تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (2)
نويسنده:
علي سعادت پناه
مطالعه احكام الزامي، به ويژه در حوزه فعّاليتهاي اقتصادي نشان ميدهد كه همه آنها اعمّ از احكام وجوبي يا تحريمي براي فراهم ساختن ظرف تحقّق اهداف متعالي اين نظام و رساندن جامعه مسلمانان به مطلوب مورد نظر خداوند است. برخي از اين قوانين براي حفظ حقوق همه مسلمانان، و بعضي در صدد تأمين حقوق گروههاي خاص وضع شده است؛ امّا به صورت غيرمستقيم، منافع همه را نيز در بر دارد. مهمترين اين احكام عبارتند از:
1. احكام الزامي
نويسنده:
علي سعادت پناه برقراري تعادل اقتصادي، همواره از اساسيترين دغدغه هاي اقتصاددانان و سياست گذاران اقتصاد بوده است. اقتصاددانان كلاسيك بر اين باور بودند كه اقتصاد در بلندمدّت و بدون دخالت دولت، به خودي خود به سوي تعادل در اشتغال كامل گرايش دارد. اين در حالي است كه بيشتر اقتصاددانان به تبع كينز و به دنبال بحرانهاي ايجاد شده در اقتصاد، عدم تعادل و ضرورت سياستگذاري براي برقراري تعادل را پذيرفته اند.
نويسنده:
علي سعادت پناه اكنون ميخواهيم جايگاه انسان در اقتصاد اسلامي را بيان كنيم. مكاتب اقتصادي دربارة جهتگيري مكتب سرمايهداري و ليبراليسم اقتصادي طرفدار ديدگاه اول و اقتصاد اسلامي معتقد به ديدگاه دوم است. از ديدگاه طرفداران سرمايهمحوري، مهمترين عامل توليد، سرمايه است و جهتگيريهاي اقتصادي و توزيع درآمد بايد در جهت تقويت سرمايه و رشد آن باشد. در نتيجه، اين گروه در هنگام تعيين اولويت و در هنگام تعارض منافع، همواره منافع سرمايه را بر انسان (فارغ از ميزان دارائي و سرماية وي) ترجيح ميدهند.
نويسنده:
علي سعادت پناه در علوم انساني و اجتماعي، انسان و رفتار او مورد مطالعه و بررسي قرار ميگيرد. پس شايسته است ابتدا حداقل به طور خلاصه، خود انسان و ويژگيهاي ذاتي او مورد مطالعه قرار گيرد تا مشخص شود كه موضوع مورد مطالعه از چه ويژگيهايي برخوردار است. از اين رو، بحث انسانشناسي و تبيين ديدگاههاي هر مكتب دربارة آن، يكي از مباحث مقدماتي بسيار ضروري علم اقتصاد است. در اين راستا، اقتصاد اسلامي نيز همسان مجموعة معارف اسلامي، ديدگاهي خاص دربارة انسان و ويژگيهاي او دارد و بر اين نگرش و ديدگاه كلي از انسان، بنا شده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه
25-چه كساني بهتر و بيشتر به جامعه خدمت ميكنند؟ الف- قانونگذاران و خبرگان سياسي به همراه مشاوراني متشكل از انواع گروههاي مشورتي هنگام برنامهريزي و اجراي سياستها، منافع عامه را در نظر دارند. اين گروهها توانايي و تمايل افزايش رفاه اجتماعي را دارند. صاحبان كسب و كار و سرمايه به دنبال سود خود هستند و كمتر به منافع عمومي فكر ميكنند. آنها تا آنجا به منافع عمومي توجه ميكنند كه از درون آن سودي هم عايد خودشان شود. با توجه به نارساييهاي فراوان نظام بازار و اقتصاد آزاد، رهبران آگاه جامعه بايد براي افزايش رفاه اجتماعي بكوشند.
نويسنده:
علي سعادت پناه
24- جنگ چه آثار اقتصادي به جا ميگذارد؟ الف- جنگ با نابود كردن منابع اقتصادي، رفاه اقتصادي را كاهش ميدهد. جنگ تنها به سود گروه اندكي است كه از هزينههاي نظامي طرف پيروز جنگ سهمي ميبرند. جنگ براي بيشتر مصرفكنندگان و توليدكنندگان، ارمغاني جز تلخكامي و كاهش ثروت ندارد. ب- جنگ با نابود كردن منابع اقتصادي، رفاه اقتصادي را كاهش ميدهد. جنگ تنها ممكن است منافع گروه كوچكي از تامينكنندگان ادوات جنگي را تامين كند.
نويسنده:
علي سعادت پناه
23- نظر شما درباره كالاهاي عمومي مانند آموزش و راهها چيست؟ الف- وجود جادهها و آموزش عمومي از ضروريات است و نيازي به گفتن ندارد. اين هم بديهي است كه بخشخصوصي توانايي ارائه گسترده اين خدمات را ندارد. مساله واقعي در اين زمينه نحوه عمل دولت و روشهاي خوب و بد در زمينه ارائه اين خدمات است. انگيزههاي بازار و بخشخصوصي بهرهوري را بالا ميبرد. كارهايي مانند ساختوساز از جمله جادهسازي و امور اداري و آموزشي را ميتوان به پيمانكاران بخشخصوصي سپرد. مشكلات ترافيكي را بايد با وضع عوارض و اشكال مختلف محدودههاي ترافيكي حل كرد.
نويسنده:
علي سعادت پناه 22- بين اقتصاد و دفاع ملي چه نسبتي برقرار است. الف- دفاع ملي نسبت به بازار، بيطرف است. دفاع ملي از طرفي با پول مالياتدهندگان تغذيه ميشود و از سوي ديگر با ايجاد فضاي باثبات، ميدان را براي برقراري صلح و تامين حقوق توليدكنندگان و مصرفكنندگان مهيا ميكند. به علت همين ويژگي ذاتي دفاع ملي، ميبايست انحصار اعمال زور براي اجراي قوانين داخلي و دفاع از كشور در برابر تهاجم خارجي، در اختيار دولت باشد. پيش از آنكه حتي بتوان درباره توليد سخن گفت، امنيت و دفاع كه توسط دولت اعمال ميشود، ضرورت پيدا ميكند. اگر غير از اين باشد، جامعه به «وضع طبيعي» كه توماس هابس تشريح كرده است، بازميگردد.
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (1)
چكيده
اقتصاد اسلامي و انسان گرايي (2)
جايگاه انسان در اقتصاد اسلامي
اقتصاد اسلامي و انسان گرايي (1)
پيشگفتار:
آزمون معرفت شناسي علم اقتصاد (25)
آزمون معرفت شناسي علم اقتصاد (24)
آزمون معرفت شناسي علم اقتصاد (23)
آزمون معرفت شناسي علم اقتصاد (22)
