نظریهپردازان میگویند یک شرط توسعه اقتصادی، توسعه ارتباطات و اطلاعات است. آیا این یک حکم بیخدشه است؟
***
مردم جوامع امروز بدون استفاده از رسانهها نمیتوانند به زندگی عادی خود ادامه دهند و رسانهها در زندگی فردی و اجتماعی انسانها رخنه کردهاند. تولید و مصرف کالاهای رسانهای مثل روزنامهها، مجلات، برنامههای رادیو و تلویزیون و... با پیروی از قوانین اقتصادی صورت میگیرد و صفت رسانهها بخشی از فعالیتهای اقتصادی را شامل میشود.
در به کارگیری تفکر نظری رسانه در اقتصاد، نقش رسانه در تعاملات بین بازیگران اقتصادی مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. رسانهها خودشان به عنوان بستر برخورد تولیدات و تقاضا در بازارهای غیرشخصی عمل میکنند. از حروف الفبای خط میخی بابلیها تا بیتهای اینترنت، رسانهها قابلیت بستن قرارداد و تجارت غیرشخصی را داشتهاند. از این رو رسانه همیشه بخش مهم، اما بدیهی اقتصادی مدرن بوده است.
رسانه و پیشرفت
برای ایجاد انگیزه در پیشرفت، قبل از هر امر دیگری مردم باید توسعه و پیشرفت را بشناسند و اطلاعات و اندیشههای جدید را به دست آوردند. آنها باید لزوم تغییرات را درک کنند و در مورد راههای مختلف ایجاد تغییر، اطلاعات لازم را داشته باشند. اهمیت رسانه در این تحول و دگرگونی به حدی است که این وسایل، پشتوانه و زیربنای تغییرات اجتماعی در توسعه ملی به شمار میروند. رسانهها با ایفای نقش آموزشی و خبری خود، در ایجاد تحول و مهارتها، ارزشها و انگیزهها موثرند. رسانهها میتوانند با استفاده از شیوههای مناسب، نیازهای عمومی را با امکانات ملی در کشور هماهنگ کنند.
در امر تولید، رسانهها میتوانند سهم بخشهای مهم تولید (صنعت، کشاورزی و خدمات) و تاثیر هرکدام بر روند توسعه را به جامعه نشان دهند تا عوامل تولید به نسبت صحیحی در این بخشها توزیع شود و بهترین استفاده ممکن از آنها به عمل آید. همچنین برای تربیت انسان و پیشبرد جامعه و رسیدن به توسعه، شناخت نیازمندیهای مردم، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این نیازمندیها تنها نیازهای مادی برای زندگی نیست، بلکه سایر نیازها را که به ارتقای سطح زندگی و فرهنگ افراد مربوط میشود نیز در برمیگیرد. گاه مردم با این نیازها آشنا نیستند، بنابراین رسانهها در این زمینه نقش مهمی بر عهده دارند.
پیوند بین رسانهها و توسعه سالهاست که به صورتهای گوناگون مورد بحث نظریهپردازان توسعه قرار گرفته است. از آنجا که اکثر نظریهپردازان، توسعه را به معنای رواج ارزشهای غربی میدانستند، خود به خود تکنولوژیهای ارتباطی و رسانهای را ابزاری برای دستیابی به این هدف تلقی و گسترش آن را توصیه میکردند. آنها بر این باور بودند که توسعه رسانهها و امکانات ارتباطی از یکسو به شکلدهی شخصیت انسانها کمک میکند و از سوی دیگر دولتها و جوامع را آماده پذیرش ارزشها و فرهنگ غربی خواهد ساخت و در نتیجه رسانهها زمینهساز استمرار توجیه حضور شرکتهای چندملیتی در کشورهای توسعهنیافته جهان خواهند شد.
این تشخیص درست بود، یقینا جز در سایه سیطره عظیم ارتباطات، گسترش امواج، چنین پذیرشی انجام نمیشد. درست است که کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعهیافتهای مانند افغانستان از پذیرش تکنولوژیهای جدید ارتباطی برای توسعه ناگزیرند، اما این امر دلیل بر تسلیم محض بودن و یکسان شدن با جوامع غربی نیست، بلکه باید جهانی فکر و محلی عمل کرد. از آغاز قرن نوزدهم سوالاتی درباره ارتباطات به طور اعم و نقش تکنولوژیهای ارتباطی به طور اخص در تغییرات اجتماعی، رشد اقتصادی و دگرگونیهای سیاسی کشورهای موسوم به توسعهنیافته، مطرح بوده است.
تاریخ آمریکای لاتین، آسیا و خاورمیانه در قرن بیستم مبین این حقیقت است که نهادهای ارتباطی قدیم و جدید بهطورمستقیم در تعلیم ملتها نقش داشتهاند بهطوریکه میتوانیم در تعدادی از این کشورها پیوندهای مستقیمی را بین مطبوعات و انقلاب، ارتباطات از راه دور، نوگرایی و نهادهای سنتی به وضوح ببینیم. در روند توسعه هر فناوری، ترویج و انتشار آن و آماده کردن ذهن متخصصان برای فعالیت در این زمینه و ترغیب مردم برای خرید محصولات مرتبط با فناوری موردنظر، از اهمیت خاصی برخوردار است. در صورت انتشار درست یک فناوری است که آن فناوری با اقتصاد ملی گره خواهد خورد و همه گروههای علمی و صنعتی در بهرهگیری از آن شریک خواهند شد. شکوفایی صنایع مختلف و بهرهگیری درست و حتی ایجاد رشد و فناوری جدیدتر بستگی زیادی به ترویج آن دارد. منظور از ترویج، تقویت زیرساختهای فکری ـ فرهنگی مورد نیاز برای فعالیتهای هماهنگ و منسجم است تا هرکس از نقش سازنده خود در این حرکت ملی آگاه شود.
بنابر آنچه گفته شد درباره رابطه بین رسانه و توسعه، نظرات زیادی مطرح است؛ برخی نظرات رسانه را ابزاری در خدمت توسعه میدانند و بعضی تئوریهای دیگر رسانه را از نتایج توسعه میدانند، اما آنچه غیرقابل انکار است نقش و تاثیر رسانه در فرآیند نوسازی و توسعه یک کشور است. البته ناگفته نماند که اگر مطالعات ارتباطی را به ویژه به جوامع درحالتوسعه تعمیم دهیم، به این نتیجه میرسیم که رسانهها هم محرک توسعهاند و هم نتیجه آن. به عبارت دیگر رسانهها در وجه منفی هم میتوانند عامل توسعهنیافتگی باشند و هم نتیجه توسعهیافتگی؛ یعنی ساخت اجتماعی و سیاسی توسعهنیافته، ارتباطات توسعهنیافته هم دارد و این ارتباطات توسعهنیافته دوباره ساخت اجتماعی و ساخت سیاسی توسعهنیافته را تشدید میکند.
مقوله اقتصاد با عنایت به این نکته که یکی از بازوان قدرت یک نظام مستقل و مقتدر است، این روزها مورد توجه خاص رسانههای غرب و دستگاه دیپلماسی ایشان قرار گرفته است. بهگونهایکه حجم وسیعی از اخبار و تحلیلهای خود را به گزارشها و تحلیلهایی از وضعیت اقتصاد ایران و پیشبینیهای توام با جهتدهی خاص خود اختصاص دادهاند. با توجه به شرایط زمانی خاصی که در آن قرار گرفتهایم و با یادآوری لزوم حفظ و جذب سرمایه برای بهکارگیری در طرحهای زیربنایی کشور، فضایی لازم است تا اطمینانخاطر و آرامش لازم را به سرمایهگذاران داخلی و خارجی بخشیده و فضای اقتصادی کشور را برخلاف آنچه رسانههای غربی معرفی میکنند، با صداقت و شفافیت بیشتری منعکس کند. اطلاعرسانی شاید فوریترین کار رسانه باشد و از نقش تعیینکننده و حساسی برخوردار است؛ اطلاعرسانی درست میتواند جهتگیریها را اصلاح کند و فضای اقتصادی را آشفته و غیرهدفمند یا برعکس موجب هدایت توانمندیها به مسیر درست باشد.
در واقع اگر بخواهیم در کشورمان توسعه یا پیشرفتی صورت پذیرد، باید نسبت به مزیتهای فرهنگی و ضعفهای فرهنگیمان آگاهی کامل داشته باشیم. نمایاندن ضعفها و اشکالات و نشان دادن نقاط قوت و توانمندیها از جمله اقداماتی است که رسانه میتواند در بحث اقتصادی انجام دهد. مثلا اگر ضعف ما خودباوری است، در مورد آن چارهای بیندیشیم. بهعنوان مثال پیشرفتهایی را که ممکن است در کشور به وجود آید برای ارتقای خودباوری روی آنها تبلیغ کنیم یا تصورات نادرستی را که در مورد فناوری در کشور وجود دارد، اصلاح کنیم. رسانهها به خصوص صداوسیما میتوانند حتی جهتگیریها را اصلاح کنند.
درنهایت آنچه واضح است، امروز باید بر اساس یک برنامهریزی و تفکر جمعی تمامی تهدیدها را به فرصتی برای رشد و شکوفایی تبدیل کنیم. در این میان باید از قدرت جادویی هنر و رسانه بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین شیوههای جذب مخاطب برای توسعه کشورمان استفاده کرده تا آیندهای درخشان و پرامیدی را در به ثمر رسیدن زیرساختهای فکری ـ فرهنگی شاهد باشیم.منبع
http://shada.ir/2636-fa.html

