نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

اقتصاد از كلمه قصد مي آيد و در قرآن كريم به معني ميانه روي و اعتدال در انجام امور  زندگي آمده است و (اقصد في مشيك)  يعني در راه رفتن چندان تند راه نرو كه به قلب آسيب برساند و نه چندان كند كه زمان از دست برود. اما اصطلاحا اقتصاد درايران به معني اكونوميك ترچمه شده است و معادل كتابي است كه از سوي پل ساموئلسون نوشته شده است . لذا در بررسي اين مقوله ما با چالش بزرگي روبرو هستيم كه درك آن براي بسياري از اقتصاد دانان  مشكل است اما وقتي كلمه جهاد به آن اضافه مي شود چه موصوفا عنه و چه اضافا به  يعني اقتصاد جهادي يا جهاد اقتصادي ميتواند مكتب يا محتوا ويا درون و ظرفيت آن را بهتر و روشن تر بيان كند . يعني با اضافه شدن يك كلمه راه براي كلمات ديگر بسته مي شود لذا وقتي ما از اقتصاد جهادي صجبت مي كنيم يا جهاد اقتصادي يعني با انواع ديگر جهاد يا اقتصاد كاري نداريم . مانند كلمه جمهوري اسلامي كه مانع از جمهوريت خالي يا جمهوريت انواع ديگر مي شود. لذا بايد دانست كه اين نوع تقسيم بندي بار ارزشي يك موضوع علمي را بيشتر مي كند. ما حتي مي توانيم دراين تعريف به تعريف هاي قبلي بي توجه باشيم . يعني آن ها را درنظر نگيريم: مثلا ما دراقتصاد جهادي لازم نيست بدانيم كه پل ساموئلسون چه گفته و يا ديگر دانشمندان غربي چه فرموده اند و اين امر مارا از شريك بودن در اشتباهات آن ها برحذر مي داند . گرچه بسياري از دانشمندان با وعده هاي توخالي براجراي اصول كشف كرده عودشان اصرار مي ورزيدند اما اكنون به اندازه كافي زمان داشته ايم تا تئوري هاي آنان را تجربه كنيم . خوشبختانه همه اين تئوري ها زمان مصرف داشته اند و با پيدايش عقيده جديد اقتصادي عقايد اقتصادي قبلي به تاريخ عقايد اقتصادي سپرده مي شده است . مثلا زماني كه آدام اسميت كتاب ثروت ملل را نوشت گويي آسمان شكاف برداشته و اين كتاب از آن بيرون افتاده حتي از قران مسلمان ها يا انجيل مسيحي ها بالاتر بود ه است . اما با گذشت زمان باهمان سلاحي كه كشتار مي كرد كشته شد!

(عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده      حیران شد وبگرفت به دندان سرانگشت   
گفتا که اي كسته  که راکشتی تا کشته شدی زار    تا بازکجا کشته شود آنکه ترا کشت

كشته شد سلاح اين كتاب آن بود كه همه عقايد فبلي خود را به كهنه بودن متهم مي كرد و خود را نو معرفي مي كرد اما بلافاصله اساتيد ديگر كه كتاب اقتصاد نوشتند عقايد اورا قديمي خواند و خود را نو دانستند. بطوري كه اكنون هيچيك از كتابهاي گذشته معيار اقتصاد نوين نيست و اغلب به عنوان تاريخ اقتصادي مورد مطالعه قرار مي گيرند و بسياري از دانشجويان جديد حتي نام آن ها را نشنيده اند يا اصلا قادر به تلفظ صحيح نمي باشند. اكنون در اقتصاد موفقيت و سود بالا در بدست آوردن سود آني مطرح است . استفاده از بازار هاي مالي و پولي  وپشت سرگذاشتن نرخ سود بانكي و يا كار با اينترنت همه نشان عجول بودن اقتصاد دانان در رسيدن به درآمدهاي نجومي در فرصت كوتاه است درواقع اقتصاد امروز را مي توان اينطور تعريف كرد: استفاده ازحداقل زمان براي به دست آوردن در آمد هاي كلان .  و نسبت اين رابطه را موفقيت ارزيابي مي كنند يعني هرچه درآمد ها بيشتر و زمان به دست آورده آن كوتاهتر باشد شخص موفقيت بيشتري دارد. علت دست يابي به اين تعريف يا اين هدفگذاري شكست همين تئوري هاي قبلي است يعني اقتصاد دانان براين باورند كه تمام اصولي كه اقتصاد بيان مي كند غير واقعي و غير علمي است لذا اگر جايي توانستند كاري انجام دهند بايد بدانند اين آخرين كاري است كه ميتوانند انجام دهند و بايد انتقام كليه شكست هاي گذشته و آيده را بگيرند و به اصطلاح عاميانه باهمين يكبار بار شان براي هميشه  ببند ند.

چنين ذهنيت بيماري كار را به آنجامي كشاند كه اقتصاد به روزمرگي دچار شده و اقتصاد دانان هم نان را به نرخ روز مي خورند و برنامه ريزي و تفكرات درازمدت اهميت خود را بطور كلي از دست مي دهد. فقط تعجب اينجاست كه چرا برخي اين شكست ها را نمي بينند. ما شاهد ورشكستگي بانك ها و موسسات مالي در آمريكا بوديم ولي اروپا ئي ها به آن توجه نكردند تا اينكه به آن دچار شدند و حتي ژاپني ها و چيني كه خصار به دور خودشان تنيده بودند با فاصله اندك به همان بيماري دچار شدن و كسري تراز و كاهش رشد اقتصادي  و ورشكستگي را تجربه كردند. حتي كشور ژاپن كه ظاهر مقاومت مي كرد با انجام يك خودكشي ظاهرا طبيعي بنام سونامي همان انفجار برج هاي دوقلو را تجربه نمود و بعدا معلوم خواهد شد كه اين سونامي نيز مانند انفجار دوقلوها فقط جنبه اقتصادي داشته و براي ازبين بردن مدارك ورشكستگي چند كمپاني بزرگ به راه انداخته شده بود. ما براي داشتن اقتصاد جهادي يا جهاد اقتصادي نبايد در اين دور باطل اسير شويم و نبايد مسير اشتباهي را كه اين ها رفته اند را از ابتدا مرور كنيم ! حركت اقتصادي ما بايد جهشي باشد يا همان جهادي باشد يعني مانند فناوري هاي ديگر كه با بومي شدن به رشد بالاي استاندارد رسيدند در اقتصادنيز بايد همه محفوظات ذهني خود را از غرب فراموش كنيم و آن ها را از ذهن خود پاك كنيم . زيرا كوچكترين آلودگي به ويروس تئوري هاي اقتصاد غربي مانند سرطان بزرگ و بزرگتر شده و تمام ذهن را اشغال مي كند . به عبارت ديگر جهان بيني اسلامي را بايد زير بناي اقتصاد قرار دهيم نه اينكه با جهان بيني غربي سراغ ايدئولوژي اسلامي برويم. به همين منظور حتي پيشنهاد ميشود مكاسب شيخ انصاري به عنوان اصول اقتصاد اسلامي و تئوري هاي بازرگاني اسلام تدريس و تفهيم شود . فقه اقتصادي يا اقتصاد فقهي به جاي اقتصاد غربي تدريس شود. نميتوان ذهن را از اقتصاد غربي پركرد و بعد به سراغ اقتصاد اسلامي رفت زيرا ذهن اشغال شده جايي براي تحليل درست ندارد. مانند اين است كه شما ابتدا زبان انگليسي را فرا بگيريد و بعد بخواهيد فارسي را ياد بگيريد! در اين صورت يادگيري فارسي براي شما آنقدرمشكل خواهد شد كه ترجيح ميدهيد آن را فراموش كنيد. كسي كه اقتصادغربي را درعنفوان جواني در ذهن خود حك مي كند در سنين بالا نمي تواند اقتصاد اسلامي را درك كند....لذا مانند طلاب بايد دانست ابتدا مسائل و عقايد بومي را آموزش داد و در دوران فقاهت يا اجتهاد و يا باصطلاح دانشجويي در دوران فوق ليسانس و دكترا به عقايد ديگران پرداخت.

درحاليكه به گفته محمود صادقي خبرنگار ما در ررسي هاي به عمل آمده نشان داده شده كه در عرض 60سال قبل از انقلاب يا حدود يك سده جو عمومي جهاني كاملا برعكس شده است وي كه از گردهمايي انجمن نخبگان  ماهيين گزارش تهيه كرده مي گويد دراين گردهمايي گفته شد كه در هنگامي كه سازمان ملل تاسيس شد شعار اصلي جهانيان يك قطعه شعر فارسي بود! حتي اقبال لاهوري در آن زمان گفت كه جامعه ملل يا سازمان ملل بايد بجاي ژنو در تهران تشكيل شود . در آن موقع ايران با اينكه توسط آمريكا و روسيه وانگليس اضغال شده بود اما آن ها ميدانستند شير اگر پير هم شد شير است لذاروساي جمهور اين سه كشور يعني چرچيل و روزولت و استالين  سه نفري در تهران گرد آمدند و تهران را پل پيروزي ناميدند. از آن زمان دولت هاي قجر و پهلوي كه دلباخته غرب بودند كاري كردند كه شعار سعدي نه تنها محو شد بلكه امروز شاهديم كه افتخار هر ايراني خود باخته اين است كه كودكش قبل از اينكه زبان باز كند انگليسي ياد بگيرد! وهمين امر در دانشگاه خود باخته جلوه گري مي كند مخصوصا در علوم انساني بويژه در علوم اقتصادي ! لذا بايد راه رفته را از همان مسير برگشت يعني بايد كاري كرد كه ايراني به تئوري هاي اقتصادي خودش بيش از تئوري هاي غربي يا شرقي اهميت دهد. براي درك بهتر موضوع به مسئله اشتغال مي پردازيم :

در اقتصاد و علوم اقتصادي فرضيه برمبناي اشتغال كامل است زيرا تعادل اقتصادي وجود دارد اما اين فرضيه هرگز مورد اظمينان اساتيد اقتصاد نبوده و نيست به دليل آنكه همگي از نبود اشتغال يا بالابودن آمار بيكاري صحبت مي رانند و بدون توجه به استدالال هاي خود در كتب اقتصادي در جو سياسي گرفتار مي آيند. دانشجويان دوره دكترا ميدانند كه چه مقدار بايد رياضيات وارد باشند تا آن همه استدلال هاي محكم را هم درك كنند وهم تدريس نمايند. اما وقتي از كلاس بيرون مي آيند مي بينند خودشان بيكار ند چه رسد به جامعه ! و اين تضاد دائمي يك دانشمند با محيط بيرون است. تمام وصله هايي از قبيل ارتباط صنعت با دانشگاه يا امور اشتغال فارغ التحصيلان و غيره نمي تواند براين شكاف مرهمي بگذارد. اما مشكل كجاست؟ مشكل در زمينه فكري اقتصاد است نه علم يا عملكرد فرمول هاي آن . زيرا فارغ التحصيل دوره دكترا مثلا كشاورزي را شغل نمي داند و حاضر نيست به كار زمين بپردازد. دولت ها هم كه از همين فارغ التحصيلان تشكيل شده اند حاضرند مسائل امنيتي و روابط بين الملل را زير سوال ببرند واز مهاجرين براي كار روي زمين استفاده كنند ولي به فارغ التحصيلا ن كمك هزينه بدهند! تا كار پيداكنند! وام هاي كلان فارغ التحصيلان نيز همگي به نام فارغ التحصيلان ولي به كام نزولخواران است . به گزارش آزاده حسيني خبرنگار مناقصه و مزايده در ستون نيازمنديهاي روزنامه ها حتي مدرك فارغ التحصيلي هم در بازار كسب و كار جابجا مي شود. حالا اگر ذهنيت عوض شود وكار براي كسب روزي حلال يك عبادت محسوب شود همانطور كه در اسلام آمده است بازهم اين مشكلات باقي مي ماند؟ بنده خوب يادم است وقتي محسن رضائي فرمانده سپاه شد اولين كاري كه كرد تسويه تمام فرماندهان قبلي بود بدون پرداخت حتي يك ريال سنوات يا حقوق! همگي با انگ اينكه طرفدار مرتضي رضائي هستند اخراج شدند و چيزي هم بدهكار. ولي آن نيروهاي مخلص چكار كردند؟ از نظام بريدند ؟ نه همگي رفتند به كار كشاورزي پرداختند و مشهور شد كه به كار بيل زدن مشغولند! اين عيب و عار نبود براي يك فرمانده سپاه كه كشاورز شود.  اگر اين فرهنگ نهادينه شود چرا بايد 4 ميليون افغاني زن و كودك و بزرگ وپير در ايران شغل داشته باشند اما 3 ميليون جوان ايراني بيكار باشند.. پس انديشه و جهاد در تفكر و تغغر آن مهمتر است

مثال ديگر در مورد ارزش پول ملي است . براساس نظريه اقتصاد دانان بايد پول ملي تضعيف شود تا صادرات رونق گيرد و تورم به اقتصاد تزريق كنند تا رونق اقتصادي داشته باشيم ! اما اينطور نيست مردم ما مردم ريا كاري نيستند كه بخواهند با هر ترفندي پولدار شوند آن ها حلال و حرام سرشان مي شود با تغيير مصنوعي نرخ ارز پول حرام در جيب مردم ريخته مي شود ممكن است خيلي ها كه دستشان به بيت المال بند است و باهر سرفه اي دلار پاداش مي گيرند ازاين كار راضي باشند ولي نهايت آن خالي شدن سفره مردم و به فقر رسيدن آن هايي است كه دستي در بيت المال ندارند و خرماي دلار برنخيل است!

