نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

در برخورد با عنوان فوق ، نخستین پرسشی که در ذهن جوانه می زنداین است که چه رابطه ای می تواند بین دو حوزه معرفتی فوق وجود داشته باشد و چگونه فقه واقتصاد، بهم ربط می یابند؟

 

برای یافتن پاسخ این سوال ، می باید به ماهیت هر یک از دو معرفت یاد شده وقوف داشت سپس نقطه تماس و تلاقی این دو حوزه معرفی را مورد مداقه قرار داد. فقه ، دراین مبحث به مجموعه حقوقی ای اطلاق می گردد که وظیفه[ ارائه طریق] در تمامی حوزه های عمل اعم از حوزه های فردی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ،اقتصادی را بر عهده دارد و یا قدمت تاریخی خویش ، گسترده ای بس عظیم را در بر می گیرد. بالمال مسائل مربوط به ثروت ، زمین ، طبیعت ، تولید، مبادله ، توزیع کالا و دیگر روابط اقتصادی نیز، زیر چتر فراخ فقه قرار می گیرد .

 

 

اگر مفهوم اقتصاد در عنوان مقاله را نیز، در نظر بگیرم و توجه داشته باشیم که اقتصاد دراین مبحث ، به رفتار و رابطه انسان با اشیاء مادی مورداحتیاج او واسلوب حاکم بر تولید و توزیع ثروت اطلاق می گردد، می توانیم به چگونگی ارتباط فقه واقتصاد وقوف یابیم .

 

 

بدین سان در می یابیم که اگر سخن از فقه برانیم و[ پی ریزی اقتصاد سالم] بر مبنای فقه را مورد بحث قرار دهیم از دو مقوله متباین سخن نرانده ایم . فقه ، با توجه با ماهیت اش ، نمی تواند در باب پی ریزی اقتصاد سالم ، ساکت و بی طرف باقی بماند و سخنی برای گفتن نداشته باشد.

 

 

رابطه علم اقتصاد و فقه :

 

 

آنچه که گفتیم در چگونگی ارتباط فقه واقتصاد بود.اقتصاد، نه به مثابه یک علم ، بل به مثابه یک مساله انسانی قابل پردازش و مطالعه . مقوله دیگری که دراین باب مطرح است ، مقوله ارتباط[ علم اقتصاد] با[ مکتب اقتصادی] یاارتباط[ ایدئولوژی] و[ علم اقتصادی] است . می دانیم که در گذشته های دور دانشی کلاسیک بنام[ علم اقتصاد] وجود نداشته است . مسائل مربوط به اقتصاد.

 

 

از نیمه قرون هیجدهم میلادی ... بصورت علمی در آمد که امروز... به یکی از مراحل بسیار شکوفای خود رسیده است.

 

سخن ازارتباط [فقه و علم اقتصاد] در واقع بحث از رابطه[ ایدژولوژئی و علم اقتصاد] نیز هست چرا که فقه ، گر چه به مفهوم ایدئولوژی کامل نیست ، ولی بلحاظ آن که به سیستم حقوقی یک مکتب اطلاق می گردد، بحث از رابطه آن با علم اقتصاد، همان بحث از رابطه[ مکتب و علم اقتصاد]است . در این ج، ما در صدد بحث ازاین رابطه نیستیم ، بلکه براساس آنچه از اهداف مقاله ترسیم کردیم در صددیم ، موضوعات و زمینه های قابل بحث را مطرح کنیم و سوالات و ابهامهای موردابتلاء دراین وادی را پیش دید خوانندگان قرار دهیم ، توجه پژوهشگران را به این زمینه ها جلب کنیم و ضرورت پردازش اینگونه مباحث را یادآور شویم . در باب ارتباط ایدئولوژی و علم اقتصاد نیز، بهمین مقدار بسنده خواهیم کرد

 

نخستین پرسش دراین باب ، مربوط به نوع ارتباط مکتب اقتصادی و علم اقتصاداست . در چگونگی این ارتباط، نظریه قاطع و جامعی ارائه نشده است و بلحاظ نو بودن موضوع ، بویژه در تالیفات اسلامی مولفان و صاحب نظران ، بصورت گذرا آن را طرح و در آن اظهار نظر کرده اند. هر چنداین مبحث می بایست از گذشته های دور واز نخستین روزهای تولد[ علم اقتصاد] طرح و پی گیری می شده است ، ولی بعقیده برخی از صاحب نظران ، در مباحث اقتصاد علمی نیز، چنانکه باید، به این امر توجه نشده است .

 

در دوران معاصر، پس از ورود مارکسیسم به حوزه کشورهای اسلامی و ارائه مباحث اقتصادی بر پایه جهان بینی مارکسیستی ، در میان پژوهشگران اسلامی حرکتی نو آغاز شد. حرکتی که برای نخستین بار، در پی آن بود که برای مباحث اقتصاداسلامی ، قالب فکری بیابد و بر خلاف گذشته که ابواب فقهی مربوطه بصورت مجزا و بدون در نظر گرفتن یکپارچگی آنها طرح می شد، به عرضه نوین این مباحث در قالب یک سیستم بپرازد.این تلاش ، بیشتراز نیازایدئولوژیک بر می خاست و برای پاسخ دادن به تبلیغات مارکسیستی و دفاع تئوریک ازاسلام انجام می شد. در سالهای اخیر بخاطر بر پایی یک حکومت مذهبی درایران و بلحاظ این که می بایست همه قوانین اقتصادی کشور، منطبق بر فقه وایدئولوژی تدوین می گردید،این مباحث ، قوت بیشتری گرفت . با آغازاین دوره از مباحث ، بلحاظاین که در مواردی تلاقی یا تعانداحکام[ علم اقتصاد] بااحکام[ اقتصاد مکتبی] به نظر می آمده ، بحث ازاین رابطه نیز به میان کشیده شده است و صاحب نظران ، نظرات و آراء متفاوتی را دراین موردابراز داشته اند.




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 7:49 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

 

تحلیلی بر مبنای تحصیل یک دانشجوی مسلمان ایرانی

در آغاز سال که مقام معظم رهبری آن را جهاد اقتصادی نامگذاری کرد با خود گفتم که چرا و چطور در این موقعیت که شور انقلابی جهان را برتابیده و جریان سیاسی اجتماعی حاکم بر جهان رو به اسلامی شدن است باید از اقتصاد سخن گفت . آنچه در این مجال می گنجد از دو زاویه مورد بررسی قرار می گیرد که زاویه اول نگاهی علمی - اجتماعی به خود می گیرد و در زاویه دوم نگاهی تاریخی اسلامی دارد .

این مباحث مطرح شده صرفاً از تراکنش فکری بنده است و مسلماً و مطمئناً نقدهای سازنده و اصولی برای فهم بهتر من و شما وجود دارد .

اگر به نامگذاری سه سال گذشته نگاهی بیندازیم بوی اقتصاد را در آن ها حس خواهیم کرد . در سال 88 سال اصلاح ، الگوی مصرف نامگذاری شد و در سال 89 همت مضاعف و کار مضاعف و امسال نیز سال جهاد اقتصادی . در جهان امروزی بورس و فرابورس نمایشگاه دارایی های مالی تراست ها و کمپانی های عظیم می باشند که در امور مالی بین الملل مورد توجه قرار می گیرد که تجارت جهانی را به انحصار خود درآورده اند . 

حال کالای اصلی مورد معامله بورس و فرابورس چه می تواند باشد ؟

"ارز" نه تنها قدرت واردات و صادرات کشورها را نشان می دهد بلکه نقدینگی و مطالبات دریافتی را نیز به نمایش می گذارد و بالتبع اقتصاد آنها را به رخ جهانیان می کشاند . قلب اقتصاد زمینیان در خیابانی به نام وال در نیویورک آمریکا می تپد که صهیونیسم و فراماسون جهانی آن را به انحصار خود درآورده است . وال استریت بزرگترین ابزار دجال در عصر حاضر است که هدف آن تنها نابودی انسان دینی و ساخت کالاهای اقتصادی به نام انسان است .اگر باید برای نابودی وال استریت ، ارز را تسخیر نمود پس باید معادله آن را نهادینه کرد :

اصلاح و الگوی مصرف + تولید 

اصلاح الگوی مصرف که چه حاجت به بیان است و همت مضاعف و کارمضاعف تحقق تولید را تثبیت نمود . و اینک جهاد اقتصادی که دکتر محسن رضایی در "چرا جهاداقتصادی ..." آن را بیداری سوم وجنگ سوم پس از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نام نهاد .

حال به نامگذاری ها بازگردیم . به این فکر نمی کنید که نام های انتخابی تصادفی بوده است و آن هم در سیاست های کلان نظام !!! ؛ ببینید چگونه در خواب خفته ایم و ولی امر مسلمین، ایران 1404 را برایمان مهیا می سازد.

اینک به تاریخ صدر اسلام بنگریم که برای امروز ما چه درسی را ورق می زند . "شعب ابوطالب " که نماد استقامت بر تحریم ها و تهدیدها و تکفیرها بوده است رمز پیروزی خود را در " اطیعوا الرسول و الی الامر منکم " دید و خود را در تاریخ جاودانه کرد .

و امروز موریانه ها نیز دست به کار شدند  و در گام اول پیمان نامه ننگین بشریت ، کمونیست الحادی را در کوبا و فردا در اقصی نقاط جهان از بین خواهد برد و صدای شکسته شدن امپریالیسم از صندوق بین المللی پول و کسری بودجه آمریکا به گوش می رسد و امید ما را برای احیای حکومت نوین جهانی فزونی می بخشد .

در خاتمه کلامی از مقام معظم رهبری بازگو می نمایم که گویای همه چیز است :

"جوانان ما خود را برای برپایی کاخ عظیم تمدن اسلامی مهیا کنند که به فضل خدا آن روز را خواهند دید و بادست توانای خود آن را خواهند ساخت ."

منبع

http://sarvinebagh.blogfa.com/post-69.aspx

 




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:25 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

خبرگزاري دانشجو: نامگذاری سال ۱۳۹۰ بیانگر عزم جدی رهبر معظم انقلاب برای طراحی «الگوی اسلامی – ایرانی» در دهه «پیشرفت و عدالت» است، اما همان‌طور كه ایشان در سخنرانی روز اول فروردین در شهر مشهد اشاره كردند، نباید نامگذاری هر سال به اسبابی برای تبلیغات روزافزون و شعارسازی مضاعف تبدیل شود؛ چرا كه این نوع برخورد می‌تواند به ضد این حركت مبدل شده و از اثرگذاری آن بكاهد.

جهاد اقتصادی صرفاً به مفهوم پیشرفت اقتصادی نيست، بلكه جهاد اقتصادی در چارچوب انگاره حركت جهادی و بر اساس فهم دقیق مفاهیم اقتصاد اسلامی قابل تبیین و تفسیر است.

اقتصاد اسلامی به‌طور موازی و هماهنگ، پیشرفت اقتصادی را با رشد معنویت و توسعه مكارم اخلاقی تعریف همراه كرده است و برای اجرای دقیق آن برنامه‌ریزی می‌كند.

با مروري به پيام تبريك نوروزي سردار نقدي، رئيس بسيج مستضعفين مبني بر اينكه «شكي نيست كه بسيجيان در لبيك به امر مولاي شان، امسال همه استعدادهاي خود را براي تحقق جهاد اقتصادي به كار خواهند بست، اما بايد بدانيم جهاد اقتصادي، همت و كار مضاعف، اصلاح الگوي مصرف، نوآوري و شكوفايي و همه عناويني كه در راستاي ايجاد يك جامعه اسلامي الگو، سال ها به آن ناميده شده و خواهد شد؛ به تكليف مهمتري وابسته است كه اگر تحقق نيابد در به ثمر رساندن اين عناوين هم، موفقيت مورد انتظار كسب نخواهد شد.» درمي‌يابيم كه تحقق جهاد اقتصادی نیازمند عزم ملی و بسیج همگانی است و در اين عرصه، بسيجيان بايد با به كارگيري انديشه و تخصص و همه استعداد خود براي تحقق اين امر، فرمان مولا و ولي امرشان، آيت الله خامنه اي(مدظله العالي) را به كار گيرند.

