« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )




همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف


گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی: تجربه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی در

اروپا - ۱

گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی

 تجربه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی در اروپا - ۱

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

تجربه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی در اروپا

 

 

شناسنامه‌ی گزارش

عنوان

 

تاریخ

مسئول

تهیه‌ی نسخه‌ی اولیه

30/03/1385

فرزام تهم، مصطفی پورمهدی

مطالعه و ارائه‌ی پیشنهادهای اصلاحی

31/03/1385

بیژن ساعدپناه

بازبینی و انجام اصلاحات

01/04/1385

بیژن ساعدپناه

ویرایش ادبی

04/04/1385

نگار آقامیری

ویرایش فنی هنری

04/04/1385

نگار آقامیری

کنترل و تهیه‌ی نسخه‌ی نهایی

13/04/1385

بیژن ساعدپناه


 

دیباچه

 

به منظور نیل به اهداف «راهبرد لیسبون [1] »، اروپا باید تأکید اساسی خود را بر دانش و نوآوری قرار دهد. ترویج فرهنگ کارآفرینی بخش اعظمی از این تلاش را تشکیل می‌دهد و این کار بایستی از افراد جوا‌‌‌ن‌تر اجتماع و از مدارس آغاز شود.

کارآفرینی محرک اصلی نوآوری، رقابت و رشد می‌باشد. کارآفرینی به عنوان مزیتی رقابتی برای افرادی که خود کسب و کاری را راه‌اندازی نموده‌اند ضروری می‌باشد، همچنین کارکنان شرکت‌های مختلف در اندازه‌های متفاوت نیز به این مزیت احتیاج خواهند داشت. شورای لیسبون در سال 2000 کارآفرینی را جزء مهارت‌های «پایه‌ای نو» به حساب آورده و آن را برای تمامی افرادی که قصد زندگی در یک جامعه‌ی دانش‌محور را دارند امری ضروری دانست.

در قالب پروژه‌های مشترک انجام شده بین اتحادیه و متخصصین کشورهای مختلف برنامه‌هایی اجرا شد که در آنها به عنوان روشی مؤثر در توسعه‌ی الگوهای فکری کارآفرین، دانش‌آموزان شرکت‌های کوچکی [2] را در مدارس راه‌اندازی می‌کردند. بدیهی است که این روش که بر پایه‌ی یادگیری بوسیله‌ی تجربه‌ی مستقیم کارآفرینی بود مورد توجه بسیاری قرار گرفت.

هدف شرکت‌های کوچکی که بوسیله‌ی دانش‌آموزان راه‌اندازی می‌شود ایجاد یک فعالیت واقعی اقتصادی در مقیاس کوچک‌تر و یا شبیه‌سازی فعالیت‌های شرکت‌های حقیقی در فضایی کاملاً واقع‌گرا می‌باشد. بنابراین با فعالیت در فضایی حفاظت شده و با اهداف آموزشی، برخی از شرکت‌های دانش‌آموزی خدمات و محصولات واقعی را خرید و فروش می‌کنند. این بررسی، هم شرکت‌هایی را که محصولات خود را در ازای وجه خرید و فروش می‌کنند در بر‌گرفته و همچنین شرکت‌های مجازی، ساختگی و یا تمرینی را که در فضایی شبیه‌سازی شده با در نظر گرفتن معیارها و نزدیکی کافی به فضای واقعی فعالیت می‌کنند بررسی می‌نماید.

یک شرکت دانش‌آموزی به عنوان ابزاری آموزشی، بر پایه‌ی تجربه عملی بوسیله‌ی اداره‌ی یک تشکیلات اقتصادی، تعریف می‌شود که با فضای خارج و محیط واقعی تعامل دارد.

این فعالیت‌ها، به دانش آموزان کمک می‌کند تا نه تنها مهارت‌های پایه‌ای تجاری کسب نمایند، بلکه بتوانند توانایی‌های شخصی و مهارت‌های نوینی را که روز به روز اهمیت بیشتری برای تمامی افراد پیدا می‌کند، به منظور زندگی و کار در یک جامعه‌ی دانش محور گسترش دهند. در واقع، با مشارکت در شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی، دانش‌آموزان خلاقیت خود را به نمایش می‌گذارند، اشتیاق و اعتماد به نفس خود را توسعه می‌دهند، کار تیمی را فرا می‌گیرند و تمایل بیشتری برای پذیرش مسئولیت و به خرج دادن ابتکار خود پیدا می‌نمایند.

چندین معیار اصلی برای تأثیرگذاری و موفقیت پیاده‌سازی برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی بوسیله گروه متخصصین شناسایی شد. نمونه‌های موفق به جنبه‌هایی مانند کار تیمی و آزادی عمل دانش‌آموزان برای توسعه‌ی تفکرات خود تأکید می‌کند. همچنین، گسترش ارتباطات با دنیای تجارت و انجمن‌های محلی و در دسترس بودن مربیان و مشاوران بخش‌های تجاری از عناصر کلیدی برای موفقیت برنامه‌های «شرکت های کوچک دانش‌آموزی» می‌باشند.

دانش‌آموزانی که در برنامه‌های شرکت‌های کوچک همکاری می‌نمایند هنوز در اقلیت قرار دارند. طی سال تحصیلی 2004/2003 در اکثر کشورها، درصد دانش آموزان دبیرستانی که در اینگونه برنامه‌ها مشارکت کردند کمتر از 1% از کل تعداد دانش‌آموزان تخمین زده شد و فقط در 5 کشور این درصد بالای 2 بود. اما به هر حال، سالانه 200،000 دانش‌آموز دوره‌ی متوسطه در اتحادیه اروپا و نروژ در این برنامه‌ها مشارکت می‌کنند. اطلاعاتی که در زمینه‌ی مشارکت دانش آموزان از لحاظ جنسیت موجود است، نشان دهنده‌ی تعادل خوبی بین پسران و دختران در اینگونه فعالیت‌ها می‌باشد. در اکثر کشورها با در نظر گرفتن تعداد مدارس، مدارس متوسطه‌ای که اینگونه برنامه‌ها را ارائه می‌دهند زیر 15% تعداد کل می‌باشد و این مقدار، مشخصاً، بایستی افزایش یابد.

موفقیت رو به رشد ساختار شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی، به سبب عوامل زیر می‌باشد:

  •         ارتباط قوی با بخش‌های تجاری و انجمن‌های محلی و همچنین مشارکت بخش خصوصی؛

  •        انعطاف و سازگاری این برنامه‌ها با سیستم‌های مختلف آموزشی و شرایط مختلف محلی؛

  •         اشتیاق و انگیزش ایجاد شده در دانش‌آموزان؛

  •        ظرفیت بالقوه‌ای از جنس خلاقیت،‌ ابتکار و نوآوری که این فعالیت‌ها را در دانش‌آموزان به صورت بالفعل درمی‌آورند.

این‌گونه برنامه‌ها می‌توانند در تمامی سطوح آموزشی و در انواع مدارس به‌کار گرفته شوند. برای مثال در تحصیلات متوسطه‌ی عمومی و همچنین در تحصیلات فنی و حرفه‌ای [3] . با این حال تقریباً در اکثر کشورهای دنیا، اکثریت دانش‌آموزان در سال های آخر تحصیلات متوسطه خود در این برنامه‌ها مشارکت می‌جویند. برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی، هم به عنوان بخشی از برنامه‌ی رسمی تحصیلی و ضمن ساعت رسمی درسی و همچنین به عنوان فعالیتی خارج از مدرسه و غیر از ساعات رسمی اجرا می‌شود.

اکثرا، برنامه‌هایی که در مدارس صورت می‌گیرد با اضافه‌کاری‌ها از سوی دانش‌آموزان همراه شده و دانش‌آموزان برخی از زمان‌های آزاد خود را به سازماندهی فعالیت‌های تجاری خود اختصاص می‌دهند. این فعالیت‌ها شامل توسعه‌ی محصول، ارتباط با تأمین‌کنندگان و مشتریان، فروش و غیره می‌باشد. در‌واقع، ‌این شیوه (شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی) بر پایه‌ی اشتیاق و حسن‌نیت دانش‌آموزان و معلمین بنا نهاده شده است.

با این‌که روش‌های ارزیابی اولیه مانند جمع‌آوری بازخورد دانش‌آموزان و معلمین به طور کلی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نیاز است تا میزان فعالیت‌های مدارس و حامیان مشارکت‌کننده در زمینه‌ی مرور و ارزیابی اینگونه برنامه‌ها افزایش یابد.

تا به حال تحقیقات کافی در اروپا در زمینه‌ی تأثیرات مشارکت در برنامه‌های شرکت‌های کوچک، بر آینده‌ی شغلی دانش‌آموزان صورت نگرفته است. با این حال، مستندات محدود در دسترس، نشان‌دهنده تأثیرات مثبت محسوس این برنامه‌ها در ترویج روحیه‌ی کارآفرینی در افراد جوان می‌باشد. برای مثال، مطالعه‌ای که در نروژ انجام شده‌است، نشان می‌دهد که حدود 20% پاسخ دهندگان در بازه‌ی سنی 25 تا 34 سال که در یکی از این برنامه‌ها مشارکت کرده‌بودند، هم‌اکنون شرکت خود را تأسیس نموده‌اند. همچنین این برنامه‌ها تأثیر مثبتی بر فراهم‌آوری فرصت‌های مساوی برای پسران و دختران دارند.

فقط در تعداد اندکی از کشورها، ‌برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی رسماً به‌عنوان گزینه‌ای در برنامه‌ی رسمی تحصیلی شناخته شده‌اند و این مورد نیز بیشتر در تحصیلات فنی و حرفه‌ای وجود دارد تا در تحصیلات جامع متوسطه.

به‌طور کلی این احساس وجود دارد که در تمامی کشورها، مدارس از آزادی و خودمختاری استقبال می‌کنند. این آزادی و خودگردانی به مدارس اجازه می‌دهد تا بتوانند برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی را به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی رسمی و یا به‌عنوان فعالیتی فوق‌برنامه پیاده نمایند. البته وجود موانعی نیز ممکن است باعث بی‌میلی معلمین و دانش‌آموزان برای همکاری در این‌گونه برنامه‌ها شوند و آن هنگامی است که برنامه‌های شرکت‌های کوچک بوسیله‌ی بخش‌های رسمی آموزشی به رسمیت شناخته نشده و توصیه و حمایت نشوند. شامل شدن این‌گونه برنامه‌ها در سیستم آموزشی رسمی یک کشور می‌تواند تأثیر مثبتی در انتشار و موفقیت آن داشته باشد و برای مثال این امر باعث افزایش انگیزه‌ی معلمان می‌شود.

پیاده‌سازی اینگونه فعالیت‌ها نه تنها مستلزم داشتن دانش ویژه و تخصصی بوسیله‌ی معلمین می‌باشد، بلکه تغییری را نیز در شیوه‌ی تدریس معلمان می‌طلبد. این امر نیازمند آموزش‌های تخصصی می‌باشد و بنابراین میزان مشخصی از زمان و فعالیت‌های خارج از مدرسه، به ویژه در مورد شرکت‌های کوچکی که با کالا و خدمات واقعی سر و کار دارند را به خود اختصاص می‌دهد. فعالیت‌ها و اضافه‌کاری معلمان، خارج از ساعات کاری مدارس در بسیاری از موارد در نظر گرفته نشده و پاداشی به آن تعلق نمی‌گیرد و این باعث دلسردی معلمین در مشارکت در این‌گونه برنامه‌ها می‌شود.

در اکثر مواقع با این‌که ممکن است از طرف بخش دولتی حمایت های قابل توجهی از این سازمان‌ها صورت گیرد، برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی بیشتر بوسیله‌ی بازیگران خارجی مانند سازمان‌های غیردولتی اداره و سازماندهی می‌شوند تا بوسیله‌ی خود سیستم آموزشی. این مطلب، ناکافی بودن منابع مالی و همچنین در نظر گرفتن این‌که گاهی این برنامه‌ها خارج از برنامه‌ی تحصیلی مدارس پیاده می‌شوند، جزء مشکلات همیشگی می‌باشد.

فعالیت‌ها بر اساس مشارکت قوی بخش خصوصی در قالب سرمایه‌گذاری و کمک و همکاری می‌باشند.

در اکثر کشورها، برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی، درجه‌ای از حمایت را از بخش‌های دولتی (از نوع مالی و غیره) دریافت می‌نمایند. در واقع، در برخی از کشورها، عمده‌ی منابع مالی برای سازماندهی این برنامه‌ها از بخش دولتی تأمین می‌شود. با این حال، میزان حمایت‌های دولتی برای تضمین حضور قوی و ادامه‌دار برنامه‌های شرکت‌های کوچک در سیستم آموزشی ناکافی قلمداد می‌شود. همچنین اکثراً حمایت‌ها نه به صورت سیستماتیک بلکه بر مبنای پروژه‌های مختلف [4] می‌باشد و بنابراین توانایی ترویج برنامه‌های بلندمدت را نخواهد داشت.

انواع دیگر حمایت‌ها عبارتند از: شناخت و تأیید رسمی توسط بخشهای آموزش و پرورش، مشمولیت برنامه‌های شرکت‌های کوچک به‌عنوان گزینه‌ای پیشنهادی در برنامه‌ی آموزشی که در سطح ملی (و یا محلی) ارائه می‌شود، همکاری و هماهنگی قاعده‌مند با مشوقین (مانند سازمان‌های غیردولتی) ، تشویق فعال معلمین و مدارس شرکت کننده.

در تعداد اندکی از کشورها، بخش‌های دولتی، همکاری ساختاریافته‌ای را با سازمان‌های غیردولتی که مسئول سازماندهی برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی می‌باشند برقرار نموده‌اند. همچنین، تشویق‌های پویای معلمین و مدارس بوسیله‌ی بخشهای دولتی می‌تواند نقش بسیار مهمی را در گسترش و انتشار این‌گونه برنامه‌ها بازی کند. در برخی موارد، سازمان آموزش و پرورش دعوت‌نامه‌ها و مستندات و اطلاعات مختلف را برای مدیران مدارس در جهت تشویق آنها برای مشارکت ارسال می‌نماید. با این حال فعالیت‌های تشویقی در اکثر کشورها به صورت نامنظم بوده و یا به اندازه‌ی کافی متمرکز و سیستماتیک نمی‌باشد.

در برخی از کشورها، سازماندهی برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی با مشکلات اجرایی عمده‌ای مواجه است و دلیل این امر نیز نبود یک چهارچوب واضح قانونی و مدیریتی می‌باشد (برای مثال جنبه‌هایی مانند بحث مالیاتی شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی و یا امکان ارتباط دانش‌آموزان با شرکت‌های واقعی). در موارد دیگر، یک چارچوب منظم برای شرکت‌های دانش‌آموزی ایجاد شده‌ است و یا توافق‌نامه‌هایی بین سازمان‌های مجری و بخش‌های مالی صورت پذیرفته ‌است.

با وجود تأکید بر نادیده نگرفتن تأثیرات ابزارهای آموزشی دیگر، می‌توان به جرأت برنامه‌های شرکت‌های کوچک را گزینه‌ای بسیار مهم در راهبردهای تهییج و ترویج روش‌ها و مهارت‌های کارآفرینی دانست، چرا که این برنامه‌ها بر پایه‌ی یادگیری در عمل می‌باشند.

چنین برنامه‌هایی می‌توانند ابزاری مهم در سیاست‌های توسعه‌ی منطقه‌ای باشند. در واقع، این فعالیت‌ها و برنامه‌ها تأثیرات مثبتی بر افزایش تعداد دانش‌آموزان (و دانشجویانی) که پس از فارغ‌التحصیلی در منطقه‌ی تحصیل خود باقی می‌مانند خواهند داشت؛ چرا که هنگان انجام این برنامه‌ها، دانش‌آموزان ارتباطات مستقیمی با انجمن‌ها و بخش‌های تجاری محلی برقرار می‌نمایند و این مطلب برای بخش‌های کمتر توسعه‌یافته مورد توجه است.

در حال حاضر،‌ موانع اصلی در برابر افزایش تعداد مدارسی که از این برنامه‌ها استقبال می‌کنند عبارتند از: عدم شناخت کافی، نبود یک جایگاه مشخص در برنامه‌های آموزشی، عدم انگیزش معلمین و کمبود برنامه‌های آموزشی برای آن‌ها، عدم تشویق کافی مدارس بوسیله‌ی بخش‌های دولتی، عدم کفایت منابع مالی برای تضمین برنامه‌ریزی و حمایت‌های بلندمدت.

این‌گونه برنامه‌ها بایستی در بین مدارس گسترش پیدا نموده و مقبولیت بیشتری بین مدارس در حمایت از این برنامه‌ها ایجاد شود تا تمامی دانش‌آموزان علاقه‌مند و بالقوه بتوانند به این برنامه‌ها دسترسی داشته باشند.

 مجموعه‌ای از پیشنهادات به تمامی بخش‌های فعال در این زمینه در مورد چگونگی پیاده‌‌سازی این برنامه‌ها و شیوه‌های آموزشی به تأثیرگذارترین و بهترین نحو، افزایش حضور آن‌ها در سیستم‌های آموزشی و قبول آنها بوسیله‌ی مدارس تدوین شده‌اند. با توجه خاص به بخش‌های دولتی این پیشنهادات عبارتند از:

  •   ایجاد یک راهبرد عمومی برای تحصیلات کارآفرینی در مدارس. در این راهبرد، برنامه‌های شرکت‌های دانش‌آموزی باید به‌عنوان یکی از مهمترین انتخاب‌ها در برنامه‌ی رسمی آموزشی مورد توجه قرار گیرد.

  • اقدام به همکاری قانونمند و ساختاریافته بین وزارتخانه‌های مختلف، مؤسسات تجاری، سازمان‌های غیر‌دولتی،‌ مؤسسات آموزشی، شوراهای شهرها با موضوع ترویج و تشویق بیشتر فعالیت‌های مربوط به شیوه‌ی شرکت‌های دانش‌آموزی.

  • همکاری مخصوص با سازمان‌هایی که به طور گسترده به توسعه و گسترش این برنامه‌ها می‌پردازند (مانند سازمان‌های غیردولتی) و درگیر نمودن آنها در برنامه‌های ملی برای تحصیلات کارآفرینی.

  •   ترویج و تشویق مدیران و معلمین مدارس برای به‌کارگیری و پذیرش این‌گونه برنامه‌ها.

  •   حصول اطمینان از اینکه موانع قانونی و مدیریتی برپایی و پیاده‌سازی شرکت‌های کوچک دانش‌آموزی رفع شوند.

 

مدارس به پیاده‌سازی این برنامه‌ها دعوت می‌شوند، زیرا اکثر مهارت‌هایی که بوسیله‌ی مشارکت در یک شرکت دانش‌آموزی کسب می‌شوند مانند مهارت‌های تجاری پایه‌ای و یا مهارت‌های شخصی و نوآوری با برنامه‌ی آموزشی رسمی نیز اشتراک دارند. کار کردن در یک شرکت دانش‌آموزی بسیاری از اهدافی را که برای موضوعات دیگر در نظر گرفته شده‌اند برآورده کرده و ارزشی افزوده برای تمامی موضوعات تحصیلی به حساب می‌آید.

مؤسسات و شرکت‌های تجاری نیز تشویق به مشارکت و درگیری در این برنامه‌ها به عنوان بخشی از راهبرد مسئولیت اجتماعی شرکت [5] می‌شوند. حمایت این شرکت‌ها می‌تواند به صورت مالی و یا غیرمالی (شامل فراهم آوردن مشاورین و مربیان برای شرکت‌های کوچک) باشد. سودی که این مشارکت برای شرکت‌های تجاری دارد شامل فراهم‌آوردن امکان استخدام افراد جوان با انگیزه، با تجربه‌ی مستقیم در ارتباط با شرکت و بسیاری از مهارت‌های مربوط به خلاقیت، کارآفرینی و نوآوری می‌باشد.

