ربا به عنوان یک انحراف اقتصادی آثار شومی را در پی دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می گردد:
آیات ربا(درسوره بقره)
الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (275)
يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثيمٍ (276)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (278)
آثار منفی ربا: برای درک آثار ربا به فلسفه تجریم آن توجه شود.
براي فلسفه تحريم ربا حداقل 4 دليل مهم آمده است.
1- اكل مال به باطل
در قرآن آيهاي است كه در مذمت قوم يهود آمده است (آيه سوره نساء) فبظلم منالدين …… به اين مسئله اشاره كرده است كه آن قوم ربا ميگرفتند و مال مردم را به باطل ميخوردند.
حضرت امام رضا (ع) نيز در روايتي براي حرمت ربا دو دليل ذكر كردهاند كه نخست حرمت ربا به استناد سخنان خداوند در قرآن مجيد و دليل دوم اكل مال به باطل است.
2- دلائل اقتصادي:
برخي از اقتصاددانان معاصر نيز ربا و بهره را در اقتصاد بعنوان انگل و زمينهساز ركود و تورم در جامعه دانستهاند و برخي از فقيهان نيز به فلسفه اقتصادي تحريم ربا اشاره كردهاند.
هشام بن حكم كه يكي از اصحاب معروف امام صادق (ع) است از آنحضرت پرسيد چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخواري حلال بود مردم كارهاي مفيد تجاري و توليد آنچه كه به آن احتياج ميشد را ترك ميكردند.
امام جعفر صادق (ع) در روايتي ديگر ميفرمايند: خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به كسب و كار روي آورند و به خريد و فروش بپردازند.
آيتاله مطهري نيز درخصوص فلسفه احكام حرمت ربا نگاهي به ابعاد اقتصادي آن دارند ايشان بعد از برشمردن نظرات ديگران معتقدند كه «ما مسئله حرمت ربا را بر اين اساس بيان كرديم كه ماهيت ربا قرض است و قرض از آن جهت كه قرض است نميتواند سود داشته باشد يعني وام نميتواند سود داشته باشد».
بهرحال نظريات بسياري هست كه معتقدند حرمت ربا از ابعاد اقتصادي آن قوت بيشتري دارد. برخي حرمت آن را بدليل اينكه پول ارزشي به جز عددي كه روي آن گذاشتهاند ندارد و هيچ كس نميتواند از آن ارزش بيافريند.
برخي حرمت آن را بدين دليل دانستهاند كه سرمايه نميتواند سود توليد كند.
3- ربا به عنوان ظلم:
در اين ديدگاه ربا به عنوان ظلم از ديدگاه فلسفي و استدلال عقلي بررسي ميشود اين ديدگاه در پي آن است كه ربا يك ظلم است و زذيلت ظلم نيز با حسن وقبح عقلي پذيرفته شده است.
به قول فقها و اصوليون قبح ظلم در دايره مستقلات عقليه است. ظلم قبح عقلي دارد حتي اگر حكم شرعي نيز براي آن نيامده باشد.
بنابراين ربا نيز مصداق ظلم بوده و قبيح و حرام است.
در روايت محمدبن سنان از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) آمده است: ……. و لما في ذلك من الفساد و الظلم ….. و به خاطر اين كه ربا منشاء فساد و ظلم است حرام شده است.
مسئله ظلم بودن ربا از بعد اقتصادي آن نيز اثبات ميشود.
4- ابعاد دنيائي ربا:
براي فهم فلسفه حرمت ربا ميتوان به ساير احكام كه در كنار ربا و يا در مخالفت ربا در قرآن مجيد آمده است نگاهي كرد كه يكي از اين موارد مسئله قرضالحسنه است.
آيه (71 سوره حديد) ميفرمايد: من ذالذي يقرض ا… قرضاً حسنه و …. كيست آن كس كه به خداوندي قرض دهد تا نتيجهاش را براي وي دو چندان گرداند و او را پاداشي خوش باشد.
در روايتي آمده است كه صدقه 1. حسنه و ثواب دارد و قرضالحسنه 18 ثواب دارد يعني كه ثواب قرضالحسنه از صدقه بيشتر است و علت آن را بدين مضمون گفتهاند كه قرضالحسنه نه تنها رفع نياز ميكند بلكه حفظ ابروي مؤمن را نيز بعهده دارد.
بنابراين در اين امور، فضائل اخلاقي مستتر است و عواطف انساني و فطرت خدايي انسان دست در كار ميشود اما در بحث ربا، شقاوت قلب، دنيا دوستي، مال دوستي در انسانها پديدار شده و ريشه رذائل اخلاقي را ميگستراند و اين ممكن است به نتايجي بينجامد كه فرد را يكسره از جاده ايمان منحرف نمايد.
در روايات معصومين نيز به اين مسئله اشاره شده است.
سماعه يكي از روايان معروف و از اصحاب امام صادق (ع) ميگويد: به حضرت صادق عرض كردم چرا خداوند متعال مسئله ربا را در قرآن به طور مكرر مطرح كرده و (تحريم نموده) است امام فرمود: علت آن را ميداني؟ عرض كردم نه. فرمود: به خاطر اين كه مردم در اثر رباخواري از كارهاي خير و شايسته (مانند قرضاالحسنه) باز نمانند.