بدون ترديد نبايد در «جهاد اقتصادي» به يكسري تابلو و شعار اكتفا كنيم؛ چرا كه اقتصاد خالي از معنويات اقتصاد خاص مقام معظم رهبري نيست و بايد از فرهنگ اسلامي استفاده، و در راستاي اقتصاد معنوي تلاش كنيم.

بنا بر اظهارات مقام معظم رهبري مبني بر اينكه «فرهنگ فضاي تنفسي جامعه و زيربناست» بايد تصريح كرد كه اگر قرار است توسعه اقتصادي صورت بگيرد بايد پيوست فرهنگي داشته باشد، اما واقعا امروز چنين است؟

لازم به يادآوري است كه تزلزل قدرت اقتصادی استكبار، در نتیجه بی‌توجهی به ارز‌ش‌ها و باورهای حقیقی و انسانی ايجاد شده و اگر امروز آمریكا به بدهكارترین كشور دنیا در عرصه اقتصادی تبدیل شده ‌نشانه ورشكستگی حقیقی این كشور در عرصه سیاست، اخلاق، فرهنگ و اعتقاد نيز است.

فراموش نكنيم افول لیبرالیسم نتیجه همین زياده‌خواهی اقتصادی و دست زدن به سرمایه‌های تهی از هر گونه پشتوانه ارزشی ـ انسانی است؛ در اين راستا برای رسیدن به توانمند‌ی‌ها و قدرت اقتصادی برتر به تحقق شعار سالانه مقام معظم رهبری كه با تدبیر و تدبر انتخاب می‌شود، نیازمندیم تا بتوانیم این كشور را به یك منزلگاه قابل اتكال برای ملت‌های آزادیخواه تبدیل كنیم.

جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب تا ‌کنون، ایده‌ها و رویه‌های مختلفی را در سیاست خود آزموده است؛ بر این اساس در میان رویکردهایی كه وجود دارد، «هژمون‌گرایی منطقه‌ای» بهترین و مؤثرترین رویکرد به‌منظور تأمین منافع ملی ایران محسوب می‌شود؛ زیرا می‌تواند از یک سو ایران را به‌عنوان کشوری مقتدر در منطقه معرفی کند و از سوی دیگر الگویی موفق از یک حکومت دینی ارائه دهد.

علاوه بر این، رویکرد هژمون‌گرایی منطقه‌ای، امنیت کشورها و مناطق پیرامونی ایران را نیز به امنیت جمهوری اسلامی پیوند خواهد داد؛ از این‌رو رویکرد هژمون‌گرایی منطقه‌ای از یک سو مستلزم دستیابی به قدرت و افزایش ظرفیت‌های سیاسی، علمی، اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و اجتماعی در داخل است و از سوی دیگر محتاج پیگیری طرحی نوین بر مبنای جهت‌گیری اتحادهای منطقه‌ای و ائتلاف‌های بین‌المللی مي باشد.

این رویکرد که در تدوین «سند چشم‌انداز ۲۰ ساله ایران» نیز وجود دارد، زمینه‌های ایجاد وحدت ملی و برپایی یک استراتژی مکتوب ملی در سطح منطقه‌گرایی را مهیا ساخته است؛ به ‌نحوی که سیاست خارجی ایران برای دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز ۲۰ ساله باید دو کارویژه اساسی «تولید قدرت» و «ایجاد الگوی امنیت‌ساز» را پیگیری کند تا ایران در سال ۱۴۰۴، به کشوری توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، الهام‌بخش در جهان اسلام، متکی به اراده و عزم ملی در پرتو تلاش و کوشش جمعی و همچنین دارای تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل مبدل شود.

حال بايد دريابيم كه چطور مي توان با جهاد اقتصادي و توسعه رو به گسترش آن، به هژمومي منطقه و جهان رسيد؟

در پايان با اشاره به سخنان نوروزي سردار نقدي، رئيس بسيج مستضعفين خاطرنشان مي شوم «از خداي سبحان مي خواهم به ما توفيق دهد در تحقق اين تشكل بزرگ معنوي كه زيربناي همه جهادها و مهمتر از همه ساختن انسان هاي آماده سربازي مخلصانه امام عصر (عج) است، وظيفه خود را به نحو احسن اجرا كنيم و بزودي شاهد تحقق اين وعده الهي باشيم كه فرمود: «ان الارض يرثها عبادي الصالحون»/

منبع

http://www.yalesarat.com/vdcg.t9xrak93wpr4a.html




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:23 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که جهاد اقتصادی و شعار اصلی سال قرار دادن آن به این معنی نیست که جمهوری اسلامی از اهداف معنوی اصیل خویش دست برداشته است و می خواهد صرفا به عرصه اقتصادی و پیشرفت های مرسوم در دنیا دست یابد. بلکه باید توجه داشت که ملت ایران به تبع دستورات دینی هرگز دست از معنویات و دستورات معنوی خویش در مورد زندگی دنیوی بر نخواهد داشت. به تعبیر معظم له: “این دهه براى ما دهه‌ى پیشرفت و عدالت است. پیشرفت منهاى عدالت، از نظر اسلام اصلاً پیشرفت نیست. در همین منطقه‌ى عسلویه – در این دو تا مرکز مهم بشرى و انسانى عسلویه و نخل تقى – مردم نیازهائى دارند. کمک به رفع این نیازها، جزو جهاد اقتصادى است؛ جزو کار بزرگ است. ”

منبع

http://www.nosh.ir/?p=86




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:18 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نکته مهم دیگر در فهم شعار سال درک مفهوم جهاد است که رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را در شعار سال قرار داده اند و به جای عبارت “تلاش اقتصادی ” این سال را سال “جهاد اقتصادی ” نامیده اند. منظور از جهاد اقتصادی آن است که در این تلاش گسترده و پی گیر ما با دشمنی دشمنان نیز مواجه هستیم و باید برای موفقیت علاوه بر تلاش به مبارزه و درگیری با دشمن در این عرصه نیز بپردازیم. که البته در هر عرصه درگیری و مجاهدت حالت خاص خودش را دارد. به تعبیر معظم له: “جهاد اقتصادى، صرفاً تلاش اقتصادى نیست. جهاد یک بارِ معنائى ویژه‌اى دارد. هر تلاشى را نمیشود گفت جهاد. در جهاد، حضور و رویاروئى با دشمن، مفروض است. انسان یک تلاشى می‌کند، دشمنى در مقابل او نیست؛ این جهاد نیست. اما یک وقت شما می‌خواهید یک تلاشى را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنى سینه به سینه‌ى شما ایستاده است؛ این می‌شود جهاد. ممکن است یک وقت این جهاد به شکل قتال(جنگ) باشد، ممکن است جهاد مالى باشد، ممکن است جهاد علمى باشد، ممکن است جهاد فنى باشد؛ همه‌ى اینها جهاد است؛ انواع و اقسام جهاد و مبارزه است. اگر بخواهیم در ادبیاتِ امروز ما براى “جهاد ” معادلى پیدا کنیم، می‌شود “مبارزه “. جهاد اقتصادى، یعنى مبارزه‌ى اقتصادى. ”

منبع

http://www.nosh.ir/?p=86




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:17 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

 

سهیم بودن همه ملت در جهاد اقتصادی

به گزارش خبرگزاری فارس، جمهوری اسلامی ایران در تاریخ پر افتخار سه دهه گذشته خویش به خوبی توانسته است زمینه حرکت های کلان و جهادی را در عرصه های مختلف آماده سازد و کشور را در حیطه های مختلف برای دست یابی به موفقیت های گوناگون مهیا نماید. در حال حاضر پس از بیش از سه ده تلاش و مبارزه جمهوری اسلامی ایران در شرایطی قرار گرفته است که سرمایه لازم و نیروی انسانی مورد نیاز برای حرکت به سمت آرمانهای کلان اسلامی را داراست. از این روست که دهه چهارم انقلاب اسلامی دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع فعالان و متخصصان نفتی کشور و نیز گروه هایی از مردم همدان خاطر نشان ساختند که اکنون نشانه های رشد و تعالی فکری و عملی در ملت ایران فراهم آمده است و از این رو اکنون زمان مجاهدت در عرصه های گوناگونی است که در میان این عرصه ها امسال به عنوان سال جهاد اقتصادی نام گذاری شده است. چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطر نشان ساختند همه این دستاوردها و موفقیت ها مرهون خدمات و فداکاری های گذشته خصوصا خانواده های شهدا و ایثارگران و جانبازانی است که با ایثار در راه خود کشور را از گردنه های صعب العبور رد کرده و به عزت و توانایی رسانده اند. نکته مهم دیگر این است که دوران مجاهدات و تلاش به گذشته محدود نمی شود. هر چند در زمانهای مختلف مجاهدت و تلاش شکل متفاوتی به خود می گیرد اما باید توجه داشت که امروز هم هنوز دشمنان ملت ایران در پی ایجاد مشکلات و معضلات برای ملت هستند. نکته مهم دیگر در فهم شعار سال درک مفهوم جهاد است که رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را در شعار سال قرار داده اند و به جای عبارت “تلاش اقتصادی ” این سال را سال “جهاد اقتصادی ” نامیده اند. منظور از جهاد اقتصادی آن است که در این تلاش گسترده و پی گیر ما با دشمنی دشمنان نیز مواجه هستیم و باید برای موفقیت علاوه بر تلاش به مبارزه و درگیری با دشمن در این عرصه نیز بپردازیم. از دیگر نکاتی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در این حیطه خاطر نشان ساختند این است که جهاد اقتصادی امری خاص یک گروه خاص و یا بخش مخصوصی از جامعه نیست. یعنی این گونه نیست که مخاطب جهاد اقتصادی که رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح فرموده اند صرفا مسوولان اقتصادی و یا اشخاصی باشند که درعرصه های اقتصادی کلان یا خاصی فعالیت میکنند. همه مردم و همه کسانی که در عرصه های مختلف مشغول هستند مخاطب این پیام و شعار هستند.

سال ۱۳۹۰ به لطف خدای متعال و با امید به الطاف خفیه و جلیه حضرت حق با شعار جهاد ااقتصادی آغاز گردیده است. در همین راستا در اولین سفر پس از سفر مشهد مقدس در ابتدای سال نو مقام معظم رهبری به بازدید از بخش های صنعتی و نفتی کشور در عسلویه در استان بوشهر پرداختند.