تشویق و ترویج هرچه بیشتر این‌گونه برنامه‌ها در صورت سازماندهی روابط و همکاری‌ها بین بخش‌های مختلف مؤسسات دولتی، بخش‌های محلی، سازمان‌های تجاری، سازمان‌های غیردولتی و مدارس میسر خواهد شد.


 

[1] Lisbon Strategy

شورای لیسبون در سال 2000 کارآفرینی را جزء مهارتهای «پایه‌ای نو» به حساب آورده و آن را برای تمامی افرادی که قصد زندگی در یک جامعه دانش محور را دارند امری ضروری دانست.

[2] Mini Companies

[3] Vocational Education

[4] Project-Based

[5] Corporate Social Responsibility



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

 
گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی (۱)- دانشگاه‌های کارآفرین

گزارش پروژه‌ی پژوهشی بررسی تجارب مشابه

در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی (۱)- دانشگاه‌های کارآفرین

خلاصه‌ی مدیریتی

مقدمه

در سال‌های اخیر توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بازتعریف دانشگاه تحت عنوان دانشگاه کارآفرین با جایگاه و نقشی متفاوت از دانشگاه سنتی یکی از علل عمده‌ی چنین تحولی است. در این بازتعریف، دیگر برونداد دانشگاه  آموزش و پژوهش صرف نیست بلکه دانشگاه باید به فکر ایفای نقش ملموس در افزایش سطح رفاه جامعه باشد. خروجی‌های دانشگاه باید مطابق با نیازمندی‌های اجتماع باشند و منجر به ارائه‌ی ابداعات و نوآوری‌هایی شوند که به بهبود عمومی شرایط زندگی افراد کمک می‌کنند. حرکت به این سمت طبعاً مستلزم فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم و ایجاد تغییراتی متناسب با رسالت جدید در دانشگاه است. دانشگاه‌هایی که در این زمینه پیشرو بوده‌اند نظیر MIT و استنفورد توانسته‌اند نتایج شگرفی برای دانشگاه و جامعه به ارمغان بیاورند.

تنها در ماساچوست بیش از ۱۰۰۰ شرکت توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاه MIT بر پا شده است، عدد شرکت‌های فارغ‌التحصیلان MIT در سرتاسر جهان به ۴۵۰۰ می‌رسد. دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه MIT به طور متوسط روزانه دو اختراع را به ثمر می‌رسانند. دفتر ثبت تکنولوژی هفته‌ای 4 حق‌اختراع را ثبت می‌کند، سالیانه صدها حق‌امتیاز را به صنعت واگذار می‌کند، و در راه‌اندازی 15 تا 20 شرکت جدید مشارکت می‌جوید. بنا به آمار موجود از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۱ در مجموع بیش از ۲۰۰ شرکت توسط دفتر ثبت تکنولوژی دانشگاه راه‌اندازی شده است که هزاران نفر را در استخدام خود دارند و ارزش بازار آنها در سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است. دانشگاه استنفورد نیز با قرار گرفتن در نزدیکی سیلیکون ولی توانسته است زمینه‌ساز ایجاد بسیاری از شرکت‌های موفق تکنولوژی‌محور شود. شرکت‌هایی که از معروف‌ترین آنها می‌توان به Hewlett-Packard ، Sun Microsystems ، Cisco Systems و Silicon Graphics و Google اشاره نمود. فروش سهام دانشگاه در شرکت Google به تنهایی درآمدی قریب 300 میلیون دلار را از آن دانشگاه کرد.

مبنای شکل‌گیری پروژه‌ی ”بررسی تجارب مشابه در زمینه‌ی شرکت‌های دانشگاهی“ ایده‌ای بود که در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف مبنی بر ایجاد گروه‌هایی از دانشگاهیان با هدف ایجاد و اداره‌ی کسب و کار مطرح گردید. بر این مبنا افراد دارای ایده با حمایت مرکز کارآفرینی به تشکیل تیم می‌پردازند، در قالب یک شرکت دانشگاهی و تحت ضوابط مشخص در مرز دانشگاه به رسمیت شناخته می‌شوند. به منسجم کردن ایده‌ی خود، تبدیل آن به یک محصول و شناسایی بازار آن می‌پردازند، برای ایده‌ی خود طرح تجاری می‌نویسند و منابع مورد نیاز را جذب می‌کنند و محصول خود را به بازار معرفی می‌نمایند. بر این اساس و در مرحله‌ی نخست تصمیم گرفته شد پروژه‌ای تعریف و در آن به شناخت الگوهای مشابه در ایران و سایر کشورها پرداخته شود.

در ایران الگوی مشابه در داخل دانشگاه‌ها کمتر وجود دارد. دو نوع فعالیت که تا حدودی مرتبط بودند شناسایی گردید، (1) طرح مراکز رشد کسب و کار که در دانشگاه‌های مختلف به اجرا درآمده است و (2) طرح SBDC که با همکاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و چند دانشگاه منتخب اجرا می‌شود. در اولی عموماً شرکت‌های دانش‌محور ولی نه لزوماً دارای ارتباط ساختارمند با دانشگاه مستقر می‌شوند و در حال حاضر مهمترین مراکز حامی راه‌اندازی و شکل‌گیری کسب و کارها به شکل عملی هستند. با توجه به اینکه پارک علمی تحقیقاتی اصفهان یکی از پیشگامان راه‌اندازی چنین مراکزی بوده است به عنوان نمونه‌ی موردی مورد بررسی قرار گرفت. طرح SBDC نیز به نوعی ارتباطی ساختاریافته بین دانشگاه و صنعت به شمار می‌آید که با هدف تبدیل ایده‌های نو به محصول با نگرش بازار محور شکل گرفته است.

در میان فعالیت‌های صورت‌گرفته در سایر نقاط دنیا نیز 5 مورد بررسی گردید که عبارت بودند از دانشگاه MIT ، دانشگاه استنفورد، دانشگاه کمبریج، دانشگاه ملی سنگاپور، و طرح شرکت‌های دانش‌آموزی اروپا. دو دانشگاه اول از جمله مثال‌های مطرح دانشگاه کارآفرین به شمار می‌آیند که سابقه‌ای نزدیک به سی سال در این زمینه دارند. سالانه تعداد زیادی شرکت از درون آن‌ها بیرون می‌آید و درآمد نسبتاً قابل توجهی از محل تجاری‌سازی تکنولوژی‌های توسعه‌یافته در دانشگاه دارند. دو مورد بعدی در سال‌های اخیر اقدام به ایجاد نظام‌ها و ساختارهایی به این منظور در سطح دانشگاه نموده‌اند و آخرین مورد برنامه‌ای است که در سطح دبیرستان‌های کشورهای اروپایی اجرا می‌شود و بیشتر به شبیه‌سازی فرآیند کسب و کار می‌پردازد و جنبه‌ی آموزشی در آن غالب است.

 

متن خلاصه‌ی مدیریتی

تشویق و ایجاد زمینه‌ی راه‌اندازی کسب و کار در کشورهای مختلف دنیا از سطح دبیرستان و گاه مقاطع پایین‌تر تحصیلی دیده می‌شود لیکن بین راه‌اندازی کسب و کار در مقاطع پایین‌تر از دانشگاه و دانشگاه‌ها تفاوتی اساسی وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرد. در حالت اول هدف اصلی در ایجاد شرکت‌های دانش‌آموزی، آموزش است و مسأله‌ی سودآوری و موفق بودن در تجارت در مرحله‌ی بعدی اهمیت قرار دارد. حال آن که در دانشگاه هدایت دانشگاهیان به سوی انتخاب کارآفرینی به عنوان یک مسیر شغلی و یک الگوی زندگی مطرح است، سودآوری حائز اهمیت بوده و از منافع مادی حاصله نه تنها کارآفرینان دانشگاهی که خود دانشگاه نیز اغلب مطابق الگوهای تعریف‌شده‌ای بهره‌مند می‌شوند.

طرح‌هایی بر اساس این تفکر که دانش آموزان، شرکت‌های کوچکی را در مدرسه ایجاد و اداره نمایند  در توسعه‌ی رفتارها و مهارت‌های کارآفرینی به خصوص در دوره‌ی متوسطه بسیار مؤثرمی‌باشد. هدف شرکت‌های دانش‌آموزی ایجاد یک فعالیت واقعی اقتصادی در مقیاس کوچک‌تر و یا شبیه‌سازی فرآیندهای شرکت‌ها در یک محیط واقعی می‌باشد. بنابراین با فعالیت در محیطی حفاظت شده و برای مقاصد آموزشی، شرکت‌های دانش‌آموزی محصولات و خدمات واقعی را تولید کرده و به فروش می‌رسانند. در نتیجه مشارکت در این‌گونه برنامه‌ها، دانش‌آموزان یاد می‌‌گیرند که چگونه در یک تیم کار کنند، مهارت‌های ارتباطی خود را توسعه دهند، اعتماد به نفس و اشتیاق کاری خود را رشد دهند، مسئولیت‌پذیرتر شوند و از ابتکارات خود بهره جویند.

در سطح دانشگاهی، متدولوژی‌های مورد استفاده، تاکید و تمرکز بیشتری بر طراحی یک کسب و کار و ایجاد ایده‌های تجاری دارند. دانش تئوریک در این سطح بیشتر مورد نیاز می‌باشد و شرکت‌ها به سمت نوآوری و فعالیت‌های دانش محور جهت‌دهی می‌شوند. فعالیت شرکت دانشگاهی دارای اهداف آموزشی کمتری بوده و بیشتر در جهت یافتن فرصت‌های کاری واقعی برای دانشجویان و حرکت به سمت یک محیط واقعی تجاری برنامه‌ریزی می‌شود. در این سطح دانشجویان قادر خواهند بود تا  فرآیند یادگیری را به طور کامل و به صورت خودگردان و با پذیرش مسئولیت تام  هدایت نمایند. آنان آزادی بیشتری در ترتیب دادن ملاقات‌های مختلف با مشاورین تجاری دارند. برنامه‌ی شرکت دانشگاهی در این سطح سازمان‌دهی خارجی کمتری داشته و هدایت‌ها و کمک‌ها بوسیله مسئولین برنامه محدود خواهد بود. همچنین این مطلب بدین معناست که محیط عملیاتی کمتر محافظت شده بوده و ریسک کسب و کار بیشتر است. برنامه‌های شرکت‌های دانشگاهی در این سطح از تحصیلات به زندگی واقعی بسیار نزدیک‌تر بوده و اکثر آنها در نهایت به تأسیس یک شرکت واقعی می‌انجامند. مراکز رشد(۱) نیز برای عملی نمودن ایده تجاری دانشجویان به کمک آن‌ها می‌آیند.

در این نوشتار به بررسی ساختارهای توسعه‌ی کارآفرینی در دانشگاه‌های منتخب، خدمات و امکانات ارائه شده از سوی نهادهای مختلف کارآفرینی، و منافع حاصل از توسعه‌ی کارآفرینی به عنوان یک منبع درآمدی پایدار برای دانشگاه پرداخته می‌شود.

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف



مصاحبه آقای مهندس ملیحی

  س: آقای مهندس لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد سوابق تحصیلی و کاری خود توضیح دهید؟

من فرخ ملیحی فارغ‌التحصیل سال1354 رشته‌ی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف هستم. بعد از پایان تحصیلات در ایران برای ادامه تحصیل به دانشگاه Carnegie-Mellon University در شهر پیتسبورگ امریکا رفتم . کارشناسی ارشد M.S.E.E) ) را در رشته‌ی مهندسی برق و انرژی در سال 1356 گرفتم و بعد از آن دوره تخصصی M.E. Polymer Science را دانشگاه Carnegie-Mellon در رشته مهندسی شیمی با گرایش مواد پلیمر در سال 1358 به پایان رساندم . دوره‌ی کارشناسی ارشد برای من یک دوره‌ی تغییر و تحول بود و تدریجاً از رشته‌ی مهندسی برق وارد مهندسی شیمی با تخصص پلیمر شدم. تجربه‌ی کاری و حرفه ای من در 25 سال اخیر در زمینه‌ی صنایع پتروشیمی با تمرکز بر صنعت رنگ و صنعت محصولات شوینده و بهداشتی بوده است. بعد از فارغ‌التحصیلی به مدت 4 سال به عنوان محقق در شرکت Glidden Coatings and Resins که بخشی از شرکت ICI Chemicals در صنایع تولید رنگ‌های خانگی و صنعتی است در ایالت اوهایو امریکا کار کردم. این دوران کاری برای من تجربه پرباری بود. مسئولیت کاری در این شرکت بیشتر در زمینه‌ی بررسی خواص فیزیکی و کیفیت پلیمرها و پیگمان‌های مختلف مورد استفاده در صنعت رنگ بود. نتیجه‌ی تحقیقات در مرکز تحقیقات شرکت ICI تهیه بیش از 10 مقاله علمی است که در نشریات معتبر تخصصی در صنعت رنگ و پلیمرها در سال‌های 1360 تا 1364 چاپ شد و نیز در کنفرانس‌های مختلف بین المللی ارائه گردید.

در سال 1363 به مرکز تحقیقات شرکت Colgate- Palmolive در ایالت نیوجرزی که از بزرگترین شرکتهای تولید محصولات شوینده و بهداشتی بین المللی است رفتم و ابتدا بعنوان محقق ارشد و سپس بعنوان مدیر بخش توسعه محصولات مشغول به کار شدم. این دوره 10 ساله (72-1363) تجربه‌ی بسیار خوبی در زمینه تحقیقات کاربردی و مدیریت فرآیند طرح و توسعه محصولات در صنایع شوینده دربرداشت.

حاصل کار در شرکت Colgate-Palmolive ثبت 5 اختراع در آمریکا و کشورهای دیگر و نیز ارائه مقالات تخصصی در کنگره‌های مختلف بین‌المللی بود. در حقیقت یک تجربه‌ی حرفه‌ای مفید در زمینه‌ی تکنولوژی و بازاریابی محصولات شوینده و بهداشتی که بازار جهانی وسیعی دارند کسب کردم.

محصولات شوینده ( Household Detergents ) مانند پودرها و مایعات لباسشویی و محصولات ظرفشویی و پاک کننده‌های خانگی حدود 90 میلیارد دلار در بازار جهان فروش دارند که کشور ما  حدود یک درصد از سهم بازار مصرف بین‌المللی این محصولات را بخود اختصاص داده است. همین طور محصولات بهداشتی ( Personal Care Products ) مانند شامپو، انواع صابون و خمیردندان و غیره بیش از 200 میلیارد دلار در سطح دنیا فروش دارند.

پس از کسب تخصص و تجربه حرفه‌ای در امریکا در سال 1372 به ایران بازگشتم. بازگشت من مصادف با سال‌های پس از پایان جنگ و شروع تغییر و تحولات اقتصادی در ایران برای بازسازی کشور بود.

در سال 1374 شرکت مشاوره‌ای به نام گروه تحقیقات فرگل (www.fargolgroup.com) را با کمک چند تن از دوستان و با مجوز شرکت تحقیقاتی از وزارت صنایع تأسیس کردیم. فعالیت شرکت در بخشهای: طرح و توسعه محصولات – طرح‌های تحقیقاتی - آموزش و مشاوره به صنایع می‌باشد. همکاری شرکت بیشتر با صنایع شوینده و بهداشتی می‌‌باشد، که صنعت پویا و فعالی در سطح کشور است.

در کشور ما از سال 1340 شرکت‌های بزرگ و فعالی در این صنعت تأسیس شده که می‌توان گفت در این صنعت بخش عمده دانش فنی را جذب کرده و حرفی برای گفتن داریم. تکنولوژی آن را جذب کردیم و حتی در بعضی مواقع توانستیم بهبودهایی را هم در طراحی محصولات و فرایند تولید حاصل کنیم.

در برنامه کاری گروه تحقیقات فرگل بر 3 بخش تمرکز داریم: کمک به شرکت‌های تولیدی در زمینه‌ی بازاریابی و تحقیقات بازار – بهبود محصولات موجود و طراحی محصولات جدید و  برنامه های آموزش‌ تخصصی مدیران و کارشناسان صنعت. در کل هدف این است که به کارآیی و اثربخشی شرکت‌های تولیدی که هنوز مراکز تحقیقات و یا واحد های بازاریابی قوی ندارند کمک کنیم که بهتر بتوانند در بازار ملی و نیز در بازارهای بین‌المللی رقابت کنند.

 

س: آقای مهندس شما فرمودید ثبت اختراع داشتید، لطفاً در این مورد بیشتر توضیح دهید؟

من 5 اختراع بین‌المللی ثبت شده دارم که در زمینه‌ی طراحی محصولات شوینده و فرآیند تولید این محصولات هستند. همان طور که اشاره شد هدف از تأسیس گروه تحقیقات فرگل کمک به واحدهای تولیدی کشور در زمینه انتقال دانش و بهبود بهره‌وری بود. بدین جهت هدف ماانتقال دانش فنی – مهارت‌های کاری است تا این صنعت بتواند با روش‌های علمی تخصصی کار کرده و کیفیت محصولات و سطح فرآیند تولید خود را ارتقاء بخشد. نتایج اختراعات ثبت شده و بیش از 30 مقاله که در زمینه‌ی مواد شوینده، پلیمرها، مواد پتروشیمی ارائه و چاپ شده در کارهایی که مربوط به طرح و توسعه محصولات می‌شد مورد استفاده قرار گرفت. نتیجه آن شد که توانستیم محصولات مختلفی را که قبل از آن در بازار وجود نداشت، با سرمایه‌گذاری و همکاری شرکت‌های تولیدی بازارگذاری کنیم.

از جمله طرح‌های تکمیل شده گروه تحقیقات فرگل می‌توان به این موارد اشاره کرد: پودر ماشین‌ لباسشویی بر پایه‌ی تکنولوژی جدید مواد فعال کننده ( Bleach Activator ) برای بهبود قدرت سفیدکنندگی که در سال 1375 وارد بازار شد. مایعات ظرفشویی جدید ( Mild Dishwashing Liquids ) که هم قدرت پاک‌کنندگی بهتر دارند و هم سازگاری بهتری برای پوست دارند، پاک‌کننده‌های مختلف خانگی ( Household Cleaners )، مایعات نرم کننده لباس ( Fabric Softeners ). پودر و مایعات  لباس‌شویی مخصوص شستشوی پارچه‌های رنگی.

 

س: آقای مهندس با توجه به توضیحاتی که دادید شما در کار تحقیقاتی هستید، آیا ارتباط شما با تمامی صنایع کشور است؟ یعنی برای همه این سرویس را دارید؟

در کار مشاوره دو محور را رعایت می‌کنیم:

یکی مسئله‌ی اختصاصی و محرمانه بودن طرح‌ها - یعنی حاصل کار انجام شده برای یک شرکت و یا خدماتی را که ارائه می‌شود فقط در اختیار آن شرکت خاص می‌گذاریم. پروژه‌ ها ممکن است 6 ماه تا یک سال یا بیشتر به طول انجامد. در طول مدت همکاری دانشی را انتقال می‌دهیم که به تولید محصول جدید - بهبود فرآیند تولید و یا ارتقا کیفیت محصول موجود منجر می‌شود و نهایتا موجب افزایش سهم بازار برای آن شرکت خاص می‌شود.  

