بنام خدا
نقد و بررسی بینش مسیحانه در فلسفه قیام عاشورا - 1
بر اساس اين نگرش، به ناچار بايد صفحه سياه و تاريك اين حادثه خوانده شود و فقط موضوع رثا وعزادارى مورد توجه باشد.(37) هم چنان كه چنين باورى نسبت به نهضت عاشورا، منجر به مسخ كلى اهداف اين نهضت شده و قيام عاشورا به صورت سنگر گنهكاران و كفاره بد آنان جلوه مى كند، يعنى امام حسين(عليه السلام)كشته شد تا گنهكاران از عذاب الهى بيمه شوند.(38) به تعبير ديگر، اين ديدگاه، يك برداشت اباحه گرى است كه چكيده اش آن است كه نهضت حسينى قابل برداشت مكتبى نيست و نمى توان آن را الگو و اسوه قرار داد. گويا طرفداران اين نظريه با تحريف اين حادثه بزرگ و فلسفه پيدايش آن، مى خواهند عاشورا را در برابر اسلام ناب محمدى(صلى الله عليه وآله) قرار دهند و نشان دهند با يك گريه و برپايى ماتم براى سيدالشهدا(عليه السلام)، راه براى ارتكاب هر گناهى و خلافى باز است و با اين اباحه گرى مطلق و رها، مى توان از زير بار هر نوع وظيفه و مسئوليتى شانه خالى كرد.
از اين رو چنين بينشى، سبب طعن و استهزا درباره عزادارى شده است. چنانكه شاعرى اصفهانى درباره مردى كه در قيامت او را ملائكه مأمور عذاب در پيشگاه عدل الهى حاضر مى كنند و به گناهانش شهادت مى دهند، به طنز و شوخى معتقد است كه گناهان آن مرد ناديده گرفته مى شود، چرا كه او قطره اشكى براى امام حسين(عليه السلام)پيشكش كرده است!:
اگر اين مرد اشكى هديـه كـرده *** ولش كن گريه كرده
عيان گر معصيت يا خفيه كـرده *** ولش كن گريـه كرده
نماز، اين بنـده عاصـى نكـرده *** مـه حق روزه خورده
ولى يك نالـه در تكيـه كرده *** ولش كن گريه كـرده
اگـر از كـودكـان شيرخواره *** شكـم كـرده پـاره
به دسته، گريه هاى نسيـه كـرده *** ولش كـن گريه كـرده
خوراك او همه مـال يتيم است *** گـناه او عظـيم اسـت
خطا در شهر و هم درقريه كرده *** ولش كـن گريـه كرده
اگـر بر ذمه او حق نـاس است *** خدا را ناشنـاس است
براى خود جهان را فديه كـرده *** ولش كن گريـه كـرده
به دست خود زده قداره برفـرق *** به خون خود شده غرق
تن خود زين ستم بى بنيه كـرده *** ولش كـن گـريه كـرده
نمى ارزد دو صد تضييع ناموس *** به يك سُبوح و قُدّوس
اگر اشكى روان بر لحيه كـرده *** ولش كـن گريه كـرده(39)
به تعبير برخى: "اين نظريه ماهرانه ترين حيله اى است كه با حفظ عظمت وجلالت حسين(عليه السلام)، شهادت او را پوچ وخالى از معنا و محتوا مى كند و در هر صورت جلادان كشنده حسين(عليه السلام) را هم تبرئه مى كند، چون آنها هم، نه به اراده و انتخاب خود، كه به مشيت الهى، براى اين كار از همان روز الست انتخاب شده اند و آلت اجراى اراده خداوند بوده اند؛ و نيز همه جباران يزيدى و بيعت گيرهاى معاويه اى را براى هميشه از خطر عاشورا و خاطره حسين(عليه السلام)مصون مى سازد تا جهت شهادت را از مقابله با قدرت هاى جور و غصب، به سوى هيچ، بر ضد هيچ كس و هيچ چيز منحرف كنند.(40)
غافل از آنكه قيام امام حسين(عليه السلام) (چنانكه خواهيم نوشت) براى برپايى نماز و روزه و زكات و امر به معروف و نهى از منكر بوده است. حضرت قيام كرد تا اسلامِ ساخته و پرداخته امويان را به مردم معرفى كرده و بدعت هاى آنان را براى مردم نمايان سازد و مردم با اين كشتى نجات بخش، به سوى سنت واقعى و سيره و روش پيامبر(صلى الله عليه وآله) حركت كنند، نه براى آنكه بدعتى نو دوباره ايجاد شود و شريعت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) منسوخ شده و به بوته فراموشى سپرده شود. حضرت قيام كرد تا دين زنده بماند و با عمل به احكام الهى، بساط گناه و منكرات از جامعه برچيده شده و روحيه تقوا ودين محورى در بين امت اسلامى زنده شود. او قيام كرد تا مردم از نافرمانى خدا بيشتر بترسند واز آثار گناه كه در دنيا وآخرت دامن گير گنهكاران مى شود، برحذر باشند. از اين رو گريه و عزادارى براى سالار شهيدان براى نگه داشتن اساس اسلام است تا مردم با تأسى به آن امام همام، به ياد خداوند باشند و به برپايى فرايض و حدود الهى، هر چه بيشتر اهتمام ورزند.
پی نوشت ها :
37. مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، چ اول، قم، صدرا، 1365ش، همان، ج1، ص 127.
38. همان، ج3، ص 256.
39. همان، ج 3، 258 ـ 259؛ به نقل از ديوان مكرم، ص 133.
40. على شريعتى، حسين وارث آدم، چ نهم، تهران، شركت انتشارات قلم، 1380ش، ص 174.
منبع : پایگاه جامع عاشورا