در این سفر که به یکی از مهمترین مناطق صنعت نفت کشورمان صورت گرفته است، رهبر معظم انقلاب اسلامی به بیان برخی مطالب بسیار مهم در مورد شعار سال و وضعیت کنونی کشور پرداختند که در ادامه به صورت خلاصه به برخی از این نکات مهم خواهیم پرداخت:

رشد و تعالی فکری و عملی ملت ایران

جمهوری اسلامی ایران در تاریخ پر افتخار سه دهه گذشته خویش به خوبی توانسته است زمینه حرکت های کلان و جهادی را در عرصه های مختلف آماده سازد و کشور را در حیطه های مختلف برای دست یابی به موفقیت های گوناگون مهیا نماید. در حال حاضر پس از بیش از سه ده تلاش و مبارزه جمهوری اسلامی ایران در شرایطی قرار گرفته است که سرمایه لازم و نیروی انسانی مورد نیاز برای حرکت به سمت آرمانهای کلان اسلامی را داراست. از این روست که دهه چهارم انقلاب اسلامی دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع فعالان و متخصصان نفتی کشور و نیز گروه هایی از مردم همدان خاطر نشان ساختند که اکنون نشانه های رشد و تعالی فکری و عملی در ملت ایران فراهم آمده است و از این رو اکنون زمان مجاهدت در عرصه های گوناگونی است که در میان این عرصه ها امسال به عنوان سال جهاد اقتصادی نام گذاری شده است به تعبیر معظم له: “خوشبختانه در همه‌ى گوشه و کنار کشور و در هر بخشى و به نحوى نشانه‌هاى رشد و تعالى فکرى و عملىِ ملت عزیزمان آشکار است. در یک دوره‌اى، مستکبران متجاوز و سلطه‌طلب که اهمیت این منطقه از عالم را درک کرده بودند، تصمیم داشتند این حوزه‌ى ثروتمند خلیج فارس را به طور کامل قبضه کنند و در اختیار بگیرند. همان استعمارگرانى که شبه‌قاره‌ى هندوستان را به آن روز درآوردند و با حضور خودشان آن ضربه‌هاى جبران‌ناپذیر را به آن مردم زدند، و در شمال آفریقا به نحو دیگر و در شرق آسیا به نحو دیگر، حاضر نبودند از این منطقه دل بکنند و طمع ببُرند. ”

در فراز دیگری از سخنانشان رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطر نشان ساختند که فضای عمومی کشور به واسطه همین مقدمه سازی مهم در سالهای گذشته و تلاش های صورت گرفته در سالهای اخیر فضای کار و مجاهدت است: “خوشبختانه فضاى عمومى کشور، فضاى کار است؛ فضاى تلاش است؛ فضاى همدلى است؛ این به برکت مجاهدتهائى است که قبلاً انجام گرفته است. امروز جمعى از خانواده‌هاى شهداى این منطقه هم در این جمع حضور دارند. حتماً باید بدانیم که آنچه امروز ما موفقیت به دست مى‌آوریم، به برکت مجاهدت شهیدان و خون شهیدان و ایثار شهیدان است؛ شهیدان، جانبازان، ایثارگران. بعضى به میدان جنگ رفتند، جانهاى خودشان را هم عرضه کردند، اجر ایثار فى‌سبیل‌اللَّه را بردند؛ اگرچه خداى متعال جانهاى اینها را بحمداللَّه حفظ کرده است و اینها در خدمت انقلاب و در خدمت کشور قرار دارند. این ایثارگرى‌ها و این مجاهدتهاست که امروز ملت ما را به این عزت و به این توانائى رسانده است و به او فرصت داده است که بتواند این کارهاى بزرگ را انجام دهد. ”

چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطر نشان ساختند همه این دستاوردها و موفقیت ها مرهون خدمات و فداکاری های گذشته خصوصا خانواده های شهدا و ایثارگران و جانبازانی است که با ایثار در راه خود کشور را از گردنه های صعب العبور رد کرده و به عزت و توانایی رسانده اند.

جمهوری اسلامی در برابر همه اهداف استکبار

نکته مهم دیگر این است که دوران مجاهدات و تلاش به گذشته محدود نمی شود. هر چند در زمانهای مختلف مجاهدت و تلاش شکل متفاوتی به خود می گیرد اما باید توجه داشت که امروز هم هنوز دشمنان ملت ایران در پی ایجاد مشکلات و معضلات برای ملت هستند و حتی در خیال خام خود تصور بر اندازی نظام جمهوری اسلامی ایران و بر هم زدن دوره عزت ملت را دارند. این در حالی است که چنین خیال خامی هرگز به نتیجه نخواهد رسید چرا که ملت ایران به امید خدا و لطف لایزال الهی مستظهر است و در حمایت از جمهوری اسلامی ایران از هیچ مجاهدتی فروگذار نمی کند و جمهوری اسلامی نیز چنان که امام راحل عظیم الشان ملت ایران فرموده بودند در برابر همه دنیای استکبار ایستاده است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی “امروز هم یک دوران دیگرى است. سلطه‌گران و متجاوزان بین‌المللى به نحو دیگرى در فکر این هستند که به هر نقطه‌اى از نقاط عالم که میتوانند، دست بیندازند و منافع نامشروع خودشان را تأمین کنند، ولو به قیمت نابود کردن هویت و عزت ملتها؛ همان طور که مشاهده می‌کنید در گوشه و کنار دنیا و بخصوص در این منطقه، در این سالها دارند انجام می‌دهند. آنچه در ایران اتفاق افتاده است، درست نقطه‌ى مقابل هدفها و اطماع استکبار جهانى است. در اینجا نظامى متکى به مردم، متکى به دلها، به ایمانها، به عاطفه‌ها شکل گرفته است؛ با اهداف اسلامى، با اهداف قرآنى، با اهداف “و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین “، با این اعتقاد و باورى که هیچ‌گونه فشار و تحمیلى نمی‌تواند آن را متزلزل کند؛ یک نظامِ این‌چنینى؛ نظام اسلامى. خود این ایستادگى، خود این مقاومت در مقابل طمع‌ورزى بیگانگان، مراکز قدرت جهانى را به خشم مى‌آورد. سى سال است اینها دارند خشم خودشان را به نحوى ابراز می‌کنند، اما با اراده‌ى ملت ایران – که متکى به اراده‌ى پروردگار متعال است و با اطمینان به وعده‌ى الهى است – دشمنان ناکام مانده‌اند و ملت ایران روزبه‌روز عرصه‌هاى پیشرفت و تکامل و تعالى را پیموده است. ”

معنای جهاد اقتصادی

یکی از نکات مهم در آغاز هر سال با توجه به شعاری که در آن سال مطرح می شود این است که مفهوم صحیح شعار آن سال درک شود و برای آن مفهوم صحیح تلاش و برای اجرای آن کوشش گردد. همانطور که باقی ماندن در حد شعار و نپرداختن به عمل می تواند یک معضل و کوتاهی در برخورد با شعار سال باشد؛ درک نادرست شعار سال نیز می تواند باعث شود که تلاشها و کوشش های صورت گرفته جهت صحیح خود را پیدا نکند. به همین دلیل است که معمولا رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای سال و در اولین سخنرانی های خویش به تشریح مفهوم شعار سال می پردازند و البته از مسوولان و مخاطبان خویش می خواهند که برای این مفهوم صحیح تلاش و کوشش کنند و از تبلیغات و کارهای ظاهری کم اثر و گاه پرهزینه خودداری کنند. ایشان در سخنرانی اخیر خویش در بیان مفهوم صحیح شعار سال بیان داشتند: “من امسال را “سال جهاد اقتصادى ” اعلام کرده‌ام. این معنایش این است که ملت ایران در این برهه‌ى از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه‌ى اقتصاد است… براى اقتصاد یک کشور، مهمترین بخشى که می‌تواند یک شکوفائى پایدار را به وجود بیاورد، تولید است؛ بخصوص آن بخش اقتصاد تولیدى‌اى که متکى است به دانش، متکى است به علم؛ اینجا این‌جور است؛ هم اقتصادى است، هم تولیدى است، هم علمى است؛ دانش‌بنیان است. این، شایسته‌ى ملت ایران است. اگر یک روز مردم این منطقه و مردم بخشهاى مختلف کشور در مقابل زورگوئى و پرروئى و زیاده‌طلبى دولتهاى غارتگر و متجاوز، آنجور باید مى‌ایستادند، امروز در مقابل آن قدرتها شکل ایستادگى پیچیده‌تر است، حساس‌تر است، متنوع‌تر است؛ احتیاج دارد به یک مجاهدت پیچیده و عمیق. خوشبختانه ملت ما با فرهنگ مجاهدت آشناست. ما از مجاهدت، بیگانه نیستیم. ملت ما در میدانهاى جهاد؛ هم جهاد نظامى، در دوران هشت سال دفاع مقدس؛ هم جهاد سیاسى، در طول این مدت؛ هم جهاد اقتصادى و علمى، یک ملت امتحان‌داده است. ما آشنا هستیم با جهاد. این جهادى که امروز باید انجام دهیم – جهاد اقتصادى – از جهادهائى که تا امروز ملت ایران انجام داده، مشکل‌تر نیست؛ اما باید بدانیم چه کار می‌خواهیم بکنیم. ”

منبع

http://www.nosh.ir/?p=86




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:16 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جهاد اقتصادی به دلایل مختلف یک برنامه عملیاتی و مبتنی بر استراتژی های عملیاتی محسوب می گردد که البته این برنامه عملیاتی در صورت تکرار در سال های مختلف می تواند صبغه بلندمدت و استراتژیک نیز پیدا نماید.

 

جهاد اقتصادی از جهات مختلف باید مورد توجه قرار گیرد. جهاد اقتصادی از این جهت که مبتنی بر اصول دینی و اعتقادی است، از منظر فرهنگی قابل بحث است و از این جهت که حوزه اقتصادی به عنوان هدف و غایت آن در نظر گرفته شده، در حوزه مباحث اقتصادی مورد توجه اقتصاددانان و مدیران اقتصادی قرار می گیرد.

یکی از جهات بسیار مهم در جهاد اقتصادی، منظر و وجهه مدیریتی آن است. به نظر نگارنده و مبتنی بر اصول علمی دانش مدیریت، جهاد اقتصادی به دلایل مختلف یک برنامه عملیاتی و مبتنی بر استراتژی های عملیاتی محسوب می گردد که البته این برنامه عملیاتی در صورت تکرار در سال های مختلف می تواند صبغه بلندمدت و استراتژیک نیز پیدا نماید.

برنامه عملیاتی یا اصطلاحا «برنامه و بودجه سالیانه» مهم ترین ابزار مدیریتی محسوب می گردد و یکی از موضوعات کلیدی در حوزه مدیریت هم در مباحث تئوریک و علمی و هم در مباحث کاربردی و اجرایی است. دو دلیل اصلی برای جنبه عملیاتی بودن جهاد اقتصادی مبتنی بر اصول علم مدیریت به شرح زیر قابل ارایه می باشد.

وجود زمان بندی سالیانه:

یک دوره زمانی مشخص و معین (سال 1390) برای تحقق جهاد اقتصادی مشخص شده است. در ادبیات علمی مدیریت، برنامه های سالیانه جزو برنامه های عملیاتی طبقه بندی می شوند. از این منظر جهاد اقتصادی یک استراتژی عملیاتی است نه یک طرح بلندمدت که البته این برنامه عملیاتی می تواند برای سال های متمادی تکرار گردد. نقطه آغاز اجرای یک برنامه عملیاتی سالیانه دقیقا ساعتها و روزهای آغازین همان سال می باشد. از این رو جهاد اقتصادی در عمل می بایست از ابتدای سال 1390 آغاز شده باشد.

بنابراین تمامی سازمان ها و نهادهای مسئول در کشور و همه افرادی که در فعالیت های اقتصادی به طور مستقیم یا غیرمستقیم نقش دارند، لازم است به جای پرداختن به بحث های صرفا تئوریک و بیان ضرورت ها، با قید فوریت در برنامه های روزمره بازنگری نموده و مؤلفه هایی برای حرکت جهادی خود تعبیه نمایند. کاهش یا صرفه جویی در زمان اجرای برنامه و فعالیت های روزمره یکی از مهم ترین مؤلفه ها می باشد که در ادامه توضیح بیش تری در مورد آن ارایه می گردد.

نوآوری در اجرای طرح ها، صرفه جویی در هزینه ها، افزایش بهره وری، توجه به معیار ارزش افزوده اقتصادی (Economic Value Added) در ارزیابی عملکرد، بودجه بندی عملیاتی یا مبتنی بر عملکرد (Performance- based budgeting) و سایر ابزارها و تکنیک های مدیریتی نیز در تحقق جهاد اقتصادی می توانند حایز اهمیت باشند.