محور دیگر تعهدی است که به کاربرد علم و دانش روز داریم. نتیجه این امر قدرت ابتکار و نوآوری در بازار – ایجاد مزیت و وجه تمایز در خصوصیات محصول جدید و نهایتاً جذب سهم بیشتر بازار و سودآوری مناسب برای شرکت‌هاست.

امروزه در بازارهای بین‌المللی شرکت‌ها استراتژی‌های مختلفی را در طراحی و بازارگذاری محصولات دنبال می‌کنند. بطور مثال در صنعت الکترونیک لوازم خانگی، شرکت Sony پیش‌رو است - همیشه نوآوری کرده و هزینه‌ی زیادی برای تحقیقات صرف می‌کند تا در تکنولوژی اول باشد و محصولات جدید را قبل از رقبا وارد بازار کند. اما شرکت‌های دیگری مانند شرکت Matsushita (Panasonic) هستند که استراتژی آنها بر این اساس است که هزینه‌ی کمتری را برای ابداع و نوآوری بگذارند. هدف این شرکتها این است که بتوانند تکنولوژی را سریع  کپی کرده و با یک ساختار قیمتی متفاوت و آمیخته محصول متفاوت بازارگذاری کنند. در بعضی صنایع فرایند "کپی‌سازی" سریع‌تر رخ می‌دهد که این مطلب بستگی به پیچیدگی تکنولوژی دارد. سعی ما براین است در صنایع شوینده با استفاده از دانش فنی در طرح و توسعه محصولات بتوانیم فاصله حداقل یکساله در حضور بازار با رقبا ایجاد کنیم تا در طول یک سال آن محصول جدید وارد بازار شده و نام تجاری آن در بازار جا بیفتد و سهم مناسبی از بازار را به خود اختصاص دهد.

 

س: با توجه به اینکه شما یک شرکت تحقیقاتی هستید آیا به دانش فنی خاصی دست یافته‌اید؟ و تا به حال موفق به صادر کردن آن شده‌اید؟

سئوال بسیار خوبی است. تمرکز کار ما همان طور که ذکر شد روی انتقال دانش فنی است. طبق تعریفی که این روزها در دنیا برای تحقیق و توسعه ( R&D ) وجود دارد، اگر کلی وکلان به آن نگاه کنیم ، ( R&D ) یعنی جابه‌جایی اطلاعات در جهت نوآوری و یا حل یک مشکل.

همین کار را ما با فعالیت‌های گروه تحقیقات فرگل در ایران انجام دادیم یعنی هدف ما این بوده که دانش روز را جمع‌آوری کرده و به صورت یک مجموعه  روی یک کاربرد خاص به طور مثال طراحی یک محصول جدید متمرکز کنیم. البته قبل از اینکه این اتفاق بیفتد همان طور که اشاره شد یک شاخه دیگر از فعالیت‌های گروه فرگل کارهای تحقیق بازار است که قبل از مرحله طراحی محصول لازم است تکمیل شود. کار تحقیق بازار عمدتاً در دو مرحله: ارزیابی ایده محصول ( Concept Evaluation ) و ارزیابی  نمونه محصول ( Product Testing ) با نظرخواهی از مصرف‌کنندگان انجام می‌شود.

امروزه شرکت‌های بین‌المللی به این نتیجه رسیده‌اند که ابتدا باید بازار را دقیقا ارزیابی کرد، نیازها و مشکلات مصرف‌کننده را شناسایی کرد و بعد از آن به دنبال تکنولوژی رفت و محصول را طراحی کرد. من فکر می‌کنم که ما در گروه تحقیقات فرگل موفق بودیم که این ارتباط مهم را ایجاد کنیم. البته نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که باید توان شرکت‌ها از نظر امکانات تولید، سرمایه‌گذاری و قدرت اجرایی طرح‌ها بررسی شود.

در طراحی محصولات عادات و فرهنگ مصرف خاص در جامعه و میزان درآمد سرانه باید در نظر گرفته شود. لذا هر تکنولوژی برای هر کشوری جوابگو نبوده و تکنولوژی‌های خاصی برای جوامع مختلف در نظر گرفته می‌شود. البته سعی براین است که هر چه بیشتر به طرف تکنولوژی جدید برویم. اما باید استفاده از این تکنولوژی و محصولاتی که وارد بازار می‌شود با فرهنگ مصرف جامعه نیز هم‌خوانی داشته باشد و یا فرهنگ مصرف از طریق اطلاع رسانی موثرایجاد شود.

از نظر صدور دانش فنی ما پروژه‌هایی را با شرکت‌های بین‌المللی داریم که بیشتر در زمینه‌ی تحقیق بازار می‌باشند. شرکتهای مختلفی هستند که کارهای تجاری در ایران انجام می‌دهند و علاقه‌مند هستند که بازار مصرف و نیاز ها را بشناسند و ما در این زمینه به این شرکت‌ها کمک می‌کنیم. تحقیق بازار برای آنها انجام می‌دهیم تا خدمات اقتصادی و تجاری که انجام می‌دهند متمرکز و بر اساس بررسی دقیق نیاز جامعه و بازار مصرف انجام گیرد.  

 

س: شما معمولاً دانشی که دارید به چه صورت به روز می‌کنید؟

بحث دانش در حال حاضر همان طور که می‌دانید به قدری وسیع است که واقعاً حتی شرکت‌های بزرگ هم یک بخش محدودی از آن را در اختیار دارند. در صنایع شوینده سالانه بین دو تا سه هزار اختراع ( Patent ) روی مواد اولیه در دنیا ثبت می‌شود. بیش از 20 نشریه تخصصی در زمینه مواد اولیه ( Surfactants ) و محصولات شوینده ( Detergents )در سطح دنیا وجود دارد. بخصوص در این 30 سال اخیر تولید دانش در این صنعت مانند دیگر صنایع زیاد بوده و بیشتر در دسترس کارشناسان و محققان است. هم در زمینه‌ی ایجاد مواد جدید که در ساخت محصولات کاربرد دارند و هم اینکه چطور از این مواد برای طراحی محصولات جدید استفاده شود.

در گروه تحقیقات فرگل اطلاعات مورد نیاز از طریق ارتباطات ملی و بین‌المللی با صنایع شوینده- نشریات علمی و اینترنت کسب می‌شود. سعی می‌شود تا با حضور در کنگره‌های مهم اطلاعات روز را کسب کرده و با جامعه علمی دنیا در ارتباط باشیم و تبادل نظر کنیم. در مسیر انتشار مقالات و کتاب‌های جدید در سطح بین‌المللی هستیم. همچنین ارتباطاتی که در داخل کشور بین تولیدکنندگان وجود دارد، مدیران و کارشناسانی  که در این صنعت فعال هستند و دانشگاه‌هایی که کارهای مربوط به این صنعت را انجام می‌دهند می‌تواند منابع مفیدی باشند.  

متأسفانه ما هنوز در ایران دانشگاهی نداریم که توجه خاصی به صنعت شوینده‌ها کرده باشد. در سالهای اخیر پروژه‌هایی کم‌و‌بیش به طور پراکنده در دانشگاه‌‌های مختلف انجام شده است. بطور مثال چند پروژه در دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده علوم دانشگاه تهران انجام شده است.

بخشی از مشکلات به ارتباط ضعیف صنعت و دانشگاه مربوط می‌شود که هنوز از انسجام کافی برخوردار نیست. در کشورهای اروپایی، آمریکا و ژاپن دانشکده‌های شیمی یا مهندسی شیمی فعالیت‌های تحقیقاتی متمرکز بر صنایع شوینده دارند. در این زمینه ما از 5 سال پیش با دانشکده‌ی شیمی دانشگاه صنعتی شریف همکاری‌هایی داشتیم و نهایتاً توانستیم یک درس کاربردی در ارتباط با صنایع شوینده را در سیلابس دوره‌ی کارشناسی شیمی قرار دهیم که چند ترم ارائه شد. چند طرح تحقیقاتی نیز در زمینه آنالیز مواد اولیه شوینده‌ها ( Surfactants ) با همکاری مرکز تحقیقات شیمی و مهندسی شیمی ایران و شرکت سزمایه‌گذاری صنایع شیمیایی اصفهان انجام شده است. همچنین یک دوره کارشناسی ارشد اخیرا در ارتباط با مواد فعال سطحی ( Surfactants ) در دانشکده شیمی دانشگاه تهران فعال شده است. این فعالیتها شروع خوبی است اما راه طولانی در پیش داریم، امیدوارم که با استقبال صنعت و نشان دادن اعتمادی که به تخصص و دانش دانشگاه دارد و همین طور با استقبال دانشگاه این ارتباط قوی‌تر شود.

 

س: آقای مهندس نظر شما در مورد مقوله‌ی ارتباط مؤثر صنعت با دانشگاه چیست؟

سئوال بسیار مهمی را مطرح کردید. به برخی موارد در خصوص ارتباط صنعت و دانشگاه در بخش قبل اشاره شد . در حال حاضر چندین ماه است با گروهی به نام جمعیت ارتباط صنعت و دانشگاه که چند سالی است به همت دانشگاه امیر کبیر در ایران فعال شده همکاری می‌کن ی م. در این میان من فکر می‌کنم یک حلقه‌ی گمشده وجود دارد – به نظر من تا زمانی که واحدهای تحقیقات صنایع ( R&D ها) به سطح قابل قبولی از نظر نیروی تخصصی – دانش و مهارت‌ها و امکانات آزمایشگاهی نرسند نمی‌توان صنعت را  به طور م وثر با دانشگاه ارتباط داد. واحدهای تحقیقاتی صنعت باید تقویت شو ن د و از نظر نیروی تخصصی و دانش کار در سطح بالا برخوردار باش ن د تا بتوان ن د با دانشگاه ارتباط موثر ایجاد ک ن ند. پروژه‌های مشترکی در سال‌های گذشته بوده است که باعث ارتباطاتی بین صنعت و دانشگاه شده اما در زمان مناسب تکمیل نشده و به نتیجه‌ی قطعی نرسیده است. کامل نشدن این پروژه‌ها شبهه‌ای برای صنعت ایجاد کرده است و این باعث شده که به منابع دیگر رجوع کن ن د و حاضر شو ن د هزینه‌های زیادی را بده ن د تا مشکلات را رفع کنند . به این ترتیب به نظر من باید در آن حلقه‌ی مفقوده که اشاره شد یک گروه کاری متخصص که هم آشنایی خوبی از مشکلات صنعت دارند و هم از دانش و تخصص‌ و امکانات دانشگاهی مطلع هستند قرار گیرند و این ارتباط را ایجاد کنند. در واقع لازم است این گروه تخصصی بتوانند یک برنامه کاری ( Business Plan ) تهیه کند که به حل مشکلات صنعتی با کمک دانشگاه منجر شود .  دانشگاه باید اعتماد ایجاد کند که می‌تواند مشکلات صنعت را در زمان و بودجه‌ی قابل قبول حل کند و صنعت کشور نیز اعتقاد پیدا کند که باید صنعت ما تخصصی و بر پایه‌ی علم و دانش روز باشد تا بتواند در بازار بین المللی رقابت کند .

 

س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" که این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می‌رسد و گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می‌کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می‌توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟              

به نظر من برنامه و تمرین خوبی است، تا بتوان مهارت‌های افراد و استعدادهای بالقوه‌ی آنها را برای کارآفرینی رشد د اد . در خارج از کشور معمول این است فردی که می‌خواهد کسب و کار تجاری ( Business ) خود را راه‌اندازی کند، ابتدا باید چند سالی در یک سازمان کار کند که هم دانشی را که در دانشگاه فرا گرفته‌ بکار ب رد و هم یک سرمایه اولیه برای خود ایجاد کند تا در راه‌اندازی شرکت از این درآمد استفاده کند. مهم‌تر اینکه فرد یاد می‌گیرد با یک سازمان تولیدی و یا خدماتی چگونه کار می‌کند .  به نظر من مهم است که در این شرایط تمرین ایجاد کارآفرینی که در دانشگاه میسر شده شرکت کنندگان مطالبی ازجمله ساختار سازمان، ارتباطات داخل سازمان – اصول مدیریت و مهارت‌های مالی و غیره را فرا گیرند. اگر ما بتوانیم ایده‌های جدید ارائه دهیم که نوآوری و حل یک مسئله‌ای مهم در کار باشد قطعاً موفقیت بیشتری در پی دارد. تأکید من این است که این گروه‌ها از بازار شروع کنند و نیازها را دقیقا بررسی کرده و با توجه به دانشی که دارند تبدیل به یک برنامه تجاری ( Business Plan ) کنند.

 

س: تعریف شخصی شما از کارآفرینی چیست و به نظر شما خصوصیات فرد کارآفرین چیست؟

تعریف کلاسیک کارآفرینی مشخص است. اما از نظر خصوصیات کارآفرینان ، به نظر من فرد کارآفرین باید ابتدا هدف را به صورت شفاف تعیین کند و اینکه دقیق بداند چه کار می‌خواهد انجام دهد – یک برنامه دقیق با توجه به امکانات تنظیم کند و به جزئیات کار توجه کند. فرد کارآفرین باید نظم و انظباط کاری داشته و اولویت‌ها را خوب تشخیص دهد. پشتکار، سعی و تلاش و قدرت ریسک‌پذیری داشته و علاقه‌ داشته باشد کار را به انتها برساند. همچنین حضور یک مدیر قوی و سازماندهی یک تیم کاری با تخصص‌های مختلف از جمله در زمینه بازاریابی – دانش فنی – امور مالی و جذب سرمایه اهمیت زیادی دارد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  مصاحبه آقای مهندس ملاکی

س: آقای ملاکی لطفاً خودتان را معرفی کنید و در صورت چگونگی ورودتان را به دنیای کار و تولید توضیح فرمایید؟

من متولد سال 1331 در استان خراسان هستم، سال 1350 در رشته‌ی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم و در سال 54 فارغ التحصیل شدم. از سال 55 تا 57 با استفاده از طرح سربازی در دانشگاه شیراز تدریس کردم، از مهر 57 حدود یک سال در برق تهران مسئول گروه رلیاژ بودم. بعد از انقلاب با دفتر مرکزی جهادسازندگی همکاری داشتم مسئول جهاد برق تهران بودم. در سال 59 به عنوان مشاور استاندار خراسان و عضو هیأت رئیسه‌ی مرکز خدمات عمرانی و تولیدی مشغول به کار شدم، در سال 60 هم به عنوان مدیرعامل برق منطقه‌ای خراسان منصوب گردیده و تا فروردین 68 خدمت کردم. از نیمه دوم سال 67 تا شهریور 80، تحت عنوان معاون وزیر نیرو و مدیر عامل شرکت توانیر و مدیر عامل سازمان برق ایران مشغول به کار بودم. از مهر 80 به مدت یکسال به عنوان معاون وزیر نفت مشغول به کار بودم و از شهریور 81 تا دی ماه 84 به عنوان معاون وزیر نفت در امور گاز و مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران مشغول به خدمت بودم. در دی ماه 84 به درخواست خود بازنشسته شدم و در حال حاضر کار آزاد انجام می‌دهم.

 

س: طی مدتی که شما در مراکز مختلف نقش مدیریتی را داشتید به نظر خودتان در کدام مراکز تحول‌آفرین بودید؟

من فکر می‌کنم مجموع سالیانی که در برق، گاز و نفت کار کردم، یکی از محورهای اصلی مورد توجه، ضرورت ایجاد تحول و نوآوری و پرداختن به مسائل جدید بوده است. در برق خراسان تحولاتی از جمله، در کیفیت کارها، در روش انجام کارها، در ساختار شرکت ایجاد شد. به عنوان نمونه زمانی که من از سال 60  در استان خراسان شروع به کار کردم، فقط 3 شهر شبکه برق داشت، زمانی که از آنجا بیرون آمدم تقریباً تمام استان خراسان به شبکه‌ی برق وصل بود، از نظر ترکیب نیروی انسانی هم در آن شرکت تحول اساسی ایجاد شد و ترکیب نیروی انسانی شرکت تغییر جدی نمود. در طی مدت خدمت در وزارت نیرو نیز مسائلی از قبیل ظرفیت‌سازی در کشور به طور جدی مورد پیگیری قرار گرفت، که امروزه می‌توان گفت در مجموع بیش از 70% از تجهیزات و لوازماتی که در برق لازم است در کشور تولید می‌شود، ظرفیت‌سازی در زمینه‌های مهندسی، طراحی، ساخت، کارهای پیمانکاری انجام می‌گیرد. در حال حاضر مجموعه‌ی برق غیر از اینکه به خود می‌تواند سرویس دهد به بخشهای دیگر هم سرویس می‌دهد، مجموعه‌ی برق توانسته در امر توسعه‌ی صادرات بپردازد، علاوه بر اینکه داخل کشور را تأمین کرده، نسبتاً بازار خوبی در کشورهای منطقه مانند سوریه برای خود ایجاد کرده است. با توجه به اطلاعاتی که من دارم حدود 300 میلیون دلار سالانه، صادرات تجهیزات برقی به کشورهای همسایه داریم و این از دیدگاه من بسیار مهم است. شرکت‌های خصوصی وجود دارند که بدون هیچ گونه حمایتی، از نظر فنی و از نظر رعایت استانداردها در منطقه مدعی هستند و کالاهای آنها خریداری و استفاده می‌شود. به هر حال نقاطی هستند که صادرات برق در آنها بسترسازی شده است. در بخش برق نیروی انسانی خوبی در دانشگاه‌های مختلف کشور از نظر کیفیت و کمیت تربیت می‌شوند. بخش برق فقط دانشجویان رشته‌ی مهندسی برق را جذب نمی‌کند بلکه مکانیک و متالورژی را هم جذب می‌کند و شاید تعداد آنها حتی از مهندسین برق هم بیشتر باشد. در نفت و گاز هم مدتی که من بودم، بیشتر تلاش من این بود که نسبتاً تحولات خوبی ایجاد شود. استنباط من از بخش گاز این است که کشور باید از نظر تأمین گاز پیشرفت کند. در بخش گاز، شرکت گاز استانی تازه تشکیل شده بود، آنها اختیارات لازم و تجربه را نداشتند، امکانات لازم در آنها وجود نداشت، اختیارات آنها هم محدود بود، در حالی که توقع بالایی از کار وجود داشت، به هر حال به طور جدی در این بخش کار شد تا این بخش توانا شود. حجم کاری چند برابر نسبت به گذشته انجام دادیم، به این ترتیب در ستاد شرکت تحولاتی را ایجاد کردیم که باعث شد کیفیت و کمیت را افزایش دهد. ظرفیتی برای ایجاد حدود چهار هزار کیلو خط انتقال فشار قوی و ایستگاه‌های مربوط ایجاد شده که این ظرفیت در سال 80 و 81 اصلاً در شرکت گاز و مجموعه‌هایی که با آن کار می‌کردند چه پیمانکاران، چه مشاوره‌ها و چه سازندگان وجود نداشت، با تلاش فراوان توانستیم همه بخش‌ها را تکثیر کنیم. در سال 81 فقط یک کارخانه‌ی تولید لوله‌های گاز فشار قوی فعال بود. در سال 84 حدود 4 کارخانه‌ی فعال و 2 کارخانه‌ی جدید در حال تأسیس داشتیم.