منبع

http://www.mahini.blogfa.com/9001.aspx




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 10:44 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

به گزارش سعيد حق وردي خبرنگار ماهين نيوز وزير علوم تاكيد بر تغيير بنيادين علوم انساني دارد . وي بارها گته است كه پاي تحول علوم انساني ايستاده  است. اين اظهار گرچه بسيار دير هنگام ولي ضروري است زيرا انقلاب اسلامي بعد از سي سال واندي هنوز نتوانسته سطور كتاب هاي دانشگاهي را تغيير بدهد و در آن تحول ايجاد نمايد. مثلا در علوم اقتصادي هميشه تاريخ اقتصاد و عقايد اقتصادي از كتاب ثروت ملل آدام اسميت شروع مي شود وانديشه اقتصادي هم با نام مركانتليست ها يا مكتب سوداگري تبرك مي جويد. و هيچ دانشجوئي حق ندارد از خود سوال كند يعني قبل از آن اقتصاد و انديشه وجود داشته ياخير . اين چشم و گوش بستگي تا دوره دكترا هم ادامه داردو حتي اگر بحث گذرائي هم به تاريخ بزنند همه را با يك جمله شروع و تمتم مي كنند: بشر ابتدائي هنوز به علم اقتصاد دست نيافته بود! يعني همه انسان هاي قبل از آدام اسميت همه بدوي و غارنشين بوده اند واگر دادو ستدي هم داشته اند تصادفي واز روي نا آگاهي بوده است. البته اساتيدي چون شهيد صدر با نوشتن اقتصادنا خواستند به معرفي برخي عقايد اقتصادي قبل از آدام اسميت بپردازند ولي در هاي وهوي غير علمي بودن و مذهبي بودن گم شد . برخي نظرات دكتر بهشتي يا استاد مطهري هم همينطور . و متاسفانه كسانيكه عامدا اين كار هارا كردند وبعد هم به عنوان چهره هاي ماندگار هم معرفي شدند! البته قصد معرفي كنند گان هم قربه الي الله و به نيت تاليف قلوب بوده است والا سوء نيت نداشته اند!. مثلايكي از چهره هاي ماندگار كه به يمن نفوذ شاگردان در ارگان معرفي كننده چهره ماندگار رشته مديريت بوده از دانشگاه بين المللي آمريكا مدرك گرفته كه حتي زمان شاه هم معتبر نبوده است و ميگفتند با پول مدرك مي دهد. اما داستان تاييد دكتراي ايشان به اين صورت بود كه يكي از همكلاسي هاي همين آقا مدتي قائم مقام وزارت علوم شد بلافاصله مصوبه گذراند :كساني كه دراين سال ها از آن دانشگاه دكتراي پولي فارغ التحصيل شده اند استثنائا مدرك شان  مورد تاييد است. همين آقايان تا سال ها نمي گذاشتند مديريت و اقتصاد اسلامي در دانشگاه تهران تدريس شود ومي گفتند همه نظريات آبكي است !  حتي تربيت مدرس كه يك دانشگاه مولود انقلاب اسلامي بود وهدفش تدريس ارزشهاي انقلاب و اسلام بود با فشار همين آقايان از مسير اصلي خارج و به كپيه برداري و ترجمه ناقص از كتب خارجي روي آورد. ذوق و شوق همه دانشجويان (استادان آينده ) اين بود كه زبان انگليسي شان قوي شود. بروند ارز دولتي بگيرند و آخرين كتابهاي چاپ آمريكا را بخرند. و معني اين حرف به روز شدن آن ها بود. گاه مي شد كه در كتب آمريكائي حرف و حديث هايي از اسلام بيان مي شد ولي اين آقايان آن را حذف مي كردند تا درجه علمي شان ترك برندارد. عجيب بود كه در دوران كتاب هايي چون قورباغه ات را قورت بده  و پنير مرا كي دزديده! هيچ كس از اين اصطلاحات خنده اش نمي گرفت و آن را غير علمي نمي دانست

وليوقتي كه مي گفتي اين آه و ناله مردم افغانستان و عراق ولبنان است كه تبديل به طوفان و سونامي مي شود. آنها مي خندند! حالا واقعا كدام خنده دار است؟

چرا بايد بشريت به آن درجه از حيوانيت سقوط كند كه براي منافع اقتصادي خودش دنيا را به كام جنگ بكشاند؟ واقعا مردم ليبي بجز دمكراسي چه مي خواهند؟ چرا نفت آنان خريداري نمي شود و حباب قيمت نفت بالا و بالاتر مي رود؟ آيا اين است معني رقابت سالم در اقتصاد آزاد؟ خوشبختانه ملت ايران اصلا گول اين شعار هاي توخالي را نخورد والا مثل افغانستان وعراق هم اشغال مي شد وهم  منابعش به غارت مي رفت. اقتصاد آزاد فقط در كتاب هاي اقتصاد دانان وابسته ايراني هاست والا در خارج عينيتي ندارد. كجاي دنيا اقتصاد آزاد است؟ در جائي كه مردم آمريكا زير خط فقر زندگي مي كند و سال هاست طوفان و سيل آنان را دركام مرگ فرو برده چگونه كساني ميتوانند تصور آن را بكنند كه غرب مهد آزادي و دموكراسي و شهر آرزوها و اقتصاد آزاد است. در حاليكه تراست ها و كارتل ها و كمپاني هاي بزرگ و شركت هاي چند مليتي با تعداد اندك خود 90 در صد ثروت دنيا و بازار دنيا را دردست دارند آيا منطقي است كه جا بدهند كس ديگري وارد شود فقط به اين دليل كه به تئوري اقتصاد آزاد پاي بند باشند؟ اقتصاد دانان آمريكائي كه حتي از بالارفتن قيمت و سختي معيشت مردم خوشحال مي شوند و در بورس و فرا بورس اين را اقتدار خود مي دانند كه هر آن افزايش سود دهي و بالارفتن قيمت سهام و سود سهامداران را با انواع واقسام آمار ها نشان بدهند چگونه مي توانند به فكر مردم فقير باشند؟ آن ها كه مي گويند  شركت ها محل سود آوري است نه بنگاه خيريه در كجاي ذهنشان تكه ناني براي دست كوچكي كه دراز شده است قرار مي دهند؟ اين است كه اقتصاد غرب نه تنها از درون وبيرون پوسيده بلكه از ابتدا اصلا نبوده ! يعني مكتب اقتصادي وجود نداشته بلكه اين اقتصاد دانان وابسته بودند كه پس از اقدام زور گويان و زراندوزان كار آن ها توجيه كرده و تئوريزه مي نمودند. آدام اسميت موفقيتش در اين نبود كه راه نشان اقتصاد دانان بدهد بلكه سودگري اقتصاد دانان را توجيه علمي كرد!  يعني يك مشت دلال و بيسواد بازاري كار كردند و او آن را تحرير و تقرير نمود! اصولا تمام تئوري هاي اقتصادي غرب پس از انجام كارها بوجود آمد. يعني ماهيت آن بعد از وجود بود. اول عده اي مي آمدند خود سرانه كارهايي مي كردند بعد كه پول دار مي شدند قلم به مزد ها را استخدام مي كردند تا آن را توجيه اقتصادي نمايند.در حاليكه در اقتصاد اسلام همه چيز تعريف شده و افراد بايد خود را با آن منطبق نمايند وبه اصطلاح حلال و حرام را بشناسند.

منبع

http://www.mahini.blogfa.com/9001.aspx




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 10:42 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

بگزارش سيد رضا قريشي خبرنگار ماهين نيوز نامتعادل بودن مناطق ويژه يا مناطق ازاد يكي از معضلات اقتصاد تجاري ايران  است زيرا  در حاليكه كشورهاي عربي بيشترين حضور را در مناطق داخلي ايران دارند واز سرزمين ما بهره مي برند ايرانيان در كشورهاي عربي از كمترين حقوق برخوردارند. يعني تاكنون اين همه امكانات مناطق آزاد تجاري به كشورهاي بيگانه فقط يك طرفه بوده و ما به بيگانگان اجازه داديم تا سرزمين ما را لگد مال خودشان بكنند بدون اينكه از آن ها و زمين آن ها استفاده اي كرده باشيم ! اخيرا فقط در كويت چنين حركتي ديده شده است :  به گزارش بنا(bena) احد امير محمدي با اعلام اين مطلب از برگزاري نهمين جلسه کميته تجارت و بازرگاني ايران و کويت خبر داد و افزود:« نهمين کميته تجارت و بازرگاني ايران و کويت با حضور "بابک افقهي"، رئيس کل سازمان توسعه تجارت ايران و معاون وزير بازرگاني در کويت برگزار مي شود.»مدير کل حوزه رياست سازمان توسعه تجارت ايران افزود:« اين کميته به منظور بررسي راهکارهاي توسعه و بازرگاني دو کشور بوده و در پايان آن يادداشت تفاهم همکاري بين دو کشور برگزار مي شود.»  !

        لذا مسئولين بايد با كشورها يي كه درايران داراي منطقه آزاد هستند وارد مذاكره شد و متقابلا در خواست زمين و امكانات از آنان براي سرمايه گذاران ايراني نمايند تا تعادل برقرار گردد . بايد دانست  مناطق آزاد تجاری- صنعتی ایران سه منطقه آزاد  تجاري-صنعتي کيش، قشم و چابهاراست كه  بر اساس تبصره 19 قانون برنامه اول توسعه ، اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي جمهوري اسلامي ايران  به ترتيب در سال هاي 1368، 1369 و 1370 بدون برخورداري از قانوني مشخص فعاليت خود را آغاز نمودند. قانون چگونگي اداره اين مناطق نيز در شهريور ماه سال 1372 به تصويب مجلس  رسيد

لازم به ذکر است سه منطقه آزاد دیگر  اروند،ارس و انزلي طی مصوبه جلسه 2/6/1382 مجلس شورای اسلامی تایید و در سال 82 تا 83 تشکیل شد

  رسالت و ماموريت هاي مناطق آزاد در سطح ملي طبق  اهداف مندرج در ماده پنج اساسنامه سازمان هاي اين مناطق « ايفاي نقش شايسته در اقتصاد ملي »، « بهبود رفاه اجتماعي همه جانبه » و نيز « اهميت و نقش مناطق در ارتقاي امنيت ملي » تعريف شده است. به علاوه براي هر کدام از مناطق آزاد بر اساس توانائي ها و امکانات آنها ماموريت هاي خاصي تعريف شده است علاوه برمناطق آزاد تعدادي هم مناطق وي‍ژه اقتصادی بوجود آمده كه عبارتند از مناطق ويژه شیراز،عسلویه ،پتروشیمی ، ارگ جدید،سلفچگان، خلیج فارس، لرستان، کشتی سازی خلیج فارس، بندر امیرآباد بهشهر، بندر بوشهر،بندر شهید رجایی، سرخس،یرجان، یزدومنطقه ويژه  پیام . با معرفی سازمان منطقه آزاد کیش به شكل زير اشناميشويم

