرفي مردم در فرهنگ اصفهانيها، يزديها و مناطق ديگر حاكي از اين تاثير است.
3. عوامل جمعيت شناختي:
عواملي از قبيل مليت، سن، مذهب، جنسيت، شغل، وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات مشابه آن را جمعيت شناختي مي گويند. توضيح هر كدام از اين موارد بديهي است و لذا به ذكر آنها اكتفا كنيم.
4. موقعيت با طبقه اجتماعي:
با اهميتترين كمك طبقه اجتماعي به فهم رفتار مصرفي آن است كه طبقه اجتماعي بر سبك زندگي قوي تاثير ميگذارد ماكس وبر اولين كسي بود كه طبقه اجتماعي و سبك زندگي را به هم مرتبط كرد. اگر چه او سبك زندگي را با منزلت در مقايسه با طبقه اجتماعي دقيقاً به هم پيوسته تر در نظر ميگرفت ولي سبك زندگي، جوهر طبقه اجتماعي است. سبك مصرف (سبك زندگي) به عنوان ترجمان يك طبقه اجتماعي خاص در نظر گرفته ميشود. لباس، اتومبيل، نوع و موقعيت خانه، نوع خريد كالا و نوع مصرف كالا به عنوان نمادهاي پايگاه و طبقه اجتماعي تلقي ميشود. (موون و مينور، ج 2، 218-221 )
براي اينكه يك طبقه اجتماعي در جامعه وجود داشته باشد، بايد5 ويژگي و معيار را دارا باشد.
محدود باشد: بدين معنا كه بين هر طبقه اجتماعي مدوده و مرزي وجود اشته باشد، كه هر طبقه را از ديگري مجزا سازد. به عبارت ديگر هر طبقه بايد قوانيني داشته باشد كه مشمول هر فرد در گروه باشد.
نظم يافته باشد: بدين معنا كه طبقات مي توانند، در قالب معيارهاي همچون پزستيژ و مقام از بالاترين به پايينترين نظم يابند .
مانعه الجمع باشد: بدين معنا كه هر فرد تنها ميتواند به يك طبقه اجتماعي تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حركت از يك طبقه به طبقه ديگر در طول زمان امكان پذير است.
فراگير و جامع باشد: بدين معنا كه هر فرد سيستم جامعه با يك طبقه اجتماعي خاص تطابق داشته باشد و هيچ فرد تعريف نشدهاي وجود نداشته باشد.
بايد تاثيرگذار باشند: بدين معنا كه بين طبقات مختلف تفاوتهايي رفتار سبب نوع تاثير خاصي در عرصه اجتماعي از آنها ميشود. (صمدي، ص 158-9)
بنابراين آنچه گفته شد طبقه اجتماعي، صرفاً يك معيار اقتصادي نبوده و دربرگيرنده مفاهيم مختلفي از قبيل پرستيژ، مقام و حس تعلق داشت مشترك مي باشد. عموماً اعضاي يك طبقه اجتماعي تمايل دارند كه به روش مشابهي زندگي كنند، ديدگاهها و فلسفه مشترك داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهاي مصرف يكساني داشته باشند. در بررسي رفتار مصرفي طبقات مختلف، ترجيحات مختلفي در مورد خرج كردن پول و زمان دارند، علت خريد و مصرف آنها نيز تلقي مي شود. مصرف كنندگان متعلق به طبقات دهك پايين جامعه، كالاها و خدمات را بيشتر از نظر مطلوبيت زايي بيشتر، استحكام و راحتي مورد ارزيابي قار مي دهند، تا از نظر سبك، ظاهر و مد، و به احتمال زياد محصولات و سبكها و مدهاي جديد از قبيل مبلمان مدرن را كمتر تجربه مي كنند. نيازهاي فوري، تعيين كننده رفتار مصرفي اين افراد است. در حالي كه افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمركز مي كنند. تفاوتهاي مصرف، همچنين منعكس كننده تفاوت در ترجيحات نيز هست.
براي نمونه افراد مرفه و دهكهاي بالايي جامعه به وضع جسماني و ظاهر خود اهميت زيادي داده و به غذاها و نوشيدنيهاي رژيمي بيشتر از مردم ساكن شهرهاي كوچك توجه ميكنند. (صمدي، ص162)
5.گروههاي مرجع: گروهي از افراد كه ارزشهاي مفروض آنها پايه و اساس رفتار فعلي فرد ديگري را نشان مي دهد. به بيان ساده تر مي توان گفت گروه مرجع، گروهي است كه فرد آن را به عنوان راهنماي رفتاريش در يك موقعيت خاص بكار ميگيرد.
گروههاي مرجع افراد با تغيير موقعيت، تغيير مييابند. به عنوان نمونه يك دانشجو در موقعيتهاي مختلف گروههاي مرجع مختلفي ميتواند داشته باشد. 
 
ماهيت تاثير گروههاي مرجع:
تاثيرات گروه مرجع ميتواند در سه بعد نمود يابد: تاثيرات اطلاعاتي، هنجاري و هويتي
تاثيرات اطلاعاتي: اين تاثير زماني شكل ميگيرد كه يك فرد از رفتارها و عقايد اعضاي گروه مرجع به عنوان يك داده، با ارزش اطلاعاتي زياد استفاده ميكنند. اين تاثير بر پايه شباهتهاي ميان اعضاي گروه يا تخصص و مهارتهاي اعضاي با نفوذ گروه شكل ميگيرد و به همين دليل يك فرد ممكن است متوجه اين نكته شود كه تعدادي از اعضاي يك گروه مرجع از يك كالاي خاص استفاده كند او نيز مصمم به استفاده از آن كالا شود.
تاثيرات هنجاري: فرد براي پذيرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از كالاي خاصي ميكند و يا بدليل ترس از عدم پذيرش ديگران از سبك پوشش خود دست بر مي دارد. زماني كه افراد، ارتباطات مستحكم و قوي با گروه دارند تاثيرات هنجاري بسيار قوي هستند. اين شيوه بر رفتار مصرفي جوانان بسيار تاثير دارد.
تاثيرات هويتي: اين نوع تاثيرات كه تحت عنوان تاثرات بيانگر ارزشها هم شناخته ميشوند، زماني شكل ميگيرند كه اعضاي گروه ارزشها و هنجارهاي گروهي را براي خود دروني سازي كرده باشد.
درونيسازي: ارزشها و هنجارهاي گروهي نتيجتاً منجر به هدايت خودكار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبيهات اعضاي گروههاي مرجع ميشود. بدين ترتيب فرد بطور كامل، تابع ارزشهاي گروه ميشود و آنها را همانند ارزشهاي شخصي خود مي پذيرد. چنين فردي به شيوه سازگار با ارزشهاي گروهي رفتار ميكند زيرا ارزشهاي او نيز با ارزشهاي گروه منطبق هستند. (هاوكنيز، بست و كاني، ص136)
6. خانواده: هسته اصلي مصرف كالاهاي مصرفي را خانواده تشكيل ميدهد. بسياري از كالاها يا خدمات در واحدهاي خانوادگي خريداري و مصرف ميشوند. ساختار يك واحد خانواده، موقعيت يك خانواده در چرخه حيات خانواده، فرايند تصميم گيري خانواده، رفتارهاي مصرفي خانواده را شكل مي دهد.
عوامل موثر دروني (روان شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. يادگيري:
عبارت است از هر نوع تغيير در محتوا يا سازماندهي رفتار يا حافظه بلند مدت است.
يادگيري كليد درك رفتار مصرفي مردم است.
تئوريهاي زيادي در بحث انگيزش مطرح شدهاند كه بسياري از آنها كاربردهاي مفيدي را در تحليل و توصيف رفتار مصرفي افراد به دست ميدهد. در اين گزارش بنا به تفصيل بيش از حد نداريم و لذا تا اين حد اكتفاء ميكنيم و خواننده را به منابع مفصل در اين زمينه ارجاع ميدهيم.
2. شخصيت: در حالي كه انگيزش موجب تقويت و هدايت نيروهايي مي شود كه به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفي را شكل ميدهند. شخصيت يك مصرف كننده، رفتار انتخابي او را به منظور دستيابي به اهدافش در موقعيتهاي مختلف هدايت ميكند. شخصيت عبارت است از تمايل و گرايش خاص يك فرد به نشان دادن واكنشهاي خاص در رويارويي با موقعيت هي مشابه. پنج خصيصه اصلي شخصيت كه مستقيماً در نوع رفتار مصرفي افراد تاثير دارد عبارتند از:
برون گرايي، فقدان ثبات رفتاري، سازگاري رواني و قدرت انطباق، علاقه به كسب تجربيات جديد در زندگي و وظيفه شناسي. 
 
4. ادراك:
ادراك يك مصرفكننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز مي شود و با راههايي، جلب توجه ميشود و دست به تجزيه و تحليل اطلاعات مي زند و در نهايت رفتار مصرفي از او سر ميزند. مهمترين مقوله در تبليغات و بازاريابي و مصرف، بحث تغيير ادراكي است.
5: احساسات:
احساس در زمان شدت يافتنش به هيجان تبديل ميشود كه عبارتست از يك احساس قوي نسبتاً غير قابل كنترل كه بر روي رفتار تاثير ميگذارند. همه ما در زندگي روزمره با انواع هيجانات مثبت و منفي روبرو هستيم و آنها را تجربه ميكنيم.
انواع هيجانات احساسي سبب تغييرات فيزيولوژيك در انسان ميشود و از آن جمله: دم و بازدم سريع، افزايش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن ميزان قند خون، انبساط مردمك چشم و تعريق سريع است. تمام اين موارد در رفتار مصرفي افراد نقش بسزايي دارد. انواع هيجانات احساسي و تاثيرات تحريك كنندگي آنها در رفتار قابل بررسي و تحليل هستند كه خواننده محترم را به كتابهاي روان شناسي رفتاري ارجاع ميدهم.
6. نگرشها و باورها:
نگرش عبارت است از سازمان دهي بلند مدت فرايندهاي انگيزشي، احساسي، ادراكي و شناختي با توجه به برخي جنبههاي محيطي كه فرد در آن قرار گرفته است. بر همين اساس، نگرش افراد بيانگر شيوه تفكر، احساس و واكنشهايي است كه وي نسبت به محيط اطراف خود دارد. نگرش در بر گيرنده سه جزء اصلي است: جزء شناختي، جزء عاطفي، جزء رفتاري.
جزء شناختي نگرش: شاما باورها و اعتقادات يك مصرف كننده در مورد كالا و يا خدمات است.
جزء رفتاري نگرش: عبارت است از تمايل افراد در بروز واكنشي خاص نسبت به يك كالا.
برداشت افراد از خود: (خود مفهومي)
برداشت از خود مفهوم تماميت افكار و احساساتي است كه فرد به عنوان يك موجود از خود دارد. به عبارت ديگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهايي كه از زواياي مختلف به خود دارد تشكيل ميشود.
برداشت از خود به چها جزء اصلي تقسيم ميشود كه اين اجزاء عبارتند از:
برداشت از خود واقعي (آن كسي كه الان هست) در برابر برداشت از خود ايدهآل (آن كسي كه دوست دارد بشود)
برداشت از خود اجتماعي( ديگران فرد را چگونه مي بيند يا دوست دارد ديگران او را چگونه ميبيند) در برابر برداشت از خود خصوصي (فرد با خودش چگونه هست يا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
برداشت از خود روي مصرف و ساير رفتارهاي افراد تاثير زيادي دارد.
سبك زندگي:
سبك زندگي عبارت است از چگونگي زندگي افراد. در واقع سبك زندگي نشان دهنده جلوه بيروني برداشت از خود افراد در محيط زندگي و انتخابهاي او در زندگي روزمره است. مشخصات سبك زندگي به صورت ذيل است:
سبكهاي زندگي در چارچوب تعامل بين افراد و معنايي كه در اين تعامل رد و بدل مي شود، ظهور مي يابد. سبك زندگي ذاتاً اجتماعي است. به اين معنا كه حامل پيامهايي براي ديگران است. به اين اعتبار، پيروي كردن از يك سبك زندگي خاص ارزشها و جهت گيريها افراد را به ديگران منتقل كرده و به بقيه نشان مي دهد كه بايد در برابر فرد چه رفتاري داشته باشد.  
سبك زندگي انتخابي است كه اين انتخاب در محدوده متغيرهاي ساختاري صورت مي گيرد. سبك زندگي متمايز كننده افراد و گروههاست. در واقع سبك زندگي مشخصه ومعرف افراد و گروههاست.
سبكهاي زندگي در زمره فعاليتهاي روزمره است. اما آن نوع رفتارهايي را شامل مي شود كه قابل مشاهده و معني دار هستند و تفاوت بنيادين ميان گروههاي اجتماعي مختلف را سبب مي شود علاوه بر رفتارها، سبك زندگي ارزشها، نگرشها و عقايد را نيز شامل مي شود.
سبك زندگي حامل روايتي از خود است و صرفاً رفتارهاب معطوف به ارضاي نيازها را در بر نميگيرد. (فاضلي-ص70-1)
بايد ميان تعداد كثيري از مردم عموميت داشته باشد، و گر نه تفاوتي با طبايع فردي يا هوسهاي مصرفي فرد نخواهد داشت. (اباذري و چاوشيان –ص24)
نتيجه گيري:
در اين گزارش بدنبال مدلي تركيبي از ابعاد جامعه شناختي و روانشناختي از رفتار مصرفي بوديم. از مولفههاي جامعه شناختي همانند فرهنگ، خرده فرهنگ، عوامل جمعيت شناختي، موقعيت و طبقه اجتماعي، گروههاي مرجع و خانواده اشاره رفت و سپس به مولفههاي روان شناختي همانند ادراك، يادگيري، انگيزه، شخصيت، احساسات و نگرشها و باورها اشارتي مختصر داشتيم. تمامي اين عوامل مويد اين مطلب بود كه اصاح واقعي و منطقي كردن الگوي مصرف در گرو شناخت نه صرفاً اقتصادي بلكه فرهنگي و اجتماعي منشاهاي رفتارهاي مصرفي مردم است. 
 
منابع و ماخذ:
1. صمدي- منصور(1386) رفتار مصرف كننده، نشر آييژ، چاپ دوم
2. اباذري و چاوشيان-(1381) از طبقه اجتماعي تا سبك زندگي ، رويكردهاي نوين در تحليل جامعه شناختي هويت اجتماعي، نامه علوم اجتماعي، شماره 20
3. موون جان سي، و مينور ميشل اس، (1384) رفتار مصرف كننده، ترجمه عباس صالح اردستاني، اطلس چاپ، چاپ اول
4. هاوكنيز دل، بست راجر، كاني كنث، (1385) رفتار مصرف كننده، ترجمه احمد روستا و عطيه بطحايي، انتشارات سارگل، چاپ اول ،
5. باكاك رابرت، (1381)، مصرف، ترجمه خسرو صبوري، تهران نشر و پژوهش شيرازه
6. آتش پور و جنتيان، (1382) روان شناسي و رفتار مصرف كننده، تهران، نشر روز آمد

دكتر وحيد خاشعي

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805181278 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب
.

خبرگزاري فارس: چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.
در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.
تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

كيفيت فداي كميت
امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»
وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»
«اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»
اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»
«ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.
وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»

هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان
به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!
امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!
«رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»
اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»
وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»
يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.
وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»

زيرشاخه هاي مصرف زدگي
از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.
حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.
در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.
وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»
وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»

صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي
انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.
محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»

تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران
فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805140995 

 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:49 PM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس:با ركورد‌شكني در اتلاف انرژي با تاكيد مسوولان كشوري بر اصلاح الگوي مصرف در سال جديد اين موضوع با اهميت كه به فراموشي سپرده شده بود، جان تازه‌اي گرفت تا مديران با حساسيت ويژه‌اي در برنامه‌هاي خود به آن توجه كنند.

