بنام خدا
نقش زنان در نهضت حسيني - بخش سوم
4ـ بانواني كه همسر و فرزند خود را تقديم نمودند
از اين قسم مي توان بانويي به نام بحرّيه را نام برد كه وي همسر جنادة بن كعب انصاري خزرجي و مادر عمرو بن جنادة است .
جنادة از ياران سيدالشهدا: بود كه در جريان اولين حملة دشمن به شهادت رسيد. پس از شهادت اين صحابي با وفا، فرزند نوجوان او كه يازده سال بيشتر نداشت خدمت امام حسين (ع) رسيد و اجازة ميدان خواست . امام حسين (ع) فرمود: اين نوجوان پدرش در جنگ كشته شده و ممكن است مادرش ناراضي باشد.
امّا عمرو پاسخ داد: مادرم به من دستور داده كه در جنگ شركت نمايم .
در نقل ديگري چنين آمده كه امام حسين (ع) به او فرمود: پسرم ! پدرت به شهادت رسيده و اگر توهم كشته شوي ، مادرت در اين بيابان به چه كسي پناه ببرد؟
جوان با شنيدن سخن امام خواست برگردد، امّا مادرش به او گفت : پسرم ! آياسلامتي خودت را بر ياري پسر رسول خدا(ص) ترجيح مي دهي ؟ نوجوان به سوي ميدان رزم شتافت و جنگيد تا به شهادت رسيد.
دشمن سرش را از بدن جدا كرد و به سوي خيمه ها پرتاب كرد. مادر جلو آمد سرش را برداشت و گفت : آفرين پسرم . آن گاه سر بريده را برداشت و آن را چنان به سوي دشمن پرتاب كرد كه با ضربة آن يكي از دشمنان به هلاكت رسيد و خودش عمود خيمه اي را ازجا كند و رجز خوانان به سوي دشمن حمله كرد كه امام (ع) در حق او دعا كرد و او را به خيمه باز گرداند.
از ديگر بانوان اين دسته مي توان به ام كلثوم صغري ' (رقيه ) دختر اميرمؤمنان (ع)اشاره كرد كه همسر مسلم بن عقيل سفير امام حسين (ع) بود. او كه در مسير كربلا خبرشهادت همسرش را دريافت ، در روز عاشورا فرزندش را نيز به آستان حسيني تقديم كرد.
5ـ بانواني كه علي رغم اصرار همسرانشان خاندان حسيني را ترك نكردند
از خلال حديث طولاني و زيبايي كه از زبان شيرزن كربلا حضرت زينب كبري (س) در بيان حوادث شب عاشورا و احوال خيام حسيني در آن شب شنيده ايم در مي يابيم كه :پس از آن كه امام حسين (ع) با ياران ثابت قدم خود اتمام حجت نمود و بيعت خويش را ازآنان برداشت تا بازگردند، ولي هرگز كسي بازنگشت به آنان فرمود: خدا شما را رحمت كندو به شما جزاي خير عنايت فرمايد؛ اكنون هر كه به همراه خود خانمي آورده برخيزد و او رابه قبيلة بني اسدـ در نزديكي زمين كربلاـ بسپارد.
بانواني كه به همراه من هستند، پس ازمرگ من به اسارت دشمن در مي آيند، مي ترسم كه زنان شما هم اسير شوند، پس برخيزيد و آنها را به بني اسد بسپاريد. علي بن مظاهر با شنيدن اين سخن از جاي برخاست و به سوي خيمه رفت . همسرش با ديدن او به احترام از جاي برخاست و پرسيد:شنيدم كه غريب فاطمه در ميان شما خطبه مي خواند، اما در پايان جمله هايي فرمود كه به خاطر همهمة مجلس ، چيزي نشنيدم . آن جناب در جمع شما چه فرمود؟
علي بن مظاهر، پيغام امام را ابلاغ كرد و گفت : اكنون برخيز تا به سوي قبيلة بني اسد برويم و من تو را به آنها ملحق نمايم .
اما همسر علي بن مظاهر با شنيدن اين سخنان از جاي برخاست و سرش را به عمود خيمه كوبيد و اظهار داشت : به خدا قسم بي انصافي كردي ، اي پسر مظاهر! آيا براي تو سهل است كه دختران رسول خدا(ص) به اسارت بروند و من از اسارت دشمن در امان باشم ؟ برايت سهل است كه چادر از سر بانوان اهل بيت بردارند و من چادر بر سر داشته باشم ؟ برايت سهل است كه زينت هاي دختران رسول خدا(ص) را بربايند و من خود را به زينت مزين كرده باشم ؟ آيا مي خواهي تو روز قيامت نزد رسول خدا(ص) به خاطر ياري فرزندش روسفيد باشي و من نزد فاطمة زهرا (س) روسياه ؟ به خدا سوگند! كه شما با مردان اهل بيت : همراهي مي كنيد، ما نيز زنانشان را تنها نمي گذاريم .
علي بن مظاهر با ديدگان گريان نزد فرزند رسول خدا(ص) بازگشت و عرض كرد:همسرم با آن كه از قبيلة بني اسد است ، اكنون از رفتن خودداري مي كند و مي خواهد با شماهمراهي نمايد. امام با شنيدن اين خبر گريست و فرمود: خداوند به شما از جانب ما جزاي خير عنايت فرمايد.
6ـ بانواني كه خانه هاشان مركز تجمع شيعيان و بحث و تحليل هاي سياسي بود
در ميان اهل كوفه كه به تعبير حضرت زينب (س) اهل دروغ و فريب كاري بودند ورفتار ناجوان مردانه شان با حضرت علي (ع) و مسلم بن عقيل سفير امام حسين (ع) و خودآن حضرت شهره گرديده است . گاه بانوان غيرت مندي چون مارية عبديه را مي بينيم كه نه تنها در دل هواي ياري سيدالشهدا را دارد، كه خانه اش را در مركز حوادث توطئه آميزعبيدالله به محلي امن براي هواداران سيدالشهدا تبديل مي كند.
اين بانوي شيعه - كه ازطايفه عبدالقيس بود و او را مارية بنت سعد مي ناميدند - مركزي براي گفت و شنودها وتحليل اخبار سياسي آن روز به نفع سيدالشهدا: داير نموده بود. وقتي اين خبر به گوش ابن زياد رسيد، به عاملانش دستور داد از اين عمل ممانعت كنند و راه منزل اين بانو رابراي شيعيان مشتاق سدّ نمايند.
اما اين بانو، اگرچه خود در عرصة كربلا حضور نيافت ،توانست مردان جنگي را از خلال مباحث اين خانه راهي كاروان حسيني نمايد. از آن جمله يزيد بن ثبيت و دو فرزند عبدا...و عبيدا...بن يزيد از خلال مباحث و نقد وتحليل هاي سياسي در اين خانه بود كه راه خويش را يافتند و به مكه براي ياري فرزندرسول خدا(ص) شتافتند.
منابع : مجمع جهانی اهل البیت ، پایگاه جامع عاشورا