 

س: شما در راستای پیشرفت کار به چه میزان با مراکز علمی تحقیقاتی در ارتباط بودید؟

برای اینکه پیشرفت صورت گیرد، هم استفاده از تجربه‌ی دیگران لازم است و هم اینکه خود ما به پژوهش و تحقیق که جزء خیلی مهم است بپردازیم. من به بسترسازی تأکید می‌کنم، در بخش برق توجه جدی به سیستم تحقیقات و پژوهش داشتیم، در همکاری با مراکز علمی ساختاری تعریف شد که در هر شرکت یک واحد مدیریت پژوهش ایجاد شود، مدیر پژوهش را در شرکت‌ها تا حد معاونت در شرکت‌ها رشد دادیم و اعتبارات خوبی از نظر مالی برای توسعه در زمینه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری برای این بخش پیش‌بینی شد و واحدها تشویق شدند که به فعالیت‌های پژوهشی هر چه بیشتر اهمیت بدهند. در کنار این فعالیت‌ها به برگزاری کنفرانس‌ها پرداختیم، مراکزی را ایجاد کردیم تا بتوانند کمک کنند، هم ارتباط با مراکز علمی کشور توسعه ‌یابد و هم پروژه‌ها ‌یا طرح‌های پژوهشی اگر انجام می‌شود، آثارآن در بازار و فضای کاربردی نمایان شود. از جمله کارهایی که صورت گرفت، تأسیس یک مورد پژوهشگاه نیرو بود، تقریباً عموم دانشگاه ها با آن در تعامل هستند، اساتید دانشگاه ها حتی تشویق شدند که فعالیت‌های مطالعاتی‌شان را در اینجا انجام دهند. دستورالعملی که تصویب شد این بود که اگر دانشگاه‌ها، پروژه‌هایی را در بخش برق، نفت و گاز انجام دهند، از نظر مالی به افرادی که در این پروژه‌ها کار می‌کنند کمک شود. کمک به ایجاد و توسعه سخت‌افزاری دانشگاهی نظیر ایجاد دانشکده‌های جدید در بخش انرژی و یا توسعه دانشکده‌های موجود انجام گرفته است.

 

س: نظر شما در مورد ارتباط مؤثر دانشگاه با صنعت چیست؟

از هر دو طرف مشکلاتی وجود دارد. صنعت ما به بازار داخلی متکی است که رقبای جدی برای آن وجود ندارد و نگران بازار نیست، در این صورت خیلی اساسی نیاز به تحقیق و پژوهش ندارد، نوآوری و با جهان حرکت کردن را در خود نمی‌بیند. از طرف دیگر تعداد قوانینی که ما داریم و محدودیتی که مراکز نظارتی در فعالیت‌های بخش صنعت ایجاد می‌کنند، باعث می‌شود انگیزه‌ها برای فکر کردن کم شود، به عبارت دیگر جرأت از مجموعه‌های مدیریتی بخش صنعت برای این نوع فعالیت‌ها گرفته شود، به این ترتیب خیلی نیاز به توسعه و آینده‌گری نمی‌بیند. مشکلی که از طرف دانشگاه وجود دارد، من فکر می‌کنم یک مقدار از درگیری در مسائل کاربردی ترس دارد. در ایران دانشگاه‌ها کمتر گرایش به کار، کاربردی دارند و بیشتر در بخش تئوری کار می‌کنند. مشکل دیگر این است که از صنعت فقط توقع پشتیبانی مالی دارند، در صورتی که صنعت انتظار دارد اگر در زمینه مالی همکاری انجام می‌پذیرد یک مشکلی را از آنها بتواند حل کند. من فکر می‌کنم اینها مسائلی هستند که وجود دارد. در حال حاضر دفاتری برای صنعت در دانشگاه وجود دارد، ایجاد پارک‌هایی تحت عنوان پارک توسعه‌ی صنایع، این نوع فعالیت ها در ایجاد ارتباط مؤثرتر کمک می‌کند.

 

س: در مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف ایده‌ای مطرح شده تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" که این ایده در فاز مطالعاتی قرار دارد در قالب این طرح فراخوانی به چاپ می‌رسد و گروه‌های دانشجویی که در زمینه‌ی کاری علاقمند هستند و احساس می‌کنند می‌توانند نوآور باشند به مرکز مراجعه کنند و ثبت شرکت انجام دهند البته ثبت شرکت در داخل دانشگاه صورت می‌گیرد، حوزه‌ی فعالیت آنها مرز دانشگاه است و قوانینی هم که بر ایشان حاکم است قوانین ساده شده‌ی تجارت می‌باشد. آنها تحت رهبری علمی و فنی یا فنی و علمی یا نیرویی که از صنعت آمده‌ یا نیرویی که آکادمیک است می‌باشند این مرکز نقش مشاور را برای این تیم‌ها دارد و آموزش‌های لازم را به آنها می‌دهد. پروژه‌های علمی که در نظر دارند را ابلاغ می‌کنند تا به نتیجه‌ی خوبی برسند، بعد از فارغ التحصیلی به 3 دسته تقسیم می شوند: دسته‌ی اول تیمی که موفق بوده از تجربیات خود استفاده می‌کند و همان طور که موفق بوده می‌توان به آن کمک کرد تا موفق بماند، دسته‌ی دوم تیمی که شکست خورده با توجه به اینکه شکست خورده، شکست آنها تبعات زیادی نداشته و از طرفی این تجربه می‌تواند یک پشتوانه برای آنها باشد و در بیرون راحت کار کنند، دسته‌ی سوم تیمی که بین‌نا‌بین هستند نه خیلی موفق و نه ناموفق اینها را می‌توان در مرکز رشد و فناوری دانشگاه تحت پوشش قرار داد تا در آنجا پیشرفت کنند با این توضیحات لطفاً نظر خود را در ارتباط با این ایده بفرمایید؟

با توجه به اطلاعاتی که من دارم، یک چنین مراکزی را الان با فارغ التحصیلان شروع می‌کنند، اگر این کار را از یکی دو سال زودتر از فارغ‌التحصیلی شروع کنیم فکر می‌کنم بهتر باشد. مثلاً دانشجویان سال سوم، نقطه‌ی مثبت آن این است که از طرفی فعالیتی را زودتر شروع می‌کند و از طرف دیگر فرصت دارند که خود را تنظیم کنند. نقطه ضعفی هم که به نظر من می‌رسد این است که در حالیکه برای کوتاه مدت به نفع کشور است اما در دراز مدت ممکن است ما را از پرداختن به مسائل پایه‌ای در تحقیقات باز نگهدارد، که این خیلی مسئله‌ی مهمی است.

 

س: تعریف شخصی شما از کارآفرینی درون سازمانی چیست؟ و این کارآفرین باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟

من فکر می‌کنم منشاء کارآفرینی هدف داشتن است، زمانی که شما درون سازمان مسئولیتی را بر عهده می‌گیرید، باید اهدف اصلی و بنیادی را برای آن سازمان و دوره مدیریت خودتان تعریف کنید و به سمت هدفها حرکت کنید. یک مدیر باید توانایی دادن ایده را داشته باشد، اگر این توانایی را نداشته باشد به نظر من نمی‌تواند سازمان را به پیش ببرد و موفق باشد.

 

س: به عنوان مطلب آخر اگر صحبتی است بیان کنید؟

با توجه به تجربه‌ی خودم می‌توانم بگویم، بخشی از نیروی انسانی که به فراموشی سپرده شدند، بخش مدیران کشور هستند، من فکر می‌کنم باید به آیندگان پیغام دهیم که قدردان زحمات آنها باشند با همکاری یکدیگر تلاش کنیم، اگر عقب ماندگی وجود دارد، جبران کنیم، کشور ما دارای مزیت‌هایی از جمله نیروی انسانی مطلوب است. باید به مدیران و افرادی که نقش تعیین کننده دارند توجه شود و مورد حمایت قرار گیرند. ضمن آنکه بیشترین سرمایه را صرف پیشرفت مراکز علمی و دانشگاهی بنماییم و باور داشته باشیم که هزینه‌های دانشگاه‌ها در مقایسه با منابع مالی که در صنعت وجود دارد ناچیز است و جای کمک فراوان به این مراکز علمی از طرف صنعت وجود دارد.  

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

تعریف کسب و کار کوچک:
به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند. در بیشتر موارد این تعریف به واسطه نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شود تا تحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی را صورت دهند. به علاوه ، این استانداردها برای برنامه‌هایی که در خصوص کمک بهبود به امور مالی است کارا می‌باشد. کسب و کار کوچک بصورت مستقل است و هر شرکتی با کمتر از 500 پرسنل در این حیطه قرار می‌گیرد. این اندازه مرسومترین استاندارد تعریف شده است. در آمریکا حدود 5/22 میلیون کسب و کار مستقل از کشاورزی و زراعت وجود دارد که 99 درصد آن کسب و کار کوچک(
Small Business ) به حساب می‌آیند.
راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک:
این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.
گام اول: ارزیابی اولیه
- آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است ؟
بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.
- آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟
این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک ، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.
- تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟
صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و ... در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.
- تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟
صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم ، به سرعت و در شرایط بحرانی بتوانند مستقلا" تصمیم‌گیری کنند.
- آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟
مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان ، مستلزم فشارکاری زیاد ، ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید 12 ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟
- تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟
تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکستها در صورت برنامه‌ریزی صحیح ، به وجود نمی آمد.
- آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟‌
ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است که می‌تواند در این مواقع سختی ، دلگرم و امیدوار سازد.
- این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟
سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند. در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار ، دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد.
این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد ، اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند ، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا" از ریسکهای آن بیشتر است.
اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!
زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما" به نفع شماست و نه شخص دیگر!
امکان کسب درآمد و رشد ، محدودیت کمتری دارد.
چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.
اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.
گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار
شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار (
Business Plan ) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:
- قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آنها وارد دنیای تجارت شوید ، تهیه کنید. مثلاً:
شما می‌خواهید رئیس خود باشید.
شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید.
شما می‌خواهید آزاد باشید.
شما می‌خواهید آزادانه تمامی تواناییها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.
- سپس بایستی تعیین کنید که اصولا" چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید:
من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟
چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟
به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟
من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟
آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند ، دارم؟
- پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:
آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟
رقبی من چه کسانی خواهند بود؟
مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟
آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟‌
آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟
- آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:
من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟
چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟
چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟
ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامی عام، خاص و ... )
اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟
چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟
به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟
پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.
گام سوم: تامین منابع مالی
یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار ، جذب و تامین منابع مالی کافی برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول برای شرکتهای کوچک دارد. همچنین شما را در تهیه درخواست وام (
Loan Prposal ) یاری می‌دهد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که قبل از تصمیم‌گیری ، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم :
- پس‌اندازهای شخصی
- دوستان و افراد خانواده
- بانکها و مؤسسات اعتباری
- شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز
چگونه یک درخواست وام (
Loan Prposal ) تهیه کنیم؟
مورد قبول واقع شدن درخواست شما بستگی به نحوه تنظیم درخواست شما دارد. بخاطر داشته باشید که وام دهندگان در کاری سرمایه‌گذاری می‌کنند که نسبت به بازگشت سرمایه خود مطمئن باشند. بنابراین یک درخواست وام خوب شامل اطلاعات زیر باید باشد:
اطلاعات کلی راجع به شرکت :
- نام و آدرس شرکت ، نام مدیر ،‌ اعضای هیئت مدیره و ...
- دلیل نیاز به وام ،‌مورد مصرف وام و ضرورت آن.
- مبلغ دقیق موردنیاز برای رسیدن به اهداف مربوطه.
تاریخچه کسب و کار :‌
- تاریخچه و طبیعت کار ، توضیح کامل در مورد نوع کار ، قدمت و کارکنان و دارایی‌های آن.
- اطلاعات کامل راجع به نحوه مالکیت و ساختار قانونی شرکت.
اطلاعات راجع به مدیریت :
نوشته کوتاهی راجع به مدیران ، سوابق ، تحصیلات ، تجربیات و مهارتهای آنان تهیه کنید.
اطلاعات بازار :
- به وضوح محصول و یا خدمت شرکت خود و بازار آن را تشریح کنید.
- بازار رقابت و رقبای خود را شناسایی کرده و مزیت رقابتی خود را بیان کنید.
- اطلاعاتی راجع به مشتریان و اینکه چگونه کسب و کار شما نیازهای آنها را برطرف می‌کند ، تهیه کنید.
اطلاعات مالی :
- صورتهای مالی و سود و زیان 3 سال گذشته خود را ارائه کنید. در صورت شروع یک کسب و کار جدید درآمدهای پیش‌بینی شده را ارائه کنید.
- اطلاعات مالی راجع به خود و سایر سهامداران عمده شرکت را بیان کنید.
- و در آخر سوگندی مبنی بر تعهد نسبت به وام یاد کنید و امضاء نمائید.
وام دهندگان بر چه اساسی شما را می‌سنجند؟
وقتی وام دهندگان درخواست شما را بررسی می‌کنند شش فاکتور را مدنظر قرار می‌دهند که به شرح زیر می‌باشند:

6
C مالی:
1.
Character : شخصیت وام گیرنده و میزان تعهد و جوانی و اخلاقی وی مبنی بر بازگشت وام در زمان مقرر.
2.
Capacity to pay : ظرفیت بازپرداخت وام گیرنده که بر اساس تجزی تحلیل و بررسی درخواست وام ، صورتهای مالی و سایر مدارک مالی وی تعیین می‌شود.
3.
Capital : شامل مجموع کل بدهی‌ها و دارایی‌ها می‌باشد که وام دهندگان ترجیح می‌دهند که نسبت بدهی به دارایی شرکتها حتی‌المقدور کمتر باشد چرا که نشانگر پایداری مالی شرکت است.
4.
Collateral : میزان وثیقه که هر چه بیشتر باشد و اختلاف آن با مبلغ ،‌ وام داده شده کمتر ، اطمینان خاطر وام دهنده از بازپرداخت وام بیشتر خواهد بود.
5.
Conditions : شرایط کلی اقتصادی ، جغرافیایی وسعتی شرکت ...
6.
Confidence : یک وام گیرنده موفق سعی می‌‌کند که اطمینان وام دهنده را از 5 مورد قبلی جلب کند و وی را به وام دادن ترغیب نماید.
و در آخر برای جمع‌بندی چک لیست زیر را ارائه می‌کنیم که البته برخی از بندها بنابر نوع و ماهیت کسب و کار قابلیت تغییر و یا حذف دارند. چک لیست کلی شروع یک کسب و کار کوچک :
- انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایی‌ها
- انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم در مورد ایده کیب و کار
- تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابی
- انتخاب یک نام برای کسب و کار
- چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه برای استفاده از‌ آن نام
- ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده
- تعیین مکان مطلوب برای شروع کسب وکار
- چک کردن و بررسی قوانین منطقه‌ای ( منطقه انتخاب شده برای احداث کسب و کار )
- تعیین نوع ساختار قانونی شرکت و مستندسازی
- اخذ اجازه ها و لیسانس‌های مورد نیاز
- ثبت حقوق انحصاری (
Copy right )
- در صورت کارآفرینی و یا خلق محصول جدید ، ثبت
Patent
- انجان تبلیغات و نشر اعلامیه های لازم مبنی بر شروع کسب وکار جدید
- تهیه خطوط تلفن کاری و سایر تجهیزات موردنیاز
- انجام کارهای مربوط به بیمه
- اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت
- بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آوری اطلاعات راجع بع قوانین کار
- تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان ( در صورت وجود )
- افتتاح یک حساب بانکی برای کسب و کار
- چاپ کارتهای تجاری برای شرکت و ایجاد آرم برای شرکت
- خرید تمامی لوازم تجهیزات موردنیاز
- ایجاد
E-mail و Website برای شرکت
- انجام تبلیغات وسیع‌تر در نشریات و تلویزیون و...
- تماس با تمامی افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم ، مبنی بر شروع کسب و کار جدید
- سایر موارد

به نقل از روزنامه‌ی تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

آیا تا به حال توجه کرده اید که در هر فرهنگی تمایل براین است که اطراف خودمان را برای پیدا کردن راهبر جستجو کنیم ؟ این یک ضعف است . آیا زمان آن فرا نرسیده است که درون خودمان را جستجو کنیم تا ببینیم چگونه در قرن بیست ویکم می توانیم خود راهبری باشیم که می­خواهیم و به آن نیاز داریم ؟ من فکرمی کنم قطعاً رسیده است .
راهبری یعنی گفتن این که کارکنان چه کاری باید انجام دهند . کارکنان به مدیر به چشم یک قهرمان نگاه می کنند . مدیران در پیشبرد اهداف لازم اند تا مسائل پیش آمده را حل کنند،چون به تخصص تکنیکی آن ها نیاز است و می دانند چگونه از پس کارها برآیند.آن ها باید توان این را داشته باشند تا کشتی را در امواج خروشان به پیش ببرند!
الگوهای سنتی کسب و کار در دنیای امروز به کار نمی آیند. امروزه همزمان با فرسایش الگوهای عصر صنعتی، قدرت ازفروشندگان به خریداران منتقل شده است. راهبری کسب وکار امروزه به یک استاد شعبده بازی و یک شنونده دلسوز نیاز دارد. او باید در امور کسب وکار فهیم ، دارای قدرت درک شهودی باشد .
راهبران باید بتوانند انرژی انسانی را به حرکت درآورده،آن را تنظیم کنند و به سوی یک هدف مشترک که همانا ایجاد ارزش بیشتر برای مشتری است جهت دهند تا یک شرکت سودده ایجاد کنند. شرکت هایی که مراتب بالا تری از رضایت مشتری و کارمند را دارا هستند .

من معتقدم در قرن بیست و یکم برای راهبران کسب وکار موفق هفت ویژگی وجود دارد :
۱) تفکر خلاق
انیشتین گفت " جهانی که خلق کرده ایم حاصل طرز تفکر ماست " . هیچ چیز در آینده بدون روش های بنیادی نو اندیشی تغییر نخواهد کرد . اگر بخواهیم دنیای جدیدی خلق کنیم ابتدا باید تفکر خود و زمینه های فکریمان را تغییر دهیم ٪٨٠ مردم واکنشی فکر می کنند. آن ها زحمت می کشند تا چیزی را برطرف کنند. (معمولاً یک مشکل را ! ) ٪٢٠ دیگر متفکران خلاق هستند آن ها عمل می کنند تا چیزی را به وجود آورند. (خلق کنند). متفکران خلاق از پرسش" چه امکانی وجود دارد ؟ "ترقی می کنند . متفکران واکنشی می پرسند " چه چیزی اشتباه است ؟ یا "چه کسی را باید سرزنش کرد؟ " متفکران واکنشی در واکنش و پاسخ به محیط زندگی می کنند . متفکران خلاق فراتر از محیط می روند .

۲) مهارت بعدی برای راهبرکسب وکار، آمادگی برای تحول است
شخصی که آمادگی تغییر دارد، از تحول استقبال می کند. آن­ها مراحل تغییر و چگونگی اثرآن را بر اغلب کارکنان می دانند و در دخیل کردن کارکنان درآن، مهارت دارند . برخی از کارکنان در برابر تغییر مقاومت می­کنند زیرا آن­ها را مجبور می­کند از گوشه دنج خود بیرون آیند. یک راهبر می داند چگونه کارکنان را از کنج راحت خود با بزرگی و احترام بیرون آورد. او به افراد کمک می­کند به درک مشترکی از گذشته برسند و علت تغییر را دریابند. سپس با ارائه تصویری مثبت از آینده، از طریق فعالیت هایی که همه با آن موافق باشند، آن ها را در جهت درست حرکت می دهد

۳) یک راهبر، معمار چشم اندازهای دور است
این وظیفه ابتدایی اوست تا محیط پویایی را بسازد که فرهنگ نامیده می­شود. فرهنگ روح تعهد است. راهبر یک فرهنگ پیشه­ی ماهر است . او پیکره محیطی را می­تراشد. کارکنان را تحریک ، تشویق و دعوت می کند تا بهتر از آنچه می توانند باشند . راهبر معمار می داند که توانایی خلق محیطی مغذی و چالش بر انگیز برای رشد کارکنان بسیار مهم تر از هر توانایی تکنیکی دیگری است .