با ركورد‌شكني در اتلاف انرژي با تاكيد مسوولان كشوري بر اصلاح الگوي مصرف در سال جديد اين موضوع با اهميت كه به فراموشي سپرده شده بود، جان تازه‌اي گرفت تا مديران با حساسيت ويژه‌اي در برنامه‌هاي خود به آن توجه كنند.
به نظر مي‌رسد يكي از مهم‌ترين راهكارهاي كنترل و كاهش مصرف انرژي در كنار روش‌هاي استفاده از سوخت‌ها و انرژي‌هاي جايگزين، اصلاح الگوي مصرف باشد؛ به نحوي كه اين عنوان ساده شايد با پيچيدگي‌هايي روبه‌رو باشد كه براحتي محقق نشود؛ اما بي‌شك توجه در سطح كلان به اين موضوع مي‌تواند گره‌گشاي بخشي از مشكلات مصرف انرژي در كشور بويژه در سطح شهري و صنعتي باشد. خوشبختانه توان علمي و كارشناسي براي تحقق اين شعار در كشور وجود دارد و بايد ديد براي اجراي اين مبحث در عمل چقدر كارآمد و اثرگذار برنامه‌ريزي خواهد شد.
تعاملات موجود ميان انسان و محيط زيست، سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي را به سوي برنامه‌ريزي‌هاي سازگار با محيط زيست سوق داده است؛ زيرا تاكنون آشكار شده است كه توسعه بدون برنامه‌ريزي ميسر نخواهد بود و هر قدر برنامه‌ريزي بيشتر مبتني بر واقعيت‌هاي عيني و توان‌هاي بالقوه طبيعي باشد، حصول به اهداف از‌پيش‌تعيين‌شده آن ممكن‌تر مي‌شود.
بر همين اساس و در راستاي برنامه‌ريزي هدفمند براي حفاظت از محيط زيست، مديريت صحيح و نظارت بر عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي، تدوين الگويي مناسب مصرف ضروري به نظر مي‌رسد.
عميد مرندي، عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران در اين رابطه مي‌گويد: براي تدوين الگوي مناسب مصرف و قابل اجرا بهترين راهكار رجوع به تجربيات، عملكردها و دستورالعمل‌هايي است كه تاكنون مورد استفاده بوده و راه‌حل‌هاي كليدي از آنها سرچشمه مي‌گيرند، به طوري كه مديريت محيط زيستي در اجراي موثر وظايف خود، متكي به برخي اصول علمي و روش‌هاي كاربردي است كه از طريق آنها مي‌تواند به اهداف عالي اصلاح الگوي مصرف نائل آيد.
وي با اشاره به اين‌كه مديريت محيط زيستي موثر در راستاي اصلاح الگوي مصرف، به كسب و كار و تجارت معنا مي‌بخشد، مي‌افزايد: سازمان‌هاي موفق و كارآمد هم‌اكنون مديريت محيط زيستي را جدي گرفته‌اند‌ و همسو با اصلاح الگوي مصرف بويژه در بخش انرژي كه از چالش‌هاي اساسي كشور است، به نحوي عكس‌العمل نشان مي‌دهند كه آينده خود و عوامل وابسته به خود را تضمين مي‌كنند.
وي تاكيد مي‌كند:‌ بايد توجه كرد كه فشارهاي محيط زيستي و واقعيت‌هاي عيني از طريق قانون، پيشرفت‌هاي فني و تغييرات بازار و حتي مصرف‌كنندگان اعمال مي‌شوند، به نحوي كه انتخاب براي بخش صنعت جز حركت در مسير جهاني ميسر نخواهد بود.
به اين ترتيب، كارشناسان براي اصلاح الگوي مصرف تاكيد مي‌كنند كه براي اعمال مديريت محيط زيست بايد فاكتورهاي گوناگوني را در نظر گرفت و با اصلاح روش‌هاي مصرف يا استفاده از آنها به سرمنزل مقصود رسيد.

مديريت مصرف انرژي
مديريت محيط زيست درساده‌ترين شكل خود بايد 3 وظيفه را شامل تشخيص اهداف، تعيين امكان تحقق آنها و تدوين و اجراي راهكارها براي انجام اموري كه براي اصلاح الگوي مصرف امكان‌پذير باشد، در نظر بگيرد.
به اعتقاد عميد مرندي، براي اجراي راهكارهاي نوين مديريت محيط زيستي بايد توجه كرد كه در محيط كار همه چيز قابل تغيير است؛ از تمايلات دست‌اندركاران محيط زيست گرفته تا نظرات عمومي و قابليت‌هاي بشري، لذا مدير محيط زيستي بايد انعطاف‌پذير، سازشگر و با ذكاوت باشد.
وي مي‌گويد:‌ مديريت محيط زيستي علاوه بر پيش‌بيني‌هايي كه در زمينه اجراي موارد مورد نظر كارشناسي دارد، بايد متكي بر دستاوردهاي پذيرفته شده علمي، استفاده از تكنيك‌هاي مدل‌سازي، شبيه‌سازي و تخمين باشد و به اين وسيله مساله را شناسايي و مكانيسم‌هاي جبراني را محقق كند.
عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران مي‌افزايد: هم‌اكنون مديريت محيط زيستي مي‌تواند با ابزارهاي مديريتي نوين، فرآيندهاي نظارت، جمع‌آوري اطلاعات، ارزيابي ميزان اثرات، پردازش اطلاعات، تصميم‌گيري و ارتباطات وضعيت مصرف انرژي و ديگر منابع را بهبود بخشد. به طوري كه مديران محيط زيستي همواره با مسائل در حال رشدي روبه‌رو هستند و به اين دليل نياز به امكانات كمكي بيشتري دارند.
دنياي امروز كه بدون حفظ منابع زيستي معني ندارد، به سمتي پيش مي‌رود كه مديران محيط‌زيستي بايد هر چه بيشتر از روش‌هاي تصميم‌گيري سنتي دور شده و به روش پيش‌بينانه نزديك شوند. اين در حالي است كه امروزه در جوامع بشري، توسعه با به كارگيري انرژي بيشتر ميسر مي‌شود و در روند توسعه، انسان خصوصيات فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي، اجتماعي و سنتي محيط خود را دگرگون مي‌كند و اين امري اجتناب‌ناپذير است.
توليد، انتقال و مصرف انرژي، اثرات مهمي را در محيط زيست زمين برجاي مي‌گذارد. امروزه سياست‌هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه‌اي، نقش محوري را به عهده دارند. بنابراين ضرورت تعيين رابطه پيچيده مسائل محيط‌زيستي با انرژي، بيش از پيش ملموس شده است.
مرندي، كارشناس ارشد محيط زيست مي‌گويد:‌ پيشرفت و توسعه جوامع پيشرو با استفاده از انرژي در مقياس وسيع به منظور تقويت سيستم توليد مدرن ميسر شده است به طوري كه انرژي زيربنايي قوي‌اي را براي پيشرفت اقتصادي بنا مي‌نهد و نقش تعيين‌كننده‌اي در بهبود زندگي بشر دارد.
از آغاز تاريخ، بشر در مقياس جهاني بار فراواني را به محيط زيست تحميل كرده و نبايد اجازه داد كه صدمه به محيط زيست جهاني كه بشر بقا و حيات خود را مرهون آن مي‌داند به نقطه‌اي برسد كه راه بازگشت و جبراني وجود نداشته باشد و بهترين راهكار اصلاح الگوي مصرف از طريق مباني علمي و پژوهشي مي‌باشد.
به اين ‌سبب است كه توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان انرژي بايد درخصوص نقشي كه انرژي براي دستيابي به توسعه پايدار به عهده دارد، عميقا تفكر كنند. در اين خصوص حفظ محيط زيست كه قابل جايگزيني نيست، بايد دقيقاً مد نظر قرار گيرد و سعي شود چرخه نابهنجاري كه بيشتر به دليل مصرف ناصحيح به شكل چرخه رشد اقتصادي، استفاده از انرژي و مشكلات محيط زيستي رشد يافته، از ميان برود.
امروزه سياست‌هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه‌اي نقش محوري را به عهده دارندعضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران، مي‌افزايد:‌ انرژي در حيات اقتصاد صنعتي جوامع، نقش زيربنايي را ايفا مي‌كند، به اين معنا كه هرگاه انرژي به مقدار كافي و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادي نيز ميسر خواهد بود.
مرندي معتقد است:‌ منابع خدادادي دركشور ايران با قيمت‌هايي به مراتب نازل‌تر از ديگر كشورها و با سهولت بيشتري به مصرف‌كننده عرضه مي‌شود. ميزان مصرف و اتلاف انرژي در ايران به مراتب بالاتر از كشورهاي صنعتي است و وضعيت مصرف انرژي در كشور ايران با اصول مربوط به ارتقاي بهره‌وري و بازدهي انرژي در جهان، مغايرت دارد.
اين كارشناس ادامه مي‌دهد: ‌آيا اين بهره‌برداري به اين شكل ادامه خواهد داشت يا مسوولان دلسوز نظام بايد به دنبال راهكارهايي در راستاي اصلاح الگوي مصرف باشند؟ مسلماً منابع انرژي‌ مانند تمامي پديده‌هاي طبيعي ديگر در حال كاهش هستند و از آنجايي كه ديگر حتي تصور زندگي عادي انسان امروزي بدون استفاده از منابع انرژي ممكن نيست، بحران احتمالي را قبل از وقوع بايد از طريق مديريت محيط زيستي اصلاح الگوي مصرف علاج كرد و همزمان با توسعه فناوري‌هاي نوين به سرمايه‌گذاري در روش‌هاي استفاده بهينه از انرژي و گسترش آنها فكر و سپس عمل كرد.

بهينه‌سازي مصرف انرژي
هيچ يك از اعمال انسان، بازدهي صد درصد ندارد از اين رو استفاده بهينه و ممانعت از هدر رفتن امكانات امري اساسي است. اين نكته هنگامي اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه موضوع انرژي مطرح شود. منظور از بهينه‌سازي مصرف انرژي، انتخاب الگوها و اتخاذ و به كارگيري روش‌ها و سياست‌هايي در مصرف درست انرژي است كه از نقطه نظر اقتصاد ملي مطلوب باشد و استمرار وجود و دوام انرژي و ادامه حيات و حركت را تضمين كند.
به گفته مرندي، در اين چارچوب تعيين سهم صورت‌هاي مختلف انرژي در سبد انرژي هر جامعه با توجه به امكانات درازمدت آن جامعه صورت مي‌گيرد.
همچنين به كارگيري پربازده‌ترين شيوه استفاده از آنها كه متضمن كاهش تخريب منابع انرژي و نيز كاهش تأثيرات سوء ناشي از استفاده ناصحيح از انرژي است، بر عوامل ديگر حيات و محيط زيست مدنظر است، اين استفاده درست و بجا از انرژي، نه‌تنها متضمن استمرار حيات و توسعه پايدار جامعه است، بلكه به بقاي انرژي براي همگان و نسل‌هاي آتي و مانعي براي توليد و گسترش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي ناشي از مصرف نادرست انرژي منجر خواهد بود.
علاوه بر بار اقتصادي عوامل ديگري نيز وجود دارد كه ضرورت اصلاح الگوي مصرف انرژي را تبلور مي‌بخشد كه استفاده بي‌رويه از انرژي‌هاي فسيلي و افزايش آلودگي‌هاي محيط زيستي و بالا بودن رشد جمعيت و نياز به تقاضاي بيشتر انرژي از آن جمله است.
بايد توجه كرد كه منابع انرژي به دليل تجديدناپذير بودن آن محدوديت دارند و امروزه وجود سيستم بازيافت انرژي يكي از ضرورت‌هايي است كه كشورهاي توسعه يافته به آن سو در حال حركت هستند.
متاسفانه علاوه بر بخش خانگي كه نيازمند اصلاح الگوي مصرف هستند، شايد صنايع و كارخانجات فرسوده نيازمند توجه بيشتري براي تغيير فناوري و تكنولوژي‌هاي خود هستند تا از هدررفت انرژي جلوگيري شود و تنها به اقتصاد ملي و درآمدهاي نفتي متكي نباشند.
افزايش گازهاي گلخانه‌اي و باران‌هاي اسيدي تنها بخش كوچكي از اثرات زيست محيطي استفاده نادرست از انرژي است كه به توليد آلاينده‌هاي زيست محيطي منجر مي‌شود و در سطح كلان اثرات زيست محيطي ناشي از مصرف ناصحيح انرژي جبران‌ناپذير خواهد بود.
كارشناسان معتقدند مصرف درست و كارآمد علاوه بر اين‌كه از هدر رفتن ذخاير با ارزش انرژي پيشگيري مي‌كند، آلودگي را نيز كمتر و محيط زيست را سالم‌تر مي‌كند.
در حقيقت اصلاح الگوي مصرف به طور غيرمستقيم نيز مي‌تواند مفيد فايده واقع شود. به طور مثال، كاهش ناراحتي و بيماري‌هاي مجاري تنفسي، سرفه، سردرد افزايش توان كاري بدن، كاهش ناراحتي‌هاي قلبي و گردش خون در انسان سبز شدن برگ‌ها، رشد و نمو گياهان و افزايش محصولات در نباتات از اثرات كاهش و از بين رفتن اكسيدهاي گوگرد و نيتروژن و مونواكسيد كربن كه آلاينده‌هاي حاصل از مصرف نادرست سوخت‌هاي فسيلي هستند، بر انسان‌ها و گياهان تاثير ميگذارد.
از طرف ديگر كاهش و از ميان رفتن گازهاي گلخانه‌اي و نيز باران‌هاي اسيدي كه باعث از بين رفتن مناطق سبز و گونه‌هاي گياهي و جانوري و گرم شدن هواي زمين مي‌شود، نمونه‌اي ديگر از اثرات اصلاح الگوي مصرف و بهينه شدن استحصال و مصرف انرژي است.
به اين ترتيب، ضرورت اصلاح الگوي مصرف در تمام بخش‌ها بويژه انرژي بر كسي پوشيده نيست و بايد در انتظار سياست‌هاي برنامه‌هاي عملي دولت و مسوولان براي تحقق اين شعار ارزشمند بود.

نويسنده: حميده سادات هاشمي

منبع: روزنامه جام جم 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 2:51 AM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس: اين مجموعه نوشتاري، به بهانه سال 1388 كه از طرف رهبر عزيزمان، سال «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها» نام گرفته، مي كوشد در ميان پيام هاي نوروزي آن رهبر فرزانه آنچه را كه درباره اين موضوع بسيار مهم، تذكر داده شده، جمع آوري نموده، تا معلوم شود كه چقدر اين موضوع براي ايشان حائز اهميت بوده است.

همه ساله هنگام تحويل سال نو، ملت ايران اسلامي پاي سفره هاي هفت سين بي صبرانه منتظر شنيدن پيام هاي دلنشين محبوب دلشان، رهبر عزيز انقلاب اسلامي هستند، تا سال نو را با شنيدن پيام نو ايشان آغاز كنند، و چراغ فروزاني را كه رهبر آگاه و بيدارشان فرا راه آنان روشن نموده، و آنچه را كه بايد در سال جديد مدنظر قرار دهند، بشنوند و بكار بندند. مقام عظماي ولايت باتوجه به اشراف و اطلاع گسترده و عميق شان نسبت به امور جامعه، اعم از مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و امور جاري بين المللي، توصيه هاي لازم را به مسئولين و مردم بيان مي فرمايند؛ به نقاط ضعف و قوت جامعه اشاره فرموده، نقشه هاي دشمنان داخلي و خارجي را گوشزد نموده، و راههاي برون رفت از بحران ها و مشكلات را مشخص مي كنند، و آن سال جديد را به عنوان الگوي رفتاري و شعار عملي جامعه به نامي و شعاري موسوم مي نمايند، تا همه ي آحاد جامعه، اعم از مسئولين و مردم، آن را سرلوحه رفتارها و برنامه هاي خود قرار دهند، از سردرگمي و ندانم كاري پرهيز نموده و به سوي عزت و استقلال و رفاه عمومي پيش روند. اين سنت حسنأ پيام هاي نوروزي از زمان امام راحل در زمان حيات شريفشان در طول يازده سال رهبري انقلاب اسلامي بوده و پس از ايشان، در طول بيست سال تاكنون توسط خلف صالح ايشان و نائب بر حق امام زمان(عج) ادامه يافته و ان شاءالله تا ظهور منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج) ادامه خواهد داشت، به اميد روزي كه پيام هاي نوروزي را از زبان مبارك آن حضرت و آن گل بهاري عالم وجود، بشنويم و ببينيم. اين مجموعه نوشتاري حاضر، به بهانه سال 1388 كه از طرف رهبر عزيزمان، سال «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها» نام گرفته، بر آن شدم كه در ميان پيام هاي نوروزي آن رهبر فرزانه آنچه را كه درباره اين موضوع بسيار مهم، تذكر داده اند، جمع آوري نموده، تا معلوم شود كه چقدر اين موضوع براي ايشان حائز اهميت بوده است و بتوانيم يك قدمي در راه عملي شدن اين توصيه مهم، برداريم. مضافاً بر اين كه ايشان در فرمايشات و سخنراني هاي ديگر (غير از پيام هاي نوروزي) به مسئله پرهيز از اسراف و توجه به قناعت (نه رياضت) بارها تأكيد فرموده اند، كه ما آنها را در اين نوشتار نياورديم. و صد البته واضح و روشن است كه شعار و نام هر سال، مختص به همان سال نيست، بلكه بايد همه ساله به آنها توجه كرد. لكن در آن سال مورد نظر، توجه مضاعف را مي طلبد، تا از حالت غفلت و بي اعتنايي نسبت به آن موضوع، بيرون آمده و برنامه ها و رفتارهاي خود را براساس آن پايه ريزي كنيم. اميدواريم كه بتوانيم در راه اطاعت از فرامين مقام عظماي ولايت، براي دستيابي بيشتر به عزت و اقتدار و سربلندي ايران اسلامي، نهايت تلاش و توان خود را بكار بنديم.
بطور كلي اصلاح الگوي مصرف در پيام هاي نوروزي مقام معظم رهبري در سال هاي 1371، 1374، 1375، 1376، 1377 و 1388 به خوبي مشاهده مي شود كه به چند نمونه از آن مي پردازيم.