لزوم تغییر تاکتیک ها و تکنیک ها برای حرکت فراتر از حالت طبیعی و عادی:

آن چه که در صحبت های رهبری معظم انقلاب بر آن تأکید شده است، لزوم «حرکت جهشی و مجاهدانه» است. «... از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخش های دیگری که مربوط به مسایل اقتصادی می شود و هم چنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه اقتصادی با حرکت جهاد گونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم...».

در این بخش از صحبت های ایشان، یکی دیگر از ویژگی های برنامه و استراتژی عملیاتی مورد تأکید قرار گرفته است. برنامه های عملیاتی (Action plans)، طرح های مشخصی هستند که برای پیاده سازی برنامه ها و استراتژی های بلندمدت طراحی شده اند و در یک چارچوب زمانی مشخص در طی یک سال محقق می گردند. در برنامه های عملیاتی، علاوه بر زمان بندی اجرا، ابزارها و تکنیک های مربوط نیز مشخص شده است.

اجرای برنامه های عملیاتی در چارچوب برنامه زمان بندی شده و با استفاده از ابزارها و تکنیک های موجود به طور قطع و یقین، «حرکت طبیعی» محسوب می شود. بنابراین مفهوم حرکت جهادگونه و جهشی، وقتی قابل تحقق می باشد که برنامه زمان بندی عادی موجود در برنامه های عملیاتی (بودجه سال 1390) مورد توجه جدی مسئولان و متولیان هر بخش از بودجه قرار گرفته و تلاش و مساعی مدیران به کاهش زمان معطوف گردد.

با عنایت به این که معمولا زمان بندی های موجود در برنامه ها متناسب با حرکت و فعالیت های عادی طراحی می شوند، لذا کاهش زمان در یک برنامه سالیانه، صرفا در قالب حرکت جهاد گونه امکان پذیر است. در برخی موارد کاهش زمان از راه نوآوری و به کارگیری تکنیک ها و ابزارهای نوین امکان پذیر است.

بخش علمی و نخبگان کشور نیز باید در این جهاد اقتصادی ایفای نقش نموده و دولت را در طراحی و به کارگیری ابزارهای جدید یاری نمایند. نقش مجلس شورای اسلامی نیز در این زمینه بسیار حیاتی است. در چارچوب «حرکت طبیعی» دولت صرفا باید در محدوده مشخص شده در برنامه و بودجه سال 1390 حرکت کند.

بنابراین امکان بروز نوآوری در بودجه های سالیانه به دلیل خاصیت انعطاف پذیر نبودن بودجه معمولا بسیار کم است. از این رو مجلس شورای اسلامی نیز باید با یک حرکت جهادی، (خارج از روال طبیعی و متداول)، زمینه تحقق این امر را فراهم آورد. مفهوم «Beyond Budgetig» یا اصطلاحا فراسوی بودجه بندی در ادبیات علمی مدیریت بیش از 15 سال است که رایج شده است.براساس این مفهوم، در صورت وجود 12 اصل در بودجه، می توان آن را از حالت ایستایی و غیرقابل انعطاف خارج نمود و به صورت یک برنامه عملیاتی پویا، منعطف و به عبارتی فراسوی بودجه بندی سوق داد.

به نظر نگارنده، توجه به این اصل در بودجه سال 1390 شرط بسیار ضروری و به عبارتی پیش نیازی اساسی برای تحقق «جهاد اقتصادی» محسوب می شود.

 

 

نویسنده:دکتر محمد جلیلی

منبع:http://www.kayhannews.ir/900131/6.htm




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:15 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

موسسه فرهنگي اطلاع رساني تبيان، وابسته به سازمان تبليغات اسلامي، در مقاله‌اي تحليلي، به واکاوي ديدگاه ولي امر مسلمين در نامگذاري سال نود به نام سال جهاد اقتصادي، با نام «براي چه جهاد اقتصادي؟» پرداخت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، بخش سياست داخلي موسسه فرهنگي اطلاع رساني تبيان در مقاله اي تحليلي به واکاوي ديدگاه ولي امر مسلمين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) در نام گذاري سال 1390به نام «جهاد اقتصادي» پرداخت.

دکتر محمد مهدي تقوي در اين مقاله نوشته است: نزديک به 2 دهه است، حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي رهبر حکيم انقلاب اسلامي، در لحظات ابتدايي سال نو هجري خورشيدي، با سفارش و تاکيد بر انجام کارهايي مانند اصرار بر رعايت «انضباط اجتماعي»، «صرفه جويي»، «وجدان کاري» و... يا نام گذاري سال ها «سال امام خميني»؛ «امام علي عليه السلام»؛ «رفتارعلوي»؛ «پيامبراعظم صلوات الله‌عليه»؛ «همبستگي ملي ومشارکت عمومي»؛ «اصلاح الگوي مصرف»؛ «همت مضاعف کارمضاعف» و... ضمن توصيه به مردم و مسؤولان براي هدفمندکردن رويکردهايشان، به روند حرکتي رو به پيشرفت نظام مقدس اسلامي نيز جهت مي‌دهند.

وي افزود :جهاد اقتصادي يعني همه در کنار هم، اقتصاد مملکت را با تلاش، وجدان کاري، بهره وري، صرفه جويي، اصلاح الگوي مصرف، خودداري از هدردادن پول، انرژي و... بسازيم؛ چيزي که با تداوم همت مضاعف و کار مضاعف شدني است.

.

گفتني است از ديدگاه نويسنده «سال نخست اجراي قانون هدفمندي يارانه ها،طرحي مناسب براي تقابل باتحريم هاي زورگويان دنيا،استقلال طلبي،وجه الهي جهاد اقتصادي » از دلايل نام گذاري سال 90 توسط معظم له به نام سال جهاد اقتصادي است.

علاقه مندان مي توانند جهت بازخواني اين مقاله به نشاني tebyan.net مراجعه فرمايند.

 




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:12 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دکتر محسن اسماعیلی در مطلب جدید خود به نام گزاری سال 90 پرداخته و معنای جهاد اقتصادی را تشریح کرده است.

اسماعیلی نوشته است : «جهاداقتصادی» تعبیر جدیدی نیست و ریشه در قرآن و سنت دارد. آموزه های دینی سرشار از آیات و روایاتی است که نشان می دهد تلاش ایثارگرانه، همراه با انگیزه های الهی، به گونه ای که موجب استقلال اقتصادی و استغنای کشور از بیگانگان گردد، نوعی جهاد در راه خدا محسوب می شود. در این باره تنها اشاره به یک نکته لطیف در آیه بیستم سوره مزمل کافی است؛ خداوند متعال در این آیه شریفه «تلاش براى زندگى را در کنار جهاد فى سبیل الله قرار داده، و این نشان مى دهد که اسلام براى این موضوع اهمیت زیادى قائل است، چرا چنین نباشد در حالى که یک ملت فقیر و گرسنه و محتاج به بیگانه، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد یافت، و اصولاً جهاد اقتصادى بخشى از جهاد با دشمن است» (تفسیر نمونه ،ج 25 ،ص200 )

وی در ادامه برای واژه جهاد اقتصادی تعریف های زیر را ارائه کرده است :

1- «جهاداقتصادی» عامل استقلال و عزت جامعه اسلامی است؛ همانگونه که جهاد نظامی چنین است. گر چه اقتصاد از نظر ما وسیله است نه هدف، اما وسیله ای است گریزناپذیر و اهداف دینی و معنوی هم بدون آن تحقق یافتنی نیست.

2-«جهاداقتصادی» هم واجد جنبه های اثباتی مثل پیشرفت علم و فناوری و تولیدات بیشتر و برتر است، و هم واجد جنبه های سلبی که کاهش وابستگی به واردات و کنترل مصرف کالاهای خارجی از جمله آنها است. نهادینه کردن فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی که در جای خود منوط به تجدید‌ نظر در کیفیت کالاهای ساخت داخل است و کاهش واردات کالاهای خارجی همان نکتة مهمی است که باید در برنامه جهاد اقتصادی در نظر گرفته شود؛ تا مبادا نظام و جامعة اسلامی به بیگانگان نیازمند و وابسته شود؛

3- «جهاداقتصادی» نیازمند بازشناسی منابع و بهره وری تمام از آنها است؛ هم منابع مادی و هم منابع انسانی.

4- «جهاد اقتصادی»، علاوه بر این، الزامات و پیش نیازهای دیگری هم دارد که وحدت و انسجام ملی از مهمترین آنها است. لشکر متفرق و پراکنده هیچگاه قادر به جهادی موفق نیست؛ هر چند از ظرفیت فراوان و استعدادهای بزرگی هم برخوردار باشد. 

متن کامل مطلب وی را اینجا بخوانید.




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 11:08 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

 

 

 

برنامه هاي سال جهاد اقتصادي در گفتگوي قدس با معاون وزير بازرگاني بررسي شد؛
سال بهره وري، کاهش قيمت و افزايش رقابت

* سعيد کوشافر

سؤالات زيادي آماده کرده بوديم که به دليل کمبود وقت فرصت بيان آنها پيش نيامد، دکتر محمود دودانگه، مصاحبه شونده ما بود، از





سالها قبل با سمت هايي از مرکز پژوهشها گرفته تا مديريت در وزارت بازرگاني خدمت کرده و اکنون نيز در پست معاونت برنامه ريزي و امور اقتصادي مشغول است.با هماهنگي مديرکل روابط عمومي اين وزارتخانه گفتگويي با وي انجام داديم که در ادامه مي خوانيد.

* اولين پرسشمان از مصاحبه شونده را به ديدگاهش درباره جهاد اقتصادي و راهکارهاي تحقق آن اختصاص داديم، شما در اين زمينه چه سخني داريد؟
** دنياي روبه توسعه امروز با مسايل پيچيده اي روبروست که اگر مسايل مربوط به آن به درستي شناخته نشده باشد، منجر به ايجاد بحران در مسير توسعه و عوامل مؤثر آن مي شود، بنابراين بهتر است قبل از گرفتار شدن در مسير توسعه به لوازم مربوط به آن به خوبي پرداخته و پيش زمينه هاي آن فراهم شده و همچنين معيارها و شاخصهاي مؤثر در توسعه به درستي ديده شود.
براساس همين دلايل است که رهبر فرزانه انقلاب پيش نياز هاي لازم جهت تقويت روند توسعه اقتصادي، اجتماعي و سياسي ايران را در ابتداي هر سال گوشزد مي نمايند و امسال نيز از سوي ايشان، سال جهاد اقتصادي نامگذاري شده تا شاهد صرف نيروي بيشتر و عزم جدي تر جهت دستيابي به اهداف سند چشم انداز ايران در دهه چهارم انقلاب اسلامي باشيم.





