بنام خدا

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی - بخش پنجم

علل و عوامل ذلّت و انحطاط

اینك به پاره‏ای از علل و عوامل انحطاط مسلمانان و ذلّت جامعه اسلامی از منظر امام حسین علیه‏السلام اشاره می‏كنیم:

1. دنیاطلبی و حرام‏خواری

پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه ‏السلام و روی كارآمدن معاویه، دوران حكومت بنی ‏امیه آغاز گردید. در این دوره و نیز در دوران حكومت بنی عباس، كه با قتل مروان حمار و روی كارآمدن سفاح شروع شد، خوش‏گذرانی‏ها و اسراف‏كاری‏های مسلمانان به اوج خود رسید.

 

در این دو دوره، مسلمانان، بر اثر ضعف ایمان و داشتن امكانات مادی فراوان و آلودگی رهبران و پیشوایان جامعه، روح زراندوزی و عیاشی و اسراف‏كاریشان به قدری شدت گرفت كه از شخص خلیفه گرفته تا زنان دربار و وزیران و تجار و سایر دست‏اندركاران اداره مملكت، سرگرم تجمل پرستی و عیاشی و خوش‏گذرانی گردیدند، به گونه ‏ای كه گویا هدفی جز آن نداشتند.

قرآن كریم، دنیاطلبان را مخالفان سرسخت دین معرفی می‏كند: «و ما ارسلنا فی قریة من نذیر الاقال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون.» (سباء: 34)؛ هیچ رسول و نذیری در میان امتی ارسال نكردیم مگر این‏كه دنیاطلبان به او ایمان نیاوردند و او را انكار كردند. این امر، رابطه وثیق ایمان ستیزی و دنیاطلبی را نشان می‏دهد. همین معنا به گونه ‏ای دیگر در روایتی از امام صادق علیه ‏السلام وارد شده است: «رأس كل خطیئة حب الدنیا»؛(25) تاریخ نیز بهترین گواه بر همین معناست.

جریان طلحه و زبیر در زمان علی علیه ‏السلام ، پناهنده شدن عقیل و فرماندارانی چون مصقلة بن هبیره به معاویه و نشستن شماری از فرماندهان و سپاهیان امام حسن مجتبی علیه ‏السلام همچون اشعث بن قیس و دیگران بر سفره رنگین او و ... نماد غلبه روحیه دنیاطلبی بر روحیه دین‏داری و عدالت‏خواهی است.

جلوه‏ های ملموس‏ تر و عینی‏ تر فرهنگ دنیاطلبی و مادی را می‏توان در جریان شكل‏گیری واقعه عاشورا مشاهده نمود. عمر بن سعد، كه با سپاهی سازمان یافته از سوی عبیدالله بن زیاد مأمور سركوب شورش دیلم شده بود، فرمان می‏یابد كه به كربلا برود و كار حسین علیه ‏السلام را یك‏سره كند. وی، كه جنگ با حسین علیه‏ السلام و عمق فاجعه آن را نمی‏توانست تصور كند، سرانجام، به عبیدالله می‏گوید: «به جنگ حسین نمی‏رود.» عبیدالله نیز به وی پاسخ می‏دهد: «پس حكومت ری نیز ملغی و دست نیافتنی است.» عمربن سعد كه دنیای خود را در خطر می‏دید، یك روز مهلت خواست. در عین حال كه همه مشاورانش، وی را از این كار نهی می‏كردند سرانجام، دین خود را از دست داده و به زعم خود، بهشت نقد را به دست می‏آورد. در همین رابطه، امام علیه‏السلام در روز عاشورا خطاب به وی فرمودند: ای عمر! آیا خیال می‏كنی با كشتن من و به وسیله ریختن خون من به یك جایزه بزرگ و ارزنده، یعنی استانداری ری، نایل خواهی شد؟! نه به خدا سوگند چنین ریاستی به تو گوارا نخواهد بود، این پیمانی است محكم و پیش‏بینی شده! اینك آنچه از دستت می‏آید انجام بده.(26) عمرسعد، در رؤیای لذت چند روزه حكومت و ریاست، با اِشرافی كه نسبت به مسائل داشت، هم امام حسین علیه‏ السلام را خوب می‏شناخت و هم جناج مقابل او را. همو اولین تیر را به سوی خیام حسین علیه‏ السلام پرتاب كرد و به سپاهیانش می‏گفت: «در نزد امیر گواهی دهید كه من اول كسی بودم كه به سوی خیمه‏ های حسین بن علی علیه‏السلام تیراندازی كردم.»(27)

رؤسای قوم به تعبیر عامر بن مجمع عبیدی (یا مجمع بن عامر) كه در گزارش خود به امام آورده است: «فراوان رشوه گرفته بودند و خورجین‏هایشان پر شده بود»(28) و بسیاری نیز برای حضور در میدان جنگ با امام حسین علیه‏ السلام بر سر قیمت چانه می‏زدند و شعار «كم تهب؟»؛ چه مبلغ پول می‏دهی؟(29) از گفت‏ وگوهای سربازان عبیدالله در آن روزها بود. به همین دلیل، امام علیه‏السلام در سخنرانی روز عاشورا بر عنصر دنیاطلبی تأكید نموده، فرمودند: «بندگان خدا از خدا بترسید و از دنیا برحذر باشید كه اگر بنا بود همه دنیا به یك نفر داده شود و یا یك فرد برای همیشه در دنیا بماند، پیامبران برای بقا سزاوارتر و جلب خشنودی آنان بهتر و چنین حكمی خوشایندتر بود. ولی هرگز! زیرا خداوند دنیا را برای فانی شدن خلق نموده كه تازه‏هایش كهنه و نعمت‏هایش زایل و سرور و شادیش به غم و اندوه مبدل خواهد گردید. دون منزلی است و موقت خانه‏ای... شیطان بر شما مسلط گردیده و خدای بزرگ را از یاد شما برده است. ننگ بر شما و ننگ بر ایده و هدف شما.»(30)

بدین ترتیب، سرانجام دنیاطلبی چیزی جز ننگ و ذلت نیست. امام به لشكریان عمرسعد می‏گوید: «ویلكم ما علیكم ان تنصتوا الیّ فتسمعوا قولی و انما اعوكم الی سبیل الرشاد فمن اطاعنی كان من المرشدین و من عصانی كان من المهلكین و كلكم عاص لامری غیر مستمع لقولی قد انخزلت عطیاتكم من الحرام و ملئت بطونكم من الحرام فطبع الله علی قلوبكم ویلكم الا تنصتون الا تسمعون.»؛(31) وای بر شما چرا گوش نمی‏دهید تا سخنانم را، كه شما را به رشد و سعادت فرا می‏خوانم، بشنوید. هركس از من پیروی كند، خوشبخت و سعادتمند است و هركس عصیان و مخالفت ورزد، از هلاك‏ شدگان است، همه شما عصیان و سركشی نموده و با دستور من مخالفت می‏كنید و به گفتارم گوش فرا نمی‏دهید. آری در اثر هدایای حرامی كه به دست شما رسیده و در اثر غذاهای حرام و لقمه‏ های غیرمشروعی كه شكم‏های شما از آن انباشته شده است، خدا این چنین بر دل‏های شما مهر زده است! وای بر شما! آیا ساكت نمی‏شوید!

در این خطبه امام علیه‏السلام ، چند نكته حایز اهمیت است:

1. مخالفت لشكریان عمرسعد با امام، مخالفت با راه رشد و سعادت است؛

2. منشأ مخالفت، دنیاطلبی و حرام خواری شمرده شده است؛

3. دنیاطلبی، گوش و چشم دل را كر و كور می‏كند.

این امور، به تعبیر امام حسین علیه ‏السلام ، به نابودی و انحطاط جامعه انجامید: «تبالكم ایها الجماعه.»(32) و جامعه ‏ای را به وجود آورد كه از نظر آن حضرت دارای این ویژگی‏هاست: «فانّما انتم من طواغیت الامة و شذاذ الاحزاب و نبذة الكتاب و نفئة الشیطان و عصبة الائام و محرفی الكتاب و مطفی السنن و قتلة اولاد الانبیاء و مبیری عترة الاوصیاء و ملحقی العهار بالنسب و موذی المؤمنین و صراخ ائمة المستهزئین الذین جعلوا القرآن عضین.»(33)؛ شما از سركشان امت و از بازماندگان احزاب فاسد هستید كه قرآن را پشت سر انداخته‏اید. از دماغ شیطان در افتاده‏اید. از گروه جنایتكارانه و تحریف‏كنندگان كتاب و خاموش‏كنندگان سنن می‏باشید كه فرزندان پیامبران را می‏كشید و نسل اوصیا را از بین برید. شما از لا حق‏ كنندگان زنازادگان به نسب و اذیت‏ كنندگان مؤمنان و فریادرس پیشوای استهزاگران می‏باشید كه ‏قرآن‏ رامورداستهزاوتمسخرخویش ‏قرارمی‏دهید. واین‏است نتیجه دنیاطلبی و این همه، جز خذلان و انحطاط نتیجه‏ای در پی ندارد.

پی نوشت ها :

25ـ محمد محمدی ری‏ شهری، میزان الحكمه، ج 3، ص 294

26ـ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 8

27ـ محمدصادق نجمی، پیشین، ص 257

28ـ مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 3، ص 46

29ـ حسین پیشوای انسان‏ها، ص 40

30ـ محمدصادق نجمی، ص 223

31 الی 33ـ محمدصادق نجمی، ص 232

34ـ نهج ‏البلاغه، خطبه 17

منبع : پایگاه جامع عاشورا

 

 





تاريخ : جمعه 29 آبان 1394  | 7:09 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.