اداره امور منطقه آزاد کیش بر عهده سازمانی است که مسئولیت های آن از سوی شورای عالی مناطق آزاد تجاری - صنعتی کشور تهیه و تصویب شده است. اهداف اساسی این سازمان انجام امور زیر بنایی مورد نیاز در جزیره، عمران و آبادانی، رشد و توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال مفید سازنده، جذب سرمایه گذاری های داخلی وخارجی، تنظیم بازار کار و کالا، حضور فعال در بازارهای جهانی به منظور توسعه صادرات غیر نفتی، تدارک مقدمات تولید کالاهای صنعتی و راه اندازی صنایع تبدیلی و بالاخره بهره برداری از موقعیت های اختصاصی جزیره آزاد کیش شامل مجمع عمومی، هیات مدیره ، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره و بازرسان قانونی است. مجمع عمومی رئوس کلی اهداف منطقه را تعیین می کنند که شامل موافقت با تاسیس و یا انحلال شرکتها و موسسات وابسته ، تدوین و اصلاح اساسنامه ها، اعمال نظارت عالیه بر عملکرد سازمان، نصب و عزل اعضای هیات مدیره و مدیر عامل و همچنین تعیین میزان و چگونگی اخذ عوارض از اشخاص و موسسات و هرنوع عملیاتی است که در جزیره انجام می گیرد. سازمان منطقه آزاد کیش توسط هیات مدیره ای مرکب از سه یا پنج اداره میشود. این هیات مدیره دارای همه گونه اختیار در چارچوب قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری - صنعتی برای اجرای وظایف مصرح در اساسنامه می باشد. رئوس این وظایف شامل تعیین روشهای اجرایی، انعقاد قراردادها، چگونگی وصول عوارض و نحوه ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی و معنوی، کشتی ها، هواپیماها ( بدون ایجاد حق امتیاز انحصاری) است هیات مدیره همچنین در کارها تعیین نحوه کاربری اراضی منطقه آزاد، استفاده از منابع ملی و فروش و یا واگذاری آنها برحسب قانون و آیین نامه های اجرایی مصوب مجمع عمومی مسئولیت دارد. مدیر عامل سازمان که ریاست هیات مدیره را برعهده دارد به حکم ریاست جمهوری و از میان اعضای هیات مدیره به این سمت منصوب می شود.

 ماده 1 قانون مي گويد:  به منظور تسريع در انجام امور زيربنايي، عمران و آباداني، رشد و توسعه اقتصادي، سرمايه‏گذاري و افزايش درآمد عمومي، ايجاد اشتغال سالم و مولد، تنظيم بازاركار و كالا، حضور فعال در بازارهاي جهاني و منطقه‏اي، توليد و صادرات كالاهاي صنعتي و تبديلي و ارايه خدمات عمومي، به دولت اجازه داده مي‏شود مناطق ذيل را به عنوان مناطق آزاد تجاري و صنعتي براساس موازين قانوني و اين قانون ادراه نمايد:

ماده 2هم مي گويد: درآمد سازمان‏هاي مناطق آزاد صرفا بايستي در چارچوب بودجه ساليانه كه به تصويب هيأت وزيران مي‏رسد هزينه شود. كمك‏هاي سازمان جهت عمران و آباداني ساير نواحي (با اولويت نواحي همجوار) صرفا با تصويب هيأت دولت امكان‏پذير بوده و هر گونه كمك ديگري تصرف غيرقانوني در اموال عمومي محسوب خواهد شد

عملا این مناطق بجای اینکه در جهت اهداف تعیین شده حرکت نمایند برضد آن حرکت می نمایند . مثلا اغلب به کار واردات مشغول هستند! وبسیاری از بازارها در اختیار خارجی ها و یا کسانی است که بیشترین ارتباط را با خارجی ها دارند آن هم نه بخاطر ایران بلکه بخاطر آن کشورها! یکی دیگر از رفتار نا صحیح آنان استفاده از معافیت مالیاتی است بااینکه قانون گذار آن را محدود کرده ولی هرسال تمدید می شود واکثر شرکت ها برای فرار مالیاتی فقط دفتری در کیش افتتاح می نمایند و یا فقط شرکت را در آن جا ثبت می کنند.

منبع

http://www.mahini.blogfa.com/9002.aspx




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 10:41 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

به گزارش فوژان معتضدي خبرنگار مناقصه مزايده  از دانشگاه قزوين بدن انسان خاصيت الاستيك داشته و دراثر فعاليت بيشتر قويتر مي شود . وي كه با چند تن از ورزشكاران مصاحبه كرده مي گويد: كساني كه ورزش نمي كنند بدنشان چربي در خود ذخيره مي كند واولين جائي كه چربي در آن ذخيره مي شود كبد است و 25 درصد مردم دچار چرب بودن كبد هستند. وي در خصوص بهروري بدن مي گويد كه بهرهوري در بدن با فعاليت آن رابطه مستقيم دارد بطوري كه هرچه كار بيشتري بدن انجام دهد قوي تر شده براي كارهاي بيشتر آمادگي پيدا مي كند در حاليكه ماشين يا ابزار بي جان در اثر كار بيشتر فرسوده مي شود.

به گفته  آقاي عليرضا موحدي نائيني مدير عامل مؤسسه مطالعاتي آموزشي هنر ماساژ ايرانيان   با توجه به اینکه در انجام ماساژ  گردش خون و تغذیه رسانی به سیستم های مختلف بهتر صورت می پذیرد و همچنين با توجه به انجام كاردست، لازم مي نمود که ماساژ بصورت سازماندهي شده و بطور علمي دوره هاي آموزشي براي علاقمندان گذاشته شود تا بتوانند به بهترين نحو ممكن علاوه بر آموزش آناتومي، تكنيك هاي ماساژ را بصورت صحيح و علمي پياده كنند مؤسسه مطالعاتي آموزشي هنر ماساژ ايرانيان سعی نموده تا با حضور اساتید مجرب بین المللی این آموزش ها در اختیار علاقه مندان قرار دهد. 

البته دكتر صادق جعفرآبادي فوق تخصص روانپزشكي عقيده دارد كه درانسان سينر‍ژي وجود دارد يعني تا 40 سالگي بدن انسان در اثر كار كردن قوي مي شود ولي از 40 سالگي به بعد در اثر كار بيشتر فرسوده تر مي شود . لذا در قهرمانان ورزشي ما كمتر كساني را داريم كه بعد از 40 سالگي كه ميانگين عمر بشري است بتوانند در ميدان بازي دوام آورند . بعد از 40 سالگي مغز يا روان بشر رشد مي كند يعني برعكس ورزشكاران اساتيد دانشگاه و يا محققان بزرگ جهان اغلب در سنين بالا به دستاوردهاي علمي دست مي يابند. در حالت كلي ميتوان گفت نيروي انساني با نيرو و امكانات مادي ديگر براي يك شركت يا موسسه تفاوت دارد لذا نبايد مانند ساختارگرا ها و يا كارگراها فقط به انسان به چشم يك ماشين نگاه كرد. لازم است در بخش بهره وري نيز انسان در معياري جداگانه مورد ارزيابي قرار گيرد  حداقل دو دوره سخت افزاري و نرم افزاري براي انسان قابل ترسيم است: 40 سال اول دوره سخت افزاري و بدنسازي است و 40 سال دوم دوره نرم افزاري و تجربه اندوزي است وبه همين دليل مي گويند كه پيامبر در سن چهل سالگي مبعوث شد زيرا در چهل سالگي عقل انسان كامل مي شود.  براي ابزار يا ماشين عمر متوسط يا عمر مفيدي در نظر گرفته مي شود كه بعد از اين مدت آن ماشين يا ابزار اسقاطي محسوب شده واز دور خارج مي شود در مورد انسان هم برخي ها اينگونه فكر مي كنند . خواجه شيراز مي گويد :

چون پیر شدی حافظ ازمیکده بیرون شو

رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی !

اما در جاهاي ديگر از گفته خود پشيمان شده و پير و مراد را يكي مي كند

پير ميخانه سحر جام جهان بينم داد وندر آن آئيينه  از حسن توكرد  آگاهم

بنابراين در قسمت اول زندگي انسان يعني دوران سخت افزاري  از ماشين برتر است يعني داراي بهره وري بالاست كه داراي شتاب مي باشد در حاليكه شتاب در ماشين ها خط مستقيم است درانسان بطور غير خطي ظاهر مي شود . عمر متوسط يا عمر مفيد هم متفاوت است در ماشين با ازدياد ساعات كار استهلاك آن بيشتر شده و بسرعت از كار مي افتد ولي در انسان فعاليت هاي بيشتر باعث پيدايش استعدادهاي جديد مي شود مثلا بدن بروس لي با بدن يك انسان معمولي در ابتدا تفاوتي نداشت ولي با تمرين هاي مداوم باعث شد كه ضربات سنگين آهن و چوب و يا سنگ را تحمل كند. اين كار در ورزشهاي رزمي بسيار روشن است.

بهرحال تعطيلي نيز اين تفاوت را دارد يعني ممكن است تعطيلي براي دستگاه عمر مفيد آن را زياد كند ولي براي بدن انسان باعث رخوت و سستي بيشتر شود . اما اين دو مورد در امور اداري صادق نيست يعني تعطيلي دستگاه هاي اداري ميتواند بر كارائي اثر هاي متفاوت داشته باشد لذا در برخي كشورها كار مفيد را كم كرده اند و در برخي كشورها زياد . مثلا در ژاپن يك ژاپني بايد به سرعت كار كند و زياد كار كند اما در قانون كار اروپا ساعت كار به 40 ساعت در هفته كاهش يافته و روزهاي 5 شنبه و جمعه تعطيل محسوب مي شود زياد بودن تعطيلات باعث شده تا به عنوان ويك اند  ( week end)   از آن ياد كنند. ومردم معمولا با گرفتن مرخصي در روز چهارشنبه يا كاهش ساعات آن روز مسافرت يا تعطيلات آخرت هفته خود را شروع مي كنند. و لذا كار شناسان معتقدند كه اين تعطيلات باعث افزايش كارائي آنان در ساعات اداري مي شود. و برعكس در آنسوي كشور آفتاب تابان هرنوع تعطيلي را قاتل كار ميدانند. در ايران ما هم هنوز به درجه متوسط يا مشخصي نرسيده اند برخي معتقدند مانند ژاپن بايد مثل ساعت كار كرد و برخي نيز مي گويند مانند اروپائي ها خوش گذران بود و به تعطيلات اهميت بيشتري داد. اكنو ن اين بحث داغ به آموزش و پرورش كشيده شده و دانش آموزان هم اصرار دارند روز هاي پنجشنبه را تعطيل كنند! و به نظر مي رسد كه حرف دانش آموزان پيش باشد و روزهاي پنجشنبه مانند همه ادارات آموزش و پرورش هم تعطيل شود دراين صورت بهترين راه حذف برخي دروس غيرلازم از جمله زبان انگليسي است! زيرا زبان انگليسي ميتواند كاملا به بخش خصوصي واگذار شود و دانش آموزان 5 شنبه هاي تعطيل خود را دراين كلاس ها بگذرانند! هم سياحت است هم تعليمات. اكنون بخش خصوصي در آمزش زبان هاي بيگانه هم درامد ساز هستند و هم معلم خوب و نبايد اين فرصت را از آنان گرفت و دولت نيز دراين زمينه با حذف اين رديف از بودجه ميتواند كسري بودجه آموزش و پرورش را جبران كند. 