سال 1371 جلوگيري از اسراف
« من به خصوص توصيه مي كنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده، و به ويژه در مراسمي كه معمولا در آنها دچار اسراف مي شوند، خودداري كنند. مصرف بي رويه و زياد، قاعدتاً از سوي قشرهاي مرفه انجام مي گيرد. چون قشرهاي ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفي كه از سوي يك قشر انجام مي گيرد به زيان كشور است، يعني هم زيان اقتصادي، هم زيان اجتماعي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد. من مكرر عرض كرده ام، باز هم مي گويم و خواهش مي كنم كه مصرف گرايي را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حد اسراف و زياده روي. اين اندازه در هر زمان متفاوت است. امروز بسياري از قشرهاي مردم و خانواده ها دچار مشكل و زحمت اند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازي كشور، خودش را به طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه، عبارت است از اين كه انسان خودش را هرچه مي تواند به اين قشرها نزديك كند. مسئولين عزيز كشور، اعم از دولتي و قضايي و سايرين، به خصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.»

سال 1374 سال انضباط اقتصادي و مالي
مقام معظم رهبري ضمن تأكيد بر لزوم پيگيري مجدانه وجدان كاري و انضباط اجتماعي به عنوان دو اصل ضروري براي تحقق آباداني و سازندگي در كشور از مردم و مسئولين خواستند تا با رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش، اسراف و زياده روي در مصرف به طور جدي جلوگيري كنند. ايشان با اشاره به اهميت مسئلأ انضباط اقتصادي و مالي در جامعه فرمودند. «انضباط اقتصادي و مالي به مفهوم مقابله با ريخت و پاش مالي و زياده روي و اسراف در مصرف است.
كساني كه بيخود خرج مي كنند و مصرف آنها زياده از حد است، موجودي جامعه را به لحاظ امكانات اقتصادي رعايت نمي كنند، آنها بي انضباط اقتصادي و مالي هستند و اين جانب از آحاد ملت، مسئولين كشور و مامورين دولت مي خواهم كه انضباط اقتصادي و مالي را جدي بگيرند و تمامي افراد جامعه به ويژه كساني كه اموال عمومي را مصرف مي كنند، تنها بايد به قدر رفع نياز و حاجت خرج كنند.»

اصلاح الگوي مصرف در پيام نوروزي سال 1375
«من همه را به رعايت منابع مالي كشور توصيه مي كنم. كشور ما، كشور ثروتمندي است و مي تواند خود را به خوبي اداره كند و بسازد. حتي مي تواند به غير از زمان حال، زمان آينده را هم پايه ريزي كند و تضمين و تامين نمايد، اما مشروط به اين كه موارد ثروت، به شكل صحيحي مورد ملاحظه قرار گيرد و در آن، اسراف و زياده روي نشود. اسراف بد است و از نظر شرعي، گناه و حرام محسوب مي شود. از نظر منطق عقلاني و اداره كشور هم، يك كار ممنوع و زشت است و مخصوص كسان خاصي نيست. همه موظفند اسراف نكنند. هم مسئولان و كارگزاران و كساني كه مأمور انجام كارهايي در دولت هستند و هم آحاد مردم. بنابراين، اگر ما توصيه مي كنيم از اسراف جلوگيري شود و به تعبير بهتر، با اسراف مبارزه شود، مخاطب ما همه- هم مسئولان و هم آحاد مردم- هستند. اسراف در ثروت عمومي و موجودي هاي اين كشور و منابع طبيعي و نيز در آنچه كه با زحمت زياد به دست مي آيد و اسراف در نان و آب و انرژي و نيروي انساني، همه اينها بد است. اسراف، نقطه مقابل آن توصيه اي است كه ما در سال گذشته و سالهاي قبل از آن عرض كرديم كه عبارت از انضباط است. اگر بخواهيم با اسراف مبارزه كنيم بايد براي اين كار برنامه ريزي انجام گيرد و آن را مسئولان دولتي انجام دهند. بنابراين، توصيه اول من، مبارزه با اسراف و زياده روي و نابود كردن اموال عمومي و اموال شخصي است، چون اموال شخصي هم، به نحوي به اموال عمومي برمي گردد.»

پيام اصلاح الگوي مصرف در پيام نوروزي سال 1376
«در جامعه يي كه تلاش و بد عمل كردن نسبت به محرومان و بي اعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد، مال مردم خوردن وجود نداشته باشد،... نسبت به سرنوشت جامعه قناعت وجود داشته باشد، زياده روي و اسراف و ريخت و پاش و اين چيزها نباشد، اگر حرص و افزون طلبي در امور مادي نباشد، اين جامعه به بهشت و گلستان تبديل مي شود. گرفتاري امروز مردم دنيا، حتي كشورهاي ثروتمند و پيشرفته اين چيزهاست. تهيدستي از اخلاقيات است كه انسانيت را امروز در دنيا پريشان كرده است...
من امسال مي خواهم مثل سالهاي قبل، به همه مردم يك سفارش بكنم. بحمدالله سفارش هايي كه شده، مورد توجه قرار گرفته است، هم مردم توجه كردند و هم مسئولان. و من توقعم از هر دو است هم از مردم و هم از مسئولان. من مي خواهم به مردم عزيزمان عرض بكنم كه امسال همه سعي كنند اسراف را كنار بگذارند. متاسفانه در زندگي هاي ما اسراف وجود دارد. اسراف، يعني تضييع نعمت الهي. يعني نشناختن قدر نعمت الهي. البته بيشتر مخاطب ما در اين سخن، افراد متمكنند. افرادي كه تهيدست يا متوسطند، به نظر مي رسد كه اينها كمتر اسراف مي كنند، اگرچه در بين اينها هم بعضاً اسراف هست. كنار گذاشتن اسراف در چيزهايي كه به نظر كوچك مي آيد؛ مثل اسراف در مصرف بي رويه آب. حالا امسال قدري بارندگي كمتر بوده است كه اقتضا مي كند صرفه جويي بيشتري بشود. البته بحمدالله آينده بدي در انتظار ما نيست. همه چيز بحمدالله و به فضل الهي بر طبق مصلحت ملت ايران پيش خواهد رفت. ليكن ما وظيفه داريم كه خود را بر طبق آنچه كه دين از ما خواسته است و عقل سليم از ما مي طلبد، آن طور تنظيم كنيم. اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در مواد غذايي، اسراف در وسايل زندگي، زياده روي، زياد خريدن، زياد مصرف كردن، دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است، اينها تضييع نعمت خداست. در آمارها مي خوانيم، همه ي شما هم حتماًاطلاع داريد كه بخش عظيمي از اين گندمي كه با اين همه زحمت و مرارت دهقان و كشاورز ايراني به وجود مي آيد و خريداري مي گردد و بعد آرد مي شود و از آن نان تهيه مي گردد، متاسفانه دور ريخته مي شود، ذكر مي كنند. اين فقط يك مثال است. اما در همه امور، ما بايد به صرفه جويي عادت بكنيم. صرفه جويي، يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم، استفاده كنيم. نسبت به امكانات، باهوس رفتار نكنيم. دائماً چيزهاي ماندگار را نو كردن، چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن، روش درستي نيست. به نظر من بايد مسئولان كشور، راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم ياد بدهند. من به صورت كلي اين را عرض مي كنم. خود مسئولان دولتي هم بايد اسراف نكنند. اسراف مسئولان دولتي از اسراف مردم عادي مضرتر است، زيرا كه اين اسراف در بيت المال است. بنابراين مسئولان، فهرستي از مثال هاي صرفه جويي و اجتناب از اسراف را رديف كنند و آن را به مردم بگويند و تعليم بدهند كه چگونه مي شود صرفه جويي كرد».

اصلاح الگوي مصرف در پيام نوروزي سال 1377
«من آنچه را كه مي خواهم در اين برهه عرض كنم. اين است كه ملت عزيز، جداً از اسراف و زياده روي، پرهيز كنند. ما حق نداريم به عنوان يك ملت، مصالح بزرگ و ملي و دورنگر، بلكه مصالح نقد مهم و كنوني خود را به خاطر خواسته هاي شخصي خودمان كه ما را به اسراف و بي بند و باري در مصرف مي كشاند فدا كنيم و آنها را نديده بگيريم. همه بايد مساله صرفه جويي را جدي بگيرند. امسال توصيه مهم من عبارت است از صرفه جويي، دولت هم بايد صرفه جويي بكند. ملت هم بايد بكند. دولت، علاوه بر صرفه جويي، بايستي راههاي صرفه جويي را هم به مردم تعليم بدهد. تا وقت نگذشته است، تا ماه هاي اول سال، سپري نشده است، بايستي فهرستي از انواع صرفه جوييهايي را كه مردم مي توانند بكنند، در آب، نان، بنزين و در مصارف گوناگون و همه چيزهايي كه براي صرف آنها ما مجبوريم از سرمايه هاي كشور و نفت مصرف بكنيم.

اصلاح الگوي مصرف در پيام نوروزي سال 1378
«راههاي صرفه جويي در آنها را به مردم تعليم و نشان بدهند. مردم هم جداً سعي كنند كه صرفه جويي كنند. عزيزان من! ملت ايران را به رياضت دعوت نمي كنم. بحمدالله ما احتياجي به اين نداريم كه ملت خودمان را به رياضت دعوت كنيم. فضاي غم آلود رياضت، از زندگي اين مردم، دور باد! من مردم را به قناعت دعوت مي كنم. قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندي كه مي داند آينده خود را با قناعت تامين مي كند، و زندگي و روال اقتصادي كشور را تسهيل، و به مسئولين كمك مي كند كه بتوانند تدابير صحيح را در كار اداره مملكت، اعمال كنند.»

سال 1388 اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها
ايشان در تشريح زمينه هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع اسراف هاي شخصي وعمومي و مصرف بي رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: «اسلام عزيز و همه عقلاي عالم بر اين نكته تاكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. ايشان تأكيد فرمودند: همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم حياتي و اساسي يعني: «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها» برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.

نويسنده:علي ربيعي پورسليمي

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300981 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 2:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
                  
