تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (10)
نويسنده:
علي سعادت پناه
هشت. تشويق به انفاق دين اسلام، در موارد متعدّدي در قرآن و سنّت، مسلمانان را به كمك مالي به همنوعان خود خوانده است. تشويق به وقفِ داراييهاي افراد ثروتمند، وصيّت به نيكوكاري، تشويق به قرضالحسنه و نيز تشويق به دستگيري از مستمندان، بخشي از اين نمونهها است. اين سياستهاي تشويقي، از جهات متعدّد در حفظ تعادل اقتصاد تأثير دارند: 1. ايجاد تقاضاي مؤثّر در گروههاي درآمدي پايين كه از عوامل بازدارنده از ركود است. 2. ايجاد اشتغال و بالا بردن بهرهوري در بين طبقات ضعيف
نويسنده:
علي سعادت پناه هفت. تشويق به مصرف مطالبي كه گفته شد، به معناي بازداشتن از مصرف بي اندازه و نظارت بر آن است؛ امّا از آنجا كه اسلام، ديني متعادل است، براي اين كه گروهي در دام زهدهاي منفي نيفتند و از دنيا و نعمتهاي آن كناره نگيرند، برخي مصرف ها را واجب و در مواردي به مصرف آن سفارش كرده است. أ. مصرفهاي واجب 1. مقدار مصرفي كه براي ادامه حيات انسان و حفظ نفس از ابتلا به بيماري لازم است: اگر افراد، از طريق كار خويش نتوانند اين مقدار را تأمين كنند، دولت اسلامي و مسلمانان وظيفه دارند آن را مهيّا سازند.
نويسنده:
علي سعادت پناه شش. زهد زهد در اسلام، دو جنبه روحي و عملي دارد. زهد روحي به معناي دل كندن از دنيا و مظاهر آن، مانند ثروت، قدرت و مقام است؛ يعني انسان، خود را به آنها وابسته نكند و به دنياپرستي دچار نشود. روشن است كه زهد به اين معنا، با داشتن ثروت و مقام، هيچگونه منافاتي ندارد و مصداق روشن آن، برخي از پيامبران، امامان عليهمالسلام و اوليايند. در زمان ما، امام خميني قدسسره نيز مصداق آشكار زهد روحي بود. او، به رغم نفوذ فراوانش، حتّي اندكي به دنيا وابستگي نداشت.
نويسنده:
علي سعادت پناه سه. تشويق به سرمايهگذاري و توليد در دين اسلام، افزون بر سفارش ها و تشويق هايي كه به طور عام درباره اشتغال صورت گرفته، به بخشهاي گوناگون اقتصاد چون كشاورزي، صنعت، تجارت و سرمايهگذاري درآنها نيز بهطور خاص توجّه شده است. از امام صادق عليه السلام روايات بسياري در زمينه تشويق به سرمايهگذاري و منع از راكد گذاشتن ثروت رسيده است: بر تو باد كه مالت را سرمايهگذاري كني؛ زيرا با اين كار، منزلتت آشكار شده، از بخيل بينياز ميشوي.
نويسنده:
علي سعادت پناه دو. اهمّيّت دادن به بهره وري و كارايي از اساسيترين اهداف سياست درآمدي، افزايش كارايي نيروي كار و ايجاد تناسب بين سطح دستمزد كارگران و ميزان كارايي آنان است. منحني تقاضاي كار نيز با بهره وري نيروي كار تناسب دارد؛ يعني با افزايش بهره وري، توليد نهايي كارگر بالا ميرود، كارفرما حاضر است دستمزد بيشتري بپردازد. به طور طبيعي با افزايش شيب توليد (توليد نهايي) با ميزان مشخّص نيروي كار، سطح توليد نيز افزايش مييابد. «نمودار تناسب بين دستمزد و بهره وري» در نظام اقتصادي اسلام نيز به منظور تحقّق اين هدف، رهنمودهايي ارائه شده است كه برخي از آنها را از زبان معصومان عليهمالسلام بيان ميكنيم.
نويسنده:
علي سعادت پناه اسلام، فقط به وضع مقرّرات و احكام الزامي بسنده نكرده؛ بلكه براي تعالي بيشتر مسلمانان و نزديكتر شدن به نظام مطلوب اسلام، احكام تشويقي و تنزيهي نيز بيان شدهاند. در اين بخش، برخي از اين احكام بررسي ميشود. يك. تشويق به كار و نكوهش تنبلي اسلام، دين كار و كوشش است و به رغم تبليغاتي كه گاهي از جانب مخالفان مبني بر تشويق روحيه دنياگريزي و ترغيب به آخرتگرايي در اين دين ميشود و گريز از كار را از نتايج اين نگرش در ميان مسلمانان ميدانند. منابع ديني ما پر از رواياتي است كه بر اين امر تأكيد فراوان كرده و آن را از بهترين و ارزشمندترين عبادتها شمرده است. قرآن، آفرينش روز و روشنايي آن را براي تأمين معاش ذكر كرده است:
نويسنده:
علي سعادت پناه شش. برخورد باانحصار در متون اقتصادي، ثابت است كه بازار انحصاري، موجب زيان مرده اجتماعي شده، رفاه كلّ جامعه را كاهش ميدهد. در نظام اسلامي به طور مستقيم تحت اين عنوان بحث نشده؛ ولي از رهنمودهايي كه در موارد ديگر داده شده ميتوان استنباط كرد كه رفتار انحصاري، مورد تأييد شريعت نيست و اگر در مواردي بر حسب ضرورت، عرضه يا تقاضاي كالايي در انحصار فرد يا گروه و از جمله خود دولت قرار گيرد، با حذفِ خصلت انحصاري است. برخي از شواهد مردودبودن بازار انحصاري در اسلام عبارتند از:
نويسنده:
علي سعادت پناه دو. وجوب كفايي فعّاليتهاي ضرور و تحريم فعّاليتهاي مُضر اسلام براي تنظيم امور اجتماع، افزون بر ارشادها و سفارشهاي فراوان درباره كار و كوشش كه در قسمت بعدي به آن اشاره خواهيم كرد. و نيز تأكيد بر حقوق نيروي كار و تشويق به توليد كالاهاي گوناگون كشاورزي و صنعتي و نيز انجام خدمات مختلف مورد نياز مردم، توليد برخي از كالاها و انجام دادن بعضي از خدمات را واجب، و برخي را حرام ميداند. بهطور كلّي، توليد كالاها و خدماتي كه حيات افراد و قوام اجتماع، بر آنها ترتّب دارد يا استقلال و عزّت جامعه در گرو توليد آنها است، بر تمام افرادي كه توانايي توليد آنها را دارند، واجب است؛ البتّه در صورتي كه عدّهاي در حدّ رفع نياز اقدام كنند، وجوب از ديگران ساقط ميشود.
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (9)
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (8)
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (7)
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (6)
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (5)
2. احكام تشويقي
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (4)
تعادل اقتصادي در سايه آموزه هاي حقوقي و اخلاقي اسلام (3)