منبع

http://www.mahini.blogfa.com/9002.aspx




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 10:40 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نظام مد وارزش ها

در مقال پیشین یکی از تیتر های مربوط به سباست زنانرا فروپاشی مدلول استعلایی در قالب مجاز ها و تقابل دال و مدلدلی در عرصه اجتماع پنداشتیم به گونه ای مدلول استعلایی را در نظام ارزش ها نوعی کد کذاری مبتنی بر مفاهیم پیشین خواندیم

و ذکر کردیم نظام ارزش ها با توجه به سرعتی که ساز و کار اجتماعی دارد نمی تواند به مثابه یک مدلول استعلایی یا مفهومی پیشین در نظر اورده شود مسئله اینجاست که مثلا تحقیقات علمی یا تجربه ای که مرتبا رسانه ها برای مردم به وجود می اورند وسرعت خوانش محیط پیرامون بر سبک زندگی تاثیر می گذارد

نشانه شناسی پوشاک زنانه

همانطور قبلا ویژگی های اقتصاد بدن زن را در قبال نظام های قدرت توضیح دادیم ویژگی دیکر زنان وجود حس بازی گرانه در انها است این مسئله امروزه بیشتر جایگزین اقتصاد مفعولانه زنان شده است باید توجه داشت که ما این مسائل را در باب زنان عادی اجتماع می گوییم و باید از موارد خاص فعلا صرف نظر کرد حس بازیکرانه زنانه نشانه هایی دارد که از بدو تاریخ قابل مشاهده است زنها اتش را کشف کردند وپخت وپز بازی برای انها بوده و همانطور زنان کشت گیا هان را کشف کردند انگار این کشفیات مهم حین بازی با اشیاء مختلف صورت می گرفته است ارایش صورت جیزی شبیه به گریم در نمایش ها است اساسا زنها از گذشته دوست داشته اند که صورت خود را دگرگون سازند وهمچنین جلو گری در برابر مردان صرفا خا صیتی سکسی نداشته انگار می خواسته اند بدین وسیله نقشی از خود و ذات درونی خودرابروز بدهند نظام پوشاک از مهمترین مسائل مورد علاقه زنان بوده است انها با نشانه هایی که در پوشاک خود بکار می بردند از گذشته حس تغییر و دگرگونی خود را ارضا می کردند پس اصل نشانه شناسی پوشاک زنانه مربوط به حس بازیگرانه انها است

با دگرگونی اقتصاد بدن زنانه زنان اولا استقلال اجتماعی در برابر مردان کسب کردند و مرحله به مرحله با نفی اقتصاد مفعولانه به گونه خود کار زنان در جوامع پشرفته که جامعه ما از این نظر پیشرفته محسوب می شود در برابر بدن خود احساس امنیت کردند چرا که نظام اجتماعی این مسئله را به افراد دیکته می کرد و از جهتی اگر موردی خاص به وجود می امد نهاد های اجتماعی در برابر ان ایستادگی می کردند یکی از مسائلی ادمهای مذهب در ارتباط با زنان نمی خواهند یا نمی توانند درک کنند خود کارشدگی اقتصاد بدن زندر عر صه اجتماع امروز است دیگر مثل گذشته نیست که دیدن یک زن با بلوز وشلوار مردی را نمی دانم چه کار کند اساسا با وجود این همه تصویر از زنان که جوانان ایرانی می بینند یک دختر با روسری خوشرنگ که کمی بالا رفته چه تاثیری می تواند داشته باشد این مربوط به ته نشین شدن احساسات جنسی ادمهای مذهبی در اعماق ذهنشان است که هنوز هم اقتصاد بدن زن را سکسوالیته میبینند و زنان را همواره به عنوان امری سکسی در نظر می اورند این مسئله کا ملا قابل بررسی علمی است م همین است جمهوری اسلامی در جامعه بدن زن را به یک حاد واقعیت بدل ساخته و ان را به تمام سطوح اجتماعی تسری داده است و این مسئله یکی از بحرانهای عظیم جامعه ما در قبال زنان است

حاد واقعیت

همه ما وضعیت پوشش زنانه را در کشورهای مختلف دیده ایم حضور فیزیکی چندان مهم نیست مثلا معیار را بگذارید شهر دبی ایا زنان امریکایی برای زنان رو بند دارمشکلی ایجاد می کنند جمهوری اسلامی بدن زن را تبدیل به یک حاد واقعیت کرده است که جوانان به لحاظ روانی بسیار ضربه می بینند حتی بسیاری از ازدواج هایی  که منجر به طلاق می شود در اثر ابن حاد واقعیت بدن زنانه است همانطور که قبلا ذ کر کردم نشانه شناسی شهر تهران تجربه عمیق در من به وجود اورد که من تبدیل به تهران شدم یعنی اینقدر مطالعه کردم که خود شهر شده بودم بخشی از تجربیات من بدلیل اینکه در شهر روزها ولو بودم و در پارک ها شب را به صبح می گذراندم مربوط به دختران فرای بود شما شاید زیاد با انان برخورد کرده اید اما من با شب اول فرار انها اشنا هستم انها عموما از پوشش اجباری شکایت داشتند بیشتر انها در خا نواده مجبور به پوشیدن چادر بودند وقتی گفته می شود دختران فراری همه در نظرشان دختران درب دا غانی نقش می بندد اما من با دانشجوی دانشگاه ازاد هم اشنا شدم که از اصفهان امده بود دختران فراری اتفاقا در بادی امر بسیار پوشیده هستند وارایش هم ندارند به هر حال این حاد واقعیت بدن زن نه تنها بر روی پسران تاثیر سو دارد بلکه موجب می شود که دختران نوجوان فکر کنند به وسیله بدن خود می توانند به قصر ارزو های خود دست یابند خاطره ای یاد دارم که مربوط به نخبگان زن ومرد جامعه ما می شود در جشنواره تیاتر فجر تیاتری از انگلیس امده بود که در صحنه ای عاشقانه زن و مرد دست همدیگر را گرفتند بعد از تیاتر که با دوستان در مورد تیاتر بحث می کردم تعداد زیادی از دوستان می گفتند وای دیدی چطور دست هم گرفتند این در حالی بود که همه ی بچه ها یا دوست دختر داشتند یا ازدواج کرده بودند بله همین مسئله حاد واقعیت وضعیت دوگانه ای  است از انچه بدن زن برای هر دو جنس به وجود می اورد و همین امر در موارد بسیاری موجب جدایی و افسردگی زوج ها می شود

نظام مد

امروزه رسانه ها از وضعیت پوشش کشورهای دیگر به دختر ها اطلاع می دهند و مهم تر انکه همان طور که در بخش اول مقال گفتیم سرعت تغییر نشانه ها در حهان امروز بسیار مهم است و همچنین از مصرف کا لا های زیبا شنا سانه مانند سینما و کلپ ویدو همچنین طرح های گرافیکی سخن گفتیم و مسئله چنان با سرعت در تغییر است که ذائقه ی مصرف کنند گان دیگر قابل پیش بینی نیست این مسئله بحث مهمی در خوانش مد است اگر در گذشته مثلا فلان طرح لباس مد می شد الا ن سرعت دگرگونی چنان زیاد است که خود نظام مد از ساختار خاصی پیروی نمی کندو همچنین تکثر در ان بسیار شدید است و از طرفی گاهی همسویی مثلا در یک ماه همه شلوار جین پاره می پوشند

از سویی زنان بالاخره با دیدن نشانه هایی از پوشاک در رسانه ها دوست دارند برای خود مد سازی کنند که این مسئله خیلی رواج دارد کلاپ شبانه ای که وجود ندارد که مد و ارایش خود را نمایش دهند همانطور گفتم این نمایش گری در ذات خود امری سکسوال برای زنان نیست مگر موقعیت خاصی شک ل بگیرد وگر نه زنان همه که بیمار جنسی یا روانی نیستند محیط های دیگری هم که برای انها وجود ندارد یک کافی شاپ بود که ان را تعطیل کردند پس چه می ماند در.جامعه ئ غرب در جا های مختلف لباس های مختلف می پوشند فردی می گفت اگر کارمندی با کت دامنش جوراب نپوشد از او ایراد می گیرند به هر حال جوان امروز نمی تواند دور خود دیوار بکشد هر که برای دخترانی که در حیابان به وسیله همین مانتو شلوار مد سازی می کند ایراد بکیرد بداند از اجتماع هیچ نمی داند در مورد اعتیاد بسیار افراد در درک مسئله نا توان هستند هر کسی در اجتماع که نباید معتاد شود انگونه در جامعه ما است اعتیاد برای گروه خاصی در احتماع پذیرفتنی است اما خیلی از موارد مربوط به بحرانهای اجتماعی که از سیاست نشات می گیرد می شود همین مسئله دختران به این سادگی نیست این مسائل در پستوی ذهن انان لانه می کند و از حایی دیگر سر باز می کند همه جوانان ایرانی دچار افسردگی هستند ماشین میل زای انسان که ان را اقتصاد لیبیدو.یی می گویم شدیدا در رفتار های انهادر زندگی ما ثر است من فکر می کنم مشاوران سران مملکت یا چیزی حالیشان نیست یا به دروغ جامعه ما را با حوامع دیگر که انها هم مشکلاتی دارند مقایسه می کنند و دروغهای تحویل سران مملکت می دهند

به هر حال در این مقال سعی من بر این پایه بود که مو قعیت زنانه را به اشارت به خواننده عرضه کنم تا خوانندگان به وسیله این نشانه ها به خوانش دقیق مسائل بپردازند هدف نپمن این است به جوانانی که این همه بقحث در باب شعر می کنند بگویم بحث در باب خودتان مهم تر است تا دعوا بر سر شعر کی بهتر است و .......

مذهب ...قدرت ...زنان

چکیده بحث ما این است که جهان امروز از هر گونه کد گذاری گریزان است حتی اگر این کد گذاری به وسیله مد های جذاب صورت بگیرد جهان امروز قالبی شدن را بر نمی تابد با نظامهای قدرت در می افتد و هیچ ایدئولوژی در این راه موفق نشده است امروزه حتی جهان سرمایه داری بخواهد برای سبک زندگی انسان قالب تعیین کند ومصرف را اساس زندگی قرار دهد از این مسئله هم سر باز می زنند و پیشقراول جریانات نو هم زنان هستند چرا که سازو کار جهان هزاره سوم زنانه است ببینید مدونا خواننده ثروت مند وقتی از دنیای مصرفی کالیفرنیا خسته می شود به افریقا روی می اورد و لذت از پولش را کمک به فقرا می داند در این مورد تحقیق کنید این یک مورد بود نیکل کیدمن بیل گیتز و دیگرانی از این دست

سران جمهوری اسلامی اگر به خانواده خود دقت کنند متوجه می شوند امروز به شکل قالبی هیچ مفهومی را نمی توان به کسی دیکته کرد و مذهب و دید کپک زده انها به غیر از جامعه را به تباهی بکشد چیزی در بر ندارد ایا فرزندان انها به زور چیزی را می پذیرند در موارد دیگر همین مسئله وجود دارد به یاد بیاورید که احمدی نژاد در مصاخبه تلوزیوتی پیش از انتخابات نه یک بار بل چند با ر گفت ایا مسئله مم لکت ما موی دختران است همین مسئله نشان می دهد که این جریان هدفی جز ارعاب و ترساندن و ذلیل کردن جوانان ندارد وگرنه خود سران مملکت که از بیخ کوه نیا مدند تمام مسائل را می دانند و از همه چیز بیش از من وتو که به نان شب محتا جیم درک می کنند و خود بسیار امروزی و مدرن زندگی می کنند این حرفها برای یک سری ادم است که قدرتشان را حفظ کنند 52 میلیارد دلار در درامد نفتی ایران بی سابقه بوده است وبحران اقتصادی هم بی سابقه چه می کنند من نمیدانم ومردم چه می کشند من خوب می دانم.

منبع

http://ketabe3.persianblog.ir/post/15




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 10:36 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

به گزارش پیمانه به نقل از اکونیوز، "حیدر بحرانی" ‌در نخستین نشست شورای قضایی استان بوشهر افزود: تلاش دادگستری رسیدن به اهداف دستگاه قضاست و در سال جدید برای رسیدن به این هدف کار می‌کنیم.

وی با قدردانی از تلاش‌های پرسنل دادگستری استان در سال گذشته افزود: ضرورت دارد همه ما با ارائه یک برنامه مدون گام‌های مهم‌تری برای تحقق اهداف قوه قضاییه و رضایتمندی مردم در سال جدید برداریم تا خداوند باریتعالی و هم خلق خدا از ما خشنود شوند.

بحرانی همچنین تقویت روحیه معنوی، تقید و مسئولیت‌پذیری افراد زیر مجموعه را بسیار حیاتی دانست و تصریح کرد: چنانچه در مقام یک مدیر اینگونه عمل کنیم و خود نیز بر آن صحه گذاریم بازخورد مثبتی از جامعه دریافت می‌کنیم که به خودی خود موجب ایجاد انگیزه قوی کاری و رشد و تعالی می‌شود.

