نقش دین در رشد اقتصادی جوامع(1)
نويسنده:
علي سعادت پناه
با در نظر گرفتن رویکردهای مفهومی یا نظری در مورد رابطه میان دین و اقتصاد سیاسی، دو جهتگیری علّی و معلولی وجود دارد که تحلیلگران به آن میپردازند. این مقاله به جامعهشناسی دین پرداخته است. رویکرد نخست این مقاله به بررسی این فرضیه میپردازد که دین (یا اعمال دینی) وابسته به پیشرفت زندگی معاصر در جنبههای اقتصادی و سیاسی میباشد. از این لحاظ مقاله به دنبال اثبات این موضوع است که رویدادهای اقتصادی – سطوح و استانداردهای زندگی یا دخالت دولت در بازار – بر مواردی همچون اعتقادات دینی مردم و میزان مشارکت آنان در مراسم مذهبی تاثیرگذار است.
نويسنده:
علي سعادت پناه فرانسيس فوکوياما، استاد روابط بين الملل در دانشگاه استنفورد آمريکا و تئوريسين سرشناس مسائل سياسي، سفر رئيس جمهور چين به آمريکا را موضوع مقاله اي مقايسه اي بين دو نظام سياسي- اقتصادي آمريکا و چين قرار داده که در روزنامه فايننشال تايمز به چاپ رسيده است. فوکوياما در اين مقاله مي نويسد در دهه اول قرن بيست و يکم شاهد چرخش قابل ملاحظه اي در بخت و اقبال و منزلت نسبي مدل هاي اقتصادي و سياسي جهان بوده ايم. وقتي هنوز اقتصاد «دات کامي» بادش نخوابيده بود، آمريکا اگرچه همه عاشقش نبودند اما دست بالا را داشت.
نويسنده:
علي سعادت پناه روح سرگردان بحران اقتصادي سيالوار در جهان كنوني در چرخش است و هر روز بر جايي از اقتصاد سرمايه داري مينشيند و نظام اقتصادي آن منطقه را به آشوب ميكشاند. هنوز دنياي سرمايهداري از بحران بزرگ بازارهاي پولي امريكا جان سالم به در نياورده بود كه هم اكنون اتحاديه اروپا و بخصوص يونان، پرتغال و اسپانيا درگير نارسايي ذاتي اقتصاد سرمايهداري شدند. بطوري كه با دست و پنجه نرم كردن با كسري بودجههاي مزمن، اتحاديه اروپا را به يك فاجعه اقتصادي نزديكميكنند. البته بروز بحرانهاي اقتصادي در جامعه سرمايهداري مربوط به چند سال كنوني نيست.
نويسنده:
علي سعادت پناه در غير اين صورت ناهنجاري هاي اداري وضعيت كشور را به ناكجا آباد سوق مي دهد و معلوم نيست كه آيا باز بحران هاي گذشته به سراغ انقلاب نيايند. آناني كه با انديشه هاي ابتدائيِ مبانيِ علم اقتصاد در قرن هجدهم و نوزدهم ميلادي آشنايي دارند، به خوبي مي دانند كه رويكرد تجربي و غير خيال پردازانه نسبت به مسائل اقتصادي كشورها(بر خلاف زمان كشيش هاي اروپايي قرون وسطا، يعني مكتب موسوم به اسكولاستيك) با آمدن آدام اسميت، عميقا وابسته به مسائل موجود در درون جامعه بوده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه یک سیستم اقتصاد اسلامی چیست؟ هدف اولیه یک سیستم اقتصاد اسلامی را تعریف کردیم، پله بعدی مشخص کردن عناصر عمده این سیستم است. اقتصاددانان اسلامی، باید درک کنند، خالقی که انتخاب کرده اند، برنامه کار سیستم اقتصادی را حتی برای دوره ای که قرآن را نازل کرده نداده است. بنابراین، اقتصاددانان و روشنفکران مسلمان از هر کشور و برای هر عصری از تاریخ با اعتراض برای ایجاد یک سیستم اقتصادی مناسب که از اصول کلی و ایدئولوژی آموزشی اسلام، ناشی می شود و مسائل تاریخی را حل می کند، مواجه می شوند.
نويسنده:
علي سعادت پناه حقیقت دارد، که در تفکر اقتصادی غربی معاصر، برای وحی الهی که بر ساختار یا اعمال نهادهای اقتصادی مؤثر است، جایی وجود ندارد. افراد (یا گروه افراد) ممکن است به وحی الهی معتقد باشند و بر طبق آن عمل کنند، اما جدا از مذهب و ملیت، هیچ عضوی از جامعه، تقاضا برای چنین نهادهایی بر اساس اصول مذهبی را نمی پذیرد، حتی اگر به جامعه اکثریت تعلق داشته باشد. بعلاوه در مورد تضاد بین عمل یک فرد (یا گروه افراد) و قانون موجود در یک کشور بعدا بحث خواهیم کرد. برای مثال، انجمنهای مسلمان در کشورهای غربی، اجازه ندارند که بانک تجاری بدون بهره تأسیس کنند، زیرا قانون کشور، تمام بانکها را ملزم می سازد، که اصل (و بهره پس انداز و زمان سپرده) سپرده گذاران را تضمین کنند.
نويسنده:
علي سعادت پناه بنابراین، روشن است که معنای عقلانیت همان گونه که به وسیله مکتب کلاسیک مورد حمایت واقع شده، باید در بافت اقتصاد اسلامی توسعه پیدا کند. اما هیچ شاهدی برای رد مفهوم آنها از عقلانیت بطور مطلق وجود ندارد. انتقاد ما، باید به اندازه آگاهی ما از تصور آنها محدود شود. 33 رفاه مادی تا جایی که به فرض رفاه مادّی مربوط می شود، درک این امر، که چگونه رفاه مادّی، نمی تواند به عنوان یک هدف مهم و مطلوب زندگی ما مورد توجه قرار گیرد، مشکل است. چگونه یک مسلمان می تواند، تمام وظایف خود را نسبت به خالقش، همنوعانش همان گونه که خالقش از او خواسته، بدون کوشش برای بهبود وضع مادی خودش، خانواده اش و منسوبینش و جامعه بزرگش، انجام دهد؟
نويسنده:
علي سعادت پناه هنگامی که شخص به عنوان پاداش تلاشهایش، سود یا دستمزد دریافت می کند، هیچ محدودیتی برای صرف کردن [آن در] راههای نوع دوستانه وجود ندارد، بنابراین، فرض نفع شخصی دلالت نمی کند، که فرد لزوما خودخواه و فاقد غریزه همدردی و نوع دوستی است. ایروینگ کریستول(Irving Kristol) اشاره می کند که آدام اسمیت هرگز انسان اقتصادی سرمایه داری را به عنوان یک انسان کامل تلقی نکرده، بلکه فقط به عنوان انسانی در بازار پنداشته است. او هرگز در حقیقت نفع شخصی را به عنوان انگیزه انسانی تقدیس نکرده، او فقط به مطلوبیت آن، در میان جمعیتی که می خواهند به موقعیت بهتری پیشرفت کنند اشاره کرده است، که برای او چیز مضری نبود و تمایل جهانی انسان به حساب نمی آمد.
مدل اقتصاد سرمايهداري در حال فروپاشي است
درمانهاي مقطعي
گير كار توليد علم اقتصاد تراز انقلاب اسلامي كجاست؟
مسائل اقتصادي در انقلاب اسلامي نيز لزوما بايد از طريق تجربه مستقيم و عمل مستقيم و نظارت و كار آمايش سرزميني و مطالعه ميداني و آن هم با انگيزه و ايمان انقلابي همراه باشد.
یک روش شناسی پیشنهادی برای اقتصاد سیاسی اسلام (7)
یک روش شناسی پیشنهادی برای اقتصاد سیاسی اسلام (6)
یک روش شناسی پیشنهادی برای اقتصاد سیاسی اسلام (5)
یک روش شناسی پیشنهادی برای اقتصاد سیاسی اسلام (4)