همت بيشتر و کار مضاعف تر براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده کشور در چارچوب طرح تحول اقتصادي مستتر است، بديهي است که تحقق کامل اهداف دولت بعد از همت و کار مضاعفي که در سال 1389 در راستاي هدفمندکردن يارانه ها انجام گرفت، امکانپذير نيست، مگر اينکه ديگر محور هاي طرح تحول اقتصادي شامل اصلاح نظام بانکي، گمرک، نظام مالياتي، بهره وري و... نيز عملياتي شوند، چرا که نمي توان هدفمندشدن يارانه ها را به صورت مجزا در داخل کشور پياده کرده و انتظار داشت که تمامي مشکلات اقتصاد از اين طريق حل شود.
مطمئناً بايد براي پيشبرد اهداف اقتصادي همه شاخصها، امکانات و ظرفيتهاي اقتصاد تقويت شوند، اما همان گونه که در فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب به هنگام تحويل سال نو نيز مورد تأکيد قرار گرفت، يکي از مهم ترين محورهاي جهاد اقتصادي، مديريت و برنامه ريزي جهت استفاده بهينه از منابع داخلي در راستاي رونق اقتصادي به منظور خروج از روند حرکت طبيعي اقتصاد و ايجاد نوعي حرکت جهشي در اين زمينه است.
براساس مباني علم اقتصاد، توسعه، يکي از دستمايه هاي اصلي ايجاد حرکت جهشي در اقتصاد، تقويت زيرساختهاي اقتصادي و رشد بهره وري عوامل است، رشد بهره وري عوامل به عنوان يکي از محور هاي طرح تحول اقتصادي، به طور حتم حساس ترين اولويت کاري دولت در شرايط بعد از هدفمندشدن يارانه ها است، چرا که واقعي شدن قيمت حامل هاي انرژي در قالب طرح هدفمندشدن يارانه ها و افزايش هزينه تمام شده توليد، در صورت عدم ارتقاي بهره وري به افزايش قيمت تمام شده انجاميده و مي تواند مشکلاتي را در رقابت پذيري محصولات ايراني ايجاد کند.
در اقتصاد ايران، بررسي و قيمت بهره وري سرمايه و نيروي کار بيانگر تخصيص نابهينه منابع و استفاده نادرست از امکانات سرمايه اي موجود است، شاخص بهره وري کل عوامل، که بيانگر عملکرد کلي اقتصاد در زمينه استفاده بهينه از منابع است، در اکثر کشورها روندي صعودي داشته، اما اين رشد در ايران ناچيز است و نقش رشد بهره وري در تأمين رشد اقتصادي بالغ بر 1/8 درصد است و اقتصاد ايران از منابع در اختيار خود استفاده مطلوبي به عمل نمي آورد، که اين امر مبين اشکالات ساختاري در مديريت تخصيص منابع و استفاده بهينه از آنهاست.
* وزارت بازرگاني در همين راستا که اشاره کرديد، چه برنامه اي دارد؟
** مجموعه وزارت بازرگاني با در نظر گرفتن اهميت و جايگاه بهبود بهره وري عوامل توليد در اقتصاد ايران و با توجه به اين واقعيت که نظام توزيع کارآمد نقش بسزايي در بهبود بهره وري نظام توليدي کشور دارد، در سالهاي اخير با جهاد و کار مضاعف در روند اصلاح نظام توزيع، پروژه هاي متعددي را جهت رفع مشکلات نظام توزيع کشور از جمله بالابودن هزينه هاي شبکه توزيع کالا يا همان فاصله بهاي توليد کننده و بهاي مصرف کننده، نامطمئن و سازمان يافته نبودن بخش قابل توجهي از حمل و پخش کالا در شبکه توزيع، وجود انحصار در بازار برخي از کالاها و خدمات، عدم توسعه زيرساخت هاي فني و نهادي عملياتي کرده است.
با توجه به برنامه کلان پنج سال آينده و راهبرد هاي آن، در وزارت بازرگاني اهداف و اقدامات متعددي از سوي دستگاه متولي امر تجارت و بازرگاني کشور جهت کمک به رشد بهره وري عوامل توليد در نظر گرفته شده است که از جمله آنها مي توان به، تداوم نهضت کاهش قيمت تمام شده در زنجيره تأمين، توليد و توزيع و ارتقاي بهره وري و رقابت پذيري، همگاني کردن تجارت الکترونيک در سطح کشور، توسعه صادرات غير نفتي و حضور در بازارهاي جهاني، اجراي طرح آمايش تجاري و توسعه زيرساختهاي بازرگاني کشور اشاره کرد.
اهداف و اقدامات مذکور مبين اين واقعيت است که جهت گيري کلان وزارت بازرگاني در پنج سال آينده منجر به کاهش قيمت تمام شده، هزينه هاي اضافي توليد و درنهايت بهبود بهره وري در نظام اقتصادي ايران خواهد شد.
* صحبت از کاهش قيمت تمام شده با توجه به افزايش قيمت حاملهاي انرژي در نظر برخي فعالان توليد اندکي سنگين مي آيد، براي اين موضوع چه تدبيري انديشيده ايد؟
** در اين باره دو ديدگاه مطرح است، ديدگاه اول اينکه بنگاه هاي مختلف درجه تأثيرپذيري شان از قيمت حاملهاي انرژي يکسان نيست و بنگاههاي مختلف متناسب با فرآيند توليد، نوع توليد و تکنولوژي آنها درجه تأثيرپذيري شان متفاوت است و به نوعي قيمت تمام شده آنها مي تواند متأثر از قيمتهاي حاملهاي انرژي باشد.
ديدگاه دوم اين است که قيمت حاملهاي انرژي درصد بالايي از قيمت تمام شده کالا را شامل نمي شود و با توجه به پتانسيل و ظرفيت بنگاههاي کشور که براي ارتقاي بهره وري وجود دارد با اندکي تلاش مي توان درصد زيادي از بهره وري را در بنگاه ها ايجاد کرد که نه تنها هدفمندسازي يارانه ها تأثيري در قيمت تمام شده کالاها نخواهد داشت بلکه منجر به رقابت پذيري، نوآوري بيشتر و مديريت بهتر منابع خواهد شد.
اين در حالي است که در مدت زمان کوتاه چندماه اخير برخي از بنگاهها نشان داده اند با استفاده از تکنيکهايي مي توان هزينه ها را کاهش داد.
هر چند دولت در دوران گذار هدفمندسازي يارانه ها بنگاههاي اقتصادي را تنها نخواهد گذاشت و با بسته هاي حمايتي که براي بخشهاي مختلف طراحي کرده به بنگاههاي اقتصادي کمک خواهد کرد تا بتوانند از اين دوران گذار فرصتي ايجاد کند تا در دراز مدت بتواند بهره ورانه کار و مشکلات را برطرف کند.
* از نظر شما اولويت اقتصادي در اين سال بايد چه بخشي را هدف قرار دهد؟
** امسال که سال جهاد اقتصادي نامگذاري شده، اگر تلاشهاي دولت و مجلس به اين سمت جهت پيدا کند که بهبود فضاي کسب و کار مدنظر باشد تا فعالان اقتصادي بتوانند توليد و تجارت خود را انجام دهند، دستيابي به اهداف چشم انداز محقق خواهد شد.
همچنين چالشها و مشکلات در سطح خرد و کلان شناسايي شوند علاوه بر تحقق دستيابي به اهداف چشم انداز، قانوني که در سال گذشته اجراي آن شروع شده بود، مي تواند در سال جاري اهداف بزرگتري را در کشور محقق کند.
حتي اگر ما بخواهيم اهداف اصلي اين قانون که رقابت پذير شدن فضاي اقتصادي کشور است، محقق شود بايد شاخصهاي مدنظر فضاي کسب و کار کشور به دقت بررسي شوند تا در صورت وجود مشکلي، آن را برطرف کنيم که در نتيجه هم اشتغال و هم صادرات غيرنفتي کشور وضعيت بهتري پيدا کند.
* فکر مي کنيد در شرايط فعلي توليدات کشور توان رقابتي دارند، که مي خواهيم آنها را وادار به کاهش قيمت تمام شده يا رقابت با ساير کشورها کنيم؟
** با توجه به اينکه در فضاي اقتصاد يارانه اي و رانتي قبل از هدفمند سازي يارانه ها، ظرفيتهاي توليدي بدون توجه به مزيت رقابتي کشور شکل گرفته است، ملاحظه مي شود بخش عمده اي از محصولات توليدي کشور در بخش صنعت و کشاورزي فاقد توان رقابتي مطلوب در مواجهه با رقباي خارجي هستند و به همين دليل حضور پايدار در بازارهاي داخلي و خارجي با چالشهاي جدي مواجه است و امکان فعال شدن کامل ظرفيتهاي توليدي و تجاري کشور ميسر نشده و کشوري که مي تواند بازار 700 ميليون نفري منطقه را تأمين کند، بعضاً امکان تأمين بازار داخلي را نيز در رقابت با محصولات خارجي از دست داده است.
اتفاقاً در چنين شرايطي چاره اي جز ارتقاي بهره وري، استفاده از تکنيکهاي کاهش قيمت تمام شده و فراگيرکردن نهضت کاهش قيمت تمام شده در سطح خرد و کلان اقتصاد وجود ندارد.
از سوي ديگر براي بهره گيري مطلوب از پتانسيل هاي بالفعل و بالقوه کشور در زمينه توليد، توسعه زيرساختهاي تجاري اجتناب ناپذير است. چرا که بدون زيرساختهاي تجاري از قبيل مراکز لجستيک منطقه اي، پايانه هاي صادراتي، مراکز بسته بندي، نمايشگاه هاي بين المللي، مراکز ذخيره سازي، ظرفيتهاي حمل و نقل دريايي، هوايي، ريلي و زميني، بنادر، نهادهاي توزيع زنجيره اي و امثال اينها امکان توسعه و پويايي توليد وجود نخواهد داشت.
اتفاقي که در دهه هاي گذشته در کشور رخ داده و تعادل و توازن مناسب در توسعه زيرساختهاي توليدي و زيرساختهاي تجاري رعايت نشده به دليل همين نقطه ضعف بوده و به همين دليل برخي از کشورهاي منطقه نيز توانسته اند سهم قابل توجهي از تجارت و منطقه را در انحصار خود بگيرند.
* آيا اين توضيحات مقدمه اي براي ضرورت اجراي طرح آمايش تجاري کشور نيست؟
** بله، اين طرح با توجه به مزيتهاي استاني تدوين شده است و با اجراي کامل اين طرح، اميدواريم توانايي بالقوه ايران در تأمين بازار 700 ميليوني منطقه به فعليت برسد.
به عبارتي به منظور استفاده از ظرفيتهاي اقتصادي و تجاري کشور و تبديل شدن به قطب تجاري منطقه و دست يافتن به اهداف سند چشم انداز توسعه است، بايد ضمن توجه به ظرفيتها، امکانات و استعدادهاي استانهاي مختلف کشور و همچنين ملاحظه مزيتهاي رقابتي در بخش صنعت، کشاورزي و خدمات در هر يک از استانها، زيرساختهاي تجاري نيز توسعه يابد و آمايش تجاري کشور متناسب با جغرافياي اقتصادي شکل بگيرد.
بهره گيري از موقعيت ژئوپلتيک و ظرفيتهاي اقتصادي، توليدي و تجاري کشور مستلزم فراهم شدن زيرساختهاي مناسب است، اين زيرساختها مي تواند شامل زيرساختهاي توليدي و تجاري باشند که باعث رشد توليد و تجارت کشور از يک طرف و تبديل شدن به قدرت برتر اقتصادي در منطقه و جهان از طرف ديگر باشد.
* در روزهاي پاياني سال گذشته خبر از مرحله دوم اصلاح نظام توزيع از سال 90 داديد، اين مرحله چه ويژگيهايي دارد؟
** براي فاز نخست بسته اصلاح نظام توزيع 10 پروژه در وزارت بازرگاني تعريف شد که عمدتاً در راستاي بهبود ساختارهاي نظام توزيع بود.
بخش قابل ملاحظه اي از اين 10 پروژه تاکنون نهايي شده است، و تعداد زيادي از اين 10 پروژه مورد بهره برداري قرار گرفته است.
البته نمي توان انتظار داشت که با اتمام فاز اول تمامي اهداف و برنامه هاي اين بسته محقق شود، اما در سال جديد مرحله دوم بسته اصلاح نظام توزيع شروع شده است تا براساس آن فاصله بين توليدکننده و مصرف کننده به حداقل برسد، نظام توزيع به سيستمي کارآمد و منسجم تبديل شده، کانالهاي توزيع بهبود يافته و تعامل ميان توليدکننده و بازارهاي داخلي و خارجي کاهش يابد.
نظام توزيع بايد به طور مستمر متناسب با فضاي نوين داخلي و خارجي اصلاح شده و با توجه به شرايط جديد، به روز شود. در واقع تحول در نظام توزيع يک رويکرد و سياست مستمر است که همواره دنبال خواهد شد تا از پتانسيلهاي کشور در اين حوزه استفاده بهينه صورت گرفته با رشد توليد و توسعه صادرات غيرنفتي به اهداف اقتصادي خود دست يابيم.

منبع

http://www.qudsdaily.com/archive/1390/html/1/1390-01-29/page33.html




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 10:41 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشت:

 

*بدون تردید "جهاد اقتصادی" برای کشور ما امری واجب و مفید است. از جمله مزایای داخلی "جهاد اقتصادی" و مهمترین آن، نهادینه شدن فرهنگ اقتصادی زیستن است که برای هر ملتی، چه به صورت جمعی و چه به صورت خانوادگی، اهمیت زیادی دارد. *از جمله لوازم "جهاد اقتصادی" پیشگام شدن مسئولان برای کاهش هزینه‌های دولتی در زمینه‌های مختلف از مصارف غیرضروری انرژی تا هزینه‌های بی خاصیت و احیاناً مضر برگزاری سمینارها و سفرها و اقدامات دیگر است. آمارها نشان می‌دهند دستگاه‌های رسمی کشور با بیشترین هزینه‌ها درصدر فهرستی قرار می‌گیرند که باید برای جهاد اقتصادی تلاش کنند.

*یکی دیگر از لوازم "جهاد اقتصادی" دادن اطلاعات صحیح به مردم و پرهیز از شعارهای بی پشتوانه و احیاناً نادرست است. اینکه به مردم گفته می‌شود تا یکسال دیگر بی کاری ریشه کن می‌شود، تا دو سال دیگر همه‌ی مردم ایران خانه‌دار می‌شوند و در سال جدید قیمت‌ها نه تنها افزایش نمی‌یابند بلکه کاهش خواهند یافت، علاوه بر اینکه به حل مشکلات اقتصادی کمک نمی‌کند بلکه مانعی بر سر راه مشارکت جدی مردم در "جهاد اقتصادی" خواهد شد. زنده‌ترین مورد، افزایش قیمت انواع کالاهای مصرفی، که با زندگی روزمره مردم سروکار دارند، در روزهای آغازین سال جدید است. ریشه کن شدن بی‌کاری و خانه‌دار شدن همه مردم ظرف یکی دو سال نیز از شعارهائی است که مردم بر عدم امکان تحقق آن واقفند و شنیدن این قبیل وعده‌ها موجب می‌شود مردم سایر سخنان و شعارها و وعده‌ها را نیز غیر واقعی تلقی نمایند.

)استفاده از مدیران با تجربه و پرهیز از برچسب زدن‌های باندی و گروهی به آنان نیز از جمله لوازم موفقیت "جهاد اقتصادی) است. این موضوع مهم را با بهره گیری از اندوخته‌های تجربی و سرمایه‌های انسانی ارزشمندی که داریم ولی منزوی هستند می‌توان عملی ساخت.

*مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز از لوازم مهم موفقیت در "جهاد اقتصادی"‌است. این، سهم مشترک قوه مجریه و قوه قضائیه است که ضمن همکاری قانونی با همدیگر می‌توانند آنرا محقق نمایند.

*اطلاع رسانی دقیق و بدون ملاحظات سیاسی و تبعیض درباره حوادث جهان و منطقه هر چند در ظاهر ربطی به اقتصاد ندارد لکن این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که اقتصاد هیچ کشوری نمی‌تواند از تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر اقتصاد سایر کشورها به ویژه کشورهای منطقه خود مصون باشد. به همین دلیل، آحاد مردم باید در جریان رویدادهای خارج از کشور باشند تا بتوانند این تأثیرها را با حداقل عوارض آن پشت سر بگذارند.

منبع :

http://www.khabaronline.ir/news-140248.aspx




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 10:38 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نامگذاری سال 1390 از جانب مقام عظمای ولایت بعنوان سال جهاد اقتصادی بیان گر عزم جدی ایشان در طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و عدالت است!
اکنون 3 سال است که عناوین اقتصادی از جمله "اصلاح الگوی مصرف" و "همت مضاعف،کار مضاعف"و حال "جهاد اقتصادی" از سوی ایشان نامگذاری شده است که خود اهمیت و وزن اصلاحات اقتصادی را از دید معظم له نشان می دهد.اینکه رهبر معظم انقلاب پیشرفت اقتصادی، فناوری و عمرانی کشور را با مسئله مقدسی بنام "جهاد" مطرح نمودند که بیانگر این است که ایشان ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلام در هم آمیخته و همگون می بینند. بنظر ایشان اکنون نظام مقتدر جمهوری اسلامی ایران به سطحی خوب از اقتدار رسیده است ولی مشکلاتی نیز همچنان دارد که اکثرا حول محور اقتصاد میچرخند و نیازمند عزم ملی و جهادی در جهت مرتفع نمودن این مشکلات است!
در باب اهمیت نامگذاری سال 1390 همین نکته بس که این سال پایان یک دهه و آغاز دهه ی دیگری است و باید به نحوی آغاز گرددکه بمعنای حقیقی کلمه ، مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت در کشورمان باشد. جای تردید نیست که پیشرفت اقتصاد و در نتیجه آن پیشرفت سایر علوم و فناوری، خود می تواند پشتوانه ای محکم برای امنیت ملی و دفاعی کشور باشد! لذا شروع دهه ی 90 با نامی جهادی می تواند نویدگر شروع دهه بزرگ در رسیدن ایران اسلامی به جایگاه اول منطقه باشد!


نکته ای که اینجا حائز اهمیت است و مقام معظم رهبری خود نیز بر آن تاکید داشتند این است که نامگذاری هر سال نباید به اسبابی برای تبلیغات روز افزون و شعار سازی مضاعف تبدیل گردد. چرا که این نوع برخورد می تواند بر ضد این حرکت باشد و از اثرگذاری آن بکاهد. لذا اندیشیدن و عمل کردن به عمق این مسئله باید مد نظر قرار گیرد. شاید ساده اندیشی باشد که جهاد اقتصادی را در پیشرفت اقتصادی و رشد متغیرهای کمی در اقتصاد ببینیم. گرچه فی نفسه این نوع رشد نیز خود جای تقدیر دارد. اما جهاد اقتصادی می بایست بر اساس مفاهیم اقتصاد اسلامی تفسیر گردد.
برای مثال از معضلات اقتصاد فعلی ما خلأ محور اصلی اقتصاد اسلامی یعنی عدم شاخص سازی مکارم اخلاق و معنویت و فقط توجه نمودن به حرکت آمار ها و داده های اقتصادی و بسط آنان است.مثلا در ستانده های اجرای نهاد زکات، صرفا آثار توزیعی و عدالتی آن دیده می شود و آثار مهمتر آن که همان رضایت خدا و رسول اوست در هیچ شاخصی نگنجیده است! حال آنکه در حرکت های مبتنی بر اقتصاد اسلامی می بایست علاوه بر محاسبه داده های کمی، رشد معنویت نیز که خود نوعی سرمایه گذاری است محاسبه گردد. در همین راستا، در سال جعاد اقتصادی یکی از استراتژی هایی که می بایست پیش و رو باشد عملی کردن اقتصاد اسلامی و شاخص سازی مکارم اخلاق و معنویت در اقتصاد است. لذا مردم عزیز نیز از مسئولان امر و اولیای امور کشور انتظار دارند که این جهت گیری را هوشمندانه دریابند.
در پایان نیز مخاطبین عزیز باید در نظر داشته باشند که امسال نیز نه تنها نباید شعار سال گذشته مبنی بر "همت مضاعف،کار مضاعف" نادیده گرفته شود بلکه باید برای سال "جهاد اقتصادی" که میدان وسیع تری برای همت مضاعف و کار و تلاش مضاعف میطلبد برنامه ریزی دقیق تری داشته باشیم

منبع

http://www.bushehrnews.com




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 7:35 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مقاله «روش‌شناسی شهید صدر درباره شکل‌گیری علم اقتصاد اسلامی و تحقیق نهایی درباره آن» به قلم حجت‌الاسلام حسن‌آقا نظری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در فصلنامه علمی ـ پژوهشی روش‌شناسی علوم انسانی منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، بدیهی کردن آموزه‌های اسلامی در زمینه تولید، توزیع، و مصرف و اثرپذیری مناسبات اقتصادی جامعه از این آموزه‌ها، به ساز و کارهای سیاستی‌ای نیاز دارد که پشتوانه علمی و نظری داشته باشد و در حوزه علم اقتصاد قرار بگیرد.
نویسنده این مقاله معتقد است روش تدوین علم اقتصاد با روش کشف مکتب اقتصاد اسلامی از نظر شهید صدر تفاوت اساسی دارد؛ زیرا کشف این مکتب، بر اساس روش استنباط از مفاهیم اسلامی و مدلولات التزامی گزاره‌های فقهی است، لذا شکل‌گیری علم اقتصاد اسلامی، چالش اساسی اقتصاد اسلامی است.
وی می‌نویسد: حل این چالش از نظر شهید صدر، از دو طریق ممکن است؛ طریق اول این است که اصول قطعی مکتب اقتصاد اسلامی، با فرض تحقق آنها، پی‌آمدهایی در ساحت اقتصاد به دنبال دارد. تحلیل علمی این پی‌آمدها، زمینه پیدایی نظریات علمی اقتصاد اسلامی است.
دومین طریق این است که اگر به مکتب اقتصاد اسلامی در روابط اقتصادی جامعه عمل شود، رویدادهای عینی اقتصادی به دنبال دارد. اقتصاد‌دان به تحلیل این رویدادهای عینی می‌پردازد و در نهایت، علم اقتصاد شکل می‌گیرد. شهید صدر راه دوم را ترجیح می‌دهد.
مؤلف این مقاله درصدد است بیان کند این ترجیح، متأثر از دیدگاه شهید صدر درباره وظیفه و هدف علم اقتصاد است. در این مقاله، این دیدگاه بررسی و در پایان، راه دیگری برای شکل‌گیری علم اقتصاد اسلامی ارائه می‌شود.
وی معتقد است که شهید صدر شیوه دوم را از دو جهت دقیق‌تر برمی‌شمرد؛ احتمال عدم تطابق و تأثیر عناصر روانی بر رفتارهای اقتصادی. آنگاه در توضیح بخش دوم می‌افزاید: عنصر روحی و روانی حاکم بر جامعه اسلامی، بر کیفیت رفتارهای اقتصادی جامعه تأثیر چشمگیری دارد و تا مکتب اقتصادی اسلام تطبیق نشود، این عنصر روانی فراگیر و تأثیرگذار به وجود نمی‌آید.
مؤلف در بخش نتیجه‌گیری این مقاله می‌آورد: اقتصاددانان بر اساس شناخت متغیرات جامعه، توصیه‌های سیاستی متناسب با شناخت خود را ارائه می‌دهند که مورد استفاده سیاستمداران و دیگر مسئولان مربوطه قرار می‌گیرد. مبنای شهید صدر در تفسیر علم اقتصاد که به کشف رابطه تأثیرگذاری بین پدیده‌های اقتصادی می‌پردازد و در نهایت شکل‌گیری علم اقتصادی ترجیحا از طریق تحلیل علمی رویدادهای اقتصادی متأثر از تطبیق مکتب اقتصادی اسلام انجام می‌‌پذیرد، مورد تجدید نظر قرار گرفته است.
مقاله «روش‌شناسی شهید صدر درباره شکل‌گیری علم اقتصاد اسلامی و تحقیق نهایی درباره آن» به قلم حجت‌الاسلام حسن‌آقا نظری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در شماره شصت و یکم فصلنامه علمی ـ پژوهشی «روش شناسی علوم انسانی» به صاحب امتیازی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مدیر مسئولی حجت‌الاسلام علیرضا اعرافی منتشر شد.

منبع

http://www.bashgah.net/fa/content/show/46115




[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 7:27 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

کوز این روزها بسیار آهسته حرکت می کند، اما این نوع حرکت کردن او قابل بخشش است. در سن ۹۵ سالگی، ذهن وی هنوز بی تردید همان تیزبینی را دارد که در زمان دانشجویی داشت؛ آن هنگام که شروع به اندیشیدن درباره علم اقتصاد به شیوه هایی کرد که کل حوزه اقتصاد را تغییر شکل داد.

کوز که اکثر سال های دانشگاهی خود را در دانشکده حقوق شیکاگو به سر برده است، جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۹۱ را به خاطر نوشتن مقالات غیرعادی و غیرفنی، اما فوق العاده تاثیرگذار به دست آورد شامل مقاله «ماهیت بنگاه» (۱۹۳۷) که بینش های تکان دهنده ای ارائه کرد که چرا بنگاه های اقتصادی وجود دارند و «مساله هزینه اجتماعی» (۱۹۶۰) که معمولا به عنوان کاری پایه ای در حوزه حقوق و اقتصاد مطرح می شود.

کوز گفت: «من هرگز در بازی خیلی موفق نبودم. برایم اهمیتی نداشت که برنده یا بازنده شوم.» یک دوست به من گفت «تو چنان برخورد می کنی که گویی داری کتب سرود مذهبی را توزیع می کنی» رویکرد کوز، برای دانش پژوه متشخصی مناسب است که با تمام وجود معتقد است انگیزه های طرفین خصوصی برای حل و فصل اختلافات شان با کسب حداکثر منافع حتی اگر نیاز به رای دادگاه باشد منجر به راه حل کارآ و دو جانبه منفعت داری می شود که همیشه بر دخالت دولت ارجحیت دارد.

این یک تعریف بسیار ساده از تفکر پیچیده کوز در موضوعی است که اقتصاددانان، قضیه کوز می نامند. کوز این قضیه را در موضوعاتی همچون فروش حق پخش برنامه های رادیویی به نسبت هایی از طیف الکترومغناطیس و مساله آلودگی به کار برد، در حالی که تعداد اقتصاددانانی بیرون از شمارش، آن را تقریبا در هر حوزه ای از فعالیت انسانی به کار گرفتند.

کوز با همان دید بسیار وسیعی که دارد، حوزه اقتصاد را زیر نظر می گیرد و معتقد است علم اقتصاد به موضوعی «تئوری محور» تبدیل شده و وارد پارادایمی شده است که نتیجه گیری ها بر مساله ها تقدم یافته اند. او می گوید: «اگر به یک صفحه از نشریات علمی مثلا نیچر نگاه کنید، هر چند هفته یکبار جملاتی مثل این را خواهید دید که «ما مجبوریم دوباره در این باره فکر کنیم. این نتایج به آن صورتی که ما فکر می کردیم در نیامدند.» خوب در علم اقتصاد، نتایج همیشه به همان راهی می روند که ما فکر می کردیم باید بروند، زیرا ما فقط به روش معینی به مسائل نگاه می کنیم و فقط پرسش های معینی را می پرسیم

کوز اشاره می کند که هر استادی «می تواند درسی درباره اقتصاد بر اساس کتاب ثروت ملل آدام اسمیت ارائه دهد، اما هیچ کس نمی تواند درسی درباره هر موضوعی مثلا فیزیک بر اساس کارهای نیوتن یا گالیله ارائه دهد

اما او معتقد است علم اقتصاد ثابت کرده است که فوق العاده مفید است. او می گوید «مفاهیمی که در اقتصاد بسط داده شده است هزینه فرصت، عرضه و تقاضا و کشش را می توان در همه جا به کار برد. کسی مثل گری بکر به نحو حیرت انگیزی این اصول اقتصادی را در حوزه جامعه شناسی به کار برد. این بی نهایت مفید است. کسانی که از داشتن چنین مفاهیمی محروم هستند دائم با مشکل برخورد می کنند و سپس اقتصاددان با این مفاهیم وارد می شود و مشکل را رفع و رجوع می کند.» اما کوز نتیجه می گیرد که علم اقتصاد همچنین «به ندرت روش های بنیادی در نگاه ما به کارکرد نظام اقتصادی را

تغییر می دهد

کوز در لندن به دنیا آمد در زمانی که اکثر زنان کارهای شاق خسته کننده ای انجام می دادند و بوی گند و کپه های مدفوع اسب ها از اجزای اصلی مناظر شهری بود. کوز اعتقاد راسخی دارد که نظام اقتصاد بازار آزاد فعلی، سطح زندگی بهتری برای مردمان بیشتری، نسبت به هر زمان دیگر در تاریخ فراهم کرده است. «حتی اگر فقیرترین شخص در مکزیک کنونی باشید، وضع زندگی تان به مراتب بهتر از فقیرترین شخص در مکزیک ۱۰۰ سال قبل است، به طوری که اینک درد و رنج کمتری داریم و وضع زندگی عموما بهتر شده است و در کل جالب تر به نظر می رسد

کوز گفت «تصور نظامی که از نظام با حقوق مالکیت خصوصی و بازارها بهتر کار کند بسیار سخت است: سازوکاری که مکرر در برابر رژیم هایی به اثبات رسیده است که اقتدار و برنامه ریزی مرکزی، نیروی اقتصادی مسلط بوده است. نظام کسب و کار خصوصی با بازارهای رقابتی و دقیق ظاهرا به بهترین نحو عمل می کند چون اقتدار و برنامه ریزی مرکزی قادر به انتشار دانایی نیست و این دانایی به کارآترین روش با کارکرد بازار به دست همه می رسد

لبخند دائمی کوز و چشم های آبی درخشان وی، بیش از نه دهه عمر کردن وی را باورنکردنی می سازد؛ بنابراین تعجب آور است اگر بشنویم که او می گوید درباره آینده جهان بدبین است: نه به این خاطر که او معتقد است شرایط انسان ها بدتر شده است، بلکه چون «همان طور که سده بیستم نشان داده است، ما از چنان ظرفیتی برخورداریم که اوضاع را خیلی راحت خراب کرده و به گند بکشیم و حتی زمانی که می توانیم مسلما کار درستی انجام دهیم اغلب مسیرهای نادرست را انتخاب می کنیم

نقل قول

چهار راه وجود دارد که می توانیم پول خرج کنیم. می توانیم پول خودمان را برای خودمان خرج کنیم. وقتی چنین می کنیم، وسواس به خرج می دهیم تا هزینه حداقل و منفعت حداکثر شود.

می توانیم پول خودمان را برای دیگری خرج کنیم. مثلا یک هدیه تولد بخریم. در این صورت خیلی به محتوای هدیه کاری نداریم، اما به قیمتش توجه داریم.

می توانیم پول دیگران را خرج خودمان کنیم. در این صورت من خودم را یک نهار خوب مهمان می کنم.

در نهایت می توانیم پول دیگری را برای دیگری خرج کنیم. اگر چنین شود، نه دل نگران پولی هستیم که خرج می شود و نه نگران چیزی که کسب می شود. این حالت آخر، دولت است

منبع

سایت آفتاب




[ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  ] [ 7:25 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مروري بر مكاتب اقتصادي

 اقتصاددانان به طور علني با يكديگر مخالفت مي كنند، آنقدر زياد كه گاهي مورد تمسخر قرار مي گيرند. غير اقتصاددانان ممكن است هنوز پي نبرده باشند كه اين مخالفت ها غالباً در مورد جزئيات است. اما وقتي نظريه كلي اقتصاد، مطرح مي شود اغلب اقتصاددانان با يكديگر موافقند. ريچارد نيكسون رئيس جمهور آمريكا، در دفاع از كسري بودجه در مقابل اتهام محافظه كاران مبني بر اين كه اين يك اقدام كينزي است، پاسخ داد كه: «اكنون ما همه كينزي هستيم». در واقع آنچه او بايد مي گفت اين بود: «اكنون ما همه نئوكلاسيك هستيم، حتي كينزي ها»، چرا كه آنچه به دانشجويان آموزش داده مي شود و آنچه امروز در جريان اصل اقتصاد مي باشد، اقتصاد نئوكلاسيك است.

در اواسط قرن نوزدهم، اقتصاددانان انگليسي زبان به ديدگاه مشتركي در مورد نظريه ارزش و نظريه توزيع دست يافتند. به عنوان مثال چنين فكر مي كردند كه ارزش يك پيمانه (بوشل) ذرت، به هزينه هاي صرف شده براي توليد آن پيمانه بستگي دارد. ستانده يا محصول يك اقتصاد هم تصور مي شد كه ميان گروه هاي اجتماعي مختلف بايد تقسيم يا توزيع شود، مطابق هزينه هايي كه اين گروه ها براي توليد اين محصول متحمل شده اند. اين تقريباً همان «نظريه كلاسيك» بود كه توسط آدام اسميت، ديويد ريكاردو، توماس رابرت مالتوس، جان استوارت ميل و كارل ماركس توسعه يافت.

اما در اين رويكرد، مشكلاتي وجود داشت. اصلي ترين مشكل اين بود كه قيمت هاي بازار لزوماً بازتابي از «ارزشي» نبودند كه در بالاتعريف شد. چرا كه افراد اغلب تمايل دارند براي يك شيء مبلغي بيش از «ارزش» آن بپردازند. نظريه هاي «ارزش ذاتي» كلاسيك ها ارزش را دارايي مي دانستند كه در يك شيء به طور ذاتي وجود دارد، به تدريج جاي خود را به اين ديدگاه داد كه در آن ارزش به رابطه ميان آن شيء و شخص به دست آورنده آن شيء بستگي داشت. چندين اقتصاددان در مكان هاي مختلف در زماني يكسان (دهه ۱۸۷۰ و دهه ۱۸۸۰)، ارزش را بر رابطه ميان هزينه هاي توليد و «عناصر ذهني» كه بعداً «عرضه» و «تقاضا» ناميده شد، مبتني ساختند. اين ديدگاه با عنوان انقلاب مارجينال در علم اقتصاد معروف شد و نظريه فراگيري كه از اين ايده ها به وجود آمد، «اقتصاد نئوكلاسيك» نام گرفت. (به نظر مي رسد اولين شخصي كه از اصطلاح «اقتصاد نئوكلاسيك» استفاده كرد، اقتصاددان آمريكايي، «تورستن وبلن» بوده است).

چارچوب اقتصاد نئوكلاسيك چنين خلاصه شده است: خريداران تلاش مي كنند تا نفع شان از بدست آوردن كالاها را به حداكثر برسانند و اين كار را با افزايش خريدهاي خود از يك كالاتا جايي انجام مي دهند كه آنچه آنها از يك واحد اضافه به دست مي آورند با آنچه آنها بايد از آن صرفنظر كنند تا آن را بدست آورند، موازنه شود. بدين طريق آنها «مطلوبيت» خود را به حداكثر مي رسانند- يعني رضايتمندي همراه با مصرف كالاها و خدمات. به همين ترتيب، افراد براي بنگاه هايي كه مي خواهند آنها را استخدام نمايند، نيروي كار خود را عرضه مي كنند، با موازنه كردن منافع از ارائه واحد نهايي خدمات شان (دستمزدي كه به دست خواهند آورد) با عدم مطلوبيت خود نيروي كار- از دست دادن فراغت. به اين ترتيب افراد انتخاب هايشان را در وضعيت نهايي، انجام مي دهند. اين نتيجه اش يك نظريه تقاضاي كالاو عرضه عوامل مولد است.

به طور مشابه، توليد كنندگان تلاش مي كنند كه واحدها كالاي خود را به گونه اي توليد كنند كه هزينه توليد واحد بيشتر يا نهايي با درآمد حاصله از آنها موازنه شود.

بدين طريق آنها سود خود را به حداكثر مي رسانند. بنگاه ها نيز تا جايي نيروي كار استخدام مي كنند كه هزينه استخدام اضافي آنها با ارزش محصولي كه نيروي كار اضافي توليد مي كند، موازنه شود.

بنابراين، ديدگاه نئوكلاسيكي با «كارگزاران» اقتصاد سروكار دارد كه خانوار يا بنگاه هستند و بهينه سازي مي كنند. (با انجام آنچه مي توانند انجام دهند) مشروط به تمام قيدها (محدوديت هاي) مربوطه. ارزش با تمايلات نامحدود ارتباط دارد و خواسته ها با محدوديت ها يا كميابي در تضاد است. مسائل مربوط به تصميم گيري در بازارها دائماً وجود دارد. قيمت ها، علامت هايي هستند كه به خانوارها و بنگاه ها مي گويند كه آيا تمايلات متضادشان مي تواند با يكديگر منطبق شود يا خير. به عنوان مثال، در برخي قيمت اتومبيل ها، من مي خواهم اتومبيل جديدي بخرم. در همان قيمت، ديگران ممكن است بخواهند اتومبيل هايي بخرند. اما صنعتگران ممكن است نخواهند آنقدر اتومبيل توليد كنند كه ما همگي مي خواهيم. ياس (نا اميدي) ممكن است ما را سوق دهد به حراج قيمت اتومبيل ها، حذف برخي خريداران بالقوه و تشويق برخي توليد كنندگان نهايي (مارجينال). با تغيير قيمت، عدم توازن ميان سفارش خريد و سفارش فروش، كاهش مي يابد. بدين ترتيب بهينه سازي تحت قيد (محدوديت) و وابستگي متقابل بازار منجر به تعادل اقتصادي مي شود. اين همان ديدگاه نئوكلاسيكي است.

اقتصاد نئوكلاسيك همان چيزي است كه «فرانظريه» ناميده شده است، يعني آن مجموعه اي از قواعد ضمني يا شناخت هايي براي ساختن نظريه هاي اقتصادي رضايت بخش است. اين يك برنامه تحقيقي علمي است كه نظريه هاي اقتصادي ايجاد مي كند. فروض اساسي آن، چيزهاي قابل بحثي نيستند كه از طريق آنها بتوان شناخت مشترك افرادي كه خود را اقتصاددانان نئوكلاسيك مي نامند و يا اقتصاددانان بدون عنواني خاص را تعريف كرد. فروض اساسي اقتصاد نئوكلاسيك شامل موارد زير است:

  • افراد، ترجيحات عقلاني ميان نتايج (پيامدها) دارند.
  • افراد، مطلوبيت و بنگاه ها سود را به حداكثر مي رسانند.
  • افراد، به طور مستقل براساس اطلاعات كامل و مرتبط عمل مي كنند.

نظريه هاي براساس يا تحت تاثير اين فروض، نظريه هاي نئوكلاسيكي هستند.

بنابراين ما مي توانيم از يك نظريه نئوكلاسيكي ازدواج يا طلاق و ايجاد فاصله ميان تولدها ارائه كنيم. به عنوان مثال، اخراج را در نظر بگيريد. نظريه اي كه فرض مي كند كه تصميمات اخراج كردن توسط يك بنگاه، مبتني بر موازنه ميان منافع اخراج يك كارگر اضافي و هزينه هاي همراه با آن اقدام، يك نظريه نئوكلاسيكي خواهد بود. اما نظريه اي كه توضيح مي دهد تصميم اخراج بر اساس تغيير سليقه هاي مديران در مورد كاركنان با ويژگي هاي خاص، يك نظريه نئوكلاسيكي نخواهد بود.

مكتب اقتصادي نئوكلاسيك با چه مكتبي مي تواند مقايسه شود برخي گفته اند كه در علم اقتصاد كنوني، چندين مكتب فكري وجود دارد. آنها مكتب هايي از قبيل اقتصاد (نئو) ماركسيستي، اقتصاد (نئو) اتريشي، اقتصاد پساكينزي يا اقتصاد نهادي جديد را به عنوان چارچوبهاي «فرانظري» آلترناتيو براي ساختن نظريه هاي اقتصادي شناسايي مي كنند. انجمن هاي (علمي) و مجلات و ايده هاي همراه با اين ديدگاه ها را منتشر كرده اند. برخي از اين مكتب ها داراي ديدگاه هايي (بينش هايي) بوده اند كه اقتصاددانان نئوكلاسيك از آنها فرا گرفته اند. ديدگاه هاي مكتب اتريشي در مورد كارآفريني، مثالي از مطلب بالااست. اما تا آنجا كه اين مكاتب، اجزاي سازنده اصلي (مركزي) اقتصاد نئوكلاسيك را رد مي كنند.- مانند آنكه مكتب اتريشي، بهينه سازي را رد مي كند- آنها از ديدگاه اقتصاددانان نئوكلاسيك جريان اصلي، به عنوان مدافعان علت هاي مفقود شده يا به عنوان آدم هاي عجيب و غريب، منتقدان گمراه و افراد غير عادي ضد علمي، به حساب آمده اند. وضعيت اقتصاددانان غير نئوكلاسيك در دپارتمان هاي اقتصاد در دانشگاه هاي انگليسي زبان، مشابه وضعيت طرفداران زمين مسطح (غير كروي) در دپارتمان هاي جغرافي است. مطمئن تر است تا چنين نظراتي بعد از رسمي شدن وضعيت استخدامي عضو هيات علمي، ابراز شود، البته اگر اقتصاددانان غير نئوكلاسيك اصلاً بتوانند آنها را بيان كنند.

يكي تلاش خاص براي بي اعتبار كردن اقتصاد نئوكلاسيك، از سوي اقتصاددان انگليسي، جون رابينسون و همكاران و دانشجويان وي در دانشگاه كمبريج در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوايل دهه ۱۹۶۰ انجام شد. مناقشه در مورد سرمايه ميان به اصطلاح دوكمبريج، ظاهراً درباره پيامدها و محدوديت هاي «جمعي سازي» سرمايه توسط پل ساموئلسون و رابرت سولو و در نظر گرفتن «جمعي سازي» به عنوان يك نهاده در تابع توليد. با اين حال اين مناقشه در رويارويي ديدگاه ها در مورد نظريه «قابل قبول» درباره «توزيع درآمد» ريشه داشت. آنچه موضع پساكينزي شد، آن بود كه توزيع درآمد با تفاوت قدرت ميان كارگران و سرمايه داران، «بهتر» توضيح داده شده است. در حالي كه توضيح نئوكلاسيكي، از يك نظريه بازار براي قيمت عوامل انجام مي شود. سرانجام مناقشه خيلي زياد حل و فصل نشد ( و به توافق نرسيدند) و به همين جهت اين مناقشه كنار گذاشته شد و اقتصاد نئوكلاسيك، جريان اصلي اقتصاد شد.

چگونه چنين ارتدوكسي توانست غالب شود به طور خلاصه مي توان گفت كه موفقيت اقتصاد نئوكلاسيك مربوط به scientificization يا «رياضي شدن» علم اقتصاد در قرن بيستم است. دانستن اين مطالب اهميت دارد كه بدانيم برخي مارجيناليست هاي اوليه، اقتصاد داناني همچون ويليام استنلي جونز و ف. اجورث در انگلستان و لئون والراس در لوزان و ايروينگ فيشر در آمريكا خواستند كه از طريق يك سري اصول علمي، علم اقتصاد را مشروعيت ببخشند. در آن زمان، به دليل موفقيت هاي مربوط به فناوري، همه نسبت به آينده خوشبين بودند و پيشرفت در جامعه اي كه داراي بهترين دانش علمي باشد، امري تضمين شده است. اگر اصول علمي بتواند برنامه هاي اجتماعي را سازماندهي كند، آنگاه رسيدن به اهداف اجتماعي امكان پذير خواهد بود. «سوسياليسم علمي» و «مديريت علمي» اصطلاحاتي بودند كه از قلم هاي نظريه پردازان اجتماعي، پديد آمدند.

اقتصاد نئوكلاسيك، «كارگزاران»، «خانوارها» و «بنگاه ها» را به عنوان بازيگران عاقل، مفهوم سازي كرد. كارگزاران به عنوان بهينه سازاني كه به نتايج «بهتر» سوق داده مي شدند، مدل سازي شدند. تعادل حاصله «بهترين» بود، به اين معنا كه هر تخصيص ديگري از كالاها و خدمات مي توانست به بدتر شدن وضع فرد ديگري بينجامد. بنابراين از ديدگاه نئوكلاسيكي، نظام اجتماعي ديگر تضادهاي حل نشدني نداشت. اصطلاح «نظام اجتماعي» يك اندازه گيري از موفقيت اقتصاد نئوكلاسيكي مي باشد. چون ايده يك نظام با اجزاي تعاملي آن، متغيرها و پارامترها و محدوديت هاي آن، زبان فيزيك در اواسط قرن نوزدهم است.

 اين شاخه از مكانيك هاي عقلاني، مدلي براي چارچوب نئوكلاسيكي بود. كارگزاران مانند اتم ها بودند، مطلوبيت مانند انرژي بود، حداكثرسازي مطلوبيت مانند حداقل سازي انرژي بالقوه بود و به همين ترتيب. بدين طريق خطابه علم موفق، با نظريه نئوكلاسيكي، پيوند خورده و بدين طريق علم اقتصاد با خود علم تجربي پيوند خورد. اين كه آيا اين پيوند توسط مارجيناليست هاي اوليه طرح ريزي شده بود يا به بيان دقيق تر، يك ويژگي موفقيت عمومي خود علم تجربي بود، اهميت كمتري از پيامدهاي آن پيوند دارد. چون مادامي كه اقتصاد نئوكلاسيك با اقتصاد علمي پيوند خورده است، به چالش كشيدن رويكرد نئوكلاسيك، به چالش كشيدن علم و پيشرفت و مدرنيته خواهد بود. ارزش اقتصاد نئوكلاسيك مي تواند از طريق مجموعه حقايق (صدق هاي) آن مورد ارزيابي قرار گيرد. حقايقي درباره انگيزه ها، قيمت ها و اطلاعات، وابستگي متقابل تصميمات و پيامدهاي ناخواسته انتخابها، همگي مواردي هستند كه در نظريه هاي نئوكلاسيكي گسترش يافتند.

 خودآگاهي درباره استفاده از شواهد نيز چنين است. به عنوان مثال، در طرح ريزي براي نيازهاي آينده به برق در يك ايالت آمريكا، كميسيون مطلوبيت هاي عمومي، تقاضاي (نئوكلاسيك) را پيش بيني كرد و آن را به تحليل هزينه (نئوكلاسيك) ايجاد تسهيلات در اندازه ها و انواع مختلف، مرتبط ساخت. (به عنوان مثال يك كارخانه ذغال سنگ با سولفور پائين ۸۰۰ مگاواتي) و يك طرح رشد سيستم با كمترين هزينه و يك استراتژي قيمت گذاري (نئوكلاسيكي) با اجراي آن طرح. آنها در مورد تمام ابعاد موضوع، از صنعت گرفته تا شهرداري ها، از شركت هاي برق تا گروه هاي زيست محيطي، همه با يك زبان از كشش هاي تقاضا و حداقل سازي هزينه، از هزينه هاي نهايي و نرخ هاي بازدهي، سخن مي گفتند.

قواعد گسترش نظريه و ارزيابي در اقتصاد نئوكلاسيكي روشن هستند و اين وضوح، براي جامعه اقتصاددانان بسيار مفيد مي باشد. به اين ترتيب، علمي بودن اقتصاد نئوكلاسيك از اين ديدگاه، ضعف اقتصاد نئوكلاسيك نيست، بلكه از نقاط قوت آن است

نويسنده: روي وينتراب


مترجم: دكتر سيد حسين ميرجليلي


گردآوری:گروه اقتصاد سایت تبیان زنجان




[ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  ] [ 8:29 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 21 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541555 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید