نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

 

نظریه‌پردازان می‌گویند یک شرط توسعه اقتصادی، ‌توسعه ارتباطات و اطلاعات است. آیا این یک حکم بی‌خدشه است؟

***

مردم جوامع امروز بدون استفاده از رسانه‌ها نمی‌توانند به زندگی عادی خود ادامه دهند و رسانه‌ها در زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها رخنه کرده‌اند. تولید و مصرف کالاهای رسانه‌ای مثل روزنامه‌ها، مجلات، برنامه‌های رادیو و تلویزیون و... با پیروی از قوانین اقتصادی صورت می‌گیرد و صفت رسانه‌ها بخشی از فعالیت‌های اقتصادی را شامل می‌شود.

در به کارگیری تفکر نظری رسانه در اقتصاد، نقش رسانه در تعاملات بین بازیگران اقتصادی مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. رسانه‌ها خودشان به عنوان بستر برخورد تولیدات و تقاضا در بازارهای غیرشخصی عمل می‌کنند. از حروف الفبای خط میخی بابلی‌ها تا بیت‌های اینترنت، رسانه‌ها قابلیت بستن قرارداد و تجارت غیرشخصی را داشته‌اند. از این رو رسانه همیشه بخش مهم، اما بدیهی اقتصادی مدرن بوده است.

 

رسانه‌ و پیشرفت

برای ایجاد انگیزه در پیشرفت، قبل از هر امر دیگری مردم باید توسعه و پیشرفت را بشناسند و اطلاعات و اندیشه‌های جدید را به دست آوردند. آنها باید لزوم تغییرات را درک کنند و در مورد راه‌های مختلف ایجاد تغییر، اطلاعات لازم را داشته باشند. اهمیت رسانه‌ در این تحول و دگرگونی به حدی است که این وسایل، پشتوانه و زیربنای تغییرات اجتماعی در توسعه ملی به شمار می‌روند. رسانه‌ها با ایفای نقش آموزشی و خبری خود، در ایجاد تحول و مهارت‌ها، ارزش‌ها و انگیزه‌ها موثرند. رسانه‌ها می‌توانند با استفاده از شیوه‌های مناسب، نیازهای عمومی را با امکانات ملی در کشور هماهنگ کنند.

در امر تولید، رسانه‌ها می‌توانند سهم بخش‌های مهم تولید (صنعت، کشاورزی و خدمات) و تاثیر هرکدام بر روند توسعه را به جامعه نشان دهند تا عوامل تولید به نسبت صحیحی در این بخش‌ها توزیع شود و بهترین استفاده ممکن از آنها به عمل آید. همچنین برای تربیت انسان و پیشبرد جامعه و رسیدن به توسعه، شناخت نیازمندی‌های مردم، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. این نیازمندی‌ها تنها نیازهای مادی برای زندگی نیست، بلکه سایر نیازها را که به ارتقای سطح زندگی و فرهنگ افراد مربوط می‌شود نیز در برمی‌گیرد. گاه مردم با این نیازها آشنا نیستند، بنابراین رسانه‌ها در این زمینه نقش مهمی بر عهده دارند.

پیوند بین رسانه‌ها و توسعه سال‌هاست که به صورت‌های گوناگون مورد بحث نظریه‌پردازان توسعه قرار گرفته است. از آنجا که اکثر نظریه‌پردازان، توسعه را به معنای رواج ارزش‌های غربی می‌دانستند، خود به خود تکنولوژی‌های ارتباطی و رسانه‌ای را ابزاری برای دستیابی به این هدف تلقی و گسترش آن را توصیه می‌کردند. آنها بر این باور بودند که توسعه رسانه‌ها و امکانات ارتباطی از یک‌سو به شکل‌دهی شخصیت انسان‌ها کمک می‌کند و از سوی دیگر دولت‌ها و جوامع را آماده پذیرش ارزش‌ها و فرهنگ غربی خواهد ساخت و در نتیجه رسانه‌ها زمینه‌ساز استمرار توجیه حضور شرکت‌های چندملیتی در کشورهای توسعه‌نیافته جهان خواهند شد.

این تشخیص درست بود، یقینا جز در سایه سیطره عظیم ارتباطات، گسترش امواج، چنین پذیرشی انجام نمی‌شد. درست است که کشورهای در حال توسعه‌ و کمتر توسعه‌یافته‌ای مانند افغانستان از پذیرش تکنولوژی‌های جدید ارتباطی برای توسعه ناگزیرند، اما این امر دلیل بر تسلیم محض بودن و یکسان شدن با جوامع غربی نیست، بلکه باید جهانی فکر و محلی عمل کرد. از آغاز قرن نوزدهم سوالاتی درباره ارتباطات به طور اعم و نقش تکنولوژی‌های ارتباطی به طور اخص در تغییرات اجتماعی، رشد اقتصادی و دگرگونی‌های سیاسی کشورهای موسوم به توسعه‌نیافته، مطرح بوده است.

تاریخ آمریکای لاتین، آسیا و خاورمیانه در قرن بیستم مبین این حقیقت است که نهادهای ارتباطی قدیم و جدید به‌طورمستقیم در تعلیم ملت‌ها نقش داشته‌اند به‌طوری‌که می‌توانیم در تعدادی از این کشورها پیوندهای مستقیمی را بین مطبوعات و انقلاب، ارتباطات از راه دور، نوگرایی و نهادهای سنتی به وضوح ببینیم. در روند توسعه هر فناوری، ترویج و انتشار آن و آماده کردن ذهن متخصصان برای فعالیت در این زمینه و ترغیب مردم برای خرید محصولات مرتبط با فناوری موردنظر، از اهمیت خاصی برخوردار است. در صورت انتشار درست یک فناوری است که آن فناوری با اقتصاد ملی گره خواهد خورد و همه گروه‌های علمی و صنعتی در بهره‌گیری از آن شریک خواهند شد. شکوفایی صنایع مختلف و بهره‌گیری درست و حتی ایجاد رشد و فناوری جدیدتر بستگی زیادی به ترویج آن دارد. منظور از ترویج، تقویت زیرساخت‌های فکری ـ فرهنگی مورد نیاز برای فعالیت‌های هماهنگ و منسجم است تا هرکس از نقش سازنده خود در این حرکت ملی آگاه شود.

بنابر آنچه گفته شد درباره رابطه بین رسانه و توسعه، نظرات زیادی مطرح است؛ برخی نظرات رسانه را ابزاری در خدمت توسعه می‌دانند و بعضی تئوری‌های دیگر رسانه را از نتایج توسعه می‌دانند، اما آنچه غیرقابل انکار است نقش و تاثیر رسانه در فرآیند نوسازی و توسعه یک کشور است. البته ناگفته نماند که اگر مطالعات ارتباطی را به ویژه به جوامع درحال‌توسعه تعمیم دهیم، به این نتیجه می‌رسیم که رسانه‌ها هم محرک توسعه‌اند و هم نتیجه آن. به عبارت دیگر رسانه‌ها در وجه منفی هم می‌توانند عامل توسعه‌نیافتگی باشند و هم نتیجه توسعه‌یافتگی؛ یعنی ساخت اجتماعی و سیاسی توسعه‌نیافته، ارتباطات توسعه‌نیافته هم دارد و این ارتباطات توسعه‌نیافته دوباره ساخت اجتماعی و ساخت سیاسی توسعه‌نیافته را تشدید می‌کند.

مقوله اقتصاد با عنایت به این نکته که یکی از بازوان قدرت یک نظام مستقل و مقتدر است، این روزها مورد توجه خاص رسانه‌های غرب و دستگاه دیپلماسی ایشان قرار گرفته است. به‌گونه‌ای‌که حجم وسیعی از اخبار و تحلیل‌های خود را به گزارش‌ها و تحلیل‌هایی از وضعیت اقتصاد ایران و پیش‌بینی‌های توام با جهت‌دهی خاص خود اختصاص داده‌اند. با توجه به شرایط زمانی خاصی که در آن قرار گرفته‌ایم و با یادآوری لزوم حفظ و جذب سرمایه برای به‌کارگیری در طرح‌های زیربنایی کشور، فضایی لازم است تا اطمینان‌خاطر و آرامش لازم را به سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی بخشیده و فضای اقتصادی کشور را برخلاف آنچه رسانه‌های غربی معرفی می‌کنند، با صداقت و شفافیت بیشتری منعکس کند. اطلاع‌رسانی شاید فوری‌ترین کار رسانه باشد و از نقش تعیین‌کننده و حساسی برخوردار است؛ اطلاع‌رسانی درست می‌تواند جهت‌گیری‌ها را اصلاح کند و فضای اقتصادی را آشفته و غیرهدفمند یا برعکس موجب هدایت توانمندی‌ها به مسیر درست باشد.

در واقع اگر بخواهیم در کشورمان توسعه یا پیشرفتی صورت پذیرد، باید نسبت به مزیت‌های فرهنگی و ضعف‌های فرهنگی‌مان آگاهی کامل داشته باشیم. نمایاندن ضعف‌ها و اشکالات و نشان دادن نقاط قوت و توانمندی‌ها از جمله اقداماتی است که رسانه می‌تواند در بحث اقتصادی انجام دهد. مثلا اگر ضعف ما خودباوری است، در مورد آن چاره‌ای بیندیشیم. به‌عنوان مثال پیشرفت‌هایی را که ممکن است در کشور به وجود آید برای ارتقای خودباوری روی آنها تبلیغ کنیم یا تصورات نادرستی را که در مورد فناوری در کشور وجود دارد، اصلاح کنیم. رسانه‌ها به خصوص صداو‌سیما می‌توانند حتی جهت‌گیری‌ها را اصلاح کنند.

درنهایت آنچه واضح است، امروز باید بر اساس یک برنامه‌ریزی و تفکر جمعی تمامی تهدیدها را به فرصتی برای رشد و شکوفایی تبدیل کنیم. در این میان باید از قدرت جادویی هنر و رسانه به‌عنوان یکی از تاثیر‌گذارترین شیوه‌های جذب مخاطب برای توسعه کشورمان استفاده کرده تا آینده‌ای درخشان و پرامیدی را در به ثمر رسیدن زیرساخت‌های فکری ـ فرهنگی شاهد باشیم.

منبع

http://shada.ir/2636-fa.html




[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390  ] [ 10:03 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

چکيده

 

فضاي جهاني، توسعه فناوري ها و بروز دگرگوني هاي گوناگون منبعث از روند توسعه در كشور، مسئولين کشور را به سمت اصلاحات و طرح هاي تحول ساختار اقتصادي سوق داده است. سازمان صدا و سيما به عنوان رسانه توسعه بخش که به شدت در بخش آگاه سازي و ارتقاء بخشي افكار عمومي و رونق بخشي فضاي كسب و كار سازنده و رقابتي نقش برجسته دارد، در اين نوشته مورد توجه قرار گرفته و تدابيري که از سوي مسئولين رسانه براي مواجهه آن با شرايط ايجاد شده لازم است مورد اشاره قرار گرفتند.

 

کليدواژه ها: چشم انداز 20 ساله،رسانه توسعه بخش، مسئوليت اجتماعي، اصلاحات اقتصادي،  افكار عمومي، مديريت پيام


ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390  ] [ 9:53 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
این که رهبر معظم انقلاب، سال 88 را سال «اصلاح الگوی مصرف» ، سال 89 را سال «همت مضاعف و کار مضاعف» و امسال را نیز سال «جهاد اقتصادی» نامیدند، نشان دهندة اهمیت و وزن تحولات اقتصادی در اندیشه ایشان است. این نکته، وظیفه رسانه های کشور را در اطلاع رسانی و تحلیل شرایط اقتصادی کشور برای عبور از ساختارهای نامطلوب و دستیابی به اهداف اقتصادی ملت و دولت از جمله اشتغال زایی، کاهش فاصله برخورداری، رشد شاخص های سرمایه گذاری، تولید، صنعت، کشاورزی، خدمات و صادارت غیر نفتی چندین برابر می کند.
تعبیر جهاد اقتصادی که رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان راهبرد اصلی کشور در سال 90 به کار برده اند، از دو واژه اقتصاد و جهاد ترکیب یافته است. همه می دانیم که جهاد از فروع دین و واجبات اسلامی و واژه ای با پشتوانه ای عظیم در فرهنگ اسلامی است. نامگذاری سال 90 با استفاده از این تعبیر نشان می دهد که حرکت عظیم اقتصادی کشور در بستر فرهنگی شکل می گیرد. این فرهنگ است که به اقتصاد و سیاست، سمت و سو می دهد. حتی اگر بنا به ملاحظات و مصالحی، تقدّم رتبی را به سیاست و اقتصاد بدهیم، تقدم ارزشی همچنان از آن فرهنگ و مؤلفه های فرهنگی است. چرا که نتیجة اقتصاد منهای فرهنگ، چیزی جز نظام سرمایه داری که مظهر برده داری جدید و چپاول و تحقیر ملتهاست، نخواهد بود.      
از این رو جهاد اقتصادی در فضای فرهنگی و با اهداف فرهنگی امکان پذیر است. اگر از پیشرفت اقتصادی کشور سخن می گوییم؛ پیشرفتی را در نظر داریم که در سایة عدالت، مهرورزی و همبستگی ملی به دست بیاید. بدون شک، پیشرفتی که با شکاف طبقاتی و کاهش همبستگی مردم همراه باشد، مطلوب و شایستة نظام اسلامی نیست. تبیین جهاد اقتصادی و مؤلفه های فرهنگی آن در وهلة نخست، به عهدة رسانه هاست. چرا که رسانه ها قادرند جریان اقتصادی کشور را با شاخص عدالت خواهی و همگرایی ملی بسنجند و تحلیل کنند. 
شاید در تاریخ یک ملت کمتر اتفاق بیفتد که طرح یا تصمیمی مورد اتفاق نظر و اجماع همگانی باشد.
تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، نمونه های فراوانی از این وفاق همگانی را توأم با وحدت آفرینی رسانه ها سراغ دارد. طرح عظیم هدفمند کردن یارانه ها که کل نظام و همة نخبگان کشور بر آن توافق دارند، فرصتی پیش روی رسانه ها قرار داده است تا جلوه ای درخشان از این وحدت ملی را این بار در بخش اقتصادی، تجلی ببخشند. مسلماً حفظ این وحدت، مستلزم پرهیز از سیاست زدگی در حوزة اقتصاد، تمرکز بر مشترکات و پرهیز از نقاط افتراق به ویژه در حوزه های راهبردی، اجتناب از بخشی نگری منطقه ای و موضوعی، دوری جستن از ادبیات پرخاش در نقد مجریان و بکارگیری ادبیات تفاهمی برای دستیابی به راه حل های مشترک است.  
از سویی راهبرد رسانه ای جهاد اقتصادی، خاص رسانه های نخبه پسند و دانشگاهی نیست؛ جامعة هدف این راهبرد، تودة مردم است؛ چرا که وقتی رهبر عزیز انقلاب اسلامی از تعبیر «جهاد» برای تحول آفرینی اقتصادی یاد می کنند؛ این تحول را از یک موضوع دانشگاهی و نخبگی وارد فاز مردمی کرده و به آن صبغة عمومی داده اند. لذا همة نشریات، حتی نشریات خانوادگی، نشریات بانوان، جوانان و حتی کودک و نوجوان در این جهاد سهیمند و جهاد آنها انفاق آگاهی های اقتصادی به فراخور نیاز و درک مخاطبان هر یک از این نشریات است.
باید اذعان داشت که ادبیات رسانه ای کشور در حوزه اقتصاد، ادبیاتی همه فهم نیست. صفحات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی مطبوعات، ظرفیت بیشتری برای ارتباط با مخاطب عام دارند؛ اما در صفحات اقتصادی، این قابلیت کمتر دیده می شود. بخشی از این مسأله، ناشی از جنبه های فنی دانش اقتصاد است و بخشی هم به نگاه اصحاب رسانه باز می گردد که مخاطبان خود را صرفاً از میان نخبگان و مدیران اقتصادی برگزیده اند؛ در حالی که از آغاز برنامه پنجم توسعه به این سو و به خصوص با اجرای طرح ملی و عظیم هدفمندسازی یارانه ها، جایگاه اقتصاد مردمی ارتقاء یافته و نقش مردم در معادلات اقتصادی کشور، افزایشی چشمگیر پیدا کرده است. همین تحول، می تواند الهام بخش راهبرد جدید رسانه ای کشور در حوزة اقتصاد باشد تا اقتصاد را از انحصار مخاطب خاص رها کند و به میان مردم ببرد.
البته این بدان معنا نیست که روزنامه نگاری تخصصی برای فعالان اقتصادی، بازرگانان، بانکداران و صنعتگران فراموش شود؛ بلکه باید راهبردی تعریف کرد تا مطابق آن، رسانه ها، منادی خیزش و همراهی توده های مردم برای اصلاح ساختار اقتصادی کشور باشند. مردم به خوبی نشان داده اند که با هر طرح اقتصادی که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی عموم شود و جهت گیری های عدالتخواهانه داشته باشد، همراهند؛ هرچند که در مسیر دستیابی به آن، سختی هایی را متحمل شوند. رسانه ها می توانند تبلور این خواست و ارادة ملی برای تحول اقتصادی کشور باشند و برای این منظور، از زبان، ادبیات، صفحات و تصاویر متناسب با سلیقة عمومی استفاده کنند.
دیگر آن که هر جهادی همانند جهاد نظامی، نیازمند دیده بانی و رصد دقیق است و علاوه بر آن به طرح و نقشه راه نیاز دارد. رسانه ها می توانند با درک این دو ضرورت، تحولات اقتصادی دنیا را رصد و افقی از آینده اقتصادی جهان ترسیم کنند تا با مطالعة آن، مزایای نسبی اقتصاد کشورمان را دقیقتر بشناسیم. همچنین می توانند با گفتمان سازی و بسترسازی فرهنگی، راههای صحیح و مطلوب تولید ثروت را ترویج کنند و کارآفرینی، نوآوری و اشتغالزایی را مورد تشویق قرار دهند.
مسأله مهم دیگر، آرایش جهادی دستگاه های اجرایی و فعالان اقتصادی کشور است که رسانه ها در ایجاد این آرایش، نقش و نفوذ دارند. افزایش سطح تعامل دستگاه های اجرایی، قانونگذاری، قضایی، مردمی، غیر انتفاعی و خصوصی کشور برای تحقق آرمان جهاد اقتصادی، در چارچوب یک راهبرد منسجم رسانه ای قابل پیگیری است. برای این منظور، صفحات اقتصادی روزنامه ها و خبرگزاری ها باید از زیر سایة سنگین سیاست بیرون بیایند و ادبیات اقتصادی را از رخنة اغراض جناحی، دور و پاکیزه نگاه دارند. بدیهی است که ایجاد تفاهم و آشتی جویی میان سیاستمداران به ویژه در حوزة اهداف کلان اقتصادی کشور از مهمترین اهداف راهبرد رسانه ای جهاد اقتصادی است.  
مسأله مهم دیگری که نباید از آن غفلت کرد عملیات روانی و تبلیغات نظام سلطة جهانی برای ناکارآمد جلوه دادن حرکتهای اقتصادی در کشور است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران حتی مطابق رنکینگ جهانی و شاخص بندی سازمانهای وابسته به نظام سلطه نیز در سالهای اخیر پیشرفتهای قابل ملاحظه ای در بخش اقتصاد داشته و در عرصه هایی چون بهداشت، زیرساخت های درمانی، توسعه انسانی و دسترسی به آموزش به رتبه های درخشان جهانی دست یافته است، دشمن به دلیل ناتوانی در مقابله با واقعیات اقتصادی ایران به سراغ اذهان عمومی می رود و تلاش می کند وضعیت اقتصادی کشور را بحرانی نشان دهد.
نمونة این سیاست رسانه های بیگانه را می توان در خط تبلیغی سال گذشتة آنها با محوریت تحریم های اقتصادی مشاهده کرد. برنامه های دنباله دار و سریالی رسانه های خارجی دائماً بر این نکته تأکید داشتند که تحریم های اقتصادی، مشکلات بزرگی برای ایران به وجود آورده است. البته شک نیست که تحریم ها برای ما بدون مشکل نبوده اند؛ اما هر تحریمی مطابق نظریات اقتصاد بین الملل، در کنار هزینه هایش، فرصتها و مزایایی را به دنبال دارد. مثلاً اگر در گذشته تولید کالایی برای ما نمی صرفید و واردات آن ارزانتر در می آمد؛ با تحریم دشمن، جوانان متخصص ما به دنبال تولید آن کالا رفتند و بعداز مدتی به نقطه ای رسیدیم که کالای یاد شده با همان قیمت تمام شده خارجی در داخل تولید و عرضه می شده است.
به همین دلیل از رسانه های داخلی انتظار می رود تا با برخورد تدافعی و اطلاع رسانی شفاف و بهنگام، عملیات روانی رسانه های نظام سلطه را خنثی و بی اثر کنند.
در پایان پیشنهاد می کنم با همفکری و مشورت مدیران رسانه ای حاضر، کارگروهی عملیاتی برای تدوین راهبرد رسانه ای جهاد اقتصادی تشکیل شود. در قالب این کارگروه می توان از یک سو برای رویکردهای محتوایی بخشهای اقتصادی رسانه ها طرحها و پیشنهادهایی ارائه کرد و از سوی دیگر با توجه به افزایش هزینه های انتشار مطبوعات، برای ساماندهی و تقویت حوزة اقتصاد رسانه در سال جاری طراحی و برنامه ریزی داشت.  



[ شنبه 3 اردیبهشت 1390  ] [ 11:15 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد .

تبلیغ در کلام از مصدر بلغ به معنی آگاهی دادن یا مطلع کردن می باشد و به کسی که در این راه فعالیت می کند مبلغ یا تبیغاتچی گفته می ود هارولد لاسول جامعه شناس آمریکایی می گوید : تبلیغات در معنی گسترده آن ، فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا بازنمده هاست ، همچنین تبلیغ کوششی است تعمدی و حساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت ، دستکاری کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد .

 

توسعه اقتصادی ، پیشرفت های صنعتی ، سهولت ارتباطات بین المللی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی در سطح گسترده در قرن کنونی تبلیغات و ضرورت توجه به آن مطرح ساخته است اگر چه اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به سه هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر تبس یونان بدست آمده است و حاوی اعلان پاداش برای دستگیری برده ای بر روی کاغذ پاپیروس است اما تبلیغات به مفهوم امروزی آن از قرن هفدهم و هیجدهم زمانی که شهرنشینی همزمان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و افزایش تولید انبوه رایج شد به عنوان یکی از ضرورتهای ارتباطی در جهان مطرح گردید . در اواسط قرن ۱۷ روزنامه مرکوری Marcuries به صورت هفتگی رد انگلستان به چاپ می رسید و اولین آگهی معرفی قهوه در سال ۱۶۵۲ و شکلات ۱۶۵۷ و چای ۱۶۵۸ میلادی در این روزنامه منتشر شد و اولین آگهی که ایجاد رقابت بین کالا را شروع کرد در ۱۴ سپتامبر ۱۷۱۰ میلادی در روزنامه تاتلر در آمریکا شروع شد که به معرفی یک نوع دارو پرداخته بود گرچه پیش از این روزنامه بوستن در ۲۴ آوریل ۱۷۰۴ میلادی در آمریکا اقدام به درج آگهی نمود درج آگهی تبلیغاتی در ایران از سال ۱۲۶۷ هجری قمری یعنی ۱۴ سال پس از انتشار اولین روزنامه کشور (کاغذ اخبار) و ۱۵ سال پس از رواج کاربرد آگهی در مطبوعات غربی رایج شد و برای اولین بار درج آگهی در زونامه اطلاعات در دهه اول ۱۴ هجری شمسی اغاز شد شروع درج تبلیغات تجاری به معنای واقعی آن در سال ۱۳۲۵ شمسی در روزنامه کیهان بوده است .

 

● نقش تبلیغات در توسعه اقتصادی

 

امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد . این کیفیت است که تعیین کننده نهائی است . امروزه تبلیغات به عنوان یک ضرورت در جامعه ایران مطرح است که به معرفی کالاها و تولیدات و در خدمت براورده ساختن نیازهای ضروری زندگی انسان قرار دارد تبلیغات باید در خدمت رونق بخشیدن به حرکت چرخ های اقتصادی یا شناساندن محصول و . . . باشد . تبلیغات در حقیقت زبان و وسیله ارتباط بنگاه اقتصادی با جامعه است و قطع تبلیغات به نوعی مرگ کالا محسوب می شود که اگر ناآگاهانه ، تقلیدی ، سفارشی ، و با دید غیر کارشناسی و غیر تخصصی انجام شود ، چاهی است که کالا و صاحبش را در خود فرو می کشد بر عکس یک تبلیغ خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند . تبلیغ گسترده و علمی باعث می شود که کالای ایرانی در برابر رقیب خارجی بازار بیشتری بیابد و به فروش برسد و کارخانه دار با شکست مواجه نگردد و جامعه نیز مواجه با خیل عظیم بیکاران نشود . نقش تبلیعات و آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک تر کرده و باعث ایجاد ارتباط گردد دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که تبلیغات در مردم انگیزه های قابل ملاحظه ای در افزایش سطح زندگی مردم داشته است . زیرا تبلیغات در مردم انگیزه های فراوانی برای خرید کالا ایجاد می نماید و تقویت این انگیزه باعث می گردد تا آنان برای بدست آوردن دستمزد و درآمد بیشتر میزان کار و تلاش خود را افزایش داده تا از این طریق بتوانند ضمن بر طرف نمودن احتیاجات ضروری و نیمه ضروری ، کالاهای لوکس و تجملی نیز خریداری نمایند که این امر موجب رونق کسب و کار ، تجارت ، اشتغال و کاهش بیکاری می گردد به نوعی تبلیغات باعث بازگشت سرمایه و جاری شدن خون در رگ تولید و حیات اقتصادی کشور می گردد . دکتر علی اکبر فرهنگی استاد مدیریت و ارتباطات می گوید : از تبلیغات می توان به خوبی برای اطلاع رسانی بازار گشائی و پاسخ دادن به نیازهای مصرف کنندگان استفاده کرد اما در عین حال باید از مصرف زدگی و مصرف گرایی لجام گسیخته پرهز نموده و از تبلیغات برای استقرار شرایط انسانی و عقلانی و ایجاد روابط منطقی استفاده کرد . تبلیغ در مردم ضمن ایجاد علاقه و تشویق به خرید کالا ، اگاهی و هوشیاری آنان را نیز در این زمینه افزایش می دهد . تبلیغ و تبلیغات می تواند در بالابردن توسعه فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسزایی داشته باشد . نکته ای که باید در تبلیغات به آن توجه کنیم این است که تبلیغ یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جوئی در وقت برای مصرف کننده و راهی برای رسیدن به یک هدف نهائی پیام دهنده می باشد از طرف دیگر تبلیغ راهی برای رساندن پیام به دیگران از طریق ایجاد روابط منطقی به منظور تغییر دگرگونی در بینش ، تفکر ، خواسته ها و رفتار می باشد .

 

باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود می تواند در ایجاد اشتغال نقش به سزایی را داشته باشد و مشاغل جدیدی را به وجود آورد . و از سوی دیگر به سبب ایجاد رقابت برای افرادی که در این رشته فعالیت می کنند ، باعث رشد تولید ، صنعت ملی و توسعه اقتصادی گشته و تولیدات غیر نفتی را بالا می برد . این موضوع به امر صادرات به جهت بالا رفتن کیفیت نیز کمک می نماید . تبلیغات یک صنعت عظیمی است که از علوم متفاوتی شامل : روانشناسی ، مردم شناسی . جتمعه شناسی ، رفتار شناسی مدیریت سازمانی ، اقتصاد ، مدیریت صنعتی علوم مرتبط با تولید ، بسته بندی ، گرافیک ، طراحی ، نقاشی ، حسابدرای و . . . که هر کدام در محل عملیاتی خود بسیار مهم و اثر گذار می باشند بهره می گیرد و تبلیغات تجاری یک جزء لازم برای اقتصاد ممالک می باشد . تبلیغ سبب رونق اقتصادی ، رونق اجتماعی ، ایجاد شغل ، تحول در بازار ، سیر تکامل اجتماعی و بالا رفتن فرهنگ مصرف صحیح می گردد . امروزه تبلیغات در غرب در دو بعد مطرح است تبلیعاتی که به عنوان پروپاگانا نم می برند و به تبلیغات سیاسی و اجتماعی معروف است هیچ انگیزه تجاری و سود مالی در آن نهفته نیست صرفاً دنبال منافع معنوی یا سیاسی است . نوع دیگر تبلیغات تجاری یا Advertising به معنی آگاهی دادن است .

 

بازاریابی و تبلیغ هر دو برای فروش بیشتر ، مستمر و صحیح فعالیت می نمایند حفظ نگهداری مخاطبین (مشتریان) جلب مشتریان جدید ، آگاهی صحیح و منطقی دادن به آنها از وظایف تبلیغات است . در حقیقت تبلیغات یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده می باشد . مدیران و مجریان تبلیغ باید به شاخصه های مهم انتشار یک پیام توجه کنند حوزه انتشار پیام ، زمان انتشار پیام ، ابزار انتشار پیام ، موقعیت انتشار و تکرار پیام های تبلیغی از جمله این شاخصه های مهم تبلیغی است ، یک تابلو تبلیغاتی با پیام جذاب و هزینه ای اندک می تواند از بسیاری از مشخصه های یک پیام ارتباطی برخوردار باشد به شرط آن که از ویژگی های بهینه بهره مند گردد .البته باور کردنی نیست که سالانه شرکتهای تولیدکننده کلالا وخدمات در سطح بین المللی و سطح ملی چه رقم بالایی هزینه می کنند تا به جمعیت میلیاردی ساکن دهکده جهانی بقبولانند که آنچه تولید کرده اند همانی است که خواسته اند بسیار بیش از آن شرکت های عظیم تولید کننده کالاهای مصرفی تابلوهای تبلیغاتی عریض و طویل خود را به چشم جهانیان بنمایانند این شعار کشف شده بود که همیشه حق با مشتری است یک آژانس تبلیغاتی موظف است در سطح وسیعی به فعالیتهای تحقیقی دست بزند مانند بررسی خصوصیات مختلف بازار ، تجزیه و تحلیل بازار از نظر اقتصادی ، تخمین وسعت بازار .

 

بررسی موقعیت شرکت مورد نظر در صنعت ، گروه بندی مصرف کنندگان بر اساس مقدار مصرف چگونگی مصرف ، عادات موثر در مصرف ، استفاده از روش های مناسب تبلیغ از جمله هدایای تبلیغاتی فیلم ها ، طرح ها و پوسترهای تبلیغاتی و نیز برنامه ریزی و زمان بندی انجام تبلیغات با راههای برقراری رابطه موثر با مصرف کنندگان می باشد . در یکی از تعاریف تبلیغات بازرگانی عبارت است از پیش بینی و تهیه پیام های سمعی و بصری که در ازاء پرداخت بهای نشریک یا چند عامل تبلیغاتی به اطلاع مردم رسانیده شود این پیام ها حامل خبری از خصوصیات و امتیازات یک کالا یا خدمت با یک فکر یا شیوه عمومی خواهند بود که اطلاع از آنها موجب افزایش فروش کالا یا استقبال عمومی از خدمت و فکر مورد نظر است علاوه بر این در عمر مصرف و تولید انبوه بخش مهمی از هدف تبلیغات مطلع کردن مردم نسبت به تازه های تولید است و هدف اصلی آن معرف یک کالا و فروش ان است هزینه تبلیغات یک هزینه سربار نیست و تبلیغات خرج خودش را در می آورد . نقش آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک کند یک اگهی خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند استفاده از یک عضو هنری واحد ، بیشترین تاثیر را دارد به خصوص در آگهیکوچک که جا و فضا ، ارزش بیشتری دارد . وقتی که همه اطلاعات جمع آوری شد باید آن اطلاعات را به منظور تدوین یک استراتژدی فروش تحلیل کنید . یک شرکت طراحی اگهی باید به مواردی چون جلب نظر مشتری ، نفع مشتری انگیزه خریدار و خرید توجه کند در این زمیه باید از نیازهای عقلانی و احساسی هر دو استفاده شود .

 

در یک تعریف تبلیغات تجاری نوعی از ارتباطات است که با هدف معرفی جلب توجه و یا تشویق نسبت به کالا ، خدمت ، نیاز موسسه و یا آموزه ای از سوی شخص حقیقی یا حقوقی معینی با استفاده از وسایل گوناگون خطاب به توده گروه یا فرد انجام می شود اگر کارخانهای تولید بالا داشته باشد اما از طریقه و ارائه محصول و بازار و تعیین بازار مصرف و آشنا کردن مشتریان با محصول جدید در برنامه کاری خود قرار ندهد موفق نخواهد شد در تبلیغات باید منافع ملی ، مصالح ملی ، اموزش . جلب مشارکتهای عمومی را در روند توسعه در نظر گرفت تبلیغات بایددائمی ، مستمر و با ظرافت باشد نه مقطعی ودر موقع بحران .

 

عمده ترین اهداف تبلیغات می تواند به شرح ذیل باشد :

 

الف) اشنایی مخاطب با کالا

 

ب) ایجاد تصور خاص مثبت در ا نسبت به کالا و ترغیب او به مصرف آن ، برای بدست آوردن وانجام رساندن هر یک از این مراحل به طور کامل باید اطلاعات لازم را از طریق تحیقات بدست آورد اطلاعات در باره این که :

 

▪ چه باید گفت (محتوای پیام )

 

▪ چگونه باید گفت (ابزار و شرایط تبلیغ)

 

▪ اثر چه بود (تاثیر تبلیغ)

 

ما باید در تبلیغ نشان بدهیم دوستی هستیم که برای کمک آمده ایم تا برای تحیمل عقیده خود . به وقل ایزنهاور که در حدود ۵۰ سال قبل گفت : بزرگترین جنگی که در پیش داریم نبرد برای تسخیر افکار انسان هاست . سیسرو خطیب و سیاستمدار رومی در مورد تاثیر پیام گفته است : اگر می خواهی مرا متقاعد کنی باید اندیشه های مرا بشناسی احساس مرا حس کنی و با کلماتی که من حرف می زنم حرف بزنی .

 

این نکه را نیز در نظر داشت که تبلیغ هنر ، علم و صنعت است . دکرت علی محمد اربابی در کتاب تبلیغات تجاری از انتشارات داشنکده علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۵۰ می گوید : تبلیغ شامل پیام های دیدری ، گفتاری است که از طریق وسایل تبلیغاتی با پرداخت وجه مردم را به طریقی به یک نوع محصول یک خدمت ، یک فرک و . . . علاقمند می نماید و یا تبلیغات به کلیه اشکال ترغیب عمومی برای ایجاد تقاضا و بازار اطلاق می گردد که به واسطه ان ، افکار و تمایلات مردم را تحت تاثیر قرار داده ، مردم را به خرید کالا یا خدمت مورد نظر مبلغان تشویق می نماید . فروش فوری و رضایتبخش تولیدات تولین هدف تبلیغات است بنابراین آگهی باید گویا باشد برای این که جلب توجه نماید عنوان آگهی باید قوی و موثر باشد مخصوصا باید دید با چه نوع عنوان و عکسی می توان مردم را تحت تاثیر قرار دهد در نوشتن آگهی باید از تکرار و ذکر جملات مکرر و کلمات زاید و بی فایده خودداری نمود آگهی باید حاوی پیشنهاد تازه و ایجد حیثیت و شهرت کند ویلیام وایت یکی از نویسندگان آمریکا طی یک سلسله مقالات در سال ۱۹۵۰ در مجله معروف فورچون چاپ کرد و بعدها همان کتاب آیا کسی گوش می هد / را منتشر نمود می گوید : هیچ موسسه ای نمی تواند تنها با تعریف و تمجید و نشر آگهی های توخالی به جایئی برسد و اعتماد و تفاهم مردم را جلب کند جلب تفاهم در صورتی امکان پذیر است که موسسه با طبقات مردمی که با ان سرو کار دارند موضوعات مورد علاقه مشارکت نزدیک داشته باشد زیرا تجربه مشترک تنها پایه و اساس محکم و استوار برای ایجاد تفاهم است در هر کاری باید ارزشهای انسانی را ملحوظ و مورد نظر داشت تا بتوان در فکر و قلب و مغز دیگران نفوذ کرد .

 

تبلیغات بازرگانی باید

...... ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:53 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

ترديدي نيست اولين و مهمترين عملكرد هر رسانه در قبال نامگذاري سال 90 به نام جهاد اقتصادي، اطلاعرساني است اما رسانه ملي به عنوان گستردهترين رسانه جمعي در كشورمان ميتواند نقشهاي متعددي ايفا كند.

محمد خوشچهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران و نماينده مجلس هفتم درباره نقش رسانه ملي در سال جهاد اقتصادي ميگويد: طبيعي است مهمترين وظيفه هر رسانهاي اطلاعرساني است اما مقوله جهاد اقتصادي فراتر از آن است كه رسانه ملي تنها به اطلاعرساني در اين زمينه بسنده كند. به جز اين مورد، رسانه ملي در زمينه تبيين جهاد اقتصادي و اطلاعرساني درباره آن، با دو دسته مخاطب روبروست؛ يكي نظام تصميمگيري، برنامهريزي، سياستگذاري و مديريت كلان اقتصادي و دسته دوم آحاد مردم و اقشار مختلف جامعه. رسانه ملي بايد بتواند براي هر دو دسته از مخاطبان خود برنامههايي تدارك ببيند كه هم محرك باشند و هم برنامهريزيها، سياستگذاريها، تصميمگيريها را هدايت كنند و هم به فعاليتهاي اقتصادي شتاب بدهند.

به اعتقاد اين استاد اقتصاد قبل از هر چيزي رسانه ملي بايد بتواند درك صحيح مفهومي از عنوان «جهاد اقتصادي» را به همه مخاطبان خود ارائه كند. او درباره ضرورت اين مسئله ميگويد: اطلاق يك نام به يك سال، يك اقدام مفهومي است و معنايي استراتژيك دارد. اين نامگذاري شيوهاي است براي بيان اولويتهاي نظام در ميان اهداف مهمي كه دنبال ميكند. تشخيص اين اهداف اهميت دارد اما تعيين اولويتها نشان از عقلانيت نظام دارد. هر كشوري در برنامههاي كوتاه، ميان و بلندمدت خود اهدافي را دنبال ميكند اما تشخيص اين نكته كه كدام هدف در درجه اول اولويت قرار دارد، يعني برنامهريزي استراتژيك و اگر اين برنامهريزي درست انجام نشود خطاي استراتژيك رخ ميدهد. همچنين تعيين يك اولويت به معني نفي بقيه اهداف و برنامههاي نظام نيست. به عنوان نمونه وقتي رهبر معظم انقلاب به عنوان استراتژيست نظام، سال 1390 را سال جهاد اقتصادي نامگذاري ميكنند، يعني همانطور كه خودشان هم اشاره كردهاند، لازم است هر سه قوه و نهادهاي مختلف فرصت، امكانات و ضرورتهاي خود را به همين امر معطوف كنند در غير اين صورت امكانات و مزيتهاي پرداختن به مقوله جهاد اقتصادي را از دست ميدهند.

خوشچهره معتقد است رسانه ملي بايد بتواند عنوان جهاد اقتصادي را براي هر دو دسته مخاطب تشريح كند. به اعتقاد او در اين عنوان، كلمه اقتصاد نشاندهنده اولويت اصلي نظام است و كلمه جهاد نشان دهنده آهنگ و ضريب حركت به سمت اين اولويت.

او درباره مفهوم جهاد اقتصادي توضيح ميدهد: وقتي حركت در قلمرو اقتصادي با لفظ جهاد مطرح ميشود، به اين معناست كه آهنگ حركت و شتاب در اين قلمرو بايد جهادي باشد. شايد برخي در تعريف اين نكته دچار انحراف شوند و آن را با نظامهاي سوسياليستي كه مبنايشان اقتصاد است، قياس كنند اما بايد متوجه باشيم كه نامگذاري يك سال به نام جهاد اقتصادي به معني اتخاذ يك استراتژي بلندمدت و بنيادين نيست. اين نوع نامگذاري روشي تكنيكي است كه خط مشي خاصي را در برهه زماني خاصي در اولويت قرار ميدهد. همچنين ممكن است اين تعبير اشتباه هم از عنوان جهاد اقتصادي ايجاد شود كه جهاد در عرصه اقتصاد به معني رياضت است؛ در حالي كه اين عنوان دقيقا مفهومي مغاير را در خود دارد و حاكي از ضرورت حركتي پرشتاب به سمت رفاه است. رياضت در حوزه اقتصاد زماني رخ ميدهد كه سطح توليد ناخالص ملي پایين آمده باشد. معمولا چنين اتفاقي در زمان جنگ رخ ميدهد؛ يعني وقتي كه درآمد ناخالص ملي از حوزه رفاه به حوزه دفاع و لجستيك منتقل شود. در حالي كه جهاد اقتصادي دقيقا معنايي مخالف دارد و تلاشي است براي افزايش توليد ناخالص ملي. وقتي رهبر معظم انقلاب سال جديد را سال جهاد اقتصادي مينامد منظورشان اين است كه وضعيت رفاه مطلوب نيست و همانطور كه خودشان هم فرمودهاند ساختار جمعيتي، رشد جمعيت تحصيلكردهها در جامعه  ما و ظرفيتهاي بالقوهاي كه در اختيار داريم زمينه را براي ايجاد شتاب در عرصه توليد ناخالص ملي و رفاه اقتصادي فراهم كرده است. بنابراين بايد از اين ظرفيتها بهره برد.

خوشچهره ضمن اشاره به ظرفيتهاي مغفول مانده در بخشهاي مختلف اقتصادي از جمله بخش نساجي، كشاورزي و... از رسانه ملي به عنوان يك نهاد هدايتگر ياد ميكند. نهادي كه ميتواند با بهرهگيري از ضريب عقلانيت مديران و برنامهسازانش دسته اول مخاطبان خود يعني تصميمگيران و تصميمسازان و برنامهريزان را هدايت كند و براي آحاد مردم نقش يك مربي را بازي كند.

اين استاد اقتصاد عملكرد رسانه در اين زمينه را به عملكرد يك مربي در مسابقه دو يا فوتبال شبيه ميداند و ميگويد: متأسفانه وقتي رسانه ملي هشدارهاي لازم را به مسئولان ميدهد آن را انتقاد تلقي ميكنند و وقتي مشكلات را بازگو ميكند به سياهنمايي متهم ميشود؛ در حاليكه وقتي رسانه ملي منصف، مقتدر و شفاف به مسائل ميپردازد در نقش يک هدايتكننده و نظارتكننده ظاهر ميشود و معمولاً هم مردم بهترين قضاوتها را درباره عملكرد رسانه ارائه ميدهند. بر اساس افق بيستساله قرار بر اين است كه كشور ما در حوزههاي مختلف از جمله فناوري و اقتصادي به مقام اول منطقه دست پيدا كند. خوشبختانه در زمينه فناوري قطار رشد و پيشرفت روي ريل قرار گرفته و با سرعت مطلوب پيش ميرود اما در زمينه اقتصادي هنوز اين قطار شتاب لازم را ندارد، بنابراين بايد مسيرهاي درست مشخص شود، مشكلات مد نظر قرار بگيرد. اگر خودمان را در حوزه اقتصادي دوندهاي بدانيم كه با همسايگاني مانند عربستان و تركيه در رقابت هستيم رسانه ملي بايد بتواند به عنوان يك مربي موانع را گوشزد كند و خطاها را نشان دهد. شش سال پيش ما فاصله مناسبي با عربستان و تركيه داشتيم، هنوز هم در حال دويدن هستيم اما اين فاصله كم شده يا به عبارت دقيقتر آنقدر پيش نرفتهايم كه به مقام اولي مد نظرمان دست پيدا كنيم. در اين شرايط اگر رسانه ملي به عنوان مربي از عقبماندن بگويد اين به معني آن نيست كه دويدن در حوزه اقتصاد را نميبيند.

به اعتقاد اين استاد اقتصاد با توجه به نقش مهمي كه رسانه ملي در زمينه تحقق شعار جهاد اقتصادي دارد بايد از اطلاعرساني صرف پرهيز كند، در درجه اول باید مفاهمه لازم در اين باره در سطح مديريت شبكههاي مختلف اين رسانه رخ بدهد و پس از آن اقدامات لازم براي برنامهسازي صورت بگيرد؛ برنامههايي كه كارشان فقط توجيه مردم نباشد بلكه همه قوا و زيرمجموعههاي آن را هم مد نظر داشته باشند.

 

 جزئيات برنامه جهاد اقتصادي

بر اساس نظر كارشناسان و اقتصاددانان كشور، لازم است رسانه ملي پيش از ساخت برنامههاي مختلف در راستاي آگاهيبخشي و اطلاعرساني، به جزئيات اين حركت عظيم اقتصادي واقف شود و بايدها و نبايدهاي آن را بشناسد. خوشبختانه رهبر معظم انقلاب در سخنانشان درباره نامگذاری سال 90 به جزئيات و موارد متعددي كه بايد مورد توجه قرار بگيرند، اشاره كردند.

 رهبر معظم انقلاب درباره اين جزئيات فرمودند: آنچه در اين زمينه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به ميزان تعيين شده در برنامه پنجم است كه اعلام شده است؛ يعنى حداقل رشد هشت درصدى. در اين رشد، سهم بيشتر مربوط به بهرهورى است؛ يعنى ما بتوانيم از امكانات كشور به شكل بهترى  استفاده كنيم.

ايشان در ادامه سخنانشان به كاهش نرخ بيكارى و افزايش اشتغال در كشور و همچنين مسئله افزايش سرمايهگذارى بخش خصوصى و كمك به بخش خصوصى به عنوان يكي از مسائل بسيار اساسى و مهم ياد كردند. همچنين ايجاد تعاونىها و آمادهسازي زيرساختهاى حقوقى و قانوني ايجاد تعاونيها، صرفهجویى در مواد اساسى، از جمله صرفهجویى در مصرف آب و مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، در سخنان رهبر معظم انقلاب به عنوان موارد جدي و مهم مرتبط با جهاد اقتصادي مطرح شد.

حضرت آيتالله خامنهاي در بخش ديگری از سخنانش به الزامات حركت عظيم اقتصادي هم اشاره كردند و فرمودند كه اولاً براي رسيدن به اين منظور، روحيه جهادى لازم است. دوم، استحكام معنويت و روح ايمان و تدين در جامعه است. يك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيهاى مبتلا نشود. حفظ اتحاد و انسجام ملى شرط ديگر اين حركت است. ايشان در سخنانشان درباره سال جهاد اقتصادي به دو نكته ظريف اشاره كردند؛ يكي اينكه نصب تابلوهايي كه نام هر سال روي آن نوشته شده، به در و ديوار شهرها هيچ فايدهاي ندارد و دوم اينكه محوريت اقتصاد، به معناى غفلت از عرصههاى ديگر تلقى نشود.




[ چهارشنبه 24 فروردین 1390  ] [ 7:57 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541483 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید