اسلام و لیبرالیسم (3)
نويسنده:
علي سعادت پناه
استثمار و بهرهکشی از کارمحرومان، از نا انسانیترین روشهای سرمایهداری است. تردید نیست که سرمایههای کلان، جز از راههای ظالمانه و استثماری و نادیده گرفتن حقوق دیگران، گرد نیاید و درآمدهای عادلانه و مشروع، بهثروتهای زیاد نمیانجامد. امام علی «ع»: الا فتوقعوامن اِدبارامورکم ... ذاک حیث تکون ضربة السیف علی المؤمن اهون من الرزق من حله(21) هان منتظر روزی باشید که نظام اجتماعی شما از هم بپاشد ... و این بههنگامی است که فرود آمدن شمشیر بر سر مؤمن آسانتر است از دستیابی بهدرهمی حلال.
4. استثمار
نويسنده:
علي سعادت پناه تعادل جامعه و توازن میان منافع و حقوق افراد، و ارتباط معقول میان "حق" و "تکلیف"، در پرتو قانون، صورت میپذیرد و بدون حاکمیت قانون اجتماعی سالم و منسجم و متوازن، پدید نخواهد آمد. قانون است که باید حس افزونخواهی و آزمندی گروههایی را محدود کند، و ابزار قدرت افرادی را که مایه تجاوز و سلطه است، در هم بشکند و انواع تجاوزگریها را مهار کند، و همه را به انجام وظیفه و تکلیف خویش در جامعه تشویق کند و یا ملزم سازد و بدین گونهها همگان را بهحق خویش برساند.
نويسنده:
علي سعادت پناه نخستین رهآورد دکترین لیبرال - سرمایهداری، تأثیری است که بر نوع روابط اجتماعی میگذرد و روابط برادرانه و همسان انسانی را بهروابطی برتری طلبانه و خودکامه تبدیل میکند، از نوع روابطی که میان دو طبقة "اقلیت فرادست" و "اکثریت فرودست" وجود دارد. براساس تأثیرهای فکری، فرهنگی و اخلاقی که نظام سرمایهداری در انسانها میگذارد (برخی از آنها در بخش نخست مقاله مورد بررسی قرار گرفت) و روحیة طغیان و خودکامگی که بر مال اندوزان سایه میگسترد، پایگاه اصلی روابط اجتماعی را ویران میکند. یعنی باور انسانها و ایمان بهارزش و کرامت انسانی، یا کمرنگ میشود و یا بکلی رنگ میبازد.
نويسنده:
علي سعادت پناه ج - «اقتصاد»، اخلاق و ارزشهاى انسانى اقتصاد به عنوان علمى که بدنبال یافتن روشهاى مناسب براى تخصیص منابع و امکانات موجود به اهداف و نیازهاى انسان است از آنجائیکه با مسائل زندگى انسان به عنوان موجودى هدفدار، اجتماعى، داراى انگیزه هاى مختلف مادى شعور و صاحب اراده، نامطمئن نسبت به آینده و انتخابگر مواجه است، اصولا یک علم اخلاقى است. کسانیکه صادقانه و با بینش صحیح با واقعیات ذاتى انسان و زندگى اجتماعى او برخورد نموده اند مجالى براى انکار این واقعیت نیافته اند. چنانکه در انگلستان هم تا سال 1903 این علم جزئى از برنامه آموزشى علوم اخلاقى بود، بعد از اینکه با اصرار بعضى از اقتصاددانان، آموزش اقتصاد در دانشکده مجزایى قرار گرفت، کینز با این امر مخالفت کرد.
نويسنده:
علي سعادت پناه ب - اقتصاد سرمایه دارى و «تعالیم اخلاقى و ارزشهاى والاى انسانى» اقتصاد سرمایه دارى، هم در اصول اساسى خود، ماهیت ایدئولوژیک دارد و هم احکام و نظریه هاى اقتصادى آن حاوى داوریهاى جهتدار ایدئولوژیک است. تولد اقتصاد سرمایه دارى همزمان با نفى ارزشهاى والاى انسانى و تعالیم مذهبى و تقدیس رذائل اخلاقى صورت گرفت و در واقع، به خاطر تنزل انسان از مقام والاى خلیفه اللهى،به مرتبه پایین حیوانیت و مادیت بود که هواهاى نفسانى، محرک انسان، و ثروت مادى، هدف او معرفى شد و عقل نیز خدمتگزار شهوت و ابزار ثروت قرار گرفت تا اقتصاد جدید را رقم زند. بنابراین بدون تردید اقتصاد سرمایهدارى نه تنها از اخلاق و ارزشهاى متعالى، جدا استبلکه اساسا ماهیت ضداخلاقى و ضدارزشى دارد.
نويسنده:
علي سعادت پناه 5- جدایى «اخلاق» از «اقتصاد» اکنون وقت آن است که نتیجهگیرى مکتب «لیبرال - سرمایهدارى» از اصول انسانشناختى درباره ماهیت علم اقتصاد و رابطه آن با اخلاق را در سه بخش مورد نقد و بررسى قرار دهیم: الف - رابطه «اقتصاد سرمایه دارى» با «داوریهاى ارزشى و اخلاقى» دیدیم که اقتصاددانان کلاسیک، با اعتقاد به حاکمیت اجبارهاى غریزى و سودپرستانه بر جوامع انسانى، «نفعطلبى فردى» را تنها انگیزه رفتار آدمى و پىگیرى «نفع شخصى» در شرایط آزاد طبیعى (بازار رقابتى)، قانون طبیعت براى تامین منافع فردى و خیرهمگانى، معرفى نمودند.
نويسنده:
علي سعادت پناه 2- نتایج عملکردى: یکى از پیامدهاى «حداکثر نمودن نفع شخصى» و «حاکمیت نظم طبیعى»، این بود که کارفرمایان براى حداکثر نمودن سود خود، حقوق کارگران را در پایینترین حدى که براى ادامه حیات، ضرورت داشت، نگه مىداشتند و به این وسیله، تا آنجا که ممکن بود آنان را استثمار مىکردند. «در انگلستان، اشلى تحقیقاتى در زمینه شرایط کار زنان و کودکان در معادن ذغال سنگ انجام داد که گزارش آن در سال 1842 انتشار یافت. براساس این گزارش تحقیقاتى، ساعات کار روزانه زنان و کودکان در معادن و قعر چاهها به دوازده تا شانزده ساعت مىرسد. کودکان از سن شش سالگى کار را در معادن و در چاهها آغاز مىکنند.
نويسنده:
علي سعادت پناه 3- حسابگر بودن «انسان» در تعقیب منافع شخصى (عقلانیت ابزارى) ما علیرغم ایده لیبرال - سرمایه دارى، انگیزه غریزه را براى توضیح رفتارهاى انسان کافى ندانستیم و اشاره نمودیم که انسان در فعالیتهاى تدبیرى خود از فرمان عقل و نیروى اراده نیز تبعیت مىکند. رفتارهاى تدبیرى در محدوده هاى کلان زندگى، نیازمند شناخت اهداف و صراطمستقیم وصول به آنها است و عقل انسان در چنین مواردى نیازمند ایدئولوژى راهنما است و کسانیکه از ایدئولوژى مذهبى، پیروى مىکنند، در رفتارهاى خود علاوه بر غریزه، عقل عملى، عقل نظرى و اراده از تعبد به شریعت هم پیروى مىکنند.
اسلام و لیبرالیسم (2)
2. سرمایهداری و قوانین اجتماعی
اسلام و لیبرالیسم (1)
1. روابط سلطهجویانه
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (11)
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (10)
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (9)
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (8)
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (7)
