بنام خدا
نقش زنان در نهضت حسيني
9ـ بانواني كه در كربلا امانتدار امامت بودند
الف ) ام سلمه
ام سلمه ، يكي از برترين همسران پيامبر پس از حضرت خديجه (س) بانوي بزرگوارو والا مقامي بود كه به جهت شخصيت وي ، اوّلاً: آية تطهير در شأن اهل بيت : در خانة او نازل شد. به علاوه رسول خدا(ص) داستان كربلا و مصائب سيدالشهدا: را بر او بازگونموده و خاك كربلا را برايش به وديعه نهاده بود كه به محض وقوع آن حادثه عظيم وهولناك از آن مطلع گردد، كه هم چنين نيز شد. عصر عاشورا، اهل مدينه ديدند كه از خانة ام المؤمنين ام سلمه صداي شيون برخاست ، چون علت را جويا شدند.
فرمود: اكنون درعالم رؤيا پيامبر را ديدم كه غبارآلود و خسته بود. پرسيدم يا رسول ا...!كجا رفته بودي كه چنين غبار آلوده اي ؟ فرمود: اكنون از كربلا برمي گردم و شاهد شهادت فرزندم حسين (ع)بودم . ام سلمه گويد: چون از خواب بيدار شدم ، به سوي تربت ِ كربلا دويدم ، ديدم خون ِ تازه ،درون شيشه مي جوشد؛ دانستم كه حسين در كربلا به شهادت رسيد.
به همين سبب اولين مجلس عزاي امام حسين (ع) در مدينه مقارن با شهادت امام حسين (ع) در خانة ام سلمه برگزار گرديد و اهل مدينه او را در اين ماتم تسلامي دادند.
ام سلمه ، يكي از بانواني بود كه امام حسين (ع) به هنگام خروج از مدينه با اوخداحافظي كرد و او را مادر خطاب نمود. او به اصرار مي كوشيد تا امام (ع) را از مأموريت رفتن به كربلا به خاطر عواقب آن باز دارد، ولي امام حسين (ع) اين امر را مشيت پروردگارشمرد.
امام باقر(ع) فرمود: هنگامي كه امام حسين (ع) به سوي عراق رهسپار گرديدوصيت نامه و كتاب هايش را به ام سلمه سپرد و فرمود: هنگامي كه فرزند بزرگم ، نزد توآمد و وصيت نامه را طلب كرد، آنها را به او بده . توجه به اهميت اين امانت ، مي تواندبيانگر شخصيت يگانة اين بانوي بزرگوار باشد.
ب ) فاطمه بنت الحسين
فاطمه دختر امام حسين (ع) نيز يكي از بانوان محترمي بود كه امام حسين (ع)امانت هاي امامت را به او سپرد، تا به امام سجاد(ع) برساند.
ج ـ حضرت زينب
بي شك ، يكي از برجسته ترين بانواني كه امانت هاي امامت را به نحو شاخص وويژه اي حمل نمود و در زمان شايسته به صاحب آن امام عصر خويش ، حضرت سجاد(ع)تحويل داد؛ حضرت زينب كبري (س) بود كه نقش ويژه و شاخص اين بزرگوار در حوادث كربلا برجسته تر از آن است كه نيازي به ذكر و تحليل آن باشد.
10ـ بانواني كه عزّت اهل بيت را پاس داشتند
اگرچه بانواني كه كاروان حسيني را همراهي مي كردند از طبقات مختلف اجتماعي بودند، بانواني ، چون كبشه ام سليمان ، كنيزي بود كه همسرش از ياران امام حسن (ع)بود و وقتي به عنوان پيك امام حسن (ع) به سوي اشراف بصره رفت به دستور عبيدالله اورا به شهادت رسانيدند.
در كربلا به همراه پسرش افتخار همراهي سيدالشهدا(ع) و حضوردر ركاب آن حضرت را يافت و پس از شهادت فرزندش به همراه اهل بيت به اسارت به شام رفت و سپس به مدينه بازگشت . و يا ام وهب كه بانويي تازه مسلمان بود... حضوربزرگواراني چون فضه كنيز حضرت زهرا3 به جمع كاروانيان كربلا، معنايي ديگرمي بخشيد.