۴) پیشرفت مداوم
راهبر امروزی به طورمنظم با عقاید کهنه به چالش برمی خیزد و نسبت به یادگیری و اعمال آن آموخته ها در دنیای واقعی پر شور و با حرارت است. او معمولاً سؤال مورد علاقه مرا می پرسد " چه کسانی چیزی را متفاوت از آنچه که برای من معمول است، انجام می دهند و چه چیزی می توانم از آن ها بیاموزم ؟ "

۵) راهبر جدید با اصالت است
این که شما چه کسی و چگونه هستید به اندازه آنچه می دانید مهم است. خودتان را در بالاترین استاندارد ها نگه دارید. چیزی را که از خود انتظار ندارید از دیگران توقع نداشته باشید. دوستدار حقیقت باشید و حقیقت را بگویید. محترم ترین راهبران آنانی هستندکه در تمام کارهایشان راستگو، بی­پرده و شفاف اند .

۶) مربی
یک راهبر باید مربی باشد و نه یک توصیه گر . او باید فضا را برای اتفاقاتی که می افتد باز بگذارد. گفته می­شود وقتی راهبران به وظیفه خود به درستی عمل کنند کارکنان باور می کنند که کار را خودشان انجام داده اند. راهبران باید به کارکنان کمک کنند تا به مسائل از زاویه دیگری نگاه کنند، سؤالاتی را مطرح نمایند که کارکنان به یادگیری تشویق شوند.

۷) راهبر یک انسان دور اندیش است
به وضوح مستند است که راهبران دور اندیش در بسیج پتانسیل بشری موفق هستند. یک دوراندیش برای جهت­مندی انرژی ها، مرکزیت ایجاد میکند. اهداف واضح با چارچوب معین کارکنان را به تصمیم گیری و تلاش وا می­دارد. امروزه نیاز به شیوه ی جدید در راهبری به طور مشخص احساس می شود . به سبک وسیاق خودتان به دقت بنگرید و ببینید آیا برای زندگی و راهبری در قرن بیست و یک آماده هستید یا نه .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
 

 اگر یک شرکت تمایل دارد که از طریق نام تجاری خود ارتباط عمیق و معناداری با مشتریان خود پیدا کند، ناگزیر است در جست‌وجوی نقاط مشترک، تمایلات و علایق واحد با آن‌ها باشد. نام تجاری باید قادر باشد قلب و روح مخاطب خود را تسخیر کند.

در دنیای امروز که بازارهای آن مملو از محصولاتی است که از لحاظ فیزیکی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. خلق شخصیت مناسب برای یک نام تجاری، می‌تواند تمایز چشمگیری را ایجاد کند. برای تحقق این امر و خلق نام تجاری که در اذهان و قلوب ملکه و ماندگار شود باید به جست‌وجو و بررسی پرداخت، شناسایی زمینه‌های میان مشترکیان از یک سو و نام تجاری از سوی دیگر، از جمله زمینه‌سازی‌های برقراری ارتباطی موثر برای جلب مشتریان بیش‌تر است.

 

هر نام تجاری، شخصیت خاص خود را دارد. نام‌های تجاری که هویت و اهداف خود را مشخص و متمایز می‌سازد و چهره‌ای ملموس و دوستانه از خود ارایه می‌دهند، قادرند که با مشتریان خود ارتباطی غنی و سودمند برقرار کنند و نه تنها بخشی از قلب و ذهن آن‌ها بلکه بخشی از زندگی روزمرهء مصرف‌کنندگان را تسخیر می‌کند.

دستیابی به چنین رویایی با در دست داشتن هفت کلید طلایی برقراری ارتباط با مشتری دور از دسترس نیست. این هفت کلید در واقع نکاتی را شامل می‌شوند که باید بر وجود آن‌ها و وجه مشترک آن‌ها با مشتریان تاکید شود:

1-ارزش‌ها (صلح، مساوات، آزادی و...:) یکی از قدرتمندترین ویژگی نزدیک‌کنندهء انسان‌ها به یکدیگر، ارزش‌های مشترک میان آن‌هاست. ارزش‌هایی چون صلح جهانی، عدالت، آزادی و فرصت‌های برابر باعث گردهم آمدن مردم، سازمان‌ها، نام‌های تجاری و شرکت‌هایی می‌شود که این ارزش‌ها را باور داشته و فعالیت‌های خود را حول تحقق آن‌ها متمرکز ساخته‌اند.

مردم حاضرند زندگی خود را برای حاکمیت این ارزش‌ها خرج کنند. زمانی که یک نام تجاری وفاداری خود را به یکی از این ارزش‌ها نشان دهد، این مساله به صورت بخشی از هویت آن نام تجاری درخواهد آمد.

بنابراین هر آنچه این نام تجاری بگوید یا انجام دهد به مثابهء فراخوانی است از مشتریان خود که به ارزش‌های یکسانی پایبند هستند. این امر زمانی چشمگیرتر می‌شود که کالاها و خدمات ارایه شده توسط این نام تجاری، پاسخگویی نیازها و انتظارات این گروه هدف باشد.

2-مبانی مشترک (مذهب، قومیت، زبان، فرهنگ، تابعیت، تحصیلات، تخصص، مکان جغرافیایی و...:) یکی دیگر از ویژگی‌های مهم در برقراری یک ارتباط طبیعی و سریع، مبانی و ریشه‌های مشترک است. مردم با نام تجاری که نشان‌دهندهء فرهنگ، موقعیت جغرافیایی، مذهب یا پیشینهء مشترکی با آن‌هاست، زودتر ارتباط برقرار می‌کنند و به طور طبیعی جذب آن می‌شوند و حتی قبل از برقراری ارتباط به بسیاری از نقاط مشترک مورد نظر پی می‌برند. برای درک بهتر، یک مسافر را در کشوری خارجی تصور کنید این شخص قطعا در جست‌وجوی رستورانی خواهد بود که غذای مورد علاقهء وی را داشته باشد.

3-دغدغه‌های مشترک (سیاست، محیط زیست، حیات وحش و...:) ارزش‌ها و دغدغه‌های مشترک سبب جلب مردم به سوی نام‌های تجاری می‌شود که از مبارزات و فعالیت‌هایی که در زمینه‌های مرتبط رخ می‌دهد، حمایت کند. مثلا افرادی که در جهت حفظ محیط زیست و حیات‌وحش فعالیت می‌کنند به سرعت جذب نام‌های تجاری می‌شوند که فعالیت‌های مشابهی دارند آن‌ها به سرعت به سوی نام‌های تجاری در صنعت اتومبیل‌سازی گرایش می‌یابند که به تولید و گسترش اتومبیل الکتریکی می‌پردازند. نمونهء دیگر افرادی هستند که از طرفداران کاهش وابستگی به نفت و سوخت‌های فسیلی به شمار می‌روند، آن‌ها تمایل به خرید وسایط نقلیه‌ای دارند که به سوخت فسیلی نیاز نداشته باشد. حتی اگر مجبور شوند هزینهء بیش‌تری بپردازند (محصولاتی که به محیط‌زیست آسیب نمی‌رسانند)، این کلید طلایی از اهمیت دوچندانی برخوردار است و نباید از توجه به آن غفلت کرد. زیرا همان‌طور که گفته شد مشتریان هدف حتی حاضرند قیمت‌های بالاتری بپردازند، اما کالا و خدمات مورد علاقه‌شان را که برای آرمان‌های آن‌ها ارزش قایل است، خریداری کنند.

4- علایق و منافع مشترک (ثروت، قدرت، اطلاعات، شهرت و...: )یکی دیگر از مواردی که فاصلهء میان مردم و نام تجاری را کم می‌کند علایق و منافع مشترک است. مردم تمام تلاش خود را در جهت کسب ثروت، قدرت یا دانش بیش‌تر به کار می‌گیرند. نام‌های تجاری که با این گروه‌های مشتریان همبستگی‌های بیش‌تری نشان دهند و یا حتی به آن‌ها در تشخیص و دستیابی به منافع و علایق‌شان یاری رسانند، در برقراری ارتباطی موثر و عمیق موفق‌تر خواهند بود.

5- شیوهء زندگی مشابه (مد، خانه، رستوران‌ها، نحوهء گذراندن تعطیلات و...:) وجود الگوهای مشابه در شیوه و سبک زندگی می‌تواند نقاط مشترک فراوانی بین مردم و حتی بین افراد و نام‌های تجاری، ایجاد کرده و سبب نزدیکی آن‌ها شود. افرادی که سلیقهء مشترکی در مد، مسافرت یا نحوهء‌گذران اوقات فراغت دارند مستقیم یا غیرمستقیم به این نتیجه می‌رسند که از الگوهای مشابهی در شیوهء زندگی خود بهره می‌گیرند. افرادی که متعلق به یک طبقهء اقتصادی، اجتماعی هستند عموما الگوهای مشخص را در شیوهء زندگی خود پیاده می‌کنند. البته نباید این مساله را نادیده گرفت که برخی افراد، تلاش می‌کنند شیوهء زندگی گروه‌های اجتماعی را نشان دهند که به آن‌ها تعلق ندارند و آرزو دارند که نحوهء‌زندگی آن‌ها به آن صورت به نظر برسد، اما در کل این موضوع تاثیر چندانی بر نحوهء خرید آن‌ها و نام‌های تجاری که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، نمی‌گذارند. نام‌های تجاری موفق، نمادی از یک شیوهء زندگی خاص بوده‌اند و به گونه‌ای در اذهان نقش بسته‌اند که محصولات آن‌ها نمادی از یک سبک خاص زندگی به شمار می‌رود به گونه‌ای که مردم با استفاده از آن‌ها، پیام‌های مشخصی را دربارهء‌نحوهء زندگی خود به دنیای خارج می‌فرستند.

6- سرگرمی‌های مشابه (ورزش، هنر، موسیقی، مسافرت و...:)‌از داشتن سرگرمی‌های مشابه نیز می‌تواند افراد را به یکدیگر نزدیک و آن‌ها را به سوی نام تجاری جلب کند که به سرگرمی‌های مورد نظر آن‌ها علاقه نشان می‌دهد. مثال‌های فراوانی در این مورد وجود دارد که در بخش ورزش به شدت خودنمایی می‌کنند.

7- ترجیحات مشابه (غذا، نوشیدنی، اتومبیل، لباس و...:)‌افرادی که ترجیحات مشابهی دارند به طور طبیعی دارای نقاط مشترک بیش‌تری خواهند بود مثل افرادی که به غذای ایتالیایی، شکلات سوییسی یا مینی‌ماینر علاقه دارند، آن‌ها زمینه‌های مستعد بیش‌تری برای نزدیکی و برقراری ارتباط، با یکدیگر می‌یابند. زمانی که یک نام تجاری به برجسته‌سازی ترجیحات گروه هدف خود بپردازد مشتریان خود را به نام تجاری نزدیک‌تر احساس می‌کنند و این امر حتی می‌تواند موجب تحریک مشتریان بالقوه و بالفعل به خرید محصولات جدید یا مدل‌های جدید محصولات قبلی آن نام تجاری شود.

باید به این نکته توجه داشت که هنر برقراری ارتباط، به اندازه یا نوع شرکت بستگی ندارد، بلکه دیدگاه شرکت هدف و رسالت آن است که در این‌جا نقش بزرگی ایفا می‌کند، راز دستیابی به این هفت کلید بسیار ساده است، اما در عین حال می‌تواند بسیار دشوار و پیچیده باشد. یک نام تجاری باید صورت انسانی خود را به نمایش بگذارد، کارهای درست انجام دهد و بهترین‌ها را برای بهبود زندگی مشتریان خود پیشنهاد کند. زمانی که هر آنچه انجام می‌دهیم با تمامی وجود و احساس‌مان آمیخته باشد، این ارتباط شگفت‌انگیز برقرار خواهد شد و کلیدهای طلایی درهای موفقیت را به سوی نام تجاری ما باز خواهند کرد.

منبع: www.mydocument.ir



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب


همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

استرس و اضطراب در محیط کار به یک خطر شغلی برای سلامتی افراد در سراسرجهان تبدیل شده است . پژوهش‌ها نشان داده است که کارمندان در مدت کوتاهی می‌توانند در مقابل فرسایش ناشی از استرس‌های کاری تاب بیاورند . فرهنگ سرعت ،اسایش و لذات آنی هم ما را به سوی واکنش‌های استرس زا می‌ کشاند .


ـ اما آیا استرس کاری زنان با استرس کاری مردان تفاوت دارد؟ بر اساس تعریف ، چون استرس پاسخ فیزیکی بدن و روان به شرایط خطرناک است ،پژوهش‌ها نشان داده است که استرس زنان در محیط کار بیشتر به عدم تعادل بین خانه و شغلشان ارتباط دارد واسترس کاری مردان بیشتر به شغلشان مربوط است .


تحقیقات گویایی این مطلب است که زنان بیش از 60 درصد در نگهداری خانه و فرزندانشان موفق ترند . زنان مجرد و مطلقه ( بیوه ) که به تنهایی زندگی می‌کنند ، حدود80 تا 100صد مسئولیت‌های خانه داری و بچه داری را برعهده دارند . در نتیجه ، زنان بیشتر احتمال دارد که بیش از رسیدن به سرکار دچار استرس شوند .


ـ شرایط مکانی یکی از بخش‌های پیش بینی استرس است . بنابراین ، یک خانم در جایی با انعطاف کمتر ، در معرض خطر بیشتری نسبت به محیط‌های آرام قرار دارند .جالب است که پیامد استرس زنان به طور قابل توجهی متفاوت است . به طور طبیعی ، زنان می‌توانند چند کار را با پیچیدگی آن انجام دهند . بدون در نظر گرفتن کار برای خود یا دیگران ، خانواده و کار از هم جدا نیستند .


ـ بنابراین با چه روش‌هایی می‌توان استرس کار زنان را کاهش داد ؟


1. استرس را جدی بگیرید و ساده نپندارید .


2. زمان استراحت ، استراحت واقعی داشته باشید .پژوهش‌ها نشان داده که زمان‌های کوتاه استراحت یا ناهار ، کارایی ما را افزایش می‌دهد ، بنابراین بهتر کار می‌کنید ، قدم زدن در بیرون اثر زیادی دارد ، یک جفت کفش راحت داشته باشید .


3. در محیط کار ، چه چیز‌هایی به شما ارامش می‌دهد و از استرس دور می‌کند ؟  هریک از عواملی که در کاهش استرس نقش دارند را پیدا کنید .


4. گفت و گو‌های روشن و درست روش مهمی‌در کاهش استرس‌های ناشی از انتظارات وقت‌ها ، زنان با احساسات گفت وگو می‌کنند ، متاسفانه در چنین گفت و گو‌هایی، پیام اصلی گم می‌شود .


5. به طور طبیعی ، کافئین موجب واکنش‌های استرس زای جسمی‌می‌شود . درمحل کار ، چقدر قهوه یا نوشیدنی‌های دارای کافئین می‌نوشید ؟ این گونه نوشیدنی‌های را کاهش دهید و به جای آن ، آب نوشید .


6. خوب صبحانه بخورید . پژوهش‌ها نشان داده خوردن صبحانه یکی از سالم ترین عادت‌هاست . بدن و مغز ما در طول شب به مدت 12 ساعت یا بیشتر بدون کربو هیدرات‌های بوده است . صبح ، هنگام تجدید آن است . غذاهای ساده برای جبران آن بهتر است ، مانند ماست ، میوه ، آب میوه یا مخلوط آنها و می‌توانید روز خود را با پروتئین ، کلسیم و ویتامین‌ها شروع کنید.


7. روغن‌ها یا بوهای ملایم و معطر مانند رز و نارگیل ، استرس را کاهش می‌دهند .


8. بیرون از محل کار از خود مراقبت کنید . خواب خوب ، تعادل هورمونی و ترمیم سلولی را برای بدن ما فراهم می‌کند . ببینید به چه چیزهایی نیاز دارید تا 8-7 ساعت بخوابید . غذای مناسب بخورید که بدن تان را برای زمان استرس ، آماده کند . سس‌ها و مواد شیمایی را کاهش دهید یا قطع کنید .


9. در زمان بندی سخت برنامه‌ها ، ورزش کاهنده خوب استرس است .


10. بیاموزید چگونه واقعا استراحت کنید . ممکن است این پیشنهادات تکراری به نظر آید اما زنان از افراد دیگر بیشتر از خود مراقبت می‌کنند . این احساس مسئولیت در زمان کار هم با آنهاست . موسیقی آرام گوش کنید و به چیزهای خوب گذشته فکر کنید حتی اگر کوچک باشد . زمان های دلچسب ، بازده کاری را افزایش می‌دهد .


11. در مورد کاهش استرس ، اضطراب نداشته باشید و از آن نگرانی نسازید .
به واکنش‌های بدنتان در شرایط گوناگون توجه کنید ، نفس‌های عمیق بکشید و پیشامدهای منفی را به مثبت تبدیل کنید .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب


همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

اشاره:


مشتریان در تشریک مساعی برای تقویت برند شما چه انگیزه ای دارند و نقش محققین چه می تواند باشد؟
ایجاد زمینه و انگیزه برای مشتریان جهت تشریک مساعی در تقویت و توسعه  یک برند، شیوه ای است که بر"هر چه مفید تر بودن" متمرکز است. فلسفه بازاریابی اجتماعی در عمق دیدگاه خود بر این اصل یعنی مفید بودن تکیه می ورزد و این بدان مفهوم است که دیگر فروش محصولات و خدمات بر دو عامل خریدار و فروشنده محدود نمانده و عامل سومی با شاخص مفید بودن این تعامل، بر آن نظارت می نماید.
درگیر کردن و دخالت دادن مشتری در کارها، تمایز محصول یا خدمات،و تحسین کردن مردم به جای تحریک آنها به خرید، جایزه دادن به خاطر خرید، یا ارائه فرصتهائی برای مشهور کردن آنان، روشی است که به شراکت با مشتریان در ساخت و تقویت برند منجر می گردد.اینکه انگیزه مردم در حمایت از برخی برندها چیست و اینکه برخی برندها ذاتا" دارای طراحی مشارکت آمیز می باشند، از جمله موضوعاتی هستند که به نظر می رسد در هفت اصل مورد شناسائی قرار گرفته زیر مستتر باشد. اصولی که حاصل تحقیق از مشتریان و کارشناسان صنفی است.
1- به دیگران هم فرصت دهید : برای مشتریان نقشی فراتر از خرید محصول یا خدمات تان قائل باشید.به طور مثال آیا نمی توان مشتری را در قلب روندهای نوآوری و ارتباطات سازمان قرار داد.این استراتژی برای برندهائی که دائما" به دنبال نو آوری و تغییر هستند نظیر مد لباس و فن آوری، می تواند بسیار مفید واقع گردد. برندهائی که در راستای خواست مشتریان به فعالیت و تولید می پردازند غالبا" از درجه ماندگاری و محبوبیت فوق العاده ای برخوردارند زیرا این محبوبیت خود را از تامین نیاز واقعی مخاطبین خود حاصل می نمایند.اینکه بدانیم کجا بایستی به دیگران نیز فضا بدهیم موکول به داشتن قدرت شنوائی بالا و یکپارچگی و پیوستگی در این امر یعنی شنیدن صدای مشتریان است.اگر هدفمان جایگزینی برندهای سنتی رانشی و یک سویه به برندهای کششی و دو سویه با مشتریان باشد، آنگاه گام اول در سنخیت برندها با آنچه مردم فکر می کنند، می گویند، و می خواهند را برداشته ایم.
2-داشتن ماموریت و نه فقط بیانیه ماموریت :  داشتن بیانیه ماموریت به نوعی دارائی در شرکتها مبدل گردیده است که گاهی به خاطر آن مباهات ورزیده می شود.اما ماموریتهائی که فراتر از نتیجه گیری های صورتجلسات به عمل در آیند، عموما" پویائی خود را حفظ  می نمایند. برندها بایستی وجوه تمایز را خوب بدانند زیرا مصرف کنندگان، اینگونه عمل می کنند. به یاد داشته باشید حتی صحیحترین و پرطرفدارترین ماموریتها صرفا" زمانی کارآئی خواهند داشت که حمایت تمامی سطوح سازمانی را در پی داشته باشند.لذا نبایستی از تفهیم ماموریت برای کارکنان وهمچنین همراه ساختن آنان با ماموریت سازمان غفلت ورزید.
3- رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون :  شفافیت یا وضوح و برند سازی به کمک مشتریان، دو جزء غیر قابل تفکیک می باشند.لازم به ذکراست که رسانه های دیجیتالی کار بازبینی مشتریان و نظارت یا اندازه گیری صحت و سقم عملکرد و ادعاهای برندها را آسان تر ساخته است.برندها بایستی در عملکرد داخلی و ادعاهای خارجی یکسان و پیوسته عمل نمایند زیرا غالبا" از نظر عموم مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.علنی سازی در کلیه امور و وجوه می تواند زمینه ساز اعتماد مشتری باشد که گامی فراتر از رضایت مشتری محسوب می شود.
4-حقیقتا" به مردم ارزشی افزوده ارائه کنید: هر محصول یا خدمت بایستی به ایجاد مزیت در زندگی افراد جامعه بیانجامد و مثلا" در حوزه های مالی، اجتماعی، یا محیطی برایشان نیازی را مرتفع یا ارزشی را فراهم آورد.برندها نه تنها بایستی به لحاظ وقت و انرژی برای مردم  ارزشمند باشند بلکه با داشتن عملکرد و رفتاری مسئولانه می توانند رغبت، دلسوزی، و حمایت مشتریان را جلب نمایند.این رفتار مسئولانه برندها را می تواند در حوزه های اجتماعی و نیز محیطی فراتر از حوزه های مستقیم مالی مربوط به مشتری جستجو نمود.
5- تولید و عرضه محصولات یا خدماتی کاملا" متمایز:  طبعا" محصول یا خدمات، بهترین و عمده ترین راه برنده ها برای بیان تعهداتشان و نیز بهبود و ارائه ارزش افزوده به مشتری می باشد.برند "متد" در ایالات متحده نمونه ای از یک برند سازی به کمک مشتریان به حساب می آید که دارای ماموریتی روشن است – "همه برای پاکیزیگی " -  و ارائه محصولی منحصر به فرد و عالی یعنی صابون بهداشتی با بسته بندی بدیع و قابل بازیافت نشانگر تعهد و پایداری این  برند به قولی است که به مردم داده است.ترکیبی از کارآئی، دوستی با محیط زیست، و زیبائی موجب گردیده است تا این برند طرفداران زیادی پیدا کند آنچنانکه در ماه مارس سال 2007 برند "متد" به عنوان هفتمین شرکت امریکائی با بالاترین  نرخ رشد شناخته شده است. 
6- خلاقیت و نوآوری معنی دار : برند سازی به کمک مشتریان ، از طریق فرهنگ داخلی شفاف و علنی بودن د رکلیه زمینه ها، و اعتقاد به اینکه ایده های خوب همه جا وجود دارد ، رشد و تکامل پیدا می کند .این برندها به جای سرمایه گذاری بر روی تبلیغات و در بوق و کرنا کردن نام خود، صرفا" از طریق خلاقیت معنی داری که در هر اقدامشان نمایان است، جذاب و پرطرفدار باقی می مانند.
7- از آمیزه سنتی بازاریابی غافل نشوید: محصول، توزیع، قیمت، و ترویج یا اطلاع رسانی ، بایستی با ماموریت یک برند تلقیق گردد و مبتنی بر آن سیاست گذاری شود .اینموضوع اگرچه بسیار و اضح و پیش پا افتاده است اما غالبا" در مراحل عمل به فراموشی سپرده می شود.

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

هشت ویژگی کلیدی سازمانهای کار آفرین عبارتند از :
1. اصرار در استراتژی تهاجمی:
» سازمانهای موفق, نوآور و مبتکر هستند؛
آنها به جای نشان دادن واکنش در برابر رویدادها و داشتن حالت انفعالی می کوشند
پیش فعالانه و تهاجمی عمل کنند.
2. صمیمیت با مشتریان:
» سخن گفتن با مشتریان با هدف آگاهی از خواستها, انتظارات و دیدگاه های آنها از رموز موفقیت در کسب و کار است .
3. آزادی عمل و کارآفرینی:
» در سازمانهای کار آفرین, مدیران اجرایی افراد را تشویق می کنند که در چارچوب چشم انداز سازمان, رهنمودها و استراتژی های موجود, مسئولیت تصمیمات را متقبل شوند. این به معنی آن است که چنین سازمان هایی اطمینان دارند, کارکنانشان از آنچه در سازمان می گذرد آگاهند و در تفسیر و تحلیل برنامه ها و اقدامات سازمان, بویژه در مورد مشتریان سهیم شده اند.
4. تاکید بر ارزشهای سازمان:
» در سازمانهای موفق همه با فلسفه و ارزشهای سازمان آشنا هستند و وظیفه خود می دانند باورهای سازمان را به آگاهی مشتریان و همکاران, به ویژه افراد تازه استخدام شده برسانند . در این باره اندازه سازمان چندان مهم نبست. در واقع این کار حتی در یک خرده فروشی کوچک نیز قابل اجراست .
5. تاکید بر فعالیت های تخصصی خویش:
» سازمانهای موفق معمولاً بر انجام فعالیتهایی تاکید می کنند که در آن متخصص و کار آزموده شده اند. این به معنای آن نیست که سازمان ها نباید فعالیت های خود را متنوع سازند, بلکه یاد آور این مهم است که برای ورود به بازار جدید, باید با دقت برنامه ریزی کرد و بازارها را تجزیه و تحلیل نمود.
6. ساختار ساده و نیروی کار اندک:
» از ویژگی های سازمان کارآفرین برخورداری از ساختاری ساده است (ساختاری که انجام کار را تسریع و تسهیل نماید). در یک سازمان پیچیده؛ غالبا مشتریان را از واحدی به واحد دیگر می فرستند. زیرا هر چقدر سازمان پیچیده تر باشد سیستمهای ارتباطی پیچیده تر و دشوارتر عمل خواهند نمود.
7. افزایش بهره وری از مجرای کارکنان:
» از ویژگی های سازمان کارآفرین, توجه به نقش یک یک افراد در کل سیستم و تشویق موفقیت ها در هر کجای سازمان است. مدیران سازمان های کارآفرین می دانند که اگر موفقیتی حاصل شده, ناشی از تلاش و نوآوری کارکنان بوده است.
8. اعمال کنترل بر ارزشها و تامین مالی:
» سازمان های کارآفرین بر این باورند که کارکنانِ رو در رو با مشتریان, باید از اختیارات لازم در مراحل تصمیم گیری برخوردار باشند. در عین حال که سازمان هم باید کنترل دقیقی بر ارزشها و نحوه تامین مالی منابع اعمال کند. در واقع مدیران کار آفرین به افراد آزادی عمل می دهند تا آنچه را که شایسته می دانند به انجام رسانند .

هفت پشتوانه بنیادی
» نکته حائز اهمیت آن است که ویژگی های یاد شده باید از هفت پشتوانه اعتقادی یا هفت ارزش بنیادی زیر برخوردار باشد :
» 1- سازمان ما باید بهترین باشد.
» 2- همه کارها باید صحیح انجام شود حتی کارهای جزیی.
» 3- موفقیت سازمان به افرادی که برای آن کار می کنند, بستگی دارد.
» 4- خدمات و کالاها را باید با بهترین کیفیت ارایه نمود.
» 5- تشویق و ترغیب و تحمل شکست, اجتناب ناپذیر است ( با توجه به اینکه سازمان در مسیر پیشرفت گام بر میدارد).
» 6- سیستم ارتباطات داخلی سازمان حائز اهمیت بسیار است .
» 7- سازمان باید از نظر اقتصادی رشد کند.

21 قاعده طلایی در سازمان های کار آفرین
» 1- هر گونه خلا بازار را شناسایی و برطرف کنید. در غیر این صورت رقبای شما فعال خواند شد.
» 2- سعی کنید وظایف خود را درست انجام دهید.
» 3- توجه به جنبه های تفریحی در کار, عامل ایجاد انگیزه به شمار می آید.
» 4- سخت بکوشید تا نقش خود را با تمام توان ایفا کنید .
» 5- تلاش کنید با رهنمودها و مغز دیگران کار کنید و از ایده های آنان استفاده کنید .
» 6- هدفها را تعیین کنید و با توجه به رسالت سازمان, مسیر مشخصی را طی کنید (به خاطر داشته باشید که هدفها باید متمرکز بر مشتری, مشخص, قابل اندازه گیری, مورد توافق, واقعی و بهنگام باشد) .
» 7- بر قضاوت شهودی خود اعتماد کنید .
» 8- باید به آسمان رسید, دست کم یک بار .
» 9- شیوه فروش را بیاموزید .
» 10- به یک رهبر تبدیل شوید .
» 11- نقاط ضعف و شکست را به سرعت شناسایی کنید .
» 12- از رویداد های ناشی از شانس به بهترین نحو بهره برداری کنید .
» 13- از تغییر به عنوان یک راه زندگی استقبال کنید .
» 14- ارتباطات خود را قوی کنید .
» 15- از وقت خود به شیوه ای معقول استفاده کنید .
» 16- الگویی را در نظر بگیرید و برای ارزیابی عملکرد و سنجش کیفیت کار, از استاندارد های مشخص استفاده کنید .
» 17- به انجام کارهای عادی و روزمره قناعت نکنید .
» 18- برای کیفیت اهمیت بسیار قائل شوید .
» 19- در بحرانها به سرعت عمل کنید .
» 20- پس از افتادن باید به سرعت برخاست و دوباره روی زین نشست .
» 21- باید از کار خود لذت ببرید .

● سازمان کار آفرین یک پدیده جدید نیست زیرا همیشه کسانی بوده اند که نسبت به رقبا سریعتر عمل کرده اند و فرصتها را زودتر از آنان تشخیص داده اند .
● در مورد سازمان کار آفرین چیزی به نام شانس وجود ندارد.
● افراد کارآفرین میتوانند برای سازمان شانس یا فرصت بوجود آورند .

10 گام موثر در مسیر کار آفرین نمودن سازمان:
1- اعتقاد به سازمان: اگر سازمان خود را بهترین بدانید کافی نیست. باید اعتقاد راسخ داشته باشید که سازمانتان بهترین است. سازمانی این چنین, همواره بر خود میبالد و آرزوی کارکنانش آن است که سازمان مسیر رشد را ادامه دهد. سازمانهای کار آفرین, تنها درباره "موفقیت" و " کیفیت محصول" حرف نمی زنند, بلکه همواره دارای این ویژگی ها هستند .
2- ترسیم چشم انداز: سازمان کار آفرین توانسته است چشم اندازی از آینده خویش را در برابر دیدگان اعضای خود قرار دهد. احساس وجود یک آینده روشن همواره منشا پیشرفت خواهد بود و افراد را به تحقق رویای خود ترغیب می نماید. البته هدفها باید قابل دستیابی و مشخص باشند زیرا اگر اعضای سازمان اهداف آتی را مبهم یا دست نیافتنی بدانند ناکام مانده, سرانجام با شکست رو به رو خواهند شد.
3- شناخت کافی از مشتری: در سازمان کار آفرین مشتری یک منبع ارزشمند اطلاعاتی است. در این سازمان شکایت های مشتریان مورد استقبال قرار می گیرد. زیرا هدف, آموختن درسهای جدید و اقدامات اصلاحی در سایه اشتباهات گذشته است .
4- تجزیه و تحلیل محیط: اگر سازمان تلاش نکند عوامل فعال در محیط خارجی خویش را درک کند, هر قدر به بازار جهانی نزدیک می شود با این عوامل نا آ شنا تر می گردد و در نهایت بهترین فرصتها را از دست خواهد داد.
5- درک سازمان: سازمانهای موفق هرگز تصویری ایده آل و مقدس از خود ترسیم نمی کنند . درک سازمان به معنی شناسایی نقاط ضعف و اجرای سیاستهایی به منظور کاهش نقاط ضعف است. یکی از زمینه های آسیب پذیری سازمان در رابطه با امور جاری و روزمره است . در مورد امور عادی سازمان باید مقرراتی وجود داشته باشد تا اطمینان یابیم که سازمان درکارهای روزمره نیز مانند فعالیت های کارآفرینی از تعهد لازم برخوردار است.
6- محاسبه ریسک: سازمان کار آفرین ریسک پذیر است, ولی هنگامی پذیرای ریسک خواهد بود که نقش و اثر عوامل داخلی و خارجی را محاسبه نموده و ضریب موفقیت خود را بیش از هزینه های مربوط به شکست بداند .

7- تحمل شکست و آموختن درسهای جدید از آن: هر سازمانی که آماده ریسک پذیری است ممکن است روزی با تجربه ای تلخ مواجه شود و شکست بخورد. تلاش برای شناسایی علت شکست و تحلیل آن؛ نه به منظور شناسایی فرد خطا کار و سرزنش وی بلکه برای جلو گیری از تکرار اشتباه, از ویژه گیهای سازمان کار آفرین است.
8- ارزش قائل شدن برای افراد و شاد نمودن محیط کار: ممکن است افراد برای کسب پول به سازمان بپیوندند. اما اگر سازمان برای این افراد و مهارت آنها احترام کافی قائل نشود و آنها از محیط کار خود لذت نبرند, وفاداری به سازمان و به تبع آن تولید کاهش می یابد.
9- اهمیت کارهای روزانه و تقدیر از کسانی که این کارها را انجام می دهند: کارکنان اداری که کارهای روزانه را انجام می دهند وظیفه دارند از اقدامات دیگران (که حالت ابتکار و خلاقیت دارد) حمایت کنند. در عین حال که سازمان باید تلاش کند کار همه افراد را مهم بشمارد و از این دیدگاه تلاشهای آنان را مورد تقدیر قرار دهد.
10- چه بازاری تا چه زمان سود آورتر است؟
سازمان های کارآفرین برای پاسخگویی به این پرسش از اطلاعات و تحلیل های کافی برخوردارند.

نوشته شده توسط
Paydaie

منبع: روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 9:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

طرح کسب و کار شالوده یا بلکه تخته
پرشى به سوى تأسیس و رشد کسب و کار یک فرد است. طرح کسب وکار براى تحقق اهداف ضرورى است و باید جهت سرمایه گذارى کاملاً آماده باشد. طرح کسب و کار آماده سرمایه گذارى یک سند است که با سهیم کردن همه آنچه که مربوط به سرمایه گذار است فراهم شود. در طرح کسب وکار باید بتوانید به پروژه خود از دید یک سرمایه گذار بنگرید و همه سؤالات مربوط به یک سرمایه گذار را پاسخگو باشید .
سرمایه گذاران از هر دو نوع، سرمایه دار، یا سهام دار با سرمایه گذارى دست رنج خود روى کار شما به این امید ریسک مى‌کنند که در طولانى مدت برابر سرمایه اصلى به ارزش آن افزوده شود .
یک طرح کسب و کار آماده سرمایه گذارى یکجا همه مراحل سرمایه گذارى را لیست مى کند. شخص این ملزومات را با ارائه نمایى جامع از طرح و با جزئیات اهداف و واقعیات کسب و کار خود فهرست مى کند .
چند بخش مهم که جنبه هاى مختلف سرمایه گذارى را در بر مى گیرد در زیر آمده است :
مدیریت :
سرمایه گذاران فقط بر روى طرحها و ایده هاى خود سرمایه گذارى مى کنند بلکه در مدیریت آن هم سهیم هستند. به بهترین نحوى که مى‌توانید دانش، شور و شوق و احساس تعهد خود را به کسب و کارتان نشان دهید. قابلیت گروه شما همراه با سطح تجربه شان، شور و شوق و احساس تعهد نسبت به اهداف کسب و کار و همچنین تعهدات آنان از جمله عواملى هستند که سرمایه گذاران قبل از تصمیم گیرى مورد بررسى قرار مى‌دهند .

مشترى :
به سرمایه گذاران نشان دهید که نیازها و خواسته هاى مشتریان را درک مى‌کنید و همین طور خط مشى بازاریابى خود را به طور واضح در طرح کسب و کارتان بیان مى‌کنید .

توصیف کالا/ خدمت :
توضیح کاملى از کالا یا خدمت پیشنهادى را با جزئیات مطرح کنید. توصیف کوتاهى از صنعت کلى کالا یا خدمت، همراه با جزئیات مشترى آن کالا ضرورى است. سرمایه گذاران باید بدانند که براى چه نوع مشترى در دسترس تسهیلات لازم را فراهم کنند .

طرح خط مشى بازاریابى :
یکى از مهمترین بخش هاى کسب و کار، طرح خط مشى بازاریابى شماست. این بخش مزیت رقابتى بودن مداوم شما را براى سرمایه گذارانتان مطرح مى‌کند. با این روش به آنها اطمینان مى دهید که چرا شما موفق خواهید بود در حالى که دیگران شکست خورده اند .
این بخش قسمتى است که شما تعریفى قطعى از مشتریان خود، اندازه بازار، مشخصه ها، چشم انداز رشد، روش ها و پتانسیل فروش در هر مقوله از کالا/ خدمت را در آن مى گنجانید. اینجا جایى است که خط مشى هاى قیمت و اینکه چگونه مى توانند مستقیماً روى پتانسیل رشد هر یک از کالاها یا خدمت تأثیر بگذارد شرح داده مى شود . همچنین مهم است که طرح شامل سهم بازار و تأثیرات توسعه در روند کار باشد .

سدهاى ورودى :
همراه با دادن جزئیات اینکه کالا / خدمت شما چیست و مشتریان چیست و مشتریان شما چه کسانى هستند شما همچنین باید به سرمایه گذارانتان اطلاع دهید که چگونه متنع از ربودن مشتریان خود توسط رقبا خواهید شد. این سدهاى ورودى ضرورتاً استراتژى کسب و کار شما براى ناکام گذاشتن رقیبانتان و رشد در بازار را توضیح مى‌دهد. سرمایه گذاران باید قبل از سرمایه گذارى روى کار شما از درستى استراتژى تان مطمئن شوند .

 

مرجع: مجله تجربیات کاربردی کارآفرینان

به نقل از سایت مرکز توسعه‌ی کارآفرینی

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

تفاوتهای فردی، اساس چالشهای مدیریتی و ارتباط به شمار می آید، چرا که هرگز دو انسان به هم شبیه نیستند. در سازمانها یکی از چالشهای مدیران، کار با افرادی است که تنوع گسترده ای از خصایص شخصی را نشان می دهند.
در تعریف شخصیت باید گفت که الگوی منحصر به فرد و نسبتا ثابتی از افکار، احساسات و اعمال است. برای شخصیت تئوریهایی وجود دارد که ازجمله این تئوریها عبارتند از:
1 – تئوری خصایص: عبارت از درک رفتار توسط تجزیه آن به خصیصه ها و ویژگیهای قابل مشاهده و مقایسه است. خصایصی مثل درون گرا یا برون گرابودن از جمله این موارد است. از نقصهای این تئوری این است که درمورد چگونگی ایجاد این خصیصه ها توضیحی ندارد و در ضمن نمی تواند توجیه کند که چرا در یک فرهنگ یک ویژگی بارز و شایع است؟
2 – نظریه روانپویشی: تاکید آن بر نیروهای ناخودآگاه شخصیت است. از دیدگاه این نظریه شخصیت ما توسط عوامل ناهوشیار کنترل می شود. شخصیت از سه بخش برخوردار است:
1 – بخش نهاد (توسط سوق دهنده های بیولوژیک کنترل می شود)
2 – بخش من
3 – بخش فرامن (براساس وجدان عمل می کند)
بخش «من» نقش میانجی بین دوتای دیگر یعنی نهاد و فرامن را برعهده دارد.
3 – تئوری انسان گرا: برروی رشد و ارتقاء فردی تاکید کرده و براساس آن هر شخصی دارای قابلیتهای منحصر به فرد است که در صورت کشف و بروز آنها می تواند به حد بالایی از خودشکوفایی برسد.
4 – تئوری انضمامی (ائتلافی): امتزاج همه موارد مطرح شده در بالا را به دنبال دارد. توصیف کننده شخصیت به عنوان مجموعه ای از فرایندهای روانشناختی است. ازجمله این فرایندها فرایندشناختی، فرایند هیجانی، فرایندهای مربوط به گرایش‌ها و ارتباط آنها با زمینه های فردی و نیز فرایندهای مربوط به نگرش فردی است.
احساس کارآمدبودن ازجمله ویژگیهای فردی است که باعث ارتقاء و تعالی یک سازمان می شود. یعنی تاچه اندازه فرد حس کارآمدی دارد، کارآمد است و این حس درونی او را به تعالی و ترقی رهنمون می شود. احساس کارآمدی از دو جنبه مطرح است. یکی احساس کارآمدی فرد نسبت به وظیفه خاصی که به او محود شده است و دیگری احساس کارآمدی از لحاظ کلی است و اینکه فرد چقدر خود را توانمند حس می‌کند. ازجمله منابع تقویت کننده احساس کارآمدی در فرد تجربیات پیشین و موفقیتهای قبلی است. دومین مسئله مدلهای رفتاری است. مشاهده موفقیت دیگران و برقراری ارتباط با آدمهای موفق می تواند منجر به افزایش کارآمدی شود. مورد دیگر هم اقناع و متقاعدسازی است. سوال اساسی آن است که برای متقاعدکردن چه تکنیک‌هایی وجود دارد؟ پس از آن هم به دنباله محبت کارآمدی و نقش آن در تعالی یک سازمان پرداخته شد.

تکنیک‌های متقاعدسازی
1 – مدل دانشگاه ییل
2 – مدل احتمال مشروح
این مدل بیان می دارد که از لحاظ ذهنی ما دوگونه پردازش داریم یکی پردازش است که از قسمت مرکزی ذهن عبور می کند و دیگری هم پردازشی است که از قسمت حاشیه ای ذهن عبور می‌کند. وقتی درباره موضوعی صحبت می کنیم اگر اطلاعات ما درمورد آن کم باشد و از قبل کمتر با ذهنمان درگیر بوده است، اطلاعات از قسمت حاشیه ای ذهن عبور می کند. اما اگر روی موضوع بسیار تمرکز کرده و مقدار زیادی از توجه خود را به آن اختصاص دهیم، اطلاعات از قسمت مرکزی عبور می کند. فهمیدن این مفاهیم به ما کمک می کند که در متقاعدسازی، حداکثر موفقیت را کسب کنیم.

موانع موجود بر سر راه متقاعدسازی
ازجمله مهمترین این موارد استفاده از واژه‌هایی است که سبب تضعیف اقناع می شود.
1 – موارد استنکاف: عبارت ازجملات و واژگانی است که ادعایی را بلافاصله بعداز مطرح شدن پس می‌گیرند.
2 – اشکال تعلل: واژه هایی همچون درواقع، به اصطلاح، مثلا، به قول معروف و امثال آنها که به کاربرد نشان عدم اشراف به موضوع را نشان می دهد.
از این رو در بحث روانشناسی اقناع کاربرد مناسب واژگان از عوامل بسیار مهم و کلیدی است.
از دیگر منابع مهم برای تقویت احساس کارآمدی، چگونگی ارزیابی توانایی‌های حسی و فیزیکی فرد ازجانب خودش است. چنانچه ارزیابی مثبت باشد درنهایت منجر به تقویت این حس خواهدشد. در این قسمت از بحث قسمتی از بررسی احساس کارآمدی خویشتن مطرح شد.
1 – اگر در جلسه ای در محل کار کسی با من مخالفت کند.
الف) بلافاصله عقب نشینی می کنم.
ب) موضع خود را روشن‌تر بیان می کنم.
2 – وقتی ایده ای برای یک پروژه دارم.
الف) زمان زیادی می گذرد تا اجرایش را شروع کنم.
ب) بلافاصله اقدام کرده و اجرایش را آغاز می کنم.
3 – اگر رئیس من از من بخواهد کاری را انجام دهم که می دانم اشتباه است.
الف) به هرحال آن کار را انجام داده و با خود می گویم در هرصورت او رئیس است.
ب) خواهان روشن شدن موضوع بوده و نیز موضع خود را با صراحت توضیح می دهم.
4 – وقتی مشکل پیچیده ای رخ می دهد.
الف) به خود می گویم می توانم از پس آن بربیایم.
ب) به خود می گویم نمی توان آن را حل کنم.
5 – وقتی در نزد افراد مقتدر و صاحبان قدرت هستم.
الف) احساس ترس و مرغوبیت به من دست می دهد.
ب) دوست دارم با افراد مهم و صاحب قدرت مصاحبت داشته باشم.
6 – صبح که از خواب بیدار می شوم.
الف) غبراق، سرحال و بانشاط بوده، برای مواجه به مسائل زندگی در طول روز بسیار انگیزه دارم و بر مشکلات فائق می شوم.
ب) احساس خستگی و دمق بودن در من غالب بوده و حوصله ترک رختخواب را ندارم.
7 – در طول یک بحث و مذاکره
الف) تلاش می کنم درهرصورت و به هر قیمتی برنده باشم.
ب) به طرف مقابل گوش کرده و به دنبال نقطه نظرهای مشترک هستم.
8 – وقتی با آدمهای جدید برخورد می کنم.
الف) از خود می پرسم در چه فکری هستند و در پس ذهنشان چه می گذرد (نوعی منفی بافی).
ب) با حسن نیت برخورد کرده و در ذهن به خود می گویم آنها با من صادقند مگر خلافش بر من ثابت شود.
9 – در طول روز
الف) اغلب خودم را به خاطر اعمال و رفتار و یا افکارم سرزنش می کنم.
ب) راجع به ویژگیها و وقایع مثبت آن روز فکر می کنم.
10 – وقتی کسی کاری را به خوبی انجام می دهد.
الف) ناراحت شده و سعی می کنم به هر قیمتی از او انتقاد کرده و ایراد بگیرم.
ب) از ته دلم او را تحسین نموده و صادقانه ستایشش می کنم.
11 – وقتی با گروهی کار می کنم.
الف) همواره سعی دارم کارم را بهتر از دیگر افراد گروه انجام دهم.
ب) با دیگر اعضای گروهی به نحوی موثر همکاری کرده و به همراه هم کار را به نحو احسن انجام دهم.
12 – وقتی کسی از من تعریف می کند.
الف) احساس عجز نسبت به پذیرفتن تعریف در من ایجاد می شود.
ب) عکس العمل مثبت و مناسب از خود نشان داده و به نحوی از تمجیدش تشکر می کنم.
13 – دوست دارم در کنار افرادی قرار بگیرم که
الف) مرا به چالش کشانده و راجع به آنچه انجام می دهم مرا موردسوال قرار می دهند.
ب) مدام از آنچه انجام می دهم تعریف می کنند.
14 – در روابط صمیمی و نزدیک
الف) ترجیح می دهم طرف مقابل علایق شخصی و گزینشی خود را دنبال کند.
ب) ترجیح می دهم طرف مقابل مطابق میل من رفتار کند.
15 – در هنگام بروز یک بحران سعی می کنم
الف) سریع آن را حل نمایم.
ب) کسی را یافته تا به خاطر بوجود آمدن بحران او را سرزنش کنم (به دنبال مقصر گشتن).
16 – بعداز تماشای فیلمی به همراه دوستان
الف) منتظر می مانم تا اول دیگران نظرشان را ابراز کنند.
ب) بلافاصله نظر خود را ابراز می دارم.
17 – وقتی که مرحله تحویل کاری فرا می رسد
الف) احساس سراسیمگی و اضطراب بر من چیره می شود.
ب) مستقیما به سراغ کار رفته و تمام تلاش خود را برای اتمام آن مصروف می دارم.
18 – در مواجهه با موقعیت شغلی موردعلاقه ام
الف) بلافاصله برای تصدی آن اقدام می‌کنم.
ب) به خود می گویم من واجد شرایط نیستم.
19 – وقتی کسی با من ناعادلانه رفتار می‌کند
الف) سعی در اصلاح وضعیت دارم.
ب) بوق برداشته و تمام شهر را درمورد این بی عدالتی پر می کنم_
20 – اگر وضعیت پرتزاحم و متناقضی بروز کند
الف) اصلا به آن فکر نمی کنم.
ب) قبل از انجام هر کاری به گزینه های مختلف فکر کرده و از دیگران طلب کمک می کنم.
به ازای هر گزینه موافق با جدول فوق به خود یک امتیاز داده و د رپایان مجموع را حساب کنید. در این صورت اگر نمره بین 16 تا 20 باشد: فرد از احساس مسئولیت و نیز قابلیت ابتکار برخوردار بوده و از فرصتها به خوبی استفاده می کند.
اگر نمره بین 11 تا 15 باشد: فرد بسیار سخت کوش است اما وجود ایده‌های منفی مانع از دستیابی به نتیجه می شود. بعضی وقت مسئولیت را می پذیرد، اما بعضی وقتها هم منتظر دیگران است تا بیایند و کار را برایش انجام دهند.
اگر نتیجه بین صفر تا 10 باشد: چنین فردی اهل شکوه و شکایت به مقدار بسیار زیاد بوده و تکیه اش عمدتا بر سناریوهای منفی است که خود می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کرده و بهره وری اش را به شدت پایین بیاورد.
برای کار در یک سازمان باید بتوانیم سبک رفتاری خود و دیگرانی را که ما با در سازمان در تعاملند به درستی تشخیص دهیم. برای سبکهای رفتاری دسته بندی پنج گانه زیر ارائه می شود.
1 – سبک اجتنابی (استنکافی)
2 – سبک انطباقی
3 – سبک رقابت
4 – سبک همکاری و مساعدت
5 – سبک سازش
1 – سبک اجتنابی
افرادی که از لحاظ رفتاری در این سبک قرار می گیرند پل‌سازی شان خیلی ضعیف است به بیان دیگر مشترک‌سازی ندارند؛ ازطرف دیگر انفعالی بوده و نمی توانند به خوبی خود را ابراز کنند، پس احساسات خود را سرکوب کرده تا از درگیری و مواجهه با جریانات دیگر جلوگیری کنند.
2 – سبک انطباقی
افراد این گروه دارای قابلیت مشترک سازی و همکاری هستند؛ اما نمی توانند منظور خود را بیان نموده وآن را ابراز کنند و آنچه برایشان اهمیت دارد نظر دیگران است، حتی اگر به قیمت زیرپاگذاشتن نظرات خودشان باشد.
3 – سبک رقابت
در این سبک افراد همکاری و مشترک سازی ندارند؛ اما خود را بیان می کنند و کنترل یک ویژگی بارزشان است و به هر قیمتی خواهان برنده شدن هستند.
4 – سبک همکاری و مساعدت
افراد درجهت یک قرارداد و راه حل مرزی تلاش کرده و پل سازی دارند؛ درضمن آنها بدون سماجت و پافشاری روی موضع خود تاکید داشته و متقاعدکننده هستند. یعنی هم همکاری و پل سازی کرده و هم کسب امتیاز می کنند؛ افرادی با چنین سبک رفتاری همواره برای رسیدن به یک راه حل مشترک تلاش می‌کنند و این ویژگی فرد برای یک سازمان موجب رشد می شود.
5 – از لحاظ پل سازی و نیز رفتار بیانگر در یک حد وسط قرار داشته؛ گرچه به طور صددرصد به خواسته خود نمی‌رسند، اما آن را تاحدی برآورده می‌سازند.
از دیدگاه تعالی سازمانی چندین تیپ رفتاری وجود دارد که مانع توانمندی می شوند:
1 – شکوه‌کننده‌ها (افرادی که در هر شرایطی ساز مخالف می زنند_)
2 – گروه مردد در تصمیم گیری
3 – افراد کاتولیک تراز پاپ یا همان کاسه های داغ تر از آش
4 – گروه منفی باف‌ها (که احساس کارآمدی شان بسیار بسیار پایین است)
5 – گروه متخصصان و کارشناسان_ (در همه زمینه ها صاحب‌نظرند و اظهار فضل می کنند و بیش از اندازه از خود مطمئن و متشکر هستند)
6 – گروه صامتین و ساکتین (فقط با بله یا خیر جواب می دهند)
7 – گروه متخاصمین و مهاجمین
در برخورد با هریک از این تیپ‌های رفتاری باید استراتژی خاص خود را اعمال کرد.
_ استراتژی‌های اعمالی در مواجهه باشکوه کننده‌ها
- اگرچه دشوار است، اما خوب به آنها گوش دهید، چون دلیل این نوع رفتار منفی از سوی آنها نیاز به جلب توجه کردن است.
- شکوه ها و شکایتهای مطروحه را مورداذعان قرار دهید (اگرچه اذعان می‌کنید اما موافقت ننمایید). فرمولی که در این حالت مورداستفاده قرار می گیرد فرمول همدلی است و عبارت از تکرار عبارت و واژگان کلیدی فرد برای ابراز همدلی است.
- پاسخهای محدود، روشن و معین داده و از پرداختن به پاسخهای کلی اجتناب کنید تا اطناب از جانب آنها را به دنبال نداشته باشد.
_ استراتژی برخورد با افراد مردد در تصمیم گیری
این افراد دائما در اخذ تصمیم نهایی تعلل نموده و امروز و فردا می کنند؛
- اولین راه حل آن است که کمک کنیم تا موضع خود را به صراحت مشخص کنند. (موافق یا مخالف؟)
- با ترغیب و برانگیختن اشتیاق درونی شان آنها را در حل مسئله یاری کنیم و مراقب باشیم تا ترغیب از حد نگذشته و خود باعث ایجاد ناراحتی شود.
- اگر موفق به تصمیم گیری شدند آنها را تشویق کنیم تا از تعلل خارج شوند.
_ استراتژی برخورد با افراد کاتولیک تر از پاپ
- نباید به آنها اجازه داد تعهداتی را بپذیرند که غیرواقعی است. این از آنجا ناشی می‌شود که آنها از ترس ترد شدن نظر و احساس واقعی خود را نادیده گرفته و آن را ابراز نمی کنند.
_ استراتژی برخورد با منفی باف‌ها
- از اینکه مثل آنها شویم پرهیز کنیم (چون در کل هیجانها مسری بوده و آدمی از خلق وخوی همنشین خود تاثیر می پذیرد)
- صبورانه با آنها برخورد شود تا درصورت لزوم ابتکار عمل را به دست گیریم.
_ استراتژی مواجهه با کارشناسان_
- اشراف به موضوع (چنانچه یک فرد ناآگاه به تورشان بیفتد به رفتار خود ادامه می دهند)
- چون تمنای شدیدی به جلب توجه دارند، به آنچه می گویند اذعان داشته باشیم، اما مواظب باشیم تا به رنگ آنها درنیاییم.
_ استراتژی برخورد با صامتین
- به جای سوالهای بسته از سوالهای باز استفاده کنیم. در این صورت دیگر نتوانسته با بله یا نخیر جواب داده و بنابراین مجبور به حرف زدن خواهندشد.
- به هنگام پرسش از آنها به مقدار مناسب مکث کنیم تا خود مجبور به دادن پاسخ نشویم.
- ترجیحا بعداز جلسات جسمی با آنها به صورت فردی و خصوصی هم جلسه داشته باشیم.
- اقدام به اصلاح ذهن تجربی آنها کنیم.
_ استراتژی اعمالی در مواجهه با متخاصمین
چنین افرادی می خواهند با زور حرف خود را به کرسی نشانده و کنترل کننده هستند.
- در مقابل آنها باید روی موضع خود ایستاده و بدون حالت انفعالی از حق دفاع کنیم و به آنها اجازه پیشروی ندهیم. البته باید به آنها هم اجازه داد که حرف خود را بزنند.
ازطرفی باید حرفمان را از نقطه نظر خودمان مطرح کنیم، زیرا در غیراین صورت به جهت رفتار تخاصمی‌شان در راستای کوبیدن ما برمی آیند.
- در برخورد با آنها باید مثبت بوده و آرامش پیشه کرد، جازدن و یا عصبانیت در مواجهه با آنها اصلا جایز نیست.
پس برای هرچه کارآمدتر عمل کردن در یک سازمان باید بتوان تیپهای رفتاری را به درستی شناسایی و رفتار مناسب را در برخورد با آنها در پیش گرفت.

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۵  



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

آیا به عدد مقالاتی که در باب نحوه خلق کالاهای تبلیغاتی چاپ شده دقت کرده‌اید؟ همه مطالب تاکنون متوجه اموری بوده اند که لازم است به انجام برسانید مثلا اینکه مخاطبین خود را بشناسید یا نگارش صریحی داشته باشید، حال باید بدانیم انجام چه مواردی جایز نیست :
-
لوگوی خود را بزرگ نکنید. به این ترتیب مرکز اصلی در صفحه خواهد بود. این لوگو باید نام کمپانی شما را مشخص کند. البته نکته این نیست چون مردم آنچه می‌فروشید برایشان جالب است نه آنچه هستید . تجربه ثابت کرده لوگو هر چه کوچکتر باشد گویی به کمپانی شما رسمیت بیشتری می‌بخشد نگاهی به لوگوی Nike یا Helwette Packard بیاندازید .
-
لوگوی خود را در متن قرار ندهید. هر چند استفاده از نام کمپانی در لوگو به جاست ولی قراردادن لوگو در یک عنوان یا متن به نوعی غلط در طراحی تبدیل می‌شود .
-
نسنجیده از هر فونتی استفاده ننماید. یک یا دو فونت را برای تمامی کالاهای تبلیغاتی انتخاب کنید فراموش نکنید که فونت‌های انتخابی باید با تصویر شما و ماهیت کسب و کارتان سازگار باشند .
-
از به کارگیری رنگ‌ها بطور نامشخص پرهیز کنید. چرا که رنگ بیشتر لزوما باعث جذاب‌تر شدن چیزی نمی‌شود و گاه حتی موضوع را ناخوشایند و زننده می‌کند .
-
از حشو و زواید بکاهید . نام محصول و نوع محصول و نوع کس بو کار خود ار در کنار نام کمپانی تکرار نکنید از آنجا که بی‌تردید مشتری احتمالی از نوع کسب و کار شما مطلع می‌باشد. این عمل کاملا غیر ضروری و بعضا مضر به نظر می رسد .
-
عکس‌های با کیفیت یا وضوح پایین را انتخاب نکنید. شاید یک عکس در آلبوم از لحاظ توازن نور و ترکیب‌بندی مناسب باشد اما ارزش چاپ آن کم باشد، توصیه می‌شود حداقل وضوح را dpi 300 در نظر بگیرید .
-
به جای مزیت برای مخاطبین بر جزییات محصول و خدمات خود تمرکز نکنید. حتی اگر محصول شما واقعاً فنی است باز بر مزایای استفاده از آن تاکید کنید نه بر ویژگی‌های خاص فنی آن .
-
تلاش نکنید هر اینچ از فضای خالی صفحه را پر کنید. چون همان فضای خالی منجر به توجه مخاطبین به موضوع اصلی می‌شود در عین حال لحظه‌ای به چشم‌های آنان استراحت می‌دهد .
هرگز دقیقاً همان چیزی که رقبایتانانجام می‌دهند را اجرا نکنید. برای موقعیت‌یابی محصول خود هر چند شناخت رقیب ضروری است اما کپی‌برداری از او جایز نمی‌باشد .
مهم این است که خواسته‌های مشتری را دریابید .
-
سبک طراحی را تحت هیچ شرایطی عوض نکنید. تلاش کنید تا از طریق حفظ شکل فونت‌ها و لوگوی درج شده نوعی ثبات در نگاه و حس مخاطبین نسبت به کسب و کارتان ایجاد نمایید .
در صورتی که در یک آگهی از عکس استفاده می‌کنید در آگهی دیگر نماد و تصویر به کار نبرید یا اگر در یک بروشور لوگویتان را فرضاً در وسط قرار داده‌اید در دیگری در گوشه سمت راست نباشد .
منبع : کارآفرینان امیرکبیر .   تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

بعد از اخراج یا کنار گذاشته شدن از یک شغل چطور آن را دوباره بدست می‌آورید. با فشارهای روحی، اجتماعی و مالی که با از دست دادن شغل وارد می‌شود، چه می‌کنید. احساسات بی‌شمار کسی که شغلش را از دست می‌دهد مانند احساسات افراد بعد از مرگ کسی است . در رابطه با بازگشت به کار (کتابهای
Broadway 2004 ) برادکی ریچاردسون به این احساسات که در این موقعیت سخت پیش می‌آید اشاره می‌کند و 8 نکته برای بیرون آمدن از این شرایط که استخدام شما خاتمه یافته است معرفی می کند.
قدم اول : کسی راپیدا کنید که بتوانید به او تکیه کنید
مکث کنید و نفس عمیق بکشید، سعی کنید آرام باشید و آنچه که اتفاق افتاده را مرور کنید و اینکه از حالا به بعد چه می‌خواهید بکنید. همه چیز را از نظر بگذرانید. طبیعی است که ناراحت و عصبی باشید و عکس العمل نشان دهید اما وسواس و اضطراب نداشته باشید. موضوع را برای کسانی که به شما خیلی نزدیک هستند بگویید فوراً نتیجه‌گیری نکنید و همیشه سعی کنید با گفتگوی بیشتر موضوع را تجزیه و تحلیل کنید. شبکه ارتباطی سالم خود را مرور و ایجاد کنید . بودجه خود را برنامه‌ریزی کنید و به آن پای بند بمانید. ترجیحات و مخارج خود را مشخص کنید و از قرض و وام‌گرفتن اجتناب کنید.
قدم دوم : ببینید چه اتفاقی افتاده است
قبل از هر اقدامی، ببینید چه خطایی صورت گرفته است. شما نمی‌خواهید که اشتباه خود را دوباره تکرار کنید و دوباره به این وضعیت برسید . از خودتان سوال کنید که آیا آنچه به سرشما آمده خارج از کنترل شما بوده، مانند تعطیل شدن کار یا کساد‌کاری، یا آیا عملکرد شما نقشی در این تصمیم داشته است. نکاتی را که احتمالاً در اخراج شما موثر بوده است را معلوم کنید. ریچاردسون پیشنهاد می‌کند که یک نامه‌ای بنویسید و تمام احساس خود را در آن بیاورید و سپس آن را بسوزانید تا آسوده شوید.
قدم سوم : ببینید از شما چه می‌خواهند
موقعیت شما تنها روی شما اثر نمی‌گذارد بلکه روی همه کسانی که در کنار شما هستند اثر می‌گذارد. از صحبت کردن در مورد آنچه اتفاق افتاده نترسید و با کسانی که به شما نزدیک هستند صحبت کنید . اگرچه روزگار به شما سخت می‌گذرد اما لازم است به فکر کسانی که شما را دوست دارند باشید و آنها را محترم بشمارید. کمال‌گرا باشید اما واقع بین. وقتی دارید آنچه را که اتفاق افتاده برای دیگران می‌گویید به حقیقت پای بند باشید و فراموش نکنید که زندگی ادامه دارد و چیزهای خوب هم اتفاق خواهد افتاد. کسانی را که دوست دارید تشویق کنید که خبرهای خوب را به شما هم بگویند.
قدم چهارم : سازمان یا جایی را پیدا کنید که از شما حمایت می کند
انتظار نداشته باشید که دیگران فکر شما را بخوانند . آنها نمی‌توانند به شما کمک کنند مگراینکه شما از آنها بخواهید . همچنین فکر نکنید که دیگران آنچه را که شما انجام می‌دهید یا می‌خواهید انجام دهید می‌دانند. برای جستجوی فرصتهای شغلی و شبکه ارتباطی به گروه‌های حرفه‌ای و اجتماعی مراجعه کنید، ایمان داشته باشید و باور کنید که همه چیز بهتر می‌شود اما باید کاری کنیدکه این اتفاق بیافتد.
قدم پنجم : ببینید چه چیزهایی برای شما مهم است
اخراج از کار یک چیز موقت و زودگذر است و وقتی شما به گذشته نگاه می‌کنید یک دوره کوتاهی از زمان خواهد بود. برای آنچه که دارید و آنچه در زندگی برای شما اتفاق افتاده است، شکرگزار باشید. قبل از هر اقدامی، فکر کنید در حال حاضر چه انگیزه‌ای شما را وادار و ترغیب می‌کند که تصمیم بگیرید. توجه داشته باشید که شما می‌توانید زندگی خود را به سمتی هدایت کنید که حقیقتاً برای شما اهمیت دارد.
قدم ششم : ببینید حرکت بعدی شما چه باید باشد
اقدام بعدی شما به خودتان بستگی دارد. آن به عوامل شخصیتی و بیرونی مربوط می‌شود انگیزه یک حرکت شغلی معمولاً از یکی از نیازها نشأت می‌گیرد. حفظ وضعیت فعلی و تداوم آن، حفظ بقاء یا تغییر یک روش یا ابداع راه جدید. در حالی که داشتن یک درجه تحصیلی مفید است اما مطمئناً نداشتن آن دلیل نمی‌شود که به دنبال کار نروید.
شغل‌های جدیدی را در نظر بگیرید که نیاز به مهارتهای کنونی شما داشته باشند. با دوستان، خانواده و مشاوران شغلی مشورت کنید و نگذارید ترسهای غیرمنطقی شما را از پی‌گیری این تغییر شغل بازدارد.
قدم هفتم : شغل جدید خودتان را پیدا کنید
از تمام منابع قابل دسترس استفاده کنید . به کلمات کلیدی شرح شغل‌ها نگاه کنید و سعی کنید از آنها برای نوشتن رزومه و نامه درخواست استخدام استفاده کنید. روی اصول تمرکز کنید و به نتایج پافشاری کنید. مصر باشید اما بیش از هفته‌ای یکبار مراجعه نکنید و بعد از چند بار رفتن هم تسلیم نشوید. مصاحبه‌گر خود را ترغیب کنید و سوالهایی از او بپرسید.
قدم هشتم : ببینید قدم بعدی چیست و مسیر را پیدا کنید
بگذارید دیگران بدانند که شما به کجا تکیه داده‌اید و از کسانی که به شما مشاوره داده‌اند، حمایت کردند و به آنها مراجعه کرده‌اید تشکر کنید. کار کنید تا سریعتر نتایج را در شغل جدید بدست آورید. شما یک تازه وارد هستید و باید خودتان را به اثبات برسانید. جزئیات شغلی را که می‌خواهید در آن مهارت پیدا کنید خوب یاد بگیرید و برای موفقیت سخت کار کنید. درخواست کنید کارتان ارزیابی شود تا همچنان درمسیر باقی بمانید.

منبع:هفته نامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

شرکت Kenexa
یک پیشتاز در ایجاد نرم افزارهای یکپارچه، ارائه خدمات اختصاصی و فرایند برونسپاری است که به سازمانها برای اجرای فرایند استخدام و نگهداشت کاراتر کمک می کند. راهکارهای کشف استعدادها و مدیریت عملکرد بر اساس تجربه 20 ساله شرکت بوده که به مشتریان برای بهینه کردن عملکرد دپارتمان منابع انسانی و کل سازمان یاری می رساند. به کارگیری این راهکارها توسط مشتریان، سبب بهبود برنامه های کشف استعدادها، افزایش کارایی و نگهداشت کارکنان، کاهش هزینه ها ، بهبود تصمیم‌گیری‌های مدیریتی، بر اساس تجزیه و خلاصه سازی استانداردهای کلیدی حوزه منابع انسانی و مرتبط با عملکرد کارکنان، شده است.

مشاغل مختلف ، به شایستگی های متفاوتی نیاز دارند . هدف از مصاحبه ساخت یافته رفتار محور ، کمک به سازمان برای استخدام و ارتقای افرادی است که در شغلشان موفق خواهند بود. شایستگی‌ها دارای اهمیت می باشند، زیرا برای بهبود عملکرد ( در هر دو جنبه فردی و سازمانی‌) از سه راه: انتخاب ، بازخور و توسعه می توانند به کار گرفته شوند.

1. انتخاب : کارکنان جدید می توانند در یک شغل، بر اساس داشتن بیشترین شایستگی‌های اصلی و نه همه شایستگی‌ها، انتخاب شوند. هر چه شایستگی های فرد در شغل مورد نظر بیشتر باشد، زودتر موفق می شود . شایستگی ها می توانند بعنوان راهنمایی برای استخدام بکار برده شوند. به این ترتیب سازمان می تواند برای شناسایی منابع قابل استخدامی که شایستگی های اصلی را دارند ، جستجو و انتخاب کند.

2. ارائه بازخور : پژوهشها نشان داده است که کارکنانی که درباره نقاط قوت و قابل بهبودشان بازخور دریافت می کنند، بیشتر از کسانی که بازخور دریافت نمی کنند ، عملکردشان را بهبود می دهند. به‌علاوه به نظر می رسد افرادی که بیشترین نیاز را به دریافت بازخور دارند، افرادی هستند که بیشترین بهره را از بازخور می گیرند‌. شایستگیها، یک چارچوب مفید مرتبط با شغل برای سازمان ایجاد می کنند .
3.توسعه : در نهایت، شایستگی‌ها می‌توانند در راستای فعالیتهای توسعه ای مختلف ، تقویت شوند. گر چه افزودن دانش یا تغییر مهارتها ساده نیست ، ولی کسانی که توسعه را به عنوان یک اولویت درنظرگرفته اند ، می توانند شایستگی ها و نتایج عملکردشان را بهبود بخشند .
هدف از مصاحبه ، کمک به مدیران و متخصصان منابع انسانی برای استخدام و ترفیع (ارتقای) کارکنانی است که دانش و مهارت مورد نیاز برای موفقیت در شغل مورد نظر دارند .
در یک مصاحبه ساخت یافته‌، پرسشها و دستورکارها برای انجام ارزیابی و مصاحبه بدون تناقض، از پیش طراحی شده است . این بدان مفهوم است که از همه داوطلبان پرسشهای یکسان، به ترتیب یکسان و به روش کاملاً یکسان پرسیده می شود ( بدون تفاوت در تفسیرها و ارائه توضیحات توسط مصاحبه گر ).
مصاحبه ساخت یافته ، همچنین به این معناست که هر پاسخ داوطلب ، ارزیابی و امتیازدهی می شود. به طور نمونه استفاده از شاخص های رتبه بندی ( امتیازدهی ) مرتبط با رفتار ، که برای هر پرسش در نظر گرفته شده است . بنابراین همه پرسشها ساخت یافته، پرسیده شده و ارزیابی می‌شوند و با توجه به پاسخ ها ، پرسشهای پی گیری نیز می توانند، پرسیده شوند .

برخی از اصول ساختاری در مصاحبه با کارکنان
1. پرسیدن مطالب اساسی بر مبنای تحلیل شغل مورد نظر( هدف )
( پرسشهای مرتبط با شایستگی های مورد نیاز برای شغل )؛
2. پرسیدن مطالب یکسان و مشابه از هر داوطلب؛
3. پرسیدن مطالب ویژه؛
(درباره رفتارهای ویژه وی در شغلهای قبلی، یا اینکه یک فرد در یک موقعیت مرتبط با شغل فرضی چه رفتاری می تواند داشته باشد؟)؛
.4استفاده از شاخص های رتبه بندی (‌امتیازدهی ) مرتبط با رفتار، با جزییات کافی
( شاخص های رتبه بندی با مثالهای رفتاری جهت تشریح نکات مرتبط با شاخص )؛
5. محدود کردن استفاده از پرسشها پیگیری توسط مصاحبه گر ؛
.6ترکیب سیستماتیک (نظام‌مند‌) از پرسشها برای استنتاج نمره نهایی؛
.7فراهم آوردن و ارائه دوره های آموزشی جامع برای مصاحبه گران.

پژوهش هافکات و وهر با تحلیل بیش از 18000 مصاحبه ، ثابت کرد که آموزش مصاحبه گران، اعتبار مصاحبه ها را بهبود می‌دهد. مصاحبه گرانی که آموزش مناسب دیده‌اند، نسبت به مصاحبه گرانی که آموزش ندیده اند، پیش بینی دقیق تر و سازگارتری درمورد عملکرد یک داوطلب دارند.

چرا مصاحبه ساخت یافته را به کار می‌بریم ؟
بدون شک مصاحبه، کاراترین و پراستفاده ترین روش ارزیابی کارکنان است . در مصاحبه های غیرساخت یافته، مصاحبه گر بر اساس رزومه متقاضی و یا از روی مجموعه محدودی از پرسشها، مصاحبه می کند . باوجود اینکه پژوهش بر روی مصاحبه غیرساخت یافته، وسیع است اما نکته دلگرم کننده ویژه ای مشاهده نشده است .
اغلب مصاحبه های غیرساخت یافته فقط بر اساس وقایع تصادفی است . به عنوان مثال: اگر تصمیم برای انتخاب و استخدام افراد کاملاً تصادفی باشد، شانس استخدام افرادی با عملکرد بالاتر از متوسط 50% خواهد بود. به عبارت دیگر 50% از افرادی که جذب شده اند، عملکردشان بالاتر از متوسط و 50% دیگر عملکردشان پایین تر از متوسط خواهد بود. بر اساس پژوهشهای هافکات و آرتور، اگر در فرایند انتخاب و استخدام افراد از مصاحبه غیرساخت یافته استفاده شود، شانس استخدام افرادی با عملکرد بالاتر از متوسط تنها 56% خواهد بود. به عبارت دیگر ، مصاحبه غیرساخت یافته، در برابر روش استخدام افراد به صورت کاملا تصادفی، تنها 6% احتمال استخدام افرادی با عملکرد بالاتر از متوسط را افزایش می‌دهد. موضوع دلسرد کننده دیگر این است که به نظر نمی رسد که دقت مصاحبه گران با افزایش تجربه در مصاحبه ، بهبود پیدا کند . در حقیقت اغلب مصاحبه گران اشتباه‌های پیشین را تکرار می کنند .
استفاده از مصاحبه های ساخت یافته‌، شانس استخدام افرادی با عملکرد بالاتر از متوسط از 56% تا 70% افزایش می‌دهد .
پژوهش مشابهی، نشان داد که مصاحبه ساخت یافته، می تواند نتایج دلپذیرتری هم داشته باشد. به طور میانگین مصاحبه ساخت یافته، شانس استخدام افراد با عملکرد بالاتر از متوسط را تا 70% افزایش می دهد. در حالی که مصاحبه‌های غیرساخت یافته ، که در بین روشهای ارزیابی داوطلبان یک شغل، کمترین اعتبار و اطمینان را دارند ، مصاحبه ساخت یافته قابل اعتبارترین ومطمئن ترین روش است.
در اصطلاح سنجش، قابلیت اعتبار به میزان پایداری بر می گردد که از چند راه قابل بررسی است. این اشکال عبارتند از:
- چند مصاحبه گر به نتیجه یکسانی برسند‌.
- مصاحبه گران یکسان در دو موقعیت مختلف، درباره یک داوطلب به یک نتیجه برسند.
- پرسشهای متفاوت اما مرتبط، نتایج یکسانی را درپی داشته باشند.
پایداری یکی از شرایط مورد نیاز برای اعتبار است . اعتبار، به دقت و استنتاج حاصل از مصاحبه درباره عملکرد آینده برمی گردد .
باید توجه داشت که این شکل مصاحبه نیست که اعتبار آن را تعیین می کند، بلکه استنتاج حاصل از مصاحبه است. بنابراین مصاحبه های یکسان - ساخت یافته یا غیر ساخت یافته- می توانند معتبر یا غیرمعتبر باشند. همان‌گونه که پیشتر مشاهده کردید‌، ساختار دادن به مصاحبه برای یک شغل ، یک راه موثر برای افزایش دقت در استنتاج حاصل و پیش بینی عملکرد شغلی درباره متقاضیان کار است .
یک مصاحبه ساخت یافته که به صورت مناسبی تهیه و ایجاد شده ، می تواند برای هر داوطلب یک نیمرخ شایستگی از شایستگی‌های کلیدی مرتبط باشغل هدف ارائه دهد. این نیمرخ ، به مدیران استخدام، بینشی در زمینه نقاط قوت و قابل بهبود داوطلبان می دهد . این اطلاعات می‌تواند به مدیران کمک کند که بر روی گامهای بعدی در فرایند انتخاب تمرکز کرده چارچوبی برای توسعه کارکنان تازه استخدام شده یا تازه ترفیع یافته، ایجاد کنند.
در شکل زیر یک تصویر از یک نیمرخ شایستگی نشان داده شده است . در این فرم ، نمرات عملکرد داوطلب در نواحی شایستگی مفروض ، ثبت و ترکیب شده است که یک دیدکلی در مورد نقاط قوت و قابل بهبود داوطلب ارائه می کند.
باوجود تمام مزایای استفاده از مصاحبه‌های ساخت یافته ، بسیاری از سازمانها آنها را دشوار و زمان بر برای توسعه تشخیص داده اند . یک مطالعه نشان داد 3/2 کارفرمایان به مصاحبه های غیرساخت یافته اعتماد می کنند .

نرم افزار مصاحبه Kenexa :
برای اینکه سازمانها از مزایای علم و تکنولوژی موجود استفاده کنند ، شرکت
Kenexa نرم افزار مصاحبه را برای انجام سریعتر و مناسب کردن مصاحبه ساختاریافته رفتار محور، طراحی کرده است .
این نرم افزار بیش از 1200 پرسش مصاحبه‌ای برای افزایش اعتبار ، دقت‌، کارایی و اجماع مصاحبه گران ارائه می دهد. این مجموعه شامل پرسشهای تخصصی مرتبط با شغل ، نگرش، موقعیتی و رفتاری برای انتخاب و استخدام افراد است که داوطلبان را تشویق می کند که به‌گونه ای آزادانه، درباره تجربه های خود صحبت کنند .
این نرم افزار در فرایند مصاحبه، اعتماد و واقع بینی بیشتری را ایجاد می کند و طیف وسیعی از ابزارهای تحلیل شغل‌، توصیف شغل ، راهنماهای مصاحبه و نیم رخهای شایستگی ایجاد کرده، ارائه می‌دهد‌.

مجله تدبیر-شماره ۱۹۳



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب