بنام خدا

پرتوی از سیره و سیمای سالار شهیدان, امام حسین (ع) - بخش اول
حسين بن علی بن أبی طالب بن عبدالمطلب سومین امام معصوم می باشند, مادر بزرگوارشان دختر رسول خدا (ص) و (سرور زنان عالمیان) فاطمه زهراست, کنیه آن حضرت أبا عبدالله و القاب ایشان عبارتند از: شهید, سبط, مظلوم, غریب, رشید, سرور جوانان بهشت و ریحانه رسول خدا.
ولادت امام حسین (ع)
ولادت آن حضرت در مدینه در سوم شعبان سال چهارم هجری بوده است.


 



مدت عمر و امامت آن حضرت
امام حسین (ع) 58 سال عمر کردند, هفت سال از عمرشان را در زمان پر برکت جدش رسول خدا (ص) و 37 سال در زمان پدرشان امیر المومنین و 47 سال از عمر خویش را در زمان برادر بزرگوارشان امام حسن (ع) سپری نمودند و مدت خلافت ایشان 11 سال بوده است.
از فضیلت های امام حسین (ع)
ایشان سومین امام معصوم و یکی از پنج تن آل عبا است, رسول خدا در مورد ایشان و برادرشان فرمودند: حسن و حسین سرور جوانان أهل بهشتند, ائمه أطهار از نسل ایشان هستند, دعا زیر قبه ایشان مستجاب و خداوند شفا را در تربت ایشان قرار داد و کسی که برای مظلومیت ایشان گریه کند خداوند او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار می دهد.
فرزندان و همسران امام حسین (ع)
نظر علما در مورد فرزندان امام حسین ( ع ) متفاوت بوده است, طبق نقل شیخ مفید، امام حسین(ع) شش فرزند داشتند به نامهای:
- علی بن الحسین یا امام سجاد(ع) که کنیهاش ابومحمد و نام مادرش شاه زنان ـ دختر یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است.
- علی بن الحسین الاکبر، مادرش لیلا ـ دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی ـ است. او در روز عاشورا بهمراه پدرش شهید شد.
- جعفر، مادر او قضاعیة بود. جعفر در حیات پدر بزرگوارش از دنیا رفت.
- عبدالله، معروف به علی اصغر که در روز عاشورا بشهادت رسید. مادر ایشان رباب دختر امرئ القيس بود.
- سکینه، مادر او نیز رباب است.
- فاطمه: مادرش اماسحاق بوده است.
عزیمت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه
بعد از مرگ معاویه بن أبی سفیان در ماه رجب سال 60 هجری, فرزندش یزید بن معاویه به والی خود در مدینه (ولید بن عتبه بن ابی سفیان) نامه ای نوشت و او را امر کرد بدون هر گونه درنگ از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرد.
ولید نیز در شب آن روز امام حسین علیه السلام را فراخواند. امام حسین علیه السلام از مکر و حیله ولید آگاه شد و از چند نفر از اهل بیت و محبینش خواست سلاح بدست بگیرند و به آنان گفت: اکنون در این وقت شب ولید مرا خواسته است, اگر درخواستی داشت و بر آورده نکنم در امان نخواهم بود, مرا همراهی کنید و بیرون درب بمانید, هر گاه صداها بلند شد وارد شوید.
امام حسین علیه السلام نزد ولید بن عتبه رفت, ولید امام را از هلاکت معاویه با خبر ساخت ونامه یزید و درخواستش مبنی بر گرفتن بیعت از امام حسین علیه السلام را برایشان خواند. امام حسین علیه السلام به ولید گفت: من گمان نمی کنم تو به بیعت پنهانی من با یزید قانع باشی, مگر آن که من آشکارا بیعت کنم تا مردم همگی با خبر شوند.
ولید گفت: آری. امام حسین علیه السلام فرمود : پس بگذار صبح شود تا نظرت در این باره مشخص گردد.
ولید گفت: برو تا فردا كه بهمراه تعدادی از مردم بیایی. مروان گفت: اگر او از اینجا بیرون برود تو و امثال تو بر او چیره نخواهند شد. همین جا او را زندانی کن, اگر بیعت کرد که هیچ اما اگر بیعت نکرد سرش را از بدنش جدا کن.
امام گفت: ای فرزند زرقاء (فرزند زن بد سیرت) تو مرا می کشی یا او؟ بخدا سوگند دروغ گفتی و گناه کرده ای. سپس رو به ولید کردند و گفتند: ما از خاندان نبوت و معدن رسالت و جایگاه رفت و آمد فرشتگان و محل نزول رحمت الهی می باشیم. خداوند (اسلام را با ما آغاز کرد و با ما پایان برد) در حالیکه یزید مردی است فاسق, قاتل بیگناهان و آن کسی که آشکارا مرتکب فسق و فجور می شود. مانند من با مردی مانند او بیعت نمی کند. به هر حال بگذار صبح شود و به انتظار بمانیم و ببینیم کدام یک از ما به خلافت و بیعت شایسته تریم, سپس خارج شد.
صبح روز بعد امام حسین (ع) برای آگاه شدن از اوضاع از منزل خارج شد هنگامی که مروان امام را دید به او گفت: أبا عبدالله من برای شما خیر خواهی را می خواهم, اگر حرفم را بپذیری به صلاح دین و دنیای شماست, امام (ع) فرمودند: چه توصیه ای برایم داری؟ گفت: با یزید بیعت کن. امام جواب دادند: انا لله و انا الیه راجعون, باید فاتحه ی اسلام را خواند زمانی که حاکم امت اسلامی فردی مثل یزید باشد. من از جدم رسول خدا شنیدم که فرمودند: خلافت برآلِ ابى سفيان حرام استآنگاه مروان عصبانی شده و از مکان دور شد. هنگام ظهر امام بهمراه فرزندان و اهل بیتش بجز برادرشان محمد بن حنفیه به سوی مکه حرکت کردند. ایشان هنگام خروج از مدینه این آیه شریفه را تلاوت می کردند: " فخرج منها خائفا يترقب قال رب نجني من القوم الظالمين "
هنگام وارد شدن امام حسین علیه السلام به مکه, خبر از بیعت ندادن و مخالفت امام با یزید به اهل کوفه رسید, آنان نیز در منزل سلیمان بن صرد الخزاعی جمع شدند و از مرگ معاویه خدا را شکر گفتند, سلیمان نیز به اهالی کوفه گفت: بدانید که معاویه ستمکار به هلالک رسید و امام حسین علیه السلام به یزید بیعت نداده است و به سمت مکه معظمه شتافته و شما شیعیان او و از پیش شیعیان پدر بزرگوار او بوده اید, پس اگر میدانید که او را یاری خواهید کرد و با دشمنان او جهاد خواهید کرد, نامه ای بنویسید و او را بخواهید و اگر ضعف و ترس بر شما غالب است ودر یاری او سستی خواهید ورزید و آنچه شرط نیک خواهی است به عمل نخواهید آورد او را فریب ندهید و او را به مهلکه نیندازید. اهالی کوفه گفتند: با دشمنانش می جنگیم, در یاری او کشته خواهیم شد, نامه ای را برای ایشان بنویسید.

مطلب ادامه دارد....

منبع : پایگاه جامع عاشورا





تاريخ : شنبه 21 آذر 1394  | 1:52 PM | نویسنده : شیردل شیروانی انارک | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.