اين جمع به ظاهر ناهمگون و متفاوت در يك خصوصيت اشتراك يافتند كه آن غيرتمندي شان ، در پرتو عزّت اهل بيت : بود. مطابق تواريخ وقتي امام حسين (ع)براي وداع آخر نزديك خيمه ها آمد، بانوان را يك يك به نام صدا كرد و از آنان خداحافظي كرد و فرمود:
استعدّوا للبلاء... و لاتشكوّا؛
خود را براي بلايا و مصايب آماده كنيد و هرگز شكايت نكنيد كه اجرتان كم مي شود. مصايب بانوان چندان سخت بود كه امام حسين (ع) در وداع آخر خودمي گريست . وقتي حضرت زينب (س) علت را جويا شدند فرمودند: كيف لاابكي و عمّاقليل تساقون بين العِدي '؛ چگونه نگريم كه مي دانم به زودي شما را به اسارت مي برند.
اگرچه در طول تاريخ كربلا به نام هايي از بانوان بر مي خوريم كه گاه به همراه همسر و فرزند خويش به كربلا آمده و آنها را در راه نهضت حسيني فدا كردند و خم به ابرونياورده و خود به اسارت رفتند، تا با اهل بيت امام حسين (ع) مواسات كنند، اما به يقين توجه به حوادث پس از شهادت امام حسين (ع) همواره از مميزاتي است كه به وجود بانوان در كاروان حسيني معنا مي دهد. به يقين اين بانوان بودند كه حوادث عاشورا را روايت كردند و سينه به سينه و منزل به منزل در طول سفر كربلا تا شام ياد شهيدان و اهداف آنهارا زنده نگه داشتند.
اين بانوان بودند كه با حفظ عزّت اهل بيت : با وجود همة مصايب روز عاشورا و شب و روز يازدهم و پس از آن تا شام كه امام سجاد(ع) نزديك سي و سه سال بر آنها گريست ، خم به ابرو نياوردند و ذره اي عقب نشيني نكردند و با تحمل همة سختي ها و شدايد هر كجا كاروان كربلا پا مي گذاشت ، زمينة قيام و انقلابي را فراهم مي كردند؛
چنان كه حضور آنان در شهر شام ـ مركز خلافت يزيد ـ چنان كار را بر يزيد دشواركرد كه ناچار شد در مقابل كارهاي زشت خود زبان به عذرخواهي بگشايد و گناه را به گردن ديگران بيندازد و از آن مهم تر آن كه به كاروانيان اجازه دهد درون كاخ او مجلس ماتم حسيني به پا كنند و بر سوگ امام شهيدان بگريند و....
اگر چه در كربلا درس هاي متفاوتي نهفته است و اين حضور بانوان در آن مرحلة حسّاس ِ تاريخ ، بيانگر نقش حساس آنان در اجتماع مي تواند باشد، اما به يقين درس ديگري كه از اين داستان مي توان آموخت آن است كه كربلا صحنة نمايش توفيق هاي الهي بود.
كه في تقلُّب الأحوال ِ عِلْم َ جواهرُ الرّجال ؛ در سختي ها جوهرة انسان ها آشكارمي شود . كربلا نمايش حضور بانوي كنيزي چون : فكيهه در كنار بانوي متمولّي چون دُلهم همسر زهير است . نمايش نقش بانواني كه آسيه وار در خانة فرعون زمان بر اوشوريدند و خود راه خويش را يافته و رسالت خود را به انجام رسانيدند و سال ها پس از آن هم ، بانويي چون ام البنين با ياد مصايب كربلا همه روزه مصايب كربلا را در برابر ديدگان اهل مدينه زنده مي كرد و بر مصايب راد مردان ِ حقيقتي سترگ اشك مي ريخت .
سخن را با كلامي از رهبر فرزانة انقلاب به پايان مي بريم كه فرمود:
اگر كشور بتواند جامعة زنان را با تكيه بر تعليمات اسلامي با همان معارفي كه اسلام خواسته آشنا كند، من ترديدي ندارم كه پيشرفت و ترقي كشور در آينده مضاعف خواهد شد. در هر ميداني كه بانوان مسئولانه وارد شوند، پيشرفت در آن چندين برابرخواهد شد. خصوصيت حضور خانم ها در ميدان هاي مختلف اين است كه وقتي زن ِخانواده وارد ميدان مي شود؛ يعني همسر و فرزند او هم وارد شده اند. حضور مرد به اين معنانيست .
منبع : مجمع جهانی اهل البیت ، پایگاه جامع عاشورا