لایحه حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان پس از سالها بحث کارشناسی بالاخره در تاریخ 23/7/1388 مهر تائید شورای نگهبان را دریافت کرد. دکتر محسن اسماعیلی عضو حقوقدانان شورای نگهبان و رئیس دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق(ع) به این جهت نگاهی دارد به مبانی نظری و دینی حقوق مصرف‌کنندگان و اهمیت آن برای ایران امروز.
حمایت از حقوق مصرف کنندگان از ضرورت های زندگی شهری و صنعتی است. با احداث کارخانه‌های بزرگ و تولید انبوه محصولات پیچیده، خصوصاً پس از قطع ارتباط مصرف کننده و تولید کننده به وسیله عوامل فروش و نمایندگی‌ها،‌ قواعد عمومی مسئولیت برای جبران زیان‌های ناشی از مصرف محصولات کافی نیست و نمی‌توان با استفاده از روش‌های سنتی تولید کنندگان را به تعدیل سود جویی و احتیاط در ارائه محصول وادار کرد. آنان از نظر سرمایه،‌ دانش و قدرت در موضعی کاملاً برتر نسبت به خریداران قرار دارند و معمولاً می‌توانند خواسته خود را به مشتریانی که در خرید و مصرف کالاهای آنان «شبه مضطر»شده اند تحمیل کنند.
خدمات پس از فروش و تضمین‌ها نیز عمدتاً وعده‌های تبلیغاتی هستند که به ندرت تحقق پیدا کرده و می‌کنند. همه ما بارها و بارها این واقعیت‌ها را تجربه کرده‌ایم؛ از خرید یک دستگاه تلفن همراه کوچک گرفته تا خرید خودرویی که سلامت خود و عزیزانمان در گرو ساخت آن بر اساس استانداردهای صنعتی است.
چنین است که نهضت «حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان» از چندین دهه پیش آغاز شده و بسیاری از کشورها قوانین ویژه‌ای در این‌باره وضع و اجرا کرده اند.
سرانجام در کشور ما نیز پس از تاخیرهای ناموجه چنین قانونی به تصویب رسید و به رغم همه کاستی‌هایی که دارد می تواند شروع خوبی برای دفاع از حقوق شهروندان و ارتقای تولیدات داخلی باشد، البته به شرط جدی گرفتن آن در عمل. جالب است بدانید که لایحه حمایت از حقوق مصرف کنندگان در تاریخ 30/3/1379 به تقاضای هیئت وزیران در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و برای اولین بار در تاریخ 31/3/1385 در جلسه علنی مطرح و به تصویب رسید(یعنی شش سال بعد) و پس از پنج بار رفت و آمد، سرانجام در تاریخ 23/7/1388 مهر تائید شورای نگهبان را دریافت کرد و این یعنی بیش از نه سال پس از اتمام کارشناسی‌های دولت و تدوین پیشنهاد اولیه.
به هر حال در مقدمه توجیهی این لایحه به ضرورت تصویب آن چنین اشاره شده بود:
«به منظور تأمین حمایت دولت از حقوق مصرف کنندگان و تضمین اجرای مقررات استاندارد، ترویج روش درست عرضه و استفاده از کالا و به کارگیری نتایج خدمات و همچنین برای مقابله با اخلال در عرضه کالا و خدمات،پیشگیری از احتکار، افزایش قیمت‌ها و اضرار به غیر، کاهش خطرات جنبی ناشی از استعمال نادرست کالاها و خدمات، تعیین ضوابط قانونی حاکم بر تولید، توزیع، فروش و مصرف و برقراری نظام مناسب تحقیق و تعیین مراجع رسیدگی به تخلفات ناشی از جریان ناصحیح عرضه کالا و خدمات و پیش بینی راههای مناسب جبران خسارات وارده بر مصرف کنندگان لایحه زیر جهت طی تشریفات قانونی تقدیم می‌شود».(نامه شماره4732مورخه23/3/1379 رئیس جمهور وقت به مجلس شورای اسلامی)
برای تحقق این اهداف، البته باید تمام حلقه‌های زنجیره تولید، تبلیغ، توزیع و مصرف را بازنگری و به سامان کرد؛ همان گونه که تا اندازه ای در متن نهایی چنین شده است. امّا شاید مهم ترین پیام این قانون را بتوان ماده 2 آن دانست.این ماده در صددایجادمسئولیت جبران خسارتهای احتمالی مصرف کنندگان است وازنظر تعیین مسئول،میزان مسئولیت،مفهوم خسارت وراههای جبران آن اهمیت زیادی داردکه دراین جاتنها به یک نکته آن اشاره می شود.
به‌عنوان مقدمه باید دانست که خسارت‌های وارد به مصرف کننده الزاما مادی نیست؛بلکه ممکن است معنوی باشد و یکی از پرسش‌های مهم در باب مسوولیت مدنی نحوه جبران خسارت‌های معنوی است؛ سوال این است که آیا برای این‌گونه زیان‌ها می‌توان جبران مادی در نظر گرفت یا نه؟ برای مثال آیا دادگاه می‌تواند برای جبران زیان‌های روحی ناشی از کسر حیثیت و آبروی افراد، خوانده را به پرداخت مبلغی در وجه طرف مقابل محکوم کند؟ این موضوع، ‌یعنی امکان یا عدم امکان ارزیابی مادی برای جبران زیان های معنوی، از دیرباز مورد بحث بوده است. در کشورهای دیگر، ‌خصوصا آمریکا و فرانسه، ‌نیز این سوال موافقان و مخالفان جدی داشته و طبعا بر حقوق ما نیز تاثیرگذار بوده‌اند.
اینجانب سالها پیش درکتابی تحت عنوان نظریه خسارت(چاپ انتشارات امیرکبیر)ضمن بررسی موضوع درنظام های حقوقی معاصرنشان داده بودم که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دادگاه‌ها می توانستند بر اساس قوانین وقت به این پرسش پاسخ مثبت بدهند اما پس از آن و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، این مساله قاطعانه غیرشرعی و مردود اعلام شد. در این باره کمیسیون استفتاء شورای عالی قضایی سابق در پاسخ به سوالی اظهار داشته بود که "... مطالبه زیان معنوی فاقد مجوز شرعی است." پس از آن شورای نگهبان در نظریه‌ای شفاف‌تر و رسمی اعلام کرد: «تقویم خسارت معنوی به مال و امر مادی مغایر موازین شرعی است. البته رفع هتک و توهینی که به شخص شده به طریق متناسب با آن، در صورت مطالبه ذیحق، لازم است.»
به دنبال این نظریه و براساس ذیل اصل چهارم قانون اساسی،‌ تمام قوانین و مقررات مربوط به جبران خسارت معنوی از طرق مادی لغو گردید و دیگر هیچ دادگاهی قادر به صدور چنین احکامی نبوده و نیست. همین برداشت در موارد دیگری نیز مورد تکرار و تاکید شورای نگهبان قرار گرفته و منجر به تغییر قوانین شده است. در آخرین نمونه مجلس شورای اسلامی در ماده 2 لایحه حمایت از حقوق مصرف کنندگان چنین تصویب کرد: «کلیه عرضه کنندگان کالا و خدمات، ‌منفردا یا مشترکا بر حسب میزان تقصیر، مسوول صحت و سلامت کالا و خدمات عرضه شده مطابق با ضوابط و شرایط مندرج در قوانین و یا مندرجات قرارداد مربوطه یا عرف در معاملات هستند و باید کلیه خسارات مادی و معنوی ناشی از عیوب یا عدم انطباق کالا یا خدمات مشخص شده را جبران کنند. مصرف کننده مختار است به استیفای همان کالا و خدمت بدون اخذ مابه‌التفاوت یا با اخذ آن،‌ همچنین استرداد کالا و دریافت وجه آن.»
چنانکه ملاحظه می‌شود به رغم تصریح به لزوم جبران "کلیه خسارات مادی و معنوی" شورای نگهبان به آن ایرادی نگرفت و البته این امر نه به معنای غفلت بود، بلکه پس از بحث‌هایی که بعمل آمد با این استدلال که نظریات شرعی شورای نگهبان طبق اصل چهارم مافوق مصوبات مجلس بوده وبرآنها حکومت دارند، ‌از اشکال به مصوبه مزبور صرف نظر شد .به عبارت دیگرگفته شدآنچه اشکال شرعی دارد تنها تقویم خسارات معنوی به مال است و این ماده تصریحی به آن طریق خاص ندارد. این ماده البته ایرادات دیگری داشت که مجلس برای رفع آن ایرادها، در جلسه مورخ 2/7/1387 متن ماده 2 را به این صورت تغییر داد: «کلیه عرضه کنندگان کالا و خدمات،‌ منفردا یا مشترکا مسوول صحت و سلامت کالا و خدمات عرضه‌شده مطابق با ضوابط و شرایط مندرج در قوانین و یا مندرجات قرارداد مربوطه یا عرف در معاملات هستند و باید کلیه خسارات مادی و معنوی ناشی از عیوب یا عدم انطباق کالا یا خدمات مشخص شده را جبران کنند.»
جالب این که این بار موضوع فوق دوباره مطرح شد و به عنوان ایراد شرعی رای آورد (24/8/1387). فقهای شورای نگهبان با این استدلال که برای ایرادهای شرعی محدودیت زمانی وجود ندارد اعلام کردند: «مراد از جبران خسارت معنوی در ماده 2 از این جهت که آیا مقصود جبران مالی است یا غیر مالی ابهام دارد. پس از رفع ابهام اظهار نظر خواهد شد.» مقصود از "ابهام" فوق این بود که آیامقصودازجبران خسارت های معنوی دراین ماده ،فقط جبران معنوی است یابنابراطلاق ماده وبرخلاف نظر فقهی شورای نگهبان برای جبران خسارت‌های معنوی می‌توان از راه مادی هم اقدام کرد ؟. مجلس شورای اسلامی هم که متوجه این ایراد شده بود،‌عبارت "مادی و معنوی" را حذف کرد (23/2/1388) و به این وسیله از اشکال مورد نظر شورا عبور کرد.
این شیوه پیش از این و از جمله در مورد ماده 30 قانون مطبوعات (مصوب 1364) هم تکرار شده بود. چه بسا گفته شود حذف عبارت فوق، متن ماده را مطلق کرده و لزوم جبران "کلیه خسارات" باز هم شامل خسارت‌های معنوی می‌شود! اما در پاسخ علاوه بر انصراف واژه "خسارات" به خسارت‌های مادی، می‌توان چنین گفت که نظریه شرعی پیشین شورای نگهبان مبنی بر غیر شرعی بودن تقویم مالی خسارت‌های معنوی بر این اطلاق حاکم و مانع از صدور حکم به آن می‌شود؛هرچند اگر چنین حکومتی وجود دارد، که دارد، حتی بر متن اولیه مصوب مجلس هم حاکم است و دیگر نیازی به ایراد و ابهام مجدد نبود؛‌ مگر از باب احتیاط.
دکترمحسن اسماعیلی
                  
www.mohsenesmaeili.com 

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=988916 

 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 2:48 AM نظرات 0 | لينک مطلب

خبرگزاري فارس:جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .

جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .از طرف ديگر روند افزايش شيوع چاقي و بيماري هاي مرتبط با رژيم غذايي همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر براي سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت است و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي هاي اصولي در زمينه غذا و تغذيه مي باشد .
از طرفي همسو با مطالعه ي انستيتو تحقيقات تغذيه اي ايران بررسي ديگري توسط دفتر سلامت رواني اجتماعي و مدارس وزارت بهداشت و درمان انجام شده است كه نتايج تغذيه اي آن نيز نشان مي دهد در الگوي مصرفي مواد غذايي دانش آموزان اين عدم تعادل وجود دارد .
درصد بالايي از سبد غذايي مصرفي آنان را ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها تشكيل مي دهد كه مطمئناً در روند رشد جسمي و ذهني آنان بي تاثير نمي باشد .
نتايج اين بررسي راهنمايي براي آحاد جامعه در جهت برنامه ريزي بهتر غذايي خانوار و اصلاح سبد غذايي مصرفي و بر اساس نياز دائمي جامعه مي باشد .
در يك مطالعه بررسي الگوي مصرف مواد غذايي كه در يكي از استان هاي بزرگ كشور انجام شد ، با روش مشاهده اي ـ مقطعي و از طريق مصاحبه و مشاهده جامعه شهري و روستايي مورد مطالعه قرار گرفتند .
داده ها تن سنجي شامل وزن ، قد و پرسشنامه 24 ساعت ياد آمد خوراك در 3 روز متوالي انجام شد . بيشترين شغل در مردان مورد بررسي ، كارگر و كمترين آنها كارفرما و در زنان بيشترين شغل خانه داري بوده است .
در اين بررسي مشاهده مي شود ، دريافت مردم در خصوص انرژي و پروتئين ، بيشتر از حد نياز و در خصوص كلسيم و آهن ، كمتر از حد مورد نياز مي باشد كه نشانگر آن است كه مردم از نظر دريافت درشت مغذي ها و گروه هاي غذايي چون نان و غلات ، گوشت و جايگزين هاي آن كمتر مشكل داشته اند و
ازنظر مصرف ريز مغذي ها و گروه هاي غذايي مثل سبزي ، شير و لبنيات به علت استفاده كمتر ، دچار مشكل بيشتري مي باشند .
همچنين مصرف نان و غلات بيش از حد استاندارد ( تقريباً معادل 15/5 واحد ) مي باشد .در محاسبه استاندارد مصرف 6 تا 11 واحد بر اساس هرم غذايي توصيه مي شود . مصرف زياد اين گروه مي تواند باعث دريافت زياد كالري و ايجاد چاقي شود . ميانگين نياز به سبزي ها 3 تا 5 واحد مي باشد ، در حالي كه مردم اين استان نمونه كشوري كمتر از حد استاندارد سبزي مصرف كرده اند . سبزي ها تامين كننده انواع املاح ، ويتامين ها و فيبر مي باشند . بنابراين مردم به دليل كمبود مصرف سبزي ها در دريافت ريز مغذي هايي مانند آهن و كلسيم دچار مشكل مي باشند .
مصرف ميوه هم بسيار كمتر از حد استاندارد مي باشد ، در حالي كه دسترسي مردم به ميوه كم نيست ، اما به دليل بي توجهي به فوائد مصرف ميوه از جمله تامين ويتامين ها ، املاح و فيبر شاهد مصرف كم آن هستيم .
مصرف گروه گوشت نيز بر اساس استاندارد كمتر است . اين گروه تامين كننده پروتئين براي رشد مي باشد . همچنين داراي آهن ( از نوع هم ) بوده كه جذب بهتر و بيشتري نسبت به آهن غير هم دارد ، بنابراين مصرف كم اين گروه مطمئناً در تامين رشد ، ترميم و دريافت ريز مغذي هايي مثل آهن خلل ايجاد مي كند و به همين دليل شاهد مشكلات رشد و كم خوني هاي ناشي از كمبود آهن درحد بالايي مي باشيم .
رژيم مردم نياز به گروه لبنيات را در حد استاندارد تامين نمي كند و تقريباً مقدار مصرف مردم ، نصف مقدار مورد نياز مي باشد . اين گروه از مواد غذايي در تامين كلسيم مورد نياز بدن اهميت ويژه اي دارد و در بررسي ها نيز كمبود كلسيم مشهود است كه در واقع يكي از دلايل آن مي تواند به علت كمبود مصرف گروه لبنيات باشد .
مصرف گروه چربي ها نيز بسيار بيشتر از حد استاندارد است و تقريباً 2 برابر نياز مصرف مي باشد كه يكي از دلايل مهم ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، فشارخون و انسداد عروق ، مصرف اين گروه از مواد غذايي مي باشد .
مصرف مواد قندي ، تقريباً 2 برابر مصرف استاندارد مي باشد و مي دانيم از مضرات مصرف زياد اين گروه ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، چاقي ، معضلات دنداني و ... مي باشد . بايد در رژيم غذايي از اين مواد به ميزان حداقل استفاده شود .
اگر سهم گروه هاي مختلف غذايي در تامين مواد مغذي مورد نياز را مورد بررسي قرار دهيم ، ملاحظه مي كنيم كه بيشترين انرژي كسب شده از طريق نان و غلات مي باشد ، به طوري كه 51/5 درصد انرژي از اين گروه كسب شده است . بيشترين پروتئين كسب شده نيز از طريق نان و غلات مي باشد ( 52/7 درصد ) و سهم گوشت در تامين پروتئين كمتر است ( 10/5 درصد ) و اين ارقام بيانگر آن است كه بيشتر پروتئين دريافتي مردم از نوع گياهي مي باشد ، در حالي كه طبق استاندارد ، درصد مصرف پروتئين بر مبناي 55 درصد پروتئين حيواني و 45 درصد پروتئين گياهي مي باشد .
حدود 41/7 درصد كلسيم از طريق نان و غلات تامين مي شود و لبنيات تامين كننده 31/6 درصد كلسيم مي باشند . با توجه به وجود فيتات ها و فيبر غذايي بالا در محصولات نان و غلات ، جذب كلسيم از اين گروه كمتر بوده و بنابراين مقدار دسترسي كلسيم از اين قبيل مواد غذايي پايين است . علت كمبود كلسيم و به دنبال آن عوارض پوكي استخوان علاوه بر كاهش دريافت ، به نوع ماده غذايي دريافتي نيز بر مي گردد .
در مورد آهن دريافتي ، حدود 60/2 درصد آن از طريق نان و غلات و 22/1 درصد از حبوبات ، سبزي ها و ميوه ها تامين مي گردد ، يعني 82/3 درصد آهن دريافتي از منابع گياهي است كه به شكل غير هم مي باشد . با توجه به اينكه آهن غيرهم جذب كمتري نسبت به آهن هم موجود در منابع حيواني دارد ، بنابراين جذب آهن دريافتي پايين است ، از طرفي ميوه ها ، سبزي ها ، حبوبات و غلات غني از فيتات ها ، اگزالات ها و فيبرهاي غذايي مي باشند كه جذب آهن را كاهش مي دهند . آهن دريافتي از طريق گوشت ، تخم مرغ و لبنيات (آهن از منابع حيواني )حدود 8/6 درصد مي باشد .
در گروه نان و غلات ، در مناطق شهري برنج بيشتر مصرف مي شود ، حال آنكه در مناطق روستايي سهم نان بيشتر است .
از گروه گوشت در شهر به ترتيب گوشت گوسفند ، گاو و مرغ و در نهايت ماهي مصرف مي شود ، درحالي كه در روستا مصرف گوشت ماهي بسيار ناچيز مي باشد .
در گروه لبنيات ، مصرف شير ، ماست و پنير در شهر بيشتر از روستا مي باشد . در گروه چربي ها و روغن ها ، مصرف روغن نباتي جامد بسيار بيشتر از روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي جامد در روستا بيشتر از شهر است ، مصرف بي رويه چربي باعث بروز بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، ديابت ، چاقي و برخي سرطان ها مي شود . بنابراين بايد در حد متعارف و متعادل مصرف و در تهيه غذا از كمترين ميزان روغن استفاده شود و ظرف حاوي آن زياد حرارت نبينند .
هر چه روغن در حرارت اتاق حالت مايع داشته باشد يا نرم تر باشد ، بيشتر غير اشباع است و هر چه كيفيت روغن مناسب تر باشد ، ميزان اسيد چرب غير اشباع آن نيز بيشتر است .
در واقع روغن هاي نباتي جامد براي جلوگيري از فساد تحت فرايند هيدروژناسيون قرار مي گيرند كه اين عمل موجب مي شود چربي با كيفيت تبديل به نوع بي كيفيت شود و بيشتر روغن هاي مصرفي خانوار مخلوطي از چربي هاي با كيفيت مناسب و غير اشباع و روغن هاي باكيفيت نامناسب اشباع مي باشد .
براي اينكه ميزان و نسبت آن را حدس بزنيم مي توانيم مقداري از آن را در يك شيشه بريزيم ، در يخچال قرار دهيم و صبركنيم تا سرد شود . قسمت هايي كه حالت سفت پيدا مي كنند ، از نوع نامناسب يعني اشباع و قسمتي كه مايع مي ماند از نوع مناسب يا غير اشباع مي باشد .
همچنين در بررسي عملكرد تغذيه اي دانش آموزان مشخص گرديده كه نسبت مصرف گوشت و لبنيات به سهم استاندارد اين گروه ها بيشتر مي باشد ، در حالي كه نسبت مصرف گروه هاي سبزي ها و ميوه ها بسيار پايين تر از سهم استاندارد بر اساس هرم غذايي بوده است .
ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها سهم چشمگيري از مصرف را در بين دانش آموزان به خود اختصاص داده اند ، در حالي كه آنچه بيشتر در اين دوران سني اهميت دارد ، مصرف گروه هاي اصلي غذايي است كه تامين كننده نيازهاي واقعي دانش آموزان باشد . در اين گروه فرد نياز به يادگيري دارد ، گرچه هوش و استعداد به طور عمده زمينه وراثتي دارد ، ولي عوامل محيطي نيز مي توانند بر آن تاثير داشته باشند . يكي از اين عوامل محيطي موثر بر قدرت و فعاليت مغز ، عوامل تغذيه اي است . از منابع مفيد براي فعاليت مغز و اعصاب مي توان به تخم مرغ ، بادام زميني ، انواع سبزي ، غلات كامل ، ماهي ، گردو، ماست ، خرما و ... اشاره كرد كه مي تواند به شكل هاي مختلف در ميان وعده دانش آموزان جاي گيرد .
برنامه ريزي اصولي در زمينه ي غذا و تغذيه ، راه حل اصلي دستيابي به امنيت غذايي ، اصلاح و بهبود وضعيت تغذيه و رهايي از گرسنگي و سوء تغذيه در سطح ملي است . توجه به ابعاد گوناگون مساله غذا و تغذيه و تعيين وضعيت دريافت غذا و ارزش تغذيه اي الگوهاي غذايي معمول و ارزيابي روند تغييرات ، شناخت عوامل موثر در آسيب پذيري تغذيه اي افراد جامعه ، اعمال سياست هاي متفاوت در بخش كشاورزي ، صنايع ، شيلات ، بازرگاني و ساير نهادها و سازمان هاي مرتبط با غذا بر تقاضا و الگوي مصرف ، نقطه شروع تدوين ، تحليل و ارزيابي سياست هاي غذايي در سطح كلان و شالوده ي برنامه هاي آموزش و تغذيه و ارائه توصيه هاي تغذيه اي درسطح جامعه است . در اين راستا دسترسي به اطلاعات جامع و به روز در ابعاد گوناگون مساله ي غذا و تغذيه حائز اهميت است و مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي نقش مهمي در تحقيقات تغذيه ، سلامت و برنامه ريزي توسعه ملي دارد .
انجام مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي در ايران توسط انستيتو تحقيقات تغذيه ، مركز آمار ، وزارت كشاورزي ، بانك مركزي ، وزارت اقتصاد و دارايي ، وساير نهادهاي مرتبط با مساله ي غذا و تغذيه ، بيش از 30 سال سابقه داشته و از سال 1350 حركت هايي در جهت برنامه ريزي تغذيه آغاز شده و تاكنون نيزادامه يافته است .
مطالعات جامع در سطح ملي در زمينه الگوي مصرف مواد غذايي در ايران ، به روش غيرمستقيم شامل ارزيابي وضعيت تغذيه اي كشور طي سال هاي 80 ـ 1368 با استفاده از ترازنامه غذايي توسط مركز مطالعات برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي و برآورد الگوي غذاي مصرفي بر اساس اطلاعات هزينه خوراك خانوار توسط مركز آمار ايران است .
بررسي الگوي غذاي مصرفي خانوارها به روش مستقيم ، براي نخستين بار در سال 1342 توسط انستيتو خواربار و تغذيه ايران به روش ثبت و توزين پنج روزه و طرح جامع مطالعات مصرف مواد غذايي و تغذيه در كشور ( سال هاي 74 ـ 1369 ) بر روي 5543 خانوار شهري و روستايي با استفاده از روش توأمان 24 ساعت ياد آمد خوراك و توزيني سه روزه انجام شد . جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان داد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي در جهت افزايش مصرف قند و شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير و لبنيات و گوشت است .
از طرف ديگر ، روند افزايشي شيوع چاقي و بيماري هاي مزمن مرتبط با رژيم غذايي ، همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت بوده و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي اصولي در زمينه غذا و تغذيه است .
تدوين برنامه الگوهاي مصرف ، به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي در برنامه هاي توسعه جمهوري اسلامي ايران ، جزء اولويت هاي كشور بوده و دولت به انجام اين مهم موظف شده است . همچنين برنامه ريزي غذا و تغذيه از جمله محورهاي اصلي و كليدي مطرح شده بوده است . تدوين و تحليل سياست ها و برنامه ريزي اصولي غذا و تغذيه ، مستلزم دسترسي به اطلاعات به روز در زمينه الگوي غذاي مصرفي است .
در پايان متذكر مي شود كه سيستم كارآمد و علمي جمع آوري داده ها ، به عنوان ابزار كليدي توليد اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري ، سياستگذاري و شناسايي چالش هاي تحقق اهداف توسعه ملي محسوب مي شوند . مجموع داده هاي الگوي مصرف مواد غذايي از جمله مهمترين ابزار سيستم اطلاعات چند بخشي است كه به عنوان راهنماي عملي حركت در راستاي امنيت غذايي و تامين رفاه و سلامت جامعه در سطح ملي و محلي مطرح است . توليد و عرضه غذا و امكان دسترسي تمام آحاد جامعه ايران به غذاي كافي ، مطلوب و سالم و برخورداري از سلامت تغذيه اي از برنامه هاي توسعه ملي جمهوري اسلامي ايران است . در اين راستا دولت موظف به تدوين برنامه الگوهاي مصرف به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي با هدف ايجاد هماهنگي ميان الگوي توليد ، عرضه و مصرف در راستاي تامين نيازهاي تغذيه اي و سلامت جامعه مي باشد .
طبيعتاً تمامي بخش هاي توسعه كه هريك به نوعي در الگوي مصرف مواد غذايي داراي نفوذ هستند نيز به عنوان زير مجموعه هاي دولت نقش اساسي در برنامه هاي غذا و تغذيه دارند و اين امر نشان دهنده ي ضرورت توجه به نتايج مطالعات مختلف از جمله مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي براي دسترسي به اطلاعات جامع در ابعاد مختلف غذا و تغذيه است . مسلماً استناد و توجه به اطلاعات الگوي مصرف مواد غذايي مي تواند كمك شايان و كاربردهاي متعددي در برنامه ريزي هاي كوتاه مدت و دراز مدت داشته باشد از جمله :
1 ـ در سطح استاني ، شوراي امنيت غذا و تغذيه استان ها با استناد به نتايج تحقيقات مختلف و داده هاي موجود در ديگر بخش هاي توسعه مي تواند وضعيت الگوي مصرف مواد غذايي را تعيين كند و در تدوين سياست هاي استاني ، توليد و عرضه مواد غذايي و دستيابي به امنيت غذايي و ارزيابي سياست ها و برنامه هاي اجرايي در زمينه غذا و تغذيه به عنوان بالاترين سطح اجرايي استان از اين اطلاعات كمك بگيرد .
2 ـ توانمند سازي خانواده ها و جامعه به منظور ارتقاي وضعيت تغذيه افراد خانواده براساس تجزيه و تحليل صحيح اطلاعات و ارائه راهكارهاي مناسب و كاربردي براي آموزش خانواده ها در سازمان هايي همچون صدا و سيما ، آموزش و پرورش ، كميته امداد امام خميني ، بهزيستي ، نهضت سوادآموزي و حوزه هاي علميه .
3 ـ ارتقاي رشد كمي و كيفي توليدات كشاورزي به منظور تامين سبد مطلوب غذايي ، توجه به نتايج بررسي و كمبودهاي مشاهده شده در ريزمغذي ها و پروتئين هاي حيواني در هدفمند كردن توليدها و سوق دادن امكانات توليد در بخش كشاورزي و دامپروري به سمت توليد مواد غذايي با ارزش تر ( مثل سبزي ها ، ميوه ها و حبوبات براي جبران ريزمغذي ها و تخم مرغ ، مرغ و ماهي براي جبران كمبود پروتئين حيواني ).
4 ـ در بخش بازرگاني توجه به توليد ، توزيع و واردات مواد غذايي مفيد و مناسب نظير روغن مايع كلزا ، خشكبار ، ميوه خشك و ... و نيز بهبود كيفيت صنايع غذايي تكميلي و تسهيل دسترسي به مواد غذايي مناسب در همه سطوح جامعه .
5 ـ استفاده از نتايج بررسي در سيستم آموزش رسمي كشور (اعم از دانش آموزان ، دانشجويان ، طلاب ، معلمين ، مربيان ، والدين و ... )
6 ـ حمايت از صنايع و توليدات غذايي نظير شيلات و سويا در راستاي بهبود وضعيت سبد غذايي با هزينه كمتر .
7 ـ تعيين روند تغييرات الگوي غذاي مصرفي و شناخت عوامل خطر رژيمي مرتبط با بيماري ها و توجه به نتايج بررسي در ارتقاي سلامت و ايمني مواد غذايي در كليه مراحل از توليد تا مصرف توسط نهادهايي همچون دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور .
8 ـ توجه به امر پژوهش به خصوص پژوهش هاي كاربردي در راستاي اصلاح سبد غذايي استان ها و علل و عوامل موثر در مصرف مواد غذايي توسط معاونت پژوهشي دانشگاه ها و ديگر نهادهاي پژوهشي جامعه .
9 ـ ساماندهي خيريه ها ، N.G.O ها و سازمان هاي مرتبط با توليد و توزيع مواد غذايي در بخش خصوصي از طريق استانداردها و نظارت بر آنها به شكلي كه مواد غذايي بهتري در اختيار اقشار كم درآمد جامعه قرار گيرد .

نويسنده:دكتر سيد مرتضي صفوي
منبع:مجله دنياي تغذيه شماره 86

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809041412 

 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 2:47 AM نظرات 0 | لينک مطلب

http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif    http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif    http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif    http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif    http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif    http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif    http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif
چکيده
اين مقاله، برگرفته از پژوهشي است که نگارنده در مرکز تحقيقات صداوسيما انجام داده است. هدف اين بررسي تعيين رابطه بين تماشاي آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان 7 تا 14 ساله تهراني و نحوه درک آن‌ها از آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيون بوده است. که به طور اجمال نتايج اين بررسي نشان داد:
ـ بررسي رابطه بين مصرف انواع محصولات و خدمات (در شاخص‌هاي «خوراکي‌ها»، «لوازم و وسايل» و «مکان‌ها») و ميزان تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني مربوط به آن‌ها با آزمون همبستگي نشان مي‌دهد که با افزايش ميزان تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني، ميزان مصرف محصولات وخدمات در شاخص‌هاي ياد شده افزايش يافته است.
ـ بين ميزان تماشاي آگهي‌هاي آموزشي و شاخص ميزان رفتار «صرفه‌جويي و رعايت مسائل ايمني ومقررات راهنمايي و رانندگي» رابطه وجود دارد. به اين معني که با افزايش ميزان تماشاي آگهي‌هاي آموزشي، ميزان رفتار صرفه‌جويي و رعايت مسائل ايمني و مقررات راهنمايي و رانندگي افزايش يافته است.
ـ نتايج نشان داد به طور کلي کودکان 7 تا 8 سال در مقايسه با گروه‌هاي سني ديگر درک ضعيف‌تري نسبت به آگهي‌هاي بازرگاني تلويزيون دارند.
واژه‌هاي کليدي: آگهي‌هاي بازرگاني، الگوي مصرف، کودکان و نوجوانان
http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif  http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif  http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif  http://i27.tinypic.com/334lzsh.gifhttp://i27.tinypic.com/334lzsh.gif  http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif  http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif  http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif
نوشته: رضا اسمي
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 2:45 AM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس: اين مقاله در دو بخش "مبانى نظرى " و "مبانى راهبردى " سامان دهى شده است; تا هم آگاهى و شناختِ لازم براى تشخيص الگوى صحيح مصرف به دست آيد و هم در مرحله عمل و صحنه اجرايى، ويژگى هاى الگوى مناسب مصرف براى افراد جامعه روشن شود و شيوه هاى صحيح تخصيص درآمدها و مصرف كالاها و خدمات تعيين گردند.

چكيده
الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعيين كننده در تخصيص منابع توليد، نوع كالاهاى توليدى و شيوه توزيع آن ها دارد; زيرا تخصيص بهينه منابع براى توليد كالاها و ارائه خدمات به منظور تأمين نيازهاى ضرورى و حياتى جامعه و رفع فقر و محروميت، تا حد زيادى به شناخت الگوى صحيح مصرف و حاكميت آن بستگى دارد و اين امر مبتنى بر جهت دهى معقول و منطقى به افكار، عقايد، آداب و رسوم و ارزش هاى مورد قبول جامعه يا به طور خلاصه، فرهنگ عمومى مردم مى باشد. اين مقاله در دو بخش "مبانى نظرى " و "مبانى راهبردى " سامان دهى شده است; تا هم آگاهى و شناختِ لازم براى تشخيص الگوى صحيح مصرف به دست آيد و هم در مرحله عمل و صحنه اجرايى، ويژگى هاى الگوى مناسب مصرف براى افراد جامعه روشن شود و شيوه هاى صحيح تخصيص درآمدها و مصرف كالاها و خدمات تعيين گردند.


مقدّمه

شناسايى نيازهاى واقعى و رعايت اعتدال و صرفه جويى در بهره بردارى از امكانات را "الگوى صحيح مصرف " بيان مى كند. مصرف در يك جامعه، نقشى مهم در تعيين نوع، ميزان و شكل توليد و توزيع دارد و از سوى ديگر، خود تحت تأثير نوع و ميزان توليد است. بنابراين، مناسب است نكاتى درباره ضرورت اتخاذ الگوى صحيح مصرف مطرح گردند:

1. اگر وضعيت جامعه به گونه اى باشد كه افراد را به سمت مصرف هرچه بيش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص مى يابد و روشن است كه در چنين وضعيتى از سطح پس انداز كل كاسته، زمينه مناسب براى سرمايه گذارى فراهم نمى گردد. اين مسأله كاهش توليد و فقر اجتماعى را به دنبال مى آورد و ضعف اقتصادى نيز زمينه فقر فرهنگى و انحطاط اجتماعى را فراهم مى كند و اين امور در مجموع، آسيب پذيرى جامعه را در برابر قدرت هاى سلطه گر افزايش مى دهد و استقلال سياسى كشور را تهديد مى كند و چنان كه تأمين نيازهاى رو به افزايش جامعه از راه واردات انجام گيرد، تأمين ارز مورد نياز براى خريد از بازار جهانى، روند وابستگى را تشديد مى نمايد.

2. در هيچ جامعه اى فراوانى مطلق وجود ندارد و عوامل توليد با محدوديت و كم يابى نسبى مواجه مى باشند. الگوى مصرف حاكم بر جامعه مى تواند به تخصيص بهينه منابع و نحوه به كارگيرى عوامل توليد كمك كند، به گونه اى كه در برگيرنده نيازهاى ضرورى و اساسى باشد و با اولويت بندى و تشخيص ميزان اهميت هريك، زمينه لازم را براى استفاده منطقى از امكانات فراهم آورد. بنابراين، با توجه به اين كه از يك سو، امكانات و توانمندى هاى جامعه در هر مقطع زمانى، با محدوديت هايى مواجهند و از سوى ديگر، ميزان نياز، به سبب رشد جمعيت همواره در حال افزايش است، از اين رو، چنين وضعيتى لزوماً افزايش توليد را مى طلبد كه در صورت عدم تحقق آن، توليد ناچيز كالاها و خدمات بين جمعيتى زياد تقسيم مى گردد و اين نتيجه اى جز افزايش فقر و محروميت به دنبال ندارد.

3. در صورتى كه كشورى درآمدهاى حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختيار داشته باشد، الگوى مصرف در آن كشور بايد زمينه لازم را براى هدايت اقتصاد به سمتى فراهم آورد كه هنگام كاهش يا قطع اين درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبى اداره كرد. در غيراين صورت، وابستگى و در نتيجه، آسيب پذيرى جامعه همواره افزايش مى يابد و ممكن است به سرنوشت كشورهايى همچون آرژانتين مبتلا گردد. اين كشور اكنون قريب 130 ميليارد دلار بدهى خارجى و 150 ميليارد دلار بدهى داخلى دارد. وضعيت نامطلوب اقتصادى، ناآرامى ها و اعتراضات مردمى را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسى علل اين حوادث مى بينيم كه وابستگى شديد آن كشور به وام هاى خارجى و پى روى از دستورالعمل هاى صندوق بين المللى پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملى آن كشور) يا به طور خلاصه، نداشتن الگوى صحيح در توليد و مصرف، نقشى اساسى داشته است.

در ميان عواملى كه بر تعيين الگوى مصرف در يك جامعه نقش دارند، به نطر مى رسد "فرهنگ حاكم بر جامعه " مؤثرتر و داراى تأثير عميق ترى مى باشد; زيرا اعمال و تصميم گيرى افراد آينه تمام نماى عقايد، انديشه ها و نحوه نگرش به جهان هستى و ارزش هاى مورد قبول آن هاست. از سوى ديگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افكار و عقايد اجزاى اصلى تشكيل دهنده فرهنگ هر جامعه مى باشند. بنابراين، فرهنگ در فرايند تصميم گيرى و اعمال و رفتار اقتصادى افراد جامعه نقشى اساسى دارد. در اين ميان، جايگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بيت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)به خوبى از سخنان پيشوايان معصوم نمايان است. براى نمونه، امام سجّاد(عليه السلام)در يكى از دعاهاى خود چنين مى فرمايد: "پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زياده روى باز دار و به بخشش و ميانه روى قوام ده و تنظيم صحيح امور زندگى را به من بياموز و مرا از تضييع نعمت ها بازدار. "1

اتخاذ الگوى صحيح و منطقى در مصرف، آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد; زيرا در سطح كلان، تا امكانات يك جامعه با نيازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، كسب استقلال اقتصادى و دست يابى به عزّت و سرافرازى ممكن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غيرضرور و تجمّلى و تقدير معيشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزينه ها آرامش روحى و روانى، كه شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آيد. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهيه نسخه اى عام براى همه نيست، بلكه آشنايى با معيارها، فرضيه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است كه خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشكلات مالى خويش غلبه كند و هزينه ها را تا حد ممكن به امكانات نزديك نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات كار و احساس محروميت و خفّت و شكست بكاهد.2


مبانى نظرى بحث


شناخت كالاهاى مباح و ممنوع

يكى از لوازم به كارگيرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر كارى ايجاد شناخت و بصيرت لازم نسبت به آن كار و حدود و موازين آن است. در اين ميان، رعايت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى ديگر در درجه اهميت بعدى قرار دارند. بنابراين، شناخت اولويت ها و موارد مهم از حساسيت بالايى برخوردار بوده، نقش حياتى در دست يابى به هدف دارد. از اين رو، براى اتخاذ الگوى صحيح مصرف، ابتدا بايد مصرف كننده مسلمان كالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معيار اباحه و تحريم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگيزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به كار بندد. از اين رو، بررسى ديدگاه قرآن كريم در اين زمينه، يكى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد.

برخى از آيات قرآن كريم معيار اباحه و جواز استفاده را "طيّب " بودن و معيار حرمت و ممنوعيت را "رجس " و "خبيث " بودن هر چيز قرار داده اند; مانند:

ـ "قل لا اَجِدُ فيما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزير فانّه رجسٌ... " (انعام: 145); بگو در آنچه بر من وحى شده، هيج غذاى حرامى نمى يابم; به جز اين كه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك كه اين ها همه پليدند...

ـ "و يُحلُّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث. " (اعراف: 157); خداوند بر افراد با ايمان چيزهاى پاكيزه را حلال و مباح قرار داد و چيزهاى پليد را ممنوع گردانيد.

ـ "كلوا من طيّبات ما رزقناكم " (طه: 81); از روزى هاى پاكيزه اى كه به شما داديم، بخوريد.3

"طيب " هر چيز لذيذى است كه طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلكه مورد علاقه افراد باشد. بنابراين، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشايند باشد و آن را پاكيزه بداند، "طيّب " است.4 "طيّبات رزق " شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملايم با طبع انسان مانند لباس، خوراك، مسكن، همسر و ساير نيازهاى انسان مى گردد.5 به دليل آن كه محتواى دعوت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)با فطرت سليم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گرديدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چيزهاى پليد و تنفّرآميز در اين جهت قرار دارد.


مطلوبيت استفاده از نعمت ها

استفاده از نعمت هاى الهى در حدى كه انسان بتواند حيات و سلامتى خود را حفظ كند و با نشاط كامل به انجام وظايف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلكه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود كيفى حيات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأكيد و عنايت دارد وتظاهر به فقر و فلاكت همراه با ژوليدگى را نكوهش مى كند. قرآن كريم در آيات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوينى همچون "رزق الهى " و "طيّبات " و "زينت " فرمان داده است. قرآن كتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغيب انسان به استفاده و بهره بردارى از امكانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگيزه شكرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقويت كند و حدود و مقرراتى نيز براى استفاده صحيح و معقول بيان نموده است.

در اين جا برخى از آيات مربوط به بحث، با توضيح كوتاهى مطرح مى گردند:

ـ "فكلوا ممّا رزقكم اللّهُ حلالا طيّباً واشكروا نعمة اللّه ان كنتم ايّاه تعبدون. " (نحل: 114); پس از نعمت هاى حلال و پاكيزه اى كه خداوند روزيتان كرده است، بخوريد و اگر فقط خدا را مى پرستيد، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.

ـ "يا ايُّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما احلَّ اللّهُ لكم. " (مائده: 87); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند بر شما حلال كرده است، برخود حرام نكنيد.

ـ "يا بنى آدم خذوا زينتكم عندَ كلِّ مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين قل مَن حرّم زينةَ الله الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق. " (اعراف: 31 و 32); اى فرزندان آدم، زينت هاى خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهى (مسجدى) برگيريد و بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد. خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد. (اى پيامبر) بگو چه كسى زينت ها و روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند براى بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانيده است؟!

هر چيزى كه از انسان عيب پوشى كند وموجب آراستگى او باشد، "زينت " است; مانند كمالات اخلاقى و يا انواع لباس ها و آرايش هايى كه موجب جلب نظر ديگران شود و نفرت را بزدايد. بنابراين، لباس هاى كهنه، موهاى ژوليده، بدن كثيف، آلودگى و بى نظمى در منزل يا محيط كار نمونه هايى از عوامل نفرت زا هستند كه خداوند متعال آن ها را براى يك انسان، به ويژه براى افراد با ايمان، نمى پسندد. از اين رو، زيبايى و آراستگى را محبوب فطرى انسان قرار داده و او را اجتماعى آفريده و نحوه آراستن خويش را به او الهام كرده است تا هم مورد رغبت ديگران باشد و هم با برقرارى روابط اجتماعى، نيازهاى روحى و مادى جامعه تأمين گردند.6

بنابراين، چيزهاى مطبوع را خداوند براى همه انسان ها، به ويژه بندگان صالحش، آفريده است و اين طرز تفكّر، كه تلاش براى به دست آوردن امكانات مادى ممكن است با انحرافات و آلودگى هايى همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا كه ممكن است افراد باايمان از نعمت هاى دنيوى استفاده نكنند، از نظر اسلام قابل قبول نيست.

امام صادق(عليه السلام) در اين زمينه مى فرمايد: "زمانى كه نعمت ها وفور يافتند و دنيا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شايسته و افراد با ايمان به استفاده از آن ها سزاوارترند. "7

به طور كلى، به دليل آن كه محتواى دعوت انبياى الهى با فطرت سالم انسانى هماهنگ است، هيچ دليلى بر اباحه نعمت هاى الهى و مطلوبيت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانى با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.8 سيره عملى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) و روش زندگى معصومان(عليهم السلام)نيز بر اين مطلب دلالت دارد. در زندگى امام سجّاد(عليه السلام)آمده است: آن حضرت عبايى از خز به مبلغ پانصد يا هزار درهم خريدارى مى كرد و چون زمستان را با آن مى گذرانيد، مى فروخت و بهايش را صدقه مى داد.9

همچنين مى بينيم وقتى اميرالمؤمنين(عليه السلام) ابن عباس را به سوى خوارج فرستاد، او بهترين لباس هاى خود را پوشيد و بوى خوش استعمال كرد و بهترين مركبش را سوار گرديد و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترين مردم هستى و با لباس هاى جبّاران و مركب آنان نزد ما آمدى؟ ابن عباس در جواب آن ها اين آيه را تلاوت كرد: "قُل من حرّمَ زينةَ اللّه الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق. "10


توجه به آفريننده نعمت ها

به دليل آن كه امتياز انسان بر ساير موجودات به داشتن فكر و عقل و اراده و اختيار در زندگى است، بنابراين تنها زمانى حيات او از يك زندگى حيوانى متمايز مى گردد كه با به كارگيرى انديشه و فكر خود و از روى اختيار و اراده، راه سعادت و دست يابى به كمالات انسانى را پيموده، تنها به رفع نيازهاى مادى خود و اشباع غرايز حيوانى بسنده نكند. روشن است كه همه موجودات زنده براى تداوم حياتشان، به دنبال خوراك، و ساختن سرپناهى مناسب مى روند و انسان نيز در اين جهت تلاش مى كند. قرآن كريم ضمن تأييد و پاسخ گويى مثبت به تأمين اين گونه نيازها، نمى خواهد انسان در اين حد متوقف گرديده و مصرف او صرفاً با هدف تأمين نيازهاى مادى انجام پذيرد، بلكه مطلوب قرآن اين است كه انسان به عنوان برترين آفريده هستى، با داشتن انديشه و تعقّل و اختيار، كارهايش جهت انسانى خاص خود را پيدا كند. بهترين و آسان ترين راه آن است كه انسان با آفريننده جهان هستى و خالق نعمت ها و مواهب مادى به عنوان مبدأ همه كمالات و سرچشمه همه فيوضات آشنا شود تا با اطمينان و يقين بداند آنچه از كمالات و زيبايى ها در جهان هستى مشاهده مى كند، همه مخلوق حق تعالى هستند و انسان بايد ضمن استفاده صحيح و بجا از آن ها، بصيرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زيادتر نموده، راه تكاملى شايسته مقام انسانى را بپيمايد; يعنى با تقويت معرفت و تحصيل كمالات انسانى، به خداى بزرگ نزديك تر گردد.11 آيات مربوط به بحث را در سه دسته مى توان بررسى نمود:


1. خالقيت

بسيارى از آيات12 با ذكر نعمت هاى گوناگون، مانند انواع غذاها، ميوه ها، نوشيدنى ها، خوراك، پوشاك، مسكن، وسايل حمل و نقل و سوخت بر اين نكته تأكيد مى كنند كه خداوند آن ها را آفريده و در اختيار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصيرت خود را افزايش داده، فرمانبردار و مطيع فرامين الهى باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شكر و سپاس به درگاه الهى را از ياد نبرد.


2. تناسب نعمت ها با نيازهاى بشر

خداى متعال كه آفريننده و خالق بشر است، از هركس به نيازهاى او براى تداوم حيات و رشد و تكامل انسانى آگاه تر مى باشد. از اين رو، او كه از همه مستغنى و بى نياز است، از روى لطف و مهربانى آنچه را انسان بدان نيازمند بوده، از انواع غذاها، ميوه جات، نوشيدنى ها، پوشاك مناسب، هواى سالم، وسايل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختيارش قرار داده است. آياتى از قرآن كريم13 با برشمردن نعمت هاى گوناگون كه هركدام تأمين كننده يكى از نيازهاى انسان است، اين نكته را يادآور مى شوند كه نوعى هماهنگى و تناسب بين احتياجات انسان و امكانات مادى در اختيار او برقرار است و از انسان مى خواهند در آن ها تفكر كند; زيرا با تفكر در اين امور، معرفت و بصيرت فرد نسبت به خالق و مدبّر اين جهان بيش تر گشته و با كسب چنين معرفتى، زمينه اطاعت و بندگى و سپاس گزارى در مقابل حق تعالى و احسان بيكران او پديدار مى گردد و روحيه شكر و سپاس در او تقويت مى گردد.14


3. رزاقيّت

غذاى مورد استفاده انسان و آبى كه مى نوشد و پوشاكى كه به تن مى كند، همه از مصاديق روشن مصارف اويند و از مواردى هستند كه در قرآن كريم از آن ها به عنوان "رزق " ياد شده اند.

"رزق " بر چند معنا اطلاق مى گردد: گاهى بر عطا و بخشش مستمر، كه ممكن است در دنيا يا آخرت باشد، اطلاق مى گردد و گاهى به سهم و نصيب فرد "رزق " او گفته مى شود و همچنين به آنچه انسان از خوردنى ها و آشاميدنى ها، كه تغذيه كرده و جزو بدن او گرديده است، "رزق " اطلاق مى گردد.15

"رزق " را به "رزق ظاهرى "، كه مربوط به بدن مى باشد، و "رزق باطنى "، كه جايگاهش قلوب و قوّه ادراكى انسان مى باشد، تقسيم كرده اند. در نتيجه، غذاى انسان رزق ظاهرى، و علوم و معارف رزق باطنى او مى باشند.16

آياتى از قرآن كريم بر اين نكته تأكيد مى كنند كه روزى رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزى همه را تضمين نموده است. البته روشن است كه خداوند متعال امور اين عالم را با اسباب و وسايل خودش به انجام مى رساند و يكى از شروط اصلى روزى رسانى به بشر در حالت طبيعى و عادى، تلاش و كوشش خود اوست. بنابراين، تضمين روزى يك واقعيت تكوينى روشن و از اصول مسلّم جهان بينى اقتصادى اسلام مى باشد كه مى توان آن را به عنوان يك نظريه اقتصادى در مقابل اقتصاددانان بدبينى همچونمالتوس قرار داد. ولى از سوى ديگر، فكر و تلاش و كوشش انسان براى تحصيل روزى و امرار معاش از شؤون رزاقيت الهى است. از اين رو، در سخنان پيشوايان معصوم بر تلاش و كوشش براى تأمين معاش تأكيد فراوان گرديده و تحمّل رنج و زحمت در اين راه مانند جهاد در راه خداوند، بلكه برتر از آن قرار داده شده است.17

امام صادق(عليه السلام) درباره كسى كه در خانه بنشيند و فقط براى رسيدن روزى دعا كند، مى فرمايد: دعاى كسى كه در منزل بنشيند و بگويد پروردگارا، روزى مرا برسان، به اجابت نمى رسد و از سوى خدا به او گفته مى شود: آيا براى طلب روزى به تو فرمان ندادم؟18

به دليل آن كه آيات مربوط به اين بحث در قرآن كريم بسيارند، تنها به ذكر نشانى آن ها در پى نوشت اكتفا مى گردد.19

مجموعه اى از آيات نيز به انسان فرمان تصرف در روزى الهى مى دهند20 تا فكر و توجه بشر به آفريننده آن ها و روزى رسان جلب گردد و از سوى ديگر، با استفاده از نعمت ها و تأمين نيازهاى خود و درك لذت انواع غذاها، ميوه ها و نوشيدنى ها، روحيه شكر و سپاس گزارى و به دنبال آن، اطاعت و بندگى و تقواى الهى، كه ضامن سعادت و خوشبختى انسان در دنيا و آخرت هستند، در او تقويت گردد.


شناخت سنّت هاى الهى

از مجموع آيات مربوط به اين بحث استفاده مى شود كه منظور از "سنّت " در موارد مذكور قوانين ثابت و اساسى تكوينى يا تشريعى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن ها روى نمى دهد.21 اين قوانين، هم بر اقوام گذشته حاكم بوده و هم بر جوامع كنونى و هم مللى كه در آينده خواهند آمد، حاكم هستند.22

شناخت سنّت هاى الهى موجب مى گردد معرفت و بصيرت انسان نسبت به عواملى كه موجب خير و بركت و فزونى نعمت ها مى گردد، افزايش يافته و از سوى ديگر، عوامل فقر و محروميت و نزول بلاها و مصايب را بهتر بشناسد و در نتيجه، با رعايت حدود الهى و اتخاذ الگوى صحيح و معقول، براى مصرف خود تلاش كند، عوامل نخست را در زندگى پديد آورده، از كارهايى كه باعث محروميت و گرفتارى مى گردد اجتناب ورزد.

با ملاحظه آيات قرآن كريم در زمينه سنّت هاى الهى و بحث مصرف، مى توان گفت: شكر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونى نعمت گشته23 و كفران و ناسپاسى موجب محروميت و نزول بلاها مى گردد.24 ظلم و ستم افراد و نيز خوش گذرانى و ريخت و پاش آن ها همراه با سرمستى و غفلت از ياد خدا همواره موجب هلاكت و نابودى اقوام و ملل بوده است.25 ايمان و تقوا موجب نزول بركات الهى26 و در مقابل، روى گردانى از ياد خدا موجب سختى در معيشت و اضطراب خاطر مى گردد.27


الف. ايمان و ياد خدا رفاه و آسايش انسان

ايمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد; زيرا فرد با ايمان به قدرت لايزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان ديگر، تمام تلاش و كوشش خود را صرف انباشت ثروت و يا كسب مقام و رسيدن به لذايذ مادى بيش تر نمى كند، بلكه همه چيز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظايف و مسؤوليت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى كند و با اعتقاد به خداى قادر و حكيم، كه تدبير همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بليات، بيمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به اين كه مرگ پايان يك حيات موقّت و كوتاه و آغاز حياتى جاودان مى باشد، هيچ گاه مرگ در نظرش همچون كابوسى وحشتناك و غم بار جلوه نمى كند; زيرا با ايمان و ياد خدا دنيا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمين خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بيند.


ب. اعراض از ياد خدا سختى در معيشت

كسى كه از ياد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداكثر كردن ثروت و لذايذ مادى باشد، به هيچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ كرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى كند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: "و مَنْ اعرض عن ذكرى فانَّ لهُ معيشةً ضنكاً. " (طه: 124); كسى كه از ياد خدا اعراض نمايد، براى او معيشت و زندگى سخت خواهد بود.

"ضنك " به معناى تنگى همراه با سختى است.28 توضيح آن كه اگر انسان خدا را فراموش كند و با او قطع رابطه كند، ديگر چيزى بجز دنيا نمى ماند كه به آن دل ببندد و در نتيجه، چنين فردى تمام كوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و ساير مظاهر دنيوى مى كند و هر روز آن را توسعه داده، و به هيچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جايى منتهى نمى گردد.29 او گم شده خود را، كه روح انسانى اش را اشباع و سيراب مى كند، در دنيا نمى يابد. از سوى ديگر، تكيه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملايمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از اين رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسيدن مرگ و بيمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امكانات دنيوى در وسعت باشد، ولى آسايش خاطر و پايانى اميدبخش و نشاط آفرين ندارد.


تصحيح انگيزه ها

انسان در بهره بردارى از كالاها و خدمات، انگيزه هاى گوناگونى دارد كه افكار و خواست هاى او آن ها را شكل مى دهد. برخى از اين انگيزه ها به دليل نيازهاى معقول واقعى انسان پديد مى آيند; مانند خوردن غذا و نوشيدن آب براى تداوم حيات و سلامتى يا استفاده از لباس و مسكن مناسب براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصيت اجتماعى. اسلام نيز هماهنگ با فطرت سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به اين نيازها را مطلوب، بلكه گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربيت كند كه تمام حركت ها و فعاليت هايش، او را به هدف نهايى آفرينش، يعنى مقام قرب الهى و كسب رضايت حق تعالى، نزديك گرداند. مصرف نيز از اين قاعده مستثنى نيست.30

با ملاحظه آيات قرآن كريم، به اين نتيجه مى رسيم كه قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف كالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمى داند، بلكه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حيات بشرى مى داند، ولى همين قصد مى تواند به صورتى مثبت و شايسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگيزه اى صحيح و ارزشمند به سوى انجام كار رهنمون سازد، يا آن كه به صورت منفى و ناسازگار با اهداف انسانى، محركى به سوى كارها گردد.


الف. انگيزه مثبت

يكى از انگيزه هاى مثبت براى مصرف كالاها و خدمات، تأمين نيازهاى مادى است كه امرى مطلوب و لازمه تداوم حيات انسان است. از اين رو، خداوند متعال در مقام ياداورى نعمت هاى خود در قرآن كريم مى فرمايد: "ما معايش (خوراك، پوشاك، نوشيدنى و ساير چيزهايى كه گذران زندگى انسان به آن وابسته است)31 را در اختيار شما قرار داديم. "32

نكته مهم آن كه قرآن مى خواهد انسان از نظر روحى و كمالات معنوى طورى تربيت گردد كه با افزايش معرفت او نسبت به مقام والاى انسان، انگيزه اش براى مصرف در حد تأمين نيازهاى مادى و رسيدن به لذايذ جسمانى باقى نماند، بلكه از نظر قرآن، مطلوب آن است كه همه تلاش هاى انسان از جمله خوردن، آشاميدن و درك لذايذ جنسى به قصد توان پيدا كردن و آماده شدن براى انجام وظايف فردى و اجتماعى و قدرت يافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به ديگران براى رسيدن به مقام قرب الهى باشد. در اين صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتايج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نيز خواهد بود. اين همان انگيزه مطلوبى است كه با تربيت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بينش، بايد افراد به آن دست يابند و اين چنين اسلام به زندگى مادى و حتى لذايذ جنسى انسان رنگ الهى مى بخشد و او را از دايره تنگ ماديات رهانيده و به مقام شايسته انسانى خود رهنمون مى سازد.33

قرآن كريم با كوتاه ترين و رساترين بيان، اين موضوع را در يك سطح كلى و عام متذكر گرديده است: "صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ " (بقره: 138); رنگ خدايى; و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم.

پيامبرگرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به ابوذر غفارى مى فرمايد: "شايسته است كه در انجام هر كارى، حتى خوابيدن و خوردن، انگيزه الهى داشته باشى. "34


ب. انگيزه منفى

از نظر قرآن، بسنده كردن به حيات دنيا و صرفاً براى تأمين نيازهاى مادى و درك لذايذ و منافع آن تلاش كردن مذموم است; زيرا مقام انسان برتر از آن است كه تمام همّت و هدفش را سير كردن خود و اشباع غرايز حيوانى و دست يابى به مقام و شهرت قرار دهد و از كمالات معنوى و فضايل اخلاقى و مقامى، كه انسان به عنوان برترين مخلوقات و خليفه خدا در روى زمين با اراده و اختيار خود مى تواند به آن برسد، باز ماند. آياتى از قرآن كريم بر اين مطلب دلالت دارند كه اگر همّت انسان فقط دنيا باشد و براى رسيدن به آن تلاش كند، به نتيجه سعى خود مى رسد، ولى در آخرت بهره اى نخواهد داشت.35 در اين صورت، مصرف كالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانى خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپايان مى گردد و اگر اين مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانى ارزشى و اعتقادى اسلامى باشد، حتى از مصرف و زندگى چهارپايان نيز پست تر است. از اين رو، بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى، اگر با كفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلكه محكوم است و سرانجام آن عذاب الهى خواهد بود.

حاصل آن كه برخوردارى از نعمت ها، كه نتيجه مصرف است، بايد جهت صحيح داشته باشد و اگر جهت صحيح و منطقى نداشته باشد، جامعه مشخصات و ويژگى هاى انسانى خود را از دست مى دهد و اين مطلب در سايه ايمان و داشتن انگيزه صحيح و عقلايى تحقق مى يابد. بر اين اساس، ريا و خودنمايى يكى از انگيزه هاى منفى براى مصرف قلمداد مى گردد و در قرآن كريم از "مُترفين " (افراد خوشگذران، عيّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از ياد خدا) و مستكبران به عنوان كسانى كه داراى چنين انگيزه اى در مصرف هستند (قصد ريا، خودنمايى و فخرفروشى به ديگران دارند) ياد شده است.


مبانى راهبردى بحث


رعايت حدود مصرف

از آن جا كه يك مصرف كننده مسلمان تلاش مى نمايد براى پيدا كردن مسير صحيح و معقول در زندگى، كه ضامن سعادت و خوش بختى دنيا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن كريم) و سيره معصومان(عليهم السلام)الگوبردارى نمايد و با رعايت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به كارهايش ارزش بدهد، از اين رو، در اتخاذ الگوى صحيح مصرف، رعايت حدود و مقررّات الهى را در درجه اول اهميت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمايه دارى كه در آن توليد و مصرف با هدف به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت مادى كاملا آزاد است) براى حفظ مصالح فرد و جامعه، براى توليد و همچنين مصرف، حدود و موازينى قرار داده و در نتيجه، استفاده از برخى كالاها و خدمات به دليل مسائل ارزشى يا مفاسد و مضراتى كه در بردارند، حرام و ممنوع گرديده است.

نمونه هايى از اين كالاها و خدمات عبارتند از:

1. مشروبات الكلى، كه قرآن كريم به صراحت از آن ها نهى كرده است36 و زيان هاى الكل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، كليه، ريه، اعصاب و شريان هاى قلب و حواس گوناگون مطلبى است كه امروزه از نظر علمى، جاى ترديد ندارد، به گونه اى كه برخى از دانشمندان ممنوعيت اكيد آن را در چهارده قرن پيش، يكى از دلايل حقانيت اسلام و قرآن قلمداد مى كنند.37

2. استفاده از مردار، خون (براى خوردن)، گوشت خوك و هر حيوان حلال گوشتى كه ذبح شرعى نشده باشد.38 به طور كلى، اسلام گوشت هايى را كه مورد پسند طبع معتدل آدمى است، مباح گردانيده و از آنچه ناخوشايند طبع هاى سالم است، برخى را مكروه و برخى را حرام ساخته است.

3. استفاده از هروئين، سم و هر چيزى كه براى بدن مضر باشد39 و استفاده از لباس هاى طلاباف و حرير خالص و زينت نمودن به طلا براى مردان و پوشيدن لباس شهرت40 مانند پوشيدن لباس هاى مخصوص زنان براى مردان و به عكس.

4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسايل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.

5. مصرف كالاهايى كه موجب تسلط سياسى و اقتصادى كفّار و بيگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگى جامعه اسلامى را به دنبال داشته باشد; زيرا مسلمانان بايد از كيان سياسى، فرهنگى و اقتصادى كشور خود به هر طريق ممكن دفاع نمايند.41 تحريم تنباكو از سوى مرجع بزرگ مرحوم ميرزاى شيرازى، در زمان ناصرالدين شاه، در جهت تأمين هدف مذكور صورت گرفت و نقشه استعمار انگليس را در آن برهه خنثى كرد.

و. استفاده از خبائث; يعنى هر چيزى كه طبع سالم انسانى از آن نفرت داشته باشد. در كتاب ارزشمندجواهرالكلام، درباره معناى "خبائث " آمده است: "مقصود از "خبائث " حرام ويژه اى نيست، بلكه عنوانى كلى براى خوراكى ها و نوشيدنى هاى ممنوع است كه طبع سالم از آن ها نفرت دارد. "42


اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى آن است كه همراه با رعايت اعتدال و به قدر كفاف باشد. اعتدال و ميانه روى در مصرف، كه در روايات از آن به "قصد " و "اقتصاد " تعبير شده، حد وسطى است كه اسراف و تقتير (سخت گيرى) در آن نباشد. البته اين حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصيت اجتماعى آنان متفاوت است.

در روايتى از امام باقر(عليه السلام) ميانه روى در حالت بى نيازى و نيازمندى يكى از عوامل نجات انسان شمرده شده است.43

حضرت على(عليه السلام) نيز در اين باره مى فرمايد: "هنگامى كه خداوند متعال خير و نيكى را براى بنده اى مقدّر نمايد، اقتصاد و ميانه روى در زندگى را به او الهام مى كند. "44

به طور كلى، واژه "اقتصاد " در لغت عرب، مفهوم عامى است كه در تمام حركات و سكنات انسان مى تواند جريان داشته باشد و در همه مراحل زندگى، حتى در عبادت و انفاق45، مطلوب و پسنديده است.46

"قدر كفاف " آن اندازه از امكانات زندگى است كه انسان را از ديگران و سؤال از آن ها بى نياز كند.47 اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقاى نعمت48 و پديدآورنده زمينه مناسبى براى رشد صفات و كمالات معنوى در انسان است.49 بنابراين، خوددارى از اسراف و تبذير يكى از محدوديت هاى مصرف مى باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه كردن براى معيشت و زندگى انسان از نظر قرآن امرى مذموم مى باشد; زيرا افراط و تفريط در هيچ كارى عقلايى نبوده و از نظر دين نيز امرى ناپسند قلمداد مى گردد.

آياتى از قرآن كريم برا عتدال و ميانه روى تأكيد دارند50 كه از اطلاق و كليّت آن ها مى توان به مصرف معتدل نيز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقيم درباره مصرف به معناى مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. براى روشن شدن بيش تر بحث، درباره دو طيف مقابل و متضادى كه با خروج از حالت اعتدال در مصرف پديدار مى گردند (اسراف و تبذير و نيز تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه ها) توضيح داده مى شود و ديدگاه قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام) به طور خلاصه تبيين مى گردند:


اسراف و تبذير

اگر كسى در ميزان يا نحوه استفاده از نعمت ها و امكانات خداداد زياده روى نموده، بيش از آنچه مورد نياز و در خور شأن اوست مصرف كند، در زمره مسرفان يا مبذّران خواهد بود و عواقب چنين برخوردى با نعمت هاى الهى متوجه او خواهد گرديد. اين موضوع تنها به زندگى فردى هر كس مربوط نمى شود، بلكه در سطح كلان، هر جامعه بايد مصارف و نيازهاى خود را بر اساس يك برنامه دقيق و حساب شده مطابق ميزان درآمد و توليد ملى تنظيم كند تا بتواند استقلال اقتصادى و سياسى خود را حفظ نموده، تحكيم و تداوم بخشد.

قرآن كريم به صراحت از اسراف نهى كرده51 و مسرفان را اهل آتش52 و مبذّران را برادران شيطان معرفى كرده است.53

"اسراف " در لغت، به معناى تجاوز از حد است و هر كارى كه از نظر كميّت يا كيفيت از اندازه خود تجاوز كند، "اسراف " است و چيزى كه در راه غير طاعت خدا مصرف گردد، هرچند كم باشد، "اسراف " مى باشد.54

بنابراين، استفاده از نعمت ها و امكانات افزون بر حد نياز يا به كارگيرى آن ها بدون اين كه فايده عقلايى بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهينه صورت گيرد، از مصاديق اسراف است. برخى تبذير را نوع خاصى از اسراف دانسته و گفته اند: تبذير اسرافى است كه با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت ديگر، تبذير يعنى صرف مال در موردى كه سزاوار نيست، ولى اسراف يعنى صرف مال بيش از مقدارى كه سزاوار است.55

"اسراف " كلمه جامعى است كه هرگونه زياده روى در كميّت و كيفيت مصرف را شامل مى شود و امروزه ثابت شده كه يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى پرهيز از اسراف و زياده روى در خوردن و آشاميدن است; زيرا بر اساس تحقيقات دانشمندان، بسيارى از بيمارى ها ناشى از غذاهاى اضافى هستند كه در بدن انسانى باقى مى مانند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى بر قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى براى انواع عفونت ها و بيمارى ها هستند. عامل اصلى تشكيل مواد مذكور اسراف و زيادروى در تغذيه و ـ به اصطلاح پرخورى است و براى درمان بيمارى هاى ناشى از چربى خون، نارسايى هاى كبد، تنگ شدن رگ ها و بيمارى قند، جز اعتدال در تغذيه و تحرّك كافى راهى نيست.56

علاوه بر اين، امروزه اين موضوع روشن شده كه اسراف و تبذير عده اى موجب محروميّت و گرسنگى انسان هاى بى گناه ديگر مى گردد و اين خود نوعى عمل ضدانسانى تلقّى مى گردد.


انواع اسراف

در هر زمان، به مقتضاى اوضاع و احوال گوناگون، مصاديق جديدى براى اسراف و تبذير پديد مى آيند. از بين بردن باغ هاى سرسبز ميوه و زمين هاى زراعى براى ساختن مجتمع هاى مسكونى (در حالى كه در جاى ديگر قابل احداث باشند) يا تخريب برخى از ساختمان هاى محكم و زيباى قديمى به بهانه شيك نبودن و يا ريختن اضافه هاى غذا در زباله دان و نظاير آن از مصاديق اتلاف اموال و تبذير محسوب مى شوند و دولت اسلامى به عنوان حافظ مصالح جامعه، بايد از آن ها جلوگيرى كند; زيرا منابع ثروت بايد به گونه اى مصرف گردد كه بالاترين كارايى و بازدهى را در زمينه توليد براى جامعه داشته باشد.


بدترين نوع اسراف

از مهم ترين و حياتى ترين مسؤوليت هاى افراد يك كشور، كه خواهان اقتصادى مستقل، سالم و پر رونق باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّى است; مانند معادن، جنگل ها، درياها، منابع آب و ساير منابع ثروت ملى، كه تأثير مستقيمى بر حيات اقتصادى جامعه دارند و استفاده صحيح و بهينه از آن ها كشور را به سمت رفاه و غناى مادى حركت مى دهد، ولى استفاده بى رويّه و تضييع آن ها خيانتى در حق نسل حاضر و نسل هاى بعد مى باشد. براى مثال، جنگل ها و مراتع، كه از سرمايه هاى حياتى يك كشور بوده و نقش بسزايى در پالايش هوا، زيبايى طبيعت، تأمين چوب و كاغذ مورد نياز يك ملت دارند، بر اثر استفاده بى رويه دولت ها و برخى از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زيادى ديده اند، به گونه اى كه از سال 1960 تاكنون قريب نيمى از جنگل هاى جهان از بين رفته است. در كشور ما نيز روند تخريب جنگل ها كما بيش به همين نسبت بوده است; زيرا وسعت جنگل هاى شمالى طى دو دهه (1350ـ 1370) تقريباً به نصف رسيده و از 3400000 هكتار به 1900000 هكتار كاهش يافته است.57

با توجه به مطالب گذشته، مى توان بدترين و زشت ترين نوع اسراف را زياده روى و تضييع ثروت هاى ملى و همچنين بيت المال جامعه اسلامى دانست. حفاظت از اموال عمومى و بيت المال نشانه حاكميت فرهنگى غنى و تعهد و ايمان يك ملت است و در مقابل، سهل انگارى در اين مسأله و يا استفاده شخصى از بيت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ايمان و نبودن رشد فكرى لازم در افراد يك جامعه است. در يك جامعه اسلامى، با توجه به تأكيد و سفارش امامان معصوم(عليهم السلام) نسبت به حفظ اموال عمومى و بيت المال، مسؤوليت افراد جامعه، به ويژه كارگزاران حكومت، سنگين تر است.

حضرت على(عليه السلام) خطاب به يكى از كارگزاران در اين باره مى فرمايد: "تو در اين مالياتى كه مى گيرى، حق معينى دارى و با فقرا و مستمندان شريك هستى. حق تو را ما خواهيم داد و تو نيز حق آنان را بپرداز، و اگر چنين نكنى از كسانى خواهى بود كه در قيامت بيش ترين دشمن را دارد، و واى بر كسى كه دشمن او در پيشگاه الهى فقرا و نيازمندان و محرومان از حقوق خويش و ضرر ديدگان و درماندگان باشند. "58

متأسفانه برخى از مديران و كارمندان دولت در جامعه اسلامى ما به اين مسأله با تسامح نگريسته، عملا مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذير در اموال عمومى و بيت المال، منحصر به زياده روى در مصرف يا بهره بردارى غيرصحيح نيست، بلكه به وجود آوردن يك محيط شيك و تشريفاتى و خريد چراغ ها و صندلى هايى با قيمت هاى گزاف و تعويض آرايه هاى اتاق از مصاديق بارز اسراف و تبذير در بيت المال مى باشند.59


تقتير يا سخت گيرى

نقطه مقابل اسراف، محدود كردن بيش از حدّ مصرف يا سخت گيرى در هزينه زندگى و مخارج است كه از نظر قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام)مورد نكوهش است; زيرا اسراف افراط، ولى سخت گيرى تفريط در بهره بردارى از نعمت ها و امكانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزينه ها) مى باشد. سخت گيرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد كه مى توان آن را ناشى از بخل شديد و حرص و طمع زياد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه كوته نظرى و پستى يك فرد است كه استفاده از نعمت ها و امكانات الهى را نسبت به خود و يا خانواده اش دريغ داشته باشد و يا بر آن ها سخت گيرى كند.

سخن ارزشمند هشتمين پيشواى معصوم، حضرت رضا(عليه السلام)، ناظر به اين قسم از سخت گيرى و اِعمال محدوديت است; آن جا كه مى فرمايد: "شايسته است كه مرد در زندگى خود توسعه و گشايش ايجاد كند (در مقابل سخت گيرى) تا آرزوى مرگ او را نكنند. "60

نوع دوم از سخت گيرى و اعمال محدوديت آن است كه فرد با داشتن امكانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فكر خود و افراد خانواده اش باشد و زمينه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حياتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نكند و روشن است كسى كه در هزينه هاى زندگى خود سخت گيرى كند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نيز بى اعتنا خواهد بود.


سپاس گزارى

از ويژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نيكى و محبت ديگران است، به گونه اى كه فطرت سالم يك انسان عاقل اقتضا دارد كه حتى در مقابل لطف و محبت زبانى ديگران نيز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى كند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران كند.

با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد; زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.

امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: "شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد. "61

پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.

برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63

مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را "ثنا " مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64

بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: "افلا يشكرون " و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65

از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند; به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.


ديگرگرايى و رعايت ارزش ها

يكى ديگر از ويژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، اين است كه مصرف كننده مسلمان تنها به فكر تأمين نيازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلكه همراه با تعقيب هدف مذكور، تا حد توان در فكر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نيز باشد; زيرا در غير اين صورت، فرد مذكور روحيه خودخواهى و كبر و غرور پيدا مى كند و از سوى ديگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نياز خود را در راه رفع احتياجات ضرورى و حياتى ديگر افراد جامعه به كار گيرد و با اين كار، روحيه ايثار و فداكارى و ديگر كمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دايره تنگ ماديات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزديكى به حق تعالى حركت كند.


اهميت و تشويق به انفاق

قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را بدان تشويق و ترغيب نموده است; گاهى در وصف ابرار و خوبان، "انفاق " را به عنوان يكى از شاخص هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71 كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.73

روشن است كه براساس آيات مذكور، اهميت و اجر و پاداش مزبور در صورتى است كه انفاق، صدقه و كمك به محرومان براى ريا و خودنمايى در مقابل ديگران و يا همراه با منّت گذارى بر گيرنده آن نباشد. از اين رو، در آيات قرآن و سيره معصومان(عليهم السلام) در اين قسمت، نكات ظريف و دقيق اخلاقى مورد تأكيد و عنايت قرار گرفته اند و هدف اين بوده كه شأن و آبرو و شخصيت گيرنده نه تنها در مقابل ديگر افراد جامعه حفظ گردد، بلكه گيرنده كمك و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتى برخى از امامان معصوم(عليهم السلام) تلاش مى كردند در حالِ دادن صدقه و كمك مالى نگاه گيرنده به روى مبارك آن ها نيفتد. از اين رو، غالباً صدقات و كمك هاى خود را نيمه هاى شب به صورت ناشناس شخصاً به در خانه فقرا و محرومان مى بردند.


ايثار و گذشت

پيشوايان معصوم نه تنها مازاد بر نياز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نيازمندان مى دادند، بلكه آن ها به عنوان برترين انسان ها و الگوهاى برتر براى همه افراد بشر در طول تاريخ، حتى در زمان نياز خود و خانواده شان نيز فضل و بخشش و كمك به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آياتى از قرآن كريم، كه شأن نزول آن ها درباره اميرالمؤمنين و همسر گرامى اش و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)مى باشد،74 به همه پيروانشان و افرادى كه خواهان گام نهادن در طريق خودسازى و رسيدن به كمالات والاى انسانى اند درس ايثار و گذشت در راه خداى متعال مى دهد.

حاصل آن كه يك مسلمان با ايمان، ضمن بهره بردارى و استفاده شخصى از نعمت ها و امكانات، نه تنها با در نظر گرفتن تكاليف دينى، با انگيزه الهى، حقوق واجب مالى از قبيل "خمس " و "زكات " را ادا مى كند، بلكه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و كمك هاى خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محروميت را در سطح جامعه كاهش دهد و تلاش مى كند خود را به مرتبه اى از كمالات انسانى برساند كه گذشت و ايثار نسبت به فقرا و نيازمندان جامعه نيز براى او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ويژگى مذكور در الگوى مصرف خود، دست يابى به رضايت و خشنودى خداوند متعال و رسيدن به مقام قرب الهى براى او از هر چيزى ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.


--------------------------------------------------------------------------------

پى نوشت ها
1صحيفه سجاديه، ترجمه و نگارش جواد فاضل، تهران، اميركبير، بى تا، دعاى سى ام.

2ـ ابراهيم رزاقى،الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش، 1374، ص 163ـ164

3ـ همچنين ر.ك: اعراف: 160 / انعام: 145 / مائده: 5و4 / بقره: 172.

4ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران،تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 272.

5ـ محمدحسين طباطبائى،تفسير الميزان، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1379، ج 8، ص 80.

6ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 79

7ـ محمدباقر مجلسى،بحارالانوار، چ چهارم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1362، ج 47 ،ص 232.

8ـ سيد جمال الدين موسوى،ملاحظاتى پيرامون پيام هاى اقتصادى قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 467ـ476.

9ـ رضى الدين طبرسى،مكارم الاخلاق، چ ششم، بيروت، منشورات الاعلمى للمطبوعات، 1492، ص 106ـ107.

10ـ محمدبن يعقوب كلينى،فروع كافى، چاپ دوم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 6، ص 442، حديث 7.

11ـ گروهى از نويسندگان،معجم موضوعى اقتصادى قرآن كريم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1379، بحث "توجه به خالق و مصرف ".

12ـ همچنين ر.ك: سجده: 27 / عبس: 23و24 / مرسلات: 27 / فرقان: 48و49 / انعام: 141 / نحل: 5و8 / نحل: 10و11 / قريش: 4و3 / يس: 33و34 / نحل: 80و81.

13ـ ديگر آيات مربوط به اين بحث: نحل: 66ـ69 / واقعه: 68ـ70 / مرسلات: 27 / نحل: 14 / يس: 72ـ73 / اعراف: 10 / حج: 36

14ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.

15ـ محمد راغب اصفهانى،المفردات فى غريب القرآن، چ دوم، دفتر نشر كتاب، 1404، ص 193.

16ـ فخرالدين طريحى،مجمع البحرين، مكتبة المرتضوية، بى تا، ج 5، ص 169.

17ـ عن الرضا(عليه السلام): "الذى يطلب من فضل الله عزوجل مايكفّ به عياله اعظم اجراً من المجاهد فى سبيل الله. " (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ص 88.)

18ـ اربع لا يستجاب لهم دعا: رجلٌ جالسٌ فى بيته يقول يا رب ارزقنى فيقول له الم امرك بالطلب... " (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 103، ص 8، حديث53.)

19ـ آيات: ذاريات:58 / هود: 16 / ابراهيم: 32 / روم: 40 / انفال: 26 / اسراء: 64 / ابراهيم: 32 / بقره: 22 / عنكبوت: 17 / انعام: 151 / اسراء: 31 / سبا: 24 / فاطر: 3 / يونس:31/ نمل: 64 / ملك: 21 / يونس: 59 / انعام: 14/ حجر: 22 / فرقان: 48و49/ شعراء: 79 / قريش: 4 / ق: 9ـ11 / طه: 132 / روم: 28 / يس: 33 / حج: 28 / مرسلات:27.

20ـ آيات: بقره: 172 / نحل: 114 / يس: 33ـ35 / سبا: 15 / مائده: 88 / ملك: 15 / طه: 81 / انعام: 141ـ142 / بقره: 57،58،60 / بقره: 254 / اعراف: 160 / حج: 28 / طلاق: 39 / نساء: 39 / يس: 47 / بقره: 3 / انفال: 32 / رعد: 22 / ابراهيم: 31 / سجده: 16 / قصص: 54 / فاطر: 29 / شورى: 38 / نحل: 75.

21ـ آيات: فاطر: 43 / احزاب: 62 / فتح: 23 / اسراء: 77.

22ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 434.

23ـ آيات: ابراهيم: 7 / قمر: 35.

24ـ آيات: ابراهيم: 7 / نحل: 112 / سبأ: 16،17، نحل: 55.

25ـ آيات: اسراء: 16 / قصص: 58و59 / هود: 116ـ117.

26ـ آيات: اعراف: 96 / جنّ: 16.

27ـ طه: 124.

28ـ محمدبن الحسن الطوسى،تفسير تبيان، نجف، مكتبة الامين، 1376، ج 7، ص 219.

29ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 14، ص 242.

30ـ نگارنده،طرح تحقيقى الگوى مصرف در اسلام، مركز پژوهش هاى صدا و سيما، 1375، ص 11.

31ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 17.

32ـ آيات: اعراف: 10 / حديد: 20.

33ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث مصرف.

34ـ رضى الدين طبرسى، پيشين، ص 64.

35ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.

36ـ مائده: 90.

37ـ سيدجمال الدين موسوى، پيشين، ص 513.

38ـ با استناد به آيه 3، سوره مائده.

39ـ سيد روح الله موسوى الخمينى،تحريرالوسيله، ج 2، ص 163.

40ـ همان، ج 1، ص 145.

41ـ همان، ص 485.

42ـ محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 36، ص 239.

43ـ محمدبن على ابن بابويه، صدوق،خصال، قم، منشورات جماعة المدرسين، 1362، ص 84.

44ـ "اذا اراد الله بعبد خيراً الهمه الاقتصاد ". عبدالواحد آمدى،غررالحكم و دررالكلم، قم، مركز البحوث الاسلامية، 1395، قم، ص 175.

45ـ "والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما " (فرقان: 67)

46ـ محمدرضا مهدوى كنى،اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق(عليه السلام)، 1379، ص 13.

47ـ فخرالدين طريحى، پيشين، ج 5، ص 113.

48ـ امام كاظم(عليه السلام): "من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمة و مَنْ بذّر و اسرف زالت عنه النعمة " (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 78، ص 327)

49ـ حضرت على(عليه السلام): "اعون شىء على اصلاح النفس القناعة " و محمد محمدى رى شهرى،ميزان الحكمه، قم، مكتبة الاعلام الاسلامى، 1362، ج 10، شماره 20205.)

50ـ آيات: اسراء: 29 / فرقان: 67 / لقمان: 19 / بقره: 143 / مائده: 89.

51ـ "وكلوا و شربوا ولا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين " (اعراف: 31) همچنين در آيه 141 سوره انعام از اسراف نهى شده است.

52ـ "و ان المسرفين هم اصحاب النار " (مؤمن: 43)

53ـ "ولا تبذّر تبذيرا انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين " (اسراء: 27.)

54ـ محمد راغب اصفهانى، پيشين، ص 230.

55ـ فخرالدين طوسى، پيشين، ج 3، ص 217.

56ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 6، ص 152.

57ـ سيدمهدى موسوى،پژوهشى در اسراف يا آفت سرمايه ها، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1371، ص 145.

58نهج البلاغه، ترجمه و شرح علينقى فيض الاسلام، نامه 26، ص 884.

59ـ سيدمهدى موسوى، پيشين، ص 187.

60ـ "ينبغى للرّجل ان يوسع على عياله لئلا يتمنوا موته " محمدبن الحسن حرّ عاملى،وسائل الشيعه، چاپ هشتم، تهران، مكتبة الاسلامية، 9401، ج 15، ص 249، حديث 6.

61ـ امام صادق(عليه السلام): "شكر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمدلله رب العالمين. " (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ج 2، ص 78)

62ـ مانند آيات 172 بقره و 114 نحل.

63ـ آيات: نحل: 14 / فاطر: 12 / حج: 36 / ابراهيم: 37 / انفال: 26 / عنكبوت: 17 / ابراهيم: 7 / لقمان: 12 / سبأ: 15.

64ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 4، ص 38.

65ـ آيات: يس: 33ـ35 / اعراف: 10 / واقعه: 68ـ70 / سبأ: 17 / ابراهيم: 7 / نحل: 112 / يس: 72ـ73.

66ـ مانند روايتى از امام صادق(عليه السلام) در اصول كافى، ج 2، ص 79، روايت 15.

67ـ آيات: انفال: 2ـ4 / سجده: 15ـ16 / حجرات 15 / توبه: 88 / قصص: 52ـ55 / نساء:39 / شورى: 38 / بقره: 2و3 / آل عمران: 133و134 / ليل: 17و18 / بقره: 177 / ذاريات: 15و19 / آل عمران: 15،17و34.

68ـ بقره: 3و 110 / انفال: 3 / رعد: 22 / فاطر: 29 / شورى: 38 / مزمّل: 20.

69ـ بقره: 245 / حديد: 11 / تغابن: 17 / حديد: 18 / مزمّل: 20 / مائده: 12.

70ـ توبه: 104 / توبه: 99.

71ـ مائده: 55.

72ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث "اهميت و تشويق انفاق. "

73ـ مانند آيات 261 و 262 سوره بقره.

74ـ آيات 9 و 8 سوره انسان.

نويسنده:محمدجمال خليليان اشكذرى

منبع: فصلنامه تخصصي معرفت - شماره 66

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811130334 
  


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 2:43 AM نظرات 0 | لينک مطلب