رئیس شورای قضایی استان بوشهر به مقوله نظارت مستمر مدیران بر امور اشاره کرد و بیان داشت: لازم است نسبت به موفقیت در برنامه‌های پیش‌بینی شده حساسیت به خرج داده و به‌طور محسوس و نامحسوس بر چگونگی اجرای صحیح آن کنترل داشته باشیم تا خللی در روند صعودی برنامه‌ها به پیش نیاید.

بحرانی همچنین با تاکید بر پیگیری سیاست‌های کلان قضایی در سال جاری به موضوعاتی چون پیشگیری از جرم و کاهش اطاله دادرسی اشاره کرد و گفت: همه دستگاه‌های اجرایی باید با پیروی از منویات مقام معظم رهبری در سال جهاد اقتصادی ضمن همکاری برای تامین امنیت اقتصادی به سوی تلاش برای پیشگیری و کاهش جرم در جامعه گام موثری بردارند که البته دستگاه قضا در استان نیز کماکان در این زمینه پیشرو بوده و نقش بسزایی ایفا می‌کند.

رئیس کل دادگستری استان بوشهر اضافه کرد: همانطور که در بحث اطاله دادرسی کمر همت بسته تا پرونده‌های قضایی موجود در شعبات مختلف در حداقل وقت ممکن منتج به نتیجه شود.
وی با اشاره به ضرورت برخورد قاطع با مفاسدین اقتصادی بیان داشت: ما دینی نسبت به مردم، میهن و انقلاب و اسلام داریم که باید بی‌چون و چرا ادا کنیم.

رئیس کل دادگستری استان بوشهر تصریح کرد: تعامل و همکاری خوب بین سازمان‌های تابعه قوه قضاییه با دادگستری استان در سال گذشته نتایج پرباری داشت.

بحرانی مدیران مرتبط با دستگاه قضا در استان بوشهر را به مساعی و همکاری و پشتیبانی قوی از یکدیگر در سال جاری فراخواند و گفت: آستین همت باید بالا زده شود و با اراده‌ای آهنین کار را آغاز کرده و با تدبیر و اندیشه به‌دنبال راهکارهای جدید، متناسب با شرایط و مقتضیات زمان حال برای حصول به اهداف عالیه نظام مقدس اسلامی، رهبری و دستگاه قضا باشیم.

رئیس دادگستری استان بوشهر با تاکید بر اینکه تمام تلاش‌ها باید برای رفع مشکلات مردم باشد، افزود: برای نیل به این امر باید با جدیت آسیب‌های احتمالی را شناسایی کرده و موانع موجود را شکافته تا این مهم حاصل شود.

وی در ادامه خواستار برخورد متناسب با ارزش‌های دینی واجتماعی با مردم شد و اظهار داشت: رفتار گاه نابه‌هنجار برخی با عموم مردم را نمی‌توان به بهانه مشکلات شخصی توجیح کرد و به هیچ وجه ممکن چنین آدابی پذیرفتنی نیست بلکه باید به شخصیت آحاد مردم احترام شایانی گذاشت تا مبادا حریمی شکسته شود و این وظیفه هر یک از ما مدیران ارشد سازمان‌های ذی‌ربط است تا با اعمال سیاست‌های فرهنگی و تشویقی و برخی اوقات تنبیهی در چارچوب قانون، چنیین کارکنانی را که در اقلیت هستند، موظف به پاسخگویی به مطالبات مردم کنیم.

منبع

http://www.peymane.ir/fa/pages/?cid=33869




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:36 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اصل «امامت» ناظر به مسأله حکومت و رهبری در جامعه است. در جهت اصل «توحید»، که حق حاکمیت را از آنِ خداوند متعال می داند، افرادی که از جانب او جلّ و علی مأذون به عهده داری امر حکومت هستند، مسؤولیت اجرای احکام ثابت الهی را از جانبی و تدبیر امور اجتماعی، از جمله سیاست گذاری ها و تنظیم امور اقتصادی در سطح کلان متناسب با شرایط و مقتضیات زمان و مکان را از جانبی دیگر، به عهده می گیرند.

از اهمّ وظایف دولت اسلامی، می توان اهتمام به برقراری عدالت را ذکر کرد. قرآن کریم به صراحت مأموریت یافتن پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ، بزرگ رهبر جامعه اسلامی، برای برقراری عدالت در بین مردم را در آیه 15 سوره مبارک «شوری» خاطرنشان ساخته است: «انّی اُمرتُ لاعدلَ بینکم»؛ من مأمورم در میان شما عدالت کنم (به عدل و داد رفتار کنم.)(10)

ترمیم کاستی ها و نارسایی های عملکرد بازار آزاد، ممانعت از اجحاف به عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان کالاها و خدمات، تأمین اجتماعی، اتخاذ تدبیر صحیح و کارامد برای گردش سالم پول در بخش حقیقی اقتصاد و وضع مقررات مالیاتی عادلانه، مصادیق شاخصی برای اجرای عدالت در قلمرو اقتصاد توسط دولت به شمار می آیند. معلوم است که اجرای عدالت، هم نیازمند وضع مقررات عادلانه متناسب با شرایط و مقتضیات است و هم نیازمند اجرای صحیح قوانین مزبور.

مردم نیز موظف به اطاعت از ولیّ امر مسلمانان می باشند: «اطیعوا اللّهَ و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» (نساء: 59)؛ اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر را. همچنین حرکت در جهت سیاست ها و برنامه های دولت اسلامی و بذل مساعدت و همکاری های لازم، بخصوص پرداخت مالیات های مقرّر، از دیگر وظایف آنان محسوب می شود: «خذ مِن اموالهم صدقةً تطّهرُهم و تزکّیهم بها» (توبه: 103)؛(11) از اموال آن ها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر تا به وسیله آن، آن ها را پاک سازی و پرورش دهی.

منبع

http://www.zitova.com/showthread.php?2160




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:35 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

از دیدگاه قرآن کریم، فعالیت های اقتصادی و مبادرت به بهره گیری از مواهب طبیعی برای تأمین معاش، می تواند یک عمل عبادی و مظهری از عبودیت خداوند متعال باشد. در آیه 15 سوره «ملک» آمده است: «هو الّذی جعل لکم الارضَ ذلولاً فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و الیه النشور»؛ او کسی است که زمین را رام کرد، بر شانه های آن راه بروید و از روزی های خداوند بخورید و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست.

در این آیه مبارکه، پس از یاداوری نهایت رام بودن زمین و آمادگی کامل آن برای بهره دهی، ترغیب بلیغ به بهره گیری از آن شده است. به راستی، اگر تنها همین یک آیه برای ترغیب به پرداختن به طبیعت و استفاده از مواهب آن می بود، بر انگیزنده ای قوی برای تلاش های اقتصادی به شمار می آمد.

روشن است انسانی که براساس این آیه کریمه (و آیات دیگری که معنایی قریب(5) به آن دارند) اقدام به فعالیت های اقتصادی می کند، نه تنها خود را از زیّ عبودیت بیرون نمی بیند، بلکه خرسند است که با امتثال امر الهی در حوزه فعالیت های اقتصادی، شأنی از شؤون عبودیت را عینیت بخشیده است. البته همان گونه که خود قرآن کریم متذکر شده است، نباید پرداختن به امور معیشتی به گونه ای باشد که غفلت از یاد خداوند متعال را به همراه داشته باشد.(6) همچنین نباید از راه های باطل نیازهای معیشتی خود را تأمین کرد(7) و باید مراقب بود تا رذیله بخل را از خود دور ساخت،(8) و از پرداخت های مالی واجب و مستحب دریغ نورزید.(9)

این نظر که عملیات اقتصادی می تواند مظهری از عبودیت خداوند متعال باشد، موجب منزوی شدن افکار و افرادی است که ایمان به خدا و تقیّد به دیانت را مانع فعالیت های اقتصادی و تحقق رفاه اجتماعی می دانند. به راستی که قرآن کریم هدایتگر سُبُل سلام است و اگر مردم به طور جامع به رهنمودهای قرآنی عمل کنند، از برقراری اقتصاد سالم و تحقق رشد اقتصادی همراه با عدالت، کرامت و نورانیت برخوردار خواهند شد؛ چرا که آموزه های ملهم از قرآن کریم از یک سو، سبب پیدایش انگیزه مثبت برای تلاش های اقتصادی و از سوی دیگر، سبب مصونیت از آفات زیان باری خواهد بود که همواره در راه تحقق تولید و توزیع بهینه پیش روی جوامع هستند.

منبع

http://www.zitova.com/showthread.php?2160




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:34 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

از دیدگاه قرآن کریم، تمامی کاینات از جمله انسان، منابع، و ابزارهای تولید مخلوق خداوند علیم و حکیم هستند. همچنین هرگونه فعالیتی از جمله فعالیت های تولیدی و فرایند شکل گیری آن نیز مخلوق خداوند می باشد و مستقل از اراده او جلّ و علی نمی تواند تحقق یابد. قرآن کریم اصرار دارد به انسان بیاموزد و به این نکته توجه دهد که از عوامل زمینه ساز گرفته تا عوامل مباشر در تولید، همه مخلوق اویند:

«هو الّذی یُرسلُ الریاحَ بُشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلّت سحابا ثقالاً سُقناه لبلدٍ میّتٍ فانزلنا به الماءَ فاخرجنا بهِ مِن کلِّ الثمرات» (اعراف: 57)؛ او کسی است که بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش می فرستد تا ابرهای سنگین بار را (بر دوش) کشند؛ (سپس) ما آن ها را به سوی زمین های مرده می فرستیم و به وسیله آن ها، آب (حیاتبخش) نازل می کنیم و با آن، از هرگونه میوه ای (از خاک تیره) بیرون می آوریم.

«و جَعلنا آیة النهارِ مبصرةً لتبتغوا فضلاً من ربّکم» (اسراء:12)؛ و نشانه روز را روشنی بخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگی برخیزید.)

«ربُّکم الّذی یُزجی لکم الفلکَ فی البحرِ لتبتغوا من فضله» (اسراء: 66)؛ پروردگارتان کسی است که کشتی را در دریا برای شما به حرکت درمی آورد تا از نعمت او بهره مند شوید.

«سَخرَّ لکم ما فی السموات و الارض جمیعا منه» (جاثیه: 13)؛ او آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است، همه را از سوی خود مسخّر شما ساخته.
«هو الّذی جَعلَ لکم الارضَ ذلولاً فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و الیه النشور» (ملک: 15)؛ او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه های آن راه بروید و از روزی های خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست.

«اَفرأیتم ما تحرثونَ، ءاَنتم تَزرعونه ام نحن الزّارعون، لو نشاءُ لجعلناه حطاما فظلتم تفکّهون» (واقعه: 6365)؛ آیا هیچ درباره آنچه کشت می کنید، اندیشیده اید؟ آیا شما آن را می رویانید یا ما می رویانیم؟ هرگاه بخواهیم آن را مبدّل به کاه درهم کوبیده می کنیم که تعجب کنید.

«واللّهُ خلقَکَم و ما تعملون» (صافات: 96)؛ و خداوند، هم شما را آفرید و هم آنچه را می سازید.

هرچند انسان با اراده خود کار می کند، ولی اراده خداوند نیز به آن تعلّق گرفته است؛ او نمی تواند مستقل و بی نیاز از خداوند متعال منشأ اثر باشد و بنابراین، فعالیت های او مستند به خداوند متعال هستند.

«توحید» نه تنها در «تولید» تجلّی می کند، که قرآن کریم در «توزیع» نیز می گوید: «لهُ مقالیدُ السموات و الارضِ یبسط الرزق لِمَن یشاءُ و یقدُر، انّه بکلِّ شی ءٍ علیمٌ» (شوری: 12)؛ کلیدهای آسمان ها و زمین از آن اوست. روزی را برای هر که بخواهد گسترش می دهد یا محدود می سازد. او به همه چیز داناست.

بر این اساس، تسهیم محصول ملّی بین افراد جامعه نیز نمی تواند مستقل از خواست الهی تحقق پذیرد.

موحّدان در عرصه فعالیت های اقتصادی همواره دستی غیبی احساس می کنند که هدایتگر فعالیت ها و رخدادهای اقتصادی است؛ همانند آنچه آدام اسمیت تحت عنوان «دست نامرئی» مطرح می کرد، اما تفاوت بین این دو بسیار است. بر اساس بینش توحیدی، مردم در سخت ترین شرایط اقتصادی، دچار یأس نمی شوند و در بهترین شرایط اقتصادی، از یاد خدا و اطاعت و عبودیت او غافل نمی گردند؛ زیرا مؤثر حقیقی را خداوند متعال می دانند. در زمان رکود یا بحران، چشم امید به رحمت واسعه او و گشایش در امور دارند و در هنگام رونق، احساس بی نیازی نکرده، طغیان نمی کنند؛ چرا که اگر او نخواهد، فراوانی محصول دوام نخواهد یافت.





[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:33 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
چکیده
یکی از اهداف ارزشمند انقلاب اسلامی ایران تدوین مبانی علوم انسانی از جمله اقتصاد از دیدگاه وحی و اهل بیت وحی علیهم السلام است که به منظور تدبیر بهینه امور اجتماعی اقتصادی صورت می گیرد.
مقاله حاضر، که در آن «مبانی اقتصاد از دیدگاه قرآن کریم» مورد بررسی قرار گرفته، گامی هرچند ابتدایی اما بدیع و راهگشا در این خصوص است. در این بررسی، خاطرنشان شده که از منظر قرآن کریم، اقتصاد سالم و رشدیابنده مبتنی بر اصول ذیل است: شناخت و تدبیر امور اقتصادی از راه تفقّه، تعقل، اعتقاد به توحید (تجلّی توحید در اقتصاد)، اعتقاد به معاد، اعتقاد به مظهری از عبودیت بودن عملیات اقتصادی، دخالت دولت در اقتصاد، عدالت در عملیات اقتصادی و تزکیه.

مقدّمه

مطالعه زندگی بشر در ادوار گوناگون تاریخ، گویای این حقیقت است که یافتن شیوه های مناسب برای بقای بهتر و بیش تر (سعادت)، از مهم ترین دغدغه های خاطر تمامی انسان هاست و همواره برای نیل به این هدف، تلاش های فراوانی صورت گرفته و رنج های طاقت فرسایی تحمل شده است.

گستردگی، ظرافت و در هم تنیدگی شؤون گوناگون وجودی انسان از یک سو، و پیوندهای او با دیگر کاینات از سوی دیگر، آن چنان پیچیده و اعجاب انگیز است که تمامی جست وجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همه جانبه و دقیق انسان واداشته، و طنین فریاد «انسان موجود ناشناخته» را در زمین و زمان پراکنده است. در این میان، انبوه عظیمی از نظریات از سوی صاحب نظران در زمینه های گوناگون علوم انسانی، از جمله اقتصاد (که در آن ارائه راه های دست یابی به تولید، توزیع و مصرف بهینه کالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است.

در کنار دنیای بزرگ و در خور مطالعه وجود انسانی، عالَم با عظمت، ژرف و قابل ملاحظه قرآن کریم، اعجاب هر اندیشمندی را سخت برمی انگیزاند؛ و به راستی که عالم قرآن کریم بسی گسترده تر و دارای افقی فراتر و اعماقی ژرف تر از گستره و عمق وجودی انسان و دیگر مظاهر طبیعی است.

اهمیت بررسی متفکرانه آیات قرآن کریم همراه با بهره گیری از حاصل تدبّرات اندیشمندان در آن، و به ویژه استفاده از افادات اهل بیت وحی علیهم السلام در این خصوص، بر نظریه پردازان اسلام شناس و بصیر در علوم انسانی پوشیده نیست. به همین دلیل، مباحث مبنایی اقتصاد از دیدگاه آیات قرآن کریم مورد بررسی قرار می گیرند.
شیوه شناخت و تدبیر امور اقتصادی

از آیات قرآن کریم مستفاد است که دست یابی به زندگی شایسته و سالم در گرو بهره گیری از معارف آسمانی و تفکّر و تعقّل است و باید خطوط کلی، اصول و شاهراه های هدایت را از وحی گرفت و در چارچوب آن ها و با کمک قوای ادراکی، اندوخته های تجربی را افزایش داد و از این طریق، ابهامات و مشکلات فراروی بشر در زندگی را برطرف کرد.

امور اقتصادی بخش مهمی از زندگی انسان را به خود اختصاص داده اند. جهت دهی و سامان بخشی اقتصاد از این قضیه مستثنی نیست.

بنابراین، برای یافتن اصول و خطوط کلی در مسائل اقتصادی نیز باید به آنچه خالق انسان و زندگی نازل کرده است، مراجعه نمود، حیات طیّبه ای را که او معرفی کرده، شناسایی و مسیرهای منتهی به آن را از طریق وحی کشف نمود و به وسیله تفقّه و تعقّل و راه کارهای لازم آن را به کار بست





[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:32 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جهاد اسلامي، داراي اهدافي بس مقدس و والاست که همين ويژگي موجب برتري اش از ديگر جنگ ها مي شود. برخي از اين هدف ها عبارتند از:

1- براندازي شرک و برداشتن موانع تحقق ارزش هاي بعثت

هدف از جهاد، کشتار نيست بلکه برداشتن موانع تحقق ارزش هاي وحي، است که شرک، بت پرستي، کفر و باطل گرايي از جلوه هاي بارز آن است.

«و قاتلوهم حتي لا تکون فتنه و يکون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا علي الظالمين» (12)

و با آنها پيکار کنيد؛ تا فتنه (و بت پرستي ، و سلب آزادي از مردم،) باقي نماند؛ و دين مخصوص خدا گردد.

بنابر گفته علامه طباطبايي، مراد از «فتنه» در آيه، شرک و بت پرستي است. مانند: مشرکان مکه. شرک به خداي سبحان، موجب هلاک انسانيت و ميراندن فطرت آدمي است. و جهاد براي آن است که با از ميان برداشتن شرک و بت پرستي، دين توحيد و يکتاپرستي را در جامعه گسترش دهد و بدين وسيله از حيات و فطرت الهي آدمي دفاع نمايد. (13)

اميرمؤمنان عليه السلام با اشاره به هدف پيامبر صلي الله عليه و آله در جنگ با مشرکان مي فرمايد:

«اما بعد ... فقاتل بمن اطاعه من عصاه، يسوقهم الي منجاتهم و يبادر بهم الساعه أن تنزل بهم...» (14)

اما بعد... (پيامبر) براي اسلام با ياري کساني که سر به فرمانش بودند، به پيکار با مخالفين خود برخاسته و آنان را به محل رستگاريشان سوق مي داد و براي رهاندن ايشان از جهالت و ناداني مبادرت مي فرمود.

و در بيان ديگر مي فرمايد:

«فجاهد في الله المدبرين عنه و العادلين به» (15)

پس (پيامبر (ص) ) در راه خدا با کساني که از خدا اعراض و دوري گزيده و مثل و مانند برايش قرار مي دادند، جهاد کرد.

اميرمؤمنان عليه السلام در نبرد صفين بارها جنگ را به تأخير انداخت تا شايد فريب خوردگان به راه نجات راه يابند و هدايت شوند و مي فرمود:

« من بيش از سرکوب آنان، هدايتشان را دوست مي دارم» (16)

هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله اميرمؤمنان عليه السلام را به جبهه ي يمن اعزام فرمود به وي سفارش کرد:

«و أيم الله لئن يهدي الله عزوجل علي يديک رجلا خير لک مما طلعت عليه الشمس و غربت و لک ولاؤه يا علي.» (17)

اي علي! به خدا سوگند! اگر خداوند به دست تو مردي را هدايت کند، برايت از هر آنچه خورشيد بر آن مي تابد و غروب مي کند و تو حاکم آن باشي، بهتر است.

2- مبارزه با تبهکاران و گمراهگران


براي مجازات تبهکاران و گمراه گران که در فساد خود و جامعه پاي مي فشرند، و ستمگراني که با پيروي از شيطان و هواي نفس، غرق در ظلم و ستيزه جويي با عدالت و تأويل حقايق و ترويج باطلند جهاد بسيار کارساز و ستم برانداز است.

اميرمؤمنان عليه السلام درباره ي خوارج که با تأويل حقايق در انديشه ي فتنه جويي بودند، مي فرمايد:

«نقاتل اخواننا في الاسلام علي ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج و الشبهه و التأويل.» (18)

با کساني که در اسلام با ما برادرند، به دليل لغزش و انحراف و کجي و اشتباه و تأويل حقايق، ناگزير از جنگ شده ايم.

3- پاسداري از نظام و ارزش هاي الهي

حفظ نظام اسلامي و ارزش هاي الهي يک تکليف است که در سايه جهاد تحقق مي پذيرد. اميرمؤمنان عليه السلام در مورد جهاد با کساني که نظام و ارزش هاي الهي را مورد هجوم قرار دادند مي فرمايد:

«الا و ان الشيطان قد ذمر حزبه، و استجلب جلبه، ليعود الجور الي اوطائه، و يرجع الباطل الي نصابه... و لعمري ما علي من قتال من خالف الحق و خابط الغي من ادهان و لا ايهان» (19)

به هوش باشيد که اينک شيطان حزب خويش را برانگيخته است و هوادارانش را فراهم خوانده است، تا ديگر بار جور را به پايگاههاي ديرينش باز گرداند و باطل را بر اريکه ي قدرت بنشاند، ... به جان خويشم سوگند، که در پيکار و سرکوبي آنها که با حق ستيز کنند و در ماندن در گمراهي همچنان پاي بفشارند، کم ترين نرمش و سازشي نخواهم داشت.

4- دفاع از مرزها

دفع تجاوز دشمن به مرزهاي کشور و دفاع از استقلال و تماميت ارضي جزء حقوق هر ملتي است. متجاوزي که با ناديده گرفتن قوانين و ارزش ها و حقوق ملت ها، به خود اجازه ي تجاوز به کشوري را داده، جز پاسخ دندان شکن او را بر سر عقل نمي آورد.

اميرمؤمنان عليه السلام به مردم عراق که مرزهايشان مورد تجاوز و تاخت و تاز شايان قرار گرفته بود فرمود: «و بادروا جهاد عدوکم» (20) و در جهاد با دشمن پيشدستي کنيد. و در مورد اين که متجاوز جز پاسخ دندان شکن نمي فهمد فرمود:

«ردوا الحجر من حيث جاء، فان الشر لا يدفعه الا الشر» (21)

پاره ي سنگ را به مبدأش باز گردانيد، که شر را تنها شر دفع مي کند.

اهداف نامشروع جنگ دنياطلبان


دنياطلبان و طاغوتيان، معمولا در جنگ هاي خويش هدف هايي را مي جويند که به هيچ روي در جهاد اسلامي جاي ندارند. مهمترين آن ها عبارتند از:

1- سلطه طلبي و کسب قدرت

نبردي که هدف از آن، تسلط يافتن بر ديگران و بهره کشي و بردگي مردم و فساد و تباهي باشد، مورد تنفر و نکوهش اسلام است:

«تلک الدار الآخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقين» (22)

[آري] اين، سراي آخرت را [تنها] براي کساني قرار مي دهيم که اراده ي برتري جويي در زمين و فساد ندارند؛ و عاقبت نيک براي پرهيزگاران است.

امام علي عليه السلام در اين باره خطاب به خداي بزرگ عرضه مي دارد:

«اللهم انک تعلم أنه لم يکن الذي کان منا منافسه في سلطان.» (23)

بار خدايا! خود آگاهي که آنچه ما [در جنگ ها و زد و خوردها] کرده ايم، براي ميل و رغبت به سلطنت نبوده است.

تاريخ گواه است که هرجا لشکريان اسلام با پيروزي قدم بر سرزميني گذاشتند، مردم را آزاد نهاده و ارزش هاي انساني - الهي را به آنان ارزاني کرده اند؛ برخلاف جنگ هايي که از سوي کفار و قدرتمندان در دنيا انجام مي گيرد که با اشغال کشوري، در آن جا حکومت نظامي اعلام مي شود، حاکم تعيين مي گردد، بساط ستمکاري پهن مي شود و مردم در بند و زنجير به اسارت مي روند.

2- کشورگشايي

در اسلام هيچ جنگي براي کشورگشايي انجام نگرفته است، گرچه ممکن است آن سرزمين براي تحقق اهداف الهي و انساني فتح شود؛ اهدافي مانند برداشتن موانع تبليغ و از ميان بردن ستمگران که آزادي را از مردم سلب کرده اند. مانند فتح مکه در زمان رسول خدا (ص)، بر عکس دنياطلبان که يکي از اهداف آنان در جنگ، کشورگشايي و ضميمه کردن کشور مغلوب به سرزمين خودشان مي باشد.

3- کسب منافع مادي

اسلام براي دست يابي به غنيمت و غارت اموال کشورها به جنگ نمي پردازد و سربازان را به شدت از اين کار باز مي دارد. جنگي که به قصد طمع مادي و کسب غنائم و منافع دنيوي صورت پذيرد، مردود است. قرآن مي فرمايد:

«يا أيها الذين آمنوا إذا ضربتم في سبيل الله فتبينوا و لا تقولوا لمن ألقي إليکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحياه الدنيا فعند الله مغانم کثيره کذلک کنتم من قبل فمن الله عليکم فتبينوا إن الله کان بما تعملون خبيرا» (24)

اي کساني که ايمان آورده ايد! هنگامي که در راه خدا گام مي نهيد [و به سفري براي جهاد مي رويد]، تحقيق کنيد و به دليل اين که سرمايه ي ناپايدار دنيا [غنيمت] را به دست آورديد، به کسي که اظهار صلح و اسلام مي کند نگوييد: «مسلمان نيستي!» زيرا غنيمت هاي فراواني [براي شما] نزد خداست. شما پيشتر چنين بوديد، و خداوند بر شما منت نهاد و هدايت شديد. پس، به شکرانه ي اين نعمت بزرگ تحقيق کنيد! خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است.

4- تحميل عقيده

هيچ گاه اسلام نخواسته است که عقيده اي را بر مردم مغلوب تحميل کند. مسلمانان، همواره پس از نبرد، مردمان را در عقايدشان آزاد گذاشته و هيچ گاه پيامبر صلي الله عليه و اله کسي را به اجبار وادار به گرويدن به اسلام نکرده است.

البته اسلام هيچ گاه شرک را به عنوان عقيده نمي پذيرد، بلکه آن را ستمي بزرگ مي شمارد (25) و با شدت با آن مبارزه مي کند. بلي اهل کتاب که داراي کتاب آسماني اند، آزاد هستند، يا اسلام بياورند و يا جزيه بپردازند.


منابع:
10- فروع کافي، ج 5، ص 8، ج 11.
11- بحار الانوار، ج 69، ص 392، ح 70.
12- بقره (2)، آيه ي 193.
13- ر.ک. الميزان، ج 2، ص 62 و 66.
14- فرهنگ آفتاب، عبدالمجيد معاديخواه، ج 4، ص 1914، خطبه 103.
15- همان، ص 1915، خطبه 132.
16- نهج البلاغه، ترجمه ي فيض الاسلام، ص 143، خطبه 54.
17- وسائل الشيعه، ج 11، ص 30.
18- نهج البلاغه، ترجمه ي فيض الاسلام، ص 143، خطبه 54.
19- فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1915 - 1916؛ نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه ي 22، ص 63.
20- فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1917.
21- نهج البلاغه، حکمت 306.
22- قصص (28)، آيه ي 83.
23- نهج البلاغه ترجمه ي فيض الاسلام، ص 406، خطبه ي 131.
24- نساء (4)، آيه ي 94.
25- ان الشرک لظلم عظيم (لقمان آيه ي 13).
منبع:کتاب نظام دفاعي اسلام



[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:32 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

رواياتي بسيار در عظمت و اهميت جهاد در راه خدا نقل شده است که به عنوان نمونه به چند روايت بسنده مي کنيم:

1- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند:

«الخير کله في السيف و تحت ظل السيف» (7)

همه ي خوبي ها در شمشير و زير سايه ي آن است.

2- ابوذر غفاري از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله پرسيد: «کدام يک از اعمال نزد خداوند دوست داشتني تر است؟»

آن حضرت فرمود: «ايمان به خدا و جهاد در راه او.»

پرسيدند: «کدامين جهاد از همه ي جهادها بهتر است؟»

فرمود: «جهاد کسي که اسبش پي شود و خونش در راه خدا بر زمين ريزد.»

3- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله گروهي مجاهد را به مأموريت اعزام فرمود. نيروهاي اسلام، سحرگاهان به سوي محل مأموريت حرکت کردند. يکي از صحابه، به نام ابن رواحه، ماند تا نماز صبح را با پيامبر صلي الله عليه و آله بخواند. پس از نماز، رسول خدا صلي الله عليه و آله او را ديد و فرمود: «مگر در سپاه نبودي؟!»

عرض کرد: «آري بودم، ولي دوست داشتم نماز جماعت را با شما بخوانم و سپس به سپاه ملحق شوم.»

پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود:

«و الذي نفس محمد بيده لو انفقت ما في الارض جميعا ما ادرکت فضل غدوتهم» (8)

به خدايي که جان محمد (ص) دست اوست سوگند، اگر آنچه را در زمين است انفاق کني، فضيلت حرکت بامدادي آنان را درک نخواهي کرد.

4- اميرمؤمنان عليه السلام درباره ي جهاد مي فرمايد:

«ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولياءه و هو لباس التقوي و درع الله الحصينه و جنته الوثيقه» (9)

جهاد دري است از درهاي بهشت که خداوند تنها به روي اولياء خاص خويش گشوده است و آن لباس تقوا و زره نفوذ ناپذير و سپر اطمينان بخش الهي بر پيکر مجاهدان است.

5- همچنين مي فرمايد:

«ان الله عزوجل فرض الجهاد و عظمه، و جعله نصره و ناصره، و الله ما صلحت دنيا و لا دين الا به» (10)

خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و ياري و ياورش قرار داده است. به خدا سوگند که دنيا و دين جز با جهاد اصلاح نمي شود.

6- امام باقر عليه السلام در حديثي گرانمايه خطاب به سليمان بن خالد مي فرمايد: «آيا مي خواهي از اصل، فرع و قله ي اسلام برايت بگويم؟» عرض مي کند: «آري، اي فرزند رسول خدا.» امام عليه السلام مي فرمايد:

«اما اصله فالصلوه، و فرعه فالزکاه، و ذروته و سنامه الجهاد (11)»

اصل و عمود [خيمه ي] اسلام، نماز و فرع آن زکات و قله و اوج عظمتش جهاد است.
منابع:

7- بحار الانوار، ج 100، ص 9؛ از امام باقر (ع) نيز نقل شده است؛ فروع کافي، ج 5، ص 8.
8- سنن ترمذي، ج 2، ص 20، دار الاتحاد العربي.
9- نهج البلاغه، خطبه 37.
10- فروع کافي، ج 5، ص 8، ج 11



[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:31 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

1)جايگاه جهاد در قرآن و روايات


جهاد نه تنها در اسلام بلکه در تمامي اديان الهي از جايگاهي والا برخوردار است. جهاد منحصر به دين اسلام نيست، بلکه جهاد و مبارزه با ستمگران و طاغوتيان و دنياپرستان در رأس برنامه ي همه ي پيامبران بوده است. (1) با نگاهي گذرا به قرآن و حديث مي توان دريافت که آيات و روايات بيشماري پيرامون جهاد آمده است. در کتاب هاي فقه و حديث، «باب الحرب و القتل» [فصل جنگ و کشتار] موجود نيست، بلکه عنوان بحث، «جهاد في سبيل الله» است. و اين نشان از تقدس جهاد دارد.
جهاد چکاد اسلام و کليد بهشت است و در سايه ي جهاد، يکتاپرستي، نماز، روزه و... جاودان مي ماند.

جهاد در منظر قرآن

در قرآن آياتي بسيار درباره ي عظمت و جايگاه رفيع جهاد در ميان عبادات به چشم مي خورد که به برخي ازآن ها اشاره مي کنيم:

جهاد برتر از خدمتگزاري به حجاج و کليدداري مسجدالحرام

روزي شيبه و عباس، از افتخارات خويش سخن مي گفتند. علي عليه السلام از کنار آنان گذشت و پرسيد: «به چه افتخار مي کنيد؟» عباس گفت: «فضيلتي دارم که احدي ندارد و آن آبرساني به حجاج خانه ي خداست». شيبه گفت: «من تعمير کننده ي مسجد الحرام [کليددار] هستم. علي عليه السلام فرمود: با اين که از شما حيا مي کنم. بايد بگويم با اين سن کم، افتخاري دارم که شما نداريد.» پرسيدند: «کدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشير جهاد کردم تا شما به خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله ايمان آوريد.» عباس خشمناک برخاست و دامن کشان به سراغ پيامبر (ص) رفت و گفت: «آيا مي بيني علي چگونه با من سخن مي گويد؟!»
پيامبر صلي الله عليه و آله علي را خواند و به او فرمود: «چه چيزي موجب شد با عمويت اين گونه برخورد کني؟!» علي عليه السلام گفت: «اي رسول خدا! من حقيقتي را باز گفتم. در برابر حق هر کس مي خواهد ناراحت شود و هر کس مي خواهد خشنود!»
آن گاه جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: (2)
«أجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و اليوم الآخر و جاهد في سبيل الله لا يستوون عند الله و الله لا يهدي القوم الظالمين» (3)
آيا سيراب کردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند [عمل] کسي مي دانيد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! [اين دو] نزد خدا مساوي نيستند!

جهاد؛ تجارتي بي نظير

در فضيلت جهاد همين بس که خداوند، خود، با مجاهدان وارد تجارت شده و جان و مالشان را مي خرد و در برابر، بهشت جاودان را با درجات بالا به آنان ارزاني مي دارد:
قرآن مي فرمايد:
«إن الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التوراه و الإنجيل و القرآن و من أوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به و ذلک هو الفوز العظيم (4)
خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را مي خرد که [در برابرش] بهشت براي آنان باشد. [به اين گونه که] در راه خدا پيکار مي کنند، مي کشند و کشته مي شوند. اين، وعده ي حقي است بر او که در تورات و انجيل و قرآن ذکر فرموده است و چه کسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدي که با خدا کرده ايد و اين است آن پيروزي بزرگ!

مجاهدان محبوبان خدايند

خداوند بزرگ در قرآن کريم، مجاهدان را محبوب خويش مي شمارد و مي فرمايد:
«إن الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کأنهم بنيان مرصوص» (5)
خداوند کساني را دوست مي دارد که در راه او پيکار مي کنند، گويي بنياني آهنين اند
خداوند چنان مجاهدان را دوست مي دارد که به نفس زدن اسب هايشان و جرقه هاي سم ستوران و غبار برخاسته از حرکت برق آساي آنان، سوگند ياد کرده است. (6)

پی نوشت:
1- فصل اول، سيره ي رهبران الهي، آل عمران (3) ، آيه ي 146.
2- تفسير نمونه، ج 7، ص 321.
3- توبه (9)، آيه ي 19.
4- توبه (9)، آيه ي 111.
5- صف (61)، آيه ي 4.
6- عاديات (100)، آيات 1-4.




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:31 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

تشکیلات مرکزی بهائیان در اسرائیل تلاش می کرد با خوب جلوه دادن بیش از پیش به اماکن متعلق به خود، علاوه بر بهائیان، افراد غیر بهائی را نیز به مراکز خویش بکشاند تا از این راه، زمینه‏ی جلب آنها به بهائیت را فراهم آورد.رسانه‏های صهیونیستی در فلسطین اشغالی و سایر نقاط جهان نیز با نمایش این بناها سعی می‏کردند جاذبه‏ی توریستی برای اسرائیل فراهم سازند. از جمله در نشریه‏ی رسمی محفل ملی بهائیان ایران آمده که یک کمپانی معروف فیلم سازی در امریکا فیلمی به نام «اسرائیل از دریا» ساخته که در آن مناظر مربوط به قبر باب و مرکز بهائیت را به نمایش گذارده است. این گزارش افزوده که این فیلم چندی قبل در تلویزیون امریکا در ایران - که پیش از انقلاب در کانال 8 فعال بود - نیز به نمایش درآمده است. [1] .

همچنین دفتر نمایندگی توریسم اسرائیل در امریکا (نیویورک) متن مفصل و تبلیغی در مورد بهائیت و اماکن آن در فلسطین اشغالی به زبان انگلیسی منتشر کرد. این مطلب، بیش و پیش از آنکه یک بروشور تبلیغی برای معرفی جاذبه‏های توریستی اسرائیل، و از جمله جاذبه‏های گردشگری بهائی باشد، به متن تبلیغی بهائی شبیه است. در قسمتی از آن آمده است: «دیانت بهائی، که مروج صلح و اخوت بین افراد جامعه‏ی بشری است، در سال 1844 با ظهور باب در ایران آغاز گردید و باب خود را مبشر [آمدن] نفسی اعز و اشرف از خود [حسینعلی بهاء] معرفی نمود.....» [2] .

حضور گسترده‏ی بهائیان سراسر جهان در اسرائیل نیز منبع درآمد خوبی برای رژیم صهیونیستی محسوب می‏شد. تشکیلات بهائیت نیز سعی می‏کرد بهائیان را برای سفر به اسرائیل و دیدار از اماکن متعلق به خود تشویق کند و این امر به اشکال مختلف انجام می‏شد. به عنوان مثال با ایجاد بهانه‏هایی،
همچون یکصدمینسال ورود بهاء به عکا، بهائیان را به اسرائیل فرامی‏خواند. همچنین پس از تشکیل یک کنفرانس بین المللی بهائی در نقطه‏ای از جهان، شرکت کنندگان در آن کنفرانس را به «ارض اقدس» می‏بردند و بعضی مواقع نیز، در قالب کاروان‏های نه نفره از هر کشور، وابستگان خویش را به اسرائیل می‏بردند و بالاخره آنان، که برای تبلیغ بهائیت در خارج از وطن خود، عزم مهاجرت می‏کردند، در آغاز سفر برای تشویق، در سفری چند روزه به اسرائیل می‏رفتند و چون معمولا افرادی که در بالا برشمردیم از گروه‏های مرفه و دارای تمکن مالی بودند، سفر آن‏ها به اسرائیل برای دولت این کشور نیز از نظر اقتصادی و توریستی سودمند بود. در این زمینه روزنامه‏ی «جروزالم پست» - که عملا به ارگان تبلیغی بهائیت تبدیل شده بود - در شماره‏ی 28 اوت 1968 خبر داده است که دستجات مختلف بهائیان از کنفرانس پالرموی ایتالیا به اسرائیل آمده‏اند و متذکر شده است که «این عده بزرگ‏ترین اجتماع زائرین بهائی را که تاکنون به اراضی مقدسه مسافرت نموده‏اند تشکیل می‏دهند.» [3] .
هر چه زمان می‏گذشت، تبلیغات بهائیان برای سفر به اسرائیل مؤثرتر واقع می‏گشت و سفر بهائیان به اراضی اشغالی رو به فزونی می‏گذاشت. تا آنجا که شوقی افندی در تلگراف مورخ 7 اکتبر 1953 به کنفرانس دهلی گفته است: «تعداد نفوسی که از دور و نزدیک برای زیارت مقام اعلی می‏آیند، روز به روز در تزاید است و چندین روز، عده آنان از هزار نفر تجاوز می‏نمود.» [4] اما اشتهای صهیونیست‏ها سیری ناپذیر بود و باید اماکن بهائی فعالیت بیشتری در جذب توریست انجام می‏دادند و همین‏طور هم شد. تا آنجا که شش سال بعد، یعنی در سال 1338، به گفته‏ی سران بهائیت: «در ظرف این یک سال، عدد زائرین و سیاحان» بازدید کننده از اماکن بهائی «به بیش از یکصد هزار بالغ گردیده است.» بدین ترتیب، بهائیت در عرصه‏ی جذب توریست و کمک به اقتصاد شکننده‏ی اسرائیل نیز فعالیت بسزا و در خور توجهی داشته است.


[1] اخبار امری، ش 4، تیر 1344، ص 244.
[2] سید محمد باقر نجفی، همان، صص 737 - 739؛ به نقل از: اخبار امری، سال 1333، ش 3 (تیرماه).
[3] اخبار امری، آبان - آذر 1347، ش 8 - 9، ص 592.
[4] پیام شوقی مندرج در آهنگ بدیع، سال 1332، ش 12 - 13، ص 241.

منبع

http://www.zitova.com/showthread.php?2688




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:29 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در نظام اسلامی و مجموعه اقدامات و تدابیر مربوط به آن که از اساس فکری و عقیدتی معینی نشأت می‌گیرد و متاثر از آموزه‌های دینی و ارزشی حاکم بر آن جامعه است، واژه اقتصاد، که در فرهنگ غربی با عنوان اکونومی (ECONOMY، تدبیر امور خانه) به کار می‌رود، به معنای اعتدال و میانه‌روی است.

 

 

اقتصاد همواره برای جوامع بشری از اهمیت بالایی برخوردار بوده است چه آنکه استقلال یک جامعه در مقابل جوامع دیگر و ثبات سیاسی آن بستگی به حل مشکلات و رفع کمبودهای اقتصادی آن جامعه دارد. بدون تردید، اقتصاد بیمار زمینه را برای نابودی ارزش‌های اخلاقی و حاکمیت فساد و فحشا و جرم و جنایت بیشتر مهیا می‌کند و اصولا پیمودن مسیر تکامل و رسیدن به کمال مطلوب برای یک جامعه بدون فراهم بودن امکانات اقتصادی و رفع نیازهای مادی غیرممکن به نظر می‌رسد. از این‌رو است که اقتصاد از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است بدین معنا که یک تصمیم‌گیری بجا و بموقع درباره امور اقتصادی می‌تواند جامعه‌ای را به عظمت و ترقی مادی بکشاند و در مقابل، یک تصمیم نسنجیده و حساب نشده موجب شکست اقتصادی یک جامعه شود، لذا بسیاری از وابستگی‌های یک جامعه در اثر فقدان کارآیی اقتصادی آن جامعه است و بسیاری از عقب‌ماندگی‌های فرهنگی، سیاسی و نظامی در اثر عقب‌ماندگی اقتصادی‌است یعنی امکانات لازم اقتصادی برای پیشرفت در این زمینه‌ها قبلا فراهم نشده و بدین جهت این نوع عقب‌ماندگی‌ها پدید آمده یا تشدید شده است و این ویژگی‌ها از میان مسائل اجتماعی به اقتصاد اهمیت خاصی می‌بخشد. گفتنی است در کتب مربوط به علم اقتصاد آورده‌‌اند که اقتصاد بر وزن اعتدال و از ریشه "قصد " به معنی دونیمه کردن نیشکر است، برای آنکه مواد داخل نیشکر را از آن خارج کنند باید آن را بشکنند یعنی بهترین روشی که با صرف حداقل وقت و انرژی بیشترین نتیجه را عاید می‌کند. اما در نظام اسلامی و مجموعه اقدامات و تدابیر مربوط به آن که از اساس فکری و عقیدتی معینی نشأت می‌گیرد و متاثر از آموزه‌های دینی و ارزشی حاکم بر آن جامعه است، واژه اقتصاد که در فرهنگ غربی با عنوان اکونومی (ECONOMY، تدبیر امور خانه) به کار می‌رود، برگرفته از معارف اسلام است که به معنای اعتدال و میانه‌روی است و بنیاد فکری آن بر پایه قیام به اداره ثروت‌خواه به واسطه فرد، خانواده یا دولت است. در این نظام، اقتصاد در اصل به معنای اعتدال بوده و در همه امور چه مالی و غیرمالی و حتی در عبادات به کار رفته و به جای آن در صدر اسلام از

 

2 مفهوم "تدبیر و تقدیر در زندگی " استفاده می‌کرده‌اند، لذا از آنجا که دین اسلام، دین اعتدال و عدالت است کلمه اقتصاد با معنی اعتدال گره خورده تا مفهوم مناسبی برای تدبیر امور مالی در اسلام باشد. لازم است عنوان شود که به زعم کارشناسان امر، اقتصاد به اعتبار هدف عبارت از علم برآوردن نیازمندی‌ها و به طور کلی و گسترده به مفهوم شناخت قوانین مربوط به تولید، توزیع و مصرف ثروت است. از این رو اقتصاد اسلامی را می‌توان چنین تعریف کرد: قوانینی است بر اساس جهان‌بینی الهی و اخلاق اسلامی که عمل به آن تولید را افزایش، توزیع را عادلانه، مصرف را معتدل و زندگی مرفه را همراه با آزادی از آن همگان کرده و انسان را آماده حرکت به سوی کمال می‌کند. رهبر حکیم انقلاب اسلامی با نگاهی جامع و ژرف‌اندیشانه به مساله تحقق پیشرفت و عدالت در دهه فرارو، امسال را به عنوان سال جهاد اقتصادی مزین فرمودند تا در این جهاد بزرگ، دولت و ملت با جدیت برای تحقق عدالت و پیشرفت کشور کوشش کنند. هم ملت در همه وجوه زندگی، جهاد اقتصادی را نصب‌العین خود کرده و هم مسؤولان و متولیان اجرایی و قانونگذار کشور زمینه را برای حضور مردم در وجوه مختلف جهاد اقتصادی تمهید کنند تا رشد، ترقی و تعالی اقتصادی برای آحاد مردم میسر باشد چه آنکه مهم‌ترین خواست مقام معظم رهبری، احیای تفکر "اقتصاد اسلامی " است. لازم است عنوان شود که در جهاد اقتصادی نه دولت‌سالاری شرط است و نه ملت‌سالاری و آنچه مهم است خداسالاری و توجه به باید‌ها و نبایدهای دینی و الهی است. در آمریکا و کشورهای سرمایه‌داری که مشروب‌فروشی و کار اقتصادی غیرمشروع، ‌قانونی است!

میلیون‌ها جوجه را زنده- زنده می‌سوزانند تا قیمت آن کاهش نیابد یا مثلا میلیون‌ها تن برنج را از بین می‌برند تا قیمت آن ثابت بماند اما اقتصاد اسلام مشروط است یعنی درآمد از هر راهی مجاز نیست و باید از مجرای درست و صحیح باشد. در اقتصاد اسلامی یکی از مصادیق جهاد اقتصادی، توجه به کالای ایرانی است. رهبر معظم انقلاب در یکی از دیدارهای اخیرشان بر مصرف کالاهای ایرانی تاکید بسیاری کردند و عنوان فرمودند نجات اقتصاد کشور و جلوگیری از سیطره فرهنگی دشمن با تولید کالای ایرانی امکانپذیر است که با همتی جهادگونه باید مسؤولان و مردم به آن اهتمام داشته باشند. حتی حوزه کشاورزی هم که یکی از حوزه‌های اصلی و مبنایی در اقتصاد اسلامی است بارها و بارها در روایات و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "الزراعه الکیمیا الاکبر، زراعت گنج بزرگ است. " و این در حالی است که زمین‌های کشاورزی ایران به اندازه کل زمین‌های کشاورزی اروپاست! مطمئنا علاوه بر توجه به بخش‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی (تعاون، بنگاه‌های اقتصادی، کشاورزی، صنعت و...) در ابعاد مختلف زندگی فردی هم می‌توان به جهاد اقتصادی اندیشید و برنامه‌ریزی کرد. در بیانی از حضرت امام‌باقر(ع) روایت شده که فرمود رسیدن به درجات رفیع کمال انسانی در سایه 3 چیز میسر است:

1- التفقه فی‌الدین (فهم دین و شناخت آن) 2 - الصبر علی النائبه (داشتن عزمی بلند و همتی استوار در مقابل حوادث بزرگ و مصیبت‌ها و مشکلاتی که بر سر راه انسان قرار می‌گیرند.) 3 - تقدیر المعیشه (سنجش و اندازه نگه داشتن در امور مربوط به معیشت و حیات اقتصادی).

 

بنابراین فرموده امام باقر(ع) یکی از ارکان زمینه‌ساز حرکت تکاملی، تقدیر در معیشت است؛ امام در بیانی دیگر فرمود: "من علامات المومن... حسن التقدیر فی المعیشه "، تدبیر خوب زندگانی و تمشیت امور اقتصادی از علائم مومن است. ناگفته نماند، اقتصاد اسلامی تاکید می‌کند تلاش و کوشش باید در جهت روان‌سازی بازار کل جامعه اسلامی باشد و نگاه فردگرایی و خودمحوری باید تبدیل به تشریک مساعی و نگاه جامعه‌محوری و جمع‌گرایی باشد.

 

نویسنده : عمادالدین رضایی‌همدانی

منبع : روزنامه وطن امروز 24/02/1390




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:26 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 21 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541489